آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۱۳ اسفند ۱۳۸۵
تجلّي نخبه گي در گيلان (آقای آگاهی)
1- در ادبيات و واژگان بشري جدا از نوع زبان،گويش و فرهنگ، مفاهيم موثر در زندگي جوامع داراي معاني مشترك ميباشند.مثلا در همه جاي دنيا ودر طول تاريخ بشر هيچ كجا واژه بي عقلي بدانائي تعبير نشده است و يا عفاف را نا پاكي ندانسته اند. امروزه عنوان رئيس جمهور در نزد عموم ملل نيز از چنين اعتباري بر خورداري است يعني انسان فرهيخته ئي كه قومي با راي خويش انتخابش مي كنند و بايد از بديهيترين نقصها بدور باشد و باعث كمال ملّت خود باشد. در كشور ما كه مسئولانش داعيه اسلام علوي دارند اين توقعات بايد بالاتر باشد در حاليكه در نزد افكار عمو مي در حال حاضر چنين توقعي وجود ندارد. آنچه كه در سفر اخير رئيس كشور رخ داد خيال همه را راحت كرد و نقطه تائيدي شد بر آنچه عاقلان بارها گفتند و كسي نشنيد و بدانند كه تازه اوّل كار است.
2- آنچه كه در گيلان گذشت اين بود كه رئيس جمهور نخبه و فرهيخته ما كه بجائي غير وصل است و اسرار بر اوكشف و الهام ميشوند در جلسه ئي با نخبگان گيلاني راي بر نجابت و عفّت بانوان گيلاني داد و آن تهمتها را كه در جوكهاي كثيف و سخيف گفته ميشود مرود دانست و با بيان اينكه "برخلاف دیدگاه بعضی افراد، من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصههای مختلف کشاورزی حضور داشتهاند" خيال اهالي گيلان را راحت كرد. قطعا براي حضور در جلسه نخبگان ايشان قدري بيشتر تفكر و بررسي كرده اند تا مطالب با كلاسي گفته شود كه با سخنراني هيجاني عمومي فرق داشته باشد. آنطور كه معلوم شد آقاي رئيس جمهور مشكل فرهيختگان گيلاني را ابهام در نجابت نسوان آن خطّه ديده و لذا با اقدامي تاريخي به آن پايان داد، همانطور كه با كندن ترمز به محروميّت اين قوم از انرژي هسته ئي نقطه پايان زد. اميد است كه در آينده تكليف آندسته از بانوان گيلاني كه در ادارات و بيمارستانها و ساير مراكز اشتغال دارند را نيز معلوم و التفاتي هم به ساير نقاط كشور داشته باشند .
3- آنچه كه بسيار در اين خبر جالب بود اظهار نظر دوستان سايت "آفتاب" است كه بدرستي اين نحو صحبت را در شان رئيس جمهور ندانسته اندو شايسته است ما هم بگوئيم كه بانوان عفيف و پاكدامن گيلاني نيز شا نشان بسيار والاتر از اين است كه كسي در موردشان اين گونه صحبت كند بخصوص اينكه گوينده اين كلاه و نشان از راي همينها دارد و در آنجا نيز ميهمانشان بود. امّا اظهار نظر نماينده محترم رشت را فقط ميتوان تاسف بار ناميد.ايشان كه ظاهرا از فرط غيرت ميلرزيد اعلام كرد كه در چند ماه آينده به اين حرفها اعتراض خواهد كرد و بعد يواشكي گفت" ساير مواضع ايشان نيز همين گونه است"!
4- اخبار اين چند روزه كه حاكايت از سو مديريت كلان دارند نيز بسيار عبرت آموز اند . بيانات فرمانده محترم ناجا در مورد مسائل انتظامي و بن بست در ترافيك تهران و ميلياردها دلار بنزين وارداتي كه در خيابانها دود مشوند و تلفات جادّه ئي كه سالانه معادل چندين زلزله قرباني ميگيرد، فرمايشات دادستان كلّ كشور به اين مضمون كه "كاري نكنيد كه مردم براي تهيه ميوه شب عيد به ما فحش دهند." (مثل اينكه در ساير موارد اشكالي ندارد!) و استدعاي وي از مسئولين كه كاري نكنند كه موجب آبرو ريزي نظام بشوند و توصيه آقاي دكتر جواد لاريجاني به اينكه رئيس جمهور محترم و يارانش در دولت كمي هم فكر كنند در همين چندين روز اخير نشان ميدهد كه نگراني از اوضاع در بين حاميان دولت نيز رو به افزايش است در حاليكه تنها مشغوليت ذهني آن بزرگوار رفع شبهه در گيلان بود. اي كاش بجاي كنفرانش هولو كاست كه اهالي اين كشور نفهميدند چقدر از جيبشان هزينه شد ، عقلاي داخلي و خارجي را جمع ميكردند تا اين دردهاي بي درمان مزمن را درمان كنند كه نكرده اند و نمي كنند تا در روز بازخواست از حسرت فرصت خدمتي كه يافتند و از دست دادند بفغان آيند.
5- در اين ميان آنچه از قول مدّاح مشهور تهران، كه راه شهرت از برادر حاتم طائي آموخته، در خبرها آمده كه تكذيب هم نشده بسيار جالب توجه است. ايشان ميگويند كه آقاي رئيس جمهور در محضر ايشان حاضر شده و با قسم بر سالار شهيدان(ع) گفته كه ما پيروزيم و همين چند وقت ديگر آمريكا واسرائيل هم نابود ميشوند. من اميدوارم كه اين حرفها تكذيب شوند كه اگر صحيح باشند وا مصيبتا كه رئيس ما درد دل به "حاجي" ميبرد و با او راز ازشورو غوغا ئي كه در سر دارد ميگويد و خود را در جنگ با دنيا ميبيند و معلوم نيست چرا به ما عوام كه ميرسد ميگويد" جنگ؟ كدوم جنگ؟" . در گلستان سعدي حكايت نا خوش آوازي آورده شده است كه ببانگ بلند قرآن همي خواند. صاحبدلي بر او بگذشت. گفت ترا مشاهره چندست؟ گفت: هيچ. گفت: پس اين زحمت خود چندين چرا همي دهي؟ گفت: از بهر خدا مي خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان!
گر تو قرآن برين نمط خواني ببري رونق مسلماني

ناصر :
با عرض سلام
با اينكه بنده به هيچ وجه با ايشان موافق نبوده و نيستم، اما از همان وقتي كه ايشان شهر دار شدند خبرهاي هولناكي منتشر ميشد كه بنده باور نميكردم مگر اينكه قطعيت مي يافت.
همين خبر و اخبار مشابه را نيز باورم نميشد .
يقين دارم كه ما يك ملت بي نظير با يك رئيس جمهور بي نظير تر هستيم.
۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۰۲ بֽظֽ | Reply
امید :
کلا در امور رفتاری و سلیقه ایی, مته به خشخاش کذاشتن را کاری درست نمیدانند. مخصوصا در حیطه ی اجتماعی و سیاسی آن , چرا که هیچ کس کامل نیست و بنوعی همه غرق گناه!!( حتی در مورد ریس جمهور آمریکا هم این بحث ها و طرز راه رفتن و نگاه داشتن دستهاش که گویی هندوانه زیرش بود, حرفها و حدیثهای زیادی در خود آمریکا مطرح بود) ولی اشکال اصلی و نیت و نگاه را هر چه مته و ذره بین گذاری, عیبی محسوب نمیشود!
بنظر میرسد یکی از دلایل نگذاشتن مته روی خشخاش این بوده باشد که اینکار باعث میشود که مته گذاشتن روی مسایل اصلی و بنیادین لوث و کوچک شود .
به همین دلیل برای حفظ تعادل این نوشته, خاطره هایی را تعریف, نظرهای را بیان میکنم.
اولا رفتار و کردار یک فرد مردمی , خاکی و افتاده , با یک فرد اتو کشیده ی دانشگاهی و پر باد و مغرور , به کلی فرق میکند.
ثانیا مشکل قیافه و لباس و ... فلان کلمه , در یک بررسی کلی از شخصیت یک فرد , بهتر است حذف شود و گرنه بقول آقای عبدی در مورد کامنتهای فکاهی جلویش را نمیشود گرفت.(البته من با این نظر مخالفم) ولی به هر حال وقتی مردم کسی را دوست داشتند, عیبهای او را حسن و اگر دوست نداشتند, حسن های او را هم عیب میبینند!! و هر دو در سطح روشنفکری, نادرست است.
ثالثا دوستم تعریف میکرد همین آقای احمدی نژاد وقتی به آمریکا رفت, بسیاری از ایرانیانیهای کله گنده, برای دیدنش سر و دست میشکستند!!و چندتا از فامیل هم تعریف میکردند از محبوبیت آقای احمدی نژاد در کشورهای مسلمان که او را بدلیل شعارها و حرفهاش, شجاع میدانند و میپرستند!!
رابعا هر فرد بزرگ شده در اجتماع, خواه ناخواه از فرهنگ زمانه تاثیر و تاثیراتی خواهد گرفت.بهتر نیست اگر عیبی هست و یا دیده میشود, در سطح کلی تر ی بررسی کرد و اقدام به رفعش گرفت.
خامسا مردم زبان ساده را راحتر میپذیرند, آیا روشنفکران ما حاضرند با زبان ساده, ایده های خود را با مردم در میان بگذارند؟ و شکاف بین خود و مردم را پر کنند؟
۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۲۳ بֽظֽ | Reply
babak :
aghaye abdie aziz berasti bayad taasof khord be khatere entekhabe noe adabiate reies jomhour -
۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۵:۳۸ بֽظֽ | Reply
:
دوست عزیز نخبه گی غلط و نحبگی صحیح است در مدارس آموزش داده می شود که های متصل به گاف حذف می شود. طنزآلود است که در نوشته ای چنین اشتباهی اینگونه وجود داشته باشد
۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۵۲ بֽظֽ | Reply
سيد :
نمی دانم به ادبیات موجود بايد خنديد يا به سرنوشت ميراث انقلاب که به این روز افتاده بايد گريست. ميان گريه و خنده لابد راه حلی عقلانی هم هست که با روشنگری همعنان است. از اينکه مهندس عبدی و همقلمان خوشفکرشان در اينجا خبطهای شرم آور حاکمان را گاهگاه به انگشت تأکيد نشان می دهند ممنونم. کاش مردم بيشتری بخوانند و بدانند.
۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۲۶ بֽظֽ | Reply
محمود :
سلام علیکم
یک زمانی برای من معمر قذافی رهبر لیبی عجیب بود. یک بار می دیدیم که شتر بر می دارد و در سفر برای نشان دادن فرهنگ لیبی شیر شتر می دوشد و میخورد یا از آن حرفهای عتیقه می زند. پیش خودم می گفتم وافعا مردم لیبی دیگه چه موجوداتی هستند که این قذافی رهبرشون هست.
... دیگه حرفی ندارم.
۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۵۴ بֽظֽ | Reply
امين :
اين مطلب اخر راجع به آقای احمدي نژاد جديد نيست آقاي عبدي مي تونيد نوع هيئت هايي كه ايشون شركت كرده اند جوش و حرفهاي بعد ايشون رو ببينيد و آن زمان است كه متوجه مي شويم دنياي غرب براي نگاه با ترديد به ايران آنچنان هم مقصرنيست
و اي كاش به قول شما به جاي هزينه نه تنها مالي كه اعتباري در جهان براي هلوكاست به مسائل روز ايران توجه مي شد و اين مسائل داخلي اول حل مي شد بعد محكوم كردن ديگران
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۰:۳۸ قֽظֽ | Reply
حمید :
معلوم نیست این آقا در ..................ن چه سخنان مهمی ایراد بنماید !
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۱۶ قֽظֽ | Reply
جواد :
من تا قبل از این سخن رانی او را فردی می دانستم که قیافه انسانهای ساده را به خود می گیرد تا بتواند نظر مردم ساده کوچه و بازار را با خود همراه سازد. این گفته وی بسیار برای من جالب بود به دو دلیل: 1- پس بین برادران حزب الهی هم از همین جوک های خودمان وجود دارد و ظاهرشان تنها جا نماز آب کشیدن است. 2- جداً باید در مورد درایت کافی ایشان و مشاورانش تردید کرد
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۴۱ قֽظֽ | Reply
khaton :
واي بر ما كه اينچنين دينمان را به تمسخر گرفته ايم. بيخود نيست كه روايات مي گويد زماني كه منجي اخر الزمان ظهور مي فرمايند و ميخواهند اسلام راستين را برپا كنند همه مي گويند دين جديدي امده است. يعني اسلام را در اين 1400 و اندي سال اينقدر عوض شده است.؟
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۸:۴۵ قֽظֽ | Reply
رضا :
جناب آقاي آگاهي
هم آگاه كننده بود و هم طنزي تلخ در پستوي جان مقال نهان بود.
با خود مي گفتم اگر من مي خواستم در جمعي اين حرف را بزنم ، شايسته تر بود در چه جايگاهي باشم و در كجا اين مطلب را بيان دارم.
استاد دانشگاه باشم و سر كلاس بگويم.
شهردار باشم و در سميناري با عنوان كرامت خانواده در جامعه داد سخن بدهم.
كانديد رياست جمهوري باشم و به قصد جلب آرا ،از رشادت ها و حميت هاي آن قوم تجليل و بر طبل انكار اباطيل نسبت داده شده به آن قوم بكوبم.
يا رئيس جمهور باشم و در ديداري پر شور با خلق ا... رئيس جمهور نديده عنوان كنم ، يا در جمع نخبگان قومي كه از فرط فشار روحي ناشي از اين خزعبلات قصد ديار ديگري كرده اند و من بايد به آن ها دلداري دهم كه همه حلال زاده اند و مشكلي نيست.
ديدم هيچ جا و در هيچ موقعيتي نمي توانم اينچنين سخن سرائی! كنم الا در جمع دوستاني عيار كه رفيقي نيز از خطه اي مسئله دار با ما همراه است و ما بايد به شيوه عياري ارادتمان را به او اثبات كنيم.
پس حال اين ماييم و رئيس جمهور ........
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۱۰ قֽظֽ | Reply
احسان :
در تعجب ام رییس دولت چرا در سفرشان به ....... مثلا نفرموده اند که بر خلاف چیزی که می گویند ..........ی ........!!
....................
عبدی:
احتمالا در آن زمان تجربه امروز را نداشته اند.
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۱۹ قֽظֽ | Reply
شاهد :
از رئيس جمهوري كه در قرن بيست و يكم هاله نور از او ساطع مي شود انتظار ي بيشتر از اين نيست . من فكر مي كنم در طول تاريخ 2500 ساله ايران اسم ايشان به عنوان گرداننده حكومت و دولت جزو اتفاقات نادر تاريخ ايران باقي خواهد ماند و تاريخ دوباره لااقل در اين يك مورد تكرار نخواهد شد.
اي كاش ايشان كه مدعي تدريس تاريخ سياسي در دانشگاه هستند كمي هم در مورد علت پديد آمدن اين جوك ها كه ريشه سياسي و تاريخي دارد مطالعاتي مي فرمودند و بيش از اين اين ملت را شرمنده نمينمودند!!!!!!
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۰۰ بֽظֽ | Reply
مهران :
درود
متاسفانه در کشور ما مشکلات روانی با معنای لایعقل یکسان قلمداد می شوند و وجود بیماریهای جسمی را بسیار راحتر از ناهنجاریهای روانی می پذیریم. به نظر من این دیدگاه خطاست و عقیده دارم بیماران چه دارای بیماری جسمی و چه روانی به یک اندازه باید مورد توجه قرار گیرند و از آنان کاری را انتظار داشت که در حیطه توانائیشان می گنجد.
دیدگاهم را عرض کردم تا سخنم حمل بر بی احترامی و یا توهین به کسی تلقی نگردد.......................
............................
عبدی:
متاسفانه حمل بر آن چه که از آن اکراه دارید می شود و لذا معذور از انتشار حرف درست هم هستیم.
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۵۹ بֽظֽ | Reply
مهدی :
سلام آقای آگاهی وآقای عبدی
فکر نمی کنید که طرح این مسئله و در بوق وکرنا گذاشتن حرفی که به هر حال رفو خواهد شد یک توهین مضاعف به کسانی باشد که ظاهرا قصد دفاع از ایشان را دارید. ؟هرچند که گمان نمی کنم رییس جمهور در آن سخنانشان آنچه شما برداشت کرده اید را در نظر داشته اند ولی در هر صورت برداختن به این مسئله در سایت جدی شما برای من جای سوال دارد.روشنفکری آفاتی دارد .دریغ که ساحت روشنفکران متدین نیز آلوده آن آفات شود.متاسفم ! بیشتر از گوینده به ناشرانش.
.....................................
عبدی:
تصور نمی کنم با رفو مساله حل شود چون اگر یک اشتباه لپی بود باید مطابق نظر شما عمل می شد اما این موضوع قاعده شده است و در همه جا آثار خود را نشان می دهد.
۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۳۱ بֽظֽ | Reply
علی :
آقایان!
چرا خودمان را گول میزنیم؟ یا بقول جناب عبدی رفوکاری میکنیم؟ ملتی که برای هموطنانش انواع توهینها را با جوکهایی که شایسته گویندگان آنست با خنده و رضایت هم گوش میکند و هم نقل میکند، بالاترین مقام اجراییش نیز از جنس همان ملت بوده و درکش هم این چنین خواهد یود.. تا وقتی خودمان اصلاح نشویم. حاکمانی متفاوت از اینها نخواهیم داشت.
۱۵ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۵۱ بֽظֽ | Reply
آراز :
در تایید علی ، به کامنت احسان در بالا و جواب آقای عبدی توجه کنید. ما که به احمدی نژاد ایراد می گیریم،خودمون به این نحوه ی تفکر عادت کردیم. دیگه از رییس جمهور برخاسته از بین این ملت چه انتظاری می تونیم داشته باشیم؟
۱۶ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۲۵ بֽظֽ | Reply
رضا :
این انتخاب ملت فرهیخته ایران است حالا هم همانهایی که به این آقا رای دادند بچشند مزه عدالت خوب این هم دموکراسی هست دیگه
۱۷ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۰۲ بֽظֽ | Reply
علی :
حاکمان هر جامعه را بنگرید تا به لیاقت مردم آن پی ببرید.(افلاطون)
۱۹ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۴۳ بֽظֽ | Reply
علی2 :
به نام او
در جامعه ای که احزاب موجود نباشد و شخص برای نشستن بر یکی از مهمترین صندلی های قدرت تنها به وسیله ی یکی دو هفته سخنرانی تبلیغاتی شناخته شود نمی توان انتظاری بیش از این داشت.
یک بار می شود دوم خرداد یک بار هم میشود تیر هشتاد وچهار .
بی انصافی است که این چنین مردم را مقصر دانست.
۲۲ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۳۲ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/453