آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۲۷ بهمن ۱۳۸۵

پشت و روي يك رويارويي (افشین صفائی)

پشت و روي يك رويارويي ( تحليلي كوتاه از اوضاع منطقه و ايران )

افشین صفائی

پس از نوشتن مطلب قبلي تحت عنوان "سياست هولوكاستي و ..." و بازتابهاي آن در ميان خوانندگان محترم سايت كه منجر به گشودن برخي از اشكالات سياست خارجي دولت احمدي نژاد شد ( بويژه در بخش نظرات آن مقاله ) و سپس نوشته آقاي اكرمي كه آنهم به نوعي ديگر دغدغه تنش ميان ايران - آمريكا را از منظر پرونده هسته اي ايران مطرح كرد ، بنظرم آمد مطلبي را خدمت دوستان تقديم كنم كه كمي وسيعتر به اين مقوله بپردازد تا شايد لايه هاي پنهان تر اين نبرد خاموش ولي در آستانه شعله ور شدن را باز كند. اميدوارم اين تكيه مكرر بر تهديدهاي فراروي كشور ، موجب بد اَخمي حاميان دولت و ديگر منتقدين نشود و تا پاپان نوشتار ، همراهي كنند ( مي دانم انتظار زيادي نیست !!). شايد از اين ميان سخن تازه اي هم براي آنان باشد .لازم به تذكر نيست كه اين نوشتار كوتاه تنها برداشت نويسنده از اتفاقات پيراموني و استنتاج اوست و نه بيشتر ، هرچند مايل بودم با وسعت بيشتري به آن بپردازم تا ارتباط ميان اجزاء اين پازل بهم ريخته روشن گردد ، مگر تصوير نهايي ، روشنتر مقصود را بازگو كند كه متاسفانه در اوضاع كنوني ميسر نيست .

همانطور كه در مطلب قبلي هم تاكيد شد نگراني از يك برخورد مستقيم ميان ايران و آمريكا يك نگراني جدي است. اما آنچه كه اغلب تحليلگران سياسي به آن كمتر توجه مي كنند تفكيك عناصر زمينه ساز اين برخورد است . بنظرم نوعي ساده انگاري در بعضي از تحليلهايي كه در اين رابطه عنوان مي شود به چشم مي خورد و اين بيشتر يه اين خاطر است كه بحث رويارويي ايران - آمريكا را صرفن به حوادث موردي و نه ساختاري و بنيادي نسبت مي دهند . اجازه بدهيد منظورم را بيشتر باز كنم .
معتقدين به حساس و خطرناك شدن كشمكش ميان ايران و آمريكا، بيشترين علل اين وضعيت را به دو يا سه عامل مهم مربوط مي دانند كه البته همه آنها به نوعي با ورود احمدي نژاد به صحنه قدرت و مواضع تند و نسنجيده او در سياست خارجه ارتباط مستقيم دارد . بحث فرايند هسته اي شدن ايران ، قائله هولوكاست ، مواضع تند ضد آمريكايي ريس جمهور در خارج از كشور و تاكيد بر روابط با دول متخاصم با آمريكا مانند چند كشور آمريكاي لاتين مهمترين دلايل اين تحليلگران و حتا قاطبه مردمان ِ پيگير مسائل سياسي است . من خود نيز به اين دلايل باور دارم اما آنچه مهم مي باشد اين است كه اين دلايل عوامل موجده اين درگيري نيست و فقط مي تواند دلايل ختميه آن باشد . اين حرف يعني چه ؟
ما در گزاره هاي فلسفي خوانده ايم كه براي تحقق خارجي يك پديده ، دو نوع شرط لازم است . يكي شروط لازم كه متعدد هستند و ديگري شرط كافي كه يكي است . بعنوان مثال در بحث آفريده شدن يك انسان شروط لازم اينهاست : . وجود زن و مرد ، روابط زناشويي بين آنها ، سالم بودن زوجين براي باروري و زمينه مساعد باروري و از اين دست شرايط كه خودتان بهتر مي دانيد. در منطق الاهيون ، اينها همه شروط لازمند . يعني براي ايجاد يك پديده لازمند ولي كافي نيستند . شرط كافي و پاياني ، قرار گرفتن اراده و خواست خداوند بر آن است تا آفرينندگي صورت پذيرد . بر اساس اين منطق اين رابطه بر تمام پديده هاي ديگر جهان نيز ساري و جاري است . حالا اگر با كمي تسامح و نازك بيني ، همين برهان فلسفي را به سياست بكشانيم ، مي شود از آن به نتايج جالبي دست يافت .

در مورد تقابل ايران و آمريكا ، به نظر من ، شروط لازم قبلن شكل گرفته است و تنها شرط كافي لازم است تا عيني شود و تلاش همه دلسوزان كشور در داخل و خارج هم اين است كه شرط كافي ، محقق نشود . شرايط لازم اين هماوردي درست پس از پيروز ي انقلاب - كه اين روزها در سالگردش قرار داريم - و بوبژه با تسخير سفارت آمريكا آغاز شد( اميدوارم دوباره بحث شيرين !! لانه جاسوسي را كه جناب عبدي ، قبلن در مناسبت 13 آبان آن را با دوستان به بحث گذاشتند و متاسفانه من هنوز مطالعه اش نكردم ، باز نكرده باشم ).
تغيير ساختار سياسي منطقه خاور ميانه با پيروزي انقلاب ايران و از دست دادن بخش مهمي از منافع امريكا در ايران يك شوك بزرگ براي آنان بود . رفتارهاي خصمانه آمريكاييها در طول ساليان بعد با ايران و كارشكني هاي متعدد بين المللي و قرار گرفتن ايران بر گذرگاه منافع آمريكاييها و از سوي ديگر لجاجت انقلابي گونه ايران با امريكا و مظاهر آمريكايي در جهان بر شدت اين رويارويي افزود و در جاهايي نيز تا آستانه نيرد كامل پيش رفت اما باز شرط كافي شكل نگرفت . عقل جمعي و درايت برخي از سياست مداران داخلي و تاثير ديگر قدرتها و برخي ملاحظات طرف آمريكايي ، باعث شده تا بحال دو طرف از گلاويز شدن مستقيم ، دوري كنند و بيشتر تلاششان را به تجهيز " تيم در دست بازي خود " يا " رويارويي غير مستقيم" صرف كنند .(هرچند در مقاطعي رويارويي كوتاه اتفاق افتاده )

اما شرايط امروز دنيا و جايگاه فعلي امريكا در جهان و جالشهاي پيش رويش در جهان‌ بعد از كمونيست ، شرايط را به ضرر صلح جهاني و به تبع ان كشورهاي مستقل ، پيش مي برد . من در جاي ديگر به تاثير واقعه يازده سپتامبر بر معادلات بعد از خود و جايگزيني ايدئولوژي اسلام به جاي كمونيسم ، در سياست آمريكا اشاره نموده ام . واژه تروريسم امروز بيشتر مترادف باهمين استراتژي تازه است. لازمه هژموني آمريكا و حيات ابرقدرتي آن داشتن دشمني ايدوئولوژيك و آشكار است كه تئوري پردازان سياست جنگ محور كاخ سفيد ، تنها گزينه پيش رو ي خود را با توجه به پتانسيلهاي پنهان و آشكار ، اسلام مي دانند . بويژه كه اسلام در قرائت هاي راديكال و خشونت طلبانه اش ( نوع بن لادنيسم‌ِ )اين امكان را به خوبي به آنها مي دهد ، همانطور كه ماركسيسم روسي ميداد . نمي خواهم وارد بحث سياستهاي جهاني بشوم بلكه توجه خواننده محترم را به اين نكته جلب مي دارم كه ارتباط نزديكي ميان آنچه در جهان بعد از هزاره دوم اتفاق افتاده و انچه كه براي ايران اتفاق خواهد افتاد وجود دارد . بويژه كه ايران نقش بسيار مهمي در سناريوي آمريكاييها بازي مي كند .

بعد از جنگ سي و سه روزه لبنان با اسرائيل ، و نقش موثر و اساسي كه ايران در پيروزي حزب الله در بعُد نظامي داشت خطر جدي حيات متحد استراتژيك آمريكا- اسرائيل - را تهديد كرده است . ايران در آن جنگ توانست به كمك تسليحاتي كه در اختيار حزب الله قرار داد و اموزش انها ، براي نخستين بار ، تابوي نظامي اسرائيل را بشكند ( البته اين نظر رسمي حكومت نيست و آنها دخالت اينگونه را رد مي كنند ) و حتا اعراب را كه با اين جنگ مخالفت اولبه داشتند متحد كند . اين نكته بسيار حياتي است و نبايد تصور كرد كه اسرائيلي ها و حاميانشان در درون حاكميت آمريكا ، از اين مسئله به آساني گذر خواهند كرد . ايران به طور شفاف وارد عرصه قدرت نمايي در خاور ميانه و جهان شده است . و توان نظاميش نيز پس از توان ايدوئولوژيكش به يك خواب پريشان براي غرب بويژه آمريكا تبديل گرديده است .

رفتارهاي نظامي ايران كه در شكل مانور هاي گوناگون نظامي و عرضه سلاحهاي جديد ، خودش را نشان داده ، ضمن اينكه ممكن است با هدف بازدارندگي صورت بگيرد اما يك تهديد مستقيم براي آمريكا و اسرائيل بشمار مي رود . بحث هسته اي شدن ايران نيز بر سنگيني اين معادله مي افزايد . وضعيت فعلي يك وضعيت دو گانه است و من معتقدم پايان اين وضعيت ، شرايط جديدي در عرصه جهاني ايجاد خواهد كرد . بنابراين رفتار ايران در اين برهه حساس تاريخي بسيار سرنوشت ساز است . من در مقاله قبلي به" تجميع حوادث خارجي بر ضد ايران "اشاره كردم . يعني استفاده آمركايي ها از تمام عناصري كه مي تواند بر ضد ايران و حكومت شيعي حاكم بر ان استفاده شود . داستان قهرمانسازي صدام و نزاع تازه سني و شيعه ضمن اينكه داراي بسترهاي تاريخي ست اما ارتباط كاملن روشني با ميزان نفوذ ايران در منطقه و احساس خطر اعراب و از همه مهمتر ستيز ايران - آمريكا دارد. و اين ها بعلاوه مسائل ديگري مواردي است كه معادله بعدي منطقه را شكل خواهد داد .طرح خاورميانه اي آمريكا نيز با همين معادلات قابل جمع است.

. من بسيار ساده انگارانه ميدانم كه وضعيت فعلي درگيري دو كشور را تنها در رفتارهاي احمدي نژاد خلاصه بدانيم . كاري كه احمدي نژاد مي تواند بكند اين است كه با رفتارهاي نسنجيده ، " شرط كافي" را براي رويارويي آماده كند .خيلي ساده يعني ماشه را بكشد. اين است كه خطرناك است . آنانكه وضعيت را درست درك نمي كنند چشم انداز مناسبي ، براي رصد حوادث ندارند . بهيچوجه نمي شود اين وضعيت را با يكي دو حادثه هسته اي و هولوكاست يا امثال آن سنجيد . البته از عامه مردم هم توقع برداشتهاي جدي نيست بويژه كه آنها بشدت تحت تاثير رسانه هاي موافق و مخالف حاكميت هستند . متاسفانه رسانه هاي ماهواره اي و اينترنتي كه عمدتن" مخالف خوان" هم هستند به دليل اهداف خاص سياسي خود فضايي كمدي - درام ايجاد كرده اند كه هدفش شبيه چيزي است كه رسانه به اصطلاح ملي - صدا و سيما - در جهت ديگرش فراهم كرده است . و با افزايش بار احساسي ماجرا و كم كردن عقلانيت عمومي ، هر كدام ملت را به سوي خود مي كشند . چيزي كه كمتر اهميت دارد ، نظر خود ملت است . وقتي ملتي درك صحيحي از وضعيت درست ِ ايستادنش در روي كره زمين و نقشه سياسي جهان نداشته باشد ( يعني نگذاشته اند كه داشته باشد ) چطور مي توان انتظار رفتاري معقول از او را داشت . اين است كه يا عده اي همصدا با رسانه هاي اپوزيسيون آماده تخريب و سرنگوني مي شوند يا عده بيشمار ديگري با حمايتهاي احساسي خود از سياستهاي خلاف مصالح كشور ، موجب تند تر شدن مواضع غير منطقي مسئولين مي شوند . در اين ميان آنچه گم مي شود رفتارهاي معتدل و منطبق با مصالح ملي است.

در ست است كه كنترل احمدي نژاد در اينطرف و كنترل بوش توسط عقلاي سياسي آنطرف ، فوري ترين نياز براي حل اين مناقشه و جلوگيري از يك مصيبت ملي - منطقه اي است كه معلوم نيست دامنه هاي آن تا كجاهاي جهان را درگير كند ، اما همه واقعيت اين نيست . بخش ديگر واقعيت اين است كه ايران در حال تبديل شدن به يك قدرت تاثير گذار در جهان آينده است و آنچه در خيال سردمدارانش مي گذرد بايد در معرض سوال ملت قرار گيرد تا معلوم شود آيا ملت حاضر به هزينه كردن براي رسيدن به اين نقش هست يا نه ؟ و اگر هست كدام روش را براي رسيدن به آن مي پسندند. صد البته كه روشهاي دموكراتيك براي اين سوال بايد انتخاب گردد نه روشهايي مانند تظاهرات و از اين قبيل . اينها كاركردهاي ديگري دارد.
و نكته بسيار مهم ديگر اين است كه استراتژيستهاي ايراني بايد براي منطقه درگيري خود ، دوست و دشمن را درست تعريف كنند و گرنه نبرد با چند دشمن و از چند جبهه ممكن نيست .

چون اسم نبرد را آوردم براي اينكه دوباره بعضي دوستان خواننده ، دچار سوء تفاهم نشوند و نگويند كه تو داري توصيه به جنگ مي كني . عرض مي كنم كه همه كشور هاي موثر در جهان درحال نبرد بر سر منافع بيشتر هستند ولي تنها برخي از كشورها منجمله ايالات متحده اين نبرد را با ابزار نظامي به پيش مي برند . همين اژدهاي بيدار شده شرق را نگاه كنيد . چين يكي پس از ديگري با استراتژي " نبرد اقتصادي با كالاهاي ارزان " ، در حال فتح جهان است . لذا تعيين خط مشي ونوع رزم و ابزار مناسب آن يكي از اصول ترسيم استراتژي حركت هر كشوري است .
بي ترديد ايرانيها هم به دليل تجربه تلخ صدمات جنگ ( انساني و مالي ) و هم روحيات صلح طلبانه شان حاضر به هيچ چنگ ديگري نيستند و آنان كه خيال مي كنند با تحريك دشمن مي شود مردم را به اسم دفاع مشروع ، مجدد درگير يك نبرد تازه كرد كه معلوم نيست چه پاياني خواهد داشت ، دچار خطاي استرتژيك شده اند . بويژه كه اين بار اين اعراب " نازنين " دوروبر خليج فارس و منطقه ، براي پايان دادن به كابوسهايشان ( كه با نام " فتنه شيعه گري " در منطقه مي خوانند) اينبار، كفشهايشان را هم براي حمايت از آمريكا و نابودي ايران خواهند فروخت !! ( اين يكي از مصداقهاي جنگيدن در چند جبهه است )


شايد عده اي بپرسند راه چاره چيست ؟ و ايران بايد چه كند . من بسياري از سياست مداران داخل حاكميت را آگاه تر از آن ميدانم كه چاره را ندانند - البته اگر با مردم صادق باشند -. ( يادتان باشد كه من از موضع قبول نظام فعلي سخن مي گويم و گرنه روي سخن اين مقاله با آنانكه اين اصل را قبول ندارند نيست و ما با آنان بحثي نداريم) ما بدلايل زيادي كه اينجا مجال و متاسفانه امكان باز كردنش نيست ( منجمله رعايت مصالح رسانه و خودم ) ، ناچار به حل مناقشه خود با آمريكا هستيم . بسياري از كشورهايي كه روابط توسعه يافته اي با آمريكا دارند ، لزومن با سياستهاي جهاني اين كشور هماهنگ يا همراه نيستند بنابراين طرح اين اشكال براي برقراري رابطه اشكال غير واردي است . البته هر فرد آگاهي به پيچيده بودن مخاصمه ايران و آمريكا و دشواري برطرف كردن آن، اذعان دارد . اما اين سياست كه دولت محترم فعلي پيش گرفته است و مبنايش هم اين است كه حالا كه درست نمي شود پس بهتر است كه " رومي رومي " شويم و برويم به جنگ ديو سياه روابط بين الملل هم ، عاقبت خوشي كه نخواهد داشت هيچ ، بقيه اش بماند...

البته اين اصلاح روابط ، فرايند ساده و كوتاهي نيست . و خوشبختانه برخي از سياست مداران منجمله ريس جمهور پيشين هم اقدامات ديپلماتيكي در جهت ديالوگ مناسب با سياستمداران خارج از حاكميت آنها انجام داده اند. كه بنظرم با توجه به موضعگيري هاي تند داخلي عليه ايشان ، كار شجاعانه اي بود . و با وجود هزار تهمت و انگ سياسي و غيره كه در اين كار است ديگران هم اگر ايران را مقدم بر خود مي دانند ، بايد آنرا پيگيري كنند . چون تنها راه پايدار و نه مقطعي حركت ايران به سوي توسعه همه جانبه و بدست آوردن نقش واقعي و از دست رفته هزار ساله اش در جهان ، تنش زدايي و خرد گرايي سياسي است و اينكار ابتدا بايد با بزرگترين و اصلي ترين طرف مخاصمه صورت گيرد . البته شخصن فكرنمي كنم تا پايان حضور دولت فعلي آمريكا بر سر كار ، بشود حركت خاصي براي اين كار صورت داد. تنها بايد آتو دست سياستگزاران پنتاگون و كاخ سفيد نداد ( بسياري از رفتارهاي آمريكا در اين مدت بويژه در قضيه عراق نشانه تحريك كردن ايران براي عكس الملهاي تند است و اين همان چيزي ست كه دولت جنگ طلب بوش مي خواهد) لذا بايد با سياست هاي ملايم و معقول به پيش رفت . بوبژه كه ايران با داشتن مهره هاي مثبت در قضيه عراق و افغانستان وفلسطين و حتا هسته اي مي تواند با آمريكا بعنوان يك بازي سالم و نه خصومت طلبانه وارد عمل شود .

اعتقاد نويسنده كه نه تنها دغدغه وطن عزيزش بلكه نگراني از صلح و صدمات انساني ديگر همنوعان نيز ، او را نگران تصميمات و تحركات آينده مي كند ، اين است كه از صدر و ذيل اين مملكت بايد نگران اين گربه خفته بر آغوش آسيا باشند . يادمان باشد كه اين گربه روزگاري پلنگ آسا بر پهنه وسيعي از آسيا آرميده بود اما بي تديري و بي كفايتي شاهانش ، آنرا چنين كرد . هرگز مبادا كه او نيز ، به موجودي زبون تر بدل شود .

ودر پايان عرض مي كنم كه آنانكه هر صداي منتقدي را دشنام مي دهند و تفرقه انگيز مي خوانند اگر توضيحي براي سياست هاي موجود يافتند ما را هم آگاه كنند تا قلممان را در خدمت استدلال آنها بچرخانيم .





نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

محمد :

به نظر بنده در همين دولت بوش هم امكان ارتباط و تغيير رابطه هست . به نظر مي آيد تا حل نشدن بحران هسته اي صحبت بر سر مذاكره چندان وجاهت ندارد.

۲۸ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۴۳ بֽظֽ | Reply

سعيد :

با تشكر از نويسده محترم .به نظر مي آيد شرط كافي ديگر كافي نيست و كساني كه قبلا با رفتارهاي سياسيشان شرطهاي لازم را فراهم كرده اند بشدت در تلاش هستند كه اين نيمه شرط را بلاشرط كنند . اين روزها احمدي نژاد كاملا عقب نشيني كرده يا عقبش زده اند . مثال شما هم در مورد شروط لازم و متعدي با اوضاع امروز ما خوب جور آمده است ولي اين رابطه معلوم نيست شكل بگيرد چون يكي از دو طرف عقيم است .

۲۸ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۲۲ بֽظֽ | Reply

حمید :

در زمان حضور شوروی و دو قطبی بودن جهان. سیاست حارجی آمریکا مبتنی بر حمایت از ناسیونالیسم و بنیادگرایی بود. برای همین منظور بن لادن دوست فرض میشد و مک فارلین حامل کیک و کلت.

پس از سقوظ شوروی سیاست خارجی آمریکا تغییر کرد و ناسیونالیسم و بنیادگرایی مضر شتاخته شد. برای اعلان سیاست جدید بود که در زمان کلینتون به میلوشویچ در یوگسلاوی و بن لادن در افغانستان و سودان حمله کردند.

مشکل واقعی بین ایران و آمریکا مطلب بالاست اتم و هلوکاست بهانست.

۲۸ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۱۹ بֽظֽ | Reply

پيمان :

متاسفانه دور در دست افراد جنگ طلب است آنهايي هم كه براي ممانعت از جنگ فعال هستند تنها به انتقاد از دولت احمدي نژاد اكتفا مي كنند اين وسط خيلي ها هم از فرصت استفاده مي كنند و زير سايه هجوم عليه احمدي نژاد سياه كاريهاي خودشان را مخفي مي كنند . اين گربه خوابيده هم هنوز خوابيده !
از مطلب آقاي صفائي تشكر مي كنم .

۲۸ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۴۶ بֽظֽ | Reply

:

جناب صفائي هرچند با شما در مورد حكومت فعلي هم عقيده نيستم اما شجاعت شما در پرداختن به ريشه مشكل را تحسين مي كنم . اعتقاد بنده اين است كه جداي از دلبستگي هاي جناحي و سياسي بايد مصالح ايران عزيز مد نظر قرار گيرد . همينكه يكي پيدا شد كه صريح و بي پرده راه حل را كه همه مي دانيم بيان مي كند نشانه ايران دوستي اوست . البته بهتر بود بجاي صفت پلنگ آسا مي گفتيد شيراوژنگ چون ايران زماني شير بيشه آسيا بود .

۲۸ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۵۴ بֽظֽ | Reply

امیر :

این تحلیل دارای اشکالات چندی است مثلن ادعا میکند که دشمنی آمریکا با حمهوری اسلامی به اشغال سفارت آمریکا برمیگردد. اگر این درست است پس چرا آمریکا تا پای سرنگونی ساندینیست ها در نیکاراگوئه پیش رفت. آنجا هم سفارت اشغال شده بود؟ اصلن شما یک متال بزنید که منافع امپریالیسم در کشوری بوسیله انقلاب یا کودتا در خطر افتاده و امپریالیسم برای باز گرداندن اوضاع از همه ابزار ممکن استفاده نکرده باشد.
نکته دیگر که میگوید در زمان کنونی فقط آمریکا برای تسلط خود از نیروی نظامی استفاده میکند. پس جنگ ناتو و اروپا در افعانستان و یوگسلاوی سابق چه بود؟
البته این درست است که مسئله هسته ای فقط بهانه است و اگر هم ایران تعلیق را قبول کند بهانه های دخالت در عراق یا حمایت از تروریسم یا حقوق بشر را علم میکنند. تنها راه نجات تکیه به مردم و باز کردن فضای سیاسی کشور و انتخابات واقعی مجلس و ریاست جمهوری پیش از موعد وبدون نظارت استصوابی است وگردنه تا چند ماه دیگر نه از تاک نشان ماند نه از تاکنشان.

۲۸ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۵۲ بֽظֽ | Reply

داودي :

جناب مهندس عبدي
با سلام و ارادت خدمت شما و با تشكر از سايت پربار شما و نوشته وزين آقاي صفائي چند سوال در مورد مناقشه ايران و آمريكا دارم كه اميدوارم پاسخ بفرماييد .
آيا شما به ارتباط به عنوان يك گزينه مشكل گشا در درون نظام فعلي معتقديد و چه موانعي را بر سر راه آن مي دانيد؟ آيا در وضع وخيم فعلي صحبت از رابطه خوش خيالانه نيست و از موضع ضعف بحساب نمي آيد؟ آيا با توجه به اثري كه وجود آمريكا بعنوان يك دشمن واقعي و يا خيالي در تقويت حكومت داشته اين گزينه قابل تحقق هست يا خير ؟ چه كساني را براي پيشبرد اين هدف در ايران مناسب ترمي بينيد ؟و چه موانعي پيشروي آنان است ؟ نقش اعراب در شكل نگرفتن اين رابطه چقدر است ؟
...........................
عبدی:
به نظر من بحث از رابطه در شرائط کنونی امری زائد است.زیرا طرفین مسائل زیادی دارند که ابتدا باید اراده ای بر حل آنها تعلق بگیرد و از این منظر من گفتگو بدون این پیش زمینه را هم مفید و موثر نمی دانم. بنابر این بحث از رابطه کاملا ذهنی و غیر عملی است.
وجود دشمن یکی از عوامل همبستگی اجتماعی است و آمریکائی ها هم این سیاست را بکار می برند. اما لزوما همیشه نتیجه بخش نیست و بعضا ممکن است نتیجه معکوس ببار آورد.
هر حکومتی که نمایندگی مردم را داشته باشد و آزادی را نیز در حد ممکن تامین کند شایسته پیشبرد این هدف است. اعراب منطقه هم تاثیری بر امور ندارند اگر چنین ساختاری شکل بپذیرد.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۱۸ قֽظֽ | Reply

امير :

دوست گرامي آقاي صفائي توجه داشته باشيد كه راه حل شما يك راه حل نيست بلكه يك خودكشي سياسي براي اقدام كنندگانش است داستان دولت خاتمي را فراموش كرده ايد اگر كسي مي توانست در آن هنگام گره اين رابطه را باز كند دولت خاتمي بود كه حمايت ده ها ميليوني را داشت ولي چه كار توانست بكند . شايد عده اي بگويند اينها براي برقراري رابطه مناسبتر از قبلي ها هستند چون نمي خواستند اين افتخار نصيب دولت خاتمي شود! اما ااينها اولا به نفعشان نيست كه بي دشمن باشند ! دوم ،هم جوا ب شعار مرگ بر شيطان بزرگ را چه بدهند ؟ پس اين راه حل شما هيچ وقت عملي نيست لااقل در شرائط فعلی پس دنبال راه حل ديگري بگرديد

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۳۰ قֽظֽ | Reply

صادق :

آقای عبدی عزیز،سلام.
از شما خواهش می کنم مطالب ارسالی از طرف کاربران را در قسمت جداگانه ای قرار دهید نه در میان مطالب خودتان.
در ضمن اگر ممکن است آمار بازدید کنندگان را هم در گوشه ای از صفحه قرار دهید که حتما جالب خواهد بود.
.............................
عبدی:
اگر امکان فنی آن وجود داشت انجام می شود.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۴۳ قֽظֽ | Reply

علي :

با عرض سلام
مسايل عميق و بنياديني را مطرح كرديد كه متاسفانه اينگونه در ميان مردم شيوع ندارد.نقدي دارم در مورد صفت "شجاع" كه به آقاي خاتمي داديد كه البته به ساختار كلي استدلال شما صدمه اي نزده است و مصداقي حاشيه اي است اما ممكن است به اين نكته رهنمون باشد كه نويسنده محترم مخالف اين واقعيت است كه دولت فعلي كه كاتاليزور برخورد جهاني با ايران است مولود دولت آقاي خاتمي است و كوتاهي هاي غير قابل انكار ايشان است.اما نظر بنده در مورد مناقشه ايران و آمريكا اين است كه براي اولين بار در تاريخ ، آمريكا به اين نتيجه رسيده است كه دولتهاي دموكراتيك كه تعامل پيش بيني شونده و معقول تري با عرصه بين الملل دارند در دراز مدت به نفع منافع آمريكا هستند تا دولتهاي ايديولوژيك .بنابراين دول ايديولوژيك در نقشه خاورميانه بزرگ جايي ندارند و به قول آقاي هاشمي لقمه بزرگ اين خاورميانه بزرگ ايران است.بنابراين آمريكاييها با اساس و ساختار حكومت ما مشكل دارند و جز به شرط تغييرات اساسي و ساختاري در حكومت بعيد مي دانم حتي حاضر به مذاكره شوند.در نتيجه از آنجا كه براي اولين بار منافع آمريكا با منافع برخي ملل خاورميانه مبني بر تشكيل دول دموكرانيك تلاقي نموده است تنها راه پيش رو براي حكومت ما يك چرخش اساسي در داخل است كه متاسفانه در دور نما ديده نمي شود.با يك تغيير و چرخش اساسي در ساختار حكومت به نفع ساختار دموكراتيك و مطالبات اساسي اصلاحات ، هم دليل اصلي آمريكا براي تقابل با ايران از بين مي رود و هم پشتوانه مردمي كه در نتيجه آن حاصل مي شود آمريكا و هر كشور ديگري را در تقابل با ايران مردد مي كند.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۴۳ قֽظֽ | Reply

مهديmoradrz@yahoo.com :

سلام
اگر لازمه هژموني و ابرقدرتي آمريكا داشتن دشمن ايدئولوژيك است وفعلادر تبليغات پنهان وآشكار آنها اسلام باتروريسم قرين معرفي ميشودوحضرت پاپ نيز به اشاره اي تلويحي بر اين نكته صحه مي گذارد با كدام ديالوگ مناسب مي توان مسير حوادث را عوض كرد؟ سالهاست كه تحريكات قومي در جهت آماده سازي بستر مناسب جهت اجراي طرح خاورميانه بزرگ!؟شروع شده آنچه در استراتژي آمريكا مطلوب است ايجاد سرزميني ملوك الطوايفي است با سيادت عظماي آمريكا والبته سرزميني به وسعت كره زمين ساده انگاري است اگر گمان كنيم با دست كشيدن از انرژي اتمي يا به رسميت شناختن اسراييل يا دست كشيدن از حمايت از حزب الله ويا قطع رابطه با چند كشور ضد امپريالست ويا برآورده كردن خواست هاي آمريكا در زمينه حقوق بشر خواهيم توانست در بلند مدت از اين رويارويي خشن و مصيبت بار جلو گيري كنيم آنها همه چيز مارا مي خواهند.معتقدم هم شما وهم آقاي احمدي نژاد در تحليل تان از رفتار آمريكا دل به عقلاي آنجا بسته ايدبا اين تفاوت كه شما مي گوييد اگر ما از مواضعمان عقب نشيني كنيم رفتار آمريكا با ما عاقلانه خواهد شد و آقاي احمدي نژاد مي گويند اگر ما راه خودمان را برويم عقلاي آمريكا نخواهند گذاشت آمريكايي ها!!؟ ديوانگي كنند. ولي واقعيت اينست كه در آمريكا رشته موردردست عقلاي آن نيست هرچند كه نمي دانم استراتژيست ها را با معيار عقل مي توان سنجيد يا نه؟من نيز چون شما از جنگ بيزارم ولي گمان مي كنم در نهايت امر بر سر دوراهي تسليم يا جنگ قرار خواهيم گرفت .و در ان صورت شما كدام گزينه را پيشنهاد مي كنيد؟

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۱۶ قֽظֽ | Reply

پرويز :

جناب عبدي بنظر مي رسد ريس جمهور آمريكا از مواضع تند اوليه اش عقب نشيني كرده و موضع ملايمتري را اتخاذ كرده ، تظاهرات 22 بهمن و كنار رفتن احمدي نژاد از سياست خارجه كه نتيجه انتقادات گسترده به او بوده نيز بي تاثير نيست و بعضي مانورهاي نظامي ايران و كارهايي مثل حك كردن آرم سپاه بر روي ناوگان آمريكايي هم هشدارهاي بيشتر ي به او داده است . شايد الان و از موضع متعادل بهتر بتوان سر ميزمذاكره نشست ولي هنوز بخشهاي اصلي مسئولين حكومت مواضع مثبتي در اين باره ندارند . به نظر مي آيد هنوز بايد منتظر تحولات بعدي ماند . مطلب جناب صفائي نيز به نكات جالبي اشاره دارد كه بايد توجه شود زيرا ايران هم تحركات زيادي در اين مدت در منطقه داشته است و لي بنده معتقدم تا مسائل مهم داخلي مانند آزاديها و دموكراسي و سهم برابر نيروها ي در حكومت حل نشود مردم احساس خوبي از حكومت ندارند و كمكي به حاكميت نخواهند كرد مگر همانطور كه نويسنده محترم اشاره كرده اند آنها را در موضع دفاعي قرار دهند و وارد جنگ ناخواسته كنند .
...........................
عبدی:
در باره ملایم شدن موضع آمریکائی ها قبلا گفته بودم هر گاه آنان فکر می کنند احتمال سازش و تفاهم در طرف ایرانی زیاد شده است فورا از مواضع تند خود کم می کنند تا طرف ایرانی تصور کند که آنها ترسیده وعقب نشسته اند در نتیجه موضع خود را تندتر کند و در نهایت موجب تداوم بحران شود.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۲۸ بֽظֽ | Reply

شهرام :

با سلام
وجود اصلاحطلبان در حاكميت حد اقل فايده اش اين بود كه بمقتضاي شرايط به حاكميت مشورت درست ميدادند و اين در حاليست كه دولت جديد بجاى اينكه ار خودش ابتكار عمل نشان دهد خودرا مجرى محض سياستها ميداند

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۰۰ بֽظֽ | Reply

:

آقاي صفائي با تشكر از مطلب خوبتان
متاسفانه وقتي برخي از مسئولين كشور همه چيز را خوب و امنيت را برقرار مي دانند از اين نوشته ها كاري بر نمي آيد چون اينها را زهر آلود و تفرقه افكن و مزدور مي گويند. فايده اي ندارد برادر من . اين مملكت يا نصفش خوابند يا نصف ديگرش در حال برهم زدن خواب ديگران . كو اعتدال ؟ كو حرف حساب ؟ نه برادر خانه از پاي بست ويران است . .

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۳۷ بֽظֽ | Reply

ابراهیم :

سلام : یک نکته که در شکل روابط احتمالی ایران و آمریکا در آینده بررسی نشده( و یا حداقل من ندیدم ) احتمال توافقات پشت پرده است . که بنظرم خیلی خطرناک تر از تحریم است . یک قرینه هم در این مورد اظهارات اخیر رایس مبنی بر چرخش 180 درجه ای و ... است .
..............................
عبدی:
مواضع رایس را نمی توان چرخش دانست.آنها برای خنثی کردن فشارهای داخلی و خارجی می پذیرند که پس از تعلیق و قبول قطعنامه با ایران مذاکره کنند در حالی که می دانند ایران چنین شرطی را نمی پذیرد. بنابراین مذاکره را مشروط به شکست نموده است.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۰۸ بֽظֽ | Reply

فرخ :

با تشكر از سايت شماو تحليلهاي روشنگرتان
بحث روابط ايران و آمريكا در اين سالها در ميان مردم و روشنفكران سياسي داخل و خارج جدي شده است . روشنفكران آمريكايي نيز كه منافع بلتد مدت خود در خاور ميانه مي انديشند نيز به اين بحث و اهميت گقتگو با ابران توجه مي كنند .هرچند نو محافظه كاران درون حاكميت به دليل سياست هاي جنگ طلبانه به تفابل نظامي ميان ايران و آمريكا فكر مي كنند . حتي كسي مانند فوكوياما كه يك نو محافظه كار سابق بوده است در اظهار نظر تازه اش امكان يك توافق سياسي ميان ايران و آمريكا را ممكن مي داند .البته او به مشوقهاي سياسي يا اقتصادي از طرف آمريكا اعتقاد دارد . بايد يك گفتگو در سطح غير سياسيون براي اين اتفاق بيفتد . آقاي خاتمي اقدام مناسبي را انجام دادند . قضيه لبنان و حزب الله را هم كه شما گفتيد يايد به طوري جلو بقتد كه به نفع ايران باشد و گرنه حمايت بي قيد و شرط ما از کشورهای عربی صلاح كشور نيستد . موفق باشيد

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۲۹ بֽظֽ | Reply

nima movahed :

جناب صفائي
باسلام و تشكر
1-نظر شما در باره واقعه يازده سپتامبر و ارتباطش با نبردهاي آمريكا در عراق و افغانستان بزرگ نمايي آن واقعه بر اساس تئوري توطئه مي باشد و چندان واقعي نيست .
2- تروريسم قبلا هم در جهان وجود داشته و ربطي به 11 سپتامبر ندارد و اين نمي تواند جاي كونيسم را بگيرد چون كمونيسم يك ايدوئو لوژي است در حاليكه تروريسم مكتب ندارد.
3- جريان جنگ حزب الله هم با پيروزي حزب الله ختم نشد و اين گروه در حال جنگ داخلي استو مي تواند ورق برگردد.
4-بقيه موارد مقاله شما را تا حدي قبول دارم بخصوص در مورد كشورهاي خليج فارس .

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۲:۳۹ بֽظֽ | Reply

قاضي :

صحبت كردن از موضع قبول نظام طبيعتا منجر به قبول روشهاي نظامدارن هم خواهد شد بايد خود نظام را نقد كرد براي همين است كه شما آب در هاونگ مي كوبيد

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۵۹ بֽظֽ | Reply

مصطفی :

با سلام ودرود
یافتن راه حل برون رفت از بحران منوط به کالبد شکافی شرایط لازم برای بروز ان است شناخت واگاهی از علل شکل گیری هر شرط که با اضافه شدن در این مجموعه به تولد بحران کمک میکنند کلید حل ان است زیرا میتوان با ازمیان برداشتن هر شرط از شروط لازم به محو بحران کمک کرده ومانع از کفایت شرط کافی شد
عمده ترین مسئله کالبد شکافی دشمنی ایران و امریکا وعلل اصرار به تشدید ان است اینکه سعی وتلاش میشود اشکارا منافع امریکا را در معرض تهدید خود نشان دهیم و هل من مبارز بطلبیم بی انکه از اینکار منافعی ببریم ناشی از چیست ؟
چرا همواره دشمنی با امریکا ضمانت بقای ایران تبلیغ میشود ؟ چرا با اینکه همه مردم از سیاست استکباری امریکا اطلاع دارند اما این دشمنی را ضامن عزت وبقای خود نمی دانند و اصولا با این سیاست موافق نیستند ایا درک اشتباهی از منافع وبقا دارند؟ اگر یک روز ختم دشمنی با امریکا به رای عمومی گذاشته شود شک نکنید که درصد زیادی به عدم ادامه ان رای خواهند داد این اختلاف نظر بین مردم و دولت ناشی از چیست ایا مردم شناخت کافی از امریکا ندارند ؟ اگر چنین باشد پس تبلیغات بیست وچند سال در شناساندن دشمن بزرگ بی اثر بوده

ایا دکترین ام القرائ جهان اسلام ثبات واقتدار ما را بیمه میکند؟ همه این موارد ناشی از دشمنی با امریکا ست و اینکه این دشمنی ضامن بقای ما خواهد بود اگر توانستیم این سوالات را که کم وبیش اشکار ونهان در میان مردم وبخصوص نسل جوان مطرح است را پاسخ دهیم حتما" راه حل مناسب هم خواهیم یافت سوال مهم این است ایا بهتر نبود از موقعیت استراتزیک جغرافیایی خود در منطقه و دیگر امتیازات خود در تعامل با امریکا بنفع منافع ملی بهره ها می بردیم بی انکه اتحاد تحقیر امیزی همچون گذشته داشته باشیم وبا اینهمه مشکلات هم رو برو نبودیم در این صورت بی انکه تبلیغ کنیم الگوی مناسبی برای مردم منطقه بودیم این سخن پر محتوایی است که تمام کشورها در جنگ منافع بسر می برند در این جنگ اولین قدم برای پیروزی شناخت موقعیت ومنافع خوداست




۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۴:۰۸ بֽظֽ | Reply

:

با سلام

روابط ایران و آمریکا همواره بصورت یک تابو در آمده است و طرفین هر از گاهی یا بشدت همدیگر را زیر باران مشت و لگد می گیرند و گاهی هم پیام هائی بصورت مخاطب مستقیم و یا غیر مستقیم برای رفع موانع و مشکلات ارسال می کنند. این وضعیت از ابتدا تا کنون فراز و نشیب های زیادی داشته است و افراد بسیار بر سر این موضوع یا دچار گرفتاری های موهومی شده و یا بر اثر همسوئی با مخالفت ها منتفع شد اه ند . به عبارتی بحث رابطه با امریکا بی تلفات و زخمی هم نبوده و خود جناب عبدی از بارزترین آنها هستند، چه در زمان همسوئی با جریان اشغال سفارت و چه در جریان نظر سنجی نسبت به روابط.در هر حال نکته اصلی این است که از بعد نگرش آمریکائیها ضمن اهمیت و توجه به روابط با ایران حساسیت این موضوع از دیدگاه داحلی در ایران نیز شناخته شده است. برای مثال اخیر وزیر خارجه آمریکا با توجه به موقعیت دولت بوش و شرایط خاص آن خواهان مذاکره با وزیر خارجه ایران در هرمکان و زمانی شده است . از آنجا که این رابطه در کشور بصورت یک امر ارزشی در آمده و انها این را متوجه هستند در یک چنین شرایطی پیشنهاد مذاکره را بار دیگر مطرح می سازند .
اکنون توپ را در زمین ایران زده با علم به اینکه پاسخ آنرا با توجه به سوابق می دانند . این کار از بعد تبلیغاتی برای آمریکا در داخل آن کشور و افکار عمومی آن بسیار مناسب و موثر برای دولت بو ش است . از نظر بین المللی نیز که این روزها از طرف متحدان آمریکا و روسیه و غیره انتقاد شده بودکه حمله به ایران غیر قابل قبول است نوعی واکنش مثبت را برای آمریکا در پی خواهد داشت. و نیز میداند که برفرض بسیار ضعیف ایران تحت شرایطی بخواهد به این درخواست آمریکا پاسخ مثبت دهد از داخل نیز از سوی تندروان تحت فشار قرار خواهد گرفت که چرا به چنین درخواستی از سوی استکبار جهانی پاسخ مثبت داده است البته ناگفته نماند که موافقیتن داخلی نیز دولت را تشویق نمی کنند بلکه به دلیل تعلل و اینکه فرصت سوزیهای بسیاری نظیر همین مورد در گذشته شده و خسارتهای مادی و معنوی بسیاری بر ملت وارد شده است را ابراز خواهند کرو و بطور خلاطه این وضعیت ایران را در سه کنج تبلیغاتی نگه می دارد و در کنار فشار های دیگر این نیز اضافه می شود. زیرا راه و شعاریهائی داده است که جنبه ارزشی پیدا کرده و همین ارزشی شدن شعار ها روابط با آمریکا را بصورت تابو در آورده است.
اکنون چه باید کرد ؟ یا به عبارتی دولت کنونی چه عکس العملی نشان خواهد دارد؟
پاسخ بنظرم در عین سادگی بسیار مهم و حساس خواهد بود. زیرا اگر ایران یز این دعوت را بپذیرد باز به دنیا نشان داده است که تحت فشار های آمریکا بالاخره تن به مذاکرده داده است و در حالیکه در گذشته فرصت های بسیار بهتری بود و زیر این بار نرفت. و عملا همه گذشته خود را در یک شرایط استثانئی ( چه از جنبه مثبت برای ایران و چه از جنه منفی ) در منطقه و غیره این وضعیت دگر گون شده و همه سرمایه گذاریهای معنوی و مادی که شده بود بیکباره فرومی ریزد و این کار را بسیار مشکل می سازد. . بنا برای به احتمال قریب به یقین این دعوت پاسخ مثبت نخواهد داشت. اما تماسهای غیر مستقیم و غیر متعارف و از طریق دیگران نیز راه حل دیگریست که ایران و امریکا نشان داده اند که در شرایط ضروری تن به این کار داده اند .و نمونه های بسیار ی بوده است.
از این نظر تابوی این روابط با این حرکت ها و فعل و انفعالات شکسته نخواهد شد و طرفین علی رغم برخوردهای معمولی که تاکنون نشان داده اند ترجیح می دهند که به همان شکل گذشته امور ضروری خود را رفع و رجوع نمایند.
......................
عبدی:
متاسفانه متن شما زیادتر از معمول غلط تایپی داشت و این برای من مشکل درست می کند. شما سعی کنید متن خود را یکبار بازبینی کنید.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۲۴ بֽظֽ | Reply

امید :

با سلام و تشکر از حذف کامنت فکاهی_
روستایی اینجانب
این هم محکی است بین ما و شما!! تا همدیگر را بهتر بشناسیم , بهتر با هم ارتباط برقرار کنیم و .... بهتر به تفاهم برسیم.
بنظر میرسد چندان خوش آیند نباشد هر کس پایین هر مطلبی , کامنتی بگذارد و .... ولی اینجانب به رسم سبزه سبز کردن , تا برآمدن نوروز و سبزه های واقعی, قکر میکنم بد ک هم نباشد هر کس یک مشارکت کوچکی با مطالب ارایه شده, از خود نشان دهد. مخصوصاٌ در جایی که احساس نزدیکی بیشتری میکند.
البته این حق برای شما همیشه وجود داشته و دارد که ... کامنتهای مشترک , نامربوط , توهین آمیز, ضربه زننده به جو دوستانه و پژوهشی و .... را حذف و مطالب خوانندگان را در جهت پیشبرد مشارکت , نظم دهید.
ولی اجازه دهید به مناسبت این حذف, در خصوص مطالب طنز و مقبولیت آن توسط مردم, این توصیه را نیز من بعنوان یک تجربه موفق , برای شما و خوانندگان دیگر داشته باشم که :" سعی نکنید همیشه جدی باشید!!"
به قول آن شاعر خودمانی:
رو مسخره گی پیشه کن , لوده گی آمور
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی!!
البته توصیه من نه به این غلظت است , اینجا!!
در ادامه, به این نکته هم , اشاره ی کوتاهی داشته , این دفتر را برای همیشه ببندم:" یکی از بزرگان , میگوید: فرزانگی دنیا, دیوانگی در چشمان خداوند است!"
منطور از جدی بودن , اینست که همیشه پیراهنی بپوشید که با جورابهایتان جور باشد و یا فردا هم , عقیده ی امروز را داشته باشید!!
روانشناسان معتقدند: برای داشتن تعادل در زندگی, تا جایی که به دیگران آسیبی نرسد, هر از چند گاهی تغییر عقیده دهید !! بدون شرمندگی با خود تناقض داشته باشید. این حق شماست !! اینکه دیگران , چه فکر میکنند؟ مهم نیست! زیرا در هر صورت , آن فکر را خواهند کرد!!
بنابراین راحت باشید. بگذارید دنیا در مسیر خود بگردد.( هر کس نظراتش را بر روی نوشته ها بگذارد) غافلگیر کردن خودتان, قدرتی دارد که باید به آن پی ببرد.
همان وارسته ی به آرامش رسیده, معتقد است:" خداوند چیزهای دیوانه اییی را روی زمین خلق کرده تا فرزانگان را شرمنده کند"!!
تا نظر شما چه باشد؟
.............................
عبدی:
من مخالف مطالب طنز نیستم.اما اگر این راه باز شود دیگر کسی جلودارش نخواهد بود .لذا بهتر است از ارسال این گونه موارد پرهیز شود و من هم شرمنده شما یا مفتخر به عنوان سانسورچی!! نشوم.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۵۱ بֽظֽ | Reply

آرش :

با سلام به همه دوستان

1) در این تردیدی ندارم که در صورت وقوع جنگ (با هر ابعادی) بازنده اصلی ایران خواهد بود. خیال پردازی است اگر حاکمان وضعیت کنونی کشور و مردم را با زمان جنگ با عراق مقایسه کنند.
2) وقوع هر گونه جنگی، با احتمال بالا شروع هرج و مرج و آنارشیسم را به دنبال خواهد داشت و نه اتحاد مردم و پشتیبانی از حاکمان علیه بیگانگان.
3) وقوع هر گونه جنگی، با احتمال کم ممکن است شرایطی را فراهم کند که راه برون رفتی هم پیدا شود.
4) راه حل بهینه برای حاکمیت، مردم ایران، و جامعه جهانی پذیرش حقوق شهروندان ایرانی توسط حاکمیت ایران و باز کردن فضای سیاسی کشور است. چهره هایی که در این سه دهه همه کاره بوده اند، باید داوطلبانه خود را بازنشسته کنند و فرصت را به چهره های جوان تر وطنخواه و تحصیل کرده ای بدهند که زبان دنیای جدید را بهتر می فهمند. آن وقت خواهند دید مشکلات چقدر آسان خواهد شد.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply

:

تعجب میکنم چرا بعضی ها در شناخت افکار عبدی این همه بیراهه میروند ٬ اقا / خانم
ایشان راه حل همه مشکلات ایران را در دمکراسی و ازادی میبینند و لا غیر ...تازه ادعا دارند
اگر ان مهم باشد امریکا غلطی نمیتواند بکند !؟ چرا که کل جامعه پشت دولت منتخب و قانونیست
البته شخص شخیص عبدی لا اقل تاریخ این صد سال اخیر ایران و منطقه و ابر قدرتها را خوانده
و میداند انها بر سر مصدق و سوکارنو و ناصر تقریبا مردمی چه اوردند و ان رهبر مردمی
کنگو را در بشکه اسید کردند ...وپینوشه چه سر النده بد بخت اورد ...اینها را میداند و باز
مینویسد ..لااقل از ایشان بپرسید ونزویلا که پاسدار و بسیجی ندارد چادر و چافچور ندارد
احزاب مخالف طرفدار امریکا هم دارد و سندیکا و مطبوعات ازاد دارد چرا بوش باید این همه
جفا بر این حکومت امریکای جنوبی کند !؟ خیر اقای عبدی عزیز نبرد ابر قدرتها با
قدرتهای منطقه بدون در نظر گرفتن وضعیت اجتماعی سیاسی کشورهای کوچکتر تصمیم و باجرا
در میاید و با مطبوعات جهانی اشن همه چیز را وارونه جلوه میدهند ....حکومت فعلی با
سر کار امدن تند روهای ایرانی که بعد از انتخابات بوش سر کار امده بله دیگ بله چغندر است زبان تند روی نومحافظه کاران را باید همتای ایرانیش میداد
نه دولت خاتمی ....تونی - اسنو خبرنگار کار کشته فاکس نیوز !!امروز بعنوان سخنگوی بوش
و کاخ سفید در پاسخ سی ان ان گفت ایران و مسایلش در چهارچوب دیپلماسی با اروپا
و روسیه و چین گره کامل خورده و امریکا هر گز تصمیمی خلاف نظر ان تیم نمیگیرد
هر چه شما مطبوعاتچی ها !! بسازید و بپردازید در تبلیغ کنید تاثیری در تصمیم گرفته
شده کاخ سفید نمیگزارد پرییود !!!( منظورش از پریود همان سخن اینجا تمام !!)حالا بنده هم اضافه
میکنم اقای عبدی در گیری نظامی بین ایران و امریکا غیر ممکن غیر قابل تصور
و دیوانگی محض است و چون غیر قابل پیش بینی است پس غیر قابل رخدادن هم هست
اینده نشان خواهد داد من درست حدث میزدم یا شما. پیروز باشید
..................................
عبدی:
دیدگاه مرا درست فهمیده اید اما یک تکمله ای هم دارد که کمتر توجه شما را جلب کرده است. بله این فرمایش شما درست است که آمریکا در نهایت برای تامین منافع خود، سیاستهایش را در بند دموکراسی زندانی نمی کند. اما اگر این شرط در کشوری فراهم باشد برای مخالفت کردن و زدن آن کشور نمی تواند اجماع جهانی با 15 رای مثبت ایجاد کند. در این صورت کشورهای اروپائی و غیر اروپائی در پشت سرش صف نمی کشند. آنچه که از نظرات من در نوشته شما مغفول مانده این است که من اصولا به اهداف رژیمهای غیر دمکراتیک اصالت نمی دهم و دلیلی نمیبینم که مردم هزینه این اهداف را بپردازند. اما اگر حکومتی مردمی و ملی بود هر هدفی را خواست انتخاب کند (مثلا در مورد حاضر حتی داشتن تسلیحات هسته ای) و حاضر بود هزینه آن را هم می پردازد و این هیچ اشکالی ندارد.
اما این که می فرمائید حمله به ایران دیوانگی محض است خوب اگر چنین است چرا این همه درباره این دیوانگی بحث می شود؟ حتما باید گفت دنیا کمی هم دیوانگی پیشه کرده است. در هر حال از آنجا که احتمال بروز این گونه دیوانگی ها وجود دارد و ممکن است دیوانه ای سنگی را در چاه بندازند که بعد تعداد کافی عاقل برای بیرون آوردن آن در دسترس نباشد لذا باید احتیاط کرد.

۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۵۷ بֽظֽ | Reply

آرزو :

نكاتي را گفته شده در مورد رابطه ما با آمريكا اساسي است اما شما راه حلي را كه بتوان بر سر آن مذاكره كرد نگفته ايد بعد مهم اين است كه دولتمردان جمهوري اسلامي اصل قضيه را قبول ندارند . روحانيها كه قدرت در آنها است بر اساس توصيه مرحوم آقاي خميني كه آمريكا را شيطان بزرگ گفت به اين رابطه مثل رابطه گرگ و ميش نگاه مي كنند . فكر نمي كنم با اين همه هزار توي مشكلي كه هست اين راه حل عملي بشود و حتي قابل طرح باشد .ولي وقتي خوب هم مي بيني چون من تحليل شما را عميق و ريشه اي ميبينم و قبول درام. اصل چاره جويي همين است .واين پارادوكس است .

۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۲۱ قֽظֽ | Reply

:

براي من كه مطلب قبلي ايشان را هم خوانده ام خيلي جالب هست كه ايشان هم دست روي مسائل حساس مي گذارد و هم از زاويه تازه اي كه كمتر ديگران تفسير مي كنند تفسير مي كند و اين يك امتياز براي تحليل گر است و جالب هم هست كه موضع سياسي ايشان را نمي شود فهميد چون يكجور نقد همه است موفق باشيد

۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۳۱ قֽظֽ | Reply

شريفي :

راه حل ديپملتيك بهترين راه برون رفت از چالش فعلي است گزينه برقراري رابطه نيز يك اصل است كه كساني كه سياست را اصولي نه احساسي دنبال مي كنند به ان توجه دارند . مطلب آقاي صفائي به درستي به چالشهاي فراروي كشور توجه كرده است و يك تحليل اصولي بر پايه واقعيات كشور منطقه و جهان است . اما آنچه اولويت دارد گذر ازوضع فعلي با همين دولت است چون گمان نمي رود اين دولت باور به رابطه داشته باشد و توان فكري و عملي آن را داشته باشد

۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۲۱ بֽظֽ | Reply

پ - ص :

سلام
این ایده که وجود دشمن مجازی ویا حقیقی برای ابر قدرتی امریکا لازم وضروریست اصلا گزاره درستی نیست و اینکه امریکا بعد از تاریخ نشینی کمونیسم اسلام را جایگزین رقیب و دشمن خود کرده هم بسیار جای سوال دارد کمونیسم در ذات خود علیه سرمایه داریست در صورتیکه این ویژگی در اسلام نیست همترازی قدرت نظامی شوروی بعنوان سردمدار بلوک شرق تا مدتی توانست در برابر قدرت نظامی امریکا بعنوان سردمدار بلوک غرب سرمایه دار قد علم کند اما با ازدیاد فاصله قدرت اقتصادی وفقر شرق در مقابل غنای غرب از پا افتاد و ایده الوژی کمونیست گنجه نشین شد این غرب نبود که کمونیسم را شکست داد بلکه نقص و ناتوانی کمونیسم بود که توان ادامه را ازاو گرفت . اسلام نمی تواند جایگزین
کمونیسم در دشمنی با غرب شود زیرا ماهیتا تمایل وداعیه انرا ندارد اینکه بعضی اصرار به ان دارند باید دلایل توجیهی ارائیه دهند مقابله ایران وامریکا دشمنی اسلام با امریکا نیست حتی عملیات طالبان والقائده علیه امریکا دشمنی اسلام با امریکا نیست چرا که اکثر کشورهای اسلامی از این دشمنی حمایت نمی کنند اگر امریکا جنگ علیه تروریسم را بهانه سیاست نظامی گری میکند نمی توان این سیایت را به دشمنی اسلام و امریکا تعمیم داد در این میان وارد شدن داوطلبانه ایران در این منازعه مورد چالش است نه در نزاع خاورمیانه بازیگران اصلی ایران را برسمیت می شناسند نه در مقابله با تروریسم طالبان و القائده . حتی در عراق پان عربیسم حاضر به مصالحه با ما نیست وشیعیان را به اتهام خیانت به عربها مثله میکنند حکایت ایران در این باری حکایت تماشاچی ای است که وسط بازی وارد زمین میشود و باعث میشود مدتی بازی بهم بخورد و سرانجام با دخالت بازی کنان اصلی از زمین بیرون انداخته شود تلاش ومقاومت او هم جز کتک خوردن ومضروب شدن ثمری ندارد


۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۲۵ بֽظֽ | Reply

بهمن .ر :

آقاي عبدي لطفا به دوستان كامنت مي گذارند توصيه كنيد مطلبشن را ويرايش كنند مثل مين كامنتي كه شما جواب مفصل داده ايد چون تركيب كلمات مغشوش است .بعد بهتر است اين دوست عزيز از word براي نوشتن استفاده كنند .يك انتقادي هم از نويسنده محترم داشتم كه چرا هنوز به سوالها و نقد ها ي دوستان جواب نداده اند ؟

۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۴۳ بֽظֽ | Reply

شهاب :

جناب صفائي
مطلب كارشناسانه اي نوشته ايدكاري به موضع سياسي طرفها ندارم ولي بهتر نيست با توجه به رويه اي كه از جناب عبدي سراغ داريم و در كامنتي هم ديده مي شود وآن بحث دموكراسي در ايران و حكومت مردمي است استراتژي كه براي حركت اايران ترسيم كرديدد همراه سازيد انطور كه شما مي گوييد اين تحليل با توجه به قبول سياستهاي حاكم است واين با ساختارهاي غير مردمي ايران تناسب ندارد . البته نميدانم اعتقاد شما در مورد دموكراسي چيست . نكته ديگر مطالبي كه جناب عبدي از دوستان در اينجا مي گذارند لزوما بايد تاييد نظر سياسي ايشان باشد يا خير و بد نيست كه اگر نيست ايشان هم با دوستان وارد گفتگو شوند چون در كامنتي كه ناشناس است ايشان مثل اينكه مطلب بالا را ترسيم ديدگاه جناب عبدي فرض كرده اند . البته چون طرفشان را معلوم نكرده ند اين حدس من است .
...............................
عبدی:
اگر مطلبی متضمن موضع گیری باشد حتما در آن زمینه اضهار نظر خواهم کرد اما وقتی صرفا تحلیل می شود سعی می کنم حتی المقدور در حد دیگران وارد بحث شوم.

۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۵۰ بֽظֽ | Reply

علي رضا :

تمام گرفتاريهاي امروز ما از آمريكاست. آنها از كودتاي 28 مرداد در ايران دخالت كردند و استبداد را ايجاد كردند .تصور رابطه با آمريكا خيانت به ايران است و خيانت گنندگان عقوبت كارشان را خواهند ديد . اعتبار ايران در جهان امروز به مقابله با قلدريهاي آمريكااست ملتهاي آزاده جهان اين را درك مي كنند و پشتيبان ايران خواهند بود جنگ با آمريكا هم يك دروغ رسانه اي است چون هرچه قدرت ايران زياد تر شود جرات درگيري كمتر مي شود بخصوص كه امريكاييها در حال غرق شدن در باتلاق عراق و افغانستان هستند . نيابد از دشمن ترسيد و الا جري تر مي شود .

۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۱۸ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی ..تکمله شما مرا راضی نکرد شما سیاست دنیا بسیار خوب میشناسید و اگاهید ٬ شما اعتقاد دارید
سیاست غلط دولت فعلی باعث اجماع جهانی علیه ایران شده اما نکات ریزی هم وجود داشته که بان نمیپردازید
البته این اعتقاد بنده است که انگلستان یک بازیگر خطرناکست که چرخش سیاست ان بطرف امریکا یا اروپا وزنه
سنگین اروپا را بر علیه ایران میکند تونی بلیر با خاتمی هم کنار نیامد اگر چه وزارت خارجه اش ( اقای جک استراو )سعی
بسیار کرد اما بالاخره بر کنارش کرد چرایش را شما بهتر میدانید ٬ اقای حسینی و قبلا سخنگوی دولت خاتمی از
بلیر و کارشکنی هایش بسیار نالیده اند خب این بدبیاری برای ایران بود و هنوز هم هست ...خلاصه اینکه مطبوعات خبره
لیبرال امریکا و انگلیس هم از سیاست بلیر سر در نیاورده اند و از این همه جانبداری یکطرفه در حیرتند
و اچمازی مسئله انرژی هسته ایی در گرو واقع نگری انگلیس است و مشکل ایران با این مهم گره خورده . باز هم
با تشکر فراوان

۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۵:۳۸ بֽظֽ | Reply

فرهاد :

براي مذاكره با آمريكا بايد برگهاي برنده در اختيار داشت ملت ايران در ته دلشان ميل به ابر قدرتي و حتي داشتن بمب اتمي هم دارند ولي ابتدا بحث مشروعيت حكومت حل شود در ميان اكثر مردم احساس خوبي نسبت به حكومت نيست كه بخواهند براي اقدامات بين المللي هزينه بگذارند بحث شما خوب و واقع بنانه است ولي اين نكته را فراموش كرده ايد و اين تنها نقص مقاله شماست

۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۰۰ بֽظֽ | Reply

افشين صفايي محمديه :

توضيح وپاسخ دوستان
****************
ابتدا از دوستان بدليل تاخيردر پاسخگويي به نقد يا سوالشان عذر خواهي مي كنم . اين نوشته پيش از 22 بهمن ارسال شده بود و من نيز به جناب عبدي پيشنهاد كرده بودم درصورت تمايلشان به گذاردن در سايت ، بدليل حساسيتهاي آن مقطع آنرا بعد از تظاهرات منتشر كنند . و ديروز از طريق يكي از دوستان خبر يافتم كه مطلبم منتشر شده .اين است كه با تاخير پاسخگو هستم . در اينجا از لطف جناب عبدي هم براي نشرش سپاسگزارم .در مورد نوشته هم همانطور كه در متن تاكيد كرده ام اين برداشت شخصي من از موضوعات مطروحه بوده با رعايت شرايط و امكان طرحش . و همانطور كه جناب عبدي هم گفته اند اين موارد بسيار بحث بر انگيز بوده و ديدگاهها متفاوت است .اما در مورد بعض پرسشهايي كه شده ، بنا به ترتيب دوستان ، مطالبي عرض مي كنم .( پيشنهاد مي كنم كامنتها ي بخش مهمان ، براي ارجاع پاسخ نويسنده به هر كدام شماره گذاري شود )

امير عزيز(6) : اگر به نوشته توجه مي فرموديد من در پاراگراف بعد ، همان سخن شما را گفتم . يعني تغيير ساختار سياسي منطقه به ضرر منافع آمريكا با پيروزي انقلاب ايران . اشاره به سفارت براي شروع ظاهري اين تقابل بود نه باطن ماجرا . ساده انگارانه است كه بپنداريم تضاد ميان ايران و آمريكا بر سر موضوع حيثيتي اشغال سفارت بوده است . البته اگر ان اتفاق به آن صورت نمي افتاد يا به آن شكل ختم نمي شد ، شايد اتفاقات بعدي روند ديگري مي يافت ولي تاريخ ، گزينه خالي ندارد . بنابراين مشكل آمريكا با ما ، سواي مشكل ما با آمريكا است .به دليل فضاي فكري كساني كه بعد از انقلاب 57 به قدرت رسيدند .دير يا زود اين تقابل آغاز مي شد منتها اشغال سفارت آنرا تسريع كرد ويك گزينه غير قابل دفاع نيز در دامان ، حاكميت و انقلاب گذاشت .


جناب داودي عزيز(7) : شما چندين سوال طرح كرديد كه گويا مخاطبتان جناب عبدي بوده و ايشان نيز پاسخ دادند .من نيز اشاره كوتاهي هم به سوالات شما و هم نقدي به پاسخ جناب عبدي مي كنم . البته سوالات شما بسيار كلي است و بيش از فراز چند مقاله و بحث ظرفيت دارد .من به بحث لزوم رابطه و يافتن راه كارهاي آن از سوي دو طرف اعتقاد راسخ دارم . و حتا باور دارم كه اين در سطوح پنهاني و كريدورهاي سياسي مخفي تر ،همواره جريان داشته و در كش و قوس بوده و هست . اين اقتضاي سياست است و همين اقتضا نيز سبب مي شود در سطح مردمي و عمومي سخنان .و شعارهاي ديگري گفته شود. اتفاقن همين امشب در خبر ها ديدم كه سخنگوي دولت مواضع رايس را مثبت ارزيابي كرده و دنبال تهيه پاسخ مناسبند. البته اين به معناي وضعيت سبز ميان دو كشور نيست بلكه نشان از تاثير رايزني هاي رسمي و غبير رسمي براي كنترل بحران است . اينكه چه كسي و چگونه بايد به مذاكره اقدام كند را شرايط و وزن سياسي افراد يا جناحها و اراده ملي تعيين مي كند . براي همين است كه برخلاف نظر جناب عبدي من معتقدم اين يك امر زائد ، ذهني يا غير عملي نيست . امر زائد مشمول امور غير اولويت دار مي شود . يا امر ذهني پيش معادلات ذهني مي خواهد كه بر امور غير واقعي و تخيلي بنا شده باشد . امروز كه كيان ايران در خطر است مهم نيست چه كسي بر اريكه قدرت است فعلن بايد اساس را حفظ كرد تا به موارد مهم ديگر هم رسيد . نمي شود در شرايط بحراني امروز بگوييم بياييد فكري به حال فضاي باز سياسي و دموكراسي بكنيد تا بحران عقب بنشيند . اين سخن شما ذهني تر و غير عملي تر است .همانطور كه دوران معروف به اصلاحات نشان داد . دموكراتيزه شدن ايران نه از روي خون مي گذرد ونه با تيغه شمشير مهيا مي شود .اين يك تلاش جمعي و زمانبر است و همانطور كه خاتمي نيز فهميده بود يك پروسه است و آسان هم نيست . ضمن آنكه من معتقدم باز شدن فضاي سياسي ايرا ن ارتباط تنگاتنگي با تغير سياستهاي خارجي ايران دارد . نگه داشتن مردم در فضاي جنگي - انقلابي و تراشيدن دشمن فرضي و غير فرضي هيچگاه مجال دموكراسي به ايران نخواهد داد . ابن درست مثل اعلان حالت فوق العاده در يك كشور مي ماند . اميدوارم بتوانم در مطلبي ديگر اين ديدگاه را يعني نسبت دموكراسي و شرايط جهاني و ثبات در سياست خارجي را توضيح بيشتري بدهم .


امير عزيز(8) : زماني ايجاد رابطه يك خودكشي است كه بي محاسبه و عدم رعايت مصالح كشور و از موضع ضعف و بدون اراده ملي صورت گيرد . در غير اينصورت ، يك توفيق ملي است . ما امروز در موضع ضعف نيستيم و ايران چه به لحاظ ادوات قدرت و چه موقعيت ژئوپوليتيكي و استراژيك در يكي از بهترين دوران حيات خود قرار دارد . اين كه در متن هم به آن اشاره كردم لااقل بخشي از حاكميت ، سوداي ديگري در سر دارد ضامن به همين مسئله بود . در مورد اراده عمومي هم خود قضاوت كنيد كه در باطن اكثر مردم در مورد رابطه با آمريكا چه احساسي هست . اين احساس هيچ ربطي به ترس و واهمه آنها ندارد بلكه آنها خواستاررابطه پاياپاي با آمريكا هستند نه رابطه بالادستي و پايين دستي . هيچ آدم منصفي نيست كه قبول نكند ايرانيها بيشترين تحقير جهاني را براي آمريكا به ارمغان آورده اند . بنابرابن آمريكاييها هم مي دانند كه اين ايران هيچ نسبتي با ايران قبل از سال 57 ندارد . پس نميتوانند در صورت اراده به ارتباط و همكاري با ايران ، چنان رابطه اي را تجديد كنند . چون به دولت آقاي خاتمي اشاره كرديد هم عرض مي كنم دولت ايشان با و جود مشروعيت ملي از توان و اراده براي حل امور مهم (به دلايل متعدد) ناتوان بود . كه آن بحث ديگري مي طلبد


علي عزيز(10) با بخش اول حرف شما موافقم . اما در مورد حكومتهاي ايدوئولوژيك وتغيير سياست آمريكا با آنان خير . البته توضيحش به درازا خواهد كشيد و بايد انرا در درون يك چارت جداگانه بررسي كرد كه در آنهم نوع ايدوئولوژيها و طبيعتشان بررسي شود و هم حركت نظام بين الملل را طي اين دوره 50 ساله اخير و تعاملش با حكومتهاي اينگونه را . اما معتقدم بر خلاف نظر شما آمريكا هيچ مخالفتي با اساس و ساختار حكومت ايران ندارد بلكه با جهت گيري حاكمانش مخالف ، بلكه دشمن است . اين اشتباه شما ناشي از باور به دموكراسي خواهي و ليبرال حقيقي بودن حاكميت آمريكا ست . كه بيشتر از اين به آن نمي پردازم .

مهدي عزيز(11): البته منظور از لازمه داشتن دشمن ايدولوژيك براي هژموني آمريكايي ، شخصيت ايران اسلامي نبود .بلكه بافتن يك عامل تحريك براي حفظ توان ميليتاريستي در جهان و توفق بر ديگر فدرتهاي در حال ظهور بود . متاسفانه برخي حركتهاي تند و راديكال در جهان اسلام و برخي پشتوانه هاي تئوريك آنها كه در ايران هم قابل رصد است اين فرصت را براي اين سياست آمريكا بوجود آورده است . حالا اينكه اين دو يعني رفتارهاي آمريكا در جهان و با ملل كوچكتر ، و زايش اين حركتهاي تند و خشونت طلب چه ارتياطي با هم دارند بحث ديگري است . و بعد من در كجاي تحليلم آنچه را كه شما گفته ايد خواسته ام . سخن مقاله چيز ديگزي است و اتقاقن من معتقدم ما بايد از تمام ظرفيتهاي خود برد سر ميز مذاكره استفاده كينم . و گرنه آنچه شما مي گويي كه تسليم است نه مذاكره . ما از همه مهره هاي خود در لبنان عراق افغانستان ...انرژي اتمي و غيره استفاده كنيم موضوع اسرائيل را هم بايد معقول كرد .اين هم مانند داستان هولوكاست و رفتار غير معقول در باره ان است . من معتقدم كه جنگ هيچ وقت موضوع فلسطين را حل نخواهد كرد . و دموكراسي تنها چاره ان است و اين ميتواند موضع ايران باشد بدون اينكه بخواهد رژيم اسرائيل را رسميت بشناسد مانند همان موضعي كه چندي قبل ولايتي در يك گفتگو با نشريه فرانسوي گرفت . خوب اين بعني معقول سازي روابط نه .. واگذاري خود به طرف مذاكره و عقب نشيني . و بعد من اميدي به عقلاي آمريكا ندارم بلكه مي خواهم به عقلاي خودمان اميدوار باشم .


نيما موحد عزيز (17): 1- 11 سپتامبر باتمام تاريك روشنهايش كه هنوز در پرده ابهام است سر آغاز حركتهاي جديد آمريكا براي تسخير خاورميانه بود . اين مطلب حتا با طرحي كه براي ايران داشتند كاملن هماهنگ است . اينرا از تبعات بعد از 11 سپتامبر در منطقه و جهان براحتي مي شود ديد . من در جايي ديگر مفصلتر به آن پرداخته ام و اين نظر عده زيادي از تحليلگران مستقل جهان است . 2- منظور از تغيير سياست هجومي آمريكا از كمونيسم سوي تروريسم . پيدايش اين واژه نيست يا اينكه مقتضيات يك مكتب را دارد يا نه . بلكه جابجا كردن سيبل نشانه ، براي اهداف ميليتاريستي آمريكا بود . در ضمن تروريسم امروز بيش از يك اتلاق واژگاني به يك پدپده بيروني و مذموم است بلكه در ساحت نشانه شناسي سياسي و اعتقادي در حال تبديل شدن به يك " مكتب واره" است 3- حزب الله هم در بعد نظامي پيروز شد. اگر شك داري از ديگران بپرس .نظرات خود نظاميان اسرائيلي هم راهگشاست .


جناب قاضي عزيز (18) : من هم نقد نظام مي كنم . اگر به يادداشتهاي قبلي من در سايت آينده رجوع كنيد بخصوص در مبحث " شكل گرايي ديني .." من نيز تيغ انتقادم متوجه همه جوانب است از سياست گرفته تا امور بنيادين و تئوريكي كه نظام بر ان شكل گرفته و اين اقتضاي هر تحولي است . من نيز چون شما و جناب عبدي و بعض دوستان ديگر كه به درستي يادآوري كردند اعتقاد دارم كه همه اين تلاشها بايد در پرتو فضاي باز سياسي و امكان انتخاب آزادانه مردم صورت بگيرد و گرنه حاصلش تقويت استبداد است . اما معنقدم بايداولويتها را شناخت و در هر موضوعي موردي وارد شد .اگر من مي خواستم آزاد و فارق از هر دغدغه ملي بحث كنم. آنوقت هيچ اصلي را غير از آزادي ، برابري و مردم سالاري به رسميت نمي شناختم چون اين باورم است و بنا به مصالح روزگار و چرخش سلائق جمعي صحبت نمي كنم .چون تاريخ نشان داده - بويژه همين تاريخ كوتاه 50 سال اخير ايران - كه هيچ چيز ثبات ندارد حتا خواسته هاي ملي و علائق جمعي .

اجازه بدهيد تا همينجا تمامش كنم جون چشم و دستم ياري نمي كند و دير و قت است(صبح شده ) واز دوستان ديگر عذر مي خواهم چون نتوانستم مطالبشان را كامل بخوانم اميدورام اگر نكته اي لازم بوده ، گفته باشم . بقيه اش ديگر در خود نوشته هست . همه ما نگران كشوريم و هر كدام هم به راه هايي باور داريم . مهم اين است كه همه حسن نيت ديگري را به يك اندازه بپذيريم آنوقت است كه راههاي مختلف به يك سرانجام ختم خواهد شد .
از جناب عبدي سپاسگزارم

۱ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۵۵ قֽظֽ | Reply

شاهرخ :

باسلام ؛ ضمن تشکر از جنابعالی در طرح ریشه ای موضع ؛همچنکه باید از دغدغه های جهانی کاست نباید از دغدغه های ملت برای ایجاد یک محیط امن و عدالت غافل گردید . و نباید فکر کرد ملت سیاهی لشکری برای پایداری حکومت هاست ـ درکنار توجهات دیپلما تیک جهانی تدبیر برای مشکلات داخلی ورفع نیاز های واقعی مردم
میتواند مردم را تبدیل به لشکری عظیم در برابر بدخواهان قرار دهد

۱ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۳۶ بֽظֽ | Reply

داودي :

جناب صفايي از پاسخهاي شما تشكر مي كنم من هم چون شما معتقد به روشهاي ديپلماتيك و همرا با عقلانيت سياسي هستم و خوشحالم كه دوستان آگاهي مثل شما در ميان مردم ما هستند كه دغددغه سربلندي ايران را دارند . البته همانطور كه شما هم گفتيد سولهاي بنده وسيع است بايد در جامعهكه مردم به انها توجه مي كنند طرح شود .دموكراسي راه ي طولاني است .با تشكر

۱ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۰۷ بֽظֽ | Reply

رضا :

. سلام و تشكر مي كنم از بحث خوبتان. واقعا خوشحالم كه مي بينم در اينجا به اين خوبي گفتگو مي كنيد و نظرات يكديگر رامي شنويد معتقد هستم در تمام مسائل مهم كشور باي اينچنين باشد . هركس دليل خودش را بگويد و ديگراننقد كنند تا ادراك عموم از مسائل بالابرود . من فكر مي كنم امروز مشكلات مهم ما اقتصادي است نه دموكراسي براي همين هم مردم احمدي نژاد را انتخاب كردند اما او هم ناتوان است چون ريشه آن سياسي است نمي شود با دنيا دشمني كردو بعد طالب آرامش و صلح بود ببخشيد من زياد خوب نمي توانم نظورم را بگويم ولي مي گويم كه مهم نان است ما كه سني داريم و گذشته را يادمان است مي فهميم كه بايد مردم خودشان بخواهند و مردم بخصوص امروزه گرفتاريهاي اقتصادي دارند و اين را بايد حل كرد يكي از راه هايش هم ارتباط با دنيا است و با كشورهاي صنعتي است .

۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۴۶ بֽظֽ | Reply

تارخ :

با سلام خدمت آقاي عبدي از مطالب خوب شما متشكرم ولي اشكال كار در ريز بودن نوشته است كه براي كساني كمثل من ضعف و گرفتار يچشمي هم دارم و اقعا دردسر ساز است خوشحال مي شوم ترتيبي دهيد كه نوشته ها بهتر ديده وشد اگر دوستني در اين مورد راهكارهي هم دارند لطفا راهنمايي كننيد با نشكر از سيات خوبتان .والسلام

۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۵۳ بֽظֽ | Reply

امید :

در خصوص تقاضای هموطن عزیز , تارخ
آشنا داند صدای آشنا
میتوانید نسخه ی قابل چاپ را روی صفحه ی رایانه تان آورده, همه ی متن را های لایت کرده, کپی نمایید. کپی را ببرید در word , بچسبانید(paste) بعداٌ آنرا , آنجا ( در word) هر چقدر خواستید بزرگ کنید و بخوانید.فقط مواظب باشید که این بزرگنمایی در چشم, باعث بزرگنمایی در ذهنتان , یا بر عکس , نشود!!
.............................
عبدی:
ممنون.اما ظاهر اگر برنامه خاصی (Firefox) را داشته باشید در همان صفحه هم می توانید متن را بزرگ کرده و بخوانید.

۲ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۳۸ بֽظֽ | Reply

سهيل :

آقاي عبدي با سلام و ادب فكر مي كنم حركتهاي داخلي براي تغيير جبهه متحد عليه ااين تا حدودي موثر بوده و از فشارها كاسته است با توجه به نظر جنابعالي كه قائل به پيشقدم بودن ازادي و حقوق مردم هستيد و نظري كه آقاي صفائي عرضه داشته اند تحولات و نگاه به رابطه را در اين اوضاع چگونه مي يابيد . و آيا هر گونه حركتي مذموم است ؟
.....................
عبدی:
از منظر یک فعال سیاسی من هم بطور کلی با این ایده موافقم که هر اقدامی را باید برای پرهیز از مشکلات در راه انجام داد. اما این فقط یک آرزو است از این رو از منظر تحلیلی نظرم را در این باره در یادداشت چگونه می توان مانع جنگ شد نوشته ام.

۲ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۵۲ بֽظֽ | Reply

حمید :

برنامه ی خاص نمیخواهد جناب عبدی. همینطور که دارید متن را میخوانید، روی کیبردتان دگمه ی (کلید) «کنترل» (CTrL) را نگه دارید و دگمه ی (کلید) علامت «جمع» (+) فشار بدهید. (CTrL + +)متن بزرگ میشود. اگر چند بار اینکار را انجام دهید متن بزرگ و بزرگتر میشود. برای اینکه متن را دوباره کوچک کنید برعکسش را انجام دهید. روی کیبردتان دگمه (کلید) «کنترل» (CTrL) را نگه دارید و دگمه (کلید) علامت «منها» (-) را فشار بدهید.CTrL + -)). متن دوباره کوچک میشود. اگر چند بار اینکار را انجام دهید متن کوچک و کوچکتر میشود.
.........................
عبدی: این امر در مرورگر Explorer میسر نیست.

۲ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۵۲ بֽظֽ | Reply

افشين صفايي محمديه :

با اجازه از جناب عبدي بد نديدم اينبار در باره مشكل جناب تارخ يعني تماشاي متن كمي از دانسته ها و تجربيات اندك خودم را ، در خدمت دوستان قرار بدهم تا اينطوري هم فريضه زكات علم را انجام داده باشيم و شايد كمكي هم به دوستي شده باشد .
البته دوستان و خود جناب عبدي راهنمايي خوبي كردنداما چون فكر كردم شايد اين مشكل تعداد زيادي از استفاده كنندگان از كامپيوتر و نت باشد ( مشكل منم هست ) .اين است كه باز خواستيم همچين بنيادين اين مشكل را هم مانند ديگر مشكلات كشور و جهان كه حل كرديم !! حلش كنيم
شايد خيلي از اين راهها را دوستان بدانند ولي تكرارش هم بد نيست . بخصوص براي كساني كه خيلي از اخبار و تفاسير را از نت مي گيرند و يا در آن مشغول خبر و تفسير پراكني هستند. رعايت اين مسائل در دراز مدت حياتي است چون بعد از مدتي مشكلات چشمي و عصبي و ناراحتي هاي مفاصل انگشتان ( كساني كه تايپ مي كنند يا مي زنند سر موس !) و درد مفاصل دست و شانه سراغشان مي آيد كه واقعن مصيبت زا است . براي همين رعايت مواردي كه يه اينها مربوط مي شود مثل فواصل نمايشگر ، تنظيم ميز و صندلي ، و مناسب بودن سخت افزار اساسي است
اما برويم سر مسئله فونت و اندازه ها كه معمولن فراگير است . چه فرد سالم باشد و چه نظير جناب تارخ و يا ديگر دوستان كه بر اثر تداوم در كار با نمايشگر يا اشكالات ديگر ، چشمانش آسيب پذير شده ، رعايت برخي مسائل كمك مي كند . بنابراين من چند تا پيشنهاد ارائه مي دهم كه برخي ساده و آسان و برخي هزينه بر است و بيشتر براي كساني است كه مشكلات چشمي يا اعصاب مرتبط با بينايي دارند و معمولن تماشاي مانيتور ناراحتشان مي كند .
من اين راهها را به دو بخش نرم افزار ي و سخت افزاري تقسيم مي كنم كه اولي همانطور كه عرض كردم آسان، بي هزينه و براي همه مفيد است و دو مي هزينه بر و براي كساني است كه مي خواهند از چشمانشان بيشتر حفاظت كنند .
اما راه نرم افزاري . اول توصيه به بزرگواراني مانند جناب عبدي كه به اصطلاح نت وُركي ها ، وب مَستر هستند ، مي باشد كه سايتهايشان را به لحاظ شرايط ديداري مانند اندازه فونت و رنگ و فواصل خطوط و ديگر طراحي ها ، مناسب سازي كنند تا ضمن راحت خواني ، امكان گردش و استراحت چشم ، همزمان فراهم شود . در مورد كاربران هم ، استفاده از نرم افزار هاي مرورگر مناسب و تنظيمات بهينه آنهاست . بعضي از اين مرورگرها امكان بزرگ نمايي براحتي در دسترس است و برخي نياز به چند تنظيم ساده دارد .من شخصن براي اين ويژگي مرورگر opera , و تا حدي fire fox را توصيه مي كنم كه قابليتهاي ديگري نيز دارند . كساني هم كه از explorerاستفاده مي كنند مي توانند از تنظيمان بخش view استفاده كنند . ذخيره صفحات مورد نظر و تماشاي آن در نرم افزارهاي داراي بزرگنمايي نيز مفيد است. البته نرم افزارهاي كمتر شناخته شده اي هم هستند كه به شكل ذره بين هر نقطه از نمايشگر را درشت مي كنند كه چندان جذابيت و قابليتي براي اينترنت ندارد .
مطلب ديگر هم كه براي سلامت چشمها در هنگام تماشا بسيار مفيداست تنظيم خود نماشگر است كه بايد به لحاظ كنتراست و روشنايي در حد مناسب و خوبي باشد تا چشمان كمتر تحريك شوند .اين راههاي نرم افزاري بود كه به ذهنم رسيد .
اما راه سخت افزاري مثل اسمش سخت است و همانطور كه گفتم براي كساني است كه اينچيز ها مشكلشان را حل نمي كند چون چشمهايشان حساس و آسيب پذير شده و تماشاي نمايشگر براي مدت كم يا زياد ، اذيتشان مي كند . توصيه اول به اين عزيزان اين است كه عطاي رايانه و سفر هاي مجازي با آن را به لقايش ببخشند و به همان شيوه سنتي براي ازدياد معلومات و كسب اخبار قناعت كنند . اما اگر نخواستند بايد كمي سر كيسه را شل كنند و براي چشمان عزيز شان خرج كنند . و چون همه ارتباط چشمي با رايانه مربوط به نمايشگر مي شود درست ترين راه ، بهينه كردن آن است . البته اين براي كساني است كه چون بنده ، از نمايشگرهاي CRT- معمولي - استفاده مي كنند كه اين مونيتورها به دليل تابش اشعه كاتدُيك ، برا ي چشمان حساس ، مناسب نيست و معمولن عوارضي بدنبال دارد . پس بهتر است اگر از اين نوع نمايشگر ها استفاده مي كنيد ، آنرا عوض كنيد . متاسفانه دولت ، براي اين آلودگي تصويري و بهينه كردن تماشاي اينترنت هيچ سوبسيدي نمي پردازد و الا مي توانستيد مانند طرح نوسازي خودروهاي فرسوده ، نمايشگرتان را بدهيد و با كمك وام كم بهره ! يك مانيتور خوب بگيريد . تا آن زمان بايد ، خود براي مشكلتان اقدام كنيد . و يا يك نمايشگر با صفحه نمايش كريستال مايع LCD بخريد واگر وضعتان مانند جناب عبدي مناسب است يك نمايشگر پلاسما ابتياع نماييد كه به لحاظ فن آوري و كيفيت تصوير ( كه ضامن سلامت چشمتان است ) فوق العاده است .
اما براي آنانكه هنوز هم تماشاي مانيتور به هر كيفيتي ، برايشان مضر و تحريك كننده است ، اگر هنوز در استفاده از اينترنت سماجت داشته باشند فقط يك راه مي ماند . خريد يك چاپگر . بدين صورت مي توانند صفحات مورد علاقه شان را كه بدليل طولاني بودن متن يا انعكاسهاي نمايشگر نمي توانند مرور كنند به چاپگر بسپارند تا آنرا به همان شيوه سنتي و دلرباي ، تايپي در آورد . البته بايد زحمات و هزينه هاي اين ابزار مفيد را هم بپذيرند .
در مورد راه حلهايي هم براي احياء و تقويت بينايي هم اگر جناب تارخ خواستند ميلشان را بگذارند تا توصيه هايي طبي و غير طبي به ايشان ارائه كنم ( ميتوانند در وبلاگ من هم اينكار را بكنند ). به آدرس 4zel.blogfa.com

خوب اين همه آن چيزي بود كه من مي توانستم در حل بحران بوجود آمده براي برخي دوستان عرض كنم و با وجودي كه مي شد در دوخط همه اش را بازگو كنم بخاطر ، حس زيباي نوشتن و نوشتن به اين پرگويي بدل شد .
خسته شديد . ببخشيد

...................................
عبدی:
البته نمایشگر من هم عادی است و احساس مشکل هم از آن نداشته ام.البته اخیرا بیشتر از لپ تاپ استفاده می کنم.

۳ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۰۵ قֽظֽ | Reply

:

جديدترين اخبار حاكي از اين است كه حمله آمريكا به ايران شايد در ارديبهشت باشد تحركات نظامي امريكا و تا حدي انگليس در منطقه هم هشداربرانگيز است . گويا بعضي از جناحهاي حاكم هم نظر شما را در باره وضع فعلي و لزوم برقراري قبول دارند و شايد به قول دوستي در پشت پرده مشغول رايزني باشند

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۴۴ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/438