آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
انتخابات
, مصاحبه
۶ آبان ۱۳۸۵
استراتژی پیشنهادی برای حضور انتخاباتی اصلاح طلبان
انتخابات به مثابه المپیک احزاب است. هر حزب می کوشد ورزیده ترین، کارآمدترین و نیرومندترین کادرهای خود را به تناسب اهمیت جایگاه نهاد انتخاباتی روانه رقابت های حساس کند.
اگر همین منطق را بپذیریم، طبیعی است که رقابت ها باید در چارچوب قاعده ها و قانون های مشخص انجام گیرد. یعنی از تایید صلاحیت ها تا زمان رقابت ها و نیز بر سر کار آمدن یک حزب، ائتلاف یا جریان سیاسی فکری خاص این قوانین همچنان تعیین کننده بازی انتخابات است، اما با توجه به اینکه در عرصه سیاسی قوانین از نگاه احزاب و گروه ها تفسیربردار است عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی گروه های اصلاح طلب را به ارزیابی شرایط سه گانه فوق جهت تصمیم به شرکت یا عدم شرکت در انتخابات دعوت می کند. او معتقد است؛ اصلاح طلبان باید برای سه رکن فوق تحلیل داشته باشند و براساس اتفاقاتی که رخ می دهد، برنامه خود را با موضوع انتخابات پیش ببرند.
عبدی علاوه بر سه رکن فوق بر این باور است که در ایران، انتخابات معطوف به ساختار قدرت نیز هست و این رکن کلیدی ترین ارکان چهارگانه انتخابات در ایران است.چکیده تحلیل عبدی درباره انتخابات پیش رو و توصیه های او به اصلاح طلبان را در گفت وگو با کارگزاران می خوانیم.
کیوان مهرگان:
▪یکی از دغدغه های اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو فراهم بودن فضای رقابتی است. با توجه به تجربه هایی که در این زمینه وجود دارد و نیز تغییر و تحولات جدیدی که در حوزه نقادی در مدیران انتخاباتی انجام شده است، فکر می کنید یک فضای رقابتی در انتخابات پیش رو شکل بگیرد؟
اگر از نظر جناح حاکم نگاه کنیم، به چه دلیل باید چنین امکانی را فراهم کنند؟ آن جناح هزینه های زیادی داده است که سیستم یک سطح و یکدست شود بنابراین چرا باید چنین امکانی را فراهم کند؟ همچنین آیا جناح اصلاح طلب چنان قدرتمند شده است که بتواند یک رقابت عادلانه را تحمیل کند؟ یا آنها خیلی ضعیف (حتی از قبل) شده اند که دیگر توان حفظ خود را هم ندارند؟
▪آیا شرایط بین المللی به گونه ای است که جناح حاکم شرایط یک رقابت عادلانه را فراهم کند؟ من معتقدم هیچ کدام از این شرایط وجود ندارد و شرایط بین المللی هم به گونه ای است که تاثیری بر نحوه برگزاری این انتخابات ندارد. چگونه باید به این دغدغه پاسخ داد؟
به اعتقاد من اصلاح طلبان کاری که باید بکنند این است که تکلیف فعالیت خود را منوط به شرایط این انتخابات نکنند بلکه برعکس باید به نحوی برنامه ریزی کنند و برای خود تعیین تکلیف کرده باشند که این تعیین تکلیف به نوبه خود بر فضای انتخابات هم تاثیرگذار باشد.
▪مبنای عادلانه و رقابتی خواندن یک انتخابات دموکراتیک چیست که اصلاح طلبان باید تکلیف خود را با توجه به آن معین کنند؟
در مورد هر انتخابات در همه جای جهان چند رکن وجود دارد. اگر به این موارد توجه کنیم، می توانیم نتیجه بگیریم هر گروه سیاسی اولا در چه وضعی است، ثانیا چگونه باید وضع خود را پیش از انتخابات آرایش کرده باشد.
▪قبل از اینکه این گزاره ها را یادآوری کنیم این نکته را مورد تاکید قرار می دهیم که انتخابات فرصت مناسبی است برای اینکه احزاب و گروه ها تا حرف خود را بیان کنند و این مسئله تا قبل از تعیین صلاحیت ها باید کماکان در دستور کار احزاب باشد.
اما از روز تعیین صلاحیت ها به بعد انتخابات سه رکن اساسی دارد که معتقدم اصلاح طلبان درباره این سه رکن باید تحلیل درستی داشته باشند. چون براساس نوع تحلیلی که از این سه رکن دارند، بحث شرکت یا عدم شرکت در انتخابات موضوعیت پیدا می کند. یعنی قبل از این نمی توان به طور قطعی درباره شرکت یا عدم شرکت در انتخابات موضع گرفت؟
ما به هیچ وجه نمی توانیم قبل از اینکه درباره این سه رکن تحلیل داشته باشیم، اعلام کنیم که در انتخابات شرکت می کنیم یا شرکت نمی کنیم. چون شرکت یا عدم شرکت نیاز به یک ارزیابی دارد، باید هزینه و فایده کرد.
▪آن سه رکن کدامند؟
نخست؛ وجود تنوع در نامزدهای انتخاباتی است. مفهوم انتخاب وقتی عینیت می یابد که الزامات این مفهوم نیز وجود داشته باشد. الزامات آن هم این است که تنوع نامزدها وجود داشته باشد. البته این بدان معنا نیست که از همه تفکرات موجود در عالم باید برای فراهم بودن این رکن در انتخابات حضور داشته باشند تا معنای انتخابات درباره آن صدق کند. این مسئله در کشورهای جهان سوم هیچ گاه به یک حد ممتاز و مطلوب نمی رسد.
دومین رکنی که نیروهای سیاسی باید درباره آن تحلیل داشته باشند، مسئله سلامت انتخابات است. مراد از سلامت انتخابات مسائل مربوط به تقلب در انتخابات و رعایت مقدمات رقابت است.
▪منظورتان از مقدمات رقابت چیست؟
رعایت مقدمات رقابت به این معناست که یک جناح یک طرفه مورد حمایت های مالی و سیاسی قرار نگیرد در حالی که برای عده ای دیگر محرومیت و محدودیت تبلیغاتی فراهم شود. سومین رکن برای موثر بودن شرکت در انتخابات، مسئله پیشبرد برنامه هاست. فرض کنید نامزدها تایید صلاحیت شدند و در مرحله بعد رای هم آوردند، شرکت در انتخابات باید به نیت انجام دادن عملی باشد و عرفا مردم به کسی رای می دهند که برحسب شعارهایی که بیان کرده، قصد عملیاتی کردن برنامه هایش را دارد.
اگر نتواند (یا نگذارند) برنامه هایش را پیش ببرد، آیا شرکت در انتخابات یک امر عقلانی است؟ البته این مسئله نیز صفر و صد نیست، اما اینگونه هم نباشد که نتوانند هیچ کاری انجام بدهند. بنابراین، شرکت در هر انتخاباتی در همه جای جهان با توجه به این سه رکن است که موضوعیت پیدا می کند. پس یک گروه سیاسی با ارزیابی خود از این سه رکن باید هزینه و فایده کند و سپس تصمیم به شرکت در انتخابات بگیرد.
▪احزاب با شرکت در انتخابات چه هزینه ای را پرداخت می کنند؟
هزینه شرکت در انتخابات برای مردم ایران بسیار ناچیز است چون تنها پای صندوق رای حاضر می شوند. احزاب هم به تناسب وزن وضعشان فعالیت می کنند. هزینه ای که احزاب و مردم می پردازند رابطه مستقیمی با مشروعیت یافتن حکومت دارد، فکر می کنید چرا حکومت ها مدام تبلیغ می کنند که مردم در انتخابات شرکت کنند.
آیا غیر از این است که مشارکت مردم رابطه مستقیمی با میزان مشروعیت و اقتدار آنان دارد؟ اینجاست که حضور و مشارکت یک گروه سیاسی در انتخابات می تواند سرمایه ای را به حکومت ببخشد. خب وقتی این سرمایه را به حکومت می دهد، باید بتواند ما به ازایی از این معامله نصیب خود کند یا نه؟
▪این سه رکن که گفتید وضع متغیری دارند. احزاب چگونه باید تکلیف خود را مشخص کنند؟
در مورد رکن و مولفه نخست همان گونه که گفتم اگر ردصلاحیت ها گسترده باشد به گونه ای که مردم نتوانند افراد و چهره های مورد نظر خود را انتخاب کنند، شرکت در انتخابات بی فایده است، اما اگر مانند مجلس ششم رد صلاحیت هم باشد ولی در حدی نباشد که قدرت انتخاب مردم را محدود کند، احزاب می توانند و باید در انتخابات شرکت کنند، اما بحث دوم که مربوط به سلامت انتخابات است اهمیت زیادی دارد.
به این معنا که چه انتخاب کنندگان که مردم باشند و چه انتخاب شوندگان (نامزدها) باید از سلامت انتخابات مطمئن باشند و یقین داشته باشند تخلفات در سطحی نیست که تاثیر ماهوی روی نتیجه انتخابات داشته باشد.به هر حال احزاب باید به مردم تضمین بدهند که در انتخابات تقلب نخواهد شد یا اعلام کنند که اگر تخلفی صورت بگیرد ما ایستادگی می کنیم. نمی توان مردم را به مشارکت دعوت کرد بعد هم گفت تقلب شده سپس از نهاد بر آمده از تقلب هم دفاع کرد و مجددا در انتخابات بعد شرکت کرد.
عنصر سوم نیز مهم است؛ آیا فرد یا جریان پیروز می تواند برنامه هایش را ولو به طور نسبی پیش ببرد یا نمی گذارند؟ در این صورت یا در داخل قدرت است که باید اعتراض کند و به مردم بگوید که نمی گذارند یا اینکه از قدرت خارج شود و بیرون از قدرت به مردم بگوید چرا برنامه هایش را پیش نبرد.
هیچ منطقی در دنیا این مسئله را نمی پذیرد که عده ای داخل قدرت باشند و اعلام کنند که نمی گذارند ما کار کنیم، بعد به همان وضع ادامه بدهند، بدتر از همه اینکه بخواهند دوباره وارد قدرت شوند و همان راه را طی کنند، بدون اینکه هیچ چشم انداز روشنی مبنی بر اینکه وضع فرق کرده و می شود کار کرد، ارائه کنند.
▪آیا تنها این سه مولفه درباره انتخابات در ایران وجود دارد و اگر فراهم شد شرایط انتخابات ایده آل است؟
نکته مهم دیگری وجود دارد که مختص به ایران است. چون این سه رکن که درباره آنها بحث کردیم، مربوط به جوامعی است که انتخابات و گردش قدرت در جوامع آنها نهادینه شده است و مردم کاری به اصل ساختار ندارند. در غیر این صورت، هدف نهایی هر انتخاباتی معطوف به اصلاح ساختار است. حتی اگر این انتخابات یک انتخابات جزئی و کوچک باشد و هدف کسانی که در انتخابات شوراها شرکت می کنند، انتقال همین پیام است.
▪مانند آنچه در شورای اول اتفاق افتاد؟
دقیقا! در شورای اول علت اینکه افرادی مانند عبدالله نوری و سعید حجاریان و دیگران نامزد شدند یا نامزدشان کردند به خاطر همین نگرش بود وگرنه نوری و حجاریان چه ارتباطی دارند با اداره شورا و شهر؟
▪با این اوصاف چرا انتخابات دور دوم با مشارکت اندک مردم همراه شد؟
به خاطر اینکه مردم دریافتند حضور و مشارکت آنها در شوراها تاثیری مثبت در ساختار سیاسی ندارد.
▪با توجه به این تحلیل به نظر شما اصلاح طلبان در انتخابات چه باید بکنند؟
عرض کردم تا قبل از اعلام تایید صلاحیت ها آنها باید فعالیت کنند. اما نباید با چهره های ضعیف وارد رقابت شوند.
▪شما می گویید تکلیف تمام پارامترهای موثر در انتخابات را باید از قبل روشن و درباره آنها تحلیل و نحوه واکنش به هر سناریو را از قبل معین کرد؟
اصلاح طلبان نباید بی تفاوت باشند، برای تعیین صلاحیت، برای ایرادهای انتخاباتی، برای اجرایی کردن برنامه ها باید نحوه واکنش خود را مشخص کرده باشند و برای رای دهندگان آن را مشخص کرده باشند.
بنابراین اصلاح طلبان باید در مقدمات انتخابات شرکت کنند و مواضع خود را صریح و روشن بیان کنند، اما مشکل اینجاست که افکار عمومی هم اعتقادش را به اصلاح طلبان از دست داده و هم اعتمادش را. از طرف دیگر مخالفان اصلاحات هم خلاءهای خود را با پول زیاد نفت می توانند پرکنند و در نتیجه این دو واقعیت امید حداقلی هم نمی توان داشت.
▪شما از بازسازی گفتمان اصلاحات سخن گفتید. آیا منزویان امروز که خود شما هم یکی از آنها هستید، تلاش می کنید این گفتمان بازسازی شود؟
بازسازی گفتمان توسط یک یا دو یا چند نفر اتفاق نمی افتد. همه باید به این نتیجه برسند، سپس تصمیم بگیرند.
▪یعنی همین بحث ائتلافی که اکنون مطرح است؟
درباره ائتلاف من نظرم این است که حول آن چهاررکنی که در ابتدای مصاحبه درباره آن بحث کردم، انجام بگیرد. ائتلاف در آن صورت است که جواب می دهد.

نیما :
آقای عبدی! با خواندن مصاحبه تان باید بگویم که باز حرف تازه ای در آن ندیدم.شما مدام به اصلاح طلبان این انتقاد را می کنید که در صورتی که ضمانت اجرایی برای برنامه هایشان نباشد نباید در انتخابات شرکت کنند.ولی هیچ جایگزین درستی برای انتخابات تاکنون از هیچ کدام از هم فکرانتان نخوانده ام.به جز اکبر گنجی که او هم خواهان جمهوری محض یا به عبارت بهتر جمهوری منهای دین شده وهمچنین خواهان نافرمانی مدنی شده که هر دو با توجه به اعتقادات اکثریت ملت ایران وهزینه داشتن بسیار محال است!بهتر است شما هم به جای منتقد بودن صرف راه حل مناسبی ارائه نمایید.وگر نه نتیجه ای که حاصل می شود این است که با وجود همه مشکلات باز حرف اصلاح طلبانی درست تر است که خواهان شرکت در انتخابات ولو با شرایط حداقلی هستند.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۷:۴۵ بֽظֽ | Reply
حسین :
از این جنگ و گریز و این ائتلاف هایی که حول اشخاص شکل می گیرد واقعا خسته شده ام. مسئله این نیست که کاری نمی توانند بکنند. مسئله این است که اگر وارد قدرت شوند من شک ندارم که روش های قبلی را در پیش خواهندگرفت. باز حرف های تکراری و توجیهات همیشگی...
۶ آبان ۱۳۸۵ ۷:۵۷ بֽظֽ | Reply
نجفی :
با سلام . آقای عبدی به نظرم می رسد می بایست در گفتار و فرهنگ سیاسی خود تغییر گفتار دهیم و آن اینکه در پاسخ سوال (( احزاب با شرکت در انتخابات چه هزینه ای را پرداخت می کنند؟ )) می بایست بگوئیم و داد بگشیم که مردم و عامه آنها که در انتخابات شرکت می کنند در نهایت بیشترین هزیته شرکت در انتخاب را پرداخت می کنند هر جا مردم در انتخاب افراد تحت تاثیر سیاسی کاریها و غیره دچار اشتباه شده اند یا بشوند باید به مردم بگوئیم تاوان اشتباه شما را باید علاوه برخودتان فرزندان شما در آینده متقبل گردند بلی احزاب به اندازه وزن خودشان هزینه پرداخت می کنند البته نمی دانم در ایران با تعریف علمی حزب آیا حزب به معنای واقعی وجود دارد یا به نظرم می یاد همواره دولت مردان ایران شخصیت حقوقی احزاب را فقط برای داغ کردن تنور انتخابات و یا راهپیمائیها و ... به رسمیت می شناسند ! و همواره احساس می کنند اگر احزاب عضوگیری نمایند احزاب وزین موی دماغ دولت مردان خواهند شد همه می دانیم که اگر احزاب در ایران دارای تشکل های رسمی و اعضای عادی و هوادران رسمی و شناسنامه دار باشند قبل انتخابات خابات بعضی از احزاب معروف معمولا سرنوشت انتخابات معلوم خواهد بود البته عده ای در ایران به علت ترس واهمه از محروم شدن از حمایت های احزاب تلویزیونی کم وزن تمیلی به وزین شدن احزاب با عضو گیری ندارند و شاید هم آن احزاب بعد از عضو گیری به علت قلیل بودن رای و تعداد اعضاء برای ابراز وجود محلی از اعراب نخواهند داشت ! و لذا نباید در ایران با
طناب پوسیده این حزبها تو چاه رفت نمونه آن حزب های خودمان که پس از یک شکست نسبی که آن هم تحت رقابتی ناسالم و شاید ناجوانمردانه مقلوب طرف شده اندبعد از یک سال اندی هنوز نتوانسته اند خود را بازسازی نمایند و منتظرند تا بینند در انتخاب بعدی بازسای شده اند یا نه ؟ در حالیکه برای افکاری سنجی مقبولیت یا بازسازی نباید منتظر آزمونی مانند انتخابات بعدی باشند ! مانند نمونه های احزاب در کشور های خارج که احزاب هر شکست را بلافاصله با انگیزه بازسازی و موفقیت در دوره بعدی می پذیرند و در دم ابراز وجود کرده و فعالیت های بعدی را شروع می کنند البته این معضل در ایران شاید از اینجا ناشی می شود که معمولا در احزاب ایران لیدر یا رهبران احزاب لیدر واقعی نیستند و همواره افرادی در گروه حضور دارند که به لحاظ مرتبه و منزلت و پرستیژ اجتماعی یک یا چند سروگردن از رهبر قانونی حزب بالاتر هستند !در نهایت من علی رغم اینکه به زعم خودم عضو یا هوادار حزبی هستم ولی فعلا فصد ندارم تمام تلاش خودم را برای تضمین نمودن رای خود برای حزبم معطوف نمایم ! بنابراین حزب من باز هم ممکن است همانند دوره های قبلی پیروز میدان نباشدو یا حتی مغلوب میدان باشد ! و اگر توفیق مقطعی نیز پیدا کند معلوم نیست در کار و زار بعدی پیروز میدان باشد یا نه . آقای عبدی راستی یک سوال هدف ما در رقابت با رقیب فقط پیروزی در انتخابات است یا حزب است و یا ؟ اگه این جور باشه چقدر اطمینان و اعتماد داریم که عنصر
سوم یعنی فرد یا جریان پیروز بتواند برنامه هایش را ولو به طور نسبی پیش ببرد تحقق پیدا خواهد کرد آیا می گذارند؟
عبدی : در مرحله کنونی به نظر من هدف اصلی باید متوجه قاعده مند کردن بازی دمکراسی باشد و پیروزی در انتخابات اصل نیست باید برای پیروز سدن انتخابات در کشور فعالیت کرد .اگر چنین کرده بودیم دیگر شاهد انتخابات مساله دار نبودیم.در یک کلام در ایران قاعده بازی برقرار نیست در این صورت نتیجه به نفع هر گروهی باشد مثمر ثمر نیست.
۶ آبان ۱۳۸۵ ۸:۳۶ بֽظֽ | Reply
علی :
زیرا حدس می زنم که خودتان هم متوجه موضوع نشدید ... .این مصاحبه از سر سیری بود
عبدی : متاسفانه بخشهائی از طرف روزنامه حذف شده که موجب این مشکل گردیده.در این صورت می توان به 'سیاستهای انتخاباتی مطلوب"در همین سایت مراجعه کرد.
۷ آبان ۱۳۸۵ ۰:۱۹ قֽظֽ | Reply
taahaa :
دوستان
ما باید درسی از انتخابات انجام شده بگیریم که وجود انتخابات به خودی خود نشان دهنده آزادی و دموکراسی نیست
بلکه در بعضی از موارد خود انتخابات بعنوان اهرمی در جهت دادن مشروعیت به عملی نا مشروع مورد استفاده قرار میگیرد
وقتی مردم فقط بتوانند به یکی از دو سه نفر از پیش برگزیده رای دهند اسم اینرا نه انتخاب بلکه باید استفاده ابزاری از انتخابات گذاشت
متاسفانه در کشور ما (برخلاف ادعای حاکمیت) دو قطب حکومت (بعلاوه بخش اندکی از مردم) و قطب عامه مردم وجود دارند
قطب اخیر که در واقع مالک واقعی کشور است از دسترسی به انتخاباتی با تعاریف و مقتضیات بین المللی محروم و همواره با ترفندهایی
مجبور به انتخاب بد/بدتر بوده که در هر شکل رای دادن آنان به تایید مشروعیت حاکمان تعبیر شده است
بسیاری از مردم برای "نه" گفتن به طرفداران، همفکران و حامیان رقیب به آقای خاتمی رای دادند و په بسا اگر بجای ایشان هر شخص دیگری هم با ادعای قرار گرفتن در صفی جدا از صف
رقیب بود بازهم رای میاورد
باید گفت تمامی این روشها در کشورمان تجربه شده و چیزی جز شکست و دلسردی برای قطب دوم(عامه مردم) و مشروعیت و فرصت بیشتر برای قطب مقابل نداشته است
درصورت عدم اقبال مردم است که احزاب فصلی وحتی دائمی مجبور به صرف هزینه زیاد و انجام خدماتی خواهند بود تا بخشی از مردم را بپای صندوقها آورده و رای آنها بدست آورند
بنده وقتی شرایط کاندیداتوری انتخابات مختلف در کشور را مطالعه میکنم نمیتوانم باور کنم که اینگونه انتخابات روزی منجر به برگزیده شدن برگزیدگان واقعی مردم شود
آنجا که مسئول یکی ازعالی ترین مراجع تصمیمگیری و حمایت از بانوان کشور با افتخار تمام میگوید تا من هستم اجازه نمیدهم کشورمان در هیچ فدراسیون یا اتحادیه بین المللی بانوان عضو شود
و هیچ مسئول و نماینده ای دم برنمی آورد هر بانوی ایرانی و هر شخصی که به حقوق بشر اعتقاد دارد باید تا آخر داستان را بخواند
آیا هیچیک از احزاب و جریانهای کشور برنامه ای برای از میان برداشتن موانع سر راه استیفای کامل حقوق مردم ارائه میکند؟
صد البته جواب منفیست، پس هیچیک از مدعیان فعلی (خواسته یا ناخواسته) نمیتوانند درد مزمن جامعه ما را علاج کنند و فراتر از آن هیچیک از آنان اراده، باور(یا قدرت) مقابله با
آنرا ندارندپس چرا ما مردم با طناب پوسیده احزاب و گروههای ناتوان(خوشبینانه ترین فرض) برای چندمین بار وارد چاه شده و تبدیل به ابزاری در دست اینان برای
گرفتن امتیاز از رقبایشان شویم؟
راه حل چیز دیگر است
عبدی : افراد زیادی هسند که حتی با این مقدمات نتائج کاملا متفاوتی می گیرند.
۷ آبان ۱۳۸۵ ۱:۳۰ قֽظֽ | Reply
vampire :
آقای عبدی من فکر می کنم اینترنت برای اهل نظر شده پاتوقی که در آن جمع می شویم و برای خود روضه می خوانیم!مردم عادی نه به اینترنت می آیند و نه اگر بیایند حرفهای ما را می خوانند. امروز بیشتر از همیشه حس می کنم حقیقتا احمدی نژاد از جنس مردم است و مردم(عامه و اکثریت) با او راحت اند. در واقع مشکل ما با حاکمیت نیست. زیرا حاکمیت کاملا از جنس مردم و متناسب با آنان است. واقعیت تلخی است که من آن را پذیرفته ام. مهم تر آن که اهل نظر در این مملکت حتی به اندازه مداحان بی نیاز از توصیف هم قدر و اعتبار ندارند. احمدی نژاد منتخب جامعه مداحان بود و این جماعت امروزه از روحانیون هم قدرت مند ترند . یک دلیلش آن است مردم برای شنیدن حرف مداحان آماده ترند تا شنیدن حرف اهل نظر. چون مداح فقط احساس مستمعین را تحریک می کند و شنونده نیاز ندارد فکر کند اما در مورد اهل نظر چنین نیست.
۷ آبان ۱۳۸۵ ۶:۳۱ قֽظֽ | Reply
Saeid_A :
متاسم از اينك عنوان نمايم ما به حواشي و نكات جزيي بيشتر اهمييت مي دهيم تا به اصل و ريشه موضوع بدون تعارف واقعيت اين است كه با شرايط فعلي و نحوه تنظيم و پيش بيني نهادهاي اساسي و قانون اساسي كه به تدريج ضعف هاي اساسي آن حتي براي منتفعان اصلي آن مشخص گرديده و هراز چندگاهي با تفسيري و يا راهكاري كه به نظر مي رسد با روح آن در تعارض كامل است در صدد اصلاح امور بر مي آيند، و با توجه به اينكه شايد با نگاه بدبينانه بتوان گفت كه اصلاح طلبان در اوج قدرت نيز از عهده برآوردن حداقل انتظارات خودشان هم بر نيامدند، لذا به نظر نمي رسد تا نيل به وفاق كلي و اساس نياز در بازنگري اساسي موضوع، تغييري در وضع موجود فراهم شود ويا انتظار جلب آراي قابل توجهي منطقي به نظر آيد.
۷ آبان ۱۳۸۵ ۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
Mohsen :
با سلام
با توجه به روند مترتب کلاسیک منجر به مشارکت دمکراتیک اقشار وطیف های متفاوت اجتماعی در تعیین نوع وچگونگی ساخت مراکز قدرت وتصمیم گیری یعنی :
1-تعریف هویت فردی واجتماعی شهروندان : که متاسفانه در این جامعه چند چهره(اما تهی
) به لحاظ عدم آموزش کارآمد و نیز فرهنگهای التقاتی و مهمتر تناقضات و تعارضات در ارزشهای باوری وملی این مهم(1)رابه مقصود نمی رساند .
2-مشروعیت : که با کالبد شکافی تاریخی و نیز داده های آماری می توان دریافت در بیشتر حکومتها مشروعیت توسط یک یا چند قبیله یا گروه با اتکا به نظامی گری وسرکوب وتبلیغات و گاها پشتیبانی خارجی چه مستقیم و چه غیر مستقیم به صورت مصنوعی جلوه داده شده ا ست
3-تلاش وتولید(نه فقط در عرصه اقتصادی) که بمنزله حضور اولیه یک شهروند در جهت ساخت فکری ومادی پیرامونی خود ونیز مقیاس وسیع تر ملی که بازهم به لحاظ عدم آموزش و پیاده سازی صحیح روشها(چه سهواو چه عمدا) باعث شده است که شهروندان در بکار گیری توان خود درمسیرتولید وپویایی عاجز ومرعوب بمانند
4- انگیزه رقابت سالم وپویا منجربه توسعه در حیطه های سیاسی واقتصادی و اجتماعی وفرهنگی: که بازهم متاثر از عدم قانونگذاری جامع وموثر ونیز تعلل وغرض ورزی ضابطان قوانین به نفع یک یا چند گروه خاص بالا دستی این مهم (4) از رسیدن به هدف آن منحرف می سازد
5- مشارکت در تمام عرصه ها از جمله انتخابات بمنزله تعیین سرنوشت ونیزانتخاب قانونگذاران وحاکمان ومجریان: که اینهم با کمک گرفتن ازمطالب آقای عبدی مشاهده میکنیم که فضای تشریفاتی به اصطلاح انتخاباتی حال حاضر به جهت شرکت احزاب وگروههای خودی غیر خودی بیخودی نخودی ...!!! در یک ابهام بسر می بردو به گفته سخنگویان جناح مغلوب شده در انتخابات ماقبل:پیگیری همان استراتژی منفعلانه یعنی حضوربه شرط رعایت قواعدبازی از سوی جناح حاکمه ودر غیر اینصورت حضوراما با چراغ خاموش !!!!(یعنی چه؟) "که آش همان است و کاسه همان"
سئوال -آقای عبدی چگونه می توان بدون پرداخت 4 از 5مورد یادشده بالا وبا یک پرش انتزاعی بر روی آنها , خود ودوستان را درگیریک بحث کهنه و فرسایشی و شایدهم عام پسند در این زمان به اصطلاح :تنور انتخابات " نماییم ؟
۷ آبان ۱۳۸۵ ۱:۰۳ بֽظֽ | Reply
مصطفی :
سلام اقای عبدی
بنظر میرسه که کم کم باید این نظریه را قبول کرد که راه اصلاح از میان قدرت هم زود تر وهم بهتر خواهد بود تنها راه
اصلاح امور از مسیر انتخابات است وخوب است استراتژی
تحولات بر این مبنا تعریف شود اگر مجالس انتخابی همراه اصلاحات باشند همه چیز امکان بذیر خواهد بود هدف باید استفاده صحیح از انتخابات باشد مقبولیت در حضور مردم بای صندوق رای است وهمچنین سرنوشت به نتیجه ارا که میتواند با حوصله همسو باشد
عبدی : طبعا از انتخابات نباید اجتناب کرد سهل است که استقبال هم باید کرد اما چک سفید دادن برای شرکت در هر شرائطی ضررش برای برگزاری یک انتخابات سالم بد تر از شرکت نکردن است.
۷ آبان ۱۳۸۵ ۴:۴۰ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/114