آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲ اسفند ۱۳۸۵
آوردگاه بنزين؛ دو رویه ساخت سياسي
دو سال پيش و در پي تصويب ثبات قيمت برخي كالاهاي عمده مثل مواد سوختی(از جمله بنزین)، برق، گاز، تلفن، آب و... در مجلس، رئيس كنوني مجلس با كمال افتخار اعلام كرد كه مجلس به مردم عيدي داده است! و چنان سرمست از اين كشف بودند كه فكر آينده را نكردند. بعدها وقتي كه معاون مجلس روسيه با تعجب از وي پرسيد: «در ايران چه خبر است؟ قيمت بنزين از آب ارزانتر است!»، رئيس مجلس ايران طبعاً حرفي براي پاسخ نداشت، و امروز و پس از دو سال به صورت مقدماتی تصويب كردهاند كه قيمت بنزين ليتري 150 تومان (حدود دو برابر) شود و نهتنها عيديهاي گذشته مسترد شود، بلكه مقداري عيدي هم از ملت اخذ گردد تا خزانه دولت را پر كنند. البته از اين آقايان چندان بعيد نيست كه اگر اين قيمت را تصويب كردند، با سرمستي تمام اعلام كنند كه اين هم عيدي امسال است كه جلوي اتلاف مصرف بنزين و پايين بودن قيمت آن را كه به جيب افراد پولدار ميرفت، گرفتيم و اين سياست در جهت شعار مهرورزي و عدالت و خدمت به بندگان خداست! اما ظاهراً قضيه كمي پيچيدهتر است.
البته به بنبست رسيدن سياست تثبيت قيمتها «اظهر منالشمس» بود، اما عليرغم تصويب مقدماتی ديروز (سهشنبه 2/12/85)مبني بر افزايش قيمت بنزين تا ليتري 150 تومان، به نظر ميرسد كه چنين اقدامي به تصويب نهايي نخواهد رسيد و من تصور ميكنم كه قيمت بنزين همان ليتري 80 تومان يا حداكثر 100 تومان تصويب خواهد شد. چرا؟
1ـ دولت طبق ايده كلي خود قيمت بنزين را در لايحه بودجه 80 تومان در نظر گرفته است كه ظاهراً اين مورد از معدود ارقام صحيح لايحه بودجه است. بنابراين مطابق اين ايده هم با افزايش قيمت بنزين مخالفت خواهد كرد.
2ـ مجلس هم در نهايت با افزايش قيمت مذكور مخالفت خواهد كرد، زيرا وقتي دولت مخالف افزايش قيمت است، اگر مجلس آنرا تصويب كند، دولت نتايج حاصل از اين افزايش قيمت را متوجه مجلس و خود را تبرئه ميكند. به همين دليل افزايش قيمتي كه دولت مخالف آن باشد، اما مجلس آنرا تصويب كند، سودش به جيب دولت و ضررش به جيب مجلس ميرود و چون انتخابات مجلس در سال آينده برگزار ميشود، نمايندگان نيز دليلي نميبينند كه منافع خود را فداي منافع بزرگتر كنند.
البته بخشي از گروه اقليت مجلس، هم به دليل ديدگاه خود و هم براي در مخمصه قرار دادن دولت و مجلس با اين طرح موافقت خواهند كرد يا حداقل به آن مخالفت نميكنند، مگر آنكه آنها هم به سيم آخر زده باشند و براي افزايش بنبست در اقتصاد بخواهند كه قيمت كماكان ليتري 80 تومان يا حداكثر 100 تومان بماند.
3ـ يكي از دلايل مهم ترس دولت و مجلس در موافقت با قيمت ليتري 150 تومان (كه اين مبلغ نيز كمتر از چیزی است که باید باشد )، اثراتي است كه احتمالاً بعد از اجراي اين مصوبه، به صورت شوك بر اقتصاد وارد می شود. حقيقت اين است كه در ذهنيت مردم، افزايش قيمت بنزين مترادف با افزايش تورم است، اما علم اقتصاد اين را تأييد نميكند، يا حداكثر اينكه درصد كمي بر تورم اثر خواهد گذاشت. اما اين اتفاق عملاً در اقتصاد ايران رخ ميدهد که دلايل ديگري دارد كه فعلاً به آنها نميپردازم.ولی از آنجا که ، رشد نقدينگي در دو سال گذشته حدود 100 درصد و رشد اقتصاد در اين مدت حداكثر 10 درصد بوده است، پس به طور منطقي بايد تورم حدود 90 درصد باشد (در دو سال گذشته)، اما مجموع تورم در اين دو سال حداكثر 30 درصد است كه فاصله زيادي با رقم 90 درصد دارد. بخشي از اين شكاف ميتواند با يك شوك فعال شود. تحريم يا تشديد خروج سرمايه يا درگيري خارجي و يا افزايش قيمت يك كالاي مهم مثل بنزين ميتواند نقش شوكدهنده را بازي كند. به همين دليل احتمال تصويب چنين قيمتي براي بنزين بسيار اندك است،آنان نگران تاثیر شوک وار این افزایش بر قیمتها هستند
4ـ پرسش مهم اين است كه اگر احتمال تصويب نهايي آن كم است، پس چرا در كميسيون تلفيق تصويب شده است؟
پاسخ به اين پرسش خيلي نكات را روشن ميكند. ساختار سياسي ايران دو رويه دارد، يك رويه علني و عمومي و ديگر رويه غيرعلني و تخصصي. در جلسات تخصصي اكثر افراد با عقلانيت كارشناسي و عقلانيت ابزاري سخن ميگويند. البته ممكن است تعداد افرادي كه از حيث اين عقلانيت در رتبههاي خوب اند كم باشند، اما مسأله بنزين و قيمت آن چيزي نيست كه با حداقل ضرايب هوشي و فهم عقلانيت ابزاري نتوان غلط بودن قيمت فعلي آنرا فهميد. لذا در اين مورد اكثريت افراد از موضع علمي سخن ميگويند و به طور طبيعي با افزايش قيمت بنزين موافقت ميكنند، اما هنگامي كه در صحن علني مجلس حاضر ميشوند، عقلانيت ابزاري جاي خود را به عقلانيت نفتي ميدهد. ويژگيهاي اين عقلانيت در تعارض با عقلانيت ابزاري و علم اقتصاد است و ملاكها ديگري مدنظر قرار ميگيرد.
با اين توضيحات به نظر ميرسد كه قيمت 150 توماني فعلي براي بنزين در صحن علني مجلس تصويب نخواهد شد و به نظر من و به احتمال زياد، قيمت همان 80 تومان يا حداكثر 100 تومان خواهد بود و چنين تصميمي موجب تأخير در بروز شكاف مورد نظر در متن این یادداشت خواهد شد، اما عمق آنرا بيشتر ميكند. ضمناً افزايش قيمت بنزين به 100 تومان هم گرچه تأثير چنداني در کاهش مصرف و تا حدي درآمدهاي دولت نخواهد داشت، اما آثار همان 25 درصد افزايش قيمت نيز ممكن است موجب فعال و بيدار شدن نقدينگي خفته شود.

بابالو :
با سلام
بالاخره شما موافق افزایش قیمت بنزین در شرایط کنونی هستید یا خیر؟ راه حل کارشناسی از نظر شما چیست؟
...................................
عبدی:
سوال خوبی است اما اگر مطالب مرا پیگیر باشید جوابش را هم تا کنون یافته بودید. در هر حال تا حدی توضیح می دهم.
دقیقا به خاطر ندارم شاید سال 1373 بود که آقای هاشمی در مذمت پائین بودن قیمت بنزین وضرورت افزایش قیمت آن سخنرانی می کرد. من در روزنامه سلام مطلبی نوشتم و توضیح دادم که پایین بودن این قیمت کار صحیحی نیست اما چگونگی افزایش هم مهم است. اگر قرار است وقتی که دولت درآمدهایش خوب است اقدامی برای تعدیل قیمت نفت نکتد ولی هنگامی که با کسری درآمد مواج می شود به یاد افزایش قیمت بنزین بیفتد و مردم فقیر را با تورم و گرانی و فقر تنها بگذارد و این درآمدهای جدید را هم در راه اتلاف منابع قبلی خرج کند طبعا موافق افزایش قیمت آن نیستم.
با هر افزایش قیمتی در مواد سوختی (حتی تا رسیدن به قیمت بین المللی و یا بیش از این رقم ،مثلا بنزین لیتری 1000 تومان) موافقم مشروط بر این که یک ریال آن به جیب دولت نرود که نتیجه ای جز اتلاف منابع و فقر بیشتر مردم ندارد. ولی اگر همه آن را مستقیما به مردم دادند هیچ مخالفتی نیست بلکه خیلی هم خوب است.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۵۶ بֽظֽ | Reply
محمد نباتي :
علاوه بر اين بي انضباطي عجيب و جالبي است كه دولت نهم انجام داده.ابتداي سال با تبليغات فراوان گفتند ما جلوي هزينه هاي اضافي در ادارات را ميگيريم تا حق مردم به صورت ميوه و شيريني و پذيرايي جلسات دولتي هدر نرود.آقاي رييس جمهور هم روي زمين نشست و نان و پنير ميل كرد.اما سال تمام نشده پول شان تمام شد و دست به دامان حساب ذخيره و اوراق مشاركت و مجلس شدند.دارند خودشان به خودشان گل ميزنند و همين جالب است.انگار همين ديروز نبود كه دم از اجراي عدالت ميزدند و اينك در ناعادلانه ترين روش حكومت كردن در جا مي زنند.فكر ميكنم همان بهتر كه با تصميم دولت درباره گران نشدن بنزين موافق باشيم تا گل هاي خورده زيادتر شود.گرچه مصيبت گردن مردم مي افتد اما بهرحال بايد همه حالي شان بشود كه مملكت داري با شعار و احساسات گرايي و و.وووو جور در نمي آيد...شاد باشيد
....................................
عبدی:
از همان ابتدا هم معلوم بود که آن عدالت خواهی چیزی جز نابرابری و فقر بیشتر در پی نخواهد داشت.
۲ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۵۰ بֽظֽ | Reply
محمد :
به نظر من روزگار عوام فریبی دولت به سر آمده است هر ایرانی میداند که قیمت بنزین نسبت به سایر اقلام بی معنی است اما مجلس به این طرح رای میدهد چرا که الان وقت این کار ها است همه سرگرم انرژی هسته ای و پرونده ایران هستند و کسی نگران قیمت بنزین نیست مجلس هم با این کار میخواهد آبرویی کسب کند چراکه به هر حال بالا یا پایین رفتن قیمت را مردم از چشم دولت می بینند نه مجلس اگر اعتراضی هم به عمل آید به دولت احمدی نژاد است که مجلس را (حداقل گروهی در مجلس) خوشحال می کند
متشکرم
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۳۳ قֽظֽ | Reply
علی ل :
با سلام و آرزوی توفیق
با مطلب شما موافقم رسانه های اقتدارگرایان هم پیش افتادند و مصوبه ی کمیسیون را غیرقطعی دانستند.آب از آب تکان نمی خورد!
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۱:۰۷ قֽظֽ | Reply
:
- با نظر جنابعالی در خصوص عاقبت نرخ جدید بنزین موافقم. اما بد نیست در مورد طرح تثبیت قیمت ها این جمله مصاحبه دیروز رئیس مجلس ماندگار شود: طرح "تثبیت قیمت ها" یک تصمیم ابدی نبود!
- برخی اخبار منتشره حاکی از آن است که طرح بنزین 150 تومانی ریشه در وزارت نفت دارد. با توجه به عدم تمایل دولت (بر اساس لایحه بودجه) و صحن علنی مجلس، شاید بیرون آمدن دولت از این آوردگاه بعنوان قهرمان مهروزی و مقاومت در برابر افزایش قیمت ها ؛ بتواند نتیجه رضایتبخشی باشد!
- در عین حال باید متاسف بود که حتی با فرض تبیت قیمت در حد 80 یا 100 تومان، اینگونه ورود و خروج به موضوع تاثیر خود بر تحریک تورم را خواهد داشت و طبقات پائین جامعه هزینه آنرا خواهند پرداخت.
- می گویند یکی از تفاوت های جهان سوم و اول این است که در جهان سوم، جامعه عینا محیط آزمایشگاه آزمون و خطای سیاستمداران است اما در جهان اول، این نقش را دانشگاه ایفاء می کند و هر ایده قبل از طرح و اجرای عمومی ، به خوبی در محیط آزمایشگاهی دانشگاه حلاجی و ارزیابی می شود.
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۰۹ قֽظֽ | Reply
آشنا :
تمامی اثرات جنبی مورد اشاره مقرون به صحت است ولی فکر میکنم با توجه به کسر بودجه و تورم شدید موجود این یکی از معدود راه حلهای ممکن برای تامین مخارج بی حد و حساب دولت است و بنظر میرسد که اثر شوک تورمی آن نیز در این وضعیت حکایت یک وجب آب بیشتر روی سر را دارد.
در ضمن خدا رو شکر که راه فرافکنی هم باز است و آقایان خواهند گفت برای اجتناب از این وضع ما سال قبل طرح تثبیت قیمت را مصوب و اجرا کردیم. بهتر از همه هم میتوان همه چیز را گردن قیمت بنزین گذاشت.
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۲۴ قֽظֽ | Reply
جواد :
متاسفانه در کشور ما سیاستهای اقتصادی کمونیستی که دیگر جواب نمی دهد اجرا می شود. به نظر من این قضیه دو دلیل اساسی دارد: 1- ضعف حاکمیت و پایگاه نا مطمئن مردمی آن که از اعتراضات مردم در مقابل این گرانی که دلیلی موجه ( امنیت ملی، تمامیت ارضی، حفظ جمهوری اسلامی و ... ) برای سرکوب نخواهند داشت می ترسند. مردم ایران که متاسفانه هنوز نقش واقعی دولت را نمی دانند و گمان می کنند وظیفه دولت تهیه نان شب آنهاست بیش از پیش ار حاکمیت نا امید می گردند 2- هیچ گونه نهاد واقعی سیایت گذاری بلند مدت در این کشور موجود نیست و استراتژی چو فردا شود فکر فردا کنیم در همه جا دییده می شود. به همین دو دلیل که به ذهن من می رسد تا وقتی نفتمان تمام نشود یا مردمان عوض نشوند بهبودی حاصل نمی شود ولی نفت که تمام شد تازه مشکلاتمان شروع می شود
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۳۴ قֽظֽ | Reply
امید :
نمیدانم چرا هر وقت اسم نفت و قیمت آن را میشنوم, بی اختیار یاد این شعر حافظ می افتم:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو
یاد گذشته که گفتند و باور کردیم که:" پولهای نفت تان را " "دم در خانه هایتان" تحویل میدهیم!!
یا :
" با پول دزدیهای خانواده ی شاه, تمام خیابانهایتان را رو کش طلا میکنیم!!"
....
یاد :" اگر کسی وعده ایی داد , این وعده , دینی است به گردن او تا بمیرد!!"
همیشه از خود میپرسم: آیا چه کسی یا کسانی ؟ این شعارها را آنروز ساخت و به خورد ما داد؟
آیا این ناآگاهی باضافه ی خواست راحت طلبی ما نبود ؟ که کشتیم آنروز, آنجه امروز درو میکنیم؟
...
و امروز هم این سؤالات به آن سؤالات اضافه شد!
این کارشناسان , آن روزها , بن بست اینروزها را گفتند و ما نشنیدیم؟ یا آنها هم به سیم آخر زده بودند, نگفتند تا ما باز هم در بن بست اقتصادی ( جهل معلق) باقی بمانیم؟
آیا این ترس مجلس و دولت, از گفتن حقیقت, بخاطر آن وعده های داده شده ی پیشین به مردم نیست؟
آیا...
باری جناب عبدی عزیز
کاش فقط ساختار سیاسی ایران دو رویه ایی بود! کجایید که این دو رویی و نفاق , تا اعماق کنه و بنه و خانواده و روابطمان ریشه دوانده , دارد مثل موریانه, از داخل, همه ی ما را از انسانیت تهی, به منجلاب می کشاند!
کجایید...؟
آقای عبدی , آیا کارشناسی هست تا با عقلانیت خود , میزان جمع این خسارتها را, نسبت به میزان قیمت نفت بسنجد؟
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۳۹ قֽظֽ | Reply
جواد :
با سلام
شايد يك راه حل براي مجلس اين باشد كه در اين مورد به دولت ابلاغ كند كه برود و قيمت جديد را با محاسبه خودش و در نظر گرفتن مواردي كه مجلس ميگويد، بياورد. اگر اين راه از نظر قانوني امكان داشته باشد راهي است كه دولت بايد قيمت جديدي را بياورد و مجلس هم قيمت دولت را تصويب مي كند و مسوليتش فقط به دوش يك نفر نيست و اگر عقلانيتي باشد ! مي توان با تقسيم مسوليت اين گام را برداشت.
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۲۰ قֽظֽ | Reply
MINOO :
با سلام
چه جوري مي شه پول بنزين رو مستقيما به مردم داد؟
عملكرد كميته امدادي دولت در نهايت به ضرر همه تموم مي شه ! البته به نظر من.
.......................................
عبدی:
کمیته امداد به فقرا و به صورت گزینشی و احتمالا بصورت صدقه می دهد. اما این شیوه پرداخت که به حساب افراد واریز شود و حق آنها هم هست در پیشرفته ترین کشورها هم به تناسب معمول است. این طلب مردم و حق آنهاست. اگر شما مطمئن هستید دولت پول را بهتر از شما مصرف می کند باید با این طرح مخالف باشید.اما من مطمئن هستم که ولخرج ترین و کودن ترین افراد این سرمایه را به تناسب بهتر از دولت مصرف می کنند.
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۱:۴۸ بֽظֽ | Reply
احمد :
سلام جناب عبدی:
از این که در این موقعیت به بررسی و طرح چنین موضوعی پرداختید، سپاسگزارم.
جناب عبدی به اعتقاد من و در حقیقت نیز، در ایران دولت یک ریال هم پول سوبسید بنزین نمی دهد. چرا؟
در ممالک دیگر ما همین ماشین پراید را با کفیتی به مراتب بهتر و قیمت 2 الی 3 میلیون می خریم اما در ایران با قیمت 7 میلیون. مگر نه اینکه این پول اضافه مال حکومت می شود(حال به هر اسمی) مهم این است که پول سوبسید بنزین در ایران اتفاقا همان لحظه اول از مردم گرفته می شود. جالب اینکه اگر من ایرانی همان پول اضافه را در بانک قرار دهم سود بسیار بیشتری از نرخ ماهانه مصرف بنزینم را می گیریم، همچنین سرمایه نیز به جای خویش محفوظ است.
پس من نیز با شما کاملا موافقم که بالا بردن قیمت بنزین هیچ توجیهی ندارد. من فقط در تعجبم که اقایان با چه روی به ملت ایران در رسانه ها می گویند که شما قدر ما را نمی دانید و این همه منت گذاشتن برای کالایی که پولش را پیشاپیش و نقد می گیرند چه معنی دارد؟
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۰۲ بֽظֽ | Reply
:
aghaye abdi in harfi ke shoma mizanid ke dolat poole mardom ro bede be khodeshoon manish ine ke dolat majboor khahad bood soobside hame chiz ro hazf bokone va poolesh ro bede be mardom.in yani az beyn raftane "RANT" va hokoomate iran hargez in kar ro nakhahad kard
..........................
عبدی:
قرار نیست حکومتها بر حسب میل خودشان این کارها را انجام دهند.همچنان که زیر بار آزادی و دموکراسی هم نمی روند.این ایده باید سرلوحه برنامه های گروههای منتقد قرار گیرد.
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۱۶ بֽظֽ | Reply
مهرداد :
جناب آقای عبدی
با سلام
باید به عرض برسانم اگر در آمد سرانه مردم بالا بود . جای نگرانی نبود .به عنوان مثال اگر من به جای سیصد هزار تومان در ماه سه میلیون تومان دریافت می کردم ( رقمی نزدیک به چهار هزار دلار که در آمدی کاملا معقول و متوسط برای یک شخص متخصص در کشورهای پیشرفته است ) فرقی نمی کرد بنزین لیتری 800 تومان باشد . مضافا اینکه مردم ما به دلیل انحصار در بازار خودرو اتوموبیلهایی را باید بخرند که مصرف سوختشان 2 تا 3 برابر اتوموبیل هم کلاس روز آنها در دنیاست . یعنی برای طی مسافت یکسان در صورت برابر بودن قیمت بنزین یک ایرانی باید 2 تا 3 برابر کسیکه خودرو روز دنیا را سوار می شود هزینه پرداخت کند . ( همین جاست که من خیلی ادعای اینکه یارانه بنزین به جیب افراد بالای جامعه میرود را قبول ندارم چرا که معمولا افراد فرودست جامعه اتوموبیل های قدیمی و بسیار پر مصرف را سوار می شوند ، مگر اینکه در مورد افراد فاقد اوتوموبیل صحبت کنیم که آنهم مقصر اصلی انحصاری بودن و قیمت بسیار بسیار بالای خودرو در ایران در مقایسه با سایر کشورها است ) . مضافا اینکه فردی که در یک کشور پیشرفته زندگی می کند جدای از هزینه بالای سوخت در مقایسه با ایران ، جهت بقیه هزینه های زندگی ( مسکن ، پوشاک ، خورد و خوراک و ..... ) هزینه هایی برابر و یا اندکی بالاتر از ایران می پردازد که با توجه به اختلاف درآمد تفاوت مشخص است .
بنابراین به نظر من اولین کار باید سرمایه گذاری و ایجاد شغل و بالابردن درآمد مردم باشد تا مردم توانایی پرداخت قیمتهای جهانی را داشته باشند نه اینکه قیمتها با سایر نقاط جهان مقایسه شده و در مورد درآمد ها هرگز چنین مقایسه ای از طرف دولتمردان صورت نپذیرد . لازمه بالا رفتن در آمد مردم نیز داشتن رابطه معقول و منطقی سیاسی و اقتصادی با دنیا و به وپژه کشورهای پیشرفته جهان و در یک کلام جهانی شدن اقتصاد ایران است که متاسفانه کوچکترین چشم انداز روشنی در این زمینه دیده نمی شود .
۳ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۴۶ بֽظֽ | Reply
dumaan :
shakhsan tasviri ke az popolism dashtam fagat uni bud ke tu ketaba khunde budam ... ama alan kamelan hess kardam ie popolist yani chejuri!!
۴ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۰۶ قֽظֽ | Reply
امیر :
سلام
در یک اقتصاد به خاطر وابستگی مسایل به همدیگر نمیتوان مشکل را بصورت فلسفی حل کرد . به عنوان مثال قیمت بنزین با نحوه مصرف سوخت , تفریح , درآمد , صنعت خودرو , تورم , حمل و نقل عمومی , نحوه تخصیص درآمد نفتی , نحوه تبدیل درامد نفتی به ریال,پس انداز و سرمایه گذاری,حجم نقدینگی ... مرتبط است.وقتی راجع به قیمت این کالا صحبت میشود باید در یک مدل سازی دینامیک اقتصادی با توجه به مبانی نظری اقتصاد مورد بررسی وتصمیم قرار گیرد .
در ضمن آلودگی بنزین که لیتری 1000 تومان است .0.005% است و این بنزینی که در کشور مصرف میشود 0.025% یعنی 5 برابر استاندارد.
۴ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۱۲ بֽظֽ | Reply
ایلیا :
با سلام
به نظر می آید مشکل اصلی نداشتن سیستم درست حمایت اجتماعی از افراد زیر خط فقر در ایران است. تا زمانیکه چنین سیستمی طراحی نشود عملا طرح حذف یارانه ها و واقعی سازی قیمتها و خدمات عملی نخواهد بود. شما فقط به بنزین اشاره فرمودید در بخش خدمات مثلا تعرفه های پزشکی کاملا غیر واقعی هستند و اصلاح آن نیز موجب واردآمدن شوک اقتصادی به بدنه جامعه میشوند.
آیا فکر نمیکنید که باید ساختاری مناسب (بر اساس تجربیات کشورهای مختلف که در این زمینه موفق بوده اند) برای حمایت گروههای زیر خط فقر طراحی و به صورت آزمایشی آزمون شود و آنگاه اقدام برای حذف سوبسیدها و واقعی سازی قیمت خدمات و کالاها انجام گیرد؟
موفق باشید
...................................
عبدی:
امکان چنین طرحهائی در ایران مشهود نیست.برای آن که این کمکها در شرائط کنونی فارغ از تعلقات سیاسی مردم توزیع نمی شود.روشهای کمیته امدادی طبعا چندان پاسخگو نیست.بعلاوه به دلیل نا پایداری درآمدهای دولتی و تورم بالا و فساد بسیار در نظام اداری نمی توان برنامه ای برای گروههای فقیر به اجرا درآورد که از ثبات نسبی برخودار باشد.از همه مهمتر اگر همان درآمدهای مشاع مردم را که مهمترینش نفت است میان آنان توزیع کنند و حتی مالیات آن را هم بگیرند دیگر فقیر چندانی نمی ماند که به طرحهای مورد نظر نیازی باشد.حکومتی که حق ابتدائی مردم را که همان درآمدهای مشاع نفتی است نمی دهد چگونه می خواهد از روشهای دیگر به آنان کمک کند؟اگر چنین کند حتما کاسه ای هم زیر نیم کاسه دارد و به دنبال اخذ امتیازاتی است.
۴ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۳۲ بֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
چند مطلب خدمتتان عرض کنم اولا همانطور که در کامنت های قبلی نیز خدمت آن استاد گرامی گفته ام سیاست های پوپولیستی دولت نهم حتی اگر به قیمت این باشد که چاه نفتی هم باقی نماند تا دوسال آینده ادامه خواهد داشت . اعتقاد آنها این است که با توزیع این درآمدها به صورت سهام عدالت ( که بارها تجربه شکست خوردنش عیان شده است ) عدالت توزیع می شود و عدم افزایش قیمت بنزین نیز در همین چارچوب بدیهی است افزایشی نیابد با توجه به خبطی که دولت در قضیه مسکن انجام داد و نتوانست آن را جمع و جور کند و تعجب هم نباید نمود که بعد از دو سال با همین سیاست های مسکن زا چهارسال بعدی در انتظارشان باشد ( من ابدا بعید نمی دانم این موضوع را )
مطلب دوم اینکه سایت شما به هیچ نحوی دیروز باز نمی شد نمی دانم شاید مشکل از کامپیوتر من بوده باشد
و مطلب آخر اینکه علیرغم اینکه اعلام نمود ه اید مطلب بعدی نوشتارتان در رابطه با سئوالات امتحانی اخیر آموزش و پرورش می باشد یک بحثی در رابطه با خبر ناقص و یا قلب اخبار ( دگرگونه نمودن خبرها )بفرمایید به عنوان مثال دو خبر را عرض معذرت که وقت شما را می گیریم من خودم اصرار دارم که مطول ننویسم
روز گذشته سایت ایلنا خبری آورد به نقل از مجله پاراد و نام 20 دیکتاتور را در سال 2007 ذکر نمود خیلی طالب شدم بدانم از ایران کسی هم است ( بدیهی است که ایلنا اشاره نکند) حدسم درست بود هم در سال 2007 و هم 2006 از ایران هم بود واقعا با این دسترسی به تکنولوزی عده ای چرا باید مردم را احمق بپندارند
خبر بعدی تیتر کیهان بود و خبر 20 و 30 شبکه دو به نقل از رایس که چرخش 180 درجه ای سیاست آمریکا در قبال ایران بازهم پی گیر شدم و متن آن را از شبکه العربیه دقیقا خواندم تنها چیزی که در صحبت های رایس نبود همین 180 درجه بود و چرخش
واقعا بعضی اوقات باید به مردم حق داد داشتن معرفت ما را با بسیاری از حقایق روشن می کند وقتی این عنصر گرفته شود دیگر چه تقصیری می ماند با عرض پوزش فراوان
.............................
عبدی:
باز نشدن سایت مشکل بسیاری بوده است.که برای رفع آن پیگیری خواهد شد.
۴ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۲۹ بֽظֽ | Reply
:
اين شما را يا د چيزي نمي اندازد؟
برنارد لویس : این مشابه همان چیزی است که برای انورسادات رخ داد. اگر شما به عقب رفته و فرایند صلح مصررا بررسی کنید میبینید که سادات با این سبب نبود که ناگهان به واقعیت و سزاوری موضوع صهیونیسم معتقد شده باشد و خواهان صلح باشد. سادات مصمم به آشتی با اسرائیل شد زیرا دریافته بود که مصر دارد به یک کولونی اتحاد شوروی تبدیل می گردد. این فرایند بسیار علنی بود. در مصر مناطقی وجود داشتند که کاملأ در کنترل شورویها بودند و هیچ مصری در آنجا راه داده نمی شد. سادات - من این طور فکر می کنم – دریافت که در بهترین برآورد از قدرت اسرائیل و در بدترین برآورد از مقاصد اسرائیل , اسرائیل یک تهدید برای مصر نبود به طریقی که اتحاد شوروی بود. هنگامیکه او از روسها خواست مصر را ترک کنند برخلاف تصور او , ایالات متحده بنا به پیمان سایروس ونس- گرومیگو کمکی به آنها نکرد و به همین سبب سادات دست صلح به سوی اسرائیل دراز کرد.
.....................................
عبدی:
ابتدا خواستم منتشر نکنم اما گفتم شاید نکته ای دارد که من متوجه نمی شوم.در هر حال ربط کامنت را با مطلب توضیح دهید ممنون می شوم.
۴ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۳۷ بֽظֽ | Reply
دانش آموز :
موضوع بحث، مشخص نیست،
ظاهرا محور اصلی، پیش بینی قیمت تصویب شده بنزین، است، و دلا یل آن، اما مورد 4 ، دلیل نیست و یک پرسش است.
..........................
عبدی:
هدف پرداختن به همان نکه بند چهارم است که در تیتر یادداشت هم مندرج است ،ینی دو رویه ساخت سیاسی ایران.
۴ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply
عيسی اسدی :
جناب آقاي عبدي
باسلام ودعاي خير ، به نظر بنده وجود منابع نفت واستفاده ازآن فقط جغرافياي سياسي ايران حفظ شده است ، اكنون به دليل عدم استفاده صحيح وتوزيع اصولي نفت ، همين جغرافياي سياسي فعلي در معرض خطر قرار گرفته است مضافا عقب ماندگی تاريخي هم به عموم ملت تحميل كرده است. جنابعالي بدون اينكه راه كار لازم بعد از توزيع درآمد نفت دركشور اتفاق می افتد ، ارائه نمی فرمائيد. برنامه 12 ماده اي انتخاباتی آقاي خاتمی كه خود قبول داريد و براجراي صحيح آن تاكيد داشته ايد ، بسيار مفيد تر از توزيع مستقيم منابع نفت می باشد. كه متاسفانه عدم توجه لازم به آن موجب اتلاف امكانات تاريخی ملت ايران گرديد.
1ـ آيا بعد از توزيع منابع نفت بصورت مستقيم نقدينگی در جامعه افزايش نمی يابد؟
2ـ آيا با نيروهای نا هماهنگ فعلي در گروههای سياسی می توان سياست منسجم پي ريزي و پيگيري كرد؟
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۰۲ قֽظֽ | Reply
عيسي اسدي :
احتمالا نظر ارسال كننده محترم كامنت اين باشد كه ايران از روسيه دوري جويد وبا آمريكا مذاكره كند. ( سادات و صلح با اسرائيل)
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۴۲ قֽظֽ | Reply
مهدي :
سلام آقاي عبدي
اول يك سوال؛به نظر شما دليل دورويه داشتن ساخت سياسي در ايران چيست ؟ (ايا نفت به تنهايي مي تواند نهادهاي حكومتي را به چنين خطاهاي بزرگي وادارد؟)
واما بعد درمورد اين مطلب؛ در مسائل اقتصادي معتقدم به دليل عدم وجود الگويي واقعي از اقتصاد مورد ادعا(اقتصاد اسلامي)و از طرف ديگر اجتهاد و حكم شرعي متفاوت علما (مثلا در مصاديق رباو...) و اينكه حوزه نفوذ و اثرگذاري مجتهدين نيز ثابت نبوده و مثل جريان سيالي دائما" تغيير مكان ميذهد در كوتاه مدت اميدي به يكرويه شدن نيست .لذا دولت ها و مجالس نيز بسته به عقلانيت شان به شادي يا اكراه مجبوربه نفتبازي هستند وقتي مشروعيت نظام بانكي نظام مالياتي وقوانين كارگري و....بسياري ديگر از عناصر زير ساختي اقتصاد زير سوال است ناچار براي تمشيت امور مملكت چاره اي جز پناه بردن به در آمد نفت نيست حال برخي از روي دور انديشي با اكراه به پناهگاه نفت مي روند عده اي نيز با بيفكري شادي كنان ؛گروه اول مقلد مجتهديني هستند كه دربرابر اين پرسش كه با مقتضيات جهان امروز چه معامله اي مشروع هست؟ تامل كرده و در جستجوي پاسخندو گروه دوم مقلد مجتهديني هستند كه طرح مسئله را هم بر نمي تابندو معتقدند وقتي دولت مي تواند نفت را فروخته و پول آنرا صرف هزينه هايش كندموظف است وام قرض الحسنه به توليد كننده و مصرف كننده بدهداخذ ماليات هم وجهه شرعي ندارد چون اموال مومنيني كه وجوهات شرعيشان را پرداخت كرده اند طيب و طاهر است ولي ايشان مختارند هرزمان كه مايل بودند صدقه بدهند . يك سالا طول كشيد تابراي آنانيكه ميخواستند نفت بر سر سفره مردم بياورتد بويناك بودن آن كشف شود وسالها ي ديگري تا فهم مقتضيات اقتصادي در جهان امروز مي بايد
..........................
عبدی:
نفت موجد چنین وضعیتی نیست. اما با تاثیری که بر ساخت قدرت می گذارد مانع آن می شود که بتوان از چنبره چنین وضعیتی خارج شد.
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۲۶ قֽظֽ | Reply
سعيد :
با سلام
دوست عزيز دولت اصلاحات وهر دولت ديگري بايد بر اساس منطق وبدور از فريب افكار عمومي سياستهاي كلان اقتصادي را پيش برند . متاسفانه در ايران اينگونه نيست و همه مصائب هم از ين رهگذار فراهم است . انرژي يكي از اركان اصلي اقتصاداست وبايدبا احتساب اينموضوع با نگاه واقعي به صورت هزينه و فايدهبراي آن قيمت گذاري نمود در ايران هزينه انرژي براي دولت بالا وسود آن صرفا سياسي ودر حهت منافع هيئت قدرتمدار است حال اصلاح طلب يااصول گرا در اين بين منافع ملي و ملت ناديده گرفته شده است . از طرفي دولتها مكلفند سرمايه گذاري ها را در امور زير ساخت ها بكار برند كه اين هم عملي نشده است حمل ونقل عمومي ناقص ره آورد اين سياست هاست . در هر صورت بايد با سرمايه گذاري در تكامل دهي زير ساخت ها امكان منطقي امنيت رواني را براي امور حمل ونقل و امثالهم فراهم نمود و پس از آن قيمتها را در موضوع انرژي منطقي نمود راه كار هم بسيار ساده است
بسيج بخش صنعت براي گسترش و ترميم اين مهم بويژه در امور حمل ونقل درون وبرون شهري كالا و مسافر و.... موفق باشيد
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۰۹ قֽظֽ | Reply
نیما :
جناب عبدی در بعضی از سرورها سایت شما اصلا بالا نمی آید. کانه اصلا وجود ندارد. لطف کنید ببینید مشکل از سایت شماست یا سرورهای مورد استفاده من.
...........................
عبدی:
ظاهرا مشکل از برخی سرورها است. پیگیری می شود.
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۰۸ بֽظֽ | Reply
javad :
با سلام:
هرچی به مغزم فشار آوردم نتونستم بفهمم که ضرورت افزایش قیمت بنزین چیه طبق نوشتار شما ضریب هوشی پایینی دارم!بیشترین مصرف بنزین در وسایط نقلیه است که به منظور رفت و آمد استفاده میشه که مهمترین علتش مصرف زیاد سوخت ماشینهای ساخت داخل است وقتی ماشین صفر کیلومتر 10-13لیتر بنزین در 100کیلومتر مصرف میکنه(طبق اطلاعیه سازمان بهینه مصرف سوخت) پس با ماشینهای چند سال ساخت حداقل 15-20لیتر بنزین در 100کیلومتر مصرف میکنه این رو هم میدانیم که بهینه ترین مصرف سوخت در سرعت80 کیلومتره که با ترافیک موجود در شهرهای بزرگ به ویژه تهران همخوانی نداره وعلتش هم عدم توسعه شبکه های ارتباطی است.همه از ماشین استفاده میکنن و این ربطی به ماشین داشتن نداره. اصلا فرض کنیم که 500هزارنفر از مردم تهران و حومه (کرج –شهریار-فردیس-اسلامشهر-ورامین....) تصمیم بگیرن که از ماشین شخصی خودشون استفاده نکنن این عده چه جوری باید به محل کلرشون برن(بیشترین تعداد ماشین تو شهر تهرانه) در حالیکه سیستم حمل و نقل عمومی جوابگوی استفاده کنندگان فعلی هم نیست.بین افزایش قیمت بنزین وکیفیت و گسترش سیستم حمل و نقل عمومی باید رابطه مستقیم و تناسب وجود داشته باشه که در حال حاضر این تناسب برقراره.
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
داور,v :
سلام آقاي عبدي ، ضمن تشكر از مطالب جدي شما و امكان ارتباط دوسويه اي كه فراهم نموده ايد .
شما فكر ميكنيد علت اينكه در ايران تصميم گيرنده نهايي نداريم چيست ؟
سالهاست تحليل هاي مختلف از طيف هاي سياسي مختلف در لزوم واقعي شدن قيمت و در اينكه كشور دارد ضرر مي دهد و در اينكه بايد كاري كرد انجام مي شود ولي يك تصميم گير نداريم .
ساخت قدرت است يا وضعيت فرهنگي جامعه يا نفع طلبي رايج احزاب ،افراد و قوا ؟
...........................
عبدی:
تصمیم گیرنده نهائی در تئوری موجود است. اما در عمل به دلائلی از جمله آنچه در یادداشت آمده میان تصمیم عقلانی و تصمیم عامیانه دومی را بر می گزینند.
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۲۱ بֽظֽ | Reply
مصطفی :
سلام و درود برشما جناب عبدی
وقتی از بیماری فرصت درمان گرفته شود بلاخره روزی این بیماری به وخامت رسیده و با از کار افتادن اعضای حساس مرگ بیمار اتفاق می افتد حقیقت این است که از رخ زرد و حال نزار وضعیت رقت بار این بیمار برای رسیدن به قدرت سو استفاده شده است
دلایل بروز این بیماری مربوط میشود به اوایل انقلاب زمانی که سلطنت فرو افتاد وانقلاب پیروز شد اما انقلابیون هیچ برنامه اقتصادی بهمراه نداشتند بقول مرحوم بازرگان انقلاب زود اتفاق افتاد وامادگی لازم برای اداره امور نبود اقتصاد ووضعیت معاش مردم با دیدگاهی هیجانی ناشی از انقلاب رویرو شد وبعد جنگ که شرایط اضطراری ایجاد کرد در این مدت هم کسی به فکر فردا نشد حتی وقتی قیمت نفت زیر ده دلار شد با ز هم تلنگری نبود اقتصاد یعنی سیاست وسیاست یعنی اقتصاد کمبود های اقتصادی زلزله سیاسی میسازد و رونق اقتصادی ثبات واستحکام دولت را بدنبال دارد فقر فساد را بدنبال دارد وناامنی و گستردگی ان ستونهای هر نظامی را سست وبی طاقت میکند همه اینها نتیجه رفتار هایی است که از سر نا اگاهی روی میدهند امروز بحران بنزین و فردا گرانی نان و شدت گرفتن بیکاری و فقر وناامنی و مسایل بهم پیوسته دیگر و نهایتا از هم پاشیدگی
بحران کنونی بنزین نتیجه همین سیاستهای غلط است توزیع نامناسب اتومبیل بر اساس پراکندگی جغرافیایی و تراکم ان بدلیل مهاجرت به شهرها ی بزرگ بامید یافتن کار ورفع فقر . سرمایه گذاری غیر منطقی در صنعت خودرو و رانت خواری این صنعت
( بیش از 50 درصد اضافه مصرف ناشی از تولیدات غیر استاندارد کارخانجات داخلی و قسمتی هم ناشی از توقف اتومبیلها در ترافیک سنگین است) محور بودن اتومبیل شخصی در حمل ونقل شهری تمرکز بیش ازحد امور خدمات دولتی در یک نقطه که موجب سفرهای متعدد وغیر ضروری است همه این عوامل بیاری هم وضعیت کنونی را رقم زده اما سیاست دولت در برخورد با این مسله نمی تواند خارج از عملکرد روی ظاهری سیاستش باشد نباید فراموش کرد بین دانستن وتوانستند راه دشواری است اگر متخصصین واهل فن نظری ابراز میکنند این بدانستن مجموعه باز میگردد اما دولت نمی تواند انرا اجرا کند از طرفی گرانی بنزین یعنی جرقه لازم برای انفجار از سوی دیگر سهمیه بندی ان موجب شدت فقر و عدم پرداخت اقساط خیلی از اتومبیل هایی که مسافر کشها و کارمندان برای جبران کمبود درامد از طریق شرکتهای لیزینگ خریده اند میشود از سویی کمبود وناتوانی سیستم حمل ونقل عمومی تاخیر کار گران و کارمندان کم در امد که بخاطر هزینه بالای اجاره مسکن به حاشیه نشینی پرداخته اند در رسیدن به محل کار را بدنبال دارد همه اینها موجب اشفتگی امور و شدت یافتن نارضایتی خواهد شد یا اینکه دو نرخی شدن قیمت بنزین که باعث بالا رفتن قیمت ها شده ونرخ تورم را افزایش میدهد همه این موارد باعث میشود که نه قیمت بنزین افزایش پیدا کند ونه واردات ان محدود اینها از موارد مصداق دانستن ونتوانستن است جناب عبدی پاشنه اشیل حکومت ایران همین بیماری اقتصاد ان است مسلما شما بهتر ازمن میدانید که سال جدید سالی بحرانی خواهد بود
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۳۹ بֽظֽ | Reply
عباس :
با سلام. به نظر شما در صورتی که سوبسید بنزین یا حتی درآمد حاصل از صدور نفت را مستقیما به مردم بدهند، افزایش نقدینگی و تورم بیشتر، پیش نخواهد آمد؟ ممنون می شم اگر جواب بدین.
.............................
عبدی:
افزایش نقدینگی از الان بیشتر نخواهد بود و حداکثر در سالهای محدودی خواهد بود.واگر چنین شود عقلانیت اقتصادی باز تولید می شود که عامل مهمی در جلوگیری از افزایش نقدینگی است. اما فراموش نکنیم که این نکات فنی است و پس از پذیرش اصل پیشنهاد باید مورد بررسی قرار گیرد و اقتصاددانان هم باید در اجرائی کردن پیشنهاد دخلت کنند و در این صورت این امور را مد نظر قرار می دهند.
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۴۴ بֽظֽ | Reply
حبیب :
با سلام
من در نروژ زندگی میکنم.
نروژ روزی حدود دو میلیون بشکه نفت صادر میکند. این کشور از نظر تکنولوژی کاوش و استخراج نفت و گاز (بویژه منابع زیردریائی) اگر در دنیا اول نباشد دوم هم نیست. این کشور دارای بیشترین تولید سرانه برق در دنیا است. اما در این کشور قیمت برق و بنزین ( بخوان مالیات بر آنها ) اگراز جاهای دیگر اروپا بیشتر نباشد کمتر نیست. قیمت هر لیتر بنزین 12 کرون است یا 1.5 دلار.
12 کرون مساوی 1 کیلو موز , مساوی 300 گرم مرغ و... است.
دولت در این کشور روی مالیات و آنهم بیشتر مالیات مستقیم زندگی میکند و در آمد نفت مستقیماً به حساب صندوق ذخییره نفتی میرود که تا آنجا که یادم می آید تا 7 سال پیش حدود 190 میلیارد دلار بود با نفت بشکه ای 10 دلار.این oljeFond در رشته های مختلف و از طریق بازار بورس : صنعت ؛ مالی، سرویس و حدمات و...سرمایه گذاری شذه است.
اگر همین امروز هم نفت و گاز در این دیار ته بکشد این مملکت, از محل صندوق نفتی خود درآمدی نه کمتر از در آمد نفتی خود حواهد داشت.
احزاب چپ و راست در اصل عدم مصرف درآمد نفتی در بودجه جاری کشور با هم توافق نسبی دارند. در یک کلام دولت نروژ دولت مالیاتی است و نه نفتی و در نتیجه پاسحگو به مالیات دهندگان.
بنظر من چون حکومتگران در ایران تفاوتی بین خزانه داری کشور و خزانه شخصی و طایفه ای خود نمیبینند , بهتر است این در آمد بین مردم مستقیماً تقسیم شود. این ایده که درآمد نفت, در ایران بین مردم تقسیم و برای بودجه کشور از مردم مالیات مستقیم گرفته شود شاه کلید عبور از , نه تنها بحران کنونی بلکه عبور تاریحی بسوی آینده است. آینده ای که در آن قدرت از آن مالیات دهندگان و نه بوروکراسی و مافیای نفتی است .
..................................
عبدی:
از توضیحات شما در باره وضع درآمدهای نفتی نروژ ممنونم.
۵ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۳۶ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/440