آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۳۰ بهمن ۱۳۸۵
عقب گرد اقتصادی معلول عقب گرد سیاسی
س-
با روی کار آمدن دولت نهم تغییر رویکردی در نحوه نگرش نسبت به اقتصاد و برنامه ریزی بوجود آمد.اگرچه به اعتقاد برخی از کارشناسان این اتفاق در دولت اول آقای خاتمی هم صورت گرفته بود و در واقع نوعی سردرگمی در رابطه با انتخاب خط فکری در اقتصاد وجود داشت به طوری که در راس نهاد برنامه ریزی کشور(سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور)شاهد حضور افرادی با خطوط فکری متفاوت بودیم.اما با روی کار آمدن دولت نهم و با وجودی که خط سیر برنامه چهارم که باید توسط دولت نهم به اجرا درآید و برگرفته از مبانی اقتصاد آزاد است، شاهد دگرگونی هایی در این زمینه بودیم که بارزترین آن انحراف یا معلق ماندن برخی از مواد برنامه چهارم است.کارشناسان اقتصادی به این نوع برخوردها با برنامه ریزی صورت گرفته پوپولیست می گویند.آیا شما این نوع تصمیم گیری ها را نتیجه کندی حرکت های اصلاحی در اقتصاد دولت آقای خاتمی می دانید یا برگرفته ازرفتار اجتماعی به دلیل کندی در اصلاحات اقتصادی ارزیابی می کنید؟
ج-
سیاستهایی که در دولت نهم اتخاذ شد محصول دو عامل است که البته این دو عامل با هم ارتباط دارند. اما اینکه گفته می شود در دولت دوم آقای خاتمی سیاستهای اقتصادی خوبی اتخاذ شده،تحلیل درستی است، اما منشا و دلیل آن، پیشرفت های سیاسی 4 سال اول دولت اول بود. وقتی در جامعه ما پیشرفت سیاسی صورت می گیرد، به تبع خود نوعی عقلانیت ایجاد می کند که این نوع عقلانیت در تمام جهات به خصوص در اقتصاد بروز پیدا می کند.این وضعیت در دوره دوم دولت آقای خاتمی قابل مشاهده است.اما عقب گردی که امروز در سیاستهای اقتصادی شاهد هستیم باز هم محصول دولت آقای خاتمی است.با این تفاوت که وضعیت فعلی محصول دولت دوم و به دلیل عقب گرد سیاسی فاحش 4 سال دوم اتفاق افتاد.یعنی پسرفت به شدت فاجعه بار سیاسی آن دوره به تضعیف نوعی عقلانیت منجر شد.این موضوع در تمام حوزه ها از جمله اقتصاد خود را نشان داد.پیشرفت سیاسی و پسرفت سیاسی آثار خود را با یک فاصله زمانی چند ساله نشان می دهد. بنابراین این پسرفت سیاسی امروز و غیر عقلانی شدن آن محصول عقب گرد سیاسی 4 سال دوم دولت آقای خاتمی است. در واقع پروژه اصلی اصلاحات، اصلاح ساختار سیاسی بود البته بدین معنی نبود که اقتصاد مورد نظر نبود بلکه اصلاحات سیاسی به خودی خود منجر به بهبود شرایط در حوزه های دیگر بویژه اقتصاد می شد. ولی چون آن ساخت اصلاح نشد نهایتا موجب بهبود اوضاع اقتصادی هم نشد. عامل دیگری که منجربه وضعیت جدید شده افزایش قیمت نفت است. این عامل باعث استقلال دولت از ملت وباز شدن دست دولت برای مصرف پول شده است.در چنین شرایطی دولت پولی بدست می آورد که مطلقا حاصل زحمت نیست. وقتی درآمد نفت به دست دولتی می رسد که هم دولت و هم مردم کاری برای بدست آوردن آن نکرده اند، عوارض اقتصادی خود را درکل جامعه و البته رابطه دولت و مردم ایجاد خواهد کرد. در این شرایط است که دست دولت باز می شود تا فلش و بردار مالی را از سوی دولت به ملت تغییر جهت بدهد و حاصل آن تشدید سیاستهای پوپولیستی خواهد بود. بنابراین این دو عامل منشا بروز این وضعیت شده که البته هر دوی این دو عوامل با هم ارتباط دارند.
س-
شما به پسرفت سیاسی در دولت دوم آقای خاتمی اشاره کردید.آیا به اعتقاد شما در این دوره از راه رفته برگشتیم یا در جایی متوقف شدیم؟
ج-
برگشتیم. چون اگر توقف صورت می گرفت. حتی اگر شرائط سیاسی سال 78 حفظ می شد وضعیت خوب بود، در حالی که برگشت بسیار فاجعه آمیزی صورت گرفت. نمونه این اتفاق را می توان در شاخص های آن دوران مورد بررسی قرار داد.در دوره اول شاخص حاکمیت قانون دو برابر شد در حالی که از سال 79 به بعد سراشیبی پیدا کرد و الان هم که از وضعیت قبلی عقب تر رفته ایم.
س-
بسیاری از تحلیل گران معتقدند با وجودی که پسرفت سیاسی در دولت دوم اتفاق افتاد اما در همین دوره امنیت اقتصادی بیشتر بود. به طوری که شرایط برای سرمایه گذاری خارجی ایجاد شد و قراردادهای بزرگی هم در همین دوره منعقد شد.
ج-
امنیت دو وجه دارد. یک وجه آن ایستا است و وجه دیگر آن پویاست. مثلا شما ممکن است درآمدتان از روزنامه ماهی 500 هزارتومان باشد. در مقابل کارمند دولت مثلا 300 هزار تومان حقوق بگیرد. اما در مقایسه شما دونفر می گویند درامد کارمند دولت بهتر است. به این دلیل که درامد آن مطمئن تر است و روزنامه اش توقیف و فرد بیکار نمی شود. بنابراین 500 هزارتومان شما وجه ایستای این قضیه است. اما ضعف امنیت وجه پویای شما ، هرلحظه با احتمال بسته شدن محل کار شما وجود دارد. از این لحاظ امنیت ایستا در دولت دوم بهتر شده بود، اما به دلیل پسرفت توسعه سیاسی در دوره دوم این امنیت پایدار نماند. شرایط موقتی و ظاهری بود. به همین دلیل باید امنیت برای اقتصاد پایدار باشد. یک سیاستمدار نباید صرفا به تامین امنیت دل خوش کند، بلکه باید امنیت را پایدار کند. از گزاره های مهم امروز این است که کلمه" توسعه" را با پسوند" پایدار" مورد استفاده قرار می دهند. نمودار رشد اقتصادی ایران را در 50 سال گذشته ببینید. بعد نمودار رشد اقتصادی ترکیه را هم مورد مقایسه قرار دهید. ایران در مقاطعی با رشد اقتصادی بسیار بالایی روبرو بوده در حالی که در مقاطعی هم نزول فاحش کرده اما در ترکیه واریانس رشد بسیار کمتر از ایران است. به اعتقاد من این موضوع از شاخص های مهم در اقتصاد است. ما نیاز نداریم که یک سال در اقتصاد 10 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم و سال بعد نیم درصد. اگر رشد پیوسته ولی آرام باشد بهتر از تغییرات نامنظم است. مسئله اساسی پایداری امنیت بود که آنهم در ساختار سیاسی 4 سال دوم پایدار نماند و نتیجه اینکه امنیت اقتصادی هم پایدار نمی توانست باشد. همانطور که امروز این نتیجه حاصل شده است.
س-
آیا این بسته تحلیلی که شما از دولت دوم آقای خاتمی ارائه کردید منجر به این شد که دولت نهم روی کار بیاد؟ دولتی که دهک های پایین جامعه را هدف قرار داده؟ آیا این دولت با برنامه هایی که در دستور کار دارد که شاید مهمترین آن "سهام عدالت "باشد منجر به این خواهد شد که مردم خواسته های قبل از دوم خرداد 76 را دوباره طلب کنند؟
ج-
اینجا باید چند نکته بسیار مهم را از هم تفکیک کنیم اول اینکه گفته می شود رویکرد دولت نهم به سوی توده های مردم جهت گیری شده. من قبلا به دو دلیل در بروز این وضع اشاره کردم. لازم می دانم در پاسخ به این سئوال، دلیل دیگری هم ذکر کنم. و آن مسئله بی عدالتی است که نسبت به طبقات پایین جامعه صورت گرفته است. این بی عدالتی از دو جهت اهمیت دارد. از یک جهت به سیاست گذاری ها و برنامه ریزی برای توزیع منابع مالی ناشی ازدرامد نفت برمی گردد. برای تشریح این موضوع مثال می زنم.شاید به عنوان بهترین پروژه دولت آقای خاتمی بشود به عسلویه اشاره کرد. اما آیا تا به حال کسی در مورد وضعیت کارگران این منطقه تحقیق کرده که چه ظلمی به آنها می شود؟ آن زمان می توان متوجه شد که چطور می شود در آن سالها بارها و بارها مسئولین به عسلویه بروند ولی ساده ترین موضوع که وضعیت کارگران آنجا بوده را مورد غفلت قرار دهند. البته من نمی گویم به کارگران آنجا به اندازه مهندسانش باید حقوق می دادند یا سطح زندگی آنها یکی می شد. اما وقتی در این منطقه این سرمایه گذاری بزرگ صورت می گیرد تنها گروه معدودی سود می برند اما گروه دیگر که تعدادشان هم زیاد است یعنی همان کارگران، حداقل دستمزد را با هزار بدبختی و فلاکت دریافت می کنند. وقتی این وضعیت بوجود می آید و آنها می بینند قیمت نفت روز به روز بالا می رود و در سطح زندگی آنها اتفاقی نمی افتد، نوعی نارضایتی بوجود می آید.در کشوری که 50 میلیارد دلار درامد نفتی دارد اگر به هر خانواده ای نصف این درامد پرداخت شود دیگر نباید هیچ فقیری داشته باشیم. یعنی هر خانواده سالی 2 هزار دلار می گیرند و با آن زندگی شان می گذرد. اما می بینید مردم اعتراض دارند که این چه مملکتی است که توزیع این پول به نحو دیگری صورت می گیرد. بعد در پاسخ گفته می شود که نه، ما این پول را نباید به مردم بدهیم ،بلکه می خواهیم سرمایه گذاری کنیم. ما هم می گوییم، موردی ندارد، اما شغلهای این سرمایه گذاری کجاست؟ اگر سرمایه گذاری می کنید پس چرا شعل کافی ایجاد نمی شود؟ این سرمایه گذاری نیست، بلکه دروغی آشکار است. چطور کشورهایی در دنیا که نفت ندارند و حتی نفت می خرند می توانند سرمایه گذاری کنند، مثلاهمین ترکیه می تواند اما ما هنوز با مشکل مواجه هستیم. در واقع نتیجه این نوع سرمایه گذاری نوعی رانت خواری آشکار و پنهان است. این پولها حیف و میل می شود و حاصل آن فقیر ماندن تعداد زیادی از مردم است. .......
س-
یعنی نتیجه این وضعیت باید الزاما روی آوردن به پوپولیست باشد؟
ج-
سیاست امروز در اقتصا د ایران را نمی توان تنها با کلمه پوپولیست توضیح داد. به این علت که پوپولیست یک مکتب نیست، بلکه گرایشی است که مستقیم با مردم می خواهد صحبت کند. این رویکرد الزاما ضد علمی هم نمی خواهد کار کند. ممکن است حتی حکومتی باشد که سعی کند با این شیوه به صورت علمی و کنترل شده هم کار کند. اما شرایط موجود کشور ما مبتنی بر پوپولیست واقعی نیست. آنچه می بینیم علمی و معطوف به مردم هم نیست. چون پوپولیست معقول را به دلیل رویکرد علمی که دارد هر چند شیوه اش غلط است به عنوان یک نگرش قابل فهم در اقتصاد می دانند. اما سیاستهای امروز دولت نهم این هم نیست. حتی اگر ظاهرا هم پوپولیستی معرفی شود ، اما در باطن نوعی اتلاف منابع است. بنابراین وضعیت فعلی را نمی توان پوپولیست تفسیر کرد.چون پوپولیست نکات مثبتی هم دارد اما رویکرد فعلی نکته مثبت هم ندارد. نوعی حیف و میل کردن منابع است.
س-
یعنی این اتلاف منابع همان ادامه رانت خواری هایی است که به آن اشاره کردید؟ در حالی که مهمترین شعار دولت نهم مبارزه با رانت خواری بوده؟
ج-
قبلا رانت خواری به گونه دیگری بود، الان هم هست.
س-
به هر حال وقتی شما اشاره می کنید که دآمد نفت بالا رفته و ماحصل آن منجر به بهبود زندگی مردم نشده یعنی همچنان آن شیوه رانت خواری ها وجود دارد؟
ج-
نمونه آن تنظیم همین بودجه هاست. این بودجه نشانه رانت است. تمام جهت گیری هایی هم که تا به حال بوده، همه برای دستیابی به خزانه ای است که پول نفت به آن واریز می شود. در این ساختار از کسانی که پای ثابت در سخنرانی های سفرهای استانی هستند تا دیگران به دنبال استفاده از منابع بودجه هستند. هر کدام به شیوه های مختلف. و کاری هم ندارند که با مصرف این پول چه اتفاقی می افتد، این یعنی رانت. متاسفانه به بدترین شکل هم اتفاق می افتد. حالا در دولت قبلی به یک شکل مصرف می شد در این دولت به شکل دیگر. بخشی از آن درامد در گذشته سرمایه گذاری می شد، اما الان به شیوه دیگر مصرف می شود. واین جز تخریب بینان های اقتصادی حاصلی ندارد.
س-
اصلاحات اقتصادی که در دوره دوم دولت آقای خاتمی اتفاق افتاد حرکت هایی به سوی اقتصاد آزاد بود، اما در دوره جدید به نحوی متوقف شده است. به صورت مشخص می توان به خصوصی سازی اشاره کرد. هر چند در دولت دوم هم با توجه به نتایج حاصله خصوصی سازی واقعی صورت نگرفت اما حرکت ها به این سو بود. و دولت مصمم بود که این اتفاق بیفتد . بسیاری از شرکت ها که در چارچوب اصل 44 هم نبودند اساسنامه های خود را آماده کرده بودند که به بورس ارسال شوند. اما در دوره جدید این موضوع متوقف شده. دولت نهم استدلال می کند این شیوه خصوصی سازی را قبول ندارد. تحلیل گران آنها هم رویکرد گذشته را حرکت به سوی لیبرالیسم می دانند. شما با توجه با ساختار اجتماعی کشور کدام شیوه را مناسب تر می دانید. در برخورد با این سئوال آیا لیبرالیسم را اخلاقی تر می دانید یا پوپولیسم؟
س-
البته این بحث هابرای مراحل پیشرفته است در حالی که ما هنوز در مرحله پیش از این مراحل قرار داریم. اصلا بحث این نیست که عده ای مخالف لیبرالیسم هستند و از باب این مخالفت چنین رفتار می کنند، بلکه وقتی پول نفت وجود دارد نیازی به لیبرالیسم و سوسیالیسم و.... نیست. این موضوع (درآمد زیاد نفت) موجب می شود تا هر نوع شکل گیری نهاد خارج از دولت را بر نمی تابند. آنها کاری به بخش خصوصی ندارند. شکل گیری هر نهاد مستقل از دولت را به طوری که دولت را محدود و یا مجبور به اطاعت کند نمی پذیرند. منشا این مشکل هم درآمدهای نفتی است. وقتی با بانک پارسیان برخورد می شود، نشان دهنده این است که این شیوه شکل گیری اقتصاد را شاخی برای دولت می دانند. چون به اعتقاد آنها این قدرت در سطح جامعه می تواند در ساخت سیاسی هم تاثیر بگذارد. تجمیع قدرت خارج از ساخت سیاسی اجازه فعالیت ندارد. امااگر خصوصی سازی به شیوه ای باشد که همه دولت به بخش خصوصی برود اما باز به نحوی تحت نظر دولت باشد طبعا دولت با این شیوه خصوصی سازی مشکل ندارد. قبلا هم این مشکل نبود. یعنی دنبال این نیستند که خصوصی سازی چگونه صورت می گیرد مهم این است که خریدار کی هست؟ فروشنده جنس در یک بقالی نه به دنبال تشخیص هویت مشتری است و نه نحوه خرید را مورد نظر دارد، اما در یک مغازه اسلحه فروشی اول دنبال این هستند که آیا خریدار مجوز خرید دارد؟ در واقع الان خصوصی سازی به دنبال مجوز است یعنی خریدار مجوز داشته باشد. در حالی که مردم به این شیوه خصوصی سازی حتی به شکل سهام عدالت نیاز ندارند. مردم شغل و درآم تضمین شده می خواهند. بنابراین این دولت به خصوصی سازی که خارج از ساختار قدرت باشد و جواز نداشته باشد، اعتقادی ندارند.
س-
با این حساب خصوصی سازی به این شیوه به محکم شدن پایه های تصدی گری دولت می انجامد؟
ج-
نه، سهام عدالت رقمی نیست. این شیوه مردمی کردن سهام نیست. آنقدر به سرعت درامد دولت زیاد شده و هر روز دخالت دولت در اقتصاد با سرعت بیشتری صورت می گیرد که حتی این شیوه خصوصی سازی به چشم نمی آید و هرگز خصوصی سازی به معنای واقعی رخ نخواهد داد. ضمن اینکه این نوع خصوصی سازی تغییر مالکیت نیست. یعنی ضوابط مبتنی بر رقابت که ضرورت خصوصی سازی است، ایجاد نشده است. تا زمانی که این شیوه خصوصی سازی اجرا شود یعنی امنیت اقتصادی ایجاد نشده و کسی هم دنبال خرید این نوع سهام ها نمی آید.
س-
با توجه به شرایط امروز بین المللی قاعدتا باید در یک جایی این موضوع متوقف شود. آن نقطه توقف کجاست؟
ج-
شرایط اقتصادی امروز مثل سال 56 است یعنی دولت با یک درامد بسیار بالای نفتی مواجه است و باید خود را با این شرایط وفق دهد. درست مثل آدمی که زیاد می خورد و لباسهایش به تدریج به تنش تنگ می شود و اجبارا لباس گشادتر میخرد. بعد این فرایند در جایی معکوس می شود، وقتی معکوس شد دیگر این لباس به تنش اندازه نیست و دیگر پولی هم ندارد که خود را با شرایط جدید وفق بدهد. ممکن است دیر یا زود این اتفاق بیفتد که دولت را با مشکل بزرگی روبرو کند.
س-
آیا وقتی دولت بزرگ شد. یعنی درامدها و هزینه هایش زیاد شد و در نهایت تغییری در وضعیت مردم رخ نداد شرایط دولت چگونه خواهد شد. یعنی این دولت بزرگ با چه مشکلی مواجه خواهد شد؟
ج-
این مشکل از امروز احساس می شود. اولین مشکل درتامین منابع مالی برای حوزه امنیت و آموزش و بهداشت خواهد بود. دولت چون با مطالبات زیادی مواجه می شود برای حل آن شاید مجبور به استقراض از بانک مرکزی یا افزایش قیمت ارز شود. و این موجب تورم خواهد شد.. اما این بحران به چه شکلی به پایان می رسد، بستگی به نقش بازیگران دارد.
س-
آیا شما رکود را با این وضعیت پیش بینی می کنید؟
ج-
سال آینده رکود و تورم را با هم خواهیم دید.
س-
رکود با توجه به شرایط هر جامعه نتایج خاص خود را خواهد داشت. در این صورت رکود در شرایط جامعه ما چه نتیجه ای دارد؟
ج-
بخشی از این مسئله به سیاستهای بازیگران در ساخت حکومت بر می گردد. که در مقابل اتفاقات چه اصلاحاتی را انجام دهند. نکته بعدی مردم هستند که چگونه واکنش نشان دهند. عامل دیگر نخبگان سیاسی است و دیگری شرایط بین المللی. البته قیمت نفت هم بسیارمسئله مهمی است. به ویژه اینکه ما امیدوار هستیم که تصمیمات بهتری در چنین شرایطی اتخاذ شود. بنابراین از پاسخ دادن به این قضیه باید اجتناب کرد و حالت های کمتر بد آن را پیش بینی کرد. اما اصل وقوع این موضوع رانمی توان نادیده گرفت.
س-
نقش آن بازیگران که اشاره کردید چقدر می تواند کارساز باشد؟
ج-
نقش بازیگران در واقع مثل اتاقی است که تا حدی می توان دکور آن را عوض کرد. در یک اتاق 3 در 4 که نمی توان فوتبال بازی کرد و یا تئاتر اجرا کرد! بازیگران باید در شرایط عینی قرار بگیرند. .اما در رقابت است که نشان داده می شود عملکرد کدام یک بهتر است. متغیر های اصلی ایران متاسفانه برونزا شده اند. یعنی این متغیرها بخشی انعطاف ناپذیر و بخشی برونزا است. بخش انعطاف ناپذیر این موضوع اقتصاد است. وقتی پولی را به اقتصاد ترزیق کردید دیگر نمی توانید از آن بیرون بکشید. وقتی جامعه را به حدی از اقتصاد وفق دادید دیگر نمی توان او را محدود کرد زیرا عوارض زیادی خواهد داشت. ولی از عوامل برونزای این متغیرها می توان به قیمت نفت اشاره کرد. طبعا بخشی از تنش های خارجی از دست بازیگران داخلی خارج است و انعطاف ناپذیری متغیرها بالاخره یک جایی خود را نشان می دهد. بنابراین بازیگران در دایره تنگی هستند و قدرت مانور زیادی ندارند.
س-
آیا فکر می کنید این موضوع باعث شود که نهادهای مدنی و اجتماعی تحرک بیشتری پیدا کنند؟
ج-
طبیعتا باید باعث شود. اما فعالیت بیشتر نشان دادن الزاما مثبت نیست. زیرا وقتی فعالیت ها در فضای ناهماهنگ قرار بگیرد که هرکس ساز خود را بزند، ممکن است این فعالیت ها همدیگر را خنثی کنند. مهم این است که پیش از بوجود آمدن شرایطی که باعث شود این فعالیت ها بیشتر شود، فعالیت های پیشینی صورت بگیرد که آنها را به یک انسجامی برساند

:
در مورد این نوشته بعدا نکاتی تقدیم می کنم اما عجالتا این تحلیل اقتصادی قابل توجه
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=449840
و این اظهار نظر
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-878968
جالب است!
...............................
عبدی:
اولین لینک همان مطلب است که در روزنامه اعتماد آمده.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۳۰ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
به نظر شما صورت محتمل ترين رهيافت عيني و مطلوب ترين ان در ممانعت از باز توليد چرخهء مشروح فوق چه مي باشد؟محصول نهائي چيست؟
...................................
عبدی:
اگر راستش را بخواهید به دلائلی دوست ندارم به این سوال پاسخ دهم. تا به حال هم کما بیش از پاسخ طفره رفته ام زیرا ممکن است متهم به منفعل بودن شوم. اما من اعتقاد ندارم که می توان با اراده زید و عمر امور را چنانچه می پسندیم پیش برد. به نظر من حدود اختیار و اراده ما نا محدود نیست. البته مسئولیت ما در همان حد و نه بشتر هست. و باید در این حد تمام تلاش خود را بکار بریم ولی اگر دامنه اراده خود را زیاد ارزیابی کنیم بدون تردید رفتارمان شبیه مشت زدن بر سنگ خارا خواهد بود.
فراموش نشود بخشی از راه و رهیافت نیز از خلال حضور و مشارکت ما روشن می شود. با توجه به این که شما مذهبی هستید با منطق مذهبی هم می توان گفت که منطق آیه شریفه مبنی بر کسانی که در راه خدا کوشش می کنند او نیز راههای خود را به آنان نشان خواهد داد همین است. بنابر این راهی جز کوشش بر اساس درک نسبتا مطمئن و عرفی از امور پیش پای ما نیست. آثار این کوشش هم بعضا بسیار محدود است. با این مقدمه عرض می کنم که در شرائط کنونی دست هیچکس چنان باز نیست که اقدامی از پیش تعیین شده کند (البته وقایع پیش بینی نشده بحث دیگری است) و احتمالا در گیر سرنوشتی می شویم که فرار از آن را گریزی نباشد. ولی این به معنای بسته بودن دستها نیست. حضور در حد مقدور و آماده بودن برای مشارکت گسترده تر می تواند در شرائطی که فرصتی فراهم می شود بیشترین بهره ها را نصیب جامعه کند بویژه که فرصتها چون ابر بهاری زود گذرند.
جدا از این نکات اگر افراد غیر حاکم حول خارج کردن نفت از سبد دآمدهای دولت متحد شوند هم می توانند زمینه مناسب سیاسی و اثر گذار پیدا کنند و هم در صورت موفقیت شر نفت را از سر بودجه حکومت کوتاه کنند.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۲۹ بֽظֽ | Reply
javad :
برنامه دولت در منتسب کردن مشکلات به افراد و گروههای مخالف و اعلام آنکه قصد افشا گری علیه آنان را دارد با توجه به خصوصیات اخلاقی مردم ایران که همیشه دنبال کشف توطئه هستند و سخنرانیهای گاه و بیگاه آقای هاشمی که با انتقاد از دولت همراه است باعث تقویت نقش توطئه گران در اذهان مردم به ویژه اقشارکم درآمد و کم مطالعه میکند به ویژه اینکه سفزهای استانی باعث ایجاد شور و نشاط در مردم آن منطقه میشود که نهایتا موجب شده مردم امیدوار باشند. مرحله دوم سفرهای استانی(طبق گفته های قبلی بعد از اتمام مرحله اول انجام میشود) با توجه به عدم تحقق بخش عمده ای از وعده های قبلی و عدم دریافت پاسخ مناسب توسط افرادیکه مشکلات وخواسته هایشان را با نامه مطرح کرده بودند احتمالا شرایط بسیار سختی را برای دولت عدالت ایجاد خواهد کرد که حتی شاید به تعطیلی سفرهای استانی منجر شود
...............................
عبدی:
طبیعت سیاست در ایران کوتاه مدت و به قول معروف کلنگی است و این طبیعت موجب شکل گیری فرهنگ و اندیشه کوتاه مدت می شود. رفتار حکومت فعلی هم شدیدا کوتاه مدت نگر است. عشقهای خیابانی به همان سرعتی که شعله ور می شود به همان سرعت هم خاموش می شود. تمام رفتارهای دولت کنونی خیلی سریعتر از آنچه فکر می کند به ضررش تبدیل خواهد شد.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۱:۳۹ بֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
با احترامی که به نظرات حضرت عالی قائلیم معتقدم تحرک نهادهای مدنی واجتماعی آن قدر عمری نخواهد یافت و این دو سال نیز با وصله و پینه و جابجا نمودن اولویت های بودجه برای پرداخت حقوق کارمندان طی خواهد .
اگر بعد از دو سال به فرض اینکه هیچ حادثه ای نیز ایران را تهدید نماید نهایت باز در نقطه اول هستیم ضمن اینکه در سال آخر می توانند با تسهیلات و گشایش ها برگه را شاید به نام خود رقم زنند .
عقبه بسیار مهم است عقبه ای سفت و سخت پشت این جریان است و این عقبه کاملا هماهنگ است و به قول معروف اجازه دخالت به کسی نخواهد داد
.............................
عبدی:
اگر تورم تشدید نشود تحلیل شما درست است اما بعید است که تورم سیر صعودی نیابد.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۳:۲۸ بֽظֽ | Reply
خسرو شکوری :
با سلام و تشكر. نوشته اي قبلاً منتشر فرموديد براي تحليل شرايط در سال آينده كه به نظر كمي شتاب زده بود و همه آنچه بايد گفت را شامل نمي شد. با اين تحليل آن نقيصه به نحوي بر طرف شد و اين دو در كنار هم توضيح دهنده خيلي از نظرات شما هست.
مسئله ايجاست كه بالا بودن قيمت نفت و عدم پاسخگو بودن دولتي كه اين حربه را در اختيار دارد به نحوي ترجيع بند همه تحليل هاي شماست و مطمن هستم كه شما بر توزيع پول پافشاري داريد. اين گزاره و استنتاج در آن اولين باري كه گفته شد - در اواسط دوره دوم خاتمي - مي توانست با تصويب قوانين و پيش بيني سازوكاري بهتر مانع از سر كار آمدن پوپوليست ها - بخوانيد عوام فريب ها - و حيف و ميل پول ها بشود ولي امروز از تكرار آن به چه نتيجه اي مي خواهيد برسيد؟
مجلس حاضر همان ها هستند كه با تصويب طرح تثبيت قيمت ها و جلوگيري از افزايش منطقي ساليانه قيمت بنزين در اصل اولين سوء بهره بردار از حساب ذخيره بودند. از اينها توقع كنترل دولت نمي توان داشت.
دولت هم كه تقريباً نود درصد افتخاراتش وصل به خرج پول نفت است از سهام عدالت تا طرح هاي زود بازده و وام هاي كم بهره اشتغال و مسكن و مصوبات صد تايي در هر استان. يعني تقريباً همه كاري كه به آن افتخار مي كنند به شكلي خرج كردن پول نفت است كه مي دانيم و مي دانند كه به شكلي در بهترين حالت توزيع رانت در بين راي دهندگان است.
حالا از اين مقدمه طولاني مسئله اين است كه شما از تكرار اين مسئله چه نتيجه اي براي امروز و چه عملي براي امروز را دنبال مي كنيد؟
قيمت نفت بالا و مجلسيان بازيچه و دولت ولخرج و اصرافكار و عوام فريب است.... چه بايد كرد؟
.............................
عبدی:
اگر این گزاره درست است باید نسبت به آن اجماع پیدا کرد و در مرحله بعد برای حل این مشکل نیز اقدام کرد. فکر می کنم راه حل هم در متن نوشته های من مشهود است.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
حمیدی-تهران :
جناب اقای عبدی
با سلام ، نکات بسیار مهمی را مطرح ساخته و تقویت این موضوع در جامعه و مسئولان آن مبنی بر اینکه دولتی که نیاز مالی به مردم نداشته باشد نمی تواند بخود این اجازه را بدهد که حاکمیت روند دمکراتیک را انتخاب کند و این راه را در پیش گیرد بحث حساس و اساسی است. این نظریه قبلا از سوی نظریه پردازان سیاسی مطرح شده بود ولی در جامعه ما اینگونه باز و مورد سئوال قرار نگرفته بود. باید روی این موضوع کار بیشتری بشود و راهکارهائی برای برون رفت جامعه و حاکمیت از معضل وابستگی اقتصادی و در نتیجه سیاسی به نفت در بحث ها ، نشست ها و سمینارها بوجود آید. دولت ( هر دولتی و در هر زمانی، نه فقط دولت جاری) اگر نسبت به این وضعیت خود نیز شاکی باشد ، می باید نسبت به این روند راهی را بجوید ، بنحوی که اشاره شد. در هر صورت از اینکه شما در این مقطع این مهم را در افکار عامه مطرح می سازید واقعا باید سایرین نیز اقدامات عملی وعلمی در این راستا بنمایند.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۲۴ بֽظֽ | Reply
امید :
به سهم خود, بیش از پیش سوختم!
پختگی فعلی شما را مورد ستایش قرار داده, امیدوارم با حرارت کلام و نوشتار شما, خامان دنیا دوست جامعه ی ما هم لااقل از خیالات خام گذشته ی خود دست برداشته , راهی دنیای پخته گان و نه , سوخته گان گرددند!
طرز نگاه به مساله , ( همچنان بعد از گذشت پنج روز از روز عشاق) عاشقانه بود! عشق به مردم فقیر, عشق به افراد خاموش و سوخته! به زحکمتکشان بی توقع و از جان گذشته , به بی قدرتان با قدرت! , به .... امیدوارم در ادامه ی این نگاه عاشقانه , آنها نیز , روزی به جای گرمی بخشیدن به دیگران, خود گرم شوند!
در خاتمه , یک ضعف عمده در جامعه ی ما, که از دیر باز وجود داشته و همچنان وجود دارد. سازمان یا نهادی مستقل و مردمی برای بدست آوردن آمار و اطلاعات جامع , دقیق و کارشناسانه, بوده است. آیا ممکن است در این مورد , یک توضیح مختصری ارایه فرمایید که اساسا این آمار و اطلاعات در جامعه ی ما چگونه تهیه میشود و چقدر میتوان به صحت و سقم آن اطمینان داشت؟
..................................
عبدی:
برخی نهادهای موجود چون مرکز آمار و بانک مرکزی همیشه آمار مورد وثوقی تولید کرده اند و اگر برخی هم نسبت به آمار آنها انتقاداتی داشته اند بیشتر از وجه علمی بوده است.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۴۳ بֽظֽ | Reply
سيد :
مهندس عبدی،
داوری شما درباره تأثير منفی نفت بر پا گرفتن دموکراسی در ايران به نظر من نادقيق می آيد. اميدوارم فرصتی دست دهد و در اين باره بحثی تفصيلی مطرح شود.
اما آنچه امروز دستم را به نوشتن در سايت بسيار ارزشمند آينده کشاند، نکته ای است که در پرداختن بی سابقه به اصل 44 قانون اساسی و اصرار نوظهور برای خصوصی سازی ملاحظه می شود.
هم در وب سايت شما و هم جاهای ديگر کارشناسان آشکار ساخته اند که دولت در محاسبه قيمت نفت همه حقيقت را نگفته، و لاجرم کسری بودجه عظيمی در لايحه تصويب شده پنهان است. به نظر می رسد دولت مهرورز برنامه دارد تا بخش بزرگی از کسر بودجه را از محل خصوصی سازی بر طبق اصل 44 تأمين نمايد. مشتريهای اصلی هم در اين ميان صاحبان سرمايه ای هستند که از دل نيروهای مرتبط با آنها بر آمده اند. اين منبع اصلی ولی ناگفته پرکردن چاه ويلی است که حضرات کنده اند.
طرحی که حکومت پهلوی در اجرای تام آن زمان کم آورد و ناکام ماند، يعنی پايه گذاری طبقه سرمايه دار صنعتی وابسته به نظام و حامی نظام، اينک در سايه دولت کريمه رو به تحقق دارد.
چنين طبقه ای مانع اصلی دموکراسی و مشارکت
مردمی در اداره حکومت خواهد بود. کنترل مطلق این همپیمانان بر جميع صنايع توليدی و خدماتی کلان در کشور، بسيار ويرانگرتر از کنترل مطلق حکومت بر نفتی خواهد بود که خواه ناخواه بيشترش به مصرف داخلی می رسد.
نظرتان در اين باره چيست؟
.......................................
عبدی:
در مصاحبه به این وجه قضیه اشاره کرده ام. اما به دلیل تعارض منافع جناح های حاکم این توزیع اموال ملی نزد خواص بی مشکل نخواهد بود. اگر می توانستند امسال هم چنین کاری را انجام می دادند.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۶:۴۳ بֽظֽ | Reply
آشنا :
اول - آیا میتوان ازسیاست زده شدن مردم بعلت عافیت طلبی بیش از حد معمول مسئولان محترم دولت قبل را عامل اصلی و یا یکی از عوامل اصلی این پسرفت/ عقب نشینی سیاسی و به طبع آن اقتصادی دانست ؟
دوم - درست است که اتکا به درآمد نفت ریشه اصلی رفتار دوری دولت از مردم و برج عاج نشینی دولتمردان شده است ولی آیا غفلت دولت از توسعه کشور هم معلول این عامل است ، یا صرفا نقش این پارامتر تشدید کنندگیست ؟ توجه کنیم که دولتهای منطقه که تقریبا با استانداردهای معمول مردمی هم نیستند ، با بهره جستن صحیح از این عامل و دیگر عوامل مشابه و موثر در منطقه به توسعه ساختارهای زیر بنایی خود پرداخته اند.
...................................
عبدی:
طبیعی است که پس از هر فرودی، نوعی رخوت و رکود حاصل می شود و در این رخوت و رکود هر چیزی پیدا می شود جز آنچه که برای جامعه و مردم مطلوب است. سیاستهای اقتصادی کشور به علت پسرفت ساخت سیاسی از این نگران کننده تر هم خواهد شد.
درباره سیاستهای دیگر کشورهای منطقه باید برسی کرد که نسبت به درآمدهای نفتی آنها این پیشرفتها تا چه حد مقرون به عقلانیت اقتصادی بوده است چون در ایران هم تحولاتی را می بینیم اما آنها را متناسب با درآمدهای نفتی و اتلاف منابع خود ارزیابی نمی کنیم. البته نظر شما درست است که نفت عنصر تشدید کننده است ولی هر گروهی که مصدر کار شود بناچار از منطق درآمدهای نفتی تبعیت خواهد کرد.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۸:۴۴ بֽظֽ | Reply
علی :
آقای عبدی!تا به حال دقت کردید که رئیس جمهور فعلی از کلمه"توسعه"...اصلا و ابدا استفاده نمی کنه؟؟؟!....بعضا به جای اون کلمه"تعالی"رو به کار می بره!....نظرتون چیه؟؟!
...........................
عبدی:
با ادبیات موجود آنان همخوانی دارد وقتی کسانی به صراحت اعلام کنند علم اقتصاد را قبول ندارند طبعا کلمه توسعه هم در این ادبیات جایگاهی ندارد.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۹:۴۳ بֽظֽ | Reply
حمید :
با سلام خدمت جناب آقای عبدی،
1 – تصحیح بجا و ظریفی فرمودید در مورد اطلاق لفظ «پوپولیسم» به سیاستهای اقتصادی دولت فعلی که جا دارد، همه مان، در استفاده آن بیشتر دقّت کنیم.
2 – رابطه ی علّیی بر قرار کردید بین «پیشرفتهای سیاسی» و ایجاد نوعی «عقلانیّت» که النّهایه منجر به اصلاحات و پیشرفتهای اقتصادی میشود. با توجّه به اینکه شخصن فکر نمیکنم که آن «پیشرفتهای سیاسی» بار دیگر فرصت بروز پیدا بکنند (لااقل نه در آینده نزدیک)، فکر میکنید روشهای دیگری هم برای ایجاد این «عقلانیّت» وجود دارد تا به آن وسیله بتوان به پیشرفتهای اقتصادی دست یافت؟ منظورم اینجا بیشتر روشهایی است که مثلن در چین پیاده شده اند؛ یعنی اصلاحات اقتصادی بدون اصلاحات سیاسی. فکر میکنید این ایده در مقطع فعلی تا چه اندازه واقعگرایانه است؟ با توجه به اینکه ظاهرن، حتّا در سطوح بالای مقامات، نیاز به اصلاحات اقتصادی احساس و ذکر میشود. شاهد مثالم اینجا مسئله ی خصوصی سازیست که ظاهرن خیلی هم رویش تأکید میشود.
..............................
عبدی:
من فکر می کنم باید قدری دقیقتر به موضوع نگریست. فرض کنید فردا در ایران دولتی بر سر کار آید (به شیوه روی کار آمدنش کاری ندارم) که سیاستهائی را چون چین انتخاب کند. در روابط خارجی تغییراتی اساسی دهد. سیاستهای اقتصادی موثر و کارآمدی را به اجرا بگذارد و مثلا رشد پایدار 10در صد در سال تامین کند.فقر و نابرابری را هم کنترل و کاهش دهد. با فساد مبارزه شود و.... در این صورت فکر می کنید چند در صد مردم با چنین حکومتی مخالف خواهند بود (حداقل در کوتاه مدت)؟
در باره خصوصی سازی هم این تاکیدات وقتی واقعی تلقی می شود که عملا اجرا شود. وقتی که در سال جاری کمتر از 10درصد حجم پیش بینی شده خصوصی سازی نشده است و در همین سال حجم دولت بیش از پیش افزایش یافته چگونه می توان به چنین سیاستی امید داشت؟ چه کسانی مانع اجرا هستند؟ به نظر می رسد مانع اصلی در ناهمخوانی مجموعه سیاستهاست این ناهمخوانی در تمامی حوزه ها مشود است.
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۲۰ بֽظֽ | Reply
:
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=31251
جامعه باز، رمز توسعهيافتگي است
اين مقاله مويد اين است كه راه حل معلوم است ولي اجراي ان ادر اين كشور امكان ناپذير است
۳۰ بهمن ۱۳۸۵ ۱۱:۲۸ بֽظֽ | Reply
عطا :
آ قای عبدی آیا فکر می کنید اگر نفت را از دولت گرفتیم ، مشکل حل می شود ؟
شما به درستی می فرمایید که تکیه گاه اصلی قدرت در ایران پول نفت است . حالا برای رام کردن قدرت باید طرحی بیاندیشیم که دولت نفت را به خود ملت برگرداند. در اینجا دو تا مشکل وجود دارد . یکی اینکه آیا دولت ضعیف به درد جامعه ایران می خورد ؟ مسلم بدانید که اگر پول نفت در جیب دولت نرود و مستقیما به جیب مردم برود کسی برای حرف دولت تره هم خرد نمی کند . مگر مهمترین عامل شکست مشروطه ضعف دولت نبود ؟ آیا دولت ضعیف توانست گره از کاره فرو بسته این مملکت بگشاید ؟
مسئله دیگر ، مشکل منطقی است. شما رسیدن به توسعه سیاسی را برداشته اید و به جایش رها شدن نفت از چنگال دولت را گذاشته اید. خب ممکن است تغییر مختصری در اهداف داده باشید اما سوال اصلی برجاست. چطور می خواهید قدرت را راضی و/یا مجبور به این کار کنید ؟ به نظر شما دادن آزادی های سیاسی آسان تر است یا چشم پوشی از پول نفت ؟
یک مسئله دیگر ، مردم نواحی نفتخیز اگر قدرت برتری بالاسرشان نباشد چه دلیل منطقی ای دارند که پول نفتشان را – با فرض تقسیم میان خود مردم – با دیگر مناطق شریک شوند ؟ آیا درآن حال شهروند بوشهری یا خوزی نمی اندیشد که اگر دیگران در پول نفت شریک نباشند سهمالشرکه اش بیشتر خواهد شد ؟ کدام معقول آدمی از پول بیشتر چشم خواهد پوشید ؟
مسئله نفت مهم تر از آن است که به دست مردم سپرده شود !
مشکل اصلی به سر عقل آمدن گروه هایی در جامعه است که کماکان درقرن هفت هجری زندگی می کنند . شاید تغییر نسل ، نگاه ها را هم عوض کند.
.............................
عبدی:
اولا چه رابطه ای است میان دولت قوی و داشتن پول نفت؟ در دنیا این همه دولتهای غیر متکی به چنین درآمدهائی داریم و بسیار هم قوی هستند. دولت قوی محصول ملتی قوی است و نه بر عکس. ملتی که پرسشگر باشد. نه ملتی که برای دادن عریضه و درخواستهای کمیته امدادی به استقبال قدرتمندان جامعه خود برود. دولت اگر قوی بود می توانست در باره قیمت بنزین تصمیم عاقلانه بگیرد. اما همه دولتها حتی وقتی 22 میلیون رای داشتند علی رغم عقیده مسلمشان نمی توانستند در این باره اقدامی کنند چون ضعیف بودند.
اتفاقا از حرف شما می توان نتیجه گرفت که مردم بواسطه پول نفت برای دولت تره خرد می کنند و نه برای وظیفه اصلی دولت. و اگر هیچ دلیلی برای توزیع درآمدهای نفتی نداشتیم همین یکی کافی بود. چون چنین موجودی دیگر دولت نیست.
دلیل شکست مشروطه هم ضعف ملت بود که در دولت هم انعکاس داشت و نه بر عکس.
اما این که چگونه می توان دولت را قانع کرد؟ همانطور که با هدف دموکراسی می کوشیم که دولت را به آن قانع کنیم. اگر حکومتی به طیب خاطر زیر بار دموکراسی برود به طریق اولی چنین طرحی را هم می پذیرد. ولی با وجود چنین درآمدی در نزد دولت امکان باز سازی استبداد بسیار زیاد است. اما حالت معکوس آن احتمال اندکی دارد. همچنین بسیج مردم برای تحقق این هدف بسیار راحت تر از بسیج آنها برای تحقق دموکراسی است.
اشکالات دیگر مطروحه نیز موجه نیست. ضمنا قرار نیست مردم نفت را اداره کنند. فقط درآمد آن توزیع می شود.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۰۰ قֽظֽ | Reply
عيسي اسدی :
جناب آقای عبدی
با سلام واحترام برای جناب عالی و مردم شريف ايران ، جنابعالی همواره به توزيع مستقيم در آمد نفت بصورت مستقيم تاكيد داريد ، بدون اينكه راه كار لازم بعد از اينكه ثروت عمومی بصورت مستقيم توزيع بشود ، لاجرم اتفاق می افتد ، ارائه نمی فرماييد. خواهشمند است نظر خود را در مورد قانون مالياتهای مستقيم كه در حال حاضر اجرا می شود. بيان فرماييد. آيا با جمعيت 70 ميليونی متفرق می توان تشكيلات كنترلی منسجم ايجاد و توزيع ثروت مدل مد نظر جنابعالی را مديريت كرد؟
..............................
عبدی:
فقدان فرهنگ و سازمان مالیاتی در ایران معلول همین درآمدهای نفتی و اقتصاد غارتی است. وقتی آن را برداشتید مجبور می شویم که مالیات را جدی گرفته و سازمان مناسب آن نیز فراهم کنیم.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۱۲ قֽظֽ | Reply
امیر :
به میمنت و مبارکی، کاندولیزا رایس همان وزیر امور خارجه بلاد کفر و استکبار، با دوست پسر قزوینیاش آشتی کرده و جدیداً هم کلی تحویلمان گرفته است.
نه اینکه فکر کنید آدم بدبینی هستم یا اینکه خوشم میآید کاندو، تبعیت ایرانی بگیرد بلکه از این باب است که وقتی تندخوییهای رایس با ما به حساب قهر کردن دوست پسر قزوینیاش با او گذاشته میشود و یکی از نمایندگان مجلس این موضوع را فاش میکند، لابد نرمش و لطافت رایس هم باید به حساب آشتی کردنش با دوست پسر قزوینیاش گذاشته شود!
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۳۹ قֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی
در این مصاحبه، تحولات جاری را عمدتا بر اساس فراز و فرود اصلاحات سیاسی (در دولت خاتمی) تحلیل نموده اید. فرض کنیم بخش دوم این گزاره بطور اخص درست بوده و تحولات جاری معلول افول اصلاحات است. اما چرا اصلاحات با این وضعیت مواجه شد؟ و آیا این اولین تجربه در تلاش برای خروج از دایره بسته موجود بود؟ و اگر پاسخ مثبت است، چرا این تجربه تکرار شد و چشم انداز تکرار مجدد آن چه افقی را نشان می دهد؟
پاسخ سوال اخیر، می تواند مقدمه بحث باشد. متخصصان حقوق اساسی معتقدند قانون اساسی ایران به هر دلیل خواسته یا ناخواسته ، آنگونه طراحی شده که برآینده همه نیروها صفر است و خنثی. به نظر این منشور ملی در خلائی مفهومی تدوین شده که لاجرم سوالات بنیادین متعددی را بی پاسخ گذاشته و می گذارد. پویش اجرائی سیستم در این خلاء مفهومی و نظری، وضعیت موجود را ایجاد می نماید. برخی از این سوال ها را می توان اینگونه برشمرد: نگرش سیستم به دو مفهوم "لاهوت و ناسوت" یا دنیا و آخرت چگونه است و کدام قرائت از این دو مفهوم مرجع و معتبر است؟ مردم نسبت به سرنوشت خود از چه موقعیتی برخوردارند؟ اگر این تکلیف این مسائل روشن شود؛ آنگاه انبوهی از ابهامات نظری دیگر روشن می شود. مثلا نسبت قانون و ماورای قانون؟ تفاوت و فاصله میان نظام (که عموما تعبیر به دولت می شود) با مجموعه دستگاه متولی تدبیر و اداره امور مردم و مملکت (مشتمل بر سه قوه) ؛ شان مردم بعنوان رعایای مکلف یا شهروندان محق؛ اهداف کلان سیستم از سرمایه گذاری و نبرد برای استقرار عدل در نظام بین المللی یا ایجاد زندگی توام با رفاه برای شهروندان و ...
بواقع، در پرتو این ابهامات کلان و مفهومی است که ملاحظه می شود طی کمتر از دو دهه، از "جمهوری اسلامی" (که بنیانگذارش تصریحا فرموده بود نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد)، به "دولت اسلامی" می رسیم. و در چنین شرائطی، رسیدن جنبش نوپای اصلاحات (به معنی اصیل - ملی آن و نه جریان سیاسی معطوف به رانت قدرت، اثبات خود و نفی دیگران!) به بن بست امری طبیعی است. بعبارت دیگر، دستگاه مختصات قطب نمای اصلاحات کاملا متفاوت از سیستم مشابه ساری در مملکت بود لذا اصلاحات را به این کوچه بن بست رهنمون شد. دستگاه مختصات قطب نمای اصلاحات بر درک و تفسیری میانه از آن طیف مفهومی طراحی شده بود در حالیکه دستگاه موجود در شرائط با ابهامات عدیده و مبانی مواجه بود و در شرائط خاصی، منتهی الیه سوی مشخصی (به مقطع تاریخی مورد نظر) را نشان می داد. در این مسیر، روند تحول از "جمهوری اسلامی" به "دولت اسلامی" جهت فلش قطب نمای رسمی کشور را تعیین می نمود.
اما اصلاحات تجربه اول در این زمینه نبود. مگر آقای هاشمی با همه سوابق و اعتبار خود چقدر توانست آستانه تحمل مجموعه را تغییر دهد. معتقدم ارزیابی بزرگواری که گفت "سقف اصلاحات همان بود که هاشمی انجام داد"، ارزیابی بسیار عملگرایانه است.
اجازه بدهید اینگونه مطلب را جمع بندی بکنیم. در تحلیل سیستم ها می گویند سیستم یا مولد (Functional) است، یا غیرمولد (U-functional) و یا اینکه نهایتا ضد تولید (Dis-functioal) است. سردار شمخانی وزیر دفاع سابق در یکی از مصاحبه های خود ( البته با رویکردی به اجرائیات و نه مبانی - ضمن اینکه نقل به مضمون است) گفته بود برخوردهای مسئولین حاکی از "خودخوری" مجموعه است. تعبیر خودخور در واقع همان ضدتولید در برداشت آکادمیک است. و این محصول همان ابهامات نظری است. البته برخی عوامل فنی و کابردی مانند شایسته سالاری هم قابل طرح است که بازهم در عمق خود به همین مبانی نظری می رسد (بحث تعهد و تخصص یا اعتماد و معمتدین و ...). لذا کلام آخر این است که موضوع فراتر از آن است که صرفا به فراز و فرود اصلاحات نسبت داده شود.
مایلم تاکید کنم نگاه من در این مختصر، نگاه بیطرفاه به مسائل است و معتقدم شانس موفقیت هر سیستمی صرف نظر از قضاوت ارزشی در مورد آن، از جمله متناسب است با قدرت حل تعارضات داخلی سیستم. البته بعنوان یک شهروند وطن پرست و معتقد به اصول انقلاب و نظام، آروز و هدف من از این ارزیابی انتقادی آن است که نظامی که با هزینه بی سابقه ملی و دینی تاسیس شده است، بتواند با حل مشکلات خود، در این دو عرصه مهم موفقیت های بزرگی ثبت کند و بهتر از گذشته به راه خود ادامه بدهد. چنین باد.
...........................
عبدی:
بنده تحلیلم را در این باره در مقاله سرنوشت محتوم نوشته ام.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۲۵ قֽظֽ | Reply
Alireza :
اگرچه شما ميفر ما يد اينجا سايت تحليلی است ا نه خبری، ولی ميخواهم عرض کنم که اگر از حالته
خبری خارج شود اون خاصيت تحليلی هم اثر خود را نخواهد داشت ميشود تحليل در خلا .
بگذريم
همين اصل 44 قا نون اساسی
با همه تا کيدی که شما داريد ولی اجازه بدهيد به عنوان کسی که بسيار بسيار بيشتر از شما در امور اقتصا د ايران تجربه دارم عرض کنم موضوع اخير که
خيلی هم در بورس است اينروز ها يعنی اصل 44:
اين را از بنده بپذيريد که اين امر وگذا ری هم با يک هدف خاصی هست.
ببينيد
از زمان او خر دولت ها شمی اين فکر به صورت اشکا ر و پنهان مطرح شد ( زمانی که شما در salam بوديد يا شايد حتّی در زندان)
که ما بايد اين طرح های بزرگ و صنا يع پر منفعت را چگونه وگذ ار کنيم؟
هم زمان با تحولا ت کا بينه ها شمی
گروهی که اسم نمی برام به اين فکر افتادند که اين واحد ها را به بسيج يا شبه سرمايه دارن بعد از انقلا ب وگذ ار شود.
اين کار به دلايلی ان موقع موفق نشد
و اين حرکت جديد در ادامه همون راستا ميباشد و هيچ هدف ديگری در پی ندارد اين همون اختصا صی سازی هست.
همين قدر از بنده قبول بفرما يد.
حالا يک مهمل ساده و دنيا پسند هم پيدا شده است بنام اصل 44!!!
در آخر اين نکته را ياد اور ميشوم که هر قدر شما بر طبل جداي از نفت بکو بيد آنها در سرنا ی اصل 44 می دمدن
خواهشا از من هم نخوايد بيشتر از اين مو ضوع را باز کنم.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۰۲ قֽظֽ | Reply
:
با عرض سلام؛
من احساس می کنم همه ما در گیر مبالغه هایی هستیم که به طور تاریخی به آنها عادت کردیم. آیا تخمین زده اید که خود انقلاب چند سال فرصتها و امکانات و پیشرفتهای این مملکت را عقب انداخت و چقدر باید می گذشت تا انقلابی هایی مثل شما آرامتر شوند و میانه رو شوند و بانیان اصلاحات شوند و تمام روزهایی که به نفع زمان و به ضرر ما می گذرند را شماره کنند.
ولی می دانید آقای عبدی؛ این مردم با هیچ کس هیچ عهدی نبسته اند. آن هنگام که انقلاب کردند دلشان برای دروازه های تمدن نسوخت و آنچه به آن اعتقاد داشتند کردند (این چیزی است که به آن افتخار می کنم؛ گاهی که می شنوم که از کشوری مثل امارات هم داریم جا می مانیم دلم می سوزد ولی افتخار می کنم که ما با پاساژ های شیک و انواع واقسام ابزارهای الکترونیکی اشباع نمیشوم و آروغ نمی زنیم؛ این لجبازی تاریخی ملتمان را که با آرمان ها و آرمانشهرهای هیچ کس عقد اخوت نمی بندد و همیشه خودش خودش را تعریف می کند و بعد از صد سال که پیش از همسایگانش چشمانش باز شد هنوز هم به خود می پیچد در حالی که همسایگانش بیشتر شکم پیچه(!) دارند را خیلی دوست دارم) و الان هم دلشان برای تصمیم ناگهانی شما و دوستانتان ـ که ایران هر چه زودتر پیشرفت کند ـ نمی سوزد. این که مردم به احمدی نژاد رای دادند به خاطر ضعف توسعه سیاسی دولت دوم خاتمی نبود که تربیتشان نکرده باشد بلکه به خاطر شعور بالایشان بود که نمی خواستند با آرمانهای بزرگ و قاب شیک ایران پیشرفته زندگی کنند حتی شاید می دانستنند که اشتباه می کنند ولی وقتی قربانی شدن خودشان را می دیدند به خودشان رای دادند.
اگر بعد از سی سال بیشتر اهل مدارا شده اید بگذارید بقیه هم بخوانند.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۱۴ قֽظֽ | Reply
داور :
فرموده ايد :
در دولت دوم آقای خاتمی سیاستهای اقتصادی خوبی اتخاذ شده،تحلیل درستی است، اما منشا و دلیل آن، پیشرفت های سیاسی 4 سال اول دولت اول بود.
اما عقب گردی که امروز در سیاستهای اقتصادی شاهد هستیم باز هم محصول دولت آقای خاتمی است.با این تفاوت که وضعیت فعلی محصول دولت دوم و به دلیل عقب گرد سیاسی فاحش 4 سال دوم اتفاق افتاد.
مبناي اين دوره هاي 4ساله چيست؟چرا مثلا 8سال را مبنا نگيريم ؟و از طرفي احمدي نژاد مبنا را دوره هاي 16 ساله ميگيرد ؟
نكند اين تقسيم بندي ها را، خودمان به خدمت مي گيريم كه هدف از پيش تعيين شده گفتارمان را مستند نشان دهيم ؟
خاتمي در دور اول در تعيين مسئولان اقتصاي اش اشتباه كرد و د دور دوم اين روند تصحيح شد .همانطور كه در حوزه سياست تقريبا عكس عمل كرد دور اول از لحاظ فرهنگي و سياسي فوق العاده بود .
................................
عبدی:
این تقسیم بندی علمی نیست کاملا وجه قراردادی دارد و برای فهم قضیه است. بعلاوه خراب شدن سیاستهای اقتصادی از سال 83 و 82 هم وقتی به صندوق ذخائر ارزی حمله شد وجود داشت. بعلاوه این استدلال (فارغ از درست یا غلط بودنش) پس از این مشکلات مطرح نشده است بلکه از ابتدا و حتی پیش از اصلاحات مطرح بود که توسعه اقتصادی در ایران به دلیل ضعف بنیانهای سیاسی پیشرفت نمی کند. البته همه می توانند دوره هائی را منظور کنند ولی باید برای آن استدلال آورد اگر استدلال من پذیرفتنی نیست آن را می توان مستقل از دوره بندی دیگران رد کرد.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۲۷ قֽظֽ | Reply
نوید :
با عرض سلام وخسته نباشید جنلب عبدی:
شما صحبت از حذف نفت از سبد درامد دولت کرده اید با اینکه با این حرف شما موافقم وعامل بسیاری از بدبختیهای ایران نفت می دانم ولی راهکار عملی برای حذف این عامل بعد از به اجماع رسیدن نخبگان (اگر که به اجماع برسند!)چیست؟چون قطعا جامعه هم در این مورد واکنش نشان خواهد داد و قطعا نیاز به فرهنگ سازی بسیار طولانی مدت دارد آنهم با این نهادهای فرهنگ سازی که ما در جامعه نداریم؟!
................................
عبدی:
عرض می کنم من اصولا مخالف نظریه دادن جامع و مانع در امور اجتماعی و بویژه سیاسی هستم بهترین نظریات (که عملی هم باشد) از خلال بحث و گفتگوی جمعی و همراه با کنش اجتماعی حاصل می شود. پس اگر پذیرفتیم که این نکته مهمی است بحث و گفتگو و عمل کنیم تا بهینه ترین شکل قضیه به دست آید. من هم عقائدی دارم اما دوست ندارم قبل از این مرحله آنها را بیان کنم. زیرا این دیدگاه نسخه پیچی برای مریض نیست بلکه راهی برای فعال شدن و مشارکت بیشتر است.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۱۸ قֽظֽ | Reply
حسین پارسا :
سلام آقای عبدی عزیز
باید از هر دولتی به اندازه توان و ظرفیتش انتظار داشت و انتقاد کرد.
اقتصاد ایران تا ثریا کج میره بالا چون از ابتدا اولین خشت رو 27 سال (منظورم چپ های مذهبیه) کج گذاشتن.چپ روی کسانی که مارکس رو کافر میدانستند و حتی یک ثانیه چپ واقعی نبودند اقتصاد ایران رو به این وصع نشونده.اگر اجازه میدادند حداقل لیبرالها با سبک خودشان کار کنند(مهندس بازرگان و دولت موقت) الان وضع ما بهتر بود.آقای مهندس عبدی عزیز!!
فکر میکنید که اسغال سفارت آمریکا و در نتیجه قطع روابط دیپلماتیک کم خسارت به اقتصاد ایران وارد کرد؟؟
به نظر من اقتصاد در دولتهای خاتمی و احمدی نژاد تفاوت زیادی داره.در دولت خاتمی اقتصاد خیلی بد بود و در دولت احمدی نژاد خیلی بدتر!
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۰۲ بֽظֽ | Reply
تاریخ :
جناب عبدی اگر امکان دارد کمی هم راجع به گذشته ای که این آینده را بوجود آورده صحبت کنید
همانطور که میدانیم روندها و امواج در تاریخ یک سیر زمانی دارند که باید طی شود و اگر احمدی نژاد در میانه روند ظهور پیدا کرده شما در ابتدای آن حضور داشته اید و شما که اقتصاد دان هستید میدانید که ضرر یا منفعتی که در ابتدای یک روند اقتصادی شکل میگیرد در پایان راه بسیار پر تاثیر تر از ضرر یا منفعت میانه راه است(بدلیل نرخ بهره) این در مسائل کلان تاریخی نیز معتبر است
بنابر این بیاییم بجای بررسی کردن جزییات این روند در یک دید بلند تاریخی ببینیم که ما خود را درگیر جزییات یک روند کرده ایم یا این مسائل خود بازتاب مسائل کلان و نیروهای دیگریست که بر این جامعه میرود و آنها را بازگشایی کنیم.
اخیرا کتابی منتشر شده که بازگو کننده مستند مسائل اول انقلاب است بطوریکه براحتی از آن میشود تاثیر اتفاقات بر یکدیگر را پیگیری کرد و در آن مسائل سفارت آمریکا و سلسله اتفاقات پس از آن که تا امروز میتوان اثراتش را پیگیری کرد آمده است
بد نیست یک محاسبه اقتصادی بر مبنای این اتفاقات انجام پذیرد ضمن اینکه به نظر من انقدر این اتفاقات کلان بوده که احمدی نژاد و خاتمی یک بازتاب کوچک از این مسائل هستند و ریز موجهای یک موج اصلی هستند
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۴۹ بֽظֽ | Reply
ali :
با سلام
جناب عبدی مقاله شما بسیار در جهت روشن نمودن اذهان برای درک تعاریف ساده اقتصادی مناسب است اما چگونه میتوان از نظامی که بر اساس دیدگاههای غلط و ارمان گرایانه سیاسی شکل گرفته انتظار توسغه پایدار داشت؟به گونهای که به گفته خود شما در دولت اصلاحات هم به دلیل کوتاهی در استفاده از پتانسیلهای موجود بازگشت به عقب داشتیم.ایا حقی برای اینجانب قائل مشوید که بگویم اصولن رشد اقتصادی انهم از نوع پایدار که سبب بهبود ریشه ای ااوضاع اقتصادی اکثریت جامعه میشود با منافع بلند مدت سیاسی کلیت نظام در تعارض است با تشکر لطفا دلایل خود را به صورت اجمالی بیان کنید؟
....................................
عبدی:
البته این ظاهر قضیه است. اگر توسعه پایدار با منافع بلند مدت حکومت همخوانی ندارد پس چگونه می توانیم از آنان بخواهیم که چنین راهی را انتخاب کنند؟ قضیه بر عکس است. باید برای همه تشریح کرد که بدون توسعه پایدار منافعی در بلند مدت و میان مدت وجود ندارد. باید نشان داد که این راه به توسه پایدار ختم نمی شود. اما اگر نظر ما پذیرفته نشود یا باید کنار بنشینیم یا انقلاب کنیم. فراموش نکنیم حکومتها دارای ذات ثابت و لایتغیر نیستند.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۱۵ بֽظֽ | Reply
علی :
سلام جناب عبدی
شاید کمی به موضوع بی ربط باشد.الان داشتم اخبار را مرور میکردم این خبر را دیدم:
"در حالی که فردا مهلت شورای امنیت پایان می یابد، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، گفت که شرط اين کشور برای تعليق فعاليت های غنی سازی اورانیوم به منظور انجام مذاکره با غرب اين است که کشورهای غربی نيز فعاليت های(غنی سازی) خود را به حالت تعليق در آورند."
واقعا بعد از ان همه حرف و حدیث و توصیه به در پیش گرفتن راه های معقول،این دیگر چه جور موضع گیری است؟
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۰۴ بֽظֽ | Reply
یوسف :
با سلام به همه:
از همه عزیزانی که اظهار نظر می نمایند و به نظر می رسد از اطلاعات پشت پرده خبر دارند تقا ضا می شود هوای ما را نیز داشته باشند و در مورد مصادیق رانت خواری و غیره با شفافیت و مثال های مستند طرح موضوع نمایید تا امثال بنده بهتر مسئله را متوجه شده به دیگران منتقل نماییم پیشاپیش از زحمات عزیزان قدردانی می شود.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۴۰ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی حالا حرف اقتصاد در میانست و بنده هم اصلا از ریاضیات گریزان
خیلی ساده عرض کنم علت چپ شدنم !؟ و چپ ماندنم !؟ هم دوری از درد سر جانفرسای
سرمایه داشتن و سرمایه گزاری و ....اخرش هم سکته قلبی و مغزی ..بدین سبب بیست
سالی در ایران کارمند بودم و هجد سالیست در کانادا باز کارمندم!!و با حقوق ماهانه
چهل سالیست گذر عمر کرده ام شاید با باز نشستگی و حقوقی عمرم پایان شود ...این عین
زیست یک پرولتر خالص و مخلص است و در ایران و کانادا ۹۰در صد مردم با حقوق
و چک و ساعت کار زندگی میکنند یعنی پرولتر اقای عبدی ان ده در صد سرمایه داران
واقعی قرنهاست بما پرولتر بدبحت انگ های وحشتناک میزنند و سوار ما هستند
در سونا با چند پیر و پاتال مجارستانی داشتم جدل سیاسی میکردم خیلی برافروخته
...با تشکر
.............................
عبدی:
خوب وقتی در جامعه ای پرولتر آن از سونا و حتما استخر و جکوزی و امثالهم استفاده می کند احتمالا وقتی هم نظرش را نسبت به این طرف دنیا بیان کند به درستی خواهند گفت :آقا صدایش از جای گرم در می آید!! البته اگر درجه حرارت سونا خیلی بالا باشد باید گفت صدا از جای داغ در می آید!!
دوست عزیز اوضاع پرولتر ها در این ور عالم خیلی خراب است. اخیرا گزارشی را از وضع کارگران بهترین منطقه صنعتی کشور (که گل سرسبد پیشرفت کشور است و هر گاه مسئولین بخواهند بادی در غبغب بیندازند سری به آنجا می زنند!) خواندم که انسات رااز هر چه پیشرفت و صنعت است نا امید می کند. آن وقت جنابعالی در کانادا با آن همه تامین اجتماعی و 3000$ حقوق و سونای خشک و تر برای حمایت من و مردم و کارگران و پرولتران از سیاستهای خارجی و داخلی حکومت در ایران نسخه می پیچید. البته شما از باب علاقه به کشور چنین نسخه هائی را تجویز می کنید اما چه خوب است که کمی هم خود را جای پرولتر ایرانی بگذارید.
۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴ بֽظֽ | Reply
عطا :
فرموده اید ارتباطی بین قدرت دولت و نفت وجود ندارد . بعید می دانم واقعا عقیده تان این باشد . مگر نمی فرمایید تشکیل صندوق ذخیره انحصارگرایان اقتدارگرا را تحریک به فتح قوه مجریه کرد ؟ خب لابد با آن پول قدرتی ایجاد می شود که آقایان تحریک می شوند.
توجه بفرمایید بنده دولت را به معنای government به کار می برم و نه به معنای stat . آقای عبدی تاملی در تاریخ مشروطه نشان می دهد خزانه خالی اجازه هیچ کاری را به آزادیخواهان نمی داد. بهتر نیست به جای فحش دادن به امثال وثوق الدوله ببینیم چه عاملی باعث شد آنها به این نوع قرار داد ها تن بدهند.
فرموده اید ضعف ملت باعث شکست مشروطه شد. کدام ملت ؟ مگر ما تا پیش از رضا شاه ملت هم داشته ایم ؟ ( ملت در معنای مدرن و نه مجموع ساکنان یک سرزمین ) آقای دکتر اکبری اخیرا در این زمینه کتابی نوشته اند و نشان داده اند که اساسا ملت سازی در دوره رضا شاه رخ داده است .
یکی از تلخ ترین صفحات مشروطه ، شکست طرح تشکیل بانک ملی است که سرمایه ها ی جمع شده کفاف نمی دهد. آقای عبدی ، دول تشکیل شده حد فاصل 1287 تا 1299 مگر مغزشان معیوب بود ؟ مگر آنها علاقه ای به جمع کردن مالیات نداشتند ؟ ( شما در پاسخ به دوست دیگری فرموده اید اگر دست دولت در نفت نباشد به ناچار از مالیات سر در خواهد آورد ) هیچ الزامی وجود ندارد که اگر دولت پول نفت نداشته باشد بتواند مالیات جمع کند . ( آمار های سالهای 77 و 78 هم تغییر بسیار محسوسی را نشان نمی دهند )
آقای عبدی مشروطه حرکتی توده ای نبود ( اصلا مثل انقلاب 57 نبود ، توده ای ترین وجه مشروطه همان برداشتن " عسگر گاریچی " بود که الحمدلله محقق شد ! ) که ضعف مردم دلیل شکستش باشد . در مشروطه ائتلافی از الیت های گوناگون خواستار تغییراتی در مناسبات حاکم بودند. اما همین نخبگان هم بعد از اولتیماتوم روسیه فهمیدند که با جیب خالی هیچ غلطی نمی توانند بکنند.
آقای عبدی اندازه دولت با ساختار هر جامعه ای تناسب دارد . اگر جامعه ای چند فرهنگی باشد ( مثل ایران ) بناچار و تبعا و طبعا دولت در این جامعه بزرگ خواهد بود . دولت بزرگ هزینه خواهد داشت . این هزینه ها را نمی توان تماما از مالیات به دست آورد. آقای عبدی در این سخن شما هیچ شکی نیست که جدا شدن نفت از دولت ، عقلانیت اقتصادی و بوروکراتیک را در ایران حاکم می کند اما باید دید به چه قیمتی . به نظر من تجزیه ایران- که چندان هم دیگر کشور ها ، چه قدرت های جهانی چه کشور های منطقه ، از این اتفاق بدشان نمی آید - می تواند از عواقب احتمالی این هدف باشد . از دید من البته این مسئله ایرادی ندارد( چون با وجود عشق بسیارم به این خاک و تبار و تاریخش اعتقاد دارم عصر یک تابعیتی بودن مردم جهان سر آمده ) اما همه تصمیم گیران اینگونه فکر نمی کنند. به دنبال دموکراسی رفتن احتمالا چنین اثر جانبی ای نخواهد داشت. ضمنا این سخن شما هم ادعای بلادلیل است که اگر دولتی به طیب خاطر پاس دموکراسی را بدارد به طریق اولی تن می دهد به ملی کردن نفت ( ملی را در معنای لفظی به کار بردم )
در ضمن آقای عبدی این روزها دارم کتابی کم یاب از شما را مطالعه می کنم و لذت می برم : گفتگوی بلندتان با ابراهیم نبوی ! بد نیست اگر کل این کتاب را روی سایت بگذارید ، به نظر من حرف هایتان در آن مقطع هم واقع بینی زیادی دارد که خب البته چیز بسیار کم یابی است بین سیاسیون ایران ، مثل خود این کتاب !
.......................................
عبدی:
ابتدا عرض کنم منظور من از قدرت تعریف مدرن آن است و نه معنای زور سرنیزه. نفت دولت را ضعیف می کند چون عقلانیت را ذائل می کند. قدرت(به معنای مدرن) دولتها در عقلانیت و میزان پذیرش آنها توسط مردمشان است. فقدان عقلانیت ابزاری در نهایت کشور و دولت را زمین می زند. در باره مفهوم ملت اشکال شما وارد است .اما برخی معتقدند الان هم چیزی به نام ملت به معنای مورد نظر شما نداریم. و باید از عنوان مردم استفاده کرد. توزیع درآمدهای نفتی لزوما به خالی شدن خزانه منجر نمی شود چون دولت می تواند از همان پول و از ابتدا ماليات بگیرد.حتی اگر 90 در صد آن را مالیات بگیرد باز هم بهتر از مصرف اینچنینی پول است. من در آینده در این مورد توضیح مفصل خواهم داد ضمنا توزیع پول نفت نه تنها مخل وحدت ارضی نیست که به نظر من یکی از مهمترین ضمانتهای این وحدت است. امیدوارم فرصت لازم برای پرداختن به این مساله بزودی برایم فراهم شود.
در باره کتاب حقیت یا آزادی هم از لطف شما ممنونم .اگر فرصتی پیش آید طبعا آقای نبوی هم موافق باشند این کار را می توان انجام داد.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۰۲ قֽظֽ | Reply
mina :
آقاي عبدي يعني نمي شود هيچ كاري مثل برگزاري تجمع انجام داد و به دولتمردان كنوني گفت جنگ نمي خواهيم؟ و اينكه براي من سوال است چرا مردم ايران اين همه درباره سرنوشت خود بي تفاوت اند؟ ممكن است علت اين بي تفاوتي تاريخي بنويسيد؟
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۱۲ قֽظֽ | Reply
فرزاد :
اين مطلب را ذيل نوشته مربوطه نوشتم ولي پيغام خطا ( عدم امكان نظر براي اين نوشته) را دريافت كردم
آقاي خاموش سؤالات خوبي مطرح كردند وشما هم در پاسختان بسياري از مسائل را روشن كرديد ولي به نظر من شما سؤال ايشان را به خوبي درك نكرديد اينكه شما مي فرماييد فهم يك نفر از اسلام نمي تواند قاعده و قانون باشد از نظر من كاملا صحيح است ولي مي شود عكس قضيه را هم در نظر گرفت فرض كنيد اكثريت مردم با قوانيني مانند حق طلاق براي مردان قطع كردن دست دزد سنگسار كردن زدن تازيانه حجاب اجباري و... موافق باشند آيا اين موافقت اكثريت حكومت حاصله را دموكرات مي سازد؟ جواب من منفي است چون معناي امروزي دموكراسي فقط حكومت اكثريت نيست (اين شرط شرط كافي نيست)فكر مي كنم جواب شما به اين سؤال مي تواند به نوعي پاسخ سؤالات آقاي خاموش باشد
در ضمن تقريبا همه علماي ديني حداقل يكي( اگر نگوييم همه ) قوانين ذكر شده را كاملا اسلامي مي دانند
...............................
عبدی:
چنین قوانینی حکومت را فاقد وجه لیبرالی می کند و نه دموکراتیک. البته من معتقدم بر حسب پیشرفت اجتماعی در ایران هر حکومتی که دموکراتیک باشد و قوانین آن بر حسب خواست اکثریت نوشته شود بسیاری از موارد مذکور شما را تصویب نخواهد کرد زیرا قانون مطابق خواست عمومی و آن نیز متاثر از سطح پیشرفت اجتماعی است. اگر قرار باشد سخن شما پذیرفته شود نتیجه تائید منطق موجود است که عده ای به خود حق می دهند که به نام خدا آنچه را که اکثریت جامعه نمی پذیرد تحمیل کنند و طبعا طرف دیگر این تحمیل را به نام دموکراسی خواهد نمود. اما در جامعه واقعا دموکرات همه موضوعات محل بحث است و فرآیند دموکراسی بخودی خود موجب تعدیل مواضع ناهنجار می شود. در غرب هم جوامعی بوده اند که تا همین چندی پیش برخی از قوانینی را داشته اند که از نظر معیارهای فعلی ناپذیرفتنی می نمایند مثل ممنوعیت طلاق، اما کسی آن جوامع را غیردموکراتیک معرفی نمی کند همچنان که در مورد سقط جنین و اخیرا همجنسگرائی چنین مباحثی مطرح است.
پس بهتر است بجای دمیدن در کوره ای که در نهایت سود آن را وضع موجود می برد بر معیاری همه فهم و قابل قول تاکید کنیم. حاکمیت اکثریت را با آزادی و حاکمیت قانون و مشارکت مردمی که پیش فرضهای دموکراسی است بپذیریم و در باره دیگر موارد آنها را به رای و نظر اکثریت ارجاع دهیم. در این صورت این رای با گذشت زمان خود را با محیط و خواست عمومی(و نه اکثریت) انطباق خواهد داد.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۱۵ بֽظֽ | Reply
صبا :
با سلام
جناب عبدی چند روزی است سایت به روز نشده ! نگران شدم نکند اتفاق ناگواری افتاده ( مشابه آنچه در سالهای 75/74 در مورد یادداشتهای سلام افتاد ) لطفا در روزهایی که مقاله نمی دهید در حد یک جمله از یک بزرگ را بنویسد.
یا حق
.........................
عبدی:
پیدا کردن سوژه مناسب برای نوشتن قدری مشکل است. کارهای دیگر هم مخل امر می شود. اما پاسخ به کامنتها نشان از به روز شدن است.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۱:۱۰ بֽظֽ | Reply
حسین پارسا :
آقای عبدی عزیز!
می تونستید به جای حذف قسمتهایی از کامنت من از (...) استفاده کنید...این کار رو حداقل از مطبوعات اصلاح طلب خوب یاد گرفته ایم.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۴۸ بֽظֽ | Reply
یهودی سرگردان :
جناب عبدی با عرض سلام،در حالیکه در آخرین ساعات اتمام حجت سازمان ملل هستیم و تمام علائم حاکی است که آمریکا در صدد حمله و ضربه به ایران است،به نظر من اکنون وقت بحث های اقتصادی نیست.
.................................
عبدی:
این بحثها نافی گفتگو در باره خطر عاجل نیست. ضمن این که نشان دهنده ریشه این نابسامانی ها هم هست. اما مشکل روابط خارجی حکومت در این است که به نوعی انعطاف ناپذیری طرفین و موضوع موجب تکراری شدن مباحث هم شده است و چیز زیادی برای گفتن باقی نمی گذارد مگر آن که بخواهیم مطالبی را سر هم کنیم و از باب خالی نبودن عریضه بنویسیم. ضمنا بر خلاف دوستانی که در خارج کشور زندگی می کنند در داخل کشور به دلیل سیاستهای کلی نظام حساسیت نسبت به این مساله خطیر بر انگیخته نمی شود. در هر حال قضیه شاید آنقدر هم فوری و فوتی به نظر نرسد که مثلا ظرف امروز و فردا اقدام کنند. با این حال من سعی می کنم در این مورد یادداشتی بنویسم گرچه برخی از آن تکراری خواهد بود.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۳۲ بֽظֽ | Reply
وحید :
سلام
می گویند
" تفکری که باعث مشکل شده است نمی تواند رفع مشکل کند"
پس یا باید تفکر ( ذهنیت ) آقایان تغییر کند که بعید است و یا خود ایشان!
..........................
عبدی:
این تفکر از آسمان نیامده. تا حد زیادی یا معلول شرائط عینی است و یا به دلیل این شرائط فرصت نمود و رشد پیدا می کند. بنابراین اگر چه این تفکر ات را باید نقد کرد اما بیش و پیش از آن باید با زمینه عینی و مادی شکل گیری و ظهور آن مفابله نمود. این دو لازم وملزوم هم اند.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۵۱ بֽظֽ | Reply
نوري :
با توجه به اين كه اين روزها ماجراي هستهاي ما وضعيت اسفناكي به خود گرفته يادآوري اظهارنظري از سوي لاريجاني جالب به نظر ميرسد. ايشان در همان روزهاي انتقال قدرت از گروه قبلي به گروه فعلي گفته بود گروه قبل ميخواست در و گوهر غلتان را بدهد و آبنبات چوبي بگيرد. نه آن چه ما ميداديم گوهر غلتان بود و نه امتيازات آن موقع آبنبات چوبي. ولي الان تنها چوب آن آبنبات دارد نصيبمان ميشود. اين كه چگونه نصيب مان ميشود سخن ديگري است.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۵۲ بֽظֽ | Reply
امید :
در خصوص جواب آقای عبدی به آقای وحید
چرا فکر میکنید این تفکر از جایی دیگر نیامده؟ اگر این تفکر معلول شرایط عینی است, چه احتیاجی به خفقان؟ به بستن دهانها و روزنامه ها؟ به زندانی کردنها و شکنجه و مصاحبه های تلویزیونی؟ به سانسور کتاب و فیلم؟ به تقلب در انتخابات؟ به گزینش؟ به انتخاب باصطلاح اصلح شورای نگهبان نظام؟ به ...؟
در ضمن , مگر کشور ابرقدرتی مثل آمریکا, با آنهمه تجهیزات و روانشناس و جامعه شناس و فرهنگ شناس و ... در نمک خوابانده ی نشسته در پنتاگون, در این مدت بیکار نشسته بوده است؟ و از منافعش, که حاضر است بخاطرش در هر جایی نیرو پیاده کند, گذشته بوده است؟
غیر از آن
مگر تفکر بعد از بیست و هشت مرداد سی و دو, معلول شرایط عینی آن دوران بود؟ مگر این تفکر از آسمان سیای آمریکا بر ما نازل نشد؟
......
درست است, بنظر میرسد تفکری میتواندمعلول شرایط عینی هر زمان باشد که در آزادی کامل اندیشه و عمل, در جوی پرسش و پاسخ گونه , پرسش در مورد هر مطلبی و هر مقامی, حاصل شود .
آیا این فضا را که سالهاست برقرار است, شما لمس کرده اید؟
...................
عبدی:
وقتی گفته می شود محصول شرائط عینی است منظور دموکراتیک بودن آن نیست و همچنان که فاشیسم را هم محصول دهه 20 قرن بیستم می دانند اما آن محصول برای بقای خود آن رفتار را می کند. یا بیماری را محصول محیط آلوده دانستن به معنای آن است تا محیط پاک و منزه نشود بیماری بازتولید می شود.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۰۵ بֽظֽ | Reply
امید :
در خصوص سؤال آقای یهودی سرگردان
هموطن عزیز یهودی, فکر میکنید مشکل عراق, مشکل حمله ی آمریکا به این کشور است؟ مشکل اشغال این کشور توسط آمریکاست؟ کشورهای دیگری هم اشعال شده اند ولی آنها اوضاعشان مثل عراق فعلی نبوده است؟
بنظر کارشناسان مستقل, مشکل مهمتر از حمله ی آمریکا , برای عراق و همچنین ما, مشکلات داخلی هر کشوریست.
این مشکلات و دملهای چرکین داخلی عراق است که امروز سر باز کرده و مثل هیولای هفت سر , دمار از روزگار آنان در آورده, همان مشکلاتی که استبداد صدام, به اسم اقتدار , بر روی آنها سر پوش گذاشته بود!! و اجازه نمیداد سر باز کند. اجازه ی پرسشگری را نمیداد تا زخمها برهم یابد!! و .... حل شود.
و گرنه , آمریکا اگر منافعش در خطر باشد, چه ما التماس کنیم و چه نکنیم, او بعنوان میکرب زمان , به ما حمله میکند. اگر ما بدنی قوی و واکسینه شده ای داشته باشیم, میتوانیم میکرب را دفع کنیم و گرنه فلج خواهیم شد! همانطور که حمله نکرده شده ایم!!
شما نمیتوانید با تمام تلاش خود و دیگران, فضا را از میکرب عاری کنید,....
ولی میتوانید با آگاهی, خود را برای مقابله با آن میکرب , واکسینه کنید. میتوانید با آگاهی روی خرده های شیشه و میخها و آتش هم , بسلامت راه روید.
مشکلات اقتصادی, کوشه ی کوچکی از مشکلات داخلی ماست. کاش همین مقدار از مشکلات حل میشد. بدن ما تحملش در موقع حمله ی میکرب, بیشتر میشد.
مشکل ما سرگردانی ایرانیها در کشور خودشان است و گرنه یهودیان که اسراییل را دارند!
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۲۸ بֽظֽ | Reply
حمیدی-تهران :
جناب اقای عبدی،چون جای خاصی نبود دراین محل مطلب را ارسال کرده ام)
سلام
وضعیت امنیتی منطقه و تحولات در اینده
در خبرهای آمده بود که انگلیس قصد دارد که نیروهای خود در عراق را تا 1500 نفر کاهش دهد. این در حالی است که آمریکا 21هزار نیرو علاوه بر 140 هزار نفر کنونی در عراق اعزام خواهد کرد. در همین جا باید دید که تفاوت موقعیت با نزدیکترین و قوی ترین متحد امریکا از کجا تا کجاست و این در حالی است که این متحد قدیمی نیز می خواهد نیروهایش را کاهش دهد. به عبارت دیگر در حالی که انگلیس تاب و توانش را از دست داده امریکا به نیروهایش بالضروره اضافه می کند.
در اینجا قصد تشریح اوضاع عراق نیست که آن خود جاری تحلیل های فراوانی دارد . آنچه در اینجا مورد نظر است شرایط کنونی منطقه و در کنار آن موضع ایران در قضیه اتمی است که امروز مهلت قطعنامه 1737 پایان یافت و آخرین خبر اینکه البرادعی روز جمعه گزارش خود را ( یعنی 2 روز با تاخیر ) به شورای امنیت خواهد دارد. بدون اینکه بحواهیم از زاویه ترس و نگرانی و یا اینکه قدرت امریکا را از جنبه نظامی مقایسه کرده باشیم به این موضوع اشاره کنیم که وضعیت ثبات منطقه بسیار متزلزل است . اگر شرایط صلح میان دولت و حکومت فلسطین را هم در کنار آن بگذاریم و اینکه همواره این وضعیت صلح میان خود فلسطینیان و اسرائیل از سوی دیگر بصورت نیم بند و ناپایدار قراردارد می توان به شرایط امنیتی در منطقه پی برد.
در این وضعیت براستی وظیفه مسئولان در کشور ما بعنوان حامی ملت و هادی امور چگونه باید باشد و هست؟ ایا تحلیل آنها بر این است که چون در داخل آمریکا مخالفین دولت بوش اجاره نمی دهند جنگی درگیرد باید استراتژی لازم برای مقابله با این رویکرد را در محاسبات نداشت؟ ایا به صرف اینکه آمریکا در عراق و افغانستان درگیر شده و مشکلات آنچا بطور فزاینده در حال گسترش است به این نتیجه رسید که جنگ دیگری در نخواهد گرفت؟
تجربه گذشته از عملکرد آمریکا نشان می دهد که در برخی مقاطع برعکس همه محاسبات معمول و برای برون رفت از یک بحران درگیر به حربه جنگ متوسل شده است . این رویکرد در بسیار ی از دیگر دولت ها و استراتژی خروج از بحران وجود داشته و دارد و نگرش غریبی نیست.
اقتدار نظامی آمریکا این مقدار ظرفیت دارد که از این بابت مشکلی نداشته باشد ، تنها موضوعی که هست نداشتن موقعیت لازم از نظر سیاسی و نداشتن قدرت نرم است و ترجیح برای بکار گیری از دیگر الترناتیو های موجود است. وگرنه هیچ شکی نیست که اگر بحران برای خود آمریکا و سیاستهای منطقه ای اش در حوزه ایران و خاورمیانه به بن بست کامل برسد این آخرین گزینه یا استفاد ه از قدرت سخت بکار گرفته خواهد شد. و نکته مهم که باید بدان اشاره کرد کشاندن کشور مان بسمت این بحران از سوی تندروان است که دائم بر طبل جنگ هم می کوبند و گوئی انان نیز برای این وضع لحظه شمار ی می کنند.
اگر امنیت منطقه بیش از این بحرانی تر بشود واقعا فاجعه ای پدیدخواهد آمد که معلوم نیست پایان و عاقبت آن چگونه خواهد بود .
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۴۹ بֽظֽ | Reply
Reza :
" رييسجمهور همچنين به وجود علما، دانشمندان و مبارزان در اين استان اشاره كرد و گفت: من ميتوانم در يك كلمه بگويم كه استان گيلان و مردم آن از لحاظ ايمان، جزو برترينهاي كشور هستند و بر خلاف ديدگاه بعضي از افراد من معتقدم زنان گيلاني نيز با حفظ عفاف خود در عرصههاي مختلف در كشاورزي، كشتزار و ديگر عرصهها حضور داشتهاند و در مناسبتهاي گوناگون با حفظ ايمان خود نقش موثري را ايفا و در دامان خود انسانهاي پاك و شايستهاي را تربيت كردهان".
آقای عبدی
به خدا اين درست نيست ريس جمهو ر يک کشور اينطوری حرف بزند اين نشان از عقده های درو نی اين آدم ميدهد.
تو را خدا يه جوری اين را تو سايت يا هر جا که ميتوانيد منعکس کنيد. آخر چه کسی و چگونه عفا ف زنا ن گيلا ن را اندازی گيری کرده و به اطلا ع ايشان رسانده؟؟؟؟؟؟
.........................
عبدی:
من سال گذشته در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز گفتم که این انتخاب تراژدی تاریخ ایران است. آنان که در مجلس به طرح سوالات سیره نبوی اعتراض می کنند در این موارد باید سکوت کنند تا مشکلی برایشان پیش نیاید.!!
این گونه ذهنیت ها محصول خرده فرهنگهای خیابانی است که از مبتذلترین مفاهیم ریشه گرفته و تاثیر پذیرفته است. و البته آثار مخرب خود را در تمام عرصه های مدیریت کشور بر جای می گذارد.
۴ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۳۲ قֽظֽ | Reply
علی :
آقای رئیس دولت به خطا هستند اگر تصور داشته اند که تا کنون نقت بر سرسفره های مردم نبوده است . ده ها سال است که برسر سفره های مردم ایران تنها و تنها نفت بوده است و حتی نفت هم جواب نداده است و این است که ثانیه به ثانیه محیط زیست ایران در اثر جنگل زدایی ،کویر زایی و تهی شدن منابع آب زیر زمینی ناشی از نیاز و فقر در حال تخریب و نابودی است .
گمان من آن استکه آقای رئیس دولت و اکثریت غالب هم اندیشان ایشان واقعا خواستار پیشرفت اقتصادی ، علمی و رفاهی ایران هستند اما به خطا می روند که می اندیشند که ما هم چنان در دوران استعمارقرن نوزدهمی زندگی می کنیم و کشورهای پیشرفته هیچ فکر و ذکری ندارند جز اینکه ما را استعمار و استکبار ! کننند .
این خطای آنان زیانی را به اقتصاد ما تحمیل می کند که چندین برابر تولید ناخالص ملی کنونی ایران است .
از اقای رئیس دولت و همه ی هم اندیشان ایشان دعوت می کنم ، به آنها التماس می کنم دست و پایشان را می بوسم که دست از این اندیشه ی نادرست بردارند ، با جهان و بویژه با جهان صنعتی و پیشرفته - و در راس آن ایالات متحده ی آمریکا - از در آشتی و سازگاری درآیند ، از ویتنام قهرمان بیاموزند ، از چین بیاموزند از هند بیاموزند از دوبی بیاموزند از کویت بیاموزند حتی از نیکاراگوا بیاموزند ؛ دست در دست اصلاح طلبان و آزادی خواهان و ایران دوستان دگر اندیش بگذارند به مهر و آنگاه ناباورانه بببنند : کاین طفل یک شبه ره صد ساله می رود .
( و نیز بخشی از پستی دیگر ) :
در ثانی این شیوه که شما در اداره ی اقتصاد برگزیده اید ویران گر است . این راه ورسم توسعه ی پایدار نیست . دانش اقتصاد روشن می کند که تا بدیلی برای جایگزین کردن انگیزه ی سود که محرک بخش خصوصی است در بخش عمومی بدست نیاید ، بخش عمومی ( دولت ) همچنان در گردونه ی اقتصاد کند ، و تنبل و فساد زا خواهد بود .
سوم نکته آنکه بیا ئید و به حال خود تان و همگان ، اکنونیان و آیندگان رحم کنید . راه آشتی با جهان درپیش گیرید . این ملک رنجیده را به الگوئی از آرامش خواهی در عرصه ی جهانی تبدیل کنید . اگر این همه خود را در مقام یک شر کم زور دردنیا قرار دادن برای دلسوزی، که گاه شکل هیستریک به خود می گیر د ، به حال ستمکاری بر مردم فلسطین است ، این راه به ترکستان است . با جهان رابطه ی دوستانه داشتن ؛ مناسبات اقتصادی داشتن ؛ به سازمان تجارت جهانی پیوستن ؛ به عضو موثر و آبرومند در سازمان ملل متحد تبدیل شدن ؛ یک لابی قدرتمند در ایالات متحده ی آمریکا داشتن راه درست است .
این راه می تواند به شما این امکان را بدهد که به آن چنان رشد اقتصادی دست یابید که آ ن دغدغه هایی که شما بابت فساد مالی دارید و دائما ناچارید به خاطر آن به جان این و آن بیفتید آنقدر حقیر خواهد بود که جزء اقلام اشتبا ه های جزئی مالی قلمداد خواهند شد . ضمن اینکه رشد اقتصادی و کار آمد شدن و علمی شدن روز افزون آن ،خود عامل اصلی از بین رفتن فساد است .
این راه و رشد اقتصادی ناشی از آن این امکان را به شما می دهد که آنقدر به مردم فلسطین کمک شود که خود به مرکزی توسعه یافته تبدیل شوند . یک فلسطین توسعه یافته آن را به منبعی برا ی گسترش فدرالیسم در منطقه تبدیل خواهد کرد ، خصومت ها را خواهد زدود و محواسرائیل به شکل کنونی اش را درپی خواهد داشت .
۴ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۰۲ بֽظֽ | Reply
امید :
والله دلم نیامد با این دوستمان , علی, کمی حرف نزنم.
بنظر میرسد ایشان , بد جوری فکر میکنند اگر ایران , راه آشتی را با جهان در پیش گیرد , یکشبه تمام مشکلاتش حل خواهد شد!!
کاش چنین میشد!
با یک سؤال از ایشان شروع میکنم:
آیا بنظر شما , جنگی پنهان از طرف قدرتمندان , متنعمان, کودتا سازان, .... نسبت به حکومتهای مردمی, .....و ضعیفان , وجود دارد یا نه؟
اگر بله , با آن جنگ پنهان چه باید کرد؟
آیا بهتر نیست اول با خودمان , راه آشتی را در پیش گیریم؟ آیا شما خود چنین راهی را اختیار کرده اید؟
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۲۸ بֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
صحبت از اظهارات آقاي احمدي نژاد شد حيفم آمد به اين موضوع اشاره نكنم. فكر كنم مربوط به 2 هفته پيش مي باشد. گويا يكي از خبرنگاران خارجي سئوال كرده بود كه با اين مواضع تند چه تضميني دارد كه اگر به احتمال كم هم به بمب اتم بتوانيد برسيد آنرا فورا عليه اسرائيل بكار نبريد. ايشان خيلي حكيمانه پاسخ داده بودند كه نخير همچين چيزي محال است، چون در صورت استفاده از بمب اتم در آن منطقه به اعراب منطقه نيز ممكن است آسيب برسد. فورا ياد مقاله ((صدام و نفي هولوكاست )) شما افتادم . انگار نه انگار كه خب يهوديان هم مثل همه جاي دنيا انسان هستند و تشكيل شده اند از تعدادي آدم هاي عادي و البته زن و بچه! من واقعا تا حالا دليل اين سياست ضديهود آقاي احمدي نژاد را درك نكرده ام . ( از منظر عقلانيت سياسي مي گويم ). ولي ممكن است به خاطر اقناع نيروهاي طرفدار داخلي همچين مواضعي را مي گيرند كه اين دوستان دوآتيشه انصار حزب الله يك وقت فكر نكنند دولت كريمه از ژست انقلابي اش عقب نشيني كرده است .
با آرزوي سلامتی
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۲۶ بֽظֽ | Reply
پ - ص :
جناب امید
جنگ پنهانی نیست کاملا اشکار است همه دنیا در حال جنگ منافع اند انکه قدرتمند تر است سهم بیشتری انهم بزور میخواهد نکته اینجاست که شاید ایستادگی ومرگ یک نفر در برابر ظلم قهرمانی جاوید از او ساخته شود لیکن در تاریخ هرگز از کشوری شکست خورده با نام قهرمان یاد نمی شود اصولا برای نابودی قهرمانانه ملتها جایگاهی در تاریخ تعریف نشده است
۶ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۰۲ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/439