درباره موضوع هستهاي ايران و اتفاقاتي كه پيرامون آن در حال رخ دادن است هرچه بنويسيم كم نوشتهايم، چرا كه اين مسأله تأثير جدي در آينده اين كشور دارد.
امروز (شنبه 16/10/1385) روزنامهها از قول دبير شوراي عالي امنيت ملي اين جمله را تيتر كردند كه در جريان سفر به چين نزديكترين كشور از اعضاي دايمي شوراي امنيت به ايران گفت: «اگر تهديد شويم ممكن است از NPT خارج شويم.»
1ـ «اگر تهديد شويم» يعني چه؟ مگر تاكنون تهديد نشدهايم؟ قرار است تهديد چگونه باشد؟ آيا ميتوان گفت مفهوم اين جمله اين است كه تاكنون تهديدي نشدهايم؟ آيا چنين امري پذیرش ضمني قطعنامه اخير و نپذيرفتن آن به عنوان يك تهديد نيست؟
2ـ «ممكن است». اين دو کلمه چه معنايي دارند؟ امكان كه در همه حال وجود دارد، و خروج از NPT امري ممكن براي همه كشورهاست، پس چه مبناي منطقي براي بيان آن وجود دارد؟مگر آن که قصد بیان امری کلی و بی خاصیت در میان باشد.
3ـ خروج از NPT كدام مشكل را حل ميكند كه بدتر نميكند، خارج بشويم كه چه بشود؟ آيا خروج به معناي اقدام در جهت غنيسازي بيشتر و با خلوص بالاتر است؟ اين كار كه اصولاً مقدمه لازم ساخت بمب اتمي است و چون بمب اتمي را خلاف شرع (فارغ از روابط با NPT و غيره خلاف شرع اعلام شده) دانستهايد، طبعاً مقدمه آن نيز خلاف شرع است. پس چنين هدفي را نميخواهيد بپذيريد و حتي نميخواهيد آن را رسمااعلام كنيد، چرا كه اعلان آن مشكلات عديدهاي ايجاد ميكند، مشكلاتي كه اگر براي دست و پنجه نرم كردن با آن آمادگي داشتيد، خيلي زودتر از اينها چنين اقدامي را ميكرديد. اگر بخواهيد از NPT خارج شويد اما كماكان به صلحآميز بودن فعاليتها ملتزم باشيد، اين كار بسيار نابخردانه است، چون تمام هزينههاي قضيه را پذيرفتهايد ولي از منافع خروج از NPT بهرهاي نميبريد. و اگر بخواهيد در راه غنيسازي بيشتر گام برداريد، در اين صورت همه خواهند پرسيد؟ اين كار كه خلاف شرع بود، پس چطور الان حلال و حتي واجب و بالاتر اين كه اوجب واجبات ميشود؟ در هر حال آيا حاضر به پرداخت هزينه اين سياست هستيد؟چون در این صورت ديگر نميتوان بر صلحآميز بودن این فعالیتهااصرار كرد.
5ـ بعد از خروج چه ميخواهيد بكنيد؟ مذاكره با طرفهاي قضيه در حال حاضر هم امكانپذير نيست، چه رسد به اين كه از NPT خارج شويد.
6ـ خروج از NPT تمامي اتهاماتي را كه تاكنون در صدد رفع آنها بودهايد را يكجا تأييد ميكند، زيرا با خروج از NPT نه تنها راه براي دسترسي به تكنولوژي هستهاي صلحآميز هموار نميشود كه همين كوره راه موجود نيز بسته ميشود، و فقط كساني كه اهداف ديگري دارند چنين سياستي را برميگزينند.
7ـ از همه مهمتر اين كه يادداشتنويس يكي از روزنامههاي حاكميت به درستي نوشته است كه اين قيد و بندها كه در سخنان دبير شوراي عالي امنيت ملي آمده مدتهاست كه برداشته شده و طبعاً چون شرط گزاره فوق محقق شده، جزاي اين گزاره كه خروج از NPT است بايد محقق شود، اما چرا نمی شود؟
8ـ آيا آقايان تهديدكننده نميدانند كه طرف مقابل يا از اين تهديدات نميترسد، و احتمالاً از عملي شدن آن استقبال هم ميكند، يا اين كه اگر هم اجرايش مطلوب آنها نباشد، ميدانند كه اسلحه تهديدكننده يا بدل است، يا اگر هم اصلي است، خالي از فشنگ است، يا حتي اگر اين سلاح مسلح هم باشد، طرف مقابل قادر به چكاندن آن نيست، و معمولاً هم اگر بچكاند، به هدف نميخورد!!
حكومتي كه از اعدام دشمنترين خلق خدا (صدام) نميتواند بهرهبرداري مطلوب كند و اين نقطه قوت آن به نقطه ضعفش تبديل ميشود و چون چوب دو سر طلا ميشود كه در قضيه نفي هولوكاست از غرب، و در قضيه اعدام صدام هم از مسلمانان منطقه ضربه ميخورد، چنين حكومتي چگونه ميتواند سياستي خارجي چارچوبدار و منطبق بر منافع ملي اتخاذ كند؟
سياست هستهاي ايران به غايت نامفهوم است و با اينگونه سفرها و گفتگوها نيز حل نميشود و هر گاه بخواهند، سرمهاي هم به چشم آن بكشند، كورش خواهند كرد، تنها راهحل بازنگري در كليت و مباني اين سياست است كه آن نيز ريشه در تغيير نگاه به سياست داخلي دارد و بس.