هر دم از اين باغ بري مي‌رسد

طرح پرسش‌هاي چهار جوابي درباره پيامبر (ص) كه پس از حدود دو هفته از امتحان مذكور كه ظاهراً براي ارتقاي شغلي معلمان بوده است، مشكلي جديد براي دولت نهم ايجاد كرده است، اما من در اين يادداشت مي‌كوشم كه از زاويه ديگري به اين مسأله بپردازم، تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.


چهار شنبه گذشته با جمعي از دوستان ناهار مي‌خورديم كه متن سوالات مطروحه در آزمون سيره نبوي ضمن خدمت فرهنگيان در اختيار يكي از دوستان بود، بديهي بود از خواندن آن،حاضرین ضمن خنده، اظهار تأسف هم مي‌كردند و حتماً در دلشان يك لعنتي هم بر طراح سوال مي‌فرستادند، و شايد هم از جهتي مسرور بودند كه اين اقدامات بيش از هر چيزي تأييدي بر حقانيت گروه قبلي مديريت اجرايي كشور تلقي مي‌شود. اگرچه در اين مواقع من هم به نوبه خود متلك‌هايي را نثار مي‌كنم، اما همان جا و پس از خواندن متن سوالات تصميم گرفتم كه در اين زمينه مطلبي بنويسم، شايد هم زاويه ديدم بادیگر مطالب مطروحه و معمول فرق كند.
1ـ تمامي افرادي از جناح حاكم كه مفاد این سوالات اعتراض كرده‌اند، هيچكدام در صحت و درستي مطالب آن كه از كتاب توزيع شده میان معلمان استخراج شده است، ترديدي ابراز نداشته‌اند، و هيچگاه هم زحمت اين را به خود نداده‌اند كه بپرسند چگونه طرح چنين سوالاتي كه به وفور در كتاب‌هاي منتشره در ايران وجود دارد، و مورد تأييد مراجع ديني و رسمي است، مي‌تواند موجب توهين باشد؟ ویا آن را با كاريكاتورهاي دانماركي مقايسه كرد؟ البته از نظر من هم طرح چنين مسايلي به چند دليل زشت است، اما وقتي دلايل آن شكافته شود، تفاوت موضع به خوبي روشن خواهد شد.
2ـ از دو منظر مي‌توان به رد و محكوم كردن اين پرسش‌ها پرداخت. در منظر اول موهن و زشت دانستن طرح و بيان چنين مسايلي است. اگر چنين است، چرا اين موارد در كتاب‌های مورد حمایت منتشر مي‌شود و حتی مرجع امتحان قرار می گیرد؟ چرا مواردي بسيار نامأنوس و ناپسندتر از آنها در كتاب‌هاي مرجع شيعه و غير آن وجود دارد ولي هيچ كس نه تنها نويسنده آنها را (امثال مرحوم مجلسي) محكوم نمي‌كند، كه مورد تكريم هم واقع مي‌شوند؟ چرا بارها و بارها چنين مطالبي در بالاي منابر (معمولاً از سوي روحانيون سطح پايين يا روضه‌خوان‌ها) مطرح شده و مي‌شود ولي هيچ كس لب به اعتراض نمي‌گشايد؟ چرا طي قرن‌هاي گذشته مردم از شنيدن اين روايات و احاديث ناراحت نشده و بوي توهين از آن به مشامشان نرسيده است؟
اگر خوب بنگريم هيچكدام از سوالات به معناي موردنظر معترضين و برحسب معيارهاي مرسوم در گذشته توهين نيست، اما اگر با معيارهاي امروزي و ارزش‌هاي امروزي به موضوع نگاه كنيم، قضيه فرق مي‌كند. انسان امروزي شنيدن چنين مواردي را درباره پيامبر (ص) دوست ندارد، يا آنها را مفيد نمي‌داند يا جزو حوزه خصوصي تلقي مي‌كند يا حداكثر مربوط به زندگي اجتماعي چهارده قرن قبل و در جامعه مشخص آن زمان تلقي مي‌كند. اما چنین برداشتی صرفاً محدود به اين موضوعات نمي‌شود، بلكه ممكن است نسبت به رجم هم حساسيت مشابهي از خود نشان دهد، رجمي كه در گذشته يك عمل عادي و حتي ديدني و جذاب براي جماعت مي‌نمود، اما امروز حكومت ايران حاضر نيست فيلم‌هاي موجود از مراسم رجم را براي عبرت يا مشاهده حكم خداوند در صدا و سيماي رسمي خود نمايش دهد.!! بنابراين فراموش نكنيم كه زشت، ناهنجار و حتي توهين‌آميز دانستن اين سوالات، فقط وقتي قابل فهم است كه آن را در چارچوب كلي فوق تحليل كنيم كه در اين صورت نسبيت امور به حوزه‌هاي ديگر هم سرايت مي‌كند.
اجازه بدهيد با برخي مثال‌ها، قضيه را بيشتر بشكافيم. همه شنيده ايم كه طبق سنت و سيره نبوي، حضرت رسول (ص) ريش مي‌گذاشته و سبيل خود را مي‌زده است، از اين رو برخي از علاقه‌مندان به آن حضرت دوست دارند كه چنين كنند، حال اگر اين رفتار را قابل فهم و تعميم بدانيم، چه اشكال دارد كه عده‌اي ديگر هم بخواهند از ديگر رفتارهاي پيامبر (ص) تبعيت كنند و علايق و دوست‌داشتني‌هاي خود را با آن انطباق دهند؟ اگر این تعمیم را نمي‌پذيريم، چرا؟ و اگر مي‌پذيريم، در اين صورت اين پرسش‌ها چيزي جز اين هدف را آموزش نمي‌دهد.
با نگاه سنتي و متحجرانه به دين و قضايا نمي‌توان طرح اين سوالات را محكوم كرد، چه بسا بايد از آن دفاع هم كرد، اما اگر از منظر مخالف وارد شويم، به راحتي مي‌توان آن را محكوم كرد، زيرا فعلي را كه در گذشته واجد معنايي ممدوح بوده يا حداقل مذموم نبوده، امروز ممكن است عرف اجتماعي استنباط ديگري از آن داشته باشد، همچنان كه درباره اين پرسش‌ها دارد. اما در اين صورت چنین قاعده ای فقط شامل پرسش‌ها ی این امتحان نمي‌شود، شامل مسايل ديگر هم مي‌شود، و حتي احكام رايج را به چالش خواهد طلبيد.
3ـ از منظر ديگري هم مي‌توان اعتراض كرد. مي‌توان گفت كه اين موارد در كتاب‌ها وجود دارد، اما براي طرح در امتحان سيره نبوي و براي ارتقاي معلمان، قطعاً مناسب نيست. اين اعتراض بيشتر جنبه جزيي و فني دارد. اما به نظر من طرفداران دولت فعلي حق چنين اعتراضي را هم ندارند. زيرا طراح سوال يا اعتقاد داشته كه اين نكات مهم است يا به درستي تصور مي‌كرده كه مسئولين بالادست او از چنين گرايشي در طرح سوالات، استقبال مي‌كنند. مجلسي كه اين آقاي وزیر را انتخاب كرده چرا بايد به تبعات چنين انتخابي ملتزم نباشد؟ مگر از قضيه جمكران كه در بازار بورس كالاهاي مذهبي دولت فعلي، بالاترين شاخص را دارد، يا قضيه هاله نور و امثالهم نمي‌توان استنباط كرد كه ترجيحات مذهبي مسئولين فعلي چيست؟ حتي مي‌توان گفت كه اين سوالات مبتني بر احاديث و واقعيات تاريخي است، اما جمكران و هاله نور در مذهب رسمي شيعه چه جايگاهي داشته است؟ طراح سوال هم مثل همه افراد ديگر مي‌خواسته زندگي كند و طبعاً خواهان ايجاد دردسر براي خودش نبوده. وی يا برحسب عقیده و اعتقاد و ترجیحات شخصی چنين سوالاتی را مطرح كرده كه طبعاً و از آنجا که منسوب مقامات است، هم خط و هم ربط با آنان است و از حیث طرح این سوالات حرجی بر او نیست، يا برحسب نياز به زندگي و تقرب به مسئولين فکر کرده که آنان از طرح چنین سوالاتی استقبال می کنند. كه در هر حال منطق مخالفت آقايان با طرح و طراح اينگونه سوالات فاقد وجاهت منطقي است. پريشاني آقايان (بويژه مجلسيان) صرفاً از اين جهت است كه چرا آثار و عوارض انديشه‌اي آنان بر اثر اين سوالات عريان و ظاهر شده است.
4ـ يكي از نكات مهم و حاشيه‌اي كه از بروز اين واقعه مي‌توان گرفت، شديد شدن روند سكولاريزاسيون در حكومتي است كه به نام ارزش‌هاي ديني مي‌خواهد حكم براند. اگر چنين اقدامي در دولت قبل مي‌شد يا مثلاً در رژيم گذشته رخ مي‌داد، شايد تاكنون هزاران كفن‌پوش در خيابان‌ها بيتوته كرده بودند، چه بسا مقدمه بروز انقلاب هم مي‌شد، اما در حكومت فعلي، آب از آب هم تكان نمي‌خورد، چرا كه چاقو دسته خود را نخواهد بريد.