آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

پاسخ به نظرات

۱۱ آذر ۱۳۸۵

در باره انتخابات(کامنتها و پاسخها)

عبدی عزیز سلام از مقالاتت در روزنامه سلام تا الان دنبالت کرده ام از نظر من الگو برای هر ایرانی دوستدار کشور اما عاجزانه تقاضا میکنم در این شرایط حساس مردم را از شرکت در انتخابات ناامید نکن خودت گفتی سیاست انتخاب بین بد و بدتر است نوشته ات را دربست قبول دارم ولی در این شرایط شرکت در انتخابات از هوا واجبتر است بگذار دریچه تنفسی باز شود صبور
باشی و خدا نگهدار

عبدی : مساله این است که اگر چنین دریچه ای باز شود حداقل به لحاظ منافع شخصی(فارغ از منافع ملی که برای همه است)وضع من از شرائط کنونی به در میآید و طبعا باید از آن استقبال کنم.اما تصور نمی کنم که چنین شود.آن که دوم خرداد بود نتیجه اش این شد که می بینیم حال با شورای شهر و چند ده هزار رای احتمالی چه گلی بر سر خود خواهیم گذاشت؟مساله من رای و انتخابات نیست این را همیشه گفته ام مساله حاکمیت قانون و حل مشکل استقلال حکومت از ملت است که متاسفانه دوستان هیچ برنامه ای برای آن ندارند.با این حال من مطلقا کسی را به رای ندادن دعوت نمی کنم حتی در خانواده ام چنین است و برخی از آنان در 27 خرداد84 شرکت کردند و من حتی یک کلمه هم با آنان در این باره سخن نگفتم.اما باید حرفم را بزنم تا معلوم شود چه چیز درست است و چه چیز نادرست.اگر امروز حرفی نزنم دوستان فردا خواهند گفت چرا قبل از انتخابات نگفتی.ضمنا من اعتقاد ندارم که موافقت یا سکوت من و امثال من وقتی که زمینه عمومی برای شرکت مردم نباشد موجب شرکت مردم می شود .رابطه سیاستمداران و مردم قدری پیچیده تر از آن است که مردم بدون زمینه دنباله رو باشنبا سلام و تشكر
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آقاي عبدي، واقعيت اين است كه براي اخذ يك تصميم و انتخاب يك مورد از بين گزينه هاي مختلف به هيچ وجه كافي نيست كه تنها خصوصيات آن گزينه را ذكر نمائيد. شما به حق (البته به نظر من) فرموده ايد كه شركت در انتخابات داراي هزينه هاي سنگين قطعي و دستاورد هاي محتمل سبك است. راستش اولين نتيجه گيري كه به ذهن راه مي يابد اين است كه پس شركت كردن منطقي نيست. اما واقعيت اين است شايد اگر خصوصيات گزينه شركت نكردن را بيان مي كرديد مثلا به اين نتيجه مي رسيديد كه هزينه آن بسيار سنگين تر و دستاورد هاي آن بسيار كمتر است. به عنوان مثال اگر در خصوص يك بيمار ي بسيار شديد گفته شود فلان معالجه بسيار گران و احتمال موثر بودنش نيز كم است به هيچ وجه به معناي نفي آن معالجه نيست بلكه بلا فاصله بايد پرسيده شود خوب وضعيت راه هاي ديگر چيست.
متشكر مي شوم اگر به همين خوبي كه هزينه ها و دستاورد هاي احتمالي شركت در انتخابات شورا ها را شكافتيد تلاشي نيز در مورد گزينه هاي ديگر بخصوص تحريم و شركت نكردن داشته باشيد.

عبدی : اگر راهی بود که فرد یا افرادی می توانستند همه مردم را مثلادر حد 85در صد پای صندوق بیاورند و به افراد مورد نظر من و شما رای بدهند مطمئن باشید که کار به اینجاها نمی رسید.بنابر این تحلیل مذکور بر حسب واقعیت موجود است که امکان ندارد مردم را بدون قول و قرار متقن به پای صندوق آورد.من با شما موافقم که در انتخابات شرکت کنیم خیلی خوب است اما لازم است که شعار مناسب این هدف بدهیم.باید به قول وقرار خود پایبند باشیم و اگر نشدیم باید به مردم حق بدهیم که از ما روی برگردانند.اشتباه نکنیم اگر مردم آنطور که شما می خواهید یعنی بی قید و شرط مشارکت کنند در این صورت حیطه رد صلاحیتها گسترده تر خواهد شد.قضیه به این راحتی نیست که فکر کنیم با مشارکت گسترده می توان حکومت را درست کرد.
فعلا باید هزینه مشارکت قبلی را پرداخت
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام جناب عبدی:ممنون ومتشکر از مطالب دقیق و اصولی که نشون دهنده نگرانی شما ودقتتون به مسائل جامعه است.به نظر من چه کسانی که در انتخابات شرکت میکنند وچه کسانی که شرکت در انتخابات را بی فایده میدونن بنا به فکر و نظر شخصیشون به این نتیجه میرسند وقطعا قابل احترام ولی به نظرم حداقل نقد احتیاج اعمال همه ماست ولی چند نکته در مورد مطالب شماکه برام سواله:
1-شما گفتید شرکت در انتخابات رای به ساختار موجود است؟ولی سوالی که پیش مییاد آیا هر کسی که در انتخابات شرکت نمیکنند نظرشون شکستن ساختارهاست؟شما در مطلب سیاستهای انتخابی مطلوب به این نکته اشاره میکنیید که شرکت در انتخابات به عنوان نفی گفتمان خشونت آمیز برای تغییر است.آیا شما راه دیکه ای برای این نفی گفتمان سراغ دارید؟
2-شما در هر 2 مطلبتون به اصل هزینه و فایده اشاره میکنید ولی جهت روشن شدن موضوع به هزینه وفایده شرکت نکردن اشاره ای نمیکنید؟شما نمگید که شرکت نکردن چه هزینه وفایده ای داره به نظرم جا داره جهت تصمیمات بهتر از این زاویه هم به این موضوع نگاه بشه.
3-شما به سلامت انتخابات موثر بودن انتخاب شدگان وگستره نامزدها توجه میکنید که قطعا از مهمترین مسائل و بدیهی ترین اصول یک انتخابات است و نگرانی امروز همه است ولی ما فرض میگیریم که شرکت این در این دوره به حداقل برسه برنامه و قدم بعدی شما چیه؟چه برنامه یا حداقل چه چشم اندازی از بعد دارید.چه حرفی برای کسانی که شرکت نکردن دارید که قطعا نظر همشونم با شما یکی نیست.مطمئنا نمی خواین بگین اینها نظر شخصیتون است و به بقیه کاری ندارید چون چه بخواین وچه نخواین شما به عنوان مرجع در جامعه مطرحین و قطعا نگرانیهاتون از این حرفها بیشتره و مقدار هزینه شخصی که پرداختین مبینه این سطح از دغدغه شماست.
4-به نظر شما آیا بهتر نیست اصلاحطلبها یک برنامه برای بدنه ای قوی و متشکل داشته باشند تا حداقل پاسخگویی از طرف انتخاب شدها بوجود بیاد تا دیگه منتخبین مثل خاتمی از عناوین کلی کارشکنی جهت توجیه ضعفها استفاده نکنند.
5-به نظر شما وقتی مردم قهر کردن و در انتخابات شرکت نکردن سلامت انتخابات بیشتر شد یا وقتی در تصمیم گیری حضور داشتند؟که البته این قهر مقداریش از عملکرد ضعیف اصلاحطلبان ناشی میشد.
به نظر من جواب این سوالها حداقل کمک میکنه برای تصمیمگیری بهتر و دقیقتر.
من در مطلب قبلیم از کلمه پیچوندن استفاده کردم که گویا شما ناراحت شده بودید اینجا از شما معذرت میخوام.

عبدی :هیچ بحثی در خوب بودن شرکت در انتخابات نیست پس شرکت نکردن کلا ضرر است اما شرکت در انتخاباتی ضروری است که حداقل شرایط(سه شرط گفته شده در مقاله اول)را دارا باشد اگر کسی ادعا کرد که این سه شرط در حداقل لازم وجود دارد باید شرکت کرد اما اگر این حداقلها نباشد موضوعی به نام انتخابات نیست که خواسته شود در آن شرکت کرد.
بنا براین مساله ای به نام شرکت کردن مطرح نیست.این وظیفه طرفداران شرکت است که وجود حداقلها را ثابت کنند و اگر کردند وظیفه همه ماست که در آن شرکت کنیم.
بعلاوه دوستان چرا در مورد انتخابات خبرگان سکوت می کنند و خود را از شرکت در آن برکنار می دارند؟اگر می توان در آن مورد شرکت نکرد آیا نباید عوارض منفی شرکت نکردن را بیان داشت؟به نظر من انتخابات خبرگان از جهت حذف هاشمی برای این دوستان می تواند مهمتر باشد.
آیا نباید یک نفر جواب بدهد که قصدشان از رفتن به شورا چیست و براساس تجربه قبلی چه می خواهند انجام دهند و تضمین این برنامه چیست؟فوری می گویند برنامه شما چیست؟من که کسی را به شرکت دعوت نکرده ام که برنامه بدهم آنان که دعوت می کنند باید چنین کنند.
اما برنامه هم هست ولی وقت آن الان نیست چون مشکل مملکت و من انتخابات نیست که در این مرحله بخواهم برنامه بدهم.برنامه در مقالات متعدد مذکور است اما مفصل آن برای بعد از انتخابات.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آقای عبدی عزیز،

عمل به نظر شما باعث یاس بیشتر میشود. هر جا که انتخابی بود باید شرایطمان را به نیروهای « پیرو انتصاب » تحمیل کنیم. اینکه آنها نخواهند گذاشت و ...نه تنها سازنده نیست در نوع خود مضر هم میباشد. باید ما شرایطمان را به آنها تحمیل کنیم نه بر عکس

آیا شما جایی را سراغ دارید که « امتیاز به دستان » از امتیا زها شان با شرکت نکردن مردم درتصمیم گیری ها چشم پوشی کرده باشند.؟

احساسم این است که شما مایلید آقای قالیباف شهردار شود تا اختلاف بین پیروان انتصاب شدیدتر شود. این دقیقا نظر تحریمی ها بود که میگفتند درانتخابات شرکت نکنیم تا حاکمیت یکدست شده ، زودتر فرو بپاشند. ایا نتیجه ای داشت؟

شرکت در انتخابات با برنامه ای معقول ( عملگرایی به جای بنیاد گرایی) و تحت تاثیر قرار دادن عرصه عمومی . کنش به جای واکنش یا انفعال به نظر من دست آورد بیشتری دارد.


عبدی : اگر واقعا می توان نظر خود را تحمیل کرد حتما در انتخابات باید شرکت کرد.
البته در انتخابات اگر شرکت شد و تقلب موثری نبود باید شرافتمندانه نتیجه را پذیرفت و به قول معروف جر نزد و اگر تقلب موثر شد شرافت به خرج داد و زیر بار نتیجه نرفت.و اگر هر دو این راهها منتفی بود با احترام دور انتخابات را خط کشید.
اما من موافق آن سیاست نیستم گرچه معتقدم آنقدر برخی افراد خرابکاری کردند که جامعه را در این سراشیبی قرار دادند.
آنان که مدعی بودند بیش از همه بروقوع این احتمال خطرناک افزودند.دولت و وضعیت کنونی محصول بی چون وچرای عملکرد گذشته از جمله شرکتها و عدم شرکتها چشم بسته است.این نوع رفتارها موجب شد که بسیاری نسبت به اصل انتخابات نا امید شوند.بعد در یک تحلیل غیر قابل قبول تحریمی ها را مسئول خطاب کنند.
انگیزه های افراد موجب درستی تصمیمات آنان نمی شود.چه بسا با انگیزه خیر بسوی هدف مورد نظر حرکت کنیم اما به دلیل خطا در نقطه مقابل سر در آوریم.بنابراین باید برای هر کارمان دلائل کافی و مستدل ارائه کنیم.
بله ممکن است با مشارکت در یک عمل موقتی امیدوار شویم اما هنگامی که با شکست مواجه می شویم یاس و نا امیدی به شکل وحشتناکی تمامی وجود ما را می گیرد.یاس امروز ناشی از این تحلیلها نیست بلکه ناشی از آن سیاستهای غلطی است که اوضاع کشور را به اینجا رساند و هنوز هم خود را ذیحق و دیدگاههای دیگران را باطل می دانن

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آقاي عبدي مقاله شما به عنوان يك كهنه كار ايرادي داشت كه من متعجب شدم. شما حاكميت يك دست را موجب عملكرد بهتر دانسته‏ايد. حال آنكه حاكميت يك دست موجب فساد است. بله! در حاكميت دوگانه، براي كارهايي كه خاصيت تبليغاتي دارد و در چشم مردم است مثل كندن برچسب در منازل كارشكني مي شود ولي وقتي حاكميت يكدست شد تنها چيزي كه مهم خواهد بود همين اقدامات تبليغاتي است و بس و فساد پنهان ضربه‏هاي بزرگتري به كشور مي‏زند. اهميت شوراها به هيچ عنوان كم نيست و با فرستادن اصلاح طلب‏ها مي‏توانيم مطمئن باشيم كه كسي به سادگي نمي تواند دزدي كند.

عبدی : ظاهرا به تمام مقاله توجه نشده.
گفته ام اگر کلیت وضع موجود را قبول دارید در این صورت اداره شهر به وسیله امثال آقای قالیباف موثر تر است تا اصلاح طلبان زیرا اصلاح طلبان به دلیل انتقادات خودشان به کلیت است که می خواهند در این انتخابات شرکت کنند و کلیت هم نخواهد گذاشت که آنان کار کنند و اینها هم برنامه ای برای مقابله با این مانع تراشی ها ندارند.
بنا بر این با شما موافقم و به همین دلیل نگاه من متوجه شورای شهر نیست.و مطمئن هستم که با این اقدامات قدمی به جلو بر نخواهیم داشت.اما با دو دست شدن غیر کارکردی حكومت دود این دودستگی توی چشم مردم می رود همچنان که قبلا رفت.بعلاوه من که گفته ام حالت بهتر تر کیب از هر سه گروه است.
ضمنا دزدی شدن و نشدن به عوامل دیگری بستگی دارد که ارتباطی با این انتخابات ندارد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تحلیل شما در شرایط عادی کاملا درست است .اما اگر تهدید روز افزون موجودیت کشور ( حمله موضعی با کامل نظامی و یا تحریک و تجزیه کشور) را در برابر بی خردی وحشتناک مقامات فعلی لحاظ کنیم نتیجه متفاوت نمی شود.( لا اقل تا زمانی که این وضعیت بشدت بحرانی خارج شویم)
ظاهرا دیک چنی در سفر اخیر به خاورمیانه از تحریک اقوام ایرانی به عنوان یک سیاست مهم نام برده و یا حمایت نسبتا آشکار دولت انگلیس از مسائل خوزستان در سال گذشته و...

عبدی : هر کاری که به خنثی سازی این خطرات منجر شود نه تنها خوب که لازم است اما تجربه گذشته نشان داد که برخی رفتارها به ظاهر موجه و اعتدالی منشا اصلی بروز وضعیت حاضر است لذا می ترسم با این انگیزه ها اقداماتی کنیم که ما را زودتر به آن خطرات دچار کند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آوردن اين دو نكته كه پيروزي در انتخابات ميتواند مقدمه اي بر پيروزي در بقيه انتخابات باشد(مثل تجربه رياست جمهوري) و اينكه پيروزي نسبي منجر به ايجاد شكاف در قدرت ميشود(با توجه به اينكه از پانزده نفر تهران يك سومشان شانس
پيروزي دارند) ، با اول كلام شما يعني عدم شركت در انتخابات نمي خواند همين دو احتمال توجيه شركت نمي تواند باشد؟

عبدی : نکته اول در مقاله من نیست بلکه ادعای دیگران است که نقل شده.در مورد نکته هم درست است اگر کسی فکر می کند که آنچه را که در نتیجه مشارکت به کلیت ساختار عرضه می کند در برابر این احتمال چیز مهمی نیست پس حتما باید شرکت کند.اما اساس آن مطلب چیزهای دیگر است و این نکات کاملا حاشیه ای است.مساله اصلی دفاع از وجود حداقلی از سه شرط انتخابات است.در این مورد اظهار نظر کنیم اگر این سه شرط در حداقل هم وجود داشت شرکت لازم است و اگر نبود که نه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

naafeer :

با عرض سلام ...
با توجه به مطالب فراوان سیاسی شاید مطلب بنده را ندیده باشید لذا دوباره خدمت رسیدم ...


عبدی : مطمئن باشید همه کامنتها را می خوانم برخی را از طریق آدرس ارسالی جواب می دهم .اگر نکته ای دارید از همین طریق ارسال فرمائید.
در مورد شما سایت شما را هم مراجعه کردم تا چیزی از دست نرود.

۱۱ آذر ۱۳۸۵ ۷:۱۳ بֽظֽ | Reply

علی :

با سلام و تشکر از مباحث دمکراتیک شما در این سایت.
شما در جریان انتخابات سال گذشته در پاسخی به اقای عطریانفر نتیجه انتخابات را به درستی پیش بینی کردید. اما حیف که بهره ای از این پیش بینی نبردیم. اکنون با توجه به جو موجود ،پیش بینی خاصی نسبت به انتخابات پیش رو دارید؟

عبدی : به دلائل فنی امکان پیش بینی انتخابات اخیر کم است اما اگر تا روز انتخابات با پژوهشی مواجه شدم که در این زمینه کمک می کرد حتما به اطلاع می رسانم.

۱۱ آذر ۱۳۸۵ ۸:۵۲ بֽظֽ | Reply

علي :

سلام آقاي عبدي
راستش با تمام اطميناني كه به قوه تحليل شما دارم فكر مي كنم كلا در مورد موضع انفعال در حال خطااهستيد .اگر 2 خرداد به شكست منجر شد به خاطر اين بود كه رهبري آن كه قاعدتا انتظار مي رفت رييس جمهوري باشد اشتباه انتخاب شده بود و اصلاح طلبان هم هزينه ها را به جا نپرداختند.مثلا برای تامین آزادی مطبوعات كه مسلم تر از حق هسته اي بود نايستادند اما مقابل حضور شخص متنفذي چون هاشمي كه مي توانست ضمانت اجرايي بسياري از ايده هاي اصلاح طلبانه مجلس ششم باشد به طرزي بسيار راديكال استادند.در اين زمان هم من فكر ميكنم اگر كساني در مجلس خبرگان و شوراها باشند كه در صورت ظهور كوچكترين فرصتي آن ها را در جهت مطالبات اصلاح طلبانه پيش ببرند بهتر از آن است كه توپ در زمين طرف بيفتد و كسي براي حمله نباشد.شما خود بهتر مي دانيد كه تا منطقه و ايران آبستن حوادث است و اين فشار ها ممكن است در 8 سال آينده دريچه هايي بگشايد كه آگر كساني از اصلاح طلبان (البته از جنس هاشمي و نه خاتمي عزيز) در صحنه باشند بتوانند از آنها در جهت مطلوب بهره برداري كنند.موفق باشيد.

عبدی : همانقدر که آقای هاشمی در 3تیر 84 از خودش دفاع کرد مشت نمونه خروار است.

۱۲ آذر ۱۳۸۵ ۰:۳۷ قֽظֽ | Reply

شهاب شهسواری علویجه :

آقای عبدی عزیز سوالی داشتم آن هم این است که من دقیقا متوجه نمی شوم که شما آیا قایل به تحریم انتخابات هستید یا عدم مشارکت در انتخابات و یا شیوه مبارزاتی خاصی را در نظر دارید؟ از آن نظر که احتمال می دهم به شیوه های مبارزه بدون خشونت معتقید دقیقاً دوست دارم بدانم چه هدفی را و عملا با چه راه کارهایی دنبال می کنید. نوشته های شما را در این وبسایت دنبال کرده ام امّا بلاخص در رابطه با چند مطلب اخیر در زمینه انتخابات اعتقاد دارم نه تنها راه حلی را پیشنهاد نمی کنید بلکه به شکلی کاملا غیر منطقی فقط به طرح پیشنهاد عدم شرکت در انتخابات می کوبید که نمی دانم فایده ی آن چیست. در این زمینه هم در پاسخ کامنت ها و هم در خود مطالب اشاره ای نکرده اید با این وجود که چند تا از کامنت ها دقیقا به همین موضوع اختصاص داشتند که فایده ی عدم شرکت در انتخابات چیست؟ و راهکار آلترناتیو چیست؟

عبدی : تحریم انتخابات کاملا غلط است و غیر معقول. اما انتخابات اسم نیست بلکه رسم است که باید حداقلی را داشته باشد.اگر شما یا هر کس دیگری معتقد است آنچه که در حال برگزاری است این حداقلها را دارد و نه تنها اسما بلكه رسما هم انتخابات است توضیح دهند تا همه به مشارکت در آن جلب شوند.
اما راه جایگزین هم الان وقت آن نیست اول باید نسبت به وضع ایران و دلائل بروز اوضاع کنونی به تحلیل مشترک رسید سپس از دل آن راههای مورد نظر بدست می آید.
پس از انتخابات به این مساله می پردازم.

۱۲ آذر ۱۳۸۵ ۰:۴۳ قֽظֽ | Reply

sadaf :

این تئوری که در صورت حاکمیت یکدست کیفیت حکمرانی بهتر از حاکمیت دوگانه است فکر میکنم غلط بودنش در 1.5 سال اخیر معلوم شد.حاکمیت یکدست است ولی بشدت ناکارآمد.مثلا مردم آمریکا به طور تاریخی به این نتیجه رسیده اند که کنگره و ریاست جمهوری را با هم به دست یک حزب ندهند.ضمنا از ترس تقلب در انتخابات شرکت نکردن هم کمی تناقض دارد.اگر بخواهند تقلب کنند که تعداد آرا را هم دستکاری میکنند و شرکت کردن یا نکردن ما تاثیری ندارد.اگر هم تقلب نشود که ما دستی دستی حق خود را واگذار کرده ایم.

عبدی : آن حاکمیت دوگانه بود که این تخم دو زرده موجود را گذاشت.این میوه محصول آن درخت است.آیا دوباره در صدد کاشتن چنان درختی هستیم؟
اشکالی ندارد پس باید شرکت کرد اما نمی توان شکست را نپذیرفت و آن را به امدادهای غیبی !! و خواب رفتن و حزب پادگانی و امثالهم ربط داد و مجددا همان نهادهای برآمده از انتخابات را به رسمیت شناخت.

۱۲ آذر ۱۳۸۵ ۴:۱۵ قֽظֽ | Reply

یک شهروند :

سلام آقای عبدی
با احترام به نظر شما ، به نظر شما که می گویید رای دادن فایده ندارد ، راهکار عملی برای خروج از شرایط فعلی چیست؟
آیا به فرض ، با عدم مشارکت مردمی در انتخابات ، و به فرض زیر سوال رفتن مقبولیت عمومی آن، به نتیجه دلخواه می رسیم؟
آیا انقلاب یا مداخله خارجی یا چیزی شبیه اینها تکرار اشتباه گذشتگان نیست؟
آیا هر یک از موارد فوق بیش از فایده هزینه ندارد؟
ممنون می شوم جواب بدهید

عبدی : صریحا بگویم من نه معتقدم که انتخابات را باید تحریم کرد و نه آن را بی فایده می دانم اما چه کنم که حداقل شرائط را در آن نمی بینم بعلاوه چشم بسته و بدون تحلیل برای به مسئولیت بدون قدرت رسیدن عده ای که در مقطع مواجهه با مشکل زمین گیر می شوند و شروع به حمله به پشت جبهه می کنند حاضر نیستم رای بدهم.
من بر خلاف دیگران معتقد نیستم که برای زیر سوال رفتن مشروعیت حکومت نباید رای داد بلکه معتقدم هر گاه حداقل شرائط باشد باید مشارکت کرد پس هر کس این حداقلها را قبول دارد باید توضیح دهد و نیازی به بحثهای دیگر نیست.


۱۲ آذر ۱۳۸۵ ۱:۱۵ بֽظֽ | Reply

مهدی م :

آقای عبدی ابتدا عذر می خواهم که سریع نوشتم و ممکن است که صدر و ذیل نوشته ها کمی دچار ناهمخوانی باشند.

جناب آقای عبدی
شما و آقای پدرام در تحلیل هایتان ابتدا فضایی را ترسیم کرده اید که بسیار شبیه فضای انتخابات مجلس ششم است. مدلی هم که برای پیش بینی اتفاقاتی آینده به کار می برید، کاملا مبتنی بر اتفاقات رخ داده در مجلس ششم است و حتی به دلیل گسترش دامنه های اقتدارگرایی اوضاع را بدتر از آن زمان تحلیل می کنید. به هر ترتیب ساختار ذهنی شما در تحلیل و پیش بینی حوادث، کاملا با اتفاقات مجلس ششم همخوانی دارد. با پذیرفتن این فرضیات می توان تحلیل شما و نظریه آقای پدرام را در خصوص انتخابات پذیرفت.
اما به نظر می رسد که استفاده از مدل مجلس ششم در تحلیل فضای موجود و پیشگویی حو ادث بعدی ، چشم بستن به واقعیتها و تا حدودی ساده انگلاری فضای فعلی باشد.
ابتدا کمی شرایط فعلی را به بحث می گذارم و درادامه به موضوع می پردازم

الف- اصلاح طلبان حتی پایگاههای غیر دولتی قبل از 76 را هم از دست داده اند.
ب- بدنه اصلاح طلبان نسبت به 76 رشد زیادی کرده است و سطح توقعات به شدت متکثر و متغییر است.( هم به لحاظ عرض و هم به لحاظ ارتفاع)
ج- نگاه بخش خصوصی به اصلاح طلبان دیگر مانند گذشته مخلوطی از بیم وامید نیت بلکه سراسر بیم است.
د- تجربیات ممتدی که می توانست نیروهای پشتیبان اصلاحات را درکنار هم نگاه دارد گرچه قبل از 76 پیوستگی ضعیفی داشته ولی در خلال این هشت سال دچار گسست های عمیق شده است و در پس هر گسست نیروهای زیادی از اصلاح طلبان ریزش کرده اند. عده ای به بخش خصوصی رفته اند که همان دیدگاه بیم نسبت به آینده در دست اصلاح طلبان را دارند وعده ای در دستگاههای دولتی هستند که سیاست صبر تا سحر بدمد را در پیش گرفته اند (برای آنن مسلما شب دراز است و اگر صبح شود چه بهتر)
ر- پشتوانه حرکت اصلاحی بین مردم عملا وجود ندارد. هرچه بوده در ساختار دولتی بوده که اینک از بین رفته است.

پس با این وضعیت نمیتوان برای تحقق اهداف اصلاح طلبانه اقدام کرد! و بیخود نیست که تمام بحث های قبلی شما و آقای حجاریان و نوشته آقای پرهام بر این مبنا استوار بود که نقطه عزیمت و برگشت به اصلاح طلبی تعیین شود. ولی در پس تمام آن بحث ها همچنان این سوال باقی ماند که نقطه عزیمت چگونه بدست می اید؟
همان طور که معلوم است راهکارهایی چون قضیه استقلال مالی حکومت یا حاکمیت دوگانه و یا هر راهکاری که برای آینده اصلاح طلبی طرح شود زمانی قابل پیگیری است که آن نقطه برگشت مشخص شده باشد.. برای اینکه بحث اندکی شفاف تر شود و فضای سنگین حاکم بر اصلاح طلبان ترسییم شود، نگاهی دوباره به اهداف اصلی اصلاحات مفید خواهد بود:

الف- قانونمند شدن حکومت
ب- اجرای قانون اساسی با نهایت تفسیر دموکراتیک
ج- پاسخگو شدن حکومت
د- نظارت پذیرکردن بخش های غیر انتخابی حکومت

به نظر می رسد که بتوان تمام خواسته های اصلاح طلبان از هر دسته ای را در زیر مجموعه عناوین فوق جای داد(حتی بحث نفتی که شما مطرح کرده اید و حتی حاکمیت دوگانه حجاریان و ..) ولی کاملا واضح است که این اهداف در شرایط فعلی و حتی افق چند ساله بعدی (مثلا انتخابات مجلس بعدی و ریاست جمهوری بعدی) خیلی دور از انتظار است.
بنابراین اصلاحات در یک چرخه افول قرار گرفته است و هر حرکتی از جانب اصلاح طلبان اگردر چارچوبهای ذکر شده انجام پذیرد به ناچار در همین چرخه افول قرار خواهدگرفت و نتیجه ای در بر نخواهد داشت.(نمونه واضح آن اقدامات گنجی است).
بنابراین به نظر می رسد که نقطه عزیمت اصلاح طلبان خروج از این چرخه ناکارآمدی است و تا نتوانند از این چرخه خارج شوند همچنان شاهد شکستهای پی در پی خود خواهند بود. برای گسیختن چنین چرخه ای هم یک عامل خارج از چرخه لازم است تا با وارد ساختن شوک لازم چرخه را از هم بپاشاند. به عنوان مثال همانطور که در اتفاقات لبنان و یا دیگر کشورها دیده می شود مثلا ترور یک شخصیت سیاسی ازآنجا که یک عامل خارج از جریان طبیعی امور است به شدت وضعیت سیاسی را دچار تغییر می کند و اوضاع را تا 180 درجه تغییر می دهد. درداخل کشورما نیز ترور آقای حجاریان پیامدهای مشابهی داشت.
اینگونه عوامل ایجاد کننده شوک، گستره وسیعی دارند. از انقلاب و جنگ و دخالت نظامی گرفته تا ترور و گروگانگیری. ولی باید توجه داشت که ایجاد نقطه عزیمت برای اصلاح طلبان، به رغم نیاز به عاملی خارج از ساختار فعلی ، نباید به نقض غرض خود اصلاح طلبان بیانجامد. بدین معنی که راهکارهایی چون دخالت نظامی ، ترور ، کودتا، گروگانگیری، حتی انقلاب و هزاران راه حل ساده انگارانه دیگر، به فرض اینکه امکان آن باشد و جواب مناسبی هم بدهد ضرورتا به اهداف اصلاحی که در بالا آمد ختم نخواهدشد و حتی ممکن است اوضاع را پیچیده تر و خطرناک تر گرداند.
ورود اصلاح طلبان به انتخابات شورا ها از این منظر که در زمان حرکت داخل این چرخه ، به وقوع می پیوندد محکوم به شکست است. ( همانطور که در ابتداگفتم مطابق با الگوی مجلس ششم و شرکت در انتخابات مجلس هفتم می باشد)
اما اگر به انتخابات شورا ها به عنوان نقطه عزیمت نگریسته شود قضیه متفاوت خواهد بود. یعنی با توسل به این انتخابات شورا و شهرداری تهران نقطه ای شود که شوک لازم برای گسیختن چرخه افول فراهم شود. اما این نقطه چگونه به وجود خواهد آمد؟
به نظر می رسد پیروزی در انتخابات شوراها در صورت تدوین استراتژی و تاکتیک مناسب قابلیت ایجاد نقطه عزیمت را داشته باشد.
استراتژی :استراتژی مناسب در این انتخابات را ( به شرط پیروزی کامل اصلاح طلبان و یا کسب اکثریت) می توان به شرح زیر برشمرد:

الف -زنده نگه داشتن شکاف رفسنجانی و طرف مقابل و جلوگیری از تضعیف روز افزون جایگاه هاشمی و سعی در جهات تقویت جایگاه وی
ب- ایجاد یک پایگاه حکومتی برای اصلاح طلبان (و یا طیفهای نزدیک به آنان) در غیاب هر گونه پایگاه دولتی و خصوصی دیگر
ج - ارائه مدیریت قابل قبول با استفاده از امکانات شهرداری به عنوان یک نهاد ثروتمند واستفاده از امکانات مدیریتی جدید و ناشناخته

در مورد تاکتیکها راههای مختلفی وجود دارد که تجربه مدیریتی و سیاسی گسترده ای می طلبد و من هم مانند دیگران مواردی به نظرم می رسد که فعلا لزومی برای بحث در باره آنان نمی بینم.

بنابراین به نظر من اگر انتخابات شوراها و شهرداری را (مخصوصا در تهران) بر محور هاشمی استوار کنیم و شکاف وی را با دیگران فعال نگه داشته و حتی تقویت نماییم فعلا می توانیم شوک اول را برای گسست چرخه قدرتمند شدن جناح اقتدارگرا فراهم آوریم و بعد از آن می توان با اتفاقاتی که در شهرداری و شورا پیش می آید و با پشتیبانی هاشمی زمینه برای شوک دوم که همانا گسیختن چرخه تضعیف اصلاح طلبان است فراهم اید.
با توجه به لیست ارائه شده به نظر می رسد که ائتلاف اصلاح طلبان چنین راهبردی را مد نظر قرارداده است (آنطور که معلوم است محوریت کار با کارگزاران است). و من اگر احساس کنم که شرایط به گونه ای است می توانم به تحلیل فوق برسم در انتخابات شرکت خواهم کرد.
حتی به نظر من وضعیت ایده آل به شکلی است که شورایی که دردست اصلاح طلبان است قالیباف را دوباره شهردار کند.

۱۲ آذر ۱۳۸۵ ۳:۲۹ بֽظֽ | Reply

خسرو :

اما بعد....
در مورد تاييد ساختار كه شرط اول شما است ما تاييدش نمي كنيم اما وقتي كم هزينه ترين راه در حال حاضر براي تغيير هر چند جزئي شركت در انتخابات و استفاده از همين قانون نيم بند موجود است و ما هم چريك و مبارز نيستيم و آمريكا هم نمي خواهيم به اينجا بيايد با وجود رد ساختار شركت مي كنيم و اين شرط شما دليل منطقي ندارد.
در بحث تضمين سلامت انتخابات... مگر من كه قرار است راي بدهم بايد سلامتش را هم تضمين كنم؟ آقاي خاتمي كه رئيس جمهور بود و وزير كشوري داشت احمدي نژاد از صندوقش درآمد حالا در اين وضع شما در جستجوي تضمين هستيد؟ فقط از دهان رقيب خوشحال از افاضات شما مي گويم صبر كنيد تا تضمين شده اش بيايد.
در بحث كارآمدي هم شوراي موجود به نظر شما كارآمد است؟ يا شهردار موجود با دولت همخوان است؟ اصلا تخصص اعضا را ببينيد اينها از شهر سازي و شهر داري چه مي دانند؟ تركيب همين آدمهاي اعلام شده ليست اصلاح طلبان آدم هاي معقول تري ( به جز يكي دو نفر) براي شورا هستند تا حضرات موجود.كارآمدي را هم نمي شود به علم الغيب دانست. اختلاف اصلاح طلبان منتخب احتمالي با دولت هم مي تواند موجب رحماتي باشد. شما مگر مخالف ولخرجي و خاصه خرجي ها نيستيد كه مي خواهيد در شورا كسي باشد كه خارج از بودجه بگيرد و خرج تهران كند؟
در عين حال شما كه هر كسي با نظرتان مخالف است مي گوييد من نمي گويم شركت نكنيد و نه شركت كنيد و ... آيا فكر نمي كنيد قليلي پيرو نظر شما پا پس بكشند و همين پارلمانك هم تيول اقتدارگرايان بماند تركتازي رفيقمان از اين هم بيشتر شود؟ سكوت از حرف نا اميد كننده كه بهتر است... نيست؟

۱۲ آذر ۱۳۸۵ ۵:۱۸ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی شخصا خیلی برای شما احترام قائلم.
اینطور که از مباحث اینجا متوجه شدم شما با توجه به 3 پیش شرط قائل شده ، و عدم تحقق آنها ، نظرتان عدم شرکت در انتخابات است ، در عین حال خود را نیز به نوعی از عرصه سیاست کنار کشیده اید، حال به نظر شما افرادی که نگران وضعیت کشور هستند چه باید بکنند؟
آیا شما هم مانند اکبر گنجی قائل به نافرمانی مدنی و یا روش های مشابه برای ایجاد فشارهای بین المللی هستید؟
اگر نیستید ، آیا امثال ما باید منفعل منتظر بمانیم تا ببینیم چه می شود ؟
روی هم رفته به نظر شما اگر شخصی مثل خاتمی رییس جمهور باشد و هیچ کاری هم نکند بهتر از این نیست که امثال افراد فعلی در قدرت باشند؟
نقد شما به نظر ابراهیم نبوی که می گوید به هر حال بهتر است بین بد و بدتر، بد حاکم شود چیست؟ ابراهیم نبوی با اتکا به نتایج 3 انتخابات اخیر عدم شرکت را بی فایده دانسته و نتیجه گرفته بهتر است در هر صورت از طریق انتخابات که راهی مسالمت امیز است قدم به قدم پیش رفت. آقای نبوی هر راهی که منجر به انجام عمل خشونت آمیز برای جهت تغییر حکومت باشد را نفی کرده است

عبدی:
1-من موافق نافرمانی مدنی نیستم و دخالت خارجی را هم مفید نمی دانم ضمن آن که آنها بطور طبعی دنبال منافع خودشان هستند.
2-نباید منتظر ماند همچنان که از این گزاره نمی توان نتیجه گرفت که هر کاری بهتر از هیچ کار است.
3-قطعا اگر شخصی مثل دور اول خاتمی رئیس جمهور باشد بهتر از امثال فعلی است اما مشکل این است که خاتمی دور دوم موجب ظهور آقایان موجود شد این افراد از آسمان نیامده اند.من هم مثل همه شما حسرت سالهای گذشته را می خورم اما مساله مهمتر از آن سالها تثبیت و بازگشت ناپذیر کردن آن سالها بود.این ورشکستگی محصول آن نابخردی هاست.قرار نیست که چند سال دلمان خوش باشد و بعد مشکلات بزرگتری گریبان ما را بگیرد.ما نباید راهی را برویم که به سرنوشت امروز دچار شویم.

4-این که به نظر من چه باید کرد را بارها گفته ام دوستان سیاسی علاقه ای به شنیدن آن ندارند لذا باز هم می گویند خوب چکار کنیم؟اما مهم نیست اجازه بدهید باز هم این بازی را (با نتیجه از پیش معلوم) تکرار کنند شاید فرصتی برای تجدید نظر فراهم شود.

۱۲ آذر ۱۳۸۵ ۹:۲۶ بֽظֽ | Reply

وحید :

سلام آقای عبدی

عجبا که بعضی دوستان روزی نقاب .....

عبدی : توهین و نتدی را به همان روزنامه ای که از نظر شما به درستی هم فحش نامه است بفرستید حتما چاپ می کنند.برای این سایت با آرامش مطلب تحلیلی بنویسید.دوستانه توصیه می کنم آن فحش نامه ها را زیاد نخوانید که ادبیات شما هم مثل آنان می شود چنانچه تا حدی شده.

۱۳ آذر ۱۳۸۵ ۴:۱۰ بֽظֽ | Reply

ali :

Aghaye Abdi,
Ba arze mazerat ke Font Farsi nadaram.
be nazare shoma natijeh entekhabate khobregan che tasiri dar zendegi ma iraniha darad.

عبدی : آنقدر در زندگی ما تاثیر می گذارد که برسیاست تاثیر بگذارد و چون در این مورد تاثیر ملموسی ندارد (حداقل در شرائط حاضر) پس در زندگی ما هم تاثیری نخواهد گذاشت. البته این مهم است که رای آقای ها شمی چه وضعی پیدا کند.و چون زمینه برای مشارکت پائین فراهم است احتمالا رای وی هم کم شود در این صورت اگر همراه با اکثریت یافتن جناح جدید حکومت در انتخابات شوراها باشد فضای کشور رادیکال تر می شود.و تصور ابتدائی من نیز از انتخابات همین نتیجه است.
انتشار بقیه مطالب شما هم موجب کدورتی با برخی از دوستان سیاسی می شود که صلاح نیست.

۱۴ آذر ۱۳۸۵ ۴:۱۱ بֽظֽ | Reply

حميد :

بهتر است قبل از پرداختن به هرگونه بحثي در باره اينكه آيا بايد در انتخابات شركت كرد يا نه، به اين بحث بپردازيم كه آيا آنچه كه پيش رو داريم به راستي انتخابات است يا خير؟ حتي با در نظر گرفتن حداقل استانداردهاي پذيرفته شده. اگر اينطور نيست، بايد بحث را به اين سمت معطوف كرد كه اين پديده (موسوم به انتخابات) در حقيقت چيست، و تكليف ما در برابر آن چه مي باشد.
سالهاست كه من اين مثال را براي انتخابات در كشور خودمان ميزنم:
به ما ميگويند شما در انتخاب نوع ميوه اي كه ميخواهيد آزاديد. خوشحال ميشويم و ميگويييم: سيب. ميگويند: نداريم. ميگوييم: پرتقال. - نداريم. -خيار. - نداريم. ... -پس چه داريد؟ - .........!!!

عبدی : به هر حال اسم واقعه انتخابات است حال اگر رسم آن هم نباشد فعلا به این عنوان شناخته می شود.

۱۸ آذر ۱۳۸۵ ۳:۵۸ بֽظֽ | Reply

حسام :

این که می‌گویید برنامه را بعد انتخابات می‌گویم فرستادن ملت به دنبال نخود سیاه است. چطور فکر می‌کنید افراد می‌توانند انتخابات نقد را ول کنند و به دنبال برنامهٔ نسیه‌ای شما باشند؟

عبدی : همین نقد را حفظ کنید.اما این که من یا امثال من نظرشان قبل یا بعد انتخابات بگویند هیچ اثری در وضع جاری ندارد.پس از انتخابات با پیش داوری کمتری مطلعه خواهد شد.

۱۹ آذر ۱۳۸۵ ۱:۵۵ قֽظֽ | Reply

نادر :

هر انتخابات آزادی باید ویژگی های زیر را داشته باشد : 1-انتخابات دوره ای 2-گزینشهای معنی دار 3-آزادی پیشنهاد نامزدهای انتخاباتی 4-برابری امکانات نامزدها در تبلیغات و شناساندن خود5-ثبت آزادانه گزینشها 6-دقت در شمارش آرا و گزارش نتیجه ها
به نظر من در فلسفه انتخابات دو اصل کلی وجود دارد.اول اینکه فرایند برگزاری انتخاب آزادانه باشد و دوم تاثیر آرای برندگان در انتخابات در باب امری که به انتخاب گذاشته شده است قابل مشاهده باشد.
در مورد ایرا ن که تکلیف روشن است . اصلا چرا هر بار در این مواقع ما سرگیجه می گیریم؟ و بعد تمام فکر و ذکرما می شود شرکت کردن یا نکردن در انتخابات. نکند که ما شرطی شده ایم نسبت به کلمه انتخابات واین کلمه سبب می شود که بزاق حس انتخاب کردن در ما ترشح کند اما هیچ گاه واقعا از این حس سیر نشویم.

عبدی : فکر نمی کنم که طرفداران انتخابات با شرطهای شما مخالف باشند .آنان هم قطعا موافق هستند .اما قضیه قدری پیچیده تر است. آنان می پرسند خوب تا تحقق آن انتخابات مطلوب چه کنیم؟آنان معتقدند که شرکت در انتخابات نسبی است و می توان با همین اقدامات آن اهداف را کم کم محقق کرد.بنابراین اگر مخالفتی هست باید متوجه این استدلال باشد.

۱۹ آذر ۱۳۸۵ ۱:۳۷ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/144