تا پيش از سر رسيدن موعد شوراي امنيت براي توقف غنيسازي در ايران، محمد البرادعي پيشنهاد داد كه قطعنامه تحريم همزمان با توقف غنيسازي متوقف شود. موضع ايران در اين زمينه چگونه خواهد بود؟
محمد البرادعي رييس آژانس بينالمللي انرژي هستهاي براي رفع بحران از پرونده ايران پيشنهاد داده است كه غنيسازي اورانيوم و تحريم به طور همزمان متوقف شود. اين پيشنهاد انعكاس نسبتاً وسيعي داشت. ايران در رد آن موضعگيري صريحي نكرده است، اما آمريكاييها آن را مخالف قطعنامه شوراي امنيت دانستهاند، و ظاهراً طرفهاي ديگر هم با آن نبايد مخالف باشند، حتي استقبال هم خواهند كرد.
در این میان موضع دولت ايران در نهايت چه ميتواند باشد؟ زيرا اگر قرار باشد قطعنامه را بپذيرد، عليالقاعده بايد از اين پيشنهاد استقبال كند، زيرا توقف غنيسازي با توقف قطعنامه يا كان لم يكن تلقي شدن آن ملازمه خواهد داشت. با اين حال به نظر نميرسد كه دولت ايران اين پيشنهاد را بپذيرد. به دلايل زير:
1ـ اگر دولت ايران این پیشنهاد را بپذيرد به معناي اذعان به غلط بودن سياستهاي قبلي است. سياستهائي كه اجازه داد پرونده به شوراي امنيت برود و حال تحت ضرب و زور اين شورا، غنيسازي را متوقف كردن، مخالف ادعاهاي آن سياستهاست.
2ـ پذيرش اين پيشنهاد به معناي ورق پاره نبودن، بلكه به معناي بسيار جدي بودن قطعنامه است. كه تا كنون از سوي دولت ايران اهمیت آن انكار شده است.
3ـ پذيرش آن الزاماً به معناي اجراي پيشنهاد نيست. دولت ايران با پذيرش اين پيشنهاد چند گام عقبنشيني كرده، اما معلوم نيست كه آمريكا آن را بپذيرد، زيرا توقف اجراي قطعنامه فقط وقتي امكانپذير است كه با تصميم اكثريت اعضاي شوراي امنيت و بدون مخالف اعضاي دايم همراه باشد، و لذا موافقت ايالات متحده براي چنين امري لازم و ضروري است.لذا پذیرش مصداق آش نخورده و دهان سوخته خواهد بود.
4ـ پذيرش آن از سوي دولت ايران، به منزله پايان غنيسازي بدون هيچ دستاورد يا امتيازي از غرب است ،امتیازهائی كه ميتوانست پيش از اين كسب كند.در صورت پذیرش عملاً مذاكرات ايران و اروپا تعطيل يا حداقل بياثر خواهد شد.
5ـ با عقبنشيني در اين زمينه، افزايش فشارهاي ايالات متحده در حوزههاي ديگر چون عراق و خاورميانه محتمل است.
6ـ آمريكا با اين پيشنهاد موافقت نميكند، زيرا دليلي نميبيند كه از قطعنامه عقبنشيني كند. مگر آن كه قصد حل مسايل خود با ايران را داشته باشد. كه در اين صورت بايد پيش از موافقت تضمينهاي كافي براي عراق و لبنان را اخذ كند.
بنابراين تصور ميكنم كه پيشنهاد البرادعي در واقعيت خود تشديد فشار بر ايران است، زيرا به نحوي توپ را به زمين دولت ايران انداخته است، بدون اينكه تضميني از طرف مقابل (آمريكا) براي اجراي اين پيشنهاد وجود داشته باشد.
البته در شرايط كنوني هيچ سياست مثبتي براي خروج از اين بحران مشاهده نميشود و شايد در ساختار موجودحکومت ایران، اتخاذ چنين سياستي امكان پذير هم نباشد، اما در مورد پیشنهاد حاضر بهترين موضع، سكوت و نه رد و نه تأييد اين پيشنهاد است تا بلكه هرچه زودتر به فراموشي سپرده شود.