البته اين سايت يا وبلاگ بيش از يك سال است كه مقدمات آن فراهم و راهاندازي شده اما فعاليت جدي و رسمي آن عملاً از اواسط تابستان آغاز شده است.
البته اين سايت يا وبلاگ بيش از يك سال است كه مقدمات آن فراهم و راهاندازي شده اما فعاليت جدي و رسمي آن عملاً از اواسط تابستان آغاز شده است. و در اين فاصله زماني اندك، كوشيدهام كه برحسب توان و درك خودم به نكات تحليلي و اگر خودپسندي تلقي نشود، راهبردي سياسي ،بيش از مسايل ديگر بپردازم. ضمن آنكه با اهميت دادن به انتشار نظرات خوانندگان و در صورت نياز يا توان پاسخ دادن به آنها فضاي مناسبي را براي طرح نظرات و گفتگو ،و از اين مهمتر، چگونگي گفتگو فراهم كنم. فضايي كه همه ما با يكديگر و در تعامل با هم ياد بگيريم كه فارغ از تفاوتهاي عقيدتي و تحليلي، چگونه حرف هم را درك كنيم. اينكه در اجراي اين اهداف چقدر موفق بودهام و يا چقدر ميتوانستهام موفق باشم، و نبودهام، طبعاً قضاوتش برعهده ديگران است.
هدف ديگري كه به مرور انتخاب شد، ايجاد امکان و فضايي براي دوستاني است كه توانايي نوشتن در حد و حدود خوانندگان محترم سايت را دارند، اما به دلايلي امكاني براي انتشار در حد مناسب را ندارند، يا آنكه به هر دليلي صلاح دانستهاند كه كمك كار اين سايت شوند و افتخار خواندن مطالبشان را به من و سایر دوستان بدهند، پيش از آنكه در جاي ديگري منتشر نمايند. اين كار بدون آنكه با درخواستي از جانب من شروع شود با بزرگواري برخي از دوستان از جمله آقاي «محمدحسين» و سپس «پرويز پدرام» كه تاكنون هم سعادت آشنايي حضوري و حتي تلفني را با آنان نداشتهام آغاز شد، و سپس دوستان ديگر در اين راه مساعدت كردند كه از همه آنان ،از جمله دوستان آگاهي، جعفري، صفايي، اكرمي، رضايي، نعمتاللهي، مهبد، مهدي، بهمن و هاشمي به سهم خودم تشكر ميكنم و در اين ميان از جناب حجاريان به دليل زحمت نوشتن سه نامهاي را كه كشيدند به صورت ويژه بايد سپاسگزاري كرد.
اما نقش و همكاري دوستان فقط در نوشتن مطلب نبود، آنچه كه فضاي «آينده» را با ديگر فضاهاي مجازي متمايز ميكرد، بخش نظرات بود كه بسياري از خوانندگان با انتقادات و توضيحات تكميلي خود به غناي مطالب ميافزودند كه از همه آنان تشكر ميكنم. و یک عذرخواهي هم به آنانی بدهكار هستم كه احياناً در ذيل نظراتشان نكتهاي گفته باشم كه شايسته نبوده است. البته از تغييراتي هم كه در نظرات دادهام پوزش مرا بپذيريد كه اين كار به نفع همه ماست.
اميد آن دارم كه در سال جديد با انگيزهاي فزونتر و ايدههايي بهتر و همياري بيشتر دوستان اين فضاي مجازي را به عاملي براي بهبود محيط غير مجازي خويش تبديل كنيم، و صد البته در حد وسع و توان خودمان و بيش از اين هم انتظاري ندارم و نباید داشته باشیم.
با نوشتن يك يادداشت پايانی و تعیین صفحه ای برای شما، كار را در سال جديد به پايان ميرسانم، و در سال جديد اگر ضرورتي رخ ندهد، تا 14 فروردين از نوشتن معافم، البته نظرات را مشاهده و منتشر ميكنم. اما به اين فرصت دو هفتهاي نيازمندم.
فرصت را مغتنم دانسته و از تمام کساني كه لطف كردهاند و سال نو را تبريك گفتهاند تشكر ميكنم و براي همه دوستان در سال جديد آرزوي موفقيت و سربلندي و نشاط و براي كشور و مردم ايران نيز سالي همراه با بهروزي و صلح و آرامش را طلب ميكنم.
من اهل فال و فالگيري نيستم، و سررشتهاي هم در این کار ندارم، اما حيفم آمد كه دستي به ديوان حافظ نزنم. اين غزل آمد كه چند بيت مطلع آن را تقديم ميكنم.
رسيد مژده كه ايام غم نخواهد ماند.....چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند
من ارچه در نظر يار خاكسار شدم.....رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشير ميزند همه را.....كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند
حتماً مابقي غزل را شخصاً با مراجعه به ديوان بخوانيد كه از لذت آن لبريز خواهيد شد.