آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲ دی ۱۳۸۵
جامعه مورد تجاوز
حدود سه ماه قبل بود كه روزنامه اعتماد ملي با وزير علوم درباره دانشجويان ستارهدار مصاحبه كرد، آقاي وزير چنان از موضع اخلاقي و اسلامي روزنامه و خبرنگار را به علت بکاربردن عنوان دانشجوی ستار ه داربه باد انتقاد گرفته و درس اخلاق و پرهيز از دروغ ميداد كه اگر من خودم يكي از اين دانشجويان را نميشناختم، حتماً باور ميكردم يا حداقل احتمال ميدادم كه حرفهاي وزير دولت مکتبی صحيح و ادعاهاي روزنامه دروغ است.
اين واقعه گذشت و كمكم مشكلات دانشجويان ستارهدار (يك و دو ستاره) موقتاً و بر اثر فشار افكار عمومي تا حدي مرتفع شد، اما مشكل سه ستارهها كماكان باقي ماند تا اين كه رييس آقای وزیر صريحاً به وجود آنان اذعان كرد و ديگر نميشد وجودشان را تكذيب كرد، چرا كه اگر وزير اين كار را ميكرد اتهامي عليه مقام مافوق او محسوب ميشد. از اين رو پس از گذشتن سه ماه ،قضيه از سوي وزير پذيرفته ميشود با اين ادعا كه آنان مسألهدار هستند و برخي از آنان به ناموس مردم تجاوز كردهاند!!
ادعاي قبلي جناب وزير شامل يكي از اين دو حالت است. الفـ عالماً و عامداً خلاف واقع گفتهاند. بـ بياطلاع از واقعيت زيرمجموعه وزارت خانه خود، خبر را تكذيب كرده و در واقع بدون "علم" سخن گفتهاند (آن هم در وزارت علوم!).
اگر حالت اول است، كه طبعاً ادعاي اخيرش عليه دانشجويان نيز مصداق همان و خلاف واقع است، اما چرا به راحتي ميتوان دروغ گفت و بعد بدون كمترين پرسشي ادعاي ديگري مطرح كرد؟ و اگر مورد دوم است كه باز هم ادعايش عليه دانشجويان مصداق اظهارنظر غير"عالمانه" است. آقاي وزير متوجه نيست كه حكم تجاوز به ناموس مردم اعدام است. اگر كسي چنين كاري كرده (در واقع در دادگاه ثابت شده باشد) فرصتي براي ادامه تحصيل واخذ ستاره پيدا نميكند و اعدام ميشود. و اگر چنين كاري نكرده، مفتري بايد مجازات شود.
چرا مسايلي به اين وضوح از سوي مقامات بالاي كشور بدون ذرهاي احساس نگراني مطرح ميشود؟ چرا حتي يك مرجع صلاحيتدار به آن دروغ و اين اتهام رسيدگي نميكند؟ و از همه مهمتر چرا جامعه در برابر اين موارد سكوت پيشه ميكند؟
جامعه فروپاشيده شاخ و دم ندارد، جامعهاي است كه نسبت به بدترين خلافها حساسيت خود را از دست داده است. چنين سخناني و چنين ادعاهايي مصداق بارز تجاوز به جامعه است، اما هنگامي كه حساسيتها و بنيانهاي اجتماعي فروپاشيده باشد هيچ كس واكنشي از خود نشان نميدهد. اگر چنين سخناني در يك جامعه سالم و طبيعي رخ دهد، بسياري از رسانهها و مردم (فارغ از هر نوع جناح سياسي و فقط به صرف انسان و عضو جامعه بودن آنان) تا استعفاي وي از مقام خود و عذرخواهي رسمي، دست از اعتراض برنميدارند، اما در اینجا چه ميتوان كرد، مسئولي كه قرار است حرمت ملت و جامعه را پاس دارد، چنين بيحرمتي ميكند، كه به قول شاعر:
چو پردهدار به شمشير ميزند همه را
كسي مقيم حريم حرم نخواهد شد
ودر پایلن یادی از این جمله مشهور سولژنتسین بکنیم که گفت مصیبت عظمی در اتحاد جماهیر شوروی ستم نبود دروغ بود.

ماندانا :
سلام . متاسفانه راحت دروغ گفتن و نبود هیچ مجازاتی برای این رفتار ناپسند و مخرب از معضلات جامعه ایرانی است .یکی از علت های کاهش سرمایه های اجتمایی و بی اعتمادی مردم به یکدیگر نیز به طور حتم رواج دروغ است . گرچه در 28 سال گذشته شاهد افزایش و عادی شدن این موضوع بوده ایم . اما این همه ماجرا نیست و ریشه های این معضل در فرهنگ ما عمیق تر و قدیم تره .
۳ دی ۱۳۸۵ ۲:۲۲ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
اين جاهلان كه دعوي ارشاد ميكنند//////////////////در خرقه شان به غير "منم" تحفه اي مياب
امام خميني/ديوان اشعار
۳ دی ۱۳۸۵ ۲:۵۰ بֽظֽ | Reply
aryoo :
سلام جناب عبدی
این مطلبتون رو که خوندم بی اختیار یاد اون شعر ناصرخصرو افتادم که چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
یا حق
۳ دی ۱۳۸۵ ۵:۴۷ بֽظֽ | Reply
سعید، از فرانسه :
جناب عبدی
با عرض سلام
مطلبی و درخواستی دارم در رابطه «ایدئولوژی با کشورداری»ـ.
شاید شما پس ازاین سالها که از عمر جمهوری اسلامی میگذرد تجربه میدانی و شناخت نظری از آن دشته باشید و شایسته تر به اظهار نظرباشید. شاید بکمک دوستان نیز بتوان بستری مناسب در ارائه ی راه حلی در زمینه «چه باید کرد» ارائه کرد.
چندی پیش از قول یکی از مسئولین بانک مرکزی ـ شاید رئیس بانک ـ مطلبی در سایتها ارئه شد که همانند بعضی دیگر از اتفاقات و خبرها مورد بی مهری! قرار گرفت. نظر این مسئول قریب به این بود که ظاهراً بدلیل «شبه شرعی» که در استفاده از اعتبارات خارجی برای مسئولین بوجود آمده؛ آنها در جذب این اعتبارات تعلل کرده اند و بعد از مدتی که ظاهراً مشکل حل شده! و تقاضای مجدد کرده اند؛ اینبار بانک این تقاضا را رد کرده است. صرف نظر از خیری که در این امر برای ملت بوده با این دولت روی کار! ولی بطور کلی چگونه می توان رابطه معقول و مناسبی بین ایدئولوژی و کشورداری برقرار کرد؟
حتما هر کدام از دوستان مثالهای فراوان از این دست دارند که این اخطلاط چه ضررهای متوجه کشور و ملت می کند. من در ادامه برای عینیت بخشیدن به این نحوه «کشورداری ایدئولوژیک» یک نمونه که تجربه عینی خودم بوده است را ذکر می کنم.
به عنوان یک محقق دانشگاهی حتماً تایید می فرمایید که برگزاری کنفرانس های علمی و سمینارهای بین المللی فرصت فوق العاده ایست که به یک دانشگاه یا گروه تحقیقاتی امکان میدهد که توانمندی های علمی و مدیریتی خود را بخش پژوهش معرفی کند. این امر وقتی اهمیت خود را نشان می دهد که ببینیم بر سر این برگزاری ها همچون مسابقات ورزشی چه رقابت فشرده ای در جریان است. در مورد خودمان صرف نظر از تمامی مشکلات و محدودیت های اجتماعی و سیاسی؛ به همت و تلاش اساتید شناخته شده فرصتی دست می دهد و بعد از رایزنی های فراوان یک فرصت استثنایی نصیب می شود. در نظر بگیرید که در این میان بسیاری از خانم ها و یا خود آقایان از کشورهایی ! به دلیل شرایط سیاسی یا حجاب خانم ها نمی توانند و یا نمی خواهند شرکت کنند. حال اگر شرکت کردند بعد شرایط برگزاری مثل افتتاحیه! و غیره را دیدند می روند و دیگر پشت سر خود را نگاه هم نمی کنند و حتی حاضر نیستند یک همکاری ساده را نیز ادامه دهند. چندی پیش سمیناری مهندسی در یکی از دانشگاههای تهران بر پا شد. علارغم اینکه این سمینار معمولاً درهرجایی برگزار شود تعداد شرکت کنندگان بسیار بالاست؛ اما در این سمینار تعداد بسیار کم بود. در ورودی محل برگزاری پرچم آمریکا روی زمین نقاشی شده بود که هرکس قصد ورود به محل را داشت باید از روی آن عبور میکرد. من با تعجب و حیرت فراوان می دیدم که چطور شرکت کنندگان با وسواس فراوان از گوشه این نقش رد می شوند که پا روی پرچم یک کشور؛ که نشانه یک ملت است؛ نگذراند. بعد نیز وقتی وارد می شدند در اولین قدم اعتراض خود را به برگذار کنندگان اعلام می کردند. خوب نتیجه و تاثیر منفی این کار برای جامعه دانشگاهی چقدر بالا خواهد بود و این هزینه ها چگونه جبران خواهد شد. کسی نمی داند ولی بعضی از مسئولین معتقد هستند که «بزرگی هزینه دارد و ما حاضریم این هزینه را بپردازیم!»ـ.
مثالهای فراوانی از برگزاری مسابقات ورزشی؛ اعزام تیم های ورزشی؛ صنعت جهانگردی، قراردادها و دیگر موارد هم شاید به نحوی همین مشکلات را نشان می دهند.
هرچند جواب این سئوالات در مباحث نظری «سکولاریسم و لائیسیته» قبلاً داده شده است ولی شما فکر می کنید ما چگونه می توانیم در حد فرهنگ و عرف ملی و اعتقادی خودمان از جنبه ای منفی این اخطلاط بکاهیم.
با تشکر
عبدی : قاعده کلی اخلاقی که در اسلام هم هست و امام علی(ع) بر آن تاکید کرده این است که اگر چیزی را بر خود نمی پسندیم بر دیگران هم نباید پسندید.اگر جوامع دیگر رفتاری با ما بنمایند که آن را بر خود نمی پسندیم و غیر محترمانه یا خلاف حق می دانیم در این صورت ما نیز نباید با آنان رفتار مشابه را داشته باشیم.اما چرا در اینجا چنین قاعده ساده ای رعایت نمی شود ؟به دلیل ممنوعیت بحث عمومی و کاملا آزاد در این زمینه است و این نوع برخوردها لزوما تماما فرهنگی نیست بلکه سیاسی هم هست.
۳ دی ۱۳۸۵ ۶:۱۰ بֽظֽ | Reply
کریم1363 :
رشد این نوع دروغها یک دلیل عمده اش ابزاری شدن مذهب و اخلاق است.یعنی یک نوع طرز فکر هست که یک هدف برای طرفدارانش تعریف میکند و برای رسیدن به آن همه چیز را مجاز میشمارد.دروغ هم این وسط بی ارزش که نمی شود هیچ عزیز هم میشود.عدم عکس العمل مردم هم دلیلش این است که اگر بخواهند برای همه چنین مواردی واکنش نشان دهند باید کار و زندگیشان را ول کنند و فقط واکنش نشان دهند
عبدی : خوب این دروغها جامعه را از کار وزندگی واقعی می اندازد.ضمنا چند بار که دروغگو با واکنش مواجه شد دیگر کسی دروغ نخواهد گفت .حداقل اینقدر آشکار نخواهند گفت..
۳ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۰۶ بֽظֽ | Reply
فرزاد :
آقاي عبدي با اين حرف كه مي فرماييد "قاعده کلی اخلاقی که در اسلام هم هست..." شما خود نا خواسته وارد بازي حاكميت شده ايد چرا براي يك مسئله ساده عقلي از دين مثال مي آوريد؟ اين كار يعني استفاده حداكثري از دين كه به نظر من يكي از اساسي ترين مشكلات ماست . مگر در كشورهايي كه حكومتهاي ديني ندارند و يا اصلا مردم ديندار ندارند اين كارهاي احمقانه انجام مي شود؟
مي دانم كه شما با اين حرف قصد داريد چهره خوبي از دين نشان دهيد(كه البته كار درستي هم است ) و به كساني كه سنگ دين را به سينه مي زنند درس اخلاقي در چارچوب توصيه هاي ديني دهيد ولي طرف مقابل هم زرنگ تر از اين است و مي تواند كلي آيه حديث و روايت در تاييد كار خود رديف كند (اينكار را كم انجام نداده است)
به نظر من نقد «کشورداری ایدئولوژیک» كه آقا سعيد از فرانسه گفتند بسيار مفيدتر و مؤثرتر از توصيه هاي اخلاقي- ديني است.
عبدی : قرار نیست که کسی زیر بار داعیه های غیر اخلاقی آقایان برود.
۴ دی ۱۳۸۵ ۸:۳۵ قֽظֽ | Reply
جزشز :
جناب عبدي سلام
آدرس وبلاگ شما را در بخش نظرات دوستي ديدم
خوشحالم كه در اينجا هم مي توانم نوشته هاي شما را بعد از مدتها بخوانم
۴ دی ۱۳۸۵ ۹:۳۴ قֽظֽ | Reply
سينا :
در خصوص ريزش نگاه و اعتماد مردم دومثال از جوامع غربي مي زنم تا شايد نوري تابيده شود..
ديروز شاه بلژيك در پيام سالانه بواسطه تولد مسيح گفت كه هيچ كس در برابر قانون نسبت به ديگري ارجحيت ندارد.
اشاره او به فرزندش بود.مي گويند كه رئيس دفتر فرزندش از برخي منابع مالي دولتي براي تعمير ويلاي پسر دوم شاه استفاده كرده. آنوقت پدر در پيامي مي گويد كه حتي فرزند او بايد توسط سيستم قضائي مستقل مورد بررسي و در صورت لزوم محاكمه شود.
وزير كشور سابق انگليس صرفا به خاطر افشاي مطلبي دال بر اينكه او از وزارت كشور خواسته تا براي پرستار آسيايي فرزندانش زودتر مليت انگليس بدهند استعفا داد.
شايد اين مطلب شما براي من كه ربع قرن دموكراسي از نوع جاافتاده اش را ديده ام قابل درك باشد. اما از طرفي شايد هم اين ها همه مشق دموكراسي براي ملتي باشد كه دير به آن رسيد.
۴ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۵۲ قֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
از شما بعید است از این سخن وزیر تعجب کنید و این سئوال را مطرح نمایید که چرا جامعه در قبال این سخن سکوت می کند
شما ببینید وقتی بحث بانک پارسیان پیش می آید و یا تهدیدهای ریز و درشتی که مبنی بر افشای فساد از سوی بالاترین مقام اجرایی صورت می گیرد مگر کسی واکنش نشان می دهد
من اعتقاد دارم اگر مردم جامعه را به سیاه وسفید تقسیم بندی کنیم ناگزیر باید عده ای را سه ستاره معرفی کنیم
۴ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۱ بֽظֽ | Reply
:
مطلب جالبی بود البته تا حدودی. البته نمی شود همیشه مطلب خوب و قوی نوشت. به نظر من اگر کمتر، ولی بهتر بنویسد با ارزش تر خواهد بود.
یکی از طرفدارن شما
عبدی : درست است که برای خوب یا خیلی خوب نوشتن باید کمتر نوشت اما ترکیب بهینه این دو امر نسبتا متعارض میزان تاثیر گذاری است.
۱۴ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۳ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/324