آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲۰ دی ۱۳۸۵

«عدالت» در اغما

1ـ يكي از مهم‌ترين شاخص‌هاي اقتصادي تورم است، كه مردم نسبت به افزايش اين شاخص حساس هستند. اما نكته‌اي كه كمتر به آن توجه مي‌شود معناي اين شاخص است. تورم شامل افزايش قيمت كالاهاي مصرفي مي‌شود، و لذا قيمت كالاهاي سرمايه‌اي در آن منظور نمي‌گردد، مثلاً اگر قيمت خودرو دو برابر هم شود هيچ تأثيري بر شاخص تورم ندارد، مگر آن كه اين افزايش قيمت سبب افزايش هزينه حمل و نقل شود كه در اين صورت در شاخص تورم تاثیر خواهد گذاشت. هم‌چنين افزايش قيمت مسكن در محاسبه تورم جايي ندارد، اما افزايش اجاره مسكن در شاخص تورم حساب مي‌شود. البته، افزايش قيمت اين دو (مسكن و اجاره مسكن) به يكديگر ارتباط دارد، اما اين ارتباط معمولاً با فاصله زماني است.
اين واقعيت آماري براي مردم به درستي اهميتي ندارد، آنان نمي‌پذيرند كه تورم 11 درصد اعلام شود اما قيمت مسكن بيش از 50 درصد افزايش يابد. چرا؟
2ـ در بسياري از جوامع و بويژه ايران داشتن مسكن اهميت كليدي در زندگي فرد و خانواده دارد. در ايران حدود 25 درصد افراد فاقد مسكن بوده و عموماً به صورت اجاره‌اي زندگي مي‌كنند، و اين رقم در شهرها نسبتاً بيشتر و تا حدود 35 درصد هم مي‌رسد. افراد اجاره‌نشين معمولاً از طبقات پايين يا جوان جامعه هستند. از طبقات پايين هستند، چرا كه هيچگاه نتوانسته‌اند سرمايه كافي براي خريد مسكن جمع كنند. و از افراد جوان هستند، چرا كه در ابتداي زندگي اقتصادي خود هستند، از سوي ديگر تقاضا براي مسكن بزرگتر و بهتر، هم هميشه وجود داشته، يعني افرادي كه مسكن محقرتري دارند، مي‌كوشند كه مسكن بهتري خريداري كنند، و اينها هم جزو طبقات كم درآمد هستند.
داشتن مسكن شرط امنيت و ثبات اقتصادي خانوار نيز محسوب مي‌شود و موجب آرامش خيال مي‏گردد. زيرا افرادي كه درآمد ثابتي دارند و اجاره‌نشين هستند، هر آن خود را با احتمال افزايش شديد در اجاره مسكن مواجه مي‌دانند، و اجاره مسكن هم به گونه‌اي است كه نمي‌توان آن را با كالاي ديگري جايگزين كرد يا از مصرف آن چشم پوشيد. مگر آن كه به مسکن كوچكتر و ارزانتري مراجعه كرد كه اين نيز مشكلات خاص خود را دارد. مسكن مثل گوشت نيست كه اگر گران شد، بتوان مصرف آن را موقتا یا مستمرا كم كرد و حتي نخورد.
3ـ طي چند ماه گذشته قيمت مسكن (چون اطلاعي از قيمت مسكن در جاهاي ديگر ندارم در تهران را مي‌گويم ولي به طور عادي در همه مناطق كمابيش با فاصله‌اي چنين خواهد بود.) ميان 40 تا 60 درصد افزايش يافته است. به عنوان مثال در محل مسكوني من كه منطقه مياني شهر تهران است، قيمت آپارتمان قديمي‌ساز كه در اواخر تابستان متري حدود هفت صد هزار تومان بود، الان به سختي مي‌توان آن را متري يك ميليون تومان خريد. ضمن اينكه اين قيمت هنوز به نقطه پايداري خود نرسيده و به روايت دست‌اندركاران بازار مسكن این بازار كماكان در حال التهاب است.
معناي چنين واقعه‌اي براي مردم چيست؟ گرچه اين افزايش قيمت در شاخص تورم منظور نمي‌شود ولي چگونه گريبان مردم را مي‌گيرد؟ روشن است كه مردم فقير و خانواده‌هاي جوان كه قصد خريد واحد مسكوني داشته‌اند، و سرمايه‌هاي خود را جمع كرده بودند يا قصد چنين كاري را داشتند، بايد از خير چنين هدفي بگذرند، چون اگر فرض كنيم حداقل قيمت واحد مسكوني كه مي‌توانستند بخرند به قيمت 20 ميليون تومان باشد (توجه كنيد اين رقم خيلي كم است.) اكنون بايد آن را با قيمت 30 ميليون تومان بخرند، و البته فشار اين مبلغ اخير بيش از افزايش قیمت 10 ميليون تومان است. زيرا اين افراد مي‌كوشند كه با 10 تا 15 ميليون تومان وام و قرض‌الحسنه و... و با داشتن 5 تا 10 ميليون نقد، خانه‌اي را به قيمت 20 ميليون بخرند، اما اكنون مي‌بايست 15 تا 20 ميليون تومان را حداقل به صورت نقد داشته باشند، چرا كه امكان افزايش اخذ وام چندان متصور نيست، و از اين رو قيد خريد مسكن را مي‌زنند.
از سوي ديگر افرادي هم كه مسكن دارند و از طبقات پايين هستند، اگر تاكنون قصد تبديل به احسن آن را داشته‌اند از اكنون بايد قيد اين كار را بزنند، زيرا با افزايش قيمت مذكور، اگرچه واحد مسكوني آنان هم گران شده، اما تفاوت تبديل به احسن بيش از پيش شده است.
4ـ دولت مهرورز و عدالت‌جو، با توزيع كوپن عدالت به مردم فقير، تا چه حد مي‌تواند اين شكاف را پر كند؟ افزايش قيمت كالاي سرمايه‌اي گرچه در شاخص تورم محسوب نمي‌شود، اما تأثير بسيار مخرب‌تري بر نابرابري اقتصادي دارد،(چون در جامعه ای که سهم ثروت در ارزش افزوده بیشتر از سهم نیروی کار باشد این امر موجب افزایش نابرابری طبقاتی می شود) و حتي با توزيع پول ميان مردم نمي‌توان آن را حل كرد، كه بعضاً هم بدتر مي‌كند. اگر سياست عدالت‌گستري با وعدهِ، دادن وام‌هاي 10 ميليوني به طبقات فقير مي‌خواست آنان را صاحب مسكن كند، وعده‌يي كه حداقل 2 ميليون نفر متقاضي داشت و در بهترين حالت به 30 هزار نفر (5/1 درصد) آنان وام مي‌رسد، امروز بايد بداند كه با آن 10 ميليون هم گره كور مسكن براي فقرا باز نخواهد شد، خوب است خاطره‌اي را بنويسم.
وقتي كه در مطبوعات كشور با تبليغات فراوان فرم مخصوص تقاضاي وام ده ميليونی را در سطح وسيع منتشر كردند، زن يك خانوار فقيري كه از گذشته با ما آشنا بود و اكنون در شهرك‌هاي اطراف شهريار زندگي مي‌كنند، به منزل ما آمد و يك فرم در دستش بود و خواهان آن بود كه برايش به نحو درستي پر كنم بلكه از اين وضع بي‌مسكني به درآيد. من يك باره جا خوردم كه چگونه اين افراد تا اين حد زود باورند و اين راه طولاني را طي كرده‌اند براي چنين كاري؟ با تأسف به همسرم گفتم فرم را برايش پر كند ولي يك جور هم به او بفهماند كه خود را اميدوار به چنين دروغ‌هايي نكند. دروغ‌هايي كه در بهترين حالت از موضع غير مسئولانه و براي به بازي گرفتن احساسات افراد فقير و كم درآمد جامعه (كه عموماً هم نوعي احساس صداقت و سادگي نسبت به مسئولين دارند.) گفته مي‌شود و هنگامي كه اعتماد يك ملت را خدشه‌دار كردند بايد بنشينند و عزا بگيرند كه چرا مردم به مسئولين اعتماد و اعتقادي ندارند. ظاهراً دولت فعلي در يك راه با سلف خود همراه است و آن چوب حراج زدن به سرمايه اجتماعي و اعتماد مردم است.
5ـ چرا چنين وضعي براي مسكن پيش آمد؟ پاسخ روشن و علمي آن، كه ظاهراً متوليان امر كه كليد خزانه كشور را در دستان خود دارند، از اين پاسخ دلخوشي ندارند، افزايش نقدينگي است. وقتي كه پولِ فراوان به جامعه تزريق شود، و كار دولت توزيع پول باشد، نتيجه‌اي بهتر از اين عايد نخواهد شد. چنين پولي به بازار بورس وارد نمي‌شود، ارز هم فعلاً به اندازه كافي عرضه مي‌شود و احتمال سود آوری آن کم است و به همین دلیل طلا هم در کنترل است، خودرو هم به دليل عرضه مطلوب كشش ندارد، پس طبيعي است كه به تنها كالاي سرمايه‌اي كه بازار عظيم‌تري دارد، يعني مسكن وارد شود. اقتصادي كه طي يك سال بودجه جاري آن از 23 هزار ميليارد ريال به 38 هزار ميليارد ریال (65 درصد) برسد، چه نتيجه‌اي جز اين را بايد انتظار بكشد؟ و عجیب است که مسئولین مجلس می گویند تورم از کنترل خارج شده! مثل کسی که تیری را چله کمان رها کند بعد ودر حالی که به سوی هدف می رود بگوید مسیر آن در دست و کنترل من نیست!!
پاسخ قابل فهم‌تر آن را نيز از قول يكي از دست‌اندركاران ساخت و ساز مسكن نقل مي‌كنم. هفته قبل يكي از بساز و بفروش‌هاي محل خود را برحسب اتفاق ديدم، بلافاصله پرسيدم كه وضع مسكن چرا اين طور شده، توضيح داد كه در حال حاضر سه واحد ساختمان در دست احداث دارم، و طي اين سال‌ها تا كنون با اين وضع مواجه نشده بودم كه هر روز چند نفر مراجعه مي‌كنند و تقاضاي پيش خريد كل ساختمان را دارند، و من كه با اين كار آشنا هستم مي‌دانم كه اينها آدم‌هاي جديدي هستند و به قول معروف به قيافه‌شان نمي‌خورد كه پولدار باشند، آنها عموماً افرادي هستند كه وام‌هاي كلاني از اين طرف و آن طرف به دستشان رسيده است و سر از خريد مسكن در آورده‌اند.
خوب طبيعي است كه وام‌هايي كه به اسم توليد و اشتغال و با بهره‌هاي كوچك و بي‌حساب و به افراد غير مولد داده و به بازار تزریق شود، عقلاني‌ترین كار آن است كه وارد خريد مسكن شود كه در مدت كم با افزايش قيمت آن سود قابل ملاحظه و مطمئن نصيب فرد كند، و طبيعي است كه با پول‌هاي به دست آمده از اين سود مي‌توان تشييع جنازه مفصلي براي «عدالت» راه انداخت و حتي با پاي پياده آن را تا بهشت‌زهرا مشايعت و با سلام و صلوات در قطعه مناسب به خاك سپرد.
در مملكتي كه علم اقتصاد از سوي متوليان اقتصادش مسخره شود، و مجلس آن هم در گير ساعت كار بانك‌ها باشد و اصولاً توجهي به ورود و خرج منابع پولي اين نهاد مهم نداشته باشد، چيزي بهتر از اين واقعه رخ نخواهد داد. در جامعه‌اي كه كلمات و مفاهيم چنان شناور شوند كه بازسازي هسته‌هاي گزينش براساس اصل مهرورزي صورت گيرد، طبعاً اين اقدامات و نتايج هم شايسته اطلاق عنوان عدالت‌گستري خواهد بود.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

:

- به "اعتماد مردم" بعنوان سرمایه اجتماعی اشاره نموده اید. معتقدم این مفهوم عمتق ترین مفهومی است که بعنوان یک ضایعه ملی طی سال های اخیر باید مورد تحلیل قرار گیرد.
- ضمنا موضوع گزینش فقط از زاویه مهرورزی مورد توجه نبوده بلکه یکی از مسئولین گزینش در سمینار اخیر فرموده بود بیش از 100 آیه در قرآن در مورد گزینش وجود دارد!!!!؟
- یکی از اقتصاددانان اخیرا گفته بود منتظر موج سهمگین تورم در اسفند و بهار آینده باشید!

عبدی : به تصور من موج تورم حد اکثر تا پایان سال آینده خواهد آمد.

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۵:۲۲ بֽظֽ | Reply

حسین :

با سلام
از جنابعالی به خاطر احترام به کامنت ها و نظرات دیگران تشکر می کنم.

آقای عبدی!
وضعیت جامعه ی ما امروزه طوری شده که هیچکس ( درصد بسیار پایینی) از مردم تمایلی برای حتی شنیدن یک تحلیل هرچند کوتاه سیاسی ندارد ، انفعالی که از بعد سیاسی در مردم می بینیم را نمی دانم با کدام دوره ی تاریخی می توان مقایسه کرد اما درد نان و معیشت امروزه مردم را چنان از کلماتی همچون سیاست، مبارزه، اصلاح، آزادی، دموکراسی، رسانه و... متنفر کرده که هیچکس برای کسی که می خواهد مردم را از بعد سیاسی آگاه کند تره هم خورد نمی کند...مشکل کجاست؟ از آن مهم تر وظیفه ی ما چیست؟ بنده مطلب " چه نباید کرد؟ " را نیز مطالعه کرده ام اما مخاطب شما در آن مطلب بیشتر و یا کاملا نیروهای سیاسی و یا احزاب و شخصیت های سیاسی است و نه اقشار دیگری همچون دانشجویان و یا معلمان.
آیا باید مردم را به حال خود رها کنیم و بالا بردن سطح آگاهی را تعطیل؟ چه کنیم که حداقل برای شنیدن حرفمان 3 نفر ارزش قائل شوند؟ ( توده ی مردم را عرض می کنم) نقش دانشجویان چیست؟ دانشجو که دغدغه ی ورود به قدرت را ندارد که به دنبال اجماع نیروهای سیاسی باشد و اصولا همچین نقشی را نمی توان برای او قائل شد.
یک معلم و یا یک دانشجویی که دغدغه دارد اما اوضاع کنونی جامعه ارزشی برای تلاش او قائل نیست باید چکار کند؟ آیا باید سکوت کند؟ یا می توان نقشی برای او و رویه ی مناسبی برای او تعریف کرد؟
اصولا یک دانشجو چگونه می تواند در این تز استقلال مالی ملت از حاکمیت کمک کند؟
با تشکر.

عبدی : وظیفه یک عنصر سیاسی رهنمود دادن برای اجرای مردم نیست بلکه حرکت دادن آنها وظیفه مقدماتی اوست در این راه هم باید مطابق با نیازهای آنان برنامه ارائه دهد.برنامه باید برای مردم معرف بهبود معیشت آنان باشد و غم نان داشتن بهترین زمینه برای فعالیت سیاسی است.و از همین روست که معتقدم مساله نفت را باید محور اصلاح ساختار نمود.

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۶:۳۳ بֽظֽ | Reply

نوري :

آيا عدالتي مد نظر بوده است كه اكنون به اغما برود؟ اصلا سالبه به انتفاء موضوع است. مانند اين كه گفته مي‌شود ايران آزادترين و دموكرات‌ترين كشور دنيا است؟! به كلمه‌اي كه از سر مصلحت و هزار ترفندي كه وجود دارد، بر زبان رانده شود، نمي‌توان عنوان عقيده و اصل محوري رفتار گذارد. دروغي گفته‌ايم و اكنون در پي كار خود هستيم. وجود نداشته كه به اغما برود! از سوي ديگر، سوق دادن كشور به بحران‌هاي خارجي مي‌تواند براي فرار از بحران‌هاي داخلي باشد. وقتي اين بحران‌ها كمي فروكش كند، ايراني به خود و وضعيت خود مي‌انديشد. پس نبايد به او چنين فرصتي داد و او را در ترس و سايه‌ي وهمناك دیگران نگاه داشت. احتمالا در سال آينده شكست برنامه‌ها به امپرياليسم امريكا حواله داده مي‌شود

عبدی : کاملا درست است.عدالتی نبوده که به اغماء برود. من در بحث شناور شدن کلمات در 4سال دوم اصلاحات این مساله را مفصل شرح داده ام که ظلم به کلمات در این دوره موجب بروز این اوضاع شد.اما در هر حال ای یادداشت در نقد ادعای طرف مقابل است.

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۷:۵۶ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

مهمتر اين است كه اقاي احمدي نژاد در حوزهء اقتصاد طرفش را نشناخته است!گمان مي كند كه تشكيلاتهاي پنهان در اقتصاد ايران نجابت و شرافت اصلاح طلبان را دارند كه هزاران نفر از مديران و كارشناسان ومتخصصين ارشد انرا از بدنه دولت با روش هاي خاص خودش(خود اقاي رئيس جمهور) بيرون انداخت و جيك كسي هم در نيامد!نخير, برادر احمدي نژاد ! اين اقتصاديون محترم و بعضا" نا محترم در مملكتي كه قبل از عدالت تشييع جنازهء با شكوهي از "اخلاق" برگزار شده است و ختم و سال ان هم با شكوهتر انجام شد !در اين وانفسا سر گردنه بگيراني هستند كه تاريخ نظير ندارد!وچنان دولت محترم و سياستهاي اقتصادي اش را به بازي خواهند گرفت اقاي بوش و توني بلر در ان حيران بمانند.

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۸:۲۰ بֽظֽ | Reply

حميد :

با سلام
يك نكته هم اين است كه حتي با فرض وجود صداقت در كسانيكه شعار هاي آنچناني را سر مي داده اند بايد معترف باشند كه محل اعمال قانون را درك نكرده اند. آنچه در مقياس شخصي ممكن است با نصيحت و تهديد و .... قابل وصول باشد ممكن است در ابعاد اجتماعي و ظبيعي اينگونه نباشد. بعنوان مثال هم در انگليس و هم در هلند انديشمندان با مواد مخدر مخالف هستند اما در هلند حشيش آزاد و در انگليس ممنوع بود. با بررسي آماري مسئولين در انگليس مشاهده كردند كه ممنوعيت آن نتوانسته از ضريب نفوذ و مصرف بكاهد چرا كه همان ممنوعيت بر سود زايي قاچاق افزوده است در حاليكه در هلند با آزاد بودن و اخذ ماليات تا حد قابل ملاحظه اي از سود آوري تجارت آن و در نتيجه افزايش عرضه وبه تبع آن ميزان مصرف كاسته شده است.
حتي اگر عدالت را سر لوحه قرار مي دهيم بايد بدانيم با يك سيستم طرف هستيم و نه يك آدم كه مثلا با نصيحت و يا قانون بتوان مانند موارد سياسي او را به كاري واداشت و يا از عرصه اي خارج ساخت. در ابعاد كلان جامعه با پول بيش از هر چيز با قانون عرضه و تقاضا سر و كار دارد. با بسته شدن مسير هاي ديگر بناچار پول ها به سوي مسكن راه افتاده و در نتيجه وام ده ميليوني كه با هدف كمك به تامين مسكن اقشار ضعيف تعبيه شده بود به شكل بزرگترين بليه براي خانه دار شدن آنها در آمده است.

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۹:۰۸ بֽظֽ | Reply

خدیو :

سلام آقای عبدی!با تشکر از مطالب خوب شما.آیا امکان دارد این موضوع شناور شدن مدلول و مفهوم واژه ها و کلمات را که قبلا هم به آن اشاره کرده اید،به صورت تخصصی و از نگاه زبان شناختی و جامعه شناختی هم بررسی کنید؟


عبدی :برای آشنائی با موضوع می توان به مقاله بسیار جالب زیر مراجعه کنید:
ـ شفيعي كدكني، محمدرضا، شناور شدن زبان و ارتباط آن با رشد خودكامگي.ـ تهران: اطلاعات سياسي اقتصادي، شماره 207 و 208، آذر و دي 1383، صص 62-46.

در مورد خاص اصلاحات هم در نقد آن توضیح خواهم داد

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۹:۴۱ بֽظֽ | Reply

Karim :

اقای عبدی ...اشکالم بشما نیست که این سایت را خودت بتنهایی اداره میکنی و فکر شما
هم با نوشته این و ان کوچکترین تغیری نمیکند اما وقتی از روزنامه اعتماد ملی !!؟ و کیهان
شریعتمداری و یا اطلاعات و همشهری و.../ که کارکنانی بیش از صد و هزار دارند چرا
مثل پراودا و اومانیته یکساز و نه بیشتر انهم با خط سر دبیرش باید بنوازند ....حتما نیو یورک
تایمز را خوانده اید یا دیلی تلگراف لندن اولی لیبرال و دومی محافظه کار اما هر دو مثل
نود در صد دیگر مطبوعاتشان حتما مقداری فضا برای کل خط مشی رسانه قائلند اگر نکنند
با جامعه چند صداییشان نمیخواند ...ایا در اعتماد ملی !!کسی توانایی دفاع از کار کرد احمدی نژاد را دارد !؟ حتما نه
یا بالعکس در کیهان یا جمهوری اسلامی ...فکر نمیکنید اگر هر سردبیری این را لحاظ کند
یک قدم مثبت بطرف دمکراسی مورد درخواست شما و همه بر داشته نمی شود !؟ در نیو یورک
تایمز لیبرال و مخالف بوش و جنگ عراق محافظه کار هایی مثل ویلیام سافایر و بروکز
ستون نویسی میکنند که نو محافظه کاران بد نام !!شده بگرد پای انها و شهرتشان نمیرسند٬ افکار
من با احمدی نژاد نمیخورد و قادر نیستماز کارها و عقایدش دفاع کنم اما در بین کامنتگزاران هم کسی را ندیده ام که از احمدی نژاد دفاعی کرده
باشد اینکه دو طرف قضیه بطور مساوی حکایتشان را عنوان کنند و قضاوت و یا پرسش را
بعده مردم بسیار نیکوست و در غرب رایج ولی بدبختانه در ایران نه تنها مستبدها بلکه
ازادی خواهان ما هم بطریق انها عمل میکنند باسم ازادی و دمکراسی!! جناب عبدی از شریعتمداری
و سلیمی نمین و الله کرم و ده نمکی انتظار نمیرود اما از پیروان حقوق بشر ( گیرم غربی )و ازادی
و دمکراسی شایسته است انها حتما از مخالفان قلمی اشان در روزنامه اشان مطلب بنویسند
و در جدال انها مردم و خواننده هایشان اگاه تر و نرمخو تر شوند. با تشکر

عبدی : خیلی ساده شما می توانید کامنتی در دفاع از سیاستهای موجود بنویسید (به هر نامی که خواستید ) اگر منتشر نمی شد آن وقت اعتراض کنید.من که نمی توانم خودم کامنت بنویسم.

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۱ بֽظֽ | Reply

رضا :

آن چنان این دولت همه ی حوزه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و ... را در هم ریخته که به هر سو می نگریم با تحلیل های اینچنینی مواجه می شویم و ظاهرا راهکاری برای تغییر سریع هم وجود ندارد. زمانی به شوخی می گفتیم رایحه همه جا را گرفته ولی اکنون واقعا این رایحه تنفس را با مشکل مواجه کرده است.

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۵ بֽظֽ | Reply

علی :

سلام
حتما در مورد وام به بنگاه های زود بازده شنیده اید. این وام توسط وزارت کار داده میشود و حداقل حدود 200 میلیون تومان میباشد.به گفته وزیر کار در 6 ماهه اول امسال 2000 میلیارد تومان از این وام داده شده است.اما این سوال برای من پیش آمده که دولت چگونه میخواهد این وام را از بنگاه های زود بازده!! پس بگیرد؟ و دیگر اینکه خیل جمعیت جویای کار(که این پول صرف اشتغال آنها نشده) چه خواهند کرد؟آیا در ادارات دولتی استخدام میشوند؟

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۷ بֽظֽ | Reply

محمد رضا شوق الشعرا :

سلام
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت نبندید
توفان و زلزله و تاریکی، در راهست!
احمدی نژاد، بخاطر خوشایند مردم تشنه ای، که در یک حرکت احساسی، او را به ریاست جمهوری برگزیدند، مدام ازعدالت، سخن می گوید! و اما! با وجود مدیرانی که بدون توجه به تجربه و سابقه، و نگاه به عدالت و خواست مردم، از درون یک دایره تنگ و کوچک و بسته، گزینش و انتخاب کرده و پست های حساس و مسئولیت های سنگین را به آنان سپرده است، چگونه می خواهد و می تواند که به نیازهای مردم پاسخ داده، و عدالت را اجرا نماید؟!
در بیست و چهار سفر استانی و در دیدار با مردم شهرستانهای مختلف ایران، جایی نبوده است که رئیس جمهور، با شور و علاقه و فریاد، برای مردم محروم و تشنه عدالت، از انرژی هسته ای و عدالت و مبارزه با فساد و رانت نگوید، و اما نشانه ای ازعدالتی که مدام رئیس جمهور از آن سخن می گوید کو؟! فقیرتر شدن فقیران و ثروتمندتر شدن ثروتمندان، عدالت است؟!
رئیس جمهور، در جمع مردم استانها، بدون بردن نام و دادن نشانی، مدام از حقیقت تلخ و مقاومتی که در برابر اجرای عدالت می شود سخن می گوید؛ و با ادبیاتی قابل فهم و درک توده، و در میان تائید و تشویق مردم، مخالفان عدالت و زراندوزان و گردن کلفت ها را تهدید می کند، و گرانی و کاستی ها را به حساب گذشتگان می گذارد و می رود؛ و اما! به عملکرد اطرافیان و استانداران و مدیران خود نگاه نمی کند، که تلاشی برای اجرای عدالت و مبارزه با فساد و رانت انجام نداده اند.
ادامه در فریاد در شب

۲۰ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۵۹ بֽظֽ | Reply

حمید :

با سلام خدمت جناب عبدی،

طبق معمول موضوع بسیار مهمی را مورد بحث قرار دادید. وضع اقتصادی مملکت قظعاً بدتر خواهد شد و این مسئله ایست که قابل پیش بینی (و پیشگیری) بود.

مقاله آقای سیف را در مورد این قضیه و بیماری هلندی اینجا بخوانید:

niaak1.blogspot.com/2006/02/blog-post.html

فکر میکنم که باید یک مقداری در مورد مسئولیت مجلس در این قضیه بیشتر صحبت کرد. درست است که دولت مسئول اصلی وضعیّت فعلی است امّا مجلس هم چندان فعّال و مسئولانه با قضیه برخورد نکرده است.

عبدی : به نظر من مجلس مسئولیت کمتری از دولت در بحران کنونی ندارو.



۲۱ دی ۱۳۸۵ ۰:۱۱ قֽظֽ | Reply

رضا مهدوی هزاوه :

هنوز در جامعه ای زندگی می کنیم که نگرش قطبی و مطلق گرایی و "شاه سایه ی خداست" حاکمیت دارد.اگر محمد علی شاه گفته مردم گوسفندند ایا ارمان خود را بیان کرده و یا ایشان همان حرفی را زده که در کتب ادبیات کهن ما نمود دارد؟به عبارتی به نظر من شاه مذکور از تفکر حاکم بر جامعه فقط سو استفاده کرده. به فرض که روشنگری های شما و ...جواب بدهد در ان صورت تکلیف ما نسبت به ناخود اگاه جمعی و علائق گروهی مان چه می شود؟به اپوزیسیون نگاه کنید انها هم به دنبال یک منجی و پرچم هستند.یعنی استقلال شخصیتی هنوز وجود ندارد. شما ناامید نیستید؟

عبدی : خوب این ناخودآگاه جمعی که هر از گاهی و سربزنگاه ظلهر می شود در جریان یک مبارزه اجتماعی و تغییرات ساختاری تغییر خواهد کرد و لذا من نا امیذ نیستم و تصور می کنم که بیش از این ادامه وضع موجود مشکل است.

۲۱ دی ۱۳۸۵ ۳:۳۵ قֽظֽ | Reply

فريد :

سلام . تلاشتان ستودني است جناب عبدي.سوالي دارم.
با توجه به شرايطي که پيش بيني مي شود تا پايان همين امسال رخ دهد سرنوشت دولت مهرورز!عدالت گستر!را چگونه پيش بيني مي کنيد؟ مخصوصا با توجه به موج کوچکي که در مجلس براي سوال از رييس دولت! ايجاد شده.
من به هيچ وجه نمي توانم خودم را اميدوار کنم که تا قبل از پايان دوره اين دولت پاياني بر کار آن باشد ولي براي بعد از آن و همچنين در ادامه اين دوره چه خواهد شد به نظر شما؟

عبدی : ابته همین امسال هم مشکلات خود را نشان داده اما فکر می کنم سال آینده مشکلات عریات نر شود.من برای دولت و مجلس کنونی اعتبار ذاتی قائل نیستم که تغییرات را شامل آنها بدانم.اگر تحولی رخ دهد کلیت ساختار را متاثر خواهد کرد(به هر اندازه) و بر اثر این تحول است که دولت یا مجلس هم با تغییر مواجه خواهند شد.

۲۱ دی ۱۳۸۵ ۳:۳۶ قֽظֽ | Reply

سعید :

سلام آقای عبدی
مطلب شما در باره اقتصاد بسیار جالب بود ولی نباید فراموش کنید که حکومت سالم در بین مردم سالم است. آنهایی که در قدرت بوده اند آدمهای کوچکی بودند. آدمهایی که از اداره یک بقالی عاجز بودند به مناصب حکومتی رسیدند. طبیعی است برای جبران اشتباهات از کیسه مردم ببخشند. آنهایی هم که بقول خوشان زرنگتر بودند با استفاده از رابطه ها و سهمیه ها کیسه ها را پر کردند. مملکت آنقدر آشفته است که رییس عدالت خانه اش میگوید در این مملکت اگر کسی با جاهایی رابطه نداشته باشد نمیتواند فعالیت اقتصادی کند. این یعنی مرگ. مثل اینکه بگویند فلانی سرطان ناعلاج داره و مشغول خود درمانی است. نه خودشان می دانند و نه حاضرند از کسی بپرسند. درخت هر چه بی بار تر ادعای سربلندیش بیشتر !!!
آقای عبدی من خیلی خوشحالم که فعلا در ایران نیستم (البته که فرار نکردم) ولی افسوس میخورم که چرا چنین شده.
بخل،حسد،تهمت،گناه،جرم،اعدام،دزدی،،زندان،جاسوسی،کلاهبرداری و دروغ فرهنگ لغات روزمره مردم کشوری شده که سرزمین مادری من و شماست. چه باید کرد؟؟؟؟

عبدی : به نظر می رسد که تحویل مشکلات به کوچک بودن آدمها موجب فهم رویدادها نمی شود.زیرا اگر در گذشته آدمها بزرگتر بودند پس چرا مملکت را بجائی رساندند که کوچولو ها صاحب قدرت شوند و اگر آنها هم کوچک بودند باید پرسید پس بزرگان این مملکت کجا هستند و چرا نمی توانند صاحب قدرت شوند؟
به نظر من در بسیاری از مواقع اتفاقا آدمهای توانمند و حتی خلاقی در مصدر کار بوده اند اما چون ساختار اصلی جامعه ایران که اتکای به نفت بود را پذیرفتند و به مسائل اصلی نپرداختند یا بهتر دانستند که در آن موارد سکوت کنند لذا کم کم در سیستم هضم شدند و حتی بدتر از افراد کوچک و ضعیف عمل کردند.
این که چه باید کرد را هم می توان موضوع بحث قرار داد.و فکر کنم تا اواخر سال وارد این بحث شویم.





۲۱ دی ۱۳۸۵ ۷:۰۸ قֽظֽ | Reply

ابراهیم :

با سلام
ضمن تشکر از مطلب و تحلیلهای شما خواهشمندم در صورت امکان نظر خود را راجع به این مشکل رفتاری و اخلاقی در ایران که ذیلا عرض می کنم بفرمایید.
عملکرد و گفتار مسئولین کشور در تمام دولتهای بعد از انقلاب (قبل از انقلاب را با توجه به سن وسالم نمی توانم نظر بدهم)یک مسئله و مشکل لاینحل می بینم و عموما عملکرد و گفتار دولتمردان در دوره قبل از مسئولیت با دوره بعد از مسئولیت چرخش 180 درجه ای دارد.همه آنها قبل از رسیدن به پست و مسئولیت از عدالت،آزادی،کرامت انسانی ،صداقت،مبارزه با رانت و فساد ،واقع گرایی و... حرف می زنند و خود را بسیار مقید به این اصول معرفی می کنند اما وقتی در جایگاه مسئول قرار گرفتند همه این اصول را نادیده گرفته و حرفهایی می زنند و کارهایی می کنند که در تضاد کامل با آنچه قبلا می گفتند و می کردند می باشد.این یک بیماری کلی و فراگیر در جامعه ماست که گریبان همه حتی رئیس دولت اصلاحات را نیز گرفت و به تبع آن اصلاحات به دره سقوط کرد .
بنده به عنوان یک کارشناس در وزارت نفت کار می کنم و با توجه به کارم با اشخاص مختلفی از مسئولین این وزارت(وزیر ،معاون وزیر و..)جلسه داشته ام.بعضی از این مسئولین قبل از رسیدن به مسئولیت در رده های پایین تری (مثل رئیس یک طرح)مشغول بودند.در آن موقع در جلساتی که داشتیم می دیدم که بسیار بر اساس منطق و اصول فنی صحبت می کنند و واقعا به دنبال راه حل برای مشکل هستند .
اطلاع دارید که به دلیل مسائل تحریم خرید پاره ای از تجهیزات حساس در وزارت نفت با مشکل رو برو است و بعضی از این تجهیزات تنها یک سازنده دارند و تهیه آنهااز آن سازنده بسیار مشکل و بعضا غیر ممکن است.
یکی از همین مسئولین طرحها که اکنون پست سیاسی-دولتی گرفته در جلسه ای که برای خرید یکی از همین تجهیزات تشکیل شده بود وقتی با این استلال کارشناسان فنی رو برو شد که آقا این یک تجهیز ویژه است و آن را به ما نمی دهند بلافاصله ژست سیاسی-دولتی گرفت و فرمود ندهند ما خودمان می سازیم!!!در صورتیکه خودش هم کاملا می داند که تا 50 سال دیگر هم ما قادر به ساخت چنان وسیله ای نمی باشیم.بنابر این با کمال صراحت خلاف واقعیت می گوید و خودش و همه حاضرین هم می دانستند که این یک شعار است.(همچنانکه آقای احمدی نژاد در یکی از سخنرانیهای استانی فرمود :مگر غرب بجز یک مشت اسباب بازی چه چیزی به ما می دهد که بخواهد ما را تحریم کند؟آیا واقعا ایشان نمی داند که چند در صد صنعت نفت و پتروشیمی و گاز (که شریان حیات کشور است)بومی است؟
بنده اعتقاد کامل دارم که همه می دانند اما متاسفانه به ملت و خودشان دروغ می گویند.اگر نمی دانند که وای به حال ما اما بعید است که اینگونه باشد.
به نظر این حقیر بیماری مملکت مهلک و ریشه ای است و ما به دلیل این بیماری بسرعت داریم از کشور های همسایه و دنیا عقب می افتیم.اگر سری به کشور های حوزه جنوبی خلیج فارس بزنیم تفاوت رفتار و فرهنگ عمومی جامعه ما با آنها چشمگیر به نظر می رسد.(توجه شود که تا چند سال پیش این کشور ها جزء بادیه نشینها محسوب می شدند.)
با این اوصاف بنده هیچ تعجبی از اختلاف 180 درجه ای شعار ها و گفتارهای دولتمردان با نتیجه کار آنها و واقعیت عینی جامعه نمی کنم.چه این امر ظاهرا جزءفرهنگ عمومی مملکت ماست.(فقط مملکت ما)
بفرمایید این رفتار زشت و بنیان کن چرا در فرهنگ ایرانی به یک رویه عمومی تبدیل شده که تقریبا عموم افراد جامعه نیز براحتی و با افتخار به آن عمل می کنند.راه اصلاح این رویه نا مطلوب چیست؟ بنده خدمت شما عرض کنم که حتی افغانیها نیز از شیوع این همه دروغ در جامعه ایرانی متعجبند.

عبدی : در این مورد نیز بارها مطلب نوشته ام که در سایت در دسترس است.خوب دلائل متعددی را برای این خصلت بر می شمارند اما به نظر من اگر چه ریشه در فرهنگ سیاسی گذشته ما دارد و از این نظر واجد عنصر فرهنگی است ولی تثبیت و تشدید آن به دلیل استقلال دولت از مردم و در نتیجه غیر پاسخگو بودن صاحبان قدرت در برابر ملت است.

۲۱ دی ۱۳۸۵ ۹:۵۰ قֽظֽ | Reply

Kamal :

Herald tribune has a nice conclusion by giving an example as " Iran government has burnt the candle in both side" I believe this is the most right word which can be used for Iran stupidity based government.

۲۱ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۳ قֽظֽ | Reply

حسین :

با تشکر
با نظر شما کاملا موافقم که برنامه برای مردم باید معرف بهبود معیشت آنان باشد و اصلاح ساختار نفت برون رفتی از وضع کنونی است اما سوال بنده این است که مشخصا قشر دانشجویان و معلمان چگونه می توانند به روند اصلاح ساختار نفت کمک کنند؟ البته با توجه به رکودی که عرض کردم.
بسیار ممنون.

عبدی : چه فرقی میان مطالبه دموکراسی و آزادی با سهم ما از نفت دارد؟ مورد اخیر که جذابیت بیشتری دارد.راستی چرا ملت در برابر اتلاف منابع عظیم نفتی سکوت می کند اما در باره اجحافهای دیگر که هدف از انجام آنها هم سر کشیده پاتیل پاتیل نفت است سکوت می کنند؟

۲۱ دی ۱۳۸۵ ۱:۲۶ بֽظֽ | Reply

Massoud :

1.worude Sarmaje be Basar
2.Pardachte Wamhaye Maskan,Esdewaj....
3.Tawarrom
4.Bikakari
5.pain amdane gheimate Naft
6.Adame pardachte Wamha
7.adame tawanaie dolat dar Mehare Bohran
8.Warschekastegeye jek ja chand institute Banki

as hamaknun mitawan montaser bud

Massud

۲۱ دی ۱۳۸۵ ۲:۰۳ بֽظֽ | Reply

حسین :

باز سلام عرض می کنم
فکر می کنم که بنده خوب سوالم را نپرسیدم...
منظور بنده این نیست که ما نباید در برابر این اتلافات اعتراض کنیم و فقط وظیفه ی ما اعتراض برای آزادی است، عرض بنده این است که در حال حاضر یعنی همین روز ها و ماه ها که می گذرانیم هم اکنون، مشخصا و شسته رفته از نظر شما وظیفه ی قشر دانشجو و معلم چیست؟ اینان چگونه می توانند به این اعتراض و فریاد ها برای نفت کمک کنند؟ بخش لاینفک این سوال مشکل رکود جامعه است که حوصله ی شنیدن حرف دغدغه مندان را ندارد.
با تشکر فراوان.

عبدی : پیش از هر چیز باید کوشید رکود مورد نظر شما که کاملا هم درست است را از میان برد.اما این رکود به چند دلیل بوجود آمده که طبعا باید آن دلائل را بر طرف کرد.
اول این که اعتماد و اعتقاد آنان به سیاستمداران خواهان اصلاحات کم شده یا از میان رفته.
دوم این که چشم انداز نظری روشنی برای اقدام سیاسی نمی بینند و به معنای دقیق اجماعی نسبی در این باره وجود ندارد.
و بالاخره این که انگیزه های کافی هم نزذ آنان چندان وجود ندارد .
با این توضیحات اگر فردی علاقه مند به کنش موثر سیاسی بود طبعا باید اولین گامهای خود را در نهاد های مدنی برای رفع این سه مانع بسیج مردمی در تعیین سرنوشت خود بردارد.با این حال هر نوع اقدامی بستگی زیاد به شرائط فردی و توانا ئی های شخصی دارد.
این چیزی است که به ذهن من می رسد نمی دانم ابهامی را رفع کرد یا اضافه نمود.

۲۱ دی ۱۳۸۵ ۲:۳۴ بֽظֽ | Reply

عبداله بعیدی :

جناب عبدی گذشته از نقدینگی که موجب افزایش قیمت شد شما باید به این نکته هم اشاره می کردید وقتی آقایان اعلام می کنند که در هر سال احتیاج به 600 هزار واحد جدید داریم برای کسانی که تازه وارد عرصه زندگی شده اند( زوج های جوان ) بدیهی است تقاضا زیاد و عرضه کم خواهد بود . مشکل زمین و قیمت سرسام آور آن که 80 درصد از سهم کل ساختمان نیز می باشد مزید بر علت می باشد
حقیقتا از تحلیل های شما حظ می بریم وبلاگ شما مانند ابطحی به روز است امیددارم همیشه برقرار و مستمر بماند

۲۱ دی ۱۳۸۵ ۴:۵۲ بֽظֽ | Reply

عبدالله ( عطا ) :

من منظور شما را از طرح مسئله می فهمم. بحث شما ، ورود در جزئیات اقتصادی نیست بلکه در واقع منظور این است که در یک نظام غیر مردم سالار و غیر شفاف فرایند تصمیم گیری منطق غلطی دارد و حتی اگر تصمیم گیران حسن نیت داشته باشند ، تصمیم گیری هایشان بسیاری وقت ها تف سر بالا از آب در می آید.
اما در حاشیه نوشته شما می خواهم پرسشی هم مطرح کنم. به نظر می رسد در ایران شوق وافری به مالکیت زمین و خانه وجود دارد . شنیده ام که در بسیاری از ممالک پیشرفته افراد سرمایه خود را به ملک و زمین تبدیل نمی کنند و اگر هم بخواهند خانه ای یا ملکی را به نام خود داشته باشند از وام های بلند مدت بانکی که بیشتر سرمایه مورد نیاز را تامین می کند استفاده می کنند . ( من برای هیچ کدام از این ادعا ها ، مدرک و استدلالی ندارم و صرفا برپایه شنیده ها و خوانده ها و استقرای شخصی سخن می گویم ) .
دلایل این مسئله چیست ؟ ( با فرض صحت ادعا های پیش گفته )
شما اشاره کرده اید که افزایش نقدینگی از یکسو و انحصاری بون و کشش نداشتن دیگر بازار ها دلیل افزایش قیمت مسکن است. سخن شما را برای افزایش قیمت مسکن در این روز ها می توان پذیرفت اما مسئله شوق به خرید مسکن را نمی توان صرفا با این پرسش پاسخ گفت، به نظر من.
به نظر شما دلیل این علاقه چیست ؟ آیا در پژوهش های آماری خودتان یا دیگران علتی را برای این مسئله یافته اید ؟
شاید بتوان ادعا کرد یکی از دلایل این شور و شوق ، ذهنیت جمعی ایرانیان از ناپایداری اوضاع زمانه و احساس عدم امنیت و عدم حاکمیت قانون است. شاید اصطلاح چاردیواری اختیاری هم ریشه در همین ذهنیت داشته باشد . از طرف دیگر می توان نشان داد که علی رغم ضعف پایه های حق مالکیت در ایران ، این حق به نسبت دیگر حقوق بشر در تاریخ ایران محترم تر بوده است. مثلا پس از انقلاب که بسیاری از قوانین بنیادی جامعه از قبیل مدنی و تجارت و کیفری دستخوش تغییر شد ، حق مالکیت و احترام آن باز هم محترم بود. البته این سخن فقط یک ادعاست و محتاج دلیل و شواهد آماری است.
می توان با بررسی سیر تغییرو تکامل قوانین مربوط به جلوگیری از تصرف عدوانی ( به عنوان نشانه ای از احترام مالکیت ) ، قوانین موجر و مستاجر و قوانین مربوط به تملک ( فی المثل قانون سال 58 شورای انقلاب درباره تملک زمین ها برای طرح های عمرانی که نوز هم اجرال می شود ) در ایران بعد از انقلاب از یکشو تطبیق آنها بر تحولات بازار مسکن از سوی دیگر و با مرور تغییر نگرش قضات در صدور آرای مصادره و تملک ، یک رساله فوق العاده مفید در جامعه شناسی حقوقی نوشت. من نمی دانم شما این روز ها به چه کاری مشغولید اما ای کاش یکی از این ده ها موسسه پژوهشی دولتی ، اهمیت مسئله نگرش مردم و حکومت یک جامعه نسبت به مقوله حق مالکیت را درک می کردند. این ایراد را حتی به روشنفکران ایران هم می توان گرفت که چرااز بین 30 ماده اعلامیه حقوق بشر هیچ وقت توجه جدی به حق مالکیت نکردند. مگر آزادی بیان خونش از حق مالکیت رنگین تر است ؟

عبدی : در مرد عدم رعایت حق مالکیت در ایران آقای دکتر غنی نژاد و هم فکران ایشان چه در مقالات و چه در کتابهای خود مکرر اشاره کرده اند.

۲۲ دی ۱۳۸۵ ۱:۴۷ قֽظֽ | Reply

سعید :

سلام آقای عبدی
ببخشید باز من نتوانستم منظورم را برسانم. منظور من از افراد کوچک و بزرگ این نبوده که در کشور ما آدمهای بزرگی نبوده و نیستند. صد البته که بزرگان ما از دیگر مردم دنیا بیشتر نباشد کمتر نیست. بسیارند دانشمندان و اندیشمندانی که بوده اند و هستند و خواهند بود. حرف من اینه که چرا به این افراد احترام گذاشته نشده و نمیشود. چرا اینها بعد از مدتی یا به تیغ جلاد حسد گرفتار شدند (می شوند) یا به قصد زنده ماندن ترک دیار کردند (می کنند) و یا به قول شما بین آدم کوچولوها هضم شدند. چرا تحصیل کرده نوکر اجنبی است؟ چرا سرمایه دار زالوی خون خوار است ؟ و هزاران چرای دیگر... البته جواب این چراها را شاید خیلی ها بدانند. اما برای من این مهمه که چه باید کرد؟...

۲۲ دی ۱۳۸۵ ۴:۰۵ قֽظֽ | Reply

amir irani nejad :

Dear abdi:
If we ask a businessman what is a secret to a success of a business? He will answers , location, location and location. And if you ask this government how do you see your people economical progress in the future? Their respond will be, God willing first we have the oil for another hundred years and don’t forget that our natural gas resources are good for at least five hundred years and by then God is great. Selling the natural resources for this government seems to be is not a problem but, the problem is that he doesn’t know how to spend its revenues . The economical well being of any society is based on a few factors; population, real gross domestic products and the consumer price inflation. Although I’m not an economist and when it comes to this field my knowledge doesn’t even exceeds beyond 2x2=4 I do understand one thing that two side of the equation must be equal. Now this government is faces with the seventy million population, a real GDP of 5% and above all consumer price inflation of 15.8% . This means we need help and the one who is going to help us is none except ourselves. In comparison by the book speaking we have had a better economical situation in seventies than today. That means back then there were less population, higher GDP and lower inflation. Today not even the strongest heavy weight lifter of the world who is our beloved it gold medalist Mr. Reza Zadeh cannot lift a lode this heavy on his chest. They are in power and they do as they wish without searching and asking for help from different political groups. Their concern is based on the well beings of some seven millions only. We need experts who could help without a reservation something that doesn’t exist in this government. ....




۲۲ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۷ قֽظֽ | Reply

حسین :

از شما به خاطر راهنمایی های دلسوزانه تشکر می کنم.

1- به دلیل اهمیتی که این موضوع برای بنده ( شاید هم عده ی زیادی) دارد سوالاتم را ادامه می دهم و از اینکه جنابعالی نیز با سعه صدر برخورد می کنید ممنونم.
منظور جنابعالی از نهاد های مدنی ( در جامعه ی کنونی) چیست؟ می توانم از شما بخواهم چند مصداق برای آن مثال بزنید؟ آیا منظور شما به عنوان مثال احزاب(؟) و یا تشکل های موجود است؟ ( مثلا احزاب اصلاح طلب) یا اینکه نهاد های دیگری را مد نظر دارید؟

2- راه استقلال مالی ملت از حاکمیت یا از معبر قانون می گذرد و یا اینکه قوانین کنونی را کامل نمی بیند و درصدد گذار از آن است.
حال اگر از راه قانونی به این روش بنگریم ، این استقلال می بایستی در نهایت از دل مجلس شورا بیرون آید که همانگونه که مستحضرید با وجود محدودیت های شورای نگهبان ( رد صلاحیت ها و رد مصوبات) و مجمع تشخیص ، این روش تقریبا ابتر به نظر میرسد مگر اینکه در میان مردم و جامعه آنچنان اجماعی حول این موضوع شکل بگیرد که مردم با تمام وجود به نمایندگان خود در مجلس فشاری بیاورند مبنی بر استقامت برای تصویب این طرح( همان استقلال مالی) . آیا همین گونه نیست؟
حال اگر این طرح را از روش هایی نه لزوما مبتنی بر قانون فعلی می خواهیم دنبال کنیم ، بحث دیگری است که روشنگری های بیشتر جنابعالی را می طلبد.
با تشکر از شما.

عبدی : پرسش دوم بماند برای وقتی که بطور مفصل وارد این بحث شدم.اما در باره پرسش اول عرض می کنم هر نهادی که وابسته به قدرت نباشد از احزاب تا نهداهای صنفی شامل آن می شود.


۲۲ دی ۱۳۸۵ ۱:۰۰ بֽظֽ | Reply

سید علی :

کهنه کاهی که در این دشت تو دادی برباد
دانه ای دردل ان نیست ولی دام چرا

۲۲ دی ۱۳۸۵ ۸:۱۵ بֽظֽ | Reply

مسعود :

یکی از دوستانم که از اهالی خوزستان است میگفت که بلافاصله پس از سفر اخیر رییس جمهور به این استان که طی آن قول اعتبارات بسیار کلان داده شد، قیمت مسکن در اهواز تا حدود 40 درصد افزایش یافته. به راستی اگر ایشان موفق به تخصیص این پولها نشوند_که بعید هم نیست، این تورم سرسام آور به حالت اولیه بر خواهد گشت؟

۲۲ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۱۲ بֽظֽ | Reply

مهدی م :

با این تحلیل ها
من ده میلیون پول دارم و الان ارزشش نسبت به اردیبهشت نصف شده (البته برای خرید مسکن) . چون می خواستم با یک وام مسکن و یه خورده قرض و قوله یه آپارتمان بخرم. ولی الان نمی تونم.
شما چه پیشنهادی دارید؟ من الان همه اش را اوراق 17 درصد پنج ساله باقی مانده از دولت خاتمی خریده ام. واقعا نمی دونم چیکار کنم که ارزش پولم از تورم عقب نمونه .

عبدی : من در این مورد نمی توانم راهی پیشنهاد کنم .پیشنهاد من هم اعتباری ندارد . حتما به آن توجهی نکنید.البته اگر قبلا می پرسیدید می گفتم در مسکن سرمایه گذاری کن.

۲۳ دی ۱۳۸۵ ۰:۱۵ بֽظֽ | Reply

عباس :

جناب عبدي عزيز : بنده خودم يكي از هزاران قرباني اين موضوع هستم آپارتمان كوچكم را به نيت تبديل به احسنت كردن مفت فروختم و پس از يكماه (البته در اين يكماه مجبور بودم كه كارهاي اداري لازمه از جمله فك رهن پايان كار و.......) را انجام دهم حالا بايد دوبرابر پول فروش رابدهم تا خانه اي به همان اندازه بخرم به نظر شما چه بايد كرد.ايا مي توانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.............
عبدی : البته مدتهاست که توصیه شده بلافاصله پس از فروش یا حتی همرمان خانه دیگر را هم بخرید.

۲۷ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۵ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/391