آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
خاطرات
۲۹ فروردین ۱۳۸۵
زندگينامه
متولد اول تيرماه سال 1335 در محله دولاب تهران، بزرگ شده در محله نازيآباد تهران در خانوادهاي با 3 خواهر و دو برادر ديگر هستم، پدرم درجهدار و متولد روستاي نويس از توابع بخش خلجستان در 30 كيلومتري جنوب ساوه و از توابع قم بود، كه قبل از دهه 30 به تهران ميآيد. دوره دبستان و دبيرستان خود را در دبستان و دبيرستان الهي نازيآباد طي كردم و در سال 1353 در رشته مهندسي نساجي دانشكده پليتكنيك تهران قبول شدم و سپس به رشته مهندسي پليمر كه گرايشهاي مهندسي شيمي شد تغيير رشته دادم و در سال 1362 نيز از دانشگاه فارغالتحصيل شدم كه البته طي اين نه سال فقط هشت ترم (يا چهار سال) درس خواندم و بقيه آن يا دانشگاه تعطيل بود يا ترم تعطيل ميشد كه تعطيل سه ترم آن قبل از انقلاب بود و بعد از انقلاب هم عملاً تا بازگشايي دانشگاهها واحدي نگذراندم.
قبل از ورود به دانشگاه در محله نازيآباد كمابيش فعاليت داشتم و در نتيجه در دانشگاه نيز از زمان ورود فعاليت سياسي مذهبي داشتم. از اواسط تصرف سفارت آمريكا به شيراز رفتم و يك سال و اندي دبير هيأت هفت نفره فارس بودم، سپس مجدداً به تهران بازگشتم و در بخش اطلاعات خارجي دفتر اطلاعات و تحقيقات نخستوزيري مشغول شدم و مطالعات سياسي اجتماعي خود را از اين مقطع آغاز كردم كه دو تحقيق روابط سوريه و عراق و نيز استراتژي پيشنهادي براي ايران در افغانستان محصول اين دوره هستند كه بخشي از آنها نيز در وزارت اطلاعات معاونت بررسيهاي خارجي انجام شد، اندكي پس از تشكيل وزارت اطلاعات بدون استعفا آنجا را ترك كردم و مسئول دفتر پژوهشهاي اجتماعي در معاونت سياسي دادستان كل كشور شدم و مطالعات ميداني اجتماعي خود را از اين مقطع آغاز كردم كه تأثير زندان بر زنداني، مسايل اجتماعي قتل در ايران و جامعهشناسي حقوق ايران محصول اين دوره است.
پس از تعيين رييس جديد براي قوه قضاييه در سال 1368 و تغيير دادستان كل از آنجا بيرون آمدم و با راهاندازي مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري در مسئوليت معاونت فرهنگي اين مركز فعال شدم و همزمان نيز در روزنامه سلام به عنوان عضو شوراي سردبيري فعاليت ميكردم. پس از زندان اول در سال 1372 كه هشت ماه به طول انجاميد كماكان در مركز تحقيقات استراتژيك فعال بودم اما قبل از زندان با آمدن رييس جديد (حسن روحاني) آقاي مهاجراني به عنوان معاونت فرهنگي منصوب و من به صورت محقق و كارشناس كار ميكردم كه چند پژوهش من محصول اين دوره است. پس از زندان عذر من از اين حوزه نيز خواسته شد، در سال 1375 موسسه پژوهشي آينده را با برخي از دوستان تأسيس كرديم كه در مدت كوتاهي به موسسهاي معتبر تبديل شد و تا قبل از زندان اخير در سال 1381 وقت معمول خود را در اين موسسه ميگذراندم، در عين حال كه در مطبوعات مستقل فعاليت ميكردم (سلام، بهار، صبح امروز، مشاركت، نوروز، راه نو و...) عضو موسس جبهه مشاركت و سپس شوراي مركزي و دفتر سياسي حزب بودم، و در عين حال در برخي نهادهاي مدني ديگر فعاليت داشتم، از جمله در تأسيس انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران كه در اولين انتخابات هيأت مديره انجمن همكاران مطبوعاتي لطف كردند و بالاترين رأي و در واقع بيشترين مسئوليت را متوجه من كردند. و در انتخابات بعدي نيز تا قبل از زندان به عنوان عضو هيأت مديره انتخاب ميشدم.
هم اكنون (بهار 1385) نيز پس از گذشت حدود يك سال از آزادي (شرح بخشي از ماجراي زندان اخير در بخش خاطرات آمده است) در جاي خاصي مشغول نيستم و از آنجا كه در فضاي جديد سياسي نياز به پژوهش اصولاً منتفي شده، لذا تقاضايي هم براي مسأله پژوهشي وجود ندارد كه امثال من آن را انجام دهند. و تنها فعاليتم حضور در گروه علمي ـ تخصصي انجمن جامعهشناسي ايران است، و اگر چه من داراي مدرك جامعهشناسي نيستم، اما اولين هيأت مديره انجمن لطف كردند و به لحاظ سوابق پژوهشهايم در جامعهشناسي مرا به عضويت افتخاري انجمن درآوردند. تا خداوند فردا چه امري را مقدر نمايد.
من در سال 1357 ازدواج كردم و از همسر اولم پنج فرزند دارم كه اولين روز سال 1376 در جاده شيراز (نزديك مرودشت) تصادف رخ داد و همسرم مرحوم و يكي از فرزندانم نيز دچار شكستگي استخوان شد، ازدواج دوم من نيز در سال 1378 بود كه يك فرزند نيز از اين ازدواج دارم. فرزند اولم ازدواج كرده، فرزند دوم من اكنون در حال فارغالتحصيلي از رشته مهندسي صنايع دانشگاه يزد است، فرزند سوم من دانشجوي سال اول اقتصاد دانشگاه تهران و فرزندان چهارم و پنجم نيز اول دبيرستان و دوم راهنمايي هستند.

سید هاتف مطهری :
سلام اقای عبدی. من علاقه زیادی به افکار و عقاید شما دارم و بدون اغراق شما را
به عنوان خبره ترین فعال سیاسی ایران میشناسم. اما داشتن شش فرزند از جانب شما امری عجیب است.در ضمن کجا میشود شما را ملاقات کرد؟
عبدی : اگر فرد به میدان سیاست نیاید معمولا اینگونه سوالها کاملا شخصی تلقی می شود اما ظاهرا در سیاست امر شخصی نداریم.
همسر مر حومم به فرزند علاقه زیادی داشت.همسر بعدی هم مثل همه زنان داشتن فرزند را دوست دارد.ولی سخت نگیرید من در باره کنترل جمعیت مطلب های متعددی نوشته ام شاید یک دلیل آن تجربه شخصی بوده!!
ملاقات هم از همین طریق مطلبی بود بفرمائید.
۱۳ آبان ۱۳۸۵ ۹:۳۱ بֽظֽ | Reply
محمود سالار :
با سلام. قبلا کامنتی در خصوص سرنوشت پرونده نظر سنجی و بند دال ارسال ارسال کردم. نمی دانم نرسید یا صلاح ندانستید پاسخ بدهید. لطفا اگر پاسخ دادن را صلاح نمی دانید به طریقی ما را متوجه نمایید..با تشکر.
عبدی : نظر سنجی در دیوان تبرئه کامل شد. بند دال هم حکم نمی دهند.
۱۳ آذر ۱۳۸۵ ۹:۱۸ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/45