آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۵ آبان ۱۳۸۵
الزام به شي، الزام به تبعات آن هم است
اين روزها اظهارنظر دربارهي كتك زدن زنان و مسألهي وجود ربا در بانکها مجدداً موجب طرح مسائلي در خصوص نحوهي استنباط از قرآن و دين شده است.
برخي افراد معتقدند كه مسايل همانطور كه در قرآن و حديث آمده است بايد مورد توجه باشد، و اين موارد مستقل از شرايط زماني و مكاني است، و برخي ديگر چنين عقيدهاي ندارند و معتقدند كه بسياري از آن موارد بر حسب شرايط زمان و مكان خودش قابل درك و فهم و اجرا بوده است و در شرايط ديگر بايد بر حسب شرايط و مبتني بر دو ركن عقل و عدالت نظر داد. دو ركني كه هنگام طرح آن مصاديق از زمان پيامبر و ائمه در تمامي احكام و موضوعات حاكم بود، و دليلي ندارد كه آن احكام براي جامعهي امروز، واجد اين دو ركن باشد.
اين دو نگرش كلي تجزيهناپذير هستند، و بايد از انسجام فكري و دستگاه منطقي روشني برخوردار باشند. روي سخن اين نوشته متوجه افراد گروه اول است. اگر اين افراد معتقدند كه هر چه در آيه و حديث آمده، بايد همان را ملاك قرار داد، در اين صورت چرا بسياري از آيات و احاديث را نمادين تفسير ميكنند؟ به قول يكي از خوانندگان چرا وقتي به آيهي شريف «وَ اَعدو لَهُم ما اَستَطَعتُم ...» ميرسند اسبهاي جنگي را براي امروز به ادوات جديد مثل توپ و تانك و هواپيماي جنگي تعبير و تفسير ميكنند، خوب خيلي روشن است. چون با هزاران اسب جنگي هم نميتوان به مصاف يك تانك رفت. اگر خداوند در آن زمان اصل آمادگي در برابر دشمن را امر كرده، مصاديق آن صرفاً امري نمادين و مربوط به آن زمان است، به همين صورت در مورد مسايل ديگر هم ميتوان ميان اصل و قاعدهي كلي با مصداق تفاوت گذاشت،. آيا تصور ميكنيم كه پذيرش كتك زدن زنان از سوي مردان در انديشهي امروزي امري مقبولتر ازتهیه اسب جنگي به جاي توپ و تانك است؟ مثالهاي مهمتر ديگري هم ميتوان ارايه كرد. مثلاًپذیرش بنده و بردگي به صراحت در قرآن و البته احاديث و حتي در سيرهي عملي حضرت رسول و ائمه مشهود است، البته از زدن زنانشان چيزي نشنيده بوديم، اما اكثر آنان داراي بنده بودهاند، ولی بسياري از مفسران به درستي اين وضعيت را در اسلام تحليل و تفسير كردهاند و اين كه جهتگيري اسلام ضد بردهداري بود و عملاً هم احكام مربوطه چنين امري را اثبات ميكند ودر آن زمان نمی توانسته که برده داری را بکلی نادیده بگیرد، خوشبختانه جامعهي جهاني نيز پس از قرنهاي طولاني بردهداري را مردود و جرم اعلام كرد، اما اگر جزو گروه اول باشيم، چارهاي نداريم كه نهتنها بردهداري را مشروع بدانيم، بلكه به عنوان حكم خداوند از آن دفاع كنيم. آيا آقاياني كه دربارهي زدن زنان چنان ميانديشند، حاضرند كه دربارهي بردهداري هم مطابق ظاهر آيات اظهار نظر كنند. البته آنان در اين مرحله دو گروه ميشوند، عدهاي مسألهي بردهداري را نفي ميكنند و به تفسيروتاویل قرآن متوسل ميشوند، كه از اين گروه بايد پرسيد چرا دربارهي زنان و ديگر مسايل چنين اقدامي را جايز نميدانند؟ گروه ديگر بردهداري را هم قبول دارند ولي از باب دورويي احتمالاً به قول خودشان به اصطلاح تقیه ميكنند و منویات خود را آشكار نميكنند، غافل از اينكه اين چيزي نيست جز عدم اعتقاد آنان به خداوند و حكم او، چرا كه اگر چنين اعتقادي داشتند، هيچگاه براي كسب قدرت و رسيدن به دنيا، حكم خدا را پنهان و وارونه نميكردند.
مسألهي ربا هم همينطور است. اينكه بگوييم ربا اشد از زنا است، چيزي را حل نكردهايم، زيرا ربوي دانستن بانكهاي موجود به معناي آن است كه يا 1ـ مسئولين جمهوري اسلامي خواهان حذف ربا از جامعه نبودهاند، يا 2ـ خواهان آن بودهاند، ولي توان آنرا نداشتهاند، يا 3ـ خواهان آن بودهاند ولي امكان اجراي حكم خدا در مورد ربا (به معنای مورد نظر معترضین نسبت به بهرهي بانكي موجود) در جامعهي جديد وجود ندارد. هر كدام از اين سه حالت اگر هست تبعات خاص خود را براي گوينده دارد.فرد معترض به وجود ربا در نظام بانكي نميتواند حداقل به نتايج يكي از سه گزارهي فوق غير ملتزم باشد.
من اعتقاد ندارم كه مشكل اصلي ما نارسايي در انديشهي رسمي ديني است، بلكه معتقدم كه مشكل اصلي در ساختار سياسي و استقلال آن از مردم و اتكاي آن به درآمدهاي نفتي است، چيزي كه در رژيم گذشته هم وجود داشت، بدون اينكه در گذشته، حكومت دربند هر نوع انديشهي ديني باشد. اما در هر حال در شرايط حاضر امتزاج دين و سياست مرز مشكل را تا حدودي خاكستري كرده و قابل تفكيك حداقل براي بسياري نيست، به همين دليل پرداختن به تناقصات انديشهي رسمي و سنتي از دين و قرآن ميتوانند به اصلاح وضعيت فكري جامعه كمك كند.

منيره نوبري :
فکر نميکنيد که مسئله تقيه اصل مشکل شيعه است و باعث شده که قبح دروغ گفتن در
ميان مسلمانان شيعه از بين برود
عبدی : چگونه می توان با تقیه دروغ را دور زد؟ دروغ گناه کبیره است.دروغ بیش از آن که ناشی از مذ هب باشد ناشی از ساخت سیاسی است که بعدا خواست خودش را به درک از مذهب هم تحمیل کرده است.
۵ آبان ۱۳۸۵ ۱:۲۲ بֽظֽ | Reply
farzad :
salam , khaste nabashid agaie Abdi, az matalebetun estefadeh mikonim, payandeh bashid, ie pishbahad dashtam, lotfan.....
عبدی : اجازه بدهید پیشنهاد شما شخصی بماند.که قصد شما هم همین بود.
۵ آبان ۱۳۸۵ ۲:۲۲ بֽظֽ | Reply
علی :
با سلام و تشکر از مطلبتان.
همین الان داشتم سایت بی بی سی را میخواندم. در مورد موضوع بحث شما نظر خواهی کرده بود.اما یک سوال در انتهای مطلب شما پیش آمد:
با توجه به اینکه در جامعه ما در طول بیش از یکسال گذشته به شدت به رواج خرافات و عوام گرایی دامن زده شده است و از طرف دیگر با تکیه بر پول نفت سعی
در به طمع انداختن عده ای میشود ،چگونه میتوان به اصلاح وضعیت فکری جامعه کمک کرد؟
عبدی : همین بحثها کمک می کند اما اگر فکر کنیم که فوری مسائل حل شود خیر چنین نیست.
۵ آبان ۱۳۸۵ ۲:۵۲ بֽظֽ | Reply
ب رضوی :
یک سئوال:پس چرا پیش از امتزاج دین و سیاست و پیامدهای آن صاحبنظران امور دینی به طور کلی(با استثنا ها کار ندارم)به فکر پاسخگویی به چنین پرسشهایی
برنیامده اند؟استثنا ها هم پاسخهایشان جامع و مانع نبوده.آیا این ادعای شما را نقض نمیکند؟
عبدی : در صد سال اخیر که این مسائل بوجود آمده کوشش اصلی نو اندیشان پاسخ به همین مساله بوده است اما در گذشته چون این تفکر سنتی آثار عملی چندانی نداشت حساسیت امروز را بر نمی انگیخت.
۵ آبان ۱۳۸۵ ۳:۲۳ بֽظֽ | Reply
mina moradi :
با سلام چند وقت پیش در مورد تفاوت ازادی ودمکراسی پرسشی کردم هنوز سوال باقی است امیدوارم فراموش نکرده باشید ... منتظر نظرات شما هستم با تشکر فراوان
عبدی : امکان پرداختن به همه سوالها برای من نیست.اجازه بدهید که بر حسب امکانم در خدمت باشم.البته اگر فرصتی پیش آید توضیح می دهم ولی برای شما امکان مراجعه به کتاب هست و در پاسخ یافتن هم موثر تر است.
۵ آبان ۱۳۸۵ ۹:۲۸ بֽظֽ | Reply
:
در رابطه با این سخن که بر هر ملتی مطابق شان و فرهنگ آن ملت حکمرانی میشود چه نظری دارید؟زیرا عوام تقلید میکند و به استدلال کاری ندارد
عبدی : حرف معقولی است ودر بیسیاری از موارد هم واقعیت دارد..
۵ آبان ۱۳۸۵ ۹:۵۶ بֽظֽ | Reply
ایلیا :
با سلام
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید
ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه با زبان همان مردم حرف بزند
مسلما در اینجا منظور از زبان فقط زبان فارسی ، عربی ، ترکی ، ایتالیایی و .... نیست. بلکه منظور زبان قابل فهم و درک مردم است. به عبارتی در هر زمان پیامبران به فرهنگ وشرایط زمانی و مکانی قوم خود توجه داشته اند. یعنی پیام دین در صورتی توسط مردم پذیرفته میشود که به زبان قابل فهم برای آنها بیان بشود
نکته دیگر این است که اگر به آیات قرآن توجه کنیم عموما به صورت یک گفتگو بین آسمان و زمینیان میباشد. به عبارتی دیگر به دنبال برخی اتفاقات ، اعمال ، رفتار ، یا سوالات مردم آن زمان آیات خداوند نازل شده است. احادیث نیز همینگونه در شرایط مختلف توسط معصومین بیان شده اند. در همه اینها روح و پیام اصلی دین با زبانی قابل فهم در حاشیه یک اتفاق یا موضوع برای مردم بیان شده است
حال وظیفه ای که متاسفانه به آن کم پرداخته میشود (یا اصلا پرداخته نمیشود) این است که پیام و روح کلام خداوند در قرآن کریم و احادیث معتبر از فرهنگ عرب 1400 سال پیش استخراج و استنتاج شد و مبتنی با شرایط دنیای جدید و مقتضیات زندگی مدرن مطرح شود. چرا که قرآن و دین راهنمایی است برای سعادت انسان و رسیدن او به خداوند . مسلما با این قرائت مبتنی بر عقل از دین خاصیت هدایت و جهت دهندگی دین به سوی خداوند و کمال برای انسان حفظ میشود
نکته دیگر در مورد این داستان فتوای جدید آقای مکارم است. ایشان باید ذکر کنند که این نظر و برداشت شخص ایشان از این آیات و روایات است (که متاسفانه معمولا به این مسئله اشاره نمیشود). همچنین ایشان بهتر است که بررسی نمایند و ببینند که شرایط و موقعیت زن در دنیای عرب جاهلیت چگونه بوده است. آن وقت در خواهند یافت که سخنان و دستورات صادر شده در آن زمان در جهت تبدیل ظلم زمانه به عدل زمانه بوده است و مطمئنا نمیتوان ادعا کرد که آن سخنان یا دستورات میتوانند عدل فراتاریخی ایجاد نمایند. تصور میکنم این نکته منشا برداشت نا مقبول توسط بسایری از آقایان در خصوص حق و حقوق زنان میشود که باید به آن توجه کنند
در مورد ربا هم ایکاش شرایط اقتصادی آن دوران بیان شود تا بتوان به درک خوبی از تعریف ربا رسید و دید آیا در شرایط فعلی ما این تعریف ظاهری از ربا صدق میکند یا نه؟
ببخشید که روده درازی نمودم
۶ آبان ۱۳۸۵ ۱:۴۲ قֽظֽ | Reply
:
ettefaghab amsal e aghaye mesbah kheyli sarih az barde dari hemayat mikonan va neshoon midan ke kheyli jeddi ortodoxan, man fekr konam behtar bood az goroohe dovvom soal mikardid ke che tor mikhan tafsiri bar khalaf e matn anjam bedam, masalan too ghoran oomade ke mardha bar zanha ghaem and, khob shoma hala chi migi? ya kheyli chizaye dige ke be shekle jeddi momkene ba negahe in doran shookhi be nazar biyad, man az goroohe roshanfekran va shoma in soal ro daram ke aya movafegh e rasmi shodan e hamjens bazi hastid? va inke oonha daraye hoghoghe barabar ba baghiye bashand?
عبدی : چگونه؟ همانطور که در مذاهب دیگر هم رخ داده .همانطور که در اسلام حتی اسلام رسمی موجود رخ داده در مورد اخیر هم بحث افعال مجرمانه و عادی پیش می آید که اصولا بحثی جامعه شناسی است همچنانکه در غرب هم چنین بوده اما به لحاظ اعتقادی موضع یک مسلمان در این زمینه روشن است ولی در حوزه حقوق اجتماعی موضوعی است که جامعه تصمیم می گیرد.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۷:۴۰ قֽظֽ | Reply
عماد آشنا :
1.به موارد تناقض بسياري از جمله همين پيشگيري از زاد و ولد را مي توان افزود در حديثي از پيامبر آمده كه من به باقي امم افتخار ميكنم حتي به بيشتري جنين سقط شده امتم.2.در بسياري از نوشته هاي خود تمام راهها را ميبنديد مثل مقاله (چكار نبايد بكنيم )يا(انتقادهاي بي فايده)وقتي شركت يا عدم شركت در اتنخابات مثلا بي فايده است و راههاي ديگر هم بسته چگونه مي توانيد در جواب فلان جوان بنويسيد كه تو جواني حق نااميد شدن نداري اميد رونده به راهي است كه به دهي برسد اگر نه راه آشكار باشد نه مقصد معلوم صرف نارضايتي از وضع موجود او را به كجا ميرساند؟
عبدی : نا امیدی را نه من و نه هیچ فرد مسئول دیگری نمی تواند توصیه کند.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۸:۰۰ قֽظֽ | Reply
موريس برتو :
خواهشمندم در صورت امكان تفسير خود را (و يا تفسير مورد قبول خود را كه توسط مفسران بيان شده) در مورد آيه اي از قران كه صراحتا در مورد تنبيه زنان صحبت كرده بفرماييد
هر نوع تفسيري كه بر پايه عقل و شرايط كنوني از آيه مذكور شود، از دو حال خارج نيست. يا تنبيه بدني زنان توسط مردان را تاييد مي كند. يا آن را تاييد نمي كند
در حالت اول تفسير شما با تفسير كساني كه معتقدند عينا بايد نص صريح قران را اجرا كرد تفاوتي نميكند. و در حالت دوم سوال اين است كه وقتي ما قادريم بر اساس عقل و شرايط كنوني صلاح خود را فارغ از نص صريح متون استنباط كنيم اصولا چه نيازي به مراجعه به قران و استفاده از آيات آن براي بشر وجود دارد.؟
عبدی : البته اگر قران را به همین آیه خلاصه کنیم در این صورت سوال مطروحه محل تامل است.ولی میدانیم که این موارد حجم اندکی از آیات را شامل می شود.و اصولا دانش تفسیر و...برای همین درست شده.
حال سوال را می توان به شکل دیگری مطرح کرد.فرض کنیم خدائی هست.می خواهد در کنار عقل که مرجع مهمی است به هدایت انسان هم از طریق فرستادن انبیا کمک کند خوب در این صورت طبیعی است که با زبان و فهم همانها سخن بگوید و دیگران هم متوجه این مساله می شوند.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۱:۵۸ قֽظֽ | Reply
Saeid_A :
به نظر اينجانب با اين گونه استنباط و برداشت از اسلام به طور خاص و اديان به طور عام مشكلي از جوامع انساني حل نمي شود، سهل است بر مشكلات و رنج انسان مي افزاييم. و سرانجام دين و دنيا را از كف مي دهيم.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۱:۴۵ بֽظֽ | Reply
مجيد :
آقای عبدي، در قرآن هم ما مسئله ناسخ ومنسوخ وهمينطور محکم و متشابه را داريم که نشان از ديناميزم اسلام دارد ولی وای به حذف کاسبکارانه عنصر عقل .
۶ آبان ۱۳۸۵ ۵:۱۱ بֽظֽ | Reply
parviz :
جناب عبدی
در هیچ حوزه ای از تفکر .فلسفه وایده الوژی اجماع نظر نخواهد بود این از ویژگی های قلمرو فکر و اندیشه است چرا که این تکثر فکر کلید رشد وتعالی است اما زمانی که یک فکر یا یک ایده لوزی در معرض تجربه عملی قرار میگیرد تکثر را بر نمی تابد حتی اگر زیر بنا و مبنای فکری مشترکی وجود داشته باشد اصل انحراف از همین نقطه است شما در نوشته ای در همین سایت اشاره ای داشتید به اینکه الزامی به تفکر خارج از اعتقادات نیست حال این مسئله را تعمیم بدهید به سایت بزرگتزی که کشور نام دارد تفکری که حاکم است حضور دیگران را تعهد ندارد و گرایشهای مجاز هم در مسابقه قدرت سعی در
بیرون راندن یکدیگر می نمایند در این جدال درونی که بین دو یا چند برداشت واستنباط از نفکری با یک مبنا میشود
نظر و خواست مردم مبنای حضور وقدرت نیست چه طرفندهای بکار رفته برای بیروزی اصالت رای مردم را برسمیت نمی شناسد واز ان استفاده ابزاری میکند تفکر دینی در اجتماع بدلایل زیادی قابل سو استفاده است بیشتر انسانها تحقق خواسته های محقق نشده خود را از خدایی می طلبند که توسط دینشان شناخته اند هرچقدر مردم در تنگنای بیشتری باشند این تفکر غالبتر است .شک ایجاد شده از ترس عدم اجابت خواسته ها بستر مناسبی بر ای رشد قشری گری وظا هر بینی میشود بخصوص که مردم در معرض تبلیغات حجیمی از این ترویج باشند اقای عبدی قضیه کاملا مشخص است اگر در شرایط فعلی جامعه غیر از این توقع کنیم خود را فریب میدهیم اجتماعی با شاخصه های تاسف انگیز اقتصادی تعداد بیکاران و تعداد خانوار زیر خط و نزدیک خط فقر اگر به عوام زدگی جواب ندهد جای بحث دارد ظرفیت تفکر دینی کاملا به ظرفیت ذهنی انسانها و به سطح سواد وبهرمندی از امکاناتشان وابسته است
به هیجان اوردن احساسات عوام محتاج براحتی یک مداحی است
و امید وار کردن انها به ظهور عاجل و قریب الوقوع حضرت حجت امری اسان است زیرا جامعه خود این ارزو را دارد ونمی تواند در برابر ان موضعی غیر داشته باشد هرچند که میداند از اراده خداوند در این مورد اگاه نیست اما ته دل امید وار به صحت ادعا ست چرا که مشکلات ریز ودرشتش حل خواهد شد
اقای عبد مشکل این است که دو تفکر موازی هر گز بهم نمیرسند حتی در محدودیت حضور افکار غیر . اصل قضیه اینجاست که ذات محدودیت افرینی قابل کنترل نیست
ونمی تواند تکثری حتی محدود را تحمل کند محدودیت انتخاب شمول نیست
عبدی : مقایسه حرف من با رفتار حکومت درست نیست.فرد در مقام شهروندی وظائفی دارد و مقام حکومت وظائف دیگری دارد.من یا شما می توانیم برحسب حقوق خودمان برخی کتابها را نخوانیم یا اگر ناشر بودیم چاپ نکنیم. یا برخی فیلم ها را نبینیم.اما در مقام حکومت نمی توانیم به دلیل آن که از فلان کتاب خوشمان نمی آید مانع چاپ آن شویم.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۵:۲۲ بֽظֽ | Reply
ب رضوی :
اتفاقن این تفکر سنتی اثر عملی بزرگی داشته .اقشاری که با افکار نوین و غربی آشنا میشدند از دین روی میگرداندند.اما این باعث ایجاد یک جریان نیرومند در به روز کردن دین نشد.نواندیشان دینی هم هیچگاه نظراتشان فراگیر نشد و درخیلی موارد هم بر ابهامات افزوده اند.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۷:۱۲ بֽظֽ | Reply
:
in ke dar nahayat jame'e tasmim migire harfe dorostiye , vali man nazare shoma ro khastam bedoonam ya har mosalmane roshanfekre digeyi, bahs bar sare ine ke shoma hazerid khalafe matne sarih motoone dini va hatta khaste jame'e tanha az edalat defa konid? va hokm be barabariye raveshhaye mokhtalefe zendegi bedid.
عبدی : حکم را حکومت می دهد نه افراد.حکومتی که ناشی از خواست مردمش باشد بر حسب (تاکید می کنم بر حسب)نظم اجتماعی و فرهنگ عمومی قانون صادر و اجرا می کند.اما یک مسلمان برحسب عقائد خودش زندگی می کند مگر آنچه که به قانون برمی گردد.اما آنچه که شما گفته اید عدالت نیست.زیرا اگر چنین باشد تمام اندیشه های پیشین وگذشته را باید غیر عادلانه بنامیم.چرا که با روشهای زندگی مورد نظر شما کاملا مخالف بودهاند.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۰:۴۳ بֽظֽ | Reply
علی :
تنها در صورتیکه یک زن عمل نامشروعی انجام دهد باید به صورت او سیلی زد آنهم درحدی که تغییر رنگ ندهد.این دستور قرآن است.زن زن است قدیم و جدید ندارد.ذات تغییر نمی کند.به قول نیچه هر وقت به سراغ یک زن می روی تازیانه را فراموش نکن. حتی زنها نیز این روش را بیشتر ترجیح می دهند. اگر در تفسیر قرآن اینگونه باب تاویل را باز کنیم دیگر قرآن به هیچکارمان نمی آید.
۷ آبان ۱۳۸۵ ۰:۲۵ قֽظֽ | Reply
عماد آشنا :
حق با شماست نااميدي قابل توصيه نيست.عرض من اين بود كه با بستن همه راهها در حاليكه هرحكومت سكولار فرضي درآينده نطفه يك انقلاب ديني ديگر خواهد بود و از طرفي تئوري حكومتي فعلي هنوز به درستي نقد نشده مخالفان قانوني وغير قانوني فعلي هزار سر و هزار سودا دارند اصلاح طلبان رسانه اي مستقل(ماهواره ياراديو)ندارند و جسارت تاسيس آنراهم ندارند و از رسيدن به قدزت هم طرفي نبستند چگونه اميدوار باشيم.
جواب شما به اين معنا بود كه اين حرفها درست ولي چاره اي جز اميدواري نيست كه به نظرم واقع گرايانه نيست وقتي ايمان به خدا هم دليل مي خواهد چگونه بي دليل اميدوار بود ؟
به نظرم مي توان از نقد دليل تجميع انتخابات خبرگان با انتخاباتي ديگر شروع كرد .آمارپايين مشاركت درخبرگان يعني رهبري با آراي پاييني انتخاب شده و اين حضرات را به ترس انداخته تا با استفاده ازمشاركت بالاي انتخاباتي ديگر آراي خبرگان را هم بالا ببرند و اين اهميت انتخابات را ميرساند .به هر حال چه اين تحليل درست باشد يا نه بعد از اينكه فهميديم چه كارهايي بي فايده است وقت آن است كه سوي ايجابي مساله را هم ببينيم يعني چه كار بايد كرد يا چه كار مي توان كرد اين حداقل انتظار از روشنفكري سياسي است.
با تشكر-عماد آشنا
۷ آبان ۱۳۸۵ ۲:۵۴ قֽظֽ | Reply
parviz :
سلام جناب عبدی
درمورد مطلبی که فرستاده بودم تذکر بجایی مرقوم فرمودید که ضمن تشکر عرض میکنم قصدم از مقایسه انتقاد از شما نبود اختیار شما در اداره سایت هم از نظر اخلاقی وهم قانونی امری بدیهی و بذیرفته است قصد من ان بود که اشاره کنم در شرایطی که یک تفکر خاص بر جامعه حاکم باشد اجبارا
اختیاراتی نظیر حقوق حقه شما بر سایت را برای خود بدیهی میداندچرا که از قبل ایده لوژی مشخصی را اعلام و مبنا قرار داده وبه همین لحاظ محدودیت را خلف وعده نمی داند اما رفتار انقباضی در ذات حکومت ایده لوژیک است
انقباضی که مرتب ادامه داشته و باز تعریف وشناسایی وطرد افکار غیر را در دستور کار دارد بطوریکه مرتباشعاع حضور تنوع در ان کوچک میشود .و همواره سعی در یکدستی ویک کاسه شدن قدرت دارد انقلاب فرهنگی نظیر انچه قبلا اتفاق افتاده با حضور نسل بعدی حتما اتفاق می افتد این ذات است و غیر قابل تغییر از عسل انتظار ترشی
نمی توان داشت
۷ آبان ۱۳۸۵ ۲:۵۷ بֽظֽ | Reply
ایلیا :
یک نکته جال در مورد نظر و برداشت شخص آقای مکارم این است که ایشان کتک ملایم را به عنوان روش درمانی مازوخیسم توصیه نموده اند که خیلی جای تعجب دارد.
به عنوان یک پزشک بررسی مجدد در منابع علمی انجام دادم و چیزی به نام کتک درمانی نیافتم! آن چه که مشخص است این است که روان درمانی و درمام دارویی به عنوان روشهای درمانی ذکر شده اند و هیچ جا کتک درمانی گفته نشده است.
همچنین ایشان از این نکته غافل شده اند که بیماری دیگر به نام سادیسم داريم که ممکن است فرد از کتک زدن زن خود لذت ببرد و لازم است که ایشان به این نکته نیز توجه کنند.
۹ آبان ۱۳۸۵ ۱:۲۶ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/113