آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
سیزده آبان
, نوشتار
۲۰ آبان ۱۳۸۵
سهم تصرف سفارت در رويدادهاي بعدي (بخش پایانی)
اين گزاره كه همه رويدادهاي بعدي انقلاب از جنگ و راديكال شدن فضا گرفته تا وضعيت كنوني رابطه ما با جهان خارج و ايالات متحده به دليل تصرف سفارت است نزد برخي از افراد به عنوان گزارهاي قطعي تلقي ميشود. البته بايد پذيرفت كه اين رويداد تأثيرات مهمي داشته است اما چند نكته را نبايد فراموش كرد از جمله اين كه رويدادهاي مستقل و جدا از زمينههاي سياسي و اجتماعي که نقش تعيينكننده در تاريخ داشته باشند، چندان مورد پذيرش نيست، زيرا اگر چنين باشد، تاريخ معنا و مفهومي نخواهد داشت، زيرا سرنوشت و حركت آن فارغ از تحولات جامعه و صرفاً به دست اتفاقات و تصادفات خواهد بود. اجازه بدهيد در اين زمينه زياد بحث نكنيم كه طولاني خواهد شد، اما فقط به ذكر مثالي بسنده ميكنم. در تمام كتابهاي تاريخي شروع جنگ جهاني اول را به ترور وليعهد اتريش در صربستان نسبت ميدهند، كه در واقع صحيح هم هست، اما اين ترور را هيچ كس علت جنگ نميداند، علت جنگ چيزهاي ديگري بود و طرفين دير يا زود جنگ را شروع ميكردند و چنين نبود كه اگر آن ترور انجام نميشد، جنگ اول هم رخ نميداد، اين تحليل هم به طور نسبي مورد اتفاق تاريخدانهاست. اگر چنين نبود چرا اين همه ترورهاي متعدد رخ داده ولي هيچ جنگي نتيجه آنها نبوده است؟ درباره تصرف سفارت نيز بايد گفت كه بدون ترديد در آن زمينه متشنج روابط میان دو كشور، دير يا زود وقايع ديگري رخ ميداد كه واجد تبعات خاص خود بود. به همين دليل است كه در نقد وقايع ميكوشند كه در درجه اول شرايط منتهي به وقايع و پيامدها را ارزيابي كنند.
نكته ديگر اين كه به علت غير قابل تكرار بودن وقايع تاريخي، نميتوان وقايع رخ داده بعدي را ناشي از عامل معيني در گذشته دانست، همچنان كه نميتوان چنين ادعايي را رد كرد، اما بايد كوشيد با ارايه دلايل و قرائن براي هر يك از استدلالات مستندات كافي ارايه كرد.
نكته سوم اين كه رويدادي شبيه 13 آبان به ناچار واجد آثار مثبت و منفي متعددي است، يك ارزيابي منصفانه و تاريخي مستلزم نگاه به هر دو جنبه قضيه است. اين كه برخي خيال كنند تمامي نتايج آن رويداد مثبت و خير بوده يا در نقطه مقابل تماما ضرر و شر بوده، بحث را بيثمر ميكند. نگاه اول كاملاً غير واقعبينانه است، چرا كه در عالم واقع رويدادي كه خير مطلق از آن نتيجه شود غيرممكن است، نگرش دوم هم قابل قبول نيست، زيرا اگر چه وقوع چنين رويدادي كه ضرر و شر مطلق باشد متصور است، اما اگر مردم و جامعهاي تا اين حد شيفته يك رويدادي شدهاند كه ضرر و شر مطلق بوده، در اين صورت پرداختن به زمينههاي اجتماعي و سياسي شكلگيري چنين مردمي، مهمتر از بررسي اصل رويداد است.
و نكته پاياني اين كه نتايج رويداد لزوماً ذاتي آن رويداد نيست. البته اين بدان معنا نيست كه هر رويدادي ميتواند هر نتيجهاي داشته باشد، اما چنين هم نيست كه همه رويدادها واجد نتايج ذاتي خود هستند و از آنها گريزي نيست. اجازه بدهيد مثالي بزنيم. در سال 1973 غربيهاي از افزايش قيمت نفت بسيار ناراحت شدند، و در مقابل كشورهاي عضو اوپك خوشحال شدند، به نظر ميرسيد كه اين امر براي اقتصاد غرب تهديدي جدي و براي كشورهاي نفتي فرصتي خوب است، اما برخلاف تصور كشورهاي غربي توانستند با تغيير در الگوي مصرف و كاهش و بهينه كردن آن و ساخت موتورهاي جديد و اتخاذ سياستهاي مناسب انرژي، وابستگي و مصرف خود را كاهش دهند، و اگر آن اتفاق نميافتاد، شايد مصرف امروز نفت خيلي بيشتر و خطر كاهش و اتمام منابع نفتي بيش از پيش بود. آنان تهديد را تبديل به فرصت كردند و ديگران فرصت را به تهديد تبديل كردند كه نمونه روشن آن رژيم شاه است. در مورد تصرف سفارت هم رعايت اين مسأله بسيار مهم است، موضوعي كه ميتوانست منجر به خلاصي ايران از كينه گذشته شود و مبناي پايهاي براي ايجاد روابط متوازن ميان دو كشور شود، همچنان كه موقعيت مناسب هم پيش آمد، به دليل رفتارهاي بعدي چنين امري محقق نشد.
با توجه به اين نكات به بخشي از تبعات منفي مورد ادعا ميپردازم.
ـ گفته ميشود كه تحريم ناشی از این رویداد ايران را با مشكلاتي مواجه كرد. البته اين تحريم از سوي ايالات متحده كمابيش وجود داشت و به دلايل متعدد در حال گسترش بود، و تحريم اروپا هم پس از بحران خاتمه يافت. به طور مشخص تحريم آمريكا خيلي پيش از اين واقعه وجود داشت وعملاً تسليحات خريداري شده از ايران را نميدادند.
ـ گفته ميشود كه در قرارداد الجزاير منافع ايران لحاظ نشد. اين موضوعي تخصصي است (گرچه من شخصاً در اين مورد به نظري رسيدهام) اما ترجيح ميدهم كه افراد صاحبنظر سخن بگويند، در اين زمينه برخي افراد چون آقايان دكتر افتخار جهرمي و دكتر محسن محبي نظرات معتبري ارايه كردهاند كه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد. اما يك نكته مهم است. قبل از تصرف سفارت آمريكا كليه دعاوي عليه ايران در آمريكا رسيدگي و به صورت يك طرفه حكم صادر و اجرا ميشد و حتي هنگامي كه وزير خارجه وقت هم از سايروس ونس تقاضا كرد كه اين رفتار متوقف شود چرا كه ناعادلانه است، وي به سهولت جواب داد كه ما در كار دستگاه قضايي دخالت نميكنيم، اما در اثر اجراي قرارداد الجزاير، كارتر دو بار از حق ويژه رييس جمهور استفاده كرد و قانون اساسي ايالات متحده را ناديده گرفته يكي اينكه حق شكايت را از برخي از شهروندان آمريكايي عليه ايران سلب كرد و ديگر اينكه صلاحیت دادگاههاي آمريكا را از رسيدگي به شکایات علیه ایران سلب كرد و اختلافات را به ديوان داوري ارجاع داد كه احكام و نحوه رسيدگي به آن مطلقاً قابل مقايسه با دادگاههاي آمريكايي نيست.
ـ گفته ميشود كه حمله عراق عليه ايران محصول تصرف سفارت است. چنين چيزي واقعيت ندارد به دلايل زير:
الفـ ارزيابي وزارت دفاع ايالات متحده از ارتش عراق (در اوايل دهه پنجاه شمسي) و قبل از انقلاب اين بود كه اين ارتش صرفاً براي حمله به ايران سازماندهي ميشود (اين ارزيابي برحسب وضعيت فني و نظامي نيروهاي عراق نتيجه گرفته شده بود) و جنگ ايران و عراق را با حضور حزب بعث و صدام تقريباً قطعي ميدانسته كه فقط گذشت زمان، تاريخ آن را تعيين ميكرد.
بـ بعد از انقلاب هم بنابه شواهد و اخبار منتشره دولت ایران را از برنامهريزي براي حمله عراق به ايران مطلع كرده بودند.
جـ اظهارات صدام پس از ديدار با وزير خارجه ايران در اجلاس غير متعهدهاي هاوانا كه ماهها قبل از تصرف سفارت بود و بعداً منتشر شد، معرف تصميم قبلي صدام براي حمله به ايران بود كه چنين ايدهاي با اهداف صدام در اشغال مناطقي از ايران در چارچوب ايدئولوژي حزب بعث منطبق بود.
دـ حمله صدام به كويت هم نشان داد كه اصولاً اين گونه ملاكها را براي ارزيابي اهداف صدام نميتوان بكار برد.
البته مسأله ديگري هم مطرح ميشود و آن اين كه تصرف سفارت موجب محدوديت ايران در دسترسي به تجهيزات جنگي و در نتيجه ضعف در برابر عراق شد. در اين مورد بايد با احتياط قضاوت كرد. زيرا آمريكا علاقهاي به پيروزي صدام نداشت، همان طور كه علاقهاي به پيروزي ايران نداشت، لذا از فتح خرمشهر به بعد است كه سياست ايالات متحده در ممانعت از ارسال تجهيزات به ايران شكل ميگيرد و قبل از آن براي ايجاد موازنه نظامی میان دو طرف چندان حساسيتي از خود نشان نميدادند. از سوي ديگر تصرف سفارت به لحاظ بسيج مردمي و تقويت انسجام داخلي و كاهش درگيريهاي داخلي كه تأثير بسيار مهمي براي دفاع از كشور داشت، تأثيرات مثبتي هم بر جنگ داشت كه نبايد فراموش شود.
ـ گفته ميشود كه تصرف سفارت باعث استعفاي دولت بازرگان و تقويت راديكاليزم شد. اين هم صحيح نيست، بنابه تأييد شخص مرحوم بازرگان كه عليالقاعده نبايد خلاف واقع گفته باشد چند بار قبل از اين واقعه استعفا داده بود، و لذا دير يا زود اين اتفاق ميافتاد. البته شايد گفته شود كه تصرف سفارت راديكاليزم را تقويت كرد، اما اين تصرف خود محصول روند رو به رشد راديكاليزم بود و نه عامل آن.
ـ يكي از مهمترين ايراداتي كه گرفته ميشود اين است كه تصرف سفارت باعث بحراني و قطع شدن روابط ايران و آمريكا و استمرار آن تا حال شده است. اين نظر با واقعيت رخ داده انطباق ندارد. يكي اين كه در مجموعه مسايلي كه در حال حاضر ميان ايران و آمريكا وجود دارد و از سوي دو كشور هم مورد توجه است، مسأله مذكور وجود ندارد، و هيچ درخواستي هم در اين زمينه بيان نميشود. اما دليل مهمتر در غير واقعي بودن اين استدلال اين است كه در ميان روساي جمهور آمريكا هيچكدام چون رونالد ريگان در سياسيت خارجي خود تهاجمي و تندخو نبودهاند، حتي با معيارهاي امروزی درباره جرج بوش پسر هم اين استدلال صادق است، ولي در شرايطي كه از قضيه تصرف سفارت تنها چند سالي گذشته و كماكان در ذهن جامعه آمريكا زنده بود و ايران هم در جنگ بود و همان زمان اقدامات وسيعي هم گروههاي طرفدار ايران عليه ايالات متحده در لبنان و منطقه انجام داده بودند اما در عين حال رونالد ريگان گام نمادين مهمي را براي حل مشكلات با ايران برداشت كه اكنون فوقالعاده حيرتبرانگيز می نماید،زیرا در آن شرايط يكي از بزرگترين مقامات كاخ سفيد، همراه يك هواپيما اسلحه و مقداري سوغاتي راهي ايران شد تا باب مذاكره براي مشكلات برطرف شود. خوب! اگر اين مسأله از جانب ايران رد نميشد و در همان زمان روابط در مسير حل قرار ميگرفت، طبعاً امروز ديگر كسي خاطرات 27 سال قبل را زنده نميكرد! حتي بعدها هم كه آلبرايت و كلينتون نسبت به اقدامات گذشته آمريكا اظهار نظراتي را كردند، ميتوانست مسايل حل شود، اما به دلايل داخلي اين اتفاق نيافتاد، وادامه این بحران ربطي به آن واقعه نداشت. امروز هم حل مسايل دو كشور در گرو تجديدنظر نسبت به آن واقعه نیست.
نكته پاياني
اظهار نظر نسبت به اين واقعه در فضاي كنوني بيش از آن كه ناشي از ملاحظات علمي و عيني و منطقي باشد، متأثر از آثار و تبعات اين اظهارات است. بويژه اينكه جناحهاي اقتدارگرا به ملاحظات خاص خود ميكوشند از اين نمد بر سياستهاي غلط خود كلاهي بدوزند، و همين كافيست تا بسياري را به موضعگيري مخالف بياندازند. بنابراين بايد صبر كردکه تا حدي گرد و خاكهاي سياسي اين رويداد بخوابد. همچنين حداقلي از مردمسالاري در ايران برقرار و اعتماد به نفس از دست رفته مجدداً به جامعه باز گردد و روابط دو كشور نيز از وضع متشنج كنوني فاصله بگيرد. آنگاه امكان ارزيابي منصفانهتر فراهم است. من اعتراضي ندارم كه برخي از افراد نظرات مرا هم جانبدارانه بدانند، خوب طبيعي هم هست كه چنين چيزي وجود داشته باشد و اگر هم نباشد، حداقل تلقي آن دور از انتظار نيست، اما انسجام و منطق دروني هر ديدگاهي است كه ميتواند ميزان فاصله آن را از تحليل جانبدارانه روشن كند. و من اميدوارم كه در حد توان خودم چنين نموده باشم. «انشاء الله»
پايان
درباره 13 آبان(1)
تصرف سفارت معلول و نه علت (2)
نوشتهاي كه قرار بود سخن پاياني باشد (3)
اصل واقعه يا حمايتهاي بعدي :کدامیک مهمترند(4)

سلیمان :
با سلام و احترام،
به نظر شما دلیل کنونی دشمنی حکومت جمهوری اسلامی با آمریکا چیست؟ آیا دلیل در ایدئولوژی دو طرف است یا اینکه صرفن به دلیل مصرف داخلی و حفظ قدرت و نیاز سیستم به دشمن خارجی است؟ اینکه بارها شنیده ایم که سیاستمداران ما گفته اند که "ما با مردم و فرهنگ آمریکا مشکل نداریم بلکه مشکل ما با دولت آمریکاست." در حالیکه دولت و سیاست دولت آمریکا چکیده عقلانیت ملت و فرهنگ آمریکاست ، ما را به فکر وامیدارد که شاید مشکل سیاست حکومت ما اینست که........
عبدی: موضوع دارای وجوه مختلف است اگر فرصت ی پیش آمد آنجه که به ذهنم می رسد را تقدیم می کنم..
۲۲ آبان ۱۳۸۵ ۳:۰۰ بֽظֽ | Reply
i.najafi :
سلام آقای عبدی ! خیلی خوشحالم که بالاخره سرنوشت این قصه /بحث بسر آمد. راستش هر روز مشتاقانه مطالب را چک می کردم منتظر بودم ! تا قسمت پایانی داستان کلید بخوره الحمدا... کلید خورد امیدوارم با پشتکار و نواندیشی و خلاقیتی که از شما سراغ دارم بتونید مطالب و سوژه های جدیدی را که به قول امروزیها آب دیته را خلق نمایید ! راستی آقای عبدی با خواندن قسمت پایانی مطالب شما به یاد واقعه ایکه صبح برایم اتفاق افتاد افتادم . واقعیت از این قرار بود که امروز صبح بعد از مدت ها دل به دریا زدیم و گفتیم بریم از دانشکده های قدیم یک سری بزنیم خیلی خوش گذشت خاطرات قدیمی من و استادانم و من و همکلاسی ها که همه از اساتید مجرب شده بودند ! هم دانشگاهیها ی سابق که حالا از اساتید دانشکده اقتصاد - حقوق - ادبیات -... شده بودند بسیار چالب تر بود اما جالبترین آنها گفتمان من با یکی استادانم که در دانشکده مهندسی بود - اتفاقا از قدیم خانمی بسیار محترم بود- ایشان بعد از یک چاق سلامتی کوتاه و شرح حالی از شرایط روز دانشگاه تونست من را در شرایطی قرار بده که من خیلی راحت به اشتباهات و تند رویهایی که در زمان دانشجویی داشتم اعتراف کنم ! آقای عبدی خیلی برام جالب بود با خود فکر کردم بهتره بعد از این بی مقدمه به محل هایکه که شاید قبلا انجا بوده ام و به زعم خودو شاید افتخاراتی را برای خودم ثبت شده در آنجا داشته ام یه سری بزنم شاید محیط آن تاثیر شگرف امروز را در من داشته باشه که خیلی راحت و بدون مقاومت به اشتبا ه های قبلی نه تنها پی ببرم بلکه حتی اعتراف کنم ! خیلی دوست دارم شما هم یه بار یه جوری غیر مترقبه به محل مورد بحث تان مراجعه کنید(البته مواظب باشید که این اقایان شاید ...) شاید با قرارگرفتن در آن محیط به واقعیتهای مسلمی پی ببرید. و شاید هم اعتراف کنید که ا... ه کردید! یا اینکه هنوز مانند سیاسیون حاکم به آن حرکات افتخار کنید !
عبدی : امیدوارم ناراحت نشوید چون نه من شما را می شناسم و نه دیگران شما را.بعلاوه ظاهرا باید هم سن وسال من باشید لذا تحمل هم می کنی.
من خیلی راحت می توانم این مطلب را منتشر نکنم.چون بجای بحث منطقی و مستدل خواسته از شیوه های دیگر فن بیان سود جوید که البته من هم اگر بخواهم می توانم چنین کنم ولی چون برای خوانندگان مفید وموثر نمی دانم پس بهتر است برای احترام به خوانندگان مستدل سخن بگوئیم نیازی هم نیست که من بخواهم شما را هدایت کنم یا شما بخواهید مرا هدایت کنید به هر حال صدها و هزاران نفر این استدلالها را می خوانند و برداشتهای خود را خواهند داشت.
امیدوارم فارغ از قضاوتهای متعصبانه یکبار دیگر همه استدلالهای مطروحه را مطالعه کنید تا معلوم شود کدام کفه سنگینتر است.
۲۲ آبان ۱۳۸۵ ۷:۲۱ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی
با سپاس از شما به خاطر طرح نظراتتان، طوری که در دسترس همه باشد.
اشغال سفارت غیر قانونی بود خلاف قوانین بین المللی بود و است
هر جناح جمهوری اسلامی بنا به دلایل خودقبول از این بحران برداشت های خود را دارد ولی جای منافع ملی ایران کجاست ؟. آیا بعد از این همه گذشت زمان نمیتوان گفت که این عمل شما زیانش بیش از منفعت برای منافع ملی ایران بود.؟
شما به رویداد های بعد از اشغال سفارت اشاره کردید. آیا کسانی که پیش بینی حداقلی از شرایط بعد از اشغال سفارت نداشتند، درست بود که به چنین کاری دست بزنند.؟ فرق شما با کودکان که اعمال ونتایج کارشان را سبک سنگین نمی کنند چیست ؟؟؟
عبدی : خیلی ممنون !!
۲۲ آبان ۱۳۸۵ ۷:۳۵ بֽظֽ | Reply
آزاده آ :
من قبول دارم که نمیتوان همه مسائل بعدی را به گردن اشغال سفارت انداخت.اما نقش عمده و محوری آن در کنار سایر عوامل غیر قابل انکار است.
من قبول دارم که اتفاقی که منجر به یک مسئله میشود الزاما علت اصلی آن نیست.اما نوع و شکل اتفاق میتواند در شکل مسائل بعدی تاثیر گذار باشد.
من قبول دارم که پرداختن به زمینه های فرهنگی اجتماعی مردم ایران مهمترین مسئله است.اما انتقاد از خود و دعوت به بازنگری خود لازمه پالایش فرهنگ و جامعه است و دانشجویان آن روز هم بخشی از مردم ایران هستند.
من قبول دارم که نتایج رویدادها واجد ذاتی آن نیستند.اما این تناقضی با مسئول دانستن انسانها نسبت به اعماشان و درخواست پاسخگویی ازعواقب کارهایشان ندارد
۲۲ آبان ۱۳۸۵ ۱۰:۱۷ بֽظֽ | Reply
Ali :
Salam Aghaie Abdi,
Man faghat ye soal daram faregh az tojihe masale va sharate mojod dar an rooz agr ba tajrobeie emrooz be majara negah konid aya dobareh dar eshghale sefarat sherkat mikonid ya kheir?
mamnoon
Ali
عبدی :
1-قبلا پاسخ مفصل داده ام.اما اجمالا تجربه امروز وابسته به اتفاقات دیروز است.اگر تجربه امروز (ومهمتر از آن شرائط امروز)وجود می داشت نه آمریکا آن رفتار را در ایران می کرد و نه شاه چنان سیاستی پیشه می کرد و نه انقلابی رخ می داد و نه تصرف سفارتی.
2-تردید ندارم اگر آن وقایع در ایران یا هر جای دیگر دوباره رخ دهد آن اتفاقات کمابیش رخ خواهد داد.حتی کسانی که امروز مخالف آن واقعه هستند در شرائط مشابه همین رفتارها را تائید خواهند کرد.همچنان که در زمینه های دیگر رفتار های تند تری از خود بروز می دهند.
۲۲ آبان ۱۳۸۵ ۱۰:۳۱ بֽظֽ | Reply
سهر اب :
اقای عبدی آیا تا حال از خودتان پرسیده ا ید که چرا تعداد کامنت ها در مورد یکی از تکاندهنده ترین حوادث سیاسی ایران در 100 سال گذشته که از زبان یکی از بازیگران اصلی ان بیان میشود این قدر کم است؟ شاید دلیل ان پاسخ های نه چندان روشنگر وحتی غیر مسولانه شما به نظرات دیگران باشد. مطلبی باین مهمی دست کم می بایست چندین ده ( حتی چندین صد) کامنت میداشت نه کمتر از 20 کامنت برای هر مقاله. شما هنوزدر مورد اثرات مثبت ان فاجعه صحبت میکنید!! اقا ی عبدی شما بدون اینکه خودتان بدانید الت دست خیلی ها از جمله سازمان جاسوسی شوروی (ک.ج.ب) شدید. این واقعیت پس از فرو ریختن دیوار برلین در بین اسناد استازی (سازمان جاسوسی المان شرقی) که شامل گزارش های محرمانه نورالدین کیانوری نیز میشد بوضوح روشن گردید. اگر شرایط ان موقوع خاطر تان باشد و اینکه روس ها بیشترین سود را از بهم خوردن روابط ایران و امر یکا بردند این مطلب قابل فهم تر میشود. بهر حال تنها انتظاری که از جنابعالی داشتیم این بود که حد اقل اشاره ای به جوانب خطا آمیز این کار حساب نشده (یا غلط حساب شده) نیز بکنید ولی ظا هرن شما اهمیتی به نظرات دیگران نمیدهید وانچنان از بالا به ما موجودات میرا نگاه میکنید که ما ها را از مورچه هم ناچیز ترمی بینید.
تندرست باشید. سهراب
عبدی : تا حالا همین یک انگ مانده بود که آن را هم جنابعالی زدید.
اما این که من اهمیتی به نظرات دیگران نمی دهم را حتما از سایت حاضر نتیجه گرفته اید!!بارها خواسته ام برخی کامنتها را منتشر نکنم اما فکر کردم کسی که اینقدر به خودش زحمت داده و مطلبی را نوشته و احتمالا مطلب مرا هم خوانده باید محترم شمرد و نوشته اش را منتشر کرد.ولو این که بی ربط یا ضعیف باشد چون خوانندگان فهیم هستند و سره را از ناسره تشخیص می دهند اما ظاهرا برخی از خوانندگان کم حوصله می خواهند تا حرفی زدند(ولو این که از نظر آنان حرف کاملا منطقی باشد)دیگران هم بگویند بله درست می فرمائید این عین استبداد است فکر می کنید مستبدان به عقائد خودشان ایمان ندارند؟
پس بجای آن که در صدد قانع کردن دیگران باشیم یاد بگیریم حرف خود را بزنیم.از طرف دیگران هم حرف نزنیم.دیگران اگر خواستند کامنت بنویسند بلد هستند اگر هم دیدند من یا هر کس دیگر حرفهای بی منطق و نا حسابی می زنیم زحمت مراجعه به سایت را به خودشان نخواهند داد.
از نظر من یاد گیری این رفتار و التزام خودم به آن صد بار مهمتر از این است که درباره گذشته به توافق صد ردر صد برسیم.واین را هم بگویم که من کارائی سایت خودم را از این جهت مهم می دانم و الا در باره گذشته بعید است که اجماعی حاصل شود.
۲۳ آبان ۱۳۸۵ ۱:۲۷ قֽظֽ | Reply
ali :
با درود فراوان
جناب عبدی ! اگر همین مطالب را شخص دیگری عنوان می کرد که در جریان اشغال سفارت آمریکا هیچ نقشی نداشت شاید اکثر هم میهنان هیچ مشکلی با آن نداشتندو به راحتی آن را می پذیرفتند. و لی اشکال کار این است که بعضی افراد تصور می کنند که شما فقط در پی تبرئه خویش هستید. البته بنده اصلا چنین برداشتی ندارم.تازه اگر هم چنین باشد مگر چه عیبی دارد. مهم این است که دلائل شما همه منطقی هستند. در ود بر شما و دمتون گرم .( ای کاش کسانی که در راس تصمیمگیری برای مملکت و ملت هستند هم می توانستند ذره ای مثل شما وقایع را از زوایای مختلف ببینند)
عبدی : بنده روز اول به این موضوع اشاره کردم اما می دانستم فایده ندارد.
ضمنا جهت اطلاع دیگران عرض می کنم که اگر اهل توجیه بودم بهتر بود که وضع امروز را توجیه کنم واز انتقادهایم نسبت به ده سال گذشته چشم بپوشم زیرا این توجیه هزینه ندارد که هیچ منفعت هم دارد.
بعلاوه من اگر نمی خواستم به موضوع بپردازم اجباری نداشتم خیلی راحت می نوشتم که الان فرصت مناسب برای این بحث نیست و تمام می شد.
اما همیشه فکر می کنم که نگاه برخی به گذشته به گونه ای است که ممکن است نتئج مورد نظر را فراهم نکندو این مساله از جمله انهاست.
۲۳ آبان ۱۳۸۵ ۱:۳۲ قֽظֽ | Reply
omid :
Abdiye aziz salam
besia khoshhalam ke barkhalafe orfe mojod haghayegh rozeghare mihanam ra az kesi mishnavam kerasti riasat ra fadaye haghighat o rasti kardeh hezar afsos shomayan kamind va dustanetan bejaye inke kenaretan bashand va be seile bishomarane nasle jadid komak konand va tarikh o vaghiatha ra ba mardomeshan va nasle emroz enteghal bedan ta dar in jahl o namardomi kari farhangi va roshangari konand motasefaneh andarkhame gedaeye hozore dar sahneye hokomat hastand drud bar shoma neveshtehayetan baraye kesani ke daghdagheye mihaan o mardum ra darand az kesi ke khalestane va binegahe beghodrat ast be delha mineshinad va havaye digarist.
۲۳ آبان ۱۳۸۵ ۳:۵۵ قֽظֽ | Reply
Ali :
I am sorry but I do not have a Persian fonts and I would like to express
my idea specially about this article.
I think your act is related to the war beginning. I am agree with you that Saddam wanted to attack Iran the years before but if he did not have
USA agreement, He never attacked to Iran and as the Americans said this agreement was given after the embassy history.
۲۳ آبان ۱۳۸۵ ۷:۴۱ قֽظֽ | Reply
hashem :
سلام آقای عبدی
من با شما هم رای هستم که بحث در مورد اشغال سفارت را به زمانی واگذاشت که بتوان فارق از تعصبات و ... دیگه به بررسی آن پرداخت.
در حال حاضر ما گرفتار وضعیتی هستیم که میتواند بسیار زیان بار باشد. من علاقه دارم تحلیلهای شمارا در مور مسائل مبتلی به فعلی بدانم هر روز هم به این امید مطالب شمارا میخوانم
موضوع مهم که بر روند تحولات در ایران میتواند تاثیر گذار باشد تحولات در ایالات متحده است.
۲۳ آبان ۱۳۸۵ ۰:۱۸ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
سلام
از کسانی که فقط انتظار محکوم کردن این حرکت را دارند و دائما می گویند به اشتباهتان اعتراف کنید می پرسم:
1- مردم برای اهدافی که کاملا در تاریخ ثبت شده است انقلاب می کنند و آمریکا دشمن دیرینه آنان با این حرکت مخالفت می کند و سنگ می اندازد و ...
پس از پیروزی انقلاب نه تنها آنرا به رسمیت نمی شناسد بلکه توطئه و دشمنی ادامه می یابد.
عده ای از روشفنکران انقلابی برای پاسخ به این آمریکا بهترین راه را اشغال می بینند.
و پس از اشغال سفارت کاملا معلوم می شود این دشمن دیرینه چه می کرده و چه توطئه هایی در دست اجرا داشته.
چه باید می کردیم؟؟؟؟
2- اگر بگویید اصلا انقلاب اشتباه بوده , پس باید گفت اشکال در اشغال سفارت نیست بلکه در انقلاب کردن است.
3- اینکه حرکت یک عده روشنفکر انقلابی به بیراهه کشیده شد و نتوانستیم از آن بهره ببریم مورد انتقاد است؟؟؟؟
4- بالاخره انتقاد را به چی مدانید؟
عبدی : قصد من دفاع یا محکوم کردن رویداد نبود که چنین کاری بحثی سیاسی است و طرف هم باید سیاسی باشد.قصد من تحلیل تاریخی و فهم قضیه بود البته برخی دوستان این راه را نرفتند و وارد وادی دیگری شدند.
۲۳ آبان ۱۳۸۵ ۰:۲۰ بֽظֽ | Reply
Amir :
جناب عبدی
بهتر است درباره اين موضوع ديگر بحث نشود.
درباره تعداد کامنت ها که يکی از دوستان اشاره کردند بايد بگم که اين موضوع اهميتی نداره زيرا در شرايط فعلی طبيعی است که افراد زيادی تمايل به چنين بحث هايی ندارند.خيلی از افراد هم ترجيح می هند فقط مطالب را مرور کنند حال اين دليل مناسبی نيست که راه و روش اين سايت عوض شود.همين که بطور مستقيم با يکی از روشن فکران اين کشور ارتباط داريم و جناب عبدی هم زحمت می کشند به طور متناوب مطالب را به روز می کنند اگر سپازگزار نيستيم لا اقل تهمت هم نزنيم.
MU
عبدی : سخت نگیریم اینها هم جزو جذابیتهای کار است.
۲۳ آبان ۱۳۸۵ ۴:۳۱ بֽظֽ | Reply
ali :
سلام
لطفا با پایان این بحث به موضوع انتخابات در پیش بپردازید .باید آمادگی داشته باشیم تا مانند سال گذشته غافلگیر نشویم.
۲۳ آبان ۱۳۸۵ ۷:۴۲ بֽظֽ | Reply
mina moradi :
با سلام جناب اقای عبدی واقعا از توضیحاتتان متشکرم و برای من بسیار روشنگرانه بود البته نمیتوان تمام تقصیر را به عهده این عمل شما گذاشت که الحق این بی انصافی است ولی این طور هم که شما توضیح دادید نمیتوان انرا کاملا خنثی دانست و انرا بدون هیچ تاثیر منفی بر روند انقلاب دانست ... شاید بتوان انرا مثال بادی دانست که اتشی را شعله ور تر کرد ... به هر حال اگر امروز به وقایع قبل میبردازیم برای اینست که از انها تجربه بیاندزیم وبه خصوص نسل جوان را متوجه کرد که با درایت بیشتری عمل کنند ومتوجه باشند که نا خواسته ونادانسته بازیچه بازی بزرگان قرار نگیرند ...از شما اقای عبدی واقعا متشکرم که چنین فضائی را
ایجاد کرده اید که میتوان گفتگوئی داشت خدا همراهتان دست علی یارتان باز هم متشکرم
عبدی : هدف اصلی همین گفتگوهاست.که قطعا از دل آنها هم چیزهای مفیدی بیرون خواهد آمد.
۲۴ آبان ۱۳۸۵ ۰:۱۳ قֽظֽ | Reply
كامران مظهري :
با سلام
شايد اين واقعه احتياج به تحليلهاي متنوعتر و با ديدگاههاي گوناگون داشته باشد. آيا مي توان گفت يك عده من به خود اجازه دادند براي يك ما (ايران) تصميم بگيرند. آيا نبايد مكانيسمي انديشيده شود كه يك ارتباط منطقي بين نظريات من ها و منافع ما (ايران) به وجود آيد. عقل جمعي هزينه عاي ملي را كاهش مي دهد
.
۲۴ آبان ۱۳۸۵ ۲:۳۹ قֽظֽ | Reply
عماد آسنا :
تمام نوشته ها را با دقت خواندم به عنوان كسي در آن زمان به لحاظ شرايط سني در جريان جزئيات وقايع نبود از شما(لا اقل)بيشتر از اين را انتظار داشتم.
1.رفتن شاه به آمريكا به نظرم آنچنان اهميتي نداشت شاهي مريض و رو به موت آنهم براي ايراني انقلابي كه تازه قصد صدور انقلابش را هم داشت .فكر مي كنم اصل اين انگيزه را به حد كافي نقد نكرديد.
2.از لحاظ قانوني حتي يك بار اشاره نكرديد كه اين كار درستي نبوده است.البته همه اينرا ميدانند ولي گفتن آن از طرف شما معنايي ديگر دارد.اين كه ديگر پاك كردن گذشته به نفع امروز نيست .
3.مدام آن واقعه را با ديگر وقايع بدتر از آن سنجيده ايد كه آن پيامدها را نداشت .در اين باره دو مطلب ميتوان گفت.يكي اينكه معلوم نيست آن وقايع بدتر يا مساوي بوده اند ممكن است در جنگي فرضا دهها تن كشته شوند ولي اگر دو نفر به اسارت گرفته شوند افكار عمومي به آن واكنش شديدتري نشان ميدهند.به نظرم اشغال سفارت به لحاظ وجه تحفيرآميزي كه داشت قابل مقايسه با ديگر اتفاقات عليه آمريكا در آن زمان نبود.دوم اينكه نمي توان اقدام اشتباهي را با اينكه اقدامات مشابه آن چنين پيامدهايي نداشت يا آن اقدام موجب شروع جنگ نشد يا ...توجيه كرد.فرض كه همه مطالب بالا درست باشد ولي خود واقعه را بايد مستقل از حواشي هم مود نظر قرار داد .اينكه عده اي جوان فكر ميكردند قضايا يك هفته اي به حالت عادي برميگردد چه جور توضيحي است؟اين فكر حتي با عقلانيت موجود در آن زمان آيا قابل دفلع بود؟
4.در مورد ديگران به نظرم قضاوتي نادرست داشته ايد.اينكه يك نفر با نقد گذشته اش خيلي راحت بگويد اشتباه كردم بايد حمل بر فرصت طلبي و همگام شدن با شرايط موجود جامعه شود؟چطور ميتوان درباره درون و انگيزه افراد به راحتي قضاوت كرد.؟اينكه عده اي اينگونه اند دليل نمي شود همه اين طور باشند.
5.اينكه براي شما هم نفي گذشته راحتترين كار بوده است ولي اين كار را نمي كنيد به نظرم امتيازي به نفع شما نيست قرار نيست هر كار دشوار يا بر سر مواضع خود ماندن درست هم باشد.
6.اميدوارم باب اين بحث را در (آينده)همچنان باز نگه داريد.
با تشكر.
عبدی : گرچه تمام موارد در مطالب گفته شده وجود دارد اما صرفا به پاس احترام به این که همه موارد را پیگری کرده اید خلاصه توضیح می دهم.
1-بله شاه مریض بود اما بعدا چنین مساله اي اثبات شدو آن زمان برحسب گذشته رفتار آنان تصور دیگری بود اما مساله این بود که آمریکائی ها همکاری لازم رابرای اثبات این قضیه نکردند زیرا دولت ایران درخواست معاینه وی را از طریق پزشکان بیطرف کرد که عملی نشد و سوء ظن را بیشتر کرد.
2-اگر یکبار دیگر مطالعه کنید در مورد قانون بین الملل و تفاوت آن با قانون داخلی توضیح داده ام.
3-بله با شما موافقم که این حادثه برای آنان ناراحت کننده تر بود اما دلیلش بحث اخلاقی و جنایت و این جور مسائل نبود بلکه صرفا شکست در قضیه مهم بود و لذا اگر امروز هم بخواهیم به آن مساله بپردازیم باید به همین وجه پرداخت.
4و5-هر دو نظر شما درست است اما چرا آن موارد گفته می شود ؟آنها در پاسخ به استدلال مقابل خود آنهاست.و نوعی احتجاج است.این موارد در حاشیه های مطالب من بود و نه بنیان آنها.
متشکرم.
۲۴ آبان ۱۳۸۵ ۴:۴۷ قֽظֽ | Reply
حميد :
با سلام و تشكر
آقاي عبدي فكر مي كنم در بررسي تاثيرات اين واقعه به يكي از مهمترين اثزات آن يعني تصور عمومي مردم غرب در مورد ايران اشاره نكرديد. در بين غربي ها و از جمله قدرتمندانشان تقريبا همه نوع گرايشي وجود دارد اما به نظر مي آيد قاعده بازي آنها اين باشد كه گرايشي كه افكار عمومي انتخاب مي كند تا حد زيادي مسلط مي شود. در مورد ايران فرمايش شما در مورد مضع واقعي رهبران امريكا عليه ما درست است اما رفتار هاي ما و بخصوص واقعه مزبور افكار عمومي را به سمتي سوق داد كه در جهت منافع كشور نبود.
۲۶ آبان ۱۳۸۵ ۶:۳۸ قֽظֽ | Reply
موريس برتو :
كوبيدن مشت به صفحه شطرنج كه در آن وضعيت مهره ها مطابق ميل ما نيست به صورت قطع و يقين وضعيت مهره ها را بهبود نخواهد بخشيد اين بدين معني است كه بهبود وضعيت با اين عمل محال مطلق است و حتي شانس هم نمي تواند مانع اين واقعيت شود.
بهبود وضعيت مهره ها تنها از طريق تعقل و بررسي وارياسيون هاي مختلف و تلاش براي پيش بيني اثرات هر حركت در آينده ميسر است و اين تنها شرط لازم است و نه كافي.
يك اقدام راديكال در هر حال مذموم و فاقد عقلانيت مي باشد و تاريخ ثابت نموده كه برايند تمامي اثرات اصلي و فرعي آن بدون ترديد منفي است.
البته در اينجا لازم است به اين نكته مهم اذعان شود كه اشغال سفارت آمريكا جزيي از يك حركت بزرگ راديكالي به نام انقلاب اسلامي است كه به دست اكثريت قريب به اتفاق مردم كشور انجام شد، و به خودي خود يك حركت مستقل راديكالي نيست.
معهذا به نظر حقير تنها و تنها به دليل ماهيت راديكالي آن محكوم به داشتن برايند اثرات منفي است.
عبدی : و انقلاب هم جزئی از نتیجه روند سیاسی گذشته بود.
۲۷ آبان ۱۳۸۵ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply
پرویز :
جناب عبدی در مورد مطالب شما ذکر چند نکته ضروری است
اول تفاوت بین اشغال سفارت و اتفاقات مشابه در دولتی بودن ویا شدن ان است که اتفاقات بعدی ناشی ار همین تفاوت است که بظاهر نا دیده گرفته شده. دوم اینکه دلایل دشمنی با امریکا ییان و ریشه ای بودن ان جای تردید است زیرا با نگاهی به تاریخ یک صد ساله ایران این امر بوضوح روشن است که خساراتی که از سیاستهای روس و انگلیس متوجه ایران شده بمراتب بیشتر است مگر اینکه
عدم توفیق در اعدام پهلوی دوم مهمتر باشد
دشمنی اظهار شده از جانب ایران حتی نمی تواند بلحاظ سیاستهای خاورمیانه ای امریکا ییها باشد این را میتوان از مواضع عواملی گه مستقیما در بحران درگیرند فهمید زیرا مواضع انها با ما بکلی متفاوت است رادیکالیسم خود تحمیلی بعد از اشغال که بیشتر کاربردی داخلی داشت باعث شد که هردو کشور در راهی بی بازگشت قدم بگذارند که با شرایط فعلی نهایتا به درگیری می انجامد
۲۸ آبان ۱۳۸۵ ۵:۲۱ بֽظֽ | Reply
فضول :
سلام
پس نه خاني آمد نه خاني رفت!
چقدر نحوه ورود به مسايل وخروج از آن شبيه
آقاي عبدالله شهبازي است! تصادفا در يك دانشگاه! هم تحصيل كرده ايد!!
۳۰ آبان ۱۳۸۵ ۴:۰۵ بֽظֽ | Reply
عفر باقر زاده :
با سلام خیلی از شما متشکرم - بدلیل آن که یک اصلاح طلب انتقاد پذیر هستید و شهامت آن را دارید که گذشته خود را نقد کنید و من معتقدم مفهوم وافعی اصلاحات سیاسی همین است . عقل گرایی؛ نقدگذشته و از آن به عنوان تجربه ای برای آیندهمورد استفاده قرار داد
. امیدوارم همیشه پایدار باشید و خوانندگان را از نقطه نظرات خود محروم نکنید.
همان گونه که خود توضیح داده اید هیچ اتفاقی بطور انتزاعی اتفاق نمی افتد و باید تمام شرایط وقوع را مد نظر قرارداد و سپس قضاوت نسبی نمود %
۵ آذر ۱۳۸۵ ۹:۳۴ قֽظֽ | Reply
faran :
جناب عبدی
با حرفهای گنگ مبهم و دوپهلو که بیشتر شبیه معماست تا مطلبی روشن دنبال چه هستید. چرا صراحتا در مورد خیلی از مسایل از جمله قانونی بودن تصرف سفارت سخن نمیگویید ؟
در ضمن من نقطه مثبتی در اشغال سفارت ندیدم که صراحتا اشاره شده باشد
متشکرم
۶ آذر ۱۳۸۵ ۸:۲۳ قֽظֽ | Reply
فرهاد :
چون آدرس ايميل نداري مجبورم اين مقاله را برايت بصورت كامنت بفرستم. هدف: ۱- مقاله بسيار جالب و آموزنده و روشنگري است.۲- نوشته ات را در مورد اشغال سفارت پراكنده ,غير علمي و سطحي يافتم. مقاله حاضر شايد بتواند نمونه ارزشمندي از يك كار تحقيق تاريخي را ارائه دهد. .........
عبدی از ارسال مقاله ممنونم.
۶ آذر ۱۳۸۵ ۱۱:۳۸ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/130