آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۱۰ اسفند ۱۳۸۵

تغيير ساعت و عقلانيت(آقای آگاهی)

1-در روزهاي اخير ماجراي جديدي بين مجلسيان و دولت بر سر تغيير ساعت رسمي كشور شروع شده است كه مانند ساير مباحثي كه از ابتداي دولت نهم آغاز شده است نوعي تقابل با عقلانيت و تجربيات موفق بشري و دوري از آنها بدليلي نا شناخته در آن ديده ميشود. شايد در جهت روشن كردن هر چه بيشتر اذهان نگاهي اجمالي به آن براي آنانكه در قيد درك منافع ملبت هستند مفيد باشد و بتواند از سوي عقلا در راضي كردن رئيس جمهور نخبه ما مورد استفاده قرار گيرد.
2-سابقه اين امر به سال 1784 برميگردد ، زماني كه "بنيامين فرانكلين" كه در آن هنگام كشيشي در پاريس بود طي مقاله ئي تحت عنوان" استفاده اقتصادي از روشنائي" به اهالي پاريس توصيه كرد كه شبها زودتر بخوابند و صبحها زود تر برخيزند و استدلال كرد كه در اينصورت بدليل استفاده بيشتر ازروشنائي روز هزينه خريد شمع كه وسيله اصلي روشنائي در آن روزگار بود بسيار كاهش خواهد يافت. بعد از گذشت بيش از صد سال در سال 1907 اين نظريه مجددا در انگليس توسط فردي بنام "ويليام ويلت" طرح گرديد. او اين عقيده را پيرو يك مشاهده ساده كسب نمود و آن زماني بود كه او در حال قدم زدن در يك صبح آفتابي خانه ئي را ديد كه پرده ها يش كشيده بود و لذا منزل عليرغم آفتاب درخشان از روشنائي بي بهره بود.در سال 1908 مجلس عوام انگليس پيشنهاد جلو كشيدن ساعت بمدت يكساعت دربهار و بر گرداندن آن در پائيز را رد كرد.ولي ايده آقاي "ويلت" كماكن زنده بود ودر نهايت مجلس انگليس لايحه ئي بنام "وقت تابستاني انگليس" را بتصويب رساند كه بموجب آن در ماههاي فصل تابستان ساعتها نسبت به وقت گرينويج يكساعت جلو كشيده ميشدند.در دوران جنگ جهاني اوّل با توجه به ضرورت صرفه جوئي در انرژي در تمام طول جنگ ساعتها تغيير كردند و آمريكائيها نيز همين كار را كردند.با ورود آمريكا بمعركه جنگ جهاني دوّم كنگره آمريكا در 9 فوريه 1942 بجهت صرفه جوئي ملّي در انرژي قانون تغيير ساعت را تصويب نمود و اين قانون تا 30 سپتامبر 1945 بطور كامل اجرا ميگرديد.در جهت يكنواخت كردن سياست صرفه جوئي ملّي، كنگره آمريكا "قانون يكنواختي زمان" رادر سال 1966 تصويب كرد . بر اساس اين قانون تغيير ساعت در آخرين يكشنبه ماه آوريل هر سال آغاز ودر در آخرين يكشنبه ماه اكتبر پايان ميگرفت.در سال 1986 بر اساس اصلاحيه ئي زمان شروع به اولين يكشنبه ماه آوريل تغييريافت.
3-در آمريكا "وزارت حمل و نقل" كه مسئوليت حسن اجراي اين سياست را دارد نتايج اين سياست را بدقت مطالعه كرده و گزارشهای مثبتي از عملكرد آن ارئه كرده است. بر اساس مصرف ملّي انرژي در سالهاي 1974 و 1975، تغيير ساعت روزانه 10000 بشكه نفت خام صرفه جوئي داشته است.كميسيون انرژي ايالت كاليفرنيا نيز كاهش 1% در مصرف انرژي در روز را تائيد كرده است. بدليل رانندگي بيشتر در روشنائي روز ميزان تصادفات رانندگي بسيار كاهش يافته و بدليل فعاليت اكثر مردم در روز ميزان جنايت و جرم كه عمدتا در تاريكي شب صورت ميگيرند نيز كاهش قابل ملاحظه ئي داشته اند. بر اساس مطالعات انجام شده ، تغيير زمان شروع تغيير ساعت به اولين يكشنبه ماه آوريل موجب صرفه جوئي بيشتر بميزان 300000 بشكه نفت خام در سطح ملّي گرديده است. " قانون انرژي سال 2005" كه توسط كنگره آمريكا تصويب و بتائيد "جوج بوش" نيز رسيده است از سال 2007 (سال جاري) تغييرات عميقتري را در اين سيا ست اعمال كرده است و بر اساس آن زمان شروع تغيير ساعت به دومين يكشنبه ماه مارس و خاتمه آن آخرين يكشنبه ماه نوامبر مي باشد. در حال حاضر اين سياست در اكثر ممالك جهان در حال اجرا مي باشد.
4- اين توضيح مختصر به آن جهت داده شد كه رئيس محترم دولت نپدارند كه اين حرفها كه امروز برخي عقلا ميگويند باد هواست و دلباختگان ايشان هم كه تواتر ديدار مرادشان كم شده است كمي با احتياطتر بگويند كه هيچ كار كارشناسي وجود ندارد. بدانند كه دارد و اگر كار بسامان رساندن اين ملك مجالي دهد و بنصيحت يكي ازدوستانشان كه از دولتيان خواسته بود كمي هم فكر كنند گوش جان فرا دهند، خواهند ديد كه همين وزارت نيروي خودمان هم از اين مطالعات كم ندارد.
5- در گلستان شيخ اجل سعدي بزرگوار حكايتي ديدم كه تا حدودي وصف حال آن وزيراني است كه در بست تابع راي رئيس خويشند و در اين مصلحت انديشي ملك و ملیت هم نميدانند.حكايت اين است كه در زمان نوشيروان وزرا در مطلبي رائي داشتند خلاف نظر سلطان.در كمال تعجّب ديدند "بزرگمهر" كه بدانش و خرد معروف بود راي سلطان را برگزيد. دليل پرسيدند: گفت عاقبت اين كار نا معلوم است و صواب است كه از راي سلطان پيروي كردند كه اگر نتيجه همراه با خسران باشد از غضب شاه مصون باشيم.پس موافقت راي ملك اوليتر است.!


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

علی :

سلام
اینهم لینک خبر مربوط به سخنان جدید رییس نخبه دولت در گیلان.دیگر شنیدن این گاف ها برای ما عادت شده:
http://aftabnews.ir/vdcb8abrhzbws.html
..................................
عبدی:
نکته جالب این که نماینده مردم در مجلس چنان بی خاصیت با این توهین بر خورد کرده که انسان تعجب می کند که آیا وی نماینده مردم است یا کارگزار رئیس دولت؟

۱۰ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply

امید :

ممنون از این شرح نزول!
چه خوب؛ تا شاید تلنگری باشد بر کسانی که از طریق گفت زبان, متوجه خطر و خطرات تحجر نیستند, شاید از راه عیان, متوجه خطرناکی خطر شده , در تصمیمات درست و عقلانی بعدی جبران کنند.(آنرا که عیان است, چه حاجت به بیان است؟!)
در مثنوی معنوی هم مولانا با داستان ابو یزید, این درس آموزیهای عملی را بیان میدارد. مولوی میگوید: بایزید مست از قدرت باده , به جمع مریدان خود رسید و ادعا کرد که هاله نور چیست؟ من خود نورم!!
گفت مستانه عیان آن ذوفنون
لا اله الا انا ها فاعبدون
وقتی مستی تمام شد, مریدها او را به مجلس کشانند و مورد سؤال و استیضاح قرار دادنش!!
....تو چنین گفتی و این نبود صلاح
او وصیت کرد: اگر یکبار دیگر, این چنین حرفهایی از دهان من بیرون زد, بر شماست که مرا با کارد بزنید!! مریدها کارد آماده کردند و یکبار دیگر ابو یزید مست شد و وصیت از یاد ببرد!!...
نیست اندر جبه ام الا خدا
چند جویی بر زمین و بر سما؟
مریدها دیوانه شدند و کارد ها بر جسم ابویزید زدند......
مولوی داستان را نقب میزند تا این مطلب را بگوید:
گر کنی تف, سوی روی خود کنی
ور زنی بر آینه, بر خود زنی
ور ببینی روی زشت, آنهم تویی
ور ببینی عیسی و مریم, تویی
او نه اینست و نه آن او ساده است
نقش تو در پیش تو بنهاده است!!
حالا , به نظر شما , از آقای احمدی نژاد نباید تشکر کنیم؟ که تفکر نامریی حاکم را بدون حجاب و رو بنده و بدون ملاحظه کاری بیان و عمل میکنند؟ آیا اثر این کردار, به اندازه دو صد من گفتار من و شما در این سالیان طولانی نیست؟
عقل سایه ی حق بود, حق آفتاب
سایه را با آفتاب او چه تاب؟
آیا بهتر نیست امروز , به جای آیینه شکستن حاکمان , حکایت آن شخصی را که دزدان قوچش ( نفتش) را دزدیدند, ولی او باز هم بیدار نشد , دزدان هم قناعت نکرده, با حیله و نیرنگ, لباسهایش را هم در آوردند و یکبار دیگر دزدیدند, برای هم تعریف کنیم و عبرت بگیریم؟

۱۱ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۳۰ قֽظֽ | Reply

مهدی م :

کوتاه، جالب و خواندی بود. از زحمتی که برای تهیه این مطالب کشیدید ممنونم.

۱۱ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۳۱ قֽظֽ | Reply

:

موضوع آنقدر بدیهی است که نیاز به توضیح و کامنت ندارد فقط یک نکته می توان اضافه نمود :
فقط بحث منافع ملت مطرح نیست بلکه همانگونه که در مقدمه آمده است، اقتضای عقلگرائی و احترام به مبانی خرد، موضوعی است که حتی قبل از منافع قرار می گیرد. طبعا مخالفت با این نماد ساده عقلگرائی، بعنوان قرینه ای بر مبانی رفتار تلقی خواهد شد که امری مهمتر و پرهزینه تر از بحث منافع مادی ناشی از صرفه جوئی های اقتصادی است.

۱۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۵۷ قֽظֽ | Reply

abbas :

سلام. اميدوارم رئيس جمهور و نزديكان ايشان اين يادداشت را نخوانند. چون در آن صورت بر ادامه سياست غلط خود مصرتر خواهند شد. ظاهراً شما خبر نداريد كه از ديدگاه آقاي احمدي‌نژاد و آنها كه به ايشان خط ميدهند همين كه چيزي رنگ و بوي غربي داشته باشد بايد آن را نفي كرد و به ستيز با آن برخاست. متاسفانه در تحليل شما تماماً از مثالها والگوهاي غربي استفاده شده و همين براي ناديده گرفته شدن نقدتان و جبهه گيري در برابر آن كافي است. اگر همين تحليل را به گونه‌اي ديگر به كار مي‌برديد و مثلاً به جاي انگلستان و آمريكا ميگفتيد عراق يا عربستان يا جبل عامل و به جاي اسامي فرنگي اسماء متبركه به كار مي‌برديد احتمال زيادي داشت كه تاثير كند ولي حالا...

۱۱ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۰۰ قֽظֽ | Reply

فرهاد :

سلام
هنوز هم برای من روشن نیست که این همه اصرار دولت برای تغییر ندادن ساعت از چه بابت بوده و این همه جنجال برای تغییر آن از طرف فقط مخالفان دولت برای چیست؟ این موضوع چقدر اهمیت دارد؟
ولی از این همه جربزه این دولت انسان احساس خوبی می کند. یک تنه ایستاده روی یک چیز کاملا بی ارزش و از طرفی هم بی اساس و تکان هم نمی خورد.در حالی که دولت قبلی چقدر چیز برای ایستادن و مطالبه داشت. یا اصلاح طلبان همین الان هم چقدر موضوع برای پیگیری دارند که هیچ کدام هم می تواند سیایس نشود و اجتماعی باشد و فقط منجر به حرکتهای اجتماعی از طرف آنان باشد.

۱۲ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۲۰ قֽظֽ | Reply

مصطفی :

با سلام
خوشبختانه یا متاسفانه بعضی از مسایل را علم ضمن اینکه حل کرده بلکه به بدیهیات اضافه نموده است که تغییر ساعت هم یکی از انهاست که شاید ساده ترین انها بلحاظ درک باشد شما از مجموعه ای که با این بدیهیات مخالفت میکند و با لجبازی انها را انکار کرده و دانسته و یا ندانسته هزینه زیادی به کشور تحمیل میکند انتظار زیادی نداشته باشید یادتان باشد خود کرده را تدبیر نیست

۱۲ اسفند ۱۳۸۵ ۱:۱۴ بֽظֽ | Reply

پدرام :

آقای عبدی
با سلام
متاسفانه ظاهرا شما دلیل کارشناسی آقای احمدی نژاد رو نشنیدید که اگر بشنوید مطمئنا به ایشون حق میدید که نظر کارشناسی ایشون از تمام نظرات کارشناسی دیگه مستدل تره و صد در صد باید این نظر انجام بشه.
دلیل ایشون برای نکشیدن ساعتها به جلو اینه:\"چون در کشورهای غربی این کار صورت می گیره و این کار تقلیدی از کشورهای غربیه ما نباید ساعتها رو به جلو بکشیم.\"
مشاهده می کنید که ایشون جهت جلوگیری از تهاجم فرهنگی این تصمیم رو گرفتن و چون جلوگیری از تهاجم فرهنگی از اولویتهای ایشونه پس باید حق روبه ایشون داد که این قدر نگران جلو کشیدن ساعتها باشه.

۱۲ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۳۸ بֽظֽ | Reply

خردمند :

در تکمیل نظر دوستمان آقای پدرام باید گفت که اگر رئیس جمهور محبوبمان انگونه فکر می کنند پس حق ندارند برای هم الگو شدن با غرییها سوار بر هواپیما و بنز و اینطور چیز ها شوند و در زیر برق زندگی کنند و از الگوهای غربی برای استقبال از میهمانان خود از گارد احترام سان ببینندو غیره . بهتر است نظیر الگوی غیر غربی اش استفاده کرده و مانند گاندی کرباس به تن کنند و زیر نور شمع زندگی کنند و گاری سوارشوند و هزاران چیز دیگر.
پس فکر نمی کنم اینطور باشند.!

۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۰۵ قֽظֽ | Reply

:

اگر گوش شنوائی باشد، نیازی به این همه تاریخ نویسی و کاوش تجارب دیگران نیست. امروز که الحمدلله همه چیز یکدست است و رئیس سازمان بازرسی هم امین است. به گزارش این سازمان توجه کنید:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=455998

۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۵۱ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/450