آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۵ بهمن ۱۳۸۵

اقتصاد ۵۶ در سال ۸۶

اقتصاد ايران در سال 1386، شايد وضعيتي شبيه اقتصاد ايران در سال 1356 را پيدا كند، و احتمالاً آثار و تبعات سياسي و اجتماعي گسترده‌اي به همراه داشته باشد، حتي اگر در حد آثار رخ داده در سال 1356 نباشد. چرا؟
براي يافتن پاسخ كافيست كه ميان سياست‌هاي اقتصادي در دو مقطع مذكور مقايسه كنيم.
ـ هزينه‌هاي دولت در بودجه از سال 1352 تا سال 1355 حدوداً سه برابر و نيم شد.
ـ دآمدهاي حاصل از نفت و گاز از سال 1352 تا 1355 حدوداً 5/4 برابر شد.
ـ توليد ناخالص داخلي طي 3 سال 1352 تا 1355 نزديك به 50 درصد رشد داشت.
ـ شاخص قيمت‌ها طي اين سه سال نيز حدود 48 درصد افزايش يافت.
ـ واردات از 1/6 ميليارد دلار در سال 1352 به 7/20 ميليارد دلار در سال 1355 رسيد.
ـ نسبت مخارج دولت به توليد ناخالص داخلي از 7/13 درصد در سال 1352 به 4/20 درصد در سال 1355 رسيد.
ـ نسبت بودجه دولت به توليد ناخالص داخلي از 2/27 درصد رد سال 1352 به 8/41 درصد در سال 1355 افزايش يافت.
ـ صادرات نفت و گاز از 3/8 ميليارد دلار در سال 1352 به 2/24 ميليارد دلار در سال 1355 رسيد.
ـ نقدينگي طي سال‌هاي 1352 تا 1355 (فقط طي سه سال) بيش از سه برابر شد. [اطلاعات موجود از لوح فشرده اقتصاد ايران، تهيه شده توسط آقاي دكتر مسعود نيلي محاسبه تقريبي و نقل شده است.]
ظاهراً همين مقدار اطلاعات كافيست، تا تصويري نسبي از اوضاع اقتصادي قبل از ورود به سال 1356 به دست آيد. در سال 1356 اولين اتفاق كاهش اندكي دردرآمدهای ناشی از صادرات نفت و گاز بود كه حدود 7/0 ميليارد دلار كمتر از سال 1355 بود. رشد بودجه جاري با توجه به ارقام تورم و رشد اقتصادي سال 1355، كنترل شد و به قيمت ثابت كاهش يافت.
علي‌رغم اين كه حجم واردات در سال 1356 افزايش يافت و به 3/25 ميليارد دلار رسيد، اما اتفاقات ديگري رخ داد كه رژيم شاه را دچار بحران كرد. از يك سو رشد اقتصادي به كلي متوقف شد، و به يك باره از رقم بالاي 9/17 درصد در سال 1355 به حدود منهای1 درصد در سال 1356 سقوط كرد. در عين حال تورم هم شديداً افزايش يافت و به رقم بي سابقه 25 درصد رسيد. و اگر اين واقعيات را در كنار رشد فزاينده نابرابري قرار دهيم، حال و هواي اوضاع اقتصادي رژيم در سال 1356 روشن مي‌شود.
اما در سال 1386 اوضاع چگونه است؟
ـ هزينه‌هاي دولت در بودجه طي سال‌هاي 1383، 1384 و 1385 رشد فوق‌العاده‌اي داشته است و با توجه به اينكه كماكان هم در حال افزايش است (از طريق متمم بودجه) رقم دقيقي براي آن نمي‌توان ذكر كرد.
ـ درآمدهاي حاصل از نفت هم طي سه سال گذشته به بالاترين سطح خود و تا حدود 55 ميليارد در سال رسيده است.
ـ برخلاف اقتصاد رژيم گذشته كه طي سه سال پيش از سال 1356، رشد اقتصادي جمعاً به 50 درصد رسيد در سال‌هاي 1383، 1384 و 1385 سر جمع كمتر از 20 درصد رشد خواهیم داشت.
ـ شاخص قيمت‌ها، مشابه سال‌هاي منتهي به 1356، در سه سال اخير، حداقل 45 تا 50 درصد افزايش يافته است.
ـ واردات نيز رشد بي‌سابقه‌اي داشته است و در سال جاري احتمالاً حدود 45 ميليارد دلار خواهد بود.
ـ نسبت مخارج دولت به توليد ناخالص داخلي در دو سال اخير رشد فراوان كرده، و گرچه ارقام رسمي آن هنوز ارايه نشده است، اما از مقايسه رشد بودجه و ثبات اقتصاد، روشن است كه اين نسبت‌ها احتمالاً به حدود 30 درصد توليد ناخالص داخلي خواهد رسيد.
ـ صادرات نفت و گاز نيز طي سه سال اخير از حدود 30-25 ميليارد دلار دو برابر شده و به حدود 55 ميليارد دلار رسيده است.
ـ نقدينگي نيز طي فقط دو سال اخير، حدوداً يك صد درصد افزايش يافته است، كه اگر سه سال گذشته را حساب كنيم، تقريباً مساوي همان سه برابر رشد نقدينگي سال‌هاي 1352 تا 1355 است.
ارقام سال‌هاي اخير تا حدي تقريبي و غير رسمي است اما تفاوت اين ارقام با ارقام واقعي كمتر از آن است كه تغييري در نتيجه مقايسه حاصل كند.
با اين حال مي‌توان چشم‌انداز اقتصاد ايران در سال 1386 را نيز با سال 1356 مقايسه كرد.
ـ بودجه ارايه شده به مجلس به دلايل متعددي واقعي نيست، گرچه همين بودجه نيز مشكلات خود را دارد. اگر بخواهد اجرا شود، فشار زيادي بر بخش‌هاي آموزش، بهداشت و امنيت وارد مي‌شود. بويژه آنكه تورم سال جاري هم زياد است و اگر دولت مي‌خواست در حد ارقام بودجه امسال هم براي سال آينده بودجه جاري بنويسد، حداقل بايد 15 درصد به ارقام موجود اضافه مي‌كرد، اما عملاً 6 درصد هم كم كرده است كه سر جمع آنها به معناي كاهش 21 درصد در بودجه جاري سال آينده (با توجه به تورم امسال) و در مفایسه با بودجه سال جاری است، و البته بايد تورم سال آينده را هم از ياد نبرد كه مجموعاً فشار زيادي را برای افزایش هزینه ها و پرداختها به دولت وارد خواهد کرد. براي مقابله با اين وضع دولت يا بايد فشار را تحمل کند يا اين كه از طريق متمم، بودجه را افزايش دهد. پذيرش فشار در جبين اين دولت نيست، لذا بودجه را افزايش مي‌دهد يا اين كه از بودجه عمراني به جاري جابجايي انجام مي‌دهد. اگر بودجه افزايش يابد، تورم تشديد مي‌شود، و جابجايي از عمراني به جاري هم موجب ركود و بيكاري مي‌شود.
ـ در رژيم گذشته طي سه سال تورم 50 درصد و اقتصاد هم 50 درصد رشد داشت، نقدينگي نيز سه برابر شد، از همين رو در سال 1356، تورم 25 درصد را شاهد بود. اما در سه سال گذشته، در حالي كه تورم 50 درصد بود، اقتصاد كمتر از 20 درصد رشد داشت، در عين حال نقدينگي نيز سه برابر شده است، طبعاً مي‌توان انتظار داشت كه سال آينده بيش از 25 درصد تورم را شاهد باشيم. مگر آنكه سياست‌هاي پولي دولت تغيير كند، كه به احتمال زياد چنین تغییراتی منجر به تشديد ركود خواهد شد.
ـ افزايش نابرابري در سال‌هاي 1351 تا 1356 دررژيم گذشته، عمدتاً به دليل تزريق رانت‌گونه درآمدهاي نفتي به جامعه بود كه اين مسأله در سال‌هاي اخير هم مشهود است. افزايش قيمت مسكن در ماه‌هاي گذشته كه موجب تشديد نابرابري در درآمدهاي ثابت مردم شد، فشار مضاعفي را بر نابرابري اعمال كرده است. با توجه به ادامه وضع موجود كه انتظار شرايط تورمي همراه با ركود و بيكاري در سال آينده وجود دارد، كه هر دو مورد (تورم و ركود) موجب تشديد نابرابري مي‌گردد، علي‌القاعده، وضعيت نابرابري طبقاتی در سال آتي چشم‌انداز تيره‌تري از وضع كنوني دارد.
اما مسأله اين است كه دولت و مجلس و كل حاكميت در برابر اين چالش‌هاي احتمالي چه راهي را برخواهند گزيد؟
مجلس به دليل شروع انتخابات دور بعدي، راه‌هاي پوپوليستي را برخواهد گزيد، دولت هم با توجه به همين نكته است كه بودجه را به شكل كنوني ارايه كرده و باكي از عدم موافقت نمايندگان مجلس با متمم‌هاي بعدي‌اش نخواهد داشت، زيرا هر مخالفتي را به پاي مجلس خواهد نوشت. لذا مطمئن است با افزايش بودجه در قالب متمم موافقت خواهند كرد. لذا راه‌يافتگان مجلس به دنبال رأي آوردن هستند و چشم خود را بر اقتصاد و سازوكارهاي آن خواهند بست.
دولت هم مخالف ذات خود، كه در 18 ماه گذشته نشان داده عمل نخواهد كرد، چرا كه درك و تواني جز ادامه اين راه را ندارد. كليت نظام هم در چالش‌هاي بيشتري فرو خواهند رفت، مسأله هسته‌اي و قطعنامه‌هاي شوراي امنيت و احتمال كاهش بيشتر در قيمت‌هاي نفت هم به عنوان عواملي برون‌زا وارد عمل خواهند شد و اگر خداي نخواسته درگيري حتي محدودي هم رخ دهد، تمامي عوامل منفي مذكور شتاب بيشتري خواهند گرفت.
افزايش بيكاري و تورم منجر به پذيرش راه‌حل‌هاي كميته امدادي مي‌شود و اين نيز به نوبه خود نه تنها مشكلات را حل نمي‌كند، بلكه در بهترين حالت آن را شدت يافته‌تر وفقط اندكي تأخير مي‌اندازد.
دولت ايران در مواجهه با بحران‌هايي از نوع مذكور قادر به اتخاذ راه‌هاي اصولي و بلندمدت نيست، زيرا چنين راه‌هايي مستلزم تغييرات وسيع در سياست‌هاي داخلي و خارجي و اقتصادي است كه چنين امري از ساختار فعلي و با اراده خودش متصور نيست، لذا راه‌حل‌هاي كوتاه‌مدت و تقصير را به گردن ديگران انداختن پيشه مي‌شود و اين راه‌حل‌ها هم در واقع راه‌حل نيست، مثل جمع كردن آشغال خانه زير فرش است، و طولي نمي‌كشد كه كل خانه را آشغال فرا مي‌گيرد.
اينجاست كه وظيفه و تعهد تمامي كساني كه مسئوليتي روشن در بروز اين حوادث ندارند، براي جلب همكاري كليه نيروهاي علاقه‌مند به وطن بيش از پيش مي‌شود.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

نیما :

آقای عبدی!با سلام مقالاتتان در باره روند شکل گیری سوم تیر را خواندم.به شخصه نقد و نقد پذیری را قبول دارم.ولی در مورد شما باید بگویم انتقاد هایی که نسبت به اصلاح طلبان مطرح می کنیدبه نظر من عمدتا بدون ارائه راه حل است و هنر این است که راه حل درست ومنطقی برای مسائل داده شود.در ضمن من مطمئن نیستم که اگر خود شما کنار گود نمی ماندید ومثلا در انتخابات مجلس ششم صلاحیتتان تایید می شد ورای می آوردید برخی از آن کارهایی را که اکنون نقد می کنید خودتان انجام نمی دادید.در ضمن من جواب بسیاری از انتقاداتتان را دارم واگر فرصتی باشد حاضرم در گفت وگوی حضوری بیان نمایم.ولی نوشته ای برایتان نمی فرستم چون یک دفعه این کار را کردم ودر جواب نقدهایتان از آقای خاتمی مطالبی نوشتم ولینکش را برایتان فرستادم ولی شما بدون دلیل قانع کننده وبا بیان این که نوشته من خارج از موضوع است!! در حالی که من عینا محتوای نقد های شما از آقای خاتمی را جواب داده بودم حاضر نشدید مطلبم را در سایتتان منتشر کنید ونتیجه ای هم که برای من حاصل شد این بود که خودتان نقد پذیری لازم را ندارید.به هر حال نمی دانم چرا اعضای حزب جبهه مشارکت جواب انتقادهای شما را علنی نمی دهند.شاید نمی خواهند اختلافات درون حزبی به بیرون درز کند.چون به هر صورت شما هنوز عضو هیئت موسس حزب مشارکت محسوب می شوید.ولی بنده که یک هوادار ساده حزب مشارکت هستم می توانم به راحتی جواب بسیاری از نقدهایتان را بدهم و مطئنم دوستان عضو حزب بهتر از بنده می توانند این کار را انجام دهند.بنده خواننده ثابت سایت آقای مزروعی از اعضای حزب مشارکت هم هستم وهر چقدر از لحاظ فکری خودم را به ایشان نزدیک می بینم ولی از شما دور می بینم.
....................
عبدی:
ابتدا عرض کنم که هیچ مشارکتی اصیل باور ندارد که ارائه نقد و پاسخ آن منشاء اختلاف است.مگر نوشته های من و آقای حجاریان موجب اختلاف ماست؟اینها هم اختلافات درون حزبی نیست زیرا اختلافات درون حزبی معنای دیگری دارندکه به مسائل حزبی و نه راهبردی مربوط می شود.بنده هم هیچگاه چنین مسائلی را نه خودم مطرح می کنم و نه دوست دارم کسان دیگری مطرح کنند.
اگر من انتقاد پذیر نیستم در این صورت حتما وقت خود را نباید صرف گفتگو با چنین فردی نمود اما در عین حال باید کوشید ریشه چنین افکار غلطی را با نقد بیرحمانه و علنی برکند.
من به یاد ندارم که چه چیزی را شما فرستاده بودید که منتشر نکرده ام.ولی تردید ندارم که حتما ربطی به بحث نداشته است مثل همین کامنت که می توانستید قبلا و در ذیل مطالب سرنوشت محتوم یا حاکمیت دو گانه ارسال کنید.
نکته دیگر این گزاره شما که اگر من تائید صلاحیت می شدم یا بودم هم مثل دیگران رفتار می کردم ،ممکن است درست باشد ولی ربطی به انتقادها ندارد.در این صورت انتقاد به من هم وارد بود.اگر شما این گزاره را بپذیرید دیگر حق هیچ نقدی را ندارید.ضمنا ما که نمی خواهیم کسی را محکوم و دیگری را حاکم کنیم.قصد فهم موضوع است فارغ از این که من آن را انجام بدهم یا شما یا دیگری.
همچنین عدم ارائه راه حل هم ربطی به درستی و غلطی انتقاد ندارد.حداقل در مرحله ابتدائی انتقاد این استدلال قابل قبول نیست.با این حال راه حل روشن و بدون ابهام ارائه شده بنده را نداشتن راه حل نامیدن چیزی جز کم انصافی نیست.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۱۲ بֽظֽ | Reply

علی سمیعی زاده :

سلام آقای عبدی.
مدتها بود که مشابه این حرف را که " اوضاع امروز شبیه اواسط دهه 50 است" از زبان برخی دوستان می شنیدم اما به استدلال و قوت تحلیل شما نبود. ممنون از نگاه دقیقی که به موضوع داشتید ولی ای کاش با سوال تمام نمی شد و راه حل ها را هم اگرچه به اختصار بررسی می کردید. به هرحال این " نیروهای علاقمند به وطن" برای انجام مسوولیت چه راهی در پیش دارند وقتی نه گوشی برای شنیدن هست نه زبانی برای گفتن و دستی برای انجام دادن?!
---
ضمنا با اجازه از مطلب شما در سایت منطقه تهران مشارکت(taravat.ir) استفاده کردیم.
........................
عبدی:
دور راه حلی را که بنده یا هر کس دیگر برحسب مورد پیشنهاد کند خط بکشید. دست یافتن به راه حل سیاسی برای حل مشکلات یک کار یا عمل ذهنی محض نیست بلکه یک فرآیند پیچیده و طولانی مدت است و پس از برانگیختن حساسیت جامعه نسبت به مشکلات حاصل می شود.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۲۵ بֽظֽ | Reply

پرويز :

آيا تاكيد واصرار بر مذهب بعنوان مولفه اساسى وراهبرنده درساختار قدرت وسياست مهمترين عامل در رسيدن به بن بست فعلى نيست ؟ آيااصرار بر قوانين ابدى چشمان ما را بروى واقعيات پيچيده جهان امروز نمى بندد ؟ آيا ما قادريم براساس آموزش هاى حوزوى راه حلهاى واقعى براى مشكلات بيان شده در مقاله فوق پيداكنيم ؟ آيا سياست هاو باصطلاح راه حل هاى به اجرا در آمده ازسوى آقاى احمدى نژاد كه ازسوى بزرگترين طيف هاى مذهبى حمايت ميشوند جوابى مثبت به سوالات فوق نيست ؟
............................
عبدی:
1-این موارد به هرچه ربط داشته باشد لزوما به مذهب ربط کامل ندارد.شواهد این استدلال زیاد است که بخشی را در مکاتبات با جناب حجاریان بیان کردم.حداقل به آن بخش قوانین به نظر شما ابدی ربط ندارد بلکه ناشی از مسائل دیگر است.
2-این که دخالت مذهب در امر حکومت اساسا ممکن است یا خیر و اگر هست چگونه موضوع یکی از مباحث آینده است.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۱۲ بֽظֽ | Reply

امید :

اجازه دهید در تکمیل نوشتار جنابعالی وضعیت خارجی شبیه به سال 56 را نیز اضافه کنیم تا وظیفه و تعهد کسانی که دل در سر بلندی بیش از پیش وطن دارند برجسته و برجسته تر شود.

بعد از دوری شدن از سال 32 و فراموشی آن کودتا, کم کم , در سال 56 امر بر شاه مشتبه شد و علنا ٌ خود را قدرت منطقه معرفی کرد !! با رویای ژابن در سر , اسلحه های رنگ شده از جنگ ویتنام را که آمریکا به جای اسلحه ی نو به ایران ارسال کرده بود,(شاه) پس فرستاد و با توپ پر به آمریکا سفر کرد. نا گفته نماند, در همین زمان با تدبیر و اتحاد اپک, قیمت نفت افزایش یافته بود و غربیها از این امر متضرر شده بودند . شاه به امریکا رفت و جلوی کاخ سفید پولش را به رخ آمریکاییان کشاند و آمریکا را تهدید کرد که :" ما چون پول نقد داریم از هر کجا میتوانیم اسلحه بخریم." روز بعد اجاره دادند شعارهای مرگ بر شاه دیوارهای منتهی به سفارت ایران را در آمریکا بپوشاند و سران کشورهای غربی در گوادلوپ جمع شدند و در مورد تغییر رژیم در ایران تصمیم گرفتند.... و از طریق مقامات ساواک دولت شاه را مجبور به چاپ آن مقاله ی تحریک آمیز کردند و .....
تشابه در وضعیت خارجی فعلی
در سال 86 هم آقای رییس جمهور با دعوی داشتنخیلی چیزها , احساس ابرقدرتی در منطقه میکند . قصد دارد سهم دیگران را نادیده یا کم حساب کند ! ....اجماع دول غرب هم بر ضد ایران کم کم تکمیل شده , سوخت لازم برای روشن کردن موتور این تغییر و تحول هم در طی سالها در انبار ذخیره , موجود میباشد!!

بنظر میرسد با توجه به اینکه قطار قبلی رفته و قطار دیگری هم در راه نیست!! ( منظور راه حل های اصولی و بلند مدت میباشد) دیگر نگرانی در اتخاذ تصمیم در انجام تغییر توسط ساختار فعلی نیست, بنظر میرسد نگرانی اصلی بعد از این اجرای تصمیم دول ذی النفوذ در منطقه است.
بهتر است به آینده فکر , واقعا ٌ کمر بندها را سفت کنیم برای آن تغییرات!! چون هر بیمار اول ضعیف گشت و سپس مرد!!
......................
عبدی:
اول این که تشابهات خارجی هم فراوان است ولی فراموش نکنیم که اجلاس گوادلوپ ربطی به این قضیه نداشت و سال بعد بود.بعلاوه انقلاب پتانسیل داخلی داشت هیچ ارتباطی با تصمیم دیگران نداشت .البته ضعیف شدن حمایت خارجی شاه همانطور که شما هم گفته اید محصول عملکرد خودش بود.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۵۷ بֽظֽ | Reply

مهدي :

اقاي عبدي سلام
در سالهاي خيلي دور عده اي از متخصصان دامداري در سفر به هلند از ديدن گاو هاي فربه و تنومند آن ديار حيرت زده شدند و بعد كه حواسشان سر جايش آمد به فكر افتادند نژاد گاو هاي وطني را كه در مقابل آنها ني قليان بودند اصلاح كنندپس به همان شيوه اي كه مرحوم ...(اسمش يادم رفته)
بذر چاي را از هندوستان به ايران آوردو در خاك پاك گيلان آنرا كاشت و داشت وبرداشت اين حضرات هم نژاد هلندي را در رحم گاوهاي ايراني كاشتند وداشتند ولي قضيه به برداشت نرسيد چراكه جنين گاو هلندي بسيار بزرگتر از شكم گاو ايراني بود و در نتيجه ماده گاو هاي بيچاره يكي يكي تركيدند و نه تنها نژاد اصلاح نشد بلكه اين اصلاح طلبي موجب خسارت نيز شدو تازه آن دانشمندان متوجه شدند كه براي اصلاح نژاد ابتدا بايد بستر سازي كنند.....اقتصاد اين ديار هم متاسفانه در دوران بعد از انقلاب به همين منوال چرخيده و اغلب هم خسارتي كه زده اين بوده كه نه گاو
مانده و گوساله - خدا را بسيار شاكريم كه آب و دانه ما مرغان كور و بينوارا از قبل چاه هاي نفت " تحويل درب خانه!" مقدر فرموده واما بعد.......
در بخش اول مطلب شما مقايسه سال 55 به 56در مقابل 85به 86 يك نكته هست و آن اينكه آن سالها سالهاي انقلاب بود فراموش نكنيم كه اعتصابات و كار شكني ها از سال 55 شروع شده بود كه در اواخر 56 اوج گرفت در ايران 85 هيچ نوع كارشكني عامدانه اي وجود ندارد وهمه بيشتر اميد وارند وضع بهتر شود در نتيجه در تلاشند بنا براين اين مقايسه بايستي با كمي احتياط صورت گيرد تا نتيجه گيري از آن هم قرين به واقعيت باشددوم اينكه شاه تنها نقطه اتكايي كه داشت توان نظاميانش در نظامي گري بود ولي امروز توان نظاميان ما در سياست ورزي و اقتصاد كمتر از توانايي هاي تخصصيشان نيست واگر كمي واقع نگر باشيم مي بينيم دولت كنوني - با اندكي تسامح حكومت بخوانيدچون دولت هاي پيشين تا اين حد مورد تاييد حكومت نبوده اند- حتي با ناديده گرفتن پايگاه مردميش- در اين قسمت منظورم فقط دولت نهم است- در مانور دادن بر سر مسايل اقتصادي و سياسي بسيار توانمند تر از دولت هويدا و آموزگار و شريف امامي مي باشد انتخابات رياست جمهوري و جلوگيري از مرگ بورس پس از روي كار آمدن دولت نهم فقط دو نمونه از اين توانايي ها هستند.ديگر اينكه شما بهتر ميدانيدكه خيزش و تحولات اجتماعي پابه پاي تحولات اقتصادي گام بر نميدارند و .......(ببخشيد اگر طولاني نوشتم)
........................
عبدی:
با قسمت اخیر مطلب شما موافقم و قصدم این نبود که اوضاع کاملا مشابه آن دوره رخ خواهد داد فقط به لحاظ اقتصادی و سپس تبعات اجتماعی(چگونگی تبعات چیز دیگری است که موجب بی شباهتی با آن زمان می شود) آن نظر داشته ام.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۰۹ بֽظֽ | Reply

جواد :

همه انسانها برای فهم پدیده ها از مکانیسم های ویژه ای استفاده میکنند که به نامهای گوناگونی از جمله پیش فرض , پیش داوری , فیلتر ذهنی , عینک و... خوانده میشود .
یادم می آید در اوایل انقلاب یکی از دوستان مصاحبه ای به شکل طنز بایکی دیگر از دوستان ترتیب داده بود . مصاحبه شونده در قالب شخصی فرضی بود که از افراد را بدون محاکمه مرسوم اعدام کرده بود . مصاحبه گر از او پرسید : اینگونه اعدام کردن های بی حساب و کتاب موجب اعتراضات و انتقادات زیادی شده است , نظر شما چیست ؟
مصاحبه شونده بلافاصله وبا فریادی گوشخراش جواب داد : کی می گه من رئیس نیستم ؟!!!!!
هرچندکه این جریان به صورت شوخی و فی البداهه شکل گرفت , اما در واقع چند نکته را نشان می دهد:
1- مصاحبه شونده با "عینک مخصوص خود" به جای پاسخ به اعتراضات و انتقادات و پذیرش مسئو لیت اعمال خود (چون هدف پرسش را حذف خود می دید) نه تنها پاسخی نداد بلکه به صراحت نوع عینک و نگرانی اصلی خود را برملا کرد!
2- قبل از مصاحبه باید نوع عینک مصاحبه شونده را شناخت تا بتوان پاسخ مناسب و مربوط گرفت !
3- با کسانی که عینک را به چشم خود دوخته اند هیچ راه مفاهمه ای جز هم عینکی وجود ندارد ! که در این صورت مصاحبه بی معنی آُست . چنانکه گفته اند آنرا که خواب است می توان از خواب بیدار کرد ,اما با آنکه خود را به خواب زده چه می توان کرد ؟

نتیجه اینکه انسانها باید یادبگیرند که مرتبا با عینک های مختلف به اطراف خود بنگرند (حتی اگرتوانستند بدون عینک ) تا بتوانند با دیگران مفاهمه و مناظره و مصاحبه کنند .
حکایت امروز ما در برابرمسئولین (که گویا عینک ها را به چشم های خود دوخته اند) نیز چنین است ! حال وطن دوستان چه باید بکنند ؟

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی
به درگیری محدود بعنوان عامل تشدید پارامترهای منفی اشاره نموده اید. احتمالا منظور شما درگیری خارجی در بحث هسته ای است. معتقدم باید نگران درگیریهای داخلی هم بود. اخبار متعددی از سرمایه گذاری عوامل خارجی بر روی شکاف های مذهبی و قومی منتشر شده و می شود. این اخبار و پیامدهای خارجی آنرا نباید دست کم گرفت.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۳۹ بֽظֽ | Reply

mina :

آقاي عبدي من سعي كرده ام در سايتتان برايتان پيغام بگذارم اما موفق نشده ام. اي ميل نداريد ؟
................
عبدی:
به همین شیوه اقدام کنید راحت تر است.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۳۸ بֽظֽ | Reply

:

اقای عبدی عزیز سلام /به راستی اگر به این نقطه رسیده ای و فکر میکنید سرانجام ان هم مثل سال 1357 خواهد بود/بیا ومردانگی کن وبا رفقای سابق جلسه ای بگذارید /ازفرصت بوجود امده حسن استفاده را بکنید ابتکار عمل را بدست گیرید/ از انجاییکه میدانم این ملت حاضر به دادن هزینه برای خواستهای خود نیست راههایی را انتخاب کنید که با قرص وشربت درمان شوند وکار به امپول وسرم نکشد /اقای عبدی عزیز میدانم که همه بچه های انقلاب دلخوریهای عمیقی از ان دارند دراین سالها زخمهای ناسوری درتن همه برجای گذاشته ولی انطرف قضیه انچنان فاجعه امیز وتاریک است که تصور ان هم منرا وحشتزده میکند/ اقای عبدی چه اشکالی دارد همه انهایی که طی این مدت اظهار نگرانی کردند بیانیه دادند هشدار دادند هفته اینده مردم را به نماز جمعه دعوت کنند وهر موضوعی را که توافق کردید از توقف غنی سازی تا بالاتر از ان راعلت دعوت ذکر کنید/مشارکت از هرگونه دعوت کردن از مردم وحشت دارد/چه اشکالی دارد برای سالگرد انقلاب راهپیمایی دریک مسیر مشخص برای اصلاح طلبان برگزار کرد /اقایان می ترسند ازگروه فشار /یعنی انها به نماز جمعه حمله میکنند؟ نکند ازریشخند حسین شریعتمداری در روز بعد میترسنداقای عبدی با انکه ازسال52خودرا به غنوان یک چپی میدانم در تمام این سالها درکنار مردم خود زندگی وکار کردم ولی از کار شما مذهبیها چه درزمان دانشجویی وچه حالا سردر نیاوردم البته بعنوان فعالین سیاسی /والا مردم عادی را درک می/کنم اقای عبدی هیچوقت طرفدار هیچ حزب وگروهی نبودم ولی اعتقاد دارم راه حزب مشارکت وایده های انها می تواند ملت ایران را به جایی که شایسته ان هستند برساند موفق باشید
.......................
عبدی:
این سوال زیاد مطرح می شود که اگر این مصائب در راه است پس چه باید کرد؟راه حل چیست؟اگر راهی ارائه نمی شود بهتر است که هیچ هم نگوئیم.
از بس این مطلب پرسیده می شود گوئی عده ای هستند که راههای موثری در اختیار دارند اما آنها را بیان نمی کنند(به هر دلیلی از ترس گرفته یا دلائل دیگر) یا این که این افراد علی رغم بیان مشکلات عقلشان نمی رسد که در کنار طرح مشکلات ضرورت دارد به راه حل هم فکر کنند.
به همین دلیل به این نتیجه رسیدم که طی روزهای آینده این مساله را بشکافم که آیا چنین راههائی وجود دارد یا می تواند وجود داشته باشد؟

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۲۸ بֽظֽ | Reply

نیما :

آقای عبدی با سلام مجدد.ابتدا این را عرض کنم که این مطلبتان که در جواب نظرم نوشتید که این کامنت اول من ربطی به مطلب اقتصاد 86 ندارد درست است.از این بابت پوزش می خواهم.فکر کردم اگر این نظر را در زیر آخرین نوشته تان بنویسم بهتر است.اما مطلبی که در گذشته برایتان فرستاده بودم وشما منتشر نکردید کاملا در نقد یکی از مقالاتتان بود که با عنوان نامه ای برای امروز در نقد آقای خاتمی نوشته بودید.شما می توانستید با نوشته من مخالف باشید و لی نمی بایست آن را خارج از موضوع می خواندید.یک بار دیگر لینکش را برایتان می فرستم ببینید آیا واقعا خارج از موضوع است؟در ضمن این که نوشته بودم چرا اعضای حزب مشارکت جواب نقدهایتان را نمی دهند شاید نمی خواهند اختلافات درون حزبی به بیرون درز کند بر پایه این بود که یک بار برای آقای مزروعی نظر دادم که چرا به انتقادهای آقای عبدی درباره صندوق ذخیره ارزی جواب نمی دهید وایشان در جواب نوشتند همه اختلافات حزبی مثل اختلافات درون خانواده نمی تواند به بیرون درز کند.در عین این که گفتند نامه نگاری برخی اعضای حزب باشما به صورت انتقادی وجود دارد.ولی من به شخصه معتقدم که بهتر بود اعضای فعال حزب مشارکت جواب نقدهای شما درباره دلایل شرکت در انتخابات سال گذشته را کاملتر می دادند وخیلی از چهره های فعال حزب در باره شما سکوت کرده اند.در ضمن این که من به شما این انتقاد را وارد کردم که نقدهایتان عمدتا بدون ارائه راه حل است به این دلیل بود که نقدهای شما را در مورد عدم شرکت در انتخابات که یکی از مهمترین نقدهایتان بوده بدون ارائه راه حل دیده ام.وقتی راه حل مناسب نباشد نتیجه ای که حاصل می شود یا انفعال است یا بازگشت به سیاستهای قبلی.این که نوشته اید ارائه یا عدم ارائه راه حل ربطی به درستی انتقاد یا غلط بودن آن ندارد درست است.ولی به نظر من انتقاد کردن صرف از دیگران کار آسانی است.ولی ارائه راه حل مشکل است ومهم!ضمنا لینک مطلبی که فرستاده بودم ومنتشر نکرده بودید در این آدرس است:بار دیگر مشاهده کنید ببینید آیا انصافا خارج از موضوع است؟
http://nima62.blogfa.com/post-21.aspx
.......................
عبدی:
دوست محترم بنده مطالبی که در سایت یا وبلاگ خود می گذارید را منتشر نمی کنم.حداکثر این که آدرس را بدهم.که هر کس خواست مطالعه کند. احتمالا لازم است که دوباره نامه ای برای امروز را مطالعه نمائید اینها جواب آن نیست.آقای مزروعی هم بسیار بعید است که چیزی را گفته باشد که واقعیت ندارد.(درباره نامه نگاری) درباره صندوق ذخیره را هم اگر چنین گفته باشند حتما نمی خواسته اند وارد بحث شوند.ضمنا جناب آقای مهندس صفائی در این مورد مصاحبه کردند .فارغ از درستی یا غلطی نظر من یا ایشان این امور اختلاف شخصی و حزبی محسوب نمی شود.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۴۹ بֽظֽ | Reply

رضا :

با سلام و احترام
1-از تحلیلتان اینگونه استنباط می شود که حتی اگر به گونه ای نیروهای معتدل هم بر سرکار آیند آثار عملکرد دو ساله ی دولت در کوتاه مدت قابل رفع نیست.
2-آقای لیلاز در مصاحبه ای فرموده بودند حاکمیت همانگونه که در سال 72 بدون تغییر دولت سیاست های دولت هاشمی و در سال 79 بدون تغییر دولت سیاست های دولت خاتمی را تغییر داد در سال 86 می تواند بسیاری از سیاست های دولت نهم را متوقف کند آیا با این گذاره موافقید؟
با سپاس
...........................
عبدی:
کاملا درست است آثار این سیاستها تا سالها هم باقی می ماند.تا حدی هم تصور می کنم که آنها راهی را می روند که برای بعدی ها شانس زیادی در اصلاح و موفقیت باقی نماند.
در باره سخن آقای لیلاز هم نمی دانم ایشان از چه منظری این را گفته زیرا به لحاظ منطقی چنین امری ممکن است اما به همان دائلی که سیاستهای قبلی را تاب نیاورده و تغییر دادند و سیاستهائی را مشابه امروز برگزیدند ،در حال حاضر نمی توانند به سیاستهای پیشین رجوع کنند زیرا از آن سیاستها فراری بوده اند و آنها را نافی ثبات و استحکام خود می دانسته اند و باز گشت به آنها موجب بی ثباتی آنان می شود.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۲۸ بֽظֽ | Reply

:

اقاي عبدي اگر مي شود يك مطلب در باره دعواي شيعه و سني كه اين روزها دوباره مد شده بنويسيد. واقعا چرا در قرن 21 هنوز يك عده به خاطر مذهب يك ديگر را قتل عام مي كنند؟ با تشكر
......................
عبدی:
چشم !اگر چیز ارزشمندی برای ارائه بود دریغ نخواهم کرد که مساله مهمی است و برخی نظراتم را هم فعلا نمی گویم.
اما درباره این گزاره شما که در قرن 21 چرا هنوز عده ای بخاطر مذهب یکدیگر را می کشند ،یک نکته را عرض می کنم.
کشتن یکدیگر در قرن بیستم از قرنهای پیش بیشتر بود کافیست به جنگهای اول و دوم و ویتنام و صربستان و جنگهای داخلی آفریقا و جنگهای خاورمیانه نگاهی بیندازیم تا قضیه روشن شود.بنابر این معلوم نیست که در قرن 21 این روند تشدید نشود.مساله هم چندان دعواهای مذهبی نیست شاید بهتر است بگوئیم اینها زمینه ساز یا بهانه است.نژاد ،عقیده،طبقه،ملیت،مذهب و......هر کدام می تواند دستمایه کشتار شود و اینها هر کدامشان حداقل در یک منطقه یافت می شوند.شاید خوی سلطه طلبی و خونریزی است که هر ازگاهی به جوش می آید و طبعا محمل خود را برای سرریز این ظرف به جوش آمده پیدا می کند.من بیشتر مدافع این تحلیل هستم.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۲ قֽظֽ | Reply

:

چرا توی سایتتان تبلیغ نمی گذارید ؟ برای تا مین بخشی از هزینه های سایت خوب است.
....................
عبدی:
اگر دوستان معرفی کنند هیچ استخاره ای برای پذیرش نمی کنم !بخصوص تبلیغات کالاهی فرهنگی که با مخاطبان نیز سنخیت بیشتری دارد.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۱۶ قֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی اگر به بحث لایحه خدمات کشوری ( نظام جامع پرداخت دستمزد به کارکنان دولت ) بپردازید خوب است. این لایحه توی عسلویه و ماهشهر بحران ایجاد کرده و علت اصلی پس گرفتن لایحه از سوی دولت همین مسئله بود. حالا راهیافتگان مجلس گفته اند که با استرداد این لایحه مخالفند. در واقع جنگی در گرفته است پنهان بین نفتی ها و آموزش پرورشی ها . به نظر من بزرگترین چالش اجرایی / اقتصادی احمدی نژاد در آینده نزدیک اجرا یا عدم اجرای این لایحه است.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۲۰ قֽظֽ | Reply

آشنا :

در تشابه وضعیت همانطور که گفته اید شکی نیست ولی بعید است که نتایج مشابه باشد بنظر شرایط خاص منطقه وضعیت کاملا متفاوتی را رقم خواهد زد. ناگفته نماند که مردم هم دیگر آن مردم نیستند.
در رابطه با دولت و مجلس هم بعید است منافع جناحی فرصتی به عقل گرایی داده و یا جایی برای فکر به وطن باقی بگذارد، حتی اگر گوش شنوا و چشم بینایی باشد.
...............
عبدی:
قطعا نتائج مشابه نیست.اما آثار مهمی دارد.چه آثاری؟بستگی به عوامل متعدد از جمله شرائط و انسجام متزلزل گروههای حاکم و وضعیت مخالفان و منتقدین و نیز ابعاد بحران اقتصادی و سرعت واکنش حاکمیت برای کنترل بحران و بالاخره شرائط بین المللی دارد.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۰۸ قֽظֽ | Reply

مهدی م :

سلام آقای عبدی
تحلیل آماری بسیار روشنی ارائه داده اید.ممنون. و این نظرتان که ارائه راه حل و راهکار و غیره تا زمانی که اجماع ایجاد نشود امکان پذیر نیست بسیار منطقی است. تنها می ماند یک گزاره و آن اینکه چه گونه می توان دیگران را مجبور کرد که در این مباحث وارد شوند. منظورم از دیگران درحال حاضر اعضای اصلی مشارکت و روزنامه نگاران مطرح و منتقدین سرشناس است. به نظر میرسد شما فقط سعید حجاریان را توانسته اید واردگود کنید آنهم چون راهبرد پیشنهادی ایشان را نقد کردید. تازه، ایشان از محور اصلی بحث که همان اثر نفت است، به صراحت فاصله گرفتند. آقای صفایی فراهانی هم در مصاحبه ای که انجام داده بودند صرفا گفتند که مدیریت صندوق خوب نبوده و وارد بحث مفهومی نشده بودند. شاید همه آنها هم این مطالب را بخوانند. پس چرا تا کنون هیچ کس واردبحث نشده است؟ آقای پدرام که زحمت چندین بحث را دراینجا کشیده هم که از ملی مذهبی ها هستند و دیگر دوستانشان فعالیتی نشان نداده اند. چرا روح خفته دوستان بیدار نمی شود؟ آنچه که به نظر من می آید این است که شما یه راهکار برای اشاعه این مباحث و وادار کردن دیگران برای حضور در بحث ارائه دهید و بحث رو باز بزارید تا ملت نظراتشون رو بگن و بعد از جمع بندی نهایی یک همجمه ای روآغاز کنیم.
........................
عبدی:
آقای پرویز پدرام با آقای مسعود پدرام که مورد نظر شماست هیچ ارتباطی ندارند.حتما به این نکته توجه داشته باشید.
در باره اصل موضوع هم یک یادداشت تقدیم خواهم کرد.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۵۹ قֽظֽ | Reply

:

ممکنه دو سال دیگه انقلاب بشه ؟
.....................
عبدی:
انقلاب که نه.اما بی ثباتی موجب پیش بینی ناپذیری و محتمل شدن وقوع حوادث می باشد.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۳۰ بֽظֽ | Reply

سعید :

جناب آقای عبدی
سلام، مقاله جالبی بود و امیدوارم منشا اثر واقع شود ولی ذکر این نکته را لازم می دانم که به نظر من تشابه دو یا سه عامل اقتصادی نمی تواند موجب بروز عوارض اجتماعی مشابه در دو دوره زمانی متفاوت باشد. تصور می کنم خارج از مقایسه سال 86 با 56 بد نیست که مقاله کامل تری در زمینه وضعیت اقتصادی موجود و مسیری که در پیش گرفته نوشته شود. یک یا دو هفته قبل گفتگوی دیگری از آقای لیلاز در سایت روز خواندم که توجه به وضعیت اقتصادی موجود داشت. آن هم مختصر و مفید بود ولی به نظرم بد نیست که در این زمینه بررسی کاملتری صورت گیرد و بدون و رود در جزئیاتی که فقط اهل علم اقتصاد آن ها را می فهمند، کمی بیشتر بحران اقتصادی فعلی و مسیر فاجعه باری را که طی می کند برای مردم در سطح وسیع تری توضیح داده شود. این کار از متفکران و اهل قلم مانند جنابعالی بر می آید.
با تشکر
....................
عبدی:
کاملا درست است.این فقط یک بعد(و البته بعد مهم )قضیه است.اما هدف نشان دادن بحران اقتصادی است در این چندان بحثی نیست اما این که این بحران اقتصادی در حوزه سیاست و اجتماع چگونه منعکس شود مساله دیگری است.به نظر من بی انعکاس نیست ولی جزئیات انعکاس آن را باید مترصد وقایع بود.همه ما هم به عنوان یک ایرانی باید در پی آن باشیم که تا حد ممکن مانع از انعکاس انفجاری و خشونت آمیز شویم.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۵۴ بֽظֽ | Reply

صالحی :

سلام
آقای عبدی من یک سئوال کوچک دارم که البته جوابش احتمالا مفصل است.
شما یا مخاطبین این سایت فکر می کنید که آقای احمدی نژاد از حمله محدود آمریکا به ایران ناراحت می شوند یا خوشحال؟ به عبارت دیگر حمله محدود به نفع یا به ضرر احمدی نژاد است؟
........................
عبدی:
پاسخ هر چه باشد این نکته را می توان مسلم دانست که مدیریت اوضاع ناشی از چنین حالتی لزوما مطابق میل طرف ایرانی و حتی طرف مقابل نخواهد بود.اگر چنین تضمینی وجود داشت دو طرف زودتر از آنچه که فکر می کنید به این نقطه می رسیدند. یکی از دلائل مخالفت با چنین اقدامی در غرب همین نکته است که این بحران لزوما کنترل شدنی نیست و تبعات قضیه دو طرف را به دنبال خود خواهد کشید.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۰۰ بֽظֽ | Reply

علی :

در برابر نوشته هایی از این قبیل همیشه این سوال مطرح می شود که احوال شخصی و کنونی نویسنده تا چه حد بر نوشته های او موثر بوده است. درست که "انظرو الی ما قال..." ولی با توجه به خصلت های ذاتی یا اکتسابی جماعت ایرانی، "انظرو الی من قال" هم شرط عقل به نظر می رسد. البته سه نکته را در نظر داشته باشید که اولا من شناخت کافی از جناب عالی ندارم، از احوال کنونی شما هم اطلاعی ندارم و در ضمن با نوشته های اخیر شما موافق هستم، امید وارم که شائبه توهین یا کنایه ایجاد نشده باشد.
خواهشی از شما داشتم، وضعیت امروز ایران را تا چه حد می توان با وضعیت پنج شش سال پیش ترکیه مقایسه کرد؟ و این چه آبی بود که بر آتش اقتصاد بحران زده و تورم زای ترکیه ریخته شد. و اصولا آیا شما راه حل هم ارائه می دهید و یا تنها به عنوان ناظری سر خورده رویدادها را تحلیل می فرمایید.
.......................
عبدی:
توهینی نیست.سرخوردگی هم نیست.ولی انتظار ما از این کار باید در حد معقولی باشد.در حد همین که می نویسم و شما هم بر حسب نیاز یا علاقه مطالعه می کنید.این ذهنیت را از خود بیرون کنیم که افراد عادی باید همراه انتقاد حتما راه حل هم بدهند.پس این همه کارمند دولت و بودجه و امکانات آنها برای چیست؟اگر انتقادی را می شنوند باید پاسخ دهند.شما می دانید که هزینه آنچه که من صرف این سایت می کنم با ارزش اقتصادی وقتی که صرف آن می کنم احتمالا بیش از ده میلیارد بار کمتر از بودجه دولت است؟ چرا باید از افراد انتظار ارائه راه حل داشت.ضمن این که در حد مقدور هم راه حلی پیشنهاد می شود ،که در یادداشتها هست.
درباره ترکیه اطلاع جزئی و دقیق ندارم.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۲۶ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی ...بنده علم غیب ندارم !!اما ذره های ناپیدای نوشته های شما را
بوضوح میدانم یا بعینه میبینم ٬ یک وبلاگ داری که انقلابی دو اتشه هم است
در وبلاگهای متعدد یکنواخت و خستگی ناپذیر مینویسد و عجیب اینکه در پاسخ
کامنت بنده در سایتی استناد بنوشته شما کرده که رستاخیز نزدیک است
و مردم اماده بخیابان امدن و غارت و چپاوول مثل دوران انقلاب ۵۷ و اینکه
ان بار اشتباهی شد که اینبار نخواهد شد !؟ البته اینکه ایشان در رویای دن کیشوت وارش
بهر دری میزند جای تعجب نیست اما وقتی توضیح خواستم نوشت که اقای عبدی
نوشته بستن راه نفس مردم منجر بانفجار خواهد شد !!دیر یا زود
البته اگر سران و رهبران این رژیم اینقدر خام و دنیا نادیده اند که
قادر بپیش بینی و پیشگیری این حوادث نباشند نبودنشان بهتر از
بودنشان ...و هر کس نداند شما بخوبی میدانید که اینگونه نیست بخصوص مردم
ایران در زمان فعلی و سر شاخ بودن سلطه گران خارجی هر گز بکمک انها
نخواهند رفت علی الخصوص که استقلال فعلی ایران از اهم مسایل است
و مردم ایران شعورشان بالاتر و جلوتر از مسئولین هست و خواهد بود
شک نداشته باشید...با تشکر
...........................
عبدی:
این که در جاهای دیگر چه چیزی از من نقل می کنند را نمی دانم اما شما که این جا را مطالعه می کنید بهتر می توانید صحت و سقم این موارد را تائید یا رد کنید.انقلابی دو آتشه هم نمی دانم لفظ درستی است .احتمالا شما تا کنون با افراد انقلابی آشنائی نزدیک نداشته اید.در کامنت قبلی دوست دیگری مرا سرخورده معرفی کرده است وشما انقلابی.!
در هر حال تنها امید من این است که شناخت شما از دست اندرکاران حکومت درست باشد و قبل از وقوع حادثه با کیاست تمام جلوی نتائج نا خواسته را بگیرند.چنین امری لزوما ربطی به هوش و ذکاوت ندارد.این گزاره شما هم که اگر حاکمیتی نتواند پیش بینی چنین خطراتی را بکند نبودش بهتر از بودش است ،به معنای دیگر یعنی "الحق لمن غلب" و سیاست را برخی همین می دانند.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply

امید :

با سلام مجدد
در ارتباط با کامنت هموطنم آشنا, بد نیست این داستان را که از پدر بزرگم شنیده , برای داشتن در گوشه ی ذهن خوانندگان شما و آینده سازان فردا , برایتان نقل کنم:
پدر بزرگم میگفت : پدرم فرد دنیا دیده و سرد و گرم چشیده ایی بود. مردی, کنجکاو و مطلع از امور. به همین خاطر , همیشه و همه جا تجربیاتش را در اختیار دیگران میگذاشت, همه را از افتادان به دام شیادان و حقه بازان هشدار میداد, آنها را نصیحت میکرد, انواع و اقسام راههای گول خوردن را که در اثر معاشرت با مردم متوجه شده بود به آنها انتقال میداد.... تا اینکه مستطیع شد.یکروز با یادآوری خطرات سفر, برای ثبت نام حج , پول لازم را برداشت و به اداره ی مربوطه رفت.
در آنجا به او گفته بودند برای تکمیل , احتیاج به عکس دارد. او برای گرفتن عکس فوری به گوشه ی میدان نزدیک اداره حج میرود و عکاس دوره گرد از او علت عکس فوری را مپرسد؟ او داستان را کامل برایش تعریف میکند.
عکاس چند بار برای صاف کردن گردن و پالتوی حاجی , حواس او را به "گنجشک" جلوی عدسی معطوف میکند و بالاخره عکس را میگیرد و به حاجی میدهد. حاجی حج نرفته به اداره برای ثبت نام برمیگردد؛ ولی وقتی دست در جیب بغل میکند, از پولها خبری نمیبیند!! فوری به طرف محل عکاس میدود . میفهمد که با تمام تجربه از کجا خورده است!! ولی هر چه میگردد او را پیدا نمیکند. با ناراحتی به خانه بر میگردد.
در بین راه یکی از همسایه ها که متوجه ناراحتی حاجی بالقوه میشود از او علت ناراحتی را میپرسد ؟ حاجی هم ماجرا را میگوید.
همسایه با تعجب به حاجی میگوید: حاج آقا !! شما دیگه چرا؟! شما که همه آگاهی میدادید!! شما که همه ی راه های دوز و کلک را بلد بودید و همیشه بقیه را از افتادان به دام آنها هشدار میدادید؟! شما که....
و حاجی با لحن ملایم پاسخ میدهد: تا امروز همه نوع گولی را دیده و شنیده بودم ولی این نوعش را فکرش را نکرده بودم!!

متاسفانه ما , فقط در بازی شطرنج به دنبال پیاده کردن نقشه ی بازی خودمان هستیم و به حرکتها و نقشه ی حریف توجهی نداریم!!

بله! اوضاع نسبت به سالهای 55 و 56 تغییر کرده, اطلاعات و سرعت انتقال اطلاعات بالا رفته, مردم هم آن مردم نیستند( در مورد بهتر شدن یا بدتر شدن مردم هم محاجه ندارم),.... ولی بهتر نیست با توجه به تاریخ گذشته, هر لحظه منتظر دانه و دامهای تازه باشیم و همدیگر را پوشش دهیم؟

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۱۳ بֽظֽ | Reply

:

اقای عبدی عزیز سلا م یک هفته ای هست کاشان ما شلوغ است کارگران کارخانه مخمل وابریشم بعلت نگرفتن یکسال حقوق خود اعتصاب کرده اند شعار های انها به شدت رادیکال شده وخواهان قطع ریشه ظلم و قطع کمک به فلسطین می باشند/دفعات قبل این شعارها را نمیدادندوازدر کارخانه حرکت نمی کردند این دفعه تنها چهارراه شهر را بسته اند/این اتفاقات در ادامه بحران بوجود امده برای اقتصاد است/اقای عبدی و قتی در محافظه کارترین شهر ایران به این سرعت حرکتها رادیکال میشود باید از عاقبت کار ترسید امیدوارم ان مقاله ای که درباره بنبستهای راه حل های موجود را زودتر ارایه بفرمایید درضمن من فکر میکنم چنانچه اصلاح طلبان بازهم در این برهه ساکت بمانند بعضی از ترس وبعضی بخاطر حفظ منافع خود است وجدانا اگر در زمان خاتمی بود واین بحرانها درکشور بود آیاراستیها اینگونه ساکت میماندند؟

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۱۶ بֽظֽ | Reply

:

مقاله مفصل آقای ستاری فر درباره بودجه 86

http://www.saeedshariati.ir/article/sattari86.pdf

۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۰۶ بֽظֽ | Reply

محمد :

اقای عبدی سلام. من یک سوال دارم که مربوط به این دوره نیست و امیدوارم پاسخ بدهید. می خواستم بدانم آیا در سال 57 و قبل آن مشکلی بین دانشجویان پیرو خط امام که در دانشگاه های امیر کبیر و شریف تحصیل می کردند با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ( و علی الخصوص شخص آقای احمدی نژاد) وجود داشته یا نه؟
دوم اینکه آیا دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت و شخص آقای احمدی نژاد موافق تسخیر لانه جاسوسی که توسط اعضای دیگر این انجمن در دیگر دانشگاههای تهران صورت گرفت بوده اند؟
سوم آنکه آیا ای قضیه درست است که دانشجویان علم صنعتی پیرو تفکرات مقام معظم رهبری بوده اند و دانشگاهای امیر کبیر و شریف پیرو آقای میر حسین موسوی؟
خواهشمندم به سوالات من جواب دهید. پیشاپیش متشکرم
..............................
عبدی:
مورد سوم بکلی رد می شود.دو مورد قبلی را در موقعیت مناسب و با تحلیل جنبش دانشجوئی آن زمان توضیح می دهم.اما حالا فرصت این کار را ندارم چون خلاصه هم نمی خواهم پاسخ دهم.اختلافات موجود در گذشته هم بود به دلائلی بروز نمی یافت.

۱۷ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۳۷ قֽظֽ | Reply

یک دانشجو :

سلام با تشکر از مقاله جالب شما اقای عبدی میشه بفرمایی مدرک شما چیه ؟من با این که اقتصاد خرد و کلان رو 20 گرفتم اما نمیتونم درست و حسابی در مورد اقتصاد حتی درست فکر کنم چه برسه به اینکه بخوام نظر بدم . ممنون
...........................
عبدی:
اگر تلویحا نخواسته باشید که مطلبی بگوئید!(که البته اشکالی هم ندارد که بگوئید) مدرک من مهدسی پلیمر است !

۱۷ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۰۴ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/422