آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار , هسته ای

۲۵ دی ۱۳۸۵

برخورد مدبرانه يا سياست متناقض؟

وقتي كه خبر حمله نيروهاي آمريكايي به ساختمان كنسولگري ايران در اربيل و بازداشت كاركنان آنجا و بردن برخي از وسايل و تجهيزات كنسولگري منتشر شد، انتظار چه واكنشي از جانب حكومت ايران مي‌رفت؟
علي‌القاعده و برحسب شعارهايي كه دولت ايران و اجزا و رسانه‌هاي رسمي آن همواره مي‌داده‌اند، انتظار مي‌رفت كه واكنش حكومت ايران بسيار قاطع و حتي تلافي‌جويانه باشد. نگاهي به سخنان مسئولين كشور و مطبوعات و رسانه‌هاي وابسته به آنها، اين انتظار را بديهي و طبيعي مي‌نمود، اما در عمل مواجه با رفتار ديگري شديم. آقاي رييس دولت كه در مورد هر مسأله ريز و درشتي اظهارنظر مي‌كند، با سكوت در اين مورد راهي ينگه دنيا و ديدار از كشورهاي درجه چندم آمريكاي لاتين شده است. گويي كه از نظر وی هيچ اتفاقي نيافتاده؟ سخنگوي وزارت خارجه هم كه دعوت به برخورد «مدبرانه» نموده است، كه معناي آن بسيار روشن است. رييس مجلس هم پس از چند روز آن را نشانه شكست آمريكا در عراق دانسته ولي زحمت پاسخ به اين سوال را به خود نداده كه چرا در برابر يك آمريكاي شكست خورده در عراق، تا اين حد منفعل برخورد مي‌كنيد؟ اين كه گفته شود آمريكايي‌ها به علت شكست يا چيز ديگري چنين عملي را مرتكب شده‌اند، گرهي از مشكل نمي‌گشايد، و رافع مسئوليت حكومت ايران در دفاع از افرادش نيست. به علاوه حكومت ايران كه مدعي است ،ساختمان مذکور محل كنسولگري بوده، حتماً به تبعات اين گزاره هم توجه دارد كه آنجا جزو خاك ايران محسوب مي‌شود، در اين صورت باید توضیح دهد که چرا در پاسخ به حمله عليه خاك ايران تا اين حد منفعل و بي‌تفاوت عمل مي‌كند؟
در اين زمینه كه چرا دولت ايران چنين رفتاري را پيشه نموده، بايد گفت كه دليل اصلي آن تعارض در ميان حرف و عمل آنان است. يك حكومت و سياستمدار عاقل هميشه زباني آرام و مسالمت‌جو را به زباني ستيزه‌جويانه و جنگ‌طلبانه ترجيح مي‌دهد، در مقابل و در مقام عمل، همواره قاطعيت و سرعت عمل در واكنش را پيشه مي‌كند. سياستمداراني كه در هنگام سخن گفتن جنگ‌طلب و ستيزه‌جويانه سخن مي‌گويند اما در مقام عمل عقب‌نشيني مي‌كنند، چيزي جز خسارات براي خود و ملت خويش به ارمغان نمي‌آورند. هنگامي كه داعيه‌هايي فراتر از امكانات خود بر مي‌گزينيم با اولين بادهايي كه مواجه شويم، هزيمت پيدا مي‌كنيم، چه رسد به هنگامي كه طوفان رخ دهد.
اما نتایج این انفعال چیست؟چنين رفتاري موجب تقويت سياست‌هاي جنگ‌طلبانه بوش مي‌شود، زيرا بيش از هر چيز ديگري بر كارآمدي آن سياست‌ها صحه مي‌گذارد. كاخ‌سفيد اين نحوه رفتار دولت ايران را مستمسك مناسبي براي بكار بردن زبان زور معرفي خواهد كرد، و به مخالفان سياست خود در داخل و خارج ايالات متحده مي‌فهماند كه دولت ايران فقط در برابر اقدام قاطع و نظامي عقب‌نشيني خواهد كرد و گفتگو و صدور قطعنامه، براي رسيدن به مقصود كافي نيست. اين واكنش دولت ايران حتي موجب تشديد فشارهای آمریکا علیه ایران هم خواهد شد و تصميم‌گيران كاخ‌سفيد را بيش از پيش به اين عقيده معتقد خواهد كرد كه براي رسيدن به اهداف خود در ايران مي‌بايد سياست تندتر و مبتني بر زور را پيشه كنند. اگر گروه‌هاي عراقي با اعمال خود در عراق موجب به بن‌بست رسيدن سياست مداخله و اعمال زور آمریکادر كشورهاي ديگر شده‌اند، نحوه واكنش حكومت ايران، اين سياست را از بن‌بست (حداقل در كوتاه‌مدت) خارج مي‌كند.
سكوت در برابر اقدامات آمريكا مشكلي را از حكومت ايران حل نمي‌كند، حتي اگر اين سكوت را با بسته‌بندي "سياست مدبرانه" عرضه دارند، زيرا اين سكوت و انفعال علامت دادن به بوش براي اعمال فشارهاي بيشتر است، البته حكومت ايران توان واكنش نشان دادن هم ندارد، و هر دو راه به ضرر آن است، و اينجاست كه حكومت ايران به ناچار مي‌بايست به بازنگري در مباني سياست داخلي و خارجي خود بپردازد. با ادامه اين سياست، و از بد حادثه اين تنها ما هستيم كه در تمام جهان، به جنگ‌طلب‌هاي آمريكا جايزه مي‌دهيم.این جمله پوپر را نباید فراموش کرد که درس قرن بیستم را این می داند که از جنگ با جنگ جلو گیری می شود.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

علی :

با سلام و تشکر از تحلیلتان
1- سفر ناگهانی آقای لاریجانی به عربستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
2-آیا این تحلیل صحیح است که کسانی در داخل کشور و در منطقه از خصومت بین ایران و آمریکا سود میبرند و به همین دلیل نمیگذارند مذاکره ای بین طرفین صورت گیرد؟

عبدی : در مورد اول اطلاعی ندارم در باره سوال دوم هم باید گفت که برخی ها از این وضع سود می برند اما آنها در موقعیتی نیستند که بتوانند مانع کاهش تنشها شوند بلکه طرفین این رابطه خودشان در صدداین کار نیستند.

۲۵ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply

kave :

salam : aghaye abdi az roshanghri shoma man be nobe khod ghadr dani mikonam, eykash mardome iran ham albate manzur tude mardom ham kami ham az in harfha ra mikhand va avize ghushe khod mikard, va cheshm baste be harfhaye kasani ke daie eslam va eslam madari ra mikonanad ghabul nemikardan.
movafagh bashid

۲۵ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :


1-
اقاي احمدي نژاد با دو نامه اي كه به رئيس جمهور و مردم امريكا نوشت و مصاحبه با شبكه تلويزيوني امريكائي و نيز سخنراني هاي پياپي عملآ با دولت امريكا وارد يك جنگ رسانه اي شده است ! (انچه كه احتمالآ انان منتظرش بوده اند)
2-
ادعا شد كه :مصاحبهء ايشان با شبكهء تلويزيوني امريكائي در امريكا بازتاب خوبي داشته است و خبرنگار كهنه كار بخاطرناتواني اش از سوي لابي اسرائيلي مورد انتقاد قرار گرفته است!(فرض بفرمائيد اينها دانه هائي است كه براي به دام انداختن بر زمين ريخته مي شود)
3-
حادثهء اربيل را به عنوان يك سكانس (مثلا"پيش پرده اي)از سناريوئي فرض بفرمائيد كه كارگردان هاي هاليوودي كاخ سفيذ اجرا مي كنند
4-
فرض بفرمائيد هولوكاست هم يك پاپوش بود كه نانش به سفرهء دولت اقاي احمدي نژاد گذاشته شد تا تبليغات ان براي مردم اروپا اكران شود ودهان انها دوخته شود
5-
فرض بفرمائيد انفجاري كه در منطقهء بين كرمان و يزد به وقوع پيوست چيزي شبيه انفجار اسكله سلمان در سال 67 بود كه به پذيرش قطعنامه 598 انجاميد !
......
-
اميدوارم همهء اين فرضها غلط باشد!
-
من فكر ميكنم ما با يك خلائي بيشتر از تعويض يك دولت مواجه هستيم
-
ايا اين همان چيزي نيست كه كاستروي پير هشدارش را به ايران داده بود؟


۲۵ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۱ بֽظֽ | Reply

رضا :

سلام جناب عبدی
امروز یکی از دوستانم را که دیدم.بسیار پر شور از سیاست های دولت دفاع می کرد و ترجیع بند سخنانش این بود که ایران تا پایان فرصت 2 ماهه به اهداف عالی خود دست پیدا خواهد کرد و دیگر اینکه سفر احمدی نژاد به آمریکای جنوبی را ایجاد پایگاه برای ایران در آنجا می دانست که در صورت جنگ احتمالی ایران بتواند به آمریکا حمله ی موشکی نماید.
نکته ی جالب دیگر اینکه مدام به اصلاحطلبان نا سزا می گفت که آنها بوده اند که موجب شده اند اروپا متوجه اعمال ایران شود و شما را واسطه ی این اقدام می دانست.
هر چه هم که با استدلال و البته با ملایمت فراوان خواستم به او بگویم بسیاری از این گزاره ها که می گویی نمی تواند حقیقت داشته باشد می گفت تو از بیرون می نگری و نمی دانی!
اما استدلاش در مورد آمریکای جنوبی حقیقتش مرا ترساند.

عبدی : به قول معروف کسی که خواب باشد را می توان بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده باشد نه.اما چنین کسی هم دیر یا زود بیدار خواهد شد.اما کسی که مرده باشد را چکار می توان کرد.در این مورد خاص باید گفت دست به دامن عیسای مسیح باید شد.البته یک نکته مثبت در این اضهارات است و آن این که موعد قضیه حداکثر 2 ماه دیگر سر می آید.
در مورد من هم نگران نباشد روزی که همه چیز علنی شد اگر سنگ هم باشد از خجالت آب خواهد شد.

۲۵ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۸ بֽظֽ | Reply

حامد :

برادر ارجمند جناب آقاي عبدي
پس از شنيدن اين خبر فقط به اين نكته فكر كردم كه آيا با سابقه اي كه ما در گذشته كه چنين رفتاري با آمريكا داشته ايم مي توانيم بر خورد جدي هم بكنيم؟

عبدی : اینها ربطی به سابقه و لاحقه ندارد به قدرت کشور مربوط است اگر داشتیم کسی جرات چنین کاری را نداشت و اگر فاقد آن باشیم ضعیفترین حکومتها هم ما تلکه خواهند کرد.

۲۵ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۵۱ بֽظֽ | Reply

حمید :

با سلام خدمت آقای عبدی،
( در ابتدای مطلب ضرب المثل خوبی نوشته بودید اما متاسفانه حذف شد)
فرهنگ هارت و پورت کردن و خالی بندی، از قدیم در ما بوده و جناب سعدی و عُبید و غیره بارها و بارها به آن، با لحنی طنزآمیز، اشاره کرده اند. امّا مدل سیاسیش مدتهاست مُد شده و شدیداً رواج پیدا کرده است. این هارت و پورتها هم آنقدر تکرار شده که آدم یواش یواش شک میکند که نکند راست میگویند!

البته شما هم تکلیف خوانندگان را روشن نمیکنید جناب عبدی. از یک طرف میگویید عکس العمل آقایان نسبت به حمله آمریکا به کنسولگری ایران در اربیل عکس العمل درخوری نبوده و از طرف دیگر میگویید البته آقایان امکانات نشان دادن یک عکس العمل درخور را هم نداشتند. تنها نتیجه ی منطقی که از فرمایشات جنابعالی می توانم بگیرم اینست که آقایان آن حرفها را اصلاً نباید میزدند که حالا تویش بمانند.

عبدی : نتیجه منطقی تر این است که باید سیاست داخلی و به تبع آن سیاست خارجی متکی بر منافع ملی اتخاد شود.اگر چنین شد سیاستمداران بر اساس خواست مردم با دیگران به نحو احسن و برای حفظ منافع ملی و پرهیز از در گیری مذاکره می کنند و در جائی هم که لازم باشد با تمام قدرت از حکومت ملی خود در برابر بیگانه دفاع می کنند.بنابر این با این سیاست داخلی سیاست خارجی موجود متناقض و ماجراجویانه است.و محکوم به عدم موفقیت است.


۲۶ دی ۱۳۸۵ ۰:۴۶ قֽظֽ | Reply

ابراهیم :

سلام
به نظر بنده تحلیل ساده انگارانه ایی بود . عالم سیاست و حفظ منافع ملی میدان وسیعی برای مانورهای گوناگون دارد . و بنده بعنوان یک شهروند این اختیار انتخاب را برای مسئولین قائل هستم . که به مقتضی زمان و مکان تصمیمات لازم را بگیرند . هر چند به نظر بنده نامناسب باشد .
در ضمن به نظر میرسد جمله پوپر جابجایی کلمه دارد . خط آخر : ( با جنگ از جنگ جلوگیری میشود ) منطقی تر است .

عبدی : کسی محالف حق انتخاب مسئولین نیست اما باید در برابر انتخاب خود پاسخگو باشند.جمله پوپر هم برای رعایت عین متن ترجمه شده در کتاب درس این قرن است.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۰:۵۴ قֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی با سلام
تصمیم گیری درست به هنگام بحران مهم است. البته من بر این باورم که یک تصمیم درست تنها در یک فرایند منطقی جواب می دهد نه در یک مورد خاص. بعنوان مثال طالبان دوبار موفق به تصرف مزار شریف شد. در اشغال اول هیچ صدمه ای به دیپلماتهای ما نرساند اما چرا به هنگام دومین اشغال با دیپلماتهای ما آنگونه رفتار کردند. در عوض ما چه کردیم؟ آیا نمی توانستیم با درک شرایط از این اتفاق جلوگیری کنیم. جناب عبدی من می خواهم بگویم تا وقتی که عواملی بنام قدرت و زور عریان تعیین کننده قواعد بازی هستند و یک بازیگر خواهان نقش نداند که در کجای این معادله قرار دارد نمی شود برای اتفاقات بد و خوب نسخه جنگ و صلح پیچید.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۲:۳۳ قֽظֽ | Reply

رضا مهدوی هزاوه :

بعد از دوم خرداد عده ای که در روزنامه ها مطلب می نوشتند یک شبه مشهور شدند .بعضی از این نویسندگان بدیهی ترین اصول روزنامه نگاری را بلد نبودند و خودشان را پشت سر کسانی مثل شما و بهنود و گنجی و باقی و...پنهان می کردند. حرفهایشان تکرار حرفهای روشنفکرانی مثل شما بود.اینها بعضی هاشان اکنون سایت و وبلاگ و ...دارند و حرفهای کمی افراطی و بدون پشتوانه ی نظری می نویسند. و یا در همین تعداد روزنامه های محدود می نویسند. اینها از نظر من بیشتر اسیب می رسانند تا فایده .مطالبشان اندکی مغرضانه است. تحلیل ها شبیه به هم است. تفکر دیده نمی شود.حرفها تازه نیست.روشنگری از طریق وصل تکه های گم شده ی حقیقت وجود ندارد . نگاهها از پیش تعیین شده است. تحلیل ها لایه دار نیست .به نظرم این مساله نیاز به نوعی اسیب شناسی دارد .تفکر به ظاهر اصلاح طلبانه ولی در باطن سرشار از تعصب و پیشداوری و هیاهوی کاذب ثمری دارد؟ به عنوان مثال شما به صفحه ی ادبی و هنری بعضی روزنامه ها نگاه کنید. اسم ها تکراری و وو...دوست داشتم نظرتان را در این مورد بدانم . البته این موارد شامل همه نمی شود.

عبدی : اگر چه کامنت به یادداشت ربط مستقیمی ندارد اما تا راه افتادن بخش تماس این موارد را نا دیده می گیریم.از نظر من این مساله واکنش طبیعی افراد به انسداد سیاسی است در فضای باز هر کسی نمی تواند مدعی شود اما وقتی فضا بسته شد هر کس که کمی شجاعت داشته باشد می تواند پشتوانه فکری را دور زده و میدان دار شود و به همین دلیل باید با انسداد سیاسی مخالفت کرد.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۲:۳۶ قֽظֽ | Reply

محمدی :

جناب عبدی همه فرمایشاتتان صحیح است اما باز هم اوضاع وخیمتر است. ایا راههای مستقیمتری را برای تأثیر گذاشتن بر این اوضاع، که ضامن تحرک اجتماعی هم باشد، اصلاح طلبان نمی توانند در پیش بگیرند؟ البته که آنها هزینه بردار هستند اما به نظر می رسد همه چیز، از جمله هر نقشه ای برای آینده ایران و هر برنامه ای که برای هر فرصتی در خطر باشد . ممکن است اساساً دیگر فرصتی باقی نماند. انگیزه های دولت ایران هر چه که هست تفسیرش امروز به کار نمی آید آنان باید مخالفان جدی در مقابل سیاست های مخرب خود بیابند. آیا اینطور نیست؟

عبدی : در شرائط حاضر تنها راه ممکن و موثر فشار افکار عمومی بر اصلاح روشهاست اگر چه ابزار زیادی هم برای این فشار وجود ندارد.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۳:۴۰ قֽظֽ | Reply

امید :

با سلام
اجازه دهید به مطلب شما اضافه کنم که

آقای بوش هم به دلیل همین انفعال, با قلدری تمام تاکید کرده که باز هم از این اقدامات , در آینده خواهد کرد!

چرا؟ چون حتی , او هم متوجه شده که , دولتمردان ایران , بدلیل عملکردهای خود , از حمایت مردم خود کم بهره اند.
و گر نه ,
نه او جرات انجام این گونه اقدامات را داشت و نه حاکمان,( که با یک تجمع ساده ی اعتراضی مردم , خونشان بجوش می آید و ترمز میبرند و میگیرند و..... ) , اینچنین سر در گم, بدون نشان دادن هیچ عکس العملی چنین منفعل عمل می کردند.
چرا ؟ چون آمریکا با سرمایه گذاری و صبری که قبلاٌ کرده, و پوست موزهایی که زیر پای خیلیها انداخته, میداند که امروز دیگر نمیتوان با قاطعیت گفت:" من به پشتوانه ی این مردم , در دهان آمریکا میکوبم".
(به همین دلیل , به قول شما , مثل کسانی که در مسابقه ی حرکتها مات شده اند, مجبورند اینچنین منفعل , به تماشا , وا دهند و خشکشان بزند. )
و اما در این شرایط,
آیا میتوان از این مات شدن در مقابل دشمن, رهایی یافت؟
به نظر من این رهایی در این موقعیت
احتیاج به یک اقدام شجاعانه از طرف دولتمردان چمهوری اسلامی دارد.
صدام در چنین شرایطی, زورگویی های آمریکا, اسلحه های دولتش را بین مردم , پخش کرد تا این جو کشت و کشتار و انتقام را ایجاد کند و کرد .

به نظر میرسد دولتمردان ما با دیدن این تجربه ی تلخ, بهتر است تا دیر نشده دست بکار شوند و از فاجعه بر سر مردم جلوگیری کنند و تن به یک انتخابات واقعی و تحقق مردمسالاری بدهند و قدرت را به صاحبان اصلی آن یعنی مردم واگذار کنند تا مردم خود بار دیگر به صحنه آمده و دشمن را از ورود به سرزمینشان ناامید سازند
امیدوارم اینچنین شود
ولی گویی متاسفانه سرنوشت ما ..........

اینچنین مباد.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۵:۲۶ قֽظֽ | Reply

راد :

جناب عبدی با عرض سلام،من هم مانند شما از واکنش دولت ایران مخصوصاً روزنامهء کیهان متعجبم.ولی زبانم لال!آیا امکان دارد که آمریکا مدارکی دال بر همکاری این افراد با شورشیان عراقی در دست دارد.اگر ادعای آمریکا مبنی بر اینکه این پنج نفر از اعضای سپاه میباشند درست باشد دولت ایران چه توجیهی برای حضور ایشان در آنجا دارد.

عبدی : اگر سیاست منطقی داشته باشیم نیازی به توضیح دادن به دیگران نیست مگر کسانی که دهها هزار سرباز دارند توضیح می دهند که ایران نیازمند این باشد.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۷:۳۱ قֽظֽ | Reply

فرزاد :

آيا واقعا محل مذكور كنسولگري بوده است ؟

عبدی : اگر باشد حتما ایران می تواند اقدام حقوقی کند اگر نکرد به معنای این است که کنسولگری نبوده.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۸:۵۳ قֽظֽ | Reply

ابراهیم :

جناب آقای عبدی
با سلام،
به نظرم کسانی که حتی کمترین بهره ای از سیاست دارند نیز به این واقف بوده و هستند که رجز خوانی مسئولان ما صرفا برای مصرف داخلی است و گرنه در معادلات جهانی آنها در حد و اندازه ای نیستند که امریکا یا اروپا را تهدید کنند.حال اینکه چرا مرتبا و مکررا رئیس دولت و دوستانش علیه امریکا و غرب شعار می دهند و به آنها چنگ و دندان نشان می دهند بر ما معلوم نیست.البته شاید یک دلیلش رسالتی باشد که آقایان بر دوش خود احساس می کنند و همچنانکه شورای محترم نگهبان مسئول به بهشت فرستادن همه است!دولت نیز خود را مسئول هدایت کل جهانیان به راه راست می پندارد و چنانچه آنها با زبان خوش به چنین راهی هدایت نشوند زبان تهدید و جنگ تنها راه انجام این رسالت خواهد بود.با توجه به اصرار برخی افراد به ارتباط با امام زمان(عج) و الهام به ایشان ،از کجا بدانیم که به ایشان الهام نشده !!(نعوذ باالله -البته بنده اعتقاد دارم این افراد دچار توهمه ستند)که چنین راهی را انتخاب کند و ذره ای هم کوتاه نیاید تا ملت و مملکت را به ورطه نا خواسته بنشاند.
اینها فکر می کردند با تهدید های آنچنانی طرف مقابل را به تسلیم وادار می کنند و چنین تصور می کردند که امریکا و غرب نیز همچون متولیان اصلاح طلبان ترسو و بی برنامه هستند وبا تهدید آنها جاخواهند زد.این موضوع از دوحال خارج نیست . یا اینها خود را بسیار قدرتمند یافته اند که هیچ اعتباری برای جامعه جهانی و روابط حاکم بر آن قائل نیستند یا اینکه طرف خود را ضعیف و زبون تصور می کنند.
به نظر می رسد غرب و امریکا به این نتیجه رسیده اند که ما با زبان مرسوم دنیا آشنا نیستیم و تنها زبان زور را می فهمیم و این بسیار خطر ناک است.اگر اینچنین باشد شمارش معکوس برای درگیری با غرب و امریکا شروع شده و با توجه به گذشته دولت مردان و حرفهای آنان(و خراب کردن همه پلهای پشت سر) بعید است جایی برای گفتگو ویا عقب نشینی برای خود گذاشته باشیم .چنین به نظر می رسد که رئیس دولت دچار توهم عجیبی است .ایشان حتی به حرفهای دوستان اصولگرای خود نیز بی توجه است.نمی دانم این موضوع اسمش دیکتاتوری است یا اینکه اعتقادات توهمی ایشان وی را از گوش دادن به هر سخنی بی نیاز کرده است.البته ظاهرا ایشان در این وادی تنها نیستند.کافی است نامه همسر سخنگوی دولت به رهبر انقلاب را بخوانید تا عمق فاجعه ای را که تفکر این گروه در حال رقم زدن برای کشور است متوجه شویم.
البته در این اوضاع و با توجه به مجلس بی خاصیت و خنثی و بی اعتنایی دولت به هر سخن و نصیحتی ظاهرا شتاب سقوط هر آن نیز بیشتر می گردد.
در کشوری که به دلایل متعدد،نخبگان و مصلحانش(منظورم اصلاح طلبان است)پس از نزدیک به دودهه از پختگی و زمامداری ،از حکومت رانده می شوند و برای نجات خود به فردی متوسل می شوند که اصلا معلوم نیست چه تفکر و ایده ای دارد(و تنها بر اساس صندلی صدارت یک روز در کسوت محافظه کاران و زمانی در ردای اصلاح طلبان )هر دو گروه را برای ماندن در راس حکومت بازی می دهد و هر دو طایفه نیز از این چرخشها مسرور و شادمان بوده و هلهله می کنند، رویکردی که هم اکنون دولت در پیش گرفته چندان هم غیر منتظره به نظر نمی رسد.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۹:۲۹ قֽظֽ | Reply

حميد :

با سلام
راستش اين نوشته شما از آن دسته اي است كه من را شوكه مي كند. يا من پيام و تحليل آن را درست متوجه نشدم و يا از سوي شما قدري با عجله و گنگ است.
نكته اول اين است كه همانطوريكه كه مي دانيد بسياري از گفته ها و نوشته ها مخاطب خاصي دارند. حتي سي ان ان هم داراي بر نامه هاي مختلفي براي امريكا و اروپا و آسياست كه در برخي موارد در خصوص يك موضوع واحد نه تنها لحن و شدت خبر بلكه موضع به نظر رسيده از آن ها با هم متفاوت است. آنچه در تريبون نماز جمعه يا صدا و سيما پخش مي شود با آنچه در مذاكرات مطرح مي گردد متفاوت است. اين مسئله از اول انقلاب و حتي پيش از آن به همين نحو بوده است. وقتي آقاي احمدي نژاد براي بوش نامه فرستاد در حاليكه در داخل ايران به لحن غليظ و شديد آن توجه مي شد در دنيا پيام اصلي آن مورد بررسي قرار گرفت كه آمادگي براي گفتگو و مذاكره بود.
وقتي ديپلمات هاي ايراني در هرات كشته شدند بر اساس سخنان قبلي شايد همه انتظار داشتند ايران اقدام شديدي بنمايد ولي اتفاق خاصي نيفتاد.
بر خلاف نظر شما من گمان نمي كنم خويشتنداري ايران در سطح جهان ناشي از موضع ضعف تلقي گشته و بر خشونت رفتار امريكا بيفزايد. اتفاقا به نظر مي رسد دستگيري دو فرستاده ايران و سپس حمله به دفتر ايران در اربيل مي تواند در قالب دو سناريو قابل تحليل باشد.
سناريوي اول اين است كه با وادار كردن ايران به عكس العمل افراط يا تفريطي ايران را از موضع نيرومند خود در عراق خارج سازد. يا ايران به عكس العمل دست ميزند كه در اينصورت مي توان آن را در افكار عمومي جهان منطقه و عراق مسبب ناآرامي ها معرفي كرد و يا اينكه فعاليبت هاي خود را در عراق كاهش مي دهد كه باعث تضعيف جايگاه آن مي شود. به نظر من بهترين كاري كه ممكن است اين است كه گمان كنيم نه خاني آمد و نه خاني رفت و نگران نباشيد به خاطر عدم نشان دادن عكس العمل امريكائي ها جري تر نمي شوند.
سناريو دوم مي تواند اين باشد كه حكومت امريكا توصيه بيكر را پذيرفته باشد اما از آنجائيكه پذيرش آشكار آن صدمه شديدي به همپيمانان امريكا در منطقه ميزند ابتدا با ايجاد اين جو راديكال زمينه سازي معكوسي را با تضعيف برخي مواضع ايران در عراق به گونه اي كه موجب موافقت و رضايت هم پيمانان منطقه اي اش همچون عربستان و مصر و اردن گردد صورت دهد. در اين شرايط نيز ايران بايد اولا نيم نگاهي به داشته باشد كه مواضعش را در عراق از دست ندهد و ثانيا آنچنان رفتاري از خود نشان ندهد كه درگيري تنها راه پيش رويش باشد.
راستش اگر هدف اين نوشته شما نشان دادن نقاط ضعف شعار دادن راديكال و به تعبيري كاستن از خشونت كلام است قابل قبول به نظر مي رسد و به حمد اله اين را فعلا مي بينيم اما اگر پيام اين نوشته لزوم رساندن خشونت عملي به حد خشونت هاي كلامي خشونت كلامي حاكمان باشد غير قابل قبول است.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۹:۵۵ قֽظֽ | Reply

ali :

سلام
علی(ع): نادان را میبینی در حالی که یا افراط
میکند یا تفریط.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۹:۵۷ قֽظֽ | Reply

ابراهیم :

یک رفتار عجیب و باورنکردنی از محافل قدرت در کشور و حامیان آنها در خصوص این موضوع سکوت کامل آنها است.بیاد داریم که هنگامیکه کشورهای 5+1 تصمیم گرفتند پیش نویس قطعنامه علیه ایران را برای تصویب در شورای امنیت آماده کنند گروهای حامی محافظه کاران از قبیل بسیج دانشجویی ، جبهه عدالتخواه دانشجویی و غیره تجمعهای مختلفی بر پا کردند و جلو سفارت کشورهای مذکور تظاهرات متعددی راه انداختند و تهدید کردند که ما این می کنیم و آن می کنیم.در این قضیه اینها کاملا خاموش هستند و با وجود اشغال کنسولگری ایران و بازداشت چندین مسئول هیچکدام سخنی نگفتند و راهپیمایی را نینداختند.آیا به نظر شما از بالا دستوری به آنها داده شده تا از این حرکتهای خود جوش و مردمی!! انجام ندهند؟و چرا چنین دستوری صادر شده است؟آیا اینبار حکومت تهدید امریکا را جدی تلقی می کند و شبح برخورد همه جانبه نظامی را جدی می بیند؟

عبدی : نیازی به دستور نیست خودشان متوجه می شوند که چه کنند و چه نکنند.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۱۷ قֽظֽ | Reply

محمد جواد طواف :

مطالب آقای سازگارا در سایت گویا را شاید خوانده باشید، در مورد سیاست ایران در دریای خزر، در مورد تعیین حدود مرزی ایران و بازگشت به قرارداد 1975 الجزاریر، در مورد ادعاهای امارات و کشورهای عربی در مورد جزایر ایرانی و نیز در مورد بستنِ آبِ هیرمند بر ایران و خشک شدنِ انبار غله ایران....
به این موارد اضافه کنید، موقعیت ایران را در قبال سیاست آمپی دمپینگ ترکیه و سیاستِ تعرفه ترجیحی در مورد کالاهای ایرانی که باعث شده صادرات صنایع ما به خصوص صنایع نساجی به ترکیه قطع شود، و واردات افزایش یابد...
و دولت ایران هیچگونه پاسخی در این مورد نمی دهد.
متأسفانه سیاستِ خارجه ایران، در طی سالهای گذشته بیشتر امتیاز دهی به هر کشوری بوده، و از دست دادنِ منافع ملیِ خودمان.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۲۳ قֽظֽ | Reply

عقیل :

جالب توجه آنکه امروز شبکۀ العربیه (متعلق به عربستان) خبر داد که :"لاریجانی برای کاهش بحران رابطۀ کشورش با آمریکا به پادشاه عربستان متوسل شد." این عبارات ترجمۀ دقیق خبر ساعت 8:30 دقیقۀ این شبکه است که در زیر نویس به طور مستمر تکرار می شود. نمی دانیم چگونه متوسل شده اند اما برای کشور شکست خورده ای مانند آمریکا به پادشاه عربستان متوسل می شویم. این هم از عجایب روزگار است.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۱۰:۳۳ قֽظֽ | Reply

نوري :

هر چند جنگ با جنگ جلوگيري مي‌شود، ولي سخن اصلي همان است كه ابتدا فرموديد كه سياستمدار عاقل زباني آرام و مسالمت‌جو دارد تا بتواند قاطعيت و سرعت عمل داشته باشد. مرحوم مدرس مي‌گفت، با توجه به جميع جهات، سياست ما بايد سياست بزكوهي باشد كه پيش از طلوع آفتاب به چرا مي‌رود. هوا طوري است كه او مي‌تواند علف را ببيند و از طرف ديگر دشمن او را نبيند. بازتاب اين را در روابط با دولت‌هاي قدرتمند آن دوره در چارچوب موازنه‌ي عدمي مي‌ديد كه فارغ از پذيرش سلطه و تخريب ديگران و زبان دشمنانه است. در عين حال بر آن بود اين رابطه بايد به نحوي شكل بگيرد كه اگر كسي به ايران تعدي كند، اول او را مي‌زنيم بعد مي‌بينيم كه مسلمان است يا نه؟ تا به شيوه‌ي خودش دفنش كنيم(يعني همان سرعت عمل). آقاي عبدي! آقايان معتقدان جدي موازنه‌ و روابط وجودي هستند، براي همين در تخريبي كه ايجاد مي‌كنند، سلطه‌پذيرتر مي‌شوند

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۰۸ قֽظֽ | Reply

عبدالله :

چرا مطبوعات و رسانه های جناح راست که در دولت قبلی هر نوع برخورد دیپلماتیک را انفعال تعریف می کرد و در قبال جنایت طالبان در سفارت ایران در افغانستان شعار جنگ می داد در قبال تعرض آمریکا سکوت کرده اند . پس آن اقتدار چه شد . این شیوه برخورد دوگانه این طیف چگونه با اصولگرایی جمع می شود ؟ چگونه ممکن است نوع خاصی از برخورد سیاسی در یک دولت بد باشد اما در دولت دیگر خوب باشد

عبدی : اتفاقا این مساله با قضیه مزار شریف قابل مقایسه نیست. پاسخ ندادن به حکومتی چون طالبان که هیچ چیزی برای از دست دادن ندارد با سکوت در برابر آمریکا فرق می کند ضمن این که بعد از آن واقعه سیاست ایران در برابر طالبان سرسختانه تر شد اما آیا آقایان حاضرند این کار را در مورد اخیر انجام دهند؟اگر اینچنین کردند آیا حاضر به پذیرش تبعات آن هستند.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۶ بֽظֽ | Reply

مهدی م :

آقای عبدی به نکته خوبی اشاره کرده اید.
محافظه کاران حاکم دولت های قبلی رو به خاطر سیاست مدارا به شدت مورد انتقاد قرار داده بودند و از قاطعیت در سیاست خارجی سخن می گفتند. حالا که نوبت خودشان رسیده و یک صحنه جدی برای دیپلماسی قاطع به وجود آمده آقایان جا خالی داده اند و نه تنها مدارا که به نوعی کوتاه آمده اند (به علت ترس). البته از قدیم می گویند آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. آیا آمریکاییها می دونستند که کی به کجا حمله کنند و چه مدارکی رو همراه ببرند که چنین سکوتی بر حکومت حاکم شده.؟
اما یه سوال دارم.
آمریکا با سرنگونی ایرباس به ایران فهماند که باید جنگ را به اتمام برساند.
آیا حمله به کنسولگری ایران می تواند واجد چنین پیامی باشد؟ یا اینکه اقدامات پر هزینه تری تدارک خواهند دید؟

عبدی : اگر وضع به همین منوال پیش برود هزینه ها بیشتر می شود.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۰:۵۰ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی
- پاسخ چرائی این برخورد دولت را می توان به نوعی در مصاحبه رئیس کشور در آستانه سفر به امریکای لاتین مشاهده نمود. ایشان در فرودگاه مهرآباد دو علت را برای سفر اعلام نمود: اول اینکه امریکای جنوبی منطقه مهمی است و دوم اینکه قبلا توافقاتی بین طرفین حاصل شده که باید پیگیری شود!
به عبارت دیگر رئیس مملکت نمی داند یا حاضر نیست بپذیرد که اهمیت نسبی است و برای هرکشوری، حوزه مجاورش مهمترین مناطق در دنیاست. دوم اینکه حتی اگر پیگیری امور و توافقات کار رئیس مملکت باشد - که نیست و به همین دلیل سفیر و سفارت در کشورهای دیگر تعیین می کنند! - پیگیری تحولات و توافقات در حوزه مجاورت و از جمله بازداشت پنج دیپلمات ، از همه مسائل برای رئیس مملکت باید مهمتر باشد.
- بعد از همه این اما و اگرها، اگر سفر ایشان بتواند 90 میلیون دلار اعطائی به اورتگا در دهه هشتاد میلادی را زنده کند، حداقل بنده خوشحال خواهم بود. شاید دولت این پول را صرف واردات تخم مرغ و گوجه فرنگی کند بلکه رشد سرسام آور قیمت ها کنترل شود!. شاید هم رئیس مملکت با اعلام مشارکت در فقرزدائی در نیکاراگوا و تاسیس صندوق دو میلیارد دلاری برای کمک به کشورهای منطقه امریکای لاتین بخواهد مشکل گرانی را حل کند. لابد اختصاص چنین بودجه ای هم نیازی به مصوبه مجلس نداشته و ندارد. الله اعلم!

عبدی : به لحاظ اولویت سیاست خارجی کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب در رده آخر سیاست خارجی ایران قرار می گیرند.در واقع به لحاظ رتبه بندی در رده ششم و هفتم قرار دارند.اما ظاهرا آقایان به آمریکای لاتین علاقه خاصی دارند.شاید هم برای فکر نکردن به معضلی که بیخ گوشمان است یا دور بودن از مساله گرانی چنین سفرهائی مفید است.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۰:۵۳ بֽظֽ | Reply

یک دوست :

من هم فکر میکنم که امریکا با این اقدامات خود دارد میزان جدیت و عکس العمل های ما را تست میکند و در روز های آینده میباید منتظر اقدامات اینچنینی در خلیج فارس و مناطق دیگری حوزه نفوذ مان باشیم که با اقدامات ایذایی از یک سو قدرت و میزان عکس العمل ها را تست کنند و از سوی دیگر باعث تاثیرات روانی منفی بر روی نیرو های سطوح پایین و عصبیت و اقدامات نسنجیده دولت مردان بشود (البته اقدام سنجیده که از این دولت سر نمیزند و نیاز به تست ندارد)

عبدی : ممکن است هدف آنان تست کردن باشد اما به نظر من هدف مهمتر دیگری دارند.آنان قصد در گیری سریع ندارند گرچه برای این کار هم خود را آماده می کنند ولی یک هدف احتمالی آنها در التهاب و بی ثبات نگهداشتن ایران است تا از این طریق ایران به لحاظ اقتصادی و اختلال در امور داخلی خود دچار بحران شود. در هر حال هر دو هدف هم قابل جمع است.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply

-behnam davarnia :

باسلام.ازتحليل هاي شماهميشه لذت برده ام چرا كه _مبتني برواقعيت ومستدل ودرچارچوبهاي علمي بيان ميشوند.مصداق عملكرددولت نهم به مثابه سنگ بزرگ علامت نزدن است.برخوردهاي تكانشي-عاميانه-سطحي وخارج ازعرف بازي درعرصه سياست داحلي وخارجي ونهايتاانفعال!راست روي شديدداخلي (آنهم با محوريت تفكرچپ)وگردش دردنياي چپ(چرخش دراردوگاه حكومتهاي چپ جديدوقديم)-مينيماليسم نخبگان وتوده گرايي صرف-فرافكني شديدوبالاخره عدم برخورداري ازتئوري ساختارسازازخصوصيات آن است.اينكه چنين تركيب بي بديلي درساحات مصاف ديپلماتيك وغيرآن عملكردي منفعلانه برميگزيندتعجبي نداردامابه نظرميرسدپايان ماجرابااين وضعيت اغماي سياست خارجي دست كمي ازآغازآن نداشته باشد.باآرزوي توفيق روزافزون.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۱:۵۸ بֽظֽ | Reply

مازیار :

یه نصیحت از من بشنو : زیاد سعی در جلوه دادن جریان گروگانگیری سفارت امریکا و نقش خودت نداشته باش چون بعضیها معتقدند در اون جریان شماها فقط نقش یه عروسک بی اختیار رو بازی کردید و دیگران با استفاده از شور بچگانه و تحریک پذیر افرادی مثل شما و ایمن از عوارض این سیاست پر خطر ، شماها را به این کار ترغیب کردند و دلیل اثبات این مدعا هم اینه که زمانی که موضوع به نتایج نهایی اش رسید بدون توجه به نظر گروه شما اونها رو آزاد کردند یعنی در واقع شما فقط یه ابزار بودید با یه تاریخ مصرف مشخص

عبدی : بله این را شنیده ام قبلا یکی از رهبران راست فرموده بودند که رهبری حزب جمهوری(آقای هاشمی و...) پشت قضیه بوده اند.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۲:۳۰ بֽظֽ | Reply

پرویز :

با سلام و درود
عمده ترین مشکل کنونی در ایران نگرانی از دست دادن قدرت است بهمین دلیل انرژی زیادی صرف حفظ ان میشود این نگرانی را میتوان بوضوح در رفتار ها مشاهده نمود یکی از این نشانه های روشن مربوط کردن انتخابات به مقبولیتی است که از عملکرد ها وتبلیغات مورد مناقشه بودن ان حتی نزد خود مسند نشینان اشکار است وتلاش برای جمع اوری ادله و تبلیغ گسترده از میزان شرکت کنندها مبین وجود نا باوری وتردید ی ازار دهنده در سطوح مختلف قدرت در این مورد است. این امر موجب گشته که تمام سعی وتوان در راه حفظ قدرتی صرف شود که حرف وحدیث فراوانی در مورد مقبولیت مردمی ان وجود دارد در این راستا تمام سیاستها در خدمت تحمیل این باور قرار میگیرند که شکستها ناشی از توطئه خارجی است
گزینش رفتاری انقلابی و زیستن در حال وهوای
گذشته و تلاش برای ارجاع تمام مسایل به ان
بمنظور بر انگیختن شور انقلابی و انتظار تمکین وهمراهی مردم همانند اوائل انقلاب همه ناشی از این تردید بزرگ است انها سعی میکنندرفتارشان همانند اوائل انقلاب باشد لیکن علت تفاوت بسیار زیاد رفتار مردم را با مردم ان زمان نمی خواهند
بفهمند بهمین دلیل تمام این اختلاف وعدم همراهی مردم و شکست سیاستهای خود را ناشی از توطئه هایی بیان میکنند که برای سرنگونی انها دائما در جریان بوده است وهیچ سهمی در این جریان برای اعمال خود قائل نیستند پس در سیاست خارجی رفتاری را بر میگزینند که موید این مسئله باشد از طرفی هم با پول نفت سعی در روبراه کردن وضعیت معاش مردم میکنند اماچون فرصت را تنگ می بینند بنا چار تصمیماتی اتخاذ میکنند که نه تنها کمکی در این راه نمی کند بلکه عامل تشدید و نارضایتی مردم بیشتری شده و به ریزش طرفداران منجر میشود ( انتقادهای ائمه جمعه از تورم وگرانی در نمازهای دوسه هفته اخیر که بعضا تند هم بوده )
با این اوصاف تنها دستاویز و بهانه عدم پذیرش مسئولیت اعمال خود تبلیغ اخلال بیگانگان و وابستگان داخلی انهاست که برای نشان دادن ان وجود منازعات خارجی ضروری است و میتواند در داخل مستمسک تبلیغات شده وهم مجوزبرخورد هایی با منتقدین باشد که تشدید این اعمال نه تنها دور از انتظار نیست بلکه بشدت ان هم افزوده خواهد شد نمونه انها روشهای امرانه ودستوری برای مبارزه با تورم وگرانی سرسام اور مسکن در داخل و واکنش به مسئله اربیل در خارج و ..... است


۲۶ دی ۱۳۸۵ ۳:۰۶ بֽظֽ | Reply

حمیدی - تهران :

اجازه بدهید ابتدا مسئله ( کنسولگری) ایران را در اربیل عراق از دید حقوق بین المللی بررسی کنیم و ببینیم اگر ساختمان اشغالشده طبق توافقات طرفینی به این عنوان بوده است از این لحاظ این اشغال غیر قانونی است و دولت ایران و عراق می توانند به آمریکا اعتراض حقوقی کنند. اینکه قرار بوده در آینده این محل به عنوان یک کنسولگری بشود مسئله دیگری است. بنا براین فکر می کنم خود ایران هم بهتر از همه می دانسته است که این محل از نظر قانونی و رسمی بعنوان کنسولگری نیوده است که ساکت مانده . چون می دانیم که ایجاد کنسولگری بین دو کشور بر اساس مقررات دیپلماتیک باید با توافق طرفین و در اقدامی متقابل باشد. ایران اکنون دو کنسولگری در کربلا و بصره دارد که متقابلا عراق نیز دارای حق ایجاد دوکنسولگری است و هم اکنون نیز در مشهد و اهواز دایر است.پس مورد سوم آن هنوز رسمی نشده است.
اما اینکه ایران نسبت به این اقدام امریکا عکس العمل درست نشان نداده است می باید به عملکرد سیاست خارجی ایران در همه موارد نگاه کنیم. تاکنون این عملکرد در بسیاری از حوزه ها غلط و بسیار غیر منطقی و شعار گونه بوده است. سیاستی بدون داشتن استراتژی بر مبنای واقعیات و توانائییهای داخلی و همسو با منافع ملی ( اگر وجود داشته باشد.) هدایت شده است. فقدان این عوامل به اضافه مجریان امر در این بخش نیز مشکل مضاعفی را در عرصه سیاست خارجی پدید آورده است. تجربه گذشته نیز نشان میدهد که بر اثر همین عوامل ذکر شده شعار معروف زمان جنگ افغانستان با شوروی را بیاد می آورد که به هیچ رو زیر بار زور نمی رویم مگر زور پر زور باشد!. امروزه روشهای بکار گرفته شده نه تنها رقیب را جری تر ساخته بلکه با به میان آمدن جدی آن یک پا به عقب گذارده ایم. و در مقابل این رقیب نیز بجای عقب نشینی متقابل در همان نقطه ایستاده است، در نتیجه با این روش باعث حضور قوی تر و پرخاشگرانه تر به میدان مبارزه آمده است.
تصور بر این است که رقیب نیز با احتیاط و وسواس فراوان این مطلب را بو برده باشد والبته یکبار دیگر هم در زمان قطعنامه 598 که فشار بوش پدر و تهدیداتش جدی تر شد نیز تجربه کرده باشند.
زیاده فضولی می شود!

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۴:۲۱ بֽظֽ | Reply

پاك نژاد :

جناب عبدي سلام

لطفا از ارشيو مطالب گذشته خود تحليلي را كه به هنگام اعدام ديپلمات هاي ايراني توسط طالبان ارائه داده ايد برايمان منتشر نماييد. واگر هم موجود نيست صادقانه نظر آن روز تان را بيان كنيد. تا بفهميم چقدر انسان صادقي هستيد.
با تشكر
پاك نژاد.
..............................................
عبدی : با عرض تاسف آرشیو روزنامه هائی را که آن موقع منتشر می شد در دسترسم نیست اما اگر کسی داشت و دید من چیزی نوشته ام ارسال کند یا آدرس دهد حتما منتشر می کنم اما تا آنجا که به خاطر دارم در آن زمان اظهار نظری نکرده ام.ولی برای اطلاع شما الان اظهار نظر می کنم که عدم واکنش جنگی در برابر طالبان صد در صد درست بود و تند تر شدن سیاست ایران هم در برابر طالبان بعد از آن واقعه درست بود.الان هم اعتراض اصلی من به این نیست که چرا واکنش نشان نمی دهند بلکه اعتراض به سیاستهای متناقض است.خوب !ظاهرا نیازی به انتشار مطلب احتمالی من در این مورد نیست. می خواهم در اینجا ادعائی کنم که ممکن است برای شما کمی عجیب باشد. اگر کسی توانست از من مطلبی ارائه کند که با مطالب گذشته ام متناقض باشد(مگر آن که نظرم تغییر کرده باشد که طبعا آن را هنگام ارائه نظر جدیدم بیان خواهم کرد مثل دیدگاه نسبت به دخالت دولت در اقتصاد) و چنین تناقضی را طبعا به عنوان فرصت طلبی و عدم صداقت در برخورد با مخاطب معرفی کند ، در این صورت محکومیتی جدی برای نوشتن خودم اجرا خواهم کرد .اما بدانید که چنین چیزی یافت نمی شود چون همیشه سعی کرده ام بر اساس منطق موقعیت و منافع مقطعی اظهار نظر نکنم.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۴:۴۴ بֽظֽ | Reply

حسن :

من هم اگه در حکومت نقشی داشتم حتما همین کار رو می کردم. حکومتی که خودش با گروگان گرفتن دیپلمات ها آغاز کرده باید این حق رو به تمامی دشمنانش بده.
ولی واقعا جای بسی تاسف هست که ایران ما در این شرایط خفت بار قرار گرفته.
ایران سر بلند ما !!!!!!!!!
نمی دونم و نمی خوامبدونم بچه های ما 50 سال دیگه در کتاب تاریخشون چی در مورد ما پدران سربلندشون می خونن.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۴:۵۸ بֽظֽ | Reply

Karim :

اقای عبدی ...شاید در پشت پرده !!جریانات دیگری میگذرد البته روزنامه
های پر نفوذ غربی با داشتن خبر رسانهای !!نرم کرده اشان در دولتها
هم هنوز بچیزی دست پیدا نکرده اند که سوپرایزی رو کنند غیر از سفر
لاریجانی بعربستان و درز خبر توسط یک روزنامه انگلیسی !!که ایران
خواستار خویشتن داری امریکا شده یا چیز های دیگر ...بهر حال جورج بوش
توسط دیک چنی و کیزینجر ( طبق روایت سی ان ان از منبع موثق !!)که
کتاب جنگ الجزایر و فرانسه را خوانده و این تصمیم اخیر را گرفته !؟ البته
نویسنده انگلیسی ان کتاب توضیحاتی داد که سر در نیاوردم ...اقای عبدی فکر میکنم
با دار زدن صدام و خوابیدن کینه !!!مقتدا صدر و ایرانیان صفحه جدیدی
باز شود و اوضاع عراق رو به بهتر شدن برود و نا امیدی سنیان امید وار
بخصوص بعثیون با رفتن صدام یک علت ان باشد که شعله ها کم و محدود
و احیانا ساخت و پاختی با الصدر ... اینها قابل انجام نبود مگر در یک
بر پایی هیجان کمی خطرناک و قابل کنترل و زور ازمایی امریکا از
لحاظ قدرت برتر ٬قبول شرایط توسط ایران بصد دلیل موجه است
اینده نشان خواهد داد با تشکر

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۵:۲۲ بֽظֽ | Reply

Payvand :

Your point about the way true statesmen react to threat is well taken. However,I am not at all certain that the position of the present government in this instant is wrong, or that the US will necessarily draw the conclusions from the incident that you have drawn.

So far as we know, the office in question had not yet, prior to its occupation by US forces, obtained diplomatic clearance. And so, it is not at all clear that it was at the time of its occupation, "Iranian territory." This is not, in my view, the reason for the relative silence of the Government. There might be another reason: in diplomatic circles, it is called "plausible deniability": it is possible that there was incriminating evidence in the office in question. If this is the case, then the Government of Iran would need to be in the position to deny that it had anything to do with smuggling activities that might have been run out of that office. Claim too much of a connection, and the Government might well bring war upon itself.

Nor, frankly, is it likely that the US would be more difficult with Iran merely because Iran sat this one out quietly. In fact, if anything, Bush might be looking for an excuse to launch a war. Surely the best way to approach a bully looking for a fight is not to give an excuse?

In this instance, as much as I hate to admit it, it is the Iranian government that is appearing sedate and logical in the face of a fairly strong provocation. Let's hope that in the face of future provocations, Iran remains just as sedate ...

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۵:۴۰ بֽظֽ | Reply

صالحی :

حکومتی که پشتوانه مردمی ندارد چاره ای جز کوتاه آمدن در اینگونه موارد ندارد به عبارتی قدرتهای خارجی قبل از هرگونه عملیات ایذایی قدرت واقعی طرف مقابل را که ناشی از حمایت مردم است را در نظر می گیرند و نه ادعاها و شعارهای بی پشتوانه را

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۶:۴۰ بֽظֽ | Reply

siyavash :

salam agaye abdi, shoma ke alan eteghad darin ke consolgary bakhshi az khake ye keshvare dar dorane javani nemidonestin ke sefaratam bakhshi az khke ye keshvare? va ba tasarofe sefarat shoma be on keshvar elame jang dadin?

..................

عبدی : عزیزم ما که دولت نبودیم.مطمئن باش اگر دولتی این کار را بکند همین معنا به آن بار می شود.

۲۶ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply

افتخاری :

با سلام:
جناب عبدی مردم به این رفتارهای حکومت عادت کرده اند .اگر یک بوسنیایی فلسطینی یا حتی یک بچه کوبایی در گیر چنین جریانی می شد و حقی از او ضایع می شد دولت ما با صرف هزینه های گزاف داد وبیداد راه می انداخت جان ومال چند که صحله چند میلیون ایرانی چه اهمیت دارد.
چنانچه همه شاهد هستیم جناب احمدی نژاد به جای تنظیم بوجه سال 86 وارایه ان به مجلس وحل مشکل کشور ونجات مردم از فقر وبدبختی به سفر های غیر ضروری و صرف پولهای کشور برای چند دیوانه کمونیست می باشد .

۲۷ دی ۱۳۸۵ ۱:۵۴ قֽظֽ | Reply

آرش :

ایران به لحاظ اقتصادی اجتماعی و سیاسی رو به اضمحلال است و دیگران بخوبی از این شرایط آگاهند. بنابرین به آسانی می توانند هر موقع اراده کنند، ایران را بی ثبات کنند. اگر هنوز نکرده اند به سبب شرایط خاص جاری در عراق و افغانستان است. بعد از همه ی این بازی ها حکومت ایران برای حفظ خودش به هر شرایطی تن در خواهد و شعار ها تمام خواهد شد. اما روند قهقرایی همچنان ادامه خواهد یافت. اینجا حالا مسابقه با زمان است که چگونه مردم ایران بتوانند قبل از فروپاشی کشور حاکمان را وادار به نوعی مصالحه با مردم کنند که از تمامی ظرفیت فکری کشور برای ارائه راه حل در زمینه های مختلف استفاده شود. خلاصه این که این روند قهقرایی جاری تغییر جهت بدهد و مردم هم در انتهای تونل کورسوی امیدی ببینند!

۲۷ دی ۱۳۸۵ ۲:۴۸ قֽظֽ | Reply

taha :

آقای عبدی،

چند مساله را در مورد این موضوع بعرض میرسانم:

1)سخنگوی وزارت خارجه روز بعد عملیات اعلام کرد محل مذکور بطور رسمی ثبت نشده بود و خواستار این شد که از عنوان کنسولگری در اخبار یا تحلیلها استفاده نشود.

2................................دفتر داشته اند.

3)این دفتر از زمانی که پارلمان کردستان عراق تشکیل شده (با اختلاف زمانی چند ماهه)، ایجاد و به فعالیتهای فرهنگی !!! و خدمات رسانی !!! مشغول بوده است.

4)در مورد تاثیرات عکس العمل انفعالی حکومت، با شما کاملا موافقم

5)علاوه بر اثرات فوق، باید منتظر نتایج بازجویی ها و بازداشتهای بعدی در عراق باشیم.

با تشکر



۲۷ دی ۱۳۸۵ ۶:۱۸ قֽظֽ | Reply

Karim :

جناب صالحی حکومتی که پشتوانه مردمی نداشت اما امریکا / اروپا و اسراییل را
محکم پشت سر خود داشت با همت مردم ایران سقوط کرد صد البته اگر فاکتور اقای
خمینی نبود هر گز رژیم شاه رفتنی نبود٬ اگر قشر روشنفکر و مبارزان ماقبل و مابعد
کودتای ۲۸ مرداد بچیزی با فشار غرب !!دست میافتند در حد نخست وزیر شدن امینی
نه حتی و هر گز دکتر بختیار....و اما بالعکس ان شدنی نیست اگر امریکا در نزدیکی
ساحلش بکوبا حمله نمیکند بخاطر حمایت گسترده مردم کوبا باین ریسک دست نمی زند
اما ژنرال نوریه گا را در وسط کاخ ریاست جمهوریش دستبند میزند .....اگر شمای ایرانی
از اوضاع داخلی ایران بی اطلاعید یا کم اطلاعید شما را برسانه های پر تیراژ و با سابقه
غربی رجوع میدهم ...اقای لو داب برنامه ساز صاحب نام و مشهور اقتصادی - سیاسی سی ان ان
امروز وزیر خارجه مریم - رجوی (علیرضا -جعفر زاده ) را با کتاب جدیدش که
ایرانیان ترت ( خطر ایران - بانگلیسی است ) گفتگویی پانزده دقیقه ایی داشت و هر چه
امار و ارقام شما !!را ردیف میکرد اقای لو - داب بشدت رد میکرد توجه کنید بیک قسمت ان
اگر بنا باشد خبر نگار و یا برنامه ساز غربیبخواهد در مورد کشور متخاصم بامریکا ( ایران ٬ کوبا ٬ کره شمای و ...)کمی انصاف بخرج
دهد ...جعفر زاده از ان معدود دانشجویی که شجاعت بخرج دادند در دانشگاه امیر کبیر
بر علیه احمدی نژاد داشت افسانه میساخت که لو داب در جوابش گفت در امریکا هم
بسیار دانشجو هستند که بر علیه بوش شعار گت لاست فرام وایت هاوس !؟ میدهند
که جعفر زاده گفت نه تنها دانشجو ها بلکه اتوبوس های تهران !!!باز لو داب گفت شعار
انها اقتصاددیست نه رژیم بر انداز و جعفر زاده خوزستان و کردستان و تبریز را
اضافه کرد و لو داب هم جماعاتی که برای احمدی نژاد در سفرهایش هوار میزنند را
در جواب گفت ...خود جعفر زاده تعجب کرده بود که لو داب نظر نهایی و خطر ناکش
را بیان کرد که بوش همه چیز را میداند و راهی جز روش خصمانه موشک زدن نیست
و گرنه ایران اتمی مصیبتی عظماست

۲۷ دی ۱۳۸۵ ۸:۳۴ قֽظֽ | Reply

امیر :

باسلام
من فکر میکنم ایران قدرت واکنش دارد. اما واکنش قوی نسبت به این مساله چه چیزی میتواند باشد؟ آیا هر واکنشی وضعیت فعلی را وخیم تر نمکند؟آیا نمیتوان این رفتار دولت را یک نشانه مثبت برای حرکت به سمت عقلانیت ارزیابی کرد؟
......................
عبدی : بله می توان چنین تعبیری هم داشت اما احتمال بیشتر و شواهد کافی نقیض چنین برداشتی است.

۲۷ دی ۱۳۸۵ ۳:۰۸ بֽظֽ | Reply

موريس برتو :

جاي بسي افتخار و مباهات است كه سخنگوي وزارت خارجه كشور كه در هوش و فراست همچون ساير سياسيون حاكم بر كشور زبانزد هر كوي و برزن مي باشند در حساس ترين لحضات تاريخي صلاح برنده و مخوف خود را كه همانا تدبير و كردار مدبرانه است (و گوش شيطان كر دشمنان از اين موهبت الهي بي بهره اند) به خلق جهان آشكار نموده و جملگي را در حيرت فرو بردند.

براستي وقتي ميتوان در حساس ترين لحضات با استفاده از صلاح تدبير آب رفته را به جوي باز گرداند چه نيازي به تحليل درست سياسي از فعل و انفعالات پيرامون، تبادل نظر با كارشناسان خبره، و بالاخره استفاده زايد و مكرر از خود صلاح تدبير مي باشد؟


۲۷ دی ۱۳۸۵ ۴:۳۲ بֽظֽ | Reply

ارژنگ :

آقاي عبدي،
دليل اصلي سكوت مقامات در برابر قضيه اربيل اين است كه برخلاف ادعاهاي اوليه داخلي، ساختمان مذكور كنسولگري نبوده و از مصونيت برخوردار نبوده است.براي تاٌسيس هر كنسولگري امضاي توافقنامه با دولت مركزي لازم است و علي رغم آگاهي مقامات كردستان از وجود دفتر مذكور ، سندي ميان آنها و ايران امضا نشده بود و اساساً مقامات محلي صلاحيت بستن چنين توافقنامه اي را نداشتند. افراد بازداشت شده نيز به جز يك تن كه كارمند سفارت ايران( و نه ديپلمات) بود و آزاد شد ، هيچ يك مصونيت ديپلماتيك نداشته اند. پس جائي براي اعتراض به نقض قوانين ديپلماتيك نمي ماند، مگر در حد حمايت سياسي از اتباع. دليل ديگر هم احتمالاً به مداركي كه در محل يافت شده و در رسانه هاي غربي بازتاب داشته است است باز مي گردد.
در كل من روح مقاله و به ويژه منظور از جمله آخر را در نيافتم!. آيا حكومت را به سرشاخ شدن پيش از موعد با آمريكا دعوت مي كنيد؟ اين اتفاق كه با وضع فعلي تا چند ماه ديگر رخ خواهد داد،حالا چه عجله اي است؟!!!!

...............
عبدی : مطلقا چنین هدفی نیست بلکه نشان دادن تعارض در سیاست عملی و نظری آقایان است و معتقدم باید از در گیری پرهیز کرد اما راهش عقب نشنینی از مواضع نیست اما مواضع ملی و نه مواضع بر آمده از اراده فلان و بهمان و بدون منطق.

۲۷ دی ۱۳۸۵ ۴:۳۷ بֽظֽ | Reply

حمیدی - تهران :

با سلام
حال که بحث سیاست خارجی مطرح شد اجازه بدهید گریزی هم به حرکت اخیر رئیس جمهور کشورمان در رابطه با سفر به آمریکای لاتین بزنیم. چون تصور بر این است که چندان هم بی ارتباط با بحث آشفتگی سیاست خارجی در فوق نباشد.
یک نکته را باید ابتدا عرض کنم و اینکه می دانیم که در غالب کشورها کارشناسان سیاسی اعتقاد دارند که سیاست خارجی همواره در راستای سیاست داخلی بوده و به عبارتی الهام گرفته از آن است. این یک امر بدیهی و پذیرفته شده هم در علم سیاست و هم در دیپلماسی است. البته کشورهای صاحب ایدئولوژی بدان توجه چندانی نمی کنند و دیده ایم در گذشته و حال که چنین بوده و بحث هم در مورد کشور خودمان بر همین مبناست. اما این کشورها هم حتی اگر سیاستی را در راستای ایدئولوژی شان اعمال نمایند حد اقل بر مبنای یک استراتژی خاصی است که این استراتژی مفهوم و معنی خاصی را که در چارچوب اهداف ایدئولوژیک آن کشور می گنجد تعیین می کند . کوتاه سخن آنکه باید هر حرکتی در تداوم یا منافع ملی باشد و یا بر اساس یک استراتژی کلی سیاست خارجی یک کشور با دیدگاههای ایدئولوژیک تعریف شده انجام پذیرد.
اکنون سئوال اینجاست که حرکت سراسیمه رئیس حمهوری کشورمان به سمت آمریکای لاتین در کدامیک از این دو مقوله می گنجد؟ اگر خلاصه کنیم از بخش منافع ملی اش می گذریم چون قطعا پیامد آنچنانی نداشته و نخواهد داشت. پس در راستای اهداف استراتژیک یا آمریکا ستیزی اش باید نگاه کنیم . ایا ایدئولوزی انقلاب ما انقدر نزدیک با کشورهای به اصطلاح سوسیالیستی و مارکسیستی قرار گرفته است که حاضریم از این نقطه دنیا با آنان ائتلاف بهم بزنیم و به اصطلاح به حیات خلوت آمریکا نزدیک شویم آنهم در چه شرایط زمانی و به چه قیمیتی؟
ما در آمریکای لاتین چکار می توانیم با تعدادی کشورهای گرسنه و فقیر داشته باشیم که هزینه هایش را باید بدهیم. در حالی که هزینه های کمتری را اگر در مناطق نزدیکتر و حوزه نفود ایران با دیپلماسی درست و بدور از تشنج بکار گیریم می توانیم بدست آوریم. آیا نتیجه بیشتری عایدمان نخواهد شد.؟
معمولا در شرایطی که کشورها در شرایط بحران سیاسی قرار می گیرند کشورهای همسایه را طرف خطاب خود قرار میدهند و این گونه نیست که بدون در نظر گرفتن پارامترهای لازم و محاسبات علمی و صرفا بر مبنای احساسات و شور انقلابی اقدام نمایند. سفر به آمریکای لاتین در این شرایط یک حرکت کاملا احساسی و صرفا تبلیغاتی است که برای دوربین های تلویزیونی ج . ا مناسب است، و دیگر هیچ . کشورهای آمریکای لاتین بر فرض صداقت و هسوئی واقعی در صورت بروز هرگونه بحران توان لازم برای عکس العمل و تاثیر بر له ایران را ندارند ، از هیچ نظر. نه از نظر بعد جغرافیائی، نه از نظر اقتصادی و نه حتی از نظر تاثیر سیاسی اش. بنابراین مثل بقیه تصمیمات دولت محترم این عمل نیز به احتمال فراون یکشبه انجام شده و هیچ مطالعه عمقی نشده و قطعا هزینه های سیاسی و اقتصادی اش هم باز از جیب مردم داده خواهد شد. حال ما ابعاد داخلی را بررسی نمی کنیم که مثلا در مقطعی که مجلس منتظر تقدیم لایحه بودجه 86 مانده است ، رئیس محترم دولت بهر دلیل این وضع را نادیده گرفته است. دقیقا این همان عدم همسوئی سیاست داخلی با سیاست خارجی است و گوئی این دو در کشور ما مانند بسیار دیگر از موارد از مقوله مجزائی هستند و مطمئنا به هیچ کحا هم پاسخگو نخواهند بود.
بنده مطمئن هستم که در بازگشت همین مقدار سروصدای داخل مجلس هم خواهد خوابید و سئوال رسمی هم نمی شود مگر در گوشه و کنار و حواشیبه همین نحو مطلبی گفته و بعد همه چیز تمام میشود.

۲۷ دی ۱۳۸۵ ۵:۰۳ بֽظֽ | Reply

ali :

ba salam.aghaie abdi lotfan nazare eslah talaban ra ham beporsid va baraie ma hamin ja benevisid.zemnan chera ahmadi nejad hichchi nemige?har ki nadoone shoma midoonin!!!

۲۷ دی ۱۳۸۵ ۱۱:۲۸ بֽظֽ | Reply

ali :

آقاي عبدي درود
دريكي از مصاحبه هاي سال71به طنز روزنامه رسالت را"عليه السلام" گفته بوديد كه به اتفاق دوستان برطبع ظريف شما آفرين گفتيم. واما....
دولت فعلي مرا بياد آن مرد شجاعي مي اندازد
كه به شكار شير ميرفت وضمن دادوقال وسروصدا
يك كار ديگر هم ميكرد!!!
بنده خدايي به او گفت رجز خوانيت توجيه دارد اما آن كارت ديگر چرا؟
جواب داد آن بخاطرترساندن است واين بخاطر ترسيدن.
اين را ميگويند سياست مدبرانه

۳۰ دی ۱۳۸۵ ۲:۵۱ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/398