آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
, هسته ای
۲۲ دی ۱۳۸۵
تكههاي يك پازل
هنگامي كه حكم تجديدنظر دادگاه صدام اعلام و به سرعت مقدمات اعدام وي فراهم شد، اين رويداد به لحاظ تحليل قابل فهم بود، خلاص شدن هر چه سريعتر از وجود صدام هم براي دولت عراق و هم براي ايالات متحده مطلوب بود، اين اقدام وضع عراق رااحتمالا بدتر نميكرد، چون بدتر از وضع موجود چه ميتوانست باشد، در مقابل رها شدن از وجود وي و زدن ضربهاي رواني به هواداران وي و نيز بهبود بخشيدن وضعيت دادگاه رسيدگي به جرايم عناصر حكومت صدام، تماماً ميتوانست نتايج مثبت اين اعدام باشد، اما پس از يك روز كه از اعدام صدام گذشت، به نظر رسيد كه اهداف آمريكاييها از اين اعدام فراتر از آن چيزي بود كه در ابتدا تصور ميشد. چرا؟
اولين نشانه، انتشار سريع تصاوير غير رسمي ضبط شده به وسيله يك تلفن همراه از این اعدام در اينترنت بود. اين تصاوير و كل فيلم منتشره رسمي و غير رسمي مبين آن بود كه: 1ـ صدام به موضع ضد ايراني خود بيش از هر چيز ديگري پايبند است. 2ـ وي با بيان شهادتين و همراه داشتن قرآن، مسلمان و مومن از دنيا رفته است. 3ـ ضعف و زبوني او كه در هنگام دستگيري موجب خفت وي و طرفدارانش بود، در موقع اعدام تبديل به شجاعت و استقبال از مرگ شده بود و به عبارت ديگر وي نماد عربيت (عمدتاً در برابر عجم) و اسلاميت و شجاعت گرديد، هر سه مولفهاي كه در گذشته فاقد آن شده بود. او در جريان جنگ تحميلي خيلي كوشيد كه نماد و قهرمان عرب در برابر غير عرب شود، اما در اين هدف شكست خورد، زيرا كشورهاي ديگر عربي و افكار عمومي اعراب با وي همراهي نكردند، نزديكترين متحدين ايران در اين جنگ كشورهاي عربي سوريه و ليبي بودند، و حتي موشكهاي اوليهاي كه عليه بغداد شليك و بانك رافدين را مورد اصابت قرار ميداد، از سوي نظاميان ليبي و به دستور مقامات آنها شليك ميشد، وي نماد اسلاميت هم نبود، چرا كه حزب بعث ريشه اسلامي نداشت و رهبرش هم مسيحي بود، و با اسلاميها هم مخالف بودند و آنان را می كشتند، و از همين روست كه بارها علماي اهل سنت در كشورهاي اسلامي حكم ارتداد آنان را صادر كرده بودند. و نماد شجاعت هم نبود، چرا كه هم در جنگ با ايران به اهداف خود نرسيد و هم در جنگ و اشغال كويت و سپس در برابر آمريكاييها شكست خورد و با آن خفت دستگير و محاكمه شد.
ازتصاوير غير رسمي نكات مهم ديگري هم استنباط شد. 1ـ اعدام صدام، اجراي عدالت نبود، بلكه انتقام بود، آن هم انتقام بخشي از ستمديدگان. 2ـ اعدام وي از سوي طرفداران ايران و با استقبال و حمايت ايران انجام شده است. به نظر من ضبط چنين تصاويري و حتي حضور مجموعه ی افراد در آنجا و سپس انتشار سريع آن در اينترنت كه همراه با واكنشهاي بعدي در جهان عرب شد، مجموعه قطعات يك پازلي است كه ايالات متحده براي اتخاذ يك راهبرد جديد در عراق و درگير كردن ايران طراحي كرده است. و اما دلايل اين ادعا:
الفـ صدام همواره در دست آمريكاييها بود و فقط براي اعدام تحويل عراقيها شد (به معناي تحويل رسمي) و مجدداً جنازه او به آمريكاييها تحويل تا به قبيلهاش داده شود. در اينجا ادعا شد كه حكومت عراق (بخوانيد شيعيان) ميخواستند وي را در جايي نامعلوم خاك كنند، اما آمريكاييها اجازه ندادند و جنازه وي را به مسقطالرأس وي فرستادند. و طبعاً از نظر اعراب اهل سنت عراق و طرفداران صدام اين نكتهاي است به نفع آمريكاييها.
بـ چگونه قابل تصور است كه فيلمبرداري غير رسمي از صحنه اعدام بدون اجازه آمريكاييها صورت گرفته باشد. البته در قضاياي ابوغريب همچنين فيلمهاي برداشته و منتشر شد، ولي آنجا در محيط وسيع و مدت زمان زياد و با انگيزههاي ديگر چنين اقداماتي انجام شد، اما در اين قضيه كه سرجمع آن يك رويداد مشخص چند ساعته و در محيط كاملاً محدود است، چگونه نتوانند مانع از انجام اين كار غير مجاز شوند؟ آن هم در امنيتيترين محل و سازمان.
جـ فرض كنيم كه به هر حال نتوانستهاند مانع اين فيلمبرداري شوند، در اين صورت بايد بگوييم كه فرد فيلمبردار كه حتماً شيعه و ضد صدام بوده، بايد به لحاظ دماغي دچار اختلال حواس باشد كه اين فيلم را بلافاصله پس از يك روز روي اينترنت بگذارد، كسي كه توانسته تلفن دوربيندار همره داشته و صحنه را فيلمبرداري كرده باشد و كسي هم مانع وي نباشد، حتماً در سطح مديريتي بالا بوده و طبعاً بايد آن قدر فهم و شعور ميداشت كه بداند انتشار چنين فيلمي چه تبعاتي دارد؟ قطعاً طرفداران صدام آنجا حاضر نبوده اند و يك شيعه عراق هم از موضع شيعي نميتوانسته چنين كند، پس راهي نيست جز اين كه آن را در چارچوب طراحي آمريكاييها براي اهداف خود ارزيابي كنيم. اين اهداف چه ميتواند باشد:
وقتي گزارش بيكر در خصوص بحران عراق منتشر شد، طبعاً همه انتظار داشتند كه با توجه به نتائج انتخابات آمریکا بوش در استراتژي خود تغييراتي را اعلان كند. اما راههاي پيشنهادي بيكر چندان عملي نبود، در واقع در چارچوب كلي سياست بوش قابل عمل نبود، و اگر قرار بود كه به مفاد آن توجه شود، لازم ميآمد كه كل سياست منطقهاي خود به ويژه در برابر ايران را تغيير دهد، و معلوم نبود كه ايران پاسخ مثبت و قابل قبولي به اين تغيير سياست دهد و احتمال بيشتر آن بود كه ایران آن را نقطه ضعف آمريكا تلقي ميكرد و سياست خود را شديدتر هم مينمود و در اين صورت كاخ سفيد فقط فرصت را از دست داده بود. از همين رو از مدتي قبل اعلام كرد كه سياست جديد خود در عراق را بزودي اعلام ميكند، اما اين مسأله در عمل به بعد از اعلام صدام و روشن شدن نتايج و آثار اين اعدام موكول شد.
اين نتايج چه بود:
1ـ خلاص شدن از دست صدام و دادن پيام به آن بخش از اعراب اهل سنت عراق كه چشم اميد به زنده بودن صدام داشتند مبني بر اينكه راه جديدي را بايد در عراق بعد از صدام براي خود برگزينند.
2ـ جدا كردن راه خود(آمریکا) در زمینه حواشي اعدام صدام از دولت مالكي و شيعيان، بواسطه ابراز انتقادات نسبت به مسايل پيش آمده در جريان اعدام.
3ـ زدن مهر اختلاف شيعي و سني در عراق به مناقشات موجود و كنار كشيدن آمريكا از اين درگيريها و به قول معروف ارتفاع گرفتن از منازعه مذكور و در مقام داوري قرار دادن ايالات متحده نسبت به اين اختلافات.
4ـ عمده كردن مجادله عرب و عجم يا ايراني و عرب و نيز شيعه و سني در كل منطقه و به ويژه در عراق تا از اين طريق ضديت آمريكاييهاي با ايران و بر عكس به نوعي موجب همدلي و همراهي اعراب اهل سنت عراق با ايالات متحده شود، و به مرور زمان بخشهايي از شيعيان عراق هم با فاصله گرفتن از ايران، فضا را براي اقدامات بعدي آمريكا فراهم نمايند.
چرا ايالات متحده اين سياست را عليه ايران اتخاذ كرده است؟ در واقع ايالات متحده همواره مترصد آن بود كه پس از صدور قطعنامه تحريم عليه ايران و نه پيش از آن دست به چنين اقداماتي بزند، چون بازگشت اين قطعنامه بدون به اجرا گذاشتن مفاد آن از طرف ايران امكانپذير نيست، بنابراين تشديد اقدامات عليه ايران، حتي اگر به هر درگيري هم منجر شود چون با قطعنامه تحريم همراه شده است، ايران را در وضع بحراني قرار ميدهد.
من در تحليل سال گذشته خودم به اين مسأله اشاره كردم كه آمريكا پس از تصويب يكي دو قطعنامه تحريمي عليه ايران، دست خود را براي برخورد با ايران، حتي به بهانههاي ديگر كاملاً باز خواهد ديد و لذا اقدامات اخير آمريكا و رودررو قرار دادن شيعه و سني و ايران و اعراب به نحوي كه حتي حزبالله را هم در قضاياي لبنان منفعل خواهد كرد، تماماً زمينهساز اتخاذ راهبرد جديد در عراق و ارتفاع گرفتن آمريكا از طرفين درگيريها و منفعل كردن ايران و طرفداران آن است. و مكمل قطعنامه تحريم نيز هست و اين يادآور راهبرد" مهار دوگانهاي" است كه سالها قبل از سوي كاخ سفيد عليه ايران و عراق همزمان اجرا ميشد، و گره زدن راهبرد آمريكا در مقابل اين دو كشور به يكديگر است.
دولت ايران در برابر اين سياست ايالات متحده چه خواهد كرد؟ اصولاً ايران در بسياري از امور منطقهاي واجد مولفههاي قدرتمندي است، اما صرف واجد بودن اين مولفهها نميتواند منجر به پيشبرد سیاستها و تحقق اهداف شود، زيرا كاربرد اين مولفهها وقتي مفيد . موثر است كه در ذيل يك مجموعه اهداف وسياستهاي سازگار با هم باشد، نه مثل سیاست ایران در عراق كه از يك سو خواهان پيروزي شيعيان و از سوي ديگر خواهان شكست آمريكاييها هستيم. اين كه بخواهيم نان حضور آمريكاييها در عراق را بخوريم ولي چوب آن را نخوريم براي دولتي مثل دولت ما،به احتمال زياد منجر به خوردن دومي و نخوردن اولي ميشود. اگر دولت ايران تحريكات ايالات متحده را با اقدامات حادتري (رسمي و غير رسمي) پاسخ دهد، دير يا زود وارد بحرانهاي جدي و مواجهههاي تندتري خواهيم شد، و اگر هم اين تحريكات را پاسخ ندهد، بيش از پيش تحقير خواهد شد، و با شرايط فعلي هر دو راه براي آنان مشكلساز است. سياست خارجي ايران در وضعيتي ناپايدار و شكننده قرار دارد كه به راحتي ميتوان براي آن پاپوش درست كرد و آن را درگير مسايل ناخواسته نمود. وضعيت آن مشابه فرد ثروتمندي است كه فاقد توانايي در حفظ اموال خود است و طبعاً چنين فردي امنيت بسيار كمتري از افراد فقيري دارد كه چيزي براي حفظ و نگهداري ندارند. اين اوضاع معلول سياستهاي داخلي است و تااین سیاستها در داخل کشور درست نشود، انتظاري به بهبود شرايط سياست خارجي نميرود.

ali alavi :
aghaie abdi salam
lotfan dar movredw shieh va sonni va maddahan chamkarani benevisid.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۵:۵۶ بֽظֽ | Reply
Ali Badbin :
Hello Mr. Abdi
I am sure that the soup it ist being cooked by newcons now, would be served in the near future.
Best regards
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۶:۳۳ بֽظֽ | Reply
امیر :
زمستان 83: تنها چند ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده و مجلس استصوابی باید به کمک جناحش بشتابد به همین خاطر طرح تثبیت قیمتها از جمله قیمت بنزین را تصویب میکند تا به مردم بگوید که مخالف افزایش قیمتهاست و این مجلس میتواند رفاه و آسایش را برای مردم به ارمغان آورد به شرطی که...!
تابستان 84: محمود احمدینژاد در انتخابات بد اخلاق!(همان بد اخلاقی انتخاباتی!) رییس جمهور میشود و قرار میشود که پول نفت البته نه با آن بوی بد بلکه با رایحه خوش خدمت به سر سفرههای مردم بیاید چون "میشود و میتوانیم". چندی نمیگذرد که آوردن پول نفت به سر سفرههای مردم توسط رییس جمهوری که چشم مردم دنیا به اوست! تکذیب میشود.
زمستان 85: وقتی که آب سر بالا برود.... وقتی که مجبورید تلویزیون ملی را تحمل کنید نشستن پای سریال باغ مظفر و خر مظفر و زهر مار مظفر و... طبیعی میشود. "بنزین لیتری 500 تومان رو فِرتی فِرتی مصرف میکنی که چی؟چرا؟ آها چون 80 تومن پولشو میدی؟تو غِلط میکنی..." شبی ده بار باید این جمله را از کسی بشنوی که به خاطر همین برنامههادرآمد میلیاردی دارد.(شاید آن هم به خاطر ادای دین خودش به صاحبان صدا و سیما در سربزنگاههایی مانند وقتی که مجلس ششم در تحصن بود.)ای کاش به جای "باغ مظفر" میگفتند "باغ نفت" تا با مسماتر میشد.
لست شات: بانگ طبل پوپولیسم فضا را پر کرده اما در لایههای زیرین این بانگ ارزهایی خوابیده که از صندوق ذخیره بیرون میآید تا فِرتی فِرتی خرج تبلیغات و سفرها شود. به هر حال این صندوق هم "کت جادویی" یا "چراغ جادو" نیست و تا ته دیگ ذخیره ارزی زیاد نمانده است.
شاید به همین زودی دیگر بتوان از خیر رایحه خوش خدمت گذشت و همان خود نفت با بوی دلنشیناش! را به سر همان سفرهها آورد و نوش جان کرد!
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۶:۳۵ بֽظֽ | Reply
علی :
سلام
1-آیا میتوان گفت سخنرانی اخیر تونی بلر در دوبی درباره لزوم اتحاد در برابر ایران و هلال شیعی مورد نظر وی،مقدمه ای برای چیدن همین پازل بوده باشد؟
2-چه اتفاقی روی داده که اعتبار و اهمیت سیاست خارجی ایران در دوره خاتمی به این سرعت جای خود را به بحرانهایی شبیه دوره جنگ تحمیلی داده؟
3-آیا سیاستهایی نظیر سفرهای مکرر رییس دولت به ونزوئلا و نیکاراگوئه میتواند راهی برای برون رفت از بحران باشد؟
4- و این اتفاق آخر یعنی حمله به نمایندگی ایران در اربیل و گفته خانم رایس مبنی بر "سرکوب تجاوز منطقه ای ایران" (نقل از بی بی سی)، تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد؟
عبدی : سیاست خارجی ایران از سال 81 با بحران مواجه شد اما دولت قبل آن را لاپوشانی می کرد.زیرا از همان زمان سیاست داخلی در سراشیبی بود و در نتیجه سیاست خارجی را هم به دنبال خود پائین کشید.
ساده لوحانه است اگر فکر کنیم دولت پیشین بدون اتکاء به مردمسالاری می توانست در خارج قدمی بر دارد.آنان هم اگر الان بودند در همین بن بست و بدتر از آن گیر می افتادند.مشکل سیاست خارجی ما نیست مشکل اصلی در سیاست داخلی است.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۶:۳۸ بֽظֽ | Reply
عرفان :
سلام جناب عبدی:
1. از اینکه قالب جدیدی گذاشته اید که خواندن را آسان تر می کند سپاسگزارم.
2. از اینکه در حد امکان به نظر نظردهندگان احترام می گذارید و آنها را بی پاسخ نمی گذارید هم سپاس.
3. اما سئوالی که سخت منتظر جوابش خواهم بود: آیا در دستگاهی به بزرگی نظام جمهوری اسلامی هر گاه قرار است تصمیمی گرفته بشود و یا تصمیمی ساخته بشود و یا راهبردی تعریف و یا طراحی و یا اجرا بشود آنگونه که شما یک نفری سعی می کنید به زوایای یک مسئله از نگاه های مختلف بپردازید پرداخته می شود.
چون شما سال ها از نزدیک این امور را دیده اید و در اعلام نظراتتان راستگو هستید پاسختان بسیار اهمیت دارد.
سرافراز باشید و برای سرافرازی ایران باقی و توانا بمانید.
عبدی : ساخت تصمیم گیری در ایران منحصر به فرد است و در واقع همان طوری است که در مطالب روزانه نوشته ام برنامه "ریزی" است یعنی برنامه را "می ریزند" همانطور که آب را می ریزیم!در ایران همه جوانب برسی می شود اما بر اساس شق دیگری تصمیم گرفته می شود.آقای کاتوزیان نقل کرده است از هویدا که می گفت برای اتخاذ تصمیم اقتصادی از سه نفر کارشناس اقتصادی مشورت می گیرم و در نهایت نظر چهارم را عمل می کنم.پول نفت فرد را بی نیاز از همه جانبه نگری می کند چون نفت همه چیز است.قبلا در این زمینه مفصلتر نوشته ام.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۶:۵۰ بֽظֽ | Reply
سيد :
آقای مهندس عبدی،
پرسشی دارم. آيا نابخرديهای جمهوری اسلامی زمينه ساز اين رويکرد جديد و تفرقه افکنانه امريکا نبوده است؟ در مملکتی که قبر مجعول قاتل عمر را نوسازی می کنند، و خروار خروار کتاب ضدسنی چاپ می زنند، و به انواع شیوه ها که از دستشان برمی آيد انگولک می فرمايند، آيا جای تعجب است که سياست تفرقه بينداز و سود ببر مورد بهره برداری قرار گيرد؟
پاينده باشید.
عبدی : برخی ها دنبال تکرار بازی پینگ پنگ آمریکا و چین برای ایران و چین بودند اما ظاهرا این بازی در حال انجام با نتائج کاملا متفاوت است.و به نوعی موید نظر شماست.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۷:۰۷ بֽظֽ | Reply
امید :
با سلام
و با تشکر از باز کردن این موضوع مهم و کلان
کلان به لحاظ بعد بین اللمی آن ,
و مهم به لحاظ درس گیری و عبرت آموزی از آن؛
آیا عبرت گیرنده ای هست؟
بدین امید که با این تبادل پازل ها , توسط همه ی پنجره های رو به دنیا, چهره ی واقعی دنیای پیرامون ما از گرد و غبار پاک شده , لااقل " راه " از "چاه" مشخص گردد, آغاز میکنم.
با نتیجه گیری شما موافقم .
ولی اجازه دهید کمی از تکه های پازل را من نیز بعنوان یک شهروند درد و بلا کشیده و محروم, و خوشبختانه خارج از قدرت , از پنجره ی محقرم خدمتتان تقدیم کنم . تا شاید
از یک طرفه به قاضی رفتن ها جلوگیری, در مورد شعبه ها و قبیله ها و طرز تلقی ها با هم با هم , به گفتگو نشسته , لااقل در مورد صدام به توافق برسیم!! و از افتادان در نود دام در پیش رو نجات پیدا کنیم.
چونکه صد آید, نود هم پیش ماست.
باشد که با بر طرف شدن تیزیهای تکه های پازل , آنها بهتر در کنار هم بنشینند و تصویر موجود کاملتری را برای راه فردای ما به منصه ی ظهور بکشاند.
تکه ی اول
در سال 57 , زمان استفاده از مهره ی شاه توسط دولتهای حامی او به دلایل مختلف به پایان رسید.( همچون زمان استفاده از صدام و بسیاری از مهره های دیگر, که رسیده و میرسد و به المشاهده و الاحساس رسیده)
تکه ی دوم
آن دولتها ی متنعم و صاحب نفوذ , که هیچ موقع ساکت نمیتوانند نشست, با استفاده از آگاهی از حساسیت های عقیدتی مردم ایران و کار قبلی روی حساس کردنش, تغییری در نحوه ی قرار گرفتن مهره ها و شیوه ی بازی برای باز هم بهره برداری و مات کردن مردم مستضعف , دادند.
تکه ی سوم
برای کنترل بیشتر و از دست خارج نشدن این بازی جدید, توسط مهره های دیگر از این جابجایی , حفاظت و پشتیبانی و جنگ 8 ساله , برای ضعیف کردن هر دو طرف , مثل همین امروز به نوعی دیگر, ایحاد شد. جنگی بدون داشتن برنده و بازنده!!
تکه ی اضافی
یادآوری کنم که طرفه, هم دولت ایران و هم دولت عراق , هنوز هم هنوز است خود را از بکی نیانداخته, مغتقدند که در جنگ پیروز شده اند. ولی همانطور که ما طرف ایرانی با خوردن جام زهر مانوس تریم , میدانیم که واقعیت غیر از این دو نظر است.
احتمالاٌ بعد از دیدن اینهمه بازی در دنیا , من و شما , لااقل به این نتیجه باید رسیده باشیم که برای پیش برد راحت تر بازی توسط طرف ز هر طرف شود کشته, سود اوست , در هر دو طرف نمایش یا بازی قلابی, احتیاج به ایجاد فضای شب گونه بوده و هست و اگر من و شما و دیگران نجنبیم خواهد بود . که آنهم در این پازل, توسط عوامل دیگر در نمک خوابانده, انجام گرفت.
تکه ی پنجم
زمان گذشت و بهره برداریهای لازم , توسط از ما بهتران, بعمل آمد. تا بار دیگر , کشتی بان را سیاستی دگر آمد.
چه باید صورت میگرفت؟
تکه ی ششم
افراد درگیر قبلی , باید به نوعهای مختلف , و متناسب با جایگاهشان , با این سیاست جدید, هماهنگ میشدند.
تکه ی هفتم
مسلماٌ تعدادی نمیتوانستند, یا دیگر نمیخواستند؛..... طغیان میکردند و
افراد یاغی , مثل همیشه , توسط اعضای جدید , از صحنه کنار باید گذاشته میشدند.
برای این منظور, باز چه فضایی بهتر؟
تکه ی هشتم
ایجاد دوباره ی تفرقه. تشتت, سوالظن,کشت و کشتار و انتقام و ایجاد یک لولو سر خرمن دیگر!!
تکه نهم
هیزم آورنده ها , مهره های دیگر و افراد ناآگاه.
.....
فکر میکنم برای این روز همین تکه ها کافی باشد تا آوردن تکه های دیگر امیدوارم در این قسمتها کمی فکر کنیم:
معمای صدام آمریکایی و اعدام او توسط آمریکا و شعارهای فقط شعار ٍ ایران مبنی بر مرگ بر اسراییل و همزمان پرتاب موشک به اسراییل توسط صدام و سکوت ٍ ایران و .... خوشحالی ایران و امریکا و اسراییل مشترکاٍ در اعدام صدام و شعار مرگ بر آمریکا و ایران توسط صدام , ...
آیا به پایان رسیدن عمر هر مهره, هر چند بگوید نوکر نباشد, با این تفسیر قابل فهم تر نیست؟
آیا بهتر نیست , نوکران آماده به خدمت برای بازی فردا, از گذشته ها که گذشته, از این اعدام, عبرت بگیرند و آقا بمانند؟
راستی با نوکرهای برگشته و توبه کرده چه باید کرد؟
با سپاس از حوصله شما
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۸:۱۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد تحليل جناح هاي درون قدرت هم به همين گونه است مثلآ چند روز پيش يك مصاحبه از اقاي محسن رضائي در شبكهء اول تلويزيون پخش شد كه تحليلش مشابه تحليل شما بود !منتها تفاوت در همان نتيجه گيري انتهائي است كه جنابعالي مي فرمائيد قدرت در داخل "تقسيم" شود تا توان بازدارندگي ايجاد شود !انان(منظورم شخص اقاي رضائي نيست) مي گويند كه قدرت در داخل "تجميع" شود تا توان ايستادگي در مقابل امريكا بوجود ايد. بنا بر اين از ديد انها جنگ اجتناب ناپذير و از ديد شما جنگ مي تواند از اساس منتفي شود.
انچه مشخص است; انها از انتخابات مجلس هفتم تا كنون سيستم خود را با همين تحليل بسته اند و ممكن است حتي اگر كساني در راس حاكميت هم بخواهند, نتوانند اين سيستم را از مسير ي كه اكنون تا حدودي ذاتي ان شده است باز دارند!
پرسشي كه پيش مي ايد اين است كه آيا نهايتآ شرايطي مشابه پذيرش قطعنامهء598 با مديريت اقاي هاشمي بوجود خواهد آمد؟(مسئله اي كه حضور و راي ايشان را در مجلس خبرگان اخير توجيه مي كند)يا اينكه اقاي هاشمي ديگر توان ان بازي را ندارد و لابد بايد گزينه اي از اصلاح طلبان ايفاي نقش كند!گرچه اينجانب به فرجام يك بازي كه دوباره به همان نحو انجام مي شود اصلآ خوشبين نيستم!
آيا ما به سمت يك جنگ عاشورائي پيش مي رويم؟
آيا اين همان دومينوئي است كه آقاي حجاريان قبل از رد صلاحيتهاي مجلس هفتم هشدار انرا به حاكميت داده بود؟
عبدی : فراموش نکنیم که پذیرش قطعنامه اگر چه با تعبیر مرحوم امام خوردن جام زهر و پذیرش عدم موفقیت بود اما از سوی دیگر معرف قدرتمندی ایشان در اتخاذ این تصمیم و حل آن در ذهنیت اجتماعی بود.من تصور نمی کنم که چنین قدرتی در حال حاضر وجود داشته باشد.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۸:۳۵ بֽظֽ | Reply
b :
شما اين تحليل را با اهداف سياسی ارائه کرديد و ساير اصلاح طلبها هم از اين تحليل حمايت ميکنند .تاکتيک ترساندن مردم جواب خواهد داد خصوصا در عرصه اقتصادی در کوتاه مدت ميزان سرمايه گذاری بخش خصوصي افت شديدی خواهد کرد بحران بيکاری و انزوای هرچه بيشتر احمدی نزاد اصلاح طلبان بعنوان بهترين الترناتيو به قدرت باز خاهند گشت.
عبدی : اگر هم چنین نتئجی داشته باشد تقصیر من نیست.من در برابر این تحلیلم خود را مسئول می دانم اگر غلط باشد طبعا در اصول پایه ای آن تجدید نظر می کنم.اما اگر احتمال کمی هم در درستی آن باشد چون تبعات خطرناکی دارد سیاستمداران باید آن را جدی فرض کنند.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۹:۱۴ بֽظֽ | Reply
سعید :
با سلام
در ادامه بحث آدم کوچولوها که روی مطلب قبلی گفتم در مورد راهبرد جدید آمریکا در منطقه خواستم چند نکته رادر تایید فرمایشات شما بگویم.
بعد از همه این اتفاقاتی که افتاد وشما هم آنها را ذکر کردید میخواستم یک نکته را اضافه کنم و آن اینکه آقای بوش سه روز پیش در موقع اعلام و توضیح راهبرد جدیدش در عراق که فرستادن 21500 نیروی جدید به عراق بود در هنگام سخنرانی چنان تشری به دولت عراق زد که من اگه جای نوری مالکی بودم خودم رو خیس میکردم. بوش به دولت عراق هشدار شدید داد که اگر با نیروهای آمریکایی همراه نشود چنین و چنان میکنیم (تا حالا پس با کی همراه بودند؟؟) و هر بلایی سر نیروهای آمریکایی!!!! و مردم عراق بیاید مسئولیتش مستقیما با دولت عراق است. بوش با ژستی حق به جانب چنان راهش را از دولت عراق جدا کرد که انگار دولت عراق را عمه جان کلینتون سر کار آورده . نمی دانم این خبر را در ایران هم با آب و تاب گفتند یا نه ولی بوش با این تبلیغات در بلاد غرب یک فیتیله پیج دیگر نثار دولت شیعی عراق/ ایران در افکار عمومی دنیا کرد.
حالا فرق ما آدم کوچیکا با اون آدم کوچیکا که ما فکر میکنیم خیلی بزرگ هستند در اینه که اونا بازی باخته را به مساوی می رسانند تا به دور بعدی برسند ولی ما همیشه در خیال این هستیم که یا "همیشه ما پیروزیم" یا طرف مقابل کافر و بد و .... است. حالا بدی و کفر و .... چه ربطی به بازی داره من نمیدانم.
علت اصلی اینکه ما همیشه به تئوری توطئه فکر میکنیم هم همینه. دیگران در هر مرحله از بازی فکر میکنند و در هر لحظه بعد از سبک و سنگین کردن شرایط و بررسی هزینه و فایده هر تصمیم، تصمیمی مناسب با شرایط میگیرند . ولی ما چون عقلمان قد نمیده که شرایط را بسنجیم و توانایی حل وهضم شرایط را نداریم حرکتهای کشکی میکنیم. بعضی موقع ها این حرکتهای کشکی ما، طرف را شوکه میکنه که چرا این بابا همچین کاری رو کرده و وقتی ما شوک طرف مقابل را میبینیم فکر میکنیم پیروز شدیم .(شایدم شدیم)!!
در این مورد یک خاطره هم خودم دارم. سالها پیش که تازه کامپیوتر درآمده بود من یک کامپیوتر کومودور 64 داشتم که در آن زمان برای خودش خدایی میکرد. چند تا بازی هم داشتم که با کامپیوتر بازی میکردم. یکی از اونها شطرنچ بود. اون موقع هنوز شطرنج های کامپیوتری آنقدر پیش رفته نبود که بتواند با کاسپاروف بازی کند اما برای مثل من که مبتدی بودم خوب بود. یک روز تصمیم گرفتم بر خلاف حرکتهای عادی با حرکتهای مسخره و بیخود شروع کنم و بی توجه به حرکت کامپیوتر مهره ای را تکان بدهم .در کمال ناباوری دیدم کامپیوتر برای هر حرکت من دقیقه ها فکر میکرد و بعد از چندحرکت هم هنگ میکرد. درحالی که در شرایط عادی به سرعت جواب حرکتهای من را میداد. اینجاست فرق بین ما و اونهایی که از ما جلوترند. درسته که ما میتوانیم با حرکتهای نا مناسب مدتی آنها را مچل کنیم و باعث هنگیدن آنها شویم ولی همیشه پیروز میدان کسی است که همیشه و در هر لحظه حساب هزینه و فایده هر کارش را می داند.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۹:۳۷ بֽظֽ | Reply
حمید فرخنده :
آقای عبدی نوشته اید که جریان فیلم برداری غیر رسمی با تلفن همراه کار یک شیعه نمی تواند باشد، چرا نمی تواند؟ ثانیا فکر نمی کنید احتمال بهره برداری امریکا از وضعیت بوجود آمده یعنی انتشار فیلم، سخنان صدام بر ضد ایران و قرآن در دست او و ... درست تر باشد تا اینکه بگوییم همه آنها طراحی امریکا از قبل بوده است؟ امریکایی ها از کجا می دانستند که صدام هنگام مرگ حتما علیه ایران صحبت می کند؟ یا اینکه قرآن در دست خواهد داشت؟ از سوی دیگر درست است که دامن زدن به جنگ شیعه و سنی با بسیج کشورهای عربی علیه ایران، باعث انزوای ایران در میان کشورهای عربی منطقه خواهد شد اما در این میان صحنه درگیری های قومی در عراق نیز بدتر از این خواهد شد. یعنی با این تحلیل شما امریکا باید از برقراری آرامش در عراق کاملا ناامید شده باشد و به این نتیجه رسیده باشد که حال که ایران به ناآرامی ها در عراق دامن می زند، امریکا خواسته از این حربه ایران علیه ایران استفاده کند، جنگ را به خود ایران پاس دهد و تبدیل به جنگ ایران شیعی و اعراب سنی کند.
عبدی : انچه گفته شد این بود که انتشار آن فیلم نمی تواند از موضع یک شیعه باشد چون هر کسی می فهمید چنین کاری چه نتیجه بدی دارد.اگر هم فیلم برداری کرده بودند نباید آن را منتشر می کردند آن هم به این سرعت.اما این که آمریکائی ها از کجا می دانستند که صدام چنین می کند ،پرسش استنکاری عجیبی است.خوب او دست آنها بوده تمام رفتارش زیر ذره بین بوده وقتی در دادگاه با قران می آمد همه می دیدند چطور آمریکائی ها نبینند تمام اینها را با اجازه آنها همراه خود داشته و از طریق آنها در اختیار او قرار می گرفته است.اما این که این کار به معنای نا امیدی آمریکائی ها باشد تحلیل شما یا من است باید دید که آنها چگونه نگاه می کنند.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۹:۴۹ بֽظֽ | Reply
Karim :
جناب عبددی اجازه بدهید کمی رک و پوست کنده بنویسم انشا الله با تولرانسی که دارید
تحمل میکنید ....شما بقولی شده اید گربه مرتضی علی از هر طرف بهوا پرتاب کنند باز
با دست وپا فرود میایید !!همه دستچین شده !نوشته شما بر گشت میخورد بدمکراسی مورد
علاقه شما (( که احیانا همان دمکراسی مورد نظرنیرو های کو آلییشن در عراق )که باید
در ایران پیاده شود وحلال همه مشکلات است و اصلا دوست هم ندارید اصوات دیگری که از
دهان مقامات واشنگتنی و لندنی در میاید را مورد توجه قرار دهید ...دیروز خانم کاندیدرایس
واضح و صریح گفت اگر ایران تعلیق کند هر زمان و هر مکان با متکی ملاقات میکند و
حاضرست خصلتت خصمانه ۲۷ ساله را کاملا عوض کند اقای عبدی این کوتیشن رایس را
در نیو یورک تایمز در واشنگتن پست در بی بی سی و ...سر خط زدند مثل اینکه شما دوست
ندارید این گفته مهم را موورد توجه قراار دهید کوتاه امدن یک ابر قدرت تا چه حد !؟
در باب تحریک و تحرک نظامی امریکا علیه ایران متاسفانه در اشتباهید این را جک استرا بقیمت
از دست دادن پستش بصراحت گفت و با اگاهی کامل هم گفت ایا ناپختگی کرد !؟ وقتی در
مصاحبه اش با بی بی سی گفتحمله موشکی بایران ( اشغال نظامی پیشکش شما ) این کانسیو ابل است بخاطر ده ها دلیل
اصلی و صدها دلیل فرعی فقط این پیام را بدولت ایران فرستاد که مقصود بوش از اینکه
گهگاه اصرار میکند همه گزینه ها روی میز است سمبلیک و دل ارام کننده آیپک و لابی پر نفوذ انهاست
ولی متاسفانه دولت ایران توجهی بان نکرده و یا ببازی خسته کننده و گنگش از فرصت های
پیش امده استفااده میکند و بخت هم تا حال یارش بوده ....این همه توضیحات شما از علم غیب
و چراغ جادوی امریکا در باره عراق و اعدام صدام !!!اگر خدا گونه نباشد که هست پس این همه
درماندگی و شکست های انتخاباتی و سیاسی پی در پی و عوض کردن های مقامات
و راه و روش جدید و ....انچه بر حسب تاریخ نوشته اید ربطی بدولت فعلی امریکا ندارد
اختلاف شیعه و سنی در امتداد تاریخ و مسئله مناطق منبرکه با روی کار امدن عثمانی هاا
تا همین اشغال عراق و ایرانی ها و کل اعراب هم بنوعی دیگر ...صد البته این اختلافات
سر بزنگاه مورد استفاده قدرتهای منطقه و فرامنطقه ایی قرار میگیرد این ربطی بدستگاه
سیاسی واشنگتن و لندن ندارد...با پوزش و تشکر دوباره
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply
رضا :
سلام جناب عبدی
1- به نظر شما امریکا به دنبال تغییر رژیم ایران است یا به اصلاح آن اکتفا خواهد کرد؟ اگر چه چیزی که در نهایت اتفاق می افتد جدای از خواست امریکا به نوع بر خورد ایران در شرایط حساس کنونی وابسته است.
2-مطرح می شود فشارهای بین المللی که منجر به فشارهای اقتصادی به مردم خواهد شد ممکن است محرکی برای تغییر وضع موجود باشد نیز مطرح می شود تغییرات داخلی ممکن است بتواند فشارها را کاهش دهد. به باور شما این فشارها تا چه حد باید فزونی یابد تا تغببرات ایجاد شود؟ آیا آنقدر دیر خواهد شد که تمام زیر ساخت های کشور آسیب جدی ببیند؟
با سپاس از تحلیل زیبایتان
عبدی : تعبیری که آمریکائی ها از ضرورت تغییر رفتار برای ایران می کنند به نحوی است که حکومت ایران آن را تغییر رژیم می فهمد.و در واقع هم به چنین نتیجه ای منجر می شود اگر تا آن حد از تغییرات حادث شود.
در صورت انتقال فشار خارجی به اوضاع اقتصادی در داخل کشور تصور نمی کنم امکان کنترل این فشار ها چندان وجود داشته باشد.گرچه در حال حاضر هر نوع حدس و گمانی بسیار مبهم و نا معین خواهد بود.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۳۴ بֽظֽ | Reply
حمید :
با عرض سلام خدمت آقای عبدی،
قسمت اوّل مقاله تان چندان قانع کننده بنظر نمیرسد و یک مقدار پارانوید بنظر میاید.(منظورم قسمت مربوط به پخش فیلم اعدام صدّام است و نتایجی که از آن گرفته اید) هر چند از آمریکا هر چه بگویید برمیاید. شاید هم من آدم ساده لوحی هستم.
از این مطلب که بگذریم با نتیجه گیریتان کاملاً موافقم. دولت بوش با ایران وارد تعامل نخواهد شد و بخاطر اینکه مخالف نظر اکثریّت کنگره عمل میکند باید هر چه سریعتر نشان بدهد که دراین مخالفت محق بوده. والّا فشار کنگره و افکار عمومی در امریکا، به شکل طاقت فرسایی افزایش خواهد یافت.
این تحلیل می تواند سخنان اخیر جرج بوش و رایس و اشغال کنسولگری ایران در عراق را توضیح دهد.
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
majid :
In barname ghabl az edameh sadam shoru shodeh bud. Az hamun vaght ke hokmeh edamo bordiand va elam shod ke ta 30 rooz edam mihse. hameh shabakehayeh khabari daeman emal mikardan ke edameh sadam be dargirihayeh shie va soni daman mizaneh.. man hamun moghe fahmidam ke ye baranmeii hast.. tahliletun dorost va jaleb bud.. Majid
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۰۸ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مي خواستم به نويسنده محترم كامنت شماره 11 جناب كريم عرض نمايم
اول :كناره گيري اقاي جك استراو را به گونه اي ديگر هم مي شود تحليل كرد; ايشان به اين نتيجه رسيده بود كه اين روياروئي قطعي است و اولين و بزرگترين بازنده هم اروپا است! چون سياستمدار بزرگي بود شهامت اقدام بزرگي را هم داشت كه در بين ايندهء اروپا و شخص خود دومي را فدا كند.
دوم:در غرب ظاهر و باطن سياست با هم خيلي فرق دارد اما در ايران ما , هرچه هست ظاهر است مثلآ ديروز مي خواندم كه معاون نيروي مقاومت بسيج شيوه بستن تنگهء هرمز را براي افكار عمومي تشريح كرده است!
سوم: اين حرف خانم رايس هم تازگي ندارد و بيشتر در پاسخ به اروپا و جريان ضد جنگ در امريكاست !مثل ان بنده خدائي است كه شترش را گم كرد گفت اگر پيدا شد به يك درهم مي فروشم.اتفاقآ پيدا شد و طرف هم ديد خيلي ضرر ميكند! گربه اي به گردن شتر بست و گفت اين شتر را به يك درهم و گردنبندش را به 99 درهم مي فروشم به اين شرط كه هردو يكجا خريداري شود!
از جسارتي كه نمودم پوزش مي طلبم
۲۲ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۲ بֽظֽ | Reply
خسرو شكوري :
با سلام و تشكر از نوشته هشداردهنده شما. فقط در پاسخ آقاي karim بگويم اگر هم فرض كنيم آمريكا در پي مذاكره با ايران باشد نكاتي را نبايد از نظر دور كنيم.
همين اعدام صدام و سناريوي طراحي شده براي آن كه در مطلب اصلي به خوبي تشريح شده نيز منافاتي با ميل آمريكا به مذاكره ندارد ولي چرا شما و برخي تئوريسين هاي دولتي فكر مي كنيد اگر آمريكا مي خواهد با ايران مذاكره كند يعني در موضع ضعف قرار دارد؟
آمريكا قطعاً خواهان مذاكره هست ولي در زماني كه ايران در ضعيف ترين حال خود بوده و منزوي ترين روزهايش را تجربه مي كند. صدام را اعدام مي كند و خبر و تصويرش را پخش مي كند اعراب را تحريك مي كند و دولت مالكي و حزب ا.. را تضعيف مي كند تا ايران وقتي پاي ميز مذاكره رفت برگي در دستش نمانده باشد. اين طرف هم آنقدر به اين امروز و فردا كردن ادامه مي دهند تا با خفت و خواري به مذاكره تن دهد.
اعدام صدام مي توانست خشونت ها را در عراق حداقل در كوتاه مدت چند برابر كند و نوك پيكان حمله نيز به سوي آمريكا باشد و هزار سازمان حقوق بشري و اعراب و مخالفين اعدام و ... را بر آمريكا بشوراند ولي ببينيد كه حريف از همين تهديد چه فرصتي براي خودش ساخت.
تحليل شما كه آمريكا درمانده شده و شكست پياپي انتخاباتي و سياسي نصيبش شده از اين تفكر نشات مي گيرد كه آمريكا هم مثل ما صاحب نظام است. در حاليكه همين مجلس نمايندگان و سنا هم آن سخنراني و اين استراتژي تازه را شنيدند و به شكلي براي رئيس جمهورشان كف زدند چون او نماينده آمريكا است.
اصولا در يك كشور دمكراتيك چيزي به نام شكست وجود ندارد هر چند ممكن است موضع جمهوري خواهان و تندروان تضعيف شده باشد ولي ببينيد كه دمكرات ها فقط ظاهر بهتري را حفظ مي كنند و با پنبه سر مي برند والا سياست هاي كلي شان در حد يك يا دو درصد تغيير در نرخ ماليات تفاوت دارد. اعدام صدام تقريباً به روش دمكرات ها انجام شد. پس از چه چيزي خوشحاليد.دمكرات ها از اشغال عراق ناراحت نيستند بلكه از كشته شدن سربازانشان ناراحتند. آنها معتقدند بايد از عراقي ها " استفاده" كرد و به اهداف رسيد نه اينكه به خاطرشان جان آمريكايي را به خطر انداخت.
من هم با شما موافقم كه مهندس عبدي در پايان اغلب مقالاتشان به اين نتيجه واحد مي رسند كه راه حل بسياري مشكلات در سياست خارجي و بهبود موضع ضعيف بين المللي ايران در تغييرات ساختاري داخلي است ولي اين نتيجهء به نظر شما تكراري تنها حرفي است كه ترجيع بند هر تحليل منطقي مي تواند باشد و اصل بيماري سياسي ايران و حتي مشكل آمريكا و جامعه جهاني با ايران نيز در همين قضيه است.
يعني اگر مسئله داخلي ما حل شود مطمئن باشيد جامعه جهاني آنقدر به ايرانيان اعتماد دارد كه انرژي هسته اي و ساير علوم و فن آوري ها را حق ما بداند ولي به هر گروه خشن حتي فروختن تفنگ نيز در آينده محدود خواهد شد.
همه اينها گفتم تا برگردم به اين نكته كه
"اين اوضاع معلول سياستهاي داخلي است و تااین سیاستها در داخل کشور درست نشود، انتظاري به بهبود شرايط سياست خارجي نميرود."
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۸:۵۴ قֽظֽ | Reply
Alireza :
Salaam Aghaye Abdi,
hamantoor ke ghablan baraye shoma neveshtan va shoma an ra ghabool nakardid mozeohe edame ZODRASE Saddam mozoee besiyar mohem bood.
khoshalam ke varede in mozoe shodid vali jenabe Abdi chera az naghshe che ziyan va che soode IRAN manzooram hakemane IRAN ast chizi nemigooeed?
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
عقیل :
سلام. اضافه بر این به نظر می رسد آمریکا با بهره برداری مناسب از اعدام صدام, استراتژی جدیدش را بیشتر معطوف به ایران طراحی کرده است, تا خود عراق.
عبدی : در واقع این دو را با هم یک کاسه کرده .البته مقاله شما هم که در وبلاگ خود نوشته اید درست است.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۵۱ قֽظֽ | Reply
حميد :
آقاي عبدي از شما و ....... خيلي بعيد است كه با پز روشنفكري باز مثل پيرزنهاي قديمي آسمان و ريسمان مي كنيد تا اين وسط نقش امريكا و انگليس را در هر چيزي برجسته كنيد.چرا نمي خواهيد واقعيت مسائل را آنچنان كه هست مورد تحليل قرار دهيد.دولتمردان ايراني به اندازه كافي از اين سخنان مي گويند ديگر بس است. ضمنا سياستمداراني مثل احمدي نژاد نياز به چنين برنامه هايي از سوي امريكا ندارد .كافي اجازه دهند همين جوري به صحبت ادامه دهد در عرض چند ماه ديگر اجماع جهاني عليه ايران شكل خواهد گرفت بدون هيچ درد سري.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۵۶ قֽظֽ | Reply
حسین :
با سلام
به نظر بنده نظام سیاسی کنونی نمی تواند با امریکا کنار بیاید و مشکل خود را با آن حل کند چرا که دیر زمانی است که شعارهای مرگ بر این و آن از ارکان سیاستگذاری های ما شده است و دست شستن از این شعارها مساویست با افتادن در جاده ای که ممکن است همه چیز را زیر سوال ببرد، از گفته های امام و رهبری، مواضع احزاب و شخصیت هایی که در این 29 سال همواره به دشمنی با امریکا ازعان داشته اند و همچنین اعتقاد به تهاجم فرهنگی و... از سوی دیگر دولت امریکا نیز حاضر نیست با نظامی که منافع امریکا در خاورمیانه را تامین نمی کند، نظام اقتصادی و بازار با ثباتی ندارد، و همچنین اسراییل را هم به رسمیت نمی شناسد و از حزب الله و ... حمایت می کند، به مذاکره بنشیند مگر اینکه نظام سیاسی ایران موارد گفته شده را قبول کند که این تقریبا برابر با تغییر رژیم در ایران است.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۰:۴۱ بֽظֽ | Reply
:
جناب آقاي عبدي
با سلام
بياييد با هم چند نكته را بررسي كنيم .
- ايالات متحده آمريكا كليه كارهاي خود را به صورت سيستماتيك و با برنامه ريزي دقيق انجام مي دهد .
- آمريكا براي پيشبرد اهداف خود از آخرين دستاوردهاي علمي ، فني ، تحقيقاتي و ... استفاده مي كند .
- آمريكا قصد دارد بر منطقه خاورميانه و لاجرم ايران (به هر دليل) تسلط پيدا كند .
- براي تسلط بر يك كشور ، فروپاشي داخلي و از بين بردن وحدت ملي عاملي بسيار مهم ويا بهتر بگوييم مهمترين عاملي است كه با انواع و اقسام ابزارها و ترفندها به اجرا در مي آيد . در كنار اين فشارها نياز به اهرمهاي خارجي و بين المللي است كه در مورد مناقشه بين ايران و آمريكا از اين ابزارها به صورت كاملا آشكار استفاده مي شود .
با توجه به موارد فوق مسلما آمريكا در حال انجام عملياتي است تا وحدت ملي را مورد هجوم قرار دهد و از مدتها پيش آن را آغاز كرده است . بياييد فرض كنيم كه آمريكا در حال ارسال امواج منفي هدايت شده اي است كه از طريق اين امواج عده اي از مردم به عده ديگري هجوم برده وباعث نارضايتي عده دوم از نظام و كنار كشيدن آنان در شرايط بحراني شود . گيرنده اين امواج الزاما جاسوس و مزدور اجنبي نيست ، بلكه به دليل مكانيزم ساده اين فرض (كه امواج منفي توسط كساني كه در فاز منفي قرار دارند دريافت خواهد شد) كساني اين امواج را دريافت خواهند كرد كه سواي جناح بنديهاي سياسي ، خواهان خط كشيها و مرزبنديهايي غير انساني و فرودست انگاشتن عده اي از مردم شوند . با اين اوصاف چه كساني در زمره مزدوران آمريكا قرار خواهند گرفت ؟ به عقيده نگارنده ، درستي اين گذاره در آينده اي نه چندان دور به اثبات خواهد رسيد . تكه هاي اين پازل را مي توانيد در اقدامات نابهنگامي كه عليه طرفداران طيفي از گروههاي فكري (سواي هرگونه نظر در مورد درستي يا نادرستي افكار اين گروهها) و همچنين غايله هايي كه در استانهاي مرزي و بر سر مسايل قوميتي رخ مي دهد بيابيم . سواي اينكه شما چقدر با اين فرضيه موافق باشيد ، بر سر اصل قضيه كه وحدت ملي هدف تيرهاي بلا قرار گرفته است بحثي نيست . حال چه بايد كرد ؟ آيا ما در يك بزنگاه تاريخي همانند حوادث سال 32 قرار نگرفته ايم ؟ آيا لازم نيست انگ همكاري با نظام را به جان خريد و مردم را به دوري از جدايي و بي تفاوتي نسبت به آينده خويش دعوت كرد ؟ آيا اصلا نظام در فكر چاره هست كه دعوت به وحدت ، همكاري با نظام تلقي شود ؟
حمله نظامي آمريكا باعث برقراري دموكراسي در ايران مي شود ويا به انفجار و انهدام تمامي بنيانهاي اقتصادي و فرهنگي مي انجامد ؟ و بالاخره ... چه بايد كرد ؟
عبدی : این که از حمله نظامی دموکراسی در آید کمی بعید است اما اگر حکومت به این نقطه رسید که برای همبستگی ملی دستها را بالا بزند مطمئن هستم که شنوندگان خوبی خواهد یافت.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۰:۵۹ بֽظֽ | Reply
پرویز :
با سلام
جناب عبدی تحلیل شما بسیار به واقعیت نزدیک است سیاست حاشیه نشینی امن در عراق در دستور کار است موضوع این است که ان شتری که اقای محمد حسین عنوان کردند هرگز پیدا نخواهد شد تا رایس در برابر عمل انجام شده قرار گیرد تازه اگر پیدا هم شود قبلا به نرخ سود اور پیش فروش شده زیرا عده ای بخیال بهره برداری زنگوله طلا با نگین کوه نور به گردن ان اویخته اند متاسفانه سیاسیون فعلی فاصله عرب وعجم را از فاصله دور با چشم غیر مسلح می بینند واصرار دارند ناسیونالیسم عربی را نادیده بگیرند و امت اسلامی را در مقابل ان قرار دهند در صورتیکه از چاله بچاه می افتند زیرا در این هویت هم id کارتی برای انها صادر نشده وبرسمیت شناخته نمی شوند این جمله معروف را حتما شنیده اید ومیدانید که نقل از کی است مضمون ان این است ایکاش بین ما وایرانیان کوهی از اتش قرار داشت
2 اگر ادم ضعیف الجثه ای را ترس از قوی هیکلی ازار دهد چه خواهد کرد
الف چون زور و امکان مقابله ندارد نا چار سر بزیر افکنده وتسلیم او میشود
ب با امکاناتی که دارد در پی ادم قوی هیکل تری رفته و با استخدام او به مبارزه می پردازد بی انکه ظاهر باشد
ج سعی میکند منافع خود را در طول منافع کسانی قرار دهد که با طرف مقابل چالش داسته وهم ازاو قوی تر ند و از این راه زیر چتر حمایت انها قرار گیرد
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۱:۴۲ بֽظֽ | Reply
وحيد :
با سلام
پست قبلي مربوط به امواج منفي و كار كردن آمريكا روي وحدت ملي را من فرستادم كه به خاطر عجله زياد نام و ايميل فراموش شد . ببخشيد
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۲:۰۳ بֽظֽ | Reply
رضایی :
جناب آقای عبدی
سلام و با تشکر از تحلیلی که ارایه کردید
فقط احساس می کنم بحثی از دولت عراق و نقش آن در این ارتباط نداشتید
عبدی :اگر به نظر مفیدی رسیدم تقدیم می کنم.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۲:۲۳ بֽظֽ | Reply
Peyvand :
Dear Mr. Abdi
I have always enjoyed your analyses, because I find them by and large free of the usual "conspiracy theory" nonsense of Iranian and Middle Eastern "thinkers". This time, however, I think you have missed the point.
The overriding characteristic of the present US Administration has been its utter incompetence in planning and execution of even the most elementary activities. The list is too long to bore you and your readers with it, but simply "Hurricane Katrina" should tell you enough. In other words, whatever happens these days in Iraq or elsewhere, it is almost guaranteed not to have been planned and not to have been thought through.
Saddam's exeuction is only the latest example of this lack of planning and incompetence in execution. Is it possible that the Americans had not cleared the method of execution, the location and the security details with the followers of Moqtada Sadr? Of course it is; in fact, the Americans have proven themselves only too capable of NOT understanding the consequences of their actions, in Iraq or elsewhere. Is it possible that the hero-worship of Saddam in the Arab street was not foreseen by the Americans? Of course it is: after all, the Administration firmly believed that the invasion of 2003 would be welcomed, and not resisted, by the Iraqis. And so on.
I do not contest the point that the US Administration may be planning an invasion of Iran, or some sort of attack on Iran; nor that it might be paving the way for such an attack. Of course, President Ahmadinejad's speeches are also helping the cause of the US Administration. But every evidence suggests that at least in respect of the disasterous execution of Saddam, the US Administration once again demonstrated its incompetence, rather than any coherent planning.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
سخنتان کاملا صحیح است انتشار این فیلم از موضع یک شیعه نبوده ولی از طرف یک شیعه صورت گرفته است قطعا
فقط همین مقدار خدمتتان عرض کنم که شیعیانی مانند علاوی در عراق نیز وجود دارند که هم سو با طرح های آمریکا هستند
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۳:۵۷ بֽظֽ | Reply
ناشناس :
آقای عبدی
با سلام
بنا به تحلیلی که آقای حسامالدين آشنا استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) داشتند، فيلم غيررسمي اعدام صدام به سفارش «الجزيره» گرفته شد . لازم به ذکر است تحلیل ایشان در ميزگرد بازتاب رسانهاي اعدام صدام در موسسه روزنامه ايران بیان شده است.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۷:۴۲ بֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
جناب آقای عبدی
با سلام
تحلیلتان مثل همیشه، تبیینی بودو نه تبلیغی و لذا قابل اعتماد. و اما چند سؤال:
1-آیا حرکتهایی که حریف(آمریکا)، طبق تحلیل جنابعالی در چند هفته اخیر انجام داده است برای سیاستگذاران ایرانی قابل پیش بینی بوده یا نبوده؟
2-اگر قابل پیش بینی نبوده، پس اینهمه دفتر و کنسول گری وسفارتخانه و نمایندگی و ارگانهای اطلاعاتی رنگارنگ محسوس و غیر محسوس، خصوصی و نیمه خصوصی و نظامی و غیر نظامی با هزینه های نجومی در داخل و خارج کشور چه کار میکنند؟
3-و اگرقابل پیش بینی بوده، اولاً آیا قبل از وقوع بوده و یا بعد از وقوع و ثانیاً چه سیاستی برای مواجهه با آن حرکت انتخاب شده است؟
4-آیا گران کردن نفت ونزوئلا بر سر سفره های مردم آمریکا، سیاست مورد نظر ایران است؟
5-آیا برای کسانی که 28 سال درعالی ترین ارکان تصمیم گیری کشور جاخوش کرده اند گوش شنوایی وجود ندارد یا آنان موهایشان را واقعاً در آسیاب سفید کرده اند و فکر میکنند خون طرفدارانشان همیشه بر شمشیر پیروز است؟
6-آیاامتیاز دادن به مردم ایران(اصلاح در سیاستهای داخلی)، واقعاً برای آقایان پرهزینه تر از امتیاز دادن به دیگردول و بعضاً ملل است یا اینکه واقعاً آب حیات آنان در وجود بحران در کشور در ارتباط با خارج است؟
عبدی : تصور من این این است که تمام این دفتر و دستکها وجه صوری یافته اند و طبعا راهگشای امور نخواهند بود .فکر هم نمی کنم از پیش حدس وگمانی در این مورد زده باشند یا حداقل من نشنیدم.
متاسفانه برداشت آنها از سوال ششم همین طور است که اصلاح داخلی را دارای آثار و هزینه های نقد و مسلم علیه خود ارزیابی می کنند اما مواجهه خارجی را دارای هزینه های نسیه و غیر قطعی ارزیابی می کنند و از این رو پرداخت دومی را ترجیح می دهند.
۲۳ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۱ بֽظֽ | Reply
Mamad :
Dear Mr Abdi
It seems old habits die hard. The view that US knows everything and can plan things ahread is as old as what caused the occupation of the spy nest (sic) and all the misery (including an 8 year old war) . A simple stupid act of someone capturing the execution on a telephone and putting it on the internet is the sole basis of all your conclusions. How about all the anti-Iranian rabmbling by Sadam's daughter and sister ? Were they also planned and oredered by the US? How about Palestinians marching on the streets and carrying anti Iranian signs? They also myust have been ordered by the US. All the Arabs lined up agianst Iran during the 8 year war excpet the man in Lybia (who now announces three days of mourining for Saddam ) and Syria and we still think Arabs are our firneds and Israel and US are our only enenmies. Old habots and biases die hard.
عبدی : ظاهرا مطلب را بر خلاف ائده من برداشت کرده اید. از نظر من آمریکا فعال ما یشائ نیست و یا این که هر کاری خواست بکند می تواند.حتی ممکن است در این سیاست خود هم شکست بخورد و این دقیقا به بازی طرف مقابلش یعنی ایران مر بوط می شود.اما قضیه را هم نباید آنقدر پیش پا افتاده گرفت که یک نفر آدم از روی تفنن فیلمی را گرفته و به همین راحتی هم در اینترنت گذاشته است.
۲۴ دی ۱۳۸۵ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply
sami :
seyasat khareji rabt mostaqim ba seyasat dakheli -zaroratan - nadarad. Iran mitavanad ba hefz vaz' dakheli seyasat khareji ra avaz konad
عبدی : بله تا حدی درست است.ولی مشکل آن را حل نمی کند.
۲۴ دی ۱۳۸۵ ۰:۴۰ قֽظֽ | Reply
حمید :
با سلام،
در تأیید فرمایشات آقای پیوند میخواستم سه نکته را اینجا عرض کنم:
1 – با آقای ناشناس موافق نیستم که همیشه رفتاری که ما از آمریکا می بینیم برنامه ریزی شده و سیستماتیک است. همانطور که آقای پیوند اشاره کردند عناصری مثل بی لیاقتی و بی عرضه گی هم در آمریکا منبع بسیاری از اشتباهات و خطاها بوده اند. اشاره ای که آقای پیوند به توفان کاترینا کردند، در واقع بهترین مثال است. تفاوت عمده در این است که تصمیمگیری اشتباه در آمریکا (و کشورهای دیگر غربی) "اصل" نیست بلکه "استثناء" است. علاوه بر آن معمولاً بعداً تحقیق میشود که چرا چنین تصمیم اشتباهی گرفته شد.
2 – مسئله دیگری که در روند تصمیمگیری در آمریکا دیده میشود و تاثیر غیرعادی و بعضاً غیرقابل توجیهی در سیاست خارجی آمریکا میگذارد، لابی هایی هستند که برخی از گروهها در آمریکا دارند.
اصولاً وجود گروههای نفوذ، چه در آمریکا و چه در کشورهای دیگر چیز منطقی و حتّی لازمیست. منتهی، در حال حاضر، برخی از این لابی ها دارای چنان نفوذی در سیاست خارجی آمریکا شده اند که سیاست خارجی آمریکا را به سمتی سوق داده اند که حتّی در برخی موارد به نفع اکثریت شهروندان آمریکایی نیست. این شکل افراطی از قدرت و نفوذ یک گروه را بنده شخصا (در غرب) فقطَ در آمریکا می بینم.
3 – همین لابیها و گروههای نفوذ، گاهی چنان همدیگر را خنثی میکنند که نتیجه اش می شود یک سیاست خارجی خنثی و ابتر. نمونه اش هم درگیری دائم پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا در ابتدای اشغال عراق بود.
منظور اینکه سیاست خارجی آمریکا، سیاست خارجی نیست که همیشه مبتنی بر برهان و حتّی منافع ملی آمریکا باشد. هر از گاهی منافع ملی آمریکا قربانی منافع گروههای نفوذ و یا بی لیاقتی و بی عرضه گی فردی میشود.
۲۴ دی ۱۳۸۵ ۳:۱۵ بֽظֽ | Reply
پرویز :
جناب عبدی اینکه به نقد دل بسته میشود بامید این است که شاید فرجی شد و نسیه پرداخت نشد وقتی در هر صورت هزینه الزامی باشد پرداخت دیر تر موجب امیدواری است اکر در هر صورت میزان هزینه هم وزن دیده شوند اما این طرز تفکر با عرض پوزش از این منظر است که دیگی که برای من نجوشد ........
دیدگاهی که در ان همه چیز یا سیاه است یا سفید این سیاست را توجیه میکند چون در جامعه چند صدایی امکان قدر قدرتی نیست پس پشیزی نمی ارزد
اقای پدرام کاربرد سازمان ها فقط در تایید وتبلیغ
سیاست ها ست وفقط خروجی دارد انهم بر پایه تمایلات ما ورود اطلاعات وپروسس انها ممنوع است زیرا احتیاجی به ان نیست ما خودمان بهتر از هر کس میدانیم و میفهمیم احتیاجی به تحلیل و حدس وگمان وپیش بینی هم نیست بعد از اینکه اتفاقی افتاد ما هم عمل میکنیم اتاق اضافی هم برای فکر و تحقیق نداریم هرکه تصمیم نظر سنجی دارد اول با عبدی مشورت کند
۲۴ دی ۱۳۸۵ ۵:۰۲ بֽظֽ | Reply
taha :
آقای عبدی
یک سوال کلی داشتم، به نظر شما در حال حاضر مهم ترین موضوع برای کشور چیست؟
موفق باشید.
عبدی : آدرس ارسالی را نتوانستم باز کنم لذا متوجه مساله مورد نظر شما نشدم.مهمترین مساله بستگی به زاویه ورود دارد.الان و به شکل عاجل مساله هسته ای است.اما این مساله می تواند با یک تصمیم حل یا حداقل به مراتب بعدی سقوط کند.از یک زاویه دیگر اقتصاد لرزان و وابستگی به نفت است.از زاویه دیگر نابخردی سیاسی هم مساله مهم است.ولی به نظر من و به لحاظ تئوریک اصلی ترین مساله پس افتادگی ساخت سیاسی نسبت به دیگر ساختهای جامعه است که کلیت جامعه را بی ثبات و غیر کارکردی نمو ده است و ریشه این امر هم در استقلال منابع مالی دولت از ملت است و آثار آن را در عدم حاکمیت قانون ،ویژگی های فرهنگی ناخوش آیند چون دروغگوئی و چاپلوسی و ریا و....و امور دیگر می توان یافت.از این رو به نظر من اهتمام خود را باید بر حل مشکل استقلال حکومت از ملت گذاشت و اگر حل شد یا تخفیف یافت راه برای اصلاحات موثر و نیز پیدا شدن مشکلات واقعی هموار خواهد شد.
۲۴ دی ۱۳۸۵ ۷:۱۸ بֽظֽ | Reply
ali :
salam
salam
aghaye abdye aziz.dishab yeki az doostan yek CD avoorde bud ke marbut be sabte name entekhabate raysatjomhorye akhyr bud
yek roostaeye sade del(be in ke khodesh amade bud ya avoorde budanesh kari nadara)
baraye sabte nam oomade bud.khabar negari azash porsid:age ba bush mozakere koni chi behesh migi?goft migam marg bar amrika.man fek mikonam age oon bande khoda taeid mishod va ray myavoord zyad be hale dagahe diplomacimooon farghi nemikard dar moghayese ba halast
۲۵ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۰۵ قֽظֽ | Reply
فرزاد :
در پاسخ به آقاي يا خانم " ناشناس " بايد عرض كنم كه براي دعوت مردم به دوري از جدايي و بي تفاوتي اصلا نيازي براي به جان خريدن انگ همكاري با رژيم نيست منتها مشكل اينجاست كه رژيم و شايد شما اينطور فكر مي كنيد كه همبستگي وقتي بوجود مي آيد كه مردم تفكرات يكسان داشته باشند در واقع از نظر رژيم هم صدايي و تك صدايي يك معني دارند در صورتيكه ( اينگونه كه من از مطالب آقاي عبدي استنباط كردم) و با آن موافق هستم هم صدايي و همبستگي هنگامي كه به آرا و عقايد مختلف احترام بگذاريم پديد مي آيد . در عمل هم ديده ايم حكومت هميشه تهديدات خارجي را بهانه اي براي تك صدا كردن جامعه مي بيند اين پاسخ آقاي عبدي: "اگر حکومت به این نقطه رسید که برای همبستگی ملی دستها را بالا بزند مطمئن هستم که شنوندگان خوبی خواهد یافت." كاملا به جاست
۲۵ دی ۱۳۸۵ ۰:۴۶ بֽظֽ | Reply
وحيد (ناشناس اسبق) :
در پاسخ به دوستاني كه درباره كامنت من نظرداده اند و در دفاع از مطلب نوشته شده چند نكته را يادآور مي شوم :
- اين گزينه كه آمريكا برنامه هاي خود را به صورت سيستماتيك پيش مي برد اصلا به معني اين نيست كه همه كارهاي آمريكا درست و اصولي مي باشد . اگر اينگونه بود كه نگراني در مورد وحدت ملي مورد تهديد توسط آمريكا محلي از اعراب نداشت . حتي يك دزد هم قبل از دزدي كم و بيش روي نقشه اش كار مي كند . ديدن نقاط قوت ديگران دليل بر تاييد كارهاي آنان نيست .
- منظور از وحدت ملي ، تك صدايي و مونولوگ نيست كه اگر بود جايي از دفاع براي حاميان فكري گروههايي كه به شخصه ايراداتي به آنها وارد مي دانم باقي نمي ماند . اميدوارم كه اين نقدها بابي باشد براي باز شدن قضيه بسيار مهم و حياتي همبستگي ملي و نگاه واقع بينانه به آن .
- جمله معترضه اي كه در مورد انگ همراهي با نظام بيان شد معطوف به اين واقعيت است كه كلمات ومفاهيم جايگاه وحرمت واقعي خود را از دست داده اند و تحت هر شرايطي و به هر بهايي استفاده مي شوند . بنابراين ممكن است كه صحبت از وحدت ملي بي شباهت به شعارهايي از اين دست كه در مواقع خاص سرداده مي شود نباشد .
- بياييد از لبه ديگر بام نيفتيم ! آمريكا به دنبال منافع كوتاه مدت و درازمدت خود به منطقه لشكركشي كرده است نه به دنبال منافع من وشما . لااقل ما در سطح تحليلهايمان به فكر منافع ملي باشيم .
- و دست آخر اينكه نقاط قوت ملتها (و در نتيجه دولتها) با سطح آگاهي آنان رابطه مستقيم وتنگاتنگي دارد (دلم براي شعار دادن تنگ شده بود !!)
۲۶ دی ۱۳۸۵ ۱:۰۳ بֽظֽ | Reply
احمدي نژاد :
بياييد از محله ما گوجه بخريد 1200 تومان
...........
عبدی :
ظاهرا این دوست ما اظهارات امروز رئیس دولت در مجلس را هنگام ارائه بودجه تبدیل به کامنت کرده است.
۱ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۰۳ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/394