آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

هسته ای

۱۲ بهمن ۱۳۸۵

آيا پيشنهاد البرادعي پذيرفتني است؟

محمد البرادعي رييس آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي براي رفع بحران از پرونده ايران پيشنهاد داده است كه غني‌سازي اورانيوم و تحريم به طور همزمان متوقف شود. اين پيشنهاد انعكاس نسبتاً وسيعي داشت. ايران در رد آن موضعگيري صريحي نكرده است، اما آمريكايي‌ها آن را مخالف قطعنامه شوراي امنيت دانسته‌اند، و ظاهراً طرف‌هاي ديگر هم با آن نبايد مخالف باشند، حتي استقبال هم خواهند كرد.
در این میان موضع دولت ايران در نهايت چه مي‌تواند باشد؟ زيرا اگر قرار باشد قطعنامه را بپذيرد، علي‌القاعده بايد از اين پيشنهاد استقبال كند، زيرا توقف غني‌سازي با توقف قطعنامه يا كان لم يكن تلقي شدن آن ملازمه خواهد داشت. با اين حال به نظر نمي‌رسد كه دولت ايران اين پيشنهاد را بپذيرد. به دلايل زير:
1ـ اگر دولت ايران این پیشنهاد را بپذيرد به معناي اذعان به غلط بودن سياست‌هاي قبلي است. سياست‌هائي كه اجازه داد پرونده به شوراي امنيت برود و حال تحت ضرب و زور اين شورا، غني‌سازي را متوقف كردن، مخالف ادعاهاي آن سياست‌هاست.
2ـ پذيرش اين پيشنهاد به معناي ورق پاره نبودن، بلكه به معناي بسيار جدي بودن قطعنامه است. كه تا كنون از سوي دولت ايران اهمیت آن انكار شده است.
3ـ پذيرش آن الزاماً به معناي اجراي پيشنهاد نيست. دولت ايران با پذيرش اين پيشنهاد چند گام عقب‌نشيني كرده، اما معلوم نيست كه آمريكا آن را بپذيرد، زيرا توقف اجراي قطعنامه فقط وقتي امكان‌پذير است كه با تصميم اكثريت اعضاي شوراي امنيت و بدون مخالف اعضاي دايم همراه باشد، و لذا موافقت ايالات متحده براي چنين امري لازم و ضروري است.لذا پذیرش مصداق آش نخورده و دهان سوخته خواهد بود.
4ـ پذيرش آن از سوي دولت ايران، به منزله پايان غني‌سازي بدون هيچ دستاورد يا امتيازي از غرب است ،امتیازهائی كه مي‌توانست پيش از اين كسب كند.در صورت پذیرش عملاً مذاكرات ايران و اروپا تعطيل يا حداقل بي‌اثر خواهد شد.
5ـ با عقب‌نشيني در اين زمينه، افزايش فشارهاي ايالات متحده در حوزه‌هاي ديگر چون عراق و خاورميانه محتمل است.
6ـ آمريكا با اين پيشنهاد موافقت نمي‌كند، زيرا دليلي نمي‌بيند كه از قطعنامه عقب‌نشيني كند. مگر آن كه قصد حل مسايل خود با ايران را داشته باشد. كه در اين صورت بايد پيش از موافقت تضمين‌هاي كافي براي عراق و لبنان را اخذ كند.
بنابراين تصور مي‌كنم كه پيشنهاد البرادعي در واقعيت خود تشديد فشار بر ايران است، زيرا به نحوي توپ را به زمين دولت ايران انداخته است، بدون اينكه تضميني از طرف مقابل (آمريكا) براي اجراي اين پيشنهاد وجود داشته باشد.
البته در شرايط كنوني هيچ سياست مثبتي براي خروج از اين بحران مشاهده نمي‌شود و شايد در ساختار موجودحکومت ایران، اتخاذ چنين سياستي امكان پذير هم نباشد، اما در مورد پیشنهاد حاضر بهترين موضع، سكوت و نه رد و نه تأييد اين پيشنهاد است تا بلكه هرچه زودتر به فراموشي سپرده شود.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

علی :

آقای لاریجانی در عین اینکه خواستار" پرورش یافتن" پیشنهاد البرادعی شده بود، در مصاحبه دیشب خود(در دیدار با معاون رییس جمهور عراق) و پس از اعلام موضع آمریکا گفت که غنی سازی متوقف نخواهد شد و بدین ترتیب پاسخ رد(به عقیده تحلیلگران) راتلویحا به این پیشنهاد، داده است.
اما امروز دو خبر در بی بی سی در مورد ایران آمده بود: اول آنکه امریکا ضمن اعلام خبر دستگیری چند ایرانی دیگر در عراق، قویا به ایران هشدار داده و دوم اینکه آقای شیراک پس از مصاحبه با چند روزنامه، در یک اقدام غیر معمول از خبر نگاران خواسته تا جمله "دستیابی ایران به سلاح هسته ای خطرناک محسوب نمیشود" را از مصاحبه اش حذف کنند.
جناب عبدی! وقتی این جملات سیستمداران را کنار هم میگذارم و از طرف دیگر هم قرار است رییس دولت در روزهای آینده جشن هسته ای بر پا کند، میدان عمل را برای عقلای هر دو طرف در جو کنونی بسیار تنگ میبینم. در نتیجه وضعیت "صفر و یک " مورد اشاره شما پر رنگ تر میشود. وقتی به مفاد احتمالی قطعنامه سوم فکر میکنم بد جوری نگران میشوم. آیا واقعا راهی برای خروج از این بحران وجود ندارد؟

۱۲ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۴ بֽظֽ | Reply

:

- پیشنهاد البرادعی را می توان در چارچوب یک سناریو مورد توافق جبهه مقابل ایران هم نگاه کرد. به این معنی که چون نتیجه آن / توقف غنی سازی / مطلوب است، لذا می تواند بصورت اصولی مورد توافق امریکا هم باشد اما با مخالفت ظاهری این کشور مواجه می شود تا طرف هائی مانند روسیه در چانه زنی ها بتوانند موافقت امریکا را به ایران بفروشند و در مقابل موافقت ایران برای توقف غنی سازی را کسب کنند.
- بند سوم مورد اشاره جنابعالی صرفا رویکردی حقوقی به قطعنامه است در حالیکه شکل گیری و چگونگی اجرای اینگونه مطلقا حاصل توافق یا مصالحه سیاسی بین طرف های ذیربط (در شورای امنیت) است. بنا بر این می توان تصور نمود که با فرض نیل به یک مصالحه بین همه طرف های ذیربط (شش کشور و ایران) ، اجرای قطعنامه حتی بدون تصمیم رسمی شورا و در عمل متوقف شود.
........................
عبدی:
بله اگر آمریکا بپذیرد حرف شما درست است.اما فرض من این بود که بدون قبول آمریکا این قول البرادعی یا دیگران اعتباری ندارد.

۱۲ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۵ بֽظֽ | Reply

سیامک :

اصولا تاکنون کجا به منافع ملی توجه کرده و کسب امتیاز را به عقب نشینی ترجیح داده؟ آنچه ثابت شده است آنقدر درگیر شعار می ماند تا سمبه بسیار پرزور شود. آقای برادعی هم این پیشنهاد را برای حفظ آبروی دو طرف مطرح کرد اما نمی دانست که در ایران امروز شعار و ادعا بر آهر چیزی ترجیح دارد. متاسفانه معلوم نیست تا کی باید هزینه سو مدیریت بعضی ها را مردم بدهند؟ قبول استباه و کوتاه آمدن در مرام آقایان نیست و آنقدر عادت کرده اند با ملت از موضع قیم برخورد کنند که بقول آقای مهاجرانی خودشان را در برابر دنیا هم زیادی دست بالا فرض می کنند! خدا به خیر گرداناد!

۱۲ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۲۳ بֽظֽ | Reply

:

آقاي عبدي اين بحث هولوكاست راببنديد تا بينندگان به بحثهاي تازه رو كنند.
..........................
عبدی:
بطور عادی وقتی یادداشت جدیدی مطرح شود کامنتهای این مطلب کم می شود.

۱۲ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۵۲ بֽظֽ | Reply

رضا :

سلام جناب عبدی
1-ظاهرا در ایران قضیه به سوی عادی شدن می رود یعنی آقایان می بینند که این گونه هم می توان زندگی کرد و فشار روزهای اول از روی دولت بر داشته شده است.
2-آیا نباید کوشش کرد که جنبشی اجتماعی با دیدگاهی معتدل در برابر سیاست های هسته ای شکل گیرد؟ یعنی بر خلاف گذشته احزاب موضع متفاوت خود را به روشنی بیان کنند و از مردم بخواهند که از آنها حمایت کنند.
........................
عبدی:
چگونه بخواهند؟وقتی که رسانه ای موثر در اختیار نیست.

۱۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۴۶ بֽظֽ | Reply

hadi :

salam,
agaye abdi fekr konam gatname yek mekanism bargashtpazir dar darone khodash darad.
hamzaman ba talig gani sazi gatname otomatic moalag
mishavad. bana bar in bande 3 ehtemalan sahih nist
.....................
عبدی:
ظاهرا چنین نیست و فقط بخشی از آن تعلیق می شود.اگر چنین بود پیشنهاد البرادعی عبث و بیهوده می نمود.

۱۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۵۷ بֽظֽ | Reply

امید :

ببخشید من نمیفهمم , در حال حاضر, شما از ساختار موجود حکومت ایران خارج یا اخرج شده اید , یا نه؟
اگر خارج شده اید , پس این اظهار نظرها, چیست؟
اگر اخراج نشده اید هم , مگر نه اینکه اینگونه موضع گیریها در چارچوب اختیارات رهبر است؟ پس شما چرا...؟

اگر برای دست گرمیست؛ اشکال ندارد! بنظر من,
سیاست یعنی تدبیر و چاره چویی
با این تعبیر آیا بنظر شما, پاک کردن صورت مساله, سکوت در مقابل پیشنهاد البرادعی, تدبیر و چاره جویی بشمار میرود؟آمدیم آنها فراموش نکردند؟!!

از طرفی, سیاست درست, یعنی تدبیر و چاره جویی در چارچوب اصول مورد قبول بدون تناقض؛
با این تعبیر , به نظر شما , ما, دارای یک چارچوب فکری فرهنگی بدون تناقض میباشیم که اساسا بتوانیم سیاست درستی را به پیش بریم؟

انواع و اقسام دیگری از سیاست هم داریم:
سیاست بنداز و در رو , یعنی این ریاست جمهور یه کاری بکنه , اون ریاست جمهور , یه کار بر عکس اون یکی!! امروز این کار را بکن , فردا یک کار دیگر و بگو هر دو هم درست است.
سیاست ماکیاولی...
سیاست اخلاقی...
سیاست دینی...


بعد از این مقدمه ی طولانی , که با خود سانسوری و دندان گذاشتن روی جگر هم توام بود , اجازه دهید , نظر خود را باختصار برای شما جداگانه بنویسم.
در ابتدا
معتقدم اگر صد آید, نود هم پیش ماست.

ویژگی عصر ما را , تخاصم و تضاد های فرهنگی دانسته اند.
البته مسیحیت بعد از تجربه ی قرون وسطی , رنسانس و جنگهای سی ساله , اکنون برای خود بستر فرهنگی اروپای واحد را فراهم ساخته است بدون اینکه مدعی دخالت در حکومت باشد سنگر نسبتا ٌ بیخطری را برای زندگی مردم, اشفال کرده است .
ولی در مورد ما و خاورمیانه دارای نفت, این تضاد و تخاصم همچنان عمل میکند. مخصوصا ٌ با استفاده از اهرم بنیادگرایی مذهبی و برافروختن جنگهای حیدری و نعمتی...
به همین دلیل هم غرب منفعت طلب نفت خواه, تلاش در شعله ور ساختن آتش درگیریهای قومی و مذهبی داشته و دارد.
از طرفی دولت جمهوری اسلامی ایران تا قبل از ورود آمریکا به پشت مرزهایش , مجاز بود از این اهرم استفاده برد.
بعد از ورود آمریکا به منطقه برای ماندن !! آمریکا قصد دارد اهرمهای جمهوری اسلامی را یک به یک از دست او بگیرد و خود آنها را کنترل کند.
در اینجا مساله هسته ایی مرز بین منافع دولت جمهوری اسلامی ایران با دولت آمریکا واقع شده است. اگر آمریکا احساس کند که دولت ایران چوب لای چرخ سیاستهای آمریکا و اسراییل در منطقه نمیگذارد, با غنی سازی هم کنار می آید, مثل هند و پاکستان.
ولی تا آن احساس, چون آمریکا این همه راه را با صرف این همه هزینه , آمده تا منافع خود را بهتر و ارزانتر از قبل ببرد این توپ بازیها ادامه دارد!!
منافع آمریکا هم متاسفانه در عدم وحدت فرهنگهای عمده ی خاورمیانه ست!! که حلقه ی وصلش هم یک اسلام دمکراتیک است.

از طرفی هم دولت ایران به فکر تثبیت بیشتر خودست!! تثبیتی که متاسفانه , مردم و منطقه را از آن سودی نیست!!

در اینجا بنظر میرسد یک سیاستمدار مردمی , بهتر است چاره اندیشی کند که چگونه میتواند با لحاظ تار و پود لباس مردم, از این تضاد به نفع آزادیهای مردم و استقلال ایشان ,استفاده برد.

در این چارچوب, سوال این است که آیا این سکوت , میتواند در آینده, مردم را برای نیل به حقوق پایمال شده شان یاری رساند؟
...........................
عبدی:
اگر می دانستم که آن اظهار نظر پایانی اینقدر حساسیت برانگیز است آن را نمی نوشتم چون مساله من بخشهای قبلی آن بود.


۱۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۱۵ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

مشكل اقاي البرادعي اين است كه ديگر نمي تواند با كلمات بازي كند و چند روز ديگر بايد گزارشش را كه حاكي از عدم هرگونه تغيير در مواضع ايران مي باشد به شوراي امنيت ارائه نمايد !
فراموش نكنيم كه سواي اشتباهات ايران در سياست هسته ايش،حيثيتي ديگر براي اژانس باقي نمي ماند كه اقاي البرادعي بخواهد به ان و پست مدير كلي اش ، افتخار كند!و از طرف ديگر ايشان انقدر بزرگ نيست(بر خلاف اقاي جك استراو) كه از پست محبوبش استعفا نمايد!
لذا مي ايد و سط دعوا نرخ تعيين مي كند و پيش نهادي مي دهد كه نه تنها به او مربوط نيست(چون به همت همهء طرفهاي درگير پرونده از اژانس خارج شده است) كه ديگر هر كودكي هم مي داند چه فرجامي دارد!
و تاسف براي ايران كه سطح سياستش انقدر تنزل يافته كه حتي فردي به كوچكي البرادعي هم مي تواند با ان بازي كند!
يك ازمون براي ارزيابي نظراتم:
به نظر من، چون سياست اتحاديه اروپا هنوز به اندازه ايران پر اشتباه نيست و از طرفي جمهوري اسلامي هم از سر مواضعش تكان نخواهد خورد!و در حال استقبال از برخورد است!لذا علي القاعده بايد در ايام پيش رو شاهد چرخش هاي بزرگي در سياست اروپائي ها به سوي ايران باشيم واحتمالآقربانياني هم بايد تقديم شود!به هرحال اقاي البرادعي نمي تواند ازماجرائي به اين بزرگي و هولناكي قسر در برود .
....................
عبدی:
بله انگیزه خوانی خوبی بود.



۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۳۳ قֽظֽ | Reply

محسن :

سلام آقاي عبدي!
آنگونه كه از عملكرد آقايان ديده مي شود هيچ گونه راه حل ديپلماتيكي باقي نمانده است.آقايان با اتكا به برخی توانائیها خيالشان جمع است كه رويكرد نظامي غير محتمل است.براي آقايان مهم نيست كه چاههاي خليج فارس را به آتش بكشند.تفكر كاملا نظامي دولت جديد به مرحمت سابقه حضور در نیروی نظامی و خط دهي هاي فكري از جانب دوستانشان اين واقعيت را مطرح مي كند كه بايد براي سال آينده كمر بند ها را سفت ببنديم!!! فكر ميكنم بحث تحريم هاي اقتصادي عملي خواهد شد و راه رفته كره شمالي را باز خواهيم پيمود.فقط بيچاره مردم كه هميشه تاوان خودخواهي سياستمداران را مي دهند.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۵۲ قֽظֽ | Reply

amir irani nejad :

Dear Abdi:
Not long ago I was reviewing some reading materials regarding the Nuclear Enrichments in Iran. As you very much know some of these Equipments were purchased from the US in early Seventies and at the same time the Boshehr Power Plants originally were ordered to Germany and to keep the UK happy for her supports the Shah invested some money at the British Nuclear Power Plants and also put a lot of money into the France’s Uranium Enrichment industries. Although we began to receive the Blue Prints and the Equipments from the US but the Gerald Ford’s Government never agreed to give us the permission for Uranium Enrichment. Not to make the comment very long, as it was expected our country began to go towards Nuke some thirty years ago thus this project is not something that our better half’s revealed and made the ordinary people to believe that it is something home made. At the same time I take my hat off before those dedicated people whom worked hard to put these blocks together till it became what it is today. Now we have every thing in place except one thing and that is the public relationship. Lets find out were our shortcomings are. From here down these are my opinions only and forgive me if I’m taking so much of space. For so many reasons people in the government decided not to reveal any thing regarding this project to the world till Jinni popped out of the bottle. And worse than that when Mr. Ahmadi Nejad took over the issue in his own hands. Here the government began to announce that we made it! We did it and we are this and we are that and they have topped the cake with the Jewish Holocaust Forum. Back in Seventies the Pakistani former Prime minister Mr. Zolfaghar Ali Bouto announced his government’s intension to go Nuke for the security of Pakistan. And he was the one whom very proudly said: there are American, Russian, British, French, Chinese, Indians A-Bombs and why not the Moslems one. To justify our intensions regarding the matter we revealed the sealed mandate from the Leader that we are against the Nuke Weapons because it is prohibited in our religion therefore it is against the humanities if we make or buy it. To cut the story short the government could not sell his honest intensions of his Nuke Programs to anybody never mind the USA and that is because they are not politicians. Now they are face with a few things that they have to handle.
A. If you want to go fully Nuke and if you can manage it go a head and do it. But ask our nation first because this is the people things therefore you need their mandates.
B. If you want to be a Research and Energy facilities and limit yourself up to that point with intensions of possibilities against the unexpected do not hesitate but learn how to play your cards right and again you have to go to the nation and ask for their mandates due to the unexpecting consequences. In my opinion I believe that it is very late to do or to say any thing right now except to sit ducked and wait for their next move.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۳ قֽظֽ | Reply

شاهین :

جناب عبدی با درود
متاسفانه در این بحث هم حق با شماست!
چشم انداز روشنی برای در رفتن از بحران رو به گسترش ( یا بقول بعضیها رو بتزاید! ) پیش رویمان نیست. آنگونه که حوادث بعد از دهه نود قرن بیستم نشان داده است و حتی عقب تر برویم از نیمه های دهه هشتاد که مناسبات شوروی با آمریکا رو به گرمی نهاد قطعنامه های شورای امنیت ضمانت اجرایی بیشتری به خود گرفت و می توان این روند را در پایان قرن بیستم به روشنی تمام دید که قطعنامه های شورای امنیت لازم الاجرا و اتباع ! بوده است. گواه بر این ادعا قطعنامه 598 و یا برخورد لیبی در مسئله هسته ای خود و یا موضع لاکربی به هر روی افتادن در چاه صیقل خورده شورای امنیت بسیار آسان و از آن در آمدن بسیار مشکل!؟
در بازیهای بچه گانه وقتی گرگم به هوا بازی می کردیم در موقعیت بسته شدن راه از سوی حریف برای گرفتن شانس بازی بیشتر درخواست راه در رویی و گریزی می کردیم و اگر حریف جوانمردی می کرد چند قدمی عقب تر می رفت تا بتوانیم در برویم . حالا پیشنهاد البرادعی به نوعی در ظاهر راه گریز برای رژیم در پذیرش قطعنامه هستش چرا که محتوای آن قطعنامه دیر یا زود از سوی رژیم عمل خواهد شد این طرح می توانست با آبرو داری پیش برده شود اینکه آقای لاریجانی فکر کند مجالی دیگر فراهم است و او و همفکرانش فرصت و زمان بیشتری هنوز دارند من بعید می دانم.
اما امروز خبری را خواندم از شیراک و چند وقت پیش صحبتهای مشرف در آمریکا را که می دیدم یاد بحثهایی افتادم در یک نشست دوستانه تقریبا دو سال پیش که چند آدم سختی روزگار چشیده حضور داشتند با تنوع فکری چپ سوسیالیستی از نوع قدیم و نوع جدید تا لیبرال و بازاری و ..... بحث حق برخورداری از بمب اتم پیش آمد تنی چند موافق داشتن آن بودند و برخی مخالف .... نکته جالب این بود که برخی به حمایت از سیاستهای حکومت هم می پرداختن و بعضا حرفهای درشت برخی از مسئولان در حکومت را دلیل بر داشتن بمب اتم می دانستند..... گذشت تا اینکه در نشستی دیگر بعد از حاکمیت دولت تازه و تندتر شدن مواضع تقریبا یکسال پیش بود که آن دوستان با توجه به اوضاع منطقه و تند رفتنهای رییس جمهور را دلیلی بر داشتن سلاح هسته ای و بلند شدن نفس برخی ها از جای گرم را دلیل آوردند که به باور آن دوستان در این معرکه آمریکا بازنده خواهد بود..... یکی از دوستان با صراحت ویژه ای نظر آنها را رد کرد و حرفهای بی پرده ای گفت که شاید جا دارد همه مردم ما آنها را بدانند. تا بهتر بتوانند اوضاع را درک کرده واقع بینی پیشه سازند که نمی توان در چالش با منافع ملی و مصالح کشور و یا حقوقی که بخشی از آن هم به آیندگان مربوط است احساسی برخود کرد.
او خیلی ساده پرسید خب بفرض رژیمی بمب اتم دارد خب می خواهد با این بمب کجا را منهدم کند؟ اگر کسی دنبال آن باشد و یا بفکر استفاده از آن با هر بهانه ای دیوانه ای بیش نیست در حالی که این سلاح 60 سال قبل استفاده شده است و آنهایی که 60 سال قبل آنرا استفاده کرده اند خیلی راحت می توانند دوباره استفاده کنند شما دنبال سلاحی هستید که تازه اگه بدست آورید می شوید 60 سال قبل آنها انهم بدون تجربه استفاده از آن و قبل از اراده به استفاده از آن مورد هجوم واقع شده اید و همه چیز نابود خواهد شد. همان دنیایی که ویرانه های هیروشیما و ناکازاکی را تحمل کرد و آب از آب هم تکان نخورد ویرانی تهران و اصفهان را هم تحمل و توجیه خواهد کرد لطفا احساسات را کنار بگذارید و منطقی باشید و فکر نکنید با حس داشتن تکنولوژی هسته ای تمام تحقیر هایی که وجود داشته پاک می شود و حال ما باید به غرور ملی خود ببالیم آنهم با این حاکمیت. اگر عرضه ای باشد و بتوانند مسیر صلح آمیز را اثبات و آن را نیز حفظ کنند خدمت کرده اند و گر نه رفتن به مسیر احساسی خیانت به مردم و آینده کشور است. وقتی مشرف در آمریکا افشا کرد که آمریکاییها احتمالا رامسفل که بعدها وزیر دفاع شده بود در بعد از 11 سپتامبر پاکستان را تهدید کرده بودند آنقدر آنجا را بمباران می کنند که پاکستان به دوران عصر حجر برگردد و مشرف همکاریهای کشورش را آن هم بی چون چرا به آن دلیل عنوان کرد که نمی توانست منافع پاکستان را ندید بگیرد . مشرف گفت که درخواستهای آمریکاییها گاها حتی به برخورد با اعتراضهای داخلی هم بوده است. پاکستان بواقع با توجه به رسمیت شناختن طالبان و حمایت از آنها بهای گزافی می پرداخته است که آنهم تحقیر شدنش بوده که مجبور بوده به تمام خواستهای آمریکا در حمله به افغانستان تن در دهد و این در حالی است که پاکستان یک کشور اتمی هست و هیچ یک از موشکهای هسته ای پاکستان مانع از تحقیر آن کشور در برابر آمریکا نبوده است چرا که به روشنی مشرف اعتراف کرد که برایش حفظ پاکستان اهمیت داشته است . نباید فراموش ساخت هیچ گلوله ای هم از افغانستان به سوی آمریکا در جریان حمله آمریکا شلیک نشد. با دیدن مصاحبه مشرف یاد صحبتهای آن جلسه افتادم که نباید در توان خود غلو کنیم و نباید با احساسات پوچ باد در غبغب اندازیم بقول دوستمان باید با واقعیتها کنار آمد و مردم را هم با واقعیات آشنا کرد هیچ کس از ایران امروز انتظار این را ندارد که مثلا در فوتبال جام جهانی را به خانه ببرد. دنیای سیاست و نبرد در عرصه بین المللی هم چنین است باید حرفه ای بود و قواعد بازی را رعایت کرد یادمان باشد که نمی شود فوتبال طالبانی راه انداخت!؟ امروز وقتی مصاحبه شیراک را خوندم بگذریم از حواشی آن مثل فرا خواندن مصاحبه کنندهها و اصلاح گفته خود و این حرفها واقعیت همان است که گفته است . مثلا بمب اتم می خواد که چکار کنه ؟ جای چندان نگرانی ندارد آری باید این حرفها را همانطور که نقل شده به گوش ملت رساند باید اینها را رسانه ای کرد هر چند رسانه ای اندک در اختیار باشد . امروز دیدم که این مطلب را سایت آفتاب هم زده ولی باید در سطح روزنامه ها مثل اعتماد ملی و غیره طرح شود و در این ارتباط بحث شود این به معنای مرعوب بودن نیست نمی شود با جان میلیونها نفر بازی کرد . از بین بردن تهران و یا اصفهان چندان سخت نیست و غرب برای اینکار از کسی اجازه نخواهد گرفت چرا که خود کرده را تدبیر نیست این اجازه در داخل کشور برای آنها صادر می شود. درست مثل پرهاربر اگر ژاپن حمله به آنجا نمی کرد و یا خوی وحشی گری خود را تا مرزهای هند نمی رساند پاسخ با بمب اتم برای ناکازاکی و هیروشیما نمی گرفت. در بحث سلاح هسته ای باید این دغدغه را داشت و پذیرفت که هر آن کشور می تواند با ویرانی مواجه باشد بی آنکه ما حتی دشمن فرضی خیالی خود را در تیر رس داشته باشیم . البته اگر کار به دست خوش خیالانی باشد که متوهمنند!؟ فردای ایران به تصوری همان است که بسهولت از سوی شیراک بیان شده است .
البته آنکسی که بخیالش کشوری از روی نقشه محو خواهد شد باید حداقل در گوشه ذهنش این دغدغه را هم داشته باشد که کشور ما هم می تواند همان سرنوشت پیدا کند و یا آمریکا در سراشیب سقوط است ولی باید مواظب بود که قبل از سقوط ما را ساقط نکند!؟ بلاخره کسی نمی گوید که ابرقدرتی آمریکا ابدی است همانگونه که ابرقدرتی ما ایرانیان در تاریخ اگر خوب نگاه کنید ابدی نبوده ولی نباید فراموش کنیم اگر آتن به آتش کشیدیم . پرسپولیس مان را هم به انتقام به آتش کشیدند. یا چه راحت مورد هجوم مغولها واقع شدیم که خاک کشور به توبره بردند و یا تازیان تیسفون را بادیه کردند!؟ امروز چه راحت می گویند می شد جلوی جنگ هشت ساله را گرفت و یا بعد از فتح خرمشهر صلح پذیرفت . اهل خرد باید امروز کاری کنند تا نیاید روزی که بگوییم آری می شد علاج واقعه کرد!؟ تا دیر نشده باید دست بکار شد.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۱۶ قֽظֽ | Reply

مرتضي.تگزاس :

سلام آقاي عبدي ...احساس من در مورد تصميم گيرندگان فعلي اين است كه آدمهاي كوته فكر و خوش خيالي كه همه چيز را سرسري گرفته و ذهن بسته آنها توانائي فهم فاجعه جنگ و عواقب بعد از آن را نه براي مردم بلكه براي خود نيز ندارند آنها اگر كمي می دانستند با پاي خود به گودالي كه آمريكا و غرب كنده است نمي رفتند.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۳۳ قֽظֽ | Reply

رضا :

با سلام
اگر عزمی نزد اصلاح طلبان برای شکل گیری چنین حرکتی وجود داشته باشد با همان یک روزنامه ی اعتماد ملی و همین جنبش دانشجویی در هم شکسته هم می توان حرکتی را آغاز کرد اما ابتدا باید آقایان این حرف را که ما همه در سیاست هسته ای هم نظریم از ادبیات خود حذف کنند؟
به نظر شما چرا اصلاح طلبان قصد جدا کردن شفاف خود از حکومت را در این زمینه ندارند؟

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۲۶ بֽظֽ | Reply

ابراهیم :

شاید منتظر شرایطی و راه حلی هستند که ضرر بیشتری برای منافع ملی داشته باشد تا آنرا قبول کنند .
......................
عبدی:
منتظر راه حل بهتری هستند اما معلوم نیست که این انتظار معقول باشد.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۲۸ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی
اين لينک برای بحث محدوديت ورود بانوان به دانشگاه ها می تواند مفيد باشد. البته مصلحت بودن بهره گيری مستقيم از آن بحث ديگری است!
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-828610

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۴۴ بֽظֽ | Reply

آرش بهمنی :

در واقع به نظر می رسد هر روز بیشتر به سمت ایام جنگ و بعد از آن پذیرش قطعنامه می رویم. یعنی آن طور که مشخص است در نهایت فشارها باعث پذیرفتن اینگونه پیشنهادات - یا حتی شاید بدتر از این هم - خواهد شد. اما به نظر می رسد در مورد آقای رییس جمهور یک نکته هم وجود دارد: چند سال پیش مسئولین طی یک سخنرانی - احتمالا در جمع دولت هشتم - اعلام کرد که اگر هم پیشنهادات آمریکا در این مورد بپذیریم معلوم نیست حد یقف آمریکا کجاست: شاید بعد از آن بحث حقوق بشر مطرح شود و بعد از آن شناسایی اسراییل و یا حداقل عدم سنگ اندازی در روند صلح خاورمیانه و مسایل این چنینی... به نظر می رسد این مشکل حاکمیت فعلی است. سعی بر آن است تا بحث انرژی هسته ای ملی شود - که به نظرمی رسد تا حدود زیادی موفق شده اند - تا با استفاده از آن جلوی بقیه فشارهارا بگیرند.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۵۶ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی ...قانون در غرب بالاتر از خداست ٬و این چهار کشور قانون مدار
بر حسب ذات قانونمداریشان دایم تکرار میکنند قفل تعلیق را چرا خودسرانه
شکستی !؟ تمام حرفشان باین نکته میرسد و اصرارشان هم برگشت باین اصلست
و پنبه در گوششان کرده اند ٬ از ان طرف روسیه و چین که قانون مداریشان
مثل ایرانست با همه کوششان حریف انها نمیشوند ... چه باید کرد !؟ اینکه در اخرین روزهای
حکومت اقای خاتمی ایشان را مجبور بان قانون شکنی !!کردند برای غربیها
راضی کننده نبوده و نیست متاسفانه تبلیغات وسیعی را برای ادامه تعلیق
و بر گشت ناپذیری ان بر مردم دیکنه کردند که انگاری تعلیق موقت مساویست
با بر اندازی کل رژیم !؟ درماندگی مسئولین جدید در اینجاست وگرنه غربیها
در چند مرحله کوتاه امدند حتی جان برنز در مصاحبه با بی بی سی گفت
ما و همه کشورها هر گز خواهان تعلیق دایم نیستیم !؟ بنده فکر میکنم
اشکال کار چیزهای دیگرست وگرنه همین تعلیق کوتاه مدت را خانم کاندولا رایس
دلیل مالاقاتش با اقای متکی در هر کجا (تهران هم !؟ )و در هر زمان
شدنی میداند ....غربیها توسط سولانا دانستند که لاریجانی پیامی نداده
که اگر انها راضی بهمزمانی تعلیق و اغاز گفتگوها هستند و اضافه کرده اصلا اگر گفتگو هم اغاز شود
طرف ایرانی معلوم نیست تعلیق را اجرا کند ....پس خودشان را خسته چی کنند ؟؟اما
انچه امریکا بان دلبسته فشار تحریم تا مرحله نفت و گاز ایران را بمرحله
ضعف میکشد همین فشار در عراق را هم بان پیوند میزنند نمیدانم دولت فعلی
چه در سر دارد و با چه اطمینانی همه یا هیچ را پیشه کرده . با تشکر

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۳۵ بֽظֽ | Reply

farshid :

inke shoma roye comment ha pasokh midahid , kheili raveshe khobist va site shoma ro az site haye moshabeh bartar karde ast. lotfan edame dahid

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۱ بֽظֽ | Reply

سعید :

با سلام
به نظر می رسد که دولت ایران تا تا ریخ دوم اسفند ماه فرصت دارد. من بعید می دانم که تا ان تا ریخ انها به این پیشنهاد جواب قابل درکی بدهند و احتمالا روزهای اخر با زهم درخواست فرصت برای مطالعه پیشنهاد می کنند که البته با جواب منفی رو برو می شوند و احتمالا ظرف مدت کو تا هی قطعنامه بعدی صادر خواهد شد و انگاه ممکن است که فکری به حال این قضیه بکنند که باز هم بعید است.احتمالا عید امسال را هم با ید با استرس حمله و در گیری بگذرانیم.امریکا تا مرداد ماه که عواقب بو دجه سال بعد هویدا خواهد شد صبر خواهد کردو اگر نتیجه لازم از تحریم ها را نگرفت ه اقدامات دیگ روی می آورد. خدا عاقبت ما را ختم به خیر گرداند.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۲۳ بֽظֽ | Reply

حسين :

با سلام

از شما خواهش مي كنم كه بحث نفت و استقلال مالي را بيشتر بسط داده و به سوي فراگير كردن آن با تلاش بيشتري پيش برويد چرا كه اصلي ترين موضوع نيز همين است و مي بايست بسيار بيشتر راجع به آن صحبت شود ضمن آنكه اين سايت با اين شمار بازديد كننده ( حد اقل كامنت گذارنده ) نياز پرداختن به اين مسئله را جواب نمي گويد.
ممنونم.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۲۲ بֽظֽ | Reply

davod :

lotfan az vazheie comment dar farsi estefadeh nakonid khoshbakhtaneh ma dar farsi gathe vazhe nadarim.
...............
عبدی:
ابتدا سعی داشتم بجای کامنت از "شرح" یا "توضیح" استفاده کنم اما ظاهرا این کلمه در فضای مجازی خیلی مصطلح است و کلمات دیگر منظور را نمی رساند و ممکن است موجب اشتباه شود.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۵۱ بֽظֽ | Reply

Fariborz :

Salam jenabe abdi,
Dar in zamane bohrani aya Rohanion -e-Iran ke be hokomat va baste nistand chera saket mondand. Aya inha feker zendegi va Islam ra kardan??
..........................
عبدی:
معمولا شنیده می شود که در صحبتهای خصوصی انتقاد می کنند اما به دو دلیل علنی نمی کنند.یکی این که فشار زیادی را متوجه خود می بینند.ودیگر این که احتیاط می کنند که مبادا انتقاد از ساخت فعلی موجب بدتر شدن اوضاع از حیث موضوع مورد نظر آنان یعنی جایگاه مذهب شود.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۲۵ بֽظֽ | Reply

ابراهیم :

ابراهیم
شاید منتظر شرایطی و راه حلی هستند که ضرر بیشتری برای منافع ملی داشته باشد تا آنرا قبول کنند .
......................
عبدی:
منتظر راه حل بتری هستند اما معلوم نیست که این اتظار معقول باشد.

---------------------------------------------------
متوجه نشدم منتظر راه حل بدتری هستند یا بهتری ؟
....................
عبدی:
منتظر راه حل بهتری که معلوم نیست بیاید.روشن است.

۱۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۴۰ بֽظֽ | Reply

آریا :

جناب آقای عبدی
از نوشته های قبلیتان مدد می گیرم که در این نوشتار شما کدامین نقش را برای خودتان قائل هستید ؟ بازاریاب،سیاستمدار و یا اندیشمند سیاسی ؟
تصور می کنم پاراگراف آخر نوشته شما در ردیف بازاریابی برای ساستمداران باشد و چیزی که به آن نپرداخته و مد نظر قرار نداده اید منافع ملت است. شما باید به این پرسش پاسخ دهید که مگر این همه جنجال و اصرار بر داشتن غنی سازی و پنهان کاری های ماقبل آن و با توجه به بدبختیها و بیچارگی های روزافزون مردم در جهت منافع ملی بوده است که اکنون شما به آنان آدرس می دهید که برای حصول به مقصود سکوت کنندتا مشمول مرور زمان شود؟و آیا حق این مردم است که تاوان ماجراجویی را بار دیگر بر جان بخرند آن هم بدون حداقلی از شناخت،آگاهی از نتایج حاصله و عواقب آن ؟
موفق باشید .
........................
عبدی:
دوست محترم خیلی کم حوصلگی نکنیم.نه آنها این مطلب را می خوانند و نه قرار است توصیه ای شود که اگر چنین قصدی را داشتند به موارد متعدد قبلی می پرداختند.آن صرفا یک تحلیل است و بس.




۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۰۵ قֽظֽ | Reply

نادر :

سلام

جناب عبدي باور كردن اين خبر برايم بسيار مشكل است كه رئيس جمهور كشوري مثل فرانسه و آنهم سياستمدار كهنه كاري مانند ژاك شيراك در مصاحبه با خبرنگاران دو روزنامه معتبر آمريكايي و يك هفته نامه فرانسوي گاف بدهد . ايشان در مصاحبه اي كه گويا به موضوع هسته اي ايران ارتباطي نداشته ؛ مي گويند كه اگر ايران يك يا دو بمب اتمي هم داشته باشد باز هم خطر بزرگي نخواهد بود و باز در ادامه مي گويند كه اگر ايران با سلاح اتمي به اسراييل حمله كند تهران سريعا با خاك يكسان خواهد شد . اين خبر به سرعت در دنيا پخش مي شود و وزارت خارجه آمريكا و ايران در برابر آن واكنش نشان مي دهند . گزارشگران نشريات مي گويند يك روز بعد از گفتن اين جملات بر عليه ايران بار ديگر آنها را به دفتر كار خود فرا خوانده و گفته كه به تصور اينكه اين سخنان ضبط نخواهد شد بسياري از ملاحظات را زير پا گذاشته است . – نقل به مضمون – بعد هم از پريشان احوالي او در آن لحظه گفته اند و اينكه بعد از هوشياري جملات خود را به نوعي تعديل كرده است . يادآوري مي كنم كه آقاي شيراك سال گذشته نيز در يكي از سخنرانيهاي خود استفاده فرانسه از بمب اتمي را در صورت انجام حملات تروريستي در خاك اين كشور محتمل دانسته بود .
به نظر بنده مجموعه اينگونه سخنرانيهاي سران كشورهاي اروپايي و اقدامات آمريكا در هماهنگي كامل با يكديگرند و هدف واحدي را تعقيب مي كنند .
از جنبعالي به عنوان يك ناظر و تحليلگر سياسي خواهش مي كنم در صورت امكان تحليل خود را از اين موضوع بنويسيد .


هميشه و پاينده باشيد
...........................
عبدی:
البته در مورد جزئیات داخلی سیاستهای کشورهای غربی باید کسانی که مطلعند اظهار نظر کنند اما غیر معقول است که آقای شیراک برای هماهنگی با آمریکا مطلبی را بگوید که موجب تضعیف خودش شود. به هر حال این مسائل در سیاست پیش مي آید. نکته مهم این است که آنان وقتی خطائی را مرتکب می شوند به راحتی جبران می کنند و مثل ایران نیستند .

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۱۸ قֽظֽ | Reply

سجاد :

سلام خدمت اقاي عبدي عزيز متاسفانه ايران دچار وضعييت بسيار خطرناكي است و همه مي گويند بايد عقلاي قوم كاري بكنند . اما نكته اي كه هيچ كس به ان فكر نمي كند ضعيف كردن دولت و مجلس ( فارغ از مشكلات انتخابات و مشروعييت و مقبولييت هر دو ) توسط نهادهاي موازي است با اين تفاوت كه اين بار اصلاح طلبان گرامي سينه چاكانه طرفدار اين قضيه هستند ( منظورم مجمع تشخيص و علمداري هاشمي است ) حتي اگر مواردي كه در اين مجمع تصويب مي شوند درست هم باشند متاسفانه اين سنت غلطي است كه دارد اين يك تكه كوچك شبه دموكراسي را هم نابود مي كند . مي خواهم از شما بپرسم كه چرا اصلاح طلباني كه روزي تانك وار به اين نهدها مي تاختند ( به درست )چرا الان در مورد مجمع تشخيص نه تنها سكوت مي كنند بلكه حمايت هم مي فرمايند . به راستي اصلاح طلبان كي مي خواهند اين پارادوكسها را براي ملت روشن كنند؟


۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۲۲ قֽظֽ | Reply

آشنا :

بگذارید امیدوار باشیم پس از اعلان خبر خوش مبنی بر دستیابی کامل به حق مسلم در 22 بهمن اقایان از مواضع خود کوتاه آیند و دستیابی به انرژی هسته ای را از راه معقول و دیپلماتیک آن پی بگیرند. وگرنه زیر این فشار بازنده اصلی ملت است و لا غیر.

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۵۲ قֽظֽ | Reply

امیری :

البرادعی میداند که قبول این پیشنهاد در ایران خیلی سخت است. هم آمریکا قبول نمیکند. فقط مخواهد قدرت مانور روسیه را بیشترکند

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۰۹ قֽظֽ | Reply

مهدي :

سلام آقاي عبدي
حتما شما هم حكايت ملا نصرالدين را شنيده ايدكه وقتي برروي پل باريكي با مردي روبروشداو را تهديد كرد كه اگر نرود كنا ر وبه ملا راه ندهد با او همان خواهد كرد كه ديروزش با رهگذري ديگر كرده بود؟مرد ترسيده وراه را براي ملا باز كرده بود و بعد از گذشتن ملا از پل با ترس و لرز پرسيده بود كه راستي آملا ديروز با اون مرد چكار كردي و ملا با خونسردي گفته بود: هيچي من رفتم كنار تا اول اون رد بشه!!
فكر كنم شباهت هايي بين اين قصه و حكايت حق مسلم ما باشد. ... تا ببينيم بقول شما تهراني ها" كي جا ميزنه!!؟؟"

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۳۳ قֽظֽ | Reply

Saman :

Sokut khub nist

Be rahbar motevasel Shavid

Be Hashemi va Khatami komak konid

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۴۸ بֽظֽ | Reply

پارسا :

وابسته ماندن به دیپلماسی و مذاکره در برنامه هسته مثل طنابی از جنس کش است که نظام از یک طرف و دنیا از طرف دیگر می کشند، من نمیدانم کی این را در میابیم که این سیم اگر از دست دنیا در برود، بعد سمت ما می اید قطعا توی صورت دنیا نمی زند بلکه نظام و مردم را با هم مستفیذ میکند.
مشکل اما همان مشکل همیشگی است، که هیچکس هم جوابی به ان نمی دهد، در ایران، نظام مهمتر است یا ملت؟ کدام الویت دارند؟؟

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۲۶ بֽظֽ | Reply

نادر :

سلام
از اينكه مجددا مصدع اوقات شريف شدم عذر خواهي مي كنم
اگر اجازه بدهيد چند نكته را جهت استحضار عرض كنم .
يكم : آنچه در پيام قبلي آوردم عبارت در هماهنگي كامل با يكديگر بود و نه براي هماهنگي با . . . و چنانكه مستحضر هستيد هر كدام از اين عبارات ناظر به معناي خاصي مي باشد .
دوم : همانگونه كه اشاره كردم اين بار دومي است كه جناب شيراك چنين اشتباهي را ـ البته در نگاهي خوشبينانه ـ تكرار مي كنند و در صدد رفع و رجوع آن برمي آيند .
سوم : اگر چه منافع كشورهايي مانند فرانسه و آلمان بر اثر اين گونه اقدامات آمريكا به خطر خواهد افتاد اما در برابر خطر يك ايران اتمي كه موجوديت اسراييل را تهديد مي كند هرگز به چشم نخواهد آمد كما اينكه ايشان حاضر شده اند هر امتيازي را بدهند اما ايران دست از غني سازي اورانيم در خاك خود بردارد و در نهايت اينكه آنان در همراهي و هماهنگي هر چه بيشتر با آمريكا ناگزير خواهند بود .
چهارم : نكته تعجب آور اين سخنان اين بود كه از زبان شيراك بيرون آمده است و شايد اگر شخص جورج بوش اين جملات را بر زبان آورده بود چيز متعجب كننده اي نبود كه بر او حرجي نيست .
در پايان از اينكه پاسخي هر چند كوتاه ذيل كامنت آورده ايد تشكر مي كنم و سر بلندي شما را آرزومندم .

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply

وراج :

1. يک نکته از ايراد آقای آريا وارد می نمايد : آخرين بند نوشتة شما توصيه است نه تحليل ( و اگر اجازه بدهيد، اين نکته را هم، که همه می دانيم، آشکارا با هم بگوئيم : ما از چنان فراغی برخوردار نيستيم که بتوانيم در اين داستان رويدادها را يکسره از بيرون بنگريم و تنها از « مقام تماشا» سخن برانيم. البته خوانندة منصف شما هم نمی تواند به شما چنين نسبتی دهد).

2. می گوئيد : پيشنهاد برادعی تشديد فشار بر ايران است، چون به نحوی توپ را به زمين دولت ايران انداخته است، بدون آنکه تضمينی از طرف آمريکا برای قبول پيشنهادش وجود داشته باشد. پرسش آن است که، فارغ از آن پيشنهاد، توپ کجاست و در زمين کيست؟

3. ژاک شيراک گفته است : اگر ايران بمبی هم داشته باشد، چندان خطرناک نيست، چون استفادة از آن برايش فوق العاده گران تمام خواهد شد ؛ به همين دليل، خطرِ عمده، تکثير سلاح اتمی در منطقه است، نه بمب ايران. (از عجائب آنست که اين حرف را در ايران تهديدی بر ضد ما جلوه داده اند).

حرف شيراک را می توان به دو صورت تحليل کرد. يکی همانست که در مطبوعات غرب می گويند، يعنی، به اختصار، سخن نسنجيده ای است که از سر پيری و حواس پرتی از دهانش پريده ( به طبع، اين تحليل مطبوعات غربی، به ويژه فرانسوی و آمريکائی، انگيزه های سياسی دارد، اما پرداختن به آنها در اينجا ضروری نيست).

صورت دوم آنست که فرض کنيم سياستمدار کهنه کاری مثل شيراک در بارة چنين پرونده ای سخن نسنجيده به زبان نمی آورد و اين سخن را به عمد گفته. و اين پرسش پيش می آيد که چرا و با چه هدفی؟

می توان احتمال داد که شيراک، خواه بر مبنای اطلاعاتی که دارد، خواه بر اساس تحليل هايش، به اين نتيجه رسيده که خطر درگيری نظامی سخت جدی و سخت نزديک است و اينک می کوشد به هر نحوی که شده، در فرصت کوتاهی که برايش مانده، مانع آن شود. به کلام ديگر، اين شبهِ گاف در واقع پيامی ست دوگانه، از سوئی به مسئولان ايرانی : کار دارد به جنگ می کشد ؛ از سوئی به افکار عمومی در غرب : حتی اگر ايران به بمب دست يابد، و حتی اگر ايرانِ احمدی نژاد به بمب دست يابد، باز هم نبايد به جنگ تن داد.

در اينجا بايد به دو نکته توجه کرد. نخست آنکه شيراک می داند که جانشينش ـ چه سارکوزی باشد و چه خانم رويال ـ سياست او را دنبال نخواهد کرد. و اين را بهترست حکام ما هم در نظر داشته باشند : از خرداد ماه به بعد، فرانسه در قبال ايران همان رفتاری را خواهد داشت که انگليس در قبال عراق داشت.

دوم آن که شيراک پيش ازين کوشيده بود بی سر وصدا خطر جنگ را دور کند، اما موفق نشده بود. توضيح اين نکته را می توان در شمارة ديروز لوموند (دوم فوريه)، در مقاله ای ديد با عنوانِ « پاريس از آقای البرادعی برای خروج از بن بست ايران کمک خواسته است» . به نوشتة لوموند، پيشنهاد اخير البرادعی (که موضوع يادداشت شماست)، به خواست شيراک عنوان شده و صورت تازه ای از پيشنهاديست که خود شيراک در ماه سپتامبر 2006 عنوان کرده بود، يعنی تعليق دوگانه : غنی سازی از سوی ايران و بررسی پرونده از سوی شورای امنيت.

بر اين بنياد، مسکوت گذاشتن اين پيشنهاد، ناديده گرفتن کوششهای تنها رهبر غربيست که خواهان جنگ با ما نيست و تا سه ماه ديگر هم خانه نشين خواهد شد، آنهم در حالی که همين رهبر، با پرداخت بهائی سنگين، دارد آشکارا هشدار می دهد که جنگ نزديک است.
اين ممکن است که دولت فعلی ما دست و پای خودش را بسته باشد (و تحليل های شما در اين زمينه درست است). اما ايران ملک اين دولت نيست و همه بايد تا حدی که می توانيم دست و پا بزنيم. از جمله، بايد به متنفذين معقول يادآور شد که شيراک مخالفت با جنگ عراق را شاهکار رياست جمهوريش می داند و يقينا ميل دارد پيش از ختم دوره اش، برپروندة ايران تاثير بگذارد و خطر جنگ را دور کند يا دست کم، جنگ با ايران را برای افکار عمومی نامشروع کند. يعنی دستگاه ديپلماسی ما بايد بجنبد.
.................
عبدی:
اطلاعات خوبی بود.توپ الان هم در زمین ایران است ولی این پیشنهاد آن را به دروازه نزدیکتر می کند.فرانسه بعد از شیراک هم احتمالا به آلمان نزدیکتر شود تا انگلیس.در هر دو حال موضع آنها تندتر می شود.


۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۳۲ قֽظֽ | Reply

محمدی :

سلام آقای عبدی. هر دم از این باغ بری می رسد. پیشنهاد البرادعی چندان آش دهن سوزی هم نیست. مثلا خواسته ، هر دو طرف را با دادن امتیاز مهار کند ولی این طوری نیست که اگر ایران توقف غنی سازی اورانیوم را بپذیرد آمریکا هم برای خاطر مدارا از تحریم چشم بپوشد . اصلا مسئله مدارا ی طرفین مطرح نیست. اگر غنی سازی متقوف شود تحریم هم قاعدتا موضوعیتی نخواهد داشت. شما یکبار در مصاحبه با روز آنلاین از عدم تناسب توان هسته ای ایران و سیاستهای هسته ای گفته بودید ولی بهتر است این مسئله را به طور مبسوط تحلیل کنید . واقعا توقف غنی سازی تا چه حد از نظر تحقیقاتی و عملی به ضرر ایران تمام می شود. اصلا چرا مبنایی بحث نشود. کلیت مسئله انرژی هسته ای از نظر علمی برای توسعه ایران چقدر جدی است. زیاد به یک بازی و سرگرمی جدید می تواند شبیه شود. البته بعضی ها هم عقیده دارند پشت پرده این جدال یک چیز دیگری است و انرژی هسته ای اسم رمز سناریوست.
البته سرگرمی مفرحی هم هست. برای مثال این اوپک گازی که ظاهرا قرار است کن فیکون کند.
با اینکه دوستی پیشنهاد کرده است که بحث هولوکاست تمام شود ولی مسئله هولوکاست ظاهرا تمامی نخواهد داشت. چون اگر شما هم تعطیلش کنید احمدی نژاد که ول کن نیست. چند هفته پیش شبکه چهار برنامه ای را نشان می داد
که یک محقق به محل زندان های گاز رفته بود و با تحقیقات شیمیایی ثابت کرده بود که وجود چیزی به نام زندان گاز افسانه است و واقعیت ندارد. با تحقیق بر روی معماری زندان و جنس دیوارها و ترکیب شیمیایی مصالح و... گفته بود هولوکاست یک دروغ تاریخی است. بعد هم روشنفکرها اعتراض کرده بودند و آقای محقق دادگاهی شده بود. البته همه می دانند شیرین کاریهای صدا و سیما در دوبله و سانسور و مونتاژ فیلم ، در دنیا نظیر ندارد. ولی می خواستم بدانم شما چه عقیده ای دارید . احتمال افسانه بودن هولوکاست تا چه حد قابل اعتناست.
................................
عبدی:
انکار اصل قضیه(فارغ از حد وحدود آن) بیشتر ناشی از پذیرش تئوری است.در این مقالات هم کسی به اصل آن اعتراضی نداشت مساله چگونگی برخورد با قضیه بود.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۴۹ قֽظֽ | Reply

موريس برتو :


اينكه پذيرش پيشنهاد منجر به افزايش فشار خواهد شد از نظر من يك پيش بيني درست است كه مي تواند نادرست هم باشد. اما اينكه در اين مرحله با پذيرش اين پيشنهاد قضيه فيصله پيدا نكند لزوما سبب افزايش فشارها در مراحل بعدي خواهد بود و اين ديگر يك پيش بيني نيست بلكه يك روند كاملا مشخص است.
درحال حاضر راه نجات از اين بحران تعليق است اما اين تعليق با تعليق قبلي كه در آن عبارت داوطلبانه منعكس شده بود فرق ميكند و اطاعت يا به عبارتي تمكين حكم شوراي امنيت است و راه بازگشت ندارد. مسلما بعد از تصويب قطعنامه بعدي هم ما بايد براي تعليق همزمان قطعنامه دوم و تعليق غني سازي تصميم بگيريم كه باز يك گام به عقب است (البته اگر در آن مرحله آقاي البرادعي يا ديگران چنين پيشنهادي به ما بدهند!)



۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۵۳ قֽظֽ | Reply

موريس برتو :

سخنان ژاك شيراك حتي اگر از روي اشتباه باشد، براي ما ياداور يك نكته بسيار مهم است و آن اينكه اگر کشوری چون ايران صاحب بمب اتمي شود چه مي شود؟

براي تصور اين وضعيت شايد يك مقايسه ما بين چنين وضعيتي با وضعيت فعلي كره شمالي خالي از فايده نباشد.

كره شمالي ظاهرا (با توجه به ادعاي خود) اكنون داراي يك يا چند كلاهك هسته اي است اما نكته جالب اين است كه امكان استفاده از اين كلاهك ها براي اين كشور به دلايل زير دشوار است.
- هيچ هواپيمايي كه قادر به حمل كلاهك هسته اي باشد ندارد
- آزمايش قبلي موشك بالستيك اين كشور با شكست مواجه شده و در حال حاضر چندان نمي تواند بر روي توان موشكي خود حساب كند
- طي اين مدت توان ضد موشكي دشمنان كره شمالي (ژاپن و آمريكا) چنان پيشرفت كرده كه حتي در صورت امكان استفاده از موشك هاي بالستيك شانس موفقيت آن بالا نيست.

كره شمالي كه به قيمت انزواي كامل سياسي، فرهنگي، و اقتصادي و به قيمت مرگ و گرسنگي هزاران كودك و زن و مرد به چند كلاهك هسته اي دست يافته در حال حاضر در اين وضعيت است كه:
1- امكان چنداني براي استفاده موفقيت آميز از اين دستاورد بسيار گرانبها ندارد

2- روزي كه دولت و ملت كره شمالي تصميم به استفاده از اين دستاورد بسيار گرانبهاي خود بگيرند تا حاصل سال ها مقاومت و رنج خود را بهره برداري كنند (چه در صورت موفقيت و چه در صورت عدم موفقيت در استفاده از آن) روز آخر زندگي شهروندان و دولتمردان كره شمالي است!

عجب دستاورد گرانبهايي!!!
.........................
عبدی:
البته این استلال در زمان جنگ سرد به وفور مطرح می شد و برای ایالات متحده و شوروی سابق هم صادق بود و در نهایت گفته شد که توازن وحشت بر قرار شده است یعنی هر کس که دست به اقدام بزند خودرا هم نابود کرده است.



۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۰۰ بֽظֽ | Reply

hadi :

salam
magale (( egtesade 56 dar sale 86)) moshkele fanni darad man hatta az coffee net ham natavanestam anra begiram.
mamnon mishavam agar dorostash konid!
........................

عبدی:
قبلا مشکل داشت ولی برطرف شد و کامنت هم گذاشته اند.

۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۲۷ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/417