آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۹ اسفند ۱۳۸۵
یادداشت پایان سال
اولين حسي كه نسبت به ايران دارم تعليق است. اما نه تعليق غنيسازي، كه تعليق ميان خوف و رجا نسبت به آينده جامعه خويش. آيا حسی را كه از دیدن دقايق پاياني فينال مسابقه میان دو تيم که مساوي باشند و هر آن احتمال فرو ريختن دروازهاي و سپس خراب شدن كاخ آرزوهاي يك طرف را در كنار پيروزي و صعود تيم مقابل وجود داشته باشد به خاطر دارید؟ ظاهراً سياست در ايران هميشه در قالب بازيهاي حذفي طی می شود، يا حذف ميكنم يا حذف ميشوم! اما ما نيازمند بازيهاي دورهاي هستيم، كه سرنوشت ما به يك بازي گره نخورد. اين همان حس تعليق است كه هميشه داشتهايم و سال 1385 هم داشتهايم گرچه كمكم وجه خوف آن بر وجه رجاء غلبه يافت و ميرود كه به شكل ناخوشايندي از تعليق درآييم که چنين مباد. متأسفانه سال آينده را هم با اين تعليق آغاز ميکنیم.
تمام سعي ما در سال آينده بايد اين باشد كه به مرور از اين تعليق به درآييم، و وجه رجاي آن را به خوفش غلبه دهيم. و من معتقدم كه چنين احتمالي هم جدي است. و صرفاً بايد امیدوار بود كه بحران موجود شعلهور نشود تا تر و خشك را با هم نسوزاند. گرچه به نظر ميرسد كه برنامه شعلهور كردن اوضاع كماكان در روي ميز طرف مقابل (ايالات متحده) قرار دارد، اما باز كردن اين پرونده مستلزم شرايطي است، شرايطي كه طرف مقابل آنان در اين طرف ميتواند آن را فراهم كند، و تمامي كوشش بايد مصروف اين شود كه چنين شرايطي فراهم نشود. البته قطعنامه دوم تحريم و مآلاً قطعنامههاي بعدي نيز در راه است، اما تا هنگامي كه دنيا بداند صدايي متفاوت از صداي رسمي هم در ايران هست و ميتواند براي خدمت به كشور و جامعهاش بلند و شنیده شود، طبعاً انگيزهها و بهانهها براي حمله كمتر خواهد بود، و اين گزاره دقيقاً برخلاف ايده طرفداران تكصدايي است كه فكر ميكنند، يكصدا بودن جامعه در موضوع هستهاي موجب رفع فشارها خواهد شد، بر بطلان اين عقيده چه نمونهاي نقدتر از اوضاع عراق ميتوان ارايه كرد؟ عراقي كه جز صداي صدام و جز تصوير و مجسمه صدام، از در و ديوار آن شنيده و ديده نميشد. چندصدايي ضعف نيست، منشاء قوت است.
سال آينده چند نقطه محوري مهم خواهیم داشت. در عرصه بينالملل حكومت ايران با چالشهاي متعددي همراه خواهد بود كه طبعاً تمرکز آنها مسأله هستهاي است، بطوری که ممكن است سال نو براي ما با قطعنامه جديد تحريم آغاز شود. نقطه محوري ديگر در حوزه اقتصاد است، مطابق آنچه كه قبلاً هم نوشتهام تشابهاتي را ميتوان ميان سال 1356 و 1386 ديد، و دولت عوامگرا و وابسته به نفت بايد خود را براي مقابله با وضعيتي كه پيشبيني نميكرد آماده كند. و بالاخره نقطه سوم سياست داخلي است، كه از يك سو فريادهاي مطالبات اقشار مختلف بيشتر خواهد شد و از سوي ديگر آغاز انتخابات مجلس فشار مضاعفي را بر حكومت وارد خواهد كرد كه راه مشروعيتيابي را بيش از پيش مسدود نكند. ضمن اينكه ماه عسل جناح حاكم زودتر از آنچه كه در گذشته سابقه داشت به سر آمده و درگيريهاي دروني آنان بيشتر شده و خواهد شد. بويژه هنگامي كه در برابر ظهور بحرانهاي ناشي از نابخرديهاي سياسي و اقتصادي قرار بگيرند اين اتحاد به طور طبيعي شكاف برداشته و به مرور عميقتر هم خواهد شد.
اين سه محوري بود كه قدرتمندان موجود به واسطه دوپينگ سهگانه در آنها يعني حمله آمريكا به افغانستان و عراق، افزايش قيمت نفت و عقبنشينيهاي غير موجه اصلاحطلبان، توانسته بودند كه تمامي مصادر امور را مصادره كنند، اما آثار دوپينگها به مرور زايل شده و سال 1386، سررسيدِ پاسخگويي به مسئوليتهايي است كه طبعاً از عهده آن برنخواهند آمد.
اما در اين ميان چه بايد كرد يا چه ميتوان كرد؟ حلقه اتصال سه نقطه مذكور سياست داخلي است. اميد اول را بايد به آن داشت. بازسازي اين حلقه و اتخاذ سياست مطلوب در برابر دو حلقه بعدي كليد حل احتمالي مشكلات پيش روي است. اين حلقه عليالقاعده متشكل از كليه نيروهايي است كه دل در گرو اين كشور و مردم دارند و خواهانِ عبوری مسالمتآميز به سوي ساختاري سياسي مردمسالار و مبتني بر حاكميت قانون و آزاديهاي مشروع و رفع نابرابريها و تبعيضها در كليه اشكال آن از جامعه ايران هستند، اين موارد صرفاً با ادعاي افراد يا حتي استناد آنان به سوابق و لواحق قابل اثبات و پذيرش نيست، گرچه اين سوابق مهم است. اما اثبات اين ادعاها صرفاً در گرو ارايه برنامهاي است كه به تحول مناسب در عوامل مادي بويژه ساختار درآمدي دولت يعني درآمدهاي نفتي مستقل از مردم ختم شود و اصلاح وضعيت اقتصادي (نقطه دوم) نيز جز در پرتو چنين سياستي قابل تصور (حداقل در كوتاهمدت و ميانمدت) نيست، هر حزب و گروه و شخصيتي كه چنين سياست و راهبردي را اتخاذ كند، حتي اگر از مسئولين فعلي هم باشد! (كه البته نخواهند بود) از وي حمايت بايد كرد، اين تأكيد براي آن است كه بگويم سياستها را حتی المقدور و ابتدائا مستقل از افراد تعريف كنيم و فارغ از انگيزههاي خير و شر آنان براي سياستهايشان تبعات و نتايج واقعی آنها را شناسائی کنیم.
محور سياست داخلي نسبت به سياست خارجي راهي جز فشار براي كاهش تنش با جهان خارج ندارد، پيشرفت ايران در شرايط كنوني به ناچار در پرتو كاهش تنشهاي خارجي متصور است، متأسفانه سالهاست كه تنشهاي خارجي، پوششي براي سرپوش گذاشتن بر كاستيهاي داخلي بوده است. در اين راه هر حزب و گروه و شخصيتي كه پتانسيل لازم در جلوداري چنین جريانی را از خود نشان دهد بايد حمايت شود.
آنچه كه گفته شد مختصري بود از تصور من از فضاي سال بعد، اما اين بدان معنا نيست كه لزوماً ميتوان مانع از بروز بحران شد، برای ايران به دليل انفعال عمومي، و همچنين راه رفتن مسئولین آن روي طناب، هر آن احتمال بروز اتفاقي ناگوار وجود دارد. از اين روست كه كماكان در سال آينده هم در تعليق خواهيم ماند و شايد اين تعليق نسبت عكسي با تعليق غنيسازي هم داشته باشد.

vi'bv :
جناب عبدی نیم نگاهی هم به این وبلاگ بیندازید
.....................
عبدی:
خدمت رسیدم .کامنت هم گذاشتم اما پذیرفته نشد که نشد!
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۲:۵۱ بֽظֽ | Reply
علی :
خدا خیرتان بدهد جناب آقای عبدی
لطفا بفرمایید دانشجویان ایرانی در خارج چه کمکی میتوانند بکنند.
متشکر - سال خوبی داشته باشید
.........................
عبدی:
فرقی میان داخل و خارج به لحاظ اصولی نیست فقط امکانات کم و زیادتر است.
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۳:۵۲ بֽظֽ | Reply
امیرحسین-یزد :
باسلام وعرض تبریک خدمت جناب عبدی وهمه هموطنان بنظر میرسد حتما لازم نیست "کانت" گفته باشد تا ادم به این نتیجه برسد که حقیقت و واقعیت لزوما" یکی نیستند . راستش را بخواهید من بعنوان کسی که در 14 سالگی مجروح انقلاب شدم و یکسال در جبهه (هر چندوظیفه ) بوده ام ومرتبا" مسائل سیاسی وجاری کشور را پیگیری میکرده ام حالا در میانسالی بدجوری احساس افسردگی و پوچی میکنم. گذشته از حرفهای کلیشه ای مانند اینکه " چی میخواستیم وچی شد"و یا " هر انقلابی دو سرنوشت محتوم دارد ...." و امثال اینها .چیزی که باعث این سرخوردگی و احساس پوچی میشود این نیست که مثلا ما چرا ارو پا و فلان کشور پیشرفته نشدیم که اگر هم شده بودیم بعداز این گذشته امان شاید تاحدودی مستحقش بودیم . چیزی که زجر اور است اینست که یک ملت و حاکمانش (صادقانه بگویم هنوز نمیدانم جایگاه ملت در این معادله کجاست ؟) مگر چقدر فرصت و از ان مهمتر اجازه دارند که اشتباه کنند و بلاهت به خرج داده شود ؟ چند روز پیش یکی از دوستانم در یک مجلس خصوصی به یکی از امامان جمعه تهران گفته بود: حاج اقا شما که دستتان در کار است و مسئولیتی دارید خداوکیلی مواظب باشید اقای احمدی نژاد با این سیاستهایش باعث حمله به ایران نشود که ایشان در پاسخ گفته بود: هرگز !هرگز! مگر دیوانه ایم ؟ خیالتان راحت باشد . تاسف از اینجاست که اگر واقعا تا این حد واقعبین هستید دلیل همراهی کردن شما با سیاستها و گفته های افرادی که بی تجربگی و اشتباه کاریهایشان دیگر اظهر من ا لشمس شده است در جاهایی مانند نمازجمعه که بعنوان تریبون رسمی کشور معرفی میشود چیست ؟ اگر واقعا" دلسوز کشور و اینده خودتان هستید چرا اجازه می ده اید سرنوشت سیاست خارجی کشور (بخوانید کل کشور) بازیچه دست کسانی مانند این اقای نوظهور ..........(نام یکی از آقایان حاشیه ای که خیلی در متن است نوشته شده)شود ( که وقتی مصاحبه ایشان را میخوانی در بهترین وجه و با مثبت ترین دید ایشان را یک شخص بیمار میبینی ) ؟ بسیار دردناک است که انسان به ضمیمه تبریک نوروزی اش اینقدر حرفهای یاس اور بزند اما وقتی سرنوشت اینده کشورمان مانند بازیهای فوتبال با هزار اما و اگر همراه شده است کار دیگری هم میتوان کرد .نوروزتان پیروز و صدسال به از این سالها
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۰۰ بֽظֽ | Reply
احسان مازندراني :
سلام جناب آقای عبدی
فرا رسیدن سال عید سعید باستانی را به شما تبریک می گویم.
امیدورام سال 86 سالی سرشار از امید و پیروزی بقرای شما باشد.
جای شما در شیراز سبز است.
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۲۲ بֽظֽ | Reply
کیوان :
جناب عبدی
- اول چیزی که ما ایرانیان نیاز داریم، "قدر دانی و ارج شناسی" است. هر ایرانی باید قبل از هرچیز قدر خود را بداند و ارج بنهد. سپس قدر نعمات اطراف خود از زمین و زمان و هوا (محیط زیست) تا هر انسان دیگری که در همزیستی با ما شریک است. سالهاست به این می اندیشم که ما ایرانیان در بهترین شرائط خودمان و محیطمان را نمی شناسیم و در بدترین شرائط با همگان از جمله خودمان سر قهر و خصومت داریم. چرا اینگونه به جسم و جان خود و دیگران و طبیعت اطرافمان بی اعتنائیم یا بی رحمانه می تازیم؟ چرا چنینی است!؟ آیا به این اندیشیده اید؟
- شاید ما برای یک دوره تمرین سیاست ورزی نیاز به بازی دوره ای داشته باشیم اما اگر قرار شد روزی ملت و مملکت پیشرفت کند، حتما نیاز به تعریف "بازی با برد مضاعف" به جای بازی "بازی با جمع جبری صفر" یا برنده / بازنده خواهیم داشت. در این صورت است که خواهیم توانست "دست به دست هم دهیم به مهر --- میهن خویش را کنیم آباد". بازی اجتماعی نباید بازنده ای داشته باشد. شهروندانی که قدر خود، دیگران و محیطشان را می شناسند، واردی گونه ای از تعامل و مراوده اجتماعی خواهند شد که بامتراکم نمودن منافع همه آنها، به سرمایه ای فزاینده و مولد از اعتماد اجتماعی بعنوان سنگ بنای همه حیات اجتماعی برسند. چنین باد!
- در حوزه داخلی، ایجاد تنش های مصنوعی قومی / مذهبی از سوی دیگران و بدخواهان این ملت، باید از نگرانی های ما باشد. امریکائی ها بصورت مشخص این نقطه را هدف گرفته اند و بر آن سرمایه گذاری نموده اند. قرن ها همزیستی مسالمت آمیز اقوام و مذاهب در ایران سرمایه ای ملی است که نباید اجازه داد صدمه ای به آن وارد شود.
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۴:۳۹ بֽظֽ | Reply
امید :
با تبریک این...,
این حلقه ی وصل سفید و زیبای همه ی اقوام و ...ملیتهای تشکیل دهنده ی فرهنگ غنی ایرانی,
این حلقه ی اتصال سبز رنگ تمام ایرانیان , از هر نژاد , قوم , قبیله , دین, آیین,... و زبانی,
این سفره ی قرمز و سمبلیکی که قادر است در یک زمان خاص , آنهم در تمام نقاط این دنیای خاکی!! کلیه ی ایرانیان را با تمام اختلافات سلیقه ایی و اعتقادی و دیدگاهی و ارزشی , ووو واز همه مهمتر, اندیشه ایی , دور هم بنشاند و بفکر فرو آورد!...
و با تبریک دوباره ی این نقطه ....
این نقطه ی وصل کننده و سدگونه ی که میتواند ( همانگونه که تا بحال توانسته است)برطرف کننده هرگونه فکر و اندشیه ی تجزیه طلبی, این پاشنه آشیل کشور بزرگ ما, که هر روز بیش از پیش از طرف دشمنان مورد توجه قرار میگیرد,....
این عید سعید باستانی نوروز , بر شما , و همه ی ایرانیان آزاده و آگاه , مبارک و میمون باد!
در طلیعه سال جدید و شروع فصل رویش و شکوفایی , بنظر میرسد با توجه به این نکته :
" چه کسی باور میکرد؟ ایده های ژول ورن , که روزی تخیلی علمی نامیده میشد, امروز رنگ زندگی ما را چنان عوض کند؟ چنان که, ... خشونت , چاره ای جز فرار از زندگی نداشته باشد؟..."
با این تخیل زیبا و شدنی, بهتر است ما نیز , در هنگام تحویل و تحول سال جدید , سال 1386 , دستها را به نشانه ی دعا روی هم گذاشته و تخیل کنیم که ..... (هر کس از پنجره و دریچه و ... نگاه خود)( با این اطمینان که داستان ژول ورنها , دیگر افسانه نیست و ما نیز قادر خواهیم بود به برآیند این تخیلات خود, مبتنی بر نیازهای روز, روزی نه چندان دور برسیم) تخیل کنیم....
فقط در هنگام این تخیل , بد نیست بخود یادآوری کرد و بیاد داشت که( متاسفانه یا خوشبختانه؟!) ما در منطقه ی سرشار از انرژی, در خاورمیانه زندگی میکنیم.
بیاد داشت که این انرژی سرشار, مورد علاقه و تمنای کشورهای قدر قدرتی است که برای بدست آوردنش, حاضرند هر کاری را انجام داده, دست به هر اقدامی بزنند.
در موقع تحویل سال و تخیل , بد نیست توجه داشت که داستان غم انگیز و تاثر آور امروز مردم عراق و افغانستان, منحصر به فقط آن دو کشور نیست.
بهتر است در موقع تخیل در هنگام تحول , بیاد داشت که: درست است ما از زنجیر حرکت دنیای امروز و مناسبات پیچیده ی آن بسیار عقبیم!! ولی این درست نیست تا با فشاراحساساتی روی پدال گاز و ایجاد سرعت زیاد و غیر مطمانه وعجله کردن شیطانی( عجله کار شیطان است!) , انتظار داشت یک شبه , میتوانیم همه ی این عقب افتادگیهای تاریخی را جبران کنیم.
بد نیست بخاطر داشت که پدران ما ... و در سال 57 خواستند احساسی, همه ی ریشه های تنیده شده ی استبداد را ( نفوذ کرده در بطن تفکرات یک جامعه را) یک شبه و یک باره, در جامعه ی استبداد زده آنروز , قطع کنند ؛ ولی نه تنها اینچنین نشد!! بلکه همچون جنگ این چهار سال آمریکا با عراق , که با نام مبارزه با تروریستم شروع شد و به استناد آمار امروز , باعث هفت برابر شدن تروریسیم در جهان شده , ما نیز شاهد عقب گرد وحشتناک مناسبات میباشیم.
بد نیست بخاطر داشت که مسابقه بین خرگوش و لاک پشت را , "لاک پشت" با تمرکز و .... دوری از بازیگوشی و اینور و آنور رفتن!! بالاخره با پیروزی به خط پایان رساند!!
بهتر است در موقع تحول سال 1386 و تخیل چگونگی سال جدید , بیاد داشت و به ذهن آورد که با عجله و سمبل کاری , تا بحال کسی نتوانسته به جایی برسد, بنابراین خود را از آغاز این تغییر و تبدیل طبیعت , با اندیشه و نگاهی نو به پیرامونمان, آماده ی حرکت در مسیر یک پروسه ی طولانی و محکم (برای نهادینه کردن یک سیستم تکامل یافته ی مبتنی بر شرایط خاص خود در منطقه ی حساس و فرهنگ و تاریخ گذشته ی خود) کنیم.
با التماس دعا در آن زمان شکوهمند تغییرو تحول دور سفره ی هفت سین قشنگتان و با تقدیم بهترین امیدها و آرزوها برای سال در پیش رو
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۱۳ بֽظֽ | Reply
يك انسان :
يه چيزي رو هرگز فراموش نكن آقاي عبدي. جواناني در اين سرزمين زندگي مي كنند كه با تمام وجود از شما و رفقاي روشنفكرت متنفر هستند. چون روشنفكر شدن شما به قيمت خون آدم هاي زيادي در دهه 60 تمام شده است. ..........
..................................
عبدی:
البته چنین نفرتی (درست یا غلط) در برخی از جمله شما وجود دارد.اما اگر من بقیه مطلب شما را هم منتشر می کردم آنگاه معلوم می شد که چه فرهنگ و منشی مسئولیت حداقل بخش مهمی از این اتفاقات و جنایات را عهده دار است.
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply
:
موافقم. و حتا بدتر از آن را هم می توان متصور شد: شروع درگیری های خامان سوزی که هیچ کس حتا نابخردان حاکم نیز از آن سود نخواهند برد. متاسفانه ساخت سیاسی بسیار بسته تر از آن است که می نماید و گویی "فقط معجزه" می تواند دوستان را متنبه و متوجه اوضاع نماید.
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply
حميد هاتف :
بهار عمر خواه اي دل وگرنه اين چمن هر سال / چو نسرين صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد
آقاي عبدي تبريك صميمانه ي مرا به مناسبت سال نو پذيرا باشيد از مطالب شما در سالي كه گذشت استفاده كرديم براي شما بهروزي و پيروزي در سال نو آرزو دارم
اميدوارم در سرزمينم خرد جانشين نابخردي گردد
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۷:۲۲ بֽظֽ | Reply
:
از اینکه منو قابل دونستی ممنونم اگه وقت کردی باز هم سر بزن. این اولین بار است که احساس کردم میتوانم با اندیشمندان حوزه سیاست وارد گقتگو شوم و احساس خوبی به من دست داد چیزی که اصلاح طلبان طی سالهای گذسته خود را از آن محروم نگه داشته اند(ارتباط با مردم). واقعیت این است که من با هیچ جریان سیاسی در ارتباط نبوده و نیستم اما هیچگاه نسبت به مسائل سیاسی هم بی تفاوت نبوده ام سرنوشت این کشور سرنوشت من و فرزندان من است بنابر این نمیتوانم نسبت به سرنوشتم بی تفاوت باشم. در هرحال همراه با تحویل سال نو سال خوشی را برای شما و همه هموطنان و به عبارتی همه انسانهای روی زمین آرزومندم و امیدوارم سرزمین ایران نیز سال بسیار خوبی را تجربه کند
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۰۸ بֽظֽ | Reply
در جواب به هموطن یک انسان :
با تبریک سال نو
انشالله این دفتر سال شصت و ... هم روزی باز خواهد شد . به یقین , آنروز هم رو سیاهی بار دیگر بر ذعال خواهد ماند.( فقط امیدوارم بازگشایی این دفتر , در یک فضای بدون تنش و عاری از خشونت باز شود وگرنه , تشخیص مسایل مبهم و قدرت طلبانه, در آب مواج و یا فضای گرد و غبار گرفته, ممکن نخواهد بود و ....)
ولی آقا یا خانم "یک انسان" عزیز, جازه دهید در این کلاس درس بهار و خونه تکانیهای قبل از ورود عمو نوروز , این داستان را با هم یادآوری کنیم.
گویند : پدری دو پسر داشت.....
................................
عبدی:
اجازه دهید که این بحث در ابتدای ال نو ادامه نیابد.
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۱۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
کوهزاد :
سلام جناب عبدی
سال نو مبارک و سال خوبی داشته باشین.
فقط امیدوارم سال 1386 سال تخریب کشور نباشه
۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ۱۱:۱۸ بֽظֽ | Reply
امين :
سلام آقاي عبدي در سال قبل به كمك شما خيلي از نظرياتم را اصلاح كردم سال خوبي داشته باشيد و هيچ نفرتي در دل ندارم تنها از شما تشكر مي كنم براي توجه خوبتان به جوانان
آرزومند آرزوهاي شما
۱ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۱۴ قֽظֽ | Reply
مزدک :
سال نو را به همه تبریک میگویم،
از جناب عبدی به خاطر راه اندازی این سایت تشکر میکنم. مخصوصن برای ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی میکنند بسیار سایت با ارزشی است چون تا اندازه زیادی جوّ و حال و هوای داخل ایران را منعکس میکند. مخصوصن از طریق اظهار نظرات دوستان بازدیدکننده.
در پایان امیدوارم که سال آینده، سال حکمت و عقلانیّت برای مسئولین و مقامات محترم باشد.
۱ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۰۳ قֽظֽ | Reply
محمد حسین :
همانگونه که اشاره نموده اید دولت امریکا در حال شعله ور کردن مطالبات درونی صنف های گوناگون در ایران است مثل موضوع زنان و معلمان و ...
ونیز دولت جمهوری اسلامی هر روز بهانه ای تازه تر را برای انها فراهم میکند !(چه اینکه این جزو طبیعت و ذات این دولت است و هیچ قصد و غرضی در ان نیست)
اما ایا این سیاست دولت امریکا به نفع دموکراسی در ایران است؟بعید می دانم!
به نظر اینجانب باید گذاشت این دولت تا اخر خط برود ونشان دهد که برد تفکری که محض و عریان ان در ازمون معلمان خود را نشان داد تا کجاست و حتی باید به این دونده مارتن کمک کرد که در بین راه غش نکند!به او باید اب قند داد و روحیه اش را بالا برد تا همینجور بدود و بدود....
اینها اگر بتوانند جواب اقتصاد و امنیت و اخلاق این جامعه را بدهند(حتی با نمره ای ناپلئونی) حکومت بر ایران نازشصتشان اما اگر نتوانند باید اماده شوند که بعد از چند سال حکومت , سرگذشتشان به عنوان عبرت(واگر بد اقبالتر باشند به عنوان طنز) و فقط در تاریخ برای بچه ها خوانده شود که :عده ای در ایران امدند , ادعایشان گوش فلک را کر می کرد و هر روز هزاربار اسمان و زمین را به هم می دوختند و اکنون .........
مولانا در مثنوی می گوید از بین تمام کیمیا هائی که خدا افرید هیچیک ارزش کیمیای صبر را ندارد
صبور باشیم که این قصه سرداز دارد.......
۱ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۴۷ قֽظֽ | Reply
محمدی :
سلام آقای عبدی. فرا رسیدن سال نو را خدمت شما و خانواده گرامی تبریک عرض می کنم. امیدورام سال خوشی را پیش رو داشته باشید.
۱ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۰۶ قֽظֽ | Reply
مهبد :
نگاه پخته و شخصیت تیز بین شما مطالب بسیار ارزشمندی را در این وبنوشت در دسترس قرار داده است.
همه برای آینده ایران و مردمش نگرانیم.
در ایران گاه چنان امری کوچک دور از دسترس می نماید که کسب آن آرزوی محالی به نظر می رسد.
از صمیم قلب آرزو می کنم که سال آینده، برای ایران و مردمش سالی روشن و پرتحرک و امیدآفرین باشد.
علاقه ام به شما بیش از آنست که لازم باشد با کلمات نشانش دهم. با این حال اجازه دهید برایتان در سال جدید آرزوی سلامتی و شادکامی کنم . منتظر مطالب تحلیلی آتی تان خواهیم ماند و ای کاش که با چنین گفتگوهایی بتوان طرحی نو را سیاه قلم کرد تا نگاه ما از ابهام درآید و تلاشهایمان معطوف به هدف روشن تری شود.
نوروزتان خجسته
۱ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۱۲ قֽظֽ | Reply
اميد دزفولي :
جناب آقاي عبدي
واقعا تجربه مطالعه سايت شخصي شما در اين مدت، براي من خيلي ارزشمند بود. من به شخصه، اهل فعاليت سياسي نيستم ولي همواره پيگير خبرها و تحليل ها بوده ام. اين هم متاسفانه به اين دليل است كه سياست در ايران تاثير در همه ابعاد زندگي مردم دارد و بعضي كه دغدغه آينده را دارند و يا به دنبال يافتن راه حلي براي برون رفت از وضعيت نا خوشايند كنوني هستند، نا خواسته پيگير مسايل سياسي و اقتصادي مي شوند. علاوه بر اين، من از فارغ التحصيلان نيمچه قديمي دانشگاه هميشه متشنج و هميشه سياسي امير كبير هم هستم! در دوران دانشجويي، بعضي وقتها وقتي براي نماز به مسجد مي رفتم، بناچار سخنراناني را در حال بحث و مناظره مي ديدم. چندين بار هم بل اجبار، به سخنراني هاي شما گوش كردم! كليشه اي كه در آن زمان از شما در ذهن من وجود داشت، يك آدم خشك و خود راي بود! اما بعد از مسايل مربوط به نظر سنجي، مطمئن شدم كه شما راه درستي را انتخاب كرده ايد و نمي خواهيد مثل همه كلمه "ما" را به راحتي بكار ببريد . سايت شخصي شما هم در حقيقت يك كلاس درس براي بنده بود كه در آن بسيار از شما و ديگر كامنت گزاران محترم، آموختم. البته در اين زمينه حتما مديريت شما نقش اساسي در بالا بودن سطح آن داشته است. من از آن چند تغييري كه در معدود كامنتهاي من داده ايد اصلا گله ندارم و بعدا فهميدم كه تغييرات شما بسيار به جا بوده است. در آخر مي خواستم بپرسم كه با اين روحيه باز و كلام دلنشيني و طنز گونه اي كه در نوشتار داريد، چرا در سخنراني ها آنقدر اخمو و خشك بوديد (الان را نمي دانم) كه امثال ما را تا مدتي فراري داديد؟
سالي خوش و خرم و با سلامتي براي شما و بقيه هموطنانم آرزومندم.
...........................................
عبدی:
توضیحی نسبی برای نظر شما نوشتم و منتشر هم کردم اما امروز متوجه شدم که اشکالی فنی پیدا شده و بخش قابل توجهی از اقدامات انجام شده روز گذشته ثبت نشده است.و چون این پاسخها یکباره از دل بر می آید مطمئن نیستم که بتوانم مثل بار اول تکرار کنم.
در هر حال یکی از دوستان معتقد بود که ساختار صورت من چنین است که بیننده را به این تصور می رساند.البته من یک خصوصیتی دارم که به این مشکل دامن می زند.زیرا در برخورد با افراد دیگر به سهولت اصطلاحاقاطی نمی شوم اما پس از رفاقت هم به راحتی جدا نمی شوم.ضمنا زمان پیش از انقلاب مقتضیات خاص خود را داشت و همه تغییر می کنند و تجربه کسب می نمایند.
در هر حال ممنون.
۱ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۱۵ قֽظֽ | Reply
افتخاری :
با سلام:
جناب عبدی با اینکه سال خوبی نداشتیم و لی آشنایی با شما و وب نوشتتان در عین حالی که در مواردی با شما موافق نبودم برایم جالب بودامیدوارم سالی خوب در پیش داشته داشته باشید .
۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۳۷ بֽظֽ | Reply
سعید :
با سلام
در آغاز فرا رسیدن نوروز باستانی و این روزهای زیبای بهاری را خدمت شما و خانواده محترمتان تبریک عرض می کنم. امید دارم در این سال من و شما و ملیونها ایرانی معلق دیگر از تعلیق در بیاییم.
آنچه فرمودید کاملا درست است. خیلی ها معلقند و آنها که نیستند فقط در توهم ثبات هستند وگرنه به نظر من همه معلقند چون هیچ پایه و اساسی برای گذر از زمان حال به آینده (هر چند نزدیک) نیست. هیچ کس نمیداند چه می شود و بسیاری هم نمی دانند تا به حال چه شده است.
به نظر من خیلی مهم است که در این سال برنامه جدیدی را پایه ریزی کنید. خواهش میکنم با کسانی که به تحول همه جانبه اجتماعی اعتقاد دارند اعتلاف کنید و جبهه ای را تشکیل دهید. شما وبسیاری دیگر به هر حال با آنچه در گذشته انجام داده اید (و یا نداده اید) هزینه هایی را به جامعه تحمیل کرده اید. (در مورد شما دیوار سفارت را به یاد آورید). ولی آنچه امروز مهم است قطع ضرر دهی است. جلوگیری از کارهای افراطی و پر هزینه مثل تظاهرات زنان و ... که فقط هزینه تعلیق را بالا می برد. امروز یک sms یا offline شاید از هزار تا تظاهرات بیشتر اثر گذار باشد. مهم این است که مردم آگاه تر شوند.
اگر درختی را که برای تشبیه قدرت منطقه ای و داخلی ایران مثال زده بودید به یاد داشته باشید، بهترین راه تنومند کردن بدنه این درخت است. رسیدن به جایی که مثلا همانها که تا دیروز ایران قبل از اسلام را بربر و وحشی و نجس و کثیف و بی فرهنگ و .... می دانستند امروز به یک فیلم تخیلی کمیک (نه کمدی) لب به اعتراض میگشایند. یعنی می توان افراد را مجبور کرد بر خلاف اعتقادشان حرف بزنند و عمل کنند. تا به حال حکومت همه را مجبور می کرد که به روش حکومت پسند تظاهر کنند. حال نوبت ماست که حکومت را مجبور به تظاهر کنیم. اگر روزی ریش گذاشتن و پیراهن روی شلوار و کفش دمپایی در محل کار و تغییر اسم از کوروش و خسرو به حاج ابراهیم و حاج منصور ابزاری برای همرنگ جماعت شدن بود امروز باید تعریف دوباره ای بر ارزشها کرد.
به نظر من علت اصلی بسیاری از این احساسات (پوچی، معلق بودن و ....) از بین رفتن معیار های اجتماعی است. امروز برای بسیاری امید به آینده نا مفهوم است. چون هدفی دست یافتنی و تعریف شده وجود ندارد. تا هدفی نباشد امیدی هم نیست. شما به کامنتای خودتان دقت کنید، اکثریت نمی دانند چه بکنند و می پرسند چه باید کرد. در صورتی که مشکل اصلی هدف گذاریست نه چه کردند. شما وقتی نمیدانید چه میخواهید از زمین و زمان حرف میزنید و تفصیر می کنید و آگاهی خودتان را نسبت به امور بالا می برید ولی چون هدف ندارید معلق میمانید.
مثال : در مورد انرژی هسته ای هر ایرانی حداقل به اندازه یک جزوه کوچک اظهار فضل کرده ولی هنوز هیچ کس (به جز تعدادی انگشت شمار) به خودش این اجازه رو نداده که مثل بچه آدم با این موضوع موافقت یا مخالفت کنه. چه موافق و چه مخالف در یک فضای شعاری و مسخره در این مورد حرف میزنند. حرف و بحث متخصصین هم از دهان و بیانیه هیچ حزبی بیرون نمی آید. هیچ عدد و رقمی از گروههای سیاسی بیرون نمی آِید. از نظر من این انرژی هسته ای که ما دنبالشیم به درد ما نمی خوره. ولی حرف من چه ارزشی داره. درسته شاید برای من واضح باشد که این کار درست نیست ولی درست نبودن (و/یا بودنش) باید در قالب تحلیلی ساده و ملموس و مستند به اعداد و ارقام ومقایسه با دیگر نتایج، از بیانیه یک حزب بیرون بیاید. وقتی من بگویم ما فعلا باید بی خیال انرژی هسته ای شویم یکی دیگه داد میزنه ما باید انرژی هسته ای بدست بیاوریم. هر کی صدایش بلند تر بود اون برده و حرف اون پیش می رود. پس این راه غلط است. باید به جایی رسید که حکومت از بیان آنچه مخالف نظر مردم کشور یا معیار های پذیرفته شده جهانی است خجالت بکشد . (رجوع به مقاله جنابعالی در مورد قانون سنگسار و اجرای آن در ملا عام).
باید هدف گذاری کرد. نمیشه از آب رد شد ولی پا خیس نشه. یا نباید در این وادی قدم گذاشت یا باید با هدف بود. باید تن به آب داد نه سر به باد. هدف گذاری اولین قدم است. کمپینگ یک ملیون امضا در آغاز برای رسیدن به یک هدف و تعیین اولویت های جامعه زنان کار بسیار بزرگی بود که به نظرم رجال سیاسی از حکومت رانده شده اصلا آن را درک و فهم نکردند. شاید بسیاری از کسانی که در این کار مشارکت کردند هم نفهمیدند دست به چه کار بزرگ و ارزشمند و مهمی زنده اند. اگر می دانستند هیچ وقت تظاهرات راه نمی انداختند.
اگر شما هم هدف ندارید و یا نمی دانید چه هدفی از همه مهمتر است از طرح سوال به صورت چهره به چهره استفاده کنید. طرحی که در دنیای امروز با این همه تکنلوژی رسانه ای باز هم حرف اول را در سیاست می زند. و در چنین طرح هایی قدرت زنان هزاران هزار بیشتر از مردان است.
۲ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۵۹ قֽظֽ | Reply
هانی :
جناب اقای عبدی
متاسفانه این دوره وزمونه نمی شه از کسی انتقاد کرد چون یه انگی به او خواهند زد.اشکالی نداره ولی من حرف خود را می زنم خواهش می کنم آن را حذف نکنید.سیر نزولی افول ملت ایران در سده اخیر از زمان قاجار شروع ودر زمان پهلوی به اوج خود رسید ودر زمان انقلاب اسلامی به معماری حضرت امام سیر سعودی آن شروع شد. الحمدلله تا حالا هم به لطف خدا کار آن حل وبه پیش رفته است.منبعد هم خواهد رفت واین یک سنت الهی است.یک زمان نه چندان دوری رامسفد وزیر دفاع امریکا گفت:ریشه ملت ایران باید خشکانده شود.وچریک پیر انقلاب در جواب گفت: این آرزو را به گور خواهید برد.من از شما یک خواهش دارم .ملت ایران (قاطبه مردم )به افراد ترسویی مثل شما نیاز ندارند .نگرانی خود وترس ناشی از آن که لرزه بر تنتان انداخته را به ملت نسبت ندهید.استقلال و خودکفایی به بهانه نمی دهند بها می خواهد و همه این را می دانیم.لطفا سیاه نمایی نکنید موقعیت ژئو پلیتکی ایران طوری است که شاید بشود به ایران حمله کرد.ولی پیروزی در این حمله برای دشمن مث تصور رفتن شیطان به بهشت است.عید همه مبارک.
۲ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۰۸ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی؟!
شما کامنتهایی مثل کامنت هموطن شجاع مان, هانی را هم حذف میکنید؟ چرا؟ مگر به دلیل انتشار چنین کامنت هایی هم, ممکن است مورد بازخواست قرار بگیرید؟ من که شرمنده شدم از التماس ایشان از شما:" ...خواهش میکنم آن را حذف نکنید."
ای داد بیداد!! بعد از اینهمه حذف و سانسور ...
............................
عبدی:
دوست عزیز حذف مطالب دلائل متعدد دارد .همه چیز را می شود گفت فقط قدری دقت لازم دارد.آن دوستمان حتما می توانند وبلاگی درست کنند و بدون خواهش مطالب خود را در آن بنویسند.درست نیست که در اینجا هر مطلبی منتشر شود.
۲ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۱۰ بֽظֽ | Reply
روزبه :
سلام
دلم می خواد بدونم جای عباس عبدی در مواردی مانند نامه سرگشاده ۵۵۰ فعال سياسی،اجتماعی و فرهنگی به رييس قوه قضائيه در اعتراض به برخورد با سازمان های جامعه مدنی کجاست. چرا امضای او جایی نیست.
............................................
عبدی:
من در مورد سازوکار تهیه این نامه ها اطلاعی ندارم.شاید به دلیل آن که کمتر بیرون می روم تماسی هم با من ندارند.
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۱۲ قֽظֽ | Reply
mahyar haghighi :
Dear Mr. Abdi:
I am writing to wish you and yours and our nation a peaceful and prosperous New Year.
I always read your editorials and enjoy the way you analyze the current events in our country and often print them for others. Even though I live away from Iran but I always follow the news about Iran. I firmly believe as long as we have intellectuals such as you
our nation will prevail at the end. I wish we could get your voices heard outside of Iran in order to break the stereotypes that exists about our nation.
I can only imagine how hard it is to work under the current conditions, and only wish our people instead of finger pointing and dwelling in past look forward to future that can be theirs only if they stop branding people for their past positions and not isolate the positive forces that working so hard for a peaceful change. Please don’t get disheartened by those nasty hateful comments of some people.
I am sorry about writing in English; my Farsi font is not working properly.
May God keep our nation safe and free our people from the internal and external hostage takers.
Best Regards.
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۰۲ قֽظֽ | Reply
نوري :
با تبريك سال نو، اميدوارم اين وبلاگ در جهت پرورش و به بارنشستن چنين استراتژي و راهبردي بتواند گامهاي بلندي بردارد. اما فكر نميكنيد آن چه تحت عنوان اتحاد ملي بيان شده است، در اين ساختار بيمار به نحوي عملياتي شود كه راه را بر اتحاد ملي به معناي واقعي ببندد؛ اتحادي كه از درون تضارب آرا و حضور گروههاي گوناگون سياسي از هر قوم و مذهبي به دور از فضاي تخاصم شكل ميگيرد، نه اتحادي كه ممكن است به معناي وحدت بر ديدگاههاي رسمي قلمداد شود. از نظر شما به لحاظ واقعي و عيني، چقدر فضاي لازم براي شكل گيري اين استراتژي وجود دارد و اين فضا شامل چه ابعادي است؟ در كدام بعد از قوت و در كدا م بعد از ضعف برخورداريم و چگونه ميتوانيم نقاط ضعف را به قوت تبديل كنيم؟
.................................
عبدی:
فکر می کنم در این مورد که اتحاد چگونه می تواند شکل بگیرد و آیا در ساخت موجود امکانپذیر است یا خیر به مرور صحبت خواهیم داشت.
۴ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۰۶ قֽظֽ | Reply
فرداد دولتشاهي :
سلام هموطن عزيز، آقاي عبدي بزرگوار
نوروز آمد و من ضمن پاسداشت اين رسم ديرين و ارزشمند ايراني، آرزو ميكنم سال 1386 براي همه هموطنان عزيزم از جمله شما ، سالي پر از بركت و شادكامي باشد.
به همين بهانه كوشيدهام تا بهترين و بدترين وبلاگ زيستمحيطي سال 1385 را انتخاب كنم. آيا در اين انتخاب دست ياريم را ميفشاريد؟
باور كنيد محيط زيست رنجور وطن، ارزش آن را دارد كه دقايقي از وقت گرانبهاي خويش را به آن انديشه كنيد.
درود بر شما و با بهترين آرزوها ...
........................................
عبدی:
ارزش محیط زیست بسیار بیشتر از اندازه فوق الاشاره است اما بهتر است کسانی داوری کنند که سررشته دارند.
۴ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۰۹ بֽظֽ | Reply
ّبهروز :
سلام. سال نو مبارك.
يك سوال براي من مطرح است كه ممنون مي شوم پاسخش را دريافت كنم.
در انتخابات رياست جمهوري دو كس به تبلیغات واهی واضح و روشن پرداختند. يكي با نمايش ساده زيستي و وعده ي آوردن نفت بر سر سفره ها و ديگري آن كه وعده ماهي 50000 تومان به هر ايراني داد. پس از اعلام نتايج تقريبا مشخص شد كه نفر دوم اگر در آرايش دستكاري نشده بود ظاهرا به دور دوم مي رسيد.
سوال من اينست : اگر در مورد نفر اول شناخت پوچ بودن وعده هايش كمي دشوار بود چرا حرف نفر دوم اينقدر خريدار پيدا كرد ؟ اگر گفته شود او نماينده اصلاح طلبان بود و آرايش به معني خريد ايده 50000 تومانيش از طرف مردم نبوده عرض مي كنم نماينده اصلاح طلبان بيشتر آقاي معين بودند تا ايشان.
روشن بگويم : راي دهندگان ما واقعا چگونه مي انديشند ؟
با سپاس و تقديم بهترين آرزوها
............................................
عبدی:
من نمی انم چرا مردم نباید به شعار آقای کروبی رای می دادند.به نظر من دقیقترین آرا به ایشان بود چون شعارش واضح و روشن بود و در جامعه ای که 12میلیون نفر زیر خط فقر هستند و این همه درآمد نفتی منطقی ترین کار رای دادن به این شعار از جانب این افراد است.رای به دیگری هم دلائل مشابهی دارد وقتی شکم بسیاری سیر است و فساد و سوء استفاده فراوا طبعا این شعارها ولو به دروغ هم گفته شود برای مردم جذابیت دارد.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۲۰ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/477