بایگانی مطالب اسفند ۱۳۸۴
۲۱ اسفند ۱۳۸۴
ناصب يا ناصر؟
اگر قرار بود كه بنابه درخواست در اين نوشته به مهم ترين مسئله اى كه مملكت در سال جارى با آن درگير بوده اشاره كرد به ناچار بايد به موضوع هسته اى پرداخته مى شد، موضوعى كه در سه سال گذشته و احتمالاً يكى دو سال آينده هم كماكان اصلى ترين مسئله باشد. علت اهميت اين مسئله نيز روشن است، زيرا تاثيرگذارى آن بر وضعيت جارى و آينده كشور بيش از مسائل ديگر است، اما چه مى توان گفت كه پرداختن به اين موضوع موجب ناخشنودى «عده اى» را فراهم مى كند، و حتى اگر به اين موجب هم اهميتى ندهيم كه قاعدتاً چندان نبايد داد...
۲۱ اسفند ۱۳۸۴ ۱:۰۵ بֽظֽ لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | دنبالک ها (۰)
۲۰ اسفند ۱۳۸۴
متن يا حاشيه دادگاه من؟
اين نامه را در تاريخ 1/4/1382 و در حالي كه لاي روزنامه بود و در دستم گرفته بودم به خانوادهام كه براي ملاقات آمده بودند تحويل دادم، ولي ظاهراً برحسب تصميمات دستاندركاران قرار نبوده كه من مطلبي به بيرون بدهم و اين مسأله را به مأموران نيز تذكر داده بودند، و دو مأموري كه براي بردن من به محل ملاقات آمدند هيچكدام در باره روزنامه دردست من پرسشي نكردند، پس از انتشار اين نامه، ملاقات من براي حدود 45 روز قطع شد و آمدند تمام نامههاي ديگرم را از اتاق بردند، و آن دو مأمور را نيز مواخذه كردند و يكي از آنان را هم از آن محل اخراج كردند ولي بعداً شنيدم كه اين كار به نفع او شد. مدتي بعد از تحويل نامه به خانوادهام يكي از آن دو مأمور پرسيد كه چطور نامه را رد كردي؟ به درستي توضيح دادم كه اگر قصد پنهان كردن نامه داشتم كه پاكنويس شده و درشت نمينوشتم، نامه لاي روزنامه و در دستم بود. خلاصه به اين نتيجه رسيدند كه پس حتماً دعاي «و ان يكاد...» را خواندهام كه آنان در فاصله 500 متر همراهي با من متوجه اين نامه نشدهاند.
۲۰ اسفند ۱۳۸۴ ۱:۴۵ بֽظֽ لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | نظرات (۳) |