آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
, هسته ای
۱۶ دی ۱۳۸۵
ابعاد و ماهيت يك تهديد
امروز (شنبه 16/10/1385) روزنامهها از قول دبير شوراي عالي امنيت ملي اين جمله را تيتر كردند كه در جريان سفر به چين نزديكترين كشور از اعضاي دايمي شوراي امنيت به ايران گفت: «اگر تهديد شويم ممكن است از NPT خارج شويم.»
1ـ «اگر تهديد شويم» يعني چه؟ مگر تاكنون تهديد نشدهايم؟ قرار است تهديد چگونه باشد؟ آيا ميتوان گفت مفهوم اين جمله اين است كه تاكنون تهديدي نشدهايم؟ آيا چنين امري پذیرش ضمني قطعنامه اخير و نپذيرفتن آن به عنوان يك تهديد نيست؟
2ـ «ممكن است». اين دو کلمه چه معنايي دارند؟ امكان كه در همه حال وجود دارد، و خروج از NPT امري ممكن براي همه كشورهاست، پس چه مبناي منطقي براي بيان آن وجود دارد؟مگر آن که قصد بیان امری کلی و بی خاصیت در میان باشد.
3ـ خروج از NPT كدام مشكل را حل ميكند كه بدتر نميكند، خارج بشويم كه چه بشود؟ آيا خروج به معناي اقدام در جهت غنيسازي بيشتر و با خلوص بالاتر است؟ اين كار كه اصولاً مقدمه لازم ساخت بمب اتمي است و چون بمب اتمي را خلاف شرع (فارغ از روابط با NPT و غيره خلاف شرع اعلام شده) دانستهايد، طبعاً مقدمه آن نيز خلاف شرع است. پس چنين هدفي را نميخواهيد بپذيريد و حتي نميخواهيد آن را رسمااعلام كنيد، چرا كه اعلان آن مشكلات عديدهاي ايجاد ميكند، مشكلاتي كه اگر براي دست و پنجه نرم كردن با آن آمادگي داشتيد، خيلي زودتر از اينها چنين اقدامي را ميكرديد. اگر بخواهيد از NPT خارج شويد اما كماكان به صلحآميز بودن فعاليتها ملتزم باشيد، اين كار بسيار نابخردانه است، چون تمام هزينههاي قضيه را پذيرفتهايد ولي از منافع خروج از NPT بهرهاي نميبريد. و اگر بخواهيد در راه غنيسازي بيشتر گام برداريد، در اين صورت همه خواهند پرسيد؟ اين كار كه خلاف شرع بود، پس چطور الان حلال و حتي واجب و بالاتر اين كه اوجب واجبات ميشود؟ در هر حال آيا حاضر به پرداخت هزينه اين سياست هستيد؟چون در این صورت ديگر نميتوان بر صلحآميز بودن این فعالیتهااصرار كرد.
5ـ بعد از خروج چه ميخواهيد بكنيد؟ مذاكره با طرفهاي قضيه در حال حاضر هم امكانپذير نيست، چه رسد به اين كه از NPT خارج شويد.
6ـ خروج از NPT تمامي اتهاماتي را كه تاكنون در صدد رفع آنها بودهايد را يكجا تأييد ميكند، زيرا با خروج از NPT نه تنها راه براي دسترسي به تكنولوژي هستهاي صلحآميز هموار نميشود كه همين كوره راه موجود نيز بسته ميشود، و فقط كساني كه اهداف ديگري دارند چنين سياستي را برميگزينند.
7ـ از همه مهمتر اين كه يادداشتنويس يكي از روزنامههاي حاكميت به درستي نوشته است كه اين قيد و بندها كه در سخنان دبير شوراي عالي امنيت ملي آمده مدتهاست كه برداشته شده و طبعاً چون شرط گزاره فوق محقق شده، جزاي اين گزاره كه خروج از NPT است بايد محقق شود، اما چرا نمی شود؟
8ـ آيا آقايان تهديدكننده نميدانند كه طرف مقابل يا از اين تهديدات نميترسد، و احتمالاً از عملي شدن آن استقبال هم ميكند، يا اين كه اگر هم اجرايش مطلوب آنها نباشد، ميدانند كه اسلحه تهديدكننده يا بدل است، يا اگر هم اصلي است، خالي از فشنگ است، يا حتي اگر اين سلاح مسلح هم باشد، طرف مقابل قادر به چكاندن آن نيست، و معمولاً هم اگر بچكاند، به هدف نميخورد!!
حكومتي كه از اعدام دشمنترين خلق خدا (صدام) نميتواند بهرهبرداري مطلوب كند و اين نقطه قوت آن به نقطه ضعفش تبديل ميشود و چون چوب دو سر طلا ميشود كه در قضيه نفي هولوكاست از غرب، و در قضيه اعدام صدام هم از مسلمانان منطقه ضربه ميخورد، چنين حكومتي چگونه ميتواند سياستي خارجي چارچوبدار و منطبق بر منافع ملي اتخاذ كند؟
سياست هستهاي ايران به غايت نامفهوم است و با اينگونه سفرها و گفتگوها نيز حل نميشود و هر گاه بخواهند، سرمهاي هم به چشم آن بكشند، كورش خواهند كرد، تنها راهحل بازنگري در كليت و مباني اين سياست است كه آن نيز ريشه در تغيير نگاه به سياست داخلي دارد و بس.

:
ریيس شوراي اطلاعرساني در نشست مديران كل روابط عمومي دستگاههاي اجرايي از برپايي جشن بزرگ هستهاي همزمان با ايامالله دهه فجر در مدارس كشور خبر داد. این مطلب از سایت بازتاب گرفته شده است. http://www.baztab.ir/news/57233.php
برای این آن را نوشتم که میخواهم بپرسم آیا دولت این اجازه را دارد که از فرزندان مردم در راه اهداف خود سوئ استفاده کند؟ اگر کسی با سیاستهای هسته ای و اصولا با گسترش تاسیسات هسته ای به دلیل عواقب زیست محیطی و هزینه های سرسام آوری که به کشور تحمیل می کند، مخالف باشد تکلیفش چیست؟
چرا اجازه اطلاع رسانی آزاد در مورد منافع و مضار انرژی هسته ای داده نمی شود؟. راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر چه مقدار از برق مورد نیاز کشور را تامین می کند که ما غیر از هزینه های سنگین انجام شده باید ماهی 25 میلیون دلار به روسهای فرصت طلب بدهیم؟ اصلا مگر روسیه تا به حال ما را سر ندواند؟ آیا ما اینقدر گیجیم که نمی فهمیم روسیه دارد با ما بازی می کند؟
۱۶ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply
Karim :
جناب عبدی ...بگمانم این چند سطر را در حالت عصبانیت نوشته اید و کمی تند و خطابانه
بمسئولان ....اقای عبدی بقیافه جرج بوش توجه کردید !؟ بعد از شکست انتخابات اخیر که
هشتاد در صدش بعلت خرابی کارش در عراق بوده و چهره بوش را سخت شکسته کرده اما مثل اینکه
کوتاه نمیخواهد بیاید تصممیم و اصرارش بر راه رفته را میخواهد یکبار دیگر ازمایش کند
توجه فرمودید !؟ احمدی نژاد هم طعم شکست را مثل بوش چشیده اما اصرار میکند که شاید
اگر حاصل کنفرانس هلو کاستش انفعال کامل در داخل و خارج داشت و بدترین حاصل ان همین
اجماع در سازمان ملل بود باز هم همان شعارها همان نامه نگاری ها همان فرستادن ها
و برخ کشیدن پشتیبانهای بینام و نشان !!از کشورهای دیگر در رسانه های طرفدارش که گفتگو
و تنها راه هم همین گفتگو و نه تعلیق غنی سازی !!؟ و این اخری اصلست و توجه نمیکند
همانگونه که بوش کاخ ظلمی را دینامیت زده و در عمرانش وا مانده . با تشکر
عبدی : نه در حال عصبانیت ننوشتم .شما احتمالا خيلي ريلکس هستید!ممنون
۱۶ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۲۹ بֽظֽ | Reply
رضا :
با سلام
جناب عبدی مجموعه ی حاکمیت پس از 27 سال تجربه به نظر اینقدر بی تجربه نمی آید.اینان که به بسیاری از امور واقفند چرا در مقابل بی تدبیری های دولت چاره ای نمی اندیشند؟
عبدی : ایران به قول دکتر کاتوزیان جامعه کلنگی است و معلوم نیست تجربیات در این جامعه متراکم شود که چنین نتیجه ای را بگیریم.
۱۶ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۹ بֽظֽ | Reply
یار دبستانی :
با سلام و درود
من میگم همینجوری غربیها و آمریکائیها بی تمبوره دارن برامون میرقصن وای به حال موقعی که از ان پی تی دیگه خارج بشیم...
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
:
motale bayanate masuline hakem bar iran negaranie man ra be aramesh iran tashtid mikonad. Aja dar iran 70 miljuni ba 3mejun Daneshju va ba Dolati arizotavi var vsarate
khareje karchenasani jaft nemishewaand me masuline dar bajane matalebeshan be rasme diplomatik moshaweh bedehand ta in masulan aberoje va manafeje iranain ra az ben nabaran? ?
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۰:۵۴ قֽظֽ | Reply
صالحی :
1-نگران نباشید تبدیل حرام به حلال و برعکس که بواسطه فقه پویا قابل حل است
2- حقیقتا من که هنوز در این فکرم که چگونه دغدغه آقایان انرژی صلح آمیز هسته ای است؟ آخر چگونه ممکن است سیستمی انرژی های در دسترس و سهل الوصول خود را با رفتارهای غیرعلمی بدوی ضایع کند و آنگاه به فکر انرژی چنین پر هزینه ای به لحاظ سیاسی اقتصادی باشد
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۱:۳۲ قֽظֽ | Reply
سعید، از فرانسه :
روزگار سختی است.
ای کاش آقایان دست از این لجبازی و هزینه از کیسه خلق خدا دست بر میداشتند و با عقل و منطق با قضیه برخورد می کردند و نصایح دلسوزان را می پذیرفتند.
اگر قدرت مطلق را نیز می خواهند باید که تعامل کنند. اگر کشور نباشد بر که حکم خواهند راند!
خدایا مباد که ایران ویران شود.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۲:۰۲ قֽظֽ | Reply
محمد :
چندي پيش در مطلبي به ابعاد تحريم هاي غير رسمي که از طرف غرب بر عليه ايران وضع شده اشاره کرده بوديد. (عدم گشايش اعتبار براي قرار دادهاي طرف ايراني)
ميخواستم به اطلاع برسانم که از زمان تصويب قطعنامه اخير راجع به فعاليتهاي هستهاي بانکهاي کشورهاي اروپايي کليه مراودات تجاري خود را با طرف ايراني قطع کردهاند به گونهاي که حتي خريد مستقيم از شرکتهاي خصوصي اروپايي ديگر امکان پذير نميباشد.(در مورد بانکهاي کانادايي و ژاپني اطلاع دقيقي ندارم ولي با توجه به تجارب قبلي احتمالا آنها نيز همين رويه را در پيش گرفتهاند)
با اين حساب از اين پس تجارت بخش خصوصي و دولتي ايران تنها با دو يا سه کشور آسيايي و خاورميانه خواهد بود که احتمالا موجب افزايش قابل توجه قيمتها خواهد شد.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۲:۲۳ قֽظֽ | Reply
:
من به عنوان یک جوان ایرانی به هیچ وجه آینده ی روشنی برای کشورم نمی بینم و در مدت باقی مانده از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هیچ امیدی به ایشون نیست و فقط امید وارم که کشور فقط باقی بمونه!
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۲:۳۵ قֽظֽ | Reply
:
من به عنوان یک جوان ایرانی به هیچ وجه آینده ی روشنی برای کشورم نمی بینم و در مدت باقی مانده از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هیچ امیدی به ایشون نیست و فقط امید وارم که کشور فقط باقی بمونه!
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۲:۳۷ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
عبدي عزيز
باسلام
اين متن جنابعالي بيش از حد(ي كه من مي پسندم)گرم , بدون ابهام و تمام است !
جائي براي هيچ گفتگو و چانه زني و كامنت گذاري باقي نمي گذارد !
فاقد حيراني سياست است !
اخرين كلمهء ان بد جور ضربه مي زند!
اگر از من بپرسند دهشتناكترين متن سياسي كه خوانده اي كدام است ؟ شايد همين متن را معرفي كنم!
خيلي رياضي نوشته ايد!
ذهن هيچ خواننده اي را با كمترين هوش سياسي به پرسش وا نمي دارد, چون پاسخ ها داده شده است!
من را به ياد تلقين ميت انداخت(قصد توهين ندارم !جدا" احساس واقعي خود را بيان مي كنم)
...
........
.............
عبدی : همینطوره.حرفها قبلا زده شده.تکرار هم حدی دارد.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۲:۴۹ قֽظֽ | Reply
حمید :
فکر میکنم این حرفها را آقایان برای مطبوعات خودی میزنند که برایشان هورا بکشند و کف بزنند و الا نه شرق این حرفها را جدّی میگیرد نه غرب. امام جمعه بهمان جا میگویند شیر نفت را میبندیم و فرمانده فلان جا هم میگوید تنگه هرمز را مسدود میکنیم...حالا آقای لاریجانی هم باید یک چیزی بگوید تا از قافله عقب نیفتد. جامعه جهانی، تره هم که خرد نمیکند برای این خودزنی ها که حتّی بعضی کشورها (مثل اسرائیل) خوشحال هم میشوند از این قضیه... خلاصه جریان آن بنده خدایی میشود که با همسایه اش دعوا داشت و از سر لجبازی زد خودش را بالا پشت بام همسایه اش کشت که پلیس بیاید همسایه اش را به جرم قتل دستگیر کند!
مسئله سیاست خارجی ما هم شده یک آش شله قلم کاری که همه جور طیف و سلیقه تویش پیدا میشود. مملکتی که رییس جمهورش هولوکاست را انکار میکند مگر میتواند سیاست خارجی منظّم داشته باشد آقای عبدی! چند ماه پیش انتخابات مجلس نمایندگان هلند برگزار شد و احزاب هم لیست دادند و غیره ... بعد از چند روز کاشف بعمل آمد که دو نفر از لیست حزب کارگر و یک نفر هم از لیست حزب دمکرات مسیحی، هولوکاست ترکیه بر علیه ارامنه را قبول ندارند. هر دو حزب، هر سه نفر را بدون لحظه ای مکث و تردید از لیستشان خارج کردند. تازه این بندگان خدا (که اصلیتشان هم ترک بود) این قضیه را مثل آقای احمدی نژاد تو بوق و کرنا نکرده بودند. منظور از این روده درازی این است که هنوز تردید دارم که این آقایان واقعاً واقف به عواقب تصمیمات و حرفهایشان در جامعه جهانی هستند...از قضیه اتمی بگیرید تا هولوکاست و لبنان و عراق و غیره...
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۳:۵۸ قֽظֽ | Reply
فواد شمس :
جناب عبدی با سلام!
برای وارد شدن به بحث ریشه ای و بنیادین باید نکته ای را ذکر کنم! این جا وبلاگ شخصی شما است و شما نیز روزنامه نگار هستید. و این ها دلیلی است که شما با این مسئله به صورت ریشه ای و بنیادین برخورد نکرده اید و این امر طبیعی است. به نظر من اما مسئله خود انرژی هسته ای نیست . مسئله به بهانه ی انرژی هسته ای است! به نظر من مسئله ریشه ای تر و عمیق تر از این حر ف هاست! ببینید سیستم حاکم بر ایران و کلا اسلام سیاسی در خاورمیانه یک نوع سرمایه داری نا متعارف است. و نظام سرمایه داری جهانی به نمایندگی آمریکا سعی دارد به هر نحو ممکن این سیستم را در نوع جهانی و متعارف خود حل کند و بدین منظور بهانه های مختلفی را در دست دارد که یکی از جدی ترین آن ها همین مسئله هسته ای است. دعوا بر سر این است که هر کدام از این دو نیرو می خواهد سهم بیشتری از سیستم سرمایه داری ببرد و هیچ کدام هم نمی خواهد طرف مقابل را به طور کامل نابود کند بلکه یک نوع رابطه تنازع بقا بین شان برقرار است! اسلام سیاسی می خواهد نظم متعارف سرمایه داری را بر هم بزند تا به حیات خود در حاشیه آن ادامه دهد و سرمایه داری جهانی نیز می خواهد به آنان افسار بزند و مطیع خودش بکند و جلوی خواست های مترقیانه مردم از آنان استفاده سرکوب گرانه ببرد! آیا تاکنون از خود سوال کرده ایم که چرا امریکاو جهان سرمایه داری این همه حساسیت به دست یابی بمب اتم در قبال پاکستان و هند و اسرائیل به خرج نمی دهد؟ به نظر من اگر حتی نظام سیاسی حاکم بر ایران کوتاه بیاید و به خواست آنان تن دهد باز مشکل حل نمی شود. چون باید یک تعیین تکلیف جدی بکند یعنی خود را متعارف با سیستم سرمایه داری جهانی بکند! در نیتجه به نظر من سیاست های دولت آقای احمدی نژاد در کانتکس خودش بسیار درست تر( نه به معنا بهتر و سودمندتر برای مردم ایران) برای حفظ موقعیت حکومت ایران است تا سیاست های آقای خاتمی و هاشمی!این گزاره تا زمانی صحیح است که ایران نخواهد تبدیل به یک سیتم سرمایه داری متعارف بشود!
به نظر برخورد درست این است که ما ریشه های واقعی این بحران را بیابیم و بر اساس جایگاه اجتماعی و طبقاتی خودمان و منافع طبقه ی اجتماعی و گروهی از مردم که ما خود را نماینده ی آن می دانیم برخورد کنیم! این که تنها به ایرادگیری صوری و ظاهری بپردازیم دردی را دوا نمی کند! باید به این سوالات پاسخ دهیم که آیا می خواهیم همین وضع را حفظ کنیم؟ آیا می خواهیم در سرمایه داری جهانی حل شویم و البته آیا می خواهیم یک آلترناتیو انسانی تر و بر مبنای آزادی و برابری ایجاد کنیم؟ پاسخ به این سوال ها نزد هر کس بر اساس جایگاه طبقاتی خودش متفاوت است! با کمال احترامی که برای شما قائلم اما این برداشت شما را سطحی گرانه می بینم! شما ریشه ها را نقد نکرده اید!
در ضمن به نظر من درست نیست که در مورد مسائل انسانی مثل کشتار انسان ها در جنگ جهانی دوم و یا اعدام ( که به نظر من هر شکلش محکوم و درموردهر کس حتی صدام عملی غیر قابل توجیه است) برخوردی کاسب کارانه داشت و دیگران را به دلیل عدم استفاده کاسبکارانه ی درست از این وقایع محکوم کرد.
عبدی : البته همانطور که فرموده اید درک من در همین سطح است و بقول معروف به اندازه وسعمان تکلیف داریم .حتما از تحلیلهای ریشه ای تر دوستان استفاده خواهد شد.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۴:۲۸ قֽظֽ | Reply
نت وند :
آقای عبدی به باور من؛ طرح ساماندهی تیر خلاص به اینترنت و به خصوص وبلاگ نویسی است. مگر جز برخی وبلاگ های خاص؛ بقیه وبلاگ ها روزی چند تا بیننده دارند که نویسندگانش به خاطر آنها از سد فیلتر بگذرند و باز هم بنویسند؟ برای همین من فکر نمی کنم در آن شرایط دستها برای نوشتن بازتر شود!
نکته دیگر آن که می خواستم عرض کنم در پرتو شناختی که طی سالهای اخیر از مردم پیدا کرده ام؛ انقلاب بهمن 57 را دیگر قادر به تحلیل نیستم.شناخت من از مردم می گوید آنها به هیچ وجه و حتی تحت سخت ترین شرایط سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی حاضر به انجام دادن کاری برای تغییر وضعیت نیستند و یک قدرت تحمل لایزال پیدا کرده اند( و اتفاقا به همین دلیل معتقدم الان بهترین وقت است که دولت سوبسید دادن روی بنزین را خاتمه بخشد و علاوه بر صرفه جویی مالی؛ مشکل ترافیک و آلودگی را هم حل کند و خیالش هم راحت باشد که آب از آب تکان نمی خورد) با این حساب سوال من این است که همین مردم چگونه و چرا سال 57 انقلاب کردند؟ آیا از نظر جامعه شناختی تغییر و تحولی عظیم در احوال مردم رخ داده که از اساس مقایسه آن مردم و این مردم غلط است یا آن که دلایل دیگری موجود است که برای من مبهم است؟ به هر حال – اگر اشتباه می کنم؛ مرا تصحیح کنید – به نظر می رسد دست کم شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در سالهای 56-57 به خواست عامه مردم( که شکمی سیر می خواهند و آزادیهای اجتماعی فرهنگی) نزدیک تر بوده تا شرایطی که الان هست. تجربه ام نیز نشان می دهد که آزادی های سیاسی برای عامه مردم مطلقا دغدغه نیست و تنها خاص فعالان سیاسی و اهل نظر است. اینجاست که آن انقلاب برایم مبهم می شود و یا دست کم این سوال برایم پیش می آید که چرا واکنش مردم در حال حاضر متفاوت است؟ لطفا مشروح پاسخ دهید . سپاس گذارم.
عبدی : اگر فرصتی بود در سالگرد انقلاب چند مطلب را به این مساله اختصاص می دهم.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۷:۲۵ قֽظֽ | Reply
amir irani nejad :
Dear abdi:
I'm going to say something just for the laugh of it, back in the eighties I never liked you and now I read your articles everyday and I enjoy it all. Some nights ago I read Mr. Mosavian’s the former prime minister interview with one of the Iranian newspapers that was reviewed by the BBC Persian. He said and I quote, that important policies that concern the nation’s interests are made somewhere that is not at the president’s office but the president is part of it. And I remember not to long ago after the government’s transition when the leader said and acknowledged Dr. Rohani’s approach and performance towards the nuclear issues and called it a try from us towards the three European countries to find out about their sincerity regarding the issues. That try did not bear good fruits therefore we are taking a different approach. What I said are my understanding of what I read and not the quote on quote. I believe that we’ve to address ourselves towards that office where these people collectively make those kinds of decisions that is playing with ours present and the future. Why could not we become friends with the west and show them our commitments for what we are saying and what we want from this newly made energy. Let the world know about our goals and ideas regarding our nuclear needs and issue of the uranium enrichments (not the issue of helping the world to built their own nuclear plants). You said it very clearly and that is the path to democracy. When decisions come from the people and the government implements them. This way people of the world will know that we the people made the decisions and they have to face with the real people and if there is going to be a confrontations damn we’re up to it and they will know damn good that they are faced with a nation who is in control of their every day affairs and not the bunch of people in the office so called a committee.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۸:۱۴ قֽظֽ | Reply
فرزاد :
پاراگراف اول كمي از نظر دستوري بد نوشته شده است
متاسفانه مردم بعضي ازكشورهاي مسلمان( اندونزي مالزي و ...) به قو ل معروف شاخ تو جيب رئيس جمهور مي گذارند و به ايشان جسارت بيشتري مي بخشند ما هم بايد افتخار كنيم كه مثلا وقتي آقاي احمدي نژاد به اندونزي سفر مي كنند مورد استقبال مردم قرار مي گيرد ولي با بوش رفتار بدي مي كنند
نمي دانم در صورت وخامت اوضاع در ايرن اين مردمان حاضرند كمي به جاي ما هزينه بپردازند؟
سؤالي كه براي من مطرح است اينست كه آيا آقاي احمدي نژاد به علت رئيس جمهور بودن ( شخصيت حقوقي) يا به علت قدرت شخصي كه دارد انقدر در سياستهاي هسته اي تاثير گذار است ؟
فكر مي كنم دولت در عوامگرائی در مورد مسئله هسته اي بيشتر از بقيه موارد موفق بوده است خيلي از مردم كه حتي مخالف دولت هم بودند در اين زمينه با رئيس جمهور - حداقل قبل از تحريم-
موافق بودند. يكي از ار كان اصلي اين عوامگرائي تكيه بر اين مسئله بود كه بالا ترين دانش در ميان علوم مختلف ( مهندسي پزشكي علوم پايه و....) دانش هسته اي است يعني ما كه به اين فن آوري رسيديم به اين معني است كه به بالاترين سطح علمي رسيده ايم . معمولا عوام هم به اين مسئله اعتقاد دارند مثلا فكر مي كنند شخصي كه دانشجوي فيزيك هسته اي است از بقيه خيلي با سوادتر است
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۸:۵۸ قֽظֽ | Reply
صمد :
منظور شما از باز نگری در کلیت و مبانی سیاست هسته ای چیست ؟
عبدی : مساله بازنگری نسبت به مبانی سیاست خارجی و نیز داخلی است.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۲ قֽظֽ | Reply
حمید فرخنده :
با سلام
شما حتما می دانید که در عرف دیپلماتیک خود مطرح کردن یک موضوع و در اینجا موضوع خروج از NPT ، یعنی تاکید بر روی موضوع هرچند احتمال آن قبلا هم وجود داشته و یا "ممکن" بوده است. از سوی دیگر باقی ماندن ایران در NPT به معنای وجود نوعی کنترل بر فعالیت های اتمی ایران است که جامعه جهانی طبیعتا نمی خواهد این کنترل از دست برود. البته طبیعی است که تندروها مانند بوش و نو محافظه کاران و یا اسرائیل احتمالا از این خروج استقبال می کنند. این حرف نوعی مصرف داخلی نیز دارد. چون اگر تحریم ها بیشتر و بیشتر شود باقی بودن ایران در NPT به این معنی است که نمایندگانی از این مجمع که جزیی از سازمان ملل است هر از مدتی به ایران می آیند و تاسیسات ایران را کنترل می کنند و در عین حال خود شورای امنیت این سازمان با وجود عدم اعتماد خود به ایران را با قطعنامه تحریم نشان داده و بیشتر از آن شروع تنبیه ایران را نیز شروع کرده است. خوب در این حالت به نوعی ایران در و ضعیت مضحکی قرار می گیرد. به نظر من این اظهار نظرات مسئول شورای عالی امنیت ملی به نوعی قابل درک هست. هرچند به نظر من ماندن ایران در NPT باز استدلال جنگ طلبان را ضعیف می کند و به نفع کشور ماست.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۲:۱۶ بֽظֽ | Reply
پرویز :
از این روشن تر نمیشه حرف وحدیثی نمی ماند همه چیز را گفتید عجب نوشته ای ...
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۴:۴۵ بֽظֽ | Reply
مصطفی :
درود برشما
متن بغایت شفاف و گویا بود حرفی برای گفتن نیست مرحبا.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۴:۴۹ بֽظֽ | Reply
:
با سلام،
بعنوان یک کارشناس امور بین المللی باید بعرض برسانم که ایران وارد یک بازی شده است که روابط جاری در دنیا (بازی قدرتهای تاثیر گذار بر روابط بین الملل) را بزیر سئوال برده و خواهان بهم خوردن این نظم جاری است.
این یک ایده مهم و در عین حال بسیار از نظر تئوریک جالب است. طرح سئوال تا اینجا برای بسیاری از کشورها قابل فهم و درک بوده و هست، اما نکته مهم تر اینکه اجرای این کار به چه شیوه و روش باید باشد؟ در این جاست که بحث بسیاری می طلبد . ورود ایران به باشگاه اتمی از جمله مواردی است که برای بازیگران اصلی قابل قبول نبوده و ایران با هزار و یک استدلال می خواهد خود را محق آن بداند .مسلما این هزینه سنگینی داردو بخصوص که طریق مورد خواست بازیگران اصلی را نه قبول دارد و در نتیجه نه می پیماید . به عبارت ساده تر خلاف جریان آب شنا کردن بهائی دارد . اکنون این استراتژیست ها ایرانی هستند که بهای آنرا پیش بینی کرده که در واقع باید از کیسه مردم پرداخت کنند. پس این باید یک سئوال عمومی از همین مردم که نمایندگی ( ملت عظیم الشان) را به یدک می کشند داشته باشند که آیا خواهان پرداخت این بها هستند برای این ( افتخار ) یا نه؟ .
من نمی دانم که واقعا فرضا پس از بدست آوردن این استغنا از نظر فن آوری هسته ای ایا موفق شده ایم در این باشگاه بعنوان یک بازیگر تعیین کننده در روابط جهانی در آئیم یاخیر . بنده نسبت به مثبت بودن آن بسیار شک دارم. به دلایل متعدد. از مهم ترین آن ، تحول عصر کنونی از نظر ابزارهای تاثیر گذار برای سطح میزان بازیگری است. به عبارتی اگر کشوری تکنولوژی هسته ای داشته باشد اما برای نان شب دغدغه داشته باشد ، ویا دارای اقتصاد تک محصولی باشد این تعیین کننده در روابط بین المللی نمی تواند باشد . فقط یک حالت باقی می ماند و آن اینکه حالت حفظ وضع فعلی یا اصطلاحا statue quo را قدرتها خواهان آنند را بتوانیم برهم بزنیم و نه بیشتر . شاید عده ای در داخل به همین میزان راضی باشند و قطعا هم همین است. ولی باز هم تکرار می کنم که این هائی که ( شرعا) حقوق ملت را نمایندگی می کنند و شرعا برخی موارد را حرام و مخالف احکام می دانند باید با اطلاع کامل عموم این تصمیمات استراتژک را بگیرند. کما اینکه در بسیاری از کشورهای دیگر هم نسبت به مسائل حساس پرسش عمومی می کنند.
معتقدم اگر نیت واقعا چنین کاری را برای انجام امر به معرف دارند، یعنی جلوی مشتی قلدر جهانی بایستند و (حر ) باشند، باید طی یک نظر خواهی عمومی از ملت سئوال کنند که ایا می خواهند تا اخرش بایستند یا نه؟ چون فکر می کنم اگر عمل به وظیفه هم باشد باز طبق دستور اسلام و قران نباید بیش از حد توان از ملتی که توان محدودی دارد انتظار داشت. اصولا مگر همه هدایت و اصلاح بشر به گردن مردم ایران گذارده شده است که أنان باید چنین بهائی را بدهند؟. بهر حال بحث طولانی و پیچیده است امیدوارم در این مختصر توانسته باشم پیام ونظرم را رسانیده باشم.
حمید
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۵:۲۷ بֽظֽ | Reply
mehran :
مشکل فکر میکنم اینست ایرانیها فکر میکنند دیپلماسی یعنی مبهم حرف زدن و گفتن جمله های بی سروته و بی معنی!اگه اینجوری حرف بزنی خیلی سیاستمداری.وگرنه این آقا هم میدونه که جملش بی معنیه!
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۶:۰۶ بֽظֽ | Reply
Alireza :
Dear Mr. Abdi,
I know my question is not going to be DIRECTLY related to your topic. However, to me the key component of almost all current disputes including the Atomic Dispute can be seen in the light of the following relatively simple question:
Do you think there are relationship (if any) between the Theory of the Great Civilization Gates of Shah and the current unwritten policy the so-called The Summits of Knowledge
The reason I am asking is always Iranian leaders in almost ALL their formal speeches mention, “God willing Iran will reach GHOLEHA YE DANESH very soon”
Yours,
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۶:۱۲ بֽظֽ | Reply
تهمتن :
جناب عبدي
به نظر شما مسئولان (!) ما (كه البته خود را در برابر ما خيلي مسئول نمي دانند) واقعا داستان يكي بر سر شاخ بُن مي بريد، را متوجه نمی شوند؟!
يا اين كه ما خيلي سخت مي گيريم .
عبدی :شاید برخی فکر کنند که متولیان امر آدمهای با هوشی هستند و این جور مسائل را می فهمند.من با قسمت اول این گزاره مخالف نیستم.اما فهم این مسائل الزاما به هوش ربطی ندارد و شاید هوش شرط لازم باشد اما کافی نیست.ساختار بازی سیاست در ایران به گونه ای شده است که خیلی ها را با خود به ته دره می برد حتی اگر خیلی با هوش باشند.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۶:۱۶ بֽظֽ | Reply
كمالي :
جناب آقاي عبدي
با سلام و تشكر از تحليل عميق و موشكافانه جنابعالي مي خواهم دو سووال بپرسم :
1- آيا احتمال دارد آقايان در دقيقه نود تن به پذيرش شرايط قطعنامه 1737 بدهند ؟
2- دوستي مي گفت فقط يك حادثه بزرگ در داخل كشور مي تواند به بحران فعلي خاتمه دهد؟ چنين گزينه اي را با توجه به شرايط داخلي تا چه اندازه محتمل مي دانيد؟
متشكرم
عبدی: ایران تا وقتی مستاصل نشود نمی پذیرد.قبلا در این زمینه توضیح داده ام.به مطالب آرشیو هسته ای مراجعه شود. اما حادثه مورد انتظار که دیر یا زود خواهد آمد پدیده تورم است که اکنون از مسکن شروع شده است و با این تخت گازی که دولت در حال تزریق ریال و دلار به اقتصاد است بناچار عرصه های دیگر را هم تورم در خواهد نوردید اما مشکل دولت کنونی این است که اگر چنین تزریقی را انجام ندهد ممکن است زودتر از موعد با بحران مواجه شود.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۶:۲۴ بֽظֽ | Reply
بهزاد :
با سلام
تاريخ 28 ساله نظام حكومتي موجود در ايران نشانگر اين موضوع است كه خوشبختانه علی رغم وجود تصمیمات نا بخردانه آقايان محترم همواره در لحظه اي كه مخير به انتخاب بين بود و نبود ساختار سياسي موجود ميشوند همواره گزينه " بودن" به هر قيمتي را انتخاب نموده اند .در اين خصوص نيز مطمئنا در لحظه آخر يك عقب گرد كامل خواهند داشت .
فقط بد به حال اكثريت ملت ايران كه ميبايد از كيسه خود هزينه اين گونه رفتارها را بدهند.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۸:۱۲ بֽظֽ | Reply
Amir :
جناب عبدی به اين سخن آقای عسکر اولادی توجه کنيد
"عسگراولادي با اشاره به طرح بحث هولوكاست از سوي رييسجمهور، اظهار داشت: اين موضوع نيز كاملاً حسابشده مطرح شد و زماني بحث جدي شد كه عربستان سعي ميكرد مسلمانان را جمع كند تا با اسرائيل كنار بيايند. با طرح بحث هولوكاست تمامي اين قضايا به هم خورد. وي تاكيد كرد: در سياست خارجي هيچ چيز بدون مشورت انجام نميشود."
مشخص است که آقايان مصالح ملی اعراب وجهان اسلام را مقدم بر مصالح ايرانيان می دانند پس آیا می توان در قضيه هسته ای نيز تصور کرد که منافع ملت در نظر گرفته شود.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۹:۰۱ بֽظֽ | Reply
Karim :
جناب عبدی فرمودید بنده ریلکس !!هستم یا درست ترش بیخیال که مردم داخل ایران
چه میکشند و بنده خارج نشین بیخیال !؟ خیر قربان اگر بودم مانند صد ها هزار که بدون داخل شدن و ای میل زدن
بفعالانی مثل شما مشغول نانی دراوردن و بکنسرت های مختلف رفتن و دیگر هیچ ...اصلا ریلکس
نیستم که روزی نیست باین مسئله بغرنج فکر نکنم یک مثنوی در دل دارم ٬ اما شما چرا
از این دولت فعلی ( از خاتمی هم بنوعی ..)انتظار نرمش مقابل امریکا دارید !؟ البته
منظورم نرمش و سازش محافظه کاران با امریکا نبود ..بهترش اینکه نرمش تا نهایت انقلاب
مخملین و واگزاری حکومت بسکولار های موافق غرب ...خب انوقت دیگر غنی سازی و انرژی اتمی
و حماس و حزبالله در کار نیست حکومتی نظیر حسنی مبارک و خواجه عبدالله های اردنی و سعودی
و بقول کاندی رایس این نهایت ارامش و صلح در خاورمیانه است و البته بنده هم میدانم
این خواسته اکثر غربیهاست ول سوالم از شماست چرا شاه را برداشتید!؟
عبدی :بی تردید ایستادگی در برابر آنان که نظر دشمنی به این کشور و مردم دارند ویژگی بسیار پسندیده ای است اما اشکال من به این ایستادگی نیست که به بد ایستادگی یا ادای آن را درآوردن است.من یقین دارم که اگر در داخل کشور مردمسالاری نسبی و با ثباتی شکل بگیرد غرب حتی ایران هسته ای به معنای نظامی اش را هم می پذیرد(البته اگر چنین حکومتی اصل نظامی شدن هسته ای را بپذیرد) اما در غیاب چنین وضعی اگر در قضیه هسته ای عقب نشینی هم کنند دست از سرشان برداشته نخواهد شد.
آن تعریض هم شوخی بود جدی نگیرید.استدلال شما هم در داشتن حساسیت درست است به همین دلیل هم آن را شوخی نوشتم.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۹:۲۹ بֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
لطفا بفرمایید این نظر که می گویند چه تعلیق می کردیم چه نمی کردیم می خواستند ما را به این مرحله برسانند چقدر به واقع نزدیک است
مطلب بعدی اینکه این نظر را قبول دارید که صدور فتوا مبنی بر تحریم سلاح هسته ای بیش از آنکه وجهه دینی داشته باشد سیاسی است ؟ به نظر شما واقعا این فتوا قابل استناد در محافل بین المللی می باشد؟
عبدی : بله چه ایران تعلیق کند یا نه مشکلش حل نخواهد شد مشکل در ثبات و پایراری سیاسی آن است و من هم می فهمم که چرا تعلیق را نمی پذیرند اما هر دو راه نتائج منفی دارد راه ثالث گسترش دامنه مردمسالاری است که از این راه هم ابا دارند.فتوا هم اساسا مبنای قابل درکی ندارد و احتمالا مصرف سیاسی دارد.
۱۷ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۳۷ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
نويسنده محترم كامنت 29
جناب امير
در ادامهء نكته شما منهم بايد عرض كنم كه بخشي از اصلاح طلبان در بارهء مسائل فلسطين و دنياي اسلام و.... شبيه جناب عسكر اولادي, خبر دارند, تحليل كرده و تائيد مي نمايند! اما انرا در رسانه ها بيان نمي كنند !لذا بايد از جناب عسكراولادي بي نهايت سپاسگزار بود كه با افكار عمومي صادقانه سخن مي گويد
۱۸ دی ۱۳۸۵ ۱:۰۴ قֽظֽ | Reply
ali :
abdi aziz vagean ziba bayan kardid ,HARAOZ MATALEBETAN RA MIKHANAM , TAHLILE EMROZ KHILY KHILY JALEB BO PARVARDEGAR YAR VA YAVARETAN BAD
۱۸ دی ۱۳۸۵ ۱:۲۴ قֽظֽ | Reply
خسرو :
بعد از خواندن مطلب شما با خودم فكر كردم عبدي چه نوشته است اثلا چيزي هم نوشته است كه قابل بحث باشد. وقتي نظرات ديگران را خواندم ديدم پر بود از به به و چه چه به حضرت عبدي كه اي چه تحليل موشكا فانه اي واي چه تحليل عميقي و ......... در خودم و فهمم شك كردم گفتم نكند من خوب مقاله را نفهميده باشم دوباره ان را مرور كردم ولي هيچ چيز خاص يا جديدي يا حداقل نكتهه اي كه براي كسي واضح نباشد در ان نبود . باز هم يك سري اشكال گيري و در اخر هم اينكه بايد سياست عوض شود و در اخر هم از چگونگي سياست جديد ( خيالي ) اقاي عبدي خبري نيست اگر هم به ايشان بگويي كه اقا چرا را حل نمي دهي يا مي گويد در موقع لازم و يا مي گويد مطالب قبليم را بخوانيد كه خوشبختانه مطالب هسته اي ايشان را هم مرور كردم ولي.... تازه ايشان كه اين اشكال را از دكتر حجاريان گرفتند كه بايد مقاله جامع باشد و ارجاع به مقاله هاي ديگر ندهيد گمان نمي كنم خودشان هم حق ارجاع داشته باشند درضمن در صورت ارجاع هم چيز دندان گيري گير ادم نمي ايد . من باز هم فكر كردم و تمام شبم به همين فكر مي كردم كه اگاهي ما از رويدادهاي اطرافمان چقدر است چقدر سور رئال به مسائل نگاه مي كنيم و چقدر رئال؟ چقدر از روي مستندات و شواهد بديهي نظر مي دهيم و چقدر بر اساس شايعات و تخييلات؟ البته نبايد فراموش كرد كه خصلت ايراني جماعت بيشتر به خيال پردازي پهلو مي زند تا واقع پردازي كه اين امر ريشه اي تاريخي به قدمت خود انسان دارد . مسائل سياسي نيز معمولا به همان دو صورت رئال و سور رئال قابل بحث و تحليل است . و اقاي عبدي نيزدر تحليلهايشان از اين دو الگو و يا تركيبي از ان دو استفاده مي كنند . ولي گاهي اوقات مرز ان دو فراموش مي شود و حاصلش مي شود مقاله بي محتوا و برهنه اي به نام :ابعاد و ماهييت يك تهديد . كه بيشتر به عصبانييت پيرمردان سر صف نانوايي شبيه است كه مدام از گراني و بي عدالتي و.........حرف مي زنند و زمين و زمان را به هم مي ريزند . به نظر شما چرا اين پيرمردان اينقدر مي نالند و فحش و بد و بيراه نسار عاملان گراني ميكنند ؟ ( البته هر كس در ذهنش كسي را مقصر گراني مي داند و معمولا اجماع بر سر يك نفر يا يك گروه و جود ندارد ) ايا عاملي جز فشار اقتصادي و مالي بر انها وجود دارد؟ .
در جريان رمان سور رئال هسته اي هم همه ناراحتند و هيچ كس راضي نيست از سردبير پر نفوظ روزنامه xبگير( نوشتم xتا از سانسور راحتتان كنم) تا عباس عبدي . يكي زنگي زنگ و يكي رومي روم و بايد ديد اخر كلاي ملا به كه مي رسد ؟ چند سال پيش ابولحسن بني صدر سخنان جالبي گفت و ان هم اين بود كه هر دوي طرفين جناح هاي ايراني مسابقه بر سر رابطه با امريكا گذاشته اند و هر كدام مي خواهد خودش زودتر اين عروس زيبا را بربايد ( يك مثلث عشقي مثل فيلمهاي هندي)و اين و سط بايد هزينه هاي زيادي پرداخت شود . و ما هم داريم اين هزينه دادنها را درلبنان سوريه فلسطين و عراق و داخل كشو خودمان مي بينيم( بيخود نبودب زمانيبني صدر خودش را علامه دهر مي دانست ) و به نظر اين نزديكي اجتناب ناپذير مي رسد حتي اگر به قيمت مثلا جنگ داخلي در لبنان و عراق باشد . اقاي عبدي مي گويد بايد سياست ها تغيير كند كه چند سوال به وجود مي اورد كه از اقاي عبدي انها را مي پرسم ( اميدوارم در جواب ما را به مقالات ديگر كه يقيننا قبلا توسط اين جانب در همين سايت مرور شده اند شوت نفرمايند ):
1- ايا تا ابدبايد تعليق ماند؟( مدل اصلاح طلبان )
2- ايا بايد بلكل از انرژي..صرف نظر كرد؟ ( مدل افرادي مانند دكتر مرديها و براندازها)
3- چون مشكل غرب و جامعه جهاني با اثل نظام ايدئولوژيك ايران است ايا اين رويه رفتن پرونده به شوراي امنييت در صورت هر سياستي از طرف هر طيف سياسي اجتناب ناپذير نبود ؟.( بجز تعليق ابدي كه در بنداول امد )
4- به نظر شما ايا حكومت دلش درد مي كند براي خودش تحريم بتراشد و به دنبال تحريم نارضايتي داخلي بخرد و خود را دچار فقدان مشروعييت كند؟
5- چرا هيچ وقت شما و دوستانتان راهكاري علمي و عملي و نه خيالي ارائه نمي كنيد ؟ ايا اين جز فقر علمي شما و دوستانتان را نمي رساند؟ ( به دليل يك قهر از مشاركت نمي شود شما را خارج از دايره اصلاح طلبان دانست مگر اينكه مثل گنجي شده باشد كه اگر اين طور باشد امر مباركي است ).
6-منظور شما از تغيير سياستها چيست ؟ ايا در همين چهارچوب ايدئولوژيك نظام مي شود تغيير فاحشي در سياست ايجاد كرد. ودر صورت تغيير اصل نظام زير سوال نخواهد رفت و شخص حامكييت اثلا اين اجازه را مي دهد كه انكارش كنند و به هيچش بينگارند ؟ ( منظور از شخص حاكمييت ........ا)
نقدا همين سوالات كافي است اميدوارم لطف بفرماييد . جواب انها را بنويسيد.
عبدی : امیدوارم اصلا فکر نکنید که قصد سر دواندن و و یا خدای نکرده بی اعتنائی دارم اما قاطعانه عرض می کنم که مطالب قبلی را بخوانید جواب اکثر سوالها در آن است اما برای این که مساله قدری برای شما روشن شود عرض می کنم که مساله من بحران هسته ای نیست و این مشکل اصلی جامعه نیست مشکل در و ضعیت ساخت سیاسی است.
۱۸ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۰۸ قֽظֽ | Reply
ابراهیم :
برادر بزرگوار آقای عبدی
با سلام
ضرب المثل معروفی است که می گویند یک آدم خواب را می شود بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده نمی شود او را بیدار کرد.
متاسفانه دولتمردان و مسئولان کشور ما خود را به خواب زده اند و اینها هر گز بیدار نخواهند شد.دیشب در برنامه تلویزیون بعد از اخبار تفسیر سیاسی داشت که رئیس کمیسیون انرژی مجلس داشت با آب و تاب در خصوص قرار داد شرکت مالزیایی با ایران توضیح می داد.در قسمتی از حرفهایش ایشان عنوان کردند که بعد از صدور قطعنامه شرکتهای خارجی و اروپایی گروه گروه به ما مراجعه کرده اند و گفته اند که بیایید هرچه می خواهید ما به شما می دهیم و ...
بنده که خود یک کارشناس وزارت نفت هستم با استخوانم دروغهای اینچنینی را حس می کنم.ماههاست که شرکتهای خارجی ایران را رها کرده اند و هیچ طرحی را فاینانس نمی کنند و عسلویه تقریبا تعطیل است.تقریبا تمام طرحهایی که حتی قرارداد آنها نیز بسته شده بود به دلیل مسائل فاینانس معلق شده اند.
وقتی یک وکیل ملت(که وظیفه اصلیش دفاع از حقوق موکلانش است)اینگونه در خدمت حکومت شده و اینطور واقعیت را قلب می کند از حکومتیان چه انتظاری دارید؟
اصولا اینها را برای زدن همین حرفها به این مناصب گماشته اند .می توانم ادعا کنم که تقریبا تمام سخنان اینها بی هویت و بی محتوا است و تنها خودشان از این سخنان اقناع می شوند.تمام دنیا می داند که حرفهای اینها توخالی است.
من تنها می توانم اظهار تاسف کنم که مسئولین مملکت کسانی هستند که خود را به End بی خیالی زده اند و ظاهرا دیر یا زود کشتی را که خود نیز مسافر آن هستند غرق خواهند کرد.
اینها مصداق واقعی "هر گز نرود میخ آهنی در سنگ "هستند و هیچ نصیحتی راوقعی نمی نهند.
عبدی : وقتی سخنگوی رسمی وزارت خارجه علت اعتراض کشورهای عربی به اعدام صدام را این می گوید که آنان به دلیل عدم رسیدگی به دیگر جنایات صدام از جمله تحمیل جنگ تحمیلی این اعتراضها را کرده اند (خلاف واقعیت به این آشکاری) آنگاه از یک نماینده استصوابی چه انتظاری می توان داشت.یک نفر هم نبود از آن آقا بپرسد که پس چرا مجلس ختم برای او گذاشتند و علیه ایران شعار دادند؟
۱۸ دی ۱۳۸۵ ۳:۱۱ بֽظֽ | Reply
حمید :
فقط می خواستم تأکید کنم روی جوابی که آقای عبدی به دوست عزیز قبلی (آقای عبدالله بعیدی) دادند در مورد "گسترش دامنه مردمسالاری" بعنوان راه ثالث.
مسئله ی بسیار مهمی است که هر چه در موردش گفته شود کم گفته شده است. اینکه "گسترش دامنه مردمسالاری" در داخل ایران چگونه میتواند مشکلات سیاست خارجی ما را در خارج تخفیف بدهد و حتّی در مواردی حل بکند، مسئله ای است که بنظر من یک مقداری کار فرهنگی و تئوریک لازم دارد که شخصاً امیدوارم تحلیلگرانی مثل آقای عبدی که مبنای اصلی تحلیلها یشان جنبه های عملی سیاست و از همه مهمتر "منافع ملّی" است بیشتر در این مورد بگویند و بنویسند، به این امید که این طرز تفکّر به مرور ایّام و با قدرت تکرار، جا بیافتد و نهادینه بشود.
اهمّیّت این قضیه هم نه فقط در این جنبه است که برای حاکمیّت ایجاد مشروعیّت میکند (که به خودی خود دردی از مردم دوا نخواهد کرد!) بلکه بیشتر منظورم پیامدهای مشروعیت یک نظام (ولو بطور نسبی) در روابط خارجیش است. این، بنظر من، تنها سناریوی برد-برد در رابطه ی حاکمیّت با مردم است.
۱۸ دی ۱۳۸۵ ۳:۳۰ بֽظֽ | Reply
Karim :
جناب عبدی ..با پوزش باز بخاطر مصالح ملی باید سوال کنم چرا فکر
میکنید امریکا و بخشی از اروپا ( انگلیس بالاخص ) با تعلیق هم دست
از ایران بر نمیدارند !!؟ پس اینکه ان همه در باره اینسنتیو ها چانه
میزنند و کم و زیادش میکنند و ایران را میخواهند بجامعه ملل بازگردانند
و نه انزوا چیست !؟ مگر قذافی دمکراسی برای لیبی ببار نشاند !؟ یا
مصر و عربستان دمکراسی قابل قبول برای غربی ها دارند !؟ البته
در بغل تعلیق دو سه خواسته نا مکتوب هم برای ایران در خواست
میکنند مثل قبول صلح جاده !! و کمک کردن بان و نه بحماس و حزب الله
و خلاصه تر شناسایی اسراییل که اصلح همه مشکلات ایران با غربست
و ایا گردن نهادن رژیم بانها یعنی شیر بی یال و اشکم شدن رژیم است !؟ باز هم
با تشکر فراوان
عبدی : از نظر من حتی پذیرفتن شرطی که اساسا خوب هم باشد غلط است اصولا یک کشور مستقل نباید تحت اجبار به معنای عرفی آن(دستوری) شرطی را بپذیرد.اما چنین کشوری باید مقدمات لازم این استقامت را فراهم کند که اگر چنین کرد کشورهای دیگر هم دور فشار آوردن را خط می کشند.اعتراض من هم در ایران به آماده نکردن این مقدمات که مهمترین آن گسترش مردمسالاری است می باشد به قول معروف به آنان اعتراض می کنیم که با این ریش به تجریش نمی روند.
۱۸ دی ۱۳۸۵ ۵:۰۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
نمي دانم چرا نويسنده محترم كامنت شماره 33 مطلبش را با اينهمه غلط املائي نوشته است ؟
غلط درست
اثلا اصلا
بلكل بالكل
سوررئال سورئال
تخييلات تخيلات
نسار نثار
نفوظ نفوذ
اثل اصل
حاكمييت حاكميت
بينگارند ؟
۱۸ دی ۱۳۸۵ ۸:۴۵ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی
- فرموده اید " ایران تا مستاصل نشود (قطعنامه) را نمی پذیرد". ظریفی از دیرباز سیاست خارجی کشورمان در اینگونه موارد حساس را
چنین تعبیر کرده است: " سیاستمداران ما تا مصلحت نباشد نمی پذیرند و البته مصلحت هم هنگامی مصداق خواهد داشت که منفعتی در موضوع برای مملکت نمانده باشد"!. به نظرم قاعده مناسبی برای تصمیم های بزرگ سیاسی در ایران است. این قاعده را به خاطر داشته باشید! (قرارداد الجزایر ، قطعنامه 598 ، امضاء پروتکل الحاقی و ... از اینگونه موارد است)
- اجمالا عرض کنم که ظرف زمانی مارس 2007 تا ریاست جمهوری امریکا بعنوان دوره حیاتی این بحران باید مورد توجه باشد. یعنی جمهوری خواهان تا قبل از وداع با کاخ سفید با تکلیف مسئله را در حد غیرقابل بازگشتی روشن کرده باشند.
- معتقدم حداقل در مقطعی از در این دوره، امریکائی ها خروج ایران از NPT را حتی مثبت نیز ارزیابی خواهند نمود و احتمالا برای تحریک ایران در این جهت، اقدامات مشخصی انجام خواهند داد. شورای امنیت و قطعنامه های تند بعدی می تواند یکی از عرصه های تحریک آنها باشد.
۱۸ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۰۳ بֽظֽ | Reply
maysam :
manade hamishe ziba mokhtasar va shiva paidar bashid va be omide didar shoma dar seminarhaye kharej az keshvar
ba sepas
۱۹ دی ۱۳۸۵ ۰:۴۷ قֽظֽ | Reply
حمید :
جناب آقای عبدی
بنده در پاسخ با خواننده عزیزی که مطلب فوق را که فرستادم گیج گننده تلقی کرده بود ند ضمن تائید حرف ایشان بطور خلاصه اینگونه می نویسم که چون ایران بهر حال قصد دارد وارد عرصه بین المللی شده و بعنوان یک بازیگر اصلی در صحنه ظاهر شود این هزینه بالائی داشته و مسئله هسته ای نیز در این مقوله می گنجد ، و چون بهای چنین کار پرهزینه ای را باید ملت بپردازد ( که تاکنون هم چنین بوده) پس اگر صادقانه چنین استراتژی در جهت منافع مردم ایران و همه ضعفای عالم را دارند و اصطلاحا بر اساس دستورات دینی می خواهند چنین کنند ، همین پروژه اتمی شدن را از خود صاحبان اصلی یعنی مردم بپرسندو رفراندم بگذارند.
۱۹ دی ۱۳۸۵ ۱:۲۶ بֽظֽ | Reply
عبدالله :
اشتباه دولت نهم این است که خواستگاه رای خود را نشناخته . یعنی نمی داند مردم به شعارهای دزد بگیر و نام پنیر بخور و پول نفت بر سفره مردم بیاور رای دادند نه بحث انرژی هسته ای و نفی هولوکاست . اگر دولت خود را وقف همین شعارهای مردم پسند می کرد و بحث هسته ای را به کارشناسان می سپرد و برای مدتی هم بحث هوکاست را به تعویق می انداخت و اینقدر به قدسی بودن خود فکر نمی پرداخت حتما موفق بود . نمی دانیم این نان هوکاست را چه کسی در دامن ملت ما گذاشت . مردم فلسطین با تجلیل از صدام بیشترین دهن کجی را به ملت ما کردند . بنده تا به یاد دارم همواره دل سوز مردم فلسطین بودم و در قبال اعتراض اطرافیان به کمک دولت ایران به فلسطین مدافع عملکرد دولت بودم اما با این کارشان و حضور رسمی اعضای حماس در مراسم تجلیل از صدام دلم چرکین است . دولتی که نمی تواند یک گروه اسلامی را با میلیونها دلار ی که هزینه می کند وادار به حمایت از سیاست های خود کند چگونه می خواهد منجی جهانیان شود و یا دنیا را در مورد حمایت از فعالیت های هسته ای خود توجیه کند
۱۹ دی ۱۳۸۵ ۲:۰۱ بֽظֽ | Reply
رضا :
بنام خالق انديشه
با عرض تواضع ، پيشنهاد مي نمايد به منظور زدودن پيرايه هاي احتمالي و استمرار وزانت وب سايت، از گذاشتن معدود كامنت هاي خنثي ايكه حاصل ذوب احساس و شيفتگي سطحي نگراني كه با ثنا گويي افراطي، شآن و شوكت كارشناسانه شما را نشانه گرفته اند ،بپرهيزيد.
عبدی : در برخی از موارد خودم تغییراتی می دهم .شخصا هم ترجیح می دهم منتشر نشود اما ممکن است نویسنده کامنت برداشت خوبی نکند.با این حال از این پس در انتشار آنها خست بیشتری به خرج داده می شود.
۱۹ دی ۱۳۸۵ ۳:۴۷ بֽظֽ | Reply
:
جواب اقاي محمد حسين : اقا شما زياد گير ندهيد من از بچگي املايم ضعيف بوده اثلا فكر نكنيد به خاطر سرعت تايپ امكان اشتباه وجود داردچون اين امر غير ممكن است
۲۰ دی ۱۳۸۵ ۱:۱۸ قֽظֽ | Reply
امیرحسین :
به نظر من این مطلب جزء صریح ترین و بهترین مطالب شما تا به حال بود.البته فکر می کنم حکومت و به ویژه دولت فعلی بیش از همیشه با سوق دادن توجه مردم به دشمن خارجی سعی در توجیه ناکارآمدی خود دارد.پس چندان هم مسیر طی شده برای آنها نامطلوب نیست.
۲۰ دی ۱۳۸۵ ۲:۰۷ بֽظֽ | Reply
هادي :
جناب عبدي
هوش با عقل و عقلانيت فرق دارد. ايراني ها باهوش اما كم عقل اند!
عبدی : فارغ از تعارف این کلمات می توان گفت عقل مورد نظر شما یک ویژگی اجتماعی است که در نظامهای بسته کمتر به رشد و شکوفائی می رسد.این ادعا دلائل جامعه شناسانه دارد.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۲:۳۴ قֽظֽ | Reply
ali :
درود بر آقاي عبدي
سه سال پيش در سر كلاس درس به مباحث هسته اي پرداختم وتاوانش را دادم كه آقاي مزروعي به دادم رسيد .
نظرم اين بود وهست كه نهايتا همان راه عراق وصدام را درپيش رو داريم كه خدا به خير بگذراند.
نظر شما در يك كلام چيست؟
با تشكر علي
عبدی : در یک کلام تحلیل های قبلی هسته ای مرا در همین سایت بخوانید.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۶:۱۰ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/385