آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
هسته ای
۵ فروردین ۱۳۸۶
معنای اجماع در قطعنامههاي اخير
درباره قطعنامه اخير چه ميتوان گفت كه تكرار مكررات نباشد؟ اگر بخواهم از تكرار پرهيز كنم، فقط ميتوان به موارد زير اشاره كرد.
1ـ قطعنامه اخير نیز با رأي هر پانزده عضو شوراي امنيت و به اجماع تصويب شد. ميدانيم كه چند روز قبل از آن آفريقاي جنوبي و سپس اندونزي و تا حدي قطر اعتراضاتي را عليه قطعنامه داشتند. اگر اين سه كشور هم رأي منفي به قطعنامه ميدادند، ظاهراً هيچ اتفاقي نميافتاد و قطعنامه تصويب ميشد، اما پرسش اينجاست كه چرا عليرغم آن حدّت مخالفت آفريقاي جنوبي، هنگام رأيگيري به عنوان رئیس شورای امنیت نه تنها مخالفتي با قطعنامه نكردند، بلكه رأي ممتنع هم ندادند و چون ديگر اعضا رأي مثبت دادند؟
دليل آن را ميتوان اينگونه برشمرد كه سياست غرب در مواجهه با حكومت ايران، حركت براساس اجماع جهاني عليه دولت ايران است. ايالات متحده اگر ميخواست قطعنامه سختتري عليه ايران تصويب كند، ميتوانست، اما در اين صورت روسيه و چين و برخي از كشورهاي ديگر رأي ممتنع و نه موافق ،ميدادند، و البته قطعنامه هم تصويب ميشد، اما اجماع عليه دولت ايران حاصل نميشد. چرا ايالات متحده علاقهمند به اجماع ولو با قطعنامهاي تعديل شدهتر است؟ يك پاسخ محتمل اين است كه هدف آمريكا صرفاً تحريم دولت ايران نيست، بلكه انزواي حكومت ايران هدف اصلي آن است و اين انزوا را براي انجام اقدامات احتمالي بعدي خود نياز دارد.
قطعنامهاي كه علیه ایران باشد و اندونزي و قطر هم به آن رأي منفی و حتي ممتنع هم ندهند، براي اقدامات بعدي ايالات متحده مهم است. اگر هدف صرفاً تحريم بود، با 9 رأي خودشان بلافاصله آن را تصويب ميكردند و حوزه تحريمها را گسترش ميدادند. اما در این صورت معناي چنين اقدامي اين بود كه حكومت ايران فقط در برابر غرب قرار دارد، در حالي كه قطعنامه اجماعي به معناي آن است كه دولت ايران در برابر جهان قرار دارد و اگر ايالات متحده به اقدامي نظامي عليه ايران متوسل شود، آن را به وكالت از جامعه جهاني معرفي ميكند.
حكومت ايران بايد بپذيرد كه در شرايط كنوني در برابر نظام بينالملل قرار گرفته است، در اتخاذ اين موضع خود چه حق باشد و چه باطل، اما در هر حال نميتواند منكر اين واقعيت شود. اين كه وزير خارجه حكومت در شوراي امنيت، اعلام كند كه دو سوم اعضاي سازمان ملل در سپتامبر 2006 بر حق ايران در استفاده از انرژي هستهاي تأكيد كردهاند، هيچ مشكلي را در این زمینه حل نميكند، زيرا از آن زمان تا به حال چند قطعنامه از سوي شوراي امنيت سازمان ملل عليه دولت ايران صادر شده، ضمن اين كه برخي از اعضاي مهم آن جمع هم در شوراي امنيت حاضرند و عليه ايران رأي دادهاند. بعلاوه بيانيه آن جمع (غير متعهدها) واجد معناي دقيق و مفهوم حقوقي نيست، چه بسا منظورشان از حق استفاده از انرژي هستهاي براي ايران، داشتن نيروگاه و انجام فعاليت در چارچوب سازمان ملل و واحدهاي تابعه است.
بنابراين بهتر است دولت ايران به جاي اين اظهارات ،خیلی صريح و رك همه جامعه جهاني را رد و محكوم كند و اعلام دارد كه برخلاف خواست اين جامعه، اتكاي خود را بر مردم خويش و مردم ساير ملل قرار ميدهد. اما در اين صورت رييس دولتي كه از استقبال مردم اندونزي به وجد ميآيد بايد متوجه باشد وقتي كه حكومت آن مردم به قطعنامه علیه ایران رای مثبت می دهد ،حتی یک نفر از آن خیل استقبال کنندگان به حکومت اندونزی اعتراض نميكند! اين معناي دقيق اتكا به مردم ساير ملل است. اتكا به مردم ايران هم بايد تعريفي عملياتي داشته باشد. جامعهاي كه تعطيلات نوروزش را با تصويب قطعنامه عليه ايران معاوضه نميكند و 15 روز مطبوعاتش تعطيل است، معلوم است كه چه جايگاهي براي اين مبارز قايل است. البته شايد دليل درستتر آن باشد كه چون نقشي در تعيين اين جايگاه ندارد، ترجيح ميدهد كه از كنار آن رد شود.
2ـ يكي از نكات مهمي كه درباره قطعنامههاي شوراي امنيت مطرح است، قانوني بودن يا نبودن آنهاست. از يك منظر كلي و ضرورت وجود ضمانت اجرا برای هر قانونی ، در نظام بينالملل چيزي به عنوان قانون (مشابه مفهوم آن در داخل كشورها) نداريم، و هرچه هست نوعي توافق و قرارداد است، اما اگر قايل به قانون در نظام بينالملل باشيم، نزديكترين مصداق آن، مصوبات شوراي امنيت است، زيرا اين شورا كمابيش ابزار لازم را براي اجراي مصوبات خود نيز دارد و آن را به اجرا ميگذارد و از اين حيث مصوبات آن به معناي قانون نزديك و شايد منطبق ميشود.
فارغ از ضمانت اجرا، شوراي امنيت بالاترين ركن نظام بينالملل باقیمانده از جنگ دوم جهاني است، و حتي اگر مجمع عمومي به تعبيري بالاتر باشد، اما به لحاظ ضمانت اجرايي و دخالت در مسايل مهم، شوراي امنيت است كه حرف اول و آخر را ميزند. بنابراين مصوبهاي كه با اجماع اعضاي آن تصویب شود، به ناچار به لحاظ شكلي هم قانون و مصوبه ای لازمالاتباع محسوب مشود و هيچ مرجعي بالاتر از آن در تشخيص درستي يا غلطي تصميماتش وجود ندارد.
بنابراين نسبت به قانوني بودن مصوبات شوراي امنيت نميتوان اعتراضي داشت، اما ميتوان نسبت به منصفانه بودن آن كاملاً معترض بود. اين وجه قضيه در حقوق داخلي هم هست. مثلاً ممنوع بودن قانوني عدهاي از شركت در انتخابات امري قانوني محسوب ميشود، اما ممكن است مطلقاً براساس انصاف نباشد. به همين دليل در برخورد با قوانين غير منصفانه (كه قانون هم هستند) راههاي مختلفي در نظامهاي داخلي وجود دارد، برخي افراد تمكين ميكنند، برخي ديگر ضمن اجراي آن قوانين نسبت به وجودشان معترض ميشوند و ميكوشند كه آنها را اصلاح كنند و برخي هم نافرماني مدني را پيشه ميكنند و اين قوانين غير منصفانه را ناديده ميگيرند، كه طبعاً گروه اخير بايد آماده پرداخت هزينهاش هم باشد.
در عرصه بينالملل نيز همين امر صادق است. برخي كشورها در برابر مقرراتي كه غير منصفانه ميدانند سكوت كردهاند، برخي هم در جهت اصلاح آن گام برميدارند، كه اين كار عمدتاً از طريق سازوكارهاي رسمي صورت ميگيرد، و اگر دولت ايران بخواهد به نام غير منصفانه بودن اين مقررات و تصميمات، در برابر آنها نافرماني مدني كند، لزوماً بايد آماده پرداخت هزينهاش باشد، اما چون چنين هزينهاي از جيب مردم پرداخت ميشود، به ناچار بايد در فضايي آزاد نظر آنان را هم جويا شود كه آيا واقعاً مردم فكر ميكنند كه چنين مصوباتي عليه ايران تا بدان پايه غير منصفانه است كه در برابر آن هزینه نافرماني مدني را پرداخت كنند؟
وزير امور خارجه در جلسه شورای امنیت و در استدلالي كه مقدمه آن صحيح بود، به قطعنامههاي اوليه شوراي امنيت در خصوص جنگ تحميلي اشاره كرد كه ايران آنها را نپذيرفت، وي ميخواست نتيجه بگيرد كه اين مورد را هم نميپذيريم و آينده به نفع ما قضاوت خواهد كرد، همچنان كه در موارد قبلي هم از عدم پذيرش آتشبس در ابتداي جنگ پشيمان نيستيم. اما نتيجه آقاي وزير درست نيست زيرا آن مقدمه را بايد تكميل ميكرد. در آن زمان حتي مخالفترين نيروهاي سياسي با حكومت ايران نيز موافق پذيرش آتشبس و گفتگو نبودند، زيرا براي مردم ايران مسأله بسيار حيثيتيتر از آن بود كه به قطعنامه شوراي امنيت وقعي نهند و شورا هم آن قطعنامهها را صرفاً از باب رفع تكليف تصويب كرده بود و هنگامي كه ارادهاي بر اجراي آنها نداشت، عملاً كان لم يكن تلقي ميشد، اما آقاي وزير فراموش كردند اشاره كنند كه موضع ايران در مورد قطعنامه 598 نيز ابتدا نفي كامل بود، و چند سال بعد آن را پذيرفتيم، زيرا هنگامي كه ارادهاي براي اجراي آن شكل گرفت، اقدامات لازم هم عليه ايران شروع شد، ارادهاي كه امروز براي اجراي قطعنامه 1737 و 1747 و... كاملاً مشهود است.از سوی دیگر امروز نه تنها آن توافق عام در زمان شروع جنگ در رد قطعنامه ها وجود ندارد بلکه افراد به ظاهر موافق هم چون به خلوت می روند چیز دیگری می گویند.
نافرماني مدني در نظام بينالملل موجود ممكن است در كوتاهمدت پاسخ دهد، اما در ميانمدت و بلندمدت يكسره با شكست مواجه ميشود، يك دليل آن اين است كه نظام بينالملل موجود تا حدودي ابزار و شيوههاي اصلاحي را برای اصلاح خود پذيرفته و راه را براي آن باز گذاشته است، و در نتيجه نافرماني مدني را نميپذيرد و هزينه سنگيني را براي آن بار ميكند. و كشورهاي نافرمان نيز به سرعت منفعل و منزوي ميشوند.
فراموش نكنيم كه مخالفت با نافرماني مدني در نظام بينالملل به معناي تمكين و پذيرفتن كامل اين نظام نيست، چون همان طور كه گفته شد، راههايي براي اصلاح و بازسازي اين نظام در دسترس است.
3ـ يكي از نكاتي كه عليه مخالفان سياستهاي هستهاي مطرح ميشود، متهم كردم آنان به «مرعوب» بودن در برابر غرب است. من نميخواهم فعلاً مصداق و معناي مرعوب يا شجاع بودن را در موضوع حاضر توضيح دهم، و حتي نميخواهم نفي وجود چنين اتهامي را بكنم. اما اگر اين اتهام وارد باشد، صرفاً به كساني ميتواند وارد شود كه در ساختار حكومت قرار دارند، كساني كه بيرون چنين ساختاري هستند و نه تنها تعلقخاطري به آن ندارند كه مخالف آن بوده و خواهان تضعيف و حتي سرنگوني آن هستند، طبعاً نبايد از تقابل ايران و غرب يا نظام بينالملل وحشتي به خود راه دهند، بلكه برحسب انگيزههاي جاري بايد از اين امر استقبال هم بنمايند، اما اگر اين گروه مخالف اين تقابل هستند، نه به دليل وحشت از غرب، بلكه به دليل برداشتي است كه از خسارات بيهوده اين تقابل دارند كه به مردم و آن هم بخش فقير جامعه تحميل ميشود.
اين خسارات چيست؟ هر ضربهاي كه به اقتصاد اين كشور وارد شود در درجه اول آثارش گريبان مردم ضعيف را خواهد گرفت، هيچ يك از قدرتمندان فعلي ذرهاي گرسنگي نخواهند كشيد، هيچ یک از كودكان آنان بر اثر بيماري و فقر نخواهد مرد، چه بسا در شرايط بحراني خود و خانوادهشان راهي مكانهاي امن و پربرکت شوند، خوب اگر قرار است اين مردم هزينه آن نافرمانی را بدهند پس بهتر است در اتخاذ تصميم در اين زمينه مشاركت داشته باشند. آيا صدا و سيماي رسمي حاضر است مناظرهاي را در خصوص اصل و اساس برنامه هستهاي با منتقدان تشكيل دهد تا شنوندگان و مردم بدانند كه اين چه موضوعي است كه اگر به آن دست پيدا كنيم 50 سال به پيش ميرويم و كره شمالي كه به آن دست يافته 50 سال به عقب ميرود؟ و دهها سوال ديگر كه پاسخ هيچكدام در داخل کشور چنان كه بايد و شايد مطرح نشده است.
درباره ابعاد تحريمها و آثار سوء اقتصادي و سياسي آنها و تبعات ديگر اين تحريمها به مرور مطالبي تقديم خواهد شد.
انشاءالله

mehdi :
jenabe abdi
ey kash goshe shenavaie bood va in sharaiete hassas ra dark mikard. motasefane tasmimgirihaie keshvar be savad nachiz va darke kodakanie az nezam jahani gereh khorde ast. be nazare shoma in afrad tan be monazere midahand? thanks
................................................
عبدی:
شجاعت واقعی برای هر سیاستمداری عدم ممانعت از آزادی بیان مردم(بدون استثنا)است و فکر نمی کنم که افراد موجود آنقدر شجاعت داشته باشند که چنین کنند.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۳۴ بֽظֽ | Reply
امید :
کاش آقایان که در شورای امنیت با حرارت از آقای رییس میپرسند:" چه کسی میتواند انکار کند که محروم کردن یک ملت از تحصیلات عالیه در رشته های خاص علمی و نیز جلوگیری از بهره مندی آنها از فن آوری ..... برای استفاده های غیر نظامی و انساندوستانه , مغایر با حق توسعه و حق آموزش است؟ "( نقطه چین بجای کلمه ی هسته ایی, برای رساندن بهتر منظور, از اینجانب است ) یک نیم نگاهی به اعمال و رفتار خود و همکارانشان در گذشته و در داخل کشور با مردم خودشان و نه بیگانه ها, مثلا ... و در نحوه و چگونگی جمع کردن ویدیو ها, ... ماهواره ها, از خانه های مردم و بستن و محدود کردن بهره مندی از انترنت و سایت ها, روزنامه ها, احزاب, .... و غیره میکردید تا بفهمند که چرا دیگر کسی برای حرفهای حساب ایشان هم , تره خورد نمیکنند!!
کاش مقامات تصمیم گیرنده, به همین نحو که در مورد اصول قانون بین الملل, در شورای امنیت صحبت, و از اعضا درخواست لحاظ کردن آن در تصمیم گیریها را میکردند, بر روی قوانین و احترام به آن در داخل هم حساسیت نشان میدادند تا ....
کاش...
به هر حال کار از کاش گفتنها گذشته است!! فقط لازم است از احساس مسؤلیت شما, آقای عبدی , تشکر کرده, بپرسم: آقای متکی خطاب به اعضای شورای امنیت دیروز در مقر آن در آمریکا با عصبانیت گفتند: " تحریمهای سیاسی و اقتصادی کوچکتر از آن هستند که ملت ایران را به کوتاه آمدن از خواسته های بر حق و قانونی خویش وادار کند."(پایان نقل قول) بنظر شما معنی این حرف این نیست که فقط حمله ی نظامیست که میتواند این ملت را به زانو در آورد؟
...................................
عبدی:
وقتی تعجب می کنم که چرا چنین متنی را در آنجا خوانده اند به همین دلائل است.اگر می خواستند همین حرفها را هم بزنند می توانستند با ادبیات دیگری بگویند که تاثیر گذار باشد و نه تحریک کننده.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۴۸ بֽظֽ | Reply
احسان :
با تشكر از مطلب دقيقتان. متاسفانه كاملا مشخص است كه مسئولين در يك عوام زدگي شديد گرفتار شدهاند.مشكل اين است كه ديگر درك مفاهيم ساده هم دز سياست ايران سخت شده است. من فكر نميكنم سياست خارجي در هيچ دوره اي به اين وضعيت اسفبار بوده باشد.
.......................................
عبدی:
برای فهم بهتر قضیه در باره مفهوم و واقعیت استقلال در دولت جدید که شعار محوری انقلاب بود مطلبی خواهم نوشت تا معلوم شود چگونه این شعار محوری از میان رفته است.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۴۸ بֽظֽ | Reply
taha :
آقای عبدی
ضمن تشکر از احساس مسئولیت شما باید عرض کنم حتی دوستان غیر ایرانی هم فهمیدند که سخنان آقای متکی در شورای امنیت کاملا نادرست بود.
این سخنان و استدلال ها فقط در داخل کشور که همه صداهای مخالف خاموش است قابل طرح است.
همه از سرنوشت جنگ، مقاطع مختلف آن و قطعنامه ها خبر داریم بطوریکه اخیرا خیلی از دست اندرکاران آن زمان با افشا مشتی از خروار اسناد آن دوران تلاش کردند مسئولیت زیانهای عدم پذیرش بموقع قطعنامه ها را به گردن دیگری بیاندازند.
عاقبت پرونده هسته ای هم مثل روز روشن است، حضرات تا جاییکه حیاتشان تهدید نشده به مقاومت ادامه خواهند داد که صد البته همه هزینه های آن به مردم تحمیل خواهد شد.
بمحض احساس خطر جدی ، حکومت با مجامع بین المللی کنار خواهد آمد.
به نظر میرسد هیچ راه حلی غیر از آگاهی دادن به مردم در مورد آنچه که قدم بقدم به آن نزدیک میشوند و کشاندن آنان به صحنه وجود ندارد که البته آنهم با توجه به میزان حساسیتی که مردم نسبت به سرنوشت کشور نشان میدهند، کار آسانی نخواهد بود.
فعلا هم که همه خوابند و شهر در امن و امان است.
باتشکر
طاها
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۵۳ بֽظֽ | Reply
ابوذر :
سلام و امید سلامتی و سالی بهتر از پارسال برای شما
1.در مورد پذیرش آتش بس در ابتدای جنگ اشاره کرده اید که حتی مخالف ترین نیروهای سیاسی حکومت هم موافق آتش بس نبودند، نمیدانم امثال بنی صدر یا بازرگان را در کدام درجه از مخالفت می نشانید اما نقل قولهای زیادی از آن دوران در دست است مبنی بر موافقت با آتش بس؛ حتی محسن رضایی هم پس از سالها سعی کرد طی مصاحبه مفصلی علل عدم پذیرش آتش بس زودهنگام را توجیه کند و این خود گواه جدی بودن بحث پذیرش و عدم پذیرش آتش بس در آن زمان است. به نظر میرسد توضیح بیشتری از شما در این زمینه لازم است.
2.فهرست کردن چند نام شرکت های ایرانی و سرداران نظامی در چنین قطعنامه هایی آِیا براستی کارکرد اجرایی دارد یا تنها وجهی سمبلیک و هشدارباش است؟ مقایسه کنید با تحریم های بسیار جدی تر تسلیحاتی ایران در دهه شصت و مقاومت و معاملات ایرا ن که گویا اساس سیاست امروز ایران هم همین قیاس است.
3.از همان روز که "صدور انقلاب" از دعاوی حکومت ایران شد، درگیری با همسایه ها و کشورهای قدرتمند و در یک کلام نظام بین الملل آغاز شد و از همان زمان هم هر گونه مشروعیت زدایی (در داخل) از قوانین هر نهاد بین المللی و اجماع آنها سیاست اصلی حکومت ایران بوده است. تهدید به "بی قانونی کردن" به یقین تنها برای غیر منصفانه بودن/دانستن بعضی قوانین بین الملل (مانند مورد خاص انرژی هسته ای) نیست. اینکه مکانیزم "نافرمانی مدنی" باعث منزوی شدن یک کشور می شود به نظر نمی رسد عامل قوی ای برای باز دارندگی سیاست های حکومت های به اصطلاح ایدئولوژیک باشد و گویا طرفین هم به لولوی سر خرمن بودن این تحریم ها واقفند. سوال این است آیا این بار هم نظام بین الملل با علم بر ناکارآمدی تنها به منزوی کردن ایران بسنده خواهد کرد؟ یا برای ترمیم ساز و کار جهانی و نفوذ و اعتبار کامل و قاطع خود آنها هم اندکی تمایل به بی قانونی! نشان خواهند داد تا موانع لجوج برهم زننده وضع مطلوب رفع و آینده هموار شود؟ و از طرف دیگر در صورت گذراز تهدید انزوا به خطر انهدام آیا حکومت ایران هیچ نشانه ای مبنی بر حفظ بقا- با پذیرفتن هر شرطی را -درخود و کارنامه خود دارد؟
.........................................
عبدی:
آنچه گفته شد مربوط به ابتدای جنگ است که کسی موافق آتش بس پیشنهادی شورای امنیت نبود.اما بعدا و با پیشروی ایران قضیه فرق کرد.
درباره تحریم ایران هم هیچگاه ایران از سوی شورای امنیت تحریم نشده است و لذا موضوع کاملا فرق می کند.
سیاست در عصر دوقطبی هم با شرائط مروز متفاوت است که قبلا در یادداشت روسیه با شوروی فرق دارد(در همین سایت) مفصلا توضیح داده شده است.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
shahrdad :
This is an excelent analysis of the current situation. Keep up the good worrk.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
نمیدونم چرا در مورد این قضییه, بک احساس دوگانه ایی توی وجودم اینور و آنور میشه!! از یه ور میگم:" خوش بحال باغی که شغال از اون فرار کنه!!" و لی بهو از اونوری میگم:" کدوم باغ؟ کدوم میوه؟ کدوم گل؟ کدوم بلبل؟..."
نمیدونم میشه یا نمیشه؟ بنظر شوما, حالا که آقایان چشمشون به حقایق دنیا باز شده و اینقدر قشنگ استدلال میکنند , میشه از اونا خواست با یه شوک , همه ی این فشارها را از رو خودشون و مردوم بردارند؟ میشه مثلا بخوابیم, فردا صبح بیدار شیم , بیبینیم مقامات ایران با خوشحالی میگند:
آقای رییس شورای امنیت!!
ما نظر و تصمیم شوما را (بعنوان دوما) می پذیریم!! به شرط آنکه شما هم مردونگی کرده, بیایید و یه رفراندم آزاد زیر نظر خود, در اینجا , ( منظور کشور ایران ) برگزار کنید.بعدش که نتیجه معلوم شد, ما هم , همه ی ما , تعهد میدیم, قول هم میدیم که قدرت را, مسالمت آمیز و با حس همکاری, به دست آنهایی بدیم که برنده این رفراندم شده ند!!
آقای رییس شورای امنیت!!
راسش , ما بعد از گذشت سی سال کم آورده , نمیدو نیم مردم خودمان چی چی میخو اند , چی چی , نمیخواند!! ما که نمیتونیم از قول اونا و پدرهای اونا , هر کار خواستیم با جون و مالشون بکنیم؟ میتونیم؟ نه !! پس شوما با دعوت بیایند,... آنوقت ما هم اجازه میدیم بوسیله شما, مردوم , افراد مورد علاقه ی خود شان را انتخاب, بعد هم ما اگه انتخاب نشدیم, که میشیم!! کنار میشینیم تا منتخبین واقعی مردم در مورد این قطعنامه ی حساس و در مورد این مساله حیاتی و مماتی,و در مورد داشتن حق یا نداشتن حق!! خود شون تصمیم بگیرند....
چه خوب میشد, نه؟ بقول معروف: چه خوش بود که بر آید به یک کرشمه دوکار!! آنوقت با این کار, هم مقامات فعلی بدون دادن هزینه از شورای امنیت وقت خریده ند!! هم ما , از کشورهایی که قصد حمله دارند, سرمایه!!
آخه میدونید؟ چشم به هم بذاری, شصت روز دوباره تمومه و ....
خدایا خودت!! آیا میشه؟
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۱۴ بֽظֽ | Reply
:
اقای عبدی عزیز سال نو بر شما وخانواده مبارک باشد /قطعا شما میدانید تصمیمهای مهم دراین کشور در کجا گرفته میشود/ نمیدانیم کدام جمع یاارگان برای سرنوشت واینده کشورمان برنامه ریزی میکند شاید دراین مقطع خیلی اهمیت هم نداشته باشد ولی بهر حال احاد این مردم روزی باید بدانند که اگر خوشبخت هستند مدیون کدام ادم هستند واگر دچار بدبختی وادبار شدند چه کسی را مسوول بدانند/ درسایر کشورها تکلیف معلوم است یا حزبی ائتلافی باشعار مشخصی ازمردم رای میگیرد ویا ادمی مثل قذافی صدامی برنامه ریزی میکند یا حتی درمجالسشان یا درمجامعی با شناسنامه معین قبول این مسوولیت میشود/من نشنیده ام در مجلس ما ازاین بحثها باشد مجمع تشخیص هم که شاید فرا جنا حیترین ارگان کشور باشد به توازن ان کاری نداریم /وظایفی دیگر دارد اینکه ازشمابخواهما علام کنید چه کسی مسوول است حاشا/حداقل اینکه کسانی رسما اعلام کنند اهای ملت من دراین تصمیم دخالتی نداشتم توقع نابجایی نیست
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
محمد حسین :
سلام و تشکر از تحلیل های شما
ممنون می شوم که قدری بیشتر در مورد تبعات اجماع و تحریم توضیح دهید.
......................................
عبدی:
اجازه دهیم با قدری پرسش مواجه شویم در پاسخ به آنها موضوع بسط یابد.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۴۳ بֽظֽ | Reply
حمید فرخنده :
با سلام،
رئیس دیپلماسی ایران با این اظهارات ناخواسته اعتراف کرده است که در نهایت وقتی ایران در
مو ضع ضعف قرار گرفت ( مانند ماههای پایانی جنگ ایران و عراق) قطعنامه شورای امنیت را خواهد پذیرفت. قطعنامه اخیر نیز همانطور که شما اشاره کرده اید قصدش در انزوا قرار دادن بیشتر ایران است. حالا که ایشان جور تمام دولت را کشیده و به نمایندگی از طرف کسانی که ترمز و دنده عقب قطار برنامه اتمی ایران را کنده و دورانداخته اند تا آنجا قدم رنجه فرموده، باید لااقل در "درست یا عادلانه نبودن" این قطعنامه حرف دیگری برای گفتن آماده می کرد. واقعا استدلال آقای وزیر امور خارجه متکی به چیست؟!
...........................................
عبدی:
اگر اشتباه نکنم آقای رئیس دولت اعلام کرده بود که طرح جدیدی هم دارد نمی دانم چرا ارائه نشد.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۴۸ بֽظֽ | Reply
حميد رضا :
جناب عبدي عزيز سال نو مبارك!
ضمن تشكر از مقاله مستدل و خوبي كه نوشته ايد؛چند نكته اي را عرض مي كنم.
استدلال شما در باره مصوبات شوراي امنيت و نوع ساز و كار آن كاملا درست است اما مشكل اينجاست كه حكومت ايران گوشش بهيچ وجه بدهكار اين استدلالها نيست و اساسا آن را غير قانوني مي شمارد.چرا كه به نوعي همه اين نظريه هاي درست و متقن قطعا براي آقايان نوشته و گفته مي شود .من مطمئنم كه نوشته هاي شما ومشابه آن به حضور برده مي شوند ولي چرا هيچ تاثيري در روند حوادث ديده نمي شود بسيار معماگونه و سوال برانگيز است!باور كنيد بارها بخود گفته ام كه تئوري توطئه هيچ پايه و اساس درستي ندارد ولي در عمل مي بينم كه انگار اين سناريو همانگونه كه نوشته شده دارد به اجرا در مي آيد.بنظر شما دستگيري ملوانان انگليسي بيشتر از آنكه در جهت منافع ما باشد درجهت منافع غرب براي برخورد حتي بگونه نظامي با ايران نيست؟!يك اتفاق بسيار عجيبي افتاده است كه هر چه براي آقايان دليل روشن و بارز مي آوري كه آخر اين بازي باخت صد در صد ايران است گوش آقايان بدهكار كه نيست تازه متهم به مرعوب شدن هم مي شوي.همانگونه كه شما هم پيش بيني كرده بوديد سر بزرگ ماجراي هسته اي در بهار از زير لحاف غفلت و ناداني بيرون مي زند.از نشانه هاي اين پيش بيني تصويب قطعنامه تازه عليه ايران و دستگيري ملوانان انگليسي است كه بازي را به سمت برخورد شديد و نظامي مي برد!باور مي كنيد كه آقايان به اين نتيجه رسيده اند كه بهترين زمان برخورد با غرب و آمريكا اكنون است زيرا بقدر كافي در منطقه ضعيف شده اند و در باتلاق عراق گرفتارند و بطور قطع در رويارويي با ايران شكست بزرگي نصيب شان مي شود همانگونه كه اسراييل در جنگ با حزب الله در تابستان گذشته شكست خورد!حالا شما هزار استدال قوي بياور آنچه البته بجايي نرسد فرياد است!
.............................................
عبدی:
متاسفانه تا حد زیادی همینطور است.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۰۴ بֽظֽ | Reply
علی :
فکر میکنم حکومت ایران تقابل با کل نظام بین الملل را پذیرفته فقط هنوز نمیخواهد آنرا رسما اعلام کند. سخنگوی دولت امروز گفت که دولت تصمیم به کاهش همکاری با آژانس گرفته است. اگر همین روال یعنی صدور پیاپی قطعنامه ها و کاهش تدریجی همکاری با آژانس پیش برود در همین چند ماه اینده دولت ایران باید از ان پی تی خارج شود. آیا این همان چیزی نیست که دولت ایالات متحده انتظارش را میکشد؟
...........................................
عبدی:
تصور می کنم که اگر عدم تحویل سوخت هسته ای از روسیه قطعی شود احتمال خروج از ان پی تی هم هست اما تا قبل از چنین قطعیتی بعید می دانم از آن خارج شود.
۵ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۴۲ بֽظֽ | Reply
شهاب شهسواری علویجه :
آقای عبدی تصور نکنم که به کارگیری عبارت «نافرمانی مدنی» در رابطه با عدم تابعیت از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد وجه درستی داشته باشد.
جامعهی جهانی هنوز در موقعیتی از لحاظ سیاسی قرار نگرفته که بتوان دولتها را به عنوان شهروند جامعهی بینالملل تقلیل داد. در عین حال انسانها هم هنوز به عنوان شهروند این جامعهی جهانی محسوب نمیشوند.
شاید از روندهای سیاسی امروز بتوان روزی را پیشبینی کرد که مطابق قوانینی مدون هر دولت در جامعهی بینالمللی دارای حقوق و مسوولیتهایی برابر است (بالاخص روند پیگیری پروندهی اتمی ایران در آن جهت است و از سوی شورای امنیتی صادر میشود که پس از پایان جنگ سرد خواهان رسیدن به جایگاه حاکمیت و حکمیت بینالمللی است. این روند در مورد بسیاری از پروندههای موجود در سازمان ملل پیگیری نشده و نمیشود و تنها در مقابله با ایران است که اعضای قدرتمند این سازمان به دنبال تغییر و تعالی قدرت تصمیمگیری و اثرگذاری این سازمان هستند.)
.................................
عبدی:
در مقدمات بحثم کمی توضیح داده ام تا هنگم استفاده از این اصطلاح مورد انتقاد واقع نشوم.بنابر این با شما موافقم اما برای تقریب ذهن این اصطلاح بکار برده شد.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۴۹ قֽظֽ | Reply
:
روزنامه معروف واشنگتن پست ۱۷ آوریل ، طی گزارشی از تلاش تب آلود برای خرید قاچاقی تجهزات نظامی پیشرفته از مجرای دلالان اسلحه در امریکا، خبر داده و در همین رابطه از دستگیری شخصی بنام محمد فاضلی ـ ایرانی تبارِ مقیم امریکا ـ ودر حین ارسال محموله ها نام برده است.
روز بعد از دستگیری فاضلی، شخص دیگری بنام عارف دورانی و این بار پاکستانی الاصل، نیز با همین اتهام، قاچاق تجیهزات پیشرفته جنگنده های Fـ ۵، دستگیر و روانه زندان میشود. تا اینجای خبر نه برای من و نه برای اکثریت سیاست آشنایان با کشورداری ایران نکته تازه ای وجود ندارد.
نکته تازه در این گزارش، که چندان جلب توجه همگان را نکرده و تحت الشعاع اصل خبر قرارمیگیرد، نرخ خرید و فروش قاچاق این قطعات و نرخ نازل سود این دلال بیچاره است!۳۲۰۰%!! خوانندگانی که با نا باوری به این عدد و نرخ سود نگاه میکنند، میتوانند به نشریه ۱۷ آوریل واشنگنتن پست مراجعه فرمایند تا مطمئن شوند که نگارنده با اعداد شوخی نکرده وغلط ترجمه نکرده است. آقای عارف دورانی اعتراف مینماید که، قطعا ت مربوطه را ۱۵۰۰$ میخریده و هریک را ۴۸۰۰۰$ یعنی سی و دو برابر به ایران میفروخته! این درصد تازه برای قطعات هواپیماهائی است که اقلاً ۳۰ سال از عمرشان گذشته است .
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۵۳ قֽظֽ | Reply
آرش :
با سلام
"احمدي نژاد شكل تصميمگيري اخير شوراي امنيت را دليل روشني از شكست نظام ليبرال دموكراسي و پايان عمر آن دانست."
کاشکی این آقای رئیس جمهور بک سالی در اروپا یا آمریکای شمالی زندگی کرده بود! یا مثلا حداقل خودش می نشست جلوی کامپیوتر جستجو می کرد ببیند چند تا شرکت مثلا در آمریکا وجود دارد که درآمد سالیانه شان از کل درآمد سالیانه نفت ایران زیاد تر است و یا امکانات تحقیقاتی هر شرکت آن به تنهایی از کل امکانات تحقیقاتی ایران زیادتر است.
از 44000 میلیارد GDP دنیا ، بیشتر از 32000 میلیارد دلار آن سهم آمریکا اتحادیه اروپا و ژاپن است. سهم ایران فقط 200 میلیارد است. این ها هم به این سادگی ها ریسک اتمی شدن کشوری با لکوموتیو رانان بی ترمز را نمی پذیرند. از نظر شکست هم اگر قرار است شکستی باشد قطعا شکست نظامهائی است که جز بدبختی و رنج دست آوردی برای مردمشان نداشته اند.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۲۹ قֽظֽ | Reply
نادر :
آقای عبدی خانواده من بی نهایت از جنگ می ترسند.چرا که ما زمان جنگ ساکن خوزستان بودیم و آنرا با گوشت و پوست درک کردیم.
من به شخصه به هیچ تحلیلی در مورد احتمال جنگ نرسیدم،به درستی تحلیل های شما با توجه به پیشینه تان ، ایمان دارم.
اگر امکان دارد،بدون مصلحت اندیشی نظرتان را در این مورد بفرمایید.
.....................................
عبدی:
وضعیت ایران مثل بند بازی است که خیلی وارد نیست اما احتمال به آخر بند رسیدنش با احتمال به چپ و یا راست افتادنش چندان متفاوت نیست.حمله محدود متصور است اما گسترش شعله های آن به نحوه پاسخ ایران بستگی دارد.البته گزینه اول غربیها کوتاه آمدن دولت ایران و در غیر این صورت تشدید تحریمهاست و نه جنگ و حمله.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۱ قֽظֽ | Reply
.sh.m :
با سلام به نظر بنده با توجه به اتخاذ سیاست انزوای ایران در جامعه بین الملل که ایالات متحده آنرا با صبر و حوصله دنبال میکند شکستن این اجماع از سوی ایران ضروری به نظر میرسد.چرا؟ بطور کلی جامعه امروز ایرانی آمادگی پذیرش فشار جدیدی را ندارد و اساسا با توجه به سیاستهای بعضا نادرست اتخاذ شده در زمینه های اجتماعی و اقتصادی عامه مردم آمادگی پرداخت هزینه های بزرگ در این زمینه را ندارند. حال باید چه کرد؟ یک راه فوری و ظاهرا منطقی اتکا به یک میانجی و پذیرش موقت قطعنامه اخیر شورای امنیت است . اما راه حل اساسی که مکررا توسط دلسوزان کشور ذکر شده استفاده از تمام نیروهای فکری انهم نه به صورت موقت بلکه به صورت دایمی میباشد که صد البته این راه با توجه به مسوولیت داشتن انسانهای کوچک و کم هوش ولجباز در بسیاری از مسوولیتهای مهم غیر ممکن به نظر میرسد. هم مگر پیش نهد لطف خدا گامی چند......
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۹ قֽظֽ | Reply
:
This is undoubtedly the best article I've ever seen from inside IRAN.
I hate to say it, but let's be honest: I cannot see any Iranian diplomat under current government with such capacity and such braveness. I am sure there are plenty of them, but NOT under the current government.
Bravo Mr. Abdi.
Good luck as Future of Iran belongs to us and NOT..........
Alireza
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۵۹ قֽظֽ | Reply
:
I forgot to mention that:
Was this the same version of the speech supposed to be delivered by the Iranian President at UN?
I am sure the one was not presented by the President was much much worse!!!!
Then thanks US to delay in President’s Visa approval process {which I am 100% sure was not the reason as they requested visa for more than 38 people just as Flight Attendants????????
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۰۹ قֽظֽ | Reply
سعید :
شاید نکته اصلی همین باشد:
" هيچ يك از قدرتمندان فعلي ذرهاي گرسنگي نخواهند كشيد، هيچ یک از كودكان آنان بر اثر بيماري و فقر نخواهد مرد، چه بسا در شرايط بحراني خود و خانوادهشان راهي مكانهاي امن و پربرکت شوند، "
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۲۱ قֽظֽ | Reply
امید :
با سلام خدمت شما آقای عبدی
قبل از هر چیز لازم میدانم از شما به خاطر روشن نمودن افکار عمومی جامعه تشکر کنم.
به نظر من دولت مردان امروز ایران دقیقا در مسیری حرکت می کنند که طرف مقابل خواستار آن هستند.
مهم نیست که محتوای قطعنامه چه قدر سختگیرانه باشد. همین که علیه کشوری در شورای امنیت قطعنامه ای با اجماع عمومی همه اعضا تصویب شود خود کافی است تا مفاد اجرایی قطعنامه فراتر از آنچیزی باشد که در متن قطعنامه ذکر شده است حتی پس لرزه های این واقعه خود به مراتب خطر ناکتر است.
اما این جا یک سوال مطرح است
که دولت ایران چه راهکاری را باید در پیش بگیرد؟
آیا به نظر شما این بازی باخت-باخت نیست؟
یعنی اگر قطعنامه را بپذیرد یک باخت سیاسی و حیثیتی برای دولت مردان و اگر نپذیرد اقدامات بعدی که به مراتب بدتر است و دقیقاقابل پیش بینی نیست.
اما چیزی که مسلم است این که بهای باخت اول را دولت و حاکمیت باید پرداخت کند نه مردم
اما بهای باخت دوم را قشر های آسیب پذیر مردم .
و پرسش آخر من از دولت خدمتگذار اینست که آیا حاضر است موجودیت خود را فدای آسایش و رفاه مردم کند؟
با تشکر اگر راه حل دیگری وجود دارد بیان کنید.
................................
عبدی:
بله همینطور است .ولی ذات این مساله چنین نبود که بازی باخت باخت شود اخلاقا آنها که آن را به اینجا رساندند باید خود عهده دار هزینه اش باشند.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۴۹ قֽظֽ | Reply
علی ل :
با سلام و آرزوی توفیق و سلامتی در سال نو
آقای عبدی لحن تند،عوامانه و غیر مسئولانه ی برخی مقامات کشور در سال جدید را باور کنیم یا وحدت ملی و انسجام اسلامی برخی دیگر را؟!!
این آقایان با چه تحلیلی چنین هزینه های سنگینی را به کشور وارد می کنند؟
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۰۶ قֽظֽ | Reply
يدالله سهروردي :
مدتهاست در باره تحليل مسائل سياسي تلاش ميكنم تا از نوع تحليلهايي كه دليل بسياري از تحولات و تصميم گيريهاي سياسي را اراده پشت پرده توطئه گر و سود جوي خارجي ميداند فاصله بگيرم. اما سياستهاي شگفت انگيز موجود؛ از آنجا كه در تعارض آشكار با منافع ملي مردم ايران است؛ جاي چنداني براي انواع ديگري از حدس و گمانها باقي نمي گذارد. جناب عبدي سئوال من اين است كه از آنجايي كه برنده اصلي ماجراجويي هاي بين الملي ، كشورهايي نظير اسراييل، روسيه و راستترين جناحهاي سياسي در غرب بوده اند، آيا تصور نمي كنيد كه عوامل پنهان اين قدرتها به نحوي در آتش افروزي ها و بحران آفرينيهاي موجود دست دارند؟ به خاطر دارم كه مرحوم طالقاني درباره نقش آيت الله كاشاني در تضعيف دولت ملي مصدق مي گفت كه: « به كاشاني اخطار كردم كه آقا مواظب باشيد دارند زير پايتان پوست خربزه ميگذارند». سئوال اين است كه آيا آن پوست خربزه گذاران سابق، همچنان به شغل شريف پوست خربزه گذاري مشغولند؟
......................................
عبدی:
خوب !این نکته در اصل قضیه تاثیری ندارد.اخیرا مصاحبه ای را با با یکی از دست اندرکاران سمینار هولوکاست می خواندم که در باره این که چرا رهبر کوکلوسکلانها را دعوت کرده اید به نحوی پاسخ داده بود که ظن مرا هم در این که برخی افاد در آن طرف آب زیر پای عده ای در داخل کشور پوست خربزه می گذارند تقویت کرد.اما در هر حال این مساله امری فرعی است.چون نابخردی این طرف مساله اصلی است.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۰۹ قֽظֽ | Reply
ali :
با سلام
جناب عبدی در چند هفته گذشته مقالاتی خواندم در خصوص حمله محدود پیشگیرانه و سپس از کار انداختن تجهیزات پدافندی تاسیسات هسته ای و نظامی به ویزه از جانب ژنرالهای روس اولا به نظر شما این اظهارات فقط از جانب انها دلیل خاصی دارد؟ (شبیه عملیات علیه عراق زمان کلینتون)ثانیا در صورت وقوع که محتمل به نظر میاید پاسخ ایران چگونه است به نظر شما؟ثالثا ایا از لحاظ استراتزیک امریکا خود را درگیر جنگی میکند که انتهای ان نامعلوم به نظر میاید؟ رابعا در صورت درگیری نامحدود (که با توجه به امکانات نظامی امریکا در منطقه بعید به نظر میاید )هدف تضعیف نظام است یا سرنگونی ان
به نظر من پس از این اجماع قاطع علیه ایران امریکا خود را برای حمله محدود یکجانبه علیه تاسیسات هسته ای اماده می کند و با توجه به اگاهی از پاسخ
ایران( که همانا استفاده از حمله خارجی در جهت سرکوب داخلی و قبضه قدرت است)نه تنها به تضعیف
حکومت مردم گریز ایران مبادرت میورزد بلکه راه را برای اقدامات اینده علیه ایران باز میکند بدون انکه ضربه سختی به منافعش وارد شود تا نظر شما چه باشد
به امید انکه نظامهاییمانند ایران عراقصدام سوریه و کره شمالی دیگر در هیچ جای دنیا تجربه نشوند
..............................................
عبدی:
حمله محدود به صورتی که واکنش حادی ایجاد نکند و حتی به مرور عادی هم شود محتمل است اما بسته شدن فضای داخلی به نحو حاد را من تصور نمی کنم.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۱۱ قֽظֽ | Reply
think :
آقاي محترم. اشكال شما و تمام روشنفكران ديگر بي ايماني است. شما فكر كردي آقاي رئيس جمهور و كارشناسان ايشان قدر جنابعالي تحليل ندارند. بابا شماها خيلي پرتيد. نه آقا جان اين از ايمان بالاي ايشان است. پس فكر كرديد با اين همه مخالف داخلي و خارجي كه از هيچ نيرگي گريزان نيستند چرا ايشان با استحكام سر جايش ايستاده و به ريش همه شان مي خندد. شما فكر مي كنيد همه چيز را با فكر مي شود حل كرد. نه دوست بي اعتقاد . چشم دل باز كن. پشت رئيس جمهور وطن اسلامي ما به جايي گرم است كه صد تا مثل تو هم توان درك آن را ندارند. زيرا شما اعتقادي نداريد كه بخواهيد بفهميد. اما به فضل الهي دو سه سال ديگر مي فهميد كه ايشان چه مي خواستند. وقتي پرده هاي غيب برافتد شما بايد دنبال سوراخ موش باشيد. يك چيز هم به شما روشنفكران عزيز بگويم. مردم ما با ايمان هستند. شما هر چقدر هم كه تلاش كنيد در لحظه آخر وقتي بفهمند كه اعتقادات را مورد هدف قرار مي دهيد از شما روي بر مي گردانند. شما اعتقاد نداريد كه فكر ميكنيد همه چيز با حساب دو دو تا چار تا حل مي شود. بسا ننگ بر شما كه تصور مي كنيد كل نظام سياسي ما اندازه تان درك ندارند. منتها قرار نيست كه هر كسي از اسرار غيب مطلع باشد. وقتی ..... مي فرمايند كه ليست مجلس مورد تاييد خود آقا (عجل الله) است شما كوردلان مي خنديد اما نوبت خنده ما هم مي رسد و آنوقت ديگر دير گشته. بله دنياي ديگري هم هست و آنوقت ديگر دير شده. برايتان دعا مي كنم بلكه تعصب جاهليتان را كنار بگذاريد. اگر هم اصلاح نشويد دعا مي كنم از سر راه امت اسلامي كنار رويد. حالا هر جور كه صلاح باشد. البته شما جرات نداريد اين پيام را در سايتتان قرار دهيد اما مهم نيست. من آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتم.
اللم كن لوليك الفرج (آمين)
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۲۳ قֽظֽ | Reply
بشیر :
سلام جناب عبدی
چرا سعی می کنید جلوی روند طبیعی تاریخ را بگیرید.کمتر ملت بزرگی را میتوان یافت که بدون تحمل مصایب و تلفات بسیار وفقط محض رضای خدا ارزشهای دمکراتیک را بصورت بنیادی پذیرفته باشد.بگذاریم یک ایدیولوژی دیگرهم باتمام ظرفیتش امتحانش را پس بدهد.بگذارید یک ملت دیگر هم با مایه گذاشتن از گوشت و پوست و خون خود مایه عبرت خود و نسلهای آینده اش گردد.
"برو مرد بیدار اگر نیست کس
که دل با تو دارد،ممان یک نفس
بنه خواب اگر خوشترافتادشان
که آخر دهد ،رنج ره یادشان."
و اما در مورد مسئولیت اجتماعی
جامعه اجتماعی از آدمها ست بعلاوه مناسبات معنا داراجتماعی که مانند ملاتی انسانها را به هم ربط می دهد،که اجتماع ما تا کنون به این اندازه از آن ملات تهی نبوده است .
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۰۰ قֽظֽ | Reply
Rooshan :
Aghaye Aabdi,ostevarie dalayele tahlile shoma ke bar paye fahme dorost az sharayet jameye ma mibashad neshan az zendeh boodane farhangist ke Balande ast.hameye ein tahlil ha dorost,amma vagheiat ein ast ke sakhtare hokomati ma chenin hast ke hast va aghayan dar ein lahezat kotahe baghimandeh dar behtarin halat fekr mikonand ke naozobellah Emam Hoosein hastand va resalat Shahid shodan darand.Agarcheninast laaghal ejazeh bedahand harkas ke nemikhahad be hamrahe einan be feize Shahadat naresad .ein aghayan hargez tan be ein monazerat nemidahand.nesbate darkhast monazere az tarafe ma ba einan manande nesbate darkhaste aghaye Ahmadi Nezhad ba aghaye Bush ast.Roye sedaye maham (ke shoma mifarmaeid)Amrikaei ha hich hesabi nemikonand.Agar ma ejazeye seda dashtan ham nadashte bashim(ke nadarim) Amrikaeiha danatar az anhastand ke nafahmand ghatan sedahaye khofteye besyari hata dar balaye Herame ghodrat hast.Ghatan Dolat mardane besyari dar kenare Sadam boodand ke ba aamale Sadam mokhalef boodand amma kari az dasteshan bar nemiamad.Barye kari kardan bejoz eradeh Sazeman va Tashkilat mikhahad ke dar Tarikhe 100 sale akhir neshan dadim ke hanooz balad nistim doorost konim.Farz konid Aghayane:Asgar Oladi,Hashemi....ba sedaye boland nameye Sargoshadeh benevisand va Sahebane Ghodrat ra az ein Rodar rooei bar hazar darand va Amrikaei haham befahmand ke afrade Faghede Ghodrat dar Nezam mokhalefe ein rodar rooei hastand,aya shoma baz ham fekr mikonid Amrikaeiha ravesheshan ba ma aavaz mishavad?Newrooz bar shoma mobarak
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۰۸ قֽظֽ | Reply
م- د :
از انصاف نباید گذشت! اگر نیک در ماجرای شورای امنیت و دولت ایران بنگریم, در هر دو طرف , رگه هایی از درستی, رگه هایی از موجه بودن حق و حقوق شناخته شده, رگه هایی....و همچنین رگه هایی از تعدی و ظلم میبینیم.
در قدیم به ما یاد داده بودند که همیشه دو نیرو وجود دارد!! نیروی خیر و نیروی شر.
بعدها یک کم این خط کش قضاوت ساده ,( سیاه یا سفید) , تغییر کرد و تعدیل شد!!(سیاه, خاکستری, سفید)
گفتند: هر کدام از این دو نیرو, یک جفت هم دارند, جفتی ضد خودش!!
گفتند :دو خدا وجود دارد, خدایی که مقامات به ما آموخته اند و خدایی که به ما , می آموزد....دو خدا وجود دارد؛ خدایی که بالاست و خداوندی که در زندگی روزانه ی ما شرکت می جوید... خدایی که بار بر دوشمان میگذارد و خداوندی که بار از دوشمان برداشته, دیون ما را هم , میبخشد...
ولی میتوان امروز اعتراف کرد که شناخت حق و باطل از این هم , مشکلتر و پیچیده تر شده است!!
در همین راستا, چون بعضی با رفتار انحصار طلبی و ... اعمال و کردار خلاف قانون ما مشکل دارند, خود را راحت کرده , در هر مفری, از روی غرض ورزی, حق را دربست , بطرف مقابل, در اینجا به شورای امنیت میدهند!! بعضی دیگر بر عکس!!
اگر انصاف را مد نظر داشته باشیم, و به یگدیگر گوشزد کنیم, بنظر میرسد در این ماجرا , هر دو طرف , از جاده ی انصاف دور هستند!! بقول مولوی: چون غرض آمد, هنر پوشیده شد/ صد حجاب از دل , به روی دیده شد!!
قبول دارم که شناخت کامل میزان برتری رگه ها , در هر دو جریان متخاصمی, مشکل است. ولی بنظر میرسد میتوان با کرفتن و دادن مشورت و همکاری, به این مهم رسید و در هر مساله ایی "حق" را به "حق دار" داد. هر چند او دشمن ما باشد!!اینطور نیست؟
بنابراین بهتر است برای نیل به این منظور, هر لحظه از خود بپرسیم:" اگر ما جای نماینده ی قطر بودیم, چه رایی به این قطعنامه میدادیم؟ چرا؟ جای اندونزی؟ جای روسیه؟ جای... این نحوه ی برخورد کم کم به ما کمک میکند که منصف شده , تواقعات بیجا , از دیگران نداشته باشیم!!
بنظر من, رگه های صداقت شورای امنیت, میتوان اینچنین باشد:
- عدم اعتماد به قول و قرارهای این طرف، تا جایی که یکی از مقامات عالی, در عکس العمل تاییدی گفتند : ما حاضریم همگی ریش گرو گذاشته و به شما اطمینان کامل دهیم که ما, قصد بدی نداریم!
-ادعا های هر چند لفظی ایران در مورد محو دولت اسراییل از روی نقشه جغرافیایی, حمایت بی چون و چرا از جنبش حماس و حزب الله لبنان, ... و در دیگر کشورها .... و ایجاد نگرانیهای بیخود و بیجا در نظم دهکده جهانی!!
-قانون شکنی های مداوم از قوانین مورد قبول خود(قانون اساسی) در داخل!!...
و رگه های درستی نظر مقامات ایرانی:
-شورای امنیت از استقلال نظر لازم برخورد نیست.
-شورای امنیت در مورد دیگر مسایل جهانی , به همین اندازه حساسیت بخرج نمیدهد.
شورای امنیت در مورد دیگر کشورهای عضو, آنها را به یک چشم نمی بیند.
-بعضی از کشورها , قطعنامه ها را زیر پا میگذارند, آب از آب تکان نمیخورد, ما هم به آن وقعی نمی نهیم, طوری نخواهد شد!!....
سؤالی که برای من نوعی در چنین مواقعی بوجود می آید اینست که کدام کفه از این رگه های صداقت , بالاتر و کدام پایین تر است؟
در این مورد خاص, هر چه کفه ها را با عقل ناقص خود بالا و پایین کردم, کفه ی صداقت دولت ایران سنگین تر آمد!! ولی باز چون هیچ حق و حقوقی بعنوان یک شهروند ایرانی در طول این سالها نداشته و هنوز هم ندارم, ناچار بر خلاف حقیقت امر رفته , بر خلاف میل باطنی ام مجبورم بگویم:" با تشدید مجازاتها بین المللی , هر چند فشارش برای مدتی به خودم خواهد آمد, مخالفت نکنم!! چرا که بالاتر از سیاهی رنگی نیست!!
آقای عبدی, با خط کش قضاوت و ندای قلب شما, آیا این گونه استدلال متناقض با اعتقاد بالا, در چنین شرایط خطیری, قابل قبول بنظر می رسد؟
..........................................
عبدی:
در باره سنگین تر بودن کفه صداقت ایران شاید حق با شماست اما مساله صداقت نیست مساله قدرت و اهم ومهم کردن امور است.کیست که در ماهیت جانبدارانه شورای امنیت شک داشته باشد؟ضمنا استقبال از تحریم را با منطق بالاتر از سیاهی نبودن نمی توان پذیرفت.چون تصور می کنم هنوز پتانسیل داخلی برای اصلاح امور فراهم است در حالی که دخالت و تحریم خارجی ممکن است کل اوضاع را بهم بریزد.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۵۶ قֽظֽ | Reply
فرمهد :
باسلام خدمت جناب عبدی
باتشکر از مطلب مبسوط و ارزنده تان ای کاش همگان دسترسی به اینترنت داشتند واین مطلب وزین وروشنگرتان را مطالعه میکردند و یا امکان چاپ آن در روزنامه های مردمی وجود داشت و ای کاش این جوانانی که دسترسی به اینترنت دارند ووقت باارزش خودشان را بیهوده صرف چیزهای بی ارزش در اینترنت میکنند این مطلب را میخواندند ...! به امید روزی که اندیشمندان و برنامه ریزان و تصمیم گیران حقیقی و وطن پرست در جایگاه کلان تصمیم گیری این مرزو بوم قرار گیرند .انشاءا...
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۴۹ قֽظֽ | Reply
مرتضی :
جناب عبدی
با سلام و احترام،
چند سوال:
1- اشاره به خسارات بیهوده تقابل داشته اید. آیا این مبالغه است؟ به نظر جنابعالی دستیابی به چرخه سوخت هسته ای تا چه میزان برای ایران ارزش دارد و تا چه میزان منطقی است برای آن هزینه بپردازیم؟
2- فکر میکنید عدم دستیابی ایران به چرخه هسته ای برای کشورهای غربی چه میزان ارزش دارد؟
3- اگر اجالتا فقط به نظر برخی مراجعین محترم سایت شما استناد کنم چطور میشود که قضیه ای برای ما بی اهمیت و فاقد ارزش لازم برای دفاع باشد اما برای غربیها اینقدر مهم باشد و این همه با ما سرو کله بزنند و راضی نباشند سر سوزنی هم کوتاه بیایند؟
4- مسلما ارتباط کاملا مستقیمی بین حق ایران به استفاده از انرژی هسته ای و عملکرد حاکمان ایران در احیای این حق و دیگر حقوق ملت میباشد. اما اگر حاکمان را کنار بگذاریم آیا ایران بعنوان یک ملت باید همچنان بر این حق خود اصرار داشته باشد یا نه؟ از نوشته ها اینگونه به نظر میرسد که چون بر برخی اشخاص حکومتی ایراد وارد است ملت هم از حقوق جهانی خود بگذرند (تا حال حکومتی ها گرفته شود!). کدام بهتر است: حال غربیها، که مسلما دلشان نه برای اصولگرا و معتدل و غیره نمی سوزد، گرفته شود بهتر است یا حال فلان و فلان که دیر یا زود میروند؟
با تشکر
...........................................
عبدی:
خلاصه نظرم را می گویم.
داشتن انرژی هسته ای و حتی غنی سازی و به نظر من حتی بمب هسته ای هم حق مردم ایران است.اما هر حقی را لزوما نباید استیفا کرد.اولا باید استیفای آن حق به لحاظ اقتصادی به صرفه باشد.ثانیا به لحاظ سیاسی هم منافعش به هزینه هایش بچربد.من فکر نمی کنم اصل این انرژی(محدود به تولید برق)به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه باشد.(البته برای ایران) حداقل تا کنون شواهدی درتائید این صرفه ندیده ام.ولی مشکل هزینه های سیاسی آن است.اگر ایران می خواهد چرخه تولید سوخت را داشته باشد باید به تبعات آن هم ملتزم باشد مثل هند.نمی شو دکه شعار نابودی یک کشور دیگر را بدهیم و انتظار داشته باشیم که به این چرخه هم دست یابیم.نکته دیگر این که پرداخت هزینه در چارچوب روابط دموکراتیک پذیرفتنی است.مردم باید بدانند که چه چیزی را می خواهند به دست آورند و چه هزینه ای بابت آن باید بپردازند.اگر این چند شرط محقق شود مشکلی باقی نمی ماند.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۰۹ قֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی ...اشتباه میکنید !؟ و اگر هم مسئولید که این اشتباه را در بخشی از
جامعه !جا بیاندازید موفق نمیشوید . امریکا در هیچ شرایطی بایران حمله نظامی نخواهدد
کرد ٬ یعنی اگر درصد شانس حمله امریکا باسراییل !!(تعجب نکنید در دنیای سیاست
احتمالات در نظر گرفته میشود حتی اگر وزیر دفاع و امور خارجه و امنیت ملی امریکا
هر سه یهودی باشند مثل دوره کلینتن : خانم آلبرایت ٬ سموئل برگر ٬ ویلیام کوهن )
یک در یکمیلیون باشد حتما ایران کمی بیشتر است ٬ اما چرا اقای عبدی احتمال حمله
امریکا را تا پنجاه در صد میرساند !؟ جواب این کار ایشان با ان نظر سنجی اش و روزنامه
سلامش و ....امروز جان - بولتن عقاب ترین عقابها در جمع نو محافظه کاران و بسیار فعال
در آیپک ( لابی یهودیان امریکا برای اسراییل )و جدیدا رانده شده از سازمان ملل !!اصرار
بر براندازی رژیم را دوباره مطرح کرد انهم یک روز پس از تحریم شورای امنیت
اقای بولتن گفتند اگر تحریمها نفت و گاز ایران را هدف قرار دهد و کل واردات و صادرات
ایران در دنیا قطع شود !؟ (خط دادن را توجه کنید !!)باز ایران تمکین نخواهد کرد باید
روی مردم و اقلیتهای !!ناراضی در سطح استانی !!و برنامه ریزی در اعتصابات و ..../تا درگیری های خیابانی و تازه شاید
همه اینها نتیجه ندهد (فرق ایشان با روشنفکران ایران را داشته باشید در مورد
سستی رژیم در مقابل مثلا اعتصاب اتوبوسرانها و ...) انوقت اگر اطمینان پیدا کردیم
ایران بهدف نزدیک است باید دست باخرین وسیله زد که ممکنست ابعاد غیر قابل
پیش بینی در منطق داشته باشد مثل عراق !؟ اما اگر !؟ موفق شدیم که برنامه اتمی
را بچند ده عقب بیاندازیم باید این ریسک را بخاطر دوستانمان در خاورمیان !!انجام
دهیم عید شما مبارک باشد با تشکر کریم از مونترال
.......................................
عبدی:
آقا کریم ! اگر کمی با احتیاط اظهار نظر می کردید حتما درباره آن تامل می شد ولی وقتی چنین قاطعانه سخن می گوئید که حمله به ایران کم احتمالتر از حمله به اسرائیل است طبعا همه آن را شوخی (البته در بهترین حالت)می گیرند.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۱۹ قֽظֽ | Reply
رضا :
سلام آقای عبدی
نظر شما در مورد آینده ایران چیست؟
..................................
عبدی:
منظور از آینده چیست؟شش ماه دیگر یا دو یا پنج سال دیگر یا آینده دورتر.درباره آینده خیلی دورتر راحت تر می توان حرف زد چون دیرتر به آزمون در خواهد آمد!!در باره چشم انداز 5ساله هم کلیاتی می توان گفت که دردی را دوا نمی کند.اما در باره کوتاه مدت پیش بینی سخت تر است و این از عجائب جامعه ایران است.زیرا در وضعیت عدم تعادل قرار دارد.در پاسخ به کامنت دیگری توضیح داده ام.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۵۲ قֽظֽ | Reply
افشار :
باسلام
درخصوص اظهار اين مطلب كه مردم ايران تعطيلات نوروز خود را فداي اين موضوع نكردند لازم است توجه شما را به اين نكته مهم جلب كنم كه مردم ايران بسيار مردم با هوش ، زيرك و با شعوري هستند ( البته شايد شما خيلي به آن معتقد نباشيد) اما من به عنوان عضوي از اين مردم به شما اطمينان مي دهم همه مردم در هر حالي چه در مسافرت ، چه در مهماني ، چه در ميزباني و يا هر وضعيت ديگري به دقت تمام اخبار اين موضوع را تحت نظر داشته و دارند و هر زماني كه بدانند به حضور آنان نياز است لحظه اي درنگ نخواهند كرد
در پايان با همه احترامي كه براي شما قائل هستم به شما سفارش مي كنم كه هيچگاه مردم را به خصوص مردم ايران را دست كم نگيريد.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۵۴ قֽظֽ | Reply
خسرو شكوري :
با سلام. متن سخنراني عيناً چيزي بود كه قرار بود آقاي احمدي نژاد بخواند. بعد از اينكه خبر رسيده نشسته اند به مشورت و به اين نتيجه درست رسيده اند كه لزومي به رفتن رئيس جمهور مبتكر نيست و جز تحقير چيزي به دنبال ندارد. نهايتاً رضايت داده اند كه جناب متكي نامه ايشان را بخواند كه مي بينيد ادبيات سخنرانی های داخلی كاملاً از آن هويدا است.
نكته اي عرض كنم كه به نظرم اينجا جالب است. شما وقتي براي آزمون هاي زبان خارجي آماده مي شويد چيزي به نام استراتژي در نوشتن به شما آموزش مي دهند كه در واقع ياد دادن اين نكته است كه اگر قصد داريد در مورد موضوع A صحبت كنيد ابتدا در مقدمه اي كوتاه آنرا به چند بخش B و C و .. تقسيم كنيد كه زيرموضوع هستند.سپس در هر زير موضوع پس از اظهار نظر عبارت هاي حمايت كننده را استفاده كنيد و در نهايت پس از چند پاراگراف كه به زيرموضوع ها پرداختيد در پاراگراف آخر استنتاج كنيد و جمع بندي نماييد. حالا بيش تر از پنجاه تكنيك جانبي را مثل روش استفاده از مثال هاي كوتاه و بلند استفاده از جملات بزرگان ارجاع به گذشته و... نيز در نوشتن هر متني بايد رعايت شود تا به عنوان يك نوشته منطقي مورد قبول واقع شود.
غرض از اين تفصيل اين بود كه اگر خطابه مذكور را در اين قالب تحليلي بگذاريم نمره ده هم نمي گيرد. مسئله اينجاست كه مخاطب غربي كه همه چيز بايد برايش طبق اصول و معيار هاي تعريف شده باشد اين متن را نمي فهمد و با آن ارتباطي برقرار نمي كند و برايش همان قدر عجيب است كه سخنراني هاي بيست و چند ساعته فيدل كاسترو.
حرف اصلي نيز در پذيرفتن معيارهاي ايشان نيست بلكه در شناخت مخاطب است و استفاده از موقعيت . والا اي بسا كه براي ذهن نامرتب و غير علمي داخلي ها همين انشا ءات علاقه و توجه بيشتري برانگيزد اما مخاطب غربي آن را تعبير به تشتت فكر و سردرگمي و بي منطقي و حتي بدتر از آن نفهميدن اصل موضوع مي كند.همان كاري كه با آن نامه معروف هجده صفحه اي كردند.
در دنياي امروز در مورد اينكه چگونه بنويسيم و حرف بزنيم نيز صدها كتاب نوشته اند كه آدمي با خواندن آنها روش درست فكر كردن را نيز مي آموزد.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۰۲ قֽظֽ | Reply
احمد ياسين :
جناب عبدي يك نكته در اين تحليل فراموش شده آن هم زمان موثر براي اقدامات است بنظر ميرسد كليه اين موارد تا قبل از انتخابات آتي رياست جمهوري امريكا خواهد بود .اگر اين زمان را با تدبير پشت سر بگذرانيم احتمال درگيري شديد كمتر خواهد بود.
....................................
عبدی:
اتفاق من فکر می کنم دست دموکراتها برای برخورد بازتر است.ضمنا ید طولانی تری هم در این موارد دارند.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۰۸ قֽظֽ | Reply
ss :
ما هنوز در حال تحصیل اصول دموکراسی بودیم که با وقوع انقلاب زودرس در ایران مواجه شدیم.
همه این مسائل در طی این 28 سال ناشی از همان انقلاب زودرس بوده هست و خواهد بود!!
وقتی 17 میلیون آدم به آقای ... رای می دهند در حالی که می دانند در چه سطحی از لحاظ سیاسی اقتصادی و .. است دیگر چه انتظاری میتوان داشت....
زنده می مانیم تا بسازیم و بسوزیم و بمیریم...
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۱۳ قֽظֽ | Reply
داریوش سجادی :
جناب آقای عبدی
جنابعالی واضع تئوری يا نظريه خروج از حاکميت در دوران اصلاحات بوديد.
استدلال جنابعالی در آن تئوری ناظر بر آن بود که حال که ساختار حکومتی به اصلاح طلبان علی رغم برخورداری از مقبوليت عامه و مشروعيت مطالبات امکان عمل نمی دهد اصلاح طلبان با خروج داوطلبانه خود از حاکميت مشروعيت را نيز با خود از ساختار بيرون ببرند
حال آيا نمی بايست همين توصيه را به حکومت کنيد که علی رغم برخورداری حکومت از مشروعيت در پرونده اتمی( چنانچه مشروعيت در پرونده اتمی را ناظر بر اين واقعيت بگيريم که تاکنون هيچکدام از اعضا شورای امنيت و جامعه جهانی و آژانس انرژی اتمی منکر فعاليت قانونی ايران در پروژه اتمی نشده اند و هيچ مدرکی هم دال بر تلاش مخفيانه ايران جهت تخطی از مسير بهداشتی اتمی نيافته اند) اما علی رغم برحق بودن مطالبات ايران، شورای امنيت به بهانه اينکه به ايران اعتماد ندارد، مانع از تحقق مطالبات برحق ايشان می شوند.
ظاهراً تاريخ در اشلی بزرگتر در حال تکرار شدن است
پيش از اين حاکميت بدليل عدم اعتماد به اصلاح طلبان و علی رغم برخورداری اصلاح طلبان از مشروعيت و اقبال مردمی مانع برخورداری ايشان از حقوق مشروع شان می شد و اينک حاکميت در عرصه خارجی همين مشکل را بر سر پرونده اتمی پيدا کرده
لذا تصور نمی کنيد توصيه خروج از حاکميت جنابعالی اينجا نيز بايد توصيه شود و ايران با خروج از ان پی تی فضای مانور خود را تغيير دهد؟
..........................................
عبدی:
حضور ایران در جامعه جهانی برای این جامعه مشروعیتی نمی آورد که بیرون رفتن از آن آن را نامشروع کند.بعلاوه ایران بر اساس منشور ملل متحد و حق وتوی 5عضو دائم شورای امنیت و نیز پذیرش تبعیض هسته ای(ان پی تی قراردادی تبعیض آمیز است) وارد این سیستم شده و این نظام در همان چارچوب تبعیض آمیز عمل می کند که ایران به آن پیوسته.در هر حال اگر ایران منافع بیرون آمدن از این نظام را بر هزینه هایش برتر می داند لحظه ای در خروج از آن نباید تردید کند.
ضمنا من هیچ پیشنهادی برای ساختار سیاسی موجود ندارم جز این که ریشه و تنه خود را در داخل و با جامعه خود تقویت کند تمام بحثهای دیگر فرع بر این مساله است.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۰۲ بֽظֽ | Reply
منصور : در جواب نادر
در جایی که مشکل برگزیدگان ملت ، قیمت گوجه باشد ، آیا می شود تصور کرد کار به درگیری نظامی و حتی پایینتر از این به چیزی در حدود برنامه نفت در برابر غذا برسد.در هنگامی که چند نظامی انگلیسی را راحت دستگیر می کنند و آب از آب تکان نمی خورد ،می توان در گیری نظامی را تصور کرد . طرفین در یک بلا تکلیفی و ترس آشکار اسیر شده اند.گمان نمی کنم تغییرات شتابانی ، با پتانسیلی که این مردان در خود دارند ، حادث شود .تصورم این است صحنه از وجود مردان تاریخ ساز تهی است. روی این مردان میان مایه چه از نظر فکری و چه روانی ، تاریخ حسابی باز نمی کند.آقای نادر احتمال بروز جنگ را نزدیک به صفر می دانم.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۱۶ بֽظֽ | Reply
احمد :
جناب آقای عبدی
ضمن آرزوی سالی پر برکت برای شما و خانواده محترم خواهشند است در خصوص مقایسه برنامه هسته ای ایران با ملی شدن نفت مطلبی بنویسید. به نظر می آید که دولت احمدی نژاد در این باره قیاس مع الفارق می کند . لطفا روشنگری فرمایید.
......................................
عبدی:
وارد شدن در این مساله تغییر جهت دادن به مشکل اصلی است.فرض غیر معقول هم بکنیم که این دو مشابه هم هستند چه نتیجه ای می توان گرفت؟هیچ.باید درباره منافع و هزینه های موضوع حاضر سخن بگویند و نه تشابه آن با مساله تاریخی دیگر.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۴۳ بֽظֽ | Reply
جواد :
با سلام و تبریک سال نو
آقای عبدی به نظر اینجانب تیم فعلی به دلیل عدم توانایی در تحقق بخشیدن به شعارهای داده شده خودش کشور را به طرف بحران سوق میدهد تا عدم توانایی خود را با ایجاد بحران توجیه نماید
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۴۵ بֽظֽ | Reply
حسین :
بی تفاوتی نسبت به تصویب پشت سر هم قطعنامه ها، دستگیری ملوانان انگلیسی، اعلام کاهش همکاری با آژانس برای من این معنا را دارد که تصمیم گیران اصلی کشور گویا از تقابل نظامی چندان هم بدشان نمی آید. نمی دانم دلشان را به چه چیز خوش کرده اند. شاید هم به سلاحهای عجیب و غریبی دست یافته ایم که ما از وجود آن بی اطلاعیم! ویا شاید عده ای یقین دارند که با شروع درگیری گسترده آقا ظهور می کنند.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۰۴ بֽظֽ | Reply
کاظمی :
جناب آقای عبدی
شاید خیلی به موضوع ربط نداشته باشد و نرخ تعیین کردن در میان دعوی باشد. اما بنظرم مشکل اصلی در سیاستگزاری خارجی این است که هیچکس در این کشور نمی خواهد باور کند که این پروسه یک روند حرفه ای و فنی دارد. همانطور که در مورد مسائل پزشکی از رئیس جمهور سوال نمی کنند ، در باره سیاست خارجی هم نه رئیس جمهور باید شان اظهار نظر تخصصی داشته باشد و نه باید از وی سوال کرد. هیچ تشکل مناسبی هم برای ارزیابی سیاست خارجی وجود نداشته است. این است که هر کسی به خود اجازه دخالت و همچنین اظهار نظر در این زمینه کاملاً فنی و تخصصی را می دهد.
.....................................
عبدی:
ابتدا اصل کارشناسی را بلاموضوع می کنند بعد بر اساس آنچه که می اندیشند یا تصور می کنند تصمیم می گیرند.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۰۹ بֽظֽ | Reply
:
با سلام،
مطلبتان در مورد اهمیّت اجماع و رأی یکپارچه ی اعضای شورای امنیت کاملن درست است و من از شنبه که این رأی اعلام شد تا امروز، تلویزیونهای چندین کشور اروپایی را زیر نظر داریم و نحوه ی خبرپراکنی و تفسیرشان را تعقیب میکنم و همه ی آنها مرتّب روی همین اجماعی که جنابعالی به آن اشاره فرمودید تأکید میکنند و مرتّبن میگویند «این اختلاف، تنها مشکل غرب با ایران نیست بلکه مشکل همه ی دنیا با ایران است» و بعد استناد میکنند به رأی آفریقای جنوبی، قطر و اندونزی.
قبل از صدور قطعنامه هم، آفریقای جنوبی «امّا و اگرهایی» داشت که با تماس مستقیم وزیر خارجه آمریکا (رایس) با رئیس جمهور آفریقای جنوبی (تابو مبکی) قضیه حلّ شد.
تمام اینها شاهد این مطلب است که غرب این قطعنامه (و قطعنامه های احتمالی آینده را) جزئی از یک طرح بزرگتر میبیند که تمام اجزای آن باید با هم هماهنگ باشند؛ قطعنامه باید قطعنامه ای باشد که نهایت استفاده ی تبلیغاتی را بتوان از آن کرد و این استفاده تبلیغاتی هم باید به نحوی باشد که زمینه را برای حمله ی نظامی احتمالی، (و یا صدور قطعنامه های شدیدتر و یا افزایش فشار سیاسی) فراهم کند.
در این حال و هوا، سخنرانی جناب متّکی در شورا، ومسئولین دیگر در داخل، نشاندهنده این است که آقایان هیچ طرح و نقشه ی از پیش فکر شده ای برای اینجور شرایط بحرانی نداشته و ندارند و فکر میکنند با تکرار مکرّرات و یا سخت سری میتوانند جامعه ی جهانی را مرعوب و یا قانع کنند.
مقایسه این قطعنامه ها با جریان قطعنامه 598 هم مو به تن آدم سیخ میکند! یعنی واقعن آقایان فکر میکنند که مردم ایران یک بار دیگر آن مصائب را باید تحمّل کنند؟
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۱۷ بֽظֽ | Reply
سینا :
این وضعیت در 28 سال گذشته بارها و بارها حادث شده و کسانی در مقام تولیت مردم ایران و با ادعای صیانت از منافع ملی تصمیم گرفته اند و اجرا کرده اند.یک روز تحت عنوان دانشجویان پیرو خط امام ،یک روز تحت عنوان دولت کریمه و یک روز......اولین نیست و آخرین هم نخواهد بود.
فضای کنونی همان فضایی است که دانشجویان به اصطلاح پیرو خط امام با اشغال سفارت آمریکا و بازداشت اعضای سفارت به وجود آوردند و درخواست ها ،تذکرها و....مشفقان این مرز و بوم به جایی نرسید چرا که آن جمع معتقد بود خیلی بیشتر از دیگران می فهمد و مصالح ایران و منافعش را بهتر درک و حفاظت می کند.
روزگار غریبی است جناب آقای عبدی .
دولت و تصمیم گیرندگان فعلی همانگونه می اندیشند که شما در آن زمان به آن رسیده بودید و تا آخر رفتید و آن شد که باید می شد و این در حالی است که پس از گذر این همه سال ،اکنون آقای عبدی در توضیح چرایی آن واقعه اصلا احساس نمی کنند که آن واقعه اشتباه بوده چه اگر اینگونه بود می توانستیم تجربه ای ارزشمند برای آیندگان به میراث بگذاریم.
شما در این سایت به گونه ای از آن واقعه صحبت کرده اید که انگار آن عمل بهترین انتخاب بوده و اگر در همان دوران قرار گیرید باز همان راه را انتخاب خواهید کرد.
سوال این است چه فرقی بین شما و تفکر شما و آن چه که امروز در جریان است مشاهده می کنید؟آیا در این 28 سال شما سراغ دارید که دولتمردان از تصمیم و ارادهء اشتباهی صحبت به میان آورند و به نقد آن و خود بنشینند؟
من تمامی تحلیل ها و رویکردهای جنابعالی را قبول دارم ولی هر بار ناخواسته به جریان گروگان گیری سوق داده می شوم و از این مهمتر این که جنابعالی کماکان معتقید که آن واقعه درست بوده و باید انجام می شده است.
و امروز ، تصمیم گیرنده و یا تصمیم گیرندگان هم همین گونه فکر می کنند.آن روز شما به نمایندگی از قاطبه ی مردم ایران و امروز آقایان به عنوان دولت منتخب مردم .نه در آن واقعه و نه در این واقعه مردم هیچ نقشی نداشته و ندارند ولی پرداخت کنندهء هزینه ها هستند. اجازه بدهید آقایان که تازه به دوران رسیده اند مانند آن دوران و تمامی دوران ها تجربه کنند شاید پس از دو دهه به تحلیل امروز شما برسند.
موفق باشید.
..........................................
عبدی:
مقایسه شما فقط به نفع جریان موجود است و بس.چون شما راه پاسخ را بسته اید و توضیح در این باره پیشاپیش محکوم شده است لذا از تصدیع اوقات پرهیزمی کنم. فقط توجه کنید که من حرفهایم را زده ام(البته آنطور هم که شما منعکس کرده اید نیست)شما هم نظرتان را می فرمائید و خوانندگان هم قضاوت می کنند.دیگر دنبال چه هستیم؟این که شما بخواهید من حرفی را که قبول ندارم بپذیرم منتج به این می شود که فرد دیگری هم از شما چنین درخواستی کند.متاسفم که بگویم بخش عمده مطالبتان غیر واقعی و غیر قابل قبول است.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۲۲ بֽظֽ | Reply
بهروز :
با سلام و تبريك سال نو
جناب آقاي عبدي!
تحليل شما را خواندم و از آن استفاده كردم هر چند كه با سراسر آن موافق نيستم.
به نظرم در شرايط عجيب و فضايي با مولفه هايي
متناقض و نيز پيچيده بسر مي بريم .
به هيچ وجه آدم جنگ طلبي نيستم اما فكر
مي كنم برخورد نظامي ايران و آمريكا غير قابل اجتناب است( دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد) ، مگر اينكه يكي از دو طرف و يا هر دو طرف
از خواسته ها و شرط هاي خود كوتاه بيايند.
و يك نكته ديگر:
از جنابعالي مي پرسم، اگر همين فردا همه فعاليتهاي هسته اي خود را تعطيل كنيم و
قيد چرخه سوخت و غني سازي را بزنيم
آيا دست از سر كچل (!) ما بر مي دارند؟!
پس از آن با فشارهاي تصاعدي آنها در زمينه هاي
حقوق بشر، عراق، لبنان، صلح خاورميانه و فلسطين و اسراييل و ... چه كنيم؟!
برادر بزرگوار!
شما بهتر از بنده مي دانيد كه ماجرا بسيار فراتر از
بحث هسته اي است.
با بياني عوامانه، اصل داستان اين است:
آنها زور گويند و بايد هم زور بگويند و ما را سرويس كنند اما ما كشورهاي ضعيف تر و هر اسم ديگري كه مي خواهيد بر آن بگذاريد
( مستقل، جهان سومي و ...) ، بايد در برابر آنها
گام به گام عقب نشيني كنيم!!!
مانند همان كاري كه آن سرهنگ ديكتاتور در ليبي
كرد و ديديم كه چه دستگيرش شد!
جناب عبدي عزيز !
شايد با بنده موافق باشيد كه ملتهاي بزرگ و
آنهايي كه نامشان به نيكي در تاريخ ثبت شده است، هرگز با راحت جويي و عافيت طلبي و فرار از ميدان ، به جايي نرسيده اند.
اما با شما در اين قسمت ، كاملا هم ديدگاهم كه
بايد با بكار گيري خرد و تدبير و شنيدن همه صداها
كه دل در گرو اين كشور دارند، هزينه ها را كاهش بدهيم و حتي در مواردي هم بصورت تاكتيكي
عقب نشيني كنيم اما اينكه سرنوشت محتوم خود و فرزندانمان را شكست و به خاك افتادن
به پاي كشورهاي قلدر بدانيم، موافق نيستم و
فكر نمي كنم كه ديدگاه شما نيز اينچنين باشد.
بياييم به خودمان اندكي اميد بدهيم ( مرادم، خيالپردازي و الكي خوش بودن نيست) و باور كنيم ، ديگر همه راهها به واشنگتن ختم نمي شود!
راه دوري نمي رويم، همين تجربه حسن نصرا...
در جنگ اخير و پنج - شش سال اخير پيش رويمان است.
و نكته آخر : جنگ غرب عليه ايران، خيلي وقت است كه شروع شده است.
جناب عبدي!
مگر بالاتر از سياهي هم رنگي است؟!
سر بلند باشيد.
........................................
عبدی:
فکر می کنم در پاسخ به یکی از نظرات در این باره توضیح کافی داده ام.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
علی :
احتمالاّ سخنان آقای ويليام میلر در مورد نظر سنجی یک موًسسه مستقل؟! در ایران از اینکه ۸۳ درصد از مردم داخل ايران معتقدند که ايران در حال حاضر نقش مثبتی در جهان دارد. ۷۳ درصد معتقدند که حاکمان ايران آزادنه انتخاب شده اند. ۷۰ درصد باين باورند که به حقوق بشر درايران بطور نسبی احترام گذاشته ميشود. . ۹۲ درصد از مردم نظر بسيار بدی از پرزيدنت بوش دارند. ۹۱ درصد از ايرانيان معتقدند که داشتن چرخه سوخت اتمی برای ايران حياتی است
در تصمیم گیری دولتمردان ایران در خصوص رد پیشنهاد جوامع بین المللی و پا فشاری بر ادامه غنی سازی اورانیم بی اثر نبوده است.
متاسفانه آقای میلر نام این موسسه مستقل را اعلام ننمودند! جون در نظر داشتم نامه تشکری برای این موسسه ارسال نمایم و از این نظر سنجی جانانه ای که انجام دادند قدردانی نمایم.
جناب آقای عبدی به این میگن نظر سنجی.
با درود
علی
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۲ بֽظֽ | Reply
alireza :
باسلام
مقامات ايراني حتي در زمان افاي خاتمي استدلال ميكردند كه عامل زمان و طولاني شدن سير رسيدگي به پرونده هستهاي به نفع ايران است آيا هنوز در ميان مسؤولين كشور چنين ديدگاهي وجود دارد
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۷ بֽظֽ | Reply
mkh :
ba salam va tabrik sali ke az baharash paidast che napaidahaii
mikhstam arz konam ke asl matlab ro dar chand khat akhar bayan kardid vali oon bachye gorosneh ,oon pedari ke nemitone kharje bimari farzandesho tahaye kone nemitone in maghale ro bekhone va oon tagheeri ra ke bayad paida kone ro dar khodesh bebine
aghay abdi baraye delsookhtegan(haghighat) oghate khoobi nist
be koja darim miram??????????
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۳۱ بֽظֽ | Reply
Abbasimehr :
سلام آقای عبدی
در صحبتها و رفتار شما تناقض به وضوح دیده می شود.
شما اول بفرمایید که تسخیر لانه جاسوسی ( همون سفارت آمریکا ) کار صحیحی بود .
1- اگه صحیح بود پس پای لرزش هم بنشینید. به گفته پیر سیاست خارجه آمریکا ، برجنسکی ، اشغال سفارت آمریکا ضربه بزرگی بر پیکر ایالات متحده آمریکا بود ، و بعد از آن تمامی برخوردهای سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی آمریکا مبنی بر سیاست انقلاب دوم ایران بوده و هست و خواهد بود.
لازم به ذکر است که تصویر یک ایرانی وحشی در ذهن یک انسان غربی به خاطر سخنوری رئیس جمهور حال حاضر نیست ، بلکه به خاطر حرکت 13 آبان شما اقایون و خانم هاست . باید بدونید که اگه می خواهند از رئیس جمهور وقت تصویر زشتی نشون بدهند اونو یه دانشجوی کله خراب تسخیر کننده لانه جاسوسی معرفی می کنند ، که باز به شخص شما برمی گرده.
2- اگه اشتباه بوده ، پس باید شاهد تغییر نگرش شگرف شما آقایون به خصوص شخص شما و خانم ابتکار و حاج آقای خوئینی باشیم .
ولی در هر دوره از انتخابات ما شاهد به یدک کشیدن این لقب بسیار حجیم ، یعنی دانشجویان پیرو خط امام ، از جانب حضرات هستیم و به موقعش استفاده تبلیغاتی از این نام و از آن حرکت را از جانب شما می بینیم.
.............................
آقای عباس عبدی جای دارد که جبهه اصلاحات کمی واقع بینانه تر به اطراف خود نگاه کند .
طرف صحبت اینجانب فقط اصلاحات نیست ، بلکه تمامی نیروهای مسلمان فعال کشور (اعم از اصلاح طلب ، اصولگرا ، عدالتخواه؟؟؟ و......گرا و ....طلب ) می باشد.
در ایران مفاهیم اولیه دنیای سیاست و اخلاق سیاسی یا موشکافی نشده و یا اگر تدریس شده است توام با اختلاط زیاد و جناح بندی سیاسی بوده ، نه از جانب نگرش دقیق علمی .
امروز کشوری مانند ایران ، با ظرفیت جمعیت جوان ، منابع عظیم ملی و پشتوانه دینی و ملی بسیار غنی نیازمند آموزش دقیق و خارج از جناح بندی است .
اگر به دنبال تحزبگرایی هستیم باید آموزش غنی را فراموش نکنیم .
آنچه در ایران به نام حزب خوانده می شود ، حزب از جایگاه علمی نیست بلکه چیزی جزء شتر - گاو - پلنگ نیست.
در آخر می بخشید مزاحم وقت گرانبهای شما شدم.
منتظر مکاتبات بیشتر با شما مرد سرد و گرم چشیده در عصر حاضر هستیم.
مهدی عباسی
............................................
عبدی:
این تناقض نیست .آن زمان آن مردم خربزه خوردند(درست و غلط آن بحث دیگری است) پای لرزش هم(این که چقدر بود محل بحث است) نشستند .دیگر چه سوالی باقی می ماند.
بعلاوه من و بسیاری از دوستانمان که می گویم جزو آنان بوده ایم و اصلا هم حاشا نمی کنیم چه نگرش بدی برای ما وجود دارد ؟این که رئیس دولت را به آن عمل منتسب کردند برای ضربه زدن به دانشجویان مذکور و آن اقدام است و نه ضربه زدن به وی.به همین دلیل هم من و دیگر دوستان فورا این اتهام را رد کردیم!
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۴۶ بֽظֽ | Reply
فرشید :
با سلام خدمت جناب عبدی و عرض تبریک سال نو
به نظر می رسد که تصویب قطعنامه اخیر شورای امنیت نه فقط نتیجه اقدامات اخیر دولت فعلی در ظرف یک سال و نیم گذشته بلکه ماحصل بیست و هشت سال انقلابی گری آنهم از نوع ساده دلانه و عوام پسند آن است.شاید شما هم به این عقیده باشید که اجماع جهانی علیه ایران از زمانی آغاز شد که که صدور انقلاب و اشغال سفارت خانه و آتش زدن پرچم و غیره و ذالک با تصویر ایران در جهان پیوند خورد
.........................................
عبدی:
تا آنجا که به یاد داریم یک زمانی در حکومت ریگان مشاور انیت ملی آنان با یک هواپیما اسلحه آمد تا با ایران باب مراوده را باز کند و چنین اجماعی در کار نبود.سهل است که آمریکائی ها کلی کشته در لبنان دادند و آنجا را به همراه دیگران ترک کردند و هیچ قطعنامه ای طرح هم نشد چه رسد به تصویب با اجماع.
برخی دوستان که با گذشت (به حق یا نا حق) دعوا دارند اسدلالهائی را علیه وضع موجود بکار می برند که به نفع مدافعان این وضع است.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۰۲ بֽظֽ | Reply
کامران :
ای آقا و یا خانم think :
شما ]چگونه می خواهید به دیگران درس دین داری یاد بدهید در حالی آداب آن را چنان که شایسته است رعایت نمی کنید؟.
من نمیدانم شما از چه دینی دم میزنی که باید در خواری و خفت جهانی به آن حدی رسید که حضرت مهدی ظهور کند ، مطمئن باش در صورت ظهور آن بزرگوار
بی آبرو کنندگان دین بیش از دیگران به آتش جهنم
رهنمون خواهند شد.کسانی که باید تاوان دین گریزی این همه پیر و جوان را پس بدهند.اسباب خنده است که چرا در دولت فخیمه ای که دوستان سینه چاک آن هستند به پیامبر(ص)سخیف ترین توهین ها میشود اما آقایان را کک هم نمی گزد،.....
آ
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۵ بֽظֽ | Reply
دز جواب به آقای سینا :
با سلام و تبریک نوروزی به هموطن عزیزمآ ن آقای سینا
به نظر من , حق با شماست ! اگر و تنها اگر, همین دانش و تجربه و ارتباطات و ....آگاهی امروز من و شما را, جوانان و جامعه ی ما در آن زمان( حدود سی سال پیش) داشت. شما , اینطور فکر نمیکنید؟
شایسته است بگویم, من هم یکی از جوانان آن دوره ام. با دیدگاههای و نگاههای کاملا متفاوت با آقای عبدی!! که اتفاقا از حرکت ضد امپریالیستی ایشان ,با حررات و عشق به استقلال کشورم از زیر یوغ استعمار , شبانه روز , حمایت کردم!! (و چون من , در این شهر زیاد است!!) از بد حادثه هم , جزو اولین جوانانی بودم که برای دفاع از" آزدای بیان" , دستگیر و زندانی شدم.... و تا آمدم بگویم "خر" نبوده, "خر" گوش بوده ام!! سالهای جوانی خود , ناجوانمردانه, در آن جا از دست دادم!!!
حق کاملا با شماست و حتما این گونه بحث ها , در کلاس درس تاریخ, مفصلا باز خواهد شد و رو سیاهی به ذغال خواهد ماند!! ولی برای رسیدن زودتر به آن منظور, اگر اجازه دهید من هم بعنوان یک دنبال کننده ی این سایت, یک سؤال از شما داشته باشم.
آقای سینای عزیز, در آن تاریخ , سال 1358 و حول و حوش اشغال سفارت آمریکا, "شما" در کجای آن وقایع بودید و چرا؟ مطانم اگر جنابعالی کمی در این مورد توضیح دهید, بهتر میتوان این تجربه آموزی را به نتیجه نشست. اینطور نیست؟
در خاتمه, من هم چون شما معتقدم بهتر آنست که هر کس, صادقانه وجدان خود را قاضی کرده, گذشته خود را به قضاوت بنشیند و اگر خطایی صورت داده, به آن, در جمع اعتراف نماید .
اگر روزی روزگاری اینچنین دادگاه و فضایی برای تک تک , بوجود آید , به یقین بدانید قبل از آقای عبدی, بسیاری در این صف اعتراف, برای شفاف سازی تاریخ, حق تقدم دارند!! اینطور نیست؟
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۲۹ بֽظֽ | Reply
پاسخ به دوست think :
چه اسم با مسمی ایی!! و چه سؤال زیبایی:" شما فکر کرده اید آقای رییس جمهور و کارشناسان ایشان قدر جنابعالی , تحلیل ندارند؟" بنظر من , نه! چون با "حلوا حلوا" گفتن, تا به حال دهان هیچکسی , شیرین نشده است!!
نه! چون بهشت را هم , به "بها" میدهند و نه به "بهانه" !!
نه ! چون همین حرفها را , سالها پیش هم به مخالفان زدید و زدند و امروز می بینیم که آن طور بوده است!!( یعنی بقدر مخالفان و منتقدان, تحلیل نداشته اند!)
نه ! چون اگر تحلیل بهتر و اساسی تر داشتند , بجای توهین و افترا و ...زندان , آن تحلیل محکم را بیان میکردند. مردم هم حتما با با think خدادایشان , آنرا که بهتر بود , می پذیرفتند!!
نه! چون پیامبر اسلام هم گفت:" اگر میتوانید از این آیات بگویید, بگویید!!" و کسی پیدا نشد!!
نه! چون آزموده را آزمودن خطاست!!
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۴۷ بֽظֽ | Reply
ALI :
JENABE ABDI KHODA GOVAT: HARFE MELATE IRAN RA MIZANI VALI MAGE AN 10 % GOSH MIDAHAND
KHODAVAND YAR VA YAVARAT
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply
احسان :
آنان كه در شوراي امنيت نگران تحصيل دانش جويان ايراني هستند و آنطور دلسوزانه نطق ميكنند و همان کسانی اند كه دانشجويان را ستاره دار كرده و از دانشگاه ميراند و اساتيد با شرف را يا اخراج و يا باز نشسته اجباري ميكند. آنكه از سپرده هاي مردم در بانك سپه دفاع مي كند بياد آورد كه بي هيچ اذن شرعي هر كار كه مي خواهد با سپرده هاي مردم ميكند و تورم را بر آنان تحميل ميكند .آنكه از جنگ با عراق ميگويد بد نيست سري به خانواده هاي شهدا و جانبازان مظلوم بزند تا شايد وقتي از اين ميدان حرب نيو يورك بازگشت كمي هم به خود و دوستانش بپردازد!
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۱۰ بֽظֽ | Reply
:
من هم حرف "سعيد" را تاييد و تكرار مي كنم:
شاید نکته اصلی همین باشد:
" هيچ يك از قدرتمندان فعلي ذرهاي گرسنگي نخواهند كشيد، هيچ یک از كودكان آنان بر اثر بيماري و فقر نخواهد مرد، چه بسا در شرايط بحراني خود و خانوادهشان راهي مكانهاي امن و پربرکت شوند، "
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۲۴ بֽظֽ | Reply
حبیب :
با سلام آقای عبدی!
همه استدلالات شما درست بود فقط به نکته اصلی اشاره نکرده بودید. یعنی بازنده بودن ایرن به عنوان یکی از علل اصلی اجماع جهانی علیه دولت ایران.
به نظر من اجماع فزاینده جهانی علیه حکومت ایران وسعت خواهد یافت. یعنی هر روز تعداد بیشتری از دولتها ایران را طرف بازنده دانسته و از شرط بندی روی اسب ضعیف اجتناب خواهند کرد و سعی خواهند کرد در کنار برنده یعنی امریکا و غرب قرار گیرند .
بی شک این اجماع , صرفنظر از ذی حقی یا بی حقی دولت ایران گسترش خواهد یافت.
دور نیست روزی که حکومت شیعه عراق هم در کنار غرب قرار گرفته و بر علیه برادران خود در ایر ان رآی دهد, همچنانکه دولت اسلامی بوسنیا کرد.
.............................................
عبدی:
همین الان در مورد قضیه ملوانان انگلیسی دولت عراق طرف انگلیسی را گرفته است.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۳۱ بֽظֽ | Reply
داريوش سجادی :
جناب آقای عبدی
اينکه در پاسخ به کامنت قبلی اينجانب فرموده ايد:
« در حال حاضر هيچ پيشنهادی به ساختار سياسی موجود برای برون رفت از بحران اتمی نداشته جز آنکه ريشه و تنه خود را در داخل و با مردم خود تقويت کند»
ظاهراً اين موضع را از سر عصبانيت و يا دل چرکينی از مسببان وضعيت موجود اتخاذ کرده ايد چرا که پيش از اين در مقاله «خيالبافی نکنيم» منطقی تر با بحران اتمی موجود برخورد کرده و راه حل زير را به دولتمردان توصيه کرديد که بی بهره از خروج از حاکميت هم نبود:
«تعلیق اختیاری (بدون توجه به مفاد قطعنامه شورای امنیت) کلیه فعالیتهای هستهای و قطع کامل مذاکرات در این خصوص و خارج کردن موضوع هسته ای از محور سیاستهای ایران تا مدتی که حکومت تشخیص میدهد». به نظر این ممکنترین و بهترین راه برای ساختار موجود است، زیرا ادامه سیاستهای فعلی، دیر یا زود به درگیری نظامی و از آن بدتر گسترش تحریمها مواجه خواهد میشود. پذیرش قطعنامه و شروع مذاکره به ویژه با ایالات متحده، در ساختار موجود ممکن نیست و عوارض بسیاری برای آنان دارد. بقای تحریمهای موجود در حد قطعنامه 1737 با فرض توقف غنیسازی مشکلی نیست که نتوان آنرا تحمل کرد. چنین راهحلی را میتوان به پیشنهاد گروهی از سران کشورهای اسلامی (مثل پاکستان، عربستان، اندونزی، مالزی، نیجریه و...) و نه شورای امنیت سازمان ملل پذیرفت.
موفق باشيد
.........................................
عبدی:
البته که از سر عصبانیت نبود.و آن پیشنهاد هم کاملا در ذهنم بود و از یادآوری مجدد شما هم تشکر می کنم اما آن صرفا مسکن است چون پیشنهادهای اصلی به همین موضوع بر می گردد که بارها عرض کرده ام.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۳۸ بֽظֽ | Reply
saeed :
جناب آقاي عبدي
بنظر شما چنين دولتي با چنين تفكرات ساده نگرانه اي . كه در هيچ برهه از تاريخ بس از انقلاب سابقه نداشته كه اينگونه به مقابله با جهان برخيزند. آيا صلاحيت ادامه كار دارد.
فریب تا اين حد كه داشتن به اصطلاح انرزي هسته اي ما را جنين و چنان ميكند.
به محكوم شدن و بي اعتبار شدن بيشتر در همه دنيا مي ارزد.
مصاحبه اقاي احمدي نزاد را با خبرنگار فرانسوي ديديد.......
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۵۸ بֽظֽ | Reply
رضا :
با سلام
بر خورد ایران با این مساله در مسیر بدی افتاده و متاسفانه همه ی این مسایل زمانی پیش روی ماست که نیروهای مستقل داخلی در حالت نا مناسبی قرار گرفته اند.
به باورم تا دیر نشده باید اجماعی میان عقلا شکل گیرد اجماعی که گمان می رفت بلافاصله پس از انتخابات ریاست جمهوری شکل گیرد.
با سپاس
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۱۳ بֽظֽ | Reply
abbas :
براي من هميشه اين سوال وجود داشته كه چرا طرفداران اين حكومت كه با كمال تاسف خود را سربازان امام عصر هم ميدانند تا اين حد تندخو، عصباني دارند. فكر ميكنم اين خصيصه خود به تنهائي گوياي بسياري از حقايق است.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
:
salam
aghai abdi chera hezb mosharekat hamanand mojahedin enghelab mozea khodesh ra dar mored ghazie hastei bayan nemi konad ya man bi etelaam ? khahesh mandam nazar khodetan ra dar bare ahzab irani va moze anha dar in mored bayan befarmayid ke yk jambandi dar mored anha dashte bashim . magar nh inke anha khodeshan ra nemaynde bakhshhayi az mardom midanand ? ba tashakor
...........................
عبدی:
تا آنجا که مطلعم مشارکت قبل از دیگران در این باره موضع گرفت.درباره احزاب دیگر هم اطلاع رسانی دقیقی به دلیل فضای موجود منعکس نمی شود یا موضعی نمی گیرد.ضمن آن که چندان هم حزب جدی نیستند.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۳۸ بֽظֽ | Reply
سامان صفرزایی :
با سلام به جناب عبدی
اول ابراز تاسف از بندی که در آن به خواب بهاری روزنامه نگاران و روزنامه های ایران اشاره کردید که متاسفانه دامن گیری وبلاگ ها وسایت های گوناگون نیز شده و حقیتا اسباب تعجب هست در چنین هنگامه ای این سکوت.
دوم اینکه من در آخرین نوشته ام اجماع در شورای امنیت را از تا در کوتاه مدت به ضرر ایران ندونستم و تصور می کنم به نوعی نشان دهنده ی لطافت قطعنامه های شورای امنیت است...زمانی تحریم ها ابعاد هولناک اقتصادی به خود می گیرند که در اجماع شکاف به وجود آید..تصور من این هست که تا دو یا سه قطعنامه ی دیگر این شکاف بروز خواهد کرد...نظر جنابعالی چیست..آیا تصور می کنید این اجماع در صورت تشدید لحن پیش نویس های آتی ادامه خواهد یافت و اگر خیر تصور می فرمایید این اجماع حداکثر تا چند قطعنامه ی دیگر ادامه یابد.
با سپاس از شما
(لینک : http://mohavereh.blogfa.com/post-85.aspx)
...............................................
عبدی:
یکی از مشکلات غرب در قطعنامه های بعدی این است که می خواهد کماکان اجماع را حفظ کند زیرا در غیر این صورت گفته می شود که در اجماع شکاف افتاد به همین دلیل شیب تحرمها نمی تواند تند شود مگر آن که اجماع را به دلیل دیگری دنبال می کنند که به نظر من حالت اخیر درست است.هدف آنان در درجه اول انزوا و سپس تحریم است.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
علی ش :
جناب عبدی نظر شما در رابطه با مقاله چند روز پیش سیمون هرش (گم شدن دلارهای نفتی امریکا) و تاثیر پذیری ایران از این مسئله به خصوص پس از تصویب قطعنامه چیست؟
.......................................
عبدی:
متاسفانه این مقاله را ندیده و نخوانده ام.
۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۵۵ بֽظֽ | Reply
امیر :
با سلام
با توجه به این وضعیت فکر نمیکنید ایران و آمریکا نهایتا بر سر میز مذاکره بنشینند؟
....................................
عبدی:
در شرائط کنونی اصولا موضوعی برای مذاکره ندارند زیرا مواضع دو طرف در موارد اختلاف از پیش تعیین شده و ثابت است.لذا وقتی بر سر میز مذاکره می نشینند که هر دو یا حداقل یکطرف مواضع موجود را قابل معامله بداند و البته در نهایت چنین مذاکره ای می شود فقط مشکل اینجاست که برای حل مشکلات نمی توان منتظر نهایت نشست الان باید اقدامی صورت گیرد.اگر منظور شما الان است جواب منفی است.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۲۲ قֽظֽ | Reply
محمد حسین :
نمی دانم بالاخره انرژی هسته ای برای نظام جمهوری اسلامی هدفی بود که به خاطر ان حکومت یکدست شد یا وسیله ای بود که توسط ان حکومت یکدست شد!
به نظر اینجانب ایران همواره (جز مقاطعی کوتاه), بدون مشارکت فعالانهء نخبگان و توسط چاپلوس ها و متملق ها اداره می شده است ! و این جماعت جز گذران روزمره امور کمتر جرات و انگیزه داشته اند که خود را به اب و اتش بزنند و به قول معروف سر بی درد را دستمال ببندند!و به تدریج دردها و مشکلات و معضلات جامعه ایران انباشته تر و پیچیده تر شده است!
نخبگان جامعه روزبروز منزوی تر و به مهاجرت در درون و یا به بیرون پرداخته و می پردازند.
اگر مسئلهء هسته ای یک مسئلهء ملی است و باید ایران به خاطر ان در مقابل دنیا بایستد ایا با این تیمی که اقای احمدی نژاد نفر اول انان است می توان امور این مملکت را رفع و رجوع کرد؟لابد منظور آقایان از کنترل اوضاع توسط دولت همین ارزان نگاه داشتن پرتقال و نارنگی (به زعم خودشان) است که با پول نفت و واردات خارج از پروتکل سلامت و اقتصاد کشاورزی صورت می گیرد!
اگر تبعیض هسته ای را نمی پذیریم چرا خود تبعیض سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را سالهای سال بر مردم روا داشته ایم؟
وقتی تصمیمات شورای امنیت را غیر قانونی می دانیم ایا خود در داخل کشور خیلی ملتزم به اجرای قانون هستیم؟
حکومتی که با کرور کرور پول نفت هنوز نتوانسته است مسئله تامین اجتماعی مردمش را حل کند !
و انقدر اش شور شده است که صدای دستیار سر اشپز (صدا و سیما) هم در امده است! چگونه می خواهد در مقابل نظام جهانی بایستد؟
آقایانی که امروز بر ما حکومت می کنند اگر یکی از بستگانشان مریض شود به کدام بیمارستان مراجعه و از چه متد تشخیص طبی استفاده می کنند و تحت چه تجهیزات اطاق عمل, جراحی می شوند و داروهایشان را ایا جز از همان کشور هائی غربی سفارش می دهند؟ و خرج یک عمل ساده شان با مایملک چند خانوار جنوب شهری برابری می کند؟
خوب است ایران برای استقلال خود در مقابل هرکس حتی تمام دنیا بایستد اما کدام ایران؟ با چگونه حکومتی؟
شاخص های این حکومت با حکومت امام علی چه نسبتی دارد؟علی با مخالفان خود چگونه مدارا می کرد و شما چگونه برخورد می کنید؟
حتی با این وجود منطقآ عدالت به پیروزی در پیکارهای معطوف به قدرت سیاسی نمی انجامد!
نظامی که نخبگانش را برای دستیابی به این هدف یا به این وسیله تحقیر کرده حتی اگر در نبرد انرژی هسته ای پیروز شود به چیز ارزشمندی دست نیافته است! چون در مقابل انچه از دست داده است تقریبآ هیچ چیزی به دست نیاورده است!
انرژی هسته ای نمی تواند هدف باشد!جمهوری اسلامی برای دستیابی به انرژی هسته ای برپا نشد اهداف ان چیزهای دیگری بود و هست پس ایا وسیله می تواند هدف را توجیه کند؟می توان برای دستیابی به انرژی هسته ای( یعنی وسیله)حکومتی را که با مشارکت همه مردم ایران برپا شده ست در تیول جماعتی محدود قرار داد؟و خرسند بود که می خواهیم کشور را به هدفی موعود نائل سازیم؟
به شهادت تک تک صفحات تاریخ مردم ایران در طول قرون و اعصار جزو وطن پرست ترین ملتها بوده و هستند و انچه ایران را در تلاطم حملات هون ها و سکاها و ترکان و ... حفظ کرده است و حتی در دنیای مدرن برای یک روز هم به زیر یوق استعمار نرفته است ایا جز وطن پرستی نخبگان و احاد مردم ان بوده است؟ که ای بسا در کثیف ترین دربارها و خائنانه ترین شرایط تحمیلی بر حکومتها , ازاد مرد و حتی خواجه سرائی پیدا شده که عرق ملی اش به جوش امده و داغ توطئه ای را بر پیشانی توطئه گر چسبانده است!
ایا شایستهء چنین ملتی است که هر روز برایش گزاره های صلاح و مصلحت و ایجاب و غیره صادر شود و مستقیم وغیر مستقیم به او بگوئید که فقط و فقط ما می فهمیم و شما نمی فهمید! ما می دانیم شما چه باید بکنید و شما نمی دانید که خودتان چه باید بکنید!
این حرف را نگوئید! این متن را نخوانید! به این و ان گوش ندهید و فقط به ما که خیلی عقل کلیم گوش دهید!
البته خود می دانم انتظارم به گزاف است مثلآ
حتی اقای خاتمی که به قول دکتر سروش میوه و محصول روشنفکری دینی بود و یکی از اصولش کرامت انسانی اعلام شد و برای تحقیر جامعه چه اشکها ریخت و چه ماتم ها کشید,انقدر برای مردم ایران کرامت قائل نشد که "سند چشم انداز 20" ساله را به رفراندم بگذارد تا دستکم مردم بدانند که در 20 سال اینده چه چیزهائی برایشان از طرف حکومت مهم انگاشته شده است چه رسد به اقای احمدی نژاد که هر روز در جهت تحقق شعار مهرورزی اش تازه تر از تازه تری می رسد!
تحقیر پشت سر تحقیر حتی توسط انان که خود به حقارت افتاده بودند!
ایا می توان به وسیلهء فرودستان اگر نگویم فرومایگان به اعتلا رسید؟
جمهوری اسلامی نیاز دارد به یک گفتگوی ملی دست زند! بایدعقده های سربسته گشاده گردد !مگر در عید خانه تکانی نمیکنیم؟جمهوری اسلامی هم به خانه تکانی نیاز دارد !مگر مرحوم امام خمینی به مردم ایران باور نداشت ؟و خود نتیجهء این باور را بیشتر از همه کسب نکرد؟مگر امام خمینی خود را همواره در معرض داوری مردم قرار نمی داد؟مگر جز با وفاداری عمیق به این شیوه ها می توان نخبگان خاموش را به فرایند تفکر اجتماعی (به شدت مختل شده و بسیار مورد نیاز ) وارد نمود؟
اقای احمدی نژاد که به نامه 50 اقتصاددان جواب نداد( و انان با این کار عملآ تحقیر شدند) چگونه انتظار دارد دولت امریکا او را با ویزا ندادن یا جواب ندادن به نامه اش تحقیر نکند؟
سخن پایانی
من (نویسندهء این متن)در جنگ با صدام به صورت داوطلبانه شرکت کرده , در خط مقدم جنگیده ام و بارها از سوی فرماندهانم مورد تشویق قرار گرفته و در طول سالهای پس از جنگ حتی برای لحظه ای نسبت به درستی ان تصمیمم تردید نکرده ام امروز هم اگر امریکا به ایران حمله کند در دفاع از کشور درنگ نخواهم کرد!دستکم انتظار دارم
از کسانی که پروژه مذاکرات سیاسی انرژی هسته ای را به پیش می برند (مثل اقای لاریجانی) انها نیز بگویند که خودشان چقدر در خط مقدم جنگیده اند!
به قول حاج کاظم فیلم اژانس شیشه ای همچنین بگویند چه احساسی داشته اند وقتی می دیده اند گردان می رود و گروهان بر میگردد وگروهان می رود ودسته بر می گردد و دسته می رود و حتی نفر بر نمی گردد ؟
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۲۴ قֽظֽ | Reply
مصطفی :
علیرغم وجود احتمال مذکور ، این احتمال هم وجود دارد طراحی این شیوه عمل بیشتر مبتنی بر این فرضیه باشد که جامعه ایران به عنوان یک جامعه زنده و پویا در درون خود مخالفتی با غرب ندارد . با این فرضیه کوشش می شود بر وجه فشار سیاسی ( رودرو نمودن اتفاق نظر جهانی با ایران ) تاکید بیشتر و بر وجه اقتصادی که متضمن فشار بر مردم است تاکید کمتری گردد. چنانچه این زاویه دید درست باشد قاعدتا و انشا اله نباید با تهدید جنگ و یا تهدید تخریب ( بمباران تاسیسات اقتصادی) روبرو باشیم و حداکثر احتمال خطر، برخوردهای محدود خواهد بود.
ضمنا نکته ای فنی را یاد آور گردم. اجماع در فقه به معنای اتفاق نظر بر امری جزئی است بهمین معنائی که جنابعالی بکار برده اید. اما در ترمینولوژی روابط بین الملل اجماع معادل consensus است که لزوما به معنای وحدت نظرکامل نیست بلکه به معنای توافقی مصالحه ای است . در این نوع اتفاق نظر ، رای موافق لزوما به معنای قبول ماهیت تمامی اجزای موضوع رای نیست بلکه ممکن است به معنای توافق با مجموعه ای باشد که موضوع رای یکی از اجزای آن مجموعه است. البته در رای شورای امنیت اتفاق نظر وجود داشت و لذا از حیث فنی بکار بردن اتفاق نظر unanimity که دقیق تر از اصطلاح اجماع و حاوی دلالت های فوق نبوده مناسب تر می بود.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۴۶ قֽظֽ | Reply
Mohsen :
salam
Age momkene baraye comment-ha shomareh begozarid ta dar morajeaate badi az shomareye badi motaleeh ra edame dad.
Merci
......................................
عبدی:
اگر امکان فنی بود انجام می شود.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۰۴ قֽظֽ | Reply
سینا :
باور نمی کنم ،اصلا پاسخ شما هیچ مناسبتی با نوشته ی من ندارد . بنده قیاس کرده ام فضای کنونی و نگرش تصمیم سازان و حاکمان امروزی را با زمان گروگانگیری سفارت آمریکا و نتیجه گیری کرده ام که آنها هم شاید پس از دو دهه به تحلیل امروز آقای عبدی برسند ، آیا این گزاف و غیر واقعی است ؟
آیا معتقدید که به عنوان کسی که هم سن و سال شما و در همان موقع دانشجو بوده و مانند شما آن جریان را تجربه کرده است (البته به عنوان شاهد و ناظر) باید به آنچه که شما نگاشته اید و تحلیل کرده اید ایمان بیاورم تا مشمول ابراز تاسف شما نشوم ؟
از نوشته های خود شما استفاده می کنم که :
آقای عبدی نمی تواند در تحلیل و چرایی رویدادی در حال ، از مسند روشنفکری و اندیشمندی سخن بگوید و در واقعه ی مشابه دیگری ، بازاریاب و توجیه کننده باشد و این به معنای آن نیست که شما بر آنچه که باور دارید چشم پوشی و خداحافظی کنید منتها اجازه دهید مخاطب هم نظرش را اعلام کند. خود شما بفرمایید که چرا فحوای کامنت مخاطبان در تحلیل گروگانگیری با سایر تحلیل ها اینقدر متفاوت است ؟ مخاطب یکی است پس چرا در تحلیل اول اقناع نشده است ؟
شما صاحب خانه اید ، می توانید نظرات را به نحوی که خودتان صلاح می دانید فیلتر کنید و منتشر ننمایید ولی در غیر این شایسته به نظر نمی رسد که به این نحو طرف رامنکوب نمایید.
...........................................
عبدی:
یکی از دوستان نیز به نام سایه بخشی از نظر قبلی شما را نقل و سپس گفته اند:
........................
آقای عبدی عزیز
بنظر من که در این گفتار ایرادی آشکار نیست. شاید از روی خیرخواهی نباشد، شاید، ولی چه باک وقتی در خود پیام حقایق بیان شده اند.
بدور از هرگونه لجبازی می پرسم (چون مقاله های خیلی قدیمی این وبسایت را که احتمالن مربوط به وقایع 58 باشد، نخوانده ام)، کدام قسمت از این گفته ها را خلاف واقع می دانید؟
........................
من نمی توانم به صورت مبسوط مجددا به این مساله بپردازم.البته تصمیم داشتم پاسخی غیر سیاسی و روانکاوانه بدهم که فکر می کنم تا حدی دور شدن از فضای موجود است و در 5 ماه پیش خیلی مفصل به این موضوع پرداخته ام و 7 ماه دیگر هم که سالگرد قضیه شد اگر نکته جدیدی بود در خدمتیم.
اما کسی نگفته که شما باید به ایده من ایمان بیاورید که اگر چنین بود حتما دوستان عطای مراجعه به این وبسایت را به لقایش می بخشیدند .اما اگر چنین انتظاری ناپسند است که است پس دیگران هم نباید چنین انتظاری داشته باشند هنگامی که به نحوی اظهار نظر می شود که گوئی هیچ گزینه دیگری درست نیست ناید انتظار پاسخ داشته باشیم.
من و شما یا هر کس دیگری می تواند آن رویداد را بکلی رد کنیم اما نه از طریق تشابه سلزی با رویدادی هیچ تشابهی با آن ندارد و در واقع صرفا از طریق این مشابهت قصد رد آن واقعه را داشتن نوعی استفاده نابجا از این روش است.شا اگر به آن واقعه نقدی داشتیم آن را باید مستقل مطرح کنیم نه این که با شبیه سازی با یک رفتار غلط در صدد رد آن باشیم.این امر ناشی از نوعی مخالفت روانی و نه لزوما نقد منطقی ،با آن واقعه است که در مواقع خاصی بروز می کند.
ضمنا شما می توانید بگوئید که چه تشابهی میان آن دو از حیث موقعیت مجریان از حیث اهداف از حیث شفافیت از حیث موافقان از حیث مشارکت مردم و از حیث نظام بین الملل و.....وجود دارد نه این که من بگویم چه تشابهاتی نیست!از نظر من تشابهات آنها آنقدر کم که کالمعدوم است.اما این عدم تشابه به معنای درستی آن کار نیست فقط به معنای عدم تشابه است.درستی یا غلطی آن کار را باید به نحو دیگری بحث و نتیجه گرفت.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۵۴ قֽظֽ | Reply
طرح ابهاماتی با هموطن خارج از کشور آقای کریم :
داشتن محیطی سالم و عاری از آلودگی , یکی از آرزوهای هر جامعه ایست.
لازمه ی داشتن این چنین محیطی, حفاظت و حراست جدی تک تک افراد, از سلامت آن, میباشد.(بقول معروف: علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد؛ یا پیشگیری ارزانتر از درمان یا ...)
اگر امروز جامعه ی خود را مملو از آلودگیهای مختلف میبینیم,(آلودگیهای اخلاقی, اجتماعی, فرهنگی,....) بجز میکربهای همیشگی بیرونی, بد نیست, گاه گاهی , نیم نگاهی به رفتارهای گذشته ی خود کرده, شاید "پر" خویش , در آن ببینیم!!(.... ناگاه پر خویش در آن دید!! گفتا ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست!!)
این وظیفه ی اخلاقی , اجتماعی, از طریق راههای مختلف , قابل انجام و مراقبت است.( رساندن آگاهی از طریع یادآوریهای مکرر تاریخ گذشته, جلوگیری از زدن اتهامات بی اساس به افراد, جلوگیری از ایجاد جو خشونت و جماقداری, هشیاری در بت سازی, یا بر عکس, .... )
یکی از موانع دردناک و آلودگیهای عمده ی زمان گذشته, پدیده ی غیر اخلاقی چماق و چماقداری در فضای تضارب افکار و چهارراههای مهم تصمیم گیری بوده است.
اگر در تاریخ گذشته, نیک بنگریم, هر زمان ملت ایران دست بر روی محل, موضع و نقطه ی " درد" اصلی جامعه ی خود گذاشته و هر وقت عزم جزم کرده تا آن درد و آن غده ی سرطانی را بیرون رانده یا درمان کند, به ناکهان این پدیده زشت و آلاینده, از طرف افراد متنفع, ظهور کرده و ...توسط عده ای مزد بگیر, دامن زده و .... از کانون های قدرت, هدایت شده است.
در 28 مرداد این پدیده با کمک آمریکا و سازمان سیا و بودجه ارسالی آنها,(به اعتراف خانم آلبرایت و مدارک موجود) باعث تحریک و ... در نتیجه انحراف افکار عمومی از موضوع اصلی شد!! تا جایی که در عرض یکروز,شعار :" یا مرگ یا مصدق" مردم, تبدیل شد به شعار :" مصدق کله کدو, رفت لا پتو رفت لا پتو"!!
مخلص کلام؛ بعنوان یک خواننده ی سایت, احساس وظیفه در پاسداری از فضای سالم, مرا واداشت تا بسهم خود, در مقابل کامنت هموطن خارج از کشور, آقای کریم, تقاضای ابهام زدایی از ایشان داشته باشم.
با این امید که بتدریج, بکمک و همیاری یکدیگر, یاد بگیریم و یاد دهیم که در مقابل آلودگیها, حساس باشیم(اگر بواقع طالب دنیای پاک و فضای آرام هستیم).
با این امید که به کمک هم و همکاریهای به موقع, اجازه ی نفوذ را از هر آلاینده ایی , گرفته, اجازه ندهیم کار به استفاده از دستگاه های سمپاش!! و خدای ناکرده, درگیریهای مجدد گذشته, برخوردهای تحریک آمیز مورد خواست آلوده کننده,برسد. (حساب هزینه ها جدا)
با تشکر از آقای عبدی , به دلیل انتشار بعضی از اینگونه کامنتها و واکسینه کردن خوانندگان خود (خدا را خوش نمی آید همه ی فشار اینگونه کامنتها, پشت سر شما باشد. امری که خدای نکرده شما را در دراز مدت, مثل خیلی های دیگر, از رویه ی اعتدال و .... صبوری باغبان و بهاری دور سازد)
تشکر از این واکسیناسیون , برای قوی شدن ذهن خوانندگان خود در" آینده" و عرض معذرت از هموطن گرامی در خارج از کشور, آقای کریم, امیدوارم این مقدمه طولانی را , ایشان به اشتباه "صاحب" نشوند!! ( چون روانشناسان معتقدند: اگر حرفی غیر مستقیم زدید و کسی به ناگهان از آن ناراحت شد, بدانید که او, آن حرف را, ناخودآگاه از آن خود کرده, برداشته و صاحب شده است!! به زبان دیگر دست بر روی "درد" گذاشته اید!)
همه ی این مقدمه ی طولانی را گفتم تا بتوانم احساس خود را از خواندن کامنت آقای کریم, بهتر به اطلاع ایشان برسانم.
متاسفانه باید بگویم کامنت شما , بدلیل ناآگاهی من, حاوی ابهاماتی بود که لازم دانستم با توجه به آن مقدمه ی طولانی, برای پاکیزه کردن این سایت, که گوشه ای از فضای واقعی "آینده" ی ما هم میتواند باشد!! با شما طرح, از شما خواهش کنم با توضیحات مبسوط , ابهام زدایی فرمایید.
- در ابتدا وجود شما در مونترال کانادا( خارج از کشور) با توجه به دیدگاهتان, و مخصوصا غلط دانستن لحاظ کردن احتمال حمله ی آمریکا به ایران, آنهم در وسط عراق و افغانستان!! ابهام انگیز بود. (اگر کسی در ایران و یا در کنار نطنز زندگی میکرد, این ادعا را , میشد با اغماض, قابل قبول دانست)
-با نشانه گرفتن انگشت اتهام به سمت آقای عبدی,نوشته اید:" ... اگر مسؤلید که این اشتباه را( لحاظ داشتن احتمال حمله آمریکا در حوزه ی نظر!!) را در بخشی از جامعه جا بیاندازید, موفق نمی شوید" (پ-ن)متاسفانه باید بگویم که برای من خواننده, این ابهام بوجود می آید که با توجه به موارد مشابه و آزمون داده, نکند خود شما(خدای ناکرده) چنین قصدی دارید!!(مخدوش کردن ذهنها از توجه به احتمال حمله؟) بعنوان یک مار گزیده, 28 مرداد دیده و ... این احتمال, بجا نیست؟ چرا؟
-کلمات مورد استفاده ی شما در این کامنت, نشان از سطح بالای "اطلاعات" شما دارد, ولی متاسفانه ابهام در ترکیب آن کلمات و مخدوش بودن مفهوم جملات, نوعی آشفتگی ,( که میتواند ناشی از آشفتگی ذهن در موقع عملی خلاف سلامت باشد یا ...) را تداعی داشت, آیا من در این مورد اشتباه نمی کنم؟ چرا؟
-آگاهانه یا ناآگاهانه, (بطور قطع,در جواب بعدی, معلوم خواهد شد) اعتصابات معلمان و... اعتراضات زنان را , در حد چماقداری 28 مرداد, به خط دهی و پشتیبانی آمریکا منتسب نموده اید که اگر در دایره ی ایران و حاکمیت بودید,این اتهام, با احتساب سابقه, قابل درک و فهم بود!! ولی چون در خارج از کشور , زندگی میکنید, ابهام (در زدن این اتهام سنگین و اثبات نشده ) را , دو صد چندان کرده !! که امیدوارم با توضیحات قانع کننده ی شما, ضمن حفاظت از سلامت این فضای مجازی, همگی ما , از ابهام در آمده ,اجازه ندهیم آقای عبدی, یا هیچکس دیگر, مطلبی را خلاف واقع در ذهن افراد ناآگاهی چون من , جا بیاندازنند.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۵۹ قֽظֽ | Reply
محمد :
آقای عبدی عزيز
اين ياد داشتتان هم مانند مقالات قبلی تان مسايل را بسيار منطقی و به درستی تحليل ميکند، ولی همچون قبل سؤالی را در ذهن خواننده به جای ميگذارد وان اينکه چاره کار چيست؟ اصولاً نقد کردن کار سختی نيست وقتی همراه با راه حل نباشد. هشدار شما به آقای رفسنجانی مبنی برشکست در مقابل ريس جمهور فعلی در انتخابات گذشته هم هر چند درست ولی ناشی از همين نگاه بود. واضح است عدم شرکت آقای رفسنجانی در دور دوم انتخابت شرايط امروز کشور را تغيير نميداد.
نکته ديگر انکه بر رسی تک تک مسائل کشور از ديدگاه شما (يا هر ديدگاه کارشناسانه ديگری)در شرايط فعلی (دولت حاکم) به نظر کار بی ثمری می آيد چرا که اگر دولت فعلی قايل به چنين (يا هر نوع!) عقلانيتی بود کشور هرگز در چنين جايگاهی قرار نميگرفت. ظاهرا بيهوده آب در هاون ميکوبيم. (نويسنده و خواننده هر دو) جالب اينکه با علم به اين موضوع هم شما به نوشتن ادامه ميدهيد هم ما به خواندن!
موفق باشيد
.......................................
عبدی:
اتفاقا دیروز با برخی از دوستان در عید دیدنی بودیم که همین مساله مطرح شد.آنجا هم گفتم راه حلهای انتخابی حکومت در چارچوب خودش چندان غلط نیست بلکه مشکل از سیاستهای پایه ای موجود است.به همین دلیل در چارچوب سیاستهای پایه ای موجود نمی توان راهی بهتر از این وضع را پیشنهاد کرد یک مورد که به ذهن من آمده بود را قبلا گفته ام.در واقع انتقادات به راهبردهاست و نه تاکتیکها.
نکته دیگر این که انتقاد را نباید به ارائه راه حل مشروط کرد چون اینها دو موضوع متفاوت است.شما می توانید راه حلی را بپذیرید در حالی که انتقادات متعددی به آن وارد است زیرا راههای دیگر هم قابل نقد است و شما مجبورید میان آنها انتخاب کنید.با این حال به نظر من تعلیق خارج از مصوبه شورای امنیت و یکطرفه راه حل تاکتیکی مناسب برای حکومت است و البته راه حل استراتژیک نیست.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۲۵ قֽظֽ | Reply
مرتضی :
جناب عبدی،
با سلام و تشکر از ارائه توضیح به سوالات اینجانب.
بازگشت به سوالات بالا از شما و دیگر اهل فن میخواهم بطور دقیقتری در مورد میزان ارزش کسب فناوری هسته ای در ایران از گذشته تا به حال و اثرات آن در آینده سخن بگویید. به نظر اینجانب بدون دانستن دقیق این مطلب هرگونه اظهار نظری در مورد تقابل هسته ای بیشتر بر اساس احساسات خواهد بود. چگونه میتوان در دفاع و یا عدم دفاع از چیزی و میزان سرمایه گذاری برای کسب آن نظر داد بدون آنکه دقیقا و با ارائه دلیل بدانیم آن چیز تا چه حد ارزش دارد (و یا ندارد). منطقابعد از آنیکه اینرا دانستیم میتوانیم در مورد روشهای کسب آن سخن بگوییم. اینکه احتمالا تولید برق هسته ای در ایران اقتصادی نیست و هزینه سیاسی هم بالاست واقعا قانع کننده نیست. اگر متاع با ارزش است پس چرا از پرداخت هزینه آن واهمه داشته باشیم (اشاره به حماسه عاشورا). به نظر اینجانب باید خیلی مهم و با ارزش باشد چون طرفین مقابل جملگی کمر همت بسته اند که ما نداشته باشیم. نکته آخر اینکه اگر روشها اشتباه است (که هست) باید آنها را درست کرد نه اینکه اصل قضیه را به فراموشی سپرد.
با تشکر
......................................
عبدی:
در باره نیروگاه هسته ای و تولید برق صرفا باید گزارش هزینه و فائده اقتصادی منتشر شود.در باره غنی سازی هم از بعد اقتصادی فقط به چنین گزارشی نیاز است.و در هر دو مورد باید گزارش ارائه شود تا نقد و بررسی شود و اصل بر ارائه گزارش از جانب مجریان استو نه از طرف منتقدین که به قول شما چیزی در دست ندارند.
اما ابعاد دیگر غنی سازی صرفا محدود به توانائی برای غنی سازی در حدود بالاست که آن را نمی توان صرفا با ارزیابی اقتصادی سنجید همانطور که هند و پاکستان هم چنین کردند.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۳۰ قֽظֽ | Reply
سام :
سلام و لطفا اگر حوصله داشتید به این چند سوال پاسخ دهید:
1- اینها که می دانند در نهایت غرب با زورگویی هم که شده جهان را علیه ایران بر می انگیزد, آیا خودشان یکجور استراتژی در مقابله با این وضعیت دارند یا صرفا سرنوشت مردم و فشارهایی که بر مردم خواهد آمد و آمده است و حتا کشیده شدن کشور به جنگ برایشان(با اتکا به ایدئولوژی - یا تصور- برگزیده بودن و با کائنات تماس داشتن) اصلا مهم نیست.خب,مردم هم که مهم نباشند آیا به فکر برباد رفتن پایه های حکومت هم نیستند؟
2- آیا این فرار به جلو برای ترغیب طرف مقابل به نشستن و گفتگو بر سر یک مصالحهء کلی نیست؟
3-این آخری در واقع سوال نیست: چطور است بر سر مفاهیمی چون متهم کردن آدمها به مرعوب بودن یا ترسو بودن بیشتر کار کنید(منظورم فقط شما نیستید). یعنی چه عیبی دارد که کسی از سرنوشت خودش و خانواده اش و کشورش بترسد؟تا کی می خواهند با این ادبیات ادامه دهند؟ همهء جهان دارد علیه این مملکت صف آرایی می کند و ما اگر بگوییم حتا ملی شدن نفت هم به این بها به دست نیامد(یعنی منطق,سیاست,مدارا و ایستادگی,همه به سرانجام آن واقعه کمک کردند) می گویند ترسیده اید. خب,بله ترسیده ایم. ما کی به شما وکالت داده ایم که از کیسهء ما شجاعت به خرج بدهید؟
.......................................
عبدی:
یک برا به آقای خیلی شوخی که اتفاقا روحانی هم هست گفتند که فلان فرد خیلی انسان نترس و شجاعی است .گفت :نخیر او شعور ترس را ندارد!!
حالا قضیه امروز هم همینطور است بویژه وقتی که خرج کردن از جیب همسایه باشد حاتم طائی شدن آسان است .
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۵۲ قֽظֽ | Reply
امیر :
باسلام
نظر شما راجع به نحوه برخورد با نیروهای انگلیسی دستگیر شده چیست؟
آیا به وسیله آنها میشود امتیاز خاصی گزفت و یا این حرکت ایران را میتوان یک هشدار برای نیروهای موجود در عراق تلقی کرد؟
................................
عبدی:
اگر امتیازی هم بتوان گرفت مقطعی است زیرا دعوا در مسائل راهبردی است.انکلیسی ها روز قبل بلافاصله اقدامات حاد بانکی خود را علیه ایران به اجرا گذاشتند و طبیعی است که در این روند
نمی توان به مصالحه و سازش امید چندانی داشت.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۲۱ بֽظֽ | Reply
حمیدی- :
با سلام
اکنون همه سئوال می کنند که پس از این مرجله چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ مسئولین امر که خیلی ساده اظهار می داند که هیچ اتفاقی نمی افتد و اگر هم افتد مهم نیست و آنرا به مقوله های ایثار و مبارزه برای حق و مفاهیم ایدئولوژیکی و تاریخی مرتبط می سازندو حواله می دهند و مسئله را به این صورت (حل ) می کنند. اما واقعا چه پیش خواهد امد و اثار این روند به راه افتاده چه خواهد بود؟
بنظر می رسد که این روند در طی یک سال اخیر و با صدور سه قصعنامه و ایجاد یک اجماع جهانی ( حتی از سوی شرکای دیرین و دوستان ایران) را ایجاد کرده و به مرور حالت شتاب بخود نیز میگیرد. امروز در خبرها بود که بانک مرکزی انگلیس نیز تحریم خود را بر اساس این قطعنامه به مورد اجرا گذارده است. تا کنون چند بانک اروپائی نیز دست به این اقدام زده بودند. بدین ترتیب قاعدتا به مرور بانک های دیگر نیز بنا به مصالح کاری خود صلاح را در این می بینند که از این بانکها تبعیت کنند. همینطور موسسات اقتصادی که مانند قطرات باران که به مرور جمع می شوند جریان رودخانه ای را برا ه می اندازند؛ و این سیلی خانمان کن خواهد شد.
همانگونه که می دانیم این قطعنامه 2 ماه فرصت داده است که ایران تصمیم بگیرد که به خواسته ان گردن نهد یا خیر. پاسخ و روشی که مقامات ( نه مردم) درپیش گرفته اند از هم اکنون معلوم کرده اند . بنابراین گردانندگان اصلی شورای امنیت با فرصت در پیش رو و اجماعی که توانستند بهر طریق ایجاد کنند این بار سهلتر از قبل خواهند توانست یک قطعنامه به مراتب سخت تر را صادر کنند که دست بازتری برای اعمال تحریم های سخت تر و ایجاد انزوای بیشتر سیاسی و اقتصادی و غیره را اعمال نمایند. .یعنی همین چند تا سفری هم که مسئولان عزیزمان به خارج می کنند نیز برایشان مقدور نخواهد بود و شاید این خبر خوشایندی برای بسیار ی از تصمیم گیران و قانون گرایان و قانون گذاران نباشد!!!. البته مراحل سخت تر تحریم که شامل دارو و معالجات بیماریها و از این قبیل می شود برای اربابان امر شاید با رفتن به این سو و آن سو دنیا قابل حل باشد ولی برای مردم خیر !.
اکنون است که اگر از جانب این مردم در همه جای جهان صحبت میشود و مقابله جوئی با ساختار ناعادلانه بین المللی ( هرچند هم درست ) در صدر کارهای این دولت و مسئولان قرار گرفته است ، باید همانگونه که قبلا هم بعرض رساندم از همین مردم سئوال شود. حال چه بصورت نظر خواهی و یا بصورت برنامه های تلویزیونی میز گردها و غیره . البته با وضعیتی که جریان رسانه ها ی عمومی دارند فکر نمی کنم که چنین ظرفیت و اجازه ای باشد که دست به این امر بزنند. زیرا از قبل رای صادر شده این بوده است که این هیچ جائی برای بحث و مجادله ندارد. دقیقا همانگونه که در جریان جنگ تحمیلی شاهدش بودیم که اگر کلامی در خصوص پذیرش آتش بس گفته میشد (تا قبل از پذیرش 597 )، گویا کائنات به زمین میریخت و خداوند عذاب دنیوی و اخروی را نصیب می کرد. و گناهی نابخشودنی بود که خود حضرت پیامبر این امت را نمی بخشیدند.
اکنون نیز معلوم نیست که تا کجا این ماجرا ادامه پیدا خواهد کرد و باید تنها نظاره گر ماجرا بود .
..................................................
عبدی:
یکی از نکات خیلی مهم در قطعنامه اخیر که برای مسئولین ایرانی باید عبرت انگیز باشد این است که چین و روسیه حاضر شده اند سیاستها و امکانات خودشان هم محدود کنند.زیرا درخواست محدود کردن فروش تسهیلات سنگین نظامی فقط متوجه این دو کشور است.ناو و هواپیما و تانک و موشک را ایران فقط یا قریب به اتفاق از این دو کشور می خرد و آنها با این رای اعلام کرده اند که دیگر نمیخواهند چون گذشته به ایران این گونه سلاحهها را بفروشند.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۲۱ بֽظֽ | Reply
بهروز :
سلام
آقاي عبدي!
انصافا فضاي خوبي را براي بحث درباره مسايل روز پديد آورده ايد.
دست شما درد نكند.
اما اي كاش، هواداران تمامي ديدگاهها و سليقه ها با حفظ حرمتها و با پرهيز از واكنشهاي احساسي در اين گفتگوها شركت كنند.
... و اما يك پرسش:
آيا شما و ساير دوستان با اين ديدگاه موافقيد كه
دستيابي به فناوري چرخه سوخت هسته اي و
ورود به غني سازي اورانيوم ( دستكم در حد تحقيق و توسعه) براي كشور ما يك
"ضرورت ملي" است و در اين شرايط، اهميت آن به مانند ملي شدن صنعت نفت و بسا فراتر از آن است؟
اميدوارم پاسخهاي منطقي و به دور از حب و بغضي را شاهد باشيم.
با سپاس.
.......................................
عبدی:
من پاسخ این سوال را بر حسب فهم خودم می دهم و چون آن را خیلی مهم می دانم امیدوارم در صورت عدم موافقت با آن نقد شود.
اعتقاد بر "ضرورت ملی" صرفا از خلال یک گفتگو و تعامل ملی شکل می گیرد و در غیب چنین تعاملی و نیز فقدان یک نمایندگی ملی ضرورت هیچ نظر و دیدگاهی را نمی توان قاطعانه تائید یا تکذیب کرد.من یا شما هم اگر دیدگاهی داشته باشیم چون در چنین تعاملی شکل نگرفته و صیقل نخورده لذا اعتبار کافی ندارد.همین که در این کشور شما از این وبسایت تعریف می کنید که به معنای فقدان چنین فضائی در رسانه های رسمی ست نشان دهنده خلاء آن تعامل است.و لذا به این سوال نمی توان پاسخ قطعی و قابل قبول داد.ابتدا باید دنبال ایجاد آن فضای تعاملی بود و به میزانی که آن را ایجاد کنیم می توانیم از چنین ضرورتی صحبت کنیم.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۰ بֽظֽ | Reply
Mehrdad :
دوست نخبه و روشن فکر Think !
همين نخبه گرایی همفکران شما باعث شده که مملکت ما به این وضع بیافتد . به عنوان یک نوجوان 18 ساله که درکش از امثال شما خیلی بالاتر است برای شما متاسفم و از خداوندی که امثال شما به آن دل گرم هستند می خواهم تمام کسانی که آینده مردم را به خطر می اندازند سر عقل بیاورد و اگر خودشان را به بی مسئولیتی بزنند به همان عذابی دچار کند که شما برای روشنفکران تصور کرده اید .
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۳۴ بֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
با سلام و تبريك سال نو به شما و ساير دوستان
اول اين كه از مطلبي كه در انتهاي مقاله آورديد كه (( هيچ يك از مقامات فعلي ذره ايي گرسنگي نخواهند كشيد ، هيچ يك از كودكان آن ها بر اثر فقر و گرسنگي نخواهند مرد )) خيلي لذت بردم . فكر ميكنم مسئله اصلي دقيقا همين است و كساني كه بخود مي بالند كه مسئوليني مقاوم و ضد امپرياليستي دارند ، بهتر است هر موقع خود مسئولين هم شامل محروميت هاي اقتصادي ملت شدند ، ادعاي خود را تكرار كنند.
2ـ آقاي عبدي در يكي از كامنت هايي كه قبل از سال نو برايتان گذاشته بودم اشاره ايي به قسمتي از عرايضتان كه گفته بوديد (( اميد دارم شرايط حال حاضر به اجماعي اساسي عليه نابخردي منجر شود )) كرده بودم و پرسيده بودم اين اميد صرفا ناشي از بيان يك آرزوست و يا به سبب نگاه دقيق يك تحليگر ، احتمالي جدي براي آن متصور است ؟ در جواب فرموده بوديد كه هردو.
من نميخواهم از اين حرفم سوتعبير بكنيد. شما در قسمتي از نامه اتان به آقاي خاتمي (( نامه ايي براي امروز )) ، به درستي ، اشاره كرده ايد ، كساني كه به نوعي در مباحث اجتماعي و سياسي مرجع حساب ميشوند ، وظيفه اخلاقي دارند كه حس اميد را در جامعه زنده نگه دارند هرچند اميدي متصور نباشد. ( در جريان توضيح رفتار خاتمي در خلوت و جلوت ) متاسفانه فكر كنم هرچقدر زمان بجلو ميرود ، حداقل من بيشتر به اين نتيجه ميرسم كه در اين مورد ، خود شما هم شامل همين دسته اخير از روشنفكران مي شويد.
با آرزوي سلامتي
......................................
عبدی:
البته امیدی که با واقعیت شکاف زیادی نداشته باشد.و خدا نیاورد روزی را که ناامدی بر ما غلبه کند.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۰۳ بֽظֽ | Reply
بنده خدا :
زمانی که با هورا سفارت آمریکا اشغال شد ایران همانند بچه مدرسه ای بود که ذوق زده مرگ معلم مدرسه به تعطیلات میرفت و زمانی که جنگ شد نوجوانی سرکش بود که انرژی بسیارش را در جنگ به جوانی رساند . زمانی که جوان بود باید خود را میساخت اما تحصیلش را به جا گذارده بود چرا که معلم مرده بود هنگام پیری نه حوصله ای برای یادگیری است و نه در نهضت درس جدیدی میدهند . خوب این هم از قضای روزگار است که هنگام پیری برای خودش یاد ایام نوجوانی کند .... در جنگ پدر را از دست دادیم و با لطف خدا 20 سال گذشته را با همه سختیها و تنگناها گذراندیم اما .... زمان زمانه دیگری است
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۲۴ بֽظֽ | Reply
SJM :
بسمه تعالی
جناب آقای عبدی
گمان می کنم یک نکته مقاله شما اشتباه باشد .. .. آنجا که گفته اید ... در مورد قطعنامه 598 نیز ابتدا نفی کامل بود و چند سال بعد آن را پذیرفتیم ... عرض شود که قطعنامه 598 حدود یک سال قبل ازپذیرش آن توسط ایران صادر شده بود .. ..............
.......................................
عبدی:
موقعی که می نوشتم میان 2 و 3 سال شک داشتم لذا کلمه چند را بکار بردم تا خطائی صورت نگیرد اما ظاهرا مفید فائده نبوده است.پاسخ سوال شما هم تاکنون نه است.اما بعدا را خدا می داند.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۰۹ بֽظֽ | Reply
امید :
در مورد شجاعت و ترس , به نکته ی قشنگی اشاره کرده بودید, حیفم آمد این تکمله را به عرض نرسانم.
گویند: ناپلؤن جوان طی بمباران وحشیانه تولون, همچون نی در باد میلرزید!!( ناپلؤن-میلرزید!!)
یک سرباز با مشاهده ی حال او به هم قطارش گفت: " اونو ببین!! داره از ترس می میره!!"
ناپلؤن جواب داد:" بله!!! می ترسم ؛ اما از جنگ, دست نمی کشم!! اگه تو , نصف ترس منو داشتی, خیلی وقت پیش در رفته بودی!!"
روای این روایت که برای خودش استادی بود, بعد از گفتن این ماجرا ادامه داد و گفت:
" ترس" نشانه ی "بزرگی" نیست!! (قابل توجه کسانی که بزرگی خود را در نترسیدن صرف میدانند!!) "ترس" نشانه ی "بزرگی" نیست!! این "ترس" است که به ما اجازه می دهد در برابر مشکلات زندگی شجاع و "سرافراز" باشیم!! کسی که "ترس" را تجربه میکند و علیرغم آن , به جلو میرود, بدون اینکه به "ترس" اجازه دهد او را بترساند, سند "شجاعتش" را نشان داده است!! اما آنکه با مشکلات( مخصوصا نوع بین المللیش) در می افتد , بدون آنکه خطرات آن را در نظر بگیرد, تنها "عدم مسؤلیت" خود را به اثبات می رساند.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۳۵ بֽظֽ | Reply
:
jenab abdi aziz,
moshkele ma ghoror, jahl va takabore mofrade tassmimgiran ast,
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۵۵ بֽظֽ | Reply
:
motaghedam aghayan az bahsse hastei beonvane yek bahane baraye passokhgo nabodane khod darmorede massayel ssoestefadeh mikonan,yeroz bahane jange ba aragh, yeroz tahajome farhangi, yeroz eslahtalabaye badbakht va khosh bavar, yeroz bossni, yeroz felestin, hala ye shahbahane peyda kardan beessme enerji atomi, mardome badbakht felan bahamin sarekaran, mokhalefaro ham ba bahaneh sharayete khass sarkob mikonan, in ghazieh ye farafekanie,,,
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۰۱ بֽظֽ | Reply
:
محمد حسین عزیزم، دوست دارم سوالی از تو بپرسم: می گویی روزی اگر جنگ شود "اگر امریکا به ایران حمله کند در دفاع از کشور درنگ نخواهم کرد!" خدا نیاورد روزی که جنگی برخیزد، خدانیاورد چنین سیه روزی را... اما باید به دفاع از کشور رفت یا به دفاع از مردم کشور؟ و با من بگو برادرم حضور در چنین جنگی و دفاع از کسانی که کشور را به جنگ می کشانند به نفع مردم است. با تو تردیدم را نجوا می کنم به هیچ وجه مطمئن نیستم کدام سوی این جنگ حق است و جان مردم از کدام سو کمتر در گزند است.
از من نرنج اما به خون کشیدن براداران ایرانی و عراقی مهمتر بود یا در پایتخت ماندن و تلاش کردن برای پایان جنگ؟
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply
مزدک :
در تکمیل پاسخ جناب عبدی:
این «دعوت به محدود کردن» تنها شامل فروش ادوات سنگین نظامی نیست بلکه شامل کمک فنّی، آموزش، کمک مالی، سرمایه گذاری، دلّالی و یا خدمات دیگر، و یا جابجایی منابع مالی و یا خدمات که بنحوی از انحا منتهی به تهیه این ادوات سنگین نظامی شود هم میشود. متن قطعنامه چنین میگوید:
Calls upon all States to exercise vigilance and restraint in the supply, sale or transfer directly or indirectly from their territories or by their nationals or using their flag vessels or aircraft of any battle tanks, armoured combat vehicles, large calibre artillery systems, combat aircraft, attack helicopters, warships, missiles or missile systems as defined for the purpose of the United Nations Register on Conventional Arms to Iran, and in the provision to Iran of any technical assistance
or training, financial assistance, investment, brokering or other services, and the transfer of financial resources or services, related to the supply, sale, transfer,manufacture or use of such items in order to prevent a destabilizing accumulation of arms
آیا این به معنی اینست که یک سری از مستشارهای روسی (و چینی؟) که الان در ایران هستند باید ایران را ترک کنند؟!
ضمنن متن کامل قطعنامه اینجا قابل خواندن است:
http://www.un.org/Docs/journal/asp/ws.asp?m=s/res/1747(2007)
...........................................
عبدی:
البته این بخشها الزام آور نیست اما می تواند مستمسک خروج یا الزام آور شدن در قطعنامه بعدی شود.
۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۰۳ بֽظֽ | Reply
فردين :
با تشكر از تحليل جامعتان
به رغم تصويب قطعنامه شوراي امنيت، به نظرم با سخنراني اخير رهبري حتي اگر سياستمداران جمهوري اسلامي تصميم به ملايمت در سياست هستهاي بگيرند، راه بازگشت بسته شده است.
........................................
عبدی:
علی القاعده قرار نیست که سیاست مداران حکومت در این مورد خاص خلاف این دیدگاهها راهی را بپیمایند.
۸ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۵۱ قֽظֽ | Reply
تایپ. :
لطفا در تایپ مطالب دقت بیشتری فرمایید ، بعضی اشتباهات تایپی مخل معنای عبارات هستند.
با پوزش و تشکر
........................................
عبدی:
این اشکال در پاسخ به نظرات پیش می آید.و چون فرصت دوباره خوانی ندارم چنین می شود .من سعی می کنم دقت کنم شما هم با سعه صدر خود کمک کنید که غلطها را درست !!بفهمیم.
۸ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۸ قֽظֽ | Reply
think :
3 جواب به من داده شد. اما در عين ناراحتي از حرفهاي تندروانه ام پاسخهاي آنان متكي بر دين داده شده است. هنوز روشفكرگرايان جوان ما هر چه هستند عقل مدار نیستند. به تصور من به اين ترتيب هيچ وقت كار درست نمي شود. كسي كه تعصب و پيش فرضهاي مذهبي ویا نقلي دارد نمي تواند عقل محكم و سازنده اي داشته باشد. در تاريخ آن كساني سازنده و خلاق بودند كه به سخن پيشينيان راضي نگشتند و گام فراتر نهادند.
پاسخ اول مي گويد 1-امام زمان خودت را به عذاب رهنمون گردد 2- از سياست هاي حكومت كه باعث بي ديني گشته مي نالد 3- از سوالات موهن گله دارد.
نفر دوم از تندروي بي خردانه من زياد نگران نيست. ايشان معتقد است 1- بهشت را به بها دهند 2- همچون آيات قرآن نمي توان آورد زيرا پيامبر گفته
نفر سوم بسيار جالب گفته ايشان 1- كار من را به خدا واگذارده ! 2- همان عذابي كه من دعا نمودم برايم مطالبه مي كند.
مي بينيد پاسخها را. هيچ كس نگفت افكارت پوسيده است. همه بر سر مصداقها اشكال داشتند و تا بحال جرات نكرده اند به اصل موضوع فكر كنند. من اسم اين را مي گذارم تفكر نيم بند. جايي ديدم اسم آن را عقل منفصل گذاشته بودند.
شايد بگوييد نبايد با اعتقادات بازي كرد اما هر گزاره عقلي بايد سنجش شده و آنگاه مورد استفاده قرار گيرد. آن هم بدور از تعصب. اگر چنين نشود هر آيه و حديث مي تواند مستمسك افعال اشتباهي شود كه جبران شدنش بسا افسوس بار است.
البته زياد مرتبط نيست اما همين انرژي هسته اي را ما در سالهاي قبل از انقلاب در حال تدارك بوديم. اما يك تصميم اشتباه در ابتداي حكومت اسلامي سبب شده تا اكنون در گردابي خرد كننده قرار بگيريم. و حالا كه غني سازي يك تكنولوژي دست دوم هسته اي گشته با اين همه تلفات بدنبال آن باشيم. در حاليكه الان جوش هسته اي تكنولوژي روز است.
بگذريم، كه افسوس هيچ درد دوا نمي كند. اميدوارم جوانان حق جوي كشورمان ايران به تعقل شجاعانه و انتقادي-تحليلي روي آورده و با انقلاب دروني(در ذهن و فرهنگ خويش) جامعه را به سوي حركت و پيشرفت ببرند. و اين بدانند كه از تو حركت و از خدا بركت را بي سبب نگفته اند. واگذار كردن به خدا يعني ...
آقاي عبدي از بستري كه ايجاد كرده ايد تا چندي همكلام شويم تشكر.
۸ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۲۳ قֽظֽ | Reply
هاشم :
سلام
با عرض تبریک به مناسبت سال نو سال خوبی را برای شما و تمام مردم ایران ارزو میکنم
به نظر من با توجه به مسایل به وجود امده حمله نظامی به ایران ولو به صورت محدود امری اجتناب ناپذیر است
لذا میبایست خود را برای مسایل ما بعد حمله آماده کنیم
مواردی که میبایست به لحاظ تئوری بحث شوند امکانهای بالقو ای هستند که میبایست از اکنون برای آن شرایط تقویت گردند
۸ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۵۰ قֽظֽ | Reply
جواب مجدد به think :
خوشحالم که تعقل را مبنای مشارکت قرار داده و به اینجانبان پیشنهاد( و تبریک به مناسبت همخوانی نادر اسم و محتوای)
خوشحالم که میتوانیم در این فضای مجازی , دیدگاه هایمان را عیار زده , تند و تیزیهای آن را ( بدون پرداخت و هدر دادن هزینه های گذشته ) به کمک هم بگیریم.
خوشحالم که اختلافات اساسی(با وجود نوع ادبیات متفاوت و سلیقه ایی) نداشته و میتوانیم با اظهار نظرات آزادانه, در این فضای بهاری و رویش و بالندگی, با صبر و حوصله ی بلبل و باغبان, کم کم نوع ادبیات و نوع برخوردهای خود را نیز بهبود بخشیم.
ولی اجازه دهید در عین خوشحالی, تعقل توصیه ی شده ی شما را نیز فراموش نکرده و یکی دو نکته را باز , یاد آور شوم.
به درستی نوشته اید" در اوایل انقلاب , یک "اشتباه" در تصمیم گیری سبب شده که در "گردابی" خرد کننده قرار بگیریم " به همین دلیل در جواب قبلی در مقابل سؤال غیر معقولانه ی شما از آقای عبدی با ادبیات ؟؟؟(در آینه ببینید) :"آقای محترم, اشکال شما و تمام روشنفکران( آیا به نظر عقل شما, این جمع بندی شما "تمام روشنفکران"درست است؟ کارشناسان آقای رییس جمهور را شامل نمیشود؟...) و تمام روشنفکران دیگر , بی ایمانی است. شما فکر کردی آقای رییس جمهور و کارشناسان ایشان, قد شما تحلیل ندارند؟ بابا شماها خیلی پرتید!"(اینها همه کلمات بکار برده ی شما بود آقا یا خانم think) در جواب این سؤال شما, معتقد بوده و هستم که نه!
امری که خوشبختانه شما نیز در جواب اخیر خود به آن , (حداقا) در حد "اوایل انقلاب" اعتراف کرده بودید.
پس اجازه دهید یکبار دیگر , این بار با هم , تا کید کنیم که :"نه!" ممکن است آقای رییس جمهور و کارشناسان ایشان, تحلیل نداشته باشند !! چون همانطور که در جواب قبلی هم دلیل آورده بودم و شما آن قسمت را در جواب لحاظ نفرموده بودید!! اگر تحلیل داشتند, بیان میکردند و افراد دلسوز و مدعی داشتن هنر تحلیلگری را اینقدر اذیت و آزار نمیکردند!!
متاسفانه بهتر بود در جواب قبلی میگفتم که نه "تحلیل" دارند و نه "احساس مسؤلیت"!! چرا که معتقدم طبیعت هنر , عقل, درک, احساس مسؤلیت, .... نشان دادن خود است!! به همین دلیل , زیبایی خدا دادی, میل به نشان دادن خود دارد!! امری که عده ایی از بروزش , به "زور" جلوگیری میکنند!! (آیا تا به حال think کرده اید که چرا نوع رفتار "جوانان" زیبا با "پیران" متفاوت است؟)
البته نباید فراموش کرد که در محیط های بسته, بعضی ها think میکنند که زیبا هستند, عاقل هستند, تحلیل دارند, ایمان دارند, ... ولی وقتی به جمع می آیند و در بازار , داشته ی خود را به دست "عیار" می سپارند, می بینند که ای دل غافل!! زیباتر از آنها هم , هست! عاقل تر از آنها هم بوده!! تحلیل دار از کارشناسان اوایل انقلاب هم بوده اند! .... ایمان دارتر از آنها هم وجود داشته . در اینجا, بنظر think شما , اگر آن فرد واقعیت را نپذیرد و داد بزند که :"بابا شماها خیلی پرتید!" و ... خدای ناکرده با زورش آنها را سرکوب کرده و از بین ببرد, آن وقت....
۸ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۲۲ بֽظֽ | Reply
حسین :
یکی از مطالبی که بارها در کامنتها به آن اشاره شده است مساله اشغال سفارت آمریکا است. آقای عبدی فکر نمی کنم کسی یک انسان 50 ساله را به خاطر اعتراف به اشتباهی که در 20 سالگی مرتکب شده سرزنش کند.
................................
عبدی:
بله درست است.اما اگر یک انسان 50 ساله بر خلاف آنچه که فکر می کند درست است و فقط به خاطر خوشایند دیگران درک خود را تغییر دهد یا به این تغییر تظاهر کند قطعا قابل سرزنش است.
۸ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۱۳ بֽظֽ | Reply
نادر :
سلام
اينكه رجوع به مردم و نخبگان و يا به عبارتي خرد جمعي در روند صعودي بحران هسته اي كشورمان يگانه راه حل و كم هزينه ترين آنهاست چندان امر محالي نيست كه جداي از حكومت حتي پاره اي از نخبگان نيز چندان اعتقادي بدان ندارند .
حقيقتا ما مردم چقدر نا محرم و يا نه چقدر بيگانه ايم !!!
من به عنوان يكي از خوانندگان مقالات ........... در هيچ كدام از نوشته هاي ايشان چنين ايده اي يعني ايجاد فضاي باز سياسي ومشورت با تمامي نخبگان كه منجر به تقويت پايگاه مردمي حكومت براي گذر از بحران فعلي مي شود را هرگز نديده ام سهل است كه اين ايده را كه آقاي عبدي تلويحا و تصريحا در تمامي مطالب مرتبط با بحران هسته اي به حكومت توصيه مي كنند از سر عصبانيت و دل چركيني مي دانند وتعليق اختياري را ممكن ترين و بهترين مي دانند هر چند كه بعيد مي دانم كه خود نيز بدان اعتقادي داشته باشند .
به هر روي از جناب ........ توقع زيادي نيست كه اگرچناچه نقدي بر اين ايده دارند و يا در حال حاضر آن را به صلاح نمي دانند با ما بي خبران نيز در ميان بگذارند چرا كه بنده به عنوان ناظري بي طرف شاهدم كه بسياري از نخبگاني كه دل در گرو سربلندي و اعتلاي ميهنمان دارند نيز آن را يگانه و كم هزينه ترين مي دانند.
مصاحبه اي هم از آقاي سراج الدين ميردامادي با آقاي دكتر مجتهدزاده مي خواندم كه در كل ايشان معتقد هستند چون روال كار به صورت غير طبيعي توسط ايالات متحده پيگيري مي شود و موضوع از حالت عادي خارج شده است پس ما هم بايد غير عادي و غير طبيعي با چنين موضوعي برخورد كنيم به عبارتي ايشان روند ديپلماسي و سياست خارجي فعلي را منطبق بر منافع ملي مان مي بينند .
اظهار نظر در مورد صحت گفته هاي ايشان بماند براي كساني كه اطلاعات بيشتري در مورد برخوردهاي ديپلماتيك كشورها با يكديگر و روابط سياسي خارجي دارند . اما شگفتي من از آنجاست كه ايشان هم هيچگونه توصيه اي به دولتمردان كنوني كه آنان را در تعقيب منافع ملي موفق مي دانند براي تقويت بنيه مردمي خود ندارند و يا شايد در نگاهي خوش بينانه در حال حاضر به صلاح نمي دانند كه چنين شود .
۸ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۴۶ بֽظֽ | Reply
محمد :
با سلام
به نظر می رسد بازداشت ملوانان انگلیسی به نوعی شبیه سازی حرکت حزب اله و پیش قدم شدن در جنگ باشد و باز هم این گونه کارها را شاهد باشیم.نظرشما چیست؟
...................................
عبدی:
اظهار نظر کردن بدون داشتن اطلاعات دقیق سخت است.اگر ملوانان در آبهای عراق بودند چرا واکنش نظامی نشان ندادند؟اگر در آبهای ایران بودند و در هنگامه تصیب قطعنامه باید انتظار واکنش را می داشتند .بنابراین بدون اطلاعات اظهار نظر از ماهیت واقعه سخت است اما درباره نتائج آن می توان گمانه زنی کرد.
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۳ قֽظֽ | Reply
پاسخ به جواب مجدد به think :
پاسخ به جوا ب مجدد به think:
دوست عزيز ظاهرا شما متوجه نشديد. پيام اول را من در اين صفحه بر خلاف طرز فكرم دادم. زيرا مي خواستم عكس العمل طرف مقابل را ببينم. اگر پيام دوم را خوانده باشيد متوجه خواهيد شد.
منتها آقاي عبدي يا قابل ندانست يا صلاح نديد به صحبتهاي تندروانه و ايدئولوژيك من پاسخ دهد. اگر پاسخي جدي مي يافتم آماده ادامه دادن موضع تندروانه خود بودم. در واقع من خواستم از موضع مخالف عقايدم به مقصود خود برسم. اما خوب از آنجاكه حتي يك نفر پاسخي شايسته به تندروي من نداد صلاح ديدم با پاسخي كلي قضيه را تمام كنم. ( در حقيقت پيام اول من شبيه يك شوخي بود. البته شوخي كه متاسفانه گريبانگير جامعه ما است. ما همه خرافتي هستيم. حالا درجاتش متفاوت است اما جامعه ايراني هنوز بلوغ فكري نيافته است. هنوز به جايي نرسيده كه خود فكر كند. از اين رو است كه مرجعيت و قيم نياز دارد. )
پاسخي كه من مي خواستم اين بود : (( چرا شما فكر مي كنيد كه بين ايمان و تعقل پيوندي نيست. چرا روشنفكران را بي دين مي شمريد. ))
اگر كسي چنين سوال جدي از من تندرو مي پرسيد مي خواستم با او درگير شوم و بگويم كه پذيرفتن يك دين به صورت واقعي و به دور از مصلحت سنجي نمي تواند كاملا عقلاني و منطقي باشد. امور ديني بعضا بدور از عقلانيت هستند و مومن به يك دين بايد بدون چون و چرا آنها را بپذيرد. در حقيقت تعقل بدور از پيشفرض و تعصب پايه هاي ايمان به يك دين مشخص را سست مي كند. زيرا گزاره هاي غير منطقي در هر اعتقاد ( منظور اعتقاد به يك ايدئولوژي خاص است ) يافت مي شود. حداقل گزاره هايي يافت مي شود كه بدون اعتقاد به آنها دليلي برايشان نمي يابيم. و به اين ترتيب اعتقاد به يك ايدئولوژي خاص نمي تواند صد در صد معقول باشد. لذا است كه روشنفكري كه خود را بايد از پيشفرضهاي شكل گرفته در ذهن برهاند تا بتواند آزادانه تعقل كند معمولا پايه هاي ايماني ( ايمان به يك دين خاص ) سستي مي يابد زيرا مواردي در اعتقاد ديني مي يابد كه توجيه عقلي يا اثبات عقلي ندارند و فقط بستگي دارد شما بصورت ايمان آنها را بپذيريد يا نه.
به هر حال از آنجا كه نه جناب عبدي و نه ساير دوستان چنين سوال نكردند و چنين اشكالي را پيش نكشيدند من هم پاسخي لازم نمي بينم. زيرا تا انسان سوالي نداشته باشد اگر جواب هم داده شود خوب متوجه نمي شود. مثلا از آنجاكه شما دوست عزيز كه پاسخ من را داده ايد از ايرادي كه من به جوانان روشنفكرگرا گرفته ام به كلي پرت بوده ايد، نه طرز فكر من را فهميده ايد و نه اصل سخنم را. درد من اين نبود كه رئيس جمهور مي فهمد يا نه. درد من اين بود كه جماعتي ايم كه فكري بالنده و پويا نداريم. بدتر اينكه چندين دهه است كه سياست زده نيز گشته ايم. سياست اگر به عنوان بازو اجرايي فكر و فرهنگ باشد خوب است. اما اگر به عنوان تنها حيطه تعقل مطرح گردد بسيار خطرناك است. زيرا جواني كه فقط سياست زده فكر مي كند بازيچه طراحان قدري مي شود كه مسير را برايش مي چينند.
در پايان از آقاي عبدي عذر مي خواهم زيرا اينجار را با تالار گفتگو اشتباه گرفته بودم و بيجهت خواستم بحثي دراندازم.
خرد گوهر انساني است، قدرش بدانيم و به افسانه ها نبازيمش.
...................................
عبدی:
علت پاسخ ندادن من قابل ندانستن نبود که خوانندگان بیشتر
از اینها محترمند که کسی آنها را قابل نداند.اما از یک طرف حدس قوی زدم که شما از موضع غیر خود وارد قضیه شده اید و صرفا طرح بحث کرده اید.و نیازی به پاسخ من نیست.از سوی دیگر پاسخ دادن به تمامی مطالب نیازمند فرصت زیادی است که موجودنیست و من باید ابتدا به مسائل فوری تر و نه لزوما مهمتر بپردازم.
البته شما مطلبی هم در ابتدای پاسخ خود نوشته اید که فکر می کنم جای بحث دارد و اگر قرار باشد آن را بپذیریم در باره جوامع مسیحی پیشرفته دچار اشکال می شویم.
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۵۴ قֽظֽ | Reply
قابل توجه هموطن think :
جواب شما را به انتقاد خوانندگان سایت خواندم و در دل, شما هموطن ندیده را, تحسین کردم.
حتما می پرسید چرا؟
چون با وجودی که متوجه ی اشتباه خود( تندروی) شده بودید(این امر تلویحا در جواب شما, نهفته بود, امیدوارم اشتباه برداشت نکرده باشم.), خود را موظف و مسؤل دانسته , به منتقدان خود, جواب داده بودید.
معمولا افراد تربیت شده ی این دوره, در چنین موقعیت هایی,(مخصوصا مقامات خود خواه و غیر مسؤل) با بی محلی !! خود را به ندیدن آن انتقادها و سؤالات زده! یا وانمود به نشنیدن میکنند !!... به این ترتیب بخیال خود, از کنار موضوع مورد انتقاد یا مورد سؤال, به سادگی و راحتی!! گذشته و ....
به همین خاطر هم , دوباره و سه باره و چند باره, همان اشتباه را با تکبر و افتخار!! تکرار میکنند!! تا جایی که کم کم , آن "اشتباه" واضح (و بعضا ساده) به "رفتار" عادی آنها تبدیل می شود!!
لااقل شما با جواب دادن به آن خوانندگان منتقد, نشان دادید که در فضای مجازی هم, هر کس در قبال نوشته ها و ارایه نظراتش , "مسؤل" است و باید به دیگران , در قبال آن نوشته, در حد مقدور و مناسب, پاسخگو باشد.
شما با این کارتان , به دیگر خوانندگان نشان دادید که در صورت متوجه شدن و رسیدن به اشتباهات و تناقضات دیدگاه های مطرحه کرده ی خود, بهتر است آن را صادقانه بپذیرند.( مسؤلیت نسبت به رفتارهای حقیقی و پرداخت جزا , که جای خود را دارست!!)
به نظر من , این گونه برخوردها, (مشابه برخورد معقلانه ی شما در این سایت), کم کم در "آینده" باعث میشود همه یاد بگیر ند تا در زندگی اجتماعی و حقیقی , در برخورد با اشتباهات و ... "به اشتباه انداختن" های خود, چه مسؤلیتی داشته و چه برخوردی لازم است تا انجام دهند.
با سپاسگذاری مجدد از جوابگویی شما به خوانندگان منقد خود,
فقط ای کاش این برخورد مسؤلانه خود را ( در حالی که کسان دیگری هم در همین سایت, در موقعیت مشابه شما بوده, ولی خود را در مقابل سؤالات و انتقادها, به ندیدن و نشنیدن زده اند), با یک عذر خواهی زیبا از آقای عبدی , خوانندگان و روشنفکران دیگر , مزین میکردید. فکر میکنم اینکار قشنگ, زیبایی و مسؤلانه بودن کار شمارا دو چندان می ساخت.
بنظر شما, اینطور بهتر نبود؟
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۱۹ قֽظֽ | Reply
رحيم :
سخنراني وزير خارجه محترم در شوراي امنيت هم كه مشكلي از ملّت رفع نكرد، بسيار آموزنده بود و تائيدي بر نظر آن مسئول محترمي كه از قطار قطعنامه ها خبر داد. اكثر سخنراني ايشان در مورد گذشته بود آنهم بسبك خودمان، شايد فكر كردند كه اينجا هم همان مكاني است كه از دانشمندان هسته اي 25و16 ساله يادي شد و حضّار هم از هيبت سخنران نخبه انگشت بدهان ايستادند! آنچنان بر تمامي اعضاء ريزو درشت شورا تاختند و آنها را نواختند كه واقعا انسان در ميماند از اينهمه سياستمداري !و اصلا معلوم نشد كه اين قطعنامه به نفغ ما است يا بضرر ما! امّا سه نكته جالب در فرمايشاتشان بود كه حيف است بي ذكري از آن بگذريم. اوّل آنجا كه گفتند اين تحرميمها ضعيف تر از آن است كه بر ما تاثيري بگذارد كه ميتواند پيامش اين باشد كه بايد شديد ترش كنيد و ديگر آنجا كه شكايت كردند چرا قبل از شنيدن استدلالات ايشان قطعنامه را تصويب كردند! ظاهرا در جريان نبودند كه قطعنامه در جلسه اي كه دو روزپيش از جلسه شنبه در محل نمايندگي انگليس و با حضور همه 15 عضو تشكيل شد، تصويب گرديد و ايشان ميبايد پيشنهاد راه گشاي رئيس خود را كه وعده اش را داده بودند در آنجا مطرح ميكردند نه در اينجا! هر چند كه طي سخنراني هم چنين پيشنهادي مطرح نشد و معلوم شد آن ادّعا هم بقول يكي از بزرگان اين قوم از جمله طرحهاي فضائي ايشان بوده است! شايد هم فكر كردند شورا جلسات خود را تا شنيدن طرح مورد ادّعا متوقف خواهد كرد! و آخر آنكه فرمودند اين قطعنامه بدون آگاهي اعضاء غير دائم تصويب شد كه بعد از جلسه رئيس شورا در اينباره گفت اگر متن اوليّه و تهائي را ميخواندند چنين نميگفتند! خسته نباشيد ميگوئيم به ايشان و ساير بردران سخت كوش تا جلسه بعدي!
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۰۶ بֽظֽ | Reply
سياوش :
به راستي آيا اين قابل باور است كه حاكميت به خاطر مردم دوستي به دنبال دستيابي به انرژي هستهاي و احتمالا سلاح هستهاي است؟
اگر چنين باشد چرا مردم ايران زمين بايد اخبار مربوط به آن را از منابع خارجي كسب كنند؟
و اگر اين امر صحت ندارد (كه واقعا همين طور است) چرا اقدام به برگزاري يك رفراندم در اين رابطه نميكند تا با پشتوانه قويتري در راستاي حركتي كه آغاز نموده به پيش برود؟
جواب تنها يك جمله ميتواند باشد :
حفظ حكومت اوليترين ضرورت است حتي به بهاي فقر عمومي و نابودي مردم.
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
ٍاحسان :
با توجه به بحثهاي متعدد در مورد قضيه گرونگانگيري سفارت آمريكا تا آنجا كه شنيده ام اين كار براي مدت محدودي برنامه ريزي شده بود و اصلا در طرح اصلي ادامه ماجرا به اين صورت نبود و قرار بود كه اين ماجرا پس از چند ساعت تمام شود! اتفاق عجيبي كه در آن هنگام افتاد اين بود كه نا گهان اين سناريو با همان دانشجويان تغيير ماهيت داد و قرار شد كه دوستان در آنجا بمانند. بنظر من اگر كسي بتواند راز اين حكايت را كشف كند و دليل تبديل اين بحران از يك حركت اعتراضي ساده به يك بحران بين المللي را كه حتي نتيجه انتخابات آنزمان آمريكا را هم تحت تاثير قرار داد كشف كند خدمت بزرگي به اين كشور كرده است و شايد پاسخ خيلي از سئوالات ديگر هم يافت شود. پيشنهاد ميكنم كه دوستان همين انتخابات رياست جمهوري را هم با ديد ديگري بر رسي كنند و سئوالي را جواب دهند كه اگر رئيس فعلي پيروز ميدان نبود و هر يك از كانديداهاي ديگر بودند آيا ظرفيت شخصي رساندن كشور به اين وضع را داشتند؟ آنگاه آقاي كروبي هم شايد پاسخ سحرگاه آشفته خود را بهتر پيدا ميكرد!
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۴۵ بֽظֽ | Reply
:
در حواب آقای Think:
خوش می کنم به باده ی مشکین مشام جان
کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید
سر خدا که زاهد سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
پند حکیم محض صوابست و خیر
فرخنده آن کسی که به سمع و رضا شنید
حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید
زیباتر ورساتر از این شعر جوابی برای شما نیافتم. با امید به اینکه از دنیای انتزاعی و خیالی خود زودتر رها شده و واقعیات را با عینک واقع بینی ببینید. البته به نظرم آقای عبدی شما مدتی قبل مطلبی را در مورد عقلانیت در تصمیمات دولت نوشته بودید که به نظرم بد نیست دوست عزیزمان آن را بخوانند.
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply
:
اقای عبدی عزیز سلام شما وهمچنین بعضی از کامنت گذاران چنان بر موضوع بررسی ملی وهمگانی مسیله هسته ای تاکید میکنیدکه انگار اگر این بحث همگانی شود مشکل مثلا با یک رفراندوم یا یک اجماع ملی حل میشود/عزیزان ایا انتخابات ریاست جمهوری را فراموش کرده اید این داستان هرچه باز شود از ان انتخابات که بیشتر مورد بررسی قرار نخواهد گرفت ومردم وروشنفکران بیشتر علاقمندی نشان نخواهند داد/هرچقدر ان انتخاب به سود منافع ملی بود این هم خواهد بود/ایا کسی میتواندنتیجه یک رفراندوم را که یکطرف ان حاکمیت باشد حدس بزند/حاکمیتهای مردمیاینگونه تصمیم گیریها را در مجامع دانشگاهی وروشنفکری به بحث گذاشته ونتایج انرا درسیاستهای خود لحاظ میکنند/جناب عبدی عزیز کار شما در راه اندازی این سایت بسیاردرست است امیدوارم دراینده برکات این حرکت توسط فرزندانمانخوشه چینی شود
..........................................
عبدی:
البته این خیلی خوب است که انتظار معقولی از امور داشته باشیم و اگر به امید خوشه چینی فرزندانمان باشیم طبعا دیگر ناامید نخواهیم شد. اما من شخصا امیدوارتر از این هستم که در زمان نسل خودمان هم نصیبی نبریم.
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
عذر بدتر از گناه think :
متاسفانه کامنت گذار بالا, در جوابیه ی خود, اعتراف به گذاشتن پوست خربزه ,در زیر پای خوانندگان نو پای "آینده" کرده, نوشته است:
" در واقع من میخواستم از موضع مخالف عقایدم, به مقصود خود برسم"( پایان نقل قول think )
چه خوب شد!! که خوانندگان "آینده" بی تفاوت نماندند و با هوشیاری به موقع , از خوردن زمین , جان بسلامت بردند!!
کاش زمین خورده های سابق نیز به موقع آگاه میشدند و پا بر روی این پوست خربزه های دشمن نمیگذاشتند و مردم را , بعد از گذشت سالها, گیج و ویج نمی ساختند!!
به هر حال think عزیز, شما که همه را دعوت به اتخاذ عقل میفرمایید, آیا به نظر شما, این روش رسیدن شما , به مقصود, عاقلانه و معقول بوده است؟
آیا جز اینست که شما چون در ابراز اعتقاد خود,( اثبات دور بودن امور دینی از عقلانیت) چون شانس خود را از ابتدا صفر و خود را در این اثبات این امر بازنده و ناموفق محسوب میکرده اید!!( ؟؟؟) مجبور شده اید به استفاده از انداختن پوست خربزه در زیر پای خوانندگان, شانس خود را بیشتر سازید؟
آیا به نظر تعقل شما(think) این روش عیر اخلاقی , که تا به امروز فقط توسط دشمنان مردم استفاده میشده و همچنان میشود, توسط شما, کار شایسته ای بوده است؟
باری , امیدوارم از این به بعد, و مخصوصا در "آینده" با تبری جستن جدی از این روش غیر اخلاقی برای رسیدن به مقصود, استفاده از این روش ناپسند را تنها به دست دشمنان قسم خورده ی مردم واگذارید و شما تنها به استفاده از think تان برای زمین نخوردن مردم در اثر مواجهه با پوست موزها و خربزه ها, بسنده نمایید.
۹ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۴۹ بֽظֽ | Reply
شاهین :
جناب عبدی خسته نباشید
فکر کنم جا دارد که در ارتباط با بحران اخیر که احتمالا حداقل یک بیانیه شورای امنیت را در پی خواهد داشت مطلبی بنویسید و بصورت منصفانه موضوع را مورد تحلیل قرار دهید. که آیا دستگیری ملوانان انگلیسی به مصلحت بوده و یا اتفاقی و یا تعمدی در کار است. در حالی که موضوع خیلی جای تامل دارد. بویژه اگر به قوانین و حقوق بین الملل توجه می شد اساسا محلی برای بوجود آمدن این بحران نبود گذشته از اینکه طبق اعلام طرف ایرانی انگلیسی ها به گمان قاچاق محموله یک کشتی که البته نه در مالکیت ایران و نه مقصد ایران بوده بازرسی می کرده اند که بعد از پایان بازرسی و ترک کشتی توسط سپاه بازداشت شده اند. لذا نمی توان انگلیسیها را متهم به تجاوز و یا تعمد در وارد شده به آبهای ایران کرد در صورتی که حتی آنها در آبهای ایران بازداشت شده باشند.....
.....................................
عبدی:
قضیه کمی پیچیده است.اگر آنان در آبهای ایران نبودند و در آبهای عراق بازداشت شده اند پس چرا مقاومت نکرده اند؟ اگر این نیروها تا این حد دست بسته هستند پس اسلحه و مهمات برای چه با خود حمل می کنند؟ اما اگر در آبهای سرزمینی ایران بوده اند پس چرا عذرخواهی نمی کنند تا مساله تمام شود؟
البته در شرائطی که علیه دولت ایران قطعنامه تحریم می دهند طبعا باید دقت کنند که هر موضوع کوچکی ممکن است تبدیل به یک بحران شود. در حالی که در شرائط عادی این موضوعات به سرعت حل و فصل می شوند. تناقض گوئی های دو طرف در این زمینه کم نیست. دولت ایران اگر می خواهد روی این قضیه دعوا کند احتمالا دستش تا حدی پر است اما نفس دعوا معلوم نیست در نهایت منافع آن را تضمین کند.
۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۵۵ قֽظֽ | Reply
به حق چیزهای ندیده! :
بعد از ارسال تشکر به سوی عمل هموطن think و چاپ آن در سایت, مواجه با امر عجیب سرکاری!! توسط ایشان شدم. در دل خود گفتم: بحق چیزهای ندیده!!
شنیده بودم بعضی ها تلاش میکنند سرنا را از سر گشادش به صدا در آورند !! ولی ندیده بودم کسی بخواهد از روش مخالف تراشی , حرف دلش را به مقصد برساند!!
به هر حال دوست عزیز, خوبی چه بدی داشت؟ که شما تلاش کردید از راه بدی , بی دینی روشنفکران را اثبات کنید؟ و آب در هاون تفرقه بیشتر دشمن مردم بریزید؟ آیا در این سالها کم در زمینه بی دینی روشبفکران گفته شده است؟ آیا آن روشنفکران که به قتل رسیدند کافی نیست؟
خدا آخر و عاقبت مان را , با چنین تفکرات خطرناکی! در آینده بخیر کند.
۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۰۴ قֽظֽ | Reply
شاهین :
جناب عبدی با درود دوباره
در ارتباط با موضوع ملوانان بریتانیایی پیچیدگی مسئله را قبول دارم و با شما موافقم اما در خصوص احتمال دستگیری آن نیروها در آبهای عراق و عدم مقاومت از سوی آنها و اینکه آیا دست بسته هستند به گمانم گذشته از فضاهایی چون عدم توانایی آن نیروها و یا موضوع غافلگیری و یا اصل در کمین افتادن و غیره من گمان دیگری دارم البته همانطور که اشاره می کنم گمان است و ظن من فکر می کنم چون نیروهای انگلیسی حضور خود و ماموریتشان را تحت مشروعیت سازمان ملل تعریف کرده اند لذا ماهیت چنین نیرویی درگیری با طرف دیگری که اساسا تعریف خصم برای آن تا این لحظه نشده مجاز نبوده و به تصورم نیروهای انگلیسی توجیه شده اند که از درگیری با نیروهای ایرانی اجتناب کنند. البته با توجه به سوابق چنین رفتارهایی در دیگر مناطق از جهان که بحرانی بوده و نیروهایی از طرف سازمان ملل حضور داشته اند این گمان بیشتر تقویت می شود البته شاید برخی اعتراض کنند که این نیروها تحت پوشش سازمان ملل نیستند که برای همین هم عرض کردم که طرف انگلیسی چنین تعریفی برای حضور خود در عراق متصور است به هر روی تصور مقاومت از سوی نیروهای انگلیسی و بوجود آمدن درگیری نظامی به باورم بسیار خطرناک و غیر قابل کنترل می نمود و البته در آنصورت با آنکه خسارتی ملموس به ایران وارد می شد اما به جهت بین المللی طرف انگلیسی دستش خالی می شد و محکوم و دیگر خبری از مظلوم نمایی هم نبود . اگر بخواهیم با مدلهایی قدیمی یک سناریو فرض کنیم مثال خوب برخورد نیروهای ایران با آمریکا در اواخر سال 1366 و اوایل سال 1367 در آبهای خلیج فارس بود که آن تنشها و برخوردهای نظامی که در یک مورد منجر به سقوط چرخبال آمریکایی گشت متعاقبا طرف آمریکایی هم پاسخ نظامی داد که برای ما ایرانیها سنگین بود که حمله به سکوهای نفتی ما که در آتش سوخت و چه غرق شدن ناوهای رزمی ما سهند و سبلان و .... به هر روی اگر بخواهیم در یک سناریو فرضی تصور برخور نظامی داشته باشیم در این درگیری اگر تنی چند از ملوانان انگلیسی کشته می شدند خب اینجا طرف انگلیسی پاسخ نظامی می داد که نتیجه آن حمله نظامی به مناطق نظامی ساحلی کشورمان بود . این همان موضوعی است که برخی کارشناسان نظامی روسیه به آن هشدار می دهند و نگران هستند. نتیجه چنین سناریویی در اذهان بین المللی مظلومیت ایران بود که خب به آبهایش تجاوز شده و خواسته دفاع کند و تنی چند از طرف انگلیسی کشته شده اند و حالا انگلیسیها با بهانه این وضع و با توجه به شرایط جهانی و شورای امنیت به ایران حمله نمودند. به باورم برای دوری و اجتناب از این فرض هست که نیروهای انگلیسی توجیه شده اند که با ایرانیها در گیر نشوند و این درگیر نشدن بواقع عملن به نفع طرف انگلیسی شده چرا که حالا ضمن استناد به موافقتها و قرارهای بین المللی و حقوق و غیره به طرف ایرانی فشار لازم را می آورد و ادامه این روند بیش از پیش به ضرر طرف ایرانی خواهد بود که سر ناسازگاری با همه چیز دارد. توجه داشته باشیم که آلان همانطور که حدس می زدیم بیانیه شورای امنیت در این مسئله را داریم و از طرف دیگر فشار جهانی را از شرق گرفته تا غرب تا جایی که حتی فرانسه که رقیب سنتی انگلیس است سفیر ایران را احضار می کند.
جناب عبدی
به خیالم با توجه به این روندی که بوجود آمد اگر تنش بیشتر شود فکر کنم دیگر نیروهای انگلیسی توجیه خواهند شد که در صورت مواجه با نیروهای ایرانی اگر طرف ایرانی قصد تعرض داشت درگیر شوند . چرا که درگیری بعد از این مقطع توجیه بین المللی دارد و دنیا طرف انگلیسی را دیگر مقصر نخواهد دانست و این نقطه کور معماست که چرا سابقا مقاومت نکردند تا زمینه مقاومتها و یا درگیریهای آتی را بوجود آورند.
جناب عبدی
لطفن نظر خودتان را در خصوص احتمال محاصره دریایی در جنوب بفرمایید. چرا که برخی از دوستانم نگران این روند هستند که با صدور قطعنامه های متوالی و حضور پر رنگ طرف خارجی در آبهای خلیج فارس با توجه به آمدن اسم سپاه در دو قطعنامه 1737 و 1747 این بهانه وجود دارد که به بازرسی برخی کشتیها بپردازند . با ادامه روند بحران حتا احتمال مانع شدن تردد دریایی ایران با دنیا خارج نیز بشوند. آیا درست است که فقط به تواناییهای خودمان مشغول شویم و از تواناییهای طرف مقابل غافل گردیم؟ به باور من ما هر چقدر از ضعفهای خود بگوییم در آنصورت است که امکان قوت یافتن پیدا خواهیم کرد در حالی که تصور قدرتمند بودن ما را به ضعف مبتلا می کند. شما چه فکر می کنید.
با تشکر
شاهین
..................................................
عبدی:
اگر این توضیحات را مفروض بگیریم باید گفت که کل جریان نقشه انگلیسی ها بوده تا فضای جدیدی را علیه ایران باز کنند. زیرا اگر دستور مقاومت نداشته اند و نیز نمی خواستند که چنین شود طبعا نباید وارد منطقه ای می شدند که امکان دستگیری آنها می رفته است.
به نظر من بجای پرداختن به اموری که امکان یافتن پاسخ مناسب و صحیح برای آنها را نداریم به نتائج احتمالی این رویداد و زمینه های بروز آن توجه کنیم. که در این موارد قبلا صحبت شده است.
۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۲۴ بֽظֽ | Reply
:
salam
man va amsal man ke hichkas nemashenasad dar in keshwar khili zahmat keshideim chera bayd hame zahamat ma ke kam ham nistim bar bad rawad hamin ke hala aksar jaha gaz va bargh va ab daran kar kami nist ma jawanieman ra gozashtim va tanha dastawardeman in bude ke kar mofidi kardeom chera ? lotfan shoma begid? ba ehteram
۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۱۷ بֽظֽ | Reply
حبیب :
رفتار سیاست سازان حکومت ما ؛ برای آنان که با هنجارهای فکری دنیای غرب , چه دولتمردان و چه مردم عادی آن آشنائی دارند ؛ به سان قمار بازیست که به سیم آخر زده است.
هر چند ممکن است که تواب سازی و محجب سازی در مملکت ما هوراکشانی داشته باشد ولی در این دیار غرب , واداشتن یک بجه هم به معذرت خواهی چندش آور و جرم تربیتی و اخلاقی و در بعضی موارد قضائی محسوب میشود.
ژنرال ایدی امین در زمان خود , به عنوان یک ژست ضد انگلیسی, 4 نفر انگلیسی تبار اوگاندائی را وادشت تا تخت روان او را در کوچه و بازار پابتخت اوگاندا بگردانند . این نمایش مضحک هر چند , برای ارضای کمپلکسهای روان پریشانه انسان تحقیر شده سیاه افریقائی, ارضا کننده بود ولی گره کور عقب ماندگی آنان را کورتر کرد بدون اینکه خوش فرجامی این دیکتاتور عقب مانده را تضمین کند.
حکومت ما با تواب سازی ناویان و سر بازان انگلیسی و نمایش آنان در تلویزیون نشان داد که نه به تعامل با جهان بلکه صرفا به جلب توجه و تحسین توده های مسلمان منطقه و جهان می اندیشد.
آیا هورا کشی احتمالی این توده های غرب ستیز , بحران های همه جانبه و تعمیق شونده جامعه مارا خواهد گشود؟؟ سئوال این است: فرو رفتن در باطلاق پوپولیسم و عوام زدگی میهن مارا تا به کجا در خود خواهد کشید؟؟
۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۲۵ بֽظֽ | Reply
امیرحسین-یزد :
اقای عبدی عزیز اول خدا صبر وطاقتتان بدهد برای خواندن اینهمه نظر و بعد باور بفرمائید همه مشکلا تی که ما ملت فلک زده با ان دست به گریبان هستیم یک جورهایی برمیگردد به خودمان . از یکطرف در زمانی که من مصدقی (نوعی) تازه به این شک رسیده ام که ملی شدن صنعت نفت با همه بزرگی و وطندوستی و... مصدق ایا در زمان درستی صورت گرفت ؟ وایا اگر در زمان درستی بود لزوما افرادی مثل مرحوم فاطمی به صرف وطندوستیشان بهترینها برای اینکار (در هر سطحی ) بودند ؟ و ایا و ایاهای دیگر . انوقت ما در این اوضاع و احوال که هیچ چیزش شبیه انروزها نیست میخواهیم با هزار دلیل و برهان این مسئله هسته ای را با ان دوران شبیه سازی کنیم . از طرفی مقامهای مملکتی در مواقع بعد از خرابکاری جوری برخورد میکنند که انگار هیچ نقشی در رساندن کشور به این نقطه نداشته اند تا جایی که هموطن ما به جد یا طنز دنبال مسئول این وضع میگردد . از بد حادثه ما مردم گرفتار برخی افرادی شده ایم که به هر قیمت و دلیلی دوست دارند مسئول همه اتفاقا تی شناخته شوند که من ایرانی داخل وطن که اندک اشنایی با سیستم حکومتیمان داشته باشم میدانم ان چیز که در حساب ناید انهایند و فقط تنها اثر حرفهای پر اوهامشان ادرس عوضی دادن به بعضی هموطنان خوش باور و خلق کاتالیزور و دلیلی است برای کشورهایی که واقعا" در سر به هر دلیلی برنامه و فکری برایمان دارند. از طرفی خوب که نگاه کنیم تحلیلگران و تئوریسین های موجود هم تحلیلشان از جنس تحلیل همین اقا کریم کامنت گذار خودمان است. دنبال چه میگردیم ؟ نقل به مضمون ان ضرب المثل : جوجه لک لک و مرغابی قناری نمی شود .
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۵۲ قֽظֽ | Reply
مرتضي :
در پاسخ به عذر بدتر از گناه THINK:
واقعا مضحك نيست كسي در فضاي مجازي كه حتي اسم خيلي از افراد هم در آن بي مسماست اين قدر پشت نام مردم سنگر بگيرد. اساسا شما كه هستيد و اين نمايندگي مردم و اين علم غامض دشمن شناسي را از كجا كسب كرده ايد كه هيچ گاه دوره نمايندگي تان منقضي نمي شود و كاسبي تان كسادبردار نيست. آنهايي كه شما از سر ضعف و مقاومت در برابر انجام كاري كه عمريست از آن پرهيز داريد (تعقل) دشمن مردم لقب مي دهيد، نيستند جز كساني كه سقراط وار مي كوشند شعاع نوري از خورشيد حقيقت در اين ظلمتكده بتابانند و نم باراني از معرفت در اين كوير تفتيده بپراكنند. از اين رو عجب نيست كه شب را تا به صبح در آرزوي خوراندن جام شوكران به چنين سقراط صفتاني سپري كنيد. بي جهت، نعل وارونه نزنيد. انديشه ورزان نه با مردم كه با دوري مردم از واقعيات و حقايق دشمني مي كنند و آنچه شما را شيفته مردم نموده، نه مردم كه جهل ريشه داري است كه به طور تاريخي براي آنان رقم خورده و شمايان هر كه را با اين ساختار اهريمني سر ناسازگاري داشته باشد دشمن مردم معرفي مي كنيد كه مبادا بر اين نظم گريه خيز، تكانه اي عارض گردد و مبادا متنعمان اين درگاه را گزندي رسد.
در مورد اثبات موضوع دوري ديانت از عقلانيت نيز بايد گفت سخن از اثبات يك امر، حتي در علوم دقيقه نيز مدتهاست محل مناقشه فيلسوفان علم است. اگر بحثي مي رود بيشتر در خصوص تأييد نظريات است و نه اثبات آنها. در مورد موضوع رابطه عقل و دين نيز موارد بسياري وجود دارد كه مؤيد ناهمسازي و عدم تلائم اين دوست، هر چند منكر نمي شوم كه خلاف آن نيز وجود دارد. اساسا روحانيون حتي جماعت اهل فلسفه و كلامشان همچون آيت الله جوادي آملي به نوعي بحث انسان ديني را در مقابل دين انساني مطرح كرده و بر اين اعتقاد هستند كه دين انساني عملاٌ بازيچه و ملعبه آدمي است و ارزشي ندارد. ولي فراتر از اين حرفها در قرآن در وصف اهل تقوي كه درجه بالايي از دينداري است آمده متقين كساني هستند كه به غيب ايمان دارند.
لذا صحبت از شانس صفر و بازندگي پيشيني كساني كه لااقل نوعي انفكاك ميان دو حوزه ديانت و عقلانيت قايل اند عملا با قرآن همخواني ندارد و چنين اظهار نظرهايي از سوي افرادي كه علي القاعده اين كتاب را لازم الاتباع مي دانند به غايت سخيف مي نمايد.
نهايتا بايد گفت كاشكي آنان كه امروز و شايد هميشه در جامعه ما بسيار دين و ديانت را فرياد مي كنند اين نكته ساده را به ديده مي گرفتند كه اگر كسي بخواهد از قبل چيزي نان بخورد نيز بهتر است با آن چيز آشنايي نسبي اي برقرار نمايد، و گر نه بيم آن مي رود كه نانش آجر شود كه دير و دور نيست كه چنين شود.
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۴۶ قֽظֽ | Reply
NOSHIRVANI :
JANAB ABDI KHASTEH NABASHID KHAHESHMANDAM RAJE BA MASAEEL SARNEVESHT SAZ ROOZ BESHTAR BENEVESID PAYANDE BASHID
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
علی :
آقای عبدی باسلام ، لطفا تحلیل خودتان را در مورد ماجرای بازداشت ملوانان انگلیسی هم بیان کنید ؛ ظاهرا دارد به بحرانی رو به رشد تبدیل می شود و اعترافات ملوانان انگلیسی هم اوضاع را بدتر میکند .
در پایان پس از اینکه اعترافات ملوانان را خواندم به یاد اعترافات شما در دادگاه نظر سنجی افتادم و در نتیجه عدم آزادی فوری ملوانان هم برایم شبیه سازی شد ! نظر شما چیست ؟
موفق باشید .
....................................
عبدی:
من تمام آنچه را که در دادگاه(البته اسما دادگاه است) یا بازجوئی ها چه در زندان قبلی و چه در زندان اخیر داشته ام قبول دارم و هیچ اعترافی (به معنای حقوقی) هم در آنها نیست.البته آنها بخش کوچکی از آنچه بود که می خواستم بگویم اما هیچگاه و در هیچ مقطعی و تحت هیچ فشاری (حداقل تا کنون ) حرفی را که قبول نداشته باشم نزده ام گرچه بسیاری از حرفها را تحت فشار نزده ام همچنان که در بیرون زندان هم بسیاری از آنچه که فکر می کنم درست است را نمی زنم.
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۱۵ بֽظֽ | Reply
علی :
سوالی داشتم و آن اینکه آیا شما فکر نمیکنید تمام این سیاستهای تنش زائی که توسط گروه حاکم و عوامل پشت پرده آنها به راه افتاده به نوعی به صورت آگاهانه جهت ایجاد درگیری و بحران و در نهایت جنگ می باشد
.....................................
عبدی:
خیر.آنها به غلط فکر می کنند که این سیاستها مانع جنگ است!
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۳۶ بֽظֽ | Reply
کامبیز توانا :
به نظر من تمامی اقدامات ایران در مقابله با شورای امنیت نه به این معنا است که نمی دانند نمی شود با قوانین بین المللی مقابله کرد و در مقابل آن نافرمانی مدنی داشت، اما بیشتر به این معنا است که سیستم در جست و جوی چنین درگیری است. اگر از یک طرف دیگر به این قضایا نگاه کنید، به نظر من البته، شعارهای استانی دادن، انتظارات مردمی را بالا برده و پتانسیل بر هم زدن امنیت منطقه را به شدت افزایش داده است. برنامه و بودجه و عدالت به شدت زمین خورده اما هیچ کس نه می خواهد و نه می تواند درباره برنامه و بودجه صحبت کند. دولت در حال زمین خوردن جدی است و در چنین موقعیتی بهترین کار، جست و جو به دنبال نوعی بحران است که دولت را هم مقصر نشان ندهد و در ضمن لیبل ملی گرایی هم بتوان به آن زد. سخنرانی آقای متکی سرشار از همین نکته بود که ما به دلیل این که حقوق ما به یغما رفته، قطعنامه را قبول نمی کنیم و نه این که به دلایلی خودمان با دنیا سرشاخ شده ایم. می شد حرف هایی که زده شد را نوع دیگری هم گفت و از حقوق ما، اگر قرار بود از حقوق ما دفاع شود، دفاع کرد اما بیشتر این سخنان دنیایی سخنان رمانتیک . به همان نسبت، ایران معاون سابق وزیر دفاع خود و پنج نفر خود را در عراق از دست داده و ربوده شدند و به جای اقدام دیپلماتیک، می رود و ملوانان بریتانیایی را دستگیر می کند . تمامی این وقایع، اتفاق نیست چرا که اتفاق وجود خارجی ندارد و هم کارهایی است که یا برای آن فکر شده و یا تصمیم آن از پیش گرفته شده است. نظام حکومتی جوابی برای اقدامات نکرده خود ندارد و حقوقی هم برای دفاع ندارد و تنها راه ممکن ورود به یک بحران بین المللی است که هر چه این بحران بزرگتر باشد بهتر است. اگر این بحران حمله از سوی آمریکا باشد که چه بهتر چرا که هم می شود حیثیتی اش کرد و هم این که حریف قدر است و باخت در مقابل آن کم از شکست ندارد و آن زمان می توان هر اقدامی را توجیه کرد. به نظر من، کشوری مثل آمریکا که نتیجه فشار ناگهانی را بر ایران آزموده، دلیلی هم ندارد وارد جنگ با ایران شود. شاید یک یا چند ایرباس دیگر روی خلیج فارس کافی باشد.
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۰۸ بֽظֽ | Reply
پاسخ به یک دوست :
با این امید که تا به امروز نوانسته باشیم کتاب 365 صحفه ایی سفید سال جدید را با کلمات تاره و لحن جدید نوشته باشیم و با ذکر این جمله از نمایشنامه نویس و شاعر گابنی, جی. کی . چسترتون :" هدف از سال جدید این نیست که سال جدیدی داشته باشیم, هدف آنست که روح جدیدی داشته باشیم!! "
امیدوارم که در آغاز سال جدید که عملا از بعد از پیوند با طبیعت در روز سیزده فروردین شکل میگیرد , ناقوس خروج دروغ و آمدن حقیقت را به صدا در آورده, خدای را شکر کنیم که سال گذشته که ناقص بود, ما را ترک کرد!!
بعد از تبریکات نوروزی به دوست و هموطن عزیز, مرتضی, شایسته است گفته شود (تا جاییکه شنیده ام) در همه ی جوامع بشری, این گونه بحث ها و انتقادها و ... به صور مختلف برای زدودن تند و تیزیهای تفکرات فردی و حتی حزبی, در نهادهای مختلف اجتماع وجود دارد.به همین دلیل ساده, چاره ای نداریم جز پیمودن سالم و درست این راه گفتگو تا به مرور , اندیشه هایمان را از آلودگیهای نشسته در طول زمان بزدایم.
بعد از این مقدمه ی طولانی, دوست عزیز مرتضی , به طرفداری از هموطن دیگر , think خود را وارد بحث گذشته با ایشان نموده , بدون توجه به انتقاد اینجانب به نحوه ی غیر اخلاقی پوست خربزه, برای رسیدن به مقصود, مطالبی که ایشان میتوانستند به همین سبک بیان کنند را بیان داشته اند.
اینبار بهتر است از آقای مرتضی سؤال کنم که آیا بنظر شما , این روش , روش بکار رفته توسط think برای رسیدن به مقصود, به نظر شما درست است؟ چرا؟
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۰۰ بֽظֽ | Reply
شاهین :
جناب عبدی درود دوباره
متاسفانه قراین چنین حکایت دارد که بقول شما نباید روی احتمالات کار کرد. لذا با شما موافقم که نتیجه پیش آمدها برخورد است و چنین می نماید که ادامه روندی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته است برخورد را قطعی کرده است حال باید نشت و دید حد و اندازه برخورد پیش رو چقدر خواهد بود.
سابقا نگرانی از بشتن آبراههای کشور را اعلام کرده بودم که خبرها حکایت از اعزام ناو اتمی و هواپیما بر آمریکایی به آبهای خلیج فارس دارد که قطع یقیین آن ناو با کشتیهای پشتیبانی برای سیزده بدر به خلیج فارس نمی آید در حالی که ناو دوم همین ماه گذشته به آبهای خلیج فارس رسیده است.
جناب عبدی
مسئله مهم دیگر اینکه در اغلب کشورهای غربی روی مسئله گروگان بودن ملوانان انگلیسی مانور رسانه ای عجیبی آغاز شده بنوعی که بعضا با نشان دادن سوابق اقداماتی چنین در تهیه گزارش به مواردی چون یوگسلاوی ، عراق و صربها و نقطه ای در آفریقا اشاره شده و در گزارش تصویری مثلا اسیر گرفته شدند نیروهای سازمان ملل را نشان داده اند که روی پلی دستبند شده بودند و یا اسیر کانادایی که صربها در نزدیکی زاغه مهماتی دستبند کرده بودند و یا چند تنی که عراق در منطقه ناصریه اسیر کرده بود و از زن وحشت کرده مصاحبه تلویزیونی تهیه کرده بودند . در چنین گزارشهای تصویری آنچه مورد تکید است استفاده چنین روشهایی گروگان گیری و به تصویر کشیدن آن از سوی رژیمهای دیکتاتوری عنوان شده که در کنار آن موضوع ملوانان انگلیسی را هم مطرح می کنند که ماموران سازمان ملل بوده اند که ایران در واکنش به قطعنامه شورای امنیت چنین حربه ای را بکار گرفته است.
با اینکار افکار عمومی غرب تهیج می گردد که رفتارهای میلوسویچ از این دست بود و یا صدام نیز چنین می کرد که سزاوار برخورد قهری بودند و ایران نیز چنین است که باید برخورد قهری با ایران داشت تا دنیا روی صلح آرامش ببیند!
۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۳۸ بֽظֽ | Reply
م.م :
اقای عبدی به نظر شما عدم تحرک اصلاح طلبان در چنین شرایط دشواری طبیعی و یا حتا اخلاقی ست؟ هر محاسبه ای که پیش خود می کنند به نظر من غلط است که سکوت کرده اند، چون عنقریب است که نه از تاک نشان بماند و نه از تاک نشان ...
.........................................
عبدی:
من تصور نمی کنم که آدمها سکوت کرده اند. اما فریاد آنها بیش از این زور یا تاثیر ندارد. در واقع این حنجره بیش از این بلند نمی شود. و خودشان هم کمابیش چنین اعتقادی دارند که اوضاع اصلا مناسب نیست.
۱۲ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۲۱ قֽظֽ | Reply
علی :
جناب عبدی باسلام ؛ منظور من از اعترافات همان مطالبی بود تحت فشارهای ناجوانمردانه بیان شد که بر اساس خاطراتتان در همین وب سایت اتشار یافته و نه اقرار شما به خطا و اشتباه یا مقایسه شما با بیگانگان ...
یا حق
................................
عبدی:
چون اعتراف معنای حقوقی خاصی دارد توضیح داده بودم.
۱۲ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۱۵ بֽظֽ | Reply
:
There is a nicer photo of you in Wilipedia. Why don't you use it instead of the present one in your site? The situation in iran is sufficiently gloomy. Do we also need to look gloomy as well, more than what we actually are?
Here is the link:
http://en.wikipedia.org/wiki/Abbas_Abdi
..................................
عبدی:
از راهنمائی شما ممنون .
۱۲ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۰ بֽظֽ | Reply
:
What a strange coincidence. Exactly when I sent you my previous message asking you to change your photo at the upper right corner of your site your photo changed! But not to the one that I had suggested. Anyways this one is also nicer than the previous one although it is not smiling! I still prefer the one in Wikipedia!
۱۲ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۸ بֽظֽ | Reply
:
ظاهرا اکثریت درد را میشناسند ولی کسی درمانی سراغ ندارد . راه حل برون رفت از وضعیت کنونی جیست ؟ آیا در عقل سلیمی مانده؟ حکومت یکدست صدا نداره . ممنون
۱۵ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۵۳ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/481