آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۷ آبان ۱۳۸۵

پايه‌هاي عقلانيت سياسي جاري

اين روزها خيلي‌ها تعجب مي‌كنند كه چرا برخي از مقامات دولتي، حرف‌هايي مي‌زنند كه با هيچ منطق و برهان عقلي جور در نمي‌آيد.عده‌اي اين سخنان و رفتار را ناشي از فقدان عقلانيت مي‌دانند، عده‌اي ديگر هم آنها را بسيار حساب شده و براي تحقق مقاصد خاصي توصيف مي‌كنند، اما واقعيت چيز ديگري است. من با گروه دوم چندان موافق نيستم و پشت اين برنامه‌ها را خالي‌تر از آن مي‌دانم كه دوستان تصور مي‌كنند، اما نسبت به گروه اول هم بايد بگويم كه رفتار و گفتار مقامات تهي از عقلانيت نيست، بلكه، عقلانيت آنان با ما فرق مي‌كند، و براي درك گفتار و رفتار آنان بايد مباني عقلانيت آنان را درك كنيم. خواهيد پرسيد كه مگر دو يا چند نوع عقلانيت داريم كه عقلانيت ما با آنها تفاوت دارد؟ پاسخ مثبت است. برخي فكر مي‌كنند كه سياست هم مثل رياضيات يا فيزيك است و مي‌توان آن را برمبناي عقل محض و منطق رياضي استوار كرد، يا در سطحي ديگر فكر مي‌كنند كه رفتار و گفتار و انديشه سياسي تماماً ماهيتي معرفتي و شناختي دارد، و بر اصول معرفتي استوار است، و براي نقد آن همان راهي را مي‌روند كه در نقد يك گزاره معرفتي عمل مي‌كنند. به عبارت ديگر اينان فكر مي‌كنند كه رفتار و گفتار سياسي از بخش خودآگاه ذهن سرچشمه مي‌گيرد. اما واقعيت چنين نيست. كنش سياسي بيش از آن كه يك امر فردي (چون معرفت) باشد، ماهيتي جمعي و گروهي دارد، و بخش مهمي از آن ناشي از ناخودآگاه ذهن است، ناخودآگاهي كه از گذشته شكل گرفته و رفتار فرد را از خلال يك عمل جمعي و فرآيندي هويت‌بخش جهت مي‌دهد. ناخودآگاه سياسي بعضاً از خلال اشتباهات زباني ظهور مي‏يابد كه اين روزها به وفور شاهد آن هستيم.
البته آنچه كه گفته شد به معناي آن نيست كه ميان كنش و عقل سياسي با معرفت و آگاهي رابطه‌اي وجود ندارد، اما چنان هم نيست كه اين رابطه كامل و يك به يك باشد، زيرا هويت گروهي و كنش جمعي بيش از آن كه بر پايه‌هاي معرفتي استوار باشد، بر باور و اعتقاد اتكا دارد. باور و اعتقاد هم بيشتر ناشي از ايمان است، اين باور همراه با نظام ارزشي خاص خود است. به همين دليل شما مي‌توانيد مشاهده كنيد كه سخنراني يك مقام سياسي از سنخ و نوع سخنراني يك فرد معرفت مدار و دانشمند نيست، صاحب معرفت، با ذهن و خودآگاه مخاطب خود كار دارد و از الفاظ و گزاره‌هاي منطقي اعم از قياسي و استقرايي سود مي‌جويد، اما سياستمدار در مقام تحريك احساسات و در حال به كار گرفتن بخش ناخودآگاه مخاطب است.
تفاوت نظام‌هاي جديد با قديم در اين است كه در جوامع پيشرفته كوشيده مي‌شود كه بذر نظام ارزشي و اعتقادي فرد هر چه بيشتر در زمين معرفت و دانش كاشته شود و تاثیر پذیری کنش سیاسی به مرور از ناخودآگاه ذهن كاسته و به خودآگاه آن افزوده شود،و هويت‌هاي جمعي جايگزين كامل هويت فردي كه منشاء عقلانيت سياسي مدرن است نشود. هر جامعه‌اي به تناسب سطح توسعه اجتماعي و اقتصادي‌اش در نقطه‌اي از اين پيوستار ناخودآگاه ـ خودآگاه قرار دارد، هنگامي كه در يك جامعه معين دو گروه يافت شوند كه از حيث مذكور با يكديگر فاصله داشته باشند، مفاهمه ميان آنها شكل نمي‌گيرد، گويي كه دو گروه از دو كهكشان جداگانه آمده‌اند. البته ما مي‌توانيم رفتار مردم گذشته را درك كنيم (برحسب موقعيت خاص آنان) اما نمي‌توانيم با چنان مردماني در يك جامعه مفاهمه و تعامل سازنده داشته باشيم.
براي نمونه مثالي مي‌زنم. در صدر اسلام، موضوعي وجود داشت به نام ديه عاقله. يعني اگر كسي به صورت خطاي محض ديگري را مي‌كشت، ديه مقتول را عاقله مي‌پرداخت. كه مثلاً شامل عمو و پسر عمو و... هم مي‌شود. اين موضوع در آن جامعه كه نظام قبيلگي بود كاملاً قابل فهم و مبتني بر عقلانيت قبيله‌اي است، ما هم آن را درك مي‌كنيم. اما اگر امروز كسي اصرار به اجراي اين امر داشته باشد، همه ما تعجب مي‌كنيم. كه چرا پسر عمو بايد ديه پسر عموي قاتل خود را بدهد، در حالي كه هيچ تعهد واقعي ميان آنان نيست.
نمونه دیگراین که اگر در آن زمان قدرت افراد به تعداد زياد فرزندان و پسرانش بود، امري كاملاً قابل فهم است، چرا كه براساس عقلانيت اجتماعي و سياسي آن زمان بود، اما امروز چنين مفهومي مطابق با عقلانيت سياسي روز نيست و توصیه به افزایش جمعیت نیز قابل فهم در عقلانیت امروزی نیست.
به اين دليل است كه دوستان قادر به درك رفتارها و گفتارهاي برخي از مقامات نيستند زيرا كه آنان از عقلانيت متفاوت از عقلانيت ما برخوردارند.این عقلانیت چند وجه بارز دارد. يك وجه اين عقلانيت در نفي مديريت 16 سال گذشته است و هويت اين گروه تا حدودي هويتي سلبي از سلب آن 16 سال است. هم‌چنين بخش مهم ديگري از عقلانيت سياسي اين گروه ناشي از درآمدهاي نفتي كلان است كه اين درآمدهاي بادآورده كه از غارت منابع طبيعي حاصل مي‌شود، عقلانيتي سياسي را بوجود مي‌آورد كه مشابه آن را در نظام‌هايي مشابه كه از راه غارت ملل ديگر يا مردمان خودشان زندگي مي‌كردند شاهد بوده‌ايم.
يك ركن مهم ديگر عقلانيت سياسي آنان،باور به دوگانه ايمان و كفروضرورت اعمال آن در زندگی سیاسی و اجتماعی است.بر این اساس فردیا مومن است يا كافر و حالت ميانه‌اي وجود ندارد، و اگر مومن است حقوق حداكثري دارد و اگر كافر است، فاقد حداقل حقوق است.
ركن ديگر عقلانيت سياسي آنان اعتقاد و باور به اراده‌گرايي است، يعني انسان هر اراده‌اي نمايد، مي‌تواند آن را محقق كند، گويي هيچ محدوديتي در عالم واقع وجود ندارد.
البته براي عقلانيت سياسي حاكم مي‌توان پایه های جزيي‌تر ديگري برشمرد، اما احتمالاً اين چهار مورد
برمبناي اين عقلانيت و باور است كه تمامي اقدامات گذشته از جمله كنترل مواليد خطا تلقی و امروز هم حكم بر افزايش زاد و ولد داده مي‌شود. با اين باور چندان نمي‌توان از منظر معرفتي به احتجاج پرداخت، زيرا اين باور مبتني بر معرفت نيست، بلكه باور و اعتقادي قلبي است. و تنها در محك تجربه و برخورد با واقعيت صلب و سخت اجتماعي است كه بناي سست باورها و اعتقادات غلط فرو مي‌پاشد. هيچ كس نمي‌تواند باورهاي اين گروه يا هر گروه ديگر را به لحاظ معرفتي تأييد يا رد كند، مگر آن كه باورهاي آنان به تناسب منشاء معرفتي داشته باشد كه تنها به همين نسبت مي‌توان آن را از منظر معرفتي نقد كرد كه در مورد گروه اخير چنين سهمي اگر نگوييم، هيچ، بسيار اندك است.
بنابراين توصيه مي‌شود كه هم رفتار و گفتار گذشته و هم حال و آينده صرفاً در پرتو شناخت عناصر و مولفه‌هاي اصلي عقلانيت سياسي آنان تجزيه و تحليل شود.



نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

siavash :

ba slama, aia be nazare shoma dar jameye emruz va dar jahane emruz afzaieshe ziade jamiat nemitavanad ghodrate nezamie keshvar ra ziadtar konad? cheraq ke ba roshde jamiiyt va afzaieshe bikari mardom baraie pule kamtar hazer be anjame hame kar hastand, banabar in mitavan mardom ra be kar gereftva in ba hoghughe kam? mesle keshvare chin ke albatte maradom ra faghir vali hokumat ra ghavi konad? anonym

جمعیت شرط لازم ولی ناکافی برای قدرتمند شدن است.

۷ آبان ۱۳۸۵ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply

افشين صفايي :

جناب عبدي
با سلام وتهيت
ظاهرا مطلب طنز من نتنها زنگ تفريحي برايتان مهيا نكرد بلكه به عكس باعث شد درس جديدي را بگشاييد . از اين منظر خشنودم چرا كه شايسته فرد متفكر جز اين نيست . هرچند كه در تمام مدت خواندن مطلبتان گمان مي كردم
مرا خطاب قرار داده ايد بسان شاگردي تنبل كه از درسهاي پيشين معلم هيچ نياموخته و حالا در حال غلط گيري انشا اش است ( به شوخي ).
بهر ترتيب از مطلبتان بهره بردم منتها لازم مي دانم از شما تقاضا كنم نه از باب تلافي انشائ قبلي بلكه از باب ادامه همراهي در بخش كامنتها بخش ذيل را در صورت تمايل در صفحه بگنجانيد.

عبدی : مطلب مورد نظر شما واصل نشده است.اما در مورد مطلب حاضر در خواست می شود یکبار دیگر زحمت کشیده و آن را ویرایش کنید.وحتما از بکارگیری جملات بلند پرهیز نمائید.چون وجود چنین جملاتی موجب قطع ادامه مطاله یا زحمت بسیار برای فهم مساله مورد نظر نویسنده می شود.ضمنا برای قرار گرفتن یک مطلب در صفحه باید به نحوی تهیه شود که یک موضوع را در حد نیاز بشکافد.وبا کامنت فرق می کند.

۷ آبان ۱۳۸۵ ۷:۵۰ بֽظֽ | Reply

الف :

به موضوع بسیار مناسب و جالبی پرداخته‌اید. ممنون. اما دو نکته_سوال:‏
‏1-‏به نظر می‌رسد عنوان "عقلانیت" چندان مناسب نظام فکری این گروهی ‏که شرح داده‌اید نیست. بالاخره "عقلانیت" از "عقل" می‌آید در حالی که ‏اساس نظام فکری آنها چنان که شما گفته‌اید اصولا مبنای احساسی و ‏اعتقادی دارد و نه مبنای "عقلی".‏
‏2-‏به چه نکته ظریفی اشاره کرده‌اید که "سياستمدار در مقام تحريك احساسات و در حال به ‏كار گرفتن بخش ناخودآگاه مخاطب است" (گرچه این یک قاعده همیشگی نیست. مثال نقض؟ ‏هاشمی! البته شاید ناکامی‌اش ـ در جلب مردم ـ هم عمدتا به خاطر رعایت نکردن همین قاعده است.) ‏و اما دولت جدید در استفاده از این قاعده مهارت کم نظیری دارد. با این ‏توصیف چاره چیست؟ به نظر شما چگونه می‌شود عامه مردم را آگاه کرد ‏در حالی که به شدت تحت تاثیر این فضای احساسی هستند؟ آیا باید خود را ‏کنار کشید تا با گذشت زمان و روی نمایاندن واقعیت، اثر آن از بین برود؟ ‏در این صورت آیا اتلاف زمان و هزینه بالا نخواهد بود؟ یا این که باید ‏فضای احساسی جدیدی در مقابله با آن ساخت؟ که این هم به نوعی نقض ‏غرض است... چه باید کرد؟؟

عبدی : هر کاری باید کرد(البته معقول وقابل پذیرش) جز انفعال و بی تفاوتی.

۷ آبان ۱۳۸۵ ۱۱:۱۷ بֽظֽ | Reply

علی :

ُسلام آقای عبدی
به نظر من عمده مشکل ایران و ایرانیان عدم آگاهیست . سطح آگاهی عمومی و درک سیاسی و اقتصادی قسمت اعظم مردم ما بسیار پایین است این امر به نظر بنده مشکل مشترکیست بین مردم تحصیل کرده و نکرده .
و ریشه آن به نظر من عدم وجود منابع درست و صیحیح و صادق و عدم وجود فرهنگ مطالعه و تحقیق و تفکر (سوا از تعصب) است. اکثر نظریات مردم از منابع سهل الوصلی مثل تلویزیون است که در سالهای گذشته عدم صداقت آن ثابت شده و اصولا این رسانه تنها عضو متکلم و حده اکثر خانه های ایران است و اصولا درصد کمی هم که اهل مطالعه هستند به درد درگیری امر معاش دچارند .

۸ آبان ۱۳۸۵ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply

عماد آشنا :

چنين شناختي از عقلانيت لابد بايد به جايي منجر شود.از آنجا كه شما حتي با يكي از گروگانهاي سابق آمريكايي به گفت و گو پرداختيد لازم نمي دانيد كه باب گفت و گو بين اين دو عقلانيت به گونه اي باز شود؟گرچه ميدانم خود گفت و گو از مولفه هاي خرد مدرن است ولي اتهام باران طرف مقابل به تحجر و صفاتي كه نمي پسندد در يك سال اخير آيا گره اي از مشكلات باز مي كند؟

۸ آبان ۱۳۸۵ ۵:۰۷ قֽظֽ | Reply

Saeid_A :

اشاره به حق و به جايي نموده ايد به نظر ميرسد با اين تصميم اخير براي تعطيلي فله اي ( كه قبل از آن بحث اساسي و جدي براي تثبيت و پيش بيني علمي عيد فطر وجود داشت ) ، بايد از فقدان اندكي سياست و عقلانيت سياسي موردنياز براي انجام امور خطير مملكت داري نيز ناليد و جالب آنكه از اين رهگذر بيشترين آسيب را اقشار ضعيف كه درآمد روزانه دارند (به عنوان مثال كارگران روزمزد)، متحمل شده اند و اين موضوع باعث انتقاد اقشاري كه به گمان بعضي توده اي مي انديشند و آراي قابل توجهي به رييس جمهور منتخب داده اند نيز گرديده است جا دارد حداقل براي جلب رضايت اين اقشار تصميمات مهم با اندكي تامل و مشاوره با صاحبنظران حامي دولت به عمل آيد. چون متاسفانه به نظر مي رسد در بيعضي موارد هيچ اعتناي به نظرات كارشناسي نمي شود. و متاسفانه احساس مي شود دولت به برنامه چشم انداز و برنامه چهارم كه صرفنظر از برخي كاستي ها از خرد جمعي و نظرات كارشناسان مربوطه برخوردار است ومورد تاييد وتنفيذ رهبر و پذيرش سياستمداران اصلي و مجرب كشور از همه جناحها قرارگرفته، وقعي نمي نهد.

۸ آبان ۱۳۸۵ ۵:۳۰ قֽظֽ | Reply

parviz :

سلام
متشکر م مطلب وموضوع عالی بود مدتها بود که ذهن خیلی ها معطوف این مسله بود باز هم تشکر این سایت
بسیار ارزشمند است

۸ آبان ۱۳۸۵ ۶:۵۴ قֽظֽ | Reply

مهرداد کریمی :

جناب عبدی .
با سلام
مسئله فقط عقلانیت نیست بلکه ( با عرض معذرت ) بی منطقی مطلق نیز بخشی از راهکار دوستان در رویارویی با مسائل مختلف است . همین امروز صبح رادیو با آب و تاب از قول وزیر نیرو می گفت عدم تغییر ساعت در 6 ماهه اول سال تغییری در مصرف برق نداده است !!! گویا صد ها میلیون ( و بلکه میلیاردها ) لامپ در سراسر کشور که روزی حداقل یک ساعت زودتر روشن می شدند به احترام آقای احمدی نژاد باد هوا مصرف می کردند !! و یا ماجرای تغییر ساعت بانکها که باعث رضایت بی سابقه مردم از تصمیم حضرات شده است . ظاهرا مرغ حضرات همان یک پای معروف را هم ندارد

۸ آبان ۱۳۸۵ ۶:۵۸ قֽظֽ | Reply

taahaa :

دوستان
نمیدانم داستان هواپیمای چهارم فاجعه یازدهم سپتامبر را میدانید یا نه، در مرحله ای که سرنشینان عاجز (ولی عاقل) هواپیما باین نتیجه میرسند که آخر کارشان کوبیده شدن هواپیما به جایی و کشته شدن همهء آنهاست، تصمیم میگیرند حرکتی انجام دهند تا اگر توانستند کنترل هواپیما را در اختیار بگیرند و در صورت عدم موفقیت حداقل هواپیما ربایان به مقصودشان نرسند و میدانیم که تنها هواپیمایی که به هدف اصابت نکرد همین یکی بود
من بر این نیستم که در مورد ریشه های این حادثه و جنایت قضاوتی کنم که مثنوی هفتاد من کاغذ است. منظورم تاثیر آگاهی و خرد در تصمیم و حرکت جمعی است. مسافرین هواپیما نه عضو یک حزب بودند نه از همدیگر دین و اعتقاداتشان را پرسیدند ولی تصمیمی گرفتند که بزرگترین و خطرناکترین تصمیم زندگیشان بود و چه بسا (به احتمال بسیار بسیار کم) موفق به کنترل هواپیما هم میشدند. باور کنید که حکومت کردن در ایران بدلیل سطح نازل آگاهی و
بصیرت سیاسی و اجتماعی مردم کاری ساده تر از سایر کشورها (کشورهای پیشرفته) است. کافیست شاهراههای ارتباطی مخالفان را با مردم قطع کنی و شبکه مداحان و روحانیون را بین مردم کوچه و بازار و عده ای خاص (همان هفت هشت میلیون همیشگی) تقویت کنی، همه چیز محیا میشود، در واقع با تصرف ثروت کشور و داشتن هشت میلیون موافق بر هفتاد میلیون مخالف حکومت کنی.
بنده پیشنهادی خدمت آقای عبدی دارم و آن پرداختن به راه های دادن آگاهی به مردم و بالا بردن سواد سیاسی و تعمیق دید آنان است.امروز هر روشنفکری که دغدغه کشور و مردم را دارد بهتر است این ابزار را به مردم برساند.بیاد می آورم زمانی را که بزرگی فریاد زد "پدران ما حق نداشتند برای ما تعیین تکلیف کنند" (که منظور نوع حکومت بود)
آیا فرزندان رای دهندگان بیست و هفت هشت سال پیش چنین حقی ندارند؟ آیا
فرزندان همان رای دهندگان میدانند که میشود پژواکهای همان فریاد "مشروع"
را در جامعه امروز جاری کرد؟

عبدی : فریاد بزنند که چه چیزی را نمی خواهند؟رهبرشان کیست؟بعدش چگونه این هدف را محقق خواهند کرد؟چه چیزی را جایگزین می خواهند بکنند؟چگونه می خواهند به این وحدت نظر برسند؟چه تضمینی برای بهتر بودن جایگزین مورد نظر از وضع فعلی وجود دارد؟ و.....ملاحظه می کنید که قضیه خیلی پیچیده تر از چیزی است که در ابتدا به ذهن می آید.بنابر این ساده کردن امور جز به دور شدن از واقعیت و انفعال نمی انجامد.

۸ آبان ۱۳۸۵ ۷:۰۰ قֽظֽ | Reply

افشين صفايي :

با سلام مجدد
اگر منظور تان واصل نشدن متن زيرين جمله اي است كه در همين صفحه از من قرار داده ايد

عبدی : نخیر مطلب طنزتان..

۸ آبان ۱۳۸۵ ۸:۳۳ قֽظֽ | Reply

:

aghaye abdi salam.... shoma ke hamishe akhare sorat bodid va mikhahid hame chiz zood dorost shavad va.... lotf konid in rang ghermeze saiteton ro saritar sormei porrang ya sabze kamrang ya sefide ba tarhe kam bokonid.... rangesh kheyli asab khord kone

merci

عبدی :چشم،تغییر خواهد کرد اما چون هیچ وقت آخر سرعت نبودم لذا این بار هم عجله ای ندارم و سر فرصت اقدام می شود!!

۸ آبان ۱۳۸۵ ۰:۳۱ بֽظֽ | Reply

عبداله بعیدی :

جناب عبدی
مطالب شما در رابطه با تصمیمات اتخاذ شده اخیرراکسانی که به نوعی از حامیان دولت نهم محسوب می شوند نیز قبول نموده اند به گونه ای که گفته شد بسیاری از تصمیمات استراتزیک سلایق شخصی رئیس جمهور است و افرادی که با ایشان کارمی کنند تحت عنوان باورهای ایشان به نظراتی که عقبه کارشناسی علمی و منطقی ندارد تمکین می کنند . دقیقا سئوال من هم همین جاست که چگونه می توان به مطلبی تمکین نمود که آن را باور نداری به نظر شما صرف پست و مقام و مسائل مادی است و یا مسائل دیگری دخیل است

عبدی : اگر بخواهیم انگیزه شناسی کنیم قدری سخت است.زیرا افراد ممکن است اهم ومهم کنند اما این می تواند فقط یک توجیه باشد.مثلا من چون آقای ناظمی وزیر برکنار شده تعاون را می شناختم حدس قریب به یقین می زنم که به دلیل محترم بودن از نظرشخصیتی احتمالا دیگر نمی خواسته به این کار ادامه دهد یا زیر بار هر خرده فرمایشی نمی رفته و لذا کنار گذاشته شده اما بقیه ممکن است به نحو دیگری رفتار کنند.

۸ آبان ۱۳۸۵ ۰:۴۹ بֽظֽ | Reply

i.najafi :

آقای عبدی سلام ! خیلی ممنون مانند بحث های قبلی شیرین و جذاب و بروز بود ولی خیلی دوست داشتم از لابلای مقاله شما اجزاء ساختمان عقلانیت و ساختمان عقلانیت سیاسی را آنالیز شده تر استخراج کنم به شکلی که بدانم در هر حال اجزای مشترک و غیر مشترک عقلانیت سیاسی در بین اهل سیاست در جوامعی که حداقل به لحاظ ساختار فکری و علمی به یکدیگر نزدیک هستند کدامهاست ؟ و آیا موارد اختلاف منحصر به همانهایی می باشد که شما قید نموده اید ! در هر حال با نادید گرفتن بحث مذهب که خیلی از موارد و اصول فکری و تصمیم سازی ماها را تحت تاثر قرار می دهد بسیاری از موارد و آیتم های عقلانیت سیاسی با سایر جوامع بشری مشترک و یا قوییا تحت تاثیر آنها است ! می دانیم که اکثر دانشمندان عالم هستی از هر کشور و نژاد و قومیت - آدمهای عاقلی بودند. البته ملاک ارزیابی ما برای ارزیابی و ارزشیابی آنها همان اجزاء و ساختمانی است که آنها برای خود تعریف نموده اند یا عرف متدوال آنها است !متاسفانه در جامع ما همواره یکی سری عناصر ارزشیابی و ارزیابی عملکرد سیاسیون و افراد تاثیر گذار بدیهی و آشکار معرفی می شود و هیچ وقت آن بدیهیات ظهور نمی کنند ولی با همان بدیهیات پنهان آنها را ارزیابی می کنند و نمره الف را برای آنها در نظر می گیرند آین در دایره عقلانیت سیاسی فردی مشکل حادی را ایجاد نمی کند مساله و معضل اصلی در اعلان محصولات عقلانیت سیاسی فردی در ایران بنام و پرچم محصول عقلانیت جمعی مشکل ساز است به نطر می رسد محصولات عقلانیت سیاسی جمعی عاری از اشتباهات اشکار دولت مردان فعلی باشد قطعا در اکثر موارد تعقلات و اندیشه های سیاسی ابرازی محول عقلانیت جمعی نیست محال است کع عقل جمعی اینقدر محصول ... داشته باشد ! اما چرا اینقدر عقلانیت سیاسی قوم حاکم ما باید متفرق از عقلانیت سیاسی جمعی باشد ! آقای عبدی مگه غیر از این است که اگر به شما یک مطلبی را ارائه کنند که اتخاذ و اعلام آن تصمیم یا فکر به نحوی اطراف و اکناف را تحت تاثیر قرار دهد بلافاصله شما می توانید قضاوت کنید که آیا آن فکر و تعقل و اندیشه محصول فکر و تعقل و اراده جمعی است
یا فردی ؟ معمولا اگر از شنیدن آن به لحاظ ارزیابی اولیه آن از بابت غنی و پربار بودن تعجب نمائید می گوئید بعید می دانم این فکر محصول تفکر و تعقل فردی باشد حتما عقلانیت جمعی پشت صحنه وجود دارد . ولی اگر از شنیدن محصول یا فکر یا تعقل به لحاظ سبک بودن یا غنی نبودن تعجب کنید ! باز به متلک و تعنه خواهید گفت که آیا مطمئنی این فکر محصول و میوه مخ توست نه بعید می دانم ! شاید نیوتن و ... این مطالب را تو الهام نموده اند ! آقای عبدی ما نمی گوئیم چرا عقلانیت سیاسی آنها با ما فرق دارد این طبیعی است زیرا آنها اصلا مثل ما فکر نمی کنند یا شاید اصلا ما را نمی بینند. بلکه می گوئیم عقلانیت سیاسی آنها هر چه هست محترم ناز و نوش جانشان ! اما در عقلانیت اقتصادی - اجتماعی - مدیریتی و ... در جهان بیشمار نظریه و تئوری مطرح و ثبت و آزمون شده است . عقل سلیم حکم می کندکه عقلانیت سیاسی ما ایجاب کند تا با بهره جوئی از دانش و تئوریهای موجود راه های رفته و آزموده شده را اگر منجر به پیروزی یا موفقیت نشده ! دوباره طی نکنند

۸ آبان ۱۳۸۵ ۷:۱۳ بֽظֽ | Reply

فرشید :

بله من هم مثل دوستان دیگر از این مطلب شما خیلی خوشم آمد و امیدوارم به آن بیشتر بپردازید چون خیلی جا برای بحث دارد.من از شانس یا بد شانسی در فامیل و دوستانم طرفداران این جریان فکری زیاد هستند. میخواستم باب این بحث را از نظر روانی هم باز کنید.من اعتقاد دارم از نظر روانی همه این جریان از صدر تا ذیل مشکلات یکسانی دارند. مثلا ترس از قدرت. نوعی احساس حقارت فرو خورده که با طرح شعار و ابراز وجود هرچند هم نا معقول جبران میشود.. .

۸ آبان ۱۳۸۵ ۱۱:۵۹ بֽظֽ | Reply

طاها :

آقای عبدی

هدف من از مطرح کردن داستان آن هواپیما نقالی قهوه خانه ای نبود
منظور من نشان دادن اهمیت خرد و آگاهی از وضع موجود بود
آنان هیج رهبر یا فرماندهی نداشتند ولی قدرت درک آنان این حرکت را صورت بخشید
منظور من این نیست که مردم فریاد بکشند که چه چیزی را نمیخواهند یا چه چیزی را میخواهند
منظورم این بود که آیا مردم میدانند که در حال حرکت به سمتی هستند که نهایت کار نابودی فرهنگ، ثروت و آینده کشور است
منظورم این بود آنقدر معدل درک سیاسی در کشور پایین است که تا واقعا اتفاقی نیفتد کسی از خطر را احساس نمیکند
منظورم این بود که باید این معدل را بالا برد بطوریکه هر فرد حتی به تنهایی(ختی در گوش زن و فرزند خود) زمزمه کند که
هیچ کس حق ندارد کشور را بسوی نابودی تاریخی ببرد(منظورم فقط موضوع جنگ یا مشکل هسته ای نیست)
همین زمزمه ها و پچ پچ ها تبدیل به حرکت میشود که در این مرحله نیازی به رهبری فردی نیست، خرد و بصیرت وظیفه راهبری را انجام میدهد
همین خرد و بصیرت سیاسی است که اجازه نمیدهد مردم در بلبشوی داد و فریادهای گروهها و جناهها راه را گم کنند
و قتی حرکتی از روی آگاهی و خرد (نه از روی احساسات، تعصبات و تحریک پذیری) و در جهت تامین منافع مسلم مردم انجام شد در زمان مورد نیاز مجموعه راهبران خود را برمیگزیند
و بر این اساس بود که بنده پیشنهاد گشودن مبحثی در خصوص راهکارهای روشنگری و آکاهی رسانی به عامه مردم را مطرح کردم
آیا آقای عبدی هنوز اولویت یا کارساز بودن آنرا باور ندارند؟

۹ آبان ۱۳۸۵ ۸:۳۱ قֽظֽ | Reply

ا.ربانی :

اقای عبدی سلام.به نظر من چون شما ذهن تحلیلگری دارید میخواهید برای بعضی بی عقلی ها ی غیر معقول نیز نظریه پردازی کنید و لذا این حرفها را که به طور کلی هم صحیح است در توجیه بی تدبیری های اقایان زده اید.به نظر من اصل مسا له قدرت است که ساز وکاری بسیار پیچیده دارد وگاهی به صورت خاصی بروز میکند .خیلی از این حرفهای غیر معقول امروز در اوایل انقلاب هم از زبان من وشما وبزرگانمان درامد وهمه به به وچهچه گفتیم ودیگران تحمل کردند .نمونه بارزش اشغال لانه بود که شهید بهشتی نیز مخالف ان بود. .حالا نوبت به دیگران رسیده است و گذر پوست به دباغخانه افتاده.واالبته ازار دهنده است.بزرگترین مشکل امروز ما این است که اقایان برهان قاطع در دست دارند همان چیزی که امام فخر رازی را هم به تمکین وامیداشت.موفق باشید.

۹ آبان ۱۳۸۵ ۵:۲۴ بֽظֽ | Reply

موريس برتو :

من با آقا يا خانم الف كه مي گويد عقلانيت واژه مناسبي نيست موافقم. بشر براي انجام هر كاري ابتدا براي يك لجظه هم كه شده به عقل خود مراجعه مي نمايد با اين حال ما شاهد انواع گفتار و كردار از انواع نوع بشر هستيم. علت اين امر اين نيست كه به تعداد افراد بشر انواع عقلانيت وجود دارد بلكه به نظر حقير عقلانيت يكي بوده و تنها ميزان بضاعت عقلاني، و همچنين مدت زماني كه صرف تجزيه و تحليل عقلاني يك موضوع خاص مي شود ما بين افراد متفاوت است
علت اينكه بعضي از اقوال با هيچ منطق و برهاني جور در نمي آيد، تفاوت فاهش ميان بضاعت عقلاني شخص گوينده و شخص شنونده است نه تفاوت ميان انواع عقلانيت. به همين دليل است كه ارتباط ميان دو عالم درست مانند ارتباط ميان دو ديوانه به سادگي برقرار مي شود. اما ارتباط ميان يك ديوانه و عاقل هرگز

۱۰ آبان ۱۳۸۵ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply

محمدعلی پروا :

ناب عبدی با سلام
اگر نظریه شما را صحیح بدانیم در دنیای عقلانیت سیاسی هرج و مرج غریبی به پا خواهد شد.مثلا تصور بفرمایید که
عقلانیت سیاسی هاشمی ،کروبی،جنتی ، عبدی و....
و سایر کنشگران سیاسی و یا حتی انتخاب کنندگان از چه
پایه ای برخوردار است؟ ملاک و محک بررسی صحت و مقبولیت هریک از آنها چیست؟
با تشکر محمد علی - پ

عبدی : این تحلیل برای تائید آن دیدگاه نیست بلکه برای فهم آن است. ضمنا هدف من این بود که مبانی عقلانیت آنان را بگویم و ما می توانیم این مبانی را برای شرائط کنونی رد کنیم.ضمن این که مردم را باید متوجه غلط بودن این مبانی کرد.

۱۲ آبان ۱۳۸۵ ۳:۳۸ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/115