آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان , هسته ای

۷ فروردین ۱۳۸۶

دعواسرچیست؟(آقای پدرام)

آقای پدرام
دعواسرچیست؟

ازاوایل دهه هفتاد شمسی که فعالیتهای هسته ای ایران بصورتی جدی شروع شد و سیگنالهای آن به واشنگتن رسید اعتراضات کاخ سفید آغاز شد وعبارت"ایران به دنبال سلاحهای کشتار جمعی است"به ترجیع بند مواضع خاورمیانه ای ایالات متحده مبدل گردید و تکذیب آن نیزدرلیست فعالیتهای عادی و روزمره حکومت ایران قرارگرفت. به تناسب گسترش فعالیتهای هسته ای ایران، واکنشهای دولت آمریکا نیز گسترش بیشتری یافت وجنبه های عملی تری به خودگرفت وتدریجاًبه اتحادیه اروپا نیز تسری پیداکرد.تا زمانی که فعالیتهای هسته ای ایران به نتایج ملموسی نرسیده بود این واکنشها به اعلام مخالفت وکاهش سطح روابط سیاسی پراکنده از سوی اتحادیه اروپا و اعمال برخی تحریمهای اقتصادی وهمچنین فشار بر کشورهایی که با ایران همکاری میکردندازسوی ایالات متحده محدود بود ضمن آنکه در دوران بعداز دوم خرداد76، آمریکا و بخصوص اتحادیه اروپا با مشاهده بهبود پایگاه اجتماعی دولت ایران و به منظور کمک به تقویت جایگاه اصلاح طلبان درحاکمیت، درفعالیتهای خود علیه ایران دچار تردید شدندوتا حدودی میان آنان اختلاف نظرایجاد شد.
اما همزمان با به نتیجه رسیدن نسبی سرمایه گذاریهای هسته ای ایران به لحاظ فنی در اوایل دهه هشتاد شمسی و همچنین تضعیف جایگاه اصلاح طلبان در ایران، مواضع آمریکا و اتحادیه اروپا مجدداً به هم نزدیک شده و ضمن همراه کردن نسبی روسیه و چین(نه در زبان بلکه در عمل)با خود، اقدامات جدی تر و عملیاتی تری را برای مقابله با گسترش فعالیتهای هسته ای ایران در قالب آژانس بین المللی انرژی اتمی آغاز کردند و تا آستانه ارسال پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت پیش رفتند.
در درون حکومت ایران نیز برای مواجهه با این روند، صرفنظر از مواضع پراکنده و غیرهدفمند مختلفی که وجود داشت، دو رویکرد مشخص "تقابل" و "تعامل" در رقابت با همدیگر فعال بودندکه در نهایت رویکرد تعامل در قالب توافق پاریس - تهران میان سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس از یک طرف و ایران از طرف دیگر انتخاب گردید و بالنتیجه، فعالیتهای غنی سازی اورانیوم ایران به تعلیق درآمد و در مقابل، آمریکا با لغو محدود برخی از تحریمهای ایران و شروع مذاکرات الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی موافقت کرد و گروههای کاری برای انجام مذاکرات تجاری، سیاسی و امنیتی میان ایران و اروپا تشکیل و به صورتی محدود آغاز به کار کردند. این روند بصورتی بطئی ادامه داشت تا اینکه در مقطع نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، انجام تعهدات طرفهای غربی عملاً به حالت تعلیق درآمد و منتظر شروع به کار دولت جدید ماند.مهمترین تحول تا قبل از شروع به کار دولت نهم در این زمینه، ازتعلیق خارج شدن فعالیت UCF اصفهان با اعلام رسمی آقای خاتمی در آخرین روزهای فعالیت دولت ایشان بود که به نظر میرسد تا حدودی با مواضع امروز طرفداران رویکرد تعامل مغایرت دارد.
با شروع به کار دولت نهم و جایگزینی سیاست "تقابل"بجای "تعامل" و تحویل سکان فعالیتهای هسته ای ایران به آقای لاریجانی، ایشان آب نبات را از دهان بیرون انداخته وبا زدن ماسک اکسیژن برآن عازم اقیانوس هند شد تا در غلطان بستاند!!! طرفهای غربی نیز به منظور جلوگیری از دستیابی ایشان به در غلطان، به سیاستهای قبل از توافق پاریس- تهران برگشته و تلاشهای خود را برای کشاندن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت آغاز کرده و در نهایت موفق به این کار شدند و توانستند یک بیانیه و سه قطعنامه از شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران بگیرند که آخرین مورد آن روز شنبه همین هفته(4/1/86)صادر شد و آنگونه که پیداست قطعنامه های بعدی نیزبا لحنی تندتر از قبل در راه است.
در مقابل این اقدامات، از حکومت ایران اقدام کارآمدی بجز تعلیق کامل"تعلیق غنی سازی اورانیوم"مشاهده نشد همچنین بیش از پیش شاهد اظهارات قاطع و رادیکال بودیم که آخرین موارد آنرا میتوان در عباراتی چون"اگر بی قانونی کنند ما نیز بی قانونی میکنیم"و یا "اگر قطعنامه ای علیه ما صادر کنند از تمام ظرفیت خود برای ضربه زدن استفاده میکنیم"ملاحظه کرد، ضمن آنکه به نظر میرسد همزمان برخی از برگهای برنده ایران در عراق و لبنان و همچنین روسیه و چین نیز در حال تضعیف است.
از زمانی که فعالیتهای هسته ای ایران در صحنه بین المللی مطرح شده است، چند سؤال عمده در مورد این چالش در محافل گوناگون مطرح بوده است:
1-چرا موضوع فعالیتهای هسته ای ایران به چالشی بین المللی تبدیل شد و افت و خیزهای آن، کشور را به مرحله ای بحرانی همانند وضعیت کنونی رساند؟
2-سرانجام وضعیت پرونده هسته ای کشور چه خواهد شد؟
3-برای مواجهه با بحران هسته ای کشور چه باید کرد؟
جوابگویی به این سؤال که "چه عاملی باعث می شود که آمریکا و اروپا و حتی روسیه و چین، تا این حد برای جلوگیری از دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته ای هزینه کنند؟و چرا حکومت ایران حاضر است ظاهراً به هر قیمتی به چرخه سوخت هسته ای دست یابد؟"و درواقع پاسخگویی به این سؤال عامیانه که"دعوا سر چیست؟"، میتواند تا حد زیادی برای جوابگویی و یا حداقل گمانه زنی در مورد سه سؤال فوق الذکر، کمک کند.

الف- چه عاملی باعث می شود که آمریکا و اروپا و حتی روسیه و چین، تا این حد برای جلوگیری از دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته ای هزینه کنند؟(دعوای آمریکا و اروپا و روسیه و چین با ایران در پرونده هسته ای سر چیست؟)
ایران کشوریست با 1.6 میلیون کیلومتر مربع مساحت، 70میلیون نفر جمعیت(حدود 50 درصدآن در سنین 15 تا 39 سالگی قرار دارد)، سرمایه های عظیم انسانی و فیزیکی معدنی وانسان ساخت، پتانسیلهای طبیعی و غیرطبیعی بالقوه قابل توجه برای تولید انواع محصولات صنعتی و کشاورزی، موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد از بعد ارتباطی و نزدیکی به بازارهای عمده مصرف جهان(شامل کشورهای نفتی حوزه خلیج فارس، روسیه، هند و پاکستان، چین و حوزه آسیای جنوب شرقی)و نفوذ فرهنگی قابل توجه در کشورهای منطقه خاورمیانه و آسیای میانه، که نزدیک نیمی از سواحل خلیج فارس را در کنترل خود دارد.
خلیج فارس محل تولید و صدور عمده ترین مقادیر نفت خام مصرفی جهان در گذشته و حال است که با توجه به چشم اندازهای ناامید کننده در مورد انرژیهای جایگزین نفت و کاهش دخایر نفتی جهان در خارج ازحوزه خلیج فارس، انتظار میرود این نقش در آینده گسترش بیشتری نیز پیدا کند.
عمده ترین کشورهای مصرف کننده نفت خام صادراتی جهان آمریکا، اتحادیه اروپا،ژاپن و چین هستند.
کشورهای حوزه نفوذ ایران(کشورهای حاشیه خلیج فارس، کشورهای همسایه ایران، کشورهای آسیای میانه)، بازارهای عمده مصرف کالاهای تولیدی آمریکا، اروپا، ژاپن و چین هستند و غالب دلارهای نفتی که نصیب ایران و سایر کشورهای صادر کننده نفت خام که درحوزه نفوذایران واقع اند میشود دوباره به کشورهای تولیدکننده کالاهای وارداتی آنان برمیگردد و یااینکه در بانکهای آن کشورها به جریان می افتد.
اینها واقعیاتی است که قاعدتاً دولتهای آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن، چین و روسیه باابعاد بسیارکاملتر و با پیش بینی های دقیقتری از آن آگاهند لذا طبیعی است که به ویژه آمریکاواروپا نگران امنیت خودوکشورهایی باشندکه اسم آنها برده شد(کشورهای حوزه خلیج فارس، کشورهای همسایه ایران و سایر کشورهای حوزه نفوذ آن، کشورهای اتحادیه اروپا، روسیه، چین و حتی خود ایران)و احتمالات گوناگون درمورد وضعیت آن کشورها و خودشان را درصورت دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای مدنظر قرار دهند که اگر چنین نکنند باید در عقلانیت آنها شک نمود. طبعاً عوامل فرعی دیگری نیر در این زمینه بخصوص در مورد روسیه و چین میتواند مطرح باشد که به جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث از ذکر آنها خودداری میشود.
ذکراین نکته ضروریست که مباحثی چون حق بودن یا نبودن اینکه کشور یا کشورهایی از قدرتمندشدن کشوری دیگر به جهت احساس خطر احتمالی برای منافع خود(چه ملتهای خود، چه دولتهای خود و چه حتی افراد قدرتمند و زورگویی که در آن کشورها وجود دارند)جلوگیری کنند تغییری در چرایی و واقعیت دعوای کشورهای 5+1 برسرفعالیتهای هسته ای ایران ایجاد نمیکند هرچند که ممکن است نوع واکنشها به آنرا تحت تأثیر قرار دهد.

ب- چرا حکومت ایران حاضر است یا حداقل وانمود میکند که حاضر است به هر قیمتی به چرخه سوخت هسته ای دست یابد؟(دعوای ایران با آمریکا و اروپا و روسیه و چین در پرونده هسته ای سر چیست؟)
با شروع به کار روسها برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر، تدریجاً فعالیتهای درونی سازی فناوریهای هسته ای در داخل توسط ایران به جریان افتادوبا سرمایه گذاریهای گسترده سالهای بعدی با انگیزه تأمین انرژی برق و تولید سایر محصولات غیرنظامی مشتقه از فناوریهای هسته ای و بانیم نگاهی به تبدیل شدن به قدرت هسته ای(نه لزوماً نظامی)، ادامه پیدا کرد. همزمان با ثمردهی ملموس این سرمایه گذاریها به لحاظ فنی، بطور طبیعی انگیزه های ایران برای تبدیل شدن به قدرت هسته ای تقویت گردید و درواکنش به تحرکات آمریکا و اتحادیه اروپا دراین زمینه، انگیزه های مخالفت با زورگویی غرب و به ویژه آمریکا در ایران که مدتی بودنسبت به گذشته محدودترشده بود دوباره فعال شد.
همزمان با این اتفاقات، موضوع چالش هسته ای کشور در رقابتهای سیاسی داخلی نیز مورد بهره برداری قرار گرفت و با طرح بعضی از ادعاها توسط برخی از افراد و جناحهای حاکمیت، بخشی از ابعاد این چالش به موضوعی حیثیتی برای آنان تبدیل شدکه این موضوع باتصاحب قوای مقننه ومجریه توسط بخشی از آنان، تدریجاً به سایر مدعاهای حکومت ایران در مناقشه هسته ای با غرب اضافه گردید.
بنابراین به نظر میرسد دعوای حکومت ایران با غرب در مسأله هسته ای به ترتیب اهمیت بر سر موارد عمده زیر است:
1-تبدیل شدن به قدرت هسته ای(نه لزوماً نظامی) وبالنتیجه قدر ت برتر منطقه ای
2-پافشاری بر ادعاهایی که به هردلیلی درروندتحولات پرونده ای هسته ای و سایر تحولات سیاسی بین المللی مرتبط با حکومت ایران درسالهای گذشته، به موضوعاتی حیثیتی برای حکومت ایران بخصوص در ارتباط با داخل تبدیل شده اند
3-مخالفت با زورگویی آمریکا و اروپا در اعمال قدرت علیه ایران
4-خودکفایی در فناوری هسته ای و تولید انرژی برق.

ج- نتیجه گیری
1-کشورهای مقابل ایران در مناقشه هسته ای، بخصوص آمریکا و اروپا با توجه به انگیزهای اصلی آنها از ورود به این مناقشه که در بند الف بیان گردید به نظر نمیرسد حاضر به قبول ایرانی قادر به تولید مستقل سوخت هسته ای به معنی واقعی کلمه باشند وبه هرطریقی سعی خواهند کرد مانع این امر شوند که کیفیت این اقدامات بازدارنده، نسبتی مستقیم با پشتوانه اجتماعی فعال(و نه اسمی)حکومت ایران دارد.هرقدر این پشتوانه قوی تر باشد آنها به معامله با ایران آنهم در ابعاد کلان تر و مهمتر روی خواهند آورد و به هرمیزان این پشتوانه ضعیف ترباشد آن کشورها به اقدامات قهرآمیزتری گرایش پیدا خواهند کرد بدون اینکه بخواهند امتیازی بدهند.آنچه امروزه شاهد آن هستیم بیشتر به حالت دوم نزدیک است تا حالت اول. در هرصورت بعید است حداقل در کوتاه مدت و میان مدت آنها حاضر به کنار آمدن با ایرانی هسته ای باشند.
2-با توجه به اینکه چهار موضوعی که به عنوان مدعاهای حکومت ایران در دعوای هسته ای با کشورهای 5+1 مطرح شد کاملاً به هم وابسته اند لذا برای دست اندرکاران طرف ایرانی این مناقشه، گزینه ای جز ادامه روند موجود و دعوا بر سر هر چهار مقوله و نهایتاً تقابل قهر آمیز متصور نیست چرا که به نظر میرسد هزینه های صرفنظر کردن از این مدعاها برای حاکمیت ایران بیشتر از منافع این چشم پوشی است مگر آنکه عاملی تصادفی این روند را معکوس کرده یا متوقف کند و یا اینکه ایران غنی سازی را مشروط بر آنکه علنی نشود متوقف کند که امکان پذیری وقوع چنین حالتی بعید به نظر میرسد. البته حاکمیت ایران میتواند شاید هم در نهایت مجبور شود یا وادار شود سیاستی که هزینه اش برای او بیشتر از منافع آن است برگزیند و احیای اصلاحات سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی را در دستور کار خود قرار دهد که در اینصورت حتی میتوان با امتیازاتی مهم و تعیین کننده برای وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران از این مناقشه عبور کرد.
3-دستاوردهای موفقیت و پیروزی در این دعوا با مختصات جاری آن برای ملت ایران، در مقایسه با هزینه های فرصت آن و حتی هزینه های نقد آن، بر خلاف حکومت ایران چندان قابل توجه به نظر نمیرسد، چه آنکه کم نیستند کشورهایی که فناوری هسته ای ندارند ولی مردمی بسیار موفق و مرفه دارند و هچنین زیادند کشورهایی که به سلاح اتمی هم مسلح اند ولی مردمان آنها در نهایت فقر و فلاکت روزگار می گذرانند. بنابراین، کسانی که در این مناقشه طرف ملت ایران هستند بهتر است اولاً، براین وسوسه خودکه"بگذار آمریکا و اروپا حکومت ایران را تضعیف کنند تا کنار رود" فائق آمده و تمامی تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ بکار گیرند چرا که وقوع جنگ، هزینه های مترتب بر مناقشه هسته ای را برای مردم ایران بسیار افزونتر و منافع آنرا نیز به همان نسبت نازلتر خواهد کرد ضمن آنکه لزوماً به استقرار دموکراسی وایجاد آرامش و رفاه برای ملت ایران نیز نخواهد انجامید و ثانیاً، در جهت وادار کردن حاکمیت به اصلاح در سیاست داخلی همت گمارند و از کسانی که خواستار اصلاح در سیاستهای داخلی کشور هستند بخواهند که برنامه کارآمدی برای اصلاح در امور کشور تهیه و ارائه نمایند.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

حسین :

یک مطلبی که کمتر از آن صحبت می شود این است که تولید برق هسته ای به صورت کاملاً بومی علاوه بر داشتن فناوری غنی سازی نیاز به توانایی ساخت رآکتور دارد. اخیراً اعلام شد که ساخت نیروگاهی با ظرفیت 360 مگاوات آغار شده که در مقایسه با نیروگاه بوشهر 1500 مگاواتی بسیار کم است. نیاز ایران فکر می کنم حدود 35000 مگاوات باشد که با این حساب به نظر می رسد دهها سال با چنین فناوری فاصله داریم.

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۰۴ بֽظֽ | Reply

امید :

بنظر این داستان عمیق تر و طولانی تر از اینهاست. اجازه دهید یک قسمت دیگر ماجرا را من تعریف کنم.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی, اتحاد و مشارکت نانوشته و اخلاقی نیروهای مخالف رژیم پهلوی برای سرنگونی شاه وابسته به آمریکا, کم کم جای خودش را (در زیر سازی نهادهای حکومت) به انحصار طلبی داد....
نیروها, یکی یکی به بیرون انداخته شدند.تا نوبت به بیرون انداختن اولین رییس جمهور اسلامی رسید....
بیرون انداخته ها و مخالفان فریاد میزنند:" ما را بیرون نیاندازید! اجازه دهید با توجه به وزنمان( تعداد راایمان از مردم) به مجلس شورا آمده و حرفهایمان را آنجا بزنیم نه در خیابانها و میدانها!! " ولی حاکمیت آن دوران, با هزاران ترفند , این حق اظهار نظر را از آنان گرفت....
آنان مجبور به فرار شدند. همچون حیوان زخم خورده!! خطرناک! همانی که میگویند:" هزار دوست کم است و یک دشمن زیاد!!"
اینان به خارج از کشور گریختند ... ولی طور غریزی و طبیعی, منتظر فرصت انتقام از اینوریها بودند...... تا
اینان , این ماجرا را (انرزی هسته ایی را) محمل خوبی دیدند تا با علم کردن آن , رژیم ایران را به لحاظ بین المللی ] تحت فشار قرار دهند.
رفت و آمدهای اینان به گنگره های تصمیم گیری کشورها و ایجاد ترس در دل آنها, که :" چه نشسته اید؟..... کار خودش را کرد.
آنها(کشورهای غربی) واکنش نشان دادند. ....(البته دو جانبه!! چوب نیار بهر کسی, اول خودت دوم کسی!!) (داستان در این زمینه طولانیست و ممنوع)
بنظر میرسد, آقای پدرام, این دشمنی کهنه , اگر نیک بنگری, دشمنی کهنه بین نیروهای خودیست!! نه مساله ی هسته ایی با آمریکا و روسه و چین و ....!!.
"این" , همان نکته ایست که این موضوع را برای آقایان , حثیتی کرده!! مخالفت فکری این آقا با آن آقا در رژیم گذشته!! تخم این اختلاف جای دیگریست, بهتر است مواظب بود, اشتباهی دیگران را متهم نکنیم.
به همین خاطر بنظر میرسد, رسیدن به "حق" انرژی هسته ایی, "محمل" باشد تا معضل !!....
آیا باز هم وقت آن نرسیده تا غده های کهنه داخلی را باز و درمان کنیم؟ آیا بهتر نیست به آقایان بگوییم و بخواهیم دست از این جنگهای قدرت پنهان قدرت بردارند و مردم را اینقدر با موضوعات مختلف, جنگ, دشمن, ....هسته ایی, گیج نکنند؟

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۵۰ بֽظֽ | Reply

مهرنوش :

دعواها معمولا یک ظاهر دارند و یک باطن.
مردم , به دلیل جایگاه و طبیعتشان,معمولا "ظاهر" را میبینند. در مورد آن بحث میکنند و با هم اختلاف می ورزند!!
طرفهای اصلی دعوا هم از این بگو مگوها, خوشحال میشوند!! و حتی لذت میبرند.
به همین خاطر هم , به استناد تجربه ی گذشته ی پدران . مادران و لمس نتایج مادی دعواها , در فرهنگ ما, ضرب المثل شده است:" دعوا , سر لحاف ملا نصرالدین است"!!
به دلیل اینکه بحثها و بررسیها, بیشتر به "ظاهر" دعوا می پردازد, ناخودآگاه!! گوش طرفهای درگیر, به هیچ استدلالی از طرف مردم, بدهکار نیست!! و خود را لایق جواب به هیچ پرسشی , از طرف آنها, نمیدانند!!
به همین دلیل هم , هر وقت ,دعوایی شروع میشود, اولین کار طرفهای اصلی, ایجاد جو خفقان است و ساکت شو!! و به تو چه؟!!( یادتان هست گفته ی آن مقام عالی را به آن خبرنگار؟)
به همین ترتیب, دعوای هسته ایی را میتوان یک پوش (از طرف بوش) و یک پوستین وارونه به حساب آورد!! چرا که در کشوری که گردش آزاد اخبار و اطلاعات وجود نداشته باشد؛ در کشوری که از نبود احزاب مستقل از قدرت, در رنج است, در کشوری که ... کند و کاو در مورد علت اصلی دعواها و اتهامات و محاکمات و ...., بحثهای دلخوشکنک را میماند!!
تازه, مگر کسی فهمید و یا خواست بفهمد که دعوای آمریکا با طالبان دست پرورده ی خودش, چه بود؟
مگر کسی فهمید و یا خواست ببفمهد که دعوا و اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس بر سر چه بود؟
مگر کسی فهمید و خواست بفهمد که چرا کسی به دولتهای عراق و افعانستان دست نشانده نمی گوید؟
مگر کسی فهمید و خواست بفهمد که ....
اگر کسی داستان آن گذشتگان را فهمید, یقین بدانید ناخودآگاه و جرقه وار!! موضوع هسته ایی ایران را هم فهمیده است!!

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۵۴ بֽظֽ | Reply

م-د :

معتقدم: نیروهای اصولی, همیشه بر روی لبه تیغ حرکت میکنند!! از یک طرف جهنم, از آنطرف هم جهنم!!! داشتن حفظ تعادل, تا رسیدن به بهشت, داستان سمبلیک حرکت این نیروها بوده است!!(البته این داستان چون بار مذهبی و سلیقه ایی دارد,از پرداختن به آن به احترام نظرهای دگر اندیش تمام دوستان, صرفنظر میکنم.)
به هر حال احساس میشود که دیگر مردم نمیخواهند نقش سیاهی لشکر را در دعواها داشته باشند!!
احساس میشود مردم به درجه ایی از هشیاری رسیده اند که دیگر نمیخواهند کلاه انقلاب مشروطه و .... بر سرشان برود!!
به همین دلیل, در نبود متولیان امر, خود پا به میدان تحلیل و خبر گیری و .... گذاشته و میخواهند بدانند که دعوا بر سر چیست؟
داستان فیل در تاریکی و لمس قسمتهای مختلف آن و گفتن :" بادبزن است!!" , " ستون است!" , لوله ی آب است!!", شلنگ نفت است!!"....
آیا چراغی هست تا به کمک آن اختلافات را کنار گذاشته, بدانیم دعوا بر سر چیست؟ نه!
پس
چون نباشد فرش ابرایشم تراش, (در مثل مناقشه نیست) بر کلیم کهنه مسجد بساز!! بهتر است از آقای عبدی تشکر کنیم (بخاطر فراهم آوردن این فضا ), همه , نظرات خود را نسبت به احساس خود از ماجرا بگویند و ما هم با حوصله و بدور از غرض ورزیهای گذشته, همه آن نظرات را بخوانیم و در حد تصور, یک برداشتی را از کل ماجرا برداشته, طبق آن , در مواقعی که میتوانیم از خود واکنش نشان دهیم, (مثلا در زمان انتخابها, مثلا در زمان درخواست به راهپیماییها,...) عکس العمل مناسب نشان دهیم.
در بقیه مواقع هم, بهتر است منتظر باشیم و نظاره کنیم!! چرا که واقعیش اینست که بسیاری از امور , از حیطه ی اختیارات فردی ما خارج است !!
چون ممکن است دوستان , "بی مایه" این کامنت را "فطیر" بدانند!! بنظر من , دعوا بر سر چگونگی اتصال حلقه ی اینطرف, به زنجیر در حال چرخش آنطرف است. همین.
...................................
عبدی:
انتظاری هم بیش از این نداریم.و اگر چیز بیشتری هم به دست آمد شکرگزار خدائیم.

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۲۶ بֽظֽ | Reply

مقامي :

سلام و سال نو مبارك.
درباره مطلب معناي اجماع... ميخواستم بگويم كه البته تصويب با اتفاق آرا و اجماع در حقوق بين الملل دو امر جداگانه هستند و ظاهرا شوراي امنيت چيزي به نام اجماع به آن معنا - عدم مخالفت و عدم راي گيري - ندارد و اتفاق آرا اينجا هست. از بحث لفظي كه بگذريم به نظر من آفريقاي جنوبي و قطر رل بازي ميكردند! همين و بس! نظرات نماينده قطر را پيش از راي گيري حتما خوانديد. كسي نيست بگويد اگر تحريم مناسب نيست و بحران در منطقه ايجاد ميكند پس چرا راي ميدهيد؟!
به نظر ميرسد در تاريخ از پرونده هسته اي ايران به عنوان يك طنز تاريخي نام ببرند با اين همه جوك در رفتارها و گفتارها...
.........................................
عبدی:
در واقع کار درستی هم به لحاظ سیاسی می کنند.از یک طرف از ایران امتیاز می گیرند و فوقش یک کلمه را در قطعنامه تغییر می دهند و از طرف دیگر هم همراه جمع هستند و برای کشور خود مشکلی فراهم نمی کنند.
تذکر شما هم در باره اجماع صحیح است و یکی دیگر از دوستان هم متذکر شده بود.

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۳۲ بֽظֽ | Reply

مقامي :

درباره قانوني بودن يا نبودن قطعنامه هم واقعا يك طنز عجيب است! كه اينها ماهيتا غيرقانوني به نظر ميرسند اما از نظر صوري و شكلي كاملا صحيح و اصولي!
http://humanrights-greenlaw.blogfa.com/post-101.aspx
خيلي خوشحالم كه شما به نظرات ميهمانان وبتان اينقدر اهميت ميدهيد. از اين به بعد مشتري دائمم!
www.maghami.blogfa.com

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۳۵ بֽظֽ | Reply

شهرام :

باسلام واحترام به همین نکته کوتاه اشاره میکنم

دوزخی تانبود سوی عبادت نرویم
این گواهیست که ما طالب زوریم هنوز

رهی معیری
با دعای خیر

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۰۷ بֽظֽ | Reply

آرمان :

به نظر می رسد در بحث نتیجه گیری نگاه نگارنده محترم معطوف به بیرون از مرزهای ایران بوده است.
کاش می شد ایشان به این هم اشاره ای می کردند که ایرا نیهای داخل و خارج از کشور چطور می توانند در فرآیند تصمیم سازی و تصمیم گیری در خصوص مسایل هسته ای خود را دخیل کنند قبل از آنکه دیگر دیر شده باشد.

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۲۶ بֽظֽ | Reply

ایرج شهبازی دستجرده :


می دانم که منظور شما استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ایی است ولی هر کشوری وقتی بتوانند سوخت هسته ایی تولید کنند خوب متعاقب آن سلاح هسته ایی نیز می تواند تولید شود و اگر آنگاه تکلیف استفاده از آن به دست کسانی باشد که روزی عملی را حرام و فردای آن بنا به شرایط زمانه آن عمل را نه تنها حلال بلکه واجب نیز بدانند تکلیف چه خواهد شد؟

موفق و پیروز باشید.

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۱۲ بֽظֽ | Reply

علی :

با سلام
جناب عبدی! آقای بلر امروز در مصاحبه ای در مورد ملوانان انگلیسی گفت که اقداماتش را وارد فاز دیگری خواهد کرد که تلویحا تهدید به کشاندن موضوع به شورای امنیت تلقی میشود. نمیدانم اقدامات شجاعانه آقایانی که مرعوب نمیشوند ما را به کجا میبرد؟ لطفا اگر تحلیل خاصی در این زمینه هست بفرمایید.
.....................................
عبدی:
روشن است وقتی که اراده ای برای سازش نباشد و اختلافات با شیب تند به سوی افزایش رود هر اتفاقی ولو اتفاق پیش بینی نشده می تواند نقش بنزین را در شعله ور کردن آتش بازی کند.متاسفانه ایران مجبور می شود آنها را آزاد کند یا در نوعی تقابل نرم با غرب وارد می شود که زیانهای بیشتری هم خواهد داشت.

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۳۹ بֽظֽ | Reply

احسان :

با تشكر از اين نوشته با ارزش، نكته اي كه بنظرم در اين مسئله ميتواند مورد بر رسي باشد كه ظاهرا امكانش نيست، اين است كه مسئولين و مديراني كه در سازمان انرژي اتمي و يا جاهاي ديگر اطلاعات فني را به تصميم گيران كشور منتقل مينمايند، دقيقا چه گفته اند.واقعيت اين است اظهار نظرها ئي از قبيل اينكه انرژي هسته اي جايگزين سوخت فسيلي براي ما است و ما را از وابستگي نجات ميدهد و يا اينكه ما ميتوانيم 20 نيروگاه هسته اي داشته باشيم و اينكه ميتوانيم نيروگاه بسازيم واقعا حرفهاي بي اساسي است! اصلا نه در تئوري و نه در واقعيت اينطور نيست! من فكر ميكنم افراد بسيار زيركي دارند همه ما را با حربه غرور ملّي و نظائر آن به جائي ميبرند كه خود ميخواهند! اگر واقعا صداقت و آگاهي در كار بود بايد اوّل كاري ميكردند نيروگاه بوشهر حتما راه بيفتد و ما جزء نيروگاه داران شويم بعد برويم دنبال ساير مباحث! همين وضعيّت بوشهر بسيار مهم است. دوستي دارم كه بعضي مواقع بدبين به همه چيز ميشود.وي چندي پيش ميگفت كه بنظر او همه اين برنامه ها براي اين است كه بوشهر راه نيفتد! چون اگر بوشهر كار كند و بعد يك نيروگاه ديگر هيچ كس نمي تواند مانع پيشرفت علمي و فنّي ما شود.نكته ديگر اين ادّعاي عجيب نيروگاه سازي هسته اي است! من پيشنهاد ميكنم واقعا اينرا براي ما توضيح دهند تا ببينيم چه كساني قرار است اين كار را بكنند و سابقه علمي، فنّي و اجرائيشان چيست؟ مهندس مشاورشان كدام است؟ چندي پيش ديدم كه مراسم راه اندازي ژنراتور نكنسيوم در سازمان انرژي اتمي ايران برگذار شد.دوستي كه از پزشكان هسته اي است و مشتري اين مواد كه راديو دارو ناميده ميشوند وقتي اين خبر را ديد با حيرت گفت كه ايشان مشتري 10 ساله اين داروها از سازمان است و مات مانده بود از اين همه نمايش! من از تصميم گيران اصلي كشور خواهش ميكنم اجازه دهند يكبار ديگر اين گزارشات كه به ايشان مي دهند مرور شوند شايد به حقايق جديدي دست يابند.شايد همينقدر كه مسئولين مورد اعتمادشان هر چه پيش بيني كردند غلط از آب درآمد، ساير موارد هم از جنس همين حرفها باشند.

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۴۲ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی این ها که نوشته اید دقیقا انچه که عیان بود نوشتید ٬ از پنهان ها
که جنگ اصلیست بنویسید ...دو وارد و خبره یکی امریکایی قبلا مسئول بازرسی

در مجمع انرژی اتمی یعنی دیوید آلبرایت و دیگری جوان ایرانی بسیار با سواد
و استاد دانشگاه و مشاور نیروی دریایی !!امریکا آقای ولی - نصر در پی بی اس

یک مناظره داشتند که حتما اکثرا سیاسیون واشنگتن مشغول تماشایش بودند
آقای آلبرایت گفت ایران برنده این بازی تعلیق نکردن خواهد بود !!و امریکا
و دوستانش قانونا !!بخاطر بعضی از مندرجات ان پی تی دستشان بسته است
و کاری قانونی نمیتوانند بکنند ...و پرفسور جوان ولی نصر گفت ایران تا

بتوانایی دانش هسته ایی دست پیدا نکند کوتاه نمیاید ٬ دانش هسته ایی مساویست با
امکان و توانایی تولید بمب اتمی در فاصله کوتاه ....حمله به عراق بهترین دلیل
ایران بسرعت دادن و کوتاه نیامدن است٬ از هر دو سوال شد چگونه ایران
خاطر جمع میتواند بشود که خطر حمله نظامی از جانب غرب نیست تا تعلیق کند !؟ توجه
کنید بجواب آلبرایت امریکایی : چون مردم ایران با انگلستان خصومت دیرینه !؟ داشتند
رو بامریکا کردند که امریکا و انگلیس در سال ۱۹۵۳ بخاطر شوروی کودتایی کردندد که امریکا هم منفور شد و انقلاب ۵۷
نتیجه کودتا بود از اول انقلاب با گروگان گیری و مسایل خاورمیانه مثل لبنان و فلسطین
خصومت ها اضافه در اضافه شده تعدیل این خصومت ها بسیار دشوارست اگر جریانهایی
بتوانند این دیوار بلند را کم کم کوتاه کنند در دراز مدت که اشتی بر قرار شد امریکا
توجهی بتعلیق نخواهد کرد !؟؟؟اما نهایت افزایش خصومت ها بخاطر قدرت امریکا
بیشتر ایران ایزوله خواهد شد اما هیچ دلیلی برای کشوریکه صاحب نفت و گازست
نیست که این ایزوله شدن باعث سقوطش شود.....اقای عبدی جان کلام را من میگویم
البته خطرات را هم در نظر گرفتم اما آب نباتی که بدولت آقای خاتمی نرمخو دادند
بسیار بی انصافی کردند بایشان میگویید نه از اقای خاتمی بپرسید ٬ در ضمن این
اینسنتیو های جدید و پر طمطراقی که آلمان و فرانسه و انگلستان با صلاحدید
امریکا روی میز گذاشته اند چرا !؟ و بچه علتی بدولت خاتمی پیشنهاد نشده بود !؟
پس کله شقی این دولت نتیجه داده حالا شما کنمان کنید از خوانندگانتان. با تشکر کریم
....................................................
عبدی:
آقا کریم!من با شما درباره ضعفهای سیاستهای دولت قبل مخالف نیستم.کله شقی هم بعضا جواب می دهد اما به شرطی که مواظب باشند.اجازه بده یک مثال بزنم و از خدا بخواهیم که مصدا این مثال نشویم.
ملا نصرالدین رفت نانوائی نان بخرد دید خیلی شلوغ است و نان گیرش نمی آید.فکری کرد و گفت توی کوچه بغلی آش نذری می دهند مردم هم صف را ول کردند و رفند به وای آش نذری.اما ملا کمی ایستاد و خودش هم باورش شد و از خیر نان گذشت و دنبال مردم برای گرفتن آش نذری روان.
مشکا اینجاست که کله شق وقتی یکبار برد باز هم شرط می بندد چون فکر می کنه همیشه برنده است.وقتی از پای بازی بلند میشه که یک پنی پول ته جیب ندارد.مشکل دیگر ما این است که برای فریب دیگران می گوئیم کوچه بالائی آش می دهند اما کسی حرف ما را باور نمی کند ولی خودمان به این دروغ خود باور می کنیم و به دنبال آش نذری کوچه های شهر را متر می کنیم!!!!

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۱۶ بֽظֽ | Reply

نجفی :

موارد مطرح شده توسط نگارنده در خصوص علل دعوای حکومت کشور مان با غرب در مسأله هسته ای یک واقعیت است . اما نکته اصلی در اینجاست که چرا دولت مردان ما با اینکه قطعا می دانند این خواستها و واقعیت های مهم و آرمانی غیرقابل تحقق است باز هم با از دست دادن اعتبار جهانی و واگذاری امتیازات جدید موقعیت کشور را هر روز نسبت به قبل متزلزل می کنند . نمودار سیر تحول موضوع هسته ای ایران را بچه های دبستانی می توانند ترسیم نمایند و براحتی به نزولی بودن سیر رشد مثبت آن پی ببرند آیا واقعا دولت مردان ما توان ترسیم یک نمودار معمولی سیر تحولات هسته ای را ندارند . یا اینکه سراشیبی نمودار فوق عرصه چنان بر آنها تنگ نموده قدرت هرگونه تعقل و تفکر و ... از آنها سلب گردیده است یا آقایان دچار توهم گردیده اند و هنوز فکرمی کنند معجزه ای در راه است تا برقالی سلیمان سوار گردیده و از فنا و نابودی بگریزند یا کشتی غرب را طوفانزده نموده و نابود نمایند. آقایان دولت مردان دانا و جوان - شما در عرصه های دیگری نیز می توانید اظهار فضل نمائید (مالزی غنی سازی هسته ای ندارد - زمان هاشمی و خاتمی نیز کشور همین کارها را انجام می داد و پیشرفت هم می کرد ). چه اصراری است که اینهمه خود را به اب و آتش بزنید و در این بازی مملکت عزیز را در حالت کیش وغرق و محرومیت و نابودی و جنگ و ... قراردهید . فکر می کنید با این وضعیت با از دست دادن همه مهره ها تا کی می توانید دوام بیاورید . آنها (غرب ) در این بازی بسیار منسجم و حساب شده ما و شما را به لبه پرت گاه هدایت می کنند نیاز به حمله ندارند ! همین جوری هم ما بعد از مدتی براحتی مات می شویم (اینقدر عقب می مانیم - که اوت و فوت می شویم )

۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۲۳ بֽظֽ | Reply

امید :

با سلام
همیشه وقتی بین طرفین یک موضوعی دعوا و جنجال می شود اولین سوالی که به ذهن مخاطبین میرسد این است که دعوا بر سر چه مساله ای ایست؟ فارغ از اینکه آیا مساله راه حل مسالمت آمیز دارد یا نه و یا چه کسی از این مشاجره سود خواهد برد؟
اگر با این دید به مساله نگاه کنیم به بیشتر ابهامات دیگر هم پاسخ داده می شود.( زیرا من اعتقاد دارم تمام مسایل مانند رشته های زنجیر به هم متصل است و یک اشتباه در یک مساله موجب خسارت هایی نه فقط در آن مورد بلکه در باقی قضایا هم خواهد شد ، مثل بازی دومینو)
اگربا این دید به موضوع هسته ای که( به نظر من) بزرگترین چالش ایران در تاریخ معاصر است نیز نگاه کنیم شاید به پاسخ های قانع کننده ای برسیم.
ابتدا از ایران شروع میکنیم.
دولت ایران چه منافعی از این ادبیات رادیکال در مناقشه هسته ای خواهد برد؟
منافع اقتصادی؟ _ افزایش قیمت نفت_ بازگشت به سیاست های اقتصادی غلط وافزایش رانت خواری_ فراهم کردن حداقل نیاز مردم باقیمت های کلان و سرازیر شدن سود های اقتصادی به جیب نو کیسه های امروز و...و پاسخگو نبودن به این مشکلات اقتصادی به بهانه " تحریم های اقتصادی" و جار زدن ذر رسانه های(بسته) ملی که" این بهای انقلاب و استقلال و آزادی شماست "
(به راستی آقای عبدی ما نسل سومی ها چرا باید بهای انقلابی را بپردازیم که خود هیچ نقشی در وقوع آن نداشتیم و حتی هم اکنون هم در ادامه آن نقشی نداریم)
منافع سیاسی؟
سر پوش گذاشتن بر روی ناتوانی های مدیریتی کشور_
مهم جلوه دادن این مساله در رسانه ها(در سراسر جهان)و به حاشیه بردن مسائل اساسی و مهمتر این جامعه مثل حقوق بشر، آزادی بیان،زندانیان سیاسی، و..._ ساختن محیط ترس و بستن جامعه و مقابله با فعالیت های دمکراتیک به بهانه" وجود دشمن خارجی و لزوم انسجام ملی"
در کل وجود دشمن خارجی برای دوام حاکمیت ایران به مثابه خونی است که در رگهای آن جریان دارد زیرا دولت هایی که پشتوانه مردمی ندارند همیشه از افول خود بیمناکند.
حال این سوال هم مطرح می شود که مناقشه چه سودی برای طرفین مقابل دارد؟
پاسخ کامل به این سوال را به اذهان بیدار جامعه میسپارم و در جواب به این پرسش به یک جمله بسنده می کنم.
وجود ایران منزوی (که تهدیدی آشکار برای امنیت ومنافع اقتصادی و سیاسی کشور های طرف درگیر در خاور میانه و خلیج فارس و بزرگترین دشمن اسراییل است)
در خاتمه از آقای عبدی تقاضا دارم در مورد این مساله (منافع در گیری و مخاصمه حکومت ایران با کشورهای مقابل مساله هسته ای) بیشتر و روشن تر ما را آگاه کنند.
باتشکر

۸ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۲۷ قֽظֽ | Reply

شهرام :

جناب عبدی با سلام در یکی از کامنتهای قبلی گفتم هدف اقایان از رفتن به امریکا احتمالا برای
مذاکره است که شما در جواب فرمودید تا غنی سازی تعلیق نشود امکان مذاکره وجود ندارد نظر شما رو به تعداد نفرات که 76 نفر بوده جلب میکنم این تعداد انقدر غیر طبیعی بوده که اقایان 38 نفرشان را خدمه هوابیما اعلام کرده اند . به هر حال برای 33 نفر ویزا صادر شده که نظر اصلی که مذاکره بوده را براورده نمیکرده است . بنظر من اینگونه چوب حراج به 28 سال مبارزه و
سختیهای ان زدن برای چند روز حکومت درست نیست هر چند اقای بهنود در اخرین مقاله خودشان(عیدی امریکا.......) قصد ستودن این رفتار را دارند
..........................................
عبدی:
حتما باید تصور کنیم که این 76 نفر می خواسته اند در خیابانهای نیویورک قدم بزنند بلکه یک نفرشان یک مقام آمریکائی را پیدا و باب مذاکره را با او باز کند!
برای مذاکره چند نفر و با قرار و توافق قبلی و بی سر و صدا می روند و نه با خدم و حشم.علت زیاد بودن افراد پیشنهادی برای سفر هم معمولا یک دلیل سلده دارد و آن حرص برای سفر خارجی است که ار صدر تا ذیل به دنبال آن هستند و حتما سر این که چگونه نصف افراد را حذف کنند نتوانسته اند توافق کنند. بله تعجب نکنید ممکن است قضیه به همین سادگی باشد.

۸ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۴۹ قֽظֽ | Reply

محسن :

اگر فکر میکنیم که منافع/ضررهای موضوع به مردم برمیگردد پس مردم باید موضوع را بدانند. این وظیفه اجتماعی همه ماست که نظر خود را، موافق یا مخالف، با همه اقشار درمیان گذاشته وبه آنها آگاهی دهیم (در مهمانی، گفتگو،با تلفن،نامه…) وازدوستانمان هم این را بخواهیم. من فکر میکنم که آگاهی مردم درتصمیمات حاکمان هر جامعه ای، یا هر سطح از دموکراسی، تاثیر مثبت دارد. بی تفاوتی را کنار بگذاریم .



۸ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۳ قֽظֽ | Reply

دارا :

آقای عبدی در جواب یکی از دوستان نوشته اید که ایران"متاسفانه" ملوانها را آزاد می کند.چرا متاسفانه؟ تنش با دنیا مگر کم داریم؟ یا شاید منظورتان این است که علیرغم تندرویشان مجبور می شوند اینها را آزاد کنند, که باز درسی خواهد بود برای بعدها که بیجهت دنبال ماجرا نروند. ماجرای دو سرباز اسراییلی و ندامت بعدی از بهانه سازی برای حملهء اسراییل به لبنان که یادمان هست.
..................................
عبدی:
اشتباه شده .متاسفانه به جملات بعدی بر می گردد.

۸ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۲۴ بֽظֽ | Reply

omid :

نکته : خاطرات زندان شما را کامل خواندم. هر چه تلاش کردم نظراتم از آن صفحه ارسال نشد. به ناچار از این صفحه که ظاهراً مرتبط با موضوع نیست برای دسترسی به نظر شما استفاده کردم. و اما متن نظر و سؤالات من


جناب آقای عباس عبدی

متأسفم که با عنصر فعال و خدومی چون شما چنین رفتار شده و قطعا اجر شما در تحمل این مصائب برای نهادینه نمودن مردم سالاری دینی نزد خداوند رحمن محفوظ است اما

1- شما خود زمانی گفته اید که اصلاح طلبان برای رسیدن به اهداف خود هزینه ای جز ترور حجاریان نپرداخته اند. چگونه است که از ظلم به ناحق رفته بر خود برای هدف عالی مردم سالاری این چنین ناشکیبا و شاکی هستید؟ اگر راه اصلاح طلبی حق است آیا مصائب آن نیز به جان خریدنی نیست؟


2- مگردست اندرکاران پرونده شما تبلور نظام اسلامی هستند که به خاطر رفتار آنان می گویید علاقه ای به این نظام و بقای آن ندارید. وقتی شما چنین بگویید آیا جوانان امیدوار به راه امام خمینی و سربلندی ایران را دلسرد و ناامید نمی کنید؟

3- در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید و از چه طریق امرار معاش می کنید. آیا فشارها بر شما پایان یافته است؟

4- گفته اید که از سیاست کناره گیری می کنید. آیا اصولا یک عنصر سیاسی چون شما که عمر خود را در این راه صرف نموده می تواند از سیاست کنار بکشد؟
.....................................
عبدی:
شکوه کردن به معنای عجز و نابه کردن نیست.از یک طرف به فردی که بناحق اتهام زده می شود باید از خود دفاع کند و اینگونه مطالب هم بخشی از دفاع است.
از سوی دیگر بیان این مطالب نوعی فعالیت برای اصلاح ساخت سیاسی است اگر نگوییم مرتکبین هزینه ای نمی پردازند و در نتیجه در انجام این امور جری تر می شوند و در نتیجه ما نیز مسئول این تجری آنها هستیم.
درمورد پرسش دوم عرض می کنم که نظام صرفا یک کلمه است ولی آنچه مورد نظر ماست مضمون نظام است.به نظر من صرف تشابه اسمی با گذشته دلیل بر یکی بودن آنها نیست.فراموش نکنیم جمله علی(ع) را وقتی که در باره پوستین وارونه شدن اسلام سخن گفت.بله هیچ فردی را نمی توان تبلور نظام دانست ولی من از افراد ناامید نشده ام .آنان در مقامی نیستند که موجب امید و نا امیدی دیگران شوند.در هر جامعه ای هم ظلم هست و این امری بدیهی است.اما هنگامی که همه از صدر و ذیل از خلافی آشکار و ضد مملکت مطلع شدند و در عین حال اقدامی نکردند در آن زمان باید برای چنین سیتمی محترمانه فاتحه خواند.روزی که ناگفته ها بیان شود از تعجب خواهید پرسید مگر می شود؟!! ضمنا مساله شخصی هم نیست.
درباره پرسش سوم هم در این وبسایت پاسخ مفصل داده ام و از تکرار پرهیز می کنم.
و اما کار سیاسی نکردن هم همچنان به قوت خود باقیست.ولی در همان جا کار سیاسی را تعریف کرده ام و بر اساس تحلیل هم چنین گفته ام.کار سیاسی به معنای کار حزبی نمی کنم . و هنوز هم فکر می کنم دلائل این ائده به قوت خود باقیست.

۸ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۴ بֽظֽ | Reply

:

اقای عبدی ..ذکر مثال ملا نصرالدین دقیقا تفکر شما از توهم و شناخت نا درست یا منفی شما از جناح
راست است هر چند بجناح چپ حکومت هم اعتقادی ندارید ...فعلا که غربی ها دارند باین نتیجه میرسند
که در باره خاتمی اشتباه کردند البته بیچاره ها از ابشخور داخلی ها باین توهم دچار شدند که خاتمی نه قدرتی
دارد نه عرضه ایی جز تدارکات چی رهبر و غیره.... اما همان خاتمی با گفتگو با رهبران اروپای غربی و رفت و امد
مدام خرازی با وزیران خارجه اروپایی بخصوص جک استرا لا اقل اگر نه گرمی لا اقل ولرمی !!باوضاع ایران
و جهان خارج داده بود ...بایست احمدی نژاد میامد تا ثابت میشد فرقی بین خاتمی و ایشان بوده !؟ با چه قیمتی !؟ حالا
کاری که نبایست میشد شد چه باید کرد !؟ اگر مخالفان بر انداز نیتی از امدن احمدی نژاد داشتند درست بود
و نتیجه اش تا حالا همه بنفع انان بوده ٬ اما شما کجا ایستاده اید !؟ بنده ۱۸۰درجه با طرز تفکر انها مخالفم اما
برای کنار زدن انها همه امیدم بمردم ایرانست انهم از طریق صندوقهای رای نه صندوق های باروت و فشنگ
و از همه مهمتر اگر این جناح پر محافظه !!و پر مخاطره !!انقدر کوتاه فکر باشد که کوتاهمصلحتی یا موقتی یا سیاسی را برای خودش پیروزی جار بزند و بقول ملا نصرالدین یابو برش دارد
انوقت نه لیاقت دولت داشتن دارد نه حکومت کردن ...که اینگونه فکر نمیکنم.زنده و بر قرار باشید کریم

۸ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۲۲ بֽظֽ | Reply

ali :

با درود بر شما و خانواده شما و تبریک سال نو و ارزوی سالی سرشار از شادی و امید و توفیق برای همه ی آزادی خواهان و دعا برای بر سر عقل آمدن و به خرد روی آوردن همه ی تمامیت خواهان،

حکایت آنچه دارد بر سر ما میآید حکایتی بس اندوهبار و تراژیک است . اندوهبار از آن دست که : ابر بهارون ای خدا برکوه نباره / برمن بباره ،ای خدا ، دل زار زارون ؛ اندوهبار از ان دست که : تو چون خود کنی اختر خویش را بد/ مدار از فلک چشم ، نیک اختری را .
اندو ه و درد و تاسف ، اما ، بر نسلی است که دارد می سوزد و گرنه اگر قرار باشد که جهانی شدن برابر باشد با گسترش و استقرار دموکراسی در تمام پهنه ی گیتی ، این منطقه ی جغرافیائی ، چه اینکه این محدوده با نام و مختصات کنونی ایران مشمول آن شو د و چه اینکه در اثر ادامه ی نابخردی ها ی کنونی حتی به سمت تجزیه و تکه پاره شدن برود ، نیز شاهد مردم سالار را در اغوش خواهد گرفت .

۸ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۳۹ بֽظֽ | Reply

ali :

من فکر کنم بالاخره ایران با گرفتن سربازان انگلیسی وارد مرحله نهایی بازی شده و دیگر کاری از دست ما برنمی اید. تا یک ماه دیگر حمله صورت می گیرد.

۸ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۵۲ بֽظֽ | Reply

:

تا یکماه دیگر حمله صورت میگیرد !؟ جناب علی ...متاسفم برای دخل و خرج بیحسابی
که روی سربازان بیگانه باز کرده ایی ٬ فقط محض اطلاعت مینویسم خواه پند گیر
و خواه ملال!؟ آنچه خون بچهره صبور تونی - بلیر اورده همین بز دلی !!ملوانان مسلح
انگلیسی است که در مقابله با ایرانی ها سریع اسلحه هایشان را زمین گذاشته و دستها را
بالا برده اند !؟؟ آمریکا از شما بهتر این نیروهای مسلح بعد از انقلاب را میشناسد و
بهمین خاطر انگلیس را در بصره و مرز ایران و کردستان عراق همگی توسط پیشمرگه ها
اداره میشود تا سربازان امریکایی با ایرانی ها اصطکاکی نداشته باشند ٬ در غرب افغانستان
بخصوص کل استان هرات اصلا امریکایی و پایگاه امریکایی وجود ندارد....خودم را خسته
نکنم که امثال شما نه تنها تفکرا علاقه ایی بسرزمین ایران ندارید ٬ بلکه اگر
کمکی از دستتان برای نابودیش بر بیاید برای دشمنان این ابا و خاک
دریغ نمیکنید. ایران هر گز نخواهد مرد

۹ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۲۶ قֽظֽ | Reply

محمد :

برای استحضار دوستمون : باید بگم که دوران جنگهایی از نوع رزم رستم و سهراب دیگه گذشته . بله در صورتی که نیروی زمینی آمریکا بخواد در ایران دخالت کنه( که مطمئنا منظور علی آقا این نبوده ) طبعا مشکلاتی براشون ایجاد میشه .
ولی خدای نکرده در صورت تحقق، محتمل ترین سناریو (حمله موشکی و هوایی به زیر ساختهای هسته ای و نظامی ایران) دست ایران تقریبا بسته است و هیچ وسیله ای برای تلافی نداره. احتمالا این حمله در صورت تحقق آن از شدت بالایی برخوردار خواهد بود که اولا قدرت تصمیم گیری درست رو از طرف می گیره ثانیا تجهیزاتی که برای اقدامات تلفات جویانه ای از جمله بستن تنگه هرمز و حمله به اسراییل در نظر گرفته شده اند احتمالا خودشون اولین هدف های این حمله خواهند بود و آسیب جدی خواهند دید.

نکته دیگر این که اگر به تاریخ ایران نگاه کنیم مشاهده می کنیم که قبل از هر فاجعه تاریخی ( اشغال ایران توسط متفقین در جنگ دوم یا جنگ های نکبت بار ایران و روس) همیشه از این حرف ها که "ما با تکیه بر قدرت معنوی یا ملیمون پیروز نهایی خواهیم بود" یا "دشمن جرات حمله به مملکت پرافتخار و قهرمان ما رو نداره " زیاد زده شده . سخنانی که ناشی از نبود اون چیزیه که آقای عبدی در نوشته هاشون روش خیلی تاکید داره "گفتمان ملی بر مبنای اطلاعات ارائه شده توسط کارشناسان" . از آقای : خواهش می کنم اگه امکان داره قبل از این که این طور وارد جزییات بشن با یک متخصص مسایل نظامی صحبت کنن این مسایلی که ایشون در مورد هرات و عراق گفتن فکر نمی کنم به هیچ وجه به علت ترس آمریکا از تقابل با ایران باشه بلکه به نظر می آید دلایل دیگری داشته باشه که در این جا از پرداختن بهش خودداری می کنم.

۹ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۴۵ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب آقای عبدی با سلام
باور بفرمائید قصد باز کردن یک زخم کهنه را ندارم اما خواهش میکنم بفرمائید کسانیکه امروز پنجشنبه 9-1-86 مقابل وزارت امور خارجه جمع شدند و خواهان اعدام نظامیان انگلیس شدند در مقام مقایسه با شما و سایر دوستانتان در ماجرای گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا چه نسبتی با هم دارید؟
چرا آن روز شرایط طوری بود که مخالفین عمل شما نمیتوانستند حرفشان را بزنند و امروز مخالفین این دوستان که خبرها میگوید دانشجو هم هستند قادر نیستند که در محلی جمع شوند و بگویند ما هم مسلمان شیعه و ایرانی هستیم و جاسوس هم نیستیم و میخواهیم سر به تن آمریکا و انگلیس و روسیه و چین هم نباشد اما با برخی روشها از جمله نمایش تلویزیونی نیروهای انگلیسی و بدتر استفاده از چفیه بعنوان روسری برای یک زن مسیحی موافق نیستیم .
فکر نمیکنید شما و دوستانتان و همه ما در بوجود آوردن این شرایط مقصریم ؟

رحمت دریانورد

از اینکه با موضوع بحث شما بی ربط است ببخشید اما میدانید که فعلا مهمترین موضوع است و امشب موضوع در شورای امنیت مطرح است . 9-1-86

۹ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۴۵ بֽظֽ | Reply

علي :

سلام آقاي عبدي
مقاله اي با عنوان " با طالبان " در وبلاگم نوشته ام كه نظر فني تان در مورد آن برايم مهم است لذا اگر لطف كنيد بخوانيد و نظر بدهيد بسيار ممنون خواهم شد.
..............................
عبدی:
انجام شد.

۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۱۴ قֽظֽ | Reply

Ali :

دوست عزیز! خواستم بنشینم و جوابی آماده کنم و توضیحاتی بدهم. همانجور که دیدید نوشته بی ادعای من ۲۴ کلمه داشت که نظر حقیر را منعکس می کند، آنچه فکر می کنم بر اساس دریافتم از اخبار.

اما یاد داستانی کوتاه از اوژن یونسکو افتادم که در پایان، یونسکو می پرسد در مقابل این همه نفرت چه می خواهید بکنید.

دوست عزیز، نمی توانم بفهمم این همه نفرت را از کجا آورده اید. شما نه من را دیده اید، نه من را می شناسید، از روی ۲۴ کلمه تشخیص دادید من علاقه ای به ایران ندارم هیچ، حاضرم آنچه از دستم برمی آید بر علیه ایران انجام بدهم. نه فقط من، بلکه امثال من - از همین ۲۴ کلمه امثال من را هم تشخیص دادید.

ما را چه می شود؟ دیگر حتی حرف همدیگر را نمی فهمیم. معنی کلمات را گم کرده ایم. شجاعت یعنی چه؟ ترس یعنی چه؟ حماقت چیست؟ نوکر بیگانه کیست؟

مرزها کجاست؟ شجاعت و حماقت. ترس و دوراندیشی. داشتن نظر مخالف و نوکر بی جیره و مواجب بیگانه بودن. من می توانم برای شما توضیح بدهم برای من معنی این واژگان چیست. اما آیا گوش خواهید داد؟ ۲۴ کلمه من را تحمل نکردید با مقاله من چه خواهید کرد؟

احساساتی نشده ام. تحمل شنیدن بسیار بدتر از این هم را دارم. فقط مانده ام چگونه به اینجا رسیدیم؟

آقای عبدی، چه شد به اینجا رسیدیم؟
................................
عبدی:
آقا کریم که ساکن کانادا هستند کافیست به همین واکنش نسبت به کامنتشان توجه کنند و از این پس قدری با احتیاط قضاوت کنند.

۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۲۱ قֽظֽ | Reply

:

جناب آقای عبدی سلام
با تشکر از موضوعی که مطرح نموده اید اینجانب بشدت با توضیحات بند الف بحث فوق که بنظر میرسد مهمترین دلیل دعوای هسته ای بخوانید چالش بین المللی ایران می باشد مخالف هستم و فکر میکنم داستان فرا تر از اینها باشد ضمنا تا زمانیکه ما به جایگاه واقعی خود در دنیای پیرامون پی نبریم نمیتوانیم نقش مهمی را ایفا نماییم واقعیت اینست که مطالب مطرح شده در این بند بکلی از واقعیت بحث دور بوده و بیشتر برای فریب خودمان است که توسط خودمان و خارجی ها هم مرتبا گفته میشود کافی است کمی به دور و بر خود نگاهی بیاندازیم و مثلا خود را با همین امارات مقایسه کنیم و ببینیم در کجا ایستاده ایم اینکه 1.6 میلیون کیلومتر مربع مساحت داریم ( البته 80 درصد آن بیابان برهوت است ) و یا 70 میلیون جمعیت داریم ( که 50 درصد آن در سنین 15 تا 39 سال هستند و اتفاقا همینها بیشترین مشکل را دارند و در فقر مطلق بسر میبرند ) منطقا نمی تواند موجب چنین بحرانی شود و یا داشتن پتانسیلهای عظیم انسانی !!!
این پتانسیلهای عظیم انسانی و فیزیکی چه کسانی و در کجا هستند و چرا اثری از آنها در فرهنگ اجتماع اقتصاد و ... نیست و یا نزدیکی ایران به بازارهای عمده مصرف جهان ! در صورتیکه امریکا با درامد سرانه بالا خود بزرگترین بازار مصرفی جهان است و چین و هند بیشتر تولید کننده هستند تا مصرف کننده ما نیز جزء بزرگترین بازار مصرفی اجناس دست چندم بنجل چینی و روسی هستیم !
چرا این پتانسیلها طبیعی و غیر طبیعی بالقوه قابل توجه از جمله دانش هسته ای تا کنون به انواع محصولات صنعتی و کشاورزی تبدیل نشده اند و ما را بی نیاز نکرده اند !
به هر حال از نظر من دعوای امریکا واروپا و روسیه و چین نه تنها با ایران نیست بلکه دعوای اصلی بین خود آنهاست و در این میان برای گرفتن امتیاز از یکدیگر کشورهای منطقه و از جمله ایران عراق افغانستان و ... را درگیر و وجه المصالحه قرار داده اند در این میان ما در مسیری قرار گرفته ایم که میتوانستیم قرار نگیریم !!!
بنابر این ضمن رد بند الف و دوری از هر گونه خود بزرگ بینی با بند 3 نظر فوق کاملا موافق هستم امیدوارم شاهد نظرات جنابعالی و سایر دوستان در این زمینه باشم
............................................
عبدی:
از خود بزرگ بینی مورد اشاره شما باید پرهیز کرد و این اشاره هم درست است.اما توان بالقوه ایران در کل منطقه چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.

۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۳۵ قֽظֽ | Reply

رامین :

آقای عبدی! حرف شما اصلا هم جدید نبود...
علیرضا حقیقی چند هفته پیش همین را گفته بود:
http://www.namir.info/pdf/akbar4/didgah.htm
...............................................
عبدی:
این مقاله آقای پدرام است و به نوعی جمع بندی کلی است.نه این مطلب و نه مطالب دیگر لزوما ادعائی درباره جدید بودن ندارند.

۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۳۲ بֽظֽ | Reply

مجید :

با سلام و احترام:‏
شاید بتوان گفت بعد از انقلاب مشکلی که گریبان گیر دولت و حکومت ما شده است " رویای ابر ‏قدرت شدن" در منطقه است. این رویا موجب مشکلات بسیاری برای ما شده است. در ابتدا ‏شروع و ادامه ی جنگ از تبعات همین رویا پردازی ها برای تبدیل شدن به ابر قدرت منطقه بود. ‏انرژی هسته ای نیز از تبعات همین رویا پردازی ها است. ادامه و استمرار یک سیاست یک ‏طرفه و بدون درنظر گرفتن تمام جوانب و تکیه کردن تنها بر یک طرف از معادلات و دل بستن ‏به یک طرف بازی و تاکید بی جا بر مواضع غیر عقلایی باعث می شود که در جایی که به بن ‏بست بر خورد می کنیم نه راه پیش داریم و نه راهی به جلو. اگر از ابتدا از این رویا ها دوری می ‏جستیم و بر مبنای سیاستی عقلانی برنامه را پیش می بردیم امروز گزینه های بیشتری برای ‏انتخاب داشتیم. نمی دانم که آیا در آینده ما شاهد یک تحرّّک نظامی علیه خواهیم بود یا نه؟ تا چند ‏ماه قبل این احتمال بعید به نظر می رسید و من شخصاً احتمال جنگ را بعید می دانستم زیرا ‏اورپا را بیزار از جنگ می دانستم و به دنبال منافع خود می دیدم و آمریکا را نیز دراین شرایط ‏آماده ی شروع جنگی دیگر نمی دیدم علاوه بر این که ایران را نیز آگاه از تبعات جنگ می ‏دانستم. ولی در چند روز اخیر ایران را بی میل به نسبت به جنگ نمی بینم. به نظرم همین رویا ‏پردازی ایران و تمایل به ابر قدرت شدن این شائبه را برای دولتهای غربی به وجود آورده است ‏که ایران برای رسیدن به این آرزو از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهد بود و شاید تصور می کنن و در نتیجه می ترسند که ‏ایران باز برای تحقق آزوری دیرینه ی خود به بمب اتم متوسل خواهد شد. سرانجام پرونده بیار ‏وخیم خواهد بود اگر چه نمی توان گفتکه دقیقاً چه اقدامی منتج خواهد شد؟‏
آقای عبدی شما احتمال حمله نظامی را چقدر می دانید؟
با تشکر
...................................................
عبدی:
اصولا بکار بردن مفهوم احتمال در این موارد دقیق نیست. زیرا احتمال برای پدیده های تکرار پذیر مصداق دارد مثل انداختن یک سکه. اگر بگوئیم 99 درصد و اتفاقی رخ ندهد می توان گفت همان 1 درصد موجب عدم وقوع حمله شد و اگر احتمال را 1 درصد قید کنیم و حمله شود می توان گفت همین 1 درصد که گفته شد واقع هم شد. بنا بر این بجای احتمال باید روندها را تحلیل کرد. و این تحلیل در یادداشتهای قبلی مذکور است. اجمالا می توان گفت که ادامه این اوضاع جز درگیری (ولو محدود و مقطعی) نتیجه دیگری ندارد در عین حال می توان گفت که این روند ممکن است در نقطه ای به دائل متعدد تغییر مسیر دهد و باب تفاهم باز شود گرچه چشم انداز موجود لزوما چنین نقطه ای را نشان نمی دهد.

۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۴۲ بֽظֽ | Reply

:

آقای محمد ...جنگ رستم و سهراب برای پای کرسی قدیمیها گفته میشد ٬ اما جنگهای این صد سال اخیر
نشان داده هر کس تدبیر بهتر و رزمنده جنگجوتر و حتما وسایل جنگ سر تر داشته پیروزه

ضمنا آلمان همه ان سه را یکجا داشت اما وسعت جنگ برایش مشکلساز شد و با همه برتری شکست
خورد ٬در مورد اشغال ایران در جنگ دوم اولا جابجایی پسر را برای پدر در نظر گرفتند
ثانیا کل مذهبیون کاملا سکوت کردند و البته دلایل دیگر هم بود ....اما فقط ذکر یک نکته

برای شما دلدادگان حمله موشکی امریکا بایران !!! ( که لا اقل بحمله زمینی اش اعتقاد ندارید !!) عرض کنم
که قال قضیه کنده شود و بدانید که در این باره بسیار کم مطالعه اید

حتما و حکما امریکا قبل از این ریسک مهیب باید دوستان نزدیک غربیش را خبر کند که سفیران و اهل سفارت
بفوریت ایران را ترک کنند بخصوص سفیران انگلیس و فرانسه و المان و .....توضیح بیشتر لازم نیست
بخصوص که مفسر پیر سی ان ان با لودگی تمام ایران را در حمله بسفارتها !!؟ و گروگان گیری
صاحب پی اچ دی ( دکترا !!) در دنیا لقب داده. بر قرار باشید

۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۳۶ بֽظֽ | Reply

محمد :

آقا کریم من که حریف شما نمی شم. با توجه به این که در کانادا تشریف دارید بهتون پیشنهاد می کنم عقایدتون را با دکتر حسن یاری استاد کالج نظامی سلطنتی کانادا مطرح کنید. ایشون که دیگه مثل امثال من کم مطالعه نیستن و به نظر می یاد نظراتشون می تونه معیار خوبی باشه.

۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۱۸ بֽظֽ | Reply

Babak :

کریم عزیز
من واقعا در عجبم که چطور با وجود زنده گی در امریکای شمالی هنوز تواضع و واقع بینی رو از آدمهای دور و برت یاد نگرفته ایم. آدم معمولا پس از مدت کوتاهی زنده گی در غرب از گزافه گوییهایی مانند "هنر نزد ایرانیان است و بس" دلزده و حتا مشمئز میشه. دوست عزیز صحبت از اینکه امریکا جرات حمله به ایران سلحورپرور رو نداره به معنای تقلیل ماجرابه یک دعوای خاله زنکیه و دقیقا منعکس کننده همون حکایت بامسمای ملانصرالدینه که گویی وصف حال زمامداران حاضر شده. حکایت ما حکایت کسی شده که با تمام دنیا دشمنه و خودش رو تنها نمونه انسانیت میدونه. غربیها هر اشکالی داشته باشند لافزن نیستند. و گویا شما عنایتی به این برتری اخلاقی غرب نداشتی.

۱۰ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۳۴ بֽظֽ | Reply

امیر :

جمهوری اسلامی امروز جمعه به آژانس اعلام کرده که همکاریش با آژانس رو به دلیل نشت اطلاعات از آژانس متوقف میکند .ظاهرا از ان پی تی هم خارج شدیم.
..........................................

عبدی:
نه این به معنای خروج از ان پی تی نیست.

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۲۷ قֽظֽ | Reply

:

Dear Mr. Abdi,

Wouldn’t be nice to have a review by you of what’s taken place in bribe payment process such that companies such as Total and other Oil companies from Norway have recently released in an unusual way the name of people who received bribe.

Couple of points to start from:

1) Payments of bribe have always been an issue in Iranian economy and will be an issue as long as government intervening into Economy more than any other sector.
2) Payment of this money [ you can called it whatever you like] is common in international trade even in governmental sector, the only difference is that this money must go the National Treasury if the information that the middle man received is also coming for the public sector. Other than this I cannot see any other problem.

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۳۳ قֽظֽ | Reply

:

3) In general, is that really a problem to pay bribe or to receive it [I know it is illegal according to Quran] while payments to people for doing something instead of something else is common in almost ALL aspects of our daily life.
4) What happened to the piece of Legislation passed by Parliament back to 10-15 years ago?

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۳۳ قֽظֽ | Reply

:

5) After all, when you compare the cost (payments of bribe) with the benefit of having an offshore oil base in the Persian Gulf which will give us ongoing revenue for long time, to me this cost [bribe] is just negligible.
6) How come one or two persons [even closely connected to the government] are able to have secret connections to big company called TOTAL while government bureaucrats cannot use official channels to facilitate governmental contracts to the interest of people of Iran.

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۳۵ قֽظֽ | Reply

علیرضا :

آقای عبدی
به نظر میرسد در مورد ملوانان انگلیسی کار دارد بد جوری بیخ پیدا میکند. در این قضیه اختلاف فرهنگها مطرح است.شیوه اعترافات تلویزیونی از نظر مردم اروپا(بویژه غرب آن) بسیار زشت تلقی میشود حال انکه ما هر روز چشمه جدیدی از آنرا نشان میدهیم.اگر به برنامه های تلویزیونی ماهواره اروپا دقت کنید برنامه های ضد ایرانی آنها خیلی زیاد شده مثلا امشب یک کانال آلمانی فیلم بدون دخترم هرگز را پخش کرد که اصلا اتفاقی نیست.شاید قدرت شعار و تبلیغات آنها از ما بیشتر است!! بنده مرعوب نیستم ولی زمانی که به عواقب این تنشها برای ایران فکر میکنم کمی میترسم. به نظر شما راه برون رفت از این بحران جدید چیست؟ و آیا اصولا حکومت علاقه ای به حل این ماجرا دارد؟
...................................................
عبدی:
قبلا هم مکرر گفته ام .مشکل این است که روابط ایران و غرب شکننده و ناپایدار شده است و در چنین جوی هر اتفاقی ممکن است بحران ساز شود.مثل بیماری ایدز.این بیمار با یک سرما خوردگی عادی ممکن است دچار بحرن بزرگی شود در حالی که همه مردم سالانه چند بار سرما می خورند و حتی به پزشک هم مراجعه نمی کنندبنابراین حتی اگر این اتفاق هم رفع و رجوع شود هر آن ممکن است اتفاق بعدی رخ دهد و مجددا به بحران دیگری منجر شو و تا کی می توان این بحرانها را رفع و رجوع کرد؟بنابراین با وجود استراتژهای فعلی طرفین هیچ راه برون رفتی کلی مشهود نیست حتی اگر این مورد هم حل شود.عقب نشینی در هر مساله ای برای طرفین معنای بدی پیدا می کند و همین امر موجب تشدید بحرانها می شود.

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۴۹ قֽظֽ | Reply

Mohammad :

ba salaam be aghay e Abdi va tabrik e eyd, man nemidounam in Agha Karim inja akhbar ro goush mikonan ya na, man asaln nemifahmam che eftekhari dar gereftan e 15 nafar hast, kodoum akhlaghi hokm mikoneh ke vazir e omour e khareje rou be dourbin bokoneh o begeh: The Lady will be released, va bad e 24 saat bezanan ziresh, (shame), ishoun ageh kheili motalee daran began touy e oun jangi ke be sabk e ishoun e ageh doshman ye havapeyma ba 300 ta zan o bache ro bezaneh, chi kar mikonim, began vaghti doshamn be chahhay e naft hamleh kard, ya vaghti Fav ro gereft o dad be eraghihaa chi kar kardim?, akheh be chi minazim?, dar sourat e hamleye ehtemali e USA be Iran, England mokhalef boud, vali ba in karhaa digeh shayad na, omidvaram ke majeray e Lebanon o gereftan e 2 ta sarbaz tekrar nasheh, tahrik va gereftan e in 15 nafar khyanat e be Iran e va mostahagh e mojazat
..........................................
عبدی:
مقامات ایران مدعی حضور آنها در آبهای ایران هستند.چیزی که انگلیسی ها پاسخ نداده اند این است اگر در آبهای خودشان بودند چرا تسلیم شدند؟ گرچه همه اینها فرعی است و مساله طرفین پیچیده تر از این واقعه است.مثلا اگر الان نیروهای روسی در آبهای ایران در خزر بیایند چنین برخوردی با آنها می شود؟مسلما خیر.بنابر این باید توجه را معطوف به ریشه ها کرد.

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۴۰ قֽظֽ | Reply

کریم :

آقای محمد اتفاقا از استاد حسن یاری بسیار میاموزم اما ایشان فعلا حقوق بگیر دولت
کانادا هستند و با همه تساهل و تسامح!! و مردمسالاری ریشه دار در کانادا بازهم
ایشان مقیدند بعنوان یک شهروند کانادایی سود و زیان کانادا را لحاظ کنند ....تازه آقای
محمد این سی تی وی نیوز ( برادر دو قلوی ا . بی . سی آمریکا ) از یک همتای اقای حسن یاری
که ایشان هم در اکادمی علوم وابسته بنیروی دریایی کانادا ) استادند پرسیدند که
نتیجه این استند آف بکجا میرسد !؟ این استاد برجسته هندی تبار خیلی صریح پیش بینی
کردند تا دهم آوریل امریکا !!بسایتهای اراک و نطنز و اصفهان حمله خواهد کرد و دلیل
ای پیش بینی اش را از سایتی وابسته بوزارت دفاع روسیه !! که این تاریخ را ذکر کرده
استناد میفرماید تازه وقتی با سوال متعجب مسئول خبر مواجه شد !؟ خیلی متفکرانه مثل
انیشتین جواب داد که ایشان متعجب است از اینکه چرا بوش باین نتیجه رسیده !؟ زیرا
افکار عمومی امریکا و اروپا و دنیا بشدت مخالف این جنگ جدید است !!!مگر اینکه امریما
مطمئن شده باشد ایران تلافی نخواهد کرد .....آقای محمد توجه میفرمایید در سوپر مارکت
خبری چه خبرست !؟ تقاضای من حقیر اینست اگر میخواهی هفت شهر عشق دنیای سیاست
را طی کنی اندر خم یک کوچه فکری که بان دلبسته ایی نباش مثل هوور !!از همه جا و همه رنگ
بفکرت غذا برسان تا دستش برای نتیجه گیری باز باشد ٬ اینقدر هم مت بخشخاش بی تولرانسی
بنده نگزارید ...قبلا باقای عبدی نوشتم٬ که در هر مقوله در این جهان هستی
بسیار معتدل و میانه رو هستم اما در بعد وطن و وطندوستی کمی افراطی ام
و نتوانستم مقابل بیخیالان و بعضی مخالفان این یکپارچگی تاریخی ( بحرفهای جان - بولتون
بیحیا که تا دیروز نماینده بوش و امریکا در سازمان ملل بود توجه کرده اید !؟ )
کشور ایران هستند سکوت پیشه کنم ٬ اگر اشتباها شما را هم جزو انها قلمداد
کردم پوزش میخواهم

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۵۶ قֽظֽ | Reply

علی :

اگر اشتباه نکرده باشم بعد از انقلاب 22 بهمن سال 57 یکی از بزرگان نظام که مخالف بنا و تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر می بود آقای رفسنجانی بود. وباز هم اگر اشتباه نکرده باشم در زمان ریاست جمهوری ایشان بود که طرح تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر به روسها سپرده شد.
هم اکنون مسایلی چون انرژی هسته ای و دستگیری ملوانان انگلیسی چیزی جز منحرف کردن افکار عمومی از شکوفایی اقتصادی - ارزانی (بغیر از گوجه فرنگی) - سازندگی در حال شتاب به جلو - بهبود وضعیت حقوق بشر در دولت محترم نهم، نیست.

با درود

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۴۷ قֽظֽ | Reply

امید-طوسی :

با سلام و تبریک سال نو
جناب آقای مهندس عبدی
اینجانب فارغ التحصیل دوره کارشناسی ارشد برق از دانشکده فنی دانشگاه تهران هستم و حدود 20 سال تجربه در پروژه های نصب و راه اندازی نیروگاه های گازی، حرارتی و آبی داشته ام.جهت اطلاع تمامی دو ستان که غنی سازی هسته ای را معادل دسترسی به انرژی الکتریکی می دانند یک نکته را عرض می کنم . مثل این است که با داشتن گاز، نفت گاز،ا مازوت یا انرژی آبی خود را صاحب نیروگاه حرارتی،گازی یا آبی بدانیم.ساخت نیروگاه به خصوص نیروگاه هسته ای به تکنولوژی بسیار پیشرفته نیاز دارد که حتی بعضی از کشورهای صنعتی نیز صاحب تمام دانش فنی آن نیستند.به عنوان مثال در ساخت توربین های گازی زیمنس قطعات انحصاری آمریکایی به کار میرود.یا تعداد کشورهای سازنده پره های توربین از ده کشور کمتر است.حال چگونه با دستیابی به تکنولوژی غنی سازی و سوخت اتمی به تکنولوژی ساخت نیروگاه اتمی دست پیدا خواهیم نمود.الله اعلم
با سپاس از شما
امید

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۱۹ بֽظֽ | Reply

arash :

only 2 khordadiha va eslahtalabhayeh pishro forever,cheshme jahanian be 2 khordadiha va eslahtalaban dar entekhabate ayandeh dar iran hastesh.be omide sarnegoniyeh kamele egtedargerayan va kolan mahve jenah rast barayeh hamisheh.pirooz bashid

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۴۵ بֽظֽ | Reply

پ - ص :

با سلام وعرض تبریک
واژه هایی مانند زور گویی و ستم وظالم ومظلوم در روابط بین الملل حامل مفاهیم گویا ومنطبق بر رفتار ها نیست لا اقل ارزش واعتبار ی که این واژه ها در رفتار های درونی جوامع دارند را ندارند برای روشن شدن مقصود اصل بقا در طبیعت را مثال می اورم کشتن و دریدن جانداران که جان شیرین را خوش است جفا وستمی از جانب شکارچی در حق شکار است لیکن همین عمل خشن ونادیده گرفتن حق حیات نه تنها مذموم نیست بلکه از واقعیات پذیرفته شده طبیعی است که ذیل اصل بقا تایید شده است در جهان بشری هم این چنین است مالکیت منابع وامکانات درون مرز ی کشورها هیچگاه در طول تاریخ برسمیت شناخته نشده و هرگاه کشور وجکومتی قدرت وتوان لازم را داشته برای دست اندازی به منابع وثروت دیگر کشورها انها را مورد هجوم قرار داده وبا کشتار و ویرانی انچه را که خواسته تحصیل نموده است بهمین دلیل کشورها برای دفاع و بازدارندگی مهاجمین به تقویت نظامی خود همت کرده اند همچنان که شکار برای رهایی از حمله شکارچی به هر ترفندی دست میزند این شرایطی است که از بدو ظهور وتشکیل جوامع وتعریف مرز جغرافیایی بر روابط بین المللی حاکم بوده تنها انجام ان با تغییرات تکنولوژی وتحولات جهانی پیچیده تر شده است وهمچنین بجز قدرت نظامی مولفه های دیگری در ساخت قدرت یک کشور موثر شده اند چه در غیر این صورت شوروی همچنان ابر قدرت بود و ژاپن و المان هم در معادلات جهانی جایگاهی نداشتند اگر زمانی مغولها برای حمله به کشورها نیاز به بهانه ای نداشتند امروز این عمل محتاج بهانه و توجیه است اما اصل ماجرا همان منافع است در مناقشات منطقه ای وجهانی کشورها بستگی به همسویی منافعشان در صف هریک از طرفها ی در گیرقرار میگیرند و انانکه منافعی نداشته و بکانون ان نزدیکند سعی میکنند تا از ترکش های احتمالی این تقابل در امان باشند مناقشه ایران و امریکا که درحال تبدیل به تقابل ایران و بقیه جهان است بیشتر از انکه مربوط به تصادم منافع باشد نتیجه بخطر افتادن منافع امریکا وغرب در حرکتهای ایذایی طرف مقابل است .
این امر ناشی از شکاف عریض و عمیقی است که بین دولت وملت بوجود امده وهر ان به عمق وعرض ان افزوده میشود در این حالت نگاه هم ملت وهم دولت به بیرون معطوف میشود مردم بلحاظ نامیدی از بر اورده شدن حد اقل نیازها ونا کار امد دیدن دولت در تحقق این خواسته ها و عدم قدرت در تعویض قانونی دولت چشم امید به قدرت خارجی دوخته ودر صف انها خواهند ایستاد ودولت نیز بامید بقا با اقدامات خود خواسته به استقبال بحران و تقابل میرود اینجا دیگر منافع کشور مطرح نخواهد بود منافع ملی با منافع دولت نتنهامنطبق نیست بلکه بنوعی در تقابل هم هست
در مناقشه اخیر روند رویدادها بضرر دولت ایران است زیرا از یک سو موقعیت منطقه ای ایران بسرعت رو به تضعیف است و از سوی دیگر هر روز کشورهای زیادتری بصف مقابل اضافه میشوند
اتفاقات فلسطین و فاصله گرفتن حماس و عدم توفیق حزب اله در لبنان و اتفاقات اخیر عراق و همچنین اجلاس اخیر کشورهای عرب که بیش از یک سوم مباحث ان به ایران اختصاص داشت و سپردن نقش رهبری به عربستان مبین تضعیف موقعیت دولت ایران و به انزوا رفتن ان است عقلانیت حاضر نه اینکه از درک موقعیت
عاجز باشد بلکه در شرایطی قرار گرفته که راهی جز تقابل ندارد زیرا اگر به قطعنامه عمل کند خود عامل سقوط را فراهم کرده است از این رو بدنبال فرصت وزمان است امید وار است که با گذشت زمان ورسیدن به زمان انتخابات امریکا تنفسی در مبارزه صورت گیرد تا شاید بتواند راهی یافته و از معرکه خارج شود عقل هم همین را حکم میکند وقتی هر دوسر ضرر باشد انتخاب باید سر طولانی تر باشد اما این تصور وامید هم زیاد صحیح نیست زیرا طرف مقابل با علم و نگاه همه جانبه حرکت با تمنینه را در دستور دارد زیرا مطمئن است که تغییری در سیاست های داخلی دولت ایران روی نخواهد داد وبا تهی شدن حساب ذخیره ارزی توان ایستادگی دولت ایران در مقابل فشار تحریمهای مرحله ای بسیار کم خواهد بود لذا پیروزی در این تقابل را با هزینه های کمتر بدست خواهد اورد
...........................................
عبدی:
از تحلیل مختصر و مفید فوق استفاده لازم را باید برد.ممنون




۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۳۱ بֽظֽ | Reply

فردين :

آقاي پدرام سوال دوم را جواب ندادند، لطفا شما بگوييد به نظرتان اگر روند موجود ادامه يابد چه خواهد شد؟

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۰۰ بֽظֽ | Reply

آیدین :

سلام جناب عبدی
من سالهاست همراه شما هستم همه مطالبتان را میخوانم اما این اولین باری است که برای شما مینویسم.
جناب عبدی سالهاست از هرچه انقلاب و انقلابی است حالم بهم میخورد . در این کشور انقلاب و انقلابی عجین شده است با تهی مغزی و تکبر و استبدادو...
جناب عبدی اینک سالهاست که از آینده این کشور ناامید شده ام و همه چیز را روزمره میبینم
هیچ آینده ای را در افق متصور نمیدانم
هرچه هست یاس است و عزلت و...
آخرین بار که در انتخابات شرکت کردم به خاتمی رای دادم و هرگز خودم را بهمین خاطر نخواهم بخشید که او نیز به دنبال حفظ جان بی مقدار خود هیچ نکرد و...
فکر نمیکنم روزنه ای پیش رو باشد هرچه هست تاریکی محض است و با این پدیده احمدی نژادی هم که مات مانده ام و متحیر...
جناب عبدی مقاله چه باید کرد را خواندم ولی هیچ نیاندوختم
اینک نمیدانم باید منتظر چه باشیم ...
.........................
عبدی:
اول این که اگر از انقلاب و انقلابی بدمان آید پیش و بیش از آن باید از کسانی بدمان آید که با استبداد خود زمینه ساز بروز این پدیده و رفتار می شوند.دوم این که کلمات شما دقیقا انقلابی است.زیرا آقای خاتمی را متهم و حفظ جان بی مقدار خویش کرده اید؟و این اوج انقلابی گری است .در حالی که جان ایشان و هر انسان دیگر ارزشمند است از جمله خود شما.
درباره ناامیدی هم توجه شما به افراد است در حالی که فکر می کنم اگر این نگرش اندکی تغییر کند و به ساختار ها هم معطوف شود تا حدی مشکل کمتر شود.

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۰۷ بֽظֽ | Reply

سعید پیوندی saeed paivandi :


خبرنگار ایرانی دیگری که بطور منظم به ایران سفر میکند برایم میگفت که در همه جای جهان حس میکنید نسل های جدیدی بروی کار میایند با اندیشه های جدیدی که بازتاب تغییرات جامعه هستند. در ایران هر بار کفگیر انتخابات از ته دیگ سیاست بخش های پس زده شده و بازمانده از درک جهان را به سطح جامعه میاورد.

داشتم به این حرف ها فکر میکردم که نظرم به تیتر روزنامه لوموند پیرامون محاکمه جنجالی مدیر بخش خاورمیانه شرکت نفتی توتال که به اتهام پرداخت 60 میلیون یورو رشوه به مقامات ایرانی جلب شد. کریستف دومارژوری متهم است که برای عقد قرارداد گازی پارس جنوبی در فاصله سال های 1996 تا 2003 این مبلغ را به حساب های سوئیسی مسئولان ایرانی ریخته است. این چندمین باری است که در کشورهای اروپایی موضوع رشوه به مقامات ایرانی موضوع محاکمات جنجالی شده اند. اما جالب است که درخود ایران هیچگاه کسی به جرم رشوه گیری در این سطح محاکمه نمیشود. انگار نه انگار که این رشوه ها به کسانی پرداخت شده است.
یاد پیام نوروزی رئیس جمهور ایران میافتم درباره ایران و ایرانی ها : "امروز، نام ايران و ايراني به عنوان نماد اخلاق، پاكي، فرهنگ، مهرورزي، وحدت و صلابت زبانزد ملتهاي عالم است ".

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۲۷ بֽظֽ | Reply

:

نمیدانم چرا ما بیشتر دوست داریم از دل بحرانها به حقایق ماجرا دست یابیم؟
راستی چرا نباید ریشه های تنیده شده ی بحرا ن را در گدشته ی خود در زمانهای انتخابهای گذشته , جستجو کنیم؟
چرا نباید بحرانها را نقطه ی عطف یک روند طولانی دانسته , برای حل آنها به سرچشمه برگشته و از همانجا که آب گل آلود شده , مساله را زلال کنیم؟
چرا فکر میکنیم مشکلات یک روزه بوجود می آید و یک روزه هم از زندگی رخت بر می بندد؟
چرا در مواقع بحرانی همه به تلاطم می افتیم تا رفع بحران کنیم و بعد از برطرف شدن موقتی , دوباره به خواب می رویم؟
آیا بهتر نیست برای برداشت پایدار, کاشت و داشت پایدار را مد نظر و مد عمل خود قرار دهیم؟

۱۱ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۱۴ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی وقتی در جواب بعضی کامنت گزارانت دقت میکنم میبینم یک کوه مسئله
در دل داری ...اقا مسلم است ایران و روسیه این اشتباهات مرزی را هم زیر سیبیلی

هم دوستانه حل میکنند اما در مورد آذربایجان و شرکت بی پی انگلیسی با پرواز دادن هواپیمایش
بر روی اسکله شناور انگلیسی مطلبش را دیکته کرد ٬ میدانم منظورتان از روسها ! احیانا

قلدری و بیتفری انها بوده که زود دست بمقاوت و جدل مقابل میکنند بوده مثل مقابله با
گروگان گیر های چچنی که صد ها کودک و زن کشته شدند و ...یا بتوضیح بهتر !!انگلیسی

ها از خانواده با تمدن و تعقل غربند و با مصلحت اندیشی و صبر و برد باری با مسائل حاد
برخورد میکنند که ایران میدانسته ٬ البته در باره امریکا میخواستید بنویسید که مثلا

ایران زورش بخر نرسیده پالانش را گرفته !!!! اما جناب عبدی البته در پشت پرده سیاست
چیزهای غریبی میگذرد که عموم و حتی اهل فن و مطبوعات هم از انها بیخبرند ولی

این را نمیپذیرم که ساخت و پاختی با انگلیسی ها داشته اند تا باین ریسک بزرگ دست
بزنند احیانا برای حل مسایلی (مثل ازادی ایرانی ها در عراق یا غنی سازی !) این از ان

اتفاق های نادریست که هیچکس انهم در این موقع حساس حتی فکرش را میکرد ٬ تا اینجا فعلا بخیر گذشته و البته محافل
سیاسی و مطبوعاتی غربی که تحت لابی گران اسراییل هستند منتهای استفاده را کرده اند

اما پیام این مسئله برای دو طرف واضح و روشن شد هم برای امریکا و انگلیس هم برای
ایران و در این مورد بعد ازختم غائله برای شخص شما خواهم نوشت این پیام مهم چه بوده
با تشکر مکرر کریم

۱۲ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰ قֽظֽ | Reply

به مناسبت رفراندم جمهوری اسلامی :

امروز یادبود یکی از بزرگترین و مهمترین تصمیم گیریهای تاریخ معاصر کشور ماست.
شایسته بود به این مناسبت , لااقل همه ی کسانی که در آن تصمیم گیری حیاتی شرکت داشتند, بعد از گذشت 28 سال این رویداد تاریخی را از زوایای گوناگون , از جمله امیدها و آرزوهای خود در آن روز و احساس خرسندیها یا پشیمانیهای امروز, مورد بحث و بررسی قرار میدادند .شاید عبرتی و درسی برای آینده گان و اهمیت تصمیم گیریهای اینچنینی آنان میگردید.
یکی از زوایای این بررسی تاریخی , برای جوانان آن رژیم ندیده, میتوانست باز کردن دلیل بیزاری غیر قابل وصف مردم آن دوره, از رژیم سلطنتی و پادشاهی باشد. به نظر شما, اینطور نیست؟
راستی نظام شاه با مردم خود چه کرده بود, که اینچنین مورد نفرت آنان قرار گرفته بود؟ چرا؟
چرا مردم از داشتن چنین رژیمی, به این حد عاصی شده بودند؟ چرا مردم , با هر اقدام مفید آن رژیم هم , حتی تغییر ساعت زمستانی - تابستانی, مخالفت میکردند؟ چرا؟
چرا بعد از انقلاب 57 , هر کس که در ادارات این رژیم هم کار میکرد, مردم او را مسؤل بدبختی خود میدانستند؟ چرا ....
بنظر میرسد یکی از دلایل عمده , شکاف عمیق بین سران آن رژیم و مردم بود. گویی آن رژیم مردم را داخل آدم هم نمیدانست!! از بالا بالاها همه را پس میکرد!!....
یکی دیگر از دلایل این بود که مردم متاسفانه همواره به دنبال پیدا کردن یک "فرمول ساده و بی دردسر" هستند تا هر کس را در آن قرار دهند و از آن یا "خوب" در آورند یا "بد" !! یکی ...
و دلایل متعدد دیگر
ولی چرا بعد ازگذشت سی سال از عمر رژیم پادشاهی در ایران , و منتشر شدن بسیاری خاطرات و هویدا شدن دلایل سیستماتیک اشتباهات, خیانت ها, جنایت ها , .... دزدیها, فامیل بازیها, ... طرفداران نظام سلطنتی یا پادشاهی مشروطه, نه تنها خود را موظف به ارایه ی تحلیل چرایی نفرت مردم از آن نظام, نمیکنند!! بلکه هنوز هم که هنوز است, دست از سر این مردم بر نداشته , کار برگشتن خود را بحدی رسانده اند که استاد دانشگاه طرفدار آن رژیم, در دانشگاه برکلی آمریکا,اشعار مثنوی معنوی مولوی را به مثابه بر سر بن نشستن و بریدن, برای رسیدن به مقصود , به استهزا می کشند؟!!
آن نفرت چرا دیگر وجود ندارد یا چرا ...؟
پاسخ به تمام این چرایی ها , در این کامنت کوتاه یادبود, امکان پذیر نیست ولی اجازه دهید نظر خود را از انزجار مردم در آن زمان از قول خود بنویسم.
وقتی ماجرای خیانت بار پشت پرده ی 28 مرداد رو شد, بیشتر کسانی که در اطراف ما بودند, بنا به ماهیت استقلال طلبی خود, به یکباره از این رژیم دست شستند!! از این به بعد, به هر مناسبتی که میتوانستند, از آن رژیم, مشروعیت زدایی کردند.
از آن به بعد بود که کم کم مشارکتها با رژیم کمتر و کمتر شد. کم کم فاصله های بین مردم و مقامات بیشتر و بیشتر شد تا جاییکه به دره ی عمیق نفرت و انزجار تبدیل شد. به همین ترتیب هم ,در طول سالهای اقتدار بلا منازع این رژیم, فاصله ی طبقاتی بین مردم و مقامات , به مرز فاجعه رسید!!
از طرفی , مقامات هم سرخوش, بدون لحاظ کردن کوچکترین احتمال به رفتن یا برکناری !! درطول سالهای حکومت خود, هیچ تلاشی را برای پر کردن این خلا صورت ندادند!! جز تقویت ساواک و تشدید سرکوب!!...
داستان در این خصوص طولانیست؛
ولی امروز متاسفانه, شاهدیم که گذشته به کلی فراموش شده!! و بعد از گذشت سی سال , بیشتر کسانی که خود در آن رفراندم تاریخی, شرکت کرده و نظام سلطنتی را یکپارچه نفی نمودند, از پذیرش مسؤلیت انداختن رای خود سر باز زده , بدون آوردن دلیل , بقیه ی مردم را متهم به اتفاقات پیش آمده میکنند!! و خود را جزو 0.02% آن رای گیری میشمارند!! کسی هم نیست از آنها سؤال کند بابا!! مگر این دو صدم درصد, چند نفر بودند؟!!
بنظر شما, آقای عبدی عزیز! بهتر نیست امروز که در سالگرد این واقعه ی تاریخی قرار داریم, از هر کس خواسته شود کلاه خود را قاضی کند و از دل نفرت تلبار شده ی گذشته, کلید اساسی راه نجات آینده را پیدا نماید؟
راستی اگر شما , با داشتن همین تجربه ی امروز , بر می گشتید به 28 سال پیش, با همین تجربه ی امروز , به آن رفراندم سرنوشت ساز , چه پاسخی میدادید؟
..................................................
عبدی:
این که یکباره چنان شیفته امری شویم و در زمان دیگر ساز جدائی بزنیم و به قول حافظ: چنان بیرحم زد تیغ جدائی/که گوئی خود نیودست آشنائی. این دو خصلت دو رویه یکدیگرند .
اما سوال کلیشه ای فوق قابل پاسخ دادن نیست. چون با تجربه امروز نمی توانیم به گذشته برگردیم زیرا تجربه کنونی ما محصول روند گذشته است و تکرار پذیر نیست. اگر هم بتوان به گذشته برگشت به زمان خاصی نمی توان برگشت. با تجربه کنونی می توان از هر اتفاقی در گذشته دفاع کرد و رفتارهای بعدی آن را اصلاح نمود. همچنین میتوان این بازگشت را به زمانهای پیش از آن واقعه تعمیم داد مثلا چرا به رفراندوم بازگردیم و چرا به انقلاب و یا قبل از آن باز نگردیم؟ از خیر یا بهتر بگویم شر این سوال بگذریم که رویه ای از همان غصه خوردن بر گذشته است. امروز خود را با درس گرقتن از گذشته غنی کنیم کافیست.

۱۲ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۳۹ قֽظֽ | Reply

حسین س :

سلام آقای عبدی،

من حدود یک ماه قبل آمدم و نظری گذاشتم. امشب مجددا سری زدم و البته جوابی را هم که شما مرقوم فرموده بودید ملاحظه کردم. فارغ از قوت و ضعف جوابیه شما همینکه فعالانه به نظراتی چون نظرات من می پردازید قابل تقدیر است و همین نیز تشویقگر من بود برای اینکه مجددا در این صفحه که اینبار به نظر می رسد بسیار پر طرفدار هم بوده بنویسم.

به نظر من مسئولین ذیربط اگر عاقلانه حتی به دنبال منافع خویش باشند (که البته منافع ملی بیشتر ایجاب می کند) می بایست با درایت بیشتری در این مسئله عمل می کردند و با حفظ دانش فناوری هسته ای در حد آکادمیک و آزمایشگاهی، تا زمانیکه آبها از آسیاب می افتاد، به اراده بین المللی (فارغ از انگیزه این اراده) واکنش مثبت نشان داده و فعالیتهای رسمی در این زمینه را برای چند سال تعلیق می کردند. اگر چه من نیز مانند بسیاری از سایرین معتقدم با احتساب تمامی مزیتهای نسبی و پتانسیل های انسانی و طبیعی موجود کشور ما، حتی تا افق صد ساله نیازی به چنین مقوله هائی در اقتصاد و توسعه ما نیست.

۱۲ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply

علي :

سلام آقاي عبدي
سال نو مبارک! عکس سايت را عوض کرديد آنهم مبرا اما قبلي بهتر بود. نميدانم چرا اين عکس من را ياد 13 آبان مينداره!!
...................................
عبدی:
امیدوارم یاد 13 آبان 1381 نیندازه یاد سال 58 اشکالی نداره!

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۵۰ قֽظֽ | Reply

:

Dear Mr. Abdi,
Regarding the manipulated demonstration in front of the UK Embassy, I have just a simple question:
Should we assume that a truck full of rocks and bricks was driving only by chance on Ferdowsi Ave. exactly when 200 students were protesting?

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۲۴ قֽظֽ | Reply

امید :

با امید به اینکه امروز , بتوانید سبزه ی کوچک خود را به سبزه های بزرگ طبیعت گره زده , مشکلات در پش رو را به کمک آن پیوند , از سر راه بردارید میخواستم , با نظریادداشت شده ی شما مخالفت , یا به قول امروزیها , شما را در خصوص توضیح پایین کامنت بالا ,به چالش دعوت نمایم.

ولی قبل از طرح موضوع مورد چالش, لازم است این مطلب "خام" و اساسی را به کمک همدیگر "پخته" نماییم.
بنظر میرسد در دنیای امروز, داشتن اختلاف , در اجتماعات گوناگون و در مسایل مختلف , امرطبیعی بشمار میرود.اینطور نیست؟
بنظر میرسد دیگر داشتن اختلاف نظر, نه تنها "جرم" یا "داشتن دشمنی" با فرد مربوطه, محسوب نمیشود بلکه برای رسیدن به یک تفاهم پایدار, پاس و لحاظ هم داشته میشود!! بنظر میرسد....
بهمین دلیل مدیران و مسؤلان موفق امروزی معتقدند برای داشتن پیشرفت, لازم است و میبایست همواره تلاش داشت و سعی کرد تا فضای مناسبی را در راه گفتگوهای سازنده ایجاد , برای برقراری ارتباطات پیشرفته تر, اختلافات را هر طور شده, از پستوخانه های ذهن افراد بیرون و به میدان چالش آورد و حل کرد!!
مدیران موفق امروزی, با نگاه افراد زیر دست خود به مثابه افراد یک خانواده,(خانواده ی تویاتو, خانواده ی میتسوبیشی,...) معتقدند برای رسیدن به تفاهم و وحدت و انسجام واقعی, بهتر است هر لحظه با اختلافات مختلف و موجود در بین خود , دست و پنجه نرم , در راه داشتن دمکراسی انرژی زا, حل مشکلات را با همدیگر تمرین حل کرد و تمرین پس داد!!
و اما بعد از این مقدمه, در زیر کامنت به مناسبت 12 فروردین, , در برابراین سؤال :" اگربا این تجربه ی امروز خود, به 28 سال پیش بر می گشتید ,آیا در آن رفراندم , شرکت میکردید؟ یا نه؟ و اگر بله, به درون آن صندوق , کدامیک ازپاسخهای " آری" یا "نه" را می انداختید؟"(البته نه به این واضحی!) جواب داده بودید:" که این سؤال کلیشه ایی است و نمیتوان با داشتن این تجربه که حاصل آن شرکت و آن رای" آری" است , به گذشته رفت و اگر میشد چرا به 12 فروردین 1358 , چرا به قبل از انقلاب نه؟ و ..."(البته نه با این جملات)
همانطور که بهتر از امثال من میدانید, امروز در تمام رشته ها , برای آموزش بهتر و کم هزینه تر, هنرجوها!! را ( برای آماده کردن انجام هنر زندگی) تشویق میکنند از دستگاههای "مشابه ساز" برای آماده سازی خود استفاده کنند. دانشجویان یا اپراتورهای "آینده" , پشت دستگاه آموزشی مجازی نشسته,(دستگاه کنترل هواپیما,کنترل برجهای تقطیر و یا جدا سازی, کنترل پانلهای برق,... هدایت هواپیما,راهبرد کشتی, ...) آنان را بطور مصنوعی, با مشکلات و موانع مجازی کارآینده ی خود, روبرو , اجازه میدهند تا این نوآموزان, بدون به خطر انداختن سرمایه, زمان, ...خود و دیگران , بدون پرداخت هزینه های غیر قابل جبران, بدون .... چگونگی برطرف کردن مشکلات و معضلات آینده را بر روی دستگاه مشابه ساز کار کنند ؛ تا, کم کم راه چاه را فرا گرفته , برای کار واقعی بر روی موضوع اصلی , آماده شوند.
با این توضیح مختصر, سؤال اینجاست که چرا فکر میکنید؟ در مورد مسایل سیاسی نمی توان این روش ساده و کم هزینه را برای آماده کردن نسل بعد , به کار گرفت؟ چرا نمیتوان به طور مجازی , به گذشته برگشت و مثلا مطرح کرد و گفت :" ما در آنموقع این مسایل را این گونه میدیدیم ولی امروز ثابت شده که اشتباه فکر میکردیم, آنموقع ما این ... نتیجه را مد نظر داشتیم ولی.... این موضوع را مد نظر نداشتیم,ولی ... ندیدیم یا به دلیل رودربایستی با فلان فرد آسان گیری کرده, گفتیم بگذار به او اعتماد کنیم ولی..... یا به این دلیل نادیده گرفتیم یا ......
بطور خلاصه, بدون اینکه بخواهم به این مساله خاص بپردازم, بر خلاف شما, معتقدم یک روش تبادل تجربه از نسل گذشته, به نسل جدید , میتواند این جایگزینی های زمانی و مکانی باشد.اینطور نیست؟
مثلا اگر کسی از من در خصوص رفراندم 28 سال پیش , با وجود تجربه ی امروز سؤال کند, چرا نباید جواب میدادم: " ذاتا خود سؤال در آن رفراندم, صورت درستی نداشت؛ ضمنا با توجه به تجربه ی امروز و ضعفهای اساسی که بر سر برقراری مردمسالاری وجود دارد, و با توجه به مهمترین مساله :" گود برداری و زیر سازی محکم و سالم یک سیستم " و .... در چنین رفراندمی به دلیل مبهم بودن سؤال و مبهم بودن ماهیت "جمهوری اسلامی" شرکت نمیکردم و رای یم را بعنوان تنها اسلحه ی مدنی, برای خود محفوظ میداشتم.اگر عقل امروزم را داشتم, از مقامات برگذارکننده به جد میخواستم در ابتدا ماهیت این "جمهوری اسلامی" را برای عموم روشن سازنند تا "رای" مردم ارزش واقعی خود را داشته , شکلی و بی محتوا نباشد."؟؟
به نسل بعد از خود میگفتم:" اگر میتوانستم امروز "رای" کور آنروز خود را پس بگیریم, پس میگرفتم و اجازه نمیدادم بعد از نزدیک به سی سال, به اسم آن "رای" من, بر خلاف میل باطنی من , مشروعیت خریداری شود!! ....میگفتم رای خود را مثل ناموس خود نگهداری کنید و تا مطمان نشده اید آنرا دست کسی , حتی نزدیکان خود قرار ندهید چون این شمایید که فردا در قبال آن مسؤلید!!
و در همین راستا تمام تصورات اشتباه خود را که بعد از این دادن" رای" به مرحله اجرا و زندگی مادی نرسیده بود را برای وارثان خود, بازگو میکردم. آیا بنظر شما این روش مشابه سازی (که میتواند فرد را حتی به درون دیگر کشورها هم برده , از او بپرسد که مثلا اگر یک عراقی بودی, یک افغانی بودی, .... یک آمریکایی بودی,یک انگلیسی بودی, در مقابل ؟؟؟ چه برخوردی میکردی و چرا؟) برای تمرین دموکراسی تک تک افراد فاقد تجربه, نمیتوانست مفید فایده باشد؟ آیا باز هم بنظر شما, این تمرین مجازی در زمانها و مکانهای دیگر, و گذاشتن خود بجای افراد آن زمان و آن مکان, نمیتوانست باعث غنای دانش "آینده" گان باشد؟چرا؟
..........................................
عبدی:
در این که اظهارات امروز ما مبتنی بر تجربیات و درسهائی است که از گذشته گرفته ایم شکی نیست.و هر استدلال ما هم کمابیش باید مبتنی بر این تجربیات باشد اما این مساله با قرار گرفتن در گذشته بر حسب تجربیات فعلی هیچ ارتباطی ندارد و این یک سوال تصنعی است و بیشتر برای راحت کردن خود پاسخ داده می شود زیرا ممتنع است که با تجربه امروز بتوان در وضعیت گذشته قرار گرفت .چیزی که ممتنع است طرح و پاسخ به آن نیز بی اعتبار و بی فائده و حتی گمراه کننده است.و این مورد را نمی توان با سیمولیشن یکی دانست چون هیچ وجه مشترکی ندارند.در اینجا بیش از این نمی توان به مساله پرداخت ولی اگر موردی یش آمد به لحاظ منطق جامعه شناسی توضیحات بیشتری در این مورد خواهم داد.

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۳۰ قֽظֽ | Reply

حسين باصفا :

سلام سال نو بر همگان مبارک .
اميدوارم عاقبت همگان ختم به خير شود ! بنظر می رسد افکار عمومی منزوی شده هر دو سمت ماجرا شاهد دولتهايی هستند که خزانه پشتيبانی افکار عمومی را از دست داده اند و برگ های بد خاصيت نظامی فقط در دستشان مانده و اين برگ ها هم فقط در بحران قابل استفاده اند لذا هر دو طرف محتاج بحران سازی هستند که هردم از این باغ بری میرسد تازه تر از تازه تری میرسد . دعوا سر این است که یکی هنوز عادت نکرده کمی رژیم بگیرد و کمتر دنیا را بخورد ویکی دوست ندارد شریک بگیرد ودود این برخورد ها نهایتا و عمدتا بچشم مردم ما خواهد رفت کما اینکه هنوز دودی بلند نشده کشوری نیست که امتیازی از ما نگرفته باشد از آفريقا گرفته تا اروپا تا آسيا وحتی کشور های خيلی کوچک خليج هميشه فارس . هروز هم دعوا سر چيز جديديست مثلا اين روز ها دعوا سر اين است که منطقا اگر قرار است برخوردی رخ دهد برای طرف جمهوری اسلامی منطقی است هر چه زود تر بهتر چون حريف تا وسط ران در گل است و دير تر ممکن است طرف تا قوزک در گل باشد پس هرچه زودتر بهتر لذا به صيد بحران تا خط تالبوت در اروند رود هم پيش ميرود چون در هر دو طرف خط تالبوت نتيجه صيادی يکيست که همان بحران تعيين تکليف کن است . نکته ظريف قضيه اين است که هرجه طرف در گل بيشتر باشد در دفاع و حمله از اسلحه با حجم آتيش بالا تر استفاده خواهد کرد وجه بسا از ناچاری طرف ممکن است بجای حق اتمی خود اتم را بما حواله کنند . که گفته اند ان الغريق يشبث بکل حشيش ! آنوقت چه بايد کرد ؟ آخر عمده محل دعوا دم درب ورودی خانه ماست !
من فکر ميکنم اولين حق مسلم ما احترام به افکار عمومی ايرانيست که اين وسط گم گور است .
تشکر از روشنگری شرکت کنندگان در بحث ها
حسين باصفا

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۴۳ قֽظֽ | Reply

حمیدی- :

با سلام
بنظر می رسد که دعوا و جنجال برخاسته ناشی از شکستن مرزهای آبی ایران توسط نیروهای انگلیسی با ورود متحدان اروپائی ان و اظهارات رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر حمایت از انگلیس و پاسخ های صریح و عتاب آمیزی که ایران به این ادعا ها داده است ابعاد گسترده تری پیدا می کند. سیاست تهاجمی و بدون پرده ایران در حالی است که در همانند پروژه اتمی و غنی سازی که چند روزی اخبار آن تحت این خبر کم رنگ شده است؛ ظاهرا بی ترمز و فرمان است. اگر چه طرفین ایرانی و انگلیسی گفته اند که تماسهائی بین آنها وجوددارد، اما با این شرایط که در تهران و لندن وجود دارد بحران و تب سیاسی شدیدی بالا گرفته است. بار دیگر ایران و انگلستان در دور تنش و در گیری لفظی افتاده اند ، انهم در شرایطی که ایران مشکل قطعنامه و دیگر طوفانهای سیاسی را نیز در دنبال خود دارد. کالبد شکافی این مسئله مستلزم موقعیت و فرصت دیگری است. و قطعا باید ابعاد شکل گیری کنونی سیاست خارجی دولت احمدی نژاد مورد بررسی قرار گیرد ، اما در این میان سئوالی که مطرح هست این است که با این مقدار فشار کنونی و ایجاد اجماع بین المللی بر علیه خود که قاعدتا کار آسان تری است تا ایجاد وزن و نفوذ در میان کشورها، آیا به ابعاد و پیامد های اقتصادی آن نیز توجه شده است یا خیر. ؟ از واردات بنزین آغاز می کنیم، که فرضا اگر فشار علیه ایران بر سر همین قضیه به ان اندازه بالا بگیرید که اقلام مهمی چون بنزین و دارو و قطعات حساس صنعتی را کشورهای دوست انگلستان قرار بگذارند در یک مدت به ایران نفروشند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و به همین ترتیب بازهم اجماع بالاتر برود و زمینه برای فشارهای بیشتر وارد بشود چه خواهد شد؟ این که بحران را به عنوان قاطع بودن در مواضع بیشتر کنند کاری سهل و دیپلماسی ضعیفی است. معمولا دیپلماسی چهره خوش دفاع از منافع ملی کشورهاست و جنگ روی دیگر این دفاع است. قائدتا هردو یک هدف را دنبال می کنند. اما هنر دیپلماسی ان است که از افزایش بحران ها جلوگیری کند و کار را سخت تر نسازد و اگر چنین شد نشان از عدم کارائی دیپلماسی و نداشتن یک دکترین کارا در پیشبرد اهداف استراتژیک و تاکتیکی آن حکومت بشکل مسالمت آمیز خواهد بود.
اکنون که کشور بشدت درگیر با مسئله قطعنامه سازمان ملل بوده و در ان سمت و سو انرژی کاری خود را (بهر دلیل) معطوف نموده است، آیا باز کردن (جبهه) جدید بر علیه همان جناح های بین المللی و برخورد های تند و جزمی کار سازنده و عاقلانه ای است؟ سیاست النصر بالرعب ممکن بود برای مدتی در داخل جوابگو باشد ، امافکر نمی کنم در صحنه بین المللی بتواند کارائی لازم را داشته باشد . الا اینکه اجماع بین المللی را بر علیه کشور و مردم ایران بیشتر کند کشوری که بخش های عمده ای از کالاهای اساسی و استراتژیک خود را وارد می کند نمی تواند که بسادگی اجماعی را بر علیه خود ایجاد کند. این اجماع نه مظلومیت ما را ثابت خواهد کرد، نه حقانیت ما را نشان خواهد داد و نه تبلیغ به نفع اسلام است. باید بحران ایجاد شده توسط مهارتهای دیپلماتیک و نه کشاندن آن به یک جبهه بحرانی دیگر توسط همین دولت که مسئولیت حفظ منافع ملی ایران را بر عهده دارد انجام شود . قسم به پایبندی به اصول و ارزش های منافع ملی و حفظ آن اینگونه معنی پیدا می کند . در غیر این صورت خراب کردن که کار مهمی نیست.

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۵۷ بֽظֽ | Reply

پرویز پدرام :

پدرام:جواب کامنتهای مرتبط

کامنت 2، جناب آقای امید: درستی این فرضیه که عامل به بحران کشده شدن موضوع انرژی هسته ای، تلاشهای انتقام جویانه و تلافی جویانه برخی از نیروهای انقلابی رانده شده از سوی رژیم جمهوری اسلامی است را بهتر است مثل هر فرضیه دیگری به محک مشاهدات عینی گذاشت که به نظر من چنین گمانه زنی در این آزمون، مورد تأیید قرار نخواهد گرفت. ضمن آنکه بعید است کسانی که نتوانستند علی رغم حضور در مبارزات علیه رژیم شاه، پایگاهی در داخل برای خود درست کنند اینک بتوانند آمریکا و اروپا را صرفاً بخاطر حس انتقام جویی خود، تا مرحله جنگ با ایران سوق دهند هرچند که غرب قطعاً از کمک اطلاعاتی آنها در این زمینه سودبرده و میبرد. بنابراین، چالش انرژی هسته ای هم محمل است و هم معضل.
کامنت 3، سرکار خانم مهرنوش: همینکه خودتان می گویید اولین کار طرفهای اصلی، ایجاد جو خفقان است و ساکت شو و ...، نشان دهنده آن است که لابد در گفته ها و نوشته های آنانی که مجبور می شوند ساکت شوند عناصری از واقعیت هست که طرفهای اصلی را وادار به ساکت کردن آنها می کند و گرنه که باید از این امر استقبال کنند چرا که به این ترتیب مردم سر کار گذاشته میشوند و بدون اینکه متوجه واقعیات شوند تصور می کنند که در جریان امور هستند.
کامنت 8، جناب آقای آرمان: وقتی که همه رسانه ها از بحث در مورد انرژی هسته ای باز داشته می شوند، به این معنی است که حاکمیت مخالف سرسخت مشارکت دیگران در تصمیم سازیها و تصمیم گیری هاست بنابراین ازایرانیهای داخل و خارج کاری جز فعالیتهای موردی و سلیقه ای بر نمی آید مگر آنکه سازمان دهی شده باشند که آنهم فعلاً متحقق نیست.
کامنت 9، جناب آقای ایرج شهبازی دستجرده: حرف شما درست است ولی به دلیل برخی حساسیتها، نمیتوان این مطالب را در سطح رسانه ای شکافت.
کامنت 11،جناب آقای احسان: همانگونه که در متن مقاله نیز اشاره شده است به نظرمن مقولات فنی و تکنولوژیکی و تولیدانرژی، کم اهمیت ترین جایگاه را در انگیزه های طرفداران تقابل درحکومت ایران از پیگیری چالش انرژی هسته ای دارد.
کامنت 13، جناب آقای نجفی: اینگونه به نظر میرسدکه آقایان هنوز راهی که هزینه هایش کمتر از منافع اش برای خودشان باشد و در عین حال منافع جامعه نیز تأمین شود پیدا نکرده اند و فعلاً در حال آزمون و خطا هستند و در واقع منتظر تصادفات و یا به قول شما معجزه اند و گرنه در روزهایی که همه می داننددانشگاهها برای حدود بیست روز تعطیل است و دانشجویان در سفرها و گردشهای نوزوزی به سر می برند، تظاهرات دانشجویی با حضور کسانی که از فرط حضور در اینگونه مراسم به "آقا تلویزیونی"مشهور شده اند به راه نمی انداختند.
کامنت14، جناب آقای امید: همانگونه که در یادداشت نیز ذکر شده است با شما در اینکه هر دعوایی بر سر منافعی است که بر آن دعوا مترتب است و لذا برای تبیین آن بهترین راه شناسایی این منافع است هم عقیده ام اما اینکه طرف ایرانی عمداً به دنبال ایجاد بحران است تا از آن در جهت تحت الشعاع قرار دادن عدم کارایی خود بهره برداری کند چندان موافق نیستم هرچند که می توان پذیرفت که در صورت درگیری و بحران، منافع زیادی نصیب حکومت ایران ازجهتی که جنابعالی ذکر کرده اید خواهد شد.
کامنت 15، جناب آقای شهرام: یک احتمال دیگر نیز در این زمینه میتوان مطرح کردو آن اینکه، آقایان اصولاً قصدی برای سفر نداشتند و صرفاً بدنبال این بودند که با طرح این موضوع، در میان اعضای شورای امنیت تشتت ایجاد کرده و وقت تلف کنند چرا که در این صورت ممکن بود برخی از اعضای این شورا بگویند"صبر کنید ببینیم رئیس جمهور ایران چه حرفی دارد و بعداً تصمیم گیری کنیم". ضمن آنکه آقایان می تواستند این جنگ روانی را بخصوص برای داخل به راه اندازند که از ترس استدلالهای ما، ویزای ورود رئیس جمهورمان به نیویورک را ندادند. بنابراین میتوان چنین تصور کرد که تعداد هیأت را بالا در نظر گرفتند تا عملاً امکان مسافرت فراهم نشود.
کامنت 16، جناب آقای محسن: طبعاً یکی از راههای کارآمد مواجهه با مشکلات در شرایط موجود، همین تبادل نظر و اطلاع رسانی درست است.
کامنت 27: منظور از مطالب بیان شده در بند الف، بزرگ کردن ایران و خود بزرگ بینی نبوده است و قصد، قدرتمند جلوه دادن کشورمان نبود بلکه هدف این بود که دلایل حساسیت شدید غربی ها به دستیابی ایران به توانایی های هسته ای، تبیین گردد. لازم است توجه شود که دارا بودن این خصوصیات، لزوماً به معنی قدرتمندی نیست بلکه بسته به نحوه مدیریت آنها، میتوانند تبدیل به نعمت و یا نقمت شوند. همچنین بهتر است این نکته را متذکر شوم که نباید در مورد توسعه امارات بیش از حد، دچار توهم شد و باید این نکته مهم را موردتوجه قرار داد که توسعه و پیشرفت در حاشیه جنوبی خلیج فارس و بخصوص دبی، مرهون سرمایه گذاریهای وسیع سرمایه گذاران ایرانی از یک طرف و بازار بزرگ مصرف در شمال خلیج فارس بوده است. درواقع ظرفیتهای تولیدی و مصرفی ایران به دلایل گوناگون سیاسی و اجتماعی، در طی یکی دو دهه اخیر توسط خود ایرانیان به حاشیه جنوبی خلیج فارس و بخصوص دبی منتقل شده است. همین توهم، باعث شکست پروژه مناطق آزاد در ایران شد.
اگر کامنت گذار محترم کمی به این گفته خودشان که"دعوای امریکا واروپا و روسیه و چین نه تنها با ایران نیست بلکه دعوای اصلی بین خود آنهاست و در این میان برای گرفتن امتیاز از یکدیگر کشورهای منطقه و از جمله ایران عراق افغانستان و ... را درگیر و وجه المصالحه قرار داده اند" دقت کرده و دلیل وجه المصالحه قرار گرفتن ایران را در این میان بشکافند فکر نمیکنم به چیزی بیشتر از موارد ذکر شده در بند الف دست یابند.
کامنت 28، جناب آقای رامین: ضمن همراهی با آقای عبدی در اینکه حداقل، مطالبی که بنده برای سایت آینده ارسال میکنم ادعای منحصر به فرد بودن ندارند متذکر میشوم که مطلب مورد اشاره جنابعالی از آقای حقیقی را خواندم ولی هیچ شباهتی بین آن مطلب و مقاله خود نیافتم.
کامنت 40، جناب آقای علی: آیا منظورتان این است که مسایل هسته ای و دستگیری ملوانان، توطئه آقای رفسنجانی است تا دولت نهم را ناموفق جلوه دهد؟ اگر چنین است چرا رئیس دولت نهم آب به آسیاب این دشمن می ریزد؟جالب است که برخی نیز معتقدند ایجاد این بحران، کار خود دولت است تا ناکارآمدیهای خود را توجیه کند.
کامنت 41، جناب آقای امید طوسی: همانطوریکه در جواب یکی دیگر از کامنتها نیز عرض کردم به نظر نمیرسد هدف اصلی حکومت ایران از پیگیری پروژه انرژی هسته ای، تولید انرژی برق باشد.
کامنت 42، جناب آقای آرش: من نمیدانم شما که چنین می اندیشید چرا طرفدار اصلاح طلبان شده اید، آنها که می گویند زنده باد مخالف من.
کامنت 44، جناب آقای فردین: بندهای 1 و 2 بخش نتیجه گیری، به همین موضوع(سؤال دوم)اشاره دارد.
کامنت 46، جناب آقای سعید پیوندی: حتماً میدانید که فرهنگ شعر و مشاعره، یکی از ویژگیهای برجسته جامعه ایرانی است که این فرهنگ به غالب نوشته ها و گفته های احاد این جامعه سرایت کرده و یکی از عادات روزمره مردم شده است. ازطرفی ، عادت شعر ایرانی، غلو در مدح یا مذمت پدیده هاست. لذا اینگونه حرف زدن توسط مقامات، آنهم در پیامهایی این چنین امری طبیعی است.
کامنت 47: مطالب مورد اشاره جنابعالی درست است. ولی نمیدانم اگر با فردی که از دندان دردبه خود می پیچید مواجه شویدشروع به تذکر دلایل پوسیدگی دندانش به او می کنید و یا اینکه او را به دندانپزشک رهنمون می شوید.

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۵ بֽظֽ | Reply

پرویز پدرام :

با سلام
آیا بخش تماس فعال شده است؟بنده مطلبی در مورد تعطیلات از طریق بخش تماس فرستادم آیا رسید؟
...................................
عبدی:
فعلا از همین طریق ارسال کنید.

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۹ بֽظֽ | Reply

بابک - درباره ملوانان انگلیسی :

جناب عبدی عزیز
به مصاحبه جنابعالی با رادیو آلمان گوش میدادم. از آنچه شنیدم این حس در من ایجاد شد که گویی شما بیش از سایر احتمالات قائل به این هستید که روایت ایران از ماجرا بیشتر به حقیقت نزدیک است - بدین معنا که قایق انگلیسی وارد آبهای ایران شده بود. با توجه به عدم امکان برای دسترسی به اطلاعات دقیق چگونه است که ادعای مقامات ایرانی - که تقریبا در تمامی موارد مشابه یکسویه و دور از حقیقت بوده - جنابعالی را مجاب نموده؟ آیا بر اساس تحلیل خاصی بر این گمانید که نیروهای انگلیسی قصد تحریک ایران را داشته اند؟
به گمان من , با توجه به وجود مطبوعات مستقل در غرب, ادعای مقامات انگلیسی را بیشتر میتوان قرین به واقع دانست.
.........................................
عبدی:
ابتدا باید گفت که مطبوعات مستقل غرب در این شرائط چندان هم بیطرف رفتار نمی کنند .
اما من نمی دانم آنها کجا بوده اند و معتقد هم نیستم انگلیسی ها عمدا می خواسته اند ایران را تحریک کنند.اما اگر آنها در آبهای عراق بوده اند پس آن اسلحه ها در دستانشان برای چیست؟آیا برای عکس گرفتن است؟آنها باید بدانند شرائطشان با ایران بحرانی است یا در آبهای ایران نیایند و اگر هم نیامده اند آماده باشند که اگر خواستند دستگیرشان کنند برخورد کنند.این برای آنها خیلی بد است که در آبهای عراق دستگیر شوند و اولتیماتیوم ندهند و صرفا خواهان آزادی این افراد شوند؟
در هر حال کارهای طرف ایرانی هم به لحاظ منافع ملی قابل فهم و دفاع نیست.

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۵۷ بֽظֽ | Reply

احمد :

جناب عبدی ! به گزارش آفتاب یک ناو دیگر امریکایی در راه خلیج فارس است ،به نظر می آید در کنار نوشتن مقالاتی در باب راه های جلوگیری از جنگ یا خطاهای ریس دولت باید در مورد راه های به حداقل رساندن هزینه های پس از جنگ برای ملت هم فکر و قلمی زده شود !
درضمن جناب عبدی آیا ریس دولت و حامیانش واقعا به اوضاع کشور و پیامد سخنان و کارهایشان( بازداشت و نگهداری ملوانان انگلیسی، انکار هولوکاست ،سیاست های اقتصادی دولت و...)فکر هم می کنند ؟
اگر به فکر ملت نیستند لااقل چرا به فکر خودشان نیستند ؟
......................................
عبدی:
انها تا حدی مثل افرادی هستند که از زمان دیگری (زمان آینده یا گذشته)و مکان دیگری(کره مریخ یا هر کره دیگر) به زمین و امروز پرت شده اند و افکار و اعمال آنان(فارغ از درست یا غلط بودن آنها) برای دیگران قابل فهم نیست.

۱۳ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۱۷ بֽظֽ | Reply

سعید :

با تشکر از آقای پدرام که تک تک کامنتها را خوانده و پاسخ داده اند در مورد جوابیه ایشان به کامنت 27 باید عرض کنم
1 - به هیچ وجه منکر نقش مدیریت در برخورداری از پتانسیلها و مزیتهای نسبی کشور نیستم ولی متاسفانه چنین مدیریتی را در گذشته شاهد نبوده ام
2 - ذکر کشور امارات صرفا بعنوان مثال بوده است تا دقیقا نقش مدیریت در بهره برداری از فرصتها و پتانسیلهای داخلی و خارجی به تصویر کشیده شود
3 - توسعه کشور امارات به هیچ وجه توهم بیش از حد نیست بلکه واقعیتی است که وجود دارد و باید آنرا پذیرفت و از آن در جهت منافع ایران استفاده نمود و از آن درسهای بسیاری آموخت
4 - شکست مناطق آزاد علتهای بسیاری دارد ولی خلاصه ترین آنها این است که این مناطق فقط اسمش ( آزاد ) بود
5 - جمله : دعوای اصلی امریکا اروپا چین و روسیه اصلا با ایران نیست بلکه دعوای اصلی بین خود آنهاست اشاره ای بود به جهانی شدن اقتصاد گلوبالیزاسیون فروپاشی شوروی بزرگ و در نهایت طرح خاورمیانه بزرگ که خوشبختانه یا متاسفانه ( برحسب نحوه مدیریت کشور ) ایران در گوشه ای از آن جای دارد

6 - ضمن احترام به جنابعالی پاسخ آقای عبدی به کامنت خودم را بیشتر پسندیدم ولی تا اینجای مطلب هنوز ایشان نظرشان را در مورد سوال شما ( دعوا سر چیست ؟ ) نفرموده اند

..............................................
عبدی:
دعوای اصلی درباره رودرروئی با نظام جهانی است. دولت ایران درست یا غلط آن را نمی پذیرد و این ائده خود را در مجموعه موارد چون فلسطین نشان می دهد و اتفاقا مساله غنی سازی خیلی تعارضی با این نظام ندارد اما چون طرف فکر می کند این تکنولوژی ابزاری جدی برای این تعارض و مقابله و ثبیت آن است با دستیابی دولت ایران به آن مخالف است. در این تقابل اروپا بر حسب توان خودش خواهان کشاندن مسالمت آمیز و گام به گام ایران به این نظام است اما آمریکائی ها ،هم حوصله این کار را ندارند و هم معتقد نیستند که ایران را از این طریق می توان به راه آورد. در دوره اصلاحات دست اروپا پرتر بود و حالا آمریکا.

۱۴ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۲۷ قֽظֽ | Reply

کیوان : در جواب بابک - درباره ملوانان انگلیسی

جناب عبدی

جمله اول پاسخ شما به کامنت آقای بابک، از نظر بنده ارزش کلیدی در "غرب شناسی سیاسی" دارد. منظورم از سیاسی، وجه دولتی و حکومتی سیاست در غرب است. مگر نه این است که دنیای پیشرفته از جمله وضعیت رسانه های خود را بعنوان الگوئی از استقلال و بی طرفی به دنیا معرفی می کند. پس چگونه است که یکباره و در چنین مواردی پرده از این استقلال و بی طرفی برمی افتد!؟
من ابدا پیشرفت های دیگران و از جمله جوامع غربی را نفی نمی کنم اما غربی که من دیده و تجربه کرده ام، عمدتا نمایشی هنرمندانه و زیرکانه از دمکراسی و سایر مفاهیم مورد ادعا مانند حقوق بشر را عرضه می کند. و البته این عرضه را آنچنان تبلیغ می کند که کسی را یارای سراغ کردن از کاستی های هنگفت آن در داخل و خارج نباشد. فقط یک مثال اینکه همین اروپای مدعی حقوق بشر تا کنون به همه (چهار مورد) قطعنامه های کمیسیون جدیدالتاسیس حقوق بشر بر علیه اسرائیل رای منفی داده است. قطعنامه هائی که در مورد فجایع قانا و بیت حانون صادر شده است. در عین حال هیچ رسانه غربی هم به این موضوع کمترین اشاره ای نکرده!
این وضعیت رسانه ها در غرب را صرفا می توان با تفسیری معوج از اصل "رسانه بعنوان رکن چهارم قدرت" تبیین نمود. بعبارت دیگر، بخش بزرگی از عملکرد رسانه ها در غرب در خدمت "منافع" دولت ها و احزاب است تا در خدمت ارزشهای مورد ادعای آنها.
..............................................
عبدی:
در واقع دموکراسی فعلا در چارچوب ملی پذیرفته شده است و من شخصا هم خیلی انتظار ندارم که مطبوعات غربی در مواجهه با کشور دیگر منافع خود را رها کنند و در پی حقیقت محض باشند.

۱۴ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۳۷ قֽظֽ | Reply

پرویزپدرام :

جناب آقای سعید
با سلام و تبریک سال نو
1- بنده هم با شما در مورد بند 1کامنت اخیرتان موافقم و معتقد نبودم که مدیریتها در گذشته در بهره برداری از مزیتها موفق بوده اند. در مورد بند 2 نیز توافق وجود دارد.
2- عرض بنده این نبود که توسعه امارات توهم است بلکه قصد یادآوری این نکته را داشتم که در مورد توسعه آن نباید اعراق کرد و نقش ظرفیتهای مصرفی و تولیدی ایران را در توسعه آن باید مدنظر داشت.
3- در مورد مناطق آزاد، باید عرض کنم که موتور محرکه دبی از اول کار آن، ایران و بازار بزرگ 60 - 70 میلیونی آن بوده است، به عبارت دیگر موتور محرکه دبی، صادرات مجدد کالا و خدمات به ایران بوده است. لذا طبیعی بود که ایجاد مناطق آزاد با الگو برداری از آن، کارکردی شبیه آن داشته و محلی برای صادرات کالا به ایران باشد ولی بخاطر وجود محدودیتهای بیشتر در مناطق آزاد ایران نسبت به دبی، کارایی دبی را نداشته باشد.
4- بالاخره نفرموده اید که دلیل وجه المصالحه قرار گرفتن ایران چیست؟
5- بنده نیز پاسخ آقای عبدی را مد نطر داشتم ولی نخواستم آنرا تکرار کنم و همینکه عرض کرده ام بسته به مدیریتها، این ویژگیها میتواند تبدیل به نعمت یا نقمت شود ناظر بر همین داشتن پتانسیلهای بالقوه ایران در منطقه است.
به هر حال از حسن توجه شما ممنونم.

۱۴ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۱۵ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/482