آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
انتخابات
, نوشتار
۱۱ دی ۱۳۸۵
انتخابات شوراها(۲)
4ـ آيا اصلاحطلبان پيروز شدند؟ اگرچه پاسخ من معطوف به انتخابات تهران است ولي در يك مورد خاص به شهرستانها نيز اشاره خواهيم كرد. براي ارزيابي از شكست و پيروزي آنان بايد چند معيار را لحاظ كرد.
ـ موفقيت اصلاحطلبان در ائتلاف آنان بود، مشروط بر اين كه اين ائتلاف استراتژيك و نه تاكتيكي باشد، كه من تاكنون در اين زمينه به نتيجهاي قطعی نرسيدهام. در اين مورد در نوشتههاي قبلي توضيح دادهام كه از تكرار آن اجتناب ميكنم.
ـ از حيث ويژگي عام انتخابات، اصلاحطلبان وقتي موفق هستند كه انتخابات به پديدهاي همراه و همساز با متغيرهاي توسعهاي تبديل شود. در اين زمينه در مقاله هسته نامريي انتخابات اخير (دوم خرداد 1376) در كتاب «انتخاب نو» توضيح دادهام، در واقع نظام دموكراتيك و مبتني بر انتخابات و مشاركت سياسي يك نياز دنياي جديد است، و اين نياز نزد افراد مدرنتر بيشتر احساس ميشود. به عبارت ديگر هر كس بيشتر درگير جامعه و در سطوح بالاتر اجتماعي باشد، آمادگي و اصرار بيشتري براي مشاركت سياسي دارد. از اين رو در جوامع اروپايي و توسعهيافته افراد تحصيلكردهتر، شهريتر و مردان و افراد ميانسال، بيش از گروههاي مشابه خودشان در انتخابات شركت ميكنند. در ايران تنها سه انتخابات دوم خرداد 1376، 18 خرداد 1380 و مجلس ششم واجد اين ويژگي بودهاند، اين استدلال ربطي به نتيجه حاصل از اين سه انتخابات ندارد، بلكه فارغ از نتيجه آن است. مثلاً در خرداد 1376، نسبت مشاركت افراد تحصيلكرده شايد براي اولين بار بيشتر از گروههاي تحصيلي پايينتر بود (ر.ك. همان مقاله) اگر اين نتيجه را مقايسه كنيد با انتخابات مجلس هفتم كه مشاركت افراد با تحصيلات عالي در تهران كمتر از 15 درصد و مشاركت افراد با تحصيلات ابتدايي و كمتر بيش از 50 درصد بود، حقيقت روشن ميشود.
در انتخابات اخير نيز نظرسنجيها مويد آن است كه افراد با تحصيلات بالاتر و طبقات مياني عموماً غايب انتخابات بودند، و اين مسأله در مورد انتخابات سال گذشته نيز مشهود بود، كه از ذكر آمارهاي آن اجتناب ميكنم. اين امر نشاندهنده غير توسعهاي بودن انتخابات است و نسبت به گذشته عقبگرد است و دوستان اصلاحطلبان نميتوانند حضور در چنين انتخاباتي را موفقيت محسوب كنند، حتي اگر نتيجه انتخاب شدگان هم به نفع آنان باشد.
اين مشكل در شهرستانها نیز مشهود است. نتيجهاي كه دوستان از پيروزي اصلاحطلبان ارايه كردهاند، (خبرنامه جبهه مشاركت) معرف شكست در شهرها و استانهاي صنعتيتر كشور و پيروزي در استانهاي ديگر است.
به عنوان نمونه درصدهاي اعلان شده اصلاحطلبان از سوي خودشان از كل افراد منتخب را در استانهاي زير ملاحظه كنيد.
گروه اول
1ـ تهران 4 نفر از 15 نفر 27%
2ـ آذربايجان شرقي 16 نفر از 124 نفر 13%
3ـ اصفهان 58 نفر از 160 نفر 36%
4ـ خراسان رضوي 43 نفر از 108 نفر 40%
5ـ فارس 56 نفر از 131 نفر 43%
گروه دوم
1ـ سیستان و بلوچستان 33 نفر از 51 نفر 65%
2ـ بوشهر 29 نفر از 61 نفر 48%
3ـ گلستان 30 نفر از 56 نفر 54%
4ـ چهار محال بختیاری 30 نفر از 66 نفر 45%
5ـ اردبیل 40 نفر از 81 نفر 50%
در واقع نقطه قدرت اصلاحطلبان در مناطق توسعهيافتهتر و شهرهاي بزرگتر است، اما نتايج مذكور به خوبي مويد آن است كه اين روند معكوس است، و حتما دليلی دارد، به نظر من دليل اصلي آن است كه اصلاحطلبان انتخاباتي را كه معرف شعارهاي و گرايشهاي آنان و مطابق خواست و ميل طبقه متوسط باشد، تدارك نديدهاند و در بازي انتخاباتي تيم حاكم وارد بازي شدند.
يكي ديگر از معيارهاي اساسي براي اين مسأله شخصي شدن انتخابات است. در واقع تمامي اصلاحطلبان به حمايت 4 نفر آمدند كه آنها را وارد شوراي شهر كنند، در حالي كه بايد اين روند معكوس باشد، و مردم بايد به واسطه مجموعه اصلاحطلبان و برنامههايشان نامزدهاي آنان را برگزينند، چنين انتخاباتي را ميتوان مصداق آنومي سياسي دانست، ناهنجاري سياسي بيشترين بهرهاش را ساختار سياسي موجود ميبرد، اين ساختار همواره علاقهمند است كه با افراد مواجه باشد، اگر دقت كنيم هميشه در تبليغات خود بر انتخابات فرد و نه برنامه تأكيد دارند. انتخاب اصلح معنايي جز اين ندارد. كه در عمل به انتخاب مشهورترين ها تبديل ميشود. برنده چنين انتخاباتي در درجه اول و آخر ساختار سياسي بود و چيزي كه اصلاحطلبان از اين حيث به دست آوردند در برابر آنچه كه به دست دادند، اندكي در برابر زياد بود.
يكي از نكات مهمي كه اصلاحطلبان مطرح ميكنند، افزايش مشاركت به عنوان يك دستاورد انتخاباتي و استراتژيك آنان بود. در اين مورد دو نكته را بايد متذكر شد.
الفـ افزايش مشاركت صرفاً هنگامي مطلوب و مقصود است كه منجر به انتخاباتي توسعهاي و نه پوپوليستي شود، انتخاباتي كه رأيدهنده دقيقاً بداند چه برنامهاي و چرا آن برنامه را انتخاب ميكند (فارغ از ماهيت آن برنامه) در چنين انتخاباتي هيچگاه آقايان دبير و ساعي (هر چند هم محبوب مردم باشند) بالاتر از دكتر نجفي قرار نميگيرند، اصولاً در چنين انتخاباتي نيروهاي اصلاحطلب به خود جرأت نميدهند كه از چهرههاي محبوب و غيرمرتبط با سياست سود بجويند. من شكست اصلاحطلبان را در قرار دادن نام آقاي ساعي در ليست ميدانم. (تأكيد ميكنم كه آقاي ساعي فرد محترمي است) اما اگر روزي را شاهد بوديم كه براي مسابقات قهرماني تكواندو آقاي حجاريان را به روي تاتامي (اگر اشتباه نكنم، اسم تشك تكواندو است) بفرستيم، در آن روز هم بايد ورزشكاران را از ميدان مسابقه روانه ميدان سياست كرد.
بـ اگر افزايش مشاركت دستاورد دوستان تلقي شود، در اين صورت بايد پاسخ اين سوال را بدهند كه پس چرا كف ليست دوستان بسيار كمتر از يك صد هزار نفر است. (فراموش نكنيم، حتي آراي نفر آخر هم تماماً مربوط به گروه حامی وی نيست، بلكه شايد حدود نيمي از آن مال خودش است) دوستان اصلاحطلب كه شامل 4 گروه عمده در تهران ميشدند، اگر اعضاي آنان و خانوادههايشان و نيز دوستانشان به ليست پيشنهادي تمام و كمال رأي ميدادند، قطعاً كف رأي آنان بيشتر از آني بود كه اكنون هست (متأسفانه عدد دقيق رأي آخرين نفر را در نتايج پاياني ندارم ولي قبل از نتايج پاياني اين رقم بسيار كم بود) بنابراين مشاركت بيشتر موجود را نميتوان محصول عملكرد اصلاحطلبان به معناي صحيح كلمه معرفي كرد.
از عجايب استدلالهاي دوستان يكي اين است كه افزايش مشاركت در انتخابات را نشانه پيروزي مشي اصلاحطلبانه ميدانند، اما ظاهراً متوجه اين نكته بديهي نيستند كه اگر چنين است، پس بايد گفت مردم در شرايط كنوني، اصلاحطلبتر از 4 سال قبل شدهاند كه مشاركت بسيار كمتري در انتخابات داشتهاند!!؟ گويي براي رسيدن مردم به مشي اصلاحطلبي بهتر است اقتدارگرايان مصدر امور باشند!!؟ به نظر من اينگونه استدلال كردنها نشانهاي روشن از شكستي است كه دوستان در عرصه انديشهورزي سياسي متحمل شدهاند. و جالب اين كه اين امر را نشانه برتري دادن اصلاحات از جانب مردم به «انفعال»،« «انقلاب» و «چشم داشتن به خارج» دانستهاند و براي اين امر مشاركت در تهران را حدود 40 درصد اعلام كردهاند!! معناي روشن آن اين است كه مشاركت حدود و شاید کمتا از 20 درصد دفعه قبل را بايد معرف برتري دادن «انفعال»، «انقلاب» و «چشم داشتن به خارج» نسبت به اصلاحات دانست، حال چگونه مشاركت 30 درصد معناي ديگري ميدهد، خدا ميداند.
خوشمزهترين استدلال دوستان اين ادعا است كه ،در انتخابات اخير در پايتخت گزينه قهر و تحريم به علت بينتيجه بودن رنگ باخت و قهركردهها و تحريميها به ميدان آمدند، اما معلوم نيست كه در اين صورت پس چگونه آراي داده شده در تهران بسيار كمتر از انتخابات رياست جمهوري است كه سال گذشته برگزار شد!!؟و اگر آن افراد به پای صندوقها آمدند چرا کف آرای اصلاح طلبان اینقدر پائین است؟
آیا همه تحریمی ها همین قدر بودند؟خوب اگر اینها هم سال گذشته می آمدند چه فرقی در نتیجه انتخابات سال قبل می کرد؟
نكته ديگري كه دوستان به عنوان يك دستاورد استراتژيك مطرح ميكنند، رسيدن به بيان مطالبات حداقلي است. در واقع بهتر است گفته شود رسیدن به ناديده گرفتن مطالبات است، طرح مقولهاي به نام مطالبات حداقلي دستاورد نيست، بلكه بلاموضوع كردن عمل سياسي است. گفته اند که در گذشته مطالبات حداكثري بيان ميشد و سطح توقع جامعه را از خود بالا ميبردیم، و عملاً چون به حداكثر مطالبات اعلام شده دست نمييافتیم لذا مطالبات حداقلی را مطرح می کنیم.چنین اقدامی هيچ نقطه مثبتي نيست. چرا؟
اولين دليل آن است كه سطح مطالبات را براساس پيروزي يا شكست مطرح كردهاند، خوب اگر چنين است، هميشه مطالبات خود را در حداقلها مطرح كنيم، تا هميشه پيروز قطعي باشيم. چه اشكال داشت كه ميگفتيم، اگر نفر اول ليست ما بيست هزار رأي هم بياورد خوب است؟ بعد كه نفر اول 400 هزار رأي ميآورد، جشن ميگرفتيم كه آن را پيروزي عظيم معرفي ميكرديم؟!! سطح مطالبات را براساس اين عنصر تعيين نميكنند، كساني كه خواهان مشاركت حداكثر هستند و كساني كه خواهان مشاركت توسعهاي هستند، نميتوانند سطح مطالبات پايين (پايينتر از هر استانداردي) را تعيين كنند.
دليل ديگر اين كه همه خواهند پرسيد كه مفهوم و كلمه اصلاحات چگونه از آن جايگاه رفيع كه خواهان تغييرات قابل توجهي بود، به اين وضع حضيض تنزل منزلت و شعار داده است؟ چطور در انتخابات سال گذشته به اين نكته بديهي توجه نشد،؟ آيا شكست عامل اين تغيير بود، يا تحليل نظري دوستان اشكال داشته است؟ پاسخ دادن به اين پرسش مسايل عديدهاي را روشن ميكند كه براي اتخاذ راهبرد صحيح ضروري هستند.
و بالاخره اين كه دوستان روشن نكردند كه اين حداقل مطالبات چه بود؟ پاسخ دادهاند كه شكستن انحصارگرايي، و تماميتخواهي و يكدستي جريان حاكم بود. در اين خصوص بايد گفت شكستن اين امر محصول عملكرد تيم حاكم بر دولت بود و ربطي به اصلاحطلبان نداشت، اتفاقاً اگر اصلاحطلبان غايب يا كمرنگ بودند، تيم حاكم بجاي دو گروه به سه يا چهار گروه تقسيم ميشد و هدف مذكور بهتر محقق ميشد. شكست انحصارگرايي محصول دعوا بر سر غنايم است كه از روز پيروزي تيم حاكم بوجود آمد و اصلاحطلبان هيچ نقشي در آن نداشتهاند. و اگر هدف استراتژيك دوستان اين باشد بهتر است كه به كلي از صحنه غايب شوند تا اين كه آنان به جان يكديگر بيافتند (البته، من چنين هدفي را استراتژيك نميدانم، زيرا در دل خود مستلزم حذف اصلاحطلبان به معناي واقعي است، اين هدف فقط از طريق پيشرفت اصلاحات واقعي بايد انجام شود)
اصلاحطلبان شكست تيم دولت را پيروزي خود حساب ميكنند، و اين نكته بسيار عجيبي است، زيرا اثبات خود را از سلب ديگران نتيجه ميگيرند!! اين كه در رقابتي ،جناح ديگري از حكومت بر جناح دولت پيروز شود، به منزله پيروزي اصلاحطلبان تلقي شود، به معناي آن است كه رقابت اصلي ميان آنان بوده و نه ميان اصلاحطلبان و گروه مقابل.
به علاوه دوستاني كه چنين تصوري از پیروزی خود دارند، چرا حاضر نيستند، وزن آراي فعلي خود در تهران را با وزن مجموع نامزدهايشان در تهران سال گذشته مقايسه كنند. چنين مقايسهاي به معناي يك عقبگرد آشكار در آراي آنان است. (البته من شخصاً اين انتخابات را قابل مقايسه با انتخابات گذشته نميدانم، اما اگر كسي خواست مقايسه كند، نتايج معرف عقبكرد است).بعلاوه من بدون در اختیار داشتن آمار حدس می زنم که کل آرای لیست اصلاح طلبان در این دوره به نسبت میزان مشارکت ،حتی کمتر از این نسبت در دور قبل انتخابات شورا ها است و راه یافتن فعلی چند نفر به شورا صرفا نتیجه تشتت طرف مقابل است و نه بهبود رای و جایگاه دوستان.
بنابراين انتخابات اخير صرفاً در فضايي آنوميك رخ داد كه چند گام به عقب محسوب ميشود و مشابه انتخابات پيش از دوم خرداد است، و ساخت سياسي بيش از هر چيز خواهان چنين فضا و انتخاباتي است.
نتايج آن (حداقل در تهران) به نفع اصلاحات سياسي است ولي نه به دليل حضور اصلاحطلبان در انتخابات، چرا كه بدون حضور آنان هم اين نتايج رخ ميداد و شايد هم بيشتر و بهتر، يعني شكاف بوجود آمده در جناح حاكم كه حتي قبل از انتخابات رياست جمهوري نهم مشهود بود، در جريان اين انتخابات عميقتر ميشد. اصلاحطلبان ،هم از حيث مقدمات انتخابات (بجز مسأله مهم ائتلاف) و هم از حيث شرايط ضروري براي يك انتخابات توسعه ای، و هم از حيث نحوه برخورد با مسايل پيش آمده در انتخابات اشتباهات غيرقابل قبولي داشتند. ولي از يك جهت خوش شانس بودند كه تركيب به دست آمده براي آنان بهتر از تركيبي بود كه همه آنان اصلاحطلب يا طرفدار دولت می بودند. ضمن اين كه سه نفر سياسي آنان (آقاي ساعي را از اين جهت نميشناسم) افرادي هستند كه در شورا ميتوانند نقشي بيش از وزن سه نفر را عهدهدار شوند و حداقل اين كه به قول معروف ،گل به خودي نزنند.
براي تمام كساني كه از موضع اصلاحطلبانه در اين انتخابات شركت كردند، همان قدر احترام قائلم كه براي افرادي كه از همين موضع مخالف شركت بودهاند، احترام ويژه براي كساني است كه عليرغم خواست قلبي و عقلي خود حاضر به شركت شدند تا بلكه همراه جمع باشند و در آينده خود را سرزنش نكنند كه چرا اين بار در انتخابات شركت نكردند، و لذا فارغ از همه اين انتقادات (كه به آن اعتقاد دارم) بايد بكوشيم كه اختلافات را كم كنيم و براي رسيدن به يك راهبرد موثر و اقدام مشترك كوشش كنيم. بويژه در شرايطي كه كشور به مرور زمان در حال فرو رفتن در وادي خطرناك و غيرقابل بازگشتی است.

ماندانا :
سلام . تحلیل جالبی بود دست شما درد نکند .
سوالات زیادی دارم که یکی رو مطرح می کنم . این روند انتخاب افراد مستقل ورزشکاران هنرمندان و خانم ها فکر می کنید تا چه حد مربوط به کشور ما و شرایط سیاسی و اجتماعی خاص آن است و تا چه حد یک روند جهانی (مثلا انتخاب آرنولد یا ریگان) و متاثر از فرهنگی است که در کل جهان در حال شکل گیری است ؟
عبدی : مورد ایران هیچ ربطی به آنجا ندارد. در آنجا ورزشکار یا هنرمند تمام قد وارد سیاست می شود و اشکالی ندارد ضمن این که استثنا هم هستند.و حضور افرادسیاستمدار هم در فعالیت سیاسی محدود نیست . اما در ایران از روی تشک کشتی وارد سیاست می شود اگر هم باخت می رود پی کارش.من مطمئن هستم که یک انتخابات گرم و مدنی هیچ حزبی(در شرائط کنونی) حتی یک ورزشکار یا هنرمند را بدون آن که جوهره و فعالیت موثر سیاسی داشته باشند در لیست خود نمی گذارد و مردم هم به افرا منفرد در چنین انتخاباتی رای نمی دهند.ضمنا این را هم بگویم اصولا ورزشکاران و هنرمندان(البته بحث هنرمند سیاسی بحث جداست) عادی در ساخت سیاسی موجود سیاسی شدن واقعی و اصلاح طلبانه را به نفع خود نمی دانند.سوابق زیادی در این زمینه داریم.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۲:۰۸ بֽظֽ | Reply
علی سلطانی :
بسیار جالب بود آقای عبدی
نظرات شما بسیار جامع و منتقدانه بوده. آیا در مورد شکاف بوجود آمده در جبهه اصولگرا هم صحبت خواهید کرد؟
موفق باشید
عبدی : اولویت من در درجه اول شناخت و نقد اصلاح طلبان است.طرف مقابل را در مرحله دوم باید رصد کرد.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۲:۲۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسین :
اقائی به نام رحمان پیش نهاد داده بود که جنابعالی به جای انکه وقتتان را با چند تا بیکار نظیر خودش , پرویز و من تلف نمائید بروید به جبههء مشارکت و این تحلیلها را با ادمهای درست - حسابی انجا در میان بگذارد
چون به نظر می رسد جناب رحمان با پدیده ای به نام صفحهء وب و کارکردهای متعارف ونامتعارف ان به طور دقیق اشنا نمی باشد و از طرف دیگر بالاخره باید برای اینهمه تحلیل یک پاسخ بشنویم , خوبست اقا رحمان یک پرینتی از این دو مقاله بگیرند و بروند و با صدای رسا برای ادمهای مهم انجا بخوانند (احتمالا" انجا امکانات نشانگر صفحهء وب موجود نیست!) و ضمنا" دقت کنند که واکنش انها چه می باشد تا بتوانند ( برای ما که نه یک عده بیکارهء بی اهمیتیم ) برای اقای عبدی نقل کنند
گمان میکنم پاسخ انها به این مقالات اقای عبدی را متقاعد خواهد کرد که بالاخره پیش ان ادمهای مهم بروند یا در همین صفحهء وب بمانند و با ادمهای نا مهم و بیکار عمرشان را تلف کنند!
عبدی : البته من برداشت چندان منفی از صحبتهای دوستمان نداشتم.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۲:۲۶ بֽظֽ | Reply
نیما :
حالا که آقای ساعی وارد دنیای سیاست شده پس ما هم بیصبرانه منتظر دیدن آقای حجاریان روی تاتامی هستیم ;)
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۳:۵۹ بֽظֽ | Reply
داور ارومیه ای :
آقای عبدی عزیز سلام
با نظرات شما موافق نیستم .
یک- مرتب انتخابات ریاست جمهوری را با شورای شهر مقایسه میکنید .
( عبدی : آراي داده شده در تهران بسيار كمتر از انتخابات رياست جمهوري است كه سال گذشته برگزار شد!!)
این دو انتخابات قابل قیاس نیستند حتی در کشورهای توسعه یافته. مگر درشرایط استثنایی.همسایه من در انتخابات کشوری
به محافظه کاران ودر انتخابات محلی به چپ ها وسبز ها رای میدهد.
دو- در دور دوم انتخابات شوراها که به گفته ای مسئولین آزادترین انتخابات برگزار شده در ایران بود
کاندید های اصلاح طلبان رای نیاوردند. در این دوره با همه ابهامها در شمارش آرا و نداشتن امکانت کافی رسانه ای چهار نفر برگزیده داشتند.این نشان چیست. ؟
سه - اینکه تحصیلکرده ها و اقشار میانی در انتخابات با درصد کمتری شرکت کردند نشان دهنده ضعف جامعه مدنی ما نیست.؟ چرا این افراد از حق و مسئولیت مدنی خود چشم پوشی می کنند.؟ به امید که یا چی نشسته ایم؟
چهار- . آیا شما اصلا به محافظه کاران بها یی میدهید ؟. چرا اصلا مطرح و بررسی نمی کنید که چرا لیست قالیباف رای آورد.؟ آیا اصلاح طلبان درخلاء مبارزه می کردند. آیا حریف (لیست قالیباف) حرفی برای گفتن نداشت.؟ آیا از خود پرسیده ایم که چرا لیست قالیباف برای ساکنین شرکت کننده در انتخابات تهران جذابتر بود ؟(به شرط درستی آمار).
و هزاران چرای دیگر ....
عبدی : آن مقایسه در پاسخ به استدلال خاصی بود که متاسفانه شما مقدمه آن را حذف کرده اید و نتیجه نا صحیح استنتاج گر فته اید.آن نکته در جواب ادعای باز گشت تحریمی ها بود و نه این که چرا کمتر از انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده اند.وقتی که به این راحتی جمله ای را از مقدمه و موخره اش جدا می کنیم چگونه انتظار داریم که کل متن را دقیق مطالعه کرده باشیم.لذا پیشنهاد می کنم که یک بار دیگر متن را ملاحظه فرمائید حتما پاسخ خود را خواهید یافت.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۵:۲۳ بֽظֽ | Reply
Amir :
اميدوارم که شما و سعيد حجاريان عزيز دوباره به روی تاتامی سياست ايران برويد بلکه وزن فکری اصلاح طلبان بيشتر شود.متاسفانه هم اکنون شاهديم که شاگردان ارسطو و افلاطون به بهانه تعادل در امور صحنه گردان شده اند..
نکته -اين مسائل را با آقای کروبی هم مطرح کنيد چون از ميان اصلاح طلبان محافظه کار تنها کسی بود که اذعان به پيروزی مطلق نکرد.باشد که ايشان بعضی از دوستان را با روشهای خاص خود از خواب خرگوشی بيدار کند.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۶:۴۲ بֽظֽ | Reply
سعيد :
سلام . قالب نو مبارک . برازنده تر از قالب پیشین است بدون شک . انتخابات اخیر تاکیدی بر این موضوع بود که شرایط خطرناک در منطقه و به خصوص برای آینده ی سیاسی ایران ، تاثیر خود را گذاشته و این از تعداد و طبقه بندی شرکت کنندگان به وضوح معلوم بود . من نیز با تحلیل شما موافقم . اما کم کردن اختلافات باید یر پایه ی اصولی مبتنی بر منافع ملی باشد که به نظر در شرایط فعلی حلقه ی مفقوده به حساب می آید . آنچه که در حال حاضر برای حضرات اهمیت دارد تنها حضور در حاکمیت حتی با قربانی نمودن اصل انگیزه می باشد . همین که در شهرستان ها _ به خصوص شهر من زنجان _ نمود داشت و ملموس بود ، کناره گرفتن افرادی شاخص و متخصص بود و به جای آن تا دلتان بخواهد پوپولیست ها و حتی لمپن ها _ حتی در پوست به اصطلاح تحصیل کرده ها _ حضوری فعال داشتند و با نگاهی به تر کیب شورای شهر می توان اذعان نمود که همین طیف نیز توانستند با استفاده یا سوء استفاده از شرایط ، آرای مردم را چه از روز خصم یا نا آگاهی برای خود جمع کنند . با این حال به قول شما هنوز امیدواریم و ذره ای نور ار نیز نادیده نمی گیریم . اما ... ای کاش جایی برای اما و اگر نبود .
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۷:۵۴ بֽظֽ | Reply
علی :
طرح جدید سایت شما بهتر شده است فقط باید بگویم تصویر شما در طرح قبلی واضح تر و البته خوشتیپ تر بود.
در ضمن اگر امکان داردبه بحث برای رسیدن به یک راهبرد موثر و اقدام مشترک بپردازید.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۹:۳۳ بֽظֽ | Reply
محمد حسین :
با سلام
سخنان اقای هاشمی را در نماز عید که شنیدم یاد پیش بینی جنابعالی افتادم که فرموده بودید ایشان یا نمی تواند یا نمی خواهد از رای خود در خبرگان استفاده کند!
اگرچه اینجانب نمی توانم از یک سخنرانی ان هم توسط سیاستمدار پیچیده ای همچون جناب هاشمی به تحلیل مطمئنی برسم اما برای دسترسی به رهیافتی در خصوص ایندهء رفتار سیاسی ایشان به نظر می رسد با نگاهی گذرا به ادوار مختلف زندگی سیاسی اقای هاشمی بتوان تاحدودی در مورد ایندهء سیاسی نامبرده گمانه زنی کرد
ا- قبل از انقلاب
هاشمی جوان و مبارز یک الیت پیشتاز بود و تبعا" بیشتر تولید کننده طرح و نظر بود تا مصرف کننده!
مرحوم دکتر بهشتی یک سخنرانی ایشان را به طور اتفاقی می شنود و پیش بینی تاریخی در باره اینده او می کند که به وقوع می پیوندد
2-بعد از انقلاب/مجلس
هاشمی همچنان پیش تاز است ! هنوز ان سخنرانی معروفش در مجلس به خاطرم هست که از شورای نگهبان به این مضمون انتقاد نمود :که شما گمان نکنید که اسلام را فقط خودتان می فهمید
3 -بعد انقلاب/رئیس جمهور/دورهء اول
هاشمی بروکراتی که می خواهد طرحی نو در اندازد و از قضا خوب به پیش میرود, از افرادی نظیر اقایان عبدالله نوری . معین و غیره در ان فرایند استفاده می کند
4-بعد انقلاب/رئیس جمهور /دورهء دوم
هاشمی (به هر دلیل) در حال تسلیم شدن به جریانی است که امروزه انان را با عنوان اصولگرا می شناسیم
5-بعد از انتخابات مجلس ششم
هاشمی شکست خورده و از بازی قدرت کنار می رود!مشاورین پیرامون ایشان روز به روز اندک می شوند
6-هاشمی در انتخابات سال 84
با اتکاء بر توانمندی شخصی , صبر و بردباری و با قدرت فکری خود وارد بازی (یک دوئل تمام عیار) از پیش معلوم می شود
در اینجا صرف نظر از هرگونه نتیجه ای دوباره هاشمی به عرصهء جدی سیاست باز میگردد
ما پس از انتخابات خبرگان هنوز هم با همان هاشمی ششم مواجهیم
یعنی فی الواقع اول شدن در خبرگان گرچه پیروزی امید بخشی برای ایشان می باشد اما هنوز فرایندی را به طور زیر ساختی برای اقای هاشمی عوض نکرده است تا بتوانیم از ورود قطعی به دورهء هفتم نام ببریم
به نظر نمی رسد که با یک سخنرانی روز عید بتوان رفتار سیاسی ایشان را تحلیل نمود !ظاهرا" باید هنوز منتظر ماند تا ببینیم این سیاستمدار کهنه کار چه چیزی در چنته دارد ؟
عبدی : در این مورد دیشب مصاحبه ای با bbcداشتم که احتمالا امروز صبح پخش شده است.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply
سهراب :
اقای عبدی سلام : با وجود اینکه من از زما نی که بخا طر یک کامنت در باره اشغال سفارت امریکا مورد عتاب قرار گرفتم کامنتی به سایت شما نفرستاده ام بطور مرتب به سایت شما سر میز نم. فکر میکنم فر مت قبلی سایتتان برای خواندن راحت تر بود. در ضمن باین مصا حبه کوتاه هوشنگ نهاوندی در
http://www.radiofarda.com/Article/2006/12/30/f2_Interview-Nahavandi-Iran-Saddam.html
سر بزنید. همان حرفی را می زند که بخاطر ان بنده توبیخ شدم. البته من هیچگاه در صداقت و وطن دوستی شما تردید نداشتم وندارم. با احترام سهراب
عبدی : اگر لطف کنید و اصل کامنت و پاسخ آن را از سایت کپی کرده در این کا منت ارسال کنید ممنون می شوم.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۱ بֽظֽ | Reply
سروش :
در این مقاله هم خانم محمدی در باره شما نوشته اند . البته اینبار انتقاد!آیا اولی را خواندید؟
عبدی : اگر مقاله ارسال شود می خوانم.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۷ بֽظֽ | Reply
رضا :
سلام آقای عبدی
هم از تحلیل زیبایتان ممنونم و هم از این که با حوصله ی فراوان به کامنت ها پاسخ می دهید.
آیا به باورتان دوستان اصلاح طلب در میان خودشان هنوز همین گونه واقعی به قضایا می نگرند؟
در زمان انتخابات سال گذشته در جلسه ای آقای محمد رضا خاتمی در انتقادی به جبهه مشارکت در مورد تاخیر در تصمیم گیری در موردی گفته بود ما که مثل طرف مقابل نیستیم برای یک تصمیم ساعت ها بحث می کنیم نظر همه را می گیریم و نظر اکثریت میانمان حکم فرماست.
دوست دارم بدانم اکنون در میان آنان چنین جوی حاکم است؟
و نیز به باور شما علت در حاشیه بودن افراد اصلی جریان اصلاحات در چیست؟
عبدی : این درست است که تصمیم گیری در این طرف فرآیندی طولانی تر دارد.اما در هر حال باید نتیجه تصمیم را هم فراموش نکرد.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۴ بֽظֽ | Reply
سهراب :
من منظورم باز گشت به ان بحث نا خوش ایند ( ولی بسیار مهم) نبود. کوشیدم انرا کپی کنم و بچسبانم ولی خط یکم از کپی میافتد. کامنت من وپاسخ شما در اخرین بخش سلسله نوشتار های شما در باره گروگان گیری امده است. شماره ای که به ان داه اید بشکل ابان 1385 1:27 ق.ظ 23 است. در ضمن اگر ممکن است عکس قشنگ تری ازخودتان در این سایت تازه بگذارید. . کامیاب باشید
سهراب
عبدی : کامنت و جواب را پیدا کردم.لطفا آن را با پاسخ من به دوستان خود نشان دهید هر چه قضاوت کردند مورد احترام است.
۱۱ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
جواد :
لطفا در مورد سلامت انتخابات بيشتر بنويسيد. انتخابات شهر ستانها هميشه تحت تاثير نتايج تهران مورد توجه نيست. به عنوان مثال در شهر رشت حجم تخلفات بسيار زياد بود. حدود 35 كانديدا به شدت پيگير شكايات خود هستند ولي هيچ روزنامه يا سايتي حاضر به انعكاس سخنان آنها نيست. اصلا كسي نمي خواهد در مورد تقلبات انتخاباتي كه انجام شده حرفي بزند. نمي دانم با اين حجم تقلب ديگر مي توان از دمكراسي سخني گفت؟ در گيلان شايع است كه .............. نفر پنجم شده و او را اول كرده اند. چرا كسي به اين سوالات و شبهات پاسخ نميدهد؟ لطفا ما را هم روشن كنيد با تشكر از تحليل هاي جامع و مفيدتان موفق باشيد.
عبدی : علت عدم پیگیری روشن است چون اگر پیگیری کنند و به نتیجه نرسد که نخواهد هم رسید برای دعوت مجدد مردم به انتخابات چه دلیلی می توانند بیاورند؟
۱۲ دی ۱۳۸۵ ۲:۴۲ قֽظֽ | Reply
omid :
با سلام
منتظردیدن ادامه ی نظرات شما نسبت به اعدام صدام بودم , شاید به سوالات ایجاد شده پاسخی یابم,
منتظر دیدن ادامه ی ..... بعنوان محکی برای اندازه گیری صداقت و تعهد و ... درستی تفکرات جدیدتان بودم
همانطور که مقالات و سکوتهای مدعیان مخالفت با اعدام را خواندم و دیدم...
ولی ظاهراٌ دیگر از " الوعده وفا" خبری نیست.
به هر حال از خواندن مثاله ی گذشته تان این سوالت بجا مانده که اگر پاسخ دهید بسیار ممنون خواهم شد
1- اگر به بظر شما گشتار حلبچه مهمترین بخش جنایات صدام بوده, پس چرا محاکمه کنندگان این پرونده را مبنای محاکنه قرار ندادند؟
2- اگر بفرض( فرض محال که محال نیست؟) شما رییس جمهور کشوری بودید و کشور شما توسط یک ابر قدرت اشغال میشد , شما کجا مخفی میشدید؟ کجا حمام میکردید؟ اگر دشمن غافلگیرانه به شما حمله میکرد آیا فرصت پوشیدن دمپایی میکردید؟ چگونه؟
3- آیا میشود برای روشن شدن میزان دیکتاتوری صدام رئوس سرکوب او را نسبت به مردمش برای افراد نا آگاهی چون من بازگو فرمایید؟
4- به نظر شما آیا دادگاه صدام صلاحیت رسیدگی پرونده ی او را داشت؟ در خصوص صلاحیت دادگاه خوشحال خواهم شد نظر جدید شما را نسبت به چگونگی وجود صلاحیت ببینم.
5-حال که صحنه ی اعدام او را دیده اید نظر شما نسبت به اعدام او چیست؟
6- نظر شما نسبت به هلال شیعی چیست؟
7- با تشکر پیشاپیش از جوابهای مسءولانه شما
عبدی : اعدام صدام و دادگاه وی نقطه ضعف حاکمیت عراق است.زیرا از یک طرف آن را شیعی کردند(اتهام وی کشتن مردم شیعه بود) و به اتهامات مهم وی در کشتار کرد ها و موارد دیگر نرسید.همچنین با حرفهائی که پای چوبه دار رد و بدل شد این اشکال بیشتر شد ضمن این که به انتقام و نه اجرای عدالت تعبیر گردید.
اما اینها هیچ چیزی را از جنایات صدام کم نمی کند.کسی که با جنون و بلند پروازی خود پای یک ابر قدرت را به خاکش کشاند مسوول است و باید پاسخگوی دو جنگ خود باشد.
در مورد دادگاه من نمی توانم بفهمم که در کشوری با این حد از بلبشو و کشتار و... دادگاه به معنای واقعی چه امکانی از وجود دارد؟
هلال شیعی هم چیزی جز ضربه زدن به منافع مردم منطقه و بی ثبات کردن آن نیست و فکر نمی کنم یک آدم عاقل هم از آن دفاع کند.هلالی که در واقعیت خارجی هم وجود ندارد.
۱۲ دی ۱۳۸۵ ۳:۰۶ قֽظֽ | Reply
بهداد :
انتخابات شوراها بطور عام در شهرستانها غير سيايس است وبايد از الگوی دمگرافيک برای تحليل استفاده نمود يعنی در سنندج کرد اهل سنت در بيجار کرد شيعه پيروز انتخابات است..در اهواز اعراب لرها و فارسها ترجيحات قومی دارند سيستانيها و بلوچها همينطور..در شيراز دختر دانشجوی زيبا رو رای اول را کسب کرده.
اهل سياست قياس بنفس ميکنند و گمان ميکنند مردم تصوير روشنی از گروههای سياسی و تفاوت ديدگاه ها دارند..1 مثال ميزنم اقای عبدی شما در 25 سال گذشته فعاليت سياسی داشتيد.مقاله های بسيار داشتيد .و در رسانه ها مطرح بوده ايد.ايا در کوچه و خيابان کسی شماراميشناسد ؟
عبدی : درست است.اما هنگامی که چالش سیاسی شکل می گیرد این شناخت به حداکثر می رسد و اگر چالش سیاسی مستمر باشد شناخت نیز عمیق و مداوم خواهد شد.
۱۲ دی ۱۳۸۵ ۴:۲۴ قֽظֽ | Reply
کوروش ب :
آقای عبدی گرامی
با این بخش از نظرتان درباره اصلاح طلبان موافق هستم. اصلاح طلبان پیروز این انتخابات نبودند و نیستند. چون تا حالا کاری در جهت نقد خود انجام نداده اند و حتا انتخاب چهره های آنان در این انتخابات شوراها و حتا انتخاب رئیس جبهه مشارکت حاکی از تسلیم کردن خود به شرایط موجود است از بیم باصطلاح زنده کردن خواست هائی که گویا پاسخگوئی به آن ها از دست اصلاح طلبان بر نمی آید. من فکر می کنم کالبدشکافی اصلاح طلبان چه از حیث نظری، چه از حیث سیاسی و چه از حیث تشکیلاتی و یا شاید هم اعتقادی آن میدان پر پیچ و خمی است که باید در آن گام گذاشت و از هزارتوی آن بیرون آمد. البته من فکر می کنم گیر کار جای دیگری است. فقط این نکته را ذکر کنم که درباب رفتار انتخاباتی مردمان در غرب یا جوامع پیشرفته نیاز به تاملات بیشتری هست و بالاخص در باب نقش زنان در آن. اما این- راهبردهای اصلاح طلبان- بماند برای وقتی که شما نظریات خود را بیان کنید. با سپاس از شما
۱۲ دی ۱۳۸۵ ۷:۱۴ قֽظֽ | Reply
کریم :
اقای عبدی ....یک سوال چرکین !!دارم ٬ با اینکه بیست و اندی سالست ساکن غربم اما شیرازه
این غربیها بر چاپیدن ( این روزها مخملین و ارام !)منابع طبیعی جهان سومی هاست و ارزش انچنانی
برای انسانهای ان سرزمینها ندارند اگر چه ان جی اوهای زیادی در باره این چاپیدنها در همین
کشورها فعالیت میکنند و در مطبوعات اصلی کشور هم انتقادهایشان را عرضه میکنند و میرسم بسوال چرکینم !؟
سر نخ تمام فعالین جهان سومی ها از داخل هر کشوری بطریقی باین ان جی اوها برای داد رسی
انها وصل میشود وگرنه دادشان صدایی در کشورهای غربی نمیکند ...شخص شما بشدت بجوامع حقوق بشری
غرب اعتماد دارید و انها در هنگام دستگیری و زندانی شدن شما بیشترین فریادها را زدند
با ادراک عمیق شما از اوضاع سیاسی دنیا و اینکه هر فرد جامعه غربی هر گز نباید بمنافع حساس
و اساسی مملکتش خیانت کند در این گیرو دار ها چوب دو سر طلا کیست !؟ لطفا نگویید اگر ایران دمکراسی شود همه چی مگر هند را
دمکراسی نمیدانند (بنظر بنده از امریکا هم جلوتر است که از اقلیت سیک !!امروزه نخست وزیر دارد ) و امریکا
نه زن و نه غیر سفید مسیحی ....!؟ غربیها چه رفتار با هند دارند!؟
عبدی : اگر حقیقت را بخواهید من نه در زندان اول و نه در زندان دوم حتی یک بار هم از خانواده نمی پرسیدم که افراد و گروهها در باره من چه موضعی دارند و آیا حمایت می کنند یا نه.بعد از زندان هم مگر بر حسب تصادف پیگیر مطالعه مطبوعات در این موارد نبودم و نیستم زیرا حمایت از هر فرد مظلوم از سوی دیگران بر حسب آزادگی آنان صورت می گیرد و چندان هم نمی توان انگیزه شناسی کرد.
نکته دیگر این که من نه دنبال جلب حمایت کسی بوده ا م (چه داخلی و به طریق اولی خارجی) و لی اصولا مثل برخی به حمایت کنندگان بدبین هم نیستم.
نکته آخر این که آقای راجی آخرین سفیر شاه در لندن کتاب خاطراتی دارد و در آن نقل قول می کند که یکی از کارکنان سفارت نزد وی اقرار می کند که به گروههای حمایت بشری و حامی زندانیان سیاسی کمک مادی کرده است(و البته اگر دولت شاه این را مطلع می شد نکته بسیار منفی برای او بود) وقتی می پرسد چرا این کار را کردی می گوید اگر روزی در گوشه تاریک و تنهای زندان بودم دلم به این خوش باشد که یک نفر در آن گوشه عالم هم به فکر من است(همه را بر حسب حافظه نوشتم عین کلمات نیست) به هر حال دوست عزیز دعا کن که ماهها و سالها در انفرادی نیفتی تا بدانی در بیابان لنگه کفش هم غنیمت است.!
۱۲ دی ۱۳۸۵ ۹:۳۶ قֽظֽ | Reply
محمد حسین :
با سلام
مصاحبه تان را نشنیدم چون اصلا" بی.بی.سی گوش نمیدم! به سایت فارسی اش هم سر زدم چیزی پیدا نکردم! اگه امکان داره مکتوبش را روی صفحهء
همین سایت قرار دهید که هم بدون سانسورهای روالمند بنگاه خبر پراکنی بریتانیا باشد و هم خود یک موضوع جدید که ببینیم اقای عبدی به عنوان یک نخبه سیاسی مملکت خودمون وقتی با اونها مصاحبه میکند , نهایتا" کهنه کارهای سیاست انگلستان چه جور می برند و می دوزند و از کار در میارند!
به نظر من این مصاحبه از یک جهت دیگر هم جالب است چون وزارت خارجه انگلستان(بخوانید داداش بزرگهء شیطان) از قدیم الایام علاقهء وافری داشت که با اصولگرایان محترم دیزی بخورد (نیک براون که خاطر مبارک می باشد و اخیرا" هم این جفری ادامز گل و بلبل)
اما رادیو بی .بی.سی یک جور دیگر عمل میکند
عبدی : اگر منتشر شده بود لینک آن را قرار می دهم.اما خلاصه آن این است که اظهارات آقای هاشمی در باره قطعنامه علی الاصول باید قبل از صدور بیان می شد اما وی ماههاست که در این مورد سخنی جدی نگفته یک بار که گفت لا جرم تا حدی عقب نشینی کرد اما الان این گفته حکایت از باز یافتن نوعی از اعتماد به نفس پس از آرای نخبگان است و شاید این راه را ادامه دهد بویژه که صریحا علیه رئیس جمهور بود.البته گفتم که این حرفها را آنان بی پاسخ نخواهند گذاشت.
۱۲ دی ۱۳۸۵ ۱:۳۹ بֽظֽ | Reply
ترک ایران پرست :
اسم تشک تکواندو که قرار است سیاستمداران به جای ورزشکارانی که وارد سیاست می شوند آنرا پرکنند((شی هاپ چانگ))است نه ((تاتامی)). رای افراد تحصیلکرده تر و شهری تر قبول اما رای مردان از نظر توسعه چه برتری بر رای زنان دارد؟همینطور میانسالان نسبت به جوانان(منظور از جوان لزوما رای اولی نیست).همین حرفها را میزنید که زنان برابری خواه را بر علیه مردان میشورانید و جوانان را بر علیه قدیمی ترها.
عبدی : در مورد زنان و افراد میانسال قضاوت ارزشی نمی کنیم که کسی را له یا علیه خود بشورانیم.بلکه اینها نتائج آن جوامع است زیرا این گروهها کنش سیاسی بیشتری دارند.و این به هیچ وجه به معنای برتری دادن یکی بر دیگری نیست همچنان که شهری بر روستائی بر تری ارزشی ندارد.
۱۲ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۵۵ بֽظֽ | Reply
صادقي :
با سلام
قبلا راحت تر مي شد مطالب شما را خواند چون با فونت زيباتر ودرشت تر نوشته ميشد.
در رابطه با تحليل شما به نظر ميرسد تا احزاب به صورت اصولي وارد صحنه نشوند و براي ارتقاء بينش سياسي مردم فعاليت نكنند و همين فضاي پوپوليستي بر كشور حاكم باشد نتيجه اي جز اين حاصل نخواهد شد.
۱۳ دی ۱۳۸۵ ۹:۲۹ قֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
با سلام
مقاله بسیار خوبی بود و در آن به نقاط ضعف مهمی در رفتار اصلاح طلبان در این انتخابات اشاره شده است که بسیار آموزنده است، ولی چه سود که اصلاً به این مسائل توجه نمی کنند و فقط به دنبال این هستندکه یک اتفاقی بیافتد تا بلافاصله بگویند که ما که گفته بودیم و چه و چه(البته نه همه، بلکه تعداد معدودی از آنها). شاید این انتخابات ونتایج آنرا فرصتی برای روحیه بخشیدن مجدد به طرفداران و خودشان پس از شکستهای پیاپی می بینند ولی غافل از آنکه اتخاذ و ارائه یک سیاست کارآمد مشخص و سازمان یافته و امیدبخش برای خروج از بن بستهای موجود بر سرراه اصلاحات که لزوماً از مسیر انتخابات نمی گذرد، هزاران برابر بیشتر از این روشهای نخ نما برای روحیه دادن به خود و دیگران مؤثر است. رئیس ستاد اصلاح طلبان در تهران، گفته است که با ورود اصلاح طلبان به شورای شهر، دیگر 300 میلیارد تومان ناپدید نخواهد شد، ایشان معلوم نکرده اند که وقتی استاندار تهران بودند و مسؤلیت حاکمیتی شهرداری تهران را بر عهده داشتند چرا اجازه دادند این مبالغ ناپدید شود و کاری را که آنزمان با آنهمه قدرت نتوانستند انجام دهند چگونه الان با ورود به شورای شهر آنهم بصورت اقلیت، قصد دارند انجام دهند!!! و اما چند نکته و سؤال در مورد مقاله:
..............
عبدی : سوالات کامنت آقای پدرام را حذف کردم به این دلیل که فکر می کنم از این سوالات می توان نتیجه گرفت که برخی ابهامات در مورد آن یادداشت وجود دارد که نیازمند توضیح مفصلتری است.بنا بر این در چند روز آینده این کامنت را با توضیح مناسب تقدیم خواهم کرد.
۱۵ دی ۱۳۸۵ ۲:۴۲ قֽظֽ | Reply
فرزاد :
متن مصاحبه شما با bbc را كجا مي توان خواند؟
عبدی : خودم من هنوز نتوانسته ام آن را پیدا کنم اگر یافتم اطلاع می دهم.از این پس خواهم کوشید مصاحبه ها را هم گرفته ودر سایت قرار دهم.
۱۶ دی ۱۳۸۵ ۹:۵۵ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/336