پس از نوشتن مقاله ای در باره انتخابات کامنتهای متعددی واصل شد که به برخی از آنها هم پاسخ داده شد و اینک برای انعکاس بهتر تعدادی از این کامنتها در صفحه قرار می گیرد
عبدی عزیز سلام از مقالاتت در روزنامه سلام تا الان دنبالت کرده ام از نظر من الگو برای هر ایرانی دوستدار کشور اما عاجزانه تقاضا میکنم در این شرایط حساس مردم را از شرکت در انتخابات ناامید نکن خودت گفتی سیاست انتخاب بین بد و بدتر است نوشته ات را دربست قبول دارم ولی در این شرایط شرکت در انتخابات از هوا واجبتر است بگذار دریچه تنفسی باز شود صبور
باشی و خدا نگهدار
عبدی : مساله این است که اگر چنین دریچه ای باز شود حداقل به لحاظ منافع شخصی(فارغ از منافع ملی که برای همه است)وضع من از شرائط کنونی به در میآید و طبعا باید از آن استقبال کنم.اما تصور نمی کنم که چنین شود.آن که دوم خرداد بود نتیجه اش این شد که می بینیم حال با شورای شهر و چند ده هزار رای احتمالی چه گلی بر سر خود خواهیم گذاشت؟مساله من رای و انتخابات نیست این را همیشه گفته ام مساله حاکمیت قانون و حل مشکل استقلال حکومت از ملت است که متاسفانه دوستان هیچ برنامه ای برای آن ندارند.با این حال من مطلقا کسی را به رای ندادن دعوت نمی کنم حتی در خانواده ام چنین است و برخی از آنان در 27 خرداد84 شرکت کردند و من حتی یک کلمه هم با آنان در این باره سخن نگفتم.اما باید حرفم را بزنم تا معلوم شود چه چیز درست است و چه چیز نادرست.اگر امروز حرفی نزنم دوستان فردا خواهند گفت چرا قبل از انتخابات نگفتی.ضمنا من اعتقاد ندارم که موافقت یا سکوت من و امثال من وقتی که زمینه عمومی برای شرکت مردم نباشد موجب شرکت مردم می شود .رابطه سیاستمداران و مردم قدری پیچیده تر از آن است که مردم بدون زمینه دنباله رو باشنبا سلام و تشكر
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آقاي عبدي، واقعيت اين است كه براي اخذ يك تصميم و انتخاب يك مورد از بين گزينه هاي مختلف به هيچ وجه كافي نيست كه تنها خصوصيات آن گزينه را ذكر نمائيد. شما به حق (البته به نظر من) فرموده ايد كه شركت در انتخابات داراي هزينه هاي سنگين قطعي و دستاورد هاي محتمل سبك است. راستش اولين نتيجه گيري كه به ذهن راه مي يابد اين است كه پس شركت كردن منطقي نيست. اما واقعيت اين است شايد اگر خصوصيات گزينه شركت نكردن را بيان مي كرديد مثلا به اين نتيجه مي رسيديد كه هزينه آن بسيار سنگين تر و دستاورد هاي آن بسيار كمتر است. به عنوان مثال اگر در خصوص يك بيمار ي بسيار شديد گفته شود فلان معالجه بسيار گران و احتمال موثر بودنش نيز كم است به هيچ وجه به معناي نفي آن معالجه نيست بلكه بلا فاصله بايد پرسيده شود خوب وضعيت راه هاي ديگر چيست.
متشكر مي شوم اگر به همين خوبي كه هزينه ها و دستاورد هاي احتمالي شركت در انتخابات شورا ها را شكافتيد تلاشي نيز در مورد گزينه هاي ديگر بخصوص تحريم و شركت نكردن داشته باشيد.
عبدی : اگر راهی بود که فرد یا افرادی می توانستند همه مردم را مثلادر حد 85در صد پای صندوق بیاورند و به افراد مورد نظر من و شما رای بدهند مطمئن باشید که کار به اینجاها نمی رسید.بنابر این تحلیل مذکور بر حسب واقعیت موجود است که امکان ندارد مردم را بدون قول و قرار متقن به پای صندوق آورد.من با شما موافقم که در انتخابات شرکت کنیم خیلی خوب است اما لازم است که شعار مناسب این هدف بدهیم.باید به قول وقرار خود پایبند باشیم و اگر نشدیم باید به مردم حق بدهیم که از ما روی برگردانند.اشتباه نکنیم اگر مردم آنطور که شما می خواهید یعنی بی قید و شرط مشارکت کنند در این صورت حیطه رد صلاحیتها گسترده تر خواهد شد.قضیه به این راحتی نیست که فکر کنیم با مشارکت گسترده می توان حکومت را درست کرد.
فعلا باید هزینه مشارکت قبلی را پرداخت
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام جناب عبدی:ممنون ومتشکر از مطالب دقیق و اصولی که نشون دهنده نگرانی شما ودقتتون به مسائل جامعه است.به نظر من چه کسانی که در انتخابات شرکت میکنند وچه کسانی که شرکت در انتخابات را بی فایده میدونن بنا به فکر و نظر شخصیشون به این نتیجه میرسند وقطعا قابل احترام ولی به نظرم حداقل نقد احتیاج اعمال همه ماست ولی چند نکته در مورد مطالب شماکه برام سواله:
1-شما گفتید شرکت در انتخابات رای به ساختار موجود است؟ولی سوالی که پیش مییاد آیا هر کسی که در انتخابات شرکت نمیکنند نظرشون شکستن ساختارهاست؟شما در مطلب سیاستهای انتخابی مطلوب به این نکته اشاره میکنیید که شرکت در انتخابات به عنوان نفی گفتمان خشونت آمیز برای تغییر است.آیا شما راه دیکه ای برای این نفی گفتمان سراغ دارید؟
2-شما در هر 2 مطلبتون به اصل هزینه و فایده اشاره میکنید ولی جهت روشن شدن موضوع به هزینه وفایده شرکت نکردن اشاره ای نمیکنید؟شما نمگید که شرکت نکردن چه هزینه وفایده ای داره به نظرم جا داره جهت تصمیمات بهتر از این زاویه هم به این موضوع نگاه بشه.
3-شما به سلامت انتخابات موثر بودن انتخاب شدگان وگستره نامزدها توجه میکنید که قطعا از مهمترین مسائل و بدیهی ترین اصول یک انتخابات است و نگرانی امروز همه است ولی ما فرض میگیریم که شرکت این در این دوره به حداقل برسه برنامه و قدم بعدی شما چیه؟چه برنامه یا حداقل چه چشم اندازی از بعد دارید.چه حرفی برای کسانی که شرکت نکردن دارید که قطعا نظر همشونم با شما یکی نیست.مطمئنا نمی خواین بگین اینها نظر شخصیتون است و به بقیه کاری ندارید چون چه بخواین وچه نخواین شما به عنوان مرجع در جامعه مطرحین و قطعا نگرانیهاتون از این حرفها بیشتره و مقدار هزینه شخصی که پرداختین مبینه این سطح از دغدغه شماست.
4-به نظر شما آیا بهتر نیست اصلاحطلبها یک برنامه برای بدنه ای قوی و متشکل داشته باشند تا حداقل پاسخگویی از طرف انتخاب شدها بوجود بیاد تا دیگه منتخبین مثل خاتمی از عناوین کلی کارشکنی جهت توجیه ضعفها استفاده نکنند.
5-به نظر شما وقتی مردم قهر کردن و در انتخابات شرکت نکردن سلامت انتخابات بیشتر شد یا وقتی در تصمیم گیری حضور داشتند؟که البته این قهر مقداریش از عملکرد ضعیف اصلاحطلبان ناشی میشد.
به نظر من جواب این سوالها حداقل کمک میکنه برای تصمیمگیری بهتر و دقیقتر.
من در مطلب قبلیم از کلمه پیچوندن استفاده کردم که گویا شما ناراحت شده بودید اینجا از شما معذرت میخوام.
عبدی :هیچ بحثی در خوب بودن شرکت در انتخابات نیست پس شرکت نکردن کلا ضرر است اما شرکت در انتخاباتی ضروری است که حداقل شرایط(سه شرط گفته شده در مقاله اول)را دارا باشد اگر کسی ادعا کرد که این سه شرط در حداقل لازم وجود دارد باید شرکت کرد اما اگر این حداقلها نباشد موضوعی به نام انتخابات نیست که خواسته شود در آن شرکت کرد.
بنا براین مساله ای به نام شرکت کردن مطرح نیست.این وظیفه طرفداران شرکت است که وجود حداقلها را ثابت کنند و اگر کردند وظیفه همه ماست که در آن شرکت کنیم.
بعلاوه دوستان چرا در مورد انتخابات خبرگان سکوت می کنند و خود را از شرکت در آن برکنار می دارند؟اگر می توان در آن مورد شرکت نکرد آیا نباید عوارض منفی شرکت نکردن را بیان داشت؟به نظر من انتخابات خبرگان از جهت حذف هاشمی برای این دوستان می تواند مهمتر باشد.
آیا نباید یک نفر جواب بدهد که قصدشان از رفتن به شورا چیست و براساس تجربه قبلی چه می خواهند انجام دهند و تضمین این برنامه چیست؟فوری می گویند برنامه شما چیست؟من که کسی را به شرکت دعوت نکرده ام که برنامه بدهم آنان که دعوت می کنند باید چنین کنند.
اما برنامه هم هست ولی وقت آن الان نیست چون مشکل مملکت و من انتخابات نیست که در این مرحله بخواهم برنامه بدهم.برنامه در مقالات متعدد مذکور است اما مفصل آن برای بعد از انتخابات.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آقای عبدی عزیز،
عمل به نظر شما باعث یاس بیشتر میشود. هر جا که انتخابی بود باید شرایطمان را به نیروهای « پیرو انتصاب » تحمیل کنیم. اینکه آنها نخواهند گذاشت و ...نه تنها سازنده نیست در نوع خود مضر هم میباشد. باید ما شرایطمان را به آنها تحمیل کنیم نه بر عکس
آیا شما جایی را سراغ دارید که « امتیاز به دستان » از امتیا زها شان با شرکت نکردن مردم درتصمیم گیری ها چشم پوشی کرده باشند.؟
احساسم این است که شما مایلید آقای قالیباف شهردار شود تا اختلاف بین پیروان انتصاب شدیدتر شود. این دقیقا نظر تحریمی ها بود که میگفتند درانتخابات شرکت نکنیم تا حاکمیت یکدست شده ، زودتر فرو بپاشند. ایا نتیجه ای داشت؟
شرکت در انتخابات با برنامه ای معقول ( عملگرایی به جای بنیاد گرایی) و تحت تاثیر قرار دادن عرصه عمومی . کنش به جای واکنش یا انفعال به نظر من دست آورد بیشتری دارد.
عبدی : اگر واقعا می توان نظر خود را تحمیل کرد حتما در انتخابات باید شرکت کرد.
البته در انتخابات اگر شرکت شد و تقلب موثری نبود باید شرافتمندانه نتیجه را پذیرفت و به قول معروف جر نزد و اگر تقلب موثر شد شرافت به خرج داد و زیر بار نتیجه نرفت.و اگر هر دو این راهها منتفی بود با احترام دور انتخابات را خط کشید.
اما من موافق آن سیاست نیستم گرچه معتقدم آنقدر برخی افراد خرابکاری کردند که جامعه را در این سراشیبی قرار دادند.
آنان که مدعی بودند بیش از همه بروقوع این احتمال خطرناک افزودند.دولت و وضعیت کنونی محصول بی چون وچرای عملکرد گذشته از جمله شرکتها و عدم شرکتها چشم بسته است.این نوع رفتارها موجب شد که بسیاری نسبت به اصل انتخابات نا امید شوند.بعد در یک تحلیل غیر قابل قبول تحریمی ها را مسئول خطاب کنند.
انگیزه های افراد موجب درستی تصمیمات آنان نمی شود.چه بسا با انگیزه خیر بسوی هدف مورد نظر حرکت کنیم اما به دلیل خطا در نقطه مقابل سر در آوریم.بنابراین باید برای هر کارمان دلائل کافی و مستدل ارائه کنیم.
بله ممکن است با مشارکت در یک عمل موقتی امیدوار شویم اما هنگامی که با شکست مواجه می شویم یاس و نا امیدی به شکل وحشتناکی تمامی وجود ما را می گیرد.یاس امروز ناشی از این تحلیلها نیست بلکه ناشی از آن سیاستهای غلطی است که اوضاع کشور را به اینجا رساند و هنوز هم خود را ذیحق و دیدگاههای دیگران را باطل می دانن
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آقاي عبدي مقاله شما به عنوان يك كهنه كار ايرادي داشت كه من متعجب شدم. شما حاكميت يك دست را موجب عملكرد بهتر دانستهايد. حال آنكه حاكميت يك دست موجب فساد است. بله! در حاكميت دوگانه، براي كارهايي كه خاصيت تبليغاتي دارد و در چشم مردم است مثل كندن برچسب در منازل كارشكني مي شود ولي وقتي حاكميت يكدست شد تنها چيزي كه مهم خواهد بود همين اقدامات تبليغاتي است و بس و فساد پنهان ضربههاي بزرگتري به كشور ميزند. اهميت شوراها به هيچ عنوان كم نيست و با فرستادن اصلاح طلبها ميتوانيم مطمئن باشيم كه كسي به سادگي نمي تواند دزدي كند.
عبدی : ظاهرا به تمام مقاله توجه نشده.
گفته ام اگر کلیت وضع موجود را قبول دارید در این صورت اداره شهر به وسیله امثال آقای قالیباف موثر تر است تا اصلاح طلبان زیرا اصلاح طلبان به دلیل انتقادات خودشان به کلیت است که می خواهند در این انتخابات شرکت کنند و کلیت هم نخواهد گذاشت که آنان کار کنند و اینها هم برنامه ای برای مقابله با این مانع تراشی ها ندارند.
بنا بر این با شما موافقم و به همین دلیل نگاه من متوجه شورای شهر نیست.و مطمئن هستم که با این اقدامات قدمی به جلو بر نخواهیم داشت.اما با دو دست شدن غیر کارکردی حكومت دود این دودستگی توی چشم مردم می رود همچنان که قبلا رفت.بعلاوه من که گفته ام حالت بهتر تر کیب از هر سه گروه است.
ضمنا دزدی شدن و نشدن به عوامل دیگری بستگی دارد که ارتباطی با این انتخابات ندارد
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تحلیل شما در شرایط عادی کاملا درست است .اما اگر تهدید روز افزون موجودیت کشور ( حمله موضعی با کامل نظامی و یا تحریک و تجزیه کشور) را در برابر بی خردی وحشتناک مقامات فعلی لحاظ کنیم نتیجه متفاوت نمی شود.( لا اقل تا زمانی که این وضعیت بشدت بحرانی خارج شویم)
ظاهرا دیک چنی در سفر اخیر به خاورمیانه از تحریک اقوام ایرانی به عنوان یک سیاست مهم نام برده و یا حمایت نسبتا آشکار دولت انگلیس از مسائل خوزستان در سال گذشته و...
عبدی : هر کاری که به خنثی سازی این خطرات منجر شود نه تنها خوب که لازم است اما تجربه گذشته نشان داد که برخی رفتارها به ظاهر موجه و اعتدالی منشا اصلی بروز وضعیت حاضر است لذا می ترسم با این انگیزه ها اقداماتی کنیم که ما را زودتر به آن خطرات دچار کند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آوردن اين دو نكته كه پيروزي در انتخابات ميتواند مقدمه اي بر پيروزي در بقيه انتخابات باشد(مثل تجربه رياست جمهوري) و اينكه پيروزي نسبي منجر به ايجاد شكاف در قدرت ميشود(با توجه به اينكه از پانزده نفر تهران يك سومشان شانس
پيروزي دارند) ، با اول كلام شما يعني عدم شركت در انتخابات نمي خواند همين دو احتمال توجيه شركت نمي تواند باشد؟
عبدی : نکته اول در مقاله من نیست بلکه ادعای دیگران است که نقل شده.در مورد نکته هم درست است اگر کسی فکر می کند که آنچه را که در نتیجه مشارکت به کلیت ساختار عرضه می کند در برابر این احتمال چیز مهمی نیست پس حتما باید شرکت کند.اما اساس آن مطلب چیزهای دیگر است و این نکات کاملا حاشیه ای است.مساله اصلی دفاع از وجود حداقلی از سه شرط انتخابات است.در این مورد اظهار نظر کنیم اگر این سه شرط در حداقل هم وجود داشت شرکت لازم است و اگر نبود که نه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------