درباره انتخابات (3)

همانطور که قبلا گفتم دیدگاهم در باره انتخابات را پس از برگزاری آن در چند شماره تقدیم می کنم این مقاله روز قبل از انتخابات نوشته شده و فارغ از وضعیت نتائج استدلال شده است


7ـ شايد بپرسيد كه چرا دوستان اصلاح‌طلب تا اين حد از بديهيات غافل هستند؟ دلايل متعددي براي اين واقعيت مي‌توان برشمرد از ضعف خطاي تحليلي تا فقدان ارتباط رسانه‌اي و... را مي‌توان از زمره اين امور برشمرد. اما من در اينجا مي‌خواهم به يك مسأله خاص اشاره كنم، و آن خلط ميان نماي دور و نزديك در سياست است. در نماي نزديك نگاه اين دوستان به خودشان و ديگر همراهانشان است، در بسياري از امور افراد خوش‌برخورد و سليم و خوش نيت مشاهده مي‌كنند، و براساس اين نماي نزديك شور و حال و حس خاصي پيدا و تصور مي‌كنند كه دیگران هم مثل آنان فكر مي‌كنند و اگر نكنند، حتماً ريگي در كفش دارند. به همين دليل وقتي در يك سالن هزار نفري جمع مي‌شوند و يكي از افراد برايشان صحبت مي‌كند، از خود بيحال و چنان جذب سخن و بيان گوينده و درستي و پاكي وي مي‌شوند كه بيا و ببين. اما مسأله اين است كه در اصل نماي دور سياست مهم است. نمايي كه اكثريت مردم آن را مي‌بينند و چندان توجهي به اين نماي نزديك (ولو جذاب و خوشايند) ندارند. اگر به قول شاعر مي‌توانستند: «گلي ديدم ز دورت خوب و خوشرنگ» «چو نزديك آمدي خود بودي آتش»! چنين نمايي داشته باشند به مراتب موثرتر از آن بود كه از نزديك گل و از دور آتش سوزان باشد.به همین دلیل لازم است که دوستان از لاک خویش ساخته بیرون آیند و اندکی هم از نمای دور و از منظر جامعه به اوضاع و خود بنگرند.
8ـ مشكلي كه هيچگاه دوستان نتوانستند آن را حل كنند، هدف از ورود به انتخابات است. اگر مملكت و قدرت در روال عادي قرار دارد، طبيعي است كه ورود به انتخابات دليلي نمي‌خواهد، جز اين كه هر فرد و گروهي برنامه‌هاي جاري خود را براي اداره كشور در زمينه‌مربوط به انتخابات اعلام مي‌كند. در چنين جوامعي انتخابات مسأله‌اي ندارد (چه در سطح تأييد صلاحيت‌ها، چه در سطح سلامت انتخابات و چه در سطح كارآمدي نهاد برآمده از انتخابات) به همين دليل انتخابات معطوف به كسب صندلي قدرت است و بس و همه نيز اين را مي‌دانند. اما در ايران چنين نيست. دوستان در اصل قضيه هدفشان كسب صندلي قدرت است (كه اشكالي هم ندارد) اما هيچ توضيحي براي اين نمي‌دهند كه چگونه مي‌خواهند از اين طريق اصلاحات كنند؟ اگر نمي‌خواهند، چرا مردم بايد آنان را به ديگران ترجيح دهند؟ (مقايسه كنيد قاليباف رابا شهردار‌هاي اصلاحات) و اگر مي‌خواهند، چگونه اقدام خواهند كرد؟ اما متأسفانه علي‌رغم اين كه به دنبال بقاي در قدرت و ساختار موجود هستند، در شعار چيز ديگري بيان مي‌شود كه متعهد به استلزامات اين شعار هم نيستند.
9ـ دوستان دعوت‌كننده به شركت در انتخابات مرزهاي سياستمداري، دانشمندي و بازاريابي را مخدوش كرده‌اند، گاه در مقام سياستمدار حرف‌هاي دانشمندان را مي‌زنند. به اين جمله توجه كنيد: «مردم بدانند كه با غيبت [در انتخابات] آنها اوضاع بهتر نمي‌شود.» اين جمله دانشمندان است اما از موضع سياستمدار زده شده است. من اگر بخواهم از موضع دانشمندي اين جمله را بيان كنم چنين خواهد بود: «گروه‌هاي سياسي بدانند اگر اعتماد و اعتقاد مردم را براي جلب مشاركت آنان در انتخابات به دست نياورند، اوضاع بهتر نمي‌شود» و اگر بخواهم از موضع سياستمدار سخن بگويم، خواهم گفت: «ما با ارايه برنامه موجود خود توانسته‌ايم اعتماد و اعتقاد مردم را براي جلب مشاركت آنان در سرنوشت خود فراهم كنيم.» و اگر از موضوع بازارياب بخواهم سخن بگويم، به مردم نشان خواهم داد كه این برنامه چرا بهترين برنامه و با صرفه‌ترين آنهاست و چرابيش از بقيه به نفع مردم و جامعه است.
بنابراين ملاحظه مي‌كنيد كه اولاً آقايان حتي هنگامي كه بايد در مقام سياستمداري سخن سياستمدارانه بگويند سخن دانشمندانه‌اي كه قلب مخاطب شده است را
عنوان مي‌كنند.
10ـ از ديگر مشكلات انتخابات‌هاي اخير و گذشته، فقدان خط قرمز تعريف شده و ملموس و قابل فهم نزد اصلاح‌طلبان است.آنان يا هيچگاه به طور مشخص معين نكردند كه رفتارشان در چارچوب‌هاي موسوم و جاري موجود كي و چگونه تغيير خواهد كرد، و يا اين كه اگر هم مشخص كردند، هنگام رسيدن به آن خطوط، نه تنها تغييري در رفتار خود ندادند، بلكه علايم گذارده شده را شخصاً به دوش كشيدند و در فاصله بسياري از مرزهاي قبلي قرار دادند و سپس روز از نو و روزي از نو. چنين وضعي موجب بي‌پرنسيبي در فرد و تذبذب در طرفداران مي‌شود. همين اقدامات است كه موجب از ميان رفتن صراحت و شفافيت در سخن و بی اعتمادی مي‌شود. به نحوي كه هر گاه با افراد در خلوت سخن مي‌گوييد، با صراحت منتقد مي‌شوند و اعتراض مي‌كنند، اما در جلوت به گونه ديگري سخن مي‌گويند. آنان كه آمده بودند اين معضل اخلاقي را از ساخت قدرت برچينند، ظاهراً نه تنها موفق نشدند، بلكه خود نيز كمابيش به آن آلوده شدند.

ادامه دارد

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1ـ الآن (ساعت 20/11 صبح پنج‌شنبه 23/9/1385) كه داشتم اين مطلب را مي‌نوشتم در همين مقطع پيام كوتاه زير به موبايل من ارسال شد: تحريم چراي كار نيست. 24 آذر، «نه» بزرگ مردم ايران به سياست‌هاي احمدي‌نژاد، با رأي به ائتلاف اصلاح‌طلبان. دوباره مي‌سازمت وطن. «تهران شهر ايران». لطفاً براي ده نفر بفرستيد. اين سومين SMS از صبح تا حالا بود.