آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۲ بهمن ۱۳۸۴
اعتماد ، سرمايه سوخته
دوستان »اعتماد ملي« فرمودند كه مطلبي بنويسم، اگر چه به دلايلي قصد نوشتن نداشتم اما بيپاسخ گذاشتن اين خواسته نيز شرط رفاقت نبود. اينكه چرا قصد نوشتن نداشتم چند دليل دارد كه به ذكر عنوان آنها بسنده ميكنم و شرح و بسط آن بماند براي بعد. اول اينكه در فضاي كنوني حرفها چندان شنيده نميشود.
دوم اينكه به دليل شناور شدن معاني كلمات، امكان استفاده موؤر از كلمات براي بيان ديدگاهها و مسائل كم شده است و سوم اينكه بايد وضعيت و حال مطبوعات را رعايت نمود و لذا هر چيزي را نميتوان انتظار چاپ داشت.
اگر يكي از اين علل هم وجود داشته باشد، انگيزه براي نوشتن اگر از ميان نرود حداقل اينكه كم ميشود چه رسد به آن كه هر سه علت و حتي بيش از آنها جمع باشند.
بنابراين مطلب حاضر را با فرض هر سه محدوديت فوق مينويسم و اگر مطلب ارزش شنيدن داشت، شنونده بايد به ذكاوت شخصي خود پيام اصلي را دريابد.
اگر نام روزنامه »اعتماد ملي« نبود، اين يادداشت باز هم به موضوع »اعتماد« ميپرداخت و لذا تصور نشود كه چون نام روزنامه اعتماد است كوشيدهام كه در اين خصوص چيزي بنويسم، لذا اين تشابه صرفا تقارن است كه اميدوارم تصادف نباشد، يعني دستاندركاران حزب و روزنامه نيز با عنايت به تحليل خاص و اينكه اعتماد به معناي عام آن سرمايهاي است كه طي اين سالها سوخته است و به ناچار ميبايست به بازسازي آن پرداخت، چنين نامي را گزيده باشند. در هر حال اين قلم تقارن مذكور را به فال نيك گرفته و وارد اصل موضوع ميشود.
در سال 1373 به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم امام يادداشتي در روزنامه سلام )16\3\1373( تحت عنوان »ميراث خاص امام« نوشتم و هدف من اين بود كه به اين پرسش پاسخ بگويم كه مهمترين ميراث مرحوم امام چيست* در واقع بايد مهمترين دستاورد او را به عنوان ميراث مهمي كه خاص او بود و كس ديگري در سرزمين سياست ايران چنين ميراؤي از خود به جا نگذاشته بود بيان ميكردم.
در آن يادداشت از ميان تمام مواريث ايشان، به موضوع اعتماد اشاره كردم، بدين معنا كه ايجاد اعتماد به نفس، اعتماد به ديگران )اعم از شخا حقوقي يا حقيقي( مهمترين سرمايهو ميراؤي بود كه از رفتار و گفتار و عملكرد مرحوم امام براي مردم باقي ماند و تا وقتي كه اين ميراث وجود داشته باشد بايد نسبت به آينده اميدوار بود.
اما چه ميتوان گفت كه بهرهمندي از آن ميراث گران، در 8 سال قبل موجب بروز واقعهاي شد كه ميرفت ايران را براي هميشه در مسيري جديد و بالنده و مردمسالار قرار دهد اما نابخردي و قدرناشناسيهاي متعدد سبب شد به جايي برسيم كه نگاه معطوف به خارج ويژگي عدهاي و دغدغه و نگراني عدهاي ديگر شود چرا كه در غياب اعتماد به خويش و اعتماد به غير در چارچوب واحد ملي، به طور عادي افراد از يك سو منتظر دست غيبي خواهند بود و از سوي ديگر اين دست را در فراسوي مرزها جستوجو خواهند كرد.
اعتماد به مفهوم عام آن، عنصر اساسي سرمايه اجتماعي است. اعتماد به خويش، اعتماد به مردم و ديگران، اعتماد به نهادهاي مياني )احزاب، مطبوعاتروحانيت و ...( و اعتماد به حكومت و قدرت وجوه مختلف اعتماد هستند و فقدان هر كدام نوع خاصي از رفتار را ايجاد ميكندأ
1- فقدان اعتماد به نفس، موجب انفعال و گوشهگيري و در نهايت ياس و سرخوردگي ميشود.
2- فقدان اعتماد به ديگران، موجب تندخويي، خودخواهي و افزايش هزينه رفتارهاي فردي ميشود.
3- فقدان اعتماد به نهادهاي مياني، موجب ذرهاي شدن فرد و آمادگي براي مشاركت در رفتارهاي تودهاي و غيرمدني ميشود.
4- فقدان اعتماد به قدرت نيز موجب آمادگي فرد براي مشاركت در بينظمي اجتماعي، خسارت زدن به منابع عمومي و اقدامات راديكال و تند اجتماعي
ميشود. و اگر هر كدام از چهار وجه بياعتمادي كمابيش رخ دهد، واضح است كه مجموعه آؤار و عوارض منفي مذكور را با خود همراه خواهد آورد كه دميدن روح اعتماد به اين كالبد سراپا بياعتمادي نيازمند دم مسيحايي خواهد بود و تصور ميكنم كه شاخاهاي چهارگانه مذكور به دليل عملكرد 4 سال گذشته كساني كه به نام ملت و به كام قدرت عمل كردند رو به افول بوده است و طبعا اولين گام اجتماعي ضروري هر فرد متعهدي نسبت به كشور و انقلاب اين است كه براي بازسازي اين اعتمادهاي از دست رفته اقدامي به عمل آورد.
گرچه نميدانم انتخاب نام اعتماد ملي بر حسب همين تحليل است يا بر تحليلي ديگر مبتني است اما در هر حال صرف انتخاب چنين نامي ميتواند زمينهساز توجه به موضوع و سرمايه رو به نابودي وجوه چهارگانه اعتماد اجتماعي باشد و اميد است كه دستاندركاران روزنامه در اين مهم موفق باشند. انشاءا....


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/43