آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۳ فروردین ۱۳۸۶
قناعت اهل يزد(آقای آگاهی)
بهمن آگاهی
قناعت اهل يزد
1- در خبرها گزارش سفر استاني رئيس دولت به خطّه يزد بود و گزارش ديدارها و مصوبات بروال ساير مناطق. امّا در اين استان اتفاق جالبي افتاد كه ميتواند جهت تجزيه و تحليل واقعي رفتار مردم اين ديار جالب باشد واز وقايع نادري است كه به آساني نميتوان از آن گذشت. حكايت اين است كه اهالي يزد به نسبت ساير شهرها نامه هاي بسيار كمي به رئيس دولت نوشتند و تقاضاي مكتوب ايشان جهت رفع مشكلات به نسبت ساير نفاط بسيار كمتر بود.مسئول ارشد جمع آوري نامه هاي مردمي رياست جمعهوري با بيان اين موضوع دليل آنرا قانع بودن اهالي يزد دانست. يك پاسخ بسيار راحت به يك سئوال هوشيارانه.
2- نامه ها و مكتوبات شخصي بخش بسيار مهم سياست ارتباط مردمي رئيس دولت نهم است كه از مردم خواسته ميشود در جريان سفرهاي استاني بد ليل عدم امكان تماس حضوري، مسائل و مشكلات خود را بطور مكتوب تدوين و تحويل دهند. براي اينكار هم تشكيلاتي خاص طرّاحي شده است و بنا بگفته همان مقام ارشد در بعضي شهرها تا يكميليون نامه هم تحويل گرفته است. با توجه به تعداد سفرها پيش بيني وجود ميليونها نامه مردمي در مرحله مطالعه ميتواند مورد قبول باشد . در يزد نيز اهالي از اين سياست مطّلع بوده و بطور يقين مشكلاتشان هم از ساير مناطق اگر بيشتر نباشند كمتر نيستند ولّي با اين وجود عريضه هايشان بسيار كمتر بود . شايد اگر رئيس محترم دولت دستور يك تحقيق كارشناسانه را در اين مورد بدهند با حقايقي روبرو شوند كه مي تواند در اصلاح شيوه اداره كشور موثر باشد.
3- واقعيتهاي موجود جامعه احتمالات متعددي را در بيان علّت اين رفتار بذهن مي آورد. اوّل اينكه اصلا اهالي يزد اين كار را بي فايده بدانند و اهميّتي براي آن قا ئل نباشند. چه آنكه نتايج اين نامه نگاريها را در ساير استانها ديده و معتقد شده اند اين روش مناسبي براي حلّ مشكلات نيست. واقعا وقتي هنوز ميليونها نامه در نوبت قرائت هستند به چه دليل بايد بر حجم آنها افزود و در انتظار چه معجزه اي بايد بود؟ احتمال دوّم كه بي ارتباط با فرض اوّل نيست اين است كه وقتي نمايشي بودن يك حركت مشهود است و هيچ تفكر منطقي نيز آنرا مفيد نمي داند چرا بايد بي جهت اين شيوه را تقويت كرد؟ احتمال سوّم متصور اين است كه گيرم نامه را هم داديم و خوانده هم شد ، در جهت رفع مشكل چكار خواهند كرد؟ قطعا اين كار نياز به برنامه ريزي صحيح در تخصيص و استفاده بجا از امكانات و توانائيها باشد. اين خواسته اي منطقي است و قابل هضم. امّا اگر شهروند مورد نظر كه بي ترديد همه مشكلات ساير نقاط اعم از بيكاري، اعتياد، فساد اداري و اجتماعي، مسكن، ازدواج و نظائر آنرا دارد نگاهي به رفتار دولت انداخته و ببيند براي يك مسئله بسيار ساده تغيير ساعت بانكها و يا تغيير ساعت تمام انرژي دولت و مجلس صرف نفي و اثبات آن ميشود و ميلياردها ريال هم خسارت ببار مي آيد، چه اميدي به اينكه مسائل دشوارتر بر طرف بشوند خواهد داشت؟ احتمال چهارم اين است كه اهالي يزد به اين مطلب واقفند كه وقتي نامه هاي استانهاي ديگر قرائت شوند و براي رفع مشكلاتشان برنامه ريزي جدّي شود بي ترديد مشكلات جاري آنها هم حّل خواهند شد پس چه نياز به اين همه نامه و سنگين كردن بار نامه خوانها!. احتمال پنجم اين است كه اهالي يزد انديشيده اند كه با وجود اين دستگاه اداري عريض و طويل اگر هنوز هم دولت نمي داند كه مشكل چيست و منتظر نامه هاي شخصي افراد است ، چگونه بودجه نوشته و گفته كه مشكلات را حلّ خواهد كرد؟ شايد اين سياست را نوعي بازي با زمان ميدانند تا چند سالي هم به نامه خواني بگذرد! نگارنده نمي تواند گزينه هاي فوق و يا ساير احتمالات را بسهولت مقام ارشد دريافت نامه ها تائيد و يا تكذيب كند ولي توصيه ميگردد چنين بررسي حتما صورت گيرد و معلوم شود كه هموطنان ما در يزد چرا در بين دو امر حلّ مشكلات و يا عدم اظهار مشكلاتشان دوّمي را انتخاب كرده اند.
4- نكته پنهان در اين اظهار نظر صريح ميتواند اين باشد كه مردم ساير شهرها كه به گفته مقام مذكور گاه تا يكميليون نامه هم داده اند افراد قانعي نيستند كه اين صفتي مذموم است و معلوم نيست چرا اينقدر توقع دارند و به صفت زيباي قناعت آراسته نيستند. نتيجه طبيعي هم اين است كه نبايد وقعي به اين همه توقع گذاشت و بگذاريم از ديگران بيا موزند. فعلا براي اظهار نظر زود است. بايد منتظر بود كه ابتدا همه اين چند ميليون نامه كه با توجه به تداوم سفرها رو به ازياد هستند مطالعه و پاسخ داده شوند و نگارندگانشان از مكتوب خود نتيجه بگيرند تا آنگاه بتوان قضاوت بهتري كرد. شايد آنگاه بتوان اين شيوه مديريت را در دانشگاهها هم تدريس كرد، و بهتر از همه در كلاسي كه استادش رئيس دولت باشد.

امید :
با عرض تبریک بمناسبت فرا رسیدن نوروز , به جناب آگاهی عزیز و نکته سنجی ایشان
بله !! بقول معروف :" هزارتا چیز , تو دل میهمان هست , که یکیش , تو دل صاحبخانه نیست"!!
و همین تصورات اشتباه بوده که برداشتهای اشتباه را باعث شده تا جاییکه نیکلاس برنز را واداشته بگوید:" به نظر من , ایرانیها در محاسبات خود, به دفعات دچار خطا شده اند"!!
بد نیست داستان قناعت کردن گربه ی بر گشته احوال و بد حال پیر زن را هم, از قول سعدی, به این قناعت کردن مردم یزد شما اضافه کرد!!
سعدی که آرامگاهش اینروزها, مملو از مسافران نوروزی است میگوید:
یکی گربه در خانه ی زال ( = مو سفید یا همان پیر زن) بود
که برگشته ایام و بد حال بود( البته علمای علم روانشناسی حیوانات معتقدند گربه حیوان بی چشم و رویی است, بر خلاف سگ!! ولی شاید بتوان گفت حالش مثل حال ما بوده است!! چرا که در خانه ی پیرزن با حداقل امکانات زندگی را سپری میکرده و بوی کباب را فقط از خانه ی امیر استشمام می نموده و ....)
که بر گشته ایام و بد حال بود
روان شد به مهمانسرای امیر(البته چون سواد نداشته, وگرنه حتما , اول نامه می نوشت!!)
غلامان سلطان زدندش به تیر( نا گفته نماند که این زدن تیر به غیر خودیها ,آنهم ازجانب غلامان سلطان , از قدیم رسم بوده است!!)
خلاصه این گربه ی برگشته احوال و بد حال , که حالا ازش خون هم میرفت , و به مهروزی امیر هم پی برده بود!! جستی زد و از هول جانش به طرف خانه ی پیرزن دوان شد!! و با خود گفت:
اگر جستم از دست این تیر زن
من و موش ویرانه ی پیرزن(یا ویرانه ی یزد!!)
نیارزد عسل ( همان شیرینی باقلوای یزدی و قطاب ) نیارزد عسل, جان من زخم و نیش
قناعت , (نرفتن به مهمانسرای امیر) قناعت , نگو تر به دوشاب خویش!!
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۰۵ بֽظֽ | Reply
:
در مورد خصوصیات مردم یزد( آخه میدونید؟ من معتقدم هر شهر و هر منطقه ایی, متناسب با آب و خاک و آفتاب و باد ان جا , و تاثیر گذشته و افراد موثر و .... یک خصوصیات ویژه ایی را , همچون مهر بر پیشانی , دارا هستند, بقول معروف هر گلی , یک رنگ و بوی خاصی داره....) در مورد خصوصیات مردم یزد و هوشیاری و سخت کوشی این شهر نقل میکنند که روزی حافظ , ( حافظ بر خلاف سعدی, اهل سفر و مسافرت نبوده!!) برای دیدار استانی به شهر همسایه, یزد سفر کرده, در مسیر , نزدیکیهای شهر یزد , به یک خشت مال برمیخوره . بعد از سلام و دورود و خسته نباشی, حافظ شروع میکند برای او از فواید مهرورزی و .... حرفها گفتن و و شعرها خواندن!!
مرد خشت مال یزدی که معتقده اگه امام زمان هم با اسبش برای نجات به آنجا بیاد , اول از همه, اسبش احتیاج به آذوغه دارد!! میبیند , روزش دارد شوم میشه و از کار بیکار شده!! همپای او حرف مفت نمیزند!!( همچون نامه نگاریهای مفت امروزی !!) با یک شعر نوک حافظ را می چینه!( نوک چیدن= قناعت کردن در وقت)
نقل به مضمون
چونکه شیراز ( بعنوان مرکز حکومت) داره نون مفت
میتوانی شعرهای خوب گفت
گر بیایی یزد و خشت مالی کنی
اردک از پشتت بیاد جفت جفت!!
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply
مسيح علي نژاد :
واقعا نكته سنجي دقيقي بود اما آنجا كه براي نامه هاي نوشته هنوز تدبيري نشده چه توقع غريبي است كه بخواهيم برا ين نامه هاي نا نوشته تحقيق كنند و تحليل.
در ضمن به وبلاگ نوپاي ما هم راه رفتن ياد دهيد استاد.
.............................
عبدی:
بله! حتما.
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۰۴ بֽظֽ | Reply
:
تحلیل هوشمندانه ای بود اما شاید دلیل ننوشتن نامه این بوده که آقای خاتمی در زمان ریاست مشکلات فک و فامیل یزدی خود را حل کرده اند.
........................................
عبدی:
اولا این انتقاد کمتر به آقای خاتمی وارد است وی هوا مخالفانش را بیشتر داشت.ثانیا ازایش مطالبات لزوما ناشی از اوضاع بد نیست چه بسا آن که بیشتر می برد طمع بیشتری هم می ورزد.
من زمانی در فارس بودم و با مردم ابرکوه که آن زمان جزو فارس ولی اصالتا یزدی بودند آشنا هستم و می دیدم که در مراجعه به هیاتهای هفت نفره برای اخذ امکانات کشاورزی تا چه حد معتدل و غیر حریص هستند و بیشتر بر کار و کوشش خودشان اتکا دارند.
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۲۴ بֽظֽ | Reply
علی :
نو جوان بودم و هنوز هم یادم است وقتی فرح پهلوی به هر شهری سفر میکرد سوار بر یک ماشین جیپ رو باز در داخل شهر گردشی مینمود و در همان حال اطرافیانش مشغول جمع آوری نامه ها از افرادی که در دو طرف خیابان برای تماشا گرد آمده بودند میشدند. داستانهای زیادی در این مورد بر سر زباتها جاری بود. میگفتند یکی هزینه ازدواج و جهیزش را فراهم کردند دیگری برایش یک کار آبرومندانه دولتی! جور شد و از این نوع حرفها.
ولی هنوز اخباری ازاین قبیل در مورد نامه های ارائه داده شده به رئیس محترم دولت نهم به بیرون درز نکرده و شاید درز کرده و این حقیر اطلاع ندارم.
در صورت اطلاع از این نوع خبرها لطفاّ در همین ستون درج نمائید تا آقای آگاهی از این بدبینی در آیند و به مؤثر بودن این نامه ها آگاه شوند.
با درود
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۳۴ بֽظֽ | Reply
علی :
با سلام و تبریک مجدد
امروز اتفاقات زیادی در رابطه با قطار هسته ای داشتیم. شورای امنیت فردا قطعنامه را به رای میگذارد.وزارت خارجه از عدم صدور ویزا برای رییس دولت میگویدو نیروی دریایی انگلیس میگوید امروز 15 ملوان انگلیسی درخلیج فارس توسط ایرانی ها بازداشت شده اند. به نظر میرسد روز های پر التهابی پیش رو باشد.در این زمینه هم اگر تحلیلی بود بفرمایید.
..................................
عبدی:
اگر قطعنامه ای تصویب شد که ظاهرا امروز و فردا می شود حتما یادداشتی تقدیم می شود.
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply
شهاب شهسواری علویجه :
با عرض سلام و شادباش عید خدمت جناب عبدی!
آقای علی قیاس بسیار جالبی انجام داده اند. من تصور کنم دایرهی نابخردب ها از نایبالسلطنهی پهلوی هم بیشتر باشد. یک مورد از خاطرات راجی برایم جالب آمد که در قیاس موجود راهگشاست. راجی نوشته «نمیدانم شهبانو با اینکه میدانند فردا در هیچ یک روزنامههای دنیا خبر سخنرانیشان درج نخواهد شد ولی خبر تظاهرات مخالفان در مقابل سخنرانیشان با ماسک و پلاکارد تیتر یک تمامی روزنامه های مهم دنیا خواهد شد چه دلیلی دارد که با وجود اینکه هفتهی گذشته در نیویورک بودند دوباره به آنجا برای سخنرانی بروند؟ ... اگر روزی قرار باشد حکومت در دستان ایشان قرار گیرد دیگر همه چیز از هم خواهد پاشید» (نقل به مضمون) خدا سفر رییس دولت اسلامی را به خیر و خوشی بگذراند!! آمین یا ربالعالمین...
گفتهمیشود این آخرین فرصت از سوی (به قول آقای تاجزاده) کانون قدرت به آقای احمدینژاد است تا با در اختیار داشتن پشتیبانی کامل آخرین زورش را برای حل و فصل کردن مسالهی هستهای بزند، در صورت عدم موفقیت خبری از حمایت همه جانبهای که شامل وحدت در سال جاری برای حمایت و جانفدایی همگانی برای رییس دولت است، خبری نخواهد بود!
۳ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۴۱ بֽظֽ | Reply
Alireza az CANADA :
salam aghaye Abdi
be aghaye Ahmadinejad va doostaneshan va anhaee ke ishan ra be in post resandand befameed ke dar besyari az jeshvarhaye donya az jonle dar Canada neveshtane naame be namayandegane parlement va dolat FREE hast
yani POSTCANADA movazaf ast bedoone daryafte STAMP ya tamber va hich pooli naame shoma ra khatab be raeese dolat va namayandene majles be dasteshan beresanad
rasti yani in kharejoha aghleshan bishtar az mast ya man khaili............
ba arze mazerat jenabe Abdi
modati hast dige ro commentahaye man comment nemgozarid???
.....................................
عبدی:
معمولا بر حسب نام کامنت گزار پاسخ نمی دهم بلکه بر حسب نیاز موضوع است.
Alireza Canada
۴ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۴۶ بֽظֽ | Reply
امير :
شما هم كه خودتان در پاسخ اين دوست ما به صراحت فرمودهايد نامه نويسان طمع دارند. پس بايد قبول كنيد كه مسوول ارشد جمع آوري نامهها چندان هم غلط نگفته است. ضمن اينكه حرف ايشان بسيار محترمانه است ولي حرف شما خير!
ضمنا من دوستي در دانشگاه داشتم كه اهل تفت بود. ايشان كه خيلي هم مومن بود به ندرت ممكن بود كه از كسي چيزي بخواهد. دليل آن هم بيشتر اين بود كه ايشان درخواست از غير خدا را گناه ميدانست و البته بنده هم راستش را بخواهيد چندان از اين رفتار ايشان خوشم نميآمد چون احساس راحتي نداشتم كه از ايشان چيزي بخواهم.
البته مغز مطلب شما راجع به نامهنگاري به دولت بسيار صحيح و مستدل است فارغ از اينكه يزديها تيزهوش باشند يا قانع و يا مومن!
اميدوارم سال بسيار خوبي داشته باشيد و ما هم همينطور
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۱۷ بֽظֽ | Reply
هادی از گلستان :
اولا خوبست آقایان نتایج بررسی مکاتبات مردم را در اولین سفر استانی آقای رئیس خمهور از طریق صدا و سیما به مردم بدهند بعد نظر بدهیم
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۴۰ بֽظֽ | Reply
امیر :
یعنی اون موقع که یزدیها به استقبال خاتمی رفته بودن از موهبت قناعت برخوردار نبودن؟ خوب حتما اینم از برکات دولت مهر ورزه و لابد اصلا ربطی به عملکردشون نداره .....
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۲۳ بֽظֽ | Reply
یگانه :
با سلام و تبریک سال نو
لطفاً بگویید که این آقای آگاهی که مدام از او مطلب می آورید، کیست؟
.......................................
عبدی:
گرچه حدس می زنم که باور آن سخت است اما عرض می کنم که من اصلا ایشان را نمی شناسم و نمی دانم که کیستند و ایمیلی هم از ایشان ندارم و تا کنون هم در صدد یافتن پاسخ این پرسشها نبوده ام.چند روز قبل یکی از دوستانم می گفت که فکر می کنم اسم مستعار خودت است !!گفتم آقا جان چه نیازی به این کار؟بعلاوه ادبیات من هم با ایشان فرق می کند.اما ظاهرا کسی نمی خواهد یا نمی تواند حس کند که چنین رفتاری هم ممکن است.
اگر آقای آگاهی دوست داشت از همین طریق خودش را برای این خواننده محترم معرفی کند.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۴۵ قֽظֽ | Reply
آگاهي :
با سلام بر آقاي عبدي و دوستان محترم،
با تشكر از شما، آنچه آقاي عبدي گفتند كاملا درست است و من هم تا كنون حتي يكبار هم ايشان را حضوري نديده ام و حكايت اين نوشته ها هم اين است كه روزي بر حسب تصادف سايت ايشان را ديدم و با توجه به ارادت غيابي كه مثل همه دوستان به ایشان داشتم مطالب ايشان و سايت را پيگيري ميكردم. براي اولين بار فكر كردم مطلبي براي ايشان بفرستم آنهم با نيّت اينكه فقط ايشان آنرا ببينند و لا غير! بعد ديدم كه ايشان لطف كرده آنرا در سايت آوردند.راستش را بخواهيد براي خود من هم عجيب بود! در حقيقت ايشان مشوق من شدند و الاّ بنده در تمام عمرم تا كنون اصلا چنين مقالات عمومي ننوشته ام . اينكه چه كسي هستم باور بفرمائيد هيچ كس ! يكي از علاقمندان به اين سايت و صاحب آن.از همه دوستان دعوت ميكنم با توجه به نوع اداره اين سايت حتما تا ميتوانند مطالعه و تحقيق در خبرها و زمينه هاي مورد علاقه نمايند و براي آقاي مهندس عبدي ارسال نمايند و حتما مورد استفاده همه دوستان قرار خواهد گرفت و خيلي تغييرات مثبت را در زندگي خواهند ديد كه يكي آن احساس موثر بودن در سرنوشت عمومي جامعه است.نكته جالب براي من اين است كه آقاي عبدي به آنچه عنايت دارند ارزش مطلبي است كه بنظرشان براي جامعه مفيد ميباشد است نه اسم و رسم نويسنده و حقيقتا ديدم كه ايشان عامل به يكي از فرمايشات اميرالمومنين(ع) هستند و اين همر بر ارادت من بر ايشان افزوده است. از همه دوستان دعوت ميكنم كه فقط خواننده نباشندو در اين بحثها شركت كنند.اين سايت بنظرم دارد تبديل به نوعي آكادمي اينتر نتي با غناي بالا ميشود و هر كسي تشويق به مشاركت در آن ميشود.از آن بالاتر آنچه كه احساس ميكنم اين است كه بدون ديدن و ملاقات چنان احساس قرابتي در بين اهالي اين سايت پديدار شده كه واقعا عجيب است.يكنوع وحدت قلبي و فكري با احساس آرامش و اطمينان در كنار يكديگر بودن و فكر كردن و تبادل نظر كردن.به خانم علي نژاد هم توصيه ميكنم همين مسير را بروند تا بلطف الهي موفق شوند. كاش اين نگرش در مشاركت عمومي در سطح وسيع ممكن ميشد تا ثمرات شيرين آنرا همه ميديدند.
---------------------------------------------------
عبدی:
شخصا یکی از بهترین دستاوردهای این وبسایت را فراهم بودن امکان برای کسانی می دانم که از این طریق اقدام به نوشتن(یا حداقل افزایش نوشتن)اینگونه مطالب عمومی نموده اند و از قوه به فعل درآمده اند.و هم ما استفاده کرده ایم و هم خودشان بالیده اند.فکر کنید که اگر جامعه ای باز و آزاد داشتیم چقدر از این استعدادها می توانستند خود را فعلیت بخشند.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۱۲ بֽظֽ | Reply
سیاوش :
با سلام :
علیرغم بسیاری از مسائل مطرح درباره دولت ؟! نهم !! نمی توانم اینگونه تحلیل ها را نیز بپذیرم.چراکه بنظر میرسد ، راقم محترم سطور با آنکه ظرافت به خرج داده و در نهایت باریک بینی به حاشیه یک سفر نمایشی و نخ نما شده دقت کرده اند و چنین مسئله ای را مورد تدقیق چند صفحه ای قرار داده اند می توانستند به تحلیل بسیاری دیگر از موضوعات مهم و پر فایده بپردازند تا هم به حال پائینی ها خوش بیاید و هم به حال بالا دستی ها ...اما این نوع نگاه بهانه جویانه بیشتر آدمی را به یاد دولتی های قبلی می اندازد که آنها هم کم از این حاشیه ها نداشتند و کم از این باریک بینی ها نکردند!!
قطعا برادر عزیز مان جناب عبدی فارغ از قیل و قال مدرسه ای ها و چپ و راستی ها صرفا نقش ارزشمند یک رسانه بیطرف را بر عهده داشته و نیز خود را درگیر این بگو مگو های بی محتوا (با عرض پوزش ) نخواهند کرد.
با احترام
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۴۶ قֽظֽ | Reply
:
چرا استقبال کننده در خوش آمد گویی گفته بود به شهر خاتمی روشنفکر خوش امدی
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۰۳ قֽظֽ | Reply
مصطفی 1 :
با سلام وعرض تبریک سال نو
یک نکته بسیار مهم هم در این سفر بود که گفته نشد وان خیر مقدمی بود که به رییس محترم جمهور شد و در ان با ذکر به شهر معلم اخلاق والقاب زیبای دیگر و بشهر خاتمی خوش امدید بود
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۴۴ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/480