آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
, هسته ای
۷ دی ۱۳۸۵
آثار قطعنامه اخير و سياست دولت ايران
اهميت قطعنامه اخير شوراي امنيت عليه ايران در چيست؟ اگر فقط به مفاد اقدامات تحريمي توجه كنيم، به نظر ميرسد كه آثار اين تحريمها به خودي خود بر ايران چيز چندان مهمي نيست، اما واقعيت به گونه ديگري است زيرا اهميت اين قطعنامه در مصاديق تحريم نيست و غربيها براي انجام اين نوع تحريمها، وقت خود را صرف نميكنند، چرا كه از مدتها قبل تحريمهاي شديدتري را به صورت غيررسمي و اعلان نشده عليه ايران وضع كردهاند، تحريمهايي كه بعضاً موجب افزايش قيمت كالاهاي وارداتي تا حدود 10 درصد شده است. بنابراين آثار قطعنامه اخير را بايد وراي موارد تحريم شده فعلی جستجو كرد.
اولين اهميت قطعنامه اخير قرار گرفتن ايران در ذيل عنوان تحريم شوراي امنيت است، فارغ از اين كه مفاد تحريم چه باشد، اطلاق چنين عنواني به هر كشور معرف بيثباتي سياسي بينالمللي آن كشور است و كليه كشورها و شركتها خارجي را در تعامل اقتصادي و غيراقتصادي با ايران دچار احتياط ميكند، و به معناي دقيق كلمه ضريب ريسك همكاري با ايران را افزايش خواهد داد. چنين تحولي از يك سو موجب كاهش سرمايهگذاري در ايران ميشود، موضوعي كه وزير نفت دولت موجود به صراحت اعلان كرد كه طي دو سال گذشته سرمايهگذاري خارجي در اين صنعت عملاً منتفي شده است، و مهمتر از اصل سرمايهگذاري، محروم شدن از تكنولوژي كشورهاي ديگر است، و اين امر باز هم در صنعت نفت تأثيرات بيشتري دارد و با توجه به استهلاك منابع نفتي ايران و نيز افزايش مصرف داخلي، توليد نفت و سهم صادرات آن به مرور كم شده و كل درآمدهاي دولت و كشور از آن متأثر خواهد شد. مشابه اين وضعيت در كليه بخشهاي صنعتي نيز كمابيش رخ خواهد داد. تأثير ديگر افزايش ريسك یک کشور تحریمی بودن، بالا رفتن هزينههاي بيمهاي و بانكي و مبادلاتي ايران با جهان خارج است كه نه تنها موجب تأخير در روند اقتصادي كشور ميشود، بلكه هزينههاي ارزي را براي كالاي معيني افزايش ميدهد كه به تورم داخلي منجر خواهد شد.
اهميت ديگر قطعنامه اخير، اجماع جهاني است. قطعنامه قبلي كه صرفاً يك دستور بود با 14 رأي موافق و يك رأي مخالف تصويب شد، اما قطعنامه اخير كه شامل تحريم ميشود با هر 15 رأي اعضاي شوراي امنيت تصويب شد. دولت ايران كه ميكوشيد بگويد هيچ اجماعي عليه آنان وجود ندارد، اكنون در برابر وجود اين اجماع چه خواهد گفت؟ در صورتي كه مجموعه كشورهاي شوراي امنيت را با كل جهان مقايسه كنيم، عليالقاعده بيش از 90 درصد اقتصاد جهاني، و حتي بيش از 60 درصد جمعيت جهان در اين كشورها هستند، و بقيه هم كه نيستند، را نميتوان در جانب دولت ايران قرار داد، و ترديدي نيست كه حتي اگر چنين قطعنامهاي در مجمع عمومي هم تصويب ميشد، بعيد بود كه تعداد مخالفانش بيشتر از تعداد انگشتان دست شود. چنين اجماعي دولت ايران را در انزواي شديد بينالمللي قرار ميدهد، فراموش نكنيم كه در اوج سالهای پس از انقلاب و سياستهاي راديكال ايران در آن زمان، هم هيچگاه اجماعي حتي نسبي عليه ايران شكل نگرفت، زماني كه ايران هم در افغانستان با روسها تقابل داشت و هم در خاورميانه با آمريكاييها، اما امروز كه هم در عراق و افغانستان كمابيش همراه آنان هستيم و هم با روسها همكاري داريم و حتي چچن را هم ناديده ميگيريم و هم با چين روابط گستردهاي داريم، در عين حال با چنين اجماعي عليه ايران مواجه شدهايم.
اهميت بعدي قطعنامه در اين است كه تحريم مذكور گام اول از مجموعه گامهای در راه است. اگر ايران پاسخي مناسب به آن ندهد، طبعاً گامهاي بعدي شوراي امنيت شكل خواهد گرفت، و اين قطعنامه هم چيزي نيست كه به فراموشي سپرده شود. و در واقع پرونده ايران به عنوان كشوري كه صلح و امنيت جهاني را در خطر قرار داده است، همواره روي ميز شوراي امنيت است، و سازمان ملل كميته خاصي را براي اجراي مفاد قطعنامه تعيين كرده و به صورت زمانبندي شده نتايج را به شوراي امنيت گزارش خواهد داد. صرف اين كه شوراي امنيت ايران را خطري براي صلح و امنيت جهاني قرار دهد و همواره چنين ايدهاي را زنده نگاه دارد و گاه و بيگاه در اين زمينه خبر رساني كند، براي جامعه و كشور ايران خطرناك و ضرر رساننده است. ادامه چنين وضعي ايران را در موقعيتي دشوار قرار ميدهد، و كافيست كه دولت ايالات متحده يا غرب شرايط جهاني را براي اقدامات ديگري عليه ايران آماده ببينند، در اين صورت زمينه سياسي چنين اقداماتي از پيش فراهم شده است.
اما دولت ايران در برابر اين اقدامات چه خواهد كرد؟ به نظرم كافيست به سمينار هولوكاست توجه كنيم. فهم دولت ايران در اجراي اين سمينار علی القاعده از سه حال خارج نبود و نيست. اول اين كه دولت ميدانست با انجام اين كار آن هم به دست نهاد رسمي سياست خارجي، دولتهاي غربي و جهان را تحريك كرده تا برخوردي تندتر با ايران اتخاذ كنند. حالت دوم هم اين است كه دولت چنين دركي را نداشته و فكر ميكرده كه اصولاً رابطهاي ميان اين دو مقوله وجود ندارد. و بالاخره حالت سوم اين است كه دولت ايران تصور مي كرده كه با برگزاري اين سمينار غرب را به عقبنشيني وادار ميكند.
طبيعيترين احتمال، حالت اول است، زيرا هر فردي كه اندكي با الفباي سياست جهاني آشنا باشد، اين مسأله را ميفهميد، و قطعاً در وزارتخارجهاي با آن همه طول و عرض، كارشناساني پيدا ميشوند كه اين امر را به وضوح بفهمند و توضيح دهند. اما حالت دوم بدترين حالت ممكن است، زيرا چنين دولتي كه از فهم بديهيات غافل است، طبعا در تمام زمينهها دچار اين كجفهمي ميشود و لذا صرفاً بايد دعا كرد كه خداوند آخر و عاقبت مردم تحت مديريت چنين دولتي را ختم به خير گرداند، زيرا كه از دست كس ديگري كاري بر نخواهد آمد!! و حالت سوم هم فرض خوشبينانهاي است كه اگر صحيح باشد، بدیهی است که بايد به تغيير سياست دولت منجر شود. زيرا اكنون آشكار شده كه چنين استنباطي غلط بوده، اما مشكل كوچكي وجود دارد كه دولت موجود عادت به پذيرش خطا و اصلاح امور ندارد و طبعاً حتي اگر حالت سوم هم باشد، بيش از پيش معتقد ميشود كه اگر غربيها الآن كوتاه نيامدند، بعداً عقبنشيني خواهند كرد!!
از شما چه پنهان كه من شخصاً نميدانم كه كدام حالت درباره دولت فعلي صادق است، چون براي تأييد هر سه مورد آن قرائن و شواهدي وجود دارد، و لذا به حالت چهارم ميرسيم (که این حالت فقط در ایران یافت می شود)كه هر سه گزينه صحيح است. و اينجاست كه خطر اصلي رخ ميدهد، زيرا اين سه گزينه هر كدام منافع و مضاري دارند، و حتي هر كدام راه برونرفتي را نيز نشان ميدهند، اما تركيب اين سه گزينه، راهي است كه هيچ يك از منافع سه گزينه قبلي را ندارد، و تمامي مضار آن را يكجا در بردارد.
نميدانم يادتان هست يا خير، يادداشتي نوشتم كه يكدست شدن نه بلكه، يكسطح شدن مسأله اصلي حكومت ماست، و اكنون ميبينيد كه همه اجزا با يكديگر سازگار و يك سطح هستند، نمايندگاني كه پس از گذشت هفتهها، به ياد انتقاد از سمينار هولوكاست افتاده و در حالي كه بنيانهاي اقتصادي و سياست خارجي و نظام انتخاباتي بر اثر سیاستهای غلط جاری در چالشهاي جدي قرار دارند، مشغول تصويب طرح دو فوريتي اصلاح ساعات كار بانكها(!!) و يا كم كردن از رقباي احتمالي آينده براي انتخابات مجلس يا... هستند، طبعاً در سازگاري تمام با دولت موجودهستند و يكديگر را در اين يك سطحي اصطلاحاً رزونانس (تشديد) ميكنند.
ضمیمه:
برای اطلاع دوستان مواد 39 40 41 منشور ملل متحد را در اینجا عینا می آورم.چون بیانیه اول شورا امنیت تقریبا بر اساس ماده 39 صادر شد و قطعنامه اول علیه ایرا حدودا بر اساس ماده 40 صادر شده است قطعنامه فعلی علی الاصول بر اساس ماده 41 است که ادامه آن نیز روشن است.
فصل هفتم-اقدام در موارد تهدید علیه صلح-نقض صلح و اعمال تجاوز
ماده 39ـ شوراي امنيت وجود هرگونه تهديد عليه صلح (نقض صلح) يا عمل تجاوز را احراز و توصيههايي خواهد نمود يا تصميم خواهد گرفت كه براي حفظ يا اعاده صلح و امنيت بينالمللي به چه اقداماتي بر طبق مواد 41 و 42 بايد مبادرت شود.
ماده 40ـ بهمنظور جلوگيري از وخامت وضعيت، شوراي امنيت ميتواند قبل از آنكه بر طبق ماده 39 توصيههايي بنمايد يا درباره اقداماتي كه بايد معمول گردد تصميم بگيرد، از طرفهاي ذينفع بخواهد اقدامات موقتي را كه شوراي امنيت ضروري يا مطلوب تشخيص ميدهد انجام دهند.
اقدامات موقتي مذكور به حقوق يا ادعاها يا موقعيت طرفهاي ذينفع لطمهاي وارد نخواهد كرد. شوراي امنيت تخلف در اجراي اقدامات موقتي را چنانكه بايد و شايد در نظر خواهد گرفت.
ماده 41ـ شوراي امنيت ميتواند تصميم بگيرد كه براي اجراي تصميمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتي كه متضمن بهكارگيري نيروي مسلح نباشد لازم است و ميتواند از اعضاي ملل متحد بخواهد كه به اين قبيل اقدامات مبادرت ورزند. اين اقدامات ممكن است شامل متوقف ساختن تمام يا قسمتي از روابط اقتصادي و ارتباطات راهآهن، دريايي، هوايي، پستي، تلگرافي، راديويي و ساير وسايل ارتباطي و قطع روابط سياسي باشد.

محمد حسين :
با سلام
تحليل بسيار خوبي ارائه نموده ايد
يكم:
ميشل فوكو مي گويد:يك قدرت وقتي عليه شما دست به اقدام مي زند كه شما يكي از اين سه كار را عليه او انجام داده باشيد
يا عليه شخص او اقدام كرده ايد
يا عليه قانون او عمل نموده ايد
يا عليه ارادهء او ايستاده ايد
حال بفرمائيد كه نزاع ايران و امريكا كدام يك را شامل مي شود؟به عبارت درست تر كدام را شامل نمي شود؟ضمنا" جهت اطلاع مقامات محترم مسئول بين قانون امريكا و قوانين بين المللي تفاوت بسيار است
دوم:
نقل شده است كه اقاي خرازي در زمان وزارت خارجه اش ديداري با اقاي پوتين داشته است !رئيس جمهور روسيه به او جمله اي مي گويد به اين مضمون كه: شما مشكل خودتان با امريكا را يك جور حل كنيد ما در داخل كشورمان به اندازهء كافي گرفتاريم
حال اگر اين روايت درست باشد انصافا" روسها تا بحال خيلي براي ايران ايثار كرده اند كه تا اينجاي كار همراه بوده اند وانگهي كه شرايط روسيه هم اگر اقاي پوتين چنين چيزي نگفته با شد جز اين نيست
سوم:
اصلاح طلبان چه عملي در اين رابطه دارند(يعني فراتر از برخي ابراز تاسف هاي نيمبند)؟ گمان ميكنم اصلاح طلبان سه دسته اند
يك دسته مخالف اما جرات ابراز ندارند يا فقط در حد نوشتن مقالات فردي نه موضع گيري
يك دسته ناظر بي گناه كه ببينند اخر عاقبت كار چه مي شود
و احتمالا" يك دسته هم با سياستهاي اقاي احمدي موافق مي باشند اما به رو نمي اورند چون به هر حال ضمير به مرجع خود بازمي گردد(يك اصطلاح در صرف و نحو عربي
اقاي سعيد حجاريان در مصاحبهء ابانماهش با خبرگزاري فارس گفته بود كه: اعلام نظر در بارهء انرژي هسته اي براي انها خط قرمز اعلام شده است
چهارم:
يك انفكاك تقريبا" كاملي بين مردم و واقعيات خارج از مرزهاي كشور بوجود امده است !مردم در شهرهاي بزرگ درگير تورم , مشكل مسكن , ساعات كار بانكها و اينجور چيزها شده اند و در شهرهاي كوچك هم مشغول رفت و امد به فرمانداريها و ادارات و بانكها براي دريافت وامهائي كه اقاي احمدي نژاد با بهرهء چهار درصد ميدهد !صدا وسيما هم همه اش مشغول نشان دادن فيلمها و سريالهاي متنوع !بخشي هم از كارمندان دولت كه حقوقشان افزايش يافته مشغول نو نوار كردن خانه و زندگي
وقتي اينها را ميبينم از اشغال چند روزهء عراق بدون هيچگونه مقاومتي متعجب نمي شوم
راستي از سرنوشت سعيد الصحاف سخنگوي دولت عراق (كه هميشه با خنده
و ملاحت و خوشمزگي در بارهء امادگي كامل ارتش عراق و شكست عنقريب امريكا سخن مي گفت) كسي خبر دارد؟
عبدی : علی القاعده آقای صحاف (چه اسم با مسمائی) الان در یک محل دنج در اردن یا یک کشور عربی دیگر یا اروپا (دنیا را چه دیدی شاید هم جزایر هاوائی آمریکا)کنار اهل و عیال محترم از طریق ماهواره شاهد لت و پار شدن ملت عراق است.حتما هم مشکل مالی ندارد چون قبلا به اندازه کافی برده اگر هم مشکلی داشت یک کتاب خاطرات قضیه را حل می کند.
۷ دی ۱۳۸۵ ۷:۵۶ بֽظֽ | Reply
Amir :
جناب عبدی
از شما چه پنهان..من هم در مسائل بسيار دچار اين پارادوکس می شوم که آيا مسئولين حکومت رفتارشان بر اساس يک تفکر استراتژيک است يا بر اساس عدم تفکر مانند همين قضيه هولکاست ولی دست آخر به نتيجه ای ديگر رسيده ام......... در نتيجه احتمالات شما از 4 به 2 ميرسد
۷ دی ۱۳۸۵ ۸:۲۸ بֽظֽ | Reply
:
نمی دانم آیا دولت به راستی بر اظهارات و اقدامات خود واقف است یا سر خود را به مانند کبک زیر برف می کند به این امید که بقیه هم نمی بینند. این ادعا که این قطعنامه فقط از سوی غرب است به چه معنایی است. آیا جدیداً قطر و روسیه و چین هم جزو غربیها قرار گرفته اند. چرا به این واقعیت که اجماع جهانی علیه ما صورت گرفته است, توجهی نمی شود. و آیا به راستی یک کارشناس حقوق بین الملل در وزارتخانه امور خارجه وجود ندارد که طرف مشاوره جناب آقای وزیر قرارگیرد و یا اینکه جناب ایشان به طور خاص و دولت کریمه به طور عام خود را بی نیاز از خدمات کارشناسان نخبه و با تجربه می دانند. اگر چنین است که جای تاسف است برای وزارتخانه ای که انتظار است محل تجمع کارشناسان نخبه و مجرب باشد.
۷ دی ۱۳۸۵ ۸:۴۳ بֽظֽ | Reply
ابراهیم :
سلام : آقای عبدی لطفا واضح تر بفرمایید که چه کسانی از این وضعیت سود میبرند . یا حداقل نشانی های دقیق تری بدهید. و بنظر شما یک شهروند عادی چگونه میتواند بر اینگونه سناریو ها تاثیر بگذارد .
عبدی : این که در واقعیت چه کسی منتفع می شود، هیچ کس اما عده ای خیال می کنند با این کارها دارند شاخ غول را می شکنند.نشانی دقیق هم به خیابان پاستور مراجعه کنید.اما مردم عادی غائب از صحنه هستند غیر عادی ها هم رضا به داده داده اند و از جبین گره گشوده اند.
۷ دی ۱۳۸۵ ۸:۵۴ بֽظֽ | Reply
كيوان :
در برنامه اي كه امشب پنجشنبه هفتم ديماه در شبكه دو در مورد قطعنامه اخير پخش گرديد استاد ايراني امپريال كالج لندن به صورت ويدويي مهمان برنامه بود و هنگامي كه مي خواست علت موفقيت آمريكا در همراه ساختن كشورها را بيان كند و اشاراتي به كنفرانس هولوكاست وسخنان رئيس جمهور در خصوص محو اسرائيل كرد مجري سخنان وي را قطع كرده و اجاره نداد صحبتش را ادامه دهد ... اينها مي خواهند به كجا برسند اگر فقط حرف خود را مي خواهند به كرسي بنشانند ديگر چه لزومي به دعوت كارشناس هست . معني چند صدايي براي اينها بيان يك مطلب يكسان از حنجره هاي مختلف است .
۷ دی ۱۳۸۵ ۹:۱۳ بֽظֽ | Reply
محمد :
در حالی که فقر در قسمت های مختلف کشور بیداد می کند و دو نمونه اخیر که من دیدم یکی مقاله بنبست سياستهاي جاري بود که خود نگاشته بوديد و ديگری عکسی بود که در خبرگزاری فارس دیدم که یکی از زلزله زدگان در چادری در خانه ویران شده اش زندگی می کرد ( با گذشت 3 سال از زلزله).
جمهوری اسلامی 1 ميليارد دلار به عراق وام داده است ،
البته دلیل اصلی پرداخت کمک هاي بيش تر به عراق و سکوت کامل در مورد خسارات جنگ به ويژه از آن جا مهم جلوه مي کند که کويت، دومين کشوري که مورد تهاجم ارتش عراق وارد شد و چند ساعتي هم بيشتر مقاومت نکرد و نيروهاي آمريکا و متحدانش با بمباران عراق و دخالت از جنگ، آن شيخ نشين را نجات دادند، بابت خسارت هائي که در يک هفته اشغال آن کشور وارد شده، ادعاي خسارتي دارد که گفته مي شود بخشي از آن از اولين فروش هاي نفت عراق بعد از صدام پرداخت شده است. به گفته يک کارشناس، علت اصلي تامين نشدن خسارت قطعي ايران از جنگي که صدام حسين آغازگر آن بود، نه علاقه مندي به روابط تازه با اين کشور همسايه، بلکه به دليل سياست تنش با آمريکاست که جمهوري اسلامي دنبال مي کند؛ و گرنه اهميت رابطه با دولت جديد عراق براي کويت، کمتر از ايران نيست. اما اين مانع از طلب خسارت نشده است. در چنين فضايي بوده صدام حسين در اخرين جلسه دادگاه خود چنگ با ايران و حتي به کار بردن سلاح هاي شيميايي عليه ايرانيان را از افتخارات خود دانسته و کسي هم از مقامات امروز عراقي درباره آن موضعگيري مخالفي نکرده است.
۷ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۲۴ بֽظֽ | Reply
بیژنی :
مشکل اساسی ما ایرانیان عموما این است که بسیار حرافیم و نامطلع از مسائلی که ما را احاطه کرده اند. دولت فعلی هم بنظر من این بیماری را نمایندگی میکند، جالب اینجاست و جای تاسف بسیار دارد که صدایی از درون دستگاه نیز برنمیخزد. چراکه بالاخره باید این قضییه را یک روزی به شکلی جمع کرد، نکند در این هواپیما دیگر خلبانی نیست؟
۷ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۲۵ بֽظֽ | Reply
shahram :
I am not politician. As an ordinary person the only way I can justify the foreign policy of Iran is that the radicals in Iran think they have better control when the country is in critical situation.(sanction or even war) In other words, they are helping US to put Iran in crisis for their own short term benefits. Am I right?
۸ دی ۱۳۸۵ ۰:۲۱ قֽظֽ | Reply
پدرام :
یادم است که مصلحان(اصلاح طلبها) میگفتند ما تنها 30% قدرت را داریم. پس چطور الان دایم دولت 30% را زیر سوال میبرید. این دولت نیز این بهانه احتمالآ میتواند عنوان کند.آن بازی که سر دکتر معین در آوردند نشان از زیرکی و باهوشی دولت 70درصدی دارد. شاید کمی صبر برای صبح کافی باشد.
۸ دی ۱۳۸۵ ۲:۴۳ قֽظֽ | Reply
Karim :
اجازه بدهید با مخالفان دست راستیتان ( یا مان !!) جدی تر صحبت کنیم و از صحاف و صدام
برای ترساندن و رو کم کنی و ازار روحی انها استفاده نکنیم که سودی عاید ایران نمی شود
جهت اطلاع آقای عبدی صحاف در دبی زندگی میکند و عجیب انکه کتاب خاطراتش را هیچ ناشر
عربی !!حاظر نیست چاپ کند و متاسفم که از جناح اصلاح طلبها هستند کوتاه قدان سیاسی که
از تفنگ عمو سام !!برای ترساندن دار و دسته احمدی نژاد ها استفاده میکنند نه عرضه خود
و این ننگ است برای ایرانی ٬ آنچه غریبست مطبوعات غربی براحتی مینویسند در مصر و عربستان
و عمان و یمن و پاکستان دولتهای !!!وابسته و زنده بکمک غرب بدون دمکراسی حکومت میکنند و مردمشان
اکثرا مخالف انها ....خلاصه چه باید کرد !؟ یک حکومتی که خواسته قشر عظیم و یا اکثریت قاطع
مردمست و مشی سیاسی اش با دول بزرگ نمیخواند باید کله پا شود تا الیت کاردان و رام کرده
غرب بدون دلواپسی مردم فقط مبشر خواست انها !!؟ انها ( امریکا / انگلیس / فرانسه ) در حوالی
خودشان اریک - هایدر اتریشی را تحمل نکردند !!انها در فرانسه ژان ماری لوپن را با کمک مطبوعات
دیگر له کردند ! و ما احمدی نژاد را !؟
۸ دی ۱۳۸۵ ۹:۳۰ قֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
قطعا همانگونه که اشاره نمودید در وزارت خارجه کسانی پیدا می شوند که این ( برگزاری کنفرانس هولوکاست ) و تبعات آن را به وضوح بفهمند اما شما و دوستان باید طرز تفکر بدنه مدیریتی که بر معاونت آموزشی و پروهشی این وزارت حاکم است را مورد مداقه قرار دهید
من خاطرم است وقتی دانشجو بودم درس سیاست خارجی را همین بنده خدای مدیر که از اساتید دانشگاه است برای ما تدریس می کرد من به دوستان می گفتم هرموقع ایشان درس می دهد ناخودآگاه فکر می کنم در نماز جمعه هستم و باید مدام تکبیر بفرستم هیچ اثری از بحث تئوریک در مباحث ایشان وجود نداشت بدیهی است نباید توقع داشت چنین فردی به جنبه علمی هولوکاست بپردازد
۸ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۱ قֽظֽ | Reply
حمید فرخنده :
ضمن تایید درستی تحلیل شما یکی دیگر از پیامدهای منفی این قطعنامه محروم شدن ایران از مزایایی تشویقی مجموعه پیشنهادی اروپا برای ایران در قبال تعلیق غنی سازی بود. البته از نظر دولت آن پیشنهادها آب نباتی بیش نبود!
یکی از راههای قابل قبول برای دو طرف جهت خروج از بحران تعلیق غنی سازی بطور کوتاه مدت برای نشان دادن حسن نیت ایران بود که ظاهرا برای دولت نیز از نظر داخلی آبرومندانه بود که آن امکان نیز سوخته شد. اما همانطور که خاطرنشان کرده اید اگر برای دولت خروج از بحران مطرح بود کنفرانس هلوکاست را برگذار نمی کردند.
۸ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
حميد :
با سلام و تشكر از تحليل خوبتان
راستش من فكر مي كنم كسانيكه در درون دولت قضييه را به اينجا كشانيده اند يكي از چند حالت زير را در نظر دارند:
اول اينكه گمان نمي كنند غربيها و بخصوص امريكا با توجه به شرايط داخلي و موقعيتشان در عراق و بدليل آسيب پذيري بالقوه شان در مورد مواجهه با ايران چندان جدي باشند به عبارتي كارهايشان تا حدي فقط ظاهري و پوشاندن ناتواني آنهاست. لذا موضوع چندان نگران كننده نيست.
دوم اينكه فكر مي كنند غربي ها جدي هستند ولي كار زيادي از دستشان بر نمي آيد. به عبارت ديگر اگر در داخل اوضاع اجتماعي ايران يك دست و يكپارچه باشد غربي ها به اصطلاح طمعي به داخل نخواهند داشت لذا در پي از بين بردن هر گونه آثار تشتت در جامعه هستند و كشيدن خط قرمز حول موضوع انرژي هسته اي و عملكرد يكسويه تقريبا همه رسانه ها در اين موضوع به اين دليل است.
سوم اينكه اميدوارند اگر تا زمان مشخصي مانند انتخابات رياست جمهوري امريكا دوام بياورند از شدت وخامت اوضاع كاسته شود و چون هر نوع عقب نشيني آشكار در اين موضو ع ممكن است باعث كاهش قدرت كنترل اوضاع داخلي شود. لذا به هرترتيب بايد تا آن ستون بدون اعلام عقب نشيني دوام بياورند.
اما براي همه اين تفكرات نقاط ضعفي آشكار وجود دارد. كه شايد مهمترين آنها به شرح زير باشد.
اول اينكه نتايج بسياري از اقدامات به ظاهر بي اهميت امروز در آينده مشخص مي شود. به عبارت ديگر كاهش ميزان سرمايه گذاري هاي خارجي و انزواي تكنولوژيك ايران علاوه بر تضعيف موقعيت ملي در قبال رقباي منطقه اي و جهاني سبب مي شود كه مشكلات اجتماعي از قبيل موضوع اشتغال جوانان در آينده با ابعاد مهيب بروز نمايد.
دوم اينكه در بسياري از موارد ايران به صورت مقطعي نيز آسيب پذير است. واقعا براي بسياري قابل تصور نيست كه در صورت مثلا ناتواني دولت در تامين بنزين داخلي حتي براي چند ماه چه رفتار هاي اجتماعي بروز خواهد نمود. و يا اينكه تبعات بايكوت بانكهاي ايراني در سطح وسيع چه خواهد بود.
سومين مسئله رفتار هاي داخلي است. عليرغم اينكه در همسويي عمده دولت و مجلس و لشكر چندان ترديدي وجود ندارد اما اينكه اعلام تصويب قطعنامه تحريم ايران به بعد از سلسله انتخاباتي كه در ايران و جهان دولت بازنده آن شمرده مي شود بعيد است كاملا اتفاقي باشد. زماني در شرايط بحراني كوچكترين مخالفتي با دولت صورت نمي گرفت و امروز شاهد آن هستيم كه دو قانون مقابله با قطعنامه از طريق مواجهه با ان پي تي و قانون تغيير ساعت كار بانكها هر دو با دو فوريت و با اولويت يكسان در مجلس به تصويب مي رسد. موضوعي كه به نظر نمي رسد براي عقلا به هيچ وجه قابل توجيه باشد.
به هر شكل به گمان من دولت به هر حال در بن بستي گرفتار آمده و اميد چنداني به خروج ندارد. نشانه هاي ملايمت را به جاي اينكه سيگنالي براي رسيدن به توافق بيابد به عنوان دلايلي براي ضعف دشمن در بوق و كرنا مي كند و با اين عمل مرتبا پل هاي پشت سر را خراب مي نمايد . بدون اختيار به ياد تشبيه آقاي شريعتمداري در كيهان مي افتم كه در جاده اي باريك راننده اتومبيلي هستيم كه فرمان آن كنده شده و با سرعت به سمت اتومبيل ديگري كه از روبرو مي آيد مي رانيم تنها به اين اميد كه راننده طرف مقابل عاقل و ترسو بوده و مسيرش راعوض كند. غافل از اينكه پس از اينكه طرف جا خالي نمود تازه پشت سر آن كوه عظيمي قرار دارد به نام انزوا در اين جهان پويا.
عبدی : مشکل اینجاست که شاید احتمال خطر زیاد نباشد اما چون عوارض چنین خطری زیاد است باید احتمال کم را هم جدی گرفت.اگر ما با لباس اندک به بیرون برویم حتی اگر احتمال خطر سرما خوردگی 50 در صد هم باشد شاید چنین کنیم و کسی هم ما را زیاد سرزنش نکند اما اگر کاری را که احتمال خطر مرگ در آن 1در صد است را انجام دهیم همه ما را سرزنش خواهند کرد.
قضیه اینجاست که پشت ژیان نشستن و فرمان آن را کندن و به سوی تریلی رفتن کار عاقلانه ای نیست اما چون یک بار در دوئل داخلی راننده تریلی ترسید یا نجابت به خرج داد و کنار رفت بلکه کسی از دماغش خون نچکد راننده ژیان تصور می کند راننده تریلی فعلی هم همین رفتار را می کند.
۸ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
حمید فرخنده :
محض اطلاع :عبدالمجید مجیدی در تلویزیون صدای امریکا یکشنبه گذشته (3 دی) درباره تحریم ایران از سوی شورای امنیت مصاحبه ای داشت که می شود در ارشیو شان دید.
۸ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۰ بֽظֽ | Reply
:
اجازه بدهید چند نکته در باره مطلب شما عرض کنم:
- به مسئله "یک سطح شدن" (و نه یک دست شدن) اجزاء مختلف نظام اشاره نموده اید. معتقدم به این موضوع باید از زاویه "پراکندگی قدرت" نگاه کرد به این معنی که هم سطح شدن مراکز مختلف قدرت در حدی که موجب رزنانس شده است، به نوبه خود امکان تصمیم گیری های کلان و استراتژیک را سلب نموده و می نماید. البته در کنار این بحث به ظرفیت صاحبان قدرت هم باید توجه داشت و اینکه برخی نسل جدید صاحبان قدرت و تصمیم سازان و تصمیم گیران در ایران را به " لی لی پوت ها " تشبیه می کنند!
- نتیجه گیری شما در خصوص احتمالات و مفروضات مختلف دولت در برگزاری کنفرانس هولوکاست و اینکه منطقا انسان به گزینه چهارم (مجموعه ای از هر سه گزینه ممکن) می رسد، اولا موید ادعای فوق الذکر است و ثانیا یادآوری یکی از مقالات قبلی شما مبنی بر اینکه این سیستم جز در امور سلبی نمی تواند به اجماع برسد. ضمنا در خصوص مفروضات برگزاری کنفرانس هولوکاست مراجعه فرمائید به مصاحبه آقای رامین در سایت بازتاب. ایشان بوضوح می گوید دولت با وقوف کامل بر پیامدها تصمیم گرفت کنفرانس را به همین شکل برگزار کند!)
- در مورد چگونگی شکل گیری این اجماع بی سابقه علیه ایران، به سوابقی در دهه اول انقلاب و برخورد فعلی ایران با عراق/ افغانستان و چچن اشاره نموده اید که نشان همه طرف های ذیربط به گونه ای از سیاست های ایران منتفع می شوند و اما خود ایران دقیقا برعکس از این سیاست ها متضرر می شود. آری این گزاره متاسفانه درست است. سیستمی که جز در موارد سلبی نتواند به اجماع برسد، برون دادش همین می شود. دقیقا به خاطر دارم که چیزی نمانده بود حتی طالبان در افغانستان هم از امریکا در برابر ایران کسب امتیاز کنند!.
- اما نکته آخر اینکه به دستگاه عریض و طویل وزارت امورخارجه اشاره کرده اید و برخی دوستان در یادداشت های خود نیز گفته اند مگر در این سیستم کارشناسی نیست که نظر بدهد و به وزیر مشورت درست ارائه کند!. شخصا دوستان زیادی در وزارتخارجه دارم و کارشناسان فرهیخته و باسواد زیادی حتی از بین نسل انقلاب و بسیجی در این نهاد می شناسم. اما فراموش نکنید که " است" لزوما " باید " را افاده نمی کند. مگر ایران در ذخائر نفت و گاز بین چهار کشور اول دنیا قرار ندارد؟ اما آیا این وضعیت توانسته است سطح رفاه در ایران را به رده چهارم دنیا برساند!؟ هرگز!. پس لطفا اگر توجهی به سطوح کارشناسی نمی شود به آنها کم لطفی نکنید.
عبدی : شما حتی اسمی هم در ذیل کامنت ننوشته اید اما پیشنهاد می کنم در موارد مختلفی که صلاح می دانید مطلب مستقل ارائه كنید.با توجه با این کامنت و کامنت قبلی شما در باره مطلب آقای پدرام تصور می کنم می توانید برای همه ما نکات قابل توجهی داشته باشید.موفق باشید
۸ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
فرزاد :
تحلیل بسیار خوبی ارائه کردید
در مورد مسئله هسته ای ایران سئوالاتی ذهتم را مشغول کرده است خواهشمندم حتی المقدور به تمام آنها هر چند مختصر پاسخ دهید
تا آنحایی که من فهمیدم (حد اقل از طریق صدا و سیما و اینترنت) اختلاف اصلی ( شاید هم تنها اختلاف) بر سر غنی سازی اورانیوم در ایران است بعضی می گویند در ایران ذخائر اورانیوم بسیار کم است و بنابراین غنی سازی اورانیوم بی معنی است ودر ضمن شنیده ام خیلی از کشورهایی که نیروگاه هسته ای دارند اورانیوم را وارد می کنند آیا این مسائل صحت دارند؟
تفاوت سیاست اصلاح طلبان با دولت فعلی در این مسئله (غنی سازی اورانیوم در ایران) چیست ؟ چون تا آنجایی که من درک کردم آنها هم غنی سازی را حق ایران میدا نند.حتی آقای خاتمی هم این را گفته اند .
نظراتتان در مورد سمینار هولوکاست بسیار جالب بود موافقم که دولت فعلی با اقدامات خود زمینه را برای تحریم ایران بیشتر فراهم کرد ولی اختلاف اصلاح طلبان و دولت را بر سراین مسئله خاص ( غنی سازی ) متوجه نمی شوم و نکته دیگر که باید در نظر گرفت اینست که تعیین سیاست های کلان نظام با دولت نیست ( به هیچ وجه قصد دفاع از عملکرد دولت را ندارم) شاید اگر تعیین این سیاستها هم با دولت بود وضع از این هم بدتر می شد
عبدی : پاسخ دادن به این موارد قدری طولانی می شود می توان به مطالب منتشره در سایت در باره هسته ای مراجعه کرد.
۸ دی ۱۳۸۵ ۱:۳۳ بֽظֽ | Reply
نیما :
آقای عبدی!شما در پاسخ یکی از نظرات ارسالی به سایتتان که از شما پرسیده بود دلیل استقبال مردم از سفرهای استانی رئیس جمهور چیست نوشته اید این معلول اشتباه های سیاسی آقای خاتمی است که وقتی سیاست را واداد اقتصاد هم مشکل پیدا کرد..سوالم این است چگونه وکدام اشتباه های سیاسی آقای خاتمی به زعم شما منجر به مشکلات اقتصادی شد؟مثلا به نظر شما اگر آقای خاتمی در سال 81 پیشنهاد خروج از حاکمیت شما را می پذیرفت واستعفا می داد مشکلات اقتصادی حل می شد؟! می دانم این مطلب نیاز به بحث مفصل دارد ولی لطفا مختصر توضیح بفرمایید که مصادیق این انتقاد شما چیست؟در ضمن سوال دیگر من هم این است اگر اصلاح طلبان در سالهای 81 یا 82 با استناد به مشکلات ساختاری حاکمیت استعفای دسته جمعی می کردند وبه پیشنهاد شما عمل می کردند آیا بعدا می توانستند در هیچ انتخاباتی شرکت نمایند وآیا مردم به آنان نمی گفتند با وجود باقی ماندن ایراد های ساختاری چطور می خواهید باز هم وارد شوید؟آیا راهی جز انفعال برایشان باقی می ماند.ممنون می شوم اگر جوابم را بدهید.با تشکر.
عبدی : من نوشتم وقتی در سیاست وا دادگی رخ داد به تبع آن هم اقتصاد واداده می شود.علت این امر هم ضرورت توسعه پایدار به عنوان رکن اصلاحات بود که هر گاه در سیاست پس رفت حاصل شود لاجرم اقتصاد و ... را هم با خود به عقب خواهد برد.اما خطای سیاسی ایشان چه بود ، بارها اقرار خودشان در عدم موفقیت در برنامه های سیاسی بهترین شاهد است.این عدم موفقیت یا محصول سیاست غلط ایشان بوده یا محصول انعطاف ناپذیری ساختار.اگر حالت اول است ایشان مسوول و باید پاسخ دهد و اگر حالت دوم است ادامه کارش امری بیهوده و غیر قابل قبول.
فرض که چنان می کردند و فرض که منجر به خروجشان هم می شد و فرض که دیگر نمی توانستند در این چنین ساختاری وارد شوند .خوب اشکال چیست؟اگر ساختار آنقدر متصلب است که اصلاحی را بر نمی تابد چرا باید در آن وارد شد؟برای ماله کشی؟و اگر ساختار به هر دلیلی آماده اصلاح بود حتی مخالف تر از اصلاح طلبان را هم می پذیرد و برای آنان فرش قرمز پهن می کند.
۸ دی ۱۳۸۵ ۱:۴۷ بֽظֽ | Reply
ali :
BA SALAM KHEMATE JENABE ABDI .AZINKE BE IN VAZEHI MSALE RA TASHRIH KARDID MAMNON YEK SOAL , AYA DAR IRAN MARDOM ADI HAM MITAVANAD BA TAHLIL HAYE SHOMA ASHNA SHAVAND?
KHODA GOVATE
عبدی : اگر آشنا شدن را به معنای مطالعه بدانید همه می توانند اما واقعیت این است که آشنائی مردم عادی با موضوعات در همه دنیا از طریق مطالعه نیست بلکه از طریق چالش اجتماعی و مبارزه سیاسی کنشگران جامعه است و چون چنین امری در ایران کنونی کم و در این مورد خاص نزدیک به صفر است پس پاسخ منفی است.
۸ دی ۱۳۸۵ ۳:۰۸ بֽظֽ | Reply
:
قطعنامه های بین المللی بسیار کند تصویب می شوند ولی اثری بسیار مخرب دارند. همان طور که دیدیم کندی تصویب همین قطع نامه به گونه ای بود که می توان گفت بسیاری از سایتها و محافل سیاسی و خبری این را ریسک می دانستند تا درباره این که قطعنامه ای سرانجام تصویب خواهد شد اظهار نظر کنند. یا به عبارتی به این باور رسیده بودند که چنین قطعنامه ای صادر نخواهد شد.
معمولا آدمها وقایع را آن گونه که دوست دارند اتفاق بیفتد تفسیر می کنند و به آن هم ایمان پیدا می کنند. بنا براین نمی توان اطمینان داشت که واقعا سیاستمداران ما طرحی استراتژیک داشتند. آنها فقط مثلا لاریجانی را به روسیه می فرستادند و آنها هم قولهایی می دادند و اینها هم شادمان می شدند. آن گاه با اعتماد به نفس از شکست در تصویب قطعنامه حرف می زدند.
در یک جمله مردان سیاسی ما دچار اطلاعاتی شدند که ضد اطلاعات بود.
۸ دی ۱۳۸۵ ۷:۴۰ بֽظֽ | Reply
سعید :
با سلام و عرض تبریم به مناسبت تجدید نظر در مورد شکل و شمایل سایت
جناب عبدی
فکر کنم که هیچ کدام از سه مورد جوابگو نیست
برای یافتن پا سخ سوال یکبار دیگر شما را به مطلب خودتان در مورد ادم جزیره ای و هدیه رجوع میدهم . تنها این خدا نیست که عاقبت ما راختم به خیر کند بلکه احتیاج به یک کار فرهنگی درازمدت و طولانی با شیبی ملایم می با شد .به نظر من کار سیا سی هم نمی تواند گره ای را بگشاید و تنها می تواند کمی کا تا لیزور با شد برای عبور از شرایط فعلی .موفق باشید وپایدار.
۸ دی ۱۳۸۵ ۹:۴۵ بֽظֽ | Reply
[حمید :
آقای عبدی عزیز!
نمیدانم این آقایان تا چه اندازه به حساسیّت دنیای غرب به مسیله هولوکاست واقف هستند. بنده حدود 13 سال است که در اروپا زندگی میکنم و به عینه میبینم که جنگ جهانی دوّم و تمام مسایل مرتبط با آن ( از جمله هولوکاست) یکی از حسّاسترین (اگر نه حسّاسترین) مسایل فرهنگ اروپا میباشد.
بسیاری از جوانان آلمانی هنوز دچار عذاب وجدان هستند بخاطر جنایاتی که پدرانشان در زمان جنگ مرتکب شده اند. هنوز که هنوز است، زمانی که به کشورهای دیگر اروپایی سفر میکنند، انواع و اقسام متلکها را در مورد جنگ جهانی دوّم میشنوند. بنده بعنوان کسی که از ایران آمده ام و جنگ ایران و عراق را تجربه کرده ام، بارها با سیولات کنجکاوانه ای نظیر "جنگ چطور است؟"، "جامعه در مقابل جنگ چطور عکس العمل نشان میدهد؟" و غیره و غیره مواجه شده ام.
خلاصه اینکه هولوکاست برای اروپا تنها یک مسیله تاریخی نیست. بلکه هنوز، بطرق مختلف، مطرح و زنده است. به انواع و اقسام بهانه ها و مناسبتها، از بازماندگان جنگ (مخصوصاً یهودیانی که اقوام خود را در هولوکاست از دست داده اند) قدردانی میشود. چند وقت پیش نظر خواهی در هلند انجام شده بود که آیا بنظر شما هولوکاست موضوعی است که بشود در موردش بحث کرد؟ بالای 75% از شرکت کنندگان جواب داده اند که از نظر آنها هولوکاست موضوعی غیر قابل بحث است. و این برای جامعه هلند که یکی از تساهل آمیزترین جوامع اروپا ست، درصد بسیار بالاییست.
حالا من نمیدانم این آقایانی که نمایشگاه کاریکاتور هولوکاست یا کنفرانس هولوکاست راه میاندازند، منظورشان از این کارها چیست ولی یک مقداری هم بفکر ملّت باشند که النهایه بهای این کارهای عجیب و غریب را باید بپردازد.
۸ دی ۱۳۸۵ ۹:۵۳ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
انسان عاشق
تنها
وقتي همه خدايان غايب شوند
............................ ظاهر خواهد شد
.
.
.
طرح جديد سايت مبارك
۸ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۳۶ بֽظֽ | Reply
كمالي :
جناب اقاي عبدي
فاجعه در راه است
- زمانيكه بوش پسر محور شرارت را مطرح كرد ابتدا قرار بود نامي از كره شمالي در فهرست نباشد و در اصل سوريه ايران و عراق را در اين فهرست جاي دادند ولي براي اينكه اهداف خاورميانه اي آمريكا را بروشني اعلام نكنند ناچار جاي سوريه را با كره شمالي عوض كردند.
- پرونده هسته اي ايران بهانه اي براي تغيير رژيم سياسي در ايران است و از جمله دلايل آن نيز دشمني ايران با اسراييل ، گره خوردن مسايل لبنان - فلسطين و عراق با سياستهاي ايران و بسياري از دلايل تاريخي و سياسي است كه همه ما كم و بيش از آن مطلع هستيم.
- برغم پيروزي دموكراتها در انتخابات اخير آمريكا و جنجال آفريني هايي كه در مورد تاثيرات احتمالي آن بر سياستهاي دولت بوش شده است نئوكانها با اقتدار كامل دستگاه سياست خارجي آمريكا را در كنترل خود دارند و سياست جنگ افروزي را براي پر كردن جيب كمپانيهاي نظامي امنيتي و نفتي آمريكا دنبال مي كنند. اين سياست در راستاي اهداف بلند مدت آمريكا ( بخوانيد صهيونيسم) براي تغيير نقشه سياسي و شايد هم جغرافيايي خاورميانه ترسيم شده است.
- بر خلاف تصوري كه در ايران وجود دارد وضعيت كنوني عراق از هر جهت مطلوب آمريكا و به ويژه اسراييل است براي اينكه ارتش قدرتمند اين كشور به طور كامل از هم پاشيده - وحدت سياسي از ميان رفته و منابع اقتصادي آن تحت كنترل آمريكا در آمده است، لذا باور اين مساله كه آمريكا در گرداب عراق گرفتار شده در حقيقت نوعي خودفريبي است.
- سياست تغيير رژيم در ايران آنطور كه نئوكانها ترويج مي كنند لزوما به معناي تغييراتي نيست كه لاجرم به تشكيل يك حكومت جايگزين مقتدر بيانجامد، بلكه هدف اصلي از آن، از هم پاشيدن اركان قدرت ملي ايرانيان است همانطور كه ملت عراق اكنون آن را تجربه مي كنند و لذا دلخوش كردن دولت اقاي احمدي نژاد به اينكه شايد روزي در كشاكش اين زورآزمايي به نقطه مصالحه نزديك شوند و ايران را بعنوان قدرت منطقه بپذيرند، امري واهي و خيالي يبهوده است.
- همانطور كه بسياري از انديشمندان و دلسوزان جامعه گفته اند، پيروزي ملت ايران فقط و فقط در گرو پيشبرد دموكراسي و نيز قبول اين واقعيت است كه در دنياي گره خورده كنوني نمي توان به مثابه جزيره مجرد زندگي كرد، بلكه تعامل با خود و ديگران را بايد به عنوان يك اصل غير قابل انكار پذيرفت.
- تجربه دولت اقاي احمدي نژاد در يكسال گذشته نشان داد كه دقيقا بر خلاف چنين مسيري در حركت است و كار چنداني هم از رهبران سياسي جناحهاي رقيب براي توقف اين روند بر نمي آيد مگر آنكه از يك پشتوانه قوي مردمي برخوردار باشند، آنطور كه در انتخابات اخير به گونه اي هر چند نسبي بروز كرد.
- در چنين شرايطي، عاقلانه آن است كه ملت را وارد صحنه كنند و آماده قبول هزينه هاي احتمالي باشند، وگرنه فرصتها به سرعت از دست مي رود و فاجعه در راه است.
يا حق
۸ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۵۸ بֽظֽ | Reply
ابراهیم :
سلام دوباره : آقای عبدی نمای جدید سایت بسیار زیبا و سبک است . مبارک باشد . بنظر شما در صورتی که تصمیم گیران بخواهند کوتاه بیایند و بجای مقابله از در سازش در آیند چه راهی را باید پیش بگیرند که با شعارهای تندی که تا بحال در داخل داده اند منافاتی نداشته باشد . آیا امکان دارد 22 بهمن بساطی را با عنوان تثبیت حق هسته ای راه بیندازند و بعد بگویند حالا که حق ما تثبیت شد ؛ تعلیق اشکالی ندارد .
عبدی : اگر این کار را بکنند که خوب است گرچه معقول نیست.اما شاید به همین دلیل هم احتمال رخ دادنش باشد.البته از آنجا که راههای غیر معقولانه تری هم هست تصور نمی کنم که چنین امری رخ دهد.
۸ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۰۰ بֽظֽ | Reply
الف. نیازی :
قالب جدید مبارک. از قبلی منظم تر ولی خواندنش سخت تر است. فونت را نمی شود بزرک کرد و خواندن متن های طولانی با این فونت چشم در می آورد!
عبدی : ازctrl و + استفاده کنید.
۸ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
رضا :
سلام
آقای عبدی قالب جدید سایتتان در مونیتور های 15 اینچ به خوبی نمایش داده نمی شود و این قسمت آبی سمت راست روی نوشته می افتد و نمی توان آنها را خواند.
با سپاس فراوان
۸ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۴۷ بֽظֽ | Reply
سيد ابوالحسن مختاباد :
جناب عبدي چه كار خوبي كرديد كه فرم صفحه را تغيير داده و از فونت تاهوما هم استفاده كرده و نطرات راهم با تفكيك بهتري انعكاس داده ايد. يك نكته مي ماند كه به نظر من اگر فكري بكنيد كار بهتر مي شود و آن مربعهاي كنار مطالب است كه كمي توي ذوق مي زند و اگر به شكل ديگري مثل طرحي اسليمي يا فرم ديگري باشد بهتر به چشم مي آيد.
موفق باشيد
۹ دی ۱۳۸۵ ۰:۳۴ قֽظֽ | Reply
s :
اقاي عبدي همان شكل قبل سايت خيلي بهتر بود و مطالب درشت و واضح بودند و سايت شما از معدود سايتهايي بود كه كلماتش درشت بود چرا خرابش كرديد در ضمن عكس شما و ارم اينده نصف مطلب را گرفته و مقداري از مطلب زير ش افتاده لطفا اين مشكل را حل كنيد
عبدی : برای درشت کردن مطالب کافیست ctrl و + را بگیرید مشکل حل مي شود.
۹ دی ۱۳۸۵ ۰:۵۹ قֽظֽ | Reply
علیاتوب :
درمورد سایت چون گفتید نظر بدیم. این عنوان سایت شخصی یه خورده تو ذوق می زنه. فکر کنم الکی مد شده که هی می نویسن سایت شخصی. حالا شما احمتالا کلمه رفیق شخصی رو شنیده بودید. آدمو یاد رفیق شخصی نمی ندازه؟ همون سایت آینده یا عباس عبدی خوب نیست؟ یا حداکثر می شه گفت سایت "رسمی" فلانی یا فلانجا.
عبدی : حقیقت این است که نظر شما درست است اما ظاهرا دلیل فنی دارد .البته من در این امور آشنائی ندارم می گویند برای سرچ لازم است . به عهده راوی.
۹ دی ۱۳۸۵ ۱:۵۷ قֽظֽ | Reply
نجفی :
با سلام و درود فراوان ! امشب خبر اعدام صدام با همچون افتخاری در سیمای جمهوری اسلامی پخش شد که گویا برادران عزیز ایرانی وی را سرنگون و در دادگاه ایرانی به اعدام محکوم نموده اند من فارغ از بحث حقوقی که آیا اعدام صدام برای ادعای ایران برای درخواست غرامت از عراق به خاطر تحمیل جنگ خانمانسوز به ایران محلی را خواهد گذاشت یا نه می خواهم توجه را به شانتاژهای صدام در اواخر حکومت وی و حتی در هنگام جنگ امریکا و حتی بعد از دستگیری جلب نمایم بد نیست ان شاءا... یه توجه کوچکی به تاریخ 10 سال قبل عراق و سردمداران آن بیندازیم.
۹ دی ۱۳۸۵ ۲:۱۹ قֽظֽ | Reply
ایمان :
آقای عبدی
به نظر می رسد غربی ها ایران را در دامی که خودش برای آنها پهن کرده بود گرفتار کردند. تصویب قطعنامه به این روش فرسایشی و با این همه جلسه های بی حاصل، اگرجه موجب شد در ایران رسانه های بگویند که غربی ها در تحریم ایران ناموفق بوده اند و تنها یک قطعنامه ضعیف تصویب کرده اند، اما در عمل باعث شد نه قیمت جهانی نفت خیلی تکان بخورد، نه مردم ما بفهمند که کم کم چه بلایی سرشان می رود و آخر راه این قضیه به کجا ها می تواند بکشد، شوکی هم که قرار بود این قطعنامه به ایران وارد کند تا با آزانس همکاری کند اثربخش نبود، در نهایت چین و روسیه هم تا توانستند امتیاز از دو طرف گرفتند.
نمی دانم چند قطعنامه طول خواهد کشید تا حکومت بفهمد چطور خودش را در دام شعارها گرفتار کرده و نکنه که اونوقت کار از کار گذشته باشه !
۹ دی ۱۳۸۵ ۹:۱۴ قֽظֽ | Reply
محمد جواد طواف :
طرح جدید وبلاگتان خیلی خوب است، مبارک است.
در مورد تحریم، اگر این تحریم را در کنار سایر مسایل از جمله سخنان بلر در هفته های اخیر، نزدیک شدنِ پایان دوره ریاست جمهوری بوش، محکومیت ایران در دادگاه الخبر، دادگاه ایتالیا، آرژانتین، سوئد، ملاقات مریم رجوی با سران بلژیک و ... قرار دهیم، می بینیم، روند منزوی کردنِ جمهوری اسلامی ایران، سرعت بیشتری به خود می گیرد، پیامدهای اقتصادی تحریم در مدت کوتاهی خود را نشان داده است، اگر همچنان دولت ایران همین روند را ادامه دهد، به نظر می رسد 60 روز دیگر، با ارائه گزارش جدید البرادعی، محرومیت های تازه ای نیز بر تحریم های تصویب شده اعمال شود.
۹ دی ۱۳۸۵ ۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
مينا :
جناب عبدی با سلام
دوستی با خوشبينی ميگفت نتايج انتخابات در کشور ما همواره پاسخگوی نياز زمانمان بوده است مثلا در زمان هاشمی ما نياز مند قاطعيت در سازندگی بوديم در زمان روی کار آمدن خاتمی کمی به فضای باز سياسی داخلی وخارجی نياز داشتيم والبته در زمان احمدی نژاد نيز به کمی قلدری، کمی تخته گاز رفتن و....در مقابل، من در مخالفت ايشان ميگفتم انسانها در موقعيت های خود غالبا نياز مردم را درست يا نزديک به آن تشخيص ميدادند وسياست هايي منطبق يا مشابه آن تنظيم ميکردنديا ابربز مينمودندوالبته گاهی هم برعکس،که بازتابهای خاص خود را داشته است. حالا در مقابل اين وضعيت واقعا نميتوان گفت در روی کدام پاشنه ميچرخد.کسانی که بر ما حکومت ميکنند آي واقعا فکر ميکنند برای حل مشکلات بشريت روی کار آمدنديا بايد به قول هايشان عمل کنند.البته اگر قايل به اين باشندکه قولی هم داده اند .البته بايد توجه داشت شيوه تحليلی اينهاطوری است که قابليت بحثی که ارايه ميشود رانيز ندارديعنی اگر ضرروزيان اقتصادی عايد ماشدميگوينداينها جيفه دنيوی است اگر جنگ شدمادر جنگ کشته يا زنده پيروزيم اگر اجماع جهانی عليه ما شد آنها هيچکاره اندفقط يک عده جيره خورنددنياکه اينها نيستندمستضعفين دنيا با مايندو....بنظر ميرسد جامعه ما برای نيل به بلوغ انتخابگری وانتخاب شوندگی بايد سرمايه های بيشتری صرف نمايد.
۹ دی ۱۳۸۵ ۰:۱۸ بֽظֽ | Reply
بهزاد :
با سلام
تركيب جديد رنگها در زمينه سايت بويژه اضافه نمودن گزينه چاپ بسيار مناسب ميباشد.
۹ دی ۱۳۸۵ ۰:۲۳ بֽظֽ | Reply
نیما :
" ... اما امروز كه هم در عراق و افغانستان كمابيش همراه آنان هستيم و هم با روسها همكاري...."
آقای عبدی یعنی شما معتقدید که ایران در عراق و افغانستان با آمریکا و غرب همکاری می کند و از گروههای خرابکار حمایت نمی کند ؟؟؟
عبدی : کافیست که به خوشحالی مشترک مقامات ایران و بوش در اعدام صدام توجه کنمد. البته سیاست ایران در عراق با مشکل جدی هم رو برو ست.
۹ دی ۱۳۸۵ ۱:۳۶ بֽظֽ | Reply
سعید :
سلام آقای عبدی.
با هزارتبریک و تشکر از تغییر شکل سایت. شکلی به روز و زیبا. با رنگهای آرامش بخش. اما باز چند اشکال کوچک هست.
1. در یک سایت کلاسیک وشیک از آیکون + و – برای بزرگ و کوچک شدن متن در قسمت بالای هر صفحه در سمت راست یا چپ هر مقاله استفاده می شود.
2. به جای "نسخه قابل چاپ" هم از آیکون چاپ " پرینت" استفاده می شود.
3. از آنجایی که مخاطبین شما فارسی زبان هستند قسمت "نظرات" یا همان کامنت باید با پیش فرض "default" فارسی باشد که امکان انگلیسی شدن هم داشته باشد. الان پیش فرض انگلیسی است.
4. یک قسمتهایی ازسایت را هم برای تبلیغات در آینده در نظر داشته باشید. سایت بی تبلیغ مثل عروس بی جهازه !
اگه بازم تند رفتم ببخشید.
راستی من با اعدام صدام اصلا موافق نبودم. نه اینکه عاشق اعمال احمقانه و جنایتکارانه اش باشم که صد البته نیستم ولی از این بابا بدترش الان دارن روی زمین خدا حکم می رانند. و نیز این آقا نزدیک به 30 سال نفر اول یک مملکت و مردم بوده و اعدامش برابر از بین بردن هویت این 30 سال است مخصوصا که این کار توسط عراقی ها نبود و توسط خارجی انجام شد. باز اگر انقلابی بود یا چیزی شبیه این که مستقیما توسط مردم عراق شکل می گرفت،بیشتر قابل توجیه بود.
۹ دی ۱۳۸۵ ۲:۴۹ بֽظֽ | Reply
هادی :
با سلام:
آقای عبدی عزیز ، ضمن خسته نباشید چند نکته در مورد شکل جدید سایتتان عرض می کنم:
- رنگها و طرح جدید سایت به مراتب بهتر شده.ولی به نظر من اندازه فونت قدری کوچک است و بهتر است که بزرگتر شود.
۹ دی ۱۳۸۵ ۳:۰۵ بֽظֽ | Reply
اریا :
با سلام اقای عبدی در دنیای سیاست که شما کاملا با ان اشنا هستید .قانون یا سفارشی هست که میگوید اگر خواستی به طرف مقابل امتیازی بدهید انرا در اخرین لحظات مذاکره یا بقول معروف در دقیقه 90 بدهید .ایا اگر در مقابل قطعنامه ضعیف شورای امنیت فوراعقب نشینی کنیم .اجازه استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای درچهارچوب قوانین بین المللی به ما داده خواهد شد؟ایا بنظر شما قدری مقاومت لازم نیست تا شاید انهاهم به ماامتیازی بدهند؟
عبدی : فکر نمی کنم هیچ کس نظری بر کوتاه آمدن بدهد.اما همه معتقدند اگر می خواهید حقی را استیفا کنید لازمه اش قدرتمندی در داخل و ایجاد مردمسالاری است که در این صورت با حقوق ما کنار هم می آیند.ولی هنگامی که چنین حقی در داخل از مردم دریغ شود این کارها در خارج منجر به نتیجه مثبت نخواهد شد.مطمئن باشید روزی که حکومت در برابر غرب کوتاه بیاید و زانو بزند همه به درستی آنان را شماتت خواهند کرد و کسی برای آنان هورا نخواهد کشید.
۹ دی ۱۳۸۵ ۴:۰۲ بֽظֽ | Reply
amir irani nejad :
dear abdi the new design is good but please put a better picture of yours .
all the best.
۹ دی ۱۳۸۵ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply
یادگار :
یک حالت دیگر را از ذهن دور نگاه داشته اید و آن رادیکال کردن هرچه بیشتر فضای جامعه است بدین معنی که هر چه فضا رادیکالتر شود با مضامین دولن سازگارتر است .
فکر یک حالت فوق الاده از همین الان دولت مردان ما را سر وجد آورده است
۱۳ دی ۱۳۸۵ ۳:۴۹ بֽظֽ | Reply
hadi :
آقاي عبدي
يک نکته در مورد طرح جديد سايت شما عدم تباين بالا بين رنگ متن "سياه" در زمينه خاکستري است. در ضمن رنگ طوسي کمتر حالات دروني فرد را نشان مي دهد و خنثي است. آيا شما آنرا با دقت نظر انتخاب کرده ايد؟
عبدی : من اساسا در مساله ای که آشنائی ندارم دخالت نمی کنم.از جمله همین مساله.اما اشکال شما را بررسی می کنند.
۱۵ دی ۱۳۸۵ ۹:۲۶ بֽظֽ | Reply
موريس برتو :
در تاريخ خوانده ايم كه استعمار پير چگونه در دوره قاجار با دادن وعده هاي دروغي و گرفتن امتيازات بزرگ اقتصادي به اصطلاح سر مملكت ايران و پادشاهان آن شيره مي ماليد و ما كه دانش آموز راهنمايي يا دبستان بوديم پس از خواندن اين مطالب با تعجب مي گفتيم چه طور فلان پادشاه مملكت متوجه اين حيله هاي ساده نمي شد؟
جاي بسي تعجب است كه سياستمداران ما با اعتماد به نفس بسيار زيادي تصور مي كنند كه امروزه قادر به تحليل تمامي حركات و نشانه ها در سطح بين الملل هستند و برخلاف ساير علوم و رشته ها د راين زمينه از همتايان غربي خود كمي هم پيشرفته تر مي باشند.
به نظر حقير كه به هيچ وجه مدعي داشتن قدرت تحليل سياسي نيستم اراده اي در جهان ما را به سمت و سويي نادرست سوق داده و دائما محاسبات ما را در جهت اشتباه راهنمايي مي كند.
از آن جمله گزارش فرا حزبي بيكر-هاميلتون كه با پيشنهادي (به زعم اين حقير مسخره) داير بر اينكه آمريكا تنها از طريق تعامل با ايران و سوريه قادر به حل مشكل عراق است سبب شده كه سياستمداران تيزهوش ما فورا قدرت خود را دريابند و با اعتماد به نفس به فاصله چند روز در برابر اراده جهاني قد علم نمايند.
يا اين مسئله كه ايران مشغول نفي هولوكاست بوده و مترصد محو اسراييل از منطقه است سبب شده كه با تبليغات گسترده بر اين موضوعات ما را در داشتن يك برگ برنده براي روز مبادا (به قول دوست كامنت گذار دقيقه نود) مطمئن نمايند.
تصور من اين است كه برگزاري كنفرانس هولوكاست يا ادعاي محو اسرائيل به خودي خود جز اثر منفي در افكار عمومي خطرات بالقوه اي ندارد بلكه اين توهم واهي قدرت است كه داراي مخاطرات فراوان و طي كردن مسير بازگشت ناپذير در جهت فنا و نابودي است.
اميدوارم تصورمن غلط باشد و برگ هاي برنده اي كه ما در جيب داريم پس از رو شدن تنها موجب انبساط خاطر بينندگان نشده و تاثير واقعي خود را داشته باشند.
همچنين بايد ديد دانش آموزان نسل هاي آينده بعد از خواندن سرگذشت ما در تاريخ با خود چه خواهند گفت!!!
۱۶ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۳۱ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/329