آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۱۷ بهمن ۱۳۸۵
انتخاب واضح(علی اکرمی)
در حالیکه روز به روز به طرح مجدد پرونده اتمی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد نزدیک می شویم، سیاستهای جرج بوش پسر هر روز شفاف تر و قاطع تر و سیاستهای حاکمان جمهوری اسلامی مبهم تر می شود.
مساله انرژی هسته ای ایران نیز امروزه به نقطه ای رسیده است که احتمال نتیجه برد-برد برای آن کاملا غیر قابل تصور است. پیشنهاد البرادعی آخرین احتمال حل آبرومندانه مساله انرژی هسته ای ایران بود که با مخالفت شدید آمریکا و تروئیکای اروپایی روبرو شد.
در چند هفته گذشته معمولا روزهای زوج درایران اخباری حاکی از عزم قاطع ایران مبنی بر راه اندازی هزاران دستگاه سانتریفوژ و تکمیل برخی بخشهای پروژه هسته ای اعلام شده و در روزهای فرد نیز این اخبار تکذیب می شود.
همچنین صبحها از تریبونهای رسمی اعلام می شود که خطر جدی است و بعد از ظهر از تریبونهایی رسمی تر تمام تهدیدهای بلوف خوانده می شود.
حاکمیت ایران تقریبا به دو دوسته تقسیم شده است.
• گروهی که معتقدند خطر کاملا جدی است ولی هیچ راهکار خاصی برای پیشگیری از آن را ندارند.
• گروهی که تهدید امریکا را خطری جدی نمی پندارند و راهکارهای کاملا مشخصی هم برای مقابله با آن تبلیغ می کنند.
و در حال حاضر مملکت را گروه دوم اداره می نمایند.
اگر نقل قولهای منتسب به آقای هاشمی رفسنجانی در دیدار اخیرش با نمایندگان مجلس صحت داشته باشد، شاید مهمترین تصمیم گیرنده بالقوه در ایران نیز به جدی بودن خطر پی برده باشد. اما این مقام نیز برای پذیرش عقب نشینی در پرونده هسته ای و سایر مسائل مطرح میان ایران و آمریکا محذوریتهای فراوانی دارد.
اکنون حاکمیت جمهوری اسلامی علاوه بر مشکلاتی که از خارج از مرزها به سمتش هجوم می اورند مشکل داخلی بزرگی هم دارد.
رئیس دولتی که هنوز در فضای انقلابی سال 57 (البته بدون زمینه هایش)سیر می کند.
احمدی نژاد یک انقلابی تمام عیار است!
رئیس دولت کنونی ایران به تمام الزامات کلیشه ای فانتزی انقلابی ملتزم است، او پیش از انکه فکر کند، عمل می کند و بیش از آنکه عمل کند، شعار می دهد.
حاضر به سازگاری با امپریالیسم نیست و نابودی را به عقب نشینی ترجیح می دهد.
از دید احمدی نژاد و عقبه او میان ایالات متحده و ایران بجز سازش و ستیز گزینه دیگری وجود ندارد.
احمدی نژاد تقریبا به درستی باور دارد که از لحظه سازگاری با سیاستهای ایالت متحده تا مرگ گفتمان متبوعش راه زیادی نیست. و به همین دلیل و با تمام توان در مقابل وقوع این مساله ایستادگی می نماید.
مسئولان جمهوری اسلامی که سرخوش از آسان شدن کشورداری در نتیجه افزایش قیمت نفت، از بر کرسی ریاست دولت نشاندن آقای احمدی نژاد مشعوف شدند. اکنون برای هرگونه سازش با غرب و آمریکا مشکلی به نام احمدی نژادیسم هم دارند.
شاید در صورت افزایش فشارها جمهوری اسلامی برای پذیرش سازش راهی جز کنار گذاشتن طیف احمدی نژاد از حکومت نداشته باشد.
رسیدن به چنین مرحله ای نیاز به تغییراتی در شرایط کنونی دارد.
آمریکا نیز هوشمندانه با تحریک احساسات حاکمان ایران مساله را به نوعی تقابل حیثیتی تبدیل کرده است و در مرحله بعد نیز این حاکمان دانسته یا نادانسته همین احساس را به بدنه جامعه انتقال داده اند.
در چنین شرایطی بدون تغییری در وضعیت موجود پذیرش سازش یاشرایط جامعه جهانی از نظر تندروهای داخلی پذیرش شکست است.به همین دلیل برخی تحلیلگرا ن معتقدند که مسوولین ایرانی چندان بی میل نیستندتا با به بهانه ایجاد شرایط جدید نظیر تحریمهای جدی و یا حمله محدود نظامی به برخی تاسیسات ایران، تغییر استراتژی خود را اعلام نمایند.البته اگر در این میان تندروهای دو کشور ایران و امریکا از فرصت استفاده نکرده و برخورد محدود را به سمت بحرانی عظیم هدایت ننمایند.
“THE CHOICE IS CLEARE”
جرج بوش در سخنرانی خود در کنگره تکیه کلام کوتاهی در مورد ایران داشت:
"انتخاب برای ایران فوق العاده واضح است"
گمان می رود حداقل برای خود بوش اینکه ایران نیز هیچ راه دیگری ندارد بسیار واضح و روشن است، این شفافیت در دوران قبل از حمله به عراق نیز در کلام رئیس جمهور آمریکا به چشم می خورد
نگارنده همانطور که در مقاله های پیشین خود نیز یادآور شد قطعنامه شورای امنیت علیه ایران فی نفسه اهمیت خاصی ندارد بلکه فقط یکی از دستاویزهای ایالت متحده برای اعمال فشار بر ایران است. صحت این تحلیل در روزهای اخیر با افزایش فشار بر ایران در مسائل مربوط به صلح خاورمیانه، حمایت از تروریسم، جنگهای ساختگی شیعه و سنی و مسائل مرتبط با نقض حقوق بشر تائید شده است.
یقینا حتی در صورت پذیرش قطعنامه شورای امنیت درمورد مساله هسته ای توسط ایران در کمتر از سه ماه پرونده ای دیگر از ایران در شورای امنیت مطرح خواهد شد.چرا که ایالت متحده به هیچ وجه آمادگی پذیرش کشوری را در منطقه نفوذ آن که ادعاهای فرامرزی داشته باشد ندارد.
تعریف مرزهای امنیتی در فراسوی مرزهای جغرافیایی از شئون یک ابرقدرت نظیر امریکا و یا حداقل فرانسه و انگلستان است و مطمئنا چنین کشورهایی اجازه ظهور کشوری جدید در باشگاه ابرقدرتهای جهان را نخواهند داد.
و تا زمانی که ایران دست از این ادعای خود نکشد هر روز با بحرانی جدید روبرو خواهد بود.
این یکی از ثمرات استراتژی جدید ایالات متحده در منطقه خاورمیانه است.جرج بوش تلاش فراوانی دارد تا پروژه ای را که از آغاز ریاست جمهوری خود شروع نموده تا پیش از پایان دوران اقامتش در کاخ سفید به اتمام برساند.
بوش پسر برای اجرای سیاستهایش در منطقه هیچگونه توجهی هم به غرولندهای منتقدان داخلی و مخالفان بین المللی ندارد و به سادگی می تواند گزارش سنای امریکا در مورد لزوم برخورد ملایم تر در عراق را در کشو گذاشته و نقشه جنگی خود را به جای آن روی میز قرار دهد.
مساله بقدری شفاف است که حتی مقتدی صدر و حزب الله لبنان نیز متوجه جدیت آن شده اند و به شکل کاملا آشکاری فیتیله را پائین کشیدند.
دولت ایران چه راهی را برخواهد گزید؟ آیا سعی می کنند تا با پذیرش ریسک بدتر شدن شرایط در فکر پذیرش جام زهر باشند؟ یا می خواهند یکبار برای همیشه مساله احتمال برخورد با امریکا را با ایجاد این برخورد حل نمایند؟
آیا احتمال اتخاذ گزینه ای منطقی توسط حکومت جمهوری اسلامی وجود دارد؟

رضا :
با سلام
جناب عبدی اگر امکان دارد مطالب دوستان را در قسمت مجزایی قرار دهید و مطالب شخصی خود را در صفحه ی نخست قرار دهید.
.......................
عبدی:
این کار نیازمند طراحی جدید سایت است.ولی با تعیین نام نویسنده در عنوان این تفکیک صورت می گیرد.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۰ بֽظֽ | Reply
مهدی م :
به نظر من قضیه منتظر ماندن برای یک اتفاق بد که به خوردن جام زهر منجر شود (مثل سقوط ایرباس) در حال حاضر یک تحلیل انحرافی است. در ان شرایط آمریکا واقعامیخواستک که جنگ تمام شود و به این جهت پیام خود را با سقوط هواپیما ارسال کرد. اگر در شرایط فعلی آمریکاصرفا خواستار تعلیق برنامه های هسته ای باشد این ایده قابل قبول است. ولی ما مطمئن نیستیم که آمریکا صرفا دنبال همین قضیه است. حتی نویسنده این سطور هم می نویسد که در صورت پذیرش قطعنامه توسط ایران آمریکا ظرف سه ماه پرونده های تازه ای را خواهد گشود. پس آمریکا هدف های بزرگتری در سر دارد و اتفاقا شلیک یک موشک به سمت ایران اولین گام آن خواهد بود. نظام ایران اگر واقعا به پایداری خود اهمیت می دهد نباید بگذارد این گام اولیه برداشته شود. به هر قیمتی که شده.
ببینید چند ماه قبل همه منتقدین می گفتند آقا هر کاری می کنید فقط پرونده رو نگذارید به شورای امنیت برود. که آقایان می گفتند بلوف است و نمی رود. و دیدیم رفت و حالا حالا ها کار داریم با این قطهنامه هادیگه خارج کردن پرونده از شورای امنیت با حق وتوی آمریکا عملا ناممکن است. دوباره منتقدین گفتند هرچه می خواهید بگویید فقط یه مقدار جای مانور برای روسیه و چین بزارید تا حداقل قطعنامه تصویب نشود. این را هم عمل نکردند و قطعنامه تصویب شد که تبعاتش برای همه روز به روز روشن تر می شود.
حالا هم قضیه به همین صورت شده. منتقدین می گویند که نگذارید حتی یک موشک به خاک ایران شلیک شود ولی آقایا ن گوششان بدهکار نیست و به قول دوستان شاید منتظرند باشلیک اولین موشک قطعنامه را بپذیرند که بنا به دلایل پیش گفته شده این یک اشتباه استراتژیک است و با توجه به اهداف آمریکائیان در منطقه شلیک اولین موشک به ایران اگر کاملا کنترل شده و محدود باشد و فرضا به حالات بحرانی تر هم ختم نشود تبعات بسیاری برای ایران خواهد داشت و به قول آقای عبدی ایران را به صورت واضح و مشخص در حالت در معرض بودن جنگ خواهد برد و دراین وضعیت دیگر هم وضعیت سرمایه گذاری مشخص است هم وضعیت رشد اقتصادی هم تحریم ها و .....
توجه کنید که الان هم در افکار عمومی دنیا کشوری در معرض جنگ هستیم ولی حالتی ژلاتینی است و قطعیت ندارد .ولی انفجار اولین موشک در ایران به سرعت قطعیت این وضعیت رو به جهانیان اعلام خواهد کرد.
مثلا شما الان می خواهید به زاهدان بروید . می دانید وضعیت امنیتی در انجا زیاد مناسب نیست . پس تصور شما چندان مثبت نخواهد بود ولی سفرخود را کنسل نمی کنید و با احتیاط بیشتر و از راههای مطمئن تر مثل راه هوایی بدانجا میروید. ولی زمانی که یک شرور در طی یک ماه مثلا چهار بار اقدام به آدم کشی و گروگان گیری کرده باشد ممئنا سفر خود را لغو خواهید کرد و آن را به زمان مناسبتری موکول خواهید نمود. حتی اگر این سفر خوبی برای شما به رامغان می آورد.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۷ بֽظֽ | Reply
مهدي :
سلام آقاي عبدي سلام نويسنده محترم
با عرض پوزش بايستي به ياد شما بياورم كه در روابط بين الملل اصطلاح قشنگي وجود دارد و كاربرد آن هم اغلب در شرايط جنگي نابرابر واحيانا
برابر است
نيروهاي نظامي يك كشور به كشور ديگري ويا پاسگاه هاي مرزي آن حمله ميكنند وبلافاصله
سازمان ملل و كشورهاي ديگر به كشور مورد حمله واقع شده توصيه ميكنند كه خويشتنداري كند .احتمالا منطقي ترين گزينه همين است كه منتظر باشيم اگر خداي نكرده حمله اي شد به توصيه مجامع بين المللي و كشورهاي دوست
خويشتنداري كنيم.بدين ترتيب هم كينه انقلابي ما با آمريكا عميقتر خواهد شد وهم پايبنديمان به توصيه هاي مجامع بين المللي به اثبات خواهد رسيد و هم احساس همدردي ملل منطقه حوزه نفوذ مارا گسترش خواهد داد. وهم اينكه از خسارت هاي يك رويارويي تمام عيار پيشگيري خواهيم كرد و هم اينكه خواسته همه طيف هاي عمده سياسي و سياسي نظامي برآورده مي شود
تا براي دور دست طرحي بريزد
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۲۱ بֽظֽ | Reply
رضا قدیانی :
1-پس از 27 سال اولین دولتی که اقدام به ارسال نامه و درخواست گفتگوی رسمی با آمریکا میکند ، رییس دولت نهم است. جالب آنکه در خصوص اصرار بر مذاکره رسمی با آمریکا و با توجه به 27 سال قطع روابط ، میتوان گفت تا حدود زیادی عجله دارد چرا که بی مناسبت و بدون پیش زمینه و در سال اول دولتش این اتفاق می افتد.
2-احمدی نژاد و دولتش اساسا از طیف تندروی منبعث شده ، تنها گروهی که طی سالهای اخیر و در خصوص مسائل عراق و افغانستان ( و احتمالا ایران و منطقه ) با آمریکا مذاکره داشته است. این مذاکرات در سالهای 80 الی 82 و اوج تنشهای داخلی ایران صورت گرفته و همزمان بزرگترین جنبش اجتماعی ایران پس از انقلاب به آرامی بر زمین می نشیند.
3-در سطح رسانه های داخلی و خارجی بیش از هر زمان دیگری لزوم مذاکره تبلیغ میشود.
4-در حالیکه بیش از هر زمان دیگری دو طرف در مسائل روزمره خود (آمریکا در مسئله عراق و ایران در مسئله انرژی هسته ای ) درگیر هستند ، اصرار بر مواضع رادیکال و تاریخی از سوی دو طرف بیش از همیشه صورت میگیرد. گویا دو طرف میخواهند بگویند اگر قرار بر حل موضوع امروز باشد باید همه مسائل تاریخی مورد بحث قرار گیرند.
5-روند تقویت موقعیت ایران در منطقه طی سالهای اخیر بدست آمریکا اتفاق می افتد. دو دشمن ایران یعنی طالبان افغانستان و حزب بعث عراق با هزینه آمریکا برچیده میشوند و دولت دوست کرزای و از برادر نزدیکتر شیعه عراقی روی کار می آیند. وقایع لبنان از ترور حریری بدین سو جملگی در جهت به رخ کشیدن اهمیت ایران است.
با توجه به موارد فوق آیا بعید است در مذاکرات فوق الاشاره توافقاتی صورت گرفته باشد؟ توافقاتی که بیش از هر چیز اصرار بر غافلگیری طرفهای ثالث داشته باشد!
فارغ از نتیجه بحث آنچه نمیتوان باور داشت سرگیجه تصمیم گیران داخلی است.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۲۹ بֽظֽ | Reply
سلیمان رضایی :
با سلام و تحیت خدمت جناب عبدی.
سالروز پیروزی انقلاب است از شما خواهشمندم موضع خود را در قبال دولت موقت در زمان انقلاب مشخص کنید زیرا سخنان متناقضی راجع به شما تسخیر کنندگان سفارت گفته می شود:
دکتر زبا کلام معتقد بود که شما برای رقابت با دیگر انقلابیون سفارت را تسخیر کردید و برای اینکه بگویید ما انقلابی تر و ضد امپریالیسم تریم!
جناب ............. معتقدند شما از اساس با دولت موقت و شخص مرحوم بازرگان مشکل داشتید و معتقد بودید چرا بازرگان به شما مسئولیت نمی دهد.
نظر خود شما چیست؟ آیا بالواقع قصد شکستن کمر بازرگان را داشتید یا قصد دیگری را پی می گرفتید؟ لازم به ذکر است مرحوم خمینی نیز ابتدا با تسخیر سفارت موافق نبود و بعدها شد و ... ایشان خود می گفتند با آمریکا کج دار رفتار کنید. این کار شما مرحوم خمینی را در عمل انجام شده قرار ندارد؟ ضررهای قطع رابطه با آمریکا و متعاقبا جنگ را شما باعث نشدید؟
.....................
عبدی:
نام فرد دوم را حذف کردم چون بعید می دانم به این نحو تحلیل کند زیرا دانشجویان آن زمان و حتی تا مدتی بعد هم پست ومقامی نداشتند .اگر قرار بود امثال من برای مسئولیت معترض می شدیم باید با آقای خاتمی حتما جنگ می کردیم چون هم سن و سالمان 40 یا 45 ساله بود و هم مدعی دوم خرداد بودیم!!ضمنا همین دوستان آن روزها ما متهم به دفاع از مهندس بازرگان می کردند و این که با این حمایت از بازرگان ما عامل امپریالیسم هستیم.در باره امام هم اطلاعات بیان شده صددر صد خلاف است.قضیه آقای بازرگان خیلی روشن بود ایشان هم خودشان بارها به زبان شیرین می گفت.آقای بازرگان بحق نا بناحق انقلابی نبود و چنین فردی نمی توانست در مملکت انقلاب شده حکومت کند(خوب و بد قضیه چیز دیگری است) برای توضیح بیشتر به مصاحبه من در همین سایت به مناسبت سالگرد فوت مرحوم بازرگان مراجعه کنید.
موفق و سربلند باشید.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۴۱ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی،
گمان می کردم که نظر شما این نیست که انتخاب برای حکومت فوق العاده واضح است. بنده چنین وضوحی را در نمی یابم. به خیال من نظر شما این بود که راه حل فوری و دم دست دیگر برای قضیه وجود ندارد (منظورم طبعا راه حل هایی نظیر رفتن به سمت دموکراسی نیست)
به هر حال شخصا چنین نوشتاری را چندان همسو با سیاست های شما نمی پنداشتم.
...............
عبدی:
نویسنده آقای اکرمی است.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۵۷ بֽظֽ | Reply
نیما :
آقای محترم این " یقینا" که نوشته اید را از کجا آورده اید که اگر قطعنامه را بپذیرند سه ماه دیگر بهانه دیگری طرح می شود؟ این چه منطقی است ؟ این استدلالی است که قبلا هم آورده شده که به هر حال اگر کوتاه بیاییم به چیز دیگری بند می کنند.
تاریخ همین دو دهه اخیر نشان می دهد که همانها که تن به تبلیغات و شعارهای فتح کربلا می دادند سالها بعد با هم مسابقه می گذاشتند که بگویند در ختم جنگ چه تاثیر شگرفی داشته اند.حالا هم همانها باز به مردم خلاف می گویند و همه چیز را عادی می بینند اما ده سال بعد خواهند گفت که ما پیش بینی کرده بودیم. فرقش این است که اگر همه چیز در راه بحران و نپذیرفتن خواست جهانی پیش برود اصلا کسی ده سال بعد این دور و برها نیست که بخواهد چیزی را توجیه کند یا نکند. به هرحال دنیا اگر این بحران به خیر بگذرد اصلا آمادگی ندارد که باز به خواست بوش ایران را به دلیلی دیگر به شورای امنیت بکشاند.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۴۰ بֽظֽ | Reply
یک ایرانی :
ایشان که تحیلل ارائه دادند راه حل را نیز بیان کنند در مقاله بالا تاکید بر درستی راه حلهای امریکا و اروپا شده است اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد که باید بخاطر داشته باشیم منافع ملی ایران مهمتر از فرد است و یایان مقاله ایشان همان طرز فکر جدا دانستن خود است من از ایشان به عنوان یک تحلیگر میپرسم راه حل برونرفت از بحران چیست ؟؟!!
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۱۲ بֽظֽ | Reply
حسین :
با سلام
به نظر من چنین احتمالی بسیار ضعیفه چرا که صورت اتخاذ یک تصمیم منطقی برد از آن مردم خواهد شد و نه حاکمیت که این موضوع برای حاکمیت کاملا واضح است!
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۱۵ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی چه میشود کرد ؟ هم ریش و هم قیچی در دست شماست در وبلاگتان
و مینویسید انچه را که دوست دارید .جناب عبدی اینکه کسانی در تشویش
رو یا رویی امریکا و ایران قلمفرسایی میکنند و از نفی پی در پی مسئولین
کاخ سفید هم درسی نمیگیرند ربطی بحقایق ندارد و خط مشی تعیین شده
کل امریکا نه یک حزب در مورد ایران تماما بمسئله اسراییل گره خورده
و نه هیچ عامل دیگر و اتفاقا ۹۹ در صد مبلغان این تفکر زنده نگاه داشتن
تهاجم نظامی همه طرفداران هم یهودی هم مسیحی ( ایوانجلیک های دو اتشه ) هستند
و در توپ کردن تبلیغات حرفهای نسنجیده احمدی نژاد از اهم دست اورد
انهاست ...انگلستان هنوز بنا بر شواهدی مستند بایست تمام قد برای
هر حرکت نظامی امریکا در هر نقطه جهان حتی امریکای مرکزی و جنوبی ان
بمدد امریکا برود وگرنه امریکا بدون انگلستان کاری نمیکند ٬ چرخش ۱۸۰ درجه ایی
انگلستان بعد از انتخاب تونی بلیر و اوایل دولت اقای خاتمی اتفاق افتاد و ربطی
باحمدی نژاد نداشته و ندارد و تونی بلیر هر گز همراه و همگام جک استرا
در مورد ایران نبود و بالاخره هم ایشان را کنار زدند و خانم بکت که
بی عرضه ترین و ناتوان ترین وزیر امور خارجه چند ده اخیر انگلستانست را جانشین ان مرد فهمیده کرد تا کار کاندی رایس
و سیاست های تندترش در باره ایران بثمر بنشیند ...چرا بلیر در مطبوعات غرب
بپودل !!بوش مفتخر شده و ککش هم ازین تهمت نمیگزد !!؟ طولانی شد مثل همیشه اما
اقای عبدی ان داستان چی فکر میکردم و چی شد ؟ در باب بوش و بلیر
در اشغال عراق اتفاق افتاده ان حکومت سکولار ضد ایرانی و نجفش ضد حوضه قم
و لبه تیغ تیز حضورش در شرق ایران بایجا ختم شده که نخست وزیرانش اول
بایران میایند !!ایا میدانید مطبوعات معروف امریکا که مخالف بوش هستند
از ماچ و بوسه مالکی و احمدی نژاد چه تبلیغاتی علیه بوش راه انداخته اند !؟ خوب
اشتباه دوست محترمتان اکرمی در اینجاست که بوش را کله شق و خود رای
و مستبد میداند و گزیده اخیرش در عراق را دلیل بر ان ...خیر اینگونه نیست
و در تصمیم گیری اخیرش اگر یک دلیل بخواهید تحویل صدام !!بسرعت بمالکی
و اعدام شتاب گونه و انتقام جویانه اش (لا اقل برای مقتدا صدر ) و راضی کردن
مقتدا بهمراهی و کمک بامداد رسانی ساختن بغداد و ....اعدام صدام مرحله
بسیار سر نوشت سازی بود که انجام شده و دیگر شبح بازگشتش در دل
بسیاری نیست و تمام شد ...
.......................
عبدی:
دوست عزیز اجازه بدهید نکته ای روانشناسانه را در باره شما عرض کنم.
شما در تمام کامنتهای خود معتقدید که این خطر وجود ندارد و ما بی خودی داریم این حرفها را می زنیم.تا اینجای بحث اشکالی نیست.اما شما علی رغم این که با قاطعیت و طبعا به نظر خوتان مستدل این عقیده را بیان می کنید در عین حال ناراحت هستید که چرا بنده این دیدگاه را که خطر در گیری وجو دارد را منتشر می کنم.نکته روانشناسی شما این جاست که فارغ از آن قاطعیت تان در ضمیر یا ناخودآگاه خود هم موافق دیگرانی هستید که خطر را جدی می دانند.چرا؟برای این که اگر شما در عقیده خود راسخ بودید باید از بیان این دیدگاهها استقبال می کردید تا فرصت لازم برای نقد آن از سوی شما فراهم شود و با استدلالهای محکم خود آن را رد کرده و خوانندگان را همرای خود کنید.آیا از این حالت چیزی بهتر برای شما می تواند به وجود آید که در سایتی چون "آینده" مفت و مجانی عقیده ای را که فکر می کنید کاملا غلط است را نقد ورد کنید؟
اما من بر خلاف این تصور از انتشار مطالبی که شما صد بار دیگر هم در رد این دیدگاه مطلب بنویسد خسته نمی شوم چون خواننده را به قضاوت در باره دو دیدگاه فرا می خوانم.
پس معلوم شد که ریش و قیچی دست شما هم هست!!
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۲۹ بֽظֽ | Reply
علی :
با سلام و تشکر از بحث مفید آقای اکرمی
در رابطه با همین موضوع با اهمیت، نکاتی را عرض میکنم که قرار دادن انها در کنار یکدیگر ممکن است ابهامات سیاستهای تصمیم سازان کشور را کمی روشن سازد:
1- پس از انتخابات اخیر در آمریکا طیف حاکم بر دولت ایران با ابراز شادمانی این اتفاق را نشانه پیروزی راهبردهایشان دانستند در صورتیکه اولا اگر تیم جرج بوش کرسی ریاست جمهوری در انتخابات 2008 را از دست رفته ببینند، دیگر جانب احتیاط را کنار گذاشته و بدون ترس از عواقب اقدامات جدی ،خود را یک قدم به طرح خاورمیانه بزرگ نزدیک تر خواهند کرد . ثانیا سخنرانی تند هیلاری کلینتون در لابی صهیونیستی "آیپک" علیه ایران از دلایل رد این شادمانیست.
2- رزمایش های موشکی پی در پی در منطقه خلیج فارس ناشی از وجود احتمال تقریبا قوی برخورد درذهن فرماندهان نظامی است.
3- نامه سرگشاده ژنرال های سابق ارتش آمریکاو هشدار در مورد حمله احتمالی به ایران و در خواست پا در میانی از تونی بلر، نشانه مشاهده عزم جدی تیم بوش حداقل برای نمایش قدرتی محدود است.
4- وقتی این اظهار نظر رییس دولت را که میفرمایند" اگر ناوهای هواپیما بر را از خلیج فارس ببرند نگران کننده است و آوردن آنها نگران کننده نیست "را میشنویم شاید اولین نتیجه ای که به ذهن خطور میکند همین جمله آقای اکرمی باشد :آیا عده ای میخواهند یکبار برای همیشه مساله احتمال برخورد با امریکا را با ایجاد این برخورد حل نمایند؟
5- عدم آزادی دیپلمات های دستگیر شده ایرانی در اربیل تا کنون باز هم عزم جدی امریکاییان را برای روشن کردن تکلیلفشان حداقل در عراق به نمایش میگذارد.
6- به باور اکثر صاحبنظران، سال آینده وضعیت اقتصادی نامناسبی در کشور بروز خواهد کرد و این یک خطر عمده برای شعار های پوپولیستی رییس دولت است.از اینرو شاید درگیری محدود برای رفع اثرات سوء اقتصادی مفید باشد.
با همه این اوصاف احتمال اتخاذ گزینه ای منطقی توسط حکومت بدلیل وجود افراد منطقی در سطوح بالای تصمیم گیری(البته بدون دریافت هیچ امتیازی)،وجود دارد.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۴۳ بֽظֽ | Reply
داريوش سجادی :
جناب آقای عبدی
البته از آنجا که بنده نيز در ايالات متحده آمريکا زندگی می کنم مايلم به عرض برسانم اين داستان نصب پرچم را تاکنون که مشاهده نکرده ام
البته با اين حرف نمی خواهم مدعی وضعيت مساعد برای چالش موجود ميان ايران و آمريکا شوم کمااينکه پيشتر نيز طی دو مقاله بلوف:
http://www.sokhan.info/Farsi/Bluff.htm
و شجاعت ترس:
http://www.sokhan.info/Farsi/Goril.htm
تحليل وضعيت بحرانی موجود را ارائه داده ام
اما واقعيت آن است که در حال حاضر اگر بتوان شور و جنبشی نزد شهروندان آمريکائی ديد اين شور و جنبش متوجه برگزاری جشنواره سينمائی اسکار و گمانه زنی پيرامون مدل لبای سوپر استارهای آن است تا تعقيب مسائل سياسی و نظامی آمريکا در خاور ميانه !!!!!
اين واقعيتی است هر اندازه تلخ اما عريان که افکار عمومی در آمريکا را رسانه ها بر اساس منافع تجاری و سياسی مراکز قدرت هدايت می کنند و فعلاً نيز ظاهراً اسکار برای ايشان مهم تر از خاورميانه است اما قطعاً زمانی که نوبت به جنگ هم برسد مطمئن بايدبود در مدت کوتاهی همان افکار عمومی اسکارزده را يک شبه جنگ زده خواهند کرد
.......................
عبدی:
البته تذکر شما کاملا بجاست .این نگرانی هم بر اساس آن گفته نبود چرا که دهها شاهد روشن دارد که به آن مورد نیازی نیست اما به عنوان حتی یک قرینه هم برای جلب حساسیت خوب است ضمن این که آمریکا در هر ایالتش فرهنگ و گرایشهای متنوعی وجود دارد که ممکن است متفاوت با هم باشند.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۳ بֽظֽ | Reply
امید :
با تشکر از شما و میهمان عزیزتان
لذت بردم. نه از لمس وضعیت اسفبار انتحاری ناخواسته ی یک ملت دیگر بعد از آلمان و عراق, بلکه از رشد و توانمندی روشنفکران نهفته در دل خاک کشورم , بعنوان تنها نقطه ی امید
تنها در مقام تشکر از نویسنده و آقای عبدی که تمام محذوراتشان را با گوشت و پوست لمس و درک میکنیم همانطور که پیام میهمانشان را ! هر چند با هم مغایر است!!و..... , ولی اجازه دهید تاکید کنم که با تمام محذورات ؛ علاج واقعه , قبل از وقوع باید کرد.
.......................
عبدی:
از حذفیات پوزش می خواهم.تکرار نشود برای من و خود شما راحت تر است.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۲۴ بֽظֽ | Reply
امید :
چشم
تلاش میکنم؛ ولی اگر موفق نبودم, شما مختارید.( از جانب من)
چون هدف از ارسال نظر, نزدیک شدن به دیدگاههای یکدیگر و رسیدن به یک راه حل جمعیست در مقابل مشکلات موجود, نه چیز دیگر
فکر میکنم همه انسانیم با خصوصیات مشترک و بالطبع خواستها
یکی از کامنت گذارها سوال داشتند که راه حل چیست؟ البته این مطلب را بسیاری میپرسند . اگر اجازه دهید نظر خود را در این مورد بیان کنم:
راه حل های گوناگونی وجود دارد که هر کدام مزیتها , معایب , محدویتها, ... خاص خود را دارد. یکی از بهترین راه حل ها , از اجماع بی قید و شرط در مورد وجود مشکل سر بر خواهد آورد!!
ولی تا آن موقع , راه حل ها زیر در فکرها موجود میباشد.
1- ایجاد مشارکت واقعی بین تمام مردم ایران, هر چند در ابتدا محدود باشد.
2- بجای انجام انتهار , تن دادن دولت , به یک رفراندم آزاد و پیروی از خواست مردم
3-تلاش برای ایجاد احزاب منتقد دولت و وفادار به اصلاح
4-...
5-....
ولی باز معتقدم راه حل درست از راه گفتگوی سالم و سازنده بیرون خواهد آمد و گرنه مجبور به تن دادن به راه حلهای کور خواهیم بود.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۳۰ بֽظֽ | Reply
بهمن :
جناب آقاي مهندس عبدي:
براي اطلاع مسئولين محترم به اطلاع ميرسانم بر خلاف نظرآقاي ريئس جمهور خطر فوق العاده جدي است.لذا جهت تصميم گيري صحيح خوب است بدانيم:
1-بنظر من موضوع غني سازي طرحي است كه عملا ما را از دانش هسته ائي جدا كرده است.
2-محور تبليغات اين است كه وقتي كشوري نيروگاه هسته ائي ندارد و براي تنها نيروگاه خود كه معلوم نيست كي راه مي افتد سوخت خريده است، غني سازي چه معنائي دارد؟
3- همچنین در موردآب سنگين می گویند ، كشوري كه نه نيروگاه آب سبك و نه نيروگاه آب سنگين دارد، توليد آب سنگين را براي چه ميخواهد؟
4...........
5-اگر نيروگاه بوشهر راه ميافتاد و براي چند نيروگاه ديگر هم قرار داد داشتيم شايد ميشد استدلالي كرد ولي در شرايط حاضر در مقابل اين تبليغات حرفي داشتيم ولي متا سفانه اکنون چه مي شود گفت.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۴۷ بֽظֽ | Reply
آشنا :
بعید بنظر میرسد که کسی متوجه تهدید نباشد و یا آنرا در حد خود تحلیل نکند ، با توجه به جمیع شرایط شاید عده ای سودی نهفته ای را در این بازی موش و گربه میبینند که به آن مبادرت میکنند و یا شاید نمیخواهند به اصطلاح دست خود را رو کنند.
در هر حال این بازی خطرناکی است با وسعت عملیاتی بالا و پارامترهای منطقه ای متنوع که مقاصد طرفین با چند حرف و عمل پراکنده و از هر گوشه روشن نمیشود و هر گونه خطای محاسبه کار دست همه خواهد داد.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۱۷ بֽظֽ | Reply
آریا :
با سلام
آقای اکرمی این مطلب را در وبلاگشان منتشر کرده اند و من نفهمیدم چرا مجدداً در اینجا تجدید شده است .
.....................
عبدی:
آقای اکرمی توضیح دهند چون این کار را در "آینده" انجام نمی دهم .
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۰۲ بֽظֽ | Reply
:
اقای عبدی ...واقعا ممنونم کمی راحت تر وورک و راست تر مرا برانداز کردید !!!جناب عبدی
این قیاس مع الفارق شما که عقیده شما یکطرف و عقیده کریم !!مقابلش و داوری دیگر خوانندگان
اصلست ٬ واضحتر اینکه مثلا امام خمینی در ورودش بتهران و ان جنب و جوش و جمعیت
را مقابل ورود یک مسافر معمولی ....خیلی که چه عرض کنم زیاد بی انصافی میکنید اگر
نظر سنجی بین اسم ما دو در ایران صورت گیرد احیانا بیش از ۹۰ در صد قشر با سواد
ایران بگونه ایی شما را میشناسند اما بنده را جز اهل فامیل و دیگر هیچ ....اقا دلنگرانی مرا بخوبی
حدث زده اید بنده دلنگران ایرانم یعنی دلنگران خودم هستم که بدون وطن نشوم دلنگران
هر سطر از تشویش گران با تقصیر و بی تقصیر هستم ....دلنگران نوشته های عبدی هستم که
در واشنگتن و لندن گوشهای زیادی از نخبگان سیاست بدهانش و قلمش اماده بهره برداری
بر علیه ایران بیتقصیر دارند ...عبدی خان هر گز از شوروی و هیبت غول اسایش بر علیه ایران
نترسیدم اما ترکیب امریکا / انگلیس با تدبیر و اندیشه دهی یهودیان دنیا دار !!و دنیا دیده
بر علیه ایران سخت نگرانم کرده خودتان را کوچک جلوه ندهید و تعارف شاه عبدل عبدا لعضیمی را هم کنار بگزارید مسئله خاک پکپارچه ایران مطرحست و میلیون میلیون
جوان و پیر خونشان را در طول تاریخ بخاطرش بر زمین ریخته اند...توان من خسته دل
بیش از این نیست ایمیل و فکس و تلفن مدام من بمطبوعات بدولتها اثرش قطره در اقیانونست
اما یک خط نوشته شما برای هر مسئولی در داخل و خارج یک تلنگرست بجثه کوچک و بزرگ انها
دریغ و صد افسوس که این همه سفارت خانه های ایرانی و نانخورانشان !!یک ایمیل یک شکایت
یک تذکر بروزنامه زهر پراکن محلی اشان هم نمی نویسند ٬ اما بنده بعد از هشت ساعت کار
انهم در مرز شصت سالگی خسته و کوفته بصد جهت جوابیه بنویسم ..انصاف نیست پناهنده
فراری از دست همین اقتدار گرایان و تمامیت خواهان بخاطر ایران و قدمت ادامه دارش
با ده نام ساختگی هی بنویسم و شما را بر خلاف عقیده ام ( انشا الله که اشتباه بکنم )در این مقطع حساس
در کنار خود نبینم که در مقابل ۰ مباد
.......................
عبدی:
از لطف شما ممنون.درست است که مرا بیشتر می شناسند.اما قرار نیست که حرفها بر حسب میزان شناخت اعتبار داشته باشد که اگر چنین بود مسئولین فعلی همه اند آن هم صد برابر امثال بنده.تردیدی ندارم که خوانندگان این سایت اگر هم تعلق خاطری به من داشته باشند به دلیل استدلالهای ارائه شده است و نه صرف شهرت.بنا براین شما می توانید استدلالهای خود را مطرح کنید قطعا نه تنها خوانندگان بلکه بنده هم متاثر می شوم حتی اگر غرور و خود خواهی مجالی برای بیان آشکار آن نگذارد.
ضمنا اگر شما معتقدید که اتفاقی نمی افتد دیگر چه نگرانی از خطر برای کشور دارید.آنان که تاکید بر خطر حمله دارند نگران هستند و اگر شما هم نگران شدید که هستید پس بهتر است انتقاد خودمان را با هم متوجه کسانی کنیم که دارند کشور را به این سو می برند.ما از امریکا و انگلیس و امثالهم انتظاری نداریم اما از خودمان که باید داشته باشیم.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۰۴ بֽظֽ | Reply
:
با اظهارات اقای سجادی اشنایم ٬ اما ایشان توضیح ندادند
که مردم کشور پیشرفته امریکا را چگونه با افراد قبیله زولو افریقا مقایسه کرده اند !؟ اینکه
کلان مطبوعات امریکا ظرف یک شب جهت افکار عموم را بهر طرفی بخواهند میکشند ...بعید است
از اقای سجادی واقعا بعید است اینکه اسکار این روزها سرخط است مثل سوپر بال دیروز
که ۹۰ میلیون تماشاگر در خاک امریکا داشت با توجه باینکه سی ان ان در هنگام پخش مستقیم
واقعه یازده سپتامبر با ۲۹ میلیون بیننده برکورد باور نکردنی برای چانال خبری دست یافت
خیر اقای سجادی سی ان ان و بخصوص خبر نگار یهودی تبارش ولف - بلیتزر با تمام کوشش
و همتش نتوانسته و اقرار هم کرده که مردم امریکا اصلا و ابدا توان و حوصله در گیری جدید
را ندارند انهم با کشوری سه برابر وسعت و جمعیت عراق ...این ها واقعیاتست
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۱۹ بֽظֽ | Reply
:
سلام آقاي عبدي
آقاي عبدي متاسفم كه مطلبي غير مرتبط در اينجا درج مي كنم ولي مدتي بود كه مي خواستم اين مطالب را به شما يا يكي از همفكران اصلاح طلبتان بگويم كه اينجا را بهترين مكان و ديوار شما را كوتاه ترين يافتم اگر امكان درج و پاسخگويي هست مضايقه نكنيد:
....................
عبدی:
سوال شما را درج نمی کنم اما نه از حیث آن که خوشم نمی آید بلکه مشکل ساز است.اما در عوض فردا در باره یک کامنت توضیح می دهم که پاسخ شما هم آنجا ارائه می شود.
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply
:
با تما م ترس
وضعیت اسفبار انتحاری و ناخواسته ی ملت ما
تنها به تصمیم گیری مسو و لین کشو ر ما و شعار های پوپولیستی رییس دولت باز نمیگردد
وشا ید سرنوشت حکومت عراق بهترین مثا ل است . پس تصور حمله .احتمالا منطقي ترين گزينه است .امالازم است قبل از هر چیز دیگر
مو ضو ع د عوا روشن شود . تکلیف بحث ر و شن شود. از چه چیزی بگزریم امریکا د ست ازسر ما برمی دار د !! انقلاب !! ولی اجازه دهید تاکید کنم که هیچ گاه.آقای عبدی، سیا ست یک فر ایند بلند مدت است.برای امتیاز گیری. منافع ملی ایران مهمتر است ؟
۱۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۴۴ بֽظֽ | Reply
:
نكته اي كه ممكن است در درك رفتار كاخ سفيد در برخوردهاي اخير با ايران بر سر مساله عراق و اتهاماتي كه متوجه ايران مي كند -جداي از درستي يا نا درستي آنها - مهم و روشنگر باشد اين است
در صورتي كه كاخ سفيد در انجام رساندن ماموريت در عراق كه براي آن از كنگره مجوز دارد مجبور به درگيري با هر كشور ثالثي شود بهر شكل نياز به مجوز جديد از كنگره نخواهد داشت . در نتيجه اثبات دخالت ايران در عراق مجوز حمله به ايران را در اختيار بوش قرار مي دهد هر چند اكثريت دموكرات كنگره قاطعانه مخالف برخورد نظامي بر سر برنامه هسته اي ايران باشد.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۱۰ قֽظֽ | Reply
بهمن :
پرونده هسته ائي از شعار تا واقعيت
ماجراي واقعي پرونده هسته ائي چيست؟ آيا واقعا اين موضوع در راستاي محروم كردن ايران از انرژي هسته ائي صورت گرفته؟ آيا غني سازي همان دستيابي به انرژي هسته ائي است؟ آيا به تعبير آقاي رئيس جمهور تا به حال خسارتي پرداخت نشده است و آيا احتمال پرداخت اين خسارت وجود دارد؟ و آيا هر بحراني تا مرز پرداخت خسارت بايد پيگيري شود؟ بنظر ميرسد همانطور كه انرژي هسته ائي حق مسلم ما است پاسخ به اين سوالات هم ميتواند جزئي از حقوق ملت باشد. و حدا قل بدانند كه اگر هزينه ائي ميدهند و يا نميدهند از باب چيست. تمام افاضات مسئولان نيز اين حق را تائيد و تكريم مي كنند و ما هم با اتكا بر اين سياست به آن مي پردازيم.
......................
عبدی:
مقاله خوب شما را فعلا نمی توانم در سایت قرار دهم .حتما شما هم دلیل آن را می دانید.البته اگر فرصتی پیش آمد با مقداری ویرایش استفاده خواهد شد.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۵۳ قֽظֽ | Reply
mehdi :
salam aghaye abdi .inke mardome keshvare ma vakonesh neshon nemidan 2 elat daarad yeki bekhatere inke etela rasanie shafaf vojod nadarad dar omome mardom dovomish inke onaei ke ham midonan shayad ye arezo barashon bashe ke in nezam az bein bere va residan be in arezo barashon gheire momken be nazar miresad pas bikhial mishan
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۲۶ قֽظֽ | Reply
سعید :
با سلام
به دوستان پیشنهاد می کنم که قبل از هر نوع قضاوت در مورد در گیری نظامی با امریکا و هم چنین برداشت های مختلف از اختلافات دو حزب جمهوری خواه و دمو کرات در مورد ایران،و حتی اختلافات درون حزبی هر کدام از این احزاب،به مطالعه کتاب( زندگی من )نو شته آقای بیل کلینتون مراجعه کنند.آنجا هنگامی که کو چکترین احساس خطرو اقعی نسبت به امنیت انها هویدا شود اختلافات حزبی را در مواقع حساس تصمیم گیری به کناری می نهند و بیشتر مواقع تصمیم گیر نهائی شخص رئیس جمهور خواهد بود.انها مثل ما به خاطر منافع شخصی کفن نمی پو شند تا منافع ملی را به باد دهند.به این اختلافات جزئی دو حزب در مورد ایران هم زیاد گوش ند هیدو تو جه شما را به سخنان اخیر خانم هیلاری کلینتون جلب میکنم که به احتمال قوی برنده انتخابات اینده امریکا خواهد شد. وی نیز هر نو ع گزینه ای را برای برخورد با ایران مجاز می داند.به نظر میرسد که اینجا داستان کسی نیست که خود را به خواب زده است بلکه با ز هم من را یاد داستان ان ادم غار نشین و هدیه و درک مفهوم مالکیت می اندازد.در حالی که همه شواهد از تصمیم امریکا به درگیری نظامی حکایت میکند،دوستان با کمال ارامش انکار میکنند.خدا عاقبت مارا ختم به خیر گرداند.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۱۸ بֽظֽ | Reply
مهدی م :
(سلام آقای عبدی، البته سایت شما مکانی برای ارائه مسایل تحلیلی است. با این وجود چند سطری را که شاید احساسی باشد قلمی کرده ام و برایتان ارسال می دارم. تا در صورت صلاح دید به عنوان نگاه مهمان در این ایام سالگرد انقلاب منتشر کنید.)
....................
عبدی:
سعی می کنم منتشر کنم.ضمنا قبلا جائی کار نشده باشد.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۱۹ بֽظֽ | Reply
ابراهیم :
خیلی از مقامات کشور های درگیر در پرونده ایران و همچنین صاحبنظران از لزوم در پیش گرفتن روشی حرف میزنند که به نتیجه برد برد ختم شود و این حرف را با عباراتی چون مرضی الطرفین و جامع الاطراف و ... بیان میکنند . اما به نظر من چنین روشی نمیتواند وجود داشته باشد ( 99 به احتمال %) . چون بحران ایران دو طرف ندارد بلکه چهار و بیشتر طرف دارد . وآنها عبارتند از آمریکا و دارو دسته اش ، حکومت ایران ، مردم ایران و سایر کشور های ذینفع
...................
عبدی:
شاید مطلبی بنویسم در باره این که ،آیامی توان ما نع جنگ شد؟ در آنجا توضیح خواهم داد که برای جلوگیری از بروز این احتمال باید به ساختار بازی طرفین نگریست و ساختار کنونی بی تردید در جهت تشدید این احتمال است و برای جلو گیری باید ساخت بازی را تغییر داد.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۰۳ بֽظֽ | Reply
یهودی سرگردان :
جناب عبدی باعرض سلام،فرمایش شما راجع به گرایشهای متنوع در ایالات آمریکا بسیار درست است.برای مثال در هاوایی مردم اهمیت چندانی به مراسم اسکار نمیدهند و با وجود ایینکه زندگی بسیار آرام است و کسی اهمّیت چندانی به سیاست نمیدهد،با این حال همه از درگیری بین ایران و آمریکا حرف میزنند،من به خاطر کارم با توریستهایی که از نقاط مختلف آمریکا و یا دیگر کشورها هستند زیاد برخورد میکنم و تقریباً همه آنها بعد از اینکه میفهمند ایرانی هستم برخورد آمریکا و ایران را قطعی میدانند.نظر شخصی من این است که مردم جنوب ایالت کالیفرنیا خصوصاً لوس آنجلس بسیار غیر سیاسی هستند و این غیرسیاسی بودن به خارجیان نیز سرایت کرده است،برای مقایسه میتوان مثلاً به دانشگاه یو.سی.ال.اٍ. در جنوب کالیفرنیا و یو.سی.برکلی در شمال کالیفرنیا نگاه کرد و در مورد خارجیان ،میتوان تفاوت ایرانیان لوس آنجلس با ایرانیان دیگر نقاط آمریکا را دید.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۱۳ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدي عزيز سلام!
بعد از تصويب قطعنامه 1737شرايط بازي را ديگر ما تعيين نمي كنيم.متغيرهاي بيروني شرايط جديد را به ما تحميل مي كنند.به عبارت ديگر به تمام معني امکان تصميم از دست تصميم گيران اصلي در كشور گرفته شده است.همين طور كه پيش از اين هم نوشتم دقيقه نود به شكل معما گونه اي گم شده يا از شرايط بازي حذف شده است.حوادث به گونه اي ناباورانه بدون اراده تصميم گيران از بيرون تحميل مي شود و مثل يك ناظر بي طرف!در حال تماشاي آن هستند.انگار دچار شب كوري شده اند و هيچ چيز را نمي توانند به رنگ واقعي آن ببينند!يادم مي آيد در دوران كودكي پدربزرگ كشاورزي داشتم كه تابستانها را با او در روستا مي گذراندم.وقت درو كردن گندم شرايط جوي را با نگاهي به آسمان و مدد از تجربه پيش بيني مي كرد بگونه اي كه وقتي گندمها درو مي شد تازه سرو كله ابرهاي باران زا پيدا مي شد.وقت درو آسمان صاف صاف بود ولي پدر بزرگ خوب مي دانست كه اين آسمان صاف حتي بدون لكه اي ابر تا دو هفته بعد حتما خواهد باريد پس تكليف گندم ها را روشن مي كرد.
متاسفانه ديگر پدر بزرگي نيست كه پيشاپيش هجوم ابرهاي تيره و طوفاني را پيش بيني كند.پند و اندرز نوه هاي پدربزرگ را هم گوش شنوايي نيست.پس دلخوش به همين گوشه خانه مجازي و دنج جناب عبدي عزيزهستيم كه اميدوارم تا هميشه برقرار باشد. پدر بزرگ من سالهاست كه عمرش را داده است به شما!
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۱۸ بֽظֽ | Reply
:
می دانید به نظر من در جهت گیری های هر کشوری اقلیت خلاق بسیار مژثر و بلکه تعیین کننده است متاسفانه در ایران اقلیت خلاق یا بسیار ضعیف است و یا حضوری کم رنگ دارد. پس نمی توان انتظار داشت که بتوان با سیاست های نابخردانه موجود مقابله کرد. آقای عبدی من تا یک سال پیش دانشجو یک دانشگاه معتبر دولتی بودم و در بین دانشجویان تحرکی وجود نداشت. دانشجویان که بخشی از آنها اقلیت خلاق را می سازند هیچ گونه فعالیتی ندارند. به نظر من باید حرکت را از دانشگاه ها شروع کرد ولی نه به شکلی که فقط 20 نفر هزینه های اولیه را بدهند.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۷ بֽظֽ | Reply
hamid :
متاسفانه باید گفت که در کشور ما روابط همواره بر ضوابط مقدم بوده و شایسته سالاری در حد شعار میباشد .مسئولین شعار های قشنگی میدهند ولی در اصل به اعتقاد اینجانب مردمدر گمراهی قرار داده می شوند مگر انتقاد ما به حکومت پهلوی این نبود که فامیل شاه همه در حکومت نقش داشتند پس چرا خود این کار را میکنیم.
2-مردم را به خودی و غیر خودی تقسیم بندی میکنیم تا یک نفر حرفی خلاف نظر ما گفت فورا او را دشمن قلمداد میکنیم واصلا کاری نداریم که آن حرف درست است یا نادرست.آدم یاد صحبتهای جرج بوش بعد از واقعه 11 سپتامبر می افتد که گفت کشورهای جهان یا با ما هستند یا علیه ، ولی لااقل در کشورش مخالفان برای ابراز عقیده آزادند.همین تازگی تظاهرات عظیم مخالفان ضد جنگ را در آمریکا دیدیم.حال اگر عین همین تظاهرات در ایران برگزار میشد و مخالفان میگفتند آقای رییس جمهور انرژی هسته ای حق ماست درست ولی مسکن هم حق ماست مایحتاج عمومی هم حق ماست کجای دنیا سراغ دارید که قیمت مسکن و اجاره بهادر عرض یکسال یا جندماه دو برابر شود و دولت دست روی دست بگذارد و نظاره گر باشد. کجای دنیا سراغ دارید که در مجلس یک کشور از رییس جمهور در باره گرانی بی سابقه سئوال شود و رییس جمهور در جواب بجای توضییح بگوید از فروشگاههای محل ما خرید کنید ، سئوال اینست که آیا رییس جمهور نمایندگان محترم مردم را به مسخره گرفته است یا فکر می کند مردم نفهمند .
در انتها باید بگویم وقتی آب هست تیمم باطل است .وقتی مسائل اساسی ملت که رابطه مستقیم با زنده ماندن و حیاط آنهادارد کماکان لاینحل باقی مانده پرداختن به مسائل فرعی بی مورد است .
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۵۳ بֽظֽ | Reply
farshad :
آن كفش هاي بندي آقاي رييس جمهور كجاست چرا ديگر نمي خواهد خم شود و بند كفشش را ببندد و قول خودش احساس غرور در ايشان پيدا نشود(گفته هاي ايشاندر دوره تبليغات انتخاباتي بخش خبري شبكه 2 ) ولي حالا حتي شاهد هستيم حتي در همان شبكه هم حاضر نمي شود و انتظار دارد كه برنامه تلويزيون به محل رياست جمهوري برود.
اين هم سادگي از نوع جديدش هست
البته ايشان در همان برنامه با مبل و كفش بر روي فرش حاضر شده بود را نشانه چه بايد ناميد ،لابد خود ايشان بايد جواب بدهند البته ااشكال نداره چون ايشان ساده زيست هستند
اين را اضافه كنم كه اگر برخي كارهاي ايشان را روساي جمهور قبلي انجام ميدادند از مراكز مذهبي وا محمدا وا مصيبتا و تحصن امان نمي دادند و تلويزيون هم آنها را پخش مي كرد نظير حضور رييس جمهر در افتتاحيه بازيهاي آسيايي،حضور مشايي در مجلس آنچناني تركيه،حكم رييس جمهور براي حضور زنان دز ورزشگاههاو...........
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۵۶ بֽظֽ | Reply
Mohammad :
دولت فعلي فوق العاده انتقادناپذير است و بقولي شورش را درآورده و بدتر از آن اينكه بيش از حد مظلوم نمايي ميكند و با چسباندن خود به عده اي نظير شهيد رجايي به دنبال كسب وجهه است. از اين گذشته به نظر من بزرگترين انتقادي كه به دولت فعلي وارد است قدرناشناسي ايشان به ويژه شخص رئيس جمهور است. زير سوال بردن خدمات دولتهاي قبلي بخصوص دولت آقاي خاتمي و از طرفي بهره برداري از بسياري از پروژه هايي كه كلنگش در دولت قبلي زده شد واقعا تعجب برانگيز است. دولت فعلي تمام پيشرفتهاي اقتصادي‘ عمراني‘ اجتماعي و ... را ( با نفت 60 دلاري) به خود اختصاص ميدهد و زمانيكه مثلا بحث گراني مسكن پيش مي آيد آنرا منتسب به دولت قبل ميداند. ضعف فاحش ديگر دولت فعلي عدم استفاده از مهره هاي كارآمد در پستهاي كليدي كشور است.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۰۲ بֽظֽ | Reply
ahmad ahmadi :
با سلام خدمت جناب عبدی حقیر به جد و به دلایل ذیل معتقدم امریکا حتی فکر حمله به ایران را در مخیله اش ندارد مگر اینکه 1- با وجود اقایان بر اریکه قدرت و اظهار نظرهای قلدر ماابانه. امریکا ایران را برای شیوخ بزدل کشورهای خلیج فارس بعنوان خطر جدی مطرح و سود سر شاری از فروش تسلیحات و تجهیزات برده و با حضور نیروهایش در منطقه هزینه ای مضاعف بر دوش انان نهاده که در صورت نبود اقایان از این درامدها بی بهره خواهد شد. 2- با ایجاد تحریمهابسیاری از واردات که در بسیاری موارد چه نظامی و چه محصولات دیگر امریکاییست مانند قطعات بوئینگ را با واسطه به چندین برابر قیمت واقعی به ایران فروخته و سود سرشاری نسیبشان مینماید. 3-با وجود شخصیتهای چون رئیس جمهور و اظهار نظرهای برجسته شان با توجیه افکار عمومی مردم امریکا بر لزوم ادامه حضور فیزیکی در عراق و افغانستان تاکید و از کنگره امریکا بودجه های مورد نظرش را اخذ مینماید. و دلایل بسیاری که در اینجا مجال توضیح انها نیست. اما ادبیات اقایان در برهه کنونی این نکته را به ذهن متبادر میکند که زیاد هم بی میل نیستند که تهاجمی هرچند محدود صورت گیرد تا ان را چماقی کرده و با فرود اوردن ان بر سر مردم حداقل بهانه ای برای توجینا توانی خودشان در مهار تورم داشته . و فقط در صورتیکه امریکا احساس کند در افکار عمومی جهانیان تحقیر شده دست به حمله خواهد زد یا علی خدا نگهدارتان.
۱۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۱۴ بֽظֽ | Reply
حمید :
با نظر دوستمان آقای نیما موافقم که این استدلال که "اگر در مسئله ی اتمی کوتاه بیاییم، فردا یک چیز دیگر را بامبول میکنند، پس بهتر است کوتاه نیاییم" دارد توجیهی میشود برای لجاجت و سرسختی بی مورد. استدلال خطرناکی است که کشور را میتواند به لبه پرتگاه ببرد. هر کدام از این درگیریها و اختلافات احتمالی، باید جداگانه و در شرایط زمانی خودش بررسی و حلّ بشود. منطقی نیست که الان تمام درها را ببندیم به بهانه اینکه روزی روزگاری، ممکن است در مسائل دیگر به ما گیر بدهند.
گذشته از اینها؛ از کی تا حالا آقایان اینقدر سیاستمدار و آینده نگر شده اند که با یک تیر میخواهند بیست و پنج تا نشان بزنند و تمام مشکلات احتمالی سیاست خارجیمان، در حال و آینده را با یک ضربت مسلم بودن انرژی هسته ای حلّ کنند؟
۲۰ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۱۹ قֽظֽ | Reply
Ali :
salam jenabe aghaye Abdi, man ye soale az khode shoma daram ke lotf konin rok befarmaid. be nazare shoma aghebate jariane Iran va Amrika be koja mianjamad?
.....................
عبدی:
ادامه این روند تقابل است .مگر آن که ساختار این بازی تغییر کند.
۲۰ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۰۴ قֽظֽ | Reply
امیر :
به یکی که باید جریمه شود، میگویند: یا 10 کیلو پیاز بخور، یا 100 ضربه شلاق، یا جریمه نقدی بده.
اول میگوید؛ پیاز را میخورم، 5 کیلو میخورد، میبیند نمیتواند بقیه را بخورد میگوید؛ شلاق بزنید، 70 ضربه شلاق میخورد، دردش میآید میگوید؛ همان جریمه نقدی را میدهم!
نمیدانم چرا مدیران ما وقتی هم میخواهند جریمهای را انتخاب کنند و از جیب مردم، آن را بدهند، کاری میکنند که همه جریمهها را بدهند!
۲۰ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۴۹ قֽظֽ | Reply
دانش آموز :
آقا ، این چه حرفی است؟!
ویتگنشتاین، هم برای وطنش جنگید و اتفاقا مدال شجاعت هم گرفت، چون در فرار جوخه خودش، ماند و فرار نکرد و اسیر ایتالیایی ها شد،
اما همان رساله منطقی فلسفی اش را در دوران جنگ و اسارت، نوشت . طوری که هیچ فیلسوف غارنشینی نمی توانست با آن رقابت کند، در نگاه آرام و دقیق و گفتار موجز و سخن چون در، به مساله.
حساب جنگ و سیاست از حساب اندیشه و بحث منطقی جداست
و تا جاییکه به وطن پرستی هم مربوط می شود، اتفاقا چیزی که مهمترین دشمن هر کشور است، همین استدلال های فله ای و آمیخته با هیجان و دلهره است. : "نگاه کنید منو! من خیلی نگران کشورم هستم، پس درست می گم"
۲۰ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۱۰ قֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی امروز اخبار دلگرم کننده شد و خانم خبرنگار سی ان ان مسئول پنتاگون بطور
غیر مترقبه در اول اخبار از قول اقای گیتز جانشین رامزفلد کفت موشک های ازمایشی ایران
اهدایی روسیه !!( هفت صد میلیون دلار قیمت پرداخته شده )خطری برای امریکا نیست و همانطور
که در مقابل کمیته سنا گفتم هیچ برنامه نظامی بر علیه ایران نداریم و این را وزارت خارجه
و سخنگوی کاخ سفید هم اذعان دارند ...خانم خبر نگار اضافه کرد کلمات تندی که از هر دو
طرف ظرف دو هفته اخیر رد و بدل شده این گمان را برای کارشناسان امریکایی روشن کرده
که امکان میس کل کیولیشن مقامات ایرانی شود و دست بعملیاتی غیر قابل پیش گیری
بزنند و مهار کار از دست برود ....البته فیلم سخنرانی اقای خامنه ایی را هم نشان دادند که
قسمت اگر امریکا موشک پرانی کند بهمه منافع امریکا در دنیا حمله خواهیم کرد را ده بار
نشان دادند!!؟ که از موذیگری های سی ان ان است و مفسر بی بی سی که همیشه در اخر تفسیرش
تکرار حرف بوش و همه آپشن ها ( حمله نظامی هم ) روی میز است را تغیر بهتری داد
که دیپلماسی راه حل بحران هسته ایی ایرانست و مقامات کاخ سفید هر گونه برنامه نظامی
ترتیب داده شده تکذیب کرده اند ٬ اقای عبدی فرداها چه پیش خواهد امد را کسی بدرستی
نمیداند اما با هر رمل و اسطرلابی !! حمله امریکا بایران را محتمل نمیدانم حتی اگر در افغانستان
و عراق حضوری این چنین نداشت اگر کارتر مثلا ارام و بز دل !!بود پنتاگونی ها و امنیتی های
امریکا حرف نهایی را میزنند چه کارتر چه ریگان و پدر بوش و ....اینها هستند که اصل کینه و کدورت
بر علیه ایران را مدام برای هر رییس جمهور منتخبی دیکته میکنند ٬ گروگان گیری و انفجار
اقامتگاهشان در بیروت توسط حزب الله و انفجار خبر در عربستان را دلایل اصلی این کینه
میدانند اما دو سه تایی را وزارت خارجه !!اضافه کرده که بمسئله اسراییل و فلسطین ربط دارد
از کمکهای ایران بحزب الله لبنان(که عقیده دارند برای نابودی اسراییل !!سازمان داده شده
کمک بحماس و جهاد اسلامی فلسطین بهمان دلیل و بتازگی در عراق و ....مشکلات گویی حل
ناشدنیست و بسیار پیچیده و دلهره ایران دوست ها ادامه خواهد داشت۰ با تشکر مدام کریم از مونترال
۲۰ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۱۳ قֽظֽ | Reply
داريوش سجادی :
با کسب اجازه از جناب آقای عبدی
مايلم توضيحی در مورد کامنت بدون امضائی که معترض عرائض قبلی بنده شده بودند، ارائه دهم.
اولاً متوجه نشدم اين دوست گرامی از کجا مدعی شده اند که بنده مردم آمريکا را با افراد قبيله زولو در آفريقا مقايسه کرده ام.
گذشته از آنکه در اين مقايسه نيز ظاهراً ايشان کوشَيده اند نوعی استخفاف را نتيجه بگيرند که بايد خدمت ايشان معروض بدارم بنده اساساً نمی دانم قبيله زولو در کجای جهان است اما هر کجا که باشد برای بنده به صفت انسان بودن شان ارزنی تفاوت با مردم آمريکا يا مردم هيچ کجای ديگر دنيا ندارند
تحکم ايشان به بنده مبنی بر آنکه:
«اينها واقعيت است» آن هم با اتکا بر اين فرض که مردم آمريکا ديگر توان و حوصله درگيری ديگری را ندارند اگر ايشان را راضی می کند بنده اصراری نداشته و تمام قد فرمايش ايشان را چون ايشان می فرمايند، می پذيرم.
اما آيا با پذيرش اينجانب مشکل حل خواهد شد؟
متاسفانه برخی اوقات دوستان تمايلات و خواسته ها و مفروضات خود را بعنوان واقعيت تلقی کرده و باور کرده و اصرار هم می کنند ديگران نيز آن مفروضات را به عنوان واقعيت بپذيرند.
اين دوست گرامی چه خوش بدارند و چه خوش ندارند همانطور که عرض کردم در ايالات متحده رسانه ها نقش اصلی در تعيين افکار عمومی را عهده داری می کنند
پيشتر هم طی مقاله «تراژدی عراق يا آمريکا»
http://www.sokhan.info/Farsi/Terajedi.htm
بر اين نکته تاکيد کرده بودم که:
« امروز ديگر در ايالات متحده خواست اکثريت به حکومت«ديکته» نمی شود، بلکه خواست اکثريت توسط قدرت به شهروندان «القاء» می شود.
آن هم قدرتی که در انحصار کمپانی ها و رسانه های گروهی تحت امرشان است و از اين طريق با خلق ذائقه مجازی اقدام به به تعريف و تعيين خواست و سليقه و نيازهای کاذب برای شهروندان می کنند »
يک نکته نيز اجازه دهيد اضافه کنم که اينديوژاليسمی که زمانی افتخار آمريکا بود مدت ها است که مبدل به سلفيشيزم شده(تبديل انسان محوری به خود محوری يا جايگزينی خودخواهی با اصالت انسان)
بعنوان نمونه دوستانی که مشاهده کرده ام بارها نهضت ضد جنگ جوانان آمريکائی در زمان جنگ ويتنام را بعنوان نماد انسان دوستی ايشان فهم کرده و معرفی می کند التفات به اين نکته ندارند که همه حرف آن جوانان در مخالفت با جنگ ويتنام آن نبود که جنگ بالذات پديده ای مذموم است بلکه همه خواست ايشان اين بود که لطفاً ما را به جنگ نبريد (در آن مقطع بر حسب قانون خدمت سربازی در آمريکا اجباری بود)
يعنی برای آن نهضت ضد جنگ اساساً مهم نبود که ارتش آمريکا در آن سوی مرزها در حال کشتار ضد انسانی ويتنامی ها است بلکه می گفتند ما را به جنگ نبريد و خودتان آنجا هر کاری می خواهيد بکنيد!!!!
در مورد ادعای اين دوست گرامی نيز بايد خدمت ايشان معروض بدارم فهم قالب آمريکائيان از ايرانيان و اساساً جهان سومی ها مردمی عقب افتاده و بيابانی وشتر سوار است که اگر هم در خوش بينانه ترين حالت بخواهند به ايشان التفاتی داشته باشند در حد بنده نوازی و کشيدن دست تفقد بر سر ايشان است
لذا چنانچه بقول اين دوست ناشناس:
«مردم آمريکا نسبت به تحمل يک درگيری ديگر خسته شده اند» اين خستگی نه از باب نوعدوستی که از باب همان خودی دوستی است.
عموماً شهروندان آمريکائی مخالف جنگ در عراق مخالفت شان از جنس انسان دوستی عراقی ها نيست.
مکيال ايشان در خوبی يا بدی جنگ افزايش قيمت بنزين و افزايش کشته های سربازان آمريکائی است
البته نوادر و استثناها را درز می گيرم اما همانطور که از عنوان پيداست ايشان نوادر و استثناهايند
با پوزش از جناب عبدی که قدری مفصل شد
۲۰ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۴۱ قֽظֽ | Reply
Saeid :
Salam, az inke fonte farsi nadaram ozr mikhaham, roye sokhanam ba didgahaye aghaye sajjadi ast: 1- Jenabe sajadi: Amrika newyork nist, be onvane kasy ke salhaye ziady dar eialathaye amrika va bazy keshvarhaye europaiee zendegy kardeam arz mikonam ke, fahangy ke shoma az ann yad bordid farhangy khodkhahane newyorky ast, sarie be arkansas, texas, arizona va,,,bezanin, ham parcham mibinin ham amrikaiehaye pak maram , etefaghan sarbazane amrikaiee bishtar az anjaha hastan
2-negahe shoma be resanehaye gharby kah az koh sakhtan ast , bi ehteramy be shoore amrikaiee va ya europaiee ast, rasty khoda pedar va madare iin bishooarha ra biamorzad ke computer ra baraye shoma ekhtera va internet ra mohaia kardan ta shoma anha "mardomy be donbale oscar" bedanin.
3- etefaghan iin salamate yek mellat ast ke dar sharayete addy be donbale tafrih bashad,,mellaty ke 80% afrade ann dar kocheh va khiaban bahse siasy konad ( be estesnaiee sharaye gheire addy) bimar ast.
4- agar pool darin lotfan be eialathaye digare amrika ham sary bezanin,,amrika NY va LA va hollywood nist, 300 million jamiat ast.
۲۱ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۵۰ قֽظֽ | Reply
علی اکرمی :
با تشکر از آقای عبدی که امکان نشر مقاله را در سایتشان بوجود آوردند
برخی نکاتی را که دوستان در کامنتهایشان متذکر شده اند برای شفاف تر شدن تحلیل پاسخ داده می شود.
این نگارنده نیز همانند بسیاری از دوستان منجمله " یک ایرانی" امیدوار است که جنگ رخ ندهد اما به گمانه زنی پیرامون احتمال وقوع زلزله نشانگر تمایل به وقوع آن نیست.
منافع ملی ایران همانطور که دوستان اشاره نمودند بالاتر و برتر از هر الزام دیگری قرار دارد.و مهم این است که حاکمیت نیز چنین موضوعی را بفهمد و مطمئنا در صورتی که حاکمیت منافع ملی ایران را به منافع یک گروه در عراق و گروهی در لبنان و .. گره نزند حفظ این منافع آسانتر خواهد بود.
مشکل فعلی ایران این است که گروهی داعیه ام القرایی جهان تشیع را دارند و در این راه از ایران هزینه می کنند. و متاسفانه ایالات متحده نیز در مناطق شیعه نشین با مشکلاتی روبرو است که در نتیجه ان لبه تیز حمله خود را به کسی که داعیه خط دهی به کلیه شیعیان را دارد معطوف می کند
نگارنده بر این باور است که در کوتاه مدت تغییر مرزهای امنیتی ایران از گستره خاورمیانه به مرزهای جغرافیایی ما می تواند اثرات بهتری برای حفظ امنیت ملی داشته اشد اما سیاستگذارانی نظیر محمد علی رامین، حسن عباسی و... که سیاستهای امنیتی دولت نهم را تبیین می کنند خلاف این می پندارند.
نگارنده معتقد است که دموکراتهای امریکا علیرغم غرغرهای مکررشان بی تمایل به تکمیل پازل بوش در خاورمیانه نیستند و ترجیح می دهند ولو با نقض حقوق بشر در منطقه مساله به گونه ای پایدار حل شود و برای دولت احتمالی آینده انان به یادگار نماند. اما در ایران روشنفکران هر غرولندی از دموکراتها را به مخالفت شدید با جنگ و سیاستهای بوش تعبیر می کنند.
و همچنین بر این باورم که از بستن تنگه هرمز دم زدن عملا دستاوردی بیش از کمک به استراتژی امریکا در همراه سازی جامعه جهانی برای حمله به ایران ارمغان نخواهند آورد. بستن تنگه هرمز اعلان جنگ نه به امریکا بلکه به جامعه جهانی در مورد قطع انرژی انهاست و این اعلان جنگ با پاسخ ملایمی روبرو نخواهد شد.
و از این در هراسم که گروهی مترصددند تا با تحریک امریکا به حمله به ایران ضمن وارد اوردن ضرباتی سخت به امپریالیسم چیزی بیش از یک زمین سوخته برای تصرف امریکا باقی نگذارند و این زمین سوخته ایران ماست، من از حضور اینچنین افرادی در کادرهای تصمیم گیرنده بیش از حضور احمقی چون بوش در راس کاخ سفید وحشت دارم.
۲۱ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۱ بֽظֽ | Reply
ali : در جواب علی اکرمی
کاملا درست گفته اند آقای اکرمی و آنچه در همدلی خوشتر گفته ام در همین راستا ست
۲۱ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۳۹ بֽظֽ | Reply
سهند :
اقای عبدی: من تماما با محتویات این نوشته موافقم. اما اصلا فکر نمی کنم که بتوانند جناح احمدی نژاد را از قدرت خارج کرده و از جنگ جلوگیری کنند. من بار ها وضع ایران را به آدمی که سارق مسلحی اسلجه به شقیقه اش گذاشته و اخطار میدهد که : یا کیف پولت و یا جانت" تشبیه کرده ام که در هر صورت کیف پول از دست رفتنی است. کیف پول ایران همان پروژه هسته ای است که آمریکا شدیدا می خواهد که از دستش بگیرد. در عین حال آرزو میکند که طرف سمج شده و کیف پول را تحویل ندهد. زیرا که شدیدا به گرفتن جانش علاقه دارد. مثل آن داستان گرگ و گوسفند .گرگ و گوسفندی در رودخانه ای اب می نوشیدند که گرگ دنباله بهانه بود که بره را بدرد. گرگ به بره میگه که چرا آب را گل آلود می کند که بره میگه ." من که پائین تر از شما دارم آب میخورم. گرگه که می بینه حیله اش کارساز نبود میگه که: خوب بابات که میکرد." حالا آمریکا هم دنبال بهانه است
..................
عبدی:
باید توجه داشت که ایالات متحده یا هر کشور دیگر همانقدر که قدرتمند باشد نقاط ضعفش هم می تواند بسیار مهم و جدی تلقی شود.مثل آدمهای ثروتمند که قدرت دارند اما باید مواظب خیلی چیز ها باشند که یک آدم فقیر چنین نیازی به مواظبت ندارد.
از این رو در مواجهه با ایران نقاط ضعف آنان فراوان است اما مشکل آنجاست که برخی بی سیاستی ها موجب شود که آمریکا قید این نقاط ضعف را بزند.
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۱۶ قֽظֽ | Reply
علی : در جواب سهند
آیا یکی یافت نمی شو د این سوال را طرح کند که : تاکنون کدام کشور از داشتن یک رابطه ی معقول ومنطقی و دوستانه با ایالات متحده ی آمریکا زیان دیده است که ما دومی اش باشیم . دست کم از زمان بر سر کار آمدن جیمی کارتر و شروع تغییر اساسی در استراتژی جتک سر د آمریکا و سیاست راهبردی حقوق بشر ؟
پاسخ دقیق و سنجیده به این سوال ، تصور نمی فرمائید راهگشای خیلی از مسائل و مشکلات باشد ؟
.................
عبدی:
داشتن چنین رابطه ای با هیچ کشوری در دنیا موجب ضرر و زیان نمی شود.اما مشکل معنای مفهوم معقول و منطقی است که هر کس سعی می کند آن را در جهت منافع خود تفسیر کند.
۲۴ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۳۶ بֽظֽ | Reply
علی : در جواب علی
رابطه ی معقول ومنطقی و دوستانه همانطور که آلمانی ها دارند ، همانطور که ژاپنی ها دارند ، همانطور که هندی ها دارند ، همانطور که چینی ها دارند ، همانطور که کره ای ها دارند ، همانطور ، حتی ، که نیکاراگو ئه ای ها دارند . باز هم نمونه لازم است ؟
دریع ودرد ! چطور بخت خود را سیاه کرده ایم ! و ناصر خسرو فرماید : تو خود چون کنی اختر خویش را بد / مدار از فلک چشم نیک اختر ی را
۲۴ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۰۷ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/427