آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

انتخابات , نوشتار

۲۷ آذر ۱۳۸۵

درباره انتخابات (۳)

7ـ شايد بپرسيد كه چرا دوستان اصلاح‌طلب تا اين حد از بديهيات غافل هستند؟ دلايل متعددي براي اين واقعيت مي‌توان برشمرد از ضعف خطاي تحليلي تا فقدان ارتباط رسانه‌اي و... را مي‌توان از زمره اين امور برشمرد. اما من در اينجا مي‌خواهم به يك مسأله خاص اشاره كنم، و آن خلط ميان نماي دور و نزديك در سياست است. در نماي نزديك نگاه اين دوستان به خودشان و ديگر همراهانشان است، در بسياري از امور افراد خوش‌برخورد و سليم و خوش نيت مشاهده مي‌كنند، و براساس اين نماي نزديك شور و حال و حس خاصي پيدا و تصور مي‌كنند كه دیگران هم مثل آنان فكر مي‌كنند و اگر نكنند، حتماً ريگي در كفش دارند. به همين دليل وقتي در يك سالن هزار نفري جمع مي‌شوند و يكي از افراد برايشان صحبت مي‌كند، از خود بيحال و چنان جذب سخن و بيان گوينده و درستي و پاكي وي مي‌شوند كه بيا و ببين. اما مسأله اين است كه در اصل نماي دور سياست مهم است. نمايي كه اكثريت مردم آن را مي‌بينند و چندان توجهي به اين نماي نزديك (ولو جذاب و خوشايند) ندارند. اگر به قول شاعر مي‌توانستند: «گلي ديدم ز دورت خوب و خوشرنگ» «چو نزديك آمدي خود بودي آتش»! چنين نمايي داشته باشند به مراتب موثرتر از آن بود كه از نزديك گل و از دور آتش سوزان باشد.به همین دلیل لازم است که دوستان از لاک خویش ساخته بیرون آیند و اندکی هم از نمای دور و از منظر جامعه به اوضاع و خود بنگرند.
8ـ مشكلي كه هيچگاه دوستان نتوانستند آن را حل كنند، هدف از ورود به انتخابات است. اگر مملكت و قدرت در روال عادي قرار دارد، طبيعي است كه ورود به انتخابات دليلي نمي‌خواهد، جز اين كه هر فرد و گروهي برنامه‌هاي جاري خود را براي اداره كشور در زمينه‌مربوط به انتخابات اعلام مي‌كند. در چنين جوامعي انتخابات مسأله‌اي ندارد (چه در سطح تأييد صلاحيت‌ها، چه در سطح سلامت انتخابات و چه در سطح كارآمدي نهاد برآمده از انتخابات) به همين دليل انتخابات معطوف به كسب صندلي قدرت است و بس و همه نيز اين را مي‌دانند. اما در ايران چنين نيست. دوستان در اصل قضيه هدفشان كسب صندلي قدرت است (كه اشكالي هم ندارد) اما هيچ توضيحي براي اين نمي‌دهند كه چگونه مي‌خواهند از اين طريق اصلاحات كنند؟ اگر نمي‌خواهند، چرا مردم بايد آنان را به ديگران ترجيح دهند؟ (مقايسه كنيد قاليباف رابا شهردار‌هاي اصلاحات) و اگر مي‌خواهند، چگونه اقدام خواهند كرد؟ اما متأسفانه علي‌رغم اين كه به دنبال بقاي در قدرت و ساختار موجود هستند، در شعار چيز ديگري بيان مي‌شود كه متعهد به استلزامات اين شعار هم نيستند.
9ـ دوستان دعوت‌كننده به شركت در انتخابات مرزهاي سياستمداري، دانشمندي و بازاريابي را مخدوش كرده‌اند، گاه در مقام سياستمدار حرف‌هاي دانشمندان را مي‌زنند. به اين جمله توجه كنيد: «مردم بدانند كه با غيبت [در انتخابات] آنها اوضاع بهتر نمي‌شود.» اين جمله دانشمندان است اما از موضع سياستمدار زده شده است. من اگر بخواهم از موضع دانشمندي اين جمله را بيان كنم چنين خواهد بود: «گروه‌هاي سياسي بدانند اگر اعتماد و اعتقاد مردم را براي جلب مشاركت آنان در انتخابات به دست نياورند، اوضاع بهتر نمي‌شود» و اگر بخواهم از موضع سياستمدار سخن بگويم، خواهم گفت: «ما با ارايه برنامه موجود خود توانسته‌ايم اعتماد و اعتقاد مردم را براي جلب مشاركت آنان در سرنوشت خود فراهم كنيم.» و اگر از موضوع بازارياب بخواهم سخن بگويم، به مردم نشان خواهم داد كه این برنامه چرا بهترين برنامه و با صرفه‌ترين آنهاست و چرابيش از بقيه به نفع مردم و جامعه است.
بنابراين ملاحظه مي‌كنيد كه اولاً آقايان حتي هنگامي كه بايد در مقام سياستمداري سخن سياستمدارانه بگويند سخن دانشمندانه‌اي كه قلب مخاطب شده است را
عنوان مي‌كنند.
10ـ از ديگر مشكلات انتخابات‌هاي اخير و گذشته، فقدان خط قرمز تعريف شده و ملموس و قابل فهم نزد اصلاح‌طلبان است.آنان يا هيچگاه به طور مشخص معين نكردند كه رفتارشان در چارچوب‌هاي موسوم و جاري موجود كي و چگونه تغيير خواهد كرد، و يا اين كه اگر هم مشخص كردند، هنگام رسيدن به آن خطوط، نه تنها تغييري در رفتار خود ندادند، بلكه علايم گذارده شده را شخصاً به دوش كشيدند و در فاصله بسياري از مرزهاي قبلي قرار دادند و سپس روز از نو و روزي از نو. چنين وضعي موجب بي‌پرنسيبي در فرد و تذبذب در طرفداران مي‌شود. همين اقدامات است كه موجب از ميان رفتن صراحت و شفافيت در سخن و بی اعتمادی مي‌شود. به نحوي كه هر گاه با افراد در خلوت سخن مي‌گوييد، با صراحت منتقد مي‌شوند و اعتراض مي‌كنند، اما در جلوت به گونه ديگري سخن مي‌گويند. آنان كه آمده بودند اين معضل اخلاقي را از ساخت قدرت برچينند، ظاهراً نه تنها موفق نشدند، بلكه خود نيز كمابيش به آن آلوده شدند.

ادامه دارد

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1ـ الآن (ساعت 20/11 صبح پنج‌شنبه 23/9/1385) كه داشتم اين مطلب را مي‌نوشتم در همين مقطع پيام كوتاه زير به موبايل من ارسال شد: تحريم چراي كار نيست. 24 آذر، «نه» بزرگ مردم ايران به سياست‌هاي احمدي‌نژاد، با رأي به ائتلاف اصلاح‌طلبان. دوباره مي‌سازمت وطن. «تهران شهر ايران». لطفاً براي ده نفر بفرستيد. اين سومين SMS از صبح تا حالا بود.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

فرهاد :

سلام
آقای عبدی برای آنکه خود شما هم به موضوع سئوال خود ساخته و جواب به آن دچار نشوید بهتر است مطالبی که تاتحت عنوان دوستان اصلاح طلب مطرح می کنید را کمی (تا آنجا که امکان دارد) مستند تر بفرمایید که چه کسی , کی یا کجا گفته و گفته ایشان را در گیومه قرار دهید. با عرض پوزش از گستاخی که کردم.

عبدی : این اشکال در اصل می تواند وارد باشد.اما چون قصد تمرکز بر شخص خاصی را ندارم لذا کلی می گویم.اگر دوستان نسبت به اصل مساله اعتراضی داشتند آنگاه متذکر خواهم شد.

۲۷ آذر ۱۳۸۵ ۳:۱۰ بֽظֽ | Reply

كمالي :

آقاي كروبي در كنفرانس خبري روز دوشنبه خودشان با افشاي برخي از تخلفات اشكار در انتخابات اخير در واكنش به اين سووال كه براي رفع اين مشكلات چه اقدام عملي انجام خواهند داد گفت از دست ما كاري جز نامه نوشتن و اعتراض كردن بر نمي ايد! آقاي هاشمي هم در پيامشان بجاي پرداختن به دغدغه هاي مردم در زمينه حفظ و صيانت ار اراي آنان از اينكه بار ديگر موفق شده با اراي بالاي مردم به يكي از نهادهاي اصلي كشور راه يابد اظهار خوشحالي توام با وجد و هيجان بسيار نمودند! بزرگان اصلاح طلب هم كه هر جا سري براي شكايت و دادخواهي زدندند راهشان ندادند! و ظاهرا به اين دلخوش كرده اند كه سهمي ولو كمتر از آنچه مي خواستند در شوراها يافته اند! آيا به نظر جنابعالاي اين کار درست است كه مردم را با وعده و وعيد به پاي صندوقهاي راي بكشانند و بعد در توجيه ناتواني خودشان بگويند براي صيانت از اراي مردم كاري از دستشان بر نمي ايد! چرا مردم را به كاري وا مي دارند كه هيچ نتيجه اي جز پشيماني ندارد؟ ايا اين ضربه به ارمان دموكراسي خواهي نيست؟

عبدی :فارغ از اشکالات این امر باید بپذیرند که اگر چنین است مردم حق دارند که دفعه بعد در پای صندق حاضر نشوند.

۲۷ آذر ۱۳۸۵ ۷:۲۳ بֽظֽ | Reply

ترک ایران پرست :

موافقم.احسنت بر شما.فقط مورد بند7 فکر می کنم کم اهمیت تر از بقیه باشدو شاید قابل ذکر نباشد.مثلا وقتی دوستان سابقشان مثل شما نمای نزدیک را هم برایشان واقع بینانه و انتقادی می کنند باز هم ازخواب بیدار نمی شوند.همچنین با توجه به گسترش رسانه ها(اینترنت ماهواره و ...)بعید است از مواضع و نگاه جامعه به خود بی خبر باشند.

۲۷ آذر ۱۳۸۵ ۸:۲۲ بֽظֽ | Reply

حمید :

با سلام خدمت آقای عبدی،

موضوعی که شما در تحلیلتان به آن اشاره نکرده اید و من فکر میکنم نقش بسزایی در رفتار سیاسی اصلاح طلبان (چه در گذشته و چه در حال) بازی میکند تعلّقات روانی و سیاسی آنها به دستگاه حاکم است. این تعلّقات (در کنار بسیاری از عوامل دیگر) هر ار گاهی نقش مهمی در موضعگیریهای جناح اصلاح طلب بازی کرده است. مثال بارز آن هم روحانی، و به تبع آن هم صنف بودن جناب آقای خاتمی با بسیاری از شخصیّتهای درون نظام است.

عبدی : اگر اینطور استدلال کنیم آیت الله منتظری هم روحانی است اما بشدت در گیر است. البته مقدمه شما قابل بحث است اما موخره آن برای اثبات آن مقدمه نیاز به قرائن بیشتری دارد.

۲۷ آذر ۱۳۸۵ ۹:۰۴ بֽظֽ | Reply

mim ze :

be vijhe ba morede 10 besiar movafegham. be nazare man in nokteii besiar kelidi st ke eslah talaban tanha ba ravesh haye shebhe-populisti az an farar mikonand.

۲۷ آذر ۱۳۸۵ ۱۱:۳۱ بֽظֽ | Reply

Omid :

با سلام،
آقای عبدی. متاسفانه من در ایران نیستم و در انتخابات هم شرکت نکردم اما ارتباط نزدیک با ایران را حفظ کرده ام. یک نکته در این چند دوره انتخابات توجه من را به خود جلب کرد.
هنگامی که با تمام دوستان صحبت می کنم هیج کس نه احمدی نژاد را دوست دارد نه حامیانش را اما او رییس جمهور شد، با تمام بلاهایی که بر سر شهر تهران آمد و کسی ندید.
این چند هفته هم همه کسانی که می شناختم آرزو می کردند اصلاح طلبان پیروز قطعی انتخابات شوراها شوند اما نشد.
فکر میکنم شما و دوستان نزدیکتان به عنوان تیوریسین اصلاحات باید نگاهتان را به آرای داخل صندوق ها و رای دهندگان عوض کنید.
هم شما میدانید هم من که تمام شعارهای نان و آب دار احمدی نژاد غیر واقعی بود اما وی از این روش جواب گرفت. پس شما هم شعارهایتان را بررسی و بازنویسی کنید.
با کمی دقت میبینیم که رای دهندگان تنها دانشجوهای رشته های مهندسی نیستند بلکه خانم همسایه شما که سیکل دارد و فقط از بچه هایش مراقبت می کند و سریال نرگس می بیند هم رای میدهد، باید دید چه چیزی او را خوشحال می کند.
پس بیایید از رای مردم استفاده کنیم تا پیروز راه اصلاحات شویم.

به عشق آزادی و ساختن وطن
عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني بيستون كندن به دست
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن

۲۷ آذر ۱۳۸۵ ۱۱:۴۱ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

با سلام
اين پيام كوتاه كه به شما شده بود من را به ياد يك واقعه با مزه انداخت ; محمد رضا پهلوي در روزهاي اخري كه سلطنتش را به طور جدي در معرض خطر مي ديد خيلي ملول و افسرده شده بود!يكي از درباريان براي اينكه اعليحضرت را كمي دلداري دهد به او مي گويد:قربان چرا نگرانيد همهء رهبران بزرگ تاريخ اين روزها را داشته اند و با كمك طرفداران صديق شان از ان عبور كرده اند. مثلا" شار ل دوگل در فرانسه كه طرفدارانش درخيابان "شانزه ليزه "پاريس در حمايت او تظاهرات كردند ! محمدرضا جملهء جالبي ميگويد كه در ان واقعيتي تلخ و جود داشت , مي گويد:بدبختانه طرفداران ما هم الان در "شانزه ليزه" هستند
نمي دانم به عزيزان بر مي خورد يا نه؟ امابگذار بگويم, اميدوارم بر من ببخشايند

اول انكه
از "سعد اباد" نمي توان يك جنبش را رهبري كرد

دوم انكه
از طريق صفحهء "وب" نمي توان از درد مردم مطلع شد

سوم انكه
از طريق" اس-ام-اس "نمي توان پيام را به توده منتقل كرد

چهارم انكه
با وزرا و استانداران ( سابق ولاحق) نمي توان يك ستاد عمليات سياسي را اداره كرد , چنانكه افتد وداني

پنجم انكه
يك پهلواني بود (در زمان قديم) هي مي رفت بيرون كشي مي گرفت و شكست مي خورد و ميامد خانه ننه اش را مي زد ; مثل همين پهلوانهاي خودمان در عرصهء سياست كه هر و قت شكست مي خورند , فحش عالم را نثار كساني ميكنند كه به هر دليلي در انتخابات شركت نكرده اند!راستي اينكه اقاي خاتمي به ايسنا گفته بود:كساني كه در انتخابات شركت نكردند دموكراسي را قبول ندارند. تكذيب شد يا نه؟

ششم انكه
يك جوان خيلي خوبي كه در همين انتخابات شوراها از جان مايه گذاشت ; سال گذشته در انتخابات رياست جمهوري به من مي گفت:اگر اصلاح طلبان به اندازه "مجيد مجيدي" كارگردان فيلم"بچه هاي اسمان"از جامعه شناخت مي داشتند اين بلا (شكست در انتخابات)به سرشان نمي امد (اين نظر ايشان است)

هفتم انكه
چرا شركت كردن يا شركت نكردن اقاي عبدي اينهمه مهم شده؟اقاي عبدي هم يك راي داره !مثل يك كامنتي با نام "محمد رضا"كه با تغير گفته بود :اقاي عبدي اينهمه حاشيه نرويد بگوئيد شركت مي كنيد يا نه؟من دارم از شما نا اميد مي شوم(اين را اقاي محمد رضا گفته بود)

هشتم انكه
در جواب سؤال قبل , برخي گمان مي كنند با" افاضه "در ماني(ارائهء رهنمود) مشكل قابل حل است

۲۸ آذر ۱۳۸۵ ۶:۰۰ قֽظֽ | Reply

Farzad :

bahse ghafel boodane eslahtalaban az masael bahse kheili jalebei mitune bashe man doost daram kami be in gheflat bepardazam

eslahtalaban zamani az mardom mikhahand ke baraye mokhalefat ba jenahe raghib be anha ray dahand ke khod tahlile dorosti az ray mardom be khod dar entekhbate 76 va majlese sheshom nadarand

bebinid shoma vaghti dar entekhabat sherkat mikonid hadeaghal aghayed va nazarate shoma be 2 daste taghsim mishavad yeki nazart va aghayede shakhsiye shomast manand aghaede dini akhalaghi va ... bakhshe digare nazaret be nahveye barkhorde shoma ba mokhalefan barmigardad(albate in 2 kamelan az ham mojaza nist) yani migooyid aghayede man (A) hast vali be hameye mokhalefan ehteram migozaram va barye anha azadi ziyadi ghael hastam be nazare man eslah talaban hanooz motevajeh nashodand ke bakhshe mohemi az araye kasb karde ra madyoone ghesmate dovome aghaede khod hastand man motmaen hastam ke edeye ziyadi az raydahandegane be eslah talaban aslan aghayede anha ra dar morede masaele dini va akhlaghi ghabool nadarand man khodam afrade besiar ziyadi ra didam ke aslan be din taloghe khater nadarand va be aghaye khatami(yek rohani ) ray dadand chera khodetan ra gool mizanid be lebas pooshidane javanan dar khiyabanha negah konid inha tarafdarane aghaye khatami boodand kasani ke hichgoone taloghate dini nadashtand va az tarighe aghaye khatami be donbale kasbe azadihaye vasi ejtemayi boodand nemikhaham armanhatye mardom ra los koanam be nazare man dashtan khastehayi manande azadiye bayan shayestesalari pasokhgu boodane dolat va gheyre hich tanaghozi ba khastane azadihaye jensi azadiye mashroobate alkoli( eshare be sokhanane aghaye bahonar dar shiraz) va gheyre nadarad va inha chizhayist ke mohafezekaran chomagh kardand bar sare eslahtalaban ke tarafdarane shoma tarfdare in chizha hastand kamelan ham rast migooyand(baz ham takid mikonam aslan manzooram nist ke in tanha khasteye tarfdarane eslahat bood vali jame kasiri az tarafdarane eslahat in khasteha ra HAM dashtand)
va eslah talabann be jaye inke be dashtane in tarafdaran eteraf konand modam anha ra enkar kardand

shayad jomlate man khoshaynde edeye ziyadi az raydahandegane be aghaye khatami nabashad vali man motmaenam bish az 70%(ke albate bazi az anha tarfdare azadihaye vasi naboodand vali dar eyne hal taloghate dini ham nadashtand va edeye ziyadi ham ke bishtar javanan boodand tarfdare azadi ham sath ba keshvarhaye gharbi boodand) az araye aghaye khatami dar shahraye bozorg ra hamin afrad tashkil midahand

mazerat mikhaham ke ba alephbaye latin neveshtam sorate type farsi man kheyli payin ast agar mikhastam inha ra be farsi benevisam hadeaghal 5-6 saat tool mikeshid

عبدی : متاسفانه نوشتن با حروف لاتین مشکلاتی ایجاد می کند که اگر زحمت فارسی نوشتن را تقبل کنید قطعا به صرفه تر است.در مورد مساله مطرح شده هم اجمالا بگویم که اصلاح طلبان دچار هر توهمی بوده باشند به این توهم دچار نبودند و شعار اصلی آنان هم مردمسالاری و حاکمیت قانون مطلوب همه افراد فارغ از تعلقات دینی آنان می شود.

۲۸ آذر ۱۳۸۵ ۱۱:۳۴ قֽظֽ | Reply

يوسف كمش دفه :

با سلام و خسته نباشيد:
دو تا سوال داشتم ؛ 1- در رابطه با شناخت فعالين عرصه سياست ايران و موضعگيري نسبت به آنان آيا اطلاعات موجود در رسانه هاي عمومي كفايت ميكند يا اينكه از پشت پرده هم بايد آگاه بود؟ (علت سوال سخنراني اخير جناب آقاي دكتر
محمد رضا خاتمي در دانشگاه و استناد ايشان به خبرهاي در خلوت است)
2- رابطه اخلاق و دفاع از منافع ملي در سياست خارجي؟

عبدی : اگر از من بپرسید خواهم گفت فقط به اطلاعات آشکار استناد کنید چون در غیر این صورت انواع کلاهبرداری های سیاسی رواج می یابد البته یک نفر شخصا می تواند در مورد خاص این معیار را هم در نظر بگیرد اما قابل انتقال به غیر نیست.اخلاق یساسی هم در برخی موارد با اخلاق فردی متفاوت است و اخلاق بین المللی که تفاوت بیشتری دارد اما برای بحث در این مورد هر گاه موضوعی پیش آمد که لازم بود با بحث در این زمینه آن موضوع شکافته شود یادآوری کنید تا به این بحث بصورت عینی پرداخته شود.

۲۸ آذر ۱۳۸۵ ۰:۲۴ بֽظֽ | Reply

محمد علیجانی :

با سلام خدمت شما جناب عبدی
قبل از هر چیز متشکر از تحلیل های شما راجع به انتخابات
اما چند روز پیش من درباره ی واقعیات دادگاه شما(که به قلم خودتون نوشته شده بود) پرسیده بودم که کجا می تونم مطالعه کنم و درست یادم نیست توی نظرات کدوم مطلب بود . خواستم اگه می شه راهنمایی کنید
موفق و شاد باشید

عبدی : دانشمند سیاستمدار بازاریاب

۲۸ آذر ۱۳۸۵ ۰:۲۹ بֽظֽ | Reply

علی اکرمی :

این انتخابات از نر من حتی اگر با پیروزی اصلاح طلبان تموم شده برای ما دوتا مشکل بزرگ ایجاد می کند
1- دولت فخیمه آقای احمدی نژاد تا حد امکان کل اعتبارات شهرداری را فقل می کند نظیر کاری که الان با تبصره 13 انجام می دهد و ما می مانیم و ترافیک تهران و یه محسن هاشمی که رئیس مترو اما پول نداره که مترو بسازه و ...
2- سنت ناخوشایند ورود ورزشکاران به شورای شهر داره به جاهای باریک می کشه
دفعه پیش فقط یه خادم تو شورا بود اندفعه ساعی - دبیر و خادم فکر کنم دفعه دیگه کل تیم استقلال و یا پرسپولیس یکجا برای شورا نامزد بشوند و کاپیتانشون رو هم بذارند رئیس شورا
برای انتخابات ریاست جمهوری هم زنده باد رضا زاده
حداقل هم قوی ترین مرد جهان است و مشکل خاتمی رو نداره و هم "صحنه" دارد.
اقدام اصلاح طلبان در استفاده تاکتیکی از اسم و عنوان هادی ساعی در انتخابات خشت کجی برای دور شدن از پرنسیبهای ابتدایی کار سیاسی بود.

عبدی : ضمن احترام به آقای ساعی من هم در تحلیل واقعه رخ داده به این مساله خواهم پرداخت.

۲۸ آذر ۱۳۸۵ ۰:۵۲ بֽظֽ | Reply

محمود سالار :

آقای عبدی سلام. فکر می کنم مهمترین توجیه برای شرکت در انتخابات - که مکررا دوستان اصلاح طلب شما نیز ان را تکرار نموده اند- این است که می گویند: ما راهی به جز صندوق رای برای اصلاح امور و پیشبرد اهداف خود نمی شناسیم و در شرایطی که حداقلی از رقابت ، تا حدودی اطمینان به سلامت انتخابات و کمی احتمال کار امدی نهاد برآمده از انتخابات وجود داشته باشد در آن شرکت و دیگران را نیز دعوت می کنیم. مضافا اینکه شرکت نکردن در انتخابات چه چیزی را عایدمان می کند.؟ جسارتا به نظر می رسد این استدلال لا اقل برای کم سوادهایی مثل ما قانع کننده باشد. مضافا اینکه فکر می کنم قرار بود نظر خود را درخصوص اینکه چه باید کرد و شما چه راه حلی به جز صندوق رای - که از اطراف اوین و دفتر کار قاضی مرتضوی هم فاصله نسبتا مناسبی داشته باشد - سراغ دارید بیان بفرمایید.امید وارم فراموش نشود. با تشکر و عذرخواهی از جسارت.

عبدی : یکی دو ماه فرصت دهید.

۲۸ آذر ۱۳۸۵ ۱:۲۶ بֽظֽ | Reply

بابك :

با سلام

روزنامه اعتماد مورخ 28 آذر ، يك تيتر جالب و فكاهي زده بود.هشدار شيخ اصلاحات !
اصلاحاتي كه شيخش با دست گرفتن چند تكه كاغذ مي خواهد امور را سامان دهد و همه تهديدها را به بعد موكول مي كند : يا شيخش شيخ نيست يا اصلاحاتش چيز ديگر است !
آقايان در اين روزگار تنها براي يكديگر تعارف تكه و پاره كرده اند و گرنه قطار اصلاحاتشان! به اين زودي بر روي ريل پس نمي زد !
(در پايان از آقاي عبدي به واسطه نوشته هاي خوبشان به خصوص انتخابات 3 سپاسگزارم. باشد كه مفيد فايده قرار گيرد )

عبدی : حالا هر انتقادی به افراد باشد آقای کروبی ادعاهای بزرگتر از آنچه که می تواند انجام دهد نمی کند.و این نکته مثبتی است.

۲۸ آذر ۱۳۸۵ ۱۱:۰۹ بֽظֽ | Reply

فرزاد :

به روی چشم به فارسی می نویسم

من هم قبول دارم که اصلاح طلبان طرفدار حکومت قانون هستند و این به قسمت دوم عقاید آنها( طبق تقسیم بندی من) بر میگردد و جواب شما با حرف من تناقضی ندارد

وقتی شما حرف از حکومت مردم سالارانه می زنید باید شناخت نسبی از خواسته های مردم داشته باشید (اصلاح طلبان می گویند هر چه مردم بخواهند ولی ما می دانیم که آنها مردم سالاری دینی را می خواهند) من به این موضوع شک دارم حداقل چیزهایی که من در کوچه و خیابان می بینم حکایت از مردم سالاری دینی ندارد . احساس می کنم اصلاح طلبان از داشتن بعضی از هوادارن خود شرم دارند و وجود آنها را انکار می کنند در صورت کم بودن این نوع طرفداران اینکار آنها منطقی است ولی از نظر من این گونه افراد در اکثریت هستند.

شاید اگر در انتخابات ما افراد لائیک هم کاندید می شدند شناخت بهتری از جامعه خود پیدا مکردیم ( می دانم در شرایط فعلی توقع خیلی زیادی است و بیشتر به خیال شبیه است) در انتخابت 76 مردم از بین مردم سالاری دینی و تحمیل دینی انتخاب کردند اصلاح طلبان از این مسئله نتیجه گرفتند (یا حد اقل این طور بیان کردند) که مردم طرفدار مردم سالاری دینی هستند این استنتاج از نطر من نادرست است ( البته حتی اگر در عمل هم درست باشد انتخاب مردم از بین این 2 گزینه منطقا شرط کافی برای این نتیجه گیری نیست)

کاش حداقل میشد یک کار آماری روی طرفدارن اصلاح طلبان (منظورم رای دهندگان است) انجام داد و دید چند درصد تعلقات دینی دارند

معذرت می خواهم که جسارت کردم و خیلی بحث را کش دادم

عبدی :اصلاح طلبان می کوشیدند که در مقام عام بگویند که چنین فشاری برای دینی کردن مردم مفید فائده و منجر به نتیجه نخواهد شد گرچه خودشان در طبقه بندی دینداران قرار می گرفتند.

۲۸ آذر ۱۳۸۵ ۱۱:۲۷ بֽظֽ | Reply

پدرام :

با سلام
در کامنت آقای علی کرمی از عبارت"صحنه" استفاده شده است که تداعی کننده جوک نسبتاً نامناسبی در مورد آقای رضازاده است که در جریان مسابقات آسیایی قطر در میان مردم رد وبدل میشد. فکر کردم یادآوری کنم شاید نوعی توهین به آقای خاتمی و رضازاده تلقی شود .

عبدی : من در این مورد هیچ چیزی نمی دانم .و طبعا اگر چنین باشد حتما عذر خواهی می شود .لازم می شود از این پس کلماتی که مطمئن نیستم واجد چه معنائی است را حذف کنم.

۲۹ آذر ۱۳۸۵ ۰:۲۶ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/312