آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
انتخابات
, نوشتار
۴ دی ۱۳۸۵
نتايج خبرگان
هنگامي كه يادداشت ارزيابي خود را از انتخابات نوشتم، از برآورد نتايج خبرگان پرهيز كردم، چرا كه انتخابات خبرگان به دلايل متعددي واجد حداقلهاي لازم براي اطلاق عنوان انتخابات نيست، زيرا وضعيت مرجع تعيين صلاحيت افراد، شوراي نگهبان است كه آن نيز منصوب رهبري است و از اين حيث مجلس مذكور در ذيل ساختار قدرت ميگيرد و نه در فوق هرم آن، در حالي كه به لحاظ وظيفه عكس اين رابطه وجود دارد، اين مشكل بسيار آشكار از دومين دور انتخابات در سال 1369 خود را نشان داد و انتخابات را دچار «دور» و در نتيجه مضموناً باطل كرد.
فارغ از اين مشكل، فقدان رقابت ملموس يا وجود رقابت بسيار حداقلي در پس پرده سياست كه براي مردم عيني نيست، از يك سو موجب عدم شكلگيري فضاي انتخاباتي ميشود، فضايي كه لازمه ضروري هر انتخابات است و از سوي ديگر معناي آراي داده شده از نظر مردم با استنباط و برداشتي كه در عينيت نتايج ميشود را به كلي متفاوت ميكند.
براي مستند كردن اين ادعاها كافيست گفته شود كه مطابق نظرسنجيها در مهرماه سال جاري بيش از دو سوم مردم تهران (بالاي پانزده سال) وظيفه اساسي اين مجلس را نميدانستهاند و پاسخهاي نادرستي به آن دادهاند. اما در روزهاي قبل از رأيگيري هم كماكان بيش از نيمي از مردم تهران به سوال مربوط به وظيفه اين مجلس پاسخ نادرست دادهاند. در زمان نزديك به انتخابات اخير حدود 90 درصد پاسخگويان نام رييس مجلس خبرگان را يا نميدانستهاند يا نادرست اعلام كردهاند. و هنگامي كه از آنان خواسته شده است كه نام سه تن از اعضا را بگويند، 2/5 درصد فقط نام يك تن، 0/5 درصد فقط نام 2 تن و 3/3 درصد فقط توانستهاند نام سه تن را درست بگويند و حدود 87 درصد قادر به دادن پاسخ صحيح حتی با یک نام نبودهاند. بطور كلي 87 درصد پاسخگويان آشنايي كم و 8 درصد متوسط و 5 درصد هم آشنايي زياد با مجلس خبرگان داشتهاند.با چنین سطحی از آگاهی مردم چگونه می توان انتخاب ناشی از آن آگاهی را واجد معنائی معطوف به وظیفه آن مجلس دانست.
نكته بسيار مهم اين است كه افرادي كه اطلاعات كمتري درباره مجلس خبرگان داشتهاند، اهميت و تأثير بيشتري براي مجلس خبرگان در اداره امور جامعه قايل بودهاند!! و نيز آن را در اجراي وظايف خود موفقتر دانستهاند!
با اين توضيحات معلوم ميشود كه آراي داده شده در خبرگان فاقد مضمون سياسي معطوف به وظیفه اصلی آن از نگاه رأيدهنده است. بويژه توجه به آراي آقاي هاشمي در اين مورد مهم است، براي روشن شدن بهتر بحث آراي خبرگان را در سطح تهران طي چهار دوره مورد توجه قرار ميدهيم.

A = تعداد كل آرای داده شده در تهران (به ميليون نفر)
B = درصد شركت نسبت به واجدين حق رأي
C = متوسط آراي داده شده به افراد انتخاب شده (به هزار رأي)
D = تعداد آراي آقاي هاشمي (به ميليون نفر)
E = درصد آراي آقاي هاشمي از كل رأيدهندگان
F = درصد آراي آقاي هاشمي از كل واجدين حق رأي
G = آراي آقاي مصباح (به هزار رأي)
با توجه به جدول فوق قضيه به نسبت روشن است.
1ـ افزايش آرا در دور سوم و چهارم نسبت به دور دوم يك دليل مشترك دارد و يك دليل متفاوت. دليل مشترك آنها افزايش جمعيت است، اما دليل متفاوت آن .در دور سوم به دليل فضاي ايجاد شده پس از دوم خرداد گرايش عدم مشاركت فعال نشد، ضمن اين كه برخي تعديلهاي جزيي هم در تائید صلاحيتها مشاهده شد، و فعال بودن نهادهاي مدني در عرصه سياست به طور طبيعي موجب افزايش مشاركت شد. اما در هر حال مشاركت زير 40 درصد بود. اما در دور چهارم اين افزايش به دليل دوپينگ رخ داد، به عبارت ديگر حضور مردم براي انتخابات شوراها، موجب شد كساني كه صرفاً قصد شركت در انتخابات شوراها را داشتند، اجباراً و هنگامي كه دو ویا سه برگ رأي (در شهرستان تهران) تحويل آنان ميشد، دو مورد ديگر را هم بنويسند و در صندوق بياندازند. و اين يكي از دلايل متفاوت آراي آقاي هاشمي هم شد كه به قول معروف: «از قضا سرانگبين صفرا فزود.»
البته اين نكته بسيار مهم است كه فضاي بسته انتخابات خبرگان و فقدان پيگيري علني نامزدهاي آن پرسشهاي متعددي را درباره ارقام اعلام شده و صحت و سقم آن ايجاد كرده كه كل ماجرا را مورد سوال قرار ميدهد، اما اين تحليل صرفاً برحسب ارقام رسمي اعلام شده و نه لزوماً ارقام واقعي داده شده است.برگزاری این انتخابات از حیث سلامت به گونه ای بود که صدای بسیاری آشکار و نهان درآمدو خواهان باز شماری و...شدند که معمولا در انتخابات خبرگان سابقه نداشت یکی از دلائل مهم ابهام در سلامت انتخابات تاکید زیاد دست اندرکاران امر بر بی نظیر بودن انتخابات اخیر پس از انقلاب از حیث رعایت اخلاق و سلامت آن است!
در خوشبينانهترين حالت ميتوان گفت كه در صورت عدم همزماني دو انتخابات و نيز تضمين صحت آمار، نسبت شركت به كمتر از 30 درصد واجدین حق رای در استان تهران ميرسيد.
2ـ يكي از مهمترين نتايج انتخابات مذكور كاهش مستمر متوسط آراي انتخابشدگان است. كه در دور چهارم كمتر از نصف دوره اول شد و اگر توجه كنيم كه در اين فاصله زمانی تعداد واجدين حق رأي از 4/4 ميليون نفر به 6/8 ميليون نفر (در استان تهران) رسيدهاند، نتيجه گرفته ميشود كه متوسط آراي انتخابشدگان در دور اخير، 4 برابر كمتر از دور اول شده است.
3ـ آراي آقاي هاشمي به لحاظ قدر مطلق روند نزولي خود را داشته است (رديف D)، ولي به لحاظ رقم نسبي (نسبت واجدين حق رأي ،رديف F) شدت نزولي بيشتر است، و به لحاظ رقم نسبي نسبت به رأيدهندگان (رديف E) بيشترين نسبت در سال 1369 بوده كه نشاندهنده اوج محبوبيت آقاي هاشمي در سالهاي 1368 تا 1370 است.
آراي آقاي هاشمي در مجلس خبرگان معرف مفهوم سياسي جدي از نظر رأيدهندگان نيست. البته اشكال ندارد كه بگويند مردم با رأي به آقاي هاشمي عليه احمدينژاد و مصباح رأي دادهاند، اما اين واقعيت ماجرا نيست، زيرا مردم به هاشمي در مقايسه با ديگر نامزدهاي خبرگان رهبري و در فضاي كاملاً غيررقابتي رأي دادهاند، در فضايي كه هيچ مضمون سياسي عيني در آن مشهود نيست. آقاي هاشمي در سال 1377 هم اين تعداد آرا رابا مشاركت كمتر كسب كرد(ردیف A)، اما درست يك سال بعد در انتخابات مجلس ششم نفر سيام شد. الآن هم اگر مجدداً وارد انتخابات مشابه شود از رقباي سياسي خودش چون احمدينژاد شكست ميخورد. اين انتظار عجيبي است كه مردم بخواهند ميان آقاي مصباح يا جنتي، و آقاي هاشمي، دو نفر اول را برگزينند.
ضمن اين كه آراي آقاي هاشمي نه تنها زيادتر نشده كه كمتر هم شده است. (6 درصد كمتر از دفعه قبل) در حالي كه آراي آقاي مصباح فقط يك درصد كمتر شده است كه اين تمام تفاوتي است كه حزب طرفدار وي كوشيد براي آقاي مصباح رأي بيشتر از آقاي هاشمي كسب كند.
4ـ آراي خبرگان صرفاً بيان انعكاس دو مولفه شهرت و نامقبوليتي در رقابتي كاملاً خنثي و بيمضمون است. انتخاباتي كاملاً سرد. اگر به ليست انتخاب شدگان نگاه كنيد، تركيب اين دو مولفه نشاندهنده رتبه افراد است. براي يافتن ميزان مقبوليت يا محبوبيت عيني افراد، چون آنان در رقابتهاي ديگر مثل رياست جمهوري و مجلس شركت نميكنند، راهي وجود ندارد، اما واقعيت همين است كه نتائج نشان می دهد.
5ـ برخي افراد بر اين تصورند كه در خبرگان نگاه مصباح در برابر نگاه هاشمي صفآرايي كرده بود. قطعاً چنين چيزي بود، اما اين موضوع فقط در محدوده حداكثر يكصد هزار نفر از مردم تهران قابل فهم و درك است، اما مردم عادي كه رأي ميدهند، اصولاً چنين تصوري از طرفين ندارند، و حتي قريب به اتفاق آنان نميدانستند كه مصباح يا هاشمي جزو مجلس خبرگان هستند يا اين كه اين مجلس وظايفي در زمينه رهبري دارد.
اگر مردم به يك نمايشگاه خودرو بروند، بطور طبيعي كاركرد خودرو و ماركهاي آن را كمابيش به خوبي ميشناسند و اگر بگويند بهترين را انتخاب كن، طبعاً انتخاب آنها مقرون به آگاهي و با اصالت و اعتبار است. اما اگر همين مردم را جلوي كتابفروشي ببريد، مردمي كه اصولاً بيگانه يا بسيار ناآشنا با كتاب هستند، معيار انتخاب مردم (اگر فرض کنیم که لزوماً هم بايد انتخاب كنند) مطلقاً نميتواند به معناي برتري دادن مضمون كتاب انتخابي از نظر انتخابكننده بر مضمون كتاب انتخاب نشده باشد. انتخابات بدون چالش عميق در فضاي پيش از انتخابات در مورد مسايل اساسي نهاد انتخاب شده را به معناي دقيق نميتوان انتخابات ناميد و نتايج آن از حيث رأيدهندگان نيز معناي روشني نسبت به موضوع ندارد.
6ـ اما انتخاب خبرگان يك نتيجه مهم داشت، و آن تصور دولت و طرفداران آقاي مصباح از نتايج انتخابات بود. آنان بر اين خيال بودند كه آقاي هاشمي را در بهترين حالت نفر 15 يا 16 كنند و از اين حيث اسب خيال خود را زين نمايند و چهار نعل بر همه بتازند، اما اكنون متوجه شدهاند كه اين كار فقط با دستكاري بیش از حد گسترده در انتخابات ميسر بود، و اصولاً مردم توجهي به مطالب آنان ندارند، و دليل آن هم اين است كه اين گروه قادر به طرح ديدگاههاي خود در محيطي آزاد و پرچالش نيست، اشتباه ديگر آنان هم همزمان كردن دو انتخابات با هدف افزايش مشاركت بود كه در نتيجه افرادي كه فقط براي شوراها رأي ميدادند و علاقهاي به شركت در خبرگان نداشتند اجباراً خود را درگير رأي در خبرگان يافتند و اين گروه جز هاشمي و يكي دو نفر ديگر علاقهاي به دادن رأي به ديگران نداشت. اين گروه نسبت به هاشمي در تقابل با دولت فعلي نيز حساس بود و از اين رو رأي هاشمي را برخلاف انتظار دولت بالا بردند. اما در هر حال آراي آقاي هاشمي نه تنها افزايشي نداشت كه به طور مطلق و نسبي هم كاهش داشته است، و اين رأي نميتواند سرمايهاي براي او در انتخابات بعدش شود، اما ميتواند، سرمايهاي جدي براي وی در خبرگان رهبري باشد، ولي تصور نميرود كه آقاي هاشمي قادر يا آماده به استفاده از چنين سرمايهاي باشد. زيرا مسايل قدري پيچيدهتر از آن است كه برخي دوستان از بيرون نگاه ميكنند.
در مجموع اين نتايج معرف گرايش به سوي اصلاح طلبان نيست، زيرا آراي داده شده به آقاي هاشمي مطلقاً نميتواند چنين تعبيري را بر آن بار كرد. اين آرا معرف رأي به ميانهروي هم نيست، زيرا فرقي با نتايج دور قبلي نداشته است و اصولاً از نظر مردم، در مقابل آقاي هاشمي افراد تندرويي مشهود نيست، و آقاي مصباح هم آن طور كه نزد نخبگان سياسي مطرح است، مردم وي را كمابيش مثل بقيه روحانيون موجود تصور ميكنند.
اما اين رأي معرف پيروزي اصولگرايان (هنوز هم من معناي اين اصطلاح را درباره آقايان نميدانم) هم نيست، زيرا اين چه تودههاي اصولگرايي هستند كه از يك سو احمدينژاد را به آقاي هاشمي با اختلاف 2 به 1 ترجيح ميدهند، و از سوي ديگر آقاي هاشمي را با همين اختلاف به مصباح ترجيح ميدهند؟!
اين يك انتخابي بود ، مشابه انتخابي كه مردم عادي جلوي ويترين كتابفروشي انجام ميدهند، و تصويري مبهم و بسيار تيره از مضمون كتاب دارند، ولي در هر حال لازم می دانند كه برخي را انتخاب كنند.
اين انتخاب معرف كاهش مستمر مشاركت (در شرايط عادي) و نيز كاهش مستمر تعداد افراد درج شده در يك برگه است كه نشاندهنده آن است که انگیزه شركت در انتخابات ناشي از مسايل ديگري غير از آشنايي با وظيفه انتخابشدگان است. از اين حيث كليت ساختار سياسي نيز برنده اين انتخابات محسوب نميشود (برخلاف انتخاب شوراها) تنها نتيجه ملموس آن باخت روشن طرفداران دولت و آقاي مصباح در تحقق اهدافشان است. آنا بايد بدانند كه پيش بردن الگوي فكريشان از طريق اين راهكارها شدني نيست، بايد فكري ديگر كنند كه ظاهراً در حال انجام آن هم هستند.

:
ضمن تشکر از تحلیل جالبتان اگر ممکن است در خصوص بخش دوم جمله آخر توضیح بیشتری بفرمایید!
عبدی : اجازه بدهید کمی زمان بگذرد اما اجمالا زدن بقیه السیف نهادهای مدنی از جمله نهادهای کارگری رو زنامه نگاران وکلا کار فرمایان و مطبوعات پیش درآمد اقدامات مورد نظر است.
۴ دی ۱۳۸۵ ۱:۴۹ بֽظֽ | Reply
فرزاد :
از تحليل دقيق و علمي شما متشكرم
متاسفانه بعضي ها به جاي تحليل و آناليز فقط به اعداد و ارقام نگاه مي كنند ( داده هاي خام ) و به جاي توجه به عوامل مختلف از اعداد و ارقام فقط عامل مورد نظر خود را استنباط مي كنند .
در خصوص آشنايي مردم با مجلس خبرگان بايد عرض كنم كه حتي صدا و سيما هم وظايف خبرگان را درست نمي داند ( شايد دوست ندارد درست آنرا بيان كند) چون من چند بار شنيدم كه فقط به مسئله انتخاب رهبري اشاره كرد و از نظارت خبري نبود نكته جالبتر اينكه خود خبرگان هم وظيفه خود را به درستي نمي داند ( جدي عرض مي كنم) در ابتداي يكي از بيانيه هاي خبرگان خواندم" خبرگان خود را در برابر خدا و مقام رهبري مسؤول مي داند!!!" نمي دانم پس چرا ما بايد راي دهيم؟
در مورد آقاي رفسنجاني هم من فكر مي كنم همه گروهها ( در حال حاضر اصلاح طلبان) در مقاطع مختلف زماني سعي مي كنند از ايشان استفاده ابزاري كنند ( مانند بعضي ها كه مي خواهند براي اصلا ح امور ايران آمريكا را ابزار كنند ) و به اين نكته توجه نمي كنند كه طرف مقابل خيلي راحتتر آنها را ابزار مي كند.
آيا بهتر نيست اصلاح طلبان به جاي اتكا به اشخاص قدرتمند به پشتوانه مردمي خود اتكا كنند و سعي كنند اعتماد مردم به خود را بازسازي كنند؟
از كم شدن محبوبيت دولت چگونه مي توان بالا رفتن ميل مردم به آقاي رفسنجاني را نتيجه گرفت ؟
كاش اصلاح طلبان كمي اصولگرا( به معني واقعي كلمه ) مي شدند . من احساس مي كنم اشخاصي كه با شديدترين انتقادات با پشتوانه مردمي زياد وارد مجلس ششم شدند قصد دارند با هر نوع ائتلاف ممكن چند نماينده به مجلس هشتم بفرستند .
۴ دی ۱۳۸۵ ۳:۱۱ بֽظֽ | Reply
حسن :
ممکن است به نظر آقای عبدی این سوال من کمی بی ربط به موضوع باشد اما حقیقتا به نظرم می رسد تا وقتی این مسله ای که بنده برای شما عنوان می کنم در سطح عام ادامه دارد اوضاع ما از این بهتر نمی شود. من خودم در اروپا زندگی می کنم (یا به عبارتی مجبورم زندگی کنم البته به خاطر مسایل اقتصادی زندگی ام و نه مسایل سیاسی) از صبح تا شب مجبورم جان بکنم تا بتوانم زندگی خود را بگذرانم و احتمالا بتوانم کمکی هم برای خانواده ام در ایران باشم اگر یک ماه هم کار نکنم واقعا به زندگی ام از لحاظ مالی ضربه می خورد شبها هم که می آیم چند تا از این جور اخبار و وبسایتها را ببینم و بنگرم که در مملکت چه خبر است که در میانه راه از شدت خستگی خواب امان نمی دهد و وقتی هم به خود می آیم می بینم باز با یک روز کاری لعنتی جدید رویرو هستم (البته این سختیها را هم مربوط به کارهای این مسئولین خودمان می دانم که ما مجبوریم بیاییم در ممالک اجانب و برای به قول ایشان دیار کفر خدمت کنیم) اما نکته دیگر این است که می بینم خبرنگاران و تحلیلگران خبری همانند شما که کار و حرفه شان در این ممالک همین است, ولی آنها از این راهها نان در می آوردند و درآمد کسب می کنند ولی در ایران به شما که از این راهها پول نمی دهند بماند بلکه شما را به زندان هم می فرستند بنابراین شما چگونه می توانید به این راحتی بنشینید این حرفها را بنویسید و تحلیل کنید . پس از کجا پول در می آورید که زندگی کنید , چگونه امرار معاش می کنید . حالا شمای تنها را هم نمی گویم اکثر قشر جوان و یا میانسال ایران فقط راه می روند و غر می زنند و من مانده ام که اینها از کجا در می آورند که زندگی کنند. والا با آین چیزهایی که ما این جا می بینیم با عقل جور در نمی آید. به هر حال من فکر می کنم این یک سوال بزرگ است و اگر ما بتوانیم جواب آنرا دریابیم بخش عظیمی از علل مشکلات ما کشف می شود. با تشکر از آقای عبدی
حسن
عبدی : اتفاقا در آمریکا یکی از پردرآمدتری مشاغل روزنامه نگاری است احتمالا در اروپا هم کما بیش همین طور باشد.اما به هر حال ایران است و باید با همه چیزش ساخت.
۴ دی ۱۳۸۵ ۳:۴۶ بֽظֽ | Reply
:
جناب آقای عبدی
با سلام
مطالب توضیح داده شما در مورد مجلس خبرگان و انتخابات لخیر بسیار بجا و جدید است. بنده می خواستم از دریچه دیگر به این نکات اشاره شده تان اضافه کنم شاید مورد قبول خوانندگان قرار گیرد. شاید هم نه!
ببینید من فکر می کنم که انتخابات اصولا یک نهاد شکل گرفته در غرب است( تصور نکنید که از موضع مخالف می گویم). از سوئی خبرگان نیز یک تشکل به بقول معروف علمائی است که ظاهری دارد به شکل مجالس عرف در دنیا. در همین انتخابات اخیر بود که یکی از کاندیداها در خاطراتش گفته بود که من در دوره قبل چون شخص دیگری را در شهر خود اعلم از خود می دانستم بنا براین ایشان را خواستم که کاندید بشوند و من خود به ایشان رای دادم. چون این تفکر ( حد اقل برخی از این علما تا کنون اینطور بوده اند) بدنبال پست و مقام نبوده اند بنا بر این شیوه انتخابات حالت خاصی بخود گرفته است و از سوئی همین علما یااکثر آنان اصولااعتقاد آنچنانی به رای مردم یا بقولی عوالناس ندارند ،که طیف تندرویشان آقای مصباح یزدی است و این سوی طیف علمای دیگری هستند. پس این دوپدیده را در کنار هم قراردهیم نهاد مجلس خبرگان و شیوه انتخابات آن که معمول شده است یک وضعیت چند گانه به خود گرفته است و معلوم نیست چه وظیفه ای دارد. عملکرد چندین ساله آن اعم از پنهان که مردم از نتایج آن بی خبریند و چه آنکه اشکار است نیز حکایت از این ترکیب را دارد...........
۴ دی ۱۳۸۵ ۴:۰۲ بֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
اگر این انتخابات باخت طرفداران دولت باشد که هست و اینکه الگوی فکریشان با این راه کارها به پیش نمی رود پاسخی که به یکی از دوستان داده اید یعنی از بین بردن نهادهای مدنی که قطعا وضعیت آنها را وخیم تر می کند؟
عبدی : ما در پی بدتر شدن وضعیت آنها نیستیم باید در پی بهتر شدن وضعیت جامعه و مردم باشیم و معلوم نیست که آنان جامعه را هم به دنبال خود نکشند.
۴ دی ۱۳۸۵ ۴:۵۴ بֽظֽ | Reply
داور :
آقای عبدی عزیز سلام خسته نباشید !
آفرین بر اراده پیگیر شما.
اما در مورد انتخابات خبرگان . من کسی را در دور و برم نمی شناسم که در این ٤ دوره انتخابات حتی یکبار شرکت کرده باشند.
اما این را نیز طبیعی میدانم که درصد شرکت کنندگان بعد از فروکشی جو انقلاب کاهش یافته باشد.
سئوالی که برای من مطرح است و شما به آن پاسخ ندادید اینست که چگونه مجلس خبرگان را به سوی
دمکراتیک شدن سوق دهیم.( دمکراتیک با توجه به شرایط ایران).
منتظر تحلیل انتخابات شورای از سوی شما هستم.
۴ دی ۱۳۸۵ ۵:۰۸ بֽظֽ | Reply
solta :
سلام به يك ايراني نه ايراني وطن فروش نه يك ايرانئي كه به خاطر منافع شخصي ودر گيري سياسي همه چيز مملكتش را به اجنبي بفروشد نه يك ايرانئي كه نان مملكتش را مي خورد وپشت پا به مملكتش مي زند شايد شما حداقل فهميده باشي منظورم كيه ؟
۴ دی ۱۳۸۵ ۵:۱۲ بֽظֽ | Reply
محمود سالار :
دست مریزاد آقای عبدی! وقتی از علت رای ندادن "مردم " به اصلاح طلبان و رویگردانی آنان (یعنی مردم) از ایشان (یعنی اصلاح طلبان) صحبت می کنید آن چنان سطح درک و تحلیل مردم را بالا فرض می کنید که انگار توده مردم نیز کاملا آگاهانه و دقیقا منطبق با همان معیارها و تحلیلهای شما عمل نموده اند، ولی وقتی می خواهید آرای بالای آقای هاشمی در خبرگان را تحلیل کنید ، درک مردم را در حد قضیه انتخاب کتاب و ... پایین می آورید.از این تحلیل شما یاد توجیهات آقای ناطق نوری برای رای پایین خود در انتخابات مجلس پنجم افتادم. (اینکه از نظر ترتیب حروف الفبا در آخر لیست هستم). خلاصه این تحلیل شما خیلی به ما که جزو همان عوام هستیم برخورد.. ضمنا محتوی و مضمون اصلی تحلیل با نتیجه ای که در خصوص شکست مصباح و طرفداران دولت گرفته اید متناقض به نظر می رسد. متشکرم .
عبدی : مردم هم می توانند دقیق و آگاهانه رای دهند و هم می توانند به قول معروف یلخی(اگر اشتباه تلفظ نکرده باشم) رای دهند این امر بستگی به گروههای سیاسی دارد و نه مردم.اگر در جامعه چالش سیاسی موثری باشد و گروهها برنامه سیاسی ارائه کنند و این برنامه ها هم موضوع بحث جامعه شود طبعا مردم برحسب آگاهی رای می دهند.حال چه انتخابات خرداد 76 یا مجلس ششم باشد و چه انتخابات تیر 84 که آن هم آگاهانه بود چه ما از نتیجه آن خوشمان بیاید و چه بدمان آید.
محتوای تحلیل تعارضی با نتیجه ندارد . اما اگر شما تعارضی دیدید منعکس کنید.
۴ دی ۱۳۸۵ ۵:۱۴ بֽظֽ | Reply
:
جناب آقاي عبدي
با سلام،
من از تحليل شما اينگونه برداشت كردم كه هنوز پس از 27 سال كه مسائل سياسي در راس امور بوده اند ملت ايران تحليل سياسي عميقي ندارند و بر اساس آن راي نمي دهند. اين تحليل شما مرا به ياد كتاب گرانسنگ "جامعه شناسي نخبه كشي " انداخت. به نظر ميرسد لازم است مقداري بيشتر به مسائل جامعه شناسي و رفتارشناسي ايرانيان بپردازيد. منتظر مقالات عميق تر شما در اين رابطه هستم.
داود
عبدی :به پاسخ کامنت قبلی مراجعه شود.
۴ دی ۱۳۸۵ ۵:۴۲ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
با سلام
بسيار جالب بود
تداوم دولت و عملكرد راديكال جناب اقاي احمدي نژاد مردم ايران را به طور جدي و عمقي با مفهوم دموكراسي درگير خواهد كرد
به نظر اينجانب كاهش مشاركت در انتخاباتها نشانه نوعي "امبي والانس "(تعارض بين دو ميل يا خواسته)اجتماعي است! به عنوان مثال در برشي از يك مقطع كوتاه (مثلا يكسال و نيم اخير) پس از انتخاب اقاي احمدي نژاد و نوع تغييرات راديكال و سريع ايشان, مردم (بويژه نسل جوان)بيشتر متوجه شدند كه انتخابات چقدر موضوع مهم و تاثير گزاري است لذا گرايششان به مشاركت افزايش يافت (تمايل اول)! اما از طرف ديگر با دقت بيشتر( به دليل درگيري افزونتر با موضوع) متوجه مي شوند كه ساختار انتخابات به تبع ساختار سياسي, ناقص و پر ابهام است لذا ترس از شركت در انتخابات به انها(معطوف به تمايل اولي) مستولي مي شود و تصميم ميگيرند در انتخابات شركت نكنند(تمايل دوم)!در هر انتخاباتي اين ستيز وجود دارد يعني دائم راي دهنده شركت يا عدم شركت را سبك- سنگين ميكند !برايند هر انتخاباتي در كشور نتيجهء جنگ بين اين دو تمايل است! بر اساس مطالعاتي كه در محيط ازمايشگاهي صورت گرفته است, نوع اين محركها در ابتدا با پرخاشگري از طرف موجود ازمايشگاهي خود را نشان مي دهد و سپس با انزوا و گوشه نشيني ! ا امار فوق نشان ميدهد كه ما در فاز دوم ان خيلي عمقي ورود يافته ايم و همچنين نشان مي دهد كه اصلاح طلبان با گرم كردن فضائي كه نتيجه ان مشخص بود! چه لطف بزرگي در حق ساختار سياسي موجود و چه ضربهء كاري و جانانه اي بر گردهء خود زده اند!يعني صلاحيت خود را نزد عدهء زيادي(اكثريت مطلق) كه كناره هستند دستخوش يك ريسك با ضريب خطر بالا كرده اند!حال اينكه گفته اند از اين انتخابات نتيجه گرفته ايم كه بايد براي انتخابات مجلس اينده جدي تر وارد شويم من متوجه نشدم اگر كسي متوجه شده است سپاسگزار خواهم شد تا مرا راهنمائي فرمايد
يك نكته فوق العاده مهم
بر اساس توضيحات فوق ,مي توان از ميزان مشاركت سياسي به عنوان عامل پيش بيني كننده وضعيتهاي مختلف اجتماعي كمك گرفت !مثلا" پيش بيني افزايش يا كاهش ميزان "فحشاء" در جامعه و احتمالا" در هر شهر! فراموش نكنيم , موجودي كه به انزوا مي رود يك موجود زنده است
نمي دانم نظر جنابعالي چيست؟
عبدی : نکته اول شما اساسی است و به همین دلیل هم همیشه به دوستان توصیه می کنم افراد طرفدار عدم شرکت را محکوم نکنید که خطرناک است.اما موضوع اخیر را باید قدری تامل کرد.
۴ دی ۱۳۸۵ ۶:۴۲ بֽظֽ | Reply
افشين اميرشاهي :
سلام و ا رادت
ممنون از لطفتون ،باعث دلگرمي من در آغاز اين كار شديد.استحضار داريد كه براي پيشبرد كارهاي باغ هنر بم به جز محمد رصا شجريان دوستا ن ديگري چون محسن گودرزي ،يونس شكرخواه ،كامبيز نوروزي ، بهاره مشيري دختر مرحوم فريدون مشيري ، علي جهاندار از شاگردان قديمي استاد ،حسن رياضي و ساير دوستان كمك مي كنند و همكاري دارند.ولي متاسفانه كار به كندي و البته به دشواري پيش مي رود..شايد اين مسئله ناشي از شرايط جديد كشور و مديريت دولت فعلي باشد كه امان بخش خصوصي را بريده است.جناب عبدي شما چه كمك فكري براي اين موضوع مي توانيد بدهيد.
همچنين براي فراخوانی حهت مشارکت همه ساکنان دنیای مجازی برای زنده نگاهداشتن بم چگونه عمل كنم.
ارادت
عبدی : به همه دوستان پیشنهاد می کنم سری به آدرس زیر بزنند و اگر کمکی برای بهبود وضعیت بم از آنان بر می آید دریغ نکنند اما من هم هر چه بخواهید که در توانم باشد در خدمتم.
۴ دی ۱۳۸۵ ۷:۱۳ بֽظֽ | Reply
dfvd :
چرا در حالي كه بسياري از اين دانشجويان ستاره دار چوب حمايت و اعتراض به محدوديت براي فعالان سياسي را ميخورند فعالان سياسی هيچ واكنشي نسبت به اين مساله نشان نميدهند؟ خواهش مان اينست که نسبت به احقاق حق مسلم اين دانشجويان واکنش نشان دهيد.
وبلاگ ستاره دار هاhttp://baran81.blogfa.com
۴ دی ۱۳۸۵ ۸:۳۵ بֽظֽ | Reply
الف. نیازی :
تمام اینها درست؛ خیلی هم تبریک. اما شما جمعیت کوچک ولی تاثیرگذاری را که مسایل سیاسی را دنبال می کنند و شرکت آگاهانه ای در انتخابات دارند نادیده گرفته اید. این گروه همان کسانی هستند که برای خانواده و فامیل و دوست و آشنا لیست می دهند و خوراک سیاسی شان را تامین می کنند و باید گفت دوقطبی هاشمی - مصیاح برای این عده بسیار جدی بوده و قطعا سیگنال هایش را برای اطرافیان خود نیز فرستاده اند.
اگر این جمعیت را نادیده بگیریم افزایش مشارکت در این انتخابات نسبت به دور قبلی شوراها چگونه تحلیل می شود؟
اگر تحلیل شما مطلقا درست باشد باید آرای هاشمی در مناطقی که ساکنان کم اطلاع تری دارد بیشتر باشد در حالی که کاملا برعکس است
عبدی : تحلیل شما درست است اما اگر دقیق متن را بخوانید پاسخ این را داده ام این افراد کمتر از آن بودند که در نتیجه تاثیر گذار باشند افراد اصلی این جریان وارد انتخابات نشدند..
۴ دی ۱۳۸۵ ۸:۴۸ بֽظֽ | Reply
سام الدین ضیائی :
جناب عبدی عزیز.با یوزش از کامنت نامربوط. اجازه بدهید بهانه ی «گذشتن بازی از شما »را نیذیریم.بهای ینج نکته ای که به بهانه ی بازی یلدا یاد خواهیم گرفت بیش از آن بهانه است که گفتید!بار دیگر در « تارنوشت » دعوت شده اید. منت گذارید... سیاسگزارم .افتخار دهید و به آدرس وبلاگ که درج شده مراجعه و متن مربوط را مطالعه فرمایید.
عبدی : به وبلاگ شما آمدم واین کامنت را نوشتم.
دقیقا نمی دانم چه کاری باید انجام دهم.اگر حضور در فضای مجازی مستلزم انجام آن است بفرمائید تا اقدام کنم اگر نه مرا معذور دارید.
متاسفانه هر کار کردم ارسال نشد زیرا شماره ای از من می خواست که هر چه زدم ارور داد.!!
۴ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۳۲ بֽظֽ | Reply
سينا :
آيا گما ن بر اين داريد كه اگر فردا در اين مملكت بر فرض يك حكومتي آزاد با تمامي معيارهاي اصولي بر پا شود اين مردم باز از روي نا آگاهي به پاي صندوق هاي راي خواهند رفت تا به فرادي كه چندان نمي شناسند راي دهند م يا آنطور كه برخي مي پندارند همه را غافلگير كنند؟!!.
در سال 58 من علي رغم تجربه ام بعنوان دبير در مقابل خانمي كه نامش حافظ قرآن بود راي كمتري آوردم.اين در حالي بود كه او را كسي نمي شناخت ولي من در مورد پروژه هاي آموزشي و نقش والدين در اين مسير صحبت كرده بودم و در عمل انتخابم نه به نفع خود كه به نفع انجمن بود!!! آن روز علت را نفهميدم. امروز پس از ربع قرن دريافته ام كه از ماست كه بر ماست. ما را هنوز مشق ميبايست كردن.
عبدی : به نظرم با دقت بیشتری مطالب را باید خواند. مردم به آنچه که به آنها عرضه می شود رای می دهند(رای درست یا غلط به لحاظ معیار های ما) اما مشکل این جاست که در انتخابات خبرگان به معنای دقیق کلمه کالای سیاست مشتمل بر برنامه ارائه نمی شود.
۴ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
پرویز :
خیلی جالب بود آقای عبدی
نوشته ات بر مبنای روش تحقیق علمی موضوع را بررسی کرده بود. قبل از انتخابات مقاله ای از عباسی خواندم که دعوت به تحریم انتخابات خبرگان کرده بود البته آنطور که در نوشته ایشان بود از قرار ناچارا تسلیم مشارکت مردم در انتخابات شوراها بود که به نظرش چون درک آن دارند که به امور روزمره آنها بر می گردد لاجرم شرکت می کنند و خواستار تحریم خبرگان بود که آنرا غیر اخلاقی و توهین آمیز باور دارد. در نوشته او اشاره صریح به آقای رفسنجانی شده بود که بودنش برای حکومت جمهوری اسلامی مثل صفحه شطرنج در حکم وزیر است و جناح آقای احمدی نژاد را اگر اشتباه نکرده باشم با مهره اسب فرض کرده بود. بعد از انتخابات این حس را داشتم که شاید تحلیل عباسی اشتباه بوده و مشارکت مردم نسبت بالایی را داشته است و حکومت وزیر خود را هنوز در اختیار دارد ولی با مطاله نوشته شما نتیجه گرفتم شاید هنوز حکومت وزیر خود را داشته باشد ولی مشارکت مردم به معنای درک این انتخابات نبوده و باز اکثریت انتخابات را تحریم کرده اند.
برای خواندن مقاله عباسی رو لینک پایین کلیک کنید
۴ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۳۸ بֽظֽ | Reply
رضا :
سلام جناب عبدی
به نظر شما با روند کنونی جامعه و تجربه ای که حکومت از 8 سال دولت خاتمی دارد(به باورم حکومت بهتر آن 8 سال را تحلیل کرده و از جمع بندی تحلیلش بهتر از اصلاحطلبان استفاده می کند) آیا امکان این هست که دوباره بتوان نهادهایی مانند دولت یا مجلس را به دست آورد؟
ممنون از تحلیل زیبایتان واقعا لذت بردم.
عبدی : بله .اما به دست آوردن فی نفسه هدف نیست مهم به دست آوردنی است که مجددا به این بلاها دچار نشد.
۴ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۱ بֽظֽ | Reply
amir irani nejad :
dear abdi:
i've been living in th usa since 1976 and prior to that i used to live in uk for two years. i was student at tehran univercity for one year and i was kicked out for politial reasons. when i begab to live in the states at my college we had about 250 iranian students whom were belong to any groups except the islamic ones. because of my background and my childhood experience i began to interoduce the eimam to people and how bad the monarch was.i was the participant of every events with the pro eimam groups till you guys took over the usa embassy in tehran. two weeks after that event i renounced the action taken by those students. before the election day for a few times i watched the iranian tv program for the house of experts. i noticed people whom were invited for the show desperatly compare the house of expert to the usa electoral college. what is most funny about it is that twenty eight years ago we were mentaly mature enough to choose the eimam and today we need experts to the job for us. by the way thank you for your analysis on the post election.
۴ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۳۰ بֽظֽ | Reply
نیما :
سيد محمد خاتمي: "مشارکت مردم در سرنوشت خود در انتخابات ۲۴ آذر داراي ابعاد مختلفي است، ممکن است تخلفاتي در انتخابات صورت بگيرد، ولي به دليل سيستم انتخاباتي ما امري اجتنابناپذيراست، حيف است شيريني حضور ۲۸ ميليوني مردم در انتخابات را با شبهات به کام مردم تلخ کنيم." (ايسنا، 28 آذر 85) شما چه تلقی از مردم در پس این سخنان می بینید؟ این نحوه سخن گفتن اصلاح طلبانه است؟..........اصلا این اقا قصد اصلاح چه چیزی را دارد؟ صد رحمت به صاحبین قدرت در این مملکت. ای کاش ایشان توصیه شما رادر جواب نامه ای برای فردا در کمتر صحبت کردن جدی می گرفت.
۵ دی ۱۳۸۵ ۱:۰۵ قֽظֽ | Reply
مجيد :
آقای عبدي، متأسفانه در حين اينکه اصلاح طلبان خوش خيال يا بی خيال مردم را به تمرين دمکراسي!!! دعوت می کنند راه يافتگان انتصابی کم درصدی لباس انتصابی را صد درصدی بر تن قانون می کنند.
۵ دی ۱۳۸۵ ۱:۱۵ قֽظֽ | Reply
علی سلطانی :
سلام آقای عبدی
یک سووال در مورد انتخابات اخیر از شما داشتم. می خواستم بدانم که شما موافق این نظر هستید که این انتخابات بهترین نتیجه را برای جبهه اصلاحات را به ارمغان آورده؟ دلیلی که برای این ادعای خودم دارم این است که رویکرد جامعه را به این گروه نشان داد و نشان داد که از محبوبیتی برخورداند, چون اساسا در این انتخابات ظاهرا رای به اصلاح طلبها رای نه به احمدی نژاد نبود (چون گروه های دیگری هم بودند مثل گروه آقای قالیباف) و همچنین مسولیتی برای آنها به همراه نداشت, چون اکثریت را کسب نکردند و گروه های اصولگرا نمی توانند مانند شورای اول آنها را
مسوول بدانند و می توانند با یک استراتژی صحیح و مشخص کردن اشتباهات حزب حاکم از درون شکایت کنند. آیا شما با این نظریه موافقید؟
عبدی : هیچ رائی به سبد اصلاحات مشهود نیست رای نه به احمدی نژاد هم وجود ندارد اینها تعابیر است که بر موضوع بار می شود.تا چند روز دیگر تحلیل خود در باره انتخابات شوراها را هم می نویسم و در این باره بیشتر توضیح می دهم.
۵ دی ۱۳۸۵ ۲:۳۸ قֽظֽ | Reply
یحیی خاموش :
آقای عبدی،
از آنجا که قبلا خواسته بودید در باب این مطلب نظر دهیم من هم نکته ای می نویسم، باشد که مفید افتد
شاید بد نباشد متوسط افراد نوشته شده در هر برگه رای را نیز محاسبه کنیم: برای این محاسبه دو داده لازم است که من در اختیار ندارم نخست تعداد کا کاندیدا ها (بگیریم "اِن") و سپس متوسط رای انتخاب نشده ها (بگیریم"اِچ") با استفاده از نوتاسیون شما متوسط اسامی یادداشت شده بر روی هر برگه برابر خواهد بود با
A/ (16C+ (N-16)H)
اما برای اینکه لااقل تخمینی داده باشم فرض کنیم که تعداد کاندیداها همیشه 32 نفر و متوسط رای انتخاب نشده ها ربع متوسط رای انتخاب شده ها باشد (نمی دانم این فرض چقدر قابل قبول است) با این حساب تعداد متوسط اسامی یادداشت شده بروی هر برگه رای در خلال این سالها به ترتیب برابر خواهد بود با: 10.6 ، 9.2، 6.8، 4.2
این نتیجه موید حرف شما مبنی بر غیر سیاسی تر شدن انتخابات و نیز افزایش آرای آقای هاشمی می باشد
زنده باشید
۵ دی ۱۳۸۵ ۴:۵۴ قֽظֽ | Reply
سيد ابوالحسن مختاباد :
جناب عبدي گرامي . در آزادترين كشورهاي دنيا هم عموم مردم درك آنچناني از آنتخابات و شخصيتها ندارند بلكه اين گروه اليت ونخبه اند كه با انتشار ديدگاههاي خود فضاي عمومي را به له يا عليه يك جريان يا شخص هدايت مي كنند. به رغم آنكه من سخن شما را درباره آزاد نبودن اين انتخابات مي پذيرم اما با اين سخن شما كه راي به هاشمي همانند دوره هاي گذشته است و همان تفسير را مي توان برا ين آرا زد نمي پذيرم . چرا كه اگر اين تحليل را بپذيريم كه اكثر مردم نا آگاهانه راي مي دهند تئوري خروج از حاكميت شما هم به دليل آنكه اكثر مردم نا آگاهند سرشت و سرنوشت نامعيني دارد و مشخص نيست كه از دل آن انقلابي ديگر در نيايد كه سرنوشت اين قوم بلازده را بدتر از اين نكند. چرا كه آن مردمي هم كه دنبال تئوري خروج از حاكميتند اكثرشان نا آگاهند همانند كساني كه در سال 58 به دنبال شما راه افتادندو رافتند سفارت آمريكا را اشغال كردند . من قبلا هم در نوشته اي گفتم كه شما هر گاه به هاشمي مي رسيد و مي خواهيد وي را تحليل كنيد صغري و كبري منطق شما هم لنگ مي زند و اين درحالي است كه من گمان مي كردم كه دليل دستگيري شما در سال 74 آقاي هاشمي بود كه خوشبختانه در يكي از لينكهاي خودتان اشاره كرد يد كه هاشمي دراين ماجرا دستي نداشته است .
عبدی : جناب مختاباد در کل مطالب من حتی یک بار هم نمی توانید کلمه ای بیابید که رای مردم را نا آگاهانه معرفی کرده باشد.اگر هست لطفا در کامنت قرار دهید.
آنچه که من می گویم این است که مردم آگاهانه میان 20-30 نفر روحانی موجود در انتخابات آقای هاشمی را تر جیح داده اند اما برای چه کار ؟بیش از 90 در صد نمی دانند براي چه .چون اساسا تفاوت نگرشها عرضه نشد و حتی نگرشهای بار شده به آقای هاشمی هم در محدوده تعداد اندکی از افراد بود و حتی آقای هاشمی هم این نگرشها را تائید نکرد.
ضمنا می گویم رای به آقای هاشمی کمتر شده از هر جهت.مردم هم بی تفاوت تر شده اند(نسبت به انتخابات).
خوشحال می شوم که بفرمائید کجای منطق من لنگ می زند.اگر من هم قانع نشدم این مطلب شما می ماند و خوانندگان هم حرف شما را خواهند پذیرفت.
نکته ای هم دوستانه عرض کنم چون به شما ارادت دارم اگر من در تحلیلم نسبت به آقای هاشمی دچار مشکل می شوم پس به طریق اولی بهتر است که دوست داران ایشان هم از آن طرف بام نیفتند چون افتادن من از این سوی بام به خودم لطمه می زند اما افتادن دوستان آقای هاشمی از آن سوی بام به ایشان هم لطمه می زند.همین تحلیلهای دل خوشکنک برای ایشان بود که پایش را به دو انتخابات بی نتیجه کشاند.
دوست عزیز !روزی که در شب انتخابات مجلس ششم گفتم(در صبح امروز بخوانید) آقای هاشمی حدود 25در صد رای دارد کسی باور نکرد.سال گذشته هم که همه دوستانش پا ها را در یک کفش کردند و به حمایت ایشان برخاستند در دور دوم نامه نوشتم که راه دیگری برود که اگر رفته بود و جلوی ضرر را از هر جا گرفته بود منفعت بود و امروز به این بلیه دچار نبودیم کسی در این راه نیامد.امروز هم با قاطعیت به شما می گویم هیچ رائی به نفع هاشمی در این انتخابات نبود مگر آن که وی را با آقای مصباح مقایسه کنید.
به انتظار کامنت بعدی شما برای بیان تناقضات مطلبم هستم.
اجازه بده خاطره ای را برایت و برای دیگران بگویم.
جمعه قبل از انتخابات که به دعوت آقای کروبی در آن جلسه انتخاباتی شرکت کردم چند دقیقه ای با آقای ابطحی گپ زدم.به نوعی مخالفتم را با خاتمی در یادداشتهایم یادآوری کرد.گفتم(واقعا هم چنین فکر می کنم)من بیش از همه دوستان خاتمی را دوست دارم که از او انتقاد می کنم و داشتم این منطق روشن را توضیح می دادم که گفت به همین می گویند مخالفت(البته با خنده فرمودند) دوست عزیز اگر کسی حقیقت را به من و شما بگوید دوست ماست ولو از آن حقیقت نا خوشنود شویم و اگر در مخالفت با من یا شما راه افراط برود به خودش لطمه زده است.
۵ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۵۴ قֽظֽ | Reply
رضا :
سلام آقای عبدی
در تحلیلتان یک نکته را از قلم انداخته اید و آن تغییر جنس رای هاشمی است. یعنی اگر افراد سنتیی که همواره به هاشمی رای می دادند این دوره هم به ایشان رای می دادند رای ایشان اکنون بالای 2000000 بود.
و این نشان می دهد که جایگاه ایشان نزد افکار عمومی در حال تغییر است باید منتظر ماند و دید این تغییر جایگاه در آینده چه نتایجی خواهد داشت.
عبدی : بله درست است اما فکر نمی کنم زیاد باشد و همین طوری هم نمیشه عدد داد.
۵ دی ۱۳۸۵ ۱:۰۸ بֽظֽ | Reply
امیرحسین :
ایا تحلیلی که ارایه کردید و مثل همیشه از نگاهی متفاوت و البته دقیق بود به استانهای دیگر کشور به جز تهران هم قابل تعمیم است؟جایی که رای به هاشمی به عنوان معیار تحلیل وجود خارجی ندارد
عبدی : برخی بخشها شامل همه کشور است.مثل فقدان ارائه کالای سیاست که در جاهای دیگر بیشتر هم بود.
۵ دی ۱۳۸۵ ۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
سلمان علوي :
با سلام
تصور ميکنم ( يعني اينکه براي اثبات بايد تحقيق شود)
علاوه بر تفاوتهاي زيادي که بين انتخابات ايران و کشورهاي غربي وجود دارد تفاوت ظريف ديگري نيز به شرح زير وجود دارد:
دامنه گسترش انتخابات در غرب از بالا به پايين است يعني ابتدا نخبگان جامعه شرکت ميکنند و سپس دامنهي آن به سمت عوام گسترده ميشود در حاليکه در ايران از پايين به بالاست يعني درصد بالاتر مشارکت متعلق است به روستاييان و سپس مردم عادي شهرها و آنگاه تحصيلکردهها و نخبگان جامعه.
به عبارت ديگر اگر گروهي در پي افزايش مشارکت باشند
در غرب بدنبال قشرهاي پايينتر ميروند اما .در ايران برعکس بايد سراغ روشنفکران و تحصيلکردهها بروند.
علت اين امر نيز شايد خاستگاه جديد انتخابات يعني انقلاب اسلامي و به ويژه توصيهها و ترغيبهاي بسيار امام خميني بوده است.
۵ دی ۱۳۸۵ ۴:۲۷ بֽظֽ | Reply
الف. نیازی :
میخواستم بگویم هر وقت به هاشمی میرسید منطقتان کمی ضعیف میشود دیدم آقای مختاباد همین را گفتهاند.
اولا این که مردم ندانند خبرگان چه کار میکند ربطی به کم و زیاد شدن آرای هاشمی ندارد. اگر هم داشته باشد عکس اینی است که شما میگویید. یعنی وقتی کسی را قبول داشته باشند صرف نظر از کاری که قرار است انجام بدهد به او رای میدهند و اگر قبول نداشته باشند یا بدشان بیاید در هر حال رای نمیدهند.
ثانیا برای پی بردن به مواضع هاشمی لازم نیست که آنها را صریحا اعلام کند. لازم است؟ نتیجه انتخابات سال گذشته خودش خیلی چیزها را حتی برای عامه مردم روشن میکند. ضمن این که اصولا بسیاری از مواضع هاشمی برای کماطلاعترین افراد جامعه هم از قدیم روشن بوده مثل طرفداری از آزادیهای اجتماعی و مذهبی.
ثالثا وقتی صحبت از اقبال به هاشمی و افزایش آرای او میشود منظور افزایش نسبت به سال 78 تا دور اول انتخابات سال گذشته است. اما شما برای رد این ادعا از سال 77 و قبل از آن آمار میآورید!
واقعیت (یا برداشت من از آن) این است که انتخابات سال گذشته، هم رقابت دوقطبی هاشمی و احمدینژاد و هم نتیجه آن، ذهنیت بخشی از جامعه را (که همان گونه که قبلا گفتم کم تعداد اما فعال و بسیار تاثیرگذار است) نسبت به هاشمی اساسا دگرگون کرد.
در مرحله اول (به وجود آمدن دو قطبی هاشمی و احمدی نژاد) بسیاری از کسانی که هنوز تحت تاثیر هیاهوی تبلیغاتی مجلس ششم، چشم و گوششان را کلا به روی هاشمی بسته بودند خواهناخواه یک بار دیگر او را آن گونه که واقعا هست دیدند و صدایش را شنیدند. از طرف دیگر خطر گروه مقابل برایشان جدی شد. (این عده اگرچه در مدت کوتاه یک هفتهای نتوانستند نتیجه انتخابات را عوض کنند اما در یک سال و نیم بعد از آن منشاء اثر شدند و عملکرد بد دولت هم کمکشان کرد.)
در مرحله دوم یعنی با پیروزی احمدی نژاد بسیاری از کسانی که هاشمی را هزار دستان همه کاره و انتخابات را بازی او تصور میکردند دریافتند که در اشتباه بودهاند.
به این ترتیب برخلاف نظر شما انتخابات پارسال دست کم برای شخص هاشمی چندان هم بینتیجه نبود! بدون آن شوک، همراهی امروز هرگز میسر نمیشد.
با تمام این حرفها اعتراف میکنم یادداشت شما جالبترین و جذابترین و حتی صحیحترین تحلیلی بود که تا به اینجا از انتخابات اخیر دیدهام. ممنون که این وبلاگ را مینویسید و پنجره جدیدی به مسایل روز باز میکنید.
عبدی : متاسفانه به مفاد یادداشت توجه نشده است زیرا:
1- این که مردم نمی دانستند به چه چیزی رای می دهند را برای این به کار نبردم که پس به آقای هاشمی رای دادند.اتفاقا اگر در این زمینه چالش فکری می شد و هاشمی هم عقیده واقعی اش را می گفت رای او قطعا بیشتر می شد ورای مصباح از این هم که بیشتر سقوط می کرد.فقط خواستم بگویم که چالشی فکری در متن جامعه نبود نزد افراد کمی بود پس ذهنیات خود را به آن بار نکنیم این انتخابات از حیث مذکور معنائی نداشت.
2-قبول داشتن و بد آمدن تمام انتخاب را توجیه نمی کند انتخابات سال گذشته کسانی به آقای هاشمی رای دادند که اصلا علاقه ای به وی نداشتند و این را اعلام کردند.در اینجا هم مساله انتخاب میان افراد است که قطعا میان روحانیون موجود آقای هاشمی را ترجیح می دهند اما اگر همین الان هم با احمدی نژاد رقابت کند شکست خواهد خورد(ابته در غیاب کسان بسیاری که هر دو را قبول ندارند و حاضر به شرکت نخواهند بود).
3-انتخابات اخیر را با ریاست جمهوری و مجلس مقایسه نمی کنند زیرا اینها دو بازی کاملا متفاوت است فقط می توانید با انتخابات خبرگان دور قبل مقایسه کنید.
4-نظر سنجی ها نشان می دهد محبوبیت آقای هاشمی از سال گذشته کمتر نشده باشد بیشتر نشده.
گرچه شما لطف دارید اما پیشنهاد می کنم یکبار دیگر کامنت را بخوانید تا معلوم شود جهتگیری آن چقدر غلیظ است.این تحلیلها ذهنیت و یا آمال و آرزوهای ماست که مردم چنین وچنان فکر کردند و احتمال خطر دادند و .....
۵ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۹ بֽظֽ | Reply
محمد :
من یک آدرس فرستادم که از شما خواستم نظر خود را بگوييد ، شايد به دليل فیلتر نتوانسته ايد به سايت مورد نظر برويد ، لذا متن مورد نظر را برای شما می فرستم،دليل جواب ندادنتان را نيز بفرماييد:
عبدی : جناب محمد!من مطلب را خوانده بودم اگر جواب ندهم دلیل خاص خودم را دارد ما نباید کسی را مجبور کنیم که حتما نظرش را در باره مقاله یا مطلبی بیان کند و اگر نکرد دلیل بیاورد.شما لطف کردید و آن مقاله را معرفی کردید و نظرم را هم خواستید یک مقداری هم نوشتم و بعد منصرف شدم.مرا در رودر بایستی قرار ندهید بگذارید رابطه راحتی با همه داشته باشیم.البته برخی مواقع هست که همه یا حداقل امثال من باید موضع داشته باشند اما نه در هر موردی.
۵ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۳۷ بֽظֽ | Reply
مينوئي :
سلام
بنده از يك اخلاق هاشمي خوشم مي آيد و آن اين است كه هميشه خود را در معرض انتخاب قرار داده و به نوعي خواسته از مردم Confirm بگيرد
۶ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۱۷ قֽظֽ | Reply
محمود سالار :
با عرض سلام و خسته نباشید. آقای عبدی اصولا چرا در کشور ما یک شخص - مثل هاشمی - این قدر موضوع و محور تحلیلها و میزان آرای این شخص معیار جهت گیریهای افکار عمومی و مبنای تحلیلهای انتخاباتی قرار می گیرد؟ آیا در کشورهای دیگر هم همین طور است؟ اگر نیست چرا در کشور ما این جوری است؟ سپاسگزارم
عبدی : چون احزاب وجود ندارند اشخاص معیار ارزیابی می شوند.البته در کشوری که گردش آزاد نخبگان هم معمول نباشد قضیه مهم می شود..
۶ دی ۱۳۸۵ ۰:۵۷ بֽظֽ | Reply
محمد :
من نمی خواستم شما را مجبور کنم جواب من را بدهید،ولی حداقل در همان دفعه اول می گفتيد که نمی خواهيد جواب دهيد تا من دوباره برای شما متن را نمی فرستادم
عبدی : آن فقط یک پرسش میان من وشما بود لذا خوب نبود به سایت کشیده شود همه کامنت ها را می خوانم.و به دوستان زحمت مجدد نمی دهم.
۷ دی ۱۳۸۵ ۰:۱۵ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/328