آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار , هسته ای

۷ بهمن ۱۳۸۵

تشنج در روابط خارجی ایران

چند روز پيش در جمع دوستانه‌اي بحث اوضاع ايران شد، يكي از حاضرين كه معمولاً لطيفه‌هايش موجب انبساط‌خاطر جمع مي‌شود، گفت من خاله‌اي داشتم كه همه نوع بيماري داشت، از مرض قند و فشار خون گرفته تا درد مفاصل و معده و ... يك بار كه پرسيدم كجات درد مي‌كند، پاسخ داد: «آي، همه‌ام». حالا قضيه ما هم همين طور شده نمي‌دانيم به بي‌ساماني فرهنگ عمومي بايد پرداخت، يا به اختلالات رفتار اجتماعي يا مسايل شهري مثل دود و ترافيك و... يا به معضلات اقتصادي چون تورم و مسكن، سياست‌گذاري‌هاي غلط، يا به ازهم‌گسيختگي ساخت قدرت يا به انفعال نيروها و يا به مسايل خارجي و هسته‌اي و قطعنامه‌هاي بين‌المللي و هولوكاست و يا... كه همه اينها كم بود، اعدام صدام و دعواي شيعه و سني و عرب و عجم و اخيراً نيز تندي‌هاي آمريكا و حضور ناوها و موشك‌هايشان در خليج فارس هم به آنها اضافه شده است. اما اين آخري به هر دليلي متفاوت با بقيه است و مستلزم آن است كه بجز فرياد «آي همه‌ام» به اين مورد نيز به صورت ويژه رسيدگي شود.
1ـ اولين نكته‌اي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه براساس گزارش رسمي و پذيرفته شده در دولت ايالات متحده، ايران در رأس كشورها و عوامل تهديدكننده امنيت ملي اين كشور قرار دارد. توجه كنيم كه اين استراتژي هر دو حزب است، بنابراين طبيعي است كه برخورد آنها با ايران كنوني از همين منظر شكل مي‌گيرد، و در نتيجه نبايد اختلافات تاكتيكي ميان دو حزب آمريكا را در خصوص نحوه برخورد با ايران کنونی چندان پايدار و اصولي دانست،این اختلافات عموما جنبه تاکتیکی و کسب قدرت دارد.
قرار گرفتن ايران در صدر تهديدات امنيتي ايالات متحده را هنگامي كه در كنار اين واقعيت قرار مي‌دهيم كه دولت ايران به صورت ضمني يا صريح نظام بين‌المللي موجود را نيز قبول ندارد و خواهان تغيير آن است، به اين نتيجه مي‌رسيم كه راهي جز تقابل براي طرفين باقي نمي‌ماند و تحقق اين تقابل فقط نيازمند «زمان» و «رويداد» مناسب است. «زماني» كه هميشه آبستن "رويداد"هاي مناسب از اين نوع است. «زمان»هائی كه مستعد پذيرش نطفه اين رويدادها هستند و اكنون بيش از هميشه «مرداني» در دو طرف قضيه يافت مي‌شوند كه اين نطفه‌ها را در زهدان «زمان» بكارند.
2ـ اگرچه روابط ميان ايران و ايالات متحده محدود به قضيه هسته‌اي نمي‌شود، و حتي مسأله هسته‌اي به دليل وجود مسايل ديگر اهميت يافته و به خودي خود واجد اهمیت برای اين همه تمركز بر آن نبوده است، اما از آنجا كه ايالات متحده توانسته از مواضع دولت ايران به نحو مناسبي استفاده و اجماع جهاني عليه ايران را شكل دهد، بنابراين موضوع هسته‌اي بهترين زمينه را براي انجام اقدامات احتمالي عليه ايران فراهم كرده است. اما بحران هسته‌اي موجود به گونه‌اي است كه ظاهراً راهي براي برون‌رفت از آن بدون شكست يك طرف متصور نيست. به عبارت ديگر بازي صفر و يك شده است، و به قول معروف مثل دو خودرويي كه در حال حركت روي يك خط مستقيم و به سمت يكديگر هستند و پرهیز از تصادف مستلزم کنار کشیدن یک یا هر دو خودرو است.
چرا راه‌حلي وجود ندارد؟ شايد دو سال قبل راه‌حلي ديپلماتيك وجود داشت، به این صورت که ايران با تأخير يا صرف نظر كردن از غني‌سازي، اين حق خود را با قيمت مناسبي به غرب واگذار مي‌كرد و به‌ازاي آن چيزهاي ديگري به دست مي‌آورد. اما از آنجا كه در ايران مفهوم منافع ملي شكل نگرفته و بقاي در قدرت و رسيدن به آن اصل است، عده‌اي غني‌سازي را درّ گرانبهايي معرفي كردند كه هيچ چيزي ما به‌ازاي آن نيست و كم‌كم قضيه پيچيده‌تر و در نهايت به شوراي امنيت رفت و به صدور قطعنامه منجر شد. اما اكنون ديگر نمي‌توان حتي آن روند را بازسازي كرد، زيرا دستورات شوراي امنيت لازم‌الاتباع است و هيچ پيش‌شرطي را نمي‌پذيرد، و كميته تحريم هم به راه خود ادامه مي‌دهد. راه‌هاي موجود به لحاظ منطقي يا پذيرش قطعنامه و وارد شدن به مذاكرات بي‌سرانجام است كه به معناي تعليق اجباري و هميشگي و نيز بقاي برخي تحريم‌ها تا گزارش نهايي آژانس (كه معلوم نيست تا چند سال بعد تهيه شود) است يا ادامه وضع فعلي و تحميل قطعنامه‌هاي بعدي سازمان ملل عليه ايران است.
3ـ پذيرش تعليق و قطعنامه از نظر دولت ايران، هزينه‌هايي نقد و جدي دارد، هم در عرصه بين‌المللي و افكار عمومي آن عقب‌نشيني مهمي تلقي مي‌شود و هم در عرصه داخلي، حاكمان فعلي را با چالش و پرسش‌هاي جدي مواجه مي‌كند كه چرا اين كار را قبل از رفتن به شوراي امنيت انجام ندادند و اصولاً اگر حق مسلم ماست چرا آن را از دست داده‌اند؟ حكومت از چند سو با فشار مواجه خواهد شد، و يكي از دلايل فشار اصلاح‌طلبان هم به پذيرش اين واقعيت(قطعنامه) از سوي دولت، اين است كه آنان را به لحاظ سياسي در داخل به چالش كشيده و با بحران مواجه كنند، البته اصلاح طلبان اين را هم مي‌دانند كه بحراني‌تر شدن روابط آمريكا و ايران و احتمالاً انجام اقدامات نظامي، مشكلات زيادي را ايجاد خواهد كرد، لذا از اين نظر هم خواهان كوتاه آمدن حكومت هستند.
اما حكومت ايران قطعنامه‌ها را جز با اعلان شكست نمي‌تواند بپذيرد. اين كه عده‌اي فكر مي‌كنند مي‌شود مثل صدام، عقب‌نشيني كرد و سرود پيروزي نواخت، در ايران عملي نيست حتي اگر تمامي رسانه‌هاي صوتي و تصويري و مكتوب هم در اختيار حكومت باشد.
4ـ ادامه وضع موجود علي‌الاصول به نفع آمريكاست، تا قطعنامه بعدي را تصويب كند. فراموش نكنيم، تصويب قطعنامه دوم (فارغ از مضمون آن) به لحاظ سياسي به معناي الصاق مارك «سركش» (كه موردنظر آمريكا است) به دولت ايران خواهد بود و اين موضوع براي وجهه سياسي ايران بسيار خطرناك است و زمينه‌ساز مشروعيت‌يابي اقدامات احتمالي عليه ايران خواهد بود. به همين دليل به نظر مي‌رسد كه دولت ايران چندان علاقه‌مند نباشد كه اوضاع مذكور به صورت آرام تا ماه‌هاي بعد نيز ادامه يابد. اما دست دولت ايران براي دادن پاسخ چندان هم باز نيست.
در لبنان اين دست بسته‌تر از قبل است، زيرا تشديد شكاف شيعه و سني به نفع شيعيان لبنان نيست و منطقي‌ترين راه پيوند ندادن سرنوشت شيعيان لبنان به مسايل كلان منطقه‌اي است و عقب نشینی (ولو موقتی)حزب الله در لبنان معرف این واقعیت است. در عراق هم معلوم نيست بتوان اوضاع را از گذشته بدتر کرد، جناح مقتدي صدر هم پس از اوضاع اخير و حتي دستگيري برخي از رهبران و بسياري از اعضايش، تحريم خود را از حضور در مجلس و دولت لغو كرد و به اين دو نهاد بازگشت، ضمن اينكه انفعال حكومت ايران در قضيه اربيل هم قرينه ديگري بر بسته بودن دست ايران در آنجاست. مشكل دولت ايران اين است كه دستاوردهاي منطقه‌اي‌اش چون عراق و افغانستان، محصول عملكرد مستقيم خودش نيست، بلكه به علت حضور آمريكايي‌ها حاصل شده است و طبعاً اين دستاوردها را نمي‌توان در تقابل با منشا شكل‌گيري آنها تحكيم بخشيد و حفظ كرد.
گسترش نفوذ ايران در منطقه منجر به آن نشده است كه ایران از اين نفوذ بتواند بهره‌برداري يا آن را تثبيت كند و همين امر نقطه ضعفي براي حكومت ايران شده است، زيرا وقتي كه كسي ثروتمند باشد (به هر دليل، ارث يا ثروت بادآورده، يا ثروت حاصل از كوشش شخصي) اما نتواند آن را حفظ يا تثبيت كند، چشم طمع ديگران به اين ثروت موجب از ميان رفتن امنيت وي خواهد شد.
5ـ يكي از نقاط قوت ايران در مواجهه اخير، قيمت نفت بود كه طي ماه‌هاي گذشته كاهش يافت و اين امر از دو جهت بر ايران اثر منفي گذاشت. از يك سو منابع مالي دولت ايران را ضعيف كرد، دولتي كه با هجوم بي‌محاباي خود در دو سال اخير به منابع ارزي كشور، اقتصاد را در چنان ورطه‌اي كشانده است كه وزير اقتصاد آن سفارش بستن كمربندها را براي سال آينده نموده است. دولتي كه پاشنه آشيل آن در داخل نيز همين امر است، به طوري كه رييس آن هنگام ارايه لايحه بودجه، كاهش قيمت‌هاي نفت را توطئه‌اي عليه ايران!! معرفي كرده است، گويي كه دنيا بايد اجازه دهد قيمت نفت سر به فلك بزند تا آقايان مانعي در دسترسي به منابع ارزي نداشته باشند.
اثر منفي ديگر هم اين است كه ترس جهان را از افزايش قيمت نفت بر اثر بروز يك بحران منطقه‌اي كاهش داد. زيرااقتصاد جهان با قيمت 25 دلار بالاتر از قيمت فعلي هم سازگار بوده و بعيد است هرگونه بحران جديدي بتواند به صورت بلندمدت بيش از اين رقم بر قيمت نفت بيافزايد. ادامه كاهش قيمت به دليل پايان يافتن زمستان و نيز به نتيجه رسيدن سرمايه‌گذاري‌هاي جديد برای توليد نفت در جهان، اين متغير را بيش از پيش به ضرر ايران تغيير خواهد داد.
6ـ در اين ميان مسأله مهم استراتژي جديد آمريكا در عراق است، استراتژي كه برخلاف راهبردهاي پيشنهادي گزارش بيكر ـ هاميلتون اتخاذ شده. در واقع اگر بوش مي‌خواست نتايج آن گزارش را بپذيرد، لزوماً بايد پيش از آن به شكست خود اعتراف مي‌كرد و اين مورد پسند بوش نبود. به علاوه مخالفان بوش، استراتژي او را نه به دليل خطا بودن مباني آن، بلكه به دليل منجر به نتيجه نشدن آن مورد هجوم و سوال قرار داده‌اند. بنابراين بوش راهبرد جديدي را اتخاذ كرد كه با يك گام به جلو گذاشتن و پيوند دادن مسأله ايران به عراق آخرين شانس خود را براي تغيير دادن روند امور در منطقه آزمايش كند، و از اين رو فشارها را بيش از پيش متوجه ايران نموده و گرچه شوراي امنيت سازمان ملل مسير اصلي او براي فشار بر ايران است، اما در عين حال تحقير ايران (قضيه اربيل)، مستند كردن اتهامات عليه ايران (اظهارات خليل‌زاد درباره اسناد دخالت‌هاي ايران در عراق) و منتظر فرصت بودن جهت به دست آوردن بهانه‌اي (به بند «1» اين يادداشت مراجعه شود) براي حملات محدود به ايران نيز در دستور كار دولت بوش قرار دارد.
نکته دیگر این است که ایران هم سیاست جدید آمریکا در عراق را به نحوی زمینه سازی می کند بدین معنا که می خواهد نشان دهد شکست آمریکا در عراق پیروزی ایران است و بر عکس. واز این طریق خود را جانشین آمریکای شکست خورده در عراق معرفی می کند و همین تصور است که تمام کشورهای منطقه را به حمایت از طرح جدید بوش واداشته است.در واقع ایران به غرب می فهماند که بدون حل مساله ایران مساله عراق هم حل شدنی نیست.
7ـ در اين ميان حكومت ايران بجاي پرداختن به مسأله سعي مي‌كند با شعار و حتي قدرت نمائی موضوع را ناديده بگيرد و حمله احتمالی را نا ممکن و کوچک جلوه دهد، اما به چند مسأله توجه ندارند:
الف‌ـ فرض كنيم كه پيش‌بيني دولت ایران درست باشد و هيچ حمله‌اي هم صورت نگيرد، اما نمي‌توانيم اين واقعيت را انكار كنيم كه یک كشور در تيررس هستيم و همين واقعيت آثار منفی اش كمتر از حمله نظامي نيست. در كشوري كه همواره احتمال حمله به آن وجود دارد، ثبات سياسي و اقتصادي و مهمتر از همه بين‌المللي شكل نمي‌گيرد و ضررهاي سياسي و اقتصادي آن بسيار است.
ب‌ـ آيا تا به حال مرد عنكبوتي را ديده‌ايد كه از ساختمان‌ها بدون تجهيزات ایمنی بالا مي‌رود؟ مي‌دانيد چرا اين مسأله تا اين حد عده‌اي را به خود جذب مي‌كند، در حالي كه وي تاكنون هم سقوط نكرده؟ علت اين است كه اگر سقوط كند (ولو به احتمال يك درصد) تكه بزرگش گوشش است، و تركيب اين نتيجه و آن احتمال است كه قضيه را جذاب مي‌كند. آيا احتمال وقوع حمله‌اي (ولو محدود) به ايران در شرايط كنوني از احتمال سقوط مرد عنكبوتي هم كمتر است كه هيچ نگراني در دل عده‌اي ايجاد نكرده است؟ اگر نداشتن نگراني از شجاعت باشد، بحث ديگري است، اما اگر از چيز ديگري باشد، فاجعه‌بار است.
ج‌ـ گفته شده است كه در آمريكا آدم‌هاي عاقل زيادي وجود دارند كه اين كار را صورت ندهند.
اتفاقاً مشكل قضيه همين جاست. زيرا آنان هم فكر مي‌كنند كه در ايران هم افراد عاقل زيادي وجود دارند كه مانع بحراني‌تر شدن اوضاع دو طرف شوند و چون معمولاً مباني عقلانيت طرفين متفاوت است يا اين كه به احتمال زياد عقلاي قوم تصميم گيرنده نهايي نيستند، قضيه به شكل تراژيكي رقم خواهد خورد. قضيه دو اتومبيل در حال حركت به سوي هم را فراموش نكنيد، اگر هر طرف فكر كند كه من به راه خودم مي‌روم،زیرا در خودروي طرف مقابل آدم‌هاي عاقل براي كنار كشيدن وجود دارد، سرنوشت قضيه معلوم است. سرنوشتي كه بازنده اصلي مردم ايران‌اند، حتي اگر آمريكايي‌ها هم خسارت‌هاي زيادي ببينند. خسارت‌هاي آنها نفعي براي ما محسوب نمي‌شود.
بوش كه جلوي دموكرات‌ها و حتي هم‌حزبي‌هايش ايستاده حتماً اهدافي را در سر مي‌پروراند. بسيار محتمل است كه عملي برخلاف خواست عمومي فعلي در آمريكا انجام دهد.
سوالی که وجود دارد این است که چرا دولت ایران احتمال حمله را قاطعانه رد می کند؟ روشن است اگر دولت چنین احتمالی را ولو اندک بپذیرد در این صورت دو راه در پیش دارد، یکی این که باید بگوید چه اقداماتی برای جلوگیری از بروز این حادثه در دست انجام دادن است.پاسخ معلوم است،هیچ.نه تنها هیچ بلکه اقدامات تشدید کننده مثل هولوکاست هم انجام داده اند.دیگر این که باید بگوید ما برای دفاع از غنی سازی آماده پذیرش تبعات و مقابله نظامی با ایالات متحده هم هستیم.طبعا چنین سخنی را هم نخواهد گفت چون قبول آن به مردم بسیار سخت و در واقع غیر ممکن است.
اگر تا اينجاي تحليل با من موافق باشيد، خواهيم ديد كه روابط دو طرف به سوي بحراني‌تر شدن است، ساخت بازي هم صفر و يك است. منافع دو طرف هم در تشديد بحران است، سازش و پذيرش واقعيت هم هزينه‌هاي جدي بويژه براي طرف ايراني دارد، شرايط ناپايدار است، متغيرهاي منطقه‌اي و اقتصادي (چون نفت، لبنان، عراق و...) به ضرر ايران در حال تحول است، و كفه ايران در حال تضعيف شدن است و قطعنامه دوم هم در راه است، در اين ميان كافيست اتفاقي يا رويدادي پيش‌بيني نشده رخ دهد و آمريكا و متحدانش آن را مستمسك و بهانه قرار دهند، ...روشن است كه چه خواهد شد. ممكن است اين اتفاق هم نيفتد، اما كشوري كه تا سال هاي متمادي در تيررس جنگ تصور شود، روزگار اقتصادي و سياسي آن چگونه خواهد بود؟ در هر حال مساله فقط این نیست که چگونه از حمله نظامی جلوگیری کنیم بلکه پیش از آن ضروری است که از وضعیت موجود يعني تحت حمله احتمالی بودن خارج شویم که آثار منفی این وضع بسیار زیاد و ضمنا نقد است.
چه مي‌توان كرد؟ اميدوارم كه مشكلات داخلي (مشخصاً اقتصادي به ويژه تورم) قبل از مشكلات بين‌المللي و خارجي در ايران عمده شود و موجب آن شود كه همه نيروها براي رفع اين خطر مقدر از كشور و مردم ايران با يكديگر همدست شوند. تنها اميد به كاهش بيشتر و بيشتر قيمت نفت است. تا به موازات زمين‌گير شدن سياست‌هاي موجود، نيروهاي مخالف نيز جان تازه‌اي پيدا كنند و قبل از اوج‌گيري بحران خارجي، اوضاع داخل سر و سامان يابد، و راه را بر بحراني‌شدن روابط خارجي مسدود كند.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

ماندانا :

سلام . در سوم تیر 84 تنها احساسی که به نتیجه اعلام شده داشتم این بود که پس قراره به سمت جنگ برویم . و متاسفانه خیلی زود این اتفاق داره میفته . امیدوارم خدا به ما رحم کنه .
..................
عبدی:
سال گذشته با نیویورک تایمز مصاحبه کردم و گفتم که این واقعه تراژدی تاریخ ایران است.البته طرفداران آقایان ناراحت شدند اما کم کم با این تراژدی بیشتر آشنا می شوند.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۱۹ بֽظֽ | Reply

رضا :

سلام
1-در خوشبینانه ترین حالت انسجام داخلی در انتخابات ریاست جمهوری آینده می تواند قدرت را در شرایط عادی به دست گیرد و آن موقع شاید خیلی دیر باشد!آیا راهکاری برای تغییر روند فعلی پیش از آن موعد وجود دارد؟
2-شما با آشنایی که از ساختار حاکمیت دارید آیا احتمال می دهید که چون پذیرش قطعنامه عمل شود؟
......................
عبدی:
بله در نهایت چنین خواهد شد اما معلوم نیست که در زمان مناسبی صورت بگیرد.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۳۶ بֽظֽ | Reply

خسرو شکوری :

با سلام. مسئله مهمی که به نحوی از قلم شما افتاده تخمین زمان بندی تحولات است.
1- از ریاست جمهوری بوش حدود یک و نیم سال باقی مانده و اگر او بخواهد " ورق ایران" را روی میز بکوبد حداکثر تا یک سال به پایان دوره اش صبر خواهد کرد.
2- قیمت نفت بین ماههای اردیبهشت و شهریور به کمترین میزان خود می رسد.
3- قطع نامه بعدی تا موعدش برسد و تصویب شود حدود چهار ماه دیگر زمان لازم خواهد داشت.
4- اوج تورم و اعتراضات ناشی از آن در اواسط تابستان سال آینده رخ می دهد.
5- موج گرانیهای مسکن نیز معمولاً با فاصله ای یکساله همه کشور را در می نوردد یعنی در تابستان آینده به همه شهرستانها خواهد رسید.
از این مجموعه و قرائنی دیگر نتیجه می شود گرفت که قبل از مهر ماه آینده برخورد اولیه اتفاق خواهد افتاد.
.......................
عبدی:
ممنون از مواردی که نوشتید.در باره اقتصاد در سال آینده یادداشت جداگانه ای تقدیم می کنم و به نظر من سال آینده در نوع خود بدترین وضع اقتصادی را خواهد داشت.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۰۰ بֽظֽ | Reply

محسن :

سلام
آقاي عبدي تصور مي كنيد با اين اوضاع و احوال اين دوره رياست جمهوري به پايان خواهد رسيد؟
................
عبدی:
اگر تغییری در سیاستها داده نشود خیر.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۰۰ بֽظֽ | Reply

الهام :

با سلام و تشکر فراوان،

آيا معادلات موجود با فرض اينکه حاکميت بتواند در زمان نسبتا کوتاهی مثلا دو ساله به تکنولوژي هسته اي لازم براي بازدارندکی برسد، همچنان پابر جا خواهد بود. با توجه به اينکه اين توانايي به نوعی مصونيت از هر کونه عمليات نظامي ايجاد مي کند.
پيشاپيش از پاسخ شما متشکرم.
.......................
عبدی:
حکومت چنین ادعائی را ندارد که دنبال این سطح از تکنولوژی است.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۱۴ بֽظֽ | Reply

علیرضا :

به نظرم شما از فرضیه عقب نشینی ایران و قبول توقف غنی سازی ایران تنها با مقایسه وضعیت ما با صدام خیلی سریع عبور کرده اید.در حالی که به نظر من امکان عقب نشینی به مراتب آبرمندانه تر از آنچه شما ذکر کرده اید وجود دارد. توجه کنید که حتی آقای لاریجانی در توافقنامه معروف به یازده ماده ای بر سر توقف محدود توافقاتی انجام داده بود و ملاحظه می شود که در ذهن تصمیم گیرندگان عقب نشینی از مواضع آنچنان هم سنگین و غیر قابل انجام و یا قابل مقایسه با پذیرش قطعنامه نیست.(بگذریم از این که به هر حال قطعنامه در پایان جنگ هم پذیرفته شده است و در میان مسئولین کسی احساس سرافکندگی به خاطر عدول از مواضع بیان شده قبلی ندارد که برخی با استدلال حسابگری جمهوری اسلامی به آن مباهات می کنند).
پذیرش قطعنامه اخیر و تعلیق غنی سازی نیز به نظر من به خصوص پس از واقعه موسوم به جشن هسته ای می تواند با این استدلال مواجه شود که پافشاری بر مواضع تا این زمان توانسته است ما را به این مرحله در توانایی هسته ای برساند و مواضع اخیر یک تاکتیک بوده است برای رسیدن به این مرحله و در حال حاضر تاکتیک تغییر می کند تا با توجه به تهدیدات، کشور به حداکثر فایده نایل گردد.
حتی اگر چنین استدلالی برای تعلیق از جانب تصمیم گیرندگان برای مردم مقبول نیافتد که به زعم بنده مقبول می افتد (چرا که به هرحال نمی توان آن را خالی از هرگونه عقلانیت دانست) نهایتا قربانی این تعلیق آقای احمدی نژاد خواهد بود و نه کل حاکمیت و به همین دلیل حاکمیت از آن کاملا رویگردان نیست.
به همین دلیل به نظر من باید روی حالت پذیرش قطعنامه اخیر از سوی ایران و تعلیق غنی سازی پس از جشن هسته ای و بازگشت به مذاکرات حساب بیشتری باز کرد.
هرچند به قول شما این تنها شاید یکی از دردها باشد ولی التیام این درد احتمالا می تواند فرصت را برای علاج نسبی سایر تهدیدات خارجی و عبور از بحران فعلی کشور ،مساعدتر نماید!
...............
عبدی:
امیدواریم که چنین شود.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۴۱ بֽظֽ | Reply

حمید :

سلام جناب آقای عبدی
بنده مخالف صددرصد اعمال جمهوری اسلامی هستم و در عین حال برای شما و نظراتتان احترام قائلم. ولی باید بگویم تخم این دشمنی آمریکا و ایران زمانی پاشیده شد که شما و دوستانتان برخلاف تمام موازین بین المللی سفارت آمریکار را اشغال کردید و باعث تحقیر او شدید. آنها هم هرگز این تحقیر را فراموش نکرده و نخواهند کرد و در طی این 27 سال بسیاری از مصائب مردممان ناشی از همین عمل ناپخته شما بوده است. و به نظر من متاسفانه (برای ما) آمریکا از این فرصتی که در اتحاد جامعه جهانی بر علیه رژیم ایران بدست آورده هرگز و هرگز به سادگی نخواهد گذشت و این را هم شما و هم حاکمان ایران بخوبی می دانید ولی عده ای مانند احمدی نژاد سر خود را در زیر برف کرده اند.
.......................
عبدی:
فراموش نشود آقای احمدی نژاد از مخالفان پرو پا قرص آن واقعه بود.
ضمنا ممکن است شما مطالب مفصلی که در این رابطه در سایت نوشته شده را هنوز مطالعه نکرده باشید در این صورت پیشنهاد می کنم آنها و بویژه کامنتها را مطالعه کنید شاید تغییری در این قضاوت حاصل شد و اگر هم نشد حتما دلائل خود را برای من و خوانندگان می فرستید تا استفاده کنیم.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۰۲ بֽظֽ | Reply

عده ای علاقمند به ایران در اتریش :

با سلام و تشکر از تحلیل های روشنگرایانه شما ؛
آقای عبدی با توجه به مثال شما ؛ وقتی عقلا در ماشین ایران دچار سکوت ناشی از ترس غفلت های بزرگ حکام هستند ؛ آیا به طریقی نمیتوان ماشین را پنچر کرد و آنرا از حرکت انداخت؟
....................
عبدی:
این همان کاری است که کاهش قیمت نفت یا حذف آن از سبد درآمدهای دولت می کند.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۱۰ بֽظֽ | Reply

اشکان :

سلام
فکر میکنیدآخر چه خواهد شد؟ جنگ یا صلح؟ با شناختی که از طرفین دارید؟
..........................
عبدی:
شاید هم صلح مسلح که بدتر از جنگ است.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۱۲ بֽظֽ | Reply

محمد :

سلام آقای عبدی من فکر میکنم آمریکا به هیچ عنوان به ایران حمله نخواهد کرد به طور مختصر به چند نمونه اشاره میکنم
1-با توجه به وضع آشفته کنونی که در آمریکا بوجود آمده واینکه جرج بوش ازحمایت جمهوریخواهان هم دیگربرخوردار نیست.
2-کنگره آمریکا به هیچ عنوان بودجه ای برای جنگ با ایران اختصاص نخواهدداد واگر بوش تصمیصم به حمله بگیرد باید از بودجه وزارت دفاع وامورخارجه خودش باید استفاده کند که با توجه به پر هزینه بودن جنگ ایران این هم متصور نیست.
3-بوش الان درگیر عواقب جنگ عراق است که به هیچ عنوان نمیتواند خود را درگیر جنگی دیگر کند که بمراتب از عراق خطرناک تر و پرهزینه تر است.
دلایل بسیار دیگر ی هست که بوش حتی به جنگ ایران فکر نمیکند .
..........................
عبدی:
البته ایران را در وضعیت فعلی نگهداشتن ضررهایش کمتر از جنگ نیست.اما اگر هم حمله ای باشد قطعا مثل عراق و افغانستان نیست که نیازمند بودجه های آنچنانی باشد.مگر این که واکنش احتمالی ایران کار را به اینجا برساند که در این صورت جمهوری خواه و دموکرات یکی می شوند.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۲۰ بֽظֽ | Reply

سهراب :


برکنار کردن دولت با استفاده از راهای قانونی ابرومندانه راه برونرفت ازاین خطرناکترین چالش تاریخ معاصر ایران است.
در سالهای بین 1320 تا کودتا دولتها بسرعت عوض میشدند. داستان مذاکره قوام با استالین وقول قرارش با او که با اسعفای دولت وی عملی نشدند نمونه خوبی است. بنظر این تنها وکم بها ترین راه نجات از این خطر دهشتناک است. مجلس هر چه سریعتربا استفاده ازمکانیسم های قانونی باید دولت را بر کنار کند. دولت تازه مجبور نخواهد بود راه دولت اقای الف نون را ادامه بدهد. در ضمن این پیغامی خواهد بود به جامعه بین الملی که ایران با عراق صدام فرق دارد واحترام به سیستم سیاسی ایران را اندکی افزایش خواهد داد وبهانه را از دست جنگ طلبان امریکایی خواهد گرفت. با بودن دولت موجود درصورت حمله نظامی به ایران که بنظر من حتی مقاله بسیار دقیق و روشنگر عبدی عزیز خطر انرا باندازه کافی باز نمی تاباند هیچ صدای اعتراضی از شهر وندان اوروپا بر نخواهد خواست. صدمه ای که کنفرانس هولوکاست به وجه سیاسی ، فرهنگی ومنافع اقتصادی وامنیت ایران زده است سالیان دراز با ما خواهد بود. بمباران امریکا فقط مراکز هسته ای ایران را هدف قرار نخواهد داد. همه زیر ساختهای صنعتی ، جاده ها فرودگاهاو احتمالا ساختمنهای بزرگ از بین خواهند رفت. از همه بد تر شیرازه زندگی اجتماعی اقتصادی وسیاسی گسیخته خواهد شد. بتبع ان روحانیت شیعه با تمام قدرت طلبی وادعای رهبریت تمام عیار جامعه در تمام ابعاد ان ازپهنه هستی حذف خواهد شد که قطعا خواست دل عده ی است ولی باید در نظر داشت که بهای ان از بین رفتن ایران است. ایا رهبران ایران ودر سر انها بازوی عملگرای روحانیت شیعه ومجلس از فرصت بسیار کوتاه دردسترس بهترین بهره را خواند برد؟ نظر شما چیست؟
با احترام سهراب
......................
عبدی:
مساله این است که آنها در برابر ساخت قدرت استقلالی ندارند که بتوانند کاری کنند.و فقط هنگامی که اجازه یابند به چنین اقدامی دست می زنند اجازه ای که احتمال صدور آن کم است و اگر بخواهد صادر شود ،دولت فعلی سریعتر استعفا خواهد داد.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply

کاظم :

جناب عبدی
چند نکته را جنابعالی در تحلیلها مد نظر قرار دهید:
- حفظ نظام از اوجب واجبات است
- شاید این تشنجات قرارداد نانوشته ای بین طرفین برای خالی کردن جیب اعراب ثروتمندوافزایش قیمت نفت و کاهش ومهار نرخ رشد چین باشد.بهرحال جای صدام حسین در پرتفوی سیاستهای امریکا خالی است
- شاید بازی صفر ویک بیشتر در داخل صادق تراست لذا بر اساس اصل حفظ نظام واینکه در صورت فروپاشی ، هزینه های سنگینی باید بپردازند ، مسئله به آن حادی که شما فکر میکنید نمی باشد.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۵۸ بֽظֽ | Reply

رضا قدیانی :

اگرچه به لحاظ فرهنگی سیاسی به شما نزدیک هستم ولی با شما در خصوص تحلیل شرایط موجود و روند تحولات به ضرر ایران موافق نیستم. نفت ارزان نخواهد شد و قدرت ایران در منطقه رو به افزایش خواهد بود. هنوز بهترین زمان امتیاز گیری از آمریکا و غرب فرا نرسیده است. کما اینکه در خصوص پرونده هسته ای اگر تعلیق دائم سه سال پیش منجر به امتیاز مذاکره با آمریکا نمی شد امروز تعلیق کوتاه مدت این امتیاز را در بر دارد.

ایمیل شما در دسترس نیست! ممنون
................
عبدی:
وقتی ایمیل همین سایت درست شد اطلاع می دهیم.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۰۲ بֽظֽ | Reply

mohsen :

اقای عبدی عزیز سلام / ظاهرا دو مورد ازقلم افتاده 1_درکشوری که رهبر ان فتوا داده حفظ حکومت اسلامی از واجبات است وبرای حفظ ان میتوان حتی توحید را تعطیل کرد گذشتن ازاین بن بستها کار سختی نیست امیدوارم این دیگر دیر نشود/2_وقتی در این سالها به توده مردم القا کرده اند که طوفان طبس کوتای نوئه وصدها بلای دیگر با امدادههای غیبی ازاین کشور دور شده شاید منتظر یکی دیگر هستند/خواهش میکنم این دو مورد را ازمنظر حاکمیت توضیح دهید

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۱۲ بֽظֽ | Reply

امید :

در ادامه ی جمع دوستانه , خاله ایی داشتم که شوهرش دکتر بود. سر سفره ی هفت سین نوروز منتظر تحویل و تحول طبیعت و آغاز سال نو بودیم . خاله ی من رو کرد به شوهرش و گفت:" دکتر! حالا من , باید دعا کنم که مردم مریض بشند یا مریض نشند؟!!"
حالا قضییه ی مردم ماست که با این انسداد موجود و فساد موحود و فحشا و رواح مواد مخدر و رشوه و کاغذ بازی و و گرانی و فاصله ی طبقانی شدید و بی ایمانی بی عدالتی و بی قانونی و سلیقه بازی و دروغ و ریا, ... و نبود چشم انداز روشن, باید دعا کنیم که آمریکا مستقیم وارد این میدان بشه یا نشه؟!!
...................
عبدی:
دعای ما به آمریکائی ها کارگر نیست .لذا دعا کنید که مسئولین ما کاری کنند که این واقعه رخ ندهد.
اگر چه خواهند گفت اینان ترسو و مرعوب هستند اما واقعیت این است که ارزشش را ندارد

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۴۰ بֽظֽ | Reply

محمد :

شما تحلیل نسبتا جامعی از اوضاع اخیر ارایه دادید اما به نظر من در شرایط حاضر تنها راه باقی مانده برای نظام پافشاری بر سر مساله هسته ای است چرا که همان طور که گفته اید تقابل بین ایران و امریکا حتمی است و تنها منتظر زمان و شرایط مناسبی است حال اگر نظام در این مورد کوتاه بیاید موارد دیگری مطرح میشود. پس اگر چه با ادامه وضع شرایط برای مردم بهتر نمی شود ولی در صورت دستیابی به فناوری هسته ای حداقل انقلاب پس از 27 سال یک پیشرفت و تحول را به مردم نشان می دهد.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۵ بֽظֽ | Reply

ابراهیم :

بعید است امریکا اجازه دهد مسئله ایران به زمان سپرده شود و پیش بینی بنده این است که در هر صورت امریکا در گیری را به فاز نظامی خواهد کشاند اما عمق برخورد نظامی بستگی به واکنش حکومت ایران دارد.بعید است حکومت جرات و جسارت آن را داشته باشد که وارد رویارویی تمام عیار با امریکا شود و برداشت بنده این است به محض اینکه حکومت احساس کرد که خطر جدی است عقب نشینی کیلویی از مواضع افراطی را شروع خواهد کرد.(واکنش منفعلانه به قضیه اربیل نشانه خوبی از رویکرد حکومت با تهدیدات جدی است)اما آنچه نگران کننده است فهم و تشخیص آقایان است که چه موقع به جدی بودن خطر پی ببرند و ممکن است وقتی مجبور به سازش شوند که کار از کار گذشته باشد و دیگر با التماس هم نتوان کاری کرد.
آنچه امریکا را دچار تردید در کشاندن مسئله به فاز نظامی در این مقطع می کند وارد شدن برنامه های اقتصادی حکومت به سراشیبی سقوط است و امریکا دچار این تردید است که احتمالا با این برنامه ها دولت احمدی نژاد خود بخود سقوط خواهد کرد و نیازی به پرداختن هزینه برخورد نظامی نخواهد بود.
روند و اوضاع اقتصادی آنچنان آشفته و سر در گم است که کمتر کسی امید به سرانجام مطلوب این برنامه ها دارد و دولت نیز که ترمز بریده و با تخته گاز این برنامه های بی سرانجام را می راند .به نظر می رسدامریکا مترصد آن است تا تحریمها را به نفت و بنزین بکشاند تا هیچ نیازی به برخورد نظامی نباشد.اما زمان برای حکومت بوش بسرعت در حال سپری شدن است و ممکن است بوش بخواهد افتخار به زانو در آوردن ایران را نیز به نام خود ثبت کند و این بسیار نگران کننده است.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۷ بֽظֽ | Reply

آشنا :

حتما مثل زیر را بیاد دارید:
یک دیوانه سنگی را درون چاه میاندازد که صد تا عاقل ....
شاید این از خوشبینی زیاد من باشد ولی بنظر میرسد فعلا سیاست امریکا صرفا فشار فزاینده و مهار چندگانه است که الحق خوب هم از پس کار برامده و با کمک دوستان عزیز موفق تر هم خواهند بود.
با روند موجود امیدی هم به افزایش قیمت نفت نیست که از این فشار ها کاسته شود و تنها راه بنظر قربانی کردن میرسد و بس.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۳۲ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

يكي از روانپزشكان مشهور طريقه مصاحبه با يك بيمار مبتلا به جنون را براي شاگردانش اموزش ميداده است.
بيمار ناگهان از پاسخ خودداري ميكند!استاد از او مي خواهد به پاسخ هايش ادامه داده و در روند مصاحبه خللي ايجاد نكند!قضيه كش پيدا مي كند تا اينكه دو طرف دست به يقه مي شوند!
شاگردان پادرمياني كرده و به استاد مي گويند طرف ديوانه است ولش كن،بعدآ ادامه مي دهد. استاد در حالي كه يقهء ان ديوانه را به شدت مي كشيده ،مي گويد: مي خواهم تكليفم را با اين فلان فلان شده ..معلوم كنم...شاگردان مي بينند خواهش از استاد عاقل فايده ندارد مي روند سراغ بيمار مجنون و از او خواهش مي كنند كه كوتاه بيايد تا درگيري خاتمه پيدا كند!
به نظر جنابعالي ما بايد از چه كسي خواهش كنيم كوتاه بيايد؟

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۴۲ بֽظֽ | Reply

محمد :

در این حال که کل نظام در خطر است پیدا کردن قربانی آخرین راه است . بنطر می رسد ریئس دولت قربانی خوبی برای حفظ آرامش و مقبولیت یافتن ر ... خواهد بود .

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۴۶ بֽظֽ | Reply

علی :

با سلام و تشکر از تحلیلتان
1- رییس دولت بخوبی میدانند که در مساله هسته ای تصمیم گیرنده نهایی ایشان نیستند ولی با اینحال با نطقهای آتشین،خود را در نوک پیکان حملات علیه غرب قرار میدهند.چرا؟
2- عده ای از تحلیلگران میگویند که جریانی در ایران بقاء خود را در وجود بحران می بیند.در شرایط کنونی این تحلیل تا چه حد صحیح است؟
..................
عبدی:
این نوع موضع گیری ها ناشی از وضعیت حاکم بر ساخت تصمیم گیری در ایران است که قبلا توضیح داده ام.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۰۶ بֽظֽ | Reply

امید :

یا دورود
بعد از مطالعه ی قسمت اول موضوع اشغال سفارت آمریکا, کامنت گذاشته , توضیح دادم که متاسفانه دیر متوحه ی دایر بودن کلاس درس تاریخ 13 آبان 58 در سایت پر بار شما شده ....., آنرا تا به حال, چاپ نکرده اید!! نمییدانم که در آن کامنت , از خط قرمز شما عبور کرده , یا وقت ثبت نام , در آن کلاس گذشته است؟
در قسمت دوم هم , بعد از مطالعه , میخواستم بعنوان یکی از کسانی که چند شب و روزها پشت سفارت , شما را تشویق کرده , از زاویه ی دیگر نطرم را برای تکمیل درس تاریخی , بگذارم ولی نشد و خطا داد! نمیدانم که مدت ثبت اظهار نظر در این کلاس, تمام شده یا نه ؟
لطفاٌ اگر فرصت ثبت نظر در آن قسمت ها نگذشته , یکجور به ما اطلاع دهید تا بیخودی منتظر نمره گرفتن در آن درس نباشیم!!
با سپاس

..................
عبدی:
اول این که اینجا کلاس نیست .چون اجباری برای حضور نيست ضمن این که همه حرفهای خود را می زنند.البته شما کمی هم شوخی می کنید ،اما من باید متذکر این نکته می شدم.
دوم هم عرض می شود که پس از تغییر ات در سایت ظاهرا مشکلی برای گذاردن کامنت در مطالب قبلی ایجاد شده که پس از بر طرف کردن اطلاع داده خواهد شد.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۳۹ بֽظֽ | Reply

امیرعلی :

در مورد پاراگراف اول فکر می کنم مسئله فقط این نیست که مشکلات متعددی در زمینه های گوناگون هست.مهم این است که این مشکلات به طور زنجیر وار با هم ارتباط دارند و همدیگر را تشدید می کنند.من بین مشکلات شهری(ترافیک -آلودگی و ...)و اقتصادی(تورم و ....) و فرهنگی(جو عدم اعتماد -نامیدی -افسردگی-بحران هویت و....)و سیاست داخلی و سیاست خارجی یک را بطه جدانشدنی می بینم.نتیجه اینکه اگر گروهی دنبال جذب حمایت مردم برای به دست گرفتن امور هستند باید برای همه زمینه ها(نه فقط برای سیاست)برنامه مدون و اجرایی داشته باشند.وگرنه حتی در صورت پیروزی انتخاباتی بعد از مدتی ناکارآمدی شان بر همه اثبات می شود.از همین منظر انتقادات زیر بر اصلاح طلبان وارد است.چرا هیچ برنامه ای برای اداره کلانشهر ها (به خصوص تهران نداشتند).چرا برای مهار تورم کاهش وابستگی بودجه به نفت کاهش آسیب های اجتماعی کار موثری انجام ندادند.آیا دولتی که در زمینه های فوق عملکرد مثبتی نداشته باشد خواهد توانست به خاطر مواضع سیاسی اش محبوبیت خود را برای همیشه حفظ کند؟

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴ بֽظֽ | Reply

عبداله بعیدی :

به دوستان توصیه می کنم صحبت های آقای امین زاده در نشست مجمع نمایندگان ادوار مجلس را حتما بخوانند ( در سایت ایلنا) همانند تحلیل جناب عبدی بسیار سودمند است و بعد جناب عبدی یک نظر داشتم و دو سئوال اول اینکه معتقدم اگر تغییری هم در سیاست ها داده نشود رئیس جمهور خواهد ماند ( عقبه ایشان به نظر نمی رسد اجازه دهند دوره ایشان ناتمام بماند)و سئوال اینکه گفته بودید سال آینده بدترین وضع اقتصادی را خواهیم داشت منظور شما رکود تورمی است و یا تورم ضمن اینکه اگر این فاکتور را در نظر گرفته شود که قیمت نفت پائین نیاید آن گاه اوضاع را چگونه خواهید دید؟
............
عبدی:
با نظر شما درباره رئیس جمهور مخالفتی ندارم من هم فکر می کنم کل قضایا تا حدی به هم گره خورده است.
درباره سال بعد هم اجازه بدهید در یادداشت مربوط به آن پرداخته شود.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۵۴ بֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی ...تمام توضیحات شما بشدت منفی و بشدت غیر قابل اثبات و بشدت جناحی و بشدت
در خور جنگ روانی انهم علیه ایران ....اگر ذکر یک دلیل هم که شما را البته قانع نمیکند
واجب باشد همین دیدار سناتور کری با خاتمیست !!!شما متقائد شده اید که راستگرایان
ایرانی اصلا برای مقابله با امریکا روی کار امده اند و چاره ایی هم غیر از ان نیست !!؟ اشتباه
میکنید و بی انصافی هم میکنید مشکلاتی که بوش دست بگریبانست بیشتر از احمدیست
و اشتباه وحشتناکی میکنید که فکر امدن قیمت نفت ببشکه ایی ۲۵ دلار !!!؟ خیر اقای عبدی
اگر شاهنشاهی بایران برگشتنش متصور باشد !!لا اقل قیمت نفت بزیر پنجاه دلار سریدنش
نفس عربستان و کویت و امارات و دیگران را بشماره میاندازد....اینکه چنی در سفرش بکینگ عبدالله
فشار اورده برای مقابله با نفوذ ایران باید قیمت نفت را کاهش دهد تا ایران بلبنان و عراق و فلسطین
کمک مالی نکند بنوعی صحت دارد اما بازار تثبیت شده جهانی ان افت را نمیتواند هضم کند
با تشکر
......................
عبدی:
جنابعالی باید مطالب را کمی با دقت مطالعه نمائید.زیرا هیچ جائی گفته نشده که قیمت نفت به 25 دلار می رسد.آن 25 دلار کاهش فعلی با سقف قیمت در چند ماه قبل است.
بعلاوه اگر مثال مرد عنکبوتی را هم توجه کرده باشید به دیدگاه من در باره حمله بیشتر پی برده می شد.مساله من فقط حمله نیست بلکه تحت خطر حمله بودن و تحریم است که آثار آن کمتر از حمله نیست.اگر این مورد را هم منکر شوید ظاهرا دیگر موضوعی برای بحث نمی ماند.

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۱۹ بֽظֽ | Reply

سعید :

در این اوضاع متاسفانه ما از سرمایه هایمان استفاده نمی کنیم. درباره شرکت آقای خاتمی در اجلاس داووس و رفتار زشت صدا و سیما اینجا را بخوانید: http://otopia.blogfa.com

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۲۷ بֽظֽ | Reply

شاهین :

با درود به جناب عبدی
. در ارتباط با دوست عزیزی که صحبت از بازدارندگی کرده است باید توجه داشت که نه تنها آمریکا بلکه دنیا نمی توانند این سطح از بازدارندگی از انرژی هسته ای کشورما را تحمل کنند که اتفاقا نکته و نقطه مشکل آمیز آمیز هم همین جاست. عزیزان توجه داشته باشید که حاکمیت فعلی عملکرد و رفتارش در تضاد با منافع جهانی است بوِیژه با ثبات و امنیت پایدار جهانی همسویی ندارد. دوستان توجه داشته باشید اگر دنیا و دول غرب پاکستان و یا هند اتمی را تحمل کردند به این علت بود که آنها از اول هم بخاطر مناقشه منطقه ای وارد آن پی تی نشده بودند و مهمتر اینکه هیچگاه نه هند و نه پاکستان تهدیدی جهانی بحساب نیامده بودند و تنها تهدید آنها حوزه منطقه ای بوده است. حتی این موضوع به کره شمالی نیز بسط پیدا می کند دقت داشته باشید سطح بازدارندگی در کره شمالی به معنای درست آن بکار رفته است آن کشور ؛ دنیا را تهدید نمی کند بلکه می گوید برای امنیت خود دنبال سلاح هسته ای رفته است. اما براستی ایران چه مستمسکی می تواند برای این عنوان دست و پا کند؟ در روابط اصولی بین المللی می شد دنبال آن رفت و ادعا کرد که همیشه تهدید شده ایم و مورد تجاوز بوده ایم لذا به قصد باز دارندگی با توجه به اینکه در منطقه ای برخوردار از سلاح هسته ای هستیم این سیاست را پیش می گیریم که البته شاید دنیا نق زنی می کرد و حتی یه تحریمهای نسبی برقرار می کرد ولی سود هزینه را پوشش می داد در حالی که در شرایط حال گذشته از اینکه هیچگاه رژیم چنین سیاستی را اعلام نداشته است از سوی دیگر متهم به تهدید جهانی است نه تنها منطقه ای!؟ ببیندید عزیزان پاکستان کشوری اسلامی است ولی هیچگاه نگفته که سلاح هسته ای را برای از بین بردن اسراییل می خواسته است!؟ اصلا و اساسا اسراییل برای پاکستان موضوعیت ندارد . توجیه پاکستان دفاع در برابر هند بوده که دو بار جنگیده است و یا بحث توازن قوا و یا کره شمالی نیز همینطور چرا که هنوز با کره جنوبی صلح نکرده و یا همینطور با آمریکا و برای دفاع از خودش عنوان کرده که برای حفظ خود سلاح هسته ای بدست آورده است تا مورد حمله قرار نگیرد و از سوی دیگر نه خواسته دنیا را مورد حمله قرار دهد و یا اینکه مثلا دنیا کمونستی شود لذا مقوله کره شمالی هم منطقه ای است نه جهانی در حالی که ایران با آنکه همسایه اسراییل نیست و هیچ مخاصمه مرزی و منطقه ای هم با آن کشور نداشته است گذشته از سیاستهای چند ساله بعد از انقلاب که افراطی بوده و تا حدودی قابل اغماض ولی درخواست حذف جغرافیایی برای دنیا غیر قابل پذیرش است و این در حالی است که دنیا بصورت اوهام اداره نمی شود و نمی توان در معادلات جهانی اوهام و باورهای ایدئولژیک محلی را وارد کرد و خوش خیال بود به اینکه در تریبون سازمان ملل دعای فرج خوانده است و می روند تا دنیا را تسخیر کنند !!؟ دنیا نمی تواند به رفتاری که تا این حد از حدود عقلانیت بدور است اعتماد داشته باشد و مسئله بازدارنگی و یا رسیدن به آن سطح را بپذیرد . لذا تا وقتی که شعار زدگی بر کشور حاکم است و یا ایدئولژی بر منافع ملی و یا احساس بر شعور در میهنمان مرجح است خواب دستیابی به بازدارندگی هسته ای بی تعبیر است نباید فراموش ساخت که میهن ما امروز با توجه به سیاست ورزی مسوولان فعلی در تقابل مطلق با جهان امروز است و این تقابل منحصر به امریکا و اسراییل نیست بلکه حتی با کشورهای اسلامی هم هست . فراموش نکنید که در قطعنامه 1737 حتی قطر بر علیه ایران رای داد و جالب اینکه در بحث هول کاست که از بدیهیات تاریخ است پشتبند رفتار غیر معقول در کشور و برپایی کنفرانس که حقیقتا مایه شرم ایرانیان خرد ورز است دیدیم که دو روز پیش دنیا با اجماع کامل در سازمان ملل قطعنامه ای را تصویب کرد که رد این مسئله محکوم است . آیا این تراژدی ملی نیست که تنها ایران مخالف این مسئله بود و هیچ کشور اسلامی هم در مقابل آن موضع نداشت!؟ خب در شرایطی که یک کشور به این حد از درک مقوله همگرایی جهانی بصورت غیر واقع بینانه دور افتاده است شما چگونه می توانید انتظار داشته باشید جهان هسته ای شدن چنین کشوری ی تحمل کند و یا بپذیرد؟ قضاوت با خود شما!
اما برای برون رفت از شرایط فعلی که کشور با بحران مواجه شده است که آقای عبدی به روشنی گوشه هایی از آن را آورد و بجا گفت که حتی سایه وجود جنگ احتمالی خسارتی سخت بر میهن ما بدنبال دارد.
به باور من اگر بفکر منافع ملی هستیم حتی شده برای برون رفت مقطعی از این شرایط باید دست بکار شد . نباید فراموش ساخت که تضاد فعلی حاکمیت با جهان می تواند عواقب خطرناکی چون تجزیه کشور را بدنبال داشته باشد که تحقق آن بواقع رفع تهدید منطقه ای و جهانی است. لذا برای گریز از برخورد جهانی با کشورمان که می تواند گذشته از خسارتهای جانی فراوان و مالی میلیاردها دلاری و فراهم آوردن بازپس گرایی کشور ؛ باید رقابتهای داخلی را بالا آورد و تا می توان به آنها دامن زد نباید فراموش ساخت هرچه قدر هم که رقابتهای درونی هزینه زا باشد نمی توان آنرا قابل قیاس با مداخله خارجی متصور شد.
عزیزان باید هواداران اندیشه تنش زایی را قربانی منافع ملی کرد در آنصورت به سهولت می توان با جامعه جهانی کنار آمد و گذشته از اینکه برای پذیرش خواستهای جهانی که از سوی شورای امنیت با صدور قطعنامه تبلور یافته تحقیر ملی نمی شویم بلکه هم خواست جامعه جهانی برآورده شده و هم منافع ملی ما محفوظ می ماند و هم مردم برای آینده بهتر انبساط خاطر می یابند چرا که در چنین تحولاتی داخلی آزادی و دمکراسی و حضور مردم ممکن خواهد شد.
نباید فراموش کرد که انتخابهای پیش روی ما بسیار محدود است ما برای انتخاب راه چندان هم مختار نیستیم یا باید رضا به قضا و قدر بدهیم و اوهام گرا و ساکت بنشینیم و ببینیم همانطور در مقطع قاجار دست رو دست گذاشت و ولایات قفقاز از دست رفت!!؟ امروز روز هم خطر در کمین کمتر از آن دوران نیست که کشور متعاقب حملات خارجی تکه پارچه نشود. دوستان فقط همسایگانمان عراق و افغانستان را نبینید که در ستیز با جامعه جهانی از سوی حاکمانشان به چنین روزی افتاده اند. اگر به قاره آفریقا نظر کنید آنجا هم هر کشوری مواجه با قطعنامه شورای امنیت بوده یا تمکین کرده است و یا در صورت بازی در آوردن اوضاعش شده سومالی !؟ براستی از سودان خبر دارید؟ شرایط بگونه ای شد که حاکمیت حتی حاضر به تقسیم قدرت با معارضان جنوب شد و دارفور را هم که می بینید !؟ و یا قضیه یوگسلاوی و ..........

۷ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۵۶ بֽظֽ | Reply

سهراب :

برای انان که حمله امریکا بایران را نا محتمل می دانند:

هدف امریکا تسخیر ایران نیست بنا براین نیازی به پیاده کردن سرباز در ایران ندارد. هدف امریکا " گوشما لی" ایران با بمباران هوای است. تصور کنید اگر ایران را یک ماه بمباران بکنند کا ری که در عراق کردند. بهانه برای اینکار ؟ به بینید برای وارد شدن به جنگ در ویتنام، حمله به پاناما حمله به عراق حمله چند روز پیش به سومالی .......چگونه دلیل تراشی کردند. ایران تنها کشور دنیاست که نماینده اش بیانیه در محکومیت هولا کاست رادیروز امضا نکردنماینده ش بعنوان اعتراض جلسه را ترک کرد. ریس جمهور ایتالیا که یکی از کمونیستهای محترم ایتالیا ست دیروز در سنخرانی بمناسبت ازاد کردن یهودیها در 27 ژانویه بطور ظمنی کنفرانس هولوکاست اقایایان را محکوم کرد. افکار عمومی در غرب که یک نیروی باز دارنده موثر ی است براحتی حمله بایران را خواهد پذ یرفت. تنها راه برونرفت تغیر دولت است. قانون اساسی ایران مکانیسم این کار راتعین کرد ه است.برای نجات ایران باید کوشید که این ایده جا بیافتد وعملی شود.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۲۳ قֽظֽ | Reply

امیر :

سلام آقای عبدی
1- اگه الان شما در جبهه مشارکت بودید احتمالا ما از نظرات شما بی خبر بودیم یا کمتر خبر داشتیم چون شما آنها را در حزب مطرح می کردید و آنجا هم زیر پوشه ها خاک می خورد. از این بابت شاید یک حسن برای مخاطبان شما باشد.
2- به نظر شما چرا خاتمی بعداز اتمام دوران ریاست جمهوری در حکومت نماند مثلاً در مجمع تشخیص مصلحت؟ یااینکه اصلاً چنین چیزی در میان نبود و به او تعارف هم نشد؟
................
عبدی:
از پاسخ به سوال فعلا معذورم.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۹ قֽظֽ | Reply

آرش :

با سلام به همه دوستان

گمان من این است که آقایان برای حفظ خودشان کوتاه می آیند. ولی این در روند جاری تلاشی کشور اثری نخواهد داشت. مردم ایران باید با فشارهای خود زمامداران را به یک مصالحه با ملت وادارند.

به گمان من حمله ی کلاسیکی صورت نخواهد گرفت. اما اگر وضع منطقه از کنترل شان خارج شود (که بعید نیست)، عناصر کله خرتر در طرف محالف خواهند توانست سناریوی خطرناکی را بکارگیرند.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۵۴ قֽظֽ | Reply

یهودی سرگردان :

تشبیه شما راجع به حرکت دو ماشین بسوی هم بسیار به حقیقت نزدیک است،اما مشکل اینجاست که دریک سو یک ماشین گردن کلفت و هشت سیلندر آمریکایی مثلاً شورلت هست وطرف دیگر مثلاً یک پیکان.در صورت کنار نکشیدن هردو صدمه و آسیب میخورند ول قاعدتاً پیکان آسیب بیشتری میبیند.راننده هاهم آنکه شورلت میراند ممکن است جان سالم بدر ببرد و فقط زخمی شود،اما راننده پیکان که احتمالاً حتی از کمربند ایمنی هم استفاده نکرده است جان سالم بدر نمیبرد.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۰۵ قֽظֽ | Reply

amir irani nejad :

Dear Abdi:
I do read all the notes and the comments posted @ your site and sometimes if I have time I’ve expressed my opinions also. Tonight after I read your note regarding the US & IR approach towards the nuclear issue frankly I began to laugh. Are you trying to correct a system that his aims and goals are not as of those you see or believe they are? Please let me give you some examples, when Japan lost the war to the United States and its Allies she was much stronger than we are today. My love for our country is not less than any other Iranians, but because I want to make sense with this comment I’ve to mention a few things. Right after the revolution the existing governing system chosen to go against the world single the most power full country in the world. Do we know why? Was it because the Almighty God gave us this mission to full fill? Do they think that we we’re able to knock out this supper power in no time? And so many other questions that are beyond this comment. The answers in my opinion are negative. There is no match between us and them and we must be very naïve if we think we’re in the position to harm them in any way that they are going to leave the region for us and then we’re going to do whatever we want to. The truth is that they are going to destroy our entire source of economical infrastructures that Iraq will become a heaven compare to us if that happens. But, why they chose to go that route? Isn’t it because they want to remain in power for ever? Or at least they believe that they are on a mission. Do they know what does it mean national interests? Don’t they want to learn from some of the greatest nations like Germany and Japan?

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۰۱ قֽظֽ | Reply

حسین تبریزی :

آقای عبدی سلام !چرااصلاح طلبان دراین موقعیت حساس مواضع خود رابصورت بیانیه اعلام نمی کنندآیااین وظیفه ی احزاب نیست که از قدرت خود درحفظ منافع ملی استفاده کند
.................
عبدی:
جبهه مشارکت بیانیه خوبی داده است.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۳۲ قֽظֽ | Reply

محمود سالار :

آقاي عبدي ، جدا فكر مي كنيد در ايران نمي شود عقب نشيني كرد ولي سرود پيروزي نواخت؟ آيا اين امر در ايران سابقه نداشته؟
در جائی كه بتوان ظلم كرد و سرود عدل نواخت، كينه توزي كرد و شعار مهرورزي داد، به جاي انتخابات انتصابات برگزار و اسم آن را هم مردم سالاري گذاشت، آيا نمي شود شكست و عقب نشيني را هم پيروزي معرفي كرد؟ مي خواهيد من همين الان شكست را پيروزي معرفي كنم؟ طوري كه شما هم فكر كنيد ما واقعا پيروز شده ايم؟: " ما توانستيم يك تنه ... سال در مقابل قلدرها مقاومت كنيم. ما توانستيم تعداد ... سانتريفوژ را علي رغم ميل استكبار جهاني راه اندازي كنيم. ما اگرچه در قضيه هسته اي به همه اهداف خود نرسيديم اما به تكليف خود عمل كرديم و اين بزرگتريتن پيروزي است ..."
.....................
عبدی:
اگر بقیه موارد مقبول افتاد این هم می افتد.ضمنا نه من نه کس دیگری اینها را باور نمی کند.در زمینه هائی که کلمات شناور اند چنین کار هائی می توان کرد اما در قضیه هسته ای به این راحتی نیست.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۱۴ قֽظֽ | Reply

حمید :

با سلام
به نظر من این یک واقعیت تاریخی است که همیشه در یک مجادله در سطح بین المللی تندرو های هر دو طرف اگر چه در واقع اختلاف دیدگاه 180 درجه ای دارند اما در عمل به پیشبرد سیاست های دلخواه یکدیگر کمک میکنند.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۳۴ قֽظֽ | Reply

صالحی :

به هر حال داریم به آخر بازی شطرنجی که با حرکت برق آسای ایران در حمله به سفارت آمریکا آغاز شد، نزدیک میشویم. با توجه به تعداد مهره ها و حرکت های محدود باقی مانده پیش بینی نتیجه چندان سخت نیست و نیاز به ضریب هوشی و یا قدرت تحلیل خیلی بالا ندارد. اما اینکه چرا قدرتمندان کشور ما قادر به تشخیص صحیح و اتخاذ تصمیم درست نیستند ریشه در روانشناسی خودکامگی دارد. سیستم های خودکامه با اینکه دسترسی نامحدودی به اطلاعات خاصی از جمله اطلاعات خصوصی افراد دارد اما به همین میزان هم از اطلاعات واقعی که در واقع ماده خام مورد نیاز برای تحلیل و تصمیم گیری درست است محروم هستند. (تجربیات تاریخی معاصر از جمله سرانجام حکومت پهلوی شاهد مدعا)
اما در این میان چرا از نقش عقلای قوم که ادعای درک صحیح شرایط را دارند اثری و حرکتی مشاهده نمی کنیم؟ آیا همه منتظرند که حکومت سقوط کند و بعد اینها جمع شوند و کنگره آشتی ملی و لویی جرگه تشکیل دهند؟ جای بسی تعجب است که 70 ملیون آدم که نخبگان و آگاهان بیشماری را هم شامل می شوند، عمر و زندگی شان را در یک شیشه کرده و آن را دست کسی داده اند که هر ان ممکن است در اثر ماجراجویی و بازیگوشی آن را زمین بیاندازد و یا به سنگی بکوبد و در عین حال خود کناری نشسته و این بازی بچگانه را که سرنوشت ملیونها نفر را متاثر خواهد کرد نگاه می کنند بدون اینکه هیچ کاری بکنند. لاید بعد از وقوع حادثه هم همگی خواهند گفت" دیدی گفتم اینجوری میشه!!!!

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۴۱ قֽظֽ | Reply

فرهاد :

سلام
1- آمریکاییها اخلاق قلدرمآبانه و نظامی دارند. حتی کارهای ساده را نیز دوست دارن با نظامی گری انجام دهند.
2- تیم افراطی که در ایران بر سر کار هست نیز علاقه زیادی به جنگ دارد.
3- برای تیم فوق الذکر , تشنج بهترین راه حل است تا مشکلات داخلی فعلا سرپوش گذاشته شود.
4- تمام کسانی که استدلال می کنند که آمریکا حمله نمی کند اولا موضوع را از موضع عقلانی و ضد جنگ تفسیر می کنند و ثانیا از تمام مشکلات و نیازهای آمریکاییها اطلاع ندارند. آنها به دلایل کاملا سری جنگ را یک گزینه خوب می دانند.
5- حمله نظامی آمریکا به ایران مسبوق به سابقه است و بعید نیست:
حمله به طبس , حمله های آمریکایی ها در سال پایانی جنگ به اسکله ها , جزایر ایرانی و نفت کش ها , اشغال جزایر , حمله به هواپیمای مسافربری و تهدید به استفاده از بمب اتم , اشغال دوباره جزایر در سال پایانی ریاست جمهوری هاشمی , ....
6- در حالی که اجماع جهانی علیه ایران هر روز کامل تر می شود و افکار عمومی آمریکا , اروپا و حتی خاور میانه بر علیه ایران آماده می شود حمله به ایران مشکل به نظر نمی رسد.
نتیجه : حمله به ایران در دستور کار آمریکایی ها به عنوان بهترین گزینه و در فکر تیم حاکم در ایران است. عقب نشینی ایران بعد از اولین تحرکات نظامی آمریکایی ها صورت خ.اهد پذیرفت.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۵۳ بֽظֽ | Reply

هادی :

از تحلیل های شما چنین بر می آید که رویارویی دو طیف قطعی است و ما وارد یک دوران گذار از یک مرحله به مرحله دیگر خواهیم شد.لطفاً تحلیل خود را تا جایی که امکان دارد و مشکلی برای فیلترینگ سایت شما به وجود نمی آید از این گذار و چگونگی نقش اصلاح طلبان تندرو (اصطلاح مشترک طیفهای اصولگرا و اصلاح طلبان لاکپشتی) بفرمایید.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۱۴ بֽظֽ | Reply

حمیدی- تهران :

با سلام
اقای خاتمی در حاشیه اجلاس دافوس با سناتور جان کری ملاقات کرده است. این دیدار با توجه به سوابق جریانات شبیه به آن باید حدس زد که با هماهنگی مقامات عالیه انجام شده است. چرا که هنوز جنجال و شو های تبلغاتی و کفن پوشی و راه پیمائی انجام نشده و شاید هم نشود بنظر می رسد که این یک اقدام هماهنگ بوده باشد.

اما این ملاقات در این شرایط به چه منظور و با چه توانی انجام شده ایت؟به عبارت دیگر در زمان ریاست جمهوری همین اقای خاتمی و مصاحبه پر معنی با سی ان ان چه فضای مناسبی درست شد، اما وقتی مخالفت های متعدد از گوشه و کنار شکل گرفت همه آثار و تبعات ان نقش بر اب شد.
اکنون شاید مسئولان بلند پایه به این نتیجه رسیده باشند که باز همان راه گذشته و تئوری خاتمی را استفاده ببرند ، اما:
1- چرا همواره در یک شرایط اضطراری دست به چنین کاری باید زد؟
2- چرا در زمانی که خاتمی یک مقام رسمی بود و برد و تاثیر بیشتر داشت نگذاشتند که چنین اتفاقی بیفتد؟
3- چرا ملاقات یک نماینده آمریکائی با یک مقام غیر رسمی در مقطعی که کاندیداهای دو حزب هرکدام سوژه هائی را برای رقابت خود درست کرده اند و زمینه را برای دستیابی به موقعیت بهتر در انتخابات فراهم می کنند باید باشد و به عبارتی این کار بیشتر به نفع طرف مقابل باید باشد و کشور ما بی نصیب باشد از این معامله یک طرفه ؟
چرا همواره باید باعث بازی دیگران بشویم و بدون اینکه دستاورد مهمی داشته باشیم؟.
به عبارت واضح تر نه خاتمی و نه جان کری مقام تصمیم گیرند نیستند و شاید مطالب غیر رسمی را منتقل کنند که هیچ پشتوانه اجرائی هم ممکن است نداشته باشد ، اما حد اقلش این است که جان کری برای خود و حزبش خوراک خوب تبلیغاتی تدارک دیده است!!!

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۱۷ بֽظֽ | Reply

کیک زرد :

بانظر آقای محمود سالار موافقم . 22بهمن چنان برنامه پرطمطراقی ترتیب میدهند و آنقدر مغز مردم را شستشو میدهند که صدایی از کسی در نیاید .این مردم اگر توان به چالش کشیدن مشروعیت حکومت را داشتند تا حالا بهانه های زیادی داشته اند.فقط ما این وسط ضرر می کنیم.

آقای عبدی کتاب سازگاری ایرانی اثر دکتر بازرگان را حتما خوانده اید .ایرانیان در طول تاریخ استاد انفعال و عقب نشینی در برابر قدرت های بزرگ بوده اند .واگرنه چرا اثری لیدی . روم و یونان نمانده ولی ما هنوز هستیم .
بقول آن بزرگوار این سازگاری "بقایی است که با فنا فرقی ندارد".

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۰۲ بֽظֽ | Reply

محمد :

به نظر من انرزی هسته ای و حتی سلاح هسته ای تاثیر زیادی در وضعیت ندارد. من فکر میکنم داشتن سلاح هسته ای در حالی که افکار ایدئولوژیک عجیب و غریبی بر ما حکومت میکنند خطرناکتر از نداشتن ان است. ما باید قدرت اقتصادی و تکنولوژیک بالا داشته باشیم تا در برابر اسیب ها مقاومت کنیم. مانند ژاپن که اگر چه بمب اتمی ندارد اما به اعتقاد من زمان دستیابی ژاپن به سلاح هسته ای با توجه به تکنولوژی که دارد خیلی کوتاه است. در کنار همه اینها قدرت حمایت جمعی و افکار عمومی نیز خیلی مهم است. فکر میکنم یکی از بازدارنده های مهم امریکا تا کنون ترس از مقاومت شدید مردم ایران است نه از قدرت نظامی ما. تجربه دفاع ما در برابر عراق پیش روی امریکا است. مثلی لری میگوید از هر کجای ضرر برگردی منفعت است.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۳۷ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدي سلام
تحليل بسيار جالبي بود.بنظرم مشكل اصلي در حال حاضر در ميان مسئولین ايران گم كردن دقيقه نود بازي است!به عبارت ديگر اگر براي پذيرش قطعنامه 598 (آتش بس ميان عراق و ايران)اصابت موشك آمريكايي به هواپيماي مسافربري ايران دقيقه نود محسوب شد ولي در ماجراي هسته اي چون با خيلي چيزها گره خورده؛دقيقه نود گمشده است.متاسفانه نه تنها به خرد جمعي در ايران بهايي داده نمي شود حتي گوش شنوايي هم به خرد فردي همچون شما داده نمي شود و اين ايام را هم بهانه گرم كردن تنورهاي شعار(تا آخر ايستاده ايم)و (حق مسلم ماست) كرده اند.راستي شما فكر مي كنيد دولت فعلي چيزي را براي از دست دادن باقي گذاشته است؟!
.....................
عبدی:
قطعا خیلی چیزها هست.از جمله بقای خودشان.

۸ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۲۶ بֽظֽ | Reply

فرهاد :

با سلام سوالی که بنده دارم این است که چرا گروههای اصلاح طلبی که خطر مواجهه با آمریکا را جدی می دانند و آینده ی کشور را در خطر می بینند اقدامی در جهت متوقف کردن روند کنونی که به سمت جنگ با آمریکاست نمی کنند؟ مثل یک تجمع در مقابل مجلس؟! گر پرده بیفتد نه تو مانی و نه من! اگر آمریکا حمله کند نه آقای احمدی نژاد می ماند و نه آقای کروبی اصلاح طلب و نه هیچ کس دیگر! اگر واقعا خطر جدی است مردم را در مخالفت با سیاست های کنونی دولت باید به صحنه کشاند چرا که اگر کمی دیر شود بسیار دیر شده!
...................
عبدی:
بعد از وقایع چند سال گذشته و برآورده نشدن انتظارات مرد بطور طبیعی نوعی انفعال و رکود ایجاد می شود و طرف خارجی هم با علم به این مشکل فشار خود را زیاد می کند. والا اگر امکان بسیج گسترده نیروها وجود داشت آنان هیچگاه تا این حد جلو نمی آمدند.

۹ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۲۰ قֽظֽ | Reply

اردشیر :

آقای عبدی سلام
1.تحلیل خوبی بود چیزی که ابن روزها کمتر پیدا میشود
بخصوص راهکاری که در پاراگراف آخر قید کردید عالی بود لطفا بیشتر روی حل مشکلات و راه کارهای عملی مللب بنویسید چون همه در مورد مشکلات حرف میزنند کمتر کسی راهکار می دهد
2. اگر امکن دارد در مورد...........هم مطالبی بنویسید به خصوص این روزها ایشان سخنرانیهایی کرده که یک مقدار آدم احساس دوگانگی نسبت به برخورد با مشکلات و اصلاح طلبها میکند.
خیلی ممنون که نظرات را می خوانید
شاد باشید
.....................
عبدی:
در باره افراد نوشتن مشکل ایجاد می کند مگر درباره عملکرد افرادی که عهده دار مسئولیت هستند.گفتگوی من و آقای حجاریان را هم نوعی استثنا بدانید .

۹ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۵۶ قֽظֽ | Reply

علی سام :

خدا رحمت کند اخوان ثالث که نغز گفت
گه سکندر گه عرب گاهی مغول اکنون فرنگ
یک عروس و چند داماد ملک دارا را ببین

۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۲۵ بֽظֽ | Reply

محمدرضا.غ :

جناب آقای عبدی!
اجازه می خواهم که چندخطی رانیزمن سیاه کنم.تعجب می کنم که چگونه حاکمیت ازتجربیات پیشین درس عبرت نگرفته است!تجربیاتی نه چندان دورکه ازخاطره هابرون رفته باشدونیازبه مراجعه به کتب تاریخ داشته باشد.تجربیاتی دم دست ازهمین سالیان نه چندان دوردست!
1-بیادآوریم اوائل انقلاب وماجرای گروگانگیری را(گواینکه دراصل درستی قضیه اینک جدا در تردیدم ضمن اینکه درآن ایام من نیزهمچون میلیونهاایرانی وبه عنوان یک دانشجو خودراهمراه آن احساس می کردم!)که می توانست بامنافع بسیاربرای ملت وحکومت ایران پایان پذیردوشدآنچه شد.(چه خسرانی بالاترازاینکه مارادردنیاناقض حقوق دیپلماتیک نامیدند.به یمن پافشاری بچگانه ماجمهوریخواهان روانه کاخ سفیدشدندو
میلیاردهادلارمانزدامریکائیهابلوکه شد.جنگ 8ساله رابه ماتحمیل کردندو..)
2-جنگ ویرانگر8ساله وسرنوشت آن!
جنگی که آغازش برماتحمیل شدوچه غم انگیزکه پایانش رانیزکه ماخودمی توانستیم باافتخاررقم زننده آن باشیم به ماتحمیل کردند!
جنگی که می شدپس ازفتح خرمشهروازموضع برتربه آن پایانی خوش دادبااشتباه محاسبه(بانگرش خوشبینانه)دربدترین شرایط ممکن ودرضعیف ترین حالات موردتصورواداربه پذیرش پایان آن شدیم.(من ازمیلیاردهادلاری که کشورهای عرب خلیج فارس حاضربه پرداخت آن به مابودندسخنی نمی گویم اماازدههاهزارشهیدوجانبازی که درطول سالیان درازپس ازخرداد61تاتیر67می توان سخن نگفت؟آیاازمیلیاردهادلارخسارتی که درطول این سالهابه تاسیسات زیربنائی کشوروبه شهرهاواردمی شدمی توان چشم فروبست؟آیااگر1000میلیارددلارخسارتی که ادعامی شودبه ایران درطول این جنگ فرسایشی واردشده است گزاف است اگربگوئیم80-90درصدآن پس ازخرداد61به ماواردشده است؟و...)
واینک ماوپرونده هسته ای!
آبگذریم!دراین وادی امابنظرمی رسدکه حاکمیت برسریک دوراهی محتوم قرارگرفته است:
الف-تسلیم وخضوع آنچنانکه قذافی کرد(لیبیزاسیون)
ب-مقابله ودرگیری آنچانکه صدام کرد(عراقیزاسیون)
نتیجه محتمل ازدیدمن باتوجه به تجارب گذشته ج.ا.ا.مشخص است.خوشحال می شوم اگرنظرجناب عبدی ودیگردوستان بازدیدکننده ازاین سایت رانیزبدانم.هم درموردآن دوراهی که گفتم واینکه آیاراه سومی نیزباتوجه به شرائط پیش آمده می توان متصورشدوهم درموردبرآیندکار.
ایام به کام
...........................
عبدی:
مقایسه ایران با دو کشور لیبی و عراق از بسیاری حهات صحیح نیست.انتظار ما هم چنین نیست.ایران در اکثر کشورهای منطقه به دلائلی نفوذ دارد و موقعیت خوبی هم دارد به همین دلیل هم می توانست قضیه هسته ای را محمل خوبی برای ارتقای این جایگاه قرار دهد و نه تنها کمابیش حقوق پذیرفته شده خود را استیفا کند بر برخی از موانع در بهبود روابط خارجی خود نیز فائق آید.و هنوز هم راه سومی که مشابه آن دو راه نیست برای ما وجود دارد.فقط مشکل این کلمه"ما" است که معلوم نمی شود مرجع آن ضمیر چه کسی باید باشد.




۱۰ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۳۱ قֽظֽ | Reply

:

آقاي عبدي سلام
نوشته هاي زيباي شما را از اولين شماره شماره روزنامه سلام تا بحال دنبال مي كنم . مي خواستم بگويم كه وقتي در شوروي سابق با آنهمه توان علمي و صنعتي فاجعه چرنوبيل رخ داد چگونه جهان مي تواند به داشتن انرژي هسته اي توسط ايران اعتماد نمايد . در شرايطي كه سقوط هواپيما بدون ذكر علت مسكوت مي ماند و از آن جلوگيري نمي شود و يا دو سال از وقوع آتشسوزي در پژوي 405 مي گذرد و توان مهندسي براي عيب يابي و جلوگيري از وقوع آنرا نداشته ايم و در صورتي كه سالانه حدود 35 هزار نفر(معادل سه لشكرنيرو) فقط كشته در جاده ها مي دهيم و از اصلاح حمل و نقل و سيستم موبايل و ... خود عاجز مانده ايم آيا صلاحيت داشتن انرژي هسته اي را داريم ؟
با تشكر
.....................
عبدی:
اگر اشتباه نکنم نیرو گاههای هسته ای به نحوی تحت نظارت امنیتی آژانس هسته ای هم هستند .

۱۱ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۵۹ قֽظֽ | Reply

آرش بهمنی :

آقای عبدی عزیز با سلام. عرض به خدمت شما که شما نقد می کنید بی هیچ راهکاری. قبول دارم که مسئولیتی ندارید ولی مسئولان چه کردند - آقای خاتمی و مجلس ششم - شکاف قدرت - مسئولیت که خودتان مدام بر آن انگشت می گذارید مدام در حال بزرگ تر شدن است. مملکت آن قدر مشکل دارد که در حال حاضر مشکل ما قیمت گوجه فرنگی و سیب زمینی و سیر است نه انرژی هسته ای. وقتی در مملکتی شخص اول مملکت هر کاری بخواهد انجام می دهد بی آن که به شخص یا نهادی پاسخگو باشد و کنش گران سیاسی نیز هیچ کدام در پی نقد این مساله نیستند نمی شود انتظاری بیش از این داشت. به مصداق آن ضرب المثل که بار کج به منزل نمی رسد. ، من هم مثل شما قبول دارم که مشکل ما بی قانونی است ولی متاسفانه اپوزیسیون ما - چه خارج از کشور که اساسا از مرحله پرتند - و چه داخلی - مثل مشارکت در وضعیت فعلی - به لحاف ملا چسبیده اند. و باور کنید تا وقتی جز انتقاد بی راهکار کار دیگری نکنیم وضع همین است که هست. چه کنیم؟ در وضعیت فعای چه باید کرد. این سوالی است که باید به آن پاسخ داده شود. نه برای دولت مردان که برای خودمان
....................
عبدی:
این که تصور کنیم راهکارهای اجتماعی و سیاسی هم مثل راهکار در زمینه مثلا درمان بیماری است درست نیست. راهکار موثر در سیاست باید دو ویژگی داشته باشد اما در زمینه درمان کافیست که یک ویژگی داشته باشد. اگر کسی بیمار بود کافیست دوای مناسب به او داده شود و لزومی ندارد که او این دارو را بپذیرد یا نه. اما در سیاست جز این که راه حل باید مناسب و عملی باشد باید مورد پذیرش بخش قابل توجهی از جامعه هم قرار گیرد و این زمان می برد و مقدمه آن نیز نقد گذشته است. برای دوم خرداد هم راه حلها چنین نبود که چند نفر بنشینند و طرحی ارائه کنند بلکه آن جنبش با راه حلهایش از دل فعالیتهای چند ساله درآمد. از این رو اندکی بیشتر باید تامل کرد. دیر یا زود راهی از دل این جامعه بیرون خواهد آمد.

۱۱ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۴۰ بֽظֽ | Reply

آرش بهمنی :

با حرف شما موافق نیستم آقای عبدی. قبول دارم که نباید راهکار ما عجولانه و شتابزده باشد. ولی فکر می کنم حداقل برای کسی مثل شما که جز روشنفکران محسوب می شودی گفتن این حرف که «دیر یا زود راهی از دل این جامعه بیرون خواهد آمد» مصداق ضرب المثل هر چه پیش اید خوش آید هستش. به نوعی پیروی از نظریه ای که می گوید هر چه مردم بگویند. فکر نمی کنم وظیفه روشنفکر به دنبال مردم رفتن باشد. در واقع این نیز نوعی از پوپولیسم است. فکر می کنم باید یک استراتژی داشت و چند تاکتیک. شاید اگر استراتژی و هدف کلی نیروهای سیاسی را رسیدن به آزادی و دموکراسی تعریف کنیم - که به طور حتم حاکمیت قانون ذیل آن تعریف می شود - بتوان تاکتیک هایی را برای رسیدن به آن تعریف کنیم. تاکتیک هایی که الزاما از راه صندوق رای و حضور در قدرت نمی گذرد. - گرچه می توان آن راه را نیز مدنظرداشت اما نه به عنوان هدف اصلی - تاکتیک های متناسب ما شاید بتواند مسایلی چون شناسایی حق به نوعی دیگر زندگی کردن - Life Style- بحث در مورد حقوق زنان، دفاع از حقوق قشرهای اجتماعی چون دانشجویان،کارگران و ... تعریف کرد. نه این که مثل جناب محمدرضا خاتمی بگوییم وقتی کلیت نظام در خطر است اضافه شدن چند زندانی سیاسی مساله ای نیست. و البته نباید فراموش کرد که برای رسیدن به چنین اهدافی شاید باید از جمهوری اسلامی نیز گذر کرد. یعنی نباید مثل آقای خاتمی مدام منافع نظام را بر مردم ترجیح دهیم. از سوی دیگر تعمیق چنین اعمالی نیازمند دفاع مستدل می باشد. در ضمن مساله دیگری که باید روشن کرد این است که اصلاح طلبان بالاخره به دنبال چه هستند؟ حضور خود در حاکمیت؟ادامه اصلاحات در ساختار فعلی؟ حفظ حکومت ایدئولوژیک دینی؟آیا اصلاح طلبان واقعا - نه در شعار - به انواع دیگر سبک های زندگی بهایمدهند و مورد پذیرش آن ها می باشد؟ و چندین و چند سوال دیگر...
......................
عبدی:
اولا من نگفتم تا صبر کنیم ببینیم مردم چه خواهند گفت. من به چنین دیدگاهی اعتقاد ندارم بلکه طرفدار به نتیجه رسیدن نسبی نخبگان هستم. ثانیا هرگاه توانستید این اظهارات خود را به جمع موثری بقبولانید در این صورت گام اول برداشته شده است. اما می دانید که همین افکار در گام اول چنان مخالفانی خواهد داشت که طرفدارش را گامها به عقب نشینی وا خواهد داشت. رسیدن به چنین اجماعی بدون زمان کافی امکانپذیر نیست. اجماع فکری تعداد قابل توجهی از نخبگان و سپس مردم مثل جا افتادن آش است برای پختن آش نمی توان مواد پخته را با هم تر کیب کرد و گفت آش درست شده. این مواد زمان کافی لازم دارن تا در کنار هم جوش بخورند و به اصطلاح آش جا بیفتد.

۱۱ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply

شادان :

جناب آقاي عبدي:
با تشكر از مقالات خوب و ارزنده جنابعالي. بسياري از ايرانيان در حال حاضر ماجراي هسته اي ايران رو با مسئله ملي شدن صنعت نفت مقايسه مي كنن. بسياري از اين افراد علي رغم مخالفت با حكومتگران فعلي ايستادگي حكومت در برابر دنيا رو تاييد مي كنن. فكر مي كنم اين يك خاصيت ذاتي خيلي از ايرانيها باشه كه عاشق لجبازي و چالشهاي حتي بيهوده هستن. واقعا با اين افراد چگونه بايد صحبت كرد. چگونه مي توان تفاوت ماهوي شرايط مصدق و نيت پاكش رو توضيح داد. ما با اين مردم چگونه مي توانيم صحبت كنيم. حتي خيلي از مخافان رژيم هم بدشون نمياد به قول خودشون روي آمريكا رو كم كنن. من واقعا مي ترسم
...............................
عبدی:
برخی وقتها صحبت کردن مشکلی را حل نمی کند .احتمالا بدتر هم می کند.

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۱۷ بֽظֽ | Reply

سامان :

واقعا لذت بردم از نظریات شما اکثرا با نظریات شما موافقم

وضیت کنونی به گونه ای است که بعضی ها به جای بیرون آمدن از باتلاق موجود به فریاد و رجز خوانی های خود ادامه می دهند به امید آنکه این باتلاق ته داشته و خود را نجات دهند و اصلا به نیمه فرو رفته که اساس وجودی او است را از دست می دهد

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۳۰ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/413