آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

انتخابات , نوشتار

۱۰ دی ۱۳۸۵

انتخابات شوراها(۱)

مدتي منتظر ماندم بلكه داده‌هاي انتخابات شوراها در اين دوره و دوره‌هاي قبل را پيدا و تحليل مستندتر و دقيق‌تر ارايه كنم، اما حتي نتوانستم تعداد آراي نهايي افراد بعد از نفر بيست و يكم (اصلي و علي‌البدل تهران) را پيدا كنم، چه رسد به اين كه اطلاعات برحسب مناطق و... و يا دوره‌هاي گذشته را. از اين رو تأخير را جايز نديدم، بر همين اساس و با نقد ارزيابي گذشته‌ام كه ذيل عنوان «ارزيابي من» در 24 آذر ماه نوشتم به اين انتخابات مي‌پردازم.
1ـ در خصوص سلامت انتخابات، ظاهراً همانگونه كه همه تصور مي‌كردند، تضميني بر سلامت انتخابات نبود و من نوشتم كه مي‌ترسم نيازي به خدشه وارد كردن به سلامت انتخابات پيدا نكنند، كه خوشبختانه چنين نشد، و اجباراً مسايل متعددي پيش آمد كه ذكر آنها، تكرار مكررات است، اما همانگونه كه نوشتم، به دليل نزديكي آرا، با مقدار کمی از تغييرات امكان جابجايي پيش آمد، گرچه به علت آن كه رقيب اصلي آنان در نتائج آرا، اصلاح‌طلبان نبودند، بلكه گروهي از خودشان بودند، اين اتفاقات تا حدي پيش رفت كه فقط سرِ اصلاح‌طلبان را كمي تا قسمتي كه توانستند اصلاح كردند.
نكته بسيار مهم اين بود كه هيچ موردي از ابطال آرا و صندوق و... ذكر نشد، ولي حدود 250 هزار رأي باطله اعلام شد كه نكته بسيار عجيبي است. اما پرسش اساسي اين است كه دوستان اصلاح طلب چرا اين بار كه تخلفات روشنتر از گذشته است براي حفظ و صيانت از آراي مردم اقدامي نمي‌كنند؟ اگر اين مردم به دعوت آنان وارد شدند، لازم است كه از منظر اخلاقي و سياسي در اين زمينه اقدام كنند، و به صرف شكايت حقوقي بسنده نكنند، چه اشكال داشت كه مدتي را در فرمانداري بيتوته كنند تا پاسخي دريافت دارند، اگر قرار بود كه شكايات حقوقي در اين امور در جامعه موجود به نتيجه عادلانه برسد، كه ما ديگر مشكلي با طرف مقابل نداشتيم، مملكت گل و بلبل مي‌شد. آيا دعوت از مردم براي دفعات بعد هم بدون تضمين سلامت خواهد بود؟ آيا باز هم بايد افراد شركت نكرده را محكوم كرد كه اگر مي‌آمديد و تفاوت آرا زياد مي‌شد، ديگر تقلب و تخلف مثمرثمر نبود؟
2ـ بند بعدي تحليل من در خصوص ميزان مشاركت بود كه نوشتم از دفعه قبل بيشتر است اما 30 و حداكثر 35 درصد خواهد بود كه با لحاظ كردن آراي باطله، سهم آراي شوراي تهران حدود 9/1 ميليون يا همان حدود 30 درصد است. در حالي كه دوستان خوش‌بين معتقد بودند كه مشاركت تا حدود 50 يا 60 درصد هم خواهد رسيد.
پرسش كليدي اين است كه اين افزايش مشاركت نسبت به دفعه قبل به چه دليلي رخ داده است؟ دوستان اصلاح‌طلب مي‌كوشند آن را جزو يكي از دستاوردهاي استراتژيك خود بنامند. اگر چنين است، پس چرا كف آراي دوستان خيلي كمتر از يك صد هزار نفر است؟
به علاوه اگر مشاركت به دليل دعوت دوستان است، چرا بايد آقاي ساعي حدود دو برابر آقاي نجفي رأي بياورد؟ اگر فراموش نكنيم از هر 8 نفر كساني كه رأي آنان پذيرفته شده فقط يك نفر به آقاي نجفي رأي داده است، چگونه مي‌توان اين مشاركت را به حساب استراتژي اصلاح‌طلبان گذاشت. من در جاي ديگري هم و از زاويه ديگري به اين موضوع خواهم پرداخت.
3ـ پيش‌بيني (مشروط )من اين بود كه ليست طرفداران دولت به صورت مشروط رأي خواهد آورد،‌ و شرط من هم اين بود كه آنان بتوانند ليست خود را براي مردم معرفي كنند و در واقع مردم بدانند كه اين ليست منسوب به طرفداران رئيس جمهور و در مقابل با دو ليست ديگر است. برخي دوستان معتقدند كه وجود خواهر رييس جمهور به منزله اين معرفي است، در حالي كه من اين تحليل را وقتي نوشتم كه انتخابات تمام شده بود و از دو هفته قبل هم مي‌دانستم وي در ليست آنان است، اما وجود وي را كافي براي اين معرفي نمي‌دانستم، زيرا معرف ليست بودن بايد از خلال يك مبارزه و چالش سياسي شكل بگيرد، كه براي توضيح قضيه لازم مي‌دانم داده‌هاي زير را با هم مرور كنيم.
يك نظرسنجي در تاريخ 1/9/1385 در تهران انجام شد كه نتايج موردنظر ما از آن به شرح زير است. (اين نظرسنجي از نظر من به دلايل خاص خود تا حدود زيادي معتبر است.)
ـ 59 درصد افراد از سه سوال پرسيده شده درباره شوراي شهر (تاريخ برگزاري انتخابات آن، اسم رييس شورا، و تعداد دفعات برگزار شده انتخابات شوراها) هر سه سوال را يا نمي‌دانسته‌اند يا غلط پاسخ داده‌اند و 27 درصد يك مورد، 11 درصد دو مورد و 3 درصد هم هر سه مورد را پاسخ درست داده‌اند. البته كساني كه اعلام كرده بودند قصد شركت داشته‌اند اطلاعات بيشتري داشته‌اند والبته حدود نيمي از آنان کماکان فاقد هرگونه اطلاعي درباره شورا بوده‌اند.
ـ اين نظرسنجي به درستي ميزان مشاركت را برحسب تجربه نظرسنجي‌هاي قبلي خود حدود 34 درصد پيش‌بيني كرده است.
ـ از افراد پرسيده شده است كه: «اگر احزاب و گروه‌هاي زير افرادي را براي انتخابات شوراي شهر معرفي كنند، شما به كدام ليست رأي مي‌دهيد؟»

ليست درصد كل افرادپاسخگو درصد افرادي كه قطعاً قصد شركت داشته‌اند
طرفداران خاتمي و كروبي 0/14 9/10
طرفداران آقاي قاليباف 1/12 5/12
طرفداران آقاي احمدي‌نژاد 5/28 0/41
هيچكدام، بي‌تصميم، بي‌پاسخ 3/45 6/36
1469 نفر 495 نفر
نتايج در آن زمان (23 روز قبل از انتخابات) گوياي آن است كه طرفداران رييس جمهور با اقبال بيشتري مواجه بودند، ضمن اين كه ثابت قدم‌تر براي شركت در انتخابات هم بودند. اما فقط اين مشكل وجود داشت كه چگونه اين تفكيك در ذهن مردم و هنگام رای دادن صورت گيرد، مشابه اين نتايج در نظرسنجي ستاد اصلاح‌طلبان هم در حدود ده روز قبل از انتخابات مشهود است.
حال روشن است كه چرا ليست طرفداران دولت رأي نياورد، زيرا چنين دركي به مردم منتقل نشد كه ميان اين ليست و ليست قاليباف تعارض است، مردم همگی چمران را همراه و همفكر احمدي‌نژاد مي‌دانستند و اختلافات موجود در ميان گروه كوچكي از فعالان سياسي، مطلقاً نزد مردم راهي نداشت و اصولاً نقد و انتقادي بر افراد ليست قاليباف از سوي طرفداران دولت وجود نداشت که در جامعه انعکاس داشته باشد و به صرف دادن يك ليست بدون اين كه معرف تفكر و عمل خاصي باشد، نمي‌توان مردم را به آن راغب كرد، مردم حتي ميان قاليباف و احمدي‌نژاد هم جنگ و جدل خاصي را سراغ ندارند، يا حداقل اين تعارض به جريان تبديل نشده است، چه رسد به افراد ليست قاليباف كه اصولاً اكثر آنان از همفكران و همراهان احمدي‌نژاد بودند.به همين دلايل خيلي روشن است كه مردم به واسطه همان تصورشان از یکی بودن افراد این لیست با دولت به اين ليست رأي داده باشند، ضمناً فراموش نشود كه ضديت اصلاح‌طلبان با طرفداران احمدي‌نژاد برعكس راهي براي نفس كشيدن بيشتر ليست قاليباف بود.شاید گفته شود که پس چرا بجای این لیست به لیست طرفداران دولت رای ندادند؟باید گفت به آنها هم رای دادند تفاوت بر حسب شهرت بود که در ادامه خواهد آمد.
چرا من در آن زمان نوشتم كه اگر بتوانند ليست را معرف احمدي‌نژاد نمايند پیروز هستند، زيرا واقعيت آن بود كه من در ارتباط عملي با فعاليت انتخاباتي نبودم تا بدانم آيا آن گروه توانسته‌اند چنين فضايي را در جامعه ايجاد كنند يا خير؟ حتي مطبوعات جناح حاكم را هم مطالعه نمي‌كردم كه تصويري نسبي از اين دعوا به دست آوردم، لذا به همين دلايل از مشروط بودن پيروزي آنان سخن گفتم.
3ـ البته اشكال ندارد كه احمدي‌نژاد و گروه وي شكست خورده قطعي خطاب شوند، زيرا اين مسأله به عده‌اي روحيه مي‌دهد و ميان جناح حاكم هم شكاف ايجاد مي‌كند، اما نبايد اين گزاره به يك عقيده واقعي تبديل شود كه منجر به خود فريبي مي‌شود، آنگاه اگر انتخابات بعدي رخ دهد، نتيجه متفاوت، منجر به تعابير بدي خواهد شد، اما چرا ليست طرفداران دولت رأي نياورد.
ـ همان طور كه گفته شد، انتخابات مذكور را مي‌توان انتخابات سرد ناميد، يعني چالشي اساسي ميان جناح‌ها و گروه‌هاي مختلف كه قابل انتقال به متن جامعه باشد وجود نداشت، لذا مردم به افراد شناخته شده (فارغ از بررسي تناسب انتخاب‌شونده و برنامه‌هاي وي برای اداره شورای شهر) و به صورت فردي رأي داند و هيچ ليستي نتوانست به صفت ليست ،آراي قابل قبولي كسب كند، و چون ليست طرفداران دولت فاقد چهره‌هاي شناخته شده در سطح توده مردم بود،(در مقایسه با لست دیگر) لذا از دور رقابت عقب ماند، بنابر اين اشخاص بودند كه شكست خوردند و نه ليست‌ها، همچنان كه ليست‌های موفق هم پیروز! نشدند، بلكه اشخاص پيروز شدند. در واقع اين انتخابات مسابقه فوتبال نبود، بلكه مسابقه دوميداني بود. حتي اگر در مسابقات دوميداني هم افراد در قالب تيم شركت كنند، ولي در واقعيت امر به صورت فردي مسابقه مي‌دهند و افراد هستند كه تعيين‌كننده پيروزي هستند.
در حالي كه انتخابات مجلس ششم اساساً اين طوري نبود، البته در آن انتخابات هم افراد آراي متفاوتي به دست آوردند، ولي رای ناشناخته‌ترين فرد ليست جبهه مشاركت از شناخته‌شده‌ترين افراد ليست‌هاي ديگر بالاتر بود، چرا كه اغلب مردم در جريان چالش اصلي انتخابات به يك طرف چالش و ليست آن طرف رأي دادند و همين گرايش غالب، برنده انتخابات بود. انتخابات مجلس چهارم هم همين طور بود و يك مجادله و چالش سياسي در متن جامعه وجود داشت كه به طور كلي ليست جناح چپ در آن زمان با وجود داشتن افراد بسيار شناخته شده شكست خورد. (فارغ از مشكلات آن انتخابات)
ـ دليل مهم ديگر شكست اين ليست در تهران و احتمالاً در سراسر كشور، تأخير در ورود به انتخابات بود، وقتي كه جريان سياسي در جامعه زنده نيست و افراد كم‌شهرتي هم در ليست خود دارد، با تأخير وارد انتخابات شدن و در روزهاي آخر ليست خود را بستن، نتيجه‌اي جز عدم شناخت از جانب مردم ندارد.
ـ و بالاخره ضعف ستاد طرفداران دولت و خام و بي‌تجربه بودن آنان دليل مهم ديگر است. شكستي كه بر اثر خامي نزديكان به دولت باشد، علي‌الاصول متفاوت است با شكست‌هايي كه جناح رقيب از دوم خرداد خورد يا اصلاح طلبان بعد از سال 1380 مي‌خوردند، زيرا این گروههازبده‌ترين و باتجربه‌ترين نيروهايشان را براي انتخابات بسيج مي‌كردند، اما اين جماعت (طرفدار دولت)از لحاظ سياسي بسيار ضعيف است، در واقع بيش از 90 درصد سنگيني وزن جناح دولت در شخص رييس دولت است و بقيه آنان به زور به 10 درصد مي‌رسند، ولی جناح‌هاي ديگر در اين وضعيت قرار ندارند، در واقع رييس جمهور در مقايسه با اطرافيانش حكم افلاطون و ارسطو را به يك فلسفه‌خوان جوان دارد.
البته من همين جا متذكر شوم وقتي كه مي‌گويم نمي‌توان رأي نياوردن ليست طرفداران دولت را به منزله پايان كار دولت يا رأي نه به دولت به حساب آورد، به اين معنا نيست كه اين دولت موفق بوده است، قطعاً چنين نيست، و دير يا زود و فارغ از نتايج اين انتخابات اين دولت با چنان بن‌بستي مواجه خواهد شد كه هيچ دولت ديگري پس از انقلاب به ياد نداشته باشد، اما روي‌گرداندن مردم (آنان كه پاي صندوق‌هاي رأي مي‌آيند و نه آنان كه كل انتخابات را عملاً تحريم كرده و در آن شركت نمي‌كنند) از اين دولت هنوز محقق نشده است و انتخابات اخير صرفاً يك باخت تاكتيكي (از جهاتي) براي آنان است و مردم رای دهنده به آنان هنوز به استراتژي دولت نه نگفته‌اند. چرا؟
ـ دليل اول اين كه به اين سرعت مردم از رأي خود روي برنمي‌گردانند، البته آنان كه در انتخابات شركت نكردند و يا به آقاي هاشمي رأي دادند، كماكان مخالف و اكثريت هم هستند، اما دولت جديد برحسب آراي شركت‌كنندگان بر سر كار آمد، و تا وقتي اين آرا را داشته باشد به كار خود ادامه خواهد داد مگر آن كه اصلاح‌طلبان سياست‌هاي صحيحي را براي به ميدان كشيدن گروه‌هاي ديگر مردم اتخاذ كنند.
ـ دليل ديگر اين است كه نظرسنجي‌ها از كاهش محبوبيت رييس دولت خبر نمي‌دهد (در حال حاضر)، گرچه اين محبوبيت از ابتدا هم بالا نبوده است، اما در مدت اخير كمتر هم نشده است. البته من معتقدم كه با يك تورم جدي (كه فعلاً صداي آن بيش از گذشته در حال شنيدن است، بويژه در زمينه مسكن و مواد غذايي) اساس دولت جديد متزلزل خواهد شد، ولي به دليل مشكلات خارجي، همه جناح‌هاي حكومت سعي مي‌كنند آن را سر پا نگهدارند و همين امر به تضعيف بيشتر آن نزد مردم منجر خواهد شد.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

یحیی خاموش :

آقای عبدی عزیز
سلام
به نظرم تحلیل شما با این داده اصلا نمی خواند که چرا شخص خانم احمدی نژاد رای نیاورد.
از آن گذشته می گویید چمران و احمدی نژاد در نظر مردم یکی هستند بخش قابل توجهی از آنان که چمران را (به صفت یار احمدی نژاد بودن) می شناسند باید زریبافان را هم بشناسند در حالیکه به زعم شما از نظر مردم معصومه آباد به احمدی نژاد نزدیک نر است تا زریبافان!
زنده باشید

عبدی : خیلی روشن است چون این خانم به صفت شخصی هیچ شهرت و اهمیتی نداشت ودر همین حد هم رای بالائی محسوب می شود.برخی ها می کوشند وی را ب خانم فائزه هاشمی و یاخانم کدیور مقایسه کنند اما آن دو نفر فارغ از تعلقاتشان شخصا هم بسیار فعال بودند.چرا مردم باید به کسی که فعالیت شهره ای نداشته رای اول را بدهند؟

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۴:۰۲ بֽظֽ | Reply

محمد :

ممنون جناب آقای عبدی
من با بخش اول تحلیلتان مبنی بر عدم موفقیت اصلاح طلبان موافقم ان هم به گمان من ناشی از ترس مردم از درگیریهای بین دولت و شورا است. اما این که فکر میکنید مردم به احمدی نژادی ها رای دادند با شما موافق نیستم. طلایی به عنوان حامی اصلی قالیباف فرد شناخته شده ای بود. به نظر من مردم گروهی را انتخاب کرده اند که توانایی ایستادگی در برابر احمدی نژاد را داشته باشند و ضمنا از عملکرد قالیباف رضایت نسبی وجود دارد.

عبدی : اینها تصورات یا در حقیت آرزوهای ماست.آن کسانی که در این انتخابات سرد رایشان تعیین کننده بود بیرون گود بودند و از این مسائل بی اطلاع هستند.من نگفتم که به احمدی نژاد ی ها رای داده اند این برداشت غیر منطبق بر مطلب است گفتم برداشت ضدیت با دولت در این نتیجه وجود ندارد.و نظر سنجی ها را هم برای همین یادآوری کردم.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۴:۳۴ بֽظֽ | Reply

محمد حسین :

1.
مثال افلاطون و ارسطو بسیار عالی بود! حظ کردیم "خیر الکلام ما قل و دل"

2.
همانگونه که سابقا" پیش بینی کرده اید برای انتخابات مجلس اینده اینها شمشیر را از رو خواهند بست !اقای الیاس نادران نماینده محترم مجلس چند روز پیش مصاحبه ای با خبر گزاری فارس انجام داده که چنین چیزی را به نظر اینجانب نشان می دهد

3.
بنا بر نکته شماره 2 خوبست در ادامهء این بحث از بر گزاری این انتخابات به عنوان
الف: پیش درامد انتخابات مجلس اینده (فواید سیاسی)
ب: پایلوت انتخابات مجلس اینده( اموزه های اجرائی)
بحث شود

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۴:۴۸ بֽظֽ | Reply

Amir :

البته جناب عبدی من فکر نمی کنم که محبوبيت احمدی نژاد تا اين حدی که شما می گوييد ثابت مانده باشد البته با توجه به سوابق تحليل های قبلی شما خيلی مخالفت نمی کنم ولی نکته ديگر تشبيه ايشان به ارسطو بود که بايد بگويم با توجه به فيلم مراسم امير کبير که از ايشان ديدم و ادبيات فاخری که به کار ميبردن اصولأ نفس اين تشبيه نيز نادرست می باشد

منظور از ثابت ماندن این است که تا حدی که دوستان معتقدند سقوط نکرده که در انتخاباتی با کمتر از 2میلیون رای دهنده شکست اینچنینی بخورد.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۵:۲۸ بֽظֽ | Reply

مجيد :

آقای عبدي، وقتی چنيين فيلترينگ سنگينی اعمال ميشود. وحتی به شمارش آرا هم اعتمادی نيست ديگر تحليل آراء مردم به چه درد می خورد.
تحليل چنيين انتخاباتی مثل گزارش آزمايشگاهی است که آزمايش از بيخ خراب بوذه.


عبدی : بله تا حدی درست است اما نتائج آزمایشهائی که بصورت نظام مند هم اریبی داشته باشد را می توان تحلیل کرد.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۶:۱۱ بֽظֽ | Reply

ی الف :

شکل کنونی سایت خیلی قشنگ تر شده. در طرح قبلی رنگ قرمز خیلی توی ذوق می زد.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۶:۲۲ بֽظֽ | Reply

رضا :

سلام
1-پاسخ تان به آقای یحیی در مورد خانم هاشمی و خانم کدیور درست است اما در مورد آقایان محمد رضا خاتمی و بخصوص مرحوم علی رضا نوری چطور؟(اختلاف رای مرحوم نوری با چهره هایی چون آقایان آرمین و نبوی هم زیاد بود)
در ضمن پلاکارد های فراوانی با عکس رییس جمهور و در صدر آن نام خواهرشان اگر لیست رامعرفی نکرده باشد حد اقل خانم احمدی نژاد را معرفی کرده و اگر نتایج نظر سنجی در مورد حامیان احمدی نژاد درست باشد ایشان با 40% رای می بایستی در صدر فهرست منتخبان قرار می گرفت.
2-من تقریبا تمامی یادداشت هایتان را در این سایت خوانده ام اما هنوز تعارضی را در گفتارتان متوجه نشده ام و آن این که شما این امر را لازم می دانید که اصلاح طلبان با اتخاذ روشی درست کسانی را که پای صندوق نمی آیند به پای صندوق بکشند اما در جای دیگر بر تحریم اصرار دارید.آیا ممکن است قدری مساله را باز کنید که این تصمیم درست چگونه تصمیمی است و در چه زمانی باید اتخاذ شود؟
3-هنوز قسمت آبی روی نوشته ها را گرفته و... .
لازم به ذکر است این اتفاق در کامپیوتر هایی می افتد که از رزولوشن کمتر از 1024*768 استفاده می کنند.لطفا از طراح سایت بخواهید آن را روی یک مانیتور 15 اینچ و با رزولوشن 600*800 امتحان کند در آن صورت روی همه ی کامپیوتر ها به درستی نمایش خواهد یافت.
از ایجاد این فضا که اجازه ی تبادل نظر را به ما می دهد متشکرم.

عبدی :در مورد آقای رضا خاتمی اساسا تا حدی ظلم است که آرای وی را تماما متاثر از برادرشان بدانیم.وی فرد بسیار لایقی و ضمنا محبوبی است و برخلاف تصور عده ای چنین نبود که به واسطه اخوی ایشان را دبیر کل مشارکت کرده باشند.و در آن زمان از فعالترین افراد سیاسی هم بود.بعلاوه همانطور که گفتم انتخابات مجلس ششم اساسا لیستی بود و ناشناخته ترین افراد آن رای بسیار بالائی آوردند و طبیعی است که برخی افراد هم چون مرحوم نوری به واسطه رابطه سببی رای بیشتری بیاورند.از همه گذشته رای به آقای علی رضا نوری نوعی پاسخ علیه اقدامات انجام شده نسبت به آقای عبدالله نوری بود در حالی که در این انتخابات چنین تقابلی مطرح نبود (در متن توضیح داده ام) و باید به خانم احمدی نژاد صرفا به دلیل خواهر رئیس جمهور بودن رای می دادند و نه اثبات امری دیگر.

آنچه را شما تعارض می دانید متعارض نیست.البته من بر کوره تحریم نمی دمم اما معتقدم که راه فعلی که بی هدف است نه تنها موجب حضور مردم نمی شود بلکه کسانی هم که می آیند کمابیش پشیمان می شوند و کلا این سیاست ضد اصلاحات است همچنان که تا کنون بوده.سیاست درست و مبتنی بر راهبردی واقعی که منجر به مشارکت موثر شود هر چه باشد این راه رفته نیست.اما آن سیاست چیست؟در نوشته های من بطور صریح و ضمنی هست با این حال در آینده نه چندان دور منسجم تر ارائه خواهد شد.فعلا در مقام نقد وضع موجود باشیم اگر پذیرفتیم که این وضع خیلی اشکال دارد راحتتر می توانیم راه بدیل را بیابیم.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۶:۵۹ بֽظֽ | Reply

یحیی خاموش :

آقای عبدی بازهم سلام
1- فرمودید: "چرا مردم باید به کسی که فعالیت شهره ای نداشته رای اول را بدهند؟" برای اینکه وی خواهر احمدی نژاد است. یادتان نرود که این انتخابات انتخابات سرد بود و میزان رای افراد نه بخاطر مواضع و فعالیتهای سیاسی افراد بلکه بخاطر شهرتهای (اگر بشود گفت) پوپولیستی افراد بود. در ثانی مگر مرحوم نوری فعال سیاسی شناخته شده ای بود
2- آقای عبدی در تایید پیش بینی خود می فرمایید که پیش بینی من درست بود چرا که این لیست نتوانست خود را بشناساند حال از کجا اثبات می کنید که این لیست خود را نشناساند، برای اینکه رای نیاورد؟ شما احتیاج به مبنایی مستقل دارید که حداقل در متن ارائه نشده است. صرف اینکه نظرسنجی با نتایج انتخابات نمی خواند مبنای قانع کننده ای نیست.

زنده باشید

عبدی : انتخاب سرد بود اما مردم به اشخاص رای دادند خانم احمدی نژاد به صفت شخص (و نه جریان) چه ترجیحی بر افراد بالا دست لیست دارد؟هیچ.ضمنا من نگفتم انتخابات پوپولیستی بود انتخابات سال گذشته چنین بود این انتخابات سرد بود حتی گرمی پوپولیستی را هم نداشت.دوستان مطالبی را که من نگفته ام به من نسبت ندهند.اما نکته دوم شما.بسیار صحیح است ولی من مبنای مستقلم نتیجه نظر سنجی بوده است و نه عدم تحقق پیش بینی من.
البته اگر نظر سنجی بی پایه باشد یا تفاوت آن اندک باشد استدلال شما صحیح است.اما هم آن نظر سنجی و هم نظر سنجی ستاد اصلاح طلبان هر دو همین پیش بینی را داشتند و طی چند روز اتفاقی نیفتاد که نظر مردم تا این حد عوض شود.بعلاوه من قبل از انتخابات هم می دانستم که این احتمال هست که چنین شرطی محقق نشود لذا در مشاوره های نظر سنجی می گفتم که این سوال که به طرفداران چه کسی رای می دهید کاشف از لیست پیروز نخواهد بود بهتر است که پرسشهای دیگری انتخاب شود.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۷:۴۵ بֽظֽ | Reply

آرش :

با سلام. پیرامون پست قبلی وشتاب در اعدام صدام. زمان بسیار حساسی است و ایرانیان فرهیخته و صلح دوست باید خیلی مراقب باشند منطقه در دام جنگ ها و درگیری های فرسایشی شیعه-سنی/ عرب- عجم نیفتد.
بعد از گزارش گروه مطالعه عراق که تا حدی همه طرف های در گیر را دیده بود و به حل مسئله فلسطین هم به عنوان بخشی از راه حل پرداخته بود، راست های اطرافی چه در آمریکا و چه در اسرائیل از گزارش ناخشنود بودند. بطوری که می گفتند آمریکا دارد اسراییل را قربانی میکند. در این میان بعضی از استراتژیست های آمریکایی هم بر این باور بودند که آمریکا نمی تواند کاری برای جنگ داحلی ذر عراق بکند. باید بگذارد این جنگ اتفاق بیفتد منتها جانب آن طرفی را بگیرد که احتمال دارد، این جنگ را در پایان کار ببرد. خب شیعیان و کرد ها هم که از گزارش گروه مطالعه عراق ناراضی بودند و آقای حکیم را به کاخ سفید فرستادند. از طرف دیگر آمریکا مدت هاست از همان هدف ظاهری دمکراسی آوردن به عراق هم دست برداشته و همین که شکست خورده تلقی نشود برایش کافی است.
خلاصه این که اعدام شتاب زده صدام می تواند برآیند ناخشنودی طرف های ذکر شده و توافق بر استراتژی "بگذار جنگ داخلی اتفاق بیفتد" باشد. ادامه ی احتمالی عرب و عجم شدن جنگ هم که معلوم است استراتژی دیرینه ی کجاست.
مصلحت مردم ایران به عنوان اقلیت شیعه در جهان اسلام و در منطقه خاورمیانه با همسایگان عرب در چنین جنگ و برادرکشی نیست. تلاش برای صلح و ثبات در منطقه بسیار بالاتر ار مرگ دیکتاتوری است که خیلی وقت پیش مرده بود و اکنون شهیدش کردند برای الهام مبارزه ناسیونالیسم عرب بر علیه « شیعه عجم»... برای کسانی که به گمان آن ها در برابر اشغالگران از پشت خنجر زده است؟؟

عبدی : مطلب مهمی است اما حتما دوباره آن را در ذیل نوشته قبلی ارسال کنید.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۸:۳۳ بֽظֽ | Reply

ف ف :

سلام آقای عبدی
به نظرم اگر لینک به ادامه مقاله را روی عنوان مقاله هم بگذارید بد نیست

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۸:۴۰ بֽظֽ | Reply

یحیی خاموش :

یک نکته دیگر اضافه می کنم:
بر طبق نظرسنجی مورد قبول شما: بین 28.5 تا 41 درصد مردم می خواستند به "طرفداران" آقای احمدی نژاد رای دهند. طبعا خواهر ایشان در دید مردم طرفدار ایشان است پس اگر نظرسنجی واقع نما باشد باید رای پروین احمدی نژاد بین 677 و 473 هزار باشد و اینگونه ایشان باید اول تا سوم می شدند. اما نشدند.

عبدی : دوست عزیز اشکال در این است که این نتیجه گیری منطقی من و شماست و نه رای دهنده.و این همان اشکالی بود که به کل انتخابات مذکور وارد است.این استدلال در مورد رای دادن به طرفداران اصلاحات هم وارد است که در نظر سنجی رای نسبتا قابل توجه تری نسبت به آنچه که در عمل رخ داد داشتند.شکاف میان این منطق و واقعیت رخ داده ویژگی انتخابات سرد است.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۸:۴۴ بֽظֽ | Reply

حمید فرخنده :

با نظر شما در مورد وارد بودن انتقاد به اصلاح طلبان به خاطر عدم اعتراض با انتخابات ناسالم ، کاملا هم عقیده ام. اما در مورد اینکه افزایش مشارکت به معنای رویکرد دوباره به اصلاح طلبان نیست: در دور دوم انتخابات شوراها در تهران حدود 12% واجدین شرایط شرکت کردند و محافظه کاران و آبادگران با کمتر از 10 % آرا برنده شدند. اصلاح طلبان حدود 3 تا 4% آرا را بیشتر به خود اختصاص ندادند. یعنی آنزمان سقف آرای اصلاح طلبان کمتر از 100 هزار رای بود اما در انتخابات اخیر کف آرای آنها کمتر از 100 هزار است و اصلاح طلبان شناخته شده به هر حال رای نسبتا بالایی آوردند. یعنی فردی هم حساب کنیم در مقایسه با انتخابات قبلی شوراها رویکرد نسبی به اصلاح طلبان مشخص است.
نکته دیگر اینکه رای "نه" مردم به دولت را در آرای بالای هاشمی رفسنجانی نسبت به آرای مصباح و شکست لیست مصباح نیز قابل مشاهده است. وابستگی مصباح و احمدی نژاد هم که اظهر من الشمس است. از سوی دیگر شما وجود نام پروین احمدی نژاد را به نشانه مشخص بودن لیست حامیان دولت نمی دانید که به نظرم کم لطفی به همبستگی خانوادگی آقای احمدی نژاد است. من منظور شما را از شناخته نبودن لیست حامیان دولت برای مردم درست نمی فهمم،
اتفاقا به گمان من چون خانم پروین احمدی نژاد شخصا فعال شناخته شده ای نبود، وجودش تابلوی لیست طرفداران دولت بود.
سوال: شما می گوئید نظرسنجی ها پائین آمدن محبوبیت دولت را نشان نمی دهد، این نظر سنجی ها تا چه حد به نظر شما قابل اعتماد هستند؟
متشکرم

عبدی : اگر آمار شما درست باشد که حتما همینطور است (چون من دفعه قبل در زندان و قرنطینه خبری بودم و بعدا هم پیگیری خبری نکردم) پس استدلال من که وضع دوستان بد تر شده درست است زیرا دوستان افزایش مشارکت را به نفع خود می دانند در حالی که اینطوری ظاهرا با افزایش مشارکت فاصله آنان با رقیب بیشتر شده.
در مورد خبرگان هم باید به مقاله مربوط مراجعه کنید پاسخ آن هست.در ذیل کامنت دیگر هم به مساله رای خانم احمدی نژاد پاسخ داد ه ام.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۸:۴۷ بֽظֽ | Reply

:

اجازه دهید تحلیل انتخابات اخیر را به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم کنیم. تحلیل جنابعالی و بسیاری از تحلیل های مشابه از جنس نوع اول است اما تحلیل بیرونی آن هم به نوبه خود نکاتی دارد. مثلا اخیرا از احمد سلامتیان شنیدم که تعبیر " تمرین دمکراسی" یا " قرینه ای بر خواسته های سیاسی مردم به جای اعمال قدرت رای مردم در دمکراسی های متعارف" را برای این انتخابات و کل انتخابات های ایران به کار می برد که به نظر من زاویه نگرش قابل تامل و مناسبی است. نکته دوم هم با فرض صحت آمار اعلام شده، شخصا شاهد بوده ام که میزان مشارک مدرم از نظر ناظران خارجی نکته قابل توجهی بوده است که حداقل حاکی از عدم خستگی درصد قابل قبولی از مردم است. بدیهی است که این نگرش و زوایای مختلف آن منافاتی با ایرادات وارده به انتخابات در نگرش تحلیل درونی آن ندارد و آن ایرادات به قوت خود باقی خواهد بود.

عبدی : البته که چنین مواردی هم هست اما ما به عنوان یک شهروند باید موارد درونی را در سرلوحه برنامه های خود قرار دهیم.اینها نتائج و تبعات انتخابات است.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۹:۰۶ بֽظֽ | Reply

:

aia be yek javan ham ejaze ezhare nazar midahid aghaie abdi

عبدی : من که سن کسی را نمی پرسم.شما هم برای زدن حرفتان از کسی اجازه لازم ندارید.بفرمائید!
فقط در چارچوب ضوابط موجود بنویسید که البته ضوابط سختی نیست.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۹:۱۸ بֽظֽ | Reply

ابراهیم :

سلام : آقای عبدی یکی از خبر های مهمی که چندان جلب توجه نکرده اطلاعیه اخیر وزارت ارشاد مبنی بر ثبت نام اجباری سایتها و وبلاگهاست . بنظرم ارزش یک مقاله مفصل را داشته باشد . نظر من به اجمال اینست که این کار و فیلترینگ گسترده پس از آن و همچنین راه اندازی اینترنت ملی ( داخلی ) اهداف طراحان آن را برآورده نخواهد ساخت . چرا که فضای بسته داخل ایران بسیاری از مردم که بیشترشان جوان نیز هستند را به سمت فضای سایبر سوق داده و در دو سال گذشته اینترنت محلی برای ابراز عقیده و اعتراضات شده و بی اغراق میتوان گفت میلیونها نفر فریاد اعتراض خود را در آن سر داده اند . حال با بستن این فضا نمیتوان انتظار داشت که میلیونها نفر ساکت شوند بلکه بنظر این فریاد ها در جای دیگری از جمله فضای واقعی زده خواهد شد . شاید اینبار هم عدو شود سبب خیر

عبدی : من هم شنیدم اما چون نمی دانستم چیست سخنی نگفتم.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۹:۲۰ بֽظֽ | Reply

نیما :

با روند فعلی پرونده اصلاح طلبان را باید متاسفانه بایگانی شده دانست. نکته جالب اینکه در سر مقاله اعتماد ملی چند روز پیش توصیه کرده بود که به اصلاحات دید پروسه ای داشت تا پروژه ای. این عجیب ترین حرف از دهان یک فعال سیاسی است. اگر نگاه پروسه ای بخواهیم داشته باشیم این همه دادو بیداد برای چیست؟ اگر هم صحبت از کارامدی است که امثال اقای قالیباف بهتر می توانند ای موضوع را نمایندگی کنند. به خصوص که قسمت های انتصابی با مخالفت با انها عملا انها را فلج می کنند. مثل تجربه هشت سال اصلاحات.
در مورد سایتتان هم باید بگویم که سعی شود طرح ساده تری داشته باشد مثل طرح قبلی. البته تغییر رنگ زمینه اقدام بسیار مثبتی است. در ضمن در بعضی سرورها سایت شما بالا نمی اید. پیام خاصی نمی دهد اما بالا هم نمی اید اما با فیلترشکن بالا می اید مثل همین الان که من ای را می نویسم.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۴ بֽظֽ | Reply

رحمان :

جناب اقای عبدی -با سلام
1-شکل جدید سایت خیلی بهتر شده دست شما درد نکند
2-روز های تعطیل واوقات بیکاری کار من شده است سرزدن به ایلنا وایسنا وروزنا وامروز .دنبال پاسخ به چه خبر؟والبته اغلب دست خالی بر می گردم .روزی دوسه بار هم به سایت اینده سر می زنم .فضای مجازی جذاب است .اما ادم را از واقعیت های جاری دور می کند وذهنی بار می اورد.
3-نرم شرکت مردم در انتخابات محلی در همه جا 25 تا 35 درصد است امار مشارکت در کل کشور فکر می کنم بالای 50 در صد بود در ایران هر چه فشار ومحدودیت وترس از انتقام جویی بیشتر باشد مردم بیشتر شرکت می کنند امار وارقام نشان دهنده چیز مهمی نیست.مردم به دلایل مختلف شرکت می کنند.در همه جای دنیا همین طور است.
4- اصلاح طلبان با شعار ائتلاف حداکثری ،خواسته حداقلی ومشارکت حداکثری در انتخابات حاضر شدند وتقریبا به اهداف خود رسیدند
5 - ساعی بیشتر از نجفی رای اورد در امریکا هم ارنولد در کالیفرنیا از رقبای تحصیلکرده وسیاسی خود بیشتر رای اورد اتفاقا در جوامع باز مردم اهمیت بیشتری به خوش تیپی کاندیداها ومسایل جانبی می دهند قصد مقایسه ندارم چون انجا انتخابات حزبی است واینجا شب وروز از رسانه های دولتی وغیر دولتی علیه کار حزبی تبلیغ می شود البته با استدلال های مختلفی
6 - در ایران اگر یک حزب وگروه ویا شخصیت دنبال تنزه طلبی باشد وخودش را از فعالیت سیاسی واقعا موجود کنار بکشد خیلی زود مردم عادی از او عبور می کنند نمونه زیاد است یکی از ذخایر چپ مهندس موسوی بود انقدر توی خانه نشست ونقاشی کشید که مردم فراموشش کردند شخصیت های خارج از کشور هم که جای خود را دارند
7-ان چیزی که در ایران وجود دارد را اگر بشود دمکراسی اسلامی نامید مخصوص ایران است واصلا با دمکراسی های غربی قابل مقایسه نیست . نوعی انتخاب محدود است با ده ها فیلتر .که حال روشنفکران را به هم می زند .یا باید کنار کشید وعرصه را به طور کامل به نیرو های ضد ازادی واگذار کرد ودر فکر خلق جریانی از نقطه صفر بود همان که خیلی ها از سازگارا تا افشاری وگنجی وحالا به نوع دیگری عبدی صادقانه حرفش را زدند اما جز در میان چند صد نفر روشنفکر پر سر وصدا بازتابی نداشت و ندارد یا اینکه با جریان عمومی همراه شد وهمین انتخابات ناقص وابتر را ارتقا داد
8-گاهی فکر می کنم بعضی سخن رانی ها وبعضی شعارهای صدا وسیما در روزهای انتخابات مثل تکلیف شرعی وتقویت نظام ورهبری عمدا گفته میشود تا روشنفکران را از انتخابات رمی کنند
9 -روشنفکراان ایرانی بر خلاف همتایان غربی خود که پراگماتیستند اکثرا پایبند تحلیل های دور ودراز وغیر قابل فهم وبنیاد گرایانه هستند ومعولا از حوادث بزرگ جا می مانند توده ای ها در جریان ملی شدن نفت چریک ها ومجاهدین در سال های 50 تا انقلاب وبعد از ان .جریان روشنفکری در دوره خاتمی . انها که حضور در روندهای سیاسی موجود را رد می کنند .چه راهی پیشنهاد می کنند؟
10-از عبدی می پرسم ایا در زمان شاه از 42 تا 57 کار سیاسی غیر ممکن بود؟ایا بهتر نبود روشنفکران به جای دست بردن به اسلحه در چارچوب امکانات ان زمان کار سیاسی می کردند ولو کم تاثیر؟ ایا شرایط از دوره شاه بدتر است؟اگر رئیس جمهور را معادل مقام نخست وزیر دوره سابق بگیریم فرقی بین امینی وهویدانبود؟
11-جای واقعی عبدی در داخل تشکیلات مشارکت ویا اعتماد ملی است نه گپ زدن در فضای مجازی با چارتا ادم بیکار مثل رحمان وپرویز وممد حسین که در بهترین حالت می توان انها را ناظر اگاه نامید وتاثیری در روند واقعی اوضاع ندارند

عبدی : البته ادبیات و لحن مطلب طوری است که جا برای پاسخ نمی گذارد.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۳۸ بֽظֽ | Reply

حمید فرخنده :

آقای عبدی اینکه از افزایش 350 درصدی میزان مشارکت (نسبت به دور دوم شوراها) در تهران علیرغم افزایش آرای اصلاح طلبان، بیشتر محافظه کاران بهره بردند(لیست قالیباف) بخشا بخاطر این است که مردم کوچه و بازار عموما اگر وعده های انتخاباتی یک فرد یا جریان عملی نشود به آن کسی که قدرت در دست دارد و به اصطلاح کاری از دست او ساخته است رو ی می آورند. افزایش آرای اصلاح طلبان بیشتر متعلق به اقشار متوسط و آگاه جامعه است. اما اقشار دیگر چون می دانند اصلاح طلبان که اگر پیروز هم بشوند نمی توانند یا نمی گذارند کاری از پیش ببرند به آن شکل گسترده به آنها رای نداند. احمدی نژاد نیز با توپ پر آمد و رئیس جمهور شد ولی قدرتی در عرصه داخلی برای بهبود زندگی معیشتی مردم یا افشای غارتگران بیت المال که وعده آن را می داد، از خود نشان نداد. پس رو آوردند به لیست قدرت که لیست قالیباف بود.
ضمنا همانطور که مستحضرید اینکه رادیو تلویزیون و بسیاری دیگر از امکانات تبلیغاتی در دست محافظه کاران است به ضرر اصلاح طلبان و لیست طرفداران دولت عمل کرد.

۱۰ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۵۳ بֽظֽ | Reply

امیرحسین :

من هنوز هم با تحلیل هایی که از انتخاباتی چنین مبهم و پر حرف و حدیث میشود،مشکل دارم.وقتی شما حتی آماری از آرای افراد بعد از نفر 21 ندارید و یا آرای صندوقها به تفکیک مشخص نیست،نتیجه گیری هم چندان نمی تواند با واقعیت منطبق باشد.اما در چنین شرایطی بازنده اصلی اصلاح طلبان بودند که برای انتخابات بعد بیشتر از قبل با این سوال روبرو خواهند شد که در مقابل مخدوش شدن آرای ملت چه خواهند کرد؟در ضمن یک نتیجه کلی هم از این انتخابات به قول شما سرد می توان گرفت که آرای ریخته شده از قاعده خاصی مثلا ضدیت با دولت یا بالا رفتن محبوبیت اصلاح طلبان پیروی نمی کند.منتظر ادامه تحلیل تان هستم!!

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱:۱۴ قֽظֽ | Reply

s :

اقاي عبدي اصلاح طلبان يك بار تحسن كردن براي هفت پشتشان كافي است از شما بعيد است كه از انها مي خواهيد شب را يا زمان بيشتري را در فرماندري بيتوته كنند به نظر شما اگر اين كار را مي كردند تاثيري داشت ومن كه فكر مي كنم اگر خيمه هم مي زدند بي اثر بود پس چرا پيشنهادي مي دهيد كه نتيجه اش به قول خيام هيچ است؟..2-در مورد اينكه چرا اصلاح طلبان اعتراض خيلي عملي و محكمي نكردن هم بايد بگويم كه اولا مي دانند كه بي اثر است دوما اينكه به نظرم انقدر از فرستادن 4 نفر به شورا شوكه بودند كه يادشان رفت . درضمن خود انها هم از 4نفر راضي ترند تا اينكه اكثرييت را داشته باشندچون 4 نفر درد سري برايشان ايجاد نمي كند ( البته بهتر بود 5نفر باشند ) و ديگر جناح مقابل و علل خصوص دولت نمي تواند تمام مشكلات شهر را گردن انها بيندازد ثانيا مي توانند با اين اقلييت امتيازات مناسبي از جناح مقابل بگيرند و خود را براي انتخابات بعدي اماده كنند.

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱:۲۱ قֽظֽ | Reply

علی سلطانی :

آقای عبدی سلام
می خواستم بپرسم چرا شما تمام مبنای انتخابات را در تهران می بینید؟ تهران مدتهاست که دیگر کانون سیاسی ایران نیست. انتخابات تهران جزیی - و همانطور که انتخابات اخیر نشان داده - جز کوچکی از انتخابات و رویکرد کلی ملت ایران. مثلا اشاره نکردین که در مشهد - که با جمعیت بالایی که دارد در هر انتخابات می تواند تاثیر گذار باشد - اکثریت را طرفداران احمدی نژاد کسب کردند.
در ضمن تحلیل شما پر از تناقض است که امیدورام با قسمت های بعدی توضیح داده شوند. گویا شما در این تحلیلتان دایم در حال دفاع از تحلیل قبلی تان بودید در صورتی که ما دوست داریم تحلیل فعلی شما را بدانیم. مثلا شما می گویید که دلیل شکست لیست حامیان دولت عدم معرفی بود - که به نظر من موفق نشده اید ثابت کنید - در صورتی که همین وضعیت در مورد انتخابات ریاست چمهوری و مجلس هم بود و تا لحظات پایانی هم معلوم نبود که رای اصولگرا مثلا به لاریجانی قالیباف یا احمدی نژاد تعلق می گیرد. پس حتی این بحث شما - که باز می گویم دلایلتان کافی نیست و به نظر من این لیست همه جا بعنوان حامی احمدی نژاد معرفی شد - نیز از اعتبار ساقط است.
در ضمن سووال دفعه قبل را نیز تکرار می کنم جسارتا: از حیث نتیجه آیا به نظر شما این بهترین نتیجه برای اصلاح طلبها نبود؟
متشکرم
موفق باشید

عبدی : علت پرداختن به تهران در انتخابات شورا ها بی اطلاعی از اوضاع شهر های دیگر بود.

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۳:۴۴ قֽظֽ | Reply

علي :

سلام جناب عبدي
طرح سايت خوب است اما چه بهتر است كه بجاي اين رنگهاي سرد از رنگهاي گرم و جذاب تر مانند آن رنگهاي وب سايت قبلي استفاده كنيد.

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۵:۲۶ قֽظֽ | Reply

کوروش برادری :


آقای عبدی
انتخابات، هر انتخاباتی، خواه دمکراتیک یا خواه غیردمکراتیک یا نیمه دمکراتیک، معیار سنجش کارنامه سیاست دولت حاکم است. به همین جهت انتخاباتی که میان دو دوره ریاست جمهوری صورت می گیرد از اهمیت وزن کشی برخوردار است. به همین جهت این استدلال شما را نمی توانم بفهمم که مردم به این سرعت رای خود را تغییر نمی دهند. به هرحال در حدود 14 ماه گذشته است. قطع نظر از سهام باصطلاح عدالت و انواع و اقسام وام ها، سفره همان کسانی که بواسطه همین سفره خالی به دولت مهرورزی روی کردند و آن را انتخاب کردند، هم چنان خالی است. حتا اگر بحث سیاست خارجی و مساله رویاروئی مستقیم با غرب را در پرونده هسته ای کنار نهاد، اما آن قول های انتخاباتی در هوا معلق مانده است و بوی تعلیق می دهد. یعنی درست همان چیزی که می توانست به لحاظ بین المللی در حالت تعلیق درآید و ضربه کاری به دولت نباشد، به قطعنامه تحریم منجر شد و آن چه که در عرصه داخلی نمی بایست به حالت تعلیق درآید، گوئی به تعلیق درآمده است. به همین جهت من فکر می کنم پیام 24 آذر کارت زرد یا به عبارتی قطعنامه ای در راستای تحریم انتخاباتی بعدی است. البته من با سیاسی بازی اصلاح طلبان که گویا فکر می کنند کار تمام شد و ازاین حرف ها موافق نیستم، هرچند که به لحاظ سیاسی رفتار آن ها را درک می کنم. این رای به مفهوم پایان مقبولیت احمدی نژاد هنوز نیست. با این موافقم. این را هم ازاین جهت می گویم که اصولا انتخابات در نهایت انتخابات بر اساس اقبال جمعی به اشخاص است. آن چه پارادوکس می نماید، یعنی تفسیر رای به دو قطب مخالف در یک انتخابات ازسوئی و رای نیاوردن آن نیروئی که هویت خود را از اینهمانی خود با دولت حاکم و شخص ریاست جمهور می گرفت، ازسوی دیگر، به اشکال مختلفی قابل تاویل است. این تا حدی برمی گردد به نوع انتخابات و دایره برد آن. انتخابات شوراها کمتر سیاسی است، به اسثتنای کلان شهری چون تهران؛ انتخابات خبرگان که این دوره عملا حتا از کمترین درجه رقابت هم برخوردار نبود. و این در تعارض است با آن نقش کلیدی که این ارگان بازی می کند. و انتخابات میان دوره ای. این پارادوکس در واقعیت اما پارادوکس نیست. چون بیانگر دربرگیری نیروهائی است که با شناسنامه مشخص سیاسی در بازار سیاسی فعال هستند و طیف گسترده ای از رای دهندگان را در بر می گیرند که گرچه به یک طیف واحد وابسته اند، اما درعین حال به قشرهای متفاوت تعلق دارند. این پارادوکس رای دهنده نیست، پارادوکس کالاهای موجود در بازار پارادوکس سیاسی است.
ازسوی دیگر این استدلال که نیروهای حول شخصیت ریاست جمهور چون نتوانستند، برای مثال، تمایز خود را با هوادارای قالیباف نشان دهند و انتقال دهند، رای بالائی نگرفتند، به این مفهوم مناقشه برانگیز است. زیرا این نیرو که بی تردید از ضعف تشکیلاتی، نظری و حتا از سابقه نه چندان تاریخی برخورداراست و مهم تر ازهمه در ذهنیت اجتماعی یا رسوب نکرده است یا در جلوه چهره های نامقبول بر این ذهنیت نشسته است، ازطرفی در مورد خبرگان هم شکست خورد و در شوراها ها شکستش سنگین تر است. این دو شکست هم در گرو محوریت شخص ریاست جمهوری است. اتفاقا به همین خاطر است که زریبافان انتخاب نمی شود، اما خواهر ریاست جمهور انتخاب می شود زیرا نه تنها ازلحاظ سرمایه سیاسی بیانگر نظریات شخص ریاست جمهور است، بلکه پیوند عمیق تری هم با وی دارد.
به نظر من، این نه بربادرفتن کامل اعتماد و مقبولیت رئیس جمهور است و نه نشانه برد اصلاح طلبان. اما بی تردید کارت زرد است به دولت نهم.
درباب اصلاح طلبان هم باید بگویم که سیاست تعدیل اصلاح طلبان یا پروژه بازگشت به نقطه صفر در مورد اصلاح طلبان کاملا اجرا شده است و تعدیل شعارهای اصلاح طلبان ناشی از همین امر است. این تعدیل که پروژه مهار اصلاح طلبان است، باعث می شود که اصلاح طلبان حتا نتوانند از صیانت آرای مردمی که به آن ها هم رای دادند حفاظت کنند. داستان اصلاح طلبان داستان غم انگیزی است و این هم مرهم درد نیست که گویا بادامچیان در مصاف با یک اصلاح طلب شکست خورد و به مجلس راه نیافت.

عبدی : وقتی که می گویم این انتخابات از نظر مردم رای منفی به دولت نبود به این مفهوم نیست که دولت کامل است و رقیبی ندارد.من دو بار دیگر هم گفته ام که اگر مطبوعات سال 77-78 الان باشد دولت فعلی یک ماه هم دوام نخواهد آورد(تاکید می کنم حتی یک ماه) بنا براین تحلیل انتخابات ذیل فضای بسته کنونی است.اصلاح طلبان چگونه می توانند ادعا کنند که در ذیل این فضای بسته توانسته باشند در مدت کوتاهی نظر مردم را تغییر دهند.البته مردمی که در انتخابات شرکت می کنند نه اکثریت مخالفی که پای صندوق نمی آید.

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۶:۱۳ قֽظֽ | Reply

نويد :

آقاي عبدي عزيز با عرض سلام
وب سايت جديدتون واقعا فوق العاده است .
پيروز و پاينده باشيد.

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۷:۵۷ قֽظֽ | Reply

خسرو :

تحليل من كه در آن زمان در پاسخ شما نوشته ام موقع چنين بوده كه مي آورم و در هر مورد توضيح كوچكي ضروري است:
1- به سلامتي كامل اجرا مي شود و نيازي به تقلب نخواهند ديد. هنوز در هيچ انتخاباتي تقلب به معناي واقعي نداشته ايم بلكه مهندسي ذهن داشته ايم كه روي قشر خاصي انجام مي شده است. در اينجا يك سال و نيم است كار مي كنند و ترجيح خواهند داد نتيجه را بفهمند: با وجود همه جنجال هاي اخير معتقدم تقلب به معناي واقعي صورت نگرفت نه به دليلي كه فكر مي كردم بلكه به دليل نابلد بودن و دستپاچگي و غير قابل پيش بيني بودن شرايط. اين هشداري است كه در انتخابات بعدي سازوكار تقلب را پيش بيني خواهند كرد.
2- مشاركت در تهران قريب به 45 درصد خواهد بود: حداقل توقع من بيش از اين بود كه در سمت اصلاحات با ترسي كه از ديدن شرايط موجود و پيش بيني آينده ايجاد شده مشاركت بيشتر باشد. بسياري از دوستان ما فرداي انتخابات و با ديدن نتايج حسرت مي خوردند كه در انتخابات شركت نكرده اند. يقين بدانيد در انتخابات بعدي ميزان مشاركت بيشتر از توقع بازيگران خواهد بود و سير صعودي ادامه خواهد داشت.
3-شش نفر اصلاح طلب دو نفر رايحه اي و بقيه از ليست بيل به دوشان خواهند بود: با كمي تخفيف اين پيش بيني درست بوده است.
4-قاليباف شهردار مي ماند و مونوريل اجرا نخواهد شد. كمي آتش رفيقمان كندتر مي شود: اين قسمت هم تحقيقاً درست بود.
5- به همين شكل ادامه خواهد داشت. بحث پول هاي گم شده دوباره مطرح خواهد شد. به هر حال شهرداري از تيول آقايان خارج خواهد شد و در انتخابات بعدي كاركرد قديمي را نخواهد داشت: در اين مورد نيز هنوز اصرار دارم كه چنين خواهد بود.

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۰۷ قֽظֽ | Reply

زهره تبریزی :

سلام آقای عبدی
1- شکل فعلی سایتتان بسیار بهتر از قبلی است.
2- من از خوانندگان مطالب شما از زمان روزنامه سلام (سال 69-70) تابحال هستم و از همان زمان هم دیدگاه های شما را متفاوت تر از دیگران می دانستم. فقط یک سوال دارم: تاکنون جایی نظری از شما درباره سال های دهه 60و اعدام ها و رعایت حقوق بشر ندیده ا م. اگر ممکن است نظرتان را بنویسید. لطفا شبیه نظر آقای جلایی پور نباشد که توی ذوق می خورد.
متشکرم

عبدی : اگر به نوشته های من از جمله حیف و صد حیف مراجعه شود تحلیل جامعه شناختی آن وقایع را خواهید یافت.

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۷ قֽظֽ | Reply

حنيف :

آقا سلام، قالب خوب شده و مباركه فقط لطفا كنيد و لينك RSS رو هم در صفحه اول اضافه كنيد خيلي خوب ميشود، چون خيلي از خوانندگان و از جمله من از طريق اين سيستم وبلاگ شما را ميخوانيم

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۵۸ قֽظֽ | Reply

مهدی م :

اقای عبدی
من از شما انتظار بیشتری داشتم. دائم میائید و میگید (دوستان اصلاح طلب) بعد از انتخابات حرفاشون رو یادشون میره و غیره. حالا توتحلیلتون از انتخابات شورا یه اگر گذاشتید و شکست پیش بینی هاتون رو می اندازید گردن اون اگر؟ (از قدیم می گویند اگر رو کاشتند هیچی سبز نشد!)
از اونجا که هیچ مقیاسی برای تعیین میزان شناخته شدن و یا نشدن لیست رایحه خوش وجود ندارد. به نظر من شما بیایید و صادقانه به خطای تحلیلی خودتون اعتراف کنید. به نظر من لزومی نداره که برای اثبات نظرتون به نظر سنجی هایی استناد کنید که معلوم نیست از کجا آمده اند.
همین رو بگم که شکاف قالیباف و احمدی نژاد در نبود مطبوعات آزاد به صورت سینه به سینه به اطلاع تمام ملت رسیده و خیلی ها از اون خبر دارند.
اینکه می گویید ملت به این زودی از رای خود برنمی گردند رو هم قبول ندارم مردم عادی و طبقه آسیب پذیر رو نمی دونم ولی قشر متوسط و تحصیل کرده ای که یا به او رای داده بودند و یا از رای آوردنش امیدی به دل داشتند الان بیش از هر اصلاح طلبی که به معین رای داده بود و یا نداده بود منتقد احمدی نژاد هستند. ( من تو دوستانم زیاد می شناسم. حتی کسانی که به توهم توطئه دچار شده اند کم نیستند. منظورم توطئه انگلیس است) نمونه بارز آنها هم خوش چهره و افروغ.
من که از وقتی یادم میاد ندیدم که طرفداران اصلی رئیس جمهور در زمانی که هنوز ورق برنگشته و یا رئیس جچمهور همچنان بر مسند قدرت است از او برگشته و به وضوح منتقدش شوند.(مثل خوش چهره که من شخصا سه چهار نفر سراغ دارم به خاطر مناظره خوش چهره با نوبخت به احمدی نژاد رای دادند.)

عبدی : دوست عزیز آنچه که شما انتظار دارید از من و امثال من بر نمی آید.زیرا پیش بینی باید بر اساس دانش باشد و با چشم بندی و رمالی فرق می کند.اگر من آن "اگر" را نگفته بودم امروز باید نظرم را اصلاح می کردم اما الان قضیه فرق می کند.خوب اگر شما فکر می کنید که نظر سنجی بیخودی یا بی اعتباری بوده(وقتی که تخصص من در این زمینه است) در این صورت مساله نوعی بی اعتمادی است که من نمی توانم از شما بخواهم که تجدید نظر کنید.اما اجمالا بدانید که نظر سنجی مذکور معتبر ترین در نوع خود و از طرف ایسپا بود.ضمنا من اصراری به قانع شدن شما یا هر کس دیگری ندارم بلکه اینجا تحلیل می کنیم اگر دیدید حرفها بی پایه یا غیر قابل اعتماد است طبعا نباید زحمت مراجعه به آن را به خود داد.

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۳:۴۰ بֽظֽ | Reply

وحید :

سلام
ضمن تشکر
و اینکه عوض کردن فرمت سایت خیلی خوب است
اشکالی نیز وجود دارد و آن اینکه اسکرول افقی ندارد و اگر پنجره کاملا باز نباشد نمی توان مطالب را خواند

۱۱ دی ۱۳۸۵ ۵:۳۶ بֽظֽ | Reply

قاسم اميري :

سلام آقاي عبدي!
رفتار شناسي مردم ايران نشان داده كه آنها از منحني مشخصه quiqe opening برخوردارند!در صنعت يك سري شيرهاي صنعتي (ولو)وجود دارد كه با كوچكترين تحريكي بيشترين پاسخ را ميدهند .حالا اين پاسخ ممكن است در جهت باز شدن ولو باشد يا بسته شدن آن.به نظر من تحليل شما نسبت به اقبال وعدم اقبال مردم از احمدي نژاد صحيح نباشد.چرا كه در همين مدت كم عملكرد ناصحيح دولت اثرش را روي مردم گذاشته .هنوز اصلاح طلبان كار خاصي نكردند(ظرف اين 15-16 ماه) در ضمن عملكرد گروهها يي مثل ليست چمران وطلايي و...به نظر مردم خوب بوده است.سواي اينكه چه تقلبهايي ممكن است زمينه جابجاييهاي مهمي را فراهم كرده باشد و ما از آن بي اطلاعيم اما در هر صورت رويگرداني مردم از حاميان رييس جمهور مشهود بوده است.البته فكر ميكنم حضرتعالي با دلسوزي به اصلاح طلبان هشدار ميدهي كه غره نشوند.

۱۲ دی ۱۳۸۵ ۱:۵۱ قֽظֽ | Reply

مهدی م :

سلام آقای عبدی
از وقتی شما این سایت رو راه انداختید روزی نیست که بهش سر نزنم. به هرحال از اینکه در برابر انتقاد من پیشنهاد کردید به سایت سر نزنم متاسف شدم. واقعا نمی تونم به این خواسته شما پاسخ مثبت بدم.
در جایی فرموده اید اگر دیدید حرفها بی پایه و غیر قابل اعتمادند زحمت سر زدن به سایت رو نکشید. خوب بحث غیر قابل اعتماد بودن به کنار چون اگر از اول بنای بی اعتمادی بود، خوب طبیعی بود همونطور که کیهان رو می خونم اینجا رو می خوندم.
اما مطمئن باشید ما که دوستان شما هستیم و لابد شما هم دوست ما ، اگر احساس کنیم جایی باید انتقاد کرد این کار رو می کنیم. چه شما بخواهید و چه نخواهید. البته تو دنیای مجازی وقتی من شما رو می شناسم ولی شما من را نمی شناسید طبعا تنظیم نوع برخورد با مخاطب از جانب شما بسیار مشکل تر خواهد بود. من به نظر و تخصص شما در خصوص نظرسنجی اخترام می گذارم ولی آیا اگر نظر سنجی معتبر بوده نباید در خصوص لیست ها هم انجام می شد. به نظر من اگر یک موسسه نظر سنجی اعتبارش براش اهمیت داشته باشه در کنار این نظر سنجی باید در خصوص لیستها و شناخت مردم هم از کاندیدا هم نظر سنجی می کرد و به قولی کار رو تمام انجام می داد.
به همین دلیله که من نمی تونم تو ایران به نظر سنجی ها اعتماد کنم.
خیلی دوست داشتم موسسه آینده شما ، یا موسسه مشابهی که دنبال کسب اعتبار باشه و وابسته به بخش خصوصی هم باشه، وجود می داشت و نظر سنجی هایی ارائه می داد که اعتبارش رو برای اون نظر سنجی ها گرو می گذاشت. ولی خوب متاسفانه به قول شما این امکان در ایران فعلا دست نیافتنی می نماید.
من هنوز البته سوال دارم(نگیم انتقاد که آقای عبدی باز خواهند گفت دیگه نیا اینجا). اینطور که معلومه شما تحلیلتون رو بر پایه همین نظر سنجی اعلام کرده اید. خوب چرا احساس کردید باید اون اگر رو تو نوشته هاتون بگذارید. چون احساس می کردید که احتمال شکست لیست دولت وجود دارد. با این وجود شما بین احتمال شکست و پیروزی لیست دولت می توانستید یکی از گزینه های زیر رو بنویسید:
لیست دولت می برد اگر خوب شناسانده شود
لیست دولت می بازد مگر اینکه خوب شناسانده شود
اگر اصل تحلیلتون پذیرفته شود (شناخته شدن یا شناخته نشدن طرفداران دولت) به نظر من اگر از جمله دوم استفاده کرده بودید تحلیل تان نزدیک تر به واقعیت بود چون در جمله اول شناخته شدن وزن زیادی ندارد . ولی در جمله دوم شناخته شدن وزن خیلی بیشترزی دارد و حیاتی تر به نظر می رسد.

عبدی : بسیار ممنون از لطف شما.من مطلقا نگفتم اگر انتقاد دارید به سایت سر نزنید این حرف احمقانه ای است گفتم اگر اعتماد ندارید چنین کنید که این مساله حل شد.اما دوست عزیز تحلیل من به نوعی است که برای این موارد پاسخ لازم را دارد.اصولا در این انتخابات از طریق نظر سنجی نمی شد نتائج را پیش بینی کرد زیرا مردم در هنگام نظر سنجی ذهنیت شکل گرفته ای نداشتند که پاسخ دهند( منظور از مردم همه نیستند بلکه اکثریتی است که نتیجه را تعیین می کند) مرد سر صندوق یک اسمی را انتخاب می کنند.اما در انتخابات سال گذشته اینطور نبود آنقدر فضا روشن بود که بدون نظر سنجی هم به آقای هاشمی گفتم قاطعانه می بازد. وقتی می گویم انتخابات سرد است یعنی اصولا ذهنیتی شکل گرفته نیست که شما بخواهید نظر سنجی کنید مثل انتخاب جلوی ویترین کتابفروشی و خودرو است.در نمایشگاه خودرو که پیکان و رنو و پژو و زانتیا باشند می توان با قاطعیت حدس زد که کدام خودرو با استقبال بیشتر مردم مواجه می شود.چون همه نسبت به این خودرو ها شناخت و درک نسبی و ضمنا واقعی دارند.اما اگر همه مردم را بناچار به نمایشگاه کتابی ببرید که کسی آنها را نخوانده یا اندکی خوانده اند در این صورت از مردم هر چه بپرسید پاسخی می دهند(که مثلا چه کتابی خوب و مرجح است) اما چون نخوانده اند موقع انتخاب نمی توانند میان معیارهای پیش گفته خود با کتابها انطباق لازم و صحیح را برقرار کنند.بنابراین من گفتم "اگر" زیرا نمی دانستم آنها خواهند توانست محتوای مورد نظر خود را به مردم(آنان که در انتخابات شرکت می کنند) بدهند یا خیر و در این امر هم شک داشتم چون اگر یقین داشتم مثل درصد شرکت با اما و اگر اظهار نظر نمی کردم.

۱۲ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۴۱ قֽظֽ | Reply

مازیار :

عباس عزیز
تحلیلتان درباره انتصاخابات را می پذیرم فقط:
-اساس سیاست دولت جدید راضی کردن محرومان و حاشیه نشینان و تضییع حقوق و ازادیهای طبقه متوسط و شهر نشین با اجرای سیاستهای پوپولیستی است
-با توجه به مسائل صورت گرفته در انتصاخابات اخیر و اغماض اصلاح طلبان این کار انها را نوعی خیانت در حق مردم میدانم
-اصرار اصلاح طلبان به ورود در عرصه حاکمیت را درک نمی کنم(با توجه به ژست اصلاح طلبیشان چرا که:
-دیگر بعید است پشتوانه رای 2 خرداد تکرار شود
-در هشت سال گذشته چه کار نا تمامی دارند که میخواهند انجام دهند

۱۲ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply

:

آقا لطفا برگرديد به همون محيط قبلي بلاگ. اين مشكلاتش زياده.

عبدی: مشکلات را متذک شوید تا در صورت امکان اصلاح شود.

۱۳ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۲۹ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/335