آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۴ اسفند ۱۳۸۵

هر دم از اين باغ بري مي‌رسد

چهار شنبه گذشته با جمعي از دوستان ناهار مي‌خورديم كه متن سوالات مطروحه در آزمون سيره نبوي ضمن خدمت فرهنگيان در اختيار يكي از دوستان بود، بديهي بود از خواندن آن،حاضرین ضمن خنده، اظهار تأسف هم مي‌كردند و حتماً در دلشان يك لعنتي هم بر طراح سوال مي‌فرستادند، و شايد هم از جهتي مسرور بودند كه اين اقدامات بيش از هر چيزي تأييدي بر حقانيت گروه قبلي مديريت اجرايي كشور تلقي مي‌شود. اگرچه در اين مواقع من هم به نوبه خود متلك‌هايي را نثار مي‌كنم، اما همان جا و پس از خواندن متن سوالات تصميم گرفتم كه در اين زمينه مطلبي بنويسم، شايد هم زاويه ديدم بادیگر مطالب مطروحه و معمول فرق كند.
1ـ تمامي افرادي از جناح حاكم كه مفاد این سوالات اعتراض كرده‌اند، هيچكدام در صحت و درستي مطالب آن كه از كتاب توزيع شده میان معلمان استخراج شده است، ترديدي ابراز نداشته‌اند، و هيچگاه هم زحمت اين را به خود نداده‌اند كه بپرسند چگونه طرح چنين سوالاتي كه به وفور در كتاب‌هاي منتشره در ايران وجود دارد، و مورد تأييد مراجع ديني و رسمي است، مي‌تواند موجب توهين باشد؟ ویا آن را با كاريكاتورهاي دانماركي مقايسه كرد؟ البته از نظر من هم طرح چنين مسايلي به چند دليل زشت است، اما وقتي دلايل آن شكافته شود، تفاوت موضع به خوبي روشن خواهد شد.
2ـ از دو منظر مي‌توان به رد و محكوم كردن اين پرسش‌ها پرداخت. در منظر اول موهن و زشت دانستن طرح و بيان چنين مسايلي است. اگر چنين است، چرا اين موارد در كتاب‌های مورد حمایت منتشر مي‌شود و حتی مرجع امتحان قرار می گیرد؟ چرا مواردي بسيار نامأنوس و ناپسندتر از آنها در كتاب‌هاي مرجع شيعه و غير آن وجود دارد ولي هيچ كس نه تنها نويسنده آنها را (امثال مرحوم مجلسي) محكوم نمي‌كند، كه مورد تكريم هم واقع مي‌شوند؟ چرا بارها و بارها چنين مطالبي در بالاي منابر (معمولاً از سوي روحانيون سطح پايين يا روضه‌خوان‌ها) مطرح شده و مي‌شود ولي هيچ كس لب به اعتراض نمي‌گشايد؟ چرا طي قرن‌هاي گذشته مردم از شنيدن اين روايات و احاديث ناراحت نشده و بوي توهين از آن به مشامشان نرسيده است؟
اگر خوب بنگريم هيچكدام از سوالات به معناي موردنظر معترضين و برحسب معيارهاي مرسوم در گذشته توهين نيست، اما اگر با معيارهاي امروزي و ارزش‌هاي امروزي به موضوع نگاه كنيم، قضيه فرق مي‌كند. انسان امروزي شنيدن چنين مواردي را درباره پيامبر (ص) دوست ندارد، يا آنها را مفيد نمي‌داند يا جزو حوزه خصوصي تلقي مي‌كند يا حداكثر مربوط به زندگي اجتماعي چهارده قرن قبل و در جامعه مشخص آن زمان تلقي مي‌كند. اما چنین برداشتی صرفاً محدود به اين موضوعات نمي‌شود، بلكه ممكن است نسبت به رجم هم حساسيت مشابهي از خود نشان دهد، رجمي كه در گذشته يك عمل عادي و حتي ديدني و جذاب براي جماعت مي‌نمود، اما امروز حكومت ايران حاضر نيست فيلم‌هاي موجود از مراسم رجم را براي عبرت يا مشاهده حكم خداوند در صدا و سيماي رسمي خود نمايش دهد.!! بنابراين فراموش نكنيم كه زشت، ناهنجار و حتي توهين‌آميز دانستن اين سوالات، فقط وقتي قابل فهم است كه آن را در چارچوب كلي فوق تحليل كنيم كه در اين صورت نسبيت امور به حوزه‌هاي ديگر هم سرايت مي‌كند.
اجازه بدهيد با برخي مثال‌ها، قضيه را بيشتر بشكافيم. همه شنيده ايم كه طبق سنت و سيره نبوي، حضرت رسول (ص) ريش مي‌گذاشته و سبيل خود را مي‌زده است، از اين رو برخي از علاقه‌مندان به آن حضرت دوست دارند كه چنين كنند، حال اگر اين رفتار را قابل فهم و تعميم بدانيم، چه اشكال دارد كه عده‌اي ديگر هم بخواهند از ديگر رفتارهاي پيامبر (ص) تبعيت كنند و علايق و دوست‌داشتني‌هاي خود را با آن انطباق دهند؟ اگر این تعمیم را نمي‌پذيريم، چرا؟ و اگر مي‌پذيريم، در اين صورت اين پرسش‌ها چيزي جز اين هدف را آموزش نمي‌دهد.
با نگاه سنتي و متحجرانه به دين و قضايا نمي‌توان طرح اين سوالات را محكوم كرد، چه بسا بايد از آن دفاع هم كرد، اما اگر از منظر مخالف وارد شويم، به راحتي مي‌توان آن را محكوم كرد، زيرا فعلي را كه در گذشته واجد معنايي ممدوح بوده يا حداقل مذموم نبوده، امروز ممكن است عرف اجتماعي استنباط ديگري از آن داشته باشد، همچنان كه درباره اين پرسش‌ها دارد. اما در اين صورت چنین قاعده ای فقط شامل پرسش‌ها ی این امتحان نمي‌شود، شامل مسايل ديگر هم مي‌شود، و حتي احكام رايج را به چالش خواهد طلبيد.
3ـ از منظر ديگري هم مي‌توان اعتراض كرد. مي‌توان گفت كه اين موارد در كتاب‌ها وجود دارد، اما براي طرح در امتحان سيره نبوي و براي ارتقاي معلمان، قطعاً مناسب نيست. اين اعتراض بيشتر جنبه جزيي و فني دارد. اما به نظر من طرفداران دولت فعلي حق چنين اعتراضي را هم ندارند. زيرا طراح سوال يا اعتقاد داشته كه اين نكات مهم است يا به درستي تصور مي‌كرده كه مسئولين بالادست او از چنين گرايشي در طرح سوالات، استقبال مي‌كنند. مجلسي كه اين آقاي وزیر را انتخاب كرده چرا بايد به تبعات چنين انتخابي ملتزم نباشد؟ مگر از قضيه جمكران كه در بازار بورس كالاهاي مذهبي دولت فعلي، بالاترين شاخص را دارد، يا قضيه هاله نور و امثالهم نمي‌توان استنباط كرد كه ترجيحات مذهبي مسئولين فعلي چيست؟ حتي مي‌توان گفت كه اين سوالات مبتني بر احاديث و واقعيات تاريخي است، اما جمكران و هاله نور در مذهب رسمي شيعه چه جايگاهي داشته است؟ طراح سوال هم مثل همه افراد ديگر مي‌خواسته زندگي كند و طبعاً خواهان ايجاد دردسر براي خودش نبوده. وی يا برحسب عقیده و اعتقاد و ترجیحات شخصی چنين سوالاتی را مطرح كرده كه طبعاً و از آنجا که منسوب مقامات است، هم خط و هم ربط با آنان است و از حیث طرح این سوالات حرجی بر او نیست، يا برحسب نياز به زندگي و تقرب به مسئولين فکر کرده که آنان از طرح چنین سوالاتی استقبال می کنند. كه در هر حال منطق مخالفت آقايان با طرح و طراح اينگونه سوالات فاقد وجاهت منطقي است. پريشاني آقايان (بويژه مجلسيان) صرفاً از اين جهت است كه چرا آثار و عوارض انديشه‌اي آنان بر اثر اين سوالات عريان و ظاهر شده است.
4ـ يكي از نكات مهم و حاشيه‌اي كه از بروز اين واقعه مي‌توان گرفت، شديد شدن روند سكولاريزاسيون در حكومتي است كه به نام ارزش‌هاي ديني مي‌خواهد حكم براند. اگر چنين اقدامي در دولت قبل مي‌شد يا مثلاً در رژيم گذشته رخ مي‌داد، شايد تاكنون هزاران كفن‌پوش در خيابان‌ها بيتوته كرده بودند، چه بسا مقدمه بروز انقلاب هم مي‌شد، اما در حكومت فعلي، آب از آب هم تكان نمي‌خورد، چرا كه چاقو دسته خود را نخواهد بريد.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

ایلیا :

با سلام

اساسا در برخورد با این چنین احادیثی که با عقل و تفکرات بشر امروزی فهم آن ثقیل است چند گونه میتوان برخورد کرد:

1- بگوییم این احادیث واقعی نبوده و نسبتهای نادرستی هستند که به پیامبر یا ائمه داده شده اند

2- بگوییم که این سیره و روشها در جامعه عرب 1400 سال پیش مورد استفاده بوده که باتوجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی آن زمان طبیعی مینموده است ولی در شرایط فعلی ما چنین نیست. به عبارتی دیگر اگر پیامبر در زمان ما در جامعه حضور پیدا کنند با توجه به عقلانیتی که در ایشان سراغ داریم مطمئنا اینگونه رفتار نمیکردند چرا که اگر ایشان در آن زمان به گونه ای نا متناسب با شرایط و درک فرهنگی اجتماعی مردم عمل میکردند از ناحیه مردم آن زمان مورد قبول قرار نمیگرفت.

به نظر من بهتر است در تاکید بر این نکته اهتمام بیشتری ورزیده شود چرا که این را میتوان بعد از نفت شاه کلید دوم مشکلات جامعه امروز ما دانست (تلقی عده ای از اجرای مو به موی احادیث و سخنانی که همه بر اساس شرایط اجتماعی فرهنگی 1400 سال پیش بوده و الان نیازمند تدبر و اصلاح با توجه به شرایط جدید دارند).

موفق باشید
.................................
عبدی:
مواردی که در آن سوالات آمده عموما شامل آن تحول نمی شود. اموری عادی در زندگی پیامبر است یا مردم آن زمان برخی وجوه خاص رفتاری ایشان برایشان مهم بوده. مثلا این که ایشان چه غذائی را دوست داشته و همه ما هم غذاهائی را بیش از دیگر غذا ها دوست داریم. اما اموز به مساله اهمیتی داده نمی شود یا پرسش در این باره از مقام شامخی چون پیامبر نوعی کوچک کردن تلقی می شود.

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۳۶ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی
- طبق معمول از زاویه ای اساسی به بحث پرداخته اید. اما مایلم این نگرش را در چارچوب کامنت قبلی ارزیابی کنم که این تفکر باید تکلیف خود را با بسیاری از سوالات بنیادین روشن کند. یکی از این سوالات کلیدی هم قاعده نسبیت و حدود تسری آن است. بالاخره امور بر اساس "حسبنا کتاب الله" می چرخد یا اینکه "عقل" (و به تبع آن عرف) هم بعنوان یکی از منابع فقه پویای شیعه در عمل مورد عنایت است!. دامنه این بحث به تعبیر برخی از روشنفکران، به موضوع "حوزه احکام" و "حوزه منطقه الفراغ" هم می رسد.
- از زاویه اجرائی؛ کانون بحث همین پاراگراف اخیر نوشته شماست و تفاوت برخورد با این موضوع در دو دولت قبلی و فعلی. قطعا چنین حادثه ای در دولت های هاشمی و خاتمی به معرکه ای کشوری (اگر نگوئیم ملی!) تبدیل می شد. اما بنده با نتیجه گیری شما مبنی بر سنجش سکیولاریزایسون بر اساس این حادثه موافق نیستم. در خصوص دینداری ایرانیان؛ با همه اعتقادی که به دینداری مردم و نقش کلیدی دین در تحولات کشور دارم، معتقدم تعبیر آن مستشرق هم به نوبه خود جالب توجه است: "ایرانیان قلبا زرتشتی، عرفا مسلمان و در عمل سکیولار هستند!". بنا بر این معتقدم در سطح مردمی (و نه سیاسی) طرح این موضوع در مقاطع مختلف زمانی تفاوت چندان فاحشی در برخورد اجتماعی را موجب نمی شد. البته این امر منافاتی با دینداری مردم ندارد بلکه شاید آنها دینداری را مترادف با این مسائل نمی دانند.

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۳۹ بֽظֽ | Reply

نوري :

به نظر مي‌رسد، اين مدتي‌ است فرايند تعيين مرز با دولتيان در حال قوت گرفتن است. آقاياني كه خود در شكل‌گيري دولت فعلي دستي داشته‌اند و به طور جدي از آن دفاع مي‌كردند و هنوز نيز در اصل آن ترديدي ندارند و تنها به برخي از عملكردها اشكال مي‌گيرند، اين روزها كه با هر قدمي كه برداشته مي‌شود، تارهاي بيشتري بر پيكر آن پيچيده مي‌شود و فرو رفتن آن را در بستر قدرتمند مشكلات نظاره مي‌كنند، تنها و تنها تلاش مي‌كنند با اين نقدها كه گاه تند هم مي‌شود، از فضاي شكل‌ گرفته‌ي فعلي تبري جويند و تقصيرات را به گردن ديگري بياندازند. آنان مي‌انديشند در غير اين صورت با اين فرورفتن و فروريزي، موقعيت آنان نيز فرو خواهد ريخت. پس راه نجات را در نقد روبنايي مي‌بينند. مخصوصا آناني كه براي خود وجهه‌اي علمي نيز كسب كرده بودند. آيا فكر نمي‌كنند، آنان با اين كارها در حال تطهير خود باشند؟

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۵۰ بֽظֽ | Reply

حبیب :

نهاد دین و شریعت تا دیروز تاریخی, مخاطبین دیگری داشت و امزوز مخاطبینی دیگر. احکام ، احادیث. روایات و قصص دینی، الزامن متناسب با دوری یا نزدیکی به نهاد قدرت سیاسی و به لحاظ لزوم استفاده حد اکثر از پتانسیل های اعتقادی مردم ، برای تآمین حداکثر قدرت سیاسی و مالاً اقتصادی قرائت خود را از این احکام شرع , آپ ,تو , دیت میکند.
تا دیروز تاریخی؛ مدرسه دارلفنون دارالکفر بود، با قاشق و چنگال غذا خوردن جرم، در زیر دوش غسل کردن نا جایز و رادیو و تلویزیون ضد شر عی و... و امروز ...
تناقض تاریخی بین جهان دائماً متغیر واقعی و دنیای مجازی رسوبات سخت جان ذهنیت تاریخی و اعتقادی ، راه حل خود را از لابلای تغیر و تطبیق قراعت ها و به مدد عصای موسیء هرمنوتیسم می یابد . نهاد قدرت برای حفظ و باز تولید خود پوسته منجمد کلیشه ها ی اعتقادی را میشکند تا هسته آنرا برای زیستمند سازی خود نگاه دارد.



۵ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۵۹ بֽظֽ | Reply

آرش :

با سلام

در این که ما وارث نادانی های انباشته شده تاریخی زیادی هستیم که تردیدی نیست. و این که رها شدن از آن سال ها و سال ها وقت لازم دارد بر همگان روشن است. اما باید شروع کرد و خب باید از تحصیل کرده ها آغاز کرد :

اولا بنا بر نص صریح، مبین و مکرر قرآن، مخاطب اصلی قرآن عربی اهالی ام القری (مکه) و اطرافش می باشند.

دوما بنا بر نص صریح، مبین و بسیار مکرر قرآن پیامبر ورای محدوده وحی دارای حجتی نیست.

خب حالا اگر همین دو اصل بالا توسط دوستان (بسیاری از سران احزابی که خود را مترقی هم فرض می کنند) پذیرفته شود، بعد به اتفاق میرویم با سنتی ها قرآن را می گذاریم وسط و گقتگو می کنیم!

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۱۱ بֽظֽ | Reply

محمد :

با سلام
لطفا اگر امکان دارد لینکی از محتویات سوالات را برای اطلاع بیشتر ما در سایت قرار دهید. شما هیچ اشاره ای به خود مطالب نکرده اید.
متشکرم
.........................
عبدی:
احتمالا در اینتر نت هست اما سوالات در باره امور عادی زندگی پیامبر است.

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۲۳ بֽظֽ | Reply

:

سلام
حربه تقدس در ایران همیشه بهترین برگ برنده بوده است. وقتی که کسی با نام و سلاح تقدس به مصاف کسی برود حتما طرف را مغلوبه خواهد کرد. کفن پوشهای مخالف خاتمی را از یاد نبرده ایم. در حالی که جزء غیر قابل ملاحظه ای بودند می توانستند با نام مقدسات هر گونه که می خواهند وبه هرکسی گیر دهند.
وقتی که از مدعیان تقدسات چنین کارهایی سر می زند چاقوی تقدس را برای آینده کند تر می کنند. تا انشالله اگر عاقلانی مسئولیت امور را به عهده گرفتند دیگران تنوانند با سلاح تقدس اسباب زحمت آنان را فراهم کنند. گر چه این جماعت نشان داده است که پوستش خیلی کلفت است و به این راحتی از رو نمیرود.

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۲۳ بֽظֽ | Reply

هادي حبيبي :

جناب آقاي عبدي ضمن عرض سلام و خسته نباشيد،
خبرگزاري ايلنا در جريان گزارش خود از همايش دموكراسي در بستر دين رحماني عبارت " البته برخي حكومت ديني را انحصاري مي دانند. در اين نوع نگاه حكومت ديني تجويزي است، يعني دين مساوي حكومت است. انگار كه دين حكومت مي‌‏كند. با اين تعريف فقط حكومت پيامبر حكومت ديني است، چون در آنجا دين مساوي پيغمبر است. حتي حكومت ائمه هم ديني نيست، چون تنها از نظر شيعه امام معصوم مساوي دين است." را از سوي شما نقل كرده است به نظر مي رسد جمله آخر اين متن با جملات پيشين ذيل اين بحث باهم همخواني ندارد، لذا خواهشمند است در هر دو صورت صحت يا اشتباه بودن نظر خود را بصورت روشنتر بيان فرماييد.
............................
عبدی:
نقل قول درست است.اما نمی دانم که کجای آن بامطلب یادداشت همخوانی ندارد؟

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۱۶ بֽظֽ | Reply

امید :

این دنیا را محل امتحان نامیده اند. امتحان گزینشی!! میان گزینشی ,رو به آخر گزینشی,..... آخر گزینشی !!
محلی که هر کس به کمک آن , درون مایه و محتویات داخلی خود را شناخته , به کمک نمرات امتحانی آن , اگر خواست و ریگی به کفش نداشت, بتواند خود را به نحو مطلوب , متاسب با نیازهای زمان, .... تغییر دهد.
در این امتحان گزینشی , که توسط نماینده گان خدا روی زمین انجام گرفته و سر و صدای زیادی بپا کرده, , جالب توجه , نه خود سؤالات( که بقول آقای عبدی بر سر هر کوی و بازاری هست ) , ( که از قدیم در هر گزینشی از افراد میکرده اند و ......)( که خود داستان تلخیست!! محروم کردن سلیقه ایی افراد لایق, از خدمت به کشور...) بلکه , زاویه ی برخورد امروز مسؤلان , با این گونه سؤالات , امتحانات و اساسا گزینشهاست!
.....
دیروز این مساله, (دیدن درستی یا نادرستی دیدگاه ها, در مرحله ی عمل ) , برای ..... اصلاح طلبان اتفاق افتاد و امروز برای محافظه کاران تا هر دو گروه, خود را بیش از پیش , نسبت به محتوای فکری و اعتقادی و ارزشی خود , بهتر بشناسند.
آیا واقعا شناختند؟ بعید میدانم.
در همین راستا , روایت کرده اند که در روز قیامت , که پیشگاه حقیقت, عیان شده , پرده های حجاب بین درون و برون , و در بین افراد می افتد ؛ هر کس میتواند بدون مانع , درون دیگران و درون خود را به وضوح , شفاف و روشن, ببیند!!
روایت کرده اند که در آنروز , بسیاری از خود , بله از خود, فرار میکنند!! فرار از وحشت دیدن مار خفته در درون خود!!.....
بجاست در حاشیه ی امتحان میان گزینشی معلمان , این رسوایی را از منظری دیگر ببینیم!!
آیا بهتر نیست؟ تا روز حساب و ترانسپرنتی برای ما نرسیده , کسانی که با به چالش کشیدن دیدگاههای ما , اجازه میدهند محتویاتمان بیرون ریخته , از شکل و شمایلش آگاه شویم , دشمن نخوانده,
در صورت نبود چالش, خود, محتویات درون خود را بیرون ریخته و پاکسازی کنیم؟
اجازه دهید با کلام حافظ این امتحان میان گزینشی !! معلمان محروم کشورمان را به پایان برم:
ای کبک خوش خرام , کجا میروی بایست
غره مشو که گربه ی زاهد نماز کرد
فردا که پیشگاه حقیقت شود عیان
شرمنده رهروی , که عمل بر مجاز کرد

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۰۷ بֽظֽ | Reply

وبلاگ منتقدان جوان دولت :

با سلام و احترام، وبلاگ منتقدان جوان دولت از امروز راه اندازی شد. اخبار و تحلیل های متفاوت را از دیدگاه های مختلف در جهت نقد عملکرد دولت می گذاریم. نقد که بد نیست؟ هست؟ می خواهیم با نقد بگوییم که چه خبر است تا شاید شاید یکی به خود بیاید و بفهمد که دارد چه می گذرد!!
مهم اصلاح، عقلایی و منطقی کردن اقدامات است ... ما به ایران عشق می ورزیم ...
وبلاگ منتقدان جوان دولت (www.javannaghd.blogfa.com) montaghed.javan.dolat@gmail.com

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۳۳ بֽظֽ | Reply

:

aghaaye abdi,

fekr neminonid ke ghabl az bahse inke aayaa mataalebe ketaab marboot be sonathaaye ghadimi hastand va bedid dalil mowrede pasande mardome emrooz nistand, baayad be masalaye rishe daar tari bepardaazid ke hamaanaa "naboode aghl" ast?

bozorgtarahaamaan migoftand "agar aghl nabaashad, jaan dar azaab ast". halaa hameye in moshkelaati ke shomaa eshaare kardid bekhaatere inast ke aghaayaan aghl raa tatil karde and. halaa in tatili, che dar zamineye sonathaaye ghadimi, che dar zamineye technologie modern (masalan energiye hast'ee towlid shode dar khaane) baaese khejaalat ast. va ellaa energiye hasteee yaa sonathaaye ghadiimee be zaate khod eybi nadaarand.

baraaye takeede bishtar bar in masalee, tavajjoh koneed ke taraahe soaal enghadr az mantegh bi bahre boode ke natijeye manteghiye yeki az soaalaate ishaan in boode ast ke naoozo bellaah peyghambar yaa dar haale inkaar yaa dar haal aankaar didfe shode and. kesi ke hataa maniye manteghiye yek jomle yee ke minevisad yaa mikhaanad raa dar nakarde raa che be dekhaalat dar omoore mardom? behamin tartoiib aghaayaani ke oo raa bar sare kaar gozaashte and taa be baalaaa.

eraadatmand

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۰۹ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

جناب عبدي
در اين سايت تابحال وارد چند مطلب چالش برانگيز معرفت شناسانه و نيز ارتباط دين و دولت شده ايد!
اما نقدي جدي از سوي مخالفين اين مطالب ديده نمي شود ؟
به نظر شما چه علتي مي تواند داشته باشد؟
.....................................
عبدی:
یک دلیلش شاید این باشد که این سایت را نمی خوانند.دلیل دیگرش هم می تواند بی محلی کردن به سایت باشد.مثلا وقتی در روزنامه شرق مطلبی نوشتم پاسخ دادند که من به دلائلی از پاسخ نوشتن به آن مطلب پرهیز کردم. البته یک دلیل خود خواهانه ای هم می توان بیان کرد. این رسانه (فضای مجازی) و آزادی نسبی آن در مقایسه با رسانه های رسمی داخل کشور، میدان مناسبی برای مخالفان این دیدگاه نیست. من همین امروز (5/12) در دانشگاه تهران مجددا به یکی از این مسائل پرداختم و استقبال می کنم که آقایانی که در نوبت قبلی در شرق پاسخ دادند (یا هر فرد دیگر طرفدار آن دیدگاه) این بار در اینجا هم پاسخ دهد تا بصورت روزانه و بقول معروف آنلاین بحث شود تا بلکه همه از آن استفاده کنیم.


۵ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۲۰ بֽظֽ | Reply

رضا :

با احترام
جناب عبدی اگر سوالات را دیده باشید که حتما دیده اید به باورم چیزی فرای تحجر است. من فکر می کنم به هر دلیل عمدی در کار بوده و الا هر انسانی با اندکی شعور چنین سوالاتی را مطرح نمی کند.
دیگر اینکه به باورم هم مردم هم روحانیت و هم احزاب اگر بی غیرت نگوییم بسیار بی تفاوت شده اند. که این امر منحصر به این مورد نیست مثال های فراوانی می توان آورد که شایسته ی واکنشی تند بود ولی حتی برخی اشاره ای هم به آن نکردند.
خدا این روز ها را به خیر بگذراند
..............................
عبدی:
دوست عزیز در نمازهای جمعه دیروز هیچ واکنشی در این باره نبود چرا که این مطالب را حداکثر کج سلیقگی می دانند. اگر دوست دارید حکمی را از همین دیدگاه سنتی برای شما بنویسم که مو بر تنتان سیخ شود.

۵ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۵۷ بֽظֽ | Reply

علی ل :

نکته ی مهم که در مقاله ی شما هم بود این هست که این مطالب، مطالب جدیدی نبوده پس چرا توسط بخشی از محافظه کاران،حالا و به این شکل واکنش نشان داده شده است.مسئله ناکارآمدی نگاه حاکمیت است که با یکدست شدن آن شکلی برهنه به خود گرفته و عده ای از آن ها قصد دارند با چنین واکنش هایی مقابل دولت در آینده همه چیز را از دست ندهند.

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۱۰ قֽظֽ | Reply

سعید، از فرانسه :

جناب عبدی
با سلام

مانند همیشه این مسئله را نیز با «اشعه ایکس» بررسی و به نکات مهمی اشاره کردید!

صرف نظر از این مسئله خاص و نمونه های دیگر؛ می توان گفت همه این موارد میوه برداشت شده از تفکری قشری و ظاهری از اسلام و شخص حضرت رسول است. علت آن هم شاید غفلت از «عنصر زمان و مکان» در اندیشه و فقاهت باشد.
مگر قران نگفته که « این رسول برای شما نمونه احسنی است» و جای دیگر « از میان شما رسولی برگزیدیم» پس رفتار و سیره آن حضرت نبست با فرهنگ آن جامعه هماهنگی داشته است. حتی صحبت های امامان هم همین طور هستند. مثلاً حضرت امیر در بعضی خطابه ها از «پش.. شتر» صحبت می کرده ؛ که این برای آن عرب امی؛ قابل فهم بوده هرچند امروزه هیچ سیاست مدار و عالم دینی کلمات مشابه را بکار نمی برد. نمونه دیگر؛ نگرش اعراب به «زن» بوده است. شخصاً یک حدیثی را در این زمینه دیدم منتهی همانطور که شما و دوستان گفتید امروزه حتی متدین ترین بانوان هم این موارد را متذکر نمی شوند.

ولی آنچه می تواند آموزنده باشد رفتار اصلاحی و نکات ترتبیتی آن حضرت بر فرهنگ غلط آن زمان عرب است. لذا اگر عمر حضرت تا الان ادامه پیدا می کرد قطعاً در این روزگار شاهد خیلی از مسائل مانند ازدواج متعدد همزمان و غیره ! نبودیم.
به نظر حقیر این موارد راهی برای دستیابی به تفکر جدید و روایات معاصر از دین و فقه پیش روی دین باوران باز می کند.

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۵۸ قֽظֽ | Reply

مهدي :

سلام آقاي عبدي
واقع قضيه اين است كه طراح سوال سعي كرده سوالاتي را طرح كند كه هم خودش پاسخ آنها را دانسته و هم براي مقام مافوق قابل فهم بوده باشد بعلاوه آن سوال موجب ايجاد سوالات ديگر در ذهن يك معلم نشود.علي (ع) روزي در مسجدكوفه خطاب به مردم فرمودند : سلوني قبل ان تفقدوني يكي از ميان جمعيت بلند شد يا علي بگو تعداد تار موهاي من در سرم چند تاست ؟حضرت فرمود من ميگويم چند تاست ولي تو بگو كه از اين سوال وجوابي كه خواهي گرفت چه طرفي خواهي بست؟(نقل به مضمون) حال اين سوال را بايد ازطراح محترم و... كرد كه دانستن اين نكته كه مثلا پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) از كدام قسمت گوشت گوسفند خوششان ميآمده ويا رنگ و اندازه محاسن مبارك ايشان چقدر بوده چه نقشي درمعارف ديني يك معلم (كه اگر به اين جزييات علاقه داشته باشد سواد خواندن دارد)مي تواند داشته باشد ؟

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۳۹ قֽظֽ | Reply

پانته آ :

آقای عبدی
با سلام قبل از هر چیزی بایستی متن سئوالات مشخص گردد در اینترنت چیزی پیدا نکردیم.لطفا ادرس آنرا بدهید یا خود سوالات را نمایش دهید؟

..............................................
عبدی:
به آدرس زیر مراجعه کنید.
http://hanif.ir/2007/02/21/post_299.shtml

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۴۰ قֽظֽ | Reply

فرهاد :

سلام
1- درباره این آیه شریفه که دوست عزیز آورده اند : حسبنا کتاب الله , باید یادآوری کنم در نظر بگیرید این آیه زمانی برای مردم خواتنده شده است که این قرآنی که هم اکنون در دستان ماست
بصورت مکتوب وجود نداشته و حتما منظور از کتاب الله این قرآن نیست بلکه حتما منظور خداوند از کتاب الله همانا وحی است یعنی حرف و سخن خدا که از زبان ولی خدا زده می شود زیرا می دانیم که بین کتاب خدا و عترت هیچ فاصله ای نیست و این هم البته بد تفسیر شده و گفته اند که بین این دو نباید جدایی انداخت در صورتی که منظور این است که این دو یکی هستند و همیشه باید از ولی خدا که قرآن ناطق است مطالب را دریافت نمود.
2- و اما بحث عقل را مطرح کرده اند که باید گفت عرف تبع عقل نیست. از آنجایی که انسان دارای دو وجه روح و جسم است بنابراین دارای دو عقل است که یکی منتسب به روح (عقل ذاتی) است و دیگری منتسب به جسم (عقل صفاتی) .
تمام علوم و فلسفه حاضر نتیجه عقل صفاتی و تمام دین و معرفت و عرفان و عشق نتیجه عقل ذاتی است . پس از هیچ کدام به دیگری راهی نیست .
3- اگر کسی از روی علاقه به پیامبر بخواهد بداند که ایشان ریش داشته اند یا نه و آیا سفید بوده , چگونه می خوابیده اند , چه غذایی را دوست داشته اند و ....آیا اشکالی دارد و آیا این یک نگاه متحجرانه به دین است؟قطعا نه , ولی اگر کسانی بخواهند این موضوعات را به عنوان روش و سیره معرفی کنند ممکن است محل اشکال باشد. ولی در هر صورت اگر بپذیریم که بعضی روشهای زندگی و به تبع آن احکام مربوط به آنها , مربوط به دوره زندگی پیامبر بوده و برای الآن نمی تواند پذیرفتنی باشد , و این امور نسبی است , باید به این سئوال متدینین پاسخ داده شود که چگونه می توان روشی برای زندگی در این دوره و حتما هم از سیره پیامبر استخراج و اقتباس نمود.
4- در صورتی که نتوان چنین کرد باید پذیرفت که همیشه به ولی زنده نیاز است تا از کسی که در ارتباط مستقیم با خداست و حتما هم در دوره فعلی زندگی می کند طلب حکم نمود.

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۴۹ قֽظֽ | Reply

علی اکرمی :

تحلیل کاملا درستی از پارادوکسهای اینگونه دین مداران است
به طور مثال علامه نعمت الله جزایری خودش خوب است و کتبش هم خوب است
اما انتشار برخی مطالبی که وی در "زهر الربیع" آورده است خشم دینداران را بر می انگیزد.
فقط نکته جالب اینجاست که چرا و چگونه مقلدین این افراد به چنین تناقضهایی به این آسانی بی تفاوتند.
از منظر پراتیک و فرصت طلبانه هم نشانگر ضعف تشکیلاتی منتقدان حاکمیت فعلی (گروهی که معتقد به واکنشهای اپورتونیستی در مقابل عوامفریبی احمدی نژادی هستند) برای بهره برداری از فرصتی اینچنین است.

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۰۰ قֽظֽ | Reply

: در جواب فرهاد

فرهاد جان
وقتی بنده این قسمت از آیه شریفه را در گیومه آوردم، مرادم شعاری بود که دینداران افراطی در صدر اسلام از آن ساختند و بر علیه قرآن ناطق خروج کردند. البته این دیدگاه در ادامه تاریخ و تا کنون نیز ادامه یافته است.
نکته دوم در مورد عرف بعنوان تابعی از عقل. اگر این حکم در وجه کلی آن صادق نباشد، حداقل تا اندازه زیادی می تواند معتبر باشد زیرا بخشی از عرف ریشه در عقل جمعی دارد. مراد بنده هم همین بوده است.

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۱:۲۷ بֽظֽ | Reply

مهرگان :

آيا اين اتفاق قسمت كوچكي از پيشگويي جناب دكتر سروش در تئوريزه كردن قبض و بسط شريعت نيست ؟

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۰۱ بֽظֽ | Reply

حسین پارسا :

آقای عبدی عزیز!
مذهب برای آقایان فقط یک وسیله برای بقای حکومته.تصور کنید اگه این کار در زمان آقای خاتمی اتفاق می افتاد...احتمالا 3 روز عزای عمومی اعلام میشد و شخص آقای خاتمی به ارتداد محکوم میشد.تصویر آقای (...) توی سرمه وقتی داره با بغض از این عملی که به دستور صهیونیست ها و توسط عوامل مزدور داخلی اتفاق افتاده ابراز انزجار میکنه...

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۱۰ بֽظֽ | Reply

ا :

نكته اي كه به نظرم بايد درنظرگرفت اين است كه گزينه هاي جواب طوري تنظيم شده كه حالت توهين و طنز به خود گرفته. مثلا درمورد شباهت پيامبر (ص) و حضرت يوسف اگر كسي متن روايت را بخواند كه معروف هم هست هيچ احساس توهيني نمي كند، اما و قتي گزينه ها را كنارهم مي بيند بسيار زننده و موهن مي شود

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۳۳ بֽظֽ | Reply

حمیدی :

بنده به سهم خود از اینکه این اتفاقات در این زمان می افتد از جهتی بسیار خوشحالم . زیرا این رویداد ها ( همچون انتخابات ریاست جمهوری و این گونه حوادث) نوعی روشنگری برای اذهان عمومی و بخصوص قشر سطحی نگر نسبت به دین و دنیا وکسانی است که خود را بهر حال متولی دین و اخرت مردم دانسته و می دانندو اکنون پاسخگوی سئوالات نمی توانند باشند . شما بنگرید که هریک از این حوادث و عملکردهای این اقایان در دولت خاتمی تفاوت و توجیه دارد و همین چه مقداری از چهره هارا بیشتر به معتمدان و طرفداران ساده دل خودشان بهتر نشان میدهد که اگر با هزار نشریه و کتاب وغیره می خواستید این اذهان فرو خفته را بیدار کنید امکان نداشت.

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۴۳ بֽظֽ | Reply

آگاهي :

مهندس عبدي عزيز:
در مثنوي ملاي روم داستاني است در مورد موذني بد صدا كه مورد تاراحتي مومنين بود و هر چه ميكردند دست از اذان بر نميداشت كه تكليف شرعي ميدانست! روزي فردي از كافران كه در كفرستان مجاور آنها ميزيست بنزد آنها آمد و در جستجوي او شد و پس از يافتن هدايائي نيز به او داد و تكريم بسيار كرد. مومنين حيران رمز آن پرسيدند. آن كافر گفت: دختري دارم كه به شريعت اسلام علاقه بسيار داشت و تصميم به ترك كفر و ورود در اسلام داشت و هيچ استدلالي هم بر او كارگر نبود تا روزي كه اذان اين موذن شنيد.سئوال كرد كه اين صداي زشت چيست؟ گفتند كه اين نداي اهل ايمان است! پس دخترم بلطف اذان اين بد صدا از تصميم خود منصرف شد! حال به شكرانه آن اين هدايا آورده ام اميد كه ادامه دهد تا سايرين نيز بر كفر بمانند و فكر اسلام از سر بدر كنند. حال دوستان ببينند چند موذن خوش صدا داريم؟

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۳۵ بֽظֽ | Reply

روزبه :

با درود به شما.
مورد 4 را با اینکه سعی کردم چیز زیادی دستگیرم نشد.لطفا این بحث را بیشتر باز کنید.
سپاسگزارم.
.........................
عبدی:
در این مورد اگر مناسبتی پیش آید بیشتر توضیح خواهم داد.

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۵۳ بֽظֽ | Reply

سهراب :


این داستان درست بموقع پیش امد. در این حساسترین لحظه تاریخ کشور کهنسال ما داغترین بحث مردم و"نمایندگانش" درمجلس راجع به این گونه مطالب است. کتاب پر از است ازا نگونه روایات در باره سیره نبوی. نمیدانم این همه جار وجنجال سر چیست. ظاهرن شرکت یک عده در مجلس رقص در ترکیه ویا رنگ ریش پیامبر(ص) مهمتراز نگرانی درباره موجودیت ایران عزیزاست. درضمن در هیا هوی این بحث ها در خواست واقعی معلمان وتظا هرات صنفی انها مسکوت ماند وتوجه ای را جلب نکرد.

۶ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۰۳ بֽظֽ | Reply

siamak farid :

با سلام.این سوالات توهین آمیز نیستند بلکه سطحی و خنده آور هستند. به نظر من مشکل در سطحی نگری دینی و رسمی نهفته است و این بخت برگشته تنها آنها را با صداقتی مثال زدنی عیان کرده است. از این نوع سوالات در مورد رسول خدا و دیگر امورات دینی بسیار می توان در کتابهای بزرگان حوزه یافت و تنها مخصوص روضه خوانهای ارزان قیمت سرقبر خوان نیست منتهی این یکی وارد کار نبوده و سوالات را از این قسمت و نه ار آن قسمت متداول و معمول طرح کرده است.شنیدم که وزیر هم دستهایش را شست و همه گناه به گردن این بدبخت ناوارد صادق انداخت.

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۰۲ قֽظֽ | Reply

عيسي اسدي :

جناب آقای عبدي
با سلام و دعاي خير ، در مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري دوره نهم از يكي ازآشنايان سؤال كردم كه به كدام يك از كانديداها ( آقای هاشمی‌ و آقاي احمدي نژاد ) راي خواهيد داد. در جوابم گفتند: به آقای احمدي نژاد! از ايشان علت اينكه به آقاي احمدي نژاد راي خواهند داد ، جويا شدم ، درجواب گفتند: می گويند خيلي مسلمان است. من هم به وي گفتم كه آقاي هاشمی درس حوزي خوانده اند و مضافا لباس روحانيت می پوشند كه تحقيقا در مسائل اسلام و سرنوشت مسلمانان و كشور ايران احساس مسؤليتي بيشتر از آقای احمدي نژاد دارند. گرچه خود به عملكرد اقتصادی آقای هاشمي در دولت سازندگي اعتراض دارم. ضمنا آقاي عماد افروغ در راديو اعلام كردند كه طرح سؤالات موهوم از كتابي برگرفته شده است كه آن كتاب با حمايت غير متعارف وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی چاپ ومنتشر شده است. اكنون بايد دو وزارتخانه دولت نهم جوابگوي اين مسئله می باشند.
آنهائيكه به دليل طرح جلد مجله اي در سال 1370 برعليه آقای خاتمی در قم تظاهرات برپا كردند. ودرمدرسه فيضيه دراجتماع تظاهركنندگان سخنرانی فرمودند.
اميد وار است نمايندگان اصلاح طلب مجلس شوراي اسلامی با اقدام بموقع ، حركات ناصواب و موهوم را در خانه ملت بر ملا سازند.

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۳۴ قֽظֽ | Reply

هادي حبيبي :

در تكميل بحث دوست عزيز " محمد حسين" و پاسخ شما به ايشان بايد بگويم آن مقاله شما تحت عنوان "ناصب يا ناصر؟" كه با پاسخ احمد ابوترابي از اعضاي موسسه مصباح يزدي مواجه شد بسيار مستحكم و مستدل بود. جا داشت كه شما در همان برهه و براي بار دوم پاسخي در خور و اينبار به ايشان بدهيد. به نظر مي رسد همان مقاله و مقالات مرتبط ديگر و حتي مباحث پراكنده اي كه اثبات كننده تفاوت ميان فلسفه حكومت و فلسفه دين است مي تواند در اين دوره بسيار مفيد واقع شود.

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۳۸ قֽظֽ | Reply

think :

من هم مانند شما آقاي عبدي تعجب مي كنم كه اين تعجب از اين سوالات از چه روست. مگر مهمترين منبع فقهي پس از قران سنت پيامبر نيست. بسيار عجيبم مي آيد كه مطرح كردن سنت رفتاري پيامبر كه مهمترين جزء سنت است براي مسلمين عجيب باشد.
مي دانيد كه سنت را به سه قسمت تقسيم مي كنند. اول رفتار خود پيامبر كه محكم ترين سند درستي و الگو بودن آن رفتار است. سپس گفتار پيامبر و در آخر اعمالي كه نزد ايشان انجام شده و موافق بوده اند و يا حداقل مخالفت نداشته اند.
در حاليكه مسلمين بايد به نتيجه اين سنت كه در رساله مراجع مي آيد پايبند باشند حالا اگر كسي مستقيم بخواهد خودش برود مطالعه كند چرا ناراحت مي شوند.

در واقع مي خواهم توجهتان را به مسئله بسيار مهمي جلب كنم كه كمتر توجه مي شود. و آن حق انحصاري فهم و مطالعه منابع اصلي دين اسلام براي علماي آن است. يعني آقايان معمم معتقدند كسي جز ايشان صلاحيت ندارد مفهوم آيات قران را درك كند يا سنت را بررسي نمايد. بلكه در هر دوره ايشان بايد مطالب مناسب دانسته شده را از فيلتر خود گذرانده و به مردم بخورانند. اين از مهمترين آسيبهاي اجتماعي در جامعه ما است.

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۲۶ قֽظֽ | Reply

ايراني :

در پاسخ به اظهارات رييس جمهورمحترم آقاي احمدي نژاد در خصوص اينكه فرموده بودند: «ايران به فناوري توليد سوخت هسته‌اي دست پيدا كرده و حركت ايران در اين مسير مانند قطاري است كه روي يك ريل يكطرفه حركت مي‌كند و در آن توقف، دنده‌عقب و ترمز جايي ندارد.ما به فضل الهي چندي پيش ‌دنده‌عقب و ترمز اين قطار را كنديم و دور انداختيم و به آنها نيز اعلا‌م كرديم؛ قطار ملت ايران در اين مسير ترمز و دنده‌عقب ندارد». عرض مي كنم جناب آقاي احمدي نژاد درخصوص دستيابي به فناوري هسته اي ،اين نتيجه رانه شما، بلكه حاصل تلاش كارشناسان ومسئوليني است كه از زمان نخست وزيري آقاي ميرحسين موسوي شروع شده وامروزما نتيجه آن را ميبينيم .وضعيت اين قطاركه به نقطه رسيده اينگونه نبوده كه بدون ترمز ودنده عقب بوده باشد؛ كه هر انساني اگر قدري تامل كند پي ميبرد براي رساندن يك قطار به مقصد نياز به ترمز وعقب گرد نيز مي باشدزيرا گاهي موانعي پيش مي آيد كه براي رفع آن، نياز به مكث درحركت مي باشد واگر شما آنگونه كه خود بيان فرموديدترمز ودنده عقب اين قطاررا كنده ايد اين سوال مطرح مي شود كه اگر مانعي پيش آيد چگونه مي خواهيد به حركت ادامه دهيد؟ خود ميدانيد ولازم به پرسش نداريد زيرا اعلام كرده ايد يكي از نخبگان مي باشيد. مانع اگر كوچك باشد شايد بتوان عبور كرد اما امان از آن روزي كه برخورد قطار بدون ترمز با يك مانع بزرگ باعث واژگون شدن آن شود. اگر ملت ايران تعدادي با راي دادن به شما وتعدادي با سكوت باعث شدند لكوموتيوران اين قطار شويد شما حق نداريد بااين قطار اين گونه رفتارنماييد زيرا كه اموال شخصي اتان نيست.به شماتوصيه ميكنم از كمك وهمفكري تمام خيرخواهان اين مرزوبوم جهت تعمير وبازسازي قطار كمك بگيريدتا درآينده پشيمان نشويد.روي ديگر سخنم با ملت فهيم ايران ومسئولين دلسوز مي باشد كنترل قطار رابه انسان ديگري بسپاريد ازآن روزی واهمه دارم که لكوموتيوران نسبت به كندن فرمان قطار نيز اقدام نمايد
..............................
عبدی:
مشکلی که ایشان به آن توجه نکرده این است که اگر در مسیر این قطار کوه ریزش کرد و "ریزعلی" یا همان دهقان فداکار جامه خود را آتش زد و برای اعلام خطر به پیشباز قطار آمد آن وقت این لکوموتیوران محترم چه خواهد کرد؟

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۱۲ قֽظֽ | Reply

: در جواب ايراني

ریاست جمهوری هر مملکتی، شانی ملی است و لذا کمترین رفتارها و گفته های او از این زاویه و در این بستر نگریسته می شود. به این اعتبار معتقدم ارزش دارد جناب عبدی یا یکی از دوستان زحمت ارزیابی خطوط اصلی و برخی موارد برجسته سخنرانی های رئیس کشور را مورد ارزیابی قرار دهند.

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۳۸ قֽظֽ | Reply

وحيد :

با سلام
بي ترديد ، محمد(ص) ، انساني همانند من و شما بوده كه تابع هنجارهاي زمان خويش زندگي مي كرده و اگر به پيامبري برگزيده شده ، مزد اشتياق خويش براي دانستن رازهاي هستي را گرفته است (يومنون بالغيب) . اگر غير از اين باشد و ايشان از بدو تولد همانند ماشيني برنامه ريزي شده زندگي مي كرده و اختياري از خود براي انتخاب بين نيك و بد نداشته است ، عدالت الهي را مورد سوال می شد .
اما مهمتر از اين ، جهت گيري افرادي است كه با اين مقوله برخورد مي كنند . عده اي كه برداشت صحيحي از پيام الهي ندارند ، تنها تقدس پيامبر را مي بينند (مقدس مآب) و پا را از اين فراتر گداشته و به همه چيزهايي كه عرف رفتاري زمان ايشان بوده رنگ تقدس مي پاشند و به تقليد كور از آن مي پردازند . اين آش چنان شور شده كه ذايقه ما مزه ي تبعيت از وحي و كلام خدا را از ياد برده است . به جاي پرداختن به ريشه ها ، ريش را گرفته ايم و مي كشيم . بن لادن هم ظاهرا مسلمان است .
پارادوكس غريبي بر مملكت ما حاكم شده است . از يك طرف اين خرد مقدس مآب ، راي به تاييد هر آنچه كه به نام پيامبر و اولياي الهي صادر مي شود مي دهد و از طرف ديگر آنجا كه گوشه اي از اين دست پخت ناموزون از تشت تحجر بيرون مي ريزد و در مقام مقايسه با هنجارهاي امروزي قرار مي گيرد ، كم مانده كه راي به تكفير بدهند . اينكه پيامبر چگونه زندگي مي كرده – اگر نياز به ريزبيني داشته باشد – بايد در ظرف زماني و مكاني خود بررسي شود . اما آنچه كه مصيبت عظماست ، اين است كه پيام زيباي او ، كه بسيار مهمتر از زيباتر بودن يا نبودن پيامبر از يوسف است ، به درستي درك نشده است . اگر اينچنين نبود ، امروز اين حركت را تنها بلاهتي كودكانه مي پنداشتيم . اما اين سوالات و بسياري مشابه آن ، در جايي مطرح مي شوند كه قرار است گوشه اي از مسووليت اداره كشور به سوال شونده واگذار شود .
امسال سال پيامبر اعظم نامگذاري شده است .

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۱:۳۳ بֽظֽ | Reply

:

حسبنا کتاب الله dar mowrede

baa salaam,

chenin aayeee "hasbonaa ketab allah" dar ghor'an nadaarim...
eradatmand
..........................
عبدی:
برداشت من این نبود که منظور نویسنده اشاره به آیه است.بلکه فکر می کنم مضمون آن مورد نظرش بود.

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۳۵ بֽظֽ | Reply

Mohammad :

I agree with you %100 with you MR Abdi. It's very well written

۷ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۴۰ بֽظֽ | Reply

: در جواب

از تذکر این دوست (که مامشان ذکر نشده) و اصلاح جناب عبدی متشکرم. "حسبنا کتاب الله" آیه نیست بلکه عبارتی معروف است که توسط خوارج استفاده شد و مشهور گردید.

۸ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۴۵ بֽظֽ | Reply

:

ba salaam mojaddad,

man kami tahghigh kardam. "hasbona ketaab allaah" mansoob ast be khaifeye dovvom omar ebn khattab dar mowrede vasiyati ke gofte shode peyghambar ghabl az marg tasmim be neveshtan gereftan. khodaa midaanad.

shoaare khavaarej ham in aaye az ghoraan bood: "En al hokm ellaa le-llaah". ke hazrate ali dar nahjolbalaaghe bhesh eshaare mikone be in mazmoon: "kalaame haghi ke be manzoore maaniye baatel gofte mishavad".

behar haal agar be mazmoone kalaame haztrate amir dar in mowred deghat konim, vaazeh ast ke tasfiere bonyaadgaraayaan ke amalan tatiliye aghl va orf raa mikhaahand mowrede ghaboole hazrate ali naboode ast.

eradatmand
reza

۸ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۲۳ بֽظֽ | Reply

Scepticman :

با سلام خدمت آقاي عبدي
شايد نظر من كمي براي شما كه اعتقاد خاصي به مذهب دارين كمي عجيب باشه ولي بايد بهتون بگم نسل جوان كه منم عضوي از آنها هستم هيچ اهميتي به چنين مسايلي نميدن. پس اگر دوست دارين براي نسل جوان تاثيرگذار باشين لطفا به مسايل اساسي‌تر بپردازين.
البته مي‌تونم اگر مايل باشين در مورد برخي از اين مسايل اساسي با شما گفتگوي اينترنتي داشته باشم.
با تشكر

۹ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۴۸ قֽظֽ | Reply

:

dar javaab be Scepticman

Dooste aziz shomaa baraaye khodetoon ke yek nafarid harf bezanid. maa ham jozve nasle javaan hastim. aghaaye abdi ham injaa be nazare man be yek masaleye assaassi pardaakhtan. haghighat ham baa tavajjoh be jozeeaat va barresiye mowred be mowred rowshan mishavad, na baa kolli gooyi va khod hame pendaari.

eradatmand,
reza

۹ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۱۳ بֽظֽ | Reply

hamidreza :

Salam,

jenaabe abdi,

man shakhsan nemidanam shoma cheghadr ensaane dindaar va taabe shariati hastid. vali agar hastid va termi be naame taghvaa hanooz baraayetan mani darad khastam jesaratan va ba arze poozeshe faravan gooshzad konam ke taghva kheili vaghthaa yani sokoot, yani mohafezeh kari.

inke shoma be hamin rahati kotobe marjae shie raa besyar napasand va namanoos mipendaarid, va hatta tamiz ghael nemishavid ke aya in kotob tamaman namanoos va napasandand ya laaghal bakhshi az anha ingoone nist, in dar tazad ba ensaaf ast va ensaan ra be yade ezharate ensaan haaye zedde din miandazad. leza khahesh daram dar bayane gozarehaayi bedin had kolli bishtar tammol farmaaid. inke zendegie khosoosie beyghambare akram chegoone boode ast, momken ast dar jaaye khod bahse jaalebi ham bashad, va inke aya mitavan az anha bardasht feghhi kard ya kheir, eyzan be hamin nahv, va laaken nemitavan hame chiz raa mahkoom kard chon masalan be omoore marboot be tanasol va tavalod hastand masalan.

inha ra az baabe daghdagheye dini va nagoftane har sokhani az sooye yek dindar (ba farze dindrie shoma) goftam.

dar morede shakhse marhoome majlesi bande ham nazaraate tondi raje be ishan dashtam zamani, vali be har haal nemishavad nafy kard ke a zabane afrade movajjah ishan hatta bozorgtarin aaleme tarikhe shie ham laghab yafteand.
.........................
عبدی:
در این مورد استنباط مطابق با واقعیت متن نداشته اید.کتابهای نا مانوس اولا معنای بدی ندارد.ثانیا شامل همه کتب نمی شود.

۱۱ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۲۷ قֽظֽ | Reply

:

به نظر می رسد که این موضوع باید در یک فضا ی آرام مورد بررسی قرار گیرد . موضوع نه از جهت فنی بلکه از جهات مختلف فکری و....بسیار قابل نقد می باشد

۱۲ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۵۹ قֽظֽ | Reply

اسنا :

بعد از سروصدایی که دوباره سر توهین به پیامبر اسلام واینبار در سوالات ضمن خدمت معلمان روی داد.خیلی دوست داشتم سوالات ببینم. که بالاخره دیدم. اما تا آنجایی که من سوالات را دیدم (اگر همه سوالات همین باشد) این حرفها یا بهتربگویم توهین ها نه به پیامبر بلکه به شعور انسانها ست، برای اولین بار مطرح نشده بلکه قدمتی صدها ساله در فقه اسلامی دارد .
حالا چرا اینبار این متن ها را بعد از این همه سال ، نه مقدس بلکه عده ایی توهین دریافت وفهم می کنند. برای من تنها یک نشانه دارد وآن این است که مسلمانان بخصوص از نوع دو آتیشه- یا پشمینه پوش به تعبیر حافظ- حکومتی ،خوشبختانه دراین مجموعه دست نخورده به نام سنت که از اجدادشان به ارث بردند کم کم دارند خونه تکونی می کنند وبا نگاه نقادانه به پکیج سنت نظر می اندازند .هر چند دیر اما این شروع ،شروع میمونی است.
آیا این واقعی است یا فقط خوشبینانه؟
موفق باشی جناب عبدی ،راستی ای کاش به همایش آزادی مطبوعات می آمدی.
....................................
عبدی:
متاسفانه اطلاعی از وجود چنین همایشی نداشتم.

۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۲۶ بֽظֽ | Reply

کاوه :

با سلام
در کتابهای مذهبی که بعد از انقلاب بیشتر مردم می خوانند این روایات به وفور یافت منشود و در بسیاری از مواقع باعث شک و شبهه نسبت به مذهب میشود متاسفانه کتابهائی که در دست مردم است اغلب از طریق علمای معروف به چاپ میرسد . و قت ان رسیده است که علمائی که اگاهی به وضعیت جهان امروزی دارند در کتابهائی همچون حلیته المتقین ذادوالمعاد وبسیاری دیگر از کتابهائی که در گذشته توسط افراد عامی تحریر شده تجدید نظر فرمایندو روایات چندش اور را از این کتب حذف وبرای خود نام نیک باقی بگذارند تا بیش از این ابروی شیعه را بر باد ندهند

۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۰۹ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/442