از هنگامي كه سايت آينده فعال شد به مناسبت يا بيمناسبت برخي از دوستان با طرح نظراتي پرسشهايي يا قضاوتهايي را نسبت به تصرف سفارت آمريكا در سال 1358 مطرح ميكردند، و من نيز تصميم گرفتم كه بجاي پرداختن به تكتك موارد، به توضيحي كاملتر در سال روز آن واقعه بپردازم. اين نوشته بيشتر در قالب بندهاي مختلف است و احتمالاً انسجام موردنظر را براي برخي از خوانندگان نداشته باشد، اما پيشنهادي در آن است كه در صورت اجرا عليالقاعده ميتواند تحليل سیاسی جامعی نسبت به موضوع را به دست دهد.
از هنگامي كه سايت آينده فعال شد به مناسبت يا بيمناسبت برخي از دوستان با طرح نظراتي پرسشهايي يا قضاوتهايي را نسبت به تصرف سفارت آمريكا در سال 1358 مطرح ميكردند، و من نيز تصميم گرفتم كه بجاي پرداختن به تكتك موارد، به توضيحي كاملتر در سال روز آن واقعه بپردازم. اين نوشته بيشتر در قالب بندهاي مختلف است و احتمالاً انسجام موردنظر را براي برخي از خوانندگان نداشته باشد، اما پيشنهادي در آن است كه در صورت اجرا عليالقاعده ميتواند تحليل سیاسی جامعی نسبت به موضوع را به دست دهد.
1ـ من تاكنون مصاحبهها و مطالب متعددي را درباره اين واقعه داشته و نوشتهام ولي متأسفانه چون فايل اين مطالب در اختيار من نيست و عموماً به قبل از سال 1381 مربوط ميشود نمی توانم آنها را در سایت قرار دهم، شايد اگر امكان تايپ مجدد آنها فراهم باشد تا در سايت قرار گيرد بخشي از وجوه موضوع براي دوستان جوانتر روشن شود.
2ـ يكي از مشكلاتي كه در تحليل و ارزيابي آن واقعه براي من وجود دارد اين است كه اظهارات من به دليل حضور در آن واقعه ممكن است ايدئولوژيك تعبير شود، در حالي كه مثلاً اگر من درباره واقعهاي مثل مشروطيت يا ملي شدن صنعت نفت تحليل كنم، احتمالا دفاع يا حمله من ايدئولوژيك تعبير نشود، به همين دليل ترجيح ميدادم كه درباره آن رويداد وقتي صحبت كنم كه شنونده ذهنيتي نسبت به اين حضور نداشته باشد. البته اصل حضور داشتن يا نداشتن هم ميتواند موضوع بحث و تحليل قرار گيرد، به جاي خود لازم هم هست، بويژه هنگامي كه قصد ارزيابي عملكرد شخصي يا گروهي مدنظر باشد، اما هنگام تحليل واقعه و فارغ از ارزيابي عملكرد اشخاص لازم است اين مسأله از ذهنيت بحثكنندگان خارج شود.
3ـ مشكل ديگري كه متأسفانه در مورد نگرشهاي موجود نسبت به تصرف سفارت آمريكا مشهود است، خروج از منطق و حتي قلب و ناديده گرفتن واقعيتهاست. اين امر ناشي از واقعيتي روانشناسي است كه برخي در صددند واقعيتي را در گذشته پيدا كنند و همه مشكلات خود را به آن حواله دهند. من در دادگاهي كه در سال 1372 داشتم، گفتم بازداشت و زندان كردن من مشكلي را حل نميكند. انقلاب به زمين سخت برخورد كرده، و ما نبايد مثل گاوهايي كه خيش را بر گردن خويش حمل ميكنند باشيم و وقتي كه به زمين سخت برخورديم با شاخ زدن به يكديگر، آن ديگري را مقصر جلوه دهيم. امروز هم بسياري از افراد در دستيابي به جامعه مطلوب و موردنظر خويش با شكست و سختي مواجه شدهاند و طبعاً دنبال محملی و يا چيزي در گذشته اند تا زنگوله تقصير را بر گردن آن انداخت و مرهمي بر دردها و توجيهي بر ناكارآيي و ناتواني امروزي ما باشد. در ميان وقايع گذشته، به انقلاب و جنگ نميتوان پرداخت، چرا كه متولي رسمي و غيررسمي دارد و پرداختن به آنها هزينههايي هم ميتواند به همراه داشته باشد. و لذا تنها ميتوان از ديوار كوتاه! اين واقعه بالا رفت، چرا كه اقتدارطلبان مخالف مردمسالاري هم عليرغم آنچه كه در ظاهر بعضاً اين واقعه را تجليل ميكنند، اما بسيار خوشحال ميشوند كه عناصر دخيل در آن واقعه با هر شدتي محكوم شوند چون قريب به اتفاق آنان هم در گذشته و هم در حال حاضر از نيروهاي طرفدار مردمسالاري و مخالف استبداد و خودكامگي بودهاند و هستند. البته اين امر بدان معنا نيست كه آن واقعه در جريانات بعدي موثر نبوده، اما همچنان كه آن واقعه در مسايل بعدي موثر بود، خود نيز موثر از وقايع قبلي بود، و اگر بخواهيم چنين استدلالي را بپذيريم، و مثلاً جنگ را محصول تصرف سفارت بدانيم، اين واقعه نيز محصول انقلاب بوده و انقلاب نيز ناشي از رژيم شاه و آن نيز ناشي از كودتاي 28 مرداد و الخ... در اين مورد به تناسب صحبت خواهم كرد كه ارتباط وقايع با يكديگر چگونه است.
4ـ مشكل ديگري كه در تحليل اين رويداد وجود دارد،به تاريخ نپيوستن آن است. به قول بسياري از افراد براي تحليل بيطرفانه و علمي هر واقعهاي لازم است حداقل 40 سال از آن رويداد بگذرد تا از يك طرف حداكثر مسايل مربوط به واقعه روشن شود و از سوي ديگر آن واقعه تا حدی از متن جاري زندگي سياسي مردم كنار رود، و قضاوتهاي ارزشي نسبت به آن كمرنگ شود. البته به اين معنا هيچ رويداد مهمي در زندگي آن قدر خنثي و بياثر نميشود كه نسبت به آن حب و بغض وجود نداشته باشد، حتي مشروطيت، كودتاي سوم اسفند، 28 مرداد و... هم كه بيش از صد تا 50 سال از آنها گذشته، هنوز هم به لحاظ مسايلي در ايران زنده هستند و از همين رو امسال دو سمينار با دو جهتگيري مختلف سياسي در مورد مشروطيت برگزار شد، اما در هر حال ميتوان اميدوار بود كه از غلظت سياسي بودن آن مسأله كاسته شود تا متخصصين تاريخ و جامعهشناسي سياسي براي ارزيابي آن وارد ميدان شوند.
از این رو به دليل تنشهاي موجود ميان ايران و آمریكا و اهميت اين تنشها در تمامي ابعاد زندگي سياسي ما، قضيه تصرف سفارت آمريكا به موضوعي تاريخي تبديل نشد، تا مورد ارزيابي و قضاوتي بيطرفانه قرار گيرد.اين مسأله كماكان سياسي است، چارچوب تحليلي امر سياسي هم متفاوت از چارچوب تحليلي پديده تاريخي است.
من اگر بخواهم سياسي صحبت كنم، در اين صورت به عنوان فردي كه در جريان واقعه بوده وارد گفتگو خواهم شد، و طرف مقابل من هم بايد فرد يا گروهي مخالف قرار داشته باشد، و طبعاً استدلالها هم تا حدود زيادي سياسي خواهد شد. مجادله سياسي را نميتوان با افراد شناخته نشده در حوزه سياست انجام داد، چون چنين مباحثهاي بيفايده است، نفر اول را هم قانع كني، نفر بعدي همان حرفها را تكرار خواهد كرد، و لذا در صورتي كه علاقهاي به مباحثه سياسي قضيه باشد، من اعلام آمادگي ميكنم كه از خلال همين سايت آن را انجام دهم، مشروط بر اين كه طرف مقابل نيز فرد ذيربط با موضوع باشد، مثلاً اگر آقاي دكتر يزدي (يا افراد ديگري) علاقهمند باشد كه خود را در اين جايگاه بداند، من آمادگي دارم كه به لحاظ سياسي وارد بحث شوم، بحث شفاهي كه متن آن پياده و منتشر شود يا بحث كتبي كه به صورت متناوب تا رسيدن به نقطه مطلوب و جايي كه كشش داشته باشد، ادامه يابد.
5ـ بنابراين در اينجا صرفاً تحليلي و غيرسياسي وارد قضيه ميشوم و ابتدا چند نكته محوري را براي تحليل اين واقعه مطرح ميكنم.
الفـ براي تحليل هر رويدادي قبل از هر چيز لازم است كه آن رويداد را در متن جامعه مذكور تجزيه و تحليل كرد، جدا كردن يك رويداد از متن اجتماعي و سياسي جامعه معين و قرار دادن آن در متن ديگر و سپس تجزيه و تحليل نمودن آن در متن جديد، يك خطاي روششناختي مسلم است. كساني كه آن واقعه را در متن امروزي جامعه ايران تحليل ميكنند، دقيقاً همان خطايي را مرتكب ميشوند كه عدهاي ديگر رفتارهاي امروزي را در متن 27 سال پيش قرار ميدهند و نسبت به آن قضاوت ميكنند.
بـ هر رويداد اجتماعي و سياسي واجد تأثير يا ذات مشخص و غيرقابل تغييري نيست، بلكه ميتوان آن را برحسب احتمالات مختلفي كه براي نحوه ادامه يا پايان يافتن آنها وجود دارد، ارزيابي كرد، همان طور كه برخي فيلمهايي كه اخيراً ساخته شده (البته شنيدهام و نديدهام) كه از برخی سکانسها داراي چند سناريوي مختلف است و برحسب اين كه چه اتفاقي بيافتد يا بيننده آن را انتخاب كند، ادامه و پايان فيلم متفاوت خواهد بود. مثلاً در جنگ اگر پس از فتح خرمشهر سياست آتشبس اتخاذ ميشد، امروز تصور ما از آثار جنگ و حتي از آن تصميم كاملاً متفاوت بود، فرض كنيم كه پس از فتح خرمشهر آتشبس پذيرفته ميشد و عراق هم عقبنشيني ميكرد، آنگاه صدام مدتي بعد كه مجدداً خود را بازسازي ميكرد اقدام به مشكلات جديدي ميكرد، همچنان كه اين كار را در مورد كويت كرد، در اين صورت ممكن بود كه امروز به پذيرش آتشبس و صلح پس از خرمشهر معترض ميشديم كه اگر آن وقت چنين كاري پذيرفته نميشد، امكان داشت كه عراق را در وضع بسيار ضعيفتري محكوم به پذيرش صلح كنيم.
اين مشكل از آنجا ناشي ميشود كه رويدادهاي اجتماعي و سياسي، تكرارناپذير هستند، و با قطعيت نميتوان درباره تاثیرات قطعی آنها قضاوت كرد.
جـ درك عقلانيت خاص آن زمان بويژه نزد قشر جوان و دانشگاهيان براي فهم آن واقعه ضروري است. اين عقلانيت آني و لحظهاي شكل نميگيرد، محصول عوامل مختلفي است كه در طول زمان به شكلگيري اين عقلانيت كمك ميكند، و نميتوان فارغ از اين عقلانيت نسبت به موضوعي قضاوت كرد.
6ـ درباره تصرف سفارت آمريكا چند پرسش كليدي مطرح است:
ـ اخلاقي يا قانوني بودن اقدام.
ـ آثار و تبعات آن در كوتاهمدت، ميانمدت وبلندمدت چيست؟
ـ آيا بروز جنگ ناشي از اين اقدام بود؟
ـ آيا بحران روابط ايران و آمريكا محصول این رویداداست؟
ـ آيا بحران فعلي نيز ناشي از اين امر است؟
ـ آيا راديكاليسم محصول اين اتفاق است؟
ـ آيا روند بعدي در جريان اين واقعه اجتنابناپذير بود؟
ـ آيا اصل بروز اين پديده يا پديده مشابه آن اجتنابناپذير بود؟ به عبارت ديگر آيا ممكن بود كه چنين واقعهاي يا چيزي مشابه آن رخ ندهد؟
ـ آیا نحوه پایان آن رویداد به ضرر ما بود؟
اکنون و با توضحيات فوق ميتوانم بگويم كه چگونه وارد اين بحث خواهم شد. از يك سو بحث سياسي نخواهم كرد، صرفاً تحليلي و تاريخي است. براي بحث سياسي مشكلي نيست، اما لازم است كه طرف مقابل كه يك نفر اهل سياست باشد، حضور داشته باشد تا خوانندگان نتيجه مباحثه را مورد قضاوت قرار دهند.البته قبلا هم چنین مباحثه های بوده و مصاحبه ای هم سال گذشته با تلویزیون هما داشتم. پرسشهايي كه مطرح ميشود نيز موارد مذكور در بند 6 يا پرسشهاي ديگري از اين نوع است كه خوانندگان سايت می توانندمطرح كنند. اگر در مورد كليت و چارچوب پيشنهادي بحث و نظري داريد و يا در مورد بند 6 سوالهاي جديدي داريد، مطرح نماييد، من پس از اين به يكيك اين سوالها خواهم پرداخت و سعي ميكنم به نحوي تحليل و ارزيابي كنم كه خواننده احساس نكند كه يكي از مشاركتكنندگان در اين واقعه بودهام.