آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
, هسته ای
۲۱ بهمن ۱۳۸۵
چگونه ميتوان مانع جنگ شد ؟
هنگامي كه تصويب قطعنامههاي شوراي امنيت عليه ايران و در راه بودن قطعنامههاي بعدي را در كنار تشديد سياستهاي ايالات متحده عليه ايران قرار ميدهيم، به ناچار روندي را مشاهده ميكنيم كه دير يا زود به تقابل ميرسد. تقابلي كه در خصوص ابعاد و حواشي آن نميتوان پيشبيني دقيقي كرد، و صرفاً ميبايد به حدس و گمان متوسل شد، و تصور ميكنم كه اين عدم تعيّن حتي براي مقامات تصميمگيرنده دو طرف نيز وجود دارد. و به همين دليل فكر ميكنم كه ايالات متحده و دولت ايران در وضعيتي قرار گرفتهاند كه طرفين ضمن اينكه براي يكديگر خط و نشان ميكشند، در عين حال مترصدند كه از خطوط معيني پيش نروند تا موجب تحريك ناخواسته طرف مقابل نشوند، و به همين دليل سياست نمدمال كردن را پيشه ميكنند، به اين معنا كه گامهاي كوچكي برميدارند تا واكنش طرف مقابل را بسنجند، اگر طرف مقابل دستش خالي باشد، توجيه مناسبي براي عدم واكنش خواهد داشت، اما اگر دستش پر باشد آن نيز واكنش مناسبي نشان ميدهد. درست شبيه اتفاقي كه براي چهار سال دوم اصلاحات رخ داد و اصلاحات نمدمال شد، بدون آنكه رعد و برقي يا زلزلهاي رخ دهد و در نهايت هم كالبد آن را در تاريخ اصلاحطلبي و البته به صورت غير محترمانهاي به خاك سپردند. (ببخشيد از اين حاشيه كه حيفم آمد نگويم)
در اين ميان قضيه اخير فرق ميكند، اگر به نقطه بحراني و بروز اتفاق ناخواسته برسد، نتايج آن به شكل هولناكي متفاوت از نمدمال شدن اصلاحات است، البته بروز چنين واقعهاي به زعم من يكي از نتايج محتمل و قابل تصور نمدمال شدن و تن دادن به نمدمالي اصلاحات است. در هر حال به دليل اين نگراني، برخي ميپرسند كه چه كار بايد كرد تا اين واقعه رخ ندهد؟ برخي از اصلاحطلبان بازگشت به سياستهاي پيشين هستهاي (دولت قبلي) را توصيه ميكند، گويي كه دولت قبلي در اين سياست استقلال رأي داشت، كه اگر چنين است، چرا در عرصه داخلي چنين استقلال رأيي را از خود نشان نميداد. به علاوه دولت پيشين همواره مدعي بود كه در سياست هستهاي پيرو رهبري نظام است، و طبيعي است كه رهبري نظام نيز كماكان چنين نقشي را عهدهدار است و دولت جديد حتي بيش از قبليها بر اين پيروي اصرار دارند. بنابراين چنين گزارهاي بيش از آن كه حل مسأله باشد، نوعي شعار براي كسب وجاهت سياسي است. و اگر دولت قبلي هم بود دير يا زود با همين سرنوشت مواجه بود، مگر آنكه ميخواست خارج از چارچوب سياستهاي كلي نظام و رهبري عمل كند.
عدهاي ديگر پيشنهاد تعليق را ميدهند. اين پيشنهاد راهي عملي است، اما براي كسي كه بخواهد آن را اجرا كند، مشكلات زيادي دارد. از جمله پذيرش شكست، بلاموضوع شدن طولانی مدت غنيسازي، بروز مشكلات ديگر در فرآيند برنامههاي هستهاي و... و ديگر اينكه اگر آقايان ميخواستند كه تعليق را بپذيرند، چرا الآن بايد بپذيرند، ميتوانستند سال قبل چنين كنند كه چيزي هم نصيب آنان شود. و از همه مهمتر اينكه اين شعار را همراهي با و پذيرش خواست آمريكا ميدانند كه عوارض چنين امري براي دستاندركاران امر سنگينتر از عوارض تحريم و حمله نظامي ،تحليل ميشود.
عدهاي ديگر شعار صلح سر ميدهند. اينها دو گروه هستند، گروهي از موضع ايراني و گروهي از موضع آمريكايي. گروه اول كه موردنظر من است، وقتي كه اين شعار را بدهند، و خواهان عدم حمله شوند، فوري متهم به همراهي با دولت ايران ميشوند، زيرا صلحطلبي فينفسه مطلوب معرفي نميشود. حتي بسياري از صلحطلبان هم در مواقع خاصي از جنگ دفاع ميكنند، بنابراين شعار صلحطلبي در بحران فعلي لزوماً معادل شعار دسترسي ايران به غنيسازي اورانيوم تحت شرايط حاضر تعبير خواهد شد و اين شعار در نهايت چون موضع يك طرف را تقويت ميكند، مشابه شعار تعليق است كه آن نيز به تقويت موضع يك طرف كمك ميكند و چنين شعارهائي اگر به نتائج عملی نرسد(که معتقدم در شرائط کنونی نخواهد رسید)، موجب تشديد بحران ميشود، زيرا با تقويت كفه طرفين، امكان عقبنشيني و مصالحه را كمتر ميكند.
برخي ديگر هم هستند (هم در ايران و هم در ايالات متحده ) و درصددند با بزرگ كردن نتايج و تبعات عدم عقبنشيني طرف مقابل، آنها را به عقبنشيني وادارند و از اين طريق مانع جنگ شوند. در ايالات متحده با تأكيد بر قطعنامههاي شوراي امنيت، تحريمهاي بانكي و مالي، ناوها و هواپيماها و موشكهاي پاتريوت در منطقه و نوشتن مقالات متعدد و... دولت ايران را مرعوب می كنند، از اين طرف هم با دادن پاسخ كه در صورت حمله، تنگه هرمز را ميبنديم و به همه منافع آمريكا در همه جهان حمله ميكنيم و... هزينه اقدام عليه خود را بالا می برند.
اين سياست از سوي هر دو طرف با جديت پيگيري ميشود و به نظر ميرسد در كوتاهمدت موثرترين شيوه هم هست. اما مشكل اين است كه نقش آن فقط در كوتاهمدت و مثل قرص مسكن است و فقط درد را آرام میکند ، بدون آنكه درمانش كند. اين شيوه دو طرف را مجبور ميكند كه جانب احتياط را رعايت كنند، اما از آنجا كه شكاف ميان آنان نيز بيشتر ميشود، شدت برخورد احتمالي را نيز افزايش ميدهد. دو طرف را به سوي حل مسأله رهنمون نميكند، بلكه آنها را در بهترين حالت در صلح مسلح نگه ميدارد. چنين احتياطي دير يا زود احتمالا بر اثر حادثهاي پيشبيني نشده يا محاسبه غلط يك طرف از ميان خواهد رفت. ضمن اين كه طرفين براي ارزيابي يكديگر هم كه شده سكوت نميكنند و اقدامات محدودي را عليه يكديگر به عمل ميآورند كه چنين چيزي هر آن ميتواند به تشديد بحران منجر شود.
چرا همه راهها بسته است؟ ساخت بازي موجود ميان ايران و آمريكا، در قالبي است كه بازي را صفر و يك كرده و نه تنها سر جمع مثبت براي آن وجود ندارد، بلكه پذيرش شكست نسبي و فرار از شكست مطلق هم در حال رنگ باختن است و با اين حساب راهي براي جلوگيري از بروز فاجعه يا كم كردن احتمال بروز آن در ساختار موجود باقي نميماند. اگر راهي هست بايد معطوف به تغيير در ساخت بازي شود.
تغيير در ساخت بازي چه معنايي دارد؟ قصد ندارم كه توضيح فني دهم، زيرا يادداشت را مفصل و كمي پيچيده ميكند، اما اجمالاً بگويم كه يكي از شيوههاي تحقق اين هدف، ورود عنصر ثالث به بازي است كه با دخالت خود و ارايه دادههاي جديد در بازي موجب ميشود كه بازي از وضع صفر و يك موجود و "شكست" یا "پيروزي" خارج شود. اين عنصر ثالث قبل از رفتن پرونده به شوراي امنيت، ميتوانست كشورهاي اروپايي و چين و روسيه باشند، اما با عدم پذيرش ايران و ارجاع پرونده به شوراي امنيت و سپس صدور قطعنامه، قضيه پيچيده شد و عنصر ثالث از ميدان خارج و ساخت بازي بيش از پيش صفر و يك شد.
عنصر ثالث در داخل هم ميتوانست اصلاحطلبان باشند كه با اتلاف سرمايه مردمي خود، امكان ايفاي چنين نقشي را حداقل در شرايط حاضر از دست دادهاند و در ساخت قدرت هم تنها آقاي هاشمي است كه بالقوه توان ايفاي چنين نقشي را دارد. اما معلوم نيست كه در نهايت اقدامي كند. من قصد باز كردن غدههاي گذشته را ندارم اما در سالهاي بعد از 1376 بارها گفتم كه اگر آقاي هاشمي كمي فاصله ميگرفتند و وارد ميدان نميشدند (مثل رياست مجمع، يا انتخابات مجلس ششم و...) قطعاً سرمايهاي محسوب ميشدند كه ميتوانستند روزي و روزگاري كه نياز باشد، گرهاي از كار كشور بگشايند، و امروز آن روز است، اما چه ميتوان گفت كه توان لازم خود را براي اين كار در جريان 9 سال اخير تا حدود زیادي صرف امور فرسايشي غیر ضرور کرده است.
عامل ديگري هم كه خارج از اراده من و شماست و ميتواند تغييراتي اساسي را موجب شود و زمينه را براي فعال شدن عناصر ثالث فراهم كند، درآمدهاي نفتي است كه با كاهش آن چنين شرايطي به سرعت فراهم ميشود، اما مشكل اينجاست كه اولاً معلوم نيست اين واقعه در حد نياز رخ دهد. ثانياً، معلوم نيست كه قبل از بروز بحران رخ دهد.
برخيها معتقدند كه در صورت بروز هر تهاجمي، منافع آمريكا در كل منطقه از طرف ايران با خطر مواجه ميشود. خوب، چنين احتمالي كاملاً معقول است، اما مشكل ما هزينههايي نيست كه ايالات متحده در جريان چنين اقدامي پرداخت ميكند، مشكل هزينههايي است كه مردم ايران خواهند پرداخت. اما ميدانيم كه اين استدلال براي تفاهم و خروج از بحران كافي نيست، زيرا اگر به صرف واهمه داشتن از هزينههاي احتمالي از هر درگيري پرهيز شود، در اين صورت همه كشورها عليه چنين كشوری طمع پيدا ميكنند، بنابراين براي رفع درگيري بايد استدلالهاي ديگري را بكار گرفت. از جمله اين كه جامعه ايران تا چه حد در اتخاذ چنين تصميمي مشاركت دارد و هزينههاي آن را به منافعش ترجيح ميدهد؟ جامعهاي كه چالش اصلي مجلس و دولت آن قيمت گوجهفرنگي است تا چه حد آمادگي ذهني ورود به اين عرصه را دارد؟ يا اين كه اگر هم اين سياست ميخواهد پيش رود، چرا به ابزار داخلي آن كه مردمسالاري و حمايتهاي بيشائبه مردم از حكومت خويش است گردن نهاده نميشود؟ و...
انتظار شما چيست؟ كدام يك از عناصر ثالث فعال خواهند شد؟ آيا اصولاً چنين امري محقق ميشود يا اين كه اين راه تا پايان ادامه خواهد يافت؟

رضا :
سلام جناب عبدی
1-چه اصلاح طلبان چه آقای هاشمی وقتی می توانند نقش ثالث را بازی کنند که مردم وارد بازی شوند در حالی که مردم نسبت به این موضوع بسیار بی تفاوت اند گویی گوشهایشان آنقدر پر شده که دیگر هیچ صدایی را نمی شنوند.
2-در صورتی در بیرون می توان به دنبال عامل ثالث بود که مقامات ایران تمایلی به این امر نشان دهند اما عملکرد آنان چنین چیزی را نشان نمی دهد.
3-به باورم ناگزیر در گیری می شود، البته شاید در لحظات آخر از روی پشیمانی اقداماتی صورت دهند که البته معلوم نیست مفید واقع شود.
4-حکومت اگر هم بخواهد در فضای موجود ناتوان از کسب حمایت های کافی مردمی است زیرا حتی اگر فضا را هم باز کند هیچ گروهی به دلیل گفته شده در بند 1 توان جلب نظر مردم را در کوتاه مدت نخواهد داشت.
با سپاس
۲۱ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۱۷ بֽظֽ | Reply
علي :
سلام آقاي عبدي
من هميشه ، بخصوص بعد از دور اول رياست جمهوري آقاي خاتمي كه همه را مايوس كردند و از آن وعده هاي آنچناني شروع كردند و سرانجام اين روزها شان خود را به يك "كبوتر نامه بر" تقليل دادند ، معتقد بودم كه سرانجام اين سر شوريده به دست هاشمي بسامان مي شود. و برخلاف شما فكر مي كنم با توجه به كارنامه دولت فعلي كه حتي صداي برخي از خودشان را نيز در آورده ، و همچنين فشارهاي خارجي اين فرصت طلايي را براي هاشمي مهيا كرده كه آخرين فرصت خود را بيازمايد و نقشي تاريخي ايفا كند.آن دسته از مردم نيز كه به شدت منتقد وي بودند ، دسته اي از آنها دارند تجديد نظر مي كنند و در اين ميان چشم قشر وسيعي از مردم بخصوص تحصيلكرده ها به دهان منتقدين داخل مرزي حكومت كه بخصوص حسابشان را از طبل توخالي اصلاح طلبان جدا كرده اند دوخته شده است تا ببينند نظر آنها در مورد وي تغيير كرده است يا خير.و فكر مي كنم از آنجا كه ايشان فعلا تنها گزينه قابل توسلند منطق حكم مي كند كه اجماعي دور او تشكيل شود تا مگر در كنار نتيجه انتخابات خبرگان جسارت و نفوذ بيشتري در ايشان براي پيشبرد خواسته ها ضد انحصاري ايجاد شود.
................
...............
عبدی:
قضیه آقای هاشمی فقط و فقط به خدش مربوط می شودواگر یک گام بسوی جامعه بردارد طبعا چند گام بسوی او نزدیک خواهند شد.
۲۱ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۲۰ بֽظֽ | Reply
مهدي :
سلام آقاي عبدي
با توجه به اين كه شما يكي از دانشجويان پيرو خط امام بوده وبه اسناد علني شده و پنهان مانده آمريكا دسترسي داشته ايد آيا واقعا فكر ميكنيد در اين قضيه دو طرف داراي يك وضعيت مشابه ومساوي هستند؟شما بهتر از من مي دانيد كه
استراتژي آمريكا چيزي نيست كه با عنصر ثالثي تغيير كند قذافي در قضيه هسته اي جهان را بهت زده كرد ولي در استراتژي آمريكا تغييري ايجاد نكردنمي خواهم بگويم سرنوشتي محتوم در انتظارمان است ولي ساده سازي قضيه را نمي توانم بپذيرم در هر حال ما روزي به اين نقطه صفر ويك بايد ميرسيديم واين نه فقط ما بلكه هر كشوري كه در خاورميانه قابليت تجزيه داشته باشد روزي با آمريكا به اين نقطه خواهد رسيد
تجزيه اتحاد جماهير شوروي و نتايج حاصله چنان به مذاق امپرياليسم خوش آمده كه بعيد ميدانم اين عادت را ترك كند.هر چند ميخواهم كوتاه بگويم ولي وقتي به جوك ها يي كه در جامعه براي قوميت هاي مختلف ساخته شده فكر ميكنم ميبينم چاشني لازم براي كينه هاي آينده را سالهاي سال است در دهانمان مزمزه ميكنيم
استراتژيست هاي امپرياليسم آمريكا فقط به
كيش و مات مي انديشند طول زمان بازي برايشان
به آن اندازه مهم نيست
اگر ميپرسيد چه بايد كرد ؟ مي گويم تقويت بنيان هاي اتفاق ملي.....
خيلي نوشتم ببخشيد
۲۱ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
امید :
با دیدن سؤال عنوان, ( چگونه میتوان مانع جنگ شد؟) به خود گفتم:" من؟ جلوگیری از جنگ؟ آنهم با آمریکا؟ منی که ... مثل حافظ: ما از برون در شده مغرور صد فریب, تا خود درون پرده چه تدبیر میکنند؟ منی که .... از همه جا بیرون انداخته شده ام؟" ...ولی باز به قصد ارضای حس کنجکاوی شروع به خواندن مقاله کردم. صدای عشق از زبان حافظ ایران زمین از درون گفت:" بی معرفت مباش!!..." گفتم :" نیستم!!" گفت:" بی معرفت مباش... اوضاع حساس است!!" گفتم:" نیستم! ولی از من , دیگر کاری ساخته نیست! تازه , معشوق, چون نقاب ز رخ بر نمی کشد, من چه میدانم که چه کاری درست است و چه کاری نادرست؟" تا خواندنم رسید به توصیه شما مبنی بر تغییر زمین بازی! در همین حین حافظ دوباره گفت:" بی معرفت مباش! برو با اهل نظر معامله کن( بی معرفت مباش که در من یزید عشق, اهل نظر, معامله با آشنا کنند)گفتم:" من چندین بار اعتماد کرده و خواسته ام با آنان معامله کنم , ولی آنها هر بار , سرم کلاه گذاشته و تقصییر کرده ام!! اینان بقول خودت: روز داوری را باور ندارند حافظ جان!!( گوییا باور نمیدارند روز داوری , کاین ...) ...تا رسیدم به پاراگراف آخر: " هزینه ها..." به حافظ گفتم اگر خیلی دلت برای حفظ ایران و مردمش میسوزد, یکبار هم اگر راست میگی و حافظ ایرانی, به آنها بگو که بجای معامله با آمریکا و اروپا , بیایند با آشنا معامله کنند!! با مردم , با ولینعمتهای خودشان!! ببین آیا آنها حاضرند؟ بعد به من بگو بی معرفت مباش!!اصلا ٌ شاه قبلی که سر آرامگاه تو , جشن هنر گذاشت, چرا وقتی صدای انقلاب مردم را گوش به دستور سالیوان سفیر آمریکا داد که:" اوضاع حساسه, برو بیرون حالا, مثل 28 مرداد برت میگردونیم!!" چرا وقتی میداد, به او نگفتی:" بی معرفت نباش"؟ و برو با آنهایی که زندانی کرده ایی و تبعید, معامله کن؟ گفت:" قبلا ٌ به خودم یادآور شده, گفتم :" حافظ , دوام وصل , میسر نمیشود, شاهان کم التفات به حال گدا کنند!!" گفتم:" اینها هم , التفات به من نمیکنند!! چندان چراغ دارد و بی راهه میرود, بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش!! اینان مرا فقط برای سیاهی لشکر میخواهند نه خود لشکر!! وگرنه تو خود میدانی که ایرانی, غلام همت دردی کشان یکرنگ است , نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند!!"
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۳۶ قֽظֽ | Reply
سينا هدا :
سلام آقاي عبدي عزيز!
حدود يكماه پيش (در 27 ديماه) براي اولين بار درخواست كمپين پذيرش راي شوراي امنيت را مطرح كردم و در ابتداي اين طرح با تاكيد بر علت چنين درخواستي آوردم:
بنظر من علت اصلي اين اقدام ملي نبايد واكنشي منفعلانه و مصلحت آميز و بخاطر ترسيدن از مواجههي ايرانيان با دشمن(آنچيزي كه بصورت اغراق آميز القاء ميشود) باشد، بلكه بايد بعنوان يك عمل فعال و تمكين دموكراسي مطرح باشد، تنها بعلت احترام به دموكراسي و خواست يكدست شوراي امنيت و اكثريت نمايندگان جامعهي جهاني است.
...
در تداوم همان درخواست بارها اشاره كردم كه در اين طرح نه بايد امريكا مغبون باشد نه ايران. دموكراسي و تعهد به قراردادهاي اجتماعي بهترين دليل ميتوانست باشد و هنوز باشد.
---
خب به هر دليلي متاسفانه در آنزمان ضرورت چنين عزمي توسط بزرگان و روشنفكران جدي گرفته نشد تا جاييكه امروز به همان چيزي كه از آن واهمه داشتم دچار شديم.
حالا دانشجويان انجمن اسلامي اروپا با دليل ترس از ويراني اعلاميه صادر كردهاند.
----
اما حالا كه چنين عزمي نه در آزاديخواهان و نه در ملت پراكنده ، و نه در احزاب نيم بندي چون مشاركت، و نه در اپوزيسيون خارج و داخل وجود دارد و هر كس در خفا و گوشه و كنار نالهاي سر ميدهد شايد بايد به كسي مثل آقاي رفسنجاني دل بست!
كه البته با همين منطق دموكراسي (ونه هيچ دليل ديگر) بايد وارد ميدان شوند.
اما براي شروع حتما بايد يك شخص يا اشخاصي اين در خواست را تقديم كنند و پاسخ بخواهند.
براي شروع خود شما ميتوانيد استارت چنين عزمي باشيد.
----
محض اطلاعتان امروز خبرگزاري اسوشيتدپرس اعلام كرد ايرانيان از مواجهه با امريكا و جنگ ميترسند!!!
چيزي كه آدم گمنام و عوامي چون من يكماه پيش پيش بيني ميكردم متاسفانه امروز بوقوع پيوست. يعني ميهن ما اينقدر قحط الرجال شدهاست؟!
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۵۶ قֽظֽ | Reply
احسان :
سلام
" همين اول بگم كه خودم واقفم نظرم كارشناسانه نيست اما نظر كه هست ؟!"
موافقم با اينكه شركت آقاي رفسنجاني در دو انتخابات مجلس ششم و رياست جمهوري نهم اشتباه بود .
اما شركت در مجلس خبرگان و فعاليت در مجمع به نظرم كار درستي بوده است .
چون فكر ميكنم اگر از قدرت دور ميشدند شايد طبق قاعده ي "از دل برود هر آنكه از ديده رود" و با رقبايي كه "به شدت" وجود داره تبديل به يك مرده ي سياسي ميشدند .
به نظرم بهترين راه حل مسئله ي هسته اي در حال حاضر طرح آقاي البرادعي بود :
"تحريم و تعليق هم زمان " .
ملت هميشه آنلاين رو هم ميشه به راحتي آروم كرد .
از نفوذ مراجع هم ميشه "جهت حفظ حكومت اسلامي" استفاده كرد .
راستي مگه حفظ نظام اسلامي از واجبات نبود ؟ خب بگن مصلحت بوده ؟
حق
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۲۷ قֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
با سلام
به نظر میرسد تصمیم گیرنده یا تصمیم گیرندگان اصلی این قضیه یا بر اساس تشخیص خودشان و یا بر اساس درخواست طرف مقابل، فکر کرده اند که اگر خودشان رأساً وارد عمل شده و ملاقاتهای غیرمعمول ترتیب دهند و ولایتی را به مسکو بفرستند می توانند نقش عامل ثالث مدنظر جنابعالی را ایفا نمایند و ساخت بازی را عوض کنند. البته ظاهراً آقای هاشمی نیز فعال شده است. شاید این تحرکات، برای مدتی بازی را از حالت صفر و یک بدرآورد ولی بعید نیست پس از طی این مدت، بازی صفر و یک سفت و سخت تری رقم بخورد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۳۳ قֽظֽ | Reply
يك مهندس كمي اميدوار :
به نظر من اين فكر كه ادامه سياستهاي هسته اي گذشته دير يا زود ما را به اين نقطه مي رساند شايد چندان درست نباشد.بهر حال كم و بيش در همه امور سياستهاي دولت تحت تاثير و نفوذ رهبري نظام قرار دارد ولي آنچه بعنوان خروجي از سيستم حكومتي صادر ميشود نتيجه فعل و انفعالات و نفوذ همه بازيگران صحنه سياست ايران_ از جمله رهبري _ به قدر وسعشان مي باشد . بهمين دليل جداي از تعارفات معمول شايد صحيحتر باشد كه جناحي كه بازوي اجرايي و تريبون اظهار نظر رسمي را بر عهده گرفته - باز هم به اندازه نفوذش در سيستم كه به مراتب وسعيتر از دولت خاتمي است _ در پيشبرد برنامه هايش تلاش ميكند . بهمين دليل هم هست كه بقول آقاي عبدي تحت شرايطي هاشمي ميتوانست يا ميتواند در جريان امور موثر باشد. بايد پذيرفت كه بعضي از اتفاقات به شدت تسريع كننده شرايط فعلي مطابق سليقه جناح دولت و ذائقه هاي نظاميگرانه آن و حاميان آن است . و مي پذيريد كه عرصه سياست بين المللي بقول مهندسين مستقل از زمان نيست كه زمان شروع ورودي فقط زمان شروع خروجي و نه شكل آنرا تعيين كند .
در هر صورت بدون اينكه مقايسه كاملي باشد ميتوان جريانات سال 67 و پايان جنگ را نيز در نظر گرفت.اگر چه وضع اقتصادي دولت و هم بهره مجموعه صاحب منصبان از معقوليت در آن دوره و امروز متفاوت است ولي در عوض شدت برخورد احتمالي هم متفاوت است.حتي بنظر من ادامه جنگ در نظر مقامات به مراتب حيثيتيتر انگاشته ميشد و در عرصه داخلي هم مساله تعليق اصلا قبح پايان جنگ را ندارد.
مسائلي كه در يكي دو ماه گذشته از جناحهاي گوناگون مطرح مي گردد نشانه فعال شدن عناصريست كه ممكن است مجموعا بخش داخلي همان عنصر سوم مورد نظر باشد .اينكه چقدر موفقيت آميز باشد بستگي به قدرت اين عناصر و منافعشان و هزينه اي كه حاضرند بپردازند دارد.شايد مسائلي از دست مهم باشد كه بعضي از عناصر سوم باالقوه داخلي در خارج از ايران از هر جهت شناخته شده تر از 18 سال پيش مي باشند و پرونده هاي باالقوه نيز برايشان تشكيل گرديده كه انگيزه اي دو چندان براي تلاش ايجاد ميكند.
بهر حال آقاي لاريجاني اخيرا _و شايد نه چندان راضي_گفثه است كه خبر خوش هسته اي حضور و حمايت ملت از حق مسلمشان در 22 بهمن است و منتظر چيز خاصي نبايد بود.
.......................
........................
عبدی:
فراموش نکنید که آقای خاتمی در آخرین روزهای خود و علیرغم میل دستور شروع بکار مجدداصفهان را صادر کرد.آن سیاست می توانست همچنان ادامه یابد.بدون این که تهدیدهای ایران هم مطرح شود.تهدیدهائی که کمابیش برخورد را به تاخیر می اندازد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۰۹ قֽظֽ | Reply
مهندس نا اميد :
اين هم يك اظهار نظر جالب از دبير شوراي امنيت ملي به نقل از dw : ...لاريجانى افزود ايران از برنامههاى اتمى خود هيچ هدف تهاجمى ندارد بلكه اين طرحها كاملا تدافعى هستند.
..................
..................
عبدی:
اگر درست ترجمه و منتقل شده باشد به نوعی فاجعه دیپلماسی است.اگر لاریجانی چنین بگوید از رئیس دولت چه انتظاری هست؟
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۱ قֽظֽ | Reply
شاهین :
جناب عبدی با درود
همانطور که آوردید برای برون رفت از بحران حاضر نیاز به حضور و نقش عنصر سوم هست که اشاره ای نیز در این خصوص به طرف اروپایی کرده اید که حقیقتا رژیم سال گذشته با رد پیشنهاد طرف اروپایی فرصت سوزی کرد و بار دیگر استدلال ما را قوت بخشید که رژیم نا کارآمد و عملکردش مطابق منافع ملی ایران نیست شاید بخیالشان با رد آب نبات اروپایی ! غرب در و لعل در سینی زرین پیش کش خواهد کرد!
عنصر سوم در فاکتور کشورهای غیر متعهد هم که بیشتر به مسخره بازی می ماند تا تاکتیک که نتیجه آن هم دیده شد. حساب رو چین و هند و یا بقول فرصت سوزان دیپلمات نما نگاه به شرق را نیاز با تاراج منافع و منابع ملی برای هند و چین آقایان تجربه کردند با آن قراردادهای بسته شده.
در نقش روسیه می شد به عنوان نقش سوم حساب حاشیه ای باز کرد که خارج از استعداد و توان دیپلماسی رژیم است لذا جز هرز رفتن منابع میهنی چیزی حاصل نیست و اقدامات اخیر هم ابتر است و به نظر من راه بجایی نخواهد برد.
البته فقط بحث در ارتباط با نقش عنصر سوم در برون رفت از بحران فعلی است بین ایران و آمریکا لذا از پرداختن به خود طرفین و امکان ایفای نقش ایران و آمریکا را در فروکش کردن بحران ملحوظ نمی کنیم.
لذا در ادامه در پرداختن به نقش تعیین کننده عنصر سوم به باور من سه معادله داخلی هنوز می توانند کار ساز باشند در این وانفسا دقایق ( البته در عالم سیاست لحظه و دقیقه می تواند چند ماه و چند سال هم باشد!!!؟ ) با تواناییهای متفاوت....
برخلاف نظر شما جناب عبدی من هنوز فکر می کنم جناح مدعی اصلاحات توان و پتانسیل وارد شدن در معادله را دارا هست و یا حداقل می تواند ساپورتی باشد برای دو گزینه دیگر که اشاره خواهم کرد. یکی نقش هاشمی و دیگری مخالفت مو یا حضور مستقیم مردم است.
با توجه به توان و نیروهای اجرایی که این جناح در داخل دارد می تواند بصورت فاکتور فشار عمل کرده و با ایفا کردن نقش اپوزیسیون داخلی و قانونی روند بحران را تغییر دهد. که این نیازمند جسارت و شجاعت در عناصر کلیدی این جناح است تا با هزینه کردن خود در بدترین فرجام و تقابل حاکمیت موجب می شوند که کشور حتی شده برای مقطعی از برخورد فاجعه آمیز نجات یابد.
اما گزینه دوم بعنوان نقش عنصر سوم در معادله داخلی اقدام هاشمی رفسنجانی هست با تمام بدگمانی ما به ایشان این مهم که وی می تواند هنوز در معادله قدرت رژیم ایفا نقش مثبت کند غیر قابل انکار است با آنکه تضعیف شده و بخشی از اقدامات تضعیفی و تخریبی نیز از سوی ما بعمل آماده ولی این به این مفهوم نیست که ما ایشان را بعنوان یک سیاستمدار برجسته نپذیریم !
..........................
در پایان اشاره ای هم به نقش نفت داشته باشم که در مقاله شما بود . من مقوله نفت را به عنوان عنصر سوم در معادله خارجی می بینم درست است که نفت می تواند اثر گذار باشد و این در صورتی است که ما دوباره بخواهیم به عنصر اول و دوم اشاره داشته باشیم یعنی ایران و آمریکا .... بواقع اگر آمریکا بخواهد به سمت برخورد پیش نرود می تواند از اهرم نفت استفاده کند برای پایین آوردن قیمت نفت که البته بسیار بعید است چرا که منفعتی در اینکار نیست چه بخواهد بفرض از عربستان و عراق و کویت در اوپک برای پایین آوردن قیمت نفت استفاده کند و یا از آژانس انرژی که اساسا من چنین معادله ای را به واقعیت نزدیک نمی دانم بویژه اگر در محاسبه ببینیم که بالا بودن قیمت نفت به سود غولهای نفتی آمریکا بوده و طبعا آنها راضی به پایین اومدن غیر معمول و غیر معقول قیمت نفت نخواهند بود لذا من پایین اومدن قیمت نفت برای مثال 15 دلار برای بشکه که بتواند رژیم را به عقب نشینی وادار سازد احتمالی نزدیک به صفر می بینم تا چیزی دیگر ..... تازه این در حالی است که بوش در بودجه سال آینده آمریکا هم به نوازش شرکتهای بزرگ و سرمایداران پرداخته و مالیات را بالا نبرده است و کسری را کم کرده و بودجه دفاعی را افزایش داده و هزینه ها برای افغانستان و عراق را هم بالا در نظر گرفته است لذا من حتی در تابستان پیش رو هم بعید می دانم که قیمت نفت زیر 40 دلار برسد...... متاسفانه در کشور ما جوری تبلیغ شده که انگار وقتی قیمت نفت بالا می رود کشورهای سرمایه داری آسیب می بینند و مردم را فریفته اند که با بالا رفتن قیمت نفت فرضا بر ضد آمریکا اقدام شده است !!! با آنکه بالا بودن قیمت نفت می تواند سودهایی به کشور ما داشته باشد ولی نباید فراموش کرد که آمریکا بزرگترین تولید کننده نفت جهان است و فقط سود شرکت غول نفتی آکسیون موبل آمریکا را در سال گذشته با بالا رفتن قیمت نفت در برابر کل فروش نفتی کشور ما در نظر بگیرید آنوقت خواهید دید که نفت تنها ابزار در دست تولید کننده ای چون ایران نیست و اتفاقا می تواند سلاحی علیه هم استفاده شود آنگونه که در عراق استفاده شد............
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۵۸ قֽظֽ | Reply
سهراب :
. اکثریت مردم یا اطلا عی از خطرحمله محتمل و قریب الوقوع امریکا ندارند و یا انرا جدی نمیگرند. یک راه اگاهانید ن مردم مطلع کردن بازار و بازاریها ست. بازاریها در تمام شهر های کشور به شدت از وضع کنونی دل خور ونا راضی اند. با توجه به وزن سنگین انها در تحولات سیاسی کشورباید بازاریان را در جریان روند بسیار نگران کننده سیاست خارجی قرار داد. انها می توانند با اعمال فشار به مجلس و رهبران مذهبی در قم وشهر های دیگر اقدام کنند. من راهی جز بر کنار کردن دولت فعلی نمی بینم. حتی پذ یرفتن تعلیق دراین مرحله خطر جنگ را از بین نخواهد برد. تا کید بوش در چند هفته گذشته بیشتر در روی دخالت ایرا ن در عراق ، لبنان و فلسطین بوده است و نه در بر روی بر نامه هسته ای ایران.
قانون اساسی ایران راهکاری برای تغیر دولت دارد. با روی کار امدن دولتی د یگر خطر فوری حمله امریکا
برای مدتی بر طرف میشود. اینکار موقیعت ان دسته از سیاستمدارن غربی که مخالف نیت های جنگ طلبانه ی بوش و چینی و لا بی پر قدرت اسراییل هستند را نیز تقویت میکند زیرا انان معمولا دمکراسی پر از نقص ایران را یکی از وجوه تمایز ایران با کشور های مثل کره شمالی و یا عراق صدام میشمارند. تغیر دولت همچنین بسرعت میتواند تاثیرات بسیار شوم کنفرانس هولا کاوست را کاهش دهد زیرا این کار زیان بخش تقریبا بطور کامل به اسم شخص ریس دولت نوشته شده است. اگر رهبری سیاسی و مذهبی کشور در بالا ترین سطح نگران اسلام ، انقلاب و جمهوری اسلامی و دست اورد های هزار ساله تشیع هستد امروز باید دست به کار شوند زیرا فردا دیر خواهد بود. حمله امریکا بایران اسلام شیعی را بشدت تضعیف خواهد کرد. ایا اقایان حاضرند برای دفاع از یک دولت ورشکسته که وبال گردن کشور و رهبران ان شده است این بها را بپر دازند؟
اگر از امکانات قانون اساسی بهنگام نیاز وضرورت حفظ نظام بهره نجویم فایده این قانون چیست؟ انهایی که اخبار مربوط به ایران و نیت تپهکا ران جنگ افروز امریکا واسراییل را بدقت ودر رسانه های جهانی دنبال میکنند تردید نخواهند داشت که در 28 سال گذشته نظام جهوری اسلامی وهمگام با ان کشور ومردم ان را هیچگاه خطری باین هولناکی تهدید نکر ده است. ایا اشتباه محمد خوارزم شاه بار دیگر در مقیاس بمراتب بزرگتر تکرار خواهد شد؟
سهراب
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۲۱ قֽظֽ | Reply
احمد :
سلام جناب عبدی عزیز:
من هم با تحلیل شما موافقم و فکر می کنم این راه گریز ناپذیر شده و امیدوارم که به صلح ختم شود.
اما در جواب سئوال آخر به نظر من همچنان که این راه متاسفانه گریزناپذیر شده، خود نبود مردم سالاری هم در حال حاضر گریزناپذیر شده و درست به همان دلایل. اما این بدان معنی نیست که مردم ایران در دفاع از کشورشان پشت نظام را خالی کنند. چون در جنگ تحمیلی هم ما سازوکار مطلوب مردم سالاری نداشتیم ولی مردم دفاع کردند حتی غیر شیعیان...
ولی باز یک این نکته باقی می ماند و انهم این که معلو نیست در صورت رخ دادن جنگ چقدر هزینه خواهیم داد؟ ایا تنها سایت های نظامی ما هدف هوایی دشمن قرار می گیرند؟ که من فکر می کنم اشتباه محض است چون دقیقا مثل شما فکر می کنم و ایران امروز چون همان مرد عنکبوتی است و کوچکترین لرزش و سقوطی ازاد... که ته ان معلوم نیست.
ولی در نهایت فکر می کنم نه اینکه احتمال ان قویتر باشد بهترین گزینه همان اقای هاشمی است چون یک چیز را مطمئنم ایشان از نظر شخصیتی هم توان تغییر ساختاری کشور را دارد و هم اعتقاد لازم . به قول مراد فرهادپور عزیز انکه بهترین جنگ را کرده توان استقرار بهترین صلح و ارامش را هم دارد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۳۰ قֽظֽ | Reply
reza hasan :
ba salam be shoma be nazar-e man heyat-e hakeme namikhahad be digar niruha emkan-e dekhalat dahad va bar in bavar ast masiri ke be sazesh bekeshad eshtebah ast.solh az nazar-e anha yani bord.amma faramush nabayad kard amrika ba tavajjoh be servat va godratash bayad bar khavarmiyane mosallat shavad va har mane-i ra sa,y khahad kard az beyn bebarad hala be har tarigi va hazine-i.hamkari ba amrika ba hefz-e manafe va esteglal-e amal na vabastegi ke eyn-e derayat ast.ma yek moshkel ham darim amrikayiha yekseda hastand ma chand seda va motanagez.va hamchenin az yad nabarim in vage bini ast ke piruz-e nahayi ast na armangarayi
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۰۰ قֽظֽ | Reply
علي :
جناب عبدي سلام
با توجه به چند گانگي در نظام سياسي وموضع گيري منفعلانه دربرخورد با مواضع آمريكابازي از صفرويك گذشته وبه نظر ميرسد دولت آمريكا با
اقدامات گام به گام قصد برخورد را دارد و عنقريب اين كار را خواهد كرد.
در داخل نميتوان اميدي به اين داشت كه كاري بكنند كه اين اتفاق پيش نياييد بلكه فقط در چارچوب سياست آمريكا مگر ورق برگردد و اوضاع عوض شود كه اينهم احتمالش ضعيف است.
سياستهاي پارانوييدي "ميتوانيم و ميشود"
روز به روز مارا به آن اتفاق نبايد بيشتر نزديك كرده است.من هم مثل بسياري از مردم نگرانم اما مگر مردم را هم به چيزي ميگيرند؟
علي از برخوار
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۴۳ قֽظֽ | Reply
آرش :
آقای عبدی عزیز. بی تردید عنصر سوم باید مردم باشند. بهترین شرایط تاریخی است برای یک بازی تاریخی برد-برد-برد به نفع همه ی طرف های درگیر: حاکمیت-مردم ایران- آمریکا. باید حاکمیت آغاز یک سری اصلاحات سیاسی در جهت تحقق بیشتر دمکراسی در کشور و شرکت مردم بیشتر در سرنوشتشان را شروع کند. بعد به دنیا اعلام کند به مدت یک سال آن بخش از فعالیت های هسته ای را که موجب نگرانی جامعه جهانی شده متوقف میکند تا بتواند در یک جو دمکراتیک نظر مردم ایران را جویا شود. با این حرکت هم آمریکا مات می شود. هم نزد افکار عمومی نه تنها به بزدلی متهم نمی شود، که به شجاعت و احترام به ملت و بر دوش گرفتن پرچم پر افتخار رهبری گذار مسالمت آمیز به دمکراسی... یعنی این یک بهانه خیلی خوبی برای حاکمیت است. حالا تصور کنید بعد از یک سال با پیشرفت فرایند دمکراسی و کم شدن حساسیت ها ایران نسبتا دمکراتیک می تواند پیگیر توسعه دست آوردهای تکنولوژیک خود در همه زمینه ها باشد. اثر تاریخ ساز اتحاذ این رویه به نظر من مسئله هسته ای نیست. کم کردن این شکاف عظیم است. شکافی که با ملت ایجاد شده و هر لحظه ممکن است این آتشفشان فوران کند. اما این آقایان متاسفانه به این دست و آن دست کردن در این کاخ و آن کاخ بیشتر اهمیت می دهند تا به ملت. اما در عمل آمریکا میداند که ایران در سراشیبی است و به نظر من به این رویارویی فرسایشی جاری خود ادامه خواهد داد. اگر با استراتژی جدیدش بر اوضاع عراق کنترل نسبی پیدا کند، به سرعت گرفتن سراشیبی ایران می افزاید و آن را بی ثبات میکند . اما اگر وضع عراق بدتر شود خطر حمله آنهم به طور خطرناکش جدی می شود. به گمان یک سالی وقت است.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۰۶ قֽظֽ | Reply
مهبد :
شاید عناصر ثالث فقط افراد و گروه ها و کشور ها نباشند. ممکن است یک اتفاق تعیین کننده از یا در داخل سازمان قدرت حاکم در ایران «ساختار» بازی را تغییر دهد. مثل برکناری دولت یا چیزی شبیه به این. ولی برای تحلیل واقع بینانه نمی توان روی چنین اوهامی حساب باز کرد.
در شرایط فعلی هیچ کدام از نیروهای سیاسی داخلی نمی توانند به تنهایی نقشی تعیین کننده در تغییر سرنوشت بحران هسته ای ایفا کنند، مگر آنکه اولاً اکثر نیروهای تحول طلب داخلی ائتلاف واحدی را همانند یک جبهه نجات ملی یا اتئلاف صلح تشکیل دهند؛ ثانیاً جسارت و صداقت لازم را برای اقدامات «خارج از سیاست های جاری نظام» در پرونده هسته ای داشته باشند؛ و ثالثاً قدرت و اعتماد پذیری شان را بتوانند در صحنه بین المللی نشان دهند که این مولفۀ دیگری از صداقت و جسارت عمل داخلی است.
در غیر این صورت بعید به نظر می رسد نیروهای تحول طلب و صلح جوی ایرانی تاثیری بر روند جریان پرونده هسته ای داشته باشند.
اما اگر در شرایط فعلی با بروز یک خودآگاهی و بلوغ شخصیتی، نیروهای مختلف داخلی به ضرورت چنین همکاری صادقانه و جسورانه ای برای نجات کشور پی ببرند، می توان امید داشت که سرمایه تازه ای برای پیشبرد تحولات آینده نیز در کشور فراهم شود. اما دور نمای ایجاد چنین ائتلاف جسورانه و صادقانه ای همچنان تاریک و احتمال شکل گیری آن نیز بعید است.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۳۹ قֽظֽ | Reply
آشنا :
کاملا درست است در حال حاضر بنظر رفع بن بست موجود نیاز به واسطه و ریش سفید دارد و کسانی هم ظاهرا داوطلب شده اند، از جمله آژانس، روسیه و اخیرا سوئیس و ایتالیا ( خود این قضیه نشان از عدم میل طرفین به درگیری فیزیکی دارد ).
همانطور هم که گفته اید از داخل هم همیاری همه لازم است، حرکتهای اخیر اقایان هاشمی و خاتمی در پیشبرد گفتمان با همسایگان و کشورهای ذی نفوذ در صورت ادامه کارکرد مناسبی خواهدداشت و باعث تقلیل فشار و فراهم آمدن بستر مناسبی خواهد شد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۴۴ قֽظֽ | Reply
دانش آموز :
الان، بدترین موقع برای ترسیدن و آمریکا مثل سگی است که حمله ور شده....،هم پریدن به اون خطرناکه، هم عقب نشینی و در رفتن .
* * * * *
اگرچه نفرین ابدی ، کماکان، گریبانگیر روشنفکران ایرانی هست، روشنفکرانی که نه سیاست مداران ، پیش بینی های آنها را باور می کنند و نه مردم هم حرف آنها را می فهمند.
آنهمه روشنفکر، بیسج شده بودند تا مردم را در دور دوم انتخابات متقاعد کنند به چه کسی رای ندهند ، افراد مختلفی از گروه های مختلف. ولی مردم گوششان بدهکار نبود.
* * * * *
" گفتند ما شما را شوم می دانیم، اگر به سخنان خود خاتمه ندهید شما را خواهیم کشت یا به سختی شکنجه خواهیم کرد. گفتند شومی مربوط به خود شما ست، اگر یاد آور شوید..."
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۴۶ قֽظֽ | Reply
مانی :
چند سطر آخر یادداشتتان مشکلاتی دارد. می گویید" اگر هم این سیاست می خواهد پیش برود چرا به ابزار داخلی آن که مردم سالاری و ...است گردن نهاده نمی شود؟" آیا واقعا معتقدید در صورت امکان ابراز دموکراتیک عقاید در ایران اصلا پروژهء هسته ای تا این سطح مطرح می شد؟آیا این پروژه ای از بالا به پایین نیست؟حمایت های عامه از حق دستیابی را هم بهتر می دانید که اصلا نمی توان جدی گرفت.مثالش { که تازه آن شرایطی انقلابی بود) می شود این که شما اگر هم سفارت را اشغال نمی کردید کسی معترض نمی شد که چرا کسی نمی رود اینها را گروگان بگیرد اما وقتی شروع شد خب طبعا می پرسیدید شما دوست دارید این ها در وسط پایتختتان جاسوسی کنند؟مردم هم می امدند و می گفتند چه خوب کاری کردید اینها را گرفتید.هزینهء برنامهء فعلی حتا با آن نمونه هم قابل قیاس نیست.پس در واقع باید از مردم پرسید که آیا حاضرید به خاطر این مسئله که می گویید حقتان است سرباز آمریکایی بیاید وسط شهرتان جولان بدهد؟ حاضرید نیروگاههای فعلی برقتان نابود شود به خاطر حقی که اگر به دست می آمد قرار بود برایتان نیروی برق تولید کند؟پس می بینید که که سوال آخر یادداشتتان نادرست است چون در صورت امکان بروز دموکراتیک عقاید اصلا کشور بخاطر چنین پرونده ای تا یکقدمی فاجعه کشیده نمی شد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۰۱ بֽظֽ | Reply
Ali :
Jenabe Abdi Zemne arze salam
Rastesh man ham vaghti be akhbarhaye roozaneh negah mikonam fekr mikonam ma dar maareze tahdidi jeddi hastim vali hamishe fekr mikonam ke moshkel be tarighi dar daghighehe 90 hal khahad shod shayad man khoshbin basham vali fekr mikonam Amrica bishtar az ma az inke dargire jange digeii beshe vahshat dare shoma fekr nemikonin intour bashe?
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۳۰ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
سلام جناب آقاي عبدي
به نظر من موضوع جنگ را بايد مسئولان اصلا به ذهنشان نياورند ما نبايد درگير جنگ شويم شرايط اول انقلاب با امروز متفاوت است به نظر من دولت بايد 1 - بحث رابطه با آمريكا را به راي مردم بگذارد و هر چه مردم تصميم گرفتن همان شود 2 - موضوع هسته اي را بايد پيش ببريم ولي نه با تهاجم بلكه با تدبير و سياست تا درگير جنگ ناخواسته نشويم نمي گويم مرعوب دشمن بشويم اما نبايد كار ي كنيم كه بهانه به دست دشمنان بدهيم . به هر حال ايران عزيز در خطر است و بيشترين ضربه را هم مردم مي خورند و اگر مسئولان دلسوز مردم هستند و خود را خدمت گذار آنها مي دانند مي بايست آنچه كه منافع مردم مي گويد همان كنند و بس .
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۵۷ بֽظֽ | Reply
پرويز :
روحانيان همواره نشان داده اند كه در لحظات خطرناك خيلى پراگماتيك عمل ميكنند. يعنى در موردپرونده اتمى نيز بموقع پا پس خواهند كشيد و قدرت خودشان را به خطر نخواهند انداخت. همه ميدانيم هدف ايران از پيشبرد پرونده اتمى چيست. واين شايد كمترين چيزى باشد كه ايران بدان نياز دارد. حق مسلم ما چيزهاى ديگرى هستند كه اطمينان دارم دركوتاه مدت فقط خوابشان را خواهيم ديد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۲۱ بֽظֽ | Reply
علی :
با سلام خدمت جناب عبدی
اگرچه روند پرونده هسته ای ایران و مناقشات خاورمیانه در چندماه اخیر بقدری پیچیده شده که نمیتوان به سوالات مطروحه جنابعالی با قطعیت پاسخ گفت اما ذکر برخی نکات ممکن است به نوعی نتیجه گیری منتج شود:
1-حضور عنصر ثالث داخلی بخاطر وجود جو بسیار تحریک شده داخلی و از طرف دیگر مشکلات خود این عناصر باجناح های حاکم، تا حد زیادی منتفی است.
2- حضور عنصر ثالث خارجی فقط زمانی که یکی از طرفین درگیری به استیصال برسند، موثر خواهد بود.
3- مسئولان نظام بارها ثابت کرده اند که استفاده از قدرت مردم را بصورت حضور در راهپیمایی ها و شعار هایی مانند سفر های استانی _و نه اعطای مردمسالاری به آنها _ترجیح میدهند.
4- از برآیند احساسات تحریک شده عمومی در نزد مردم ایران چنین بر می آید که بخش قابل توجهی از مردم ایران اکنون پرداخت هزینه را به مصالحه ترجیح میدهند.اما اینکه میزان این هزینه در نظر آنان چقدر است،بحث دیگریست.
5-در خبرهای دیروز سناتور لیبرمن گفته است که اکنون قانع شده که ایران به گروه های عراقی کمک تسلیحاتی میکند. حتما میتوان حدس زد که قانع شدن سناتورها آنهم از نوع دموکرات دست گروه حاکم بر کاخ سفید را تا چه اندازه باز میگذارد.
6- کوفی عنان پس از سفری که در آخرین ماه های دبیر کلی بعنوان عنصر ثالث خارجی به ایران داشت، به خبرنگاران گفت که دولتمردان ایران خود را برای بدترین وضعیت آماده کرده اند.
7- عناصری که چالشی به نام گوجه فرنگی مشکلات عدیده ای برای شعارهای پوپولیستی آنها بوجود آورده اتفاقا بدشان نمی آید سرپوشی برای ناتوانی های داخلی خود بیابند.
به هر تقدیر علیرغم میل باطنی باید عرض کنم که به عقیده بنده این راه نه تا پایان ولی تا مرز استیصال ادامه خواهد یافت.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
علی ل :
آقای عبدی با اینکه مطلبم به طور مستقیم به نوشته ی شما مربوط نیست اما بد نیست بدانید که تعدادی از کارگران حریرمخمل کاشان که در اعتراض به عدم دریافت 17 ماه حقوقشان شعار های نسبتاً تندی به سیاست های دولت داده بودند هم بازداشت شدند.
..............
..............
در این مورد یادداشتی نوشته ام یکی دو روز دیگر منتشر می شود اخبار تکمیلی را آن موقع مرقوم کنید.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۲۸ بֽظֽ | Reply
علی :
" ... بنابراين براي رفع درگيري بايد استدلالهاي ديگري را بكار گرفت... " بله برای رفع در گیری باید استدلال های دیگری به کار گرفت . چشم ها را باید شست . جور دیگر باید دید :
برای رفع درگیری باید در خدمت منافع کشورهای پیشرفته در منطقه حرکت کنیم و در راس آن در جهت منافع ایالات متحده ی آمریکا .
و اما منافغ کشورهای پیشرفته و در راس آن ا.م.ا. بطو ر شگفت آوری گره خورده است به اینکه انتخاب ارگان های اداره کننده ی کشورها ، آزاد و منصفانه و بر مبنای منشور جهانی حقوق بشر باشد و کشو رهای جهان همگی در روند جهانی شدن اعضای کامله الوداد سازمان تجارت جهانی یاشند .
اکنون بعهده ی آنان که توان و نیروئی در خود می بینند است که این نکته را بر ای کسانی که این جور نمی بینند روشن کنند . برایشان روشن کنند که هیچ ضرورتی امروزه روز به این نیست که بگوئیم می حنگیم می میریم ذلت نمی پذیریم . ذلتی نیست که بپذیریم یا نپذیریم . روشن کنند ، با نمونه ی ژاپن با نمونه ی آلمان بعد از جنگ با نمونه ی کر ه با نمونه ی چین ، بانمونه ی هند .... که دنیا دنیای تعامل و همکاری و اتحادیه های تجاری و سیاسی و فرهنگی است . دنیا دنیای انسانها ، از هر رنگ و نژاد و مذهب ، یکدیگر را در بر گرفتن است . کافی است چشمها را بشوییم و جور دیگر ببینیم . واقعی ببینیم .
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۳۶ بֽظֽ | Reply
محمدرضا :
جناب آقای عبدی با تشکر از تحلیل خوب شما . آیابه نظر شما عنصر یا عناصر ثالثی که ایران را ازمخمصه فعلی نجات دهد می تواند اعلام عفو عمومی برای کلیه ایرانیان داخل وخارج برای رسیدن به یک وفاق ملی ، اسقاط دولت احمدی نژاد از طریق عدم کفایت وی درمجلس و برگزاری انتخابات زود رس باشد . درضمن حوزه مانور هاشمی درحال حاضر محدود به مجمع تشخیص و بعضا ارتباط با رهبری است و قدرت اجرایی در دست کسانی است که وضع را به اینجا کشانده اند .
................
................
عبدی:
درمجموع به حضور عنصر ثالث داخلی چندان امیدی ندارم.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۴۹ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
1-
از پاسخ به پرسش يكم(انتظار شما چيست؟) اجتناب مي كنم!
2-
كدام يك از عناصر ثالث فعال مي شوند؟
محتملتر عنصر داخلي است!
(البته در چارچوب كلي بحث جنابعالي)
به عنوان "عامل سوم " من ، تركيبي به صورت كنسرسيوم را منطقي مي دانم كه متشكل از اقايان هاشمي(دولت سازندگي)،حجاريان وجنابعالي(دولت اصلاحات) ، ميرحسين موسوي(دولت جنگ) و ابراهيم يزدي(دولت موقت)باشد
تشريح مبناي تئوريك اين كنسرسيوم ، مجالي مستوفي مي طلبد
3-
ميزان حضور (در عرصهء عمل-نه عرصهء نظر) عامل سوم با تركيب فوق فعلآ ناچيز است
اين تركيب يك ايدهء صرف، مي باشد كه اينجانب براي اولين بار طرح مي كنم
4-
اين كنسرسيوم با شش چالش عمده مواجه مي باشد
يكم:
عنصر زمان، براي توافق در بارهء ساختار(قبل و بعد از دفع خطر برخورد نظامي امريكا)
دوم:
نيروي اوپوزوسيون كه در جهت مخالف وارد مي شود و ساخت جديدي پيدا كرده است
سوم:
از ذكر اين مورد خودداري مي كنم
چهارم،پنجم و ششم:
بهكذا
5-
با فرض دو شرط(از جنس اگر....) ،كم توفيق نخواهند بود(فعلآ احتمال ان خيلي بالا نيست)
اگر:
ان تركيب با همان شكل وارد شود
اگر:
در بنديكم مورد شماره 4 ، توافق (و البته تضمينهاي خاص) حاصل شود.
با تشكر
توفيق شما را ارزومندم
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۴۲ بֽظֽ | Reply
پرويز :
جمله لاريجانى چنين است:
Iran’s National Security Doctrine is defensive, because Iran does not consider military actions as the solution to the problems.
متن سخنرانى لاريجانى در سايت رسمى كنفرانس درمونيخ :
http://www.securityconference.de/konferenzen/rede.php?sprache=de&id=195&
......................
.....................
عبدی:
در این صورت دفاعی بودن متوجه سیاست هسته ای نمی شود و در نتیجه آن انتقادها هم وارد نیست.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۱۷ بֽظֽ | Reply
نجفی :
جناب عبدی سوال بسیار بجا و به موقع را مطرح کرده اید. به نظر می رسد تا حدی کار از کار گذشته است و باید متولیان امور یک استراتژی عملیاتی برای حالت فوق العاده یا بحرانی اتخاذ نمایند معمولا در این حلت استراتژی اتخاذ شده تحت تاثیر عوامل ایجاد بحران اتخاذ می گردد . به عبارتی واضح می بایست فورا تغییراتی برای بازگشت شرایط ماقبل بحران اتخاد کردد . به نظر می رسد . اما بهترین تغییر؟ 1- همت و ایثار و از خود گذشتگی جناب اقای احمدی نژاد از مقام ریاست جمهوری تا حدودی قابل اطمینان شرایط را به حالت عادی برمی گرداند.
2- تغییراتی در تیم مذاکره کننده و سلب هرگونه اختیار از رئیس جمهور پیرامون اظهار نظر های تنش افرین در مسائل بین الملی از تشدید بحران
جلوگیری می کند .
اما یک سوال باقی می ماند . آن اینکه تمام این استراتژی یها وقتی قابل اتخاذ است که متولیان به شرایط بحرانی آگاه و متوجه باشند به عبارتی دیگر آیا آقایان تصمیم گیر و متولی به شرایط حساس و بحرانی قرارگرفتن مملکت پی برده اند ؟
پاسخ این سوال برای اتخاذ استراتژی کاملا ضروری است .
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۴۳ بֽظֽ | Reply
Mohammad :
Pas az an ke Larijani mas´oul-e mozakerat-e atomi shod va Rousieh ra vared-e mozakerat-e chand janebeh kard, shoma dar mosahebe-ii in amal ra eshtebah danestid va goftid agar keshvari digar mikhast ezafeh shavad, an eyalat-e mottahedeh boud. amma dar in tahlil avarde-iid ke Chin ya Rousieh be onvan-e onsor-e sales mitavanestand matrah shavand!
..............
...............
عبدی:
از توجه و دقت شما ممنونم .در این یادداشت هم می خواستم به آن مساله اشاره کنم اما برای پرهیز از طولانی شدن اجتناب کردم.
بله من اضافه کردن روسیه را به مذاکرات اشتباه می دانستم و معتقد بودم اگر قرار است کشوری اضافه شود طبعا ایالات متحده است. چون در آن زمان بحث مذاکره و به نتیجه رسیدن بود. اما الان بحث جلوگیری از درگیری است. اگر فردی با مثلا شریک خود اختلاف دارد بهتر است مستقیما با خودش بحث کند و نه با شخص ثالث، اما هنگامی که بخواهد کار به خشونت کشیده شود چاره ای جز ورود عنصر ثالث و میانجی که توان تاثیر گذاری بر معادله را داشته باشد نیست. پرونده امروز ایران با پرونده سال گذشته فقط تشابه اسمی دارد ولی در واقعیت خیلی تفاوت کرده است.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۵۱ بֽظֽ | Reply
سیروس :
عنصر ثالث خارجی در کوتاه مدت اروپا بو یژه انکلیس می تواند باشد. کاش میزگرد کانال جهانی تلویزیونی بی بی سی در روز 5شنبه را دیده بودید که در آن هردو گروه از حزب محافظه کار و کارگر با چه حرارتی از رژیم دمکراتیک(کلمه ای که آنان بکار می بردند) ایران دفاع کرده و انرژی هسته ای را حق مسلم ایران دانسته و حتی اکثریت آنان با بایکوت اقتصادی نیز مخالف بودند.
فراموش نکنیم که کمتر از دو سال دیگر نیز به برکناری بوش نمانده است. و عنصر ثالث بعد از آن نیز می تواند هیلیری کلینتون باشد.
اما باور بسیاری از دانشجویان علوم سیاسی اینست که حداکثر درگیری نظامی در خلیج فارس رخ خواهد داد و بلافاصله با کوتاه آمدن ایران مانند سابق به پایان می رسد. و بنا بر ساخت قدرت در ایران از آن پیروزی نیز می سازند.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۴۴ بֽظֽ | Reply
عيسی اسدی :
جناب آقای عبدی
با سلام و دعای خير ، به نظر بنده آمريكا به ايران حمله نخواهد كرد.
1ـ ايران در مقاطع حساس با آمريكا كنار آمده است. الف ـ آزادسازی گروگانها ب ـ جريان مك فارلين ج ـ جنگ افغانها با شوروی د ـ جنگ آمريكا با عراق ( اول) ه ـ جنگ آمريكا با طالبان و ـ جنگ آمريكا با عراق ( دوم)
2ـ در صورت سقوط حكومت ايران مشكلات زيادی به منافع دراز مدت آمريكا وارد خواهد ساخت.
الف ـ معلوم نيست در صورت بحران در ايران چه كسانی زمام امور را به دست خواهند گرفت.ب ـ در چنین شرائطی ، كشور بزرگ ايران بی ثبات میشود كه اين امر دلخواه كشورهای منطقه نيست.و چه بسا مامن گروههای تروريستی همچون طالبان شود. ج ـ كشور ايران نسبت به كشورهای منطقه مهاجر پذيری مناسب از مردم كشورهای همسايه است در صورت وجود بحران در ايران كل منطقه با سيل مهاجرين ايرانی مواجه می شود.
3ـ نتيجه انتخابات كنگره در آمريكا و انتخابات شوراها در ايران مواضع همديگر را تعديل می كند.
4ـ تعامل كشورهای اروپائی و روسيه و چين و عربستان با همديگر باعث تعديل مواضع آمريكا و ايران خواهد بود.
5 ـ وجود دوستان مشترك آمريكا و ايران در مديريت كشور افغانستان و عراق باعث تلطيف مواضع آمريكا و ايران خواهد شد.
6ـ به پايان دوره حاكميت بوش وهمراهانش دركاخ سفيد و بلر در انگليس و پوتين در روسيه نزديك است. گشودن پرونده جنگی مستلزم وقت بيشتر دوره حاكميت مديران است.
و لايل بسيار ديگر كه بين ايران و آمريكا جنگ نخواهد افتاد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۴۵ بֽظֽ | Reply
ابراهیم :
برادرم مهندس عبدی با سلام،به نظر بنده مشکل عمده ما داخلی است همانجا که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که شما از آنها تحت عنوان عنصر ثالث نام می برید در خصوص مشکل هسته ای همان حرفهایی را می زنند که رئیس دولت و بقیه همفکرانش بر زبان می رانند.به چند دلیل به نظرم این کار عملی نخواهد بود:اولا هنگامی ورود این اشخاص به صحنه کارساز خواهد بود که مردم حامی و پشتیبان آنها باشند و به نظر می رسد مردم دیگر به این گروه اعتمادی ندارند .ثانیا این اشخاص باید دارای این جرات ،جسارت و اراده باشند که سخنی به غیر از آنچه دولت و گردانندگان صحنه فعلی می خواهد بر زبان برانند و در حال حاضر این افراد یا جسارت لازم را ندارند و یا اصولا به چنین روشی اعتقاد ندارند(که برداشت بنده دومی است) .باید توجه داشت که مردم به گذشته افراد توجه ویژه دارند و با توجه به این پیشینه بعید به نظر می رسد مردم آقای هاشمی را که مظهر رانت اقتصادی بوده یکبار دیگر بعنوان مرجع و ناجی بپذیرند.البته نه اینکه دولت فعلی از چنین خصلتی بی بهره باشد .این دولت نیز به شیوه خودش رانت اقتصادی را نهادینه کرده و می کند.(حضور تمام اقوام و فامیل آقای باهنر در پستهای حساس نمونه آشکار آن است).
البته بنده از جنابعالی بعنوان یک روشنفکر خوش فکر و یک تحلیلگر ورزیده تعجب می کنم که چگونه بازگشت به آقای هاشمی را یکی از راههای برون رفت از این مخمصه می دانید؟آیا اصولا شما به این باور رسیده اید که آقای هاشمی عوض شده و می تواند گره گشای این معضل باشد؟
بنده به شخصه آقای هاشمی رافردی می شناسم که به کرسی و صدارت بیش از هر چیزی بها می دهد و ایشان در این مدت ثابت کرده که در این راه حاضر به هر گونه فداکاری نیز می باشد!!.
برای کسی که سالها نفر دوم نظام بوده(در دوران امام به عنوان جانشین فرمانده کل قوا ،رئیس مجلس و ...و پس از امام نیز بعنوان رئیس جمهور و رئیس مجمع ) چرا باید مجددا در هر پستی کاندید گردد.(مجلس ششم،ریاست جمهوری نهم).ایشان حضور در صحنه و ملاقات با سران کشور ها و .. بر هر چیزی ترجیح می دهند.
در ثانی آقای هاشمی چقدر نخبه هستند که قادرند در تمام دوران سی ساله انقلاب تمام گره ها را باز کنند؟این اوج استیصال نخبگان یک ملت که برای هر مشکلی دست به دامن کسی می شوند که دوران تاثیر گذاریش سالهاست بسر رسیده است.بنده رویکرد آقای ناطق را بسیار با ارزش تر از روش آقای هاشمی می دانم.
بنده بر این باوروم که مسئولین ما با توجه به شرایط جهانی و اوضاع نا بسامان منطقه (قیمت نفت،اوضاع عراق ،لبنان و افغانستان)خود را بیش از حد قوی احساس می کنند چنانکه معتقدند در رویارویی احتمالی با امریکا او را به زانو در خواهند آورد چه خود را از مردم ویتنام کمتر نمی بینند.بر اساس همین برداشت آنها تا قدم آخر را برای جنگ خواهند برداشت .چنانچه در آن قدم آخر به این نتیجه برسند که تصورشان اشتباه بوده عقب نشینی می کنند (به شیوه خاصی که فعلا موضوع بحث ما نیست-البته اگر در آن قدم آخر دشمن اجازه این عقب نشینی را بدهد.)اگر هم به این حقیقت نرسند برخورد قهر آمیز اجتناب ناپذیر می باشد .بنده بعضا با بعضی از همفکران دولت با تحصیلات بالا در این مورد بحث کرده ام و می بینم که توهم قدرت در آنها فراگیر است و نگرانم که این توهم کیان کشور را نیز تهدید کند.
البته شاید با چند برخورد جزیی امریکا و چند تا زیر گیری(به قول کشتی گیران)این عزیزان به این درک برسند که حریفشان بسیار قوی تر از حد تصور آنها است و باخت با اختلاف امتیاز را انتخاب کنند تا از ضربه فنی تمام عیار خود جلوگیری نمایند.
در هر صورت بنده برخورد را قطعی می دانم اما دامنه آن بستگی به عکس العمل ایران دارد.
..................
...................
عبدی:
نظر من در باره حضور آقای هاشمی مطابق استنباط شما نبود اگر یک بار دیگر به متن مراجعه شود حتما این سوء برداشت برطرف خواهد شد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۲۱ بֽظֽ | Reply
ارژنگ :
1-تن در دادن به يك دموكراسي حقيقي و مبتني بر نظر آزادانه مردم براي ساختار فعلي امكان پذير نيست.به اين دليل ساده كه ترجمان واژه " نظام" در ايران امروز ،عملاً مساوي است با حكومت و نظرات يك گروه يا طبقه خاص.اگر اكثريت مردم معتقد به ناكارآمدي سياست هاي اين طبقه باشند( كه به نظر من هستند) آنچه از يك روند انتخاباتي آزاد پس از چند دوره حاصل خواهد شد ، هرچه باشد "نظام" فعلي نخواهد بود.بازي دموكراسي كنترل شده مانند دوم خرداد نيز خيلي زود از طاقت اصحاب قدرت بيرون شده و تبديل مي شود به اداي دمكراسي را در آوردن. پس اميدي به توسل نظام به اين ابزار براي خروج از مخمصه نمي توان داشت.
2- جامعه چنان در سرخوردگي، تشتت، بلاتكليفي و از همه مهمتر بي خبري از وضعيت خطرناك پيش رو به سر مي برد كه انتظار هر نوع فشار به حاكميت از سوي مردم درجهت تغيير رفتارها بيهوده است.
3- تا چند ماه پيش چنين مي انديشيدم كه چون در اينجا بر خلاف عراق بيشتر يك طبقه و به نوعي عقل جمعي حاكم است تا اراده مطلق يك نفر، سرانجام داستان متفاوت خواهد بود. اما گوئي اين تكثر خود مسئله ساز شده . شايد هم اشكال از كانال هاي خبررساني است كه اطمينان كاذب توليد مي كنند.
4- با اين اوصاف هنوز به كوتاه آمدن "نظام" در دقيقه نود و بدون هيچ امتيازي باور دارم. تنها در يك صورت امكان جنگ بين ايران و آمريكا وجود دارد. اينكه تا لحظه آخر آقايان معتقد نباشد كه حمله قطعي است.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۰۲ بֽظֽ | Reply
هادي :
جوهره و ذات يك حكومت،رسيدگي به حال و وضع ِ مردم ِ خويش است. هرچه غير از اين جوهره باشد،خوب است و عالي اما عرض است و عارضي. اگر حكومتي،به هر دليلي،نتواند اين جوهره را داشته باشد،چه فايده كه گونه هاي عرضي ِ ديگر باشد؟! چون بدون آن جوهره،حكومت،ديگر،حكومت نيست. مي توان با ظلم جهاني مبارزه كرد،مي توان ارزش هاي خويش را به جهان صادر كرد،مي توان انرژي ِ هسته اي داشت اما ... بدون ِ آن جوهره؟!! به خدا هيچ ايراني از اين عرضيات،بدش نمي آيد. سخن اينجاست آقاي عبدي كه با كدام هزينه؟ اگر بپذيريم كه گويا جنگ جنگ حيثيتي شده،ما مردم حاضريم پاي آبرو بايستيم،اما با كدام هزينه؟ هزينه ي نابودي ِ تمام ِ ساختارهاي نظامي و اقتصادي و نابودي آينده ي اين مردم؟!
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۱ بֽظֽ | Reply
محسن :
آقای عبدی با سلام. متأسفانه مهمترین بخش استدلال شما که در سطر آخر سعی کرده اید بیان کنید با کرکتری که از شما می شناختم و نیز با بیشتر قسمتهای متن تفاوت دارد. در بازگست از برنامه امروز در حوالی میدان آزادی به این فکر میکردم که علیرغم آنچه که منطقا به ذهن دوراندیشان میرسد، واقعا اکثر مردم علاقه به تبعیت محض و نیز پیگیری برنامه های هسته ای دولتمردان دارند. حال ممکن است در کوتاه مدت و یا حتی میان مدت فشارهای زیادی به کل ملت وارد آید. بنابر این بنظر میرسد مهمترین راهکار مؤثر همانا توجیه رهبران ارشد و نیز فعالیت ویژه آقای هاشمی است.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۰۷ بֽظֽ | Reply
ابراهیم :
سلام : آقای عبدی افراد حقیقی یا حقوقی هم هستند که از وضعیت موجود و از ادامه وضعیت موجود نفع میبرند . اگر این افراد پر زور باشند باید چه کرد ؟ چون احتمال دارد تاثیر عنصر سوم را نیز خنثی کنند .
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۴۱ بֽظֽ | Reply
میثم :
همه خوب تحلیل میکنند ولی هیچ کس راه حل ارایه نمیکند!حتی شما آقای عبدی!
.................
عبدی:
در باره امکان و چگونگی ارائه راه حل فردا یادداشتی تقدیم می شود.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
Farzad :
salam, zaheran zamane mashrutiat besiari az mardome azarbaijan baraie emrare ma'ash raahie gafgaz o azarbaijan'e shomali shode budan, nemidunam in ie nogteie tarikhie ia na! amma be har haal tabdil be zarbolmasal shode beine mardome azarbaijan! nagl shode ke yaki az hamin afraad name'e be khunevadash ke tu iran hastan minevise be in mazmun ke : shenidam dar iran mashrute tagsim mikonan, sahme mann raa ham begirid o befrestid inja ...
*bebakhshid ke nagle bija'ee bud, amma ingadr in hage mosallam, shode nagle hame ja fekr kardam khali az lotf nabashe shenidane in nokte ...
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۳۱ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی ...چون برایت اسباب درد سر میشود !!مختارید و اگر چاپ نکردید
هر گز نه سوال میکنم نه رنجیده میشم ...فرمودید حرفهای مرا نمی فهمید اگر ممکنست
واضح تر و رک تر بنویسم بسار خب ...رفته بودم مغازه ایرانی نزدیک محل سکونتم
بعد از احوالپرسی راجع باوضاع ایران و احتمال برخورد نظامی و نظرات کارشناسان
داخل و خارج بود که مغازه دار طرفدار سیاست قبلا شاهدوست !!!ناگهان گفت مقاله
عباس - عبدی را در فلانجا خوانده ایی !؟ دوست نداشتم بگویم من هم برایش کامنت
میگزارم و ...از صاحب مغازه پرسیدم مذموم مقالهه عبدی چی بود !؟ خیلی رک فرمود
عبدی نوشته که امریکا !؟ ول کن شما (کل رژیم )نیست و بهترست تا بجنگ نکشیده
و بتیرهای برق اویزانتان نکرده اند ببینید نظر امریکا/ انگلیس بچه کسی است و با
صلح و صفا تحویلش دهید و بمسجدها بر گردید ....این لپ کلام دوست قبلا شاهدوست
منست و بخوبی میداند بنده هم سمپات حزب توده بودم و اگر تغیر و تحولی در من شده
بدلایل شخصی و دلبخواه بوده ... نه مثل کشتگر لیبرال دمکرات دو آتشه شده ام نه مثل فرخ نگهدار
چکنم چکنم فصلی دارم نه مثل سر دبیر پیک نت نیزه بطرف محافظه کاران پرتاب
میکنم و دهن کجی بامریکا ...بمثل خاتمی دلبستم و بمیانه روی ایشان ایمان پیدا کردم
و در مورد استقلال ایران مطلق نگرم و نه میانه رو !!!این مشکلم حل شدنی نیست
بخصوص امریکا و انگلستان و فرانسه را و احزاب محافظه کارشان را درنده دروغگو چپاولگر
و دد منش و سلطه گر میدانم و شما اقای عبدی نه در برقراری مردم سالاری سکولار
دست دعا بدرگاه بوش و چنی دارید بلکه از کارتر و تد کندی مخالف سیاست بوش
هم بشدت نفرت دارید !!؟ برای شما اگر محافظه کاران ایرانی سی میلیون از چهل میلیون
رای مردم را بیاورد مثل بوش و حماس نه تنها قبول ندارید بلکه اب و نانشان را قطع میکنید
تا فنا بشوند ...شما دنبال مردمسالاری ایرانی نیستید و ....اگر هم ناراحت شدید
با شما حدا حافظی میکنم اما حیف بود دلم را باز نمیکردم- اگر یک حرف شما واجب میکرد
که این تند نامه را بنویسم بخاطر اخر مقاله اتان که باز تکرار کردید چرا بمردم سالاری
فرصت نمیدهید تا همه مردم پشتیبانی کنند شما را مقابل امریکا !؟؟ منظور شما
سلطنت طلبها محاهدین خلق فداییان و ...!؟ هم هست فقط چگونه انها را از کاخ سفید
و پنتاگون جدایشان میکنید !!؟ و در ایران انها با کدام پول سرمایه فعالیت کنند !؟ با کمک انها !؟ یا گر منظورت خود شما و شاید نهضت ازادی
ملی مذهبیهاست و حتی ملی گراها باز انها که در لیست امریکا/ اروپا هستند نق نقشان
تمام شدنی نیست. بر قرار باشید
.....................
عبدی:
عرض می شود که خیر انتشار آن مشکلی ندارد .اما آن دوست سلطنت طلب شما همینطور تحلیل کرد که آخر و عاقبتش به این روز افتاد اگر کمی ذهنیات خود را کنار می گذاشتند حتما سرنوشت دیگری داشتند وتا وقتی هم که اینطور تحلیل کنند این حکومت که سهل است حکومتی که ده برابر هم از اینه ضعیفتر باشد را نمی توانند از جا تکان دهند.البته از شما به عنوان یک فردی که در این سایت به راحتی نظر می دهید و خوشبختانه لزومی هم برای ملاحظه این وآن ندارید انتظار اخلاقی می رفت که آن فرد را از اشتباه در آورید و خود را به بی اطلاعی نزنید .زکات(ببخشید از اصطلاح اسلامی استفاده کردم) مطالعه و نظر دادن شما از این سایت همین مقدار آگاه کردن دیگران است.
در هر حال اشکال ندارد من پاسخی می دهم که شما قبول زحمت کنید و آن را در اختیار ایشان قرار دهید.
حکومت حاضر به لحاظ مولفه های اصلی قدرت طی چند دهه اخیر در وضعیت بسیار مناسبی قرار دارد.حدود دو دهه رشد نسبی اقتصادی و درآمدهای عظیم نفتی (گرچه با انتظارات مردم فاصله زیادی دارد) و سرنگون شدن رژیمهای دشمن آن در مرزهای شرقی و غربی و..... تماما معرف این جایگاه است.ضمن این که در منطقه و حتی فراتر از منطقه هم قدرت مانور دارد و لی یک اشکال مهمی داردکه ممکن است باعث دردسرش شود.و آن عدم توازن میان خواستها و مقدوراتش است و این اشکال به نحو دیگری هم خود را نشان می دهد و آن این که جمهوری اسلامی از ابتدا تا کنون به نوعی محصول عقل جمعی بخش قابل توجهی از نخبگان طرفدار حکومت بوده است و در واقع سر آن با تنش تناسب داشت اما این تناسب کم کم به علل مختلفی کم شده و احتمالا از همین نقطه هم ضربه خواهد خورد.و این مشکل جامعه ماست نه این که فکر کنیم آمریکائی ها هر کاری را اراده کنند محقق می شود.فعلا همان عراق آنان را کفایت می کند.اما بازی دو طرف به گونه ای است که ممکن است خسارتهائی را به ایران بزنند بدون آن که به لحاظ اهدافشان نتیجه قطعی بدهد ولی این حسارات در هر حال برای مردم ایران خسارت است و بیش از همه طبقات ضعیف و پائین جامعه متضرر خواهند شد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۴۰ بֽظֽ | Reply
رضا :
سلام جناب عبدی
بسیاری از شبکه های خارجی امروز این نکته را متذکر شدند که گویی آقای لاریجانی از کشوری نیامده که امروز صبح احمدی نژاد در آن سخن گفت.به نظر شما این نا هماهنگی عمدی است؟
............
عبدی:
رئیس دولت هم در ایران چنانکه انتظار می رفت سخن نگفت و به نوعی موضع در جهت آرام کردن اوضاع تعبیر شد.
۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۵۳ بֽظֽ | Reply
:
باسلام
قدرتي در خارج وجود ندارد كه نقش سوم را بازي كند فقط جمع
قدرتمند واز خود گذشته مخالفان دولت بصورت متشكل از هاشمي خاتمي وكروبي وكليه
گروههاي اصلاح طلب واصولگرايي كه داراي فكر براي فردا هستند شايد.
به شخصه فكر ميكنم ما به سرنوشت محتوم نزديك شديم ما از انقلاب چه انتظاري داشتيم
چه شد بايد قبول كرد فواره چون بلند شود سرنگون شود فقط خدا كند ملت سرنگون نشوند
حسين
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply
بهمن :
مهندس عبدي عزيز،
1- چگونه ميشود از جنگ با آمريكا دور شد سئوال جالبي است و جواب آن جالبتر.ساختار سياسي و اقتصادي آمريكا بر مبناي وجود دشمن و جنگ است. اقتصاد آمريكا بدون جنگ فاجعه بار است.
آمريكا بدنبال جنگ و بحران است و تمامي سياستها در اين راه است.
2-آيا نظام ايران هم بر مبناي جنگ است؟ پاسخ اين سئوال منفي است و ايران چنين ساختاري ندارد.لذا منافع ايران در پرهيز از جنگ است.
3- براي تضعيف آمريكا در معادلات جهاني چه بايد كرد؟ پاشنه آشيل آمريكا صلح است و عدم بحران و جنگ.
4- با توجه به مطالب فوق بزرگترين خدمت به بشريت و بخصوص ملت ايران حركت در جهت پرهيز از جنگ است.چگونه اين امر محقق ميشود؟با درك درست از واقعيت. در جنگ احتمالي ايرن و آمريكا، آمريكا برنده نهائي است.سران كمپانيهاي آمريكائي كه طراحان واقعي بحرانها و جنگها هستند، نه نگران كشته هاي آمريكائي هستند و نه اهميتي به ايرانيها ميدهند.به عراق و ويتنام نگاه كنيم و عبرت بگيريم.
5-بي تعارف بگويم هر سياست منجر به جنگ از سوي ملتي كه نفعي از جنگ نميبرد با نظامي كه حياتش وابسته به جنگ است ميتواند مورد ترديد جدي قرار گيرد.
واقعا فكر ميكنيد مسئولين فعلي به اين فاجعه چه جوابي خواهند داشت.شايد اظهارات سيد حسن نصرالله بعد از جنگ اخير با اسرائيل همه را از توهمات برهاند و آنها را از خواب بيدار كند.البته اگر به تعبير الهي گوش و چشم بازي باشد.
6- در اين ميان آنان كه با سكوت مصلحت آميز خود به اين فاجعه راضي مشوند بيشتر بايد فكر كنند. واقعا اگر سالها آموزش دين اكنون كاربردي در دفاع از حقوق ملّت نداشته باشد، كي بايد اين كار صورت گيرد؟
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۰۹ قֽظֽ | Reply
:
be nazar man amrika tasmim girande ast va bazi ra be tarafi ke makhahd mibarad hal che hashemi che eslah talab bazi tamam shod
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۵۰ قֽظֽ | Reply
عطا :
این شخص ثالث یا عنصر ثالث بنا به نقش محلل بودنش باید کشوری اسلامی باشد و از اعراب... ( الجزایر در زمان شاه[ پیمان اروند رود ] و بعد از انقلاب [ پیمان گروگان ها ] دوبار این نقش را ایفا کرد ، احتمالا نوبت ترکیه یا عربستان است .
.................
عبدی:
ظاهرا از مفهوم طرف ثالث یک تعبیر ناقصی هم که شده باید اصلاح شود.حضور طرف ثالث در دعوای کنونی صرفا با رضایت طرفین امکانپذیر است .این طرف می کوشد که راه حل مرضی الطرفین پیدا کند که تخاصم رخ ندهد اما در ضمن قدرت آن را دارد که کفه طرفین را هم متوازن یا متحول کند اما در هر حال در مورد حاضر بدون رضایت دو طرف قادر به ایفای چنین نقشی نیست.
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۰۶ قֽظֽ | Reply
Mohammad : در جواب Mohammad
Albatteh dar matn-e konouni avarde-iid pish az sodour-e ghat´-nameh alayh-e Iran mishod az onsor-e sevvomi manand-e Rousieh bahreh gereft
sharayet-e emsal ham ba´d az sodour-e ghat´-nameh nesbat be parsal boghranj-tar shod..
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۲۹ قֽظֽ | Reply
:
نقل قول ياد شده مربوط به مصاحبه لاريجاني با خبرنگاران روز پيش از سخنراني وي مي باشد ولي البته ممكن است كه آنهم نادرست گزارش شده باشد.
http://www2.dw-world.de/persian/iran/1.213364.1.html
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۳ قֽظֽ | Reply
:
در جواب اقای رضا مینویسم ٬ متاسفانه انهاییکه باورشان از این حکومت جنبه القا یک حکومت دیکناتوری مثل کره شمالی شده
انهم توسط رسانه های غربی مسلما فکر اینکه در ایران خاتمی هم هست رفسنجانی هم هست خامنه ایی هم هست احمدی نژاد هم است
و حرفهایشان متفاوت و .../اما وقتی بوش غر میزند و کالین پاول کمی مهربانتر حرف میزند و رامز فلد رجز جنگی میخواند
همه غش و ریسه میروند که بعله ازادیست دیگر اما وقتی بوش تصمیمی برخلاف نظر همگان میگیرد و توصیه پیران را رد
میکند بایشان لقب دیکتاتور هر گز داده نمی شود بلکه رییس جمهور مثلا یکدنده و لجوج بزرگترین تهمتها میشود ...باعث تاسف است
که این فرصت تاریخی رو بجلو گام نهادن ذره بذره و نهادینه شدن تسامح و تحمل و مردمسالاری را دارند از دست مردم ایران میگیرند
انگاری عادت شده دیکتاتور سازی و ساواک سازی و عده ایی هم بعنوان مبارز ناله سر دادن داستان درست کردن مخفی شدن
در خارج اسم در کردن و .....بر احوال روشنفکران ایران باید گریست
......................
عبدی:
فکر نمی کنم در غرب هم چنین تصویری از ایران ارائه شود.بلکه بر عکس نوعی تنوع و تکثر را همواره بیان می دارند.اما این که بخشی از ایرانیان چه می گویند بیشتر بحث سیاسی است تا واقعی و علمی.
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۲۳ قֽظֽ | Reply
علی :
نابغه بزرگ و فقید آلمانی والتر بنیامین در کتاب درخشان خیابان یک طرفه به نقد جامعه خرده بورژوای آلمان آخر قرن 19 و اوایل قرن 20 (پیش از هیتلر) و مردمان تنبل و بی تحرک و زبونی میپردازد که به جای تحلیل و عمل واقعی فقط نظاره گرند و تکیه کلامشان "اوضاع نمی تواند اینطور بماند" است. وی در همین کتاب (نقل به مظمون) تنها راه خروج جامعه آلمان از آن گنداب را نابودی کامل آن جامعه و نیاز به شروع دوباره از هیچ می داند. وی زنده نماند که درستی ادعایش را ببیند، اما تاریخ ثابت کرد که نظر وی تا چه اندازه درست بوده است. متاسفانه احساس شخصی من این است که نه لزوما جبر تاریخی بلکه سلسله عوامل جامعه آشفته ایران را به همان سو می کشاند. اگرچه تاریخ ثابت کرده که چندان هم فرمول بردار نیست. به عنوان یک ایرانی اجازه می خواهم بگویم "اوضاع نمی تواند این گونه بماند".
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۲۴ قֽظֽ | Reply
سلیمان :
با سلام
آیا به نظر شما این همه نیاز به دلسوزی برای مردم ایران لازم است؟ اینکه نگران حمله نظامی بیگانه باشیم که شاید به مردم ایران و منافعشان آسیبی برسد آیا لازم است؟ مردم ایران مگر چه کسانی هستند؟ همین افرادی که هر روز در خیابان میبینید و در زندگی روزمره اجتماعی رفتارهای زیبایی چون ریا ، دروغ ، دورویی،زرنگی(به قول آقای نیکفر "چکیده رذایل اخلاقی ایرانی")، فرار از قانون و ... را از آنها تجربه میکنیم ، مردم قهرمان و با فرهنگ ایرانند. همین مردمی که هر روزه در حال له کردن یکدیگر و بالا رفتن از گرده یکدیگر برای دستیابی بیشتر به سرچشمه های رانت نفت هستند آیا نیاز به دلسوزی دارند!؟ فعلن برای مردم ایران مدل سرخکن و رنگ یخچال و چند نفره بودن ساندویچ میکر و یا شرکت در مراسم .. مهمتر از اندیشیدن به مصیبتها و بلاهایی است تا کنون به سرشان آمده و یا دارد میاید. به نظر میرسد جز ناامیدی و فرار از این مردم و مملکت راهی نیست.
........................
عبدی:
خوب اگر کسی گفت که یک ایرنی تا این حد عاطفه و نوع دوستی خود را نادیده گرفته پس به همین دلیل نباید ذره ای به فکر او بود و یا کمکش کرد در این صورت چه جوابی می توان داد؟
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۴۱ قֽظֽ | Reply
علي :
جناب آقاي عبدي
راه حل مساله روشن است چون صورت مسئله روشن است،نه اينكه اسان است بلكه بسيار هم مشكل است چون مشكل خيلي پيچيده است.
نكته اول
ازتمامي امكانات مي بايست استفاده كرد.
نكته دوم
تمامي امكانات در حال حاضر چيست؟
1-سران نظام (عليرغم تمامي اختلافات)كه تمايلي جهت تغيير شرايط رادارند.
2-مسئولين رده دوم وسوم چه داخل وچه خارج از حكومت وروشنفكران ،دين دوستان وهركسي كه صاحب نفوذ است.
3-مردمي كه شرايط را مي دانند ويا نمي دانند.
نكته سوم
در صورتيكه جنگ شود مي توان حدس زد كه احتمالا ايرانسالها به عقب خواهد رفته مي شود.پس از قرباني دادن وفداكاري وهمچنين مهار خودخواهي ها جهت جلوگيري از اين فاجعه نبايد اجتناب كرد.
نكته چهارم
شرح وظايف امكانات موجود
1-مسئولين رده اول وظيفه روشنگري در سطوح بالاي نظام ،ارتباط با علماي طراز اول مملكت،لابي هاي خارج از كشور وارائه راهنمائي هاي دلسوزانه به مقام معظم رهبري را دارندوهمچنين از اتكا به مردم نترسند0
2-رده دوم بعنوان حلقه واسطه ونقطه آغاز اين حركت بسيار مهم مي باشند.سران احزاب،نمايندگان مجلس،مسئولين فعلي وقبلي وتمامي افراد صاحب نفوذ وروشنفكر بايد به ميان مردم آمده وبا توجه به اينكه تريبوني ندارند از طريق مساجد،دانشگاهها وراهپيمائي ها به روشنگري بپردازند.نه كسي را تحريك كنند ونه به كسي اتهام بزنند وفقط از صلح وخطرات جنگ وتهديدها بگويند وبه مردم آگاهي بدهند مردم خود تصميم ميگيرند.
3- مردمي كه آگاهي نسبي به وضعيت دارند وعموما از بدنه احزاب وگروههاي مستقل تشكيل مي شوند مي بايست با حضور در اين سخنرانيها واجتماعات بدون ترس وبا حمايت رهبران خود شركت فعال داشته باشند وبا اجتماعات مردم را با موضوع آشناودرگير نمايند.
نتيجه:
1-در صورت حركت كنترل شده وبدون گزك دادن دست كسي امكان گسترش آگاهيها جهت جلوگيري از يك فاجعه احتمالي بالا است.
2-گسترش فرهنگ مشاركت مردم در تعيين سرنوشت خود وكسب اعتماد بنفس از دست رفته.
3-عقب نشيني افراطيون
4-اعتماد مجدد به كساني كه اعتماد مردم را به خود از دست دادند در صورت يك حركت شجاعانه!!
ريسكها
1-ايجاد درگيري هاي داخلي(دقت شود هدف حفظ نظام است نه نابودي -هدف تغيير رفتار فقط در رابطه با اين موضوع است وبس واينكه دشمن بداند ما توانائي درست كردن مملكتمان را داريم )-نبايد ترسيد مرگ يكبار وشيون يكبار.حداقل دشمن تا عدم ثبات داخلي كاري نمي كند.شايد دوره رياست جمهوري بوش تمام شود!بازي قشنگي است!شايد مسئولين فعلي هم بدشان نيايد در اين بازي شركت كنند اما.....؟!!
2-
عدم وحدت كليه افراد درگير -خودخواهي ها موقوف!!
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۳۸ بֽظֽ | Reply
عباس :
با سلام
آقای عبدی
مقاله شما با همه ملاحظه کارهایی که دارد قبول ندارم .برای ایفای نقش سوم خیلی دیر شده است.نظام حاکم همه پلهای پشت سر را خراب کرده است.
فرصت سوزی در گوشت وپوست ما ایرانیان است چرا که نوشداری پس از مرگ سهراب از دیر باز در تاریخ ما ایرانیان وجود داشته است.
پس آیندگان بر ما لعن ونفرین خواهند کرد .چون جنگ احتمالی جنگ صفر ویک است.نه بیشتر نه کمتر.
موفق باشید
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۴۳ بֽظֽ | Reply
مصطفی :
با سلام
جناب عبدی راه درست است اما راه پیمایی نیست
عمده مشکل درونی است
عنصر سوم مشکل گشاست اما حتی پیشنهاد اقای محمد حسین کاری بعید است
اشکال اقای رفسنجانی شخصیت محترم ایشان نیست جایگاه قانونی ایشان است که مجال خروج از دایره دوعنصر درگیر وایفای نقش جدید را نمی دهد
متاسفانه کار زیادی نمی توان کرد بقولی خیلی زود دیر شده
این تصور که میتوان با امریکا در افتاد بدون پیامدهای ان ایجاد شده اینکه میتوان به این منافع ضریه زد میزان ان مهم است اینها که از سادگی تنگه هرمز را می بندند مدت و توان استمرار ان را هم تصور کرده اند اینکه چند تا موشک هم زدیم و یک کشتی هم در یک ابراه با عرض چهل و چنذ کیلو متر هم غرق کردیم مسلما عده ای دیگر را به صف مقابل اضافه میکنیم تازه مگر تنگه هرمز جاده چالوس است که با یک بهمن کوچک بسته شود؟
اما راه تنفس ما را بسهولت میتوانند ببندد شریان حیاتی ما در خلیج فارس اگر جلوی صدور نفت را ببندند انوقت چه زلزله ای بپا میشود ایا دیگر امریکا نیازی به حمله نظامی دارد؟ بهر حال شرایط اره وچوب است از هر طرف کشیده شود می برد
از دست هیچ کس کاری برنمی اید شمارش معکوس شروع شده راه حل نظامی برای ایجاد ترس است تحریم های پله ای اگر چه زمان زیاد تری بمقصود میبرد اما برای انها کم هزینه تر است
مطمئن باشید ایران هسته ای و خواهان محو اسراییل و حامی حماس و حزب اله با نیت ودکترین ام القرا ئی جهان اسلام قابل تحمل غربی ها از یک سو وعربها ازسوی دیگر نخواهد بود زمان میانجی گری اروپا از دست رفته و روسها در طول تاریخ نشان داده اند که تکیه گاه مطمئنی نیستند به اب نباتی می فروشند شرایط صفر و یک است زمانی هم نمانده
روزهای تعیین کننده بسرعت در حال سپری شدنند
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۵۸ بֽظֽ | Reply
یهودی سرگردان :
جناب عبدی با عرض سلام،چندی پیش دریکی از نوشته هایتان در هفتم بهمن با عنوان تشنج درروابط خارجی ایران،درمورد احتمال حمله به ایران درمثالی از مرد عنکبوتی و صعود او به بالای ساختمان ها استفاده کرده بودید.مرد عنکبوتی ایران سه چهار متر مانده به هدفش سقوط کرد ومتاًسفانه کشته شد.همانطور که شما گفته بودید احتمال سقوط هست.آیا نگرفتن طنابی که برای جلوگیری از سقوط او فرستاده بودند شجاعت بود.
...................
عبدی:
عجیب است وقتی که خبر را شنیدم فوری یاد آن مثال افتادم و به دوستان هم گفتم عجب واقعه ای شده آن هم در روز 22 بهمن!! خدا کند دیگرانی که می خواهند از چنین ساختمانی بالا روند اگر طنابی به سویشان آمد آن را پس نزنند.این قضیه طناب هم بی شباهت با قضیه طرف ثالث نیست!
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۵ بֽظֽ | Reply
يک ایرانی :
با تشکر از تحلیل شما اما
۱- تضاد ایران و امریکا درواقع ناشی از نقش اساسی ایران و واقع شدن این کشور در قلب زمین است
۲-کنترل خاورمیانه و حاکمیت تک قطبی نیازمند فروپاشی ایران ا است و کشورهای خامرمیانه می بایستی بعنوان ساتراپهای امریکا باشند
۳-اصولا هر حکو مت دیگری نیز در ایران بر سر کار بیاید همین مشکل وجود دارد
۴- به نظر من امریکا و اقمار ان (کشورهای اروپایی) به نقطه صلح مسلح رسیده اند لذا جنگ در کوتاه مدت واقع نخواهد شد
۵- ایران حتی اگر همین امروز راه لیبی را پیش بگیرد فردا انها میگویند همان ماهواره کوچک سینا نیز در فضا باید منهدم گردد و نباید ایران این ماهواره مستقل را نیز داشته باشد
۶- تضاد اساسی اینست تنها کشور دارای توان بالقوه جهت ایفای نقش در خاورمیانه ایران است در صورتیکه نهادهای مدنی قدرتمند داشته باشد
........................
عبدی:
تصور می کنم می توان موافق این نظر بود .البته نتیجه هم می توان گرفت که تنها راه برای ایمن و واکسینه کردن ایران در برابر این خطرات تامین حد قابل قبولی از مردمسالاری در کشور است.به همین دلیل من فکر می کنم با راه حلهای تاکتیکی و در چارچوب سیاستهای فعلی مشکل موجود ریشه ای حل نخواهد شد.
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۳۱ بֽظֽ | Reply
حمیدی-تهران :
جناب عبدی
با سلام،
دیپلماسی به زبان ساده:
بنظرم سیاست دستیابی به انرژی هسته ای ایران را می توان تشبیه به خرید یک تریلی یا کامیون بزرگ بجای یک دستگاه اتومبیل از سوی یک همسایه در یک محله پر تردد تشبیه کرد که این همسایه محترم از این وسیله برای ایاب و ذهاب خود استفاده می برد و هرشب هم می خواهد این وسیله را در محله اش پارک کند. او این خرید تریلی یا کامیون را حق مسلم اش می داند و علی الظاهر درست هم است واز نظر حقوقی کسی هم نمی تواند به او ایرادی بگیرد، اما:
1- ایا وی وسیله ای بهتر برای امرا معاش و استفاده شخصی اش نمی تواند (نمی توانست) تهیه کند؟
2- ایا فکر عواقب تردد در محله شلوغ خود را کرده بود؟
3- ایا جای دیگری نداشت که باعث درد سر برای خود ، خانواده و محله اشن نشود؟
بنا برا ین گاهی نصمیم بر مبنای یک (حق مسلم) موجب دردسر برای خود و دیگران میشود.
تصورم بر این است که تصمیم گیران ، منافع ملی ایران را طور دیگری تعریف می کنند .
اگر بر مبنای اصول اساسی و علمی منافع ملی تعریف شود در این صورت حق مسلم نیز مفاهیم متعدد دیگری نیز پیدا خواهد کرد.
قبلا نیز در پی یک تحلیل در همین سایت اشاره کردم که اگر دولت محترم واقعا به منافع ملی فکر می کند و نظر مردم را نیز می خواهد در این شرایط رفراندمی برپا کند که هم حرفش را پس نگیرد وهم واقعا دیدگاههای مردم را در این موضوع حساس و استراتژیک بداند.
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۰۶ بֽظֽ | Reply
مهدی :
با سلام
عنصر ثالث از نظر من روسیه است. اینکه بعد از آمدن ایوانوف به ایران و دیدار آن با رهبر ایران،نماینده ی ویژه رهبر در امور بین الملل-آقای ولایتی- در روسیه حضور پیدا کرد و با مقامات روسی دیدار نمود تا پیام آقای خامنه ای را به ولادمیر پوتین برساند.
البته با شروع فعالیتهای ولایتی در حوزه امور خارجه میتوان استدلال نمود که عناصر ثالث داخلی نیز فعالیتشان را آغاز کرده اند،عناصری که حداقل از منطق سیاسی بیشتری نسبت به احمدی نژاد و امثال آن برخوردارند.
......................
عبدی:
من تصور نمی کنم که سفر آقای ولایتی چیز مهمی باشد.وقتی پوتین به رهبری ایران پیام می دهد سیاست و دوستی دو کشور حکم می کند پاسخی داده شود.از قدیم هم نمایندگان رهبری خارج از چارچوب دولت انتخاب می شدند.و این هیچ پیام جدیدی نیست.
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۷:۱۴ بֽظֽ | Reply
:
آقاي عبدي اي كاش قبل از اينكه چگونه مي توان مانع جنگ شد مورد رسيدگي قرار گيرد عنوان تحليلتان را جنگ بر سر چيست انتخاب مي نموديد . در اين صورت با روشن شدن موضوع دعوا اولا مشخص مي شد كه احتمال بروز جنگ وجود دارد يا خير و سپس اينكه چگونه يا توسط چه كساني ميتوان از بروز آن جلوگيري نمود . بنظر من گذشته از شعار ها و تبليغات هر يك از طرفين هنوز به اين نتيجهء قطعي نرسيده اند كه دعوا بر سر چيست تا بخواهند بر سر آن بجنگند .
...............................
عبدی:
در بایگانی هسته ای می توانید به مقاله زیر و دیگر مقالات
http://www.ayande.ir/1385/01/post_36.html#more
مراجعه کنید
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۰۲ بֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
در دولت آقاي خاتمي حداقل اين سطح از تعقل وجود داشت كه نظام بين الملل توده بي پناه ملت ايران نيستند كه به هر طريقي بشود با آن بازي كرد و بهتر است با اين وضعيت داخلي ديگر با دنيا سرشاخ نشويم.
ولي دولت فعلي ( كه دقيقا بازتاب تفكر قسمت اصلي قدرت است ) طبق شعار افسانه ايي (( مي شود و مي توانيم )) يك جور ماهيت زورويي براي خودش قايل است و معتقد است همانطور كه يك مهندس يك مسئله رياضي را حل ميكند در دنياي سياست هم به همان طريق مشكلات سياسي قابل حل هستند بدون اين كه به ماهيت سيال المان هاي سياسي توجه كند. به همين دليل هم در چارچوب تنگ برداشت هاي خود گير افتاده اند و فكر مي كنند الان هم مثل 2 سال پيش است كه همينكه بگويند ما طرفدار مذاكره هستيم كافي است . با اين كه خطر بسيار جدي سرزمين اهورايي مارا تهديد مي كند و خداي نكرده ممكن است به تجزيه ايران منتهي شود كه اين يكي واقعا روحم را آزار مي دهد. اما از طرفي هم ايدلوژي حكومت دارد رك و پوست كنده خودش را در تمام عرصه ها نشان مي دهد و تمام طبقات از كارگران و مستضعفان گرفته تا طبقه متوسط و تحصليكرده و حتي طبقات بالاي جامعه ايدلوژي ناكارآمد حكومت را با پوست و خونشان حس ميكنند. باورتان نمي شود وقتي كه ميشنوم آقاي ...... فرموده اند كه (( حقوق بشر از گاوپرستي زشتتر است )) و يا جناب مكارم حق كتك زدن خانمها توسط همسرانشان را احتمالا بخاطر دور بازوي بيشتر آقايان به رسميت شناخته اند ...............
ببخشيد طولاني شد.
...............
عبدی:
اسم نفر اول را نقطه چین کردم چون من نشنیده بودم و کمی احتیاط نمودم.اگر منبع آن هم ذکر شود ممنون می شوم.
۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۰۲ بֽظֽ | Reply
Changiz :
Baa salaam va eraadat, alaaraghm e inke vaziat khatarnaak be nazar mireseh, be nazar e shomaa cheraa Amrica bayad be Iran hamleh koneh? bahaaneye hozour e nezaami dar mantagheh, foroush e taslihaat be a’araab, baazaar e garm e san'at e taslihaat dar Amrica etc., hameh basteh be hozour va vojoud hokoumathaaye shabih e Iran nist? bar khalaaf e tasavor e mardom e Iran, Sadaam doshman e be-l-fe'el e Israeal boud, besyar amalgeraa-tar az hokoumat e Iran. Touy e 6 saal e gozashteh matn e asli hameye nothgh-hay e Bush masalaye amniat boudeh, ageh Iran nabaasheh chi begeh?
........................
عبدی:
اگر این استدلال را بپذیریم باید گفت حمله به عراق هم نباید صورت می گرفت ،به دلائل مشابه.البته به نظر من حمله قطعی نیست آنچه که مهم است تحت حمله بودن است که خطرات حمله را برای طرف مقابل ندارد اما هزینه هایش برای ما کماکان وجود دارد.
۲۴ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۰۷ قֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
من از دوستاني كه اين همه به آقاي عبدي اصرار مي كنند كه آقا اين همه گفتي پس كو راه حل واقعا تعجب مي كنم . انگار كه آقاي عبدي راه حل اين مسئله را در جيبش گذاشته و كافي است كه ايشان راه حل را از جيبش درآورد و بخواند تا همه چيز حل شود. عزيزان آقاي عبدي صرفا يك تحليلگر سياسي و در حد فوقش ( مثلا در دوره اصلاحات ) مشاور سياسي براي تصميم گيران اصلي تر مي باشد. گذشته از اين اگر قرار بود در هر شرايطي راه حلي موجود باشد ديگر احتياجي نبود كه امثال همين آقاي عبدي به حكومت نسبت به برگشت ناپذير بودن سياست هايش و هزينه هاي مرتبط با آن هشدار دهد. فكر راه حل را هم همان تصميم گيران اصلي بايد بكنند ( و فقط آن ها هم مي توانند بكنند )
با اين حال اين مسئله راه حل ممكن است وجه ديگري داشته باشد و آن اين است كه ما بعنوان يك ايراني و كسي كه دغدغه وطن دارد چه كار بايستي بكنيم ؟ البته جناب عبدي در جواب يكي از كامنت ها اشاره ايي داشته اند كه در اين باب مطلبي خواهند نوشت و اميدواريم مفيد واقع شود. اما از ايشان اجازه مي خواهم نظر شخصي خودم را هم البته با توجه به بضاعت فكري محدودم بيان كنم.
هر شخصي براي نيل به هدفش قبل از هرچيز مي بايستي از ابزارهايي كه در حوزه اختيارش هستند آگاهي جامع و كاملي داشته باشد. عدم آگاهي نسبت به اين ابزار موجب رويا پردازي ، توقعات بيجا و در نتيجه سرخوردگي و انفعال مي شود. مي خواهم به آن دوستي اشاره كنم كه از جامعه حال حاضر ايران توقع يك جامعه مدني پويا ، حساس و مسئوليت پذير را داشت و مردم را به برگزاري ميتينگ هاي سياسي ،تظاهرات و امثالهم دعوت ميكرد. عزيز من ، اصلا جدا از مردم، اين دولت حتي تاب تحمل يك اعتصاب ساده كارگران شركت اتوبوس واحد ( طبقه مستضعف ) را كه صرفا خواسته ايي صنفي هم داشته اند را ندارد ، چه برسد به كسي كه خواسته سياسي هم داشته باشد و خداي نكرده بخواهد به تصويري كه حاكميت از يكپارچه بودن خواست ملت ايران در مورد مسئله هسته ايي به نمايش كشيده است خدشه ايي وارد كند. من حداقل در اين مقطع راه حلي كه بتوان مردم و نخبگان كشور را در تصميم حاكميت شريك كرد متصور نمي دانم هرچند در سرنوشت حاكميت شريك هستند.
آيا اين به معناي تاييد انفعال و ترويج نااميدي است ؟ مسلما خير !
انسان وقتي كه مي بيند در كوتاه مدت امكان رسيدن به هدفي برايش ميسر نيست ، با در نظر گرفتن ابزارهايش و محدوديت آن ها ، با نگاهي فراتر از گزاره هاي سطحي ، شرايط محيط را در جهت نيل به آن هدف تحت تاثير قرار مي دهد و منتظر آن نقطه عطف محتوم مي ماند. خيلي از گزاره هاي كلي استفاده نكنم ، اگر بخواهم مصداقي عرض كنم مي گويم منظور خودمان هستيم. ما كه فعلا برروي شرايط بيروني نميتوانيم تاثير بگذاريم حتي الامكان به بلوغ فكري و شخصيتي خود كمك كنيم، تا در مقطعي كه امكان مبارزه دوباره پيش آمد با يك سري افراد سرسري و سست تصميم مواجه نشویم و حاكميت قانون ، آزادي بيان ، آزادي مذهب و .... را فداي اختلافاتمان نكنيم . من به شخصه فكر ميكنم يكي از پرهزينه ترين ايرادات فرهنگي و شخصيتي ما ايرانيان فرهنگ نقد ناپذيريمان باشد، كه در سطوح مختلف از خانواده گرفته تا سيستم سياسي خود را نشان مي دهد و شايد يكي از اولين قدمها اين است كه به اين باور برسيم كه نقد انديشه افراد به معناي زير سوال بردن آنها نيست . البته اين گزاره ها از فرط تكرار خيلي ساده بنظر مي رسند ولي بنظر بنده همين حل نشدنشان، نشان از عمق ريشه دوانيدن آن ها در وجودمان دارد.
مطلب آخر اينكه ، شايد بعضي دوستان فكر كنند كه حتما نفس من از جاي گرم بلند مي شود كه در اين بحبوحه خطر درس خودشناسي ميدهم ! ولي در مجموع اين راه را تنها راهي يافتم كه پيشاروي قشر تحصيلكرده ايران قرار دارد.
با آرزوي سلامتي براي همه
۲۴ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۲۹ قֽظֽ | Reply
amir irani nejad :
Dear Abdi:
We are tied up in a rather difficult political situation internally and externally. Internally our government is telling all lies to its own people about every thing including the Nuclear Enrichments. And externally he is posing himself to the counter parts that we’re a democratically elected government thus what we say are what our people wants. People inside are crying within because they have no power to say or to change anything and people outside are laughing at our government due to his incredible approach and lack of knowledge in international politics and issues. Our president performance is like of those used car dealers who nobody can trust and our sole negotiator in this case has been blinded by his own political bluffs that are going to result nothing but the defeat. Consequently whatever the out comes of these negotiations mandates are a sad work shops for the politicians and a lesson for our beloved people.
۲۴ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۲۴ قֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
آقاي عبدي با تشكر از شما كه با نكته بيني تان باعث مي شويد تا ما هم از دقت بيشتري در كلاممان بهره ببريم.
آن صحبت از كتاب (( عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري )) در پاورقي قسمت ((عبدالله نوري را زنداني كنيد چون مثل ما فكر نمي كند )) صفحه 29 آمده است. اگر اصل كلام به علت فراموشي دچار تغييري ظاهري شد پوزش مي خواهم. اصل آن جمله اين است.
آيت الله مصباح يزدي (( يكسان دانستن حقوق شهروندان از گاوپرستي زشت تر است. )) 18/8/78
۲۴ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۳۶ بֽظֽ | Reply
:
آقاي عبدي در چند كامنت پيش گفتم كاش مشخص مي نموديد دعواي ايران با آمريكا بر سر چيست ؟ مرا به مطلب قبليتان ارجاع داده ايد با يد بگويم مطلب شما را قبلا خوانده ام با ينحال هنوز قانع نشده ام كه دعوا بر سر چيست ؟ . نه از آن جهت كه سر فصلهاي مورد اختلاف معلوم نباشد بلكه از آنرو كه آيا آنچه ما آنها را موارد اختلاف ميناميم و اين روزها از فرط تكرار بر پير و جوان عامي خاص آشكار است به اندازه اي اهميت دارند كه طرفين آمادكي جنگيدن براي آن داشته باشند ؟ مواردي چون انقلاب اسلامي و تبعات آن و از جمله مسئلهء سفارت يا بحث حقوق بشر و... همچنين سياستهاي خارجي كشور در حمايت از حزب الله حماس ..و اعلام مواضع در قبال اسراييل و يا بحث اورانيم و يا سياستهاي ايران در عراق پس از حملهء آمريكا و ...به باور من هر يك از موارد ياد شده يا مجموعا دلايل موجهي براي شروع يك جنگ نيستند چه آمريكا بر سر مسائل فوق نه تنها با هم پيمانان خود نيز بعضا در گير است حتي در مورد غير همپيمانان حاضر به معامله بوده است و تا آنجا كه من ميدانم آمريكا بدلايل فوق تا كنون جنگي را آغاز نكرده است اگر نمونه اي ارائه نماييد ممنون خواهم شد . آمريكاييان قبلا به دلايل سطحي تر (ظاهرا) به كشور هايي حمله كرده اند ( پاناما عراق ...) و در قبال مخالفتها از هر قبيل ايستاده اند ولي اينكه اكنون بدلايل پيش گفته بخواهند جنگي ديگر را آغاز كنند قابل قبول نيست با اين توضيح كه اگر موارد فوق دليل موجه دخالت نظامي قلمداد شوند ايران در مقايسه با عراق در الويت قرار داشت . پس مي بايست در احتمال حمله علاوه بر بهانه هاي ظاهري علتي وراي آنچه گفته شد موجود باشد در اين صورت ايا شما مطمئن هستيد كه اين بهانه فراهم است ؟ واين بهانه ريسك شروع جنگي ديگر را توجيه ميكند ؟و دست آخر آنكه در صورت فراهم بودن بهانه ها آيا زمان اقدام نزديك است ؟
...................
عبدی:
اگر فرصتی شد این بحث را بصورت جمعی پیگیری خواهیم کرد.
۲۴ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۲۰ بֽظֽ | Reply
مهدی م :
سلام آقای عبدی.
در خصوص عنصر ثالث چند تا اتفاق که تا کنون افتاده را کنار هم میگذارم و بعد نظرم رو می نویسم:
با توجه به اتفاقاتی خارجی در حال رخ دادن است همچون :
1- افشای سند اتحادیه اروپا در خصوص اینکه حتی تحریم هم نمی تواند مانع برننامه هسته ای ایران شود.
2- سکوت سنگین چین
3- مواضع روسیه که یکی به نعل می زند و یکی به میخ که مشابهت زیادی به مواضع این کشور قبل از جنگ عراق داشته است.
سخن شما مبنی بر اینکه عامل ثالث خارجی کاملا سوخته است روشن خواهد شد.
اما در خصوص داخل کشور
1- بروز شایعات در خصوص رهبر ی و تقویت آن توسط صدا و سیما
2- عدم اجرای جشن هسته ای احمدی نژاد
3- مصاحبه هاشمی در برنامه فوق العاده و تا کید بر اینکه وی بیشترین نقش را در عدم کفایت رئیس جمهور (بنی صدر) داشته است
4- رایزنی ها و گفته های هاشمی در خصوص ولایت فقیه
5- انتشار اظهار نظری رسمی از یکی از نزدیکان هاشمی که یه درایت در سخن گفتن و سنجیدن همه جوانب شهره است در وبلاگ شخصی اش( مرعشی) با این مضمون که :
«این اقدامات یا بی کفایتی است ویا خدای ناکرده خیانت، هر چه باشد وظیفه مجلس بسیار سنگین است » در آدرس : http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=76
7- تلاش مجمع تشخیص مصلحت برای اصلاح بودجه
اگر اتفاقات فوق را کنار هم بچینیم متوجه خواهیم شد که هاشمی بسیار تلاش دارد تا به عنوان عنصر ثالث میدان بازی را تغییر دهد. در این راستا چیدن سناریویی شبیه سناریوی بنی صدر یکی از اتفاقات احتمالی است که گرچه هاشمی بسیار بدان تمایل دارد ولی به نظر نمی رسد توانایی آن را داشته باشد. فعال شدن یکباره هاشمی بدون شک توانسته بخش قدرتمندی را با خود همراه سازد و الا چنین رادیکال فعال نمیشد.
۲۵ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۵۳ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی، با سلام، پيشنهاد می کنم، اگر صلاح می دانيد، صفحه ای، با عنوان « در غرب تازه چه خبر» يا مشابه آن، باز کنيد و از کسانی که ميل دارند بخواهيد مطالب مهم مطبوعات غربی مربوط به ما را، خاصه در زمينة بحران هسته ای، ترجمه کنند و بسته به امکانات، منتشر کنيد. انگيزة اين پيشنهاد از سوئی خطر جنگ است که ـ چنان که در آينة اين مطبوعات می توان ديد ـ سخت جدی می نمايد و، از سوی ديگر، اين اميد که اگر جديت آن در داخل ملموس شود، احتمال آن می رود که فشار افکار عمومی بر رفتار مسئولان ما اثر بگذارد. از ما جز هشدار دادن کاری بر نمی آيد؛ اما همين مختصر را، که در حوزة امکاناتمان است، حق نداريم انجام ندهيم. يک نکتة ديگر را هم اجازه بدهيد يادآوری کنم : نظر به تنگی فرصت و دشواری موقعيت، کوشش برای بهره برداری از اين داستان در حوزة سياست داخلی نابخشودنی است. ما بايد بکوشيم تا از ويران شدن ميهنمان جلوگيری کنيم. به اين منظور، بايد زبانی به کار گيريم که مسئولان فعليمان را به نوعی در رودربايستی نگذارد و مجبور نکند به قصد حفظ وجهه هم که شده، پای حرفشان بمانند. بايد بگوئيم و تکرار کنيم که تعديل موضع، عين عقل و درايت و شجاعت و همة چيزهای خوب ديگر است. حرفِ عقب نشينی و هزينه و جام زهر و مانند آنها را نزنيم. چون «هزينه» یِ مورد نظر را بايد به ما بپردازند. خوب، بگوئيم نمی خواهيم؛ و نخواهيم.
باری، گر چه فعلا چنين صفحه ای باز نشده، توجه خودتان را به مطلبی که در واشنگتن پست 11 فوريه 2007 (http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2007/02/10/AR2007021001275.html )آمده جلب می کنم.
عنوان مقاله تا حدی کاهش تنش را القا می کند («آمريکا همچنان بر ايران فشار می آورد اما از تندی لحن ستيزه جويانه اش می کاهد»). اما در متن مقاله از قول سفيری در واشنگتن می نويسد جان هانا، مشاور ديک چنی در امور امنيت ملی، اخيرا در جلسه ای گفته « دولت آمريکا سال 2007 را «سال ايران» می انگارد و افزوده که حمله ای به ايران يک امکانِ واقعی است.» نويسندة مقاله می افزايد : «جان هانا دعوت به مصاحبه برای اين مقاله را رد کرد».
One ambassador in Washington said he was taken aback when John Hannah, Vice President Cheney's national security adviser, said during a recent meeting that the administration considers 2007 "the year of Iran" and indicated that a U.S. attack was a real possibility. Hannah declined to be interviewed for this article.
۲۷ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۰۴ قֽظֽ | Reply
شايا (يك بچه محل!) :
سلام آقاي عبدي
نوشتهي شما را در جاي ديگري خواندم. مثل هميشه احساس ميكنم كه همهي گزينهها را در نظر گرفتهايد و مثل هميشه، تقريبا همه را غير مقبول يا غير عملي دانستهايد!!
از اين شوخي كه بگذريم، در تمام گفت و گوهايي كه با افراد داشتم، شاخت شما را درست تر يافتم. به نظر من شناخت شما از رفتار سيستم، از شناخت خودِ سيستم از رفتارش، كامل تر است!
اما فكر كنم آخرِ اين مطلب، بايد جور ديگري تمام شود. شايد نظر شما اين نباشد اما به نظر من (وعليرغم ميل شخصي)، اگر امثال خاتمي و هاشمي نتوانند،"عنصر ثالث" را فقط ميتوان در كلام حافظ جست و جو كرد.{ درد آور است اما بر اساس "اضطرار بايد}فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم!!
راستش اين هم فقط حرف است. روشنفكران ما، نه جنم دارند و نه نسخهاي! از داخل حكومت و بيرون آن ميگويند:"هيچ اتفاقي نميافتد!"
ولي فكر ميكنم چندي است كه "اتفاق" افتاده است.
..............................
عبدی:
ظاهرا با هم هم عقیده هستیم! هم محلی می تواند به هم عقیده ای هم کمک کند!
۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۲۳ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/429