آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
, هسته ای
۲۶ فروردین ۱۳۸۶
هسته خبر خوش
خبر خوش هستهاي ابتدا قرار بود در بهمنماه اعلام شود، اما بدون توضيحي روشن به تأخير افتاد و در سالروز خبر خوش هستهاي اول، خبر دوم مبني بر عبور از مرحله توليد آزمايشگاهي به صنعتي اعلام شد. اما هيچ گونه توضيحي در زمينه جزييات امر ارايه نشد و همين نكته ابهاماتي را درباره ميزان صحت و درستي اين خبر ايجاد كرد. حال اين پرسش پيش آمده كه حقيقت ماجرا چيست؟ احتمالات مختلفي را ميتوان در اين زمينه مدنظر قرار داد.
1ـ يك احتمال اين است كه ايران واقعاً توانسته باشد حدود 20 آبشار 164 سانتريفيوژي را راهاندازي كرده و وارد اين مرحله از توليد شده باشد. در اين صورت چرا بايد از ذكر جزييات يا نشان دادن آن طفره برود؟ زيرا در روزهاي آينده بازرسان آژانس از اين اقدامات بازديد کرده و گزارش خواهند داد، و ضرورتي بر پنهان كردن امور نيست. به علاوه دليلي سياسي نيز بر عدم اعلام جزييات وجود ندارد، چون ايران قصد آن را ندارد كه غرب از اين امر مطلع نشود، و اگر چنين خواستي داشت، نبايد چنين جشني را تدارك ببيند. و اگر منعي بر ارائه اطلاعات به آنان نيست، پس توجيهي براي جلوگيري از اطلاعرساني هم نيست. ضمن اينكه با توجه به روحيات رييس دولت بعيد است كه به هر دليلي پذيرفته شود خبری به اين مهمي از نظر آنان ،بدون مستندات كافي اعلام شود، چون اين خبر را براي بار دوم كه نميتوان مثل طرحهاي عمراني كه چند باره افتتاح ميشود، اعلام كرد.
بنابراين تصور نميكنم كه اين احتمال صحيح باشد. چرا ايران بايد هدفي را كه دست نيافته، محقق شده اعلام كند، بويژه آنكه در پی این اعلام دنيا خواهد گفت ايران نه تنها به قطعنامهها وقعي نمينهد، بلكه جلوتر هم ميرود و آژانس هم گزارشهاي تندتري ارايه خواهد كرد و طبعاً زمينه براي صدور قطعنامههاي بعدي عليه ايران فراهمتر ميشود. و در اين صورت مصداق آش نخورده و دهان سوخته خواهد شد كه به هدف و منافع نرسيده اما هزينههايش پرداخته ميشود.
2ـ احتمال دوم اين است كه ايران حدس ميزند تا تنظيم گزارش آژانس ميتواند مجموعه اين آبشارها را با هر مشكلي هم كه شده راهاندازي كند، و اگر در ز 20 فروردين نتوانستند جزييات لازم را نشان دهند ، در گزارش آژانس تا یک ماه بعداعلام خواهد شد و مقصود حاصل است. اما چرا بايد مدتها پيش از گزارش آژانس اعلام شود. يك دليل آن سالروز خبر خوش اول است كه به لحاظ تبليغي دوست نداشتهاند نسبت به آن زمان تأخير شود، بويژه آنكه يك بار هم تأخير افتاده. دليل دوم آن ،كه مهمتر است در احتمال بعدي اشاره ميشود.
3ـ احتمال سوم اين است كه هدف اعلان شده محقق نشده يا حداقل در اين مرحله محقق نشده است، و اعلام خبر هستهاي در سياست خارجي هم تأثير مثبتي ندارد، اما ضرورت داخلي ايجاب ميكند كه براي اقناع افكار عمومي داخل چنين خبري اعلان شود.
پس از تصويب قطعنامههاي اول و دوم اين سوال مطرح بود كه پايان اين راه چيست؟ طرفداران حاكميت قبول داشتند كه گرچه تحريمها مشكلساز است، اما دولت ايران بسيار زود به نقطه غير قابل بازگشتي ميرسد كه غرب را مجبور به عقبنشيني از اين تحريمها ميكند. و يكي از دلايلی كه تصميم داشتند خبر خوش هستهاي دوم را در بهمن اعلام كنند، همين بود كه طرفدارانشان را تا قبل از تصویب قطعنامه بعدی نسبت به پیشرفت خود و کم جلوه دادن عواقب تحريمها و قطعنامهها خوشبين كنند، اما احتمالاً در آن زمان فكر كردند كه گزارش آژانس در اسفند ماه كل يافتههاي آن خبر خوش را رشته ميكند، لذا از اعلام آن در آن مقطع صرفنظر كردند، ولي پس از قطعنامه دوم ديگر جايي براي تأخير در اعلان اين خبر نبود، و امكان قانع كردن موافقان ادامه سياست موجود وجود نداشت. حتي اگر گزارش بعدی آژانس اين ادعاها را رد كند، باز هم آنها ميكوشند كه به نوعي پیشرفتها را توضيح داده و توجيهات طرفدارپسندي را براي درستي ادامه راه موجود ارايه نمايند.
4ـ احتمال ديگري هم كه برخي افراد متصور ميدانند، فرار به جلوست. يعني دولت ايران قصد دارد كه چون قضيه ملوانان و از موضع قدرت و رأفت اسلامي و صلحدوستي عقبنشيني كند، براي اين كار ميبايست گفته شود كه ما به تكنولوژي دست يافتهايم و جزو باشگاه هستهاي هستيم. حالا از موقع اقتدار ميپذيريم كه مذاكره كنيم و توقف را هم ميپذيريم!.
من هميشه با اين استدلال و احتمال با نظر بدبيني نگاه ميكردم، ولي پس از قضيه ملوانان توان و جرأت كافي را در دولت ايران ديدم كه چنين رفتاری پیشه كند، اما اگر اين طور باشد، پس چرا حرف از افزايش تعداد سانتريفيوژها تا 50000 و نكات ديگري به ميان آمد كه در تعارض با اين ايده است؟ از اين رو كماكان فكر ميكنم كه اين احتمال هم منتفي است.
بنابراين احتمال اول و چهارم منتفي است. احتمال دوم و سوم ميتواند معقول و پذيرفتني باشد، اما پايه اصلي احتمال سوم است، مگر آنكه طي هفتههاي آينده گزارش آژانس ادعاي مطرح شده ایران را تأييد كند، كه در هر حال انگيزه اصلي همان نكته مطرح شده در احتمال سوم است.

علي :
سلام آقاي عبدي
با نظرتان موافقم .در نظر اول اينگونه به ذهن القا مي شود كه مي خواهند در پي يك توفيق بزرگ از موضع قدرت سازش كنند.مااند زمان جنگ كه قرار بود يك پيروزي بزرگ در بصره به دست بيايد و بعد به مذاكره از موضع بالا بنشينند.اما تاكيدات عليه تعليق و مبني بر اضاله ترمز قطار آنقدر تكرر و تاكيد داشته كه اين احتمال هم منتفي به نظر مي رسد.اما در كل بخصوص طي چند ماه خير يك استقبال از رويارويي در مواضع و گفتار ها ديده مي شود و واقعا هم از ديد حاكميت بهتر آن است كه اگر رويارويي قرار است اتفاق بيفتد كه قطعا مي افتد بهتر است پيش از تاثير تحريمها كه هنوز قدرت مقابله به مثل با قي است اين برخورد صورت گيرد و در اين راستا شايد تندروي ها بالا گرفته است . اما جنبه تبليغاتي نيز كه اشاره كرديد به همين اندازه مهم است . جداي از اينها حتما بيانيه جسورانه سازمان مجاهدين انقلاب را خوانده ايد . كلا از بين احزاب موسوم به اصلاح طلب هميشه اين سازمان واقعا هزينه پرداز بوده و فكر مي كنم كه اين هشدار در مقام آغاز يك حركت از سوي سازمان در آينده است اما بعيد مي دانم آنقدر مجالشان بدهند كه بتوانند حركتي كنند.
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۱۸ قֽظֽ | Reply
ا.ک :
با سلام
یک احتمال شاید مغفول مانده است و آن اینکه با اعلام خبر خوش هسته ای و تبلیغات وسیع پیرامون آن انگیزه کنکاش را در همگان خصوصا" جامعه بین اللملی ایجاد کردن و بطور بی سابقه ای بلافاصله به بازرسان آژانس اجازه بازدید دادن (به رغم اعلام قبلی مبنی بر تجدید نظر در روابط با آژانس) ...در نتیجه گزارش آژانس موید عدم صحت کافی ادعای ایران و از سوی دیگر اصرار قبلی آمریکا دایر بر جدی بودن برنامه ایران! بنا بر این در مقابل گزارش آژانس جامعه بین الملل از یک سو و ادعای آمریکا از سوی دیگر مجموعا" مواجه با یک تناقض و پارادوکس میشوند که بالقوه ممکن است به سود ایران باشد. به عبارت دیگر ماحصل کار ممکن است فقط 2 نفر باشند که بر جدی بودن برنامه هسته ای ایران اصرار اغراق گونه بورزند: آقای بوش و آقای احمدی نژاد !
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۴۶ قֽظֽ | Reply
كيان :
روند اوضاع بنحوي است كه ماهيت اين خبر خوش در پرده ابهام است.اگر واقعا ما اينكار را كرده ايم چرا سوخت بوشهر را خودمان توليد نمي كنيم و انقدر به روسها التماس مي كنيم. از سوي ديگر آژانس اين خبر را بكلي تكذيب كرده است و گفته ايران توانائي اين كار را ندارد! آخر كشوري كه حتّي يك دانشگاهش در ليست دانشگاههاي معتبر جهان نيست چگونه مي تواند از پيشرفت علمي دم بزند. كاش ميشد فهميد چندين ميليارد خرج اين جشنها ميشود در حاليكه جوانان اين مملكت در كوچه و خيابان دنبال يك كار آبرومندند!
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۴۱ قֽظֽ | Reply
مهدي :
سلام آقاي عبدي
در نظراين برادران افكار عمومي كساني هستند كه معتقدند هرچه آن خسرو كند شيرين بود.وافكار عمومي يعني تظاهرات 22بهمن افكار عمومي يعني روز قدس ،كه با اين وصف اين دولت نيازي به دروغگويي ندارد اگر شما جايزه اي براي پاسخ درست تعيين ميكرديد- چون گذشت زمان در حد اكثر يكي دوسال آينده درستي يكي از اين احتمالات را اثبات خواهد كرد- من احتمال چهارم را انتخاب ميكردم به اين دليل كه ما دير يازود به دوراهي تعليق(چه موقت چه دائم_)يا جنگ خواهيم رسيد . بعيداست به جنگي چنين سنگين تن دهيم مگر راه دو مسدود باشد پس چه بهتر گزكي دستمان باشد .اگر بتوان زمان رسيدن به اين دوراهي را به تاخير انداخت ميتوان با 50000سانتريفوژ آماده پاي مذاكرات نشست . بنابر اين برنامه ريزي براي اين تعداد تعارضي با اصل ايده - احتمال چهارم - ندارد.اگرچه اين ديدگاه به دليل عدم توازن قواي طرفين چندان مقرون به واقعيت نمي نمايد.
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۱۷ قֽظֽ | Reply
:
ولی واقعا اگر به غنی سازی صنعتی دست پیدا کرده ایم .تعلیق را به راحتی میتوان قبول کرد.
در ضمن انرژی اتمی مثل خیلی چیز های دیگر حق مسلم ماست.
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۵۷ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
من خودم یکی از فارغ التحصیلان مهندسی هسته ای هستم.بنظر من گزینه سوم کاملا درست می باشد.وقتی این روزها اخبار و تبلیغات صدا و سیما رو در این زمینه میدیدم به اطلاعات و دانسته هایی که در طی این دوران بدست آوردم کاملا شک می کردم!یعنی به همین سادگی ما به توانایی تولید سوخت دست یافتیم؟
یعنی اورانیوم را با کیفیت بالا غنی کردیم بعد بصورت قرص سوخت درآورده و داخل میله های سوخت گذاشته و برای میله سوخت غلاف ساختیم(آنهم با فن آوری روز دنیا) و میله ها را داخل مجتمع های سوخت قرار دادیم و در نهایت محصول خروجی از کیفیت بالا برخوردار بوده و قابل رقابت با نمونه های خارجی هم می باشد.
جل الخالق!!یعنی با یک غنی سازی در مقیاس آزمایشگاهی به همه این توانمندی ها رسیدیم!!
پس حالا که به این توانمندی رسیدیم و حتی یک نیروگاه هم نداریم این سوخت با کیفیت را چیکار کنیم؟البته آقای رئیس جمهور قبلا گفته بود که 30 درصد زیر بازار جهانی این سوخت ها رو میفروشیم ،حتما به نیکاراگوئه و سوریه!!
اگه این سوخت های با کیفیت رو دستمان بادکنه با این همه هزینه های میلیارد دلاری که انجام دادیم چیکار کنیم؟
ما سوخت تولید کردیم ولی دنیا حاضر نیست از ما بخره چون تو تحریم هستیم.نیروگاه داخلی هم که نداریم.بدبخت بیچاره هایی مثل ونزوئلا و نیکاراگوئه هم که نیروگاه اتمی ندارند.ما هم که به توانمندی غنی سازی رسیدیم.
علی از تهران
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
فرشید :
آنچه مسئله را غیرقابل پیش بینی و به معضلی خطرناک تبدیل میکند. گره خوردن سرنوشت نظام سیاسی موجود به نتیجه اقدامات دولت نهم در پرونده هسته ایست. نسل ما جنگ 8 ساله را تجربه کرده است. جنگی که سالها بعد آقای هاشمی درمصاحبه ای باروزنامه اطلاعات آنرا قابل اجتناب دانسته وگفت اگرتجربه امروز (یعنی 9 سال بعدازانقلاب) راداشتیم شاید ازآن جلوگیری میشد ویاحداقل بسیار کوتاه تر وباهزینه بسیارکمتر به پایان میرسید. اما واقعیت این است که هم ایشان بعنوان صحنه گردان اصلی نظام در آن زمان کاری را میکردند که امروز بدست دولت نهم انجام میگیرد (البته به نوعی بسیار عقب افتاده تروعوامانه تراز آن زمان )آنهم در شرایطی که کشورمان میتواند مورد هیچ تهدید بالقوه وبالفعلی نباشدو مسائلش درهمه زمینه های سیاسی. اقتصادی. اجتماعی چه در داخل وچه ازمنظر بین المللی وبا دستمایه تفاهم وآشتی ملی. درزمان کوتاهی قابل حل میباشد.
سوال اینست. تا کی ملت ایران باید تاوان تجربه اندوزی نظام سیاسی را بدهد. کافیست نگاهی به کشورهای دورواطراف خودبیاندازیم. ببینیم که منفعت این گونه رفتارفقط وفقط به خزانه کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه واریز وسهم کشور عزیز ماجز خسارتهای جبران ناپذیر نبوده است.
البته به تازگی هندوستان نیز بسیار ازپرونده هسته ای ما خشنوداست. زیرا باعث شده که پس از دهه های متمادی. تحریم های آمریکا لغو وآنها به پیشرفته ترین تکنولوزیها دسترسی پیداکنند.
در همین 28 سال کره جنوبی تبدیل به دهمین اقتصاد بزرگ جهان شده است. یادمان نرود که آلمان 28 سال پس از جنگ جهانی (1973) قدرت بلامنازع اقتصادی اروپابود. درهمین سالها کشورهائی سرازخاک برآوردند که ما اسم آنهارا هم نشنیده بودیم.
بلی. نسل ما همه این دیده است. وحالا برخودمیلرزد که باز هم فرصتهای بیشتری باید به پای دیدگاه ازموضوعیت افتاده بسوزدو خاکسترشود. تاسوخت هسته ای لازم را برای بقای گروهی اندک به هر قیمت بوجودآورد. دراین راه غرورملی را نیز به مسلخ سربازان انگلیسی میبرند. وبقول شما چقدرشجاعانه !! سروته مسئله خودساخته شان را هم می آورند.
مسئله ملی شدن نفت را با پرونده هسته ای مقایسه میکنند. اما ملت اجازه ندارد به بحث ریشه ای و حتی علمی وکارشناسی دراین زمینه بپردازند. وچنان برطبل فریبکاری میکوبند که هیچ صدائی فرصت شنیده شدن پیدا نکند. واقعا اگر منابع نفت ایران به اندازه منابع اورانیوم آن بود. بازهم عاقلانه بود که بخاطرش با شیرپیر دربیافتیم یا باید چاره دیگری میاندیشیدیم؟ که اگرچنین بود امروز ایران وضعیت کاملا متفاوتی میداشت.
حال برمیگردیم به دستاوردهای هسته ای. این چگونه دانش پیشرفته ایست که در بهترین شرایط تا چندسال آینده درنقطه ای خواهیم بود که آمریکا نزدیک به 70 سال پیش از آن گذر کرده است؟ چگونه این فن آوری باعث جهش 50 ساله ما خواهد شد؟ آیا نمونه یا شاخصی دراین زمینه به غیر از هند. پاکستان ودراین اواخر کره شمالی وجوددارد؟ چرادر ایران بعنوان یکی از چند کشور فوق العاده غنی در منابع نفت وگاز. هیچ نشانه ای از دستاوردهای تحقیقاتی ونوآوری در زمینه انرزی فسیلی مانند GTL وسوخت پاک و موتورهای استاندارد ونظیر آن وجود ندارد. حتی برمبنای اطلاعات جهانی اگرچاره ای فوری نیاندیشیم. ظرف چندسال آینده امکان صادرات نفت برایمان ازبین حواهد رفت.
ایران درزمینه فن آوری اطلاعات در کدام رتبه قراردارد وبرنامه این دولت دانشمند جوان پرور !!دراین جدیدترین ومهم ترین زمینه چیست؟
من به مقتضای کارم. اعتقاد پیداکرده ام که جوانان ایرانی همانگونه که در کشورهای پیشرفته نیز ثابت کرده اند. از ضریب هوشی بالائی برخوردارند. وانصاف نیست که بخاطر سوء استفاده های فریبکارانه. این عظیم ترین سرمایه کشور دستمایه لطیفه های گاه گزنده قرار گیرند. ولی از این وقعیت که فاصله بین نابغه ودانشمند باید توسط یک سیستم مدیریتی هوشمند پر گردد نیز نمیشود گذشت. فاجعه های مدیریتی که روزبه روز بر ابعاد وگستره آن افزوده میگردد. نشانگرآنست که داستان دانشمندان جوان ومعجزات آنان تا چه حد میتواند واقعیت داشته باشد.
متاسفانه بنظر مرسد بازهم تنها امید برای خروج ازاین بن بست دست ساز. نشان دادن همان نوع شجاعت ورافت وعزت اسلامیست که در قضیه شکستن هیمنه انگلیس بناگهان در حاکمیت رخ نشان داد.
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۲۳ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
سلام
1- فرض من بر این است که تیم حاکم در ایران می خواهد تحت هر شرایطی به سوی برخورد نظامی پیش برود.
2- با توجه به سرمقاله های بخش مطیوعاتی این تیم معلوم می گردد که در گام برداشتن به سوی جنگ چگونه عمل می کنند این سرمقاله ها عبارتند از : http://www.kayhannews.ir/860121/2.htm http://www.kayhannews.ir/860122/2.htm
در آنجایی که نویسنده چنین می نویسد: "ايران چند ماه است به روش هاي مختلف سعي مي كند اين موضوع را به غربي ها بفهماند. به طور مشخص ايران در حال تعقيب دو مسير است :
1- كار فني خود را به سرعت جلو مي برد
2- به تدريج و به طور مرحله به مرحله دسترسي هاي آژانس به تاسيسات هسته اي خود را كاهش مي دهد (و اين البته به شرطي است كه پرونده ايران همچنان در شوراي امنيت باقي بماند و روند غير قانوني صدور قطعنامه ها تداوم پيدا كند)."
(پایان نقل قول)
یا در جایی دیگر :
"آمريكا اكنون آنچه تير در تركش داشته رها كرده و هر فشنگي در اسلحه داشته شليك كرده است. اكنون اين ايران است كه در جهاني شوك زده و كنجكاو، تصميم مي گيرد با كدام «خبر و «اتفاق» به نقاط ضعف و پاشنه آشيل قدرت ها ضربه وارد كند. تدبيرهاي فراواني در تركش ايران مانده است به ويژه آن كه هر تير تدبير، فرصت هايي تازه فراهم مي كند و دستان ايران را براي شليك، پرتر مي سازد. تيرهاي تدبير ايران، خوشه اي است و هريك خوشه اي از فرصت ها و تدبيرهاي تازه فراهم مي سازد. آمريكا اكنون با رگبار مرگبار تدبيرهاي ايران روبروست و همين قدرت تمركز و عكس العمل بهنگام و موثر را از آنها بازستانده است." (پایان نقل قول)
3- بنابراین , این احتمال وجود دارد که به 2000 سانتریفوژ دست یافته اند و در پنهان کردن خبر دقیق آن هم عمد دارند.
4- در صورتی که بخواهیم احتمال 2 و 3 شما را بپذیریم در هر حال به این سئوال شما که در انتهای احتمال اول مطرح ساخته اید نمی توانیم پاسخ دهیم : "بويژه آنكه در پی این اعلام دنيا خواهد گفت ايران نه تنها به قطعنامهها وقعي نمينهد، بلكه جلوتر هم ميرود و آژانس هم گزارشهاي تندتري ارايه خواهد كرد و طبعاً زمينه براي صدور قطعنامههاي بعدي عليه ايران فراهمتر ميشود. و در اين صورت مصداق آش نخورده و دهان سوخته خواهد شد كه به هدف و منافع نرسيده اما هزينههايش پرداخته ميشود. " (پایان نقل قول)
چرا که این تیم اصلا به دنبال خیلی تندتر شدن قطعنامه ها است.
5- بدین ترتیب همه چیز مهیاست برای هدف آنها و قطع کامل ارتباط با آژانس و .....
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۰۴ بֽظֽ | Reply
hossein :
آقای عبدی عزيز
آقای البرادعی ورئيس سازمان اتمی روسيه ترديدشان رادرموردخبرخوش هسته ای ابراز داشته اند.)آفتاب نيوز24و25 فروردين(. دراينصورت آيااين سخنان احتمال سوم رابه واقعيت بدل نمی کند؟
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۱۶ بֽظֽ | Reply
Reza :
خبر خوش هسته ائ حتی در صورت صحت, اعلام راه اندازئ ۳۰۰۰ دستگاه سانتريفيوژ است که اصلا به معنئ مرحله صنعتي که با ۵۰۰۰۰ دستگاه سانتريفيوژ ممکن است نيست.
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۳۲ بֽظֽ | Reply
امید :
با سلام و تشکر مجدد از این امکان مجازی که برای بحث و بررسیها فراهم ساخته اید چون معتقدم شکر نعمت , نعمتت افزون کند.و با تشکر از دوستان خواننده که با ارسال نظراتشان ما را نیزمستفیذ مینمایند و احتمالا فکر و اندیشه ی خود را نیز نظمی می بخشند.
بعد از این مقدمه, آقای عبدی عزیز!
هر کس دیگری این گمانه زنیها و احتمالات را نوشته بود, حرفی نبود !! چون وقتی پدیده ای را نشناسی , ناچار در ابتدا , در مورد رفتارش, کردارش , گفتارش , اعمالش ,... و سیاستهایش حدس و گمانه زنی میکنی تا کم کم بر اثر حدس و خطا , ... درستی یا نادرستی , بر ملا , به مرور زمان , آن پدیده را بشناسی. ولی شما چرا؟
شما چرا هنوز ماهیت باطنی و علت رفتارهای ظاهری آقایان را پی نبرده اید, فهمش کمی ثقیل است!!
با وجودیکه واقفم که در مورد ماهیت بعضی افراد و جریانات میگویند :" خدا هم او را نمی شناسد!!" ولی باز فهمش ثقیل است !
با احترام به نظر شما, به هر حال من نیز معتقدم:
روح حاکو بر قدرتدر اینجا , از ابتدا تا به امروز و در طول تمام دولتها , یکسان بوده و با تغییر لباسها, هیچ تغییری نکرده است. آیا شما با این نظر من موافقید؟ (اگر موافق نیستید , دلایل خود را برای اثبات این روح کلی و یکسان عنوان خواهم کرد.)
ولی در مورد علت یابی این هسته ی خبر خوش , کافیست با استفاده از آن روح سرگردان حاکم ! سری بزنیم به تاریخ چند سال پیش و بررسی کنیم خبر عملیات های خوش جنگ را و بخوانیم نتایج بدست آمده و ... و ببینیم نامه یی را که جدیدا آقای رفسنجانی افشا و اعتراف کردند!!(هر دو !) و گفتند از این نامه ها , بازهم در صندوق خانه ی خود برای روز مبادا و رو کم کنی های مخالفان خود, دارم!!!
یادتان هست وقتی در جبهه ها شکستی صورت میگرفت , مقامات و مسؤلان چه ها میگفتند؟ و چه ها میکردند؟ یادتان هست تا قبل از پذیرش قطعنامه ها شعارها چه بود؟ یادتان هست ...
با این یادآوری کوتاه فکر نمی کنم خبر خوش هسته ای احتیاج به گمانه زنی و روانشناختی داشته باشد! (مخصوصا از طرف شما.) داستان چوپان دروغ گو , در کتابهای درسی یادتان هست؟ وقتی چوپان به دروغ فریاد و داد میزد:" گرگ!! گرگ!!" ؟
یادتان هست مردم در ابتدا چگونه به کمکش می دویدند و می آمدند؟ و وقتی با خنده ی تمسخر آمیز چوپان روبرو میشدند , چگونه میرفتند؟
داوطب شدنهای اوایل جنگ یادتان هست؟ آیا آن روحیه را امروز در قشری سراغ دارید؟ براستی آن روحیه , کجا رفته است؟
شاید کسی معتقد است دشمن رخنه کرده , آنرا با خود برده است!! ولی کسانی که بارها و بارها دویده اند و از جان مایه گذاشته اند که میداند کجا رفته است!! اینطور نیست؟
به همین دلیل ساده , اعتقاد دارم این تصویر از روح حاکم , باعث و بانی و دلیل بی اعتمادی بین مردم شده است. اینطور نیست؟
ممکن است عده ای نمایش مقامات را دلیل همراهی و همدلی مردم با مسؤلان عنوان کرده , دلیل تایید نظر و عمل آقایان بدانند!! که پر واضح است که این چنین نیست بلکه اثبات کردنی است که این دلیل دارا بودن و در دست داشتن قدرت آنهاست !! برای امتحان کافیست یکی از این آقایان را یکبار با لباس قدرت و بار دیگر با لباس خلع قدرت در داخل مردم فرستاده و عکس العمل آنها را ببینید!!
بله ! احترام مردم به یک فرد و یک جریان وقتی ارزش دارد که آن فرد و جریان بدون قدرت باشد و مردم به او احترام بگذارند و گرنه شما یک چوب را هم اگر قدرت دادید برخی در مقابل آن سر خم میکنند!!
این همان داستان کثیفی است که عده ای را واداشته تا هر جور شده ( با تقلب , با زد و بند , با زور , با ...) خود را برسانند به آن ( قدرت) و آن موقع از مردم تاییده بگیرند!!!
این گرفتن تایید و این گونه تاییده ,در نظر اهل باطن هیچ موقع و هیچ زمانی, پشیزی ارزش نداشته و فقط بدرد طالبان قدرت و دلخوشکنک آنها میخورد!!
فارغ از این بحث و بررسیهای مجازی برای ما افراد بدون مشت و بدون پشت!! اگر اجازه دهید یک توصیه ی خودمانی داشته باشم:
اگر ما در آینده توانستیم مخاطبان خود را چنان آگاه کرده, که قضاوتشان را فارغ از قدرت و موقعیت و پوزیشنن هر فرد انجام داده و همچنین مسؤلان آینده خود را چنان انتخاب کنیم که فارغ از قدرت, پاسخگو باشند؛ به نظر میرسد بزرگترین خدمت را به جامعه ی فردا ی خود انجام نموده ایم , اینطور نیست؟
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۲۳ بֽظֽ | Reply
:
یکی از اعضای سابق شورای عالی امنیت در جمع خبرنگاران , پس از مراسم گرامیداشت روز ملی فنآوری هسته ای با اشاره به تولید صنعتی سوخت هسته ای جواب شما را داده و گفته است:" این روند , مقدمه ای است تا بتوانیم راه حلی را برای پرونده ی هسته ای پیدا کنیم" !!
این جمله به اندازه ی کافی گویاست که داستان خبر خوش هسته ای را بر ملا کند بدون اینکه احتیاج به اضافه کردن این جمله ی ایشان باشد:" ما پیام صلح و دوستی خود را به دنیا اعلام میکنیم تا نگرانی غرب , بر طرف شود"!!
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۳۰ بֽظֽ | Reply
آرش :
با سلام.
خوشبختانه بنظر میاد که به دنیای توهمات ابرمردها تلنگری خورده و دارن کم کم (گوش شیطون کر) از فشار باد من آنم که رستم بود پهلوان در خودشان کم می کنند.
این که هر چند سال یک بار تو این مملکت یکی خودش را ابرمرد فرض می کند و فکر می کند همه بدبختی های این ملت به خاطر اینه که این آقا در مصدر امر نبوده است، سبب بدبختی های مضاعف برای این ملت شده است. انباشت دانش و توسعه تکنولوژی فرآیندی است که با سیاست اقتصاد آموزش پژوهش فرهنگ... رابطه درونی تنگاتنگ دارد. حال به فرض زور زدی و با صرف غیر ضروری منابع در یک رشته مقداری جلو رفتی. اگر این در یک بستر طبیعی و هماهنگ با سایر موارد نباشد یه جای دیگه توش می مونی! کشوری که برای مثال قادر نیست هلیکوپتری که قرار است یک دوجین فرماندهان نظامی ارشدش قراره با آن پرواز کنند، تعمیر و نگهداری کند، خب آن هایی که اهل فن هستند به آسانی دستش را می خوانند.
خیلی حرف هایی که برخی از سر ذوق زدگی و بعضا هم صادقانه می زنند دلیل بر بیسوادی بنیادین آنهاست. بنیادین از این نظر که اگر اندک سوادی داشته باشی "روش" پرسش از دیگران را بلدی
باید خوشبین بود و آن ها تشویق کرد. شاید این مملکت بلازده بدون خونریزی در مسیر طبیعی رشد و ترقی قرار گیرد و از رنجهای جانکاه مردم اندکی کاسته شود؟؟
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۳۱ بֽظֽ | Reply
مجيد :
واقعاً حيف از سرمايه اقتصادی و سياسی که بر روی اين تکنولوژی طرد شده گذاشته شده وهيچ دستاوردی بجز بدبختی و فقر نداشته ونخواهد داشت.
بر فرض که نه سه هزار که صدهزار سانترفيوژ ونه از مدل دقيانوسی پاکستان که مدرنترين نوع اروپا ئي را بدست آورده باشند پس از سه چهار سال اول و ته کشيدن معادن ايران با اين رفتار از کجا می خواهند اورانيوم تهيه کنند.
حيف که يک هزارم اين سرمايه در انرژی خورشيدی گذاشته نشد وهمينطور که يکی از استادان فيزيک ناليد آنها مجبور شدند يک تحقيق آينده دار را در را بطه با سل خورشيدی از جلبک های خليج فارس را رها کنند. .
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۳۰ بֽظֽ | Reply
رحمت :
جناب عبدی سلام
انرژی هسته ای از دیدگاه آقای احمدی نژاد همان است که در مورد دختر 16 ساله و برادرش بیان کردند. بقیه قصه هیاهو برای انحراف افکار عمومی از گرانی تورم بیکاری فقر و فحشاء فساد اداری و مشکلات مربوط به معلمان - کارگران - کارمندان و سایر اقشار است . نه اینکه این مسائل قبلا نبوده البته که وجود داشته اما آقای احمدی نژاد وعده مهر ورزی - عدالت - آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و خلاصه نوید وضعیت بهتری را داده است و اکنون در میانه راه با مشکلات دیگری از جمله مسئله قیمت بنزین و اثرات افزایش آن بر تورم و کوپنی شدن و فروش بنزین با قیمت تمام شده و ................. روبرو است . بنظر میرسد مشاوران ایشان به ایشان توصیه میکنند بر طبل انرژی هسته ای بکوبد شاید گشایشی صورت گیرد غافل از اینکه " آدم گرسنه ایمان ندارد " و بزودی شعارها رنگ میبازد و واقیعیت عیان میشود و در آن روز همه دوستان و اطرافیان و همراهان ایشان از اطرافش پراکنده خواهند شد همانطور که در این مدت کوتاه تا کنون چنین کرده اند . کسانیکه در کارزار انتخابات نهم از ایشان دفاع میکردند اکنون از منتقدان ایشان شده اند .
رحمت
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۴۸ بֽظֽ | Reply
دبیرستانی :
درسته که حق مسلمه ولی وقتی زور مانع است چرا دارند مردم را به باد فنای اقتصادی و بدتر از آن میدهند
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۱۷ بֽظֽ | Reply
محمد :
راستش من هنوز مطلب بالا رو نخوندم البته save كردم كه بخونم ان شاءالله ولي من به دنبال مطلبي در ارتباط با قضيه 300 به وب شما اومدم كه خبري نبود پس گفتم مطلب بلاگ خودم رو براتون بذارم شايد.....
.............
عبدی:
حتما دوستان علاقه مند به وبلاگ گفتمان مراجعه خواهند کرد.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۲۰ قֽظֽ | Reply
:
سلام
جناب عبدي ؛ در تاريخ بيست و نهم آذرماه سال گذشته نوشتاري زيبا تحت عنوان مرد و نامرد داشتيد كه در نوع خود بسيار جالب و بديع بود .
جنابعالي ذيل كامنت يكي از خوانندگان كه گفتارتان را ناتمام دانسته و خواهان بررسي علل اجتماعي و سياسي و فرهنگي آن بودند ؛ مرقوم فرموده بوديد ؛ ابتدا بهتر است نسبت به موضوع حساس شويم و كم كم به آن نيز پرداخته مي شود ـ نقل به مضمون ـ
ما همچنان منتظر نوشتار ديگري از شما در خصوص تبيين چرايي اين طبقه بندي در جامعه ايراني مي باشيم .
پاينده باشید
..............................................
عبدی:
بدی وبسایت این است که همه چیز نقد و حاضر است !!و خواننده هم دقیق و پیگیر باشد ،نویسنده در منگنه قرار می گیرد.!فارغ از این نکته ،نوشتن برای من و احتمالا بسیاری از افراد دیگر به گونه ای است که مطلب باید گوشه ای از ذهن را اشغال کند و کم کم پخته شود و در نهایت مکتوب و ارائه شود.بنابر این شما این قول ها را یاد آوری کنید و همین یادآوری مرا در پرداختن به مساله تحریک می کند اما نوشتن در نهایت مستلزم شکل گیری آن شرائطی است که عرض کردم.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply
روزبه :
سلام،به نظر من احتمال سوم بیشتر است.
آقای عبدی مدتی بود میخواستم در مورد موضوع ملوانان و بخشش از سرقدرت نظر شما را جویا شوم که شما در احتمال چهارم به آن اشاره ای کردید و من از فرصت استفاده میکنم و دو پرسش دارم:
1-آیا شما هم بر این باورید که دولت(در دو مقوله داخل و خارج)موفق بود که موضوع را اینگونه جلوه دهد که از سر قدرت این کار را میکند؟با توجه به اینکه روز قبل (به گفته خود شما)تونی بلر فرصت دو روزه داده بود و از طرفی وزارت خارجه حاضر به چاپ نامه عذرخواهی دولت بریتانیا نشد.
2-اگرایران این کار را نمیکرد آیا بریتانیا به تنهایی قدرت و شهامت عکس العمل جدی (مثلا ادامه قطع روابط بازرگانی برای طولانی مدت با توجه به اینکه فکر میکنم تقریبا 30 برابر وارداتی که از ایران دارد ،به ایران صادرات دارد)علیه ایران را داشت یا از امریکا و شورای امنیت کمک میگرفت؟
سپاسگزارم
................................
عبدی:
در قضیه ملوانان دولت ایران موفقیت بیشتری از انگلیسی ها داشت بویژه اگر پس از گذشت یکی دو روز دیگر آنها را آزاد می کرد.
بریتانیا برخورد نرمتر ولی کامل اتحادیه اروپا را به برخورد تند خود ترجیح می داد .اما باز هم می گویم که در این مساله بسیار بد عمل کردند و دست چندان بازی نداشتند.اگر دولت ایران پس از اولتیماتوم اعلام می کرد که قرار بود آنان آزاد شوند ولی به دلیل این صحبتهای بلر عقب افتاد و یک مصاحبه دیگر هم در رد سخنان بلر از ملوانان می گرفت و انگلیس هم کاری نمی توانست بکند در این صورت برنده تر!! بود.البته این جریان به نفع پرونده هسته ای کخ مهمتر است نبود.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۰۸ قֽظֽ | Reply
امين :
اين عملكرد دولت و رسانه ها و حتي مردم تنها مي تواند يك تبليغات گسترده باشد ما مي بينيم دولت فعلي اهميت سازش را متوجه شده و غرب هم از اين غافل نيست در اين اواخر گفتگوي سلونا يا.....يا مسئولين ايراني نشان دهنده همين است اما چون دولت دم از اقتدار و قدرت مي زدند نمي خواهد به همين سادگي به غرب كنار بيايد مانند مسئله نيورهاي نظامي انگليس يا دستگيري افراد سفارت خانه ايران در عراق و.....
كه نظر غرب مي شود اما با يك بار تبليغاتي و نمايش قدرت از ايران
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۱۴ قֽظֽ | Reply
شهروند :
آقای عبدی من هم همین طور فکر می کنم. شعار پشت شعار. حالم بد میشه از بس که شعار و دروغ می شنوم. راستی من فکر می کنم مردم ایران دچار درماندگی آموخته شده؛learned helplessness شده اند. مطلبی هم در این خصوص در وبلاگم نوشته ام. موافقید؟
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۲۹ قֽظֽ | Reply
:
خوب آقای علی هم فیزیکدانی شدند که در چند خط جیک و پوک همه این قیل و قال را
خلاصه و در دو سه کشور ونزویلا و نیکاراگوئه و ....سوریه از قلمم افتاد !؟ اخه خوش انصاف
اگر اطلاعات بوش و بلیر و مرکل و شیراک هم مثل شما باشه پس این همه کش و قوس وقت
تلف کردن در شورای امنیت و دادن این همه امتیاز از سوی امریکا بهند و چین و روسیه
چیست !؟؟؟ انشاالله که کور خونه نشین خبر از بغداد نیماره !!! اما این نکته سوم جناب عبدی
که بسیار هم اصرار در صحیح بودنش دارند .... اینکه احتمال کوتاه امدن در تعلیق غنی سازی
بخاطر اعلام دستیابی بدانش هسته ای ( همان خبر خوش مورد انتظار !) در اینده هست را
بنده از زبان هیچ مسئولی نشنیده ام ...اینکه غرب بخصوص امریکا موضوع را کوچک و وارونه
جلوه میدهد هم قابل توجه است !؟؟؟ اینگونه متصور شده اگر ایران خالی ببندد سریع
امریکا انرا بی اهمیت میکند مثل رزمایش های پی در پی اش و ازمایش موشکهایش که
پنتاگون همه را غیر واقع !!قلو داد کرد ٬ اما هر پنهان کاری و شایعه را برعکس زیاده از حد
بان میپردازد !!!حالا ایران انقدر شفاف سازی (خواست البرادعی !) میکند تا دل امریکا
و اروپا رابهم بزند ....انچه مهم است گزارش آژانس نیست ٬ بلکه جو سازی قبل از گزارش است
چنانچه احتیاج بارامش باشد آژانس هم گزارش بخاطر ارامش میدهد...انشا الله انها ییکه
خواهان در گیری نظامی امربکا با ایران هستند حقایق را زیاد وارونه نکنند که
ثمری عاید نمیشود
........................................
عبدی:
ظاهرا یادداشت دقیق خوانده نشده و استنباط وارونه از آن شده است.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۱۵ قֽظֽ | Reply
حسین کاف :
انرژی اتمی،به نظر من،
مثل بازی ،مار وپله،میماند.اگر در خانه نردبان
قرار بگیری خانه های زیادی صعود و اگر در
خانه مار قرار بگیری گزیده و سقوط خواهی
نمود.البته با این تفاوت که بازی اتمی عقلانی
و خطرناک است.انانیکه در سایت شما مرتب
در پای مقالات ورسالات حضور بهم رسانده و از
شدت ترس مرکب قلمشان خشک میشود
لابد نظر به قصه هندوی نفت انداز درگلستان
شیخ اجل دارند.هرچند هندیان نیز از پل اتمی
گذشتند اما ما ایرانی هستیم و اهل خطر،به
ما آموخته اند مهتری را با خطر کردن از کام شیر
باید بدست آورد.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۲۳ قֽظֽ | Reply
:
با سلام خدمت جناب عبدی عزیز:
من هم نظر سوم شما را بطور حتم می پذیرم چون به واقعیت نزدیک است.به نظر من خبرخوش هسته ای ادعائی بیش نیست. برای خاموشی مطلق افکار عمومی(اگرواقعاما به سوخت صنعتی دست یافته باشیم وقتی از طریق شورای امنیت تحریم اقتصادی هستیم به قول علی آقااین سوخت را به کجا می خواهیم بفروشیم .نه 30%کاهش قیمت بلکه50%کاهش قیمت).
وقتی دولت نهم این گونه بر انرژی هسته ای پا فشاری دارد و قطنامه های پی در پی را هم کاغذ پاره ای بیش نمی داند و در 22بهمن... به سر دادن شعار حق مسلم می پردازند.
خوب این دولت فدایی می بایست داعیه اینچنینی رادر رسانه هاو افکار عمومی برای حفظ جایگاه خود در سطح ملی پخش کند تا ببینیم در آینده چه می شود.
اگر حمله نظامی صورت بگیرد (که جزءاحتمالات بالاست )جان و مال همین مردم در خطر است اگر به لطف عقلای آمریکایی حمله ای صورت نگیرد در آینده نه چندان دور تحریمات اقتصادی در ابعاد گسترده گریبانگیر همین مردم است(100% انرژی صلح اآمیز هسته ای حق مسلمه هر کشوری است ولی وقتی هزینه جبران ناپذیر آن سنگینتر از سود محتملی آن است چرا باید بر آن اصرار کرد ؟چرا باید از طریق مردمی که معنای خواست خود را نمی فهمند در جهت رسیدن به مقاصد مغرضانه خود و سرکوب مخالفان داخلی بهره برد).
آن کسی که باید در فقر حاصل از تحریمات دست و پا بزند و برای گذران زندگی در منجلاب جنایات غرق شود; نفرین ولعنت نسلهای آینده را برای خود پس انداز کند همین مردم اند
آنها خبر خوش را به بعد از قطعنامه موکول کردند که اگر فکر ی از افکار بخواهد بیدار شود این خبر مهر خاموشی بر آن باشد.اگر هم واقعا به این انرژی روزی دست یابیم با تحریماتی که بر علیه یران صادر می شود مطمئنا باید آن را در موزه های تاریخ سیاسی ایران ثبت کرد ولی چه کسی جزمردم تاوان این هزینه را پرداخت خواهند کرد ؟
چه کسی جوابگوی نسلهای بعد خواهد بود؟
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۱۵ بֽظֽ | Reply
کپی با آقای حسین کاف :
نوشته اید بازی اتمی مثل بازی مار و پله است. با نظر شما موافقم ولی آیا دولتی میتواند به خود حق دهد و با سرنوشت مردم با دیگرانی که سازنده ی این بازی و همیشه برنده ی این بازی بوده اند , بنشیند و بازی مار و پله کند؟
آیا شما حاضرید من نوعی هم بنشینم و بر سر آینده ی شما خطر کرده و بازی خطرناک مار و پله کنم؟
و اگر باختم بگویم شانس شما بوده و اگر بردم بگویم من آنم که رستم بود پهلوان؟!!
نوشته اید: "ما ایرانی ها اهل خطریم و مهتری را از کام شیر بدست می آوریم." این روحیه بسیار خوب و عالیست ! ولی در این سالها آیا با تمام این خطر کردنها , آن مهتری مورد نظر شما به اندازه ی کمش , بدست آمده است؟
آیا شنیده اید همین ایرانیهای مهتر خواه از راه بازی مار و پله را که از آنها سؤال میشود :
" از کجا می آیید؟"
میگفتند:
" از گرمابه ی گرم کوی تو"
و آن دیگران میخندیدند و میگفتند:
" خود پیداست از زانوی تو"!!
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۲۴ بֽظֽ | Reply
امیر وفا :
جناب عبدی من هم موافقم که بیشتر این بازی ها جنبه داخلی دارد گرچه در برخی از موارد سیاست خارجی را هم تحت تاثیر قرار دهد. آنچه برای حاکمیت مهم است توجیه افکار عمومی به هر نحو ممکن است به این توضیح که الجمدلله مردم ما هم روحیه توجیه پذیریشان به شدت بالا رفته است!
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۷ بֽظֽ | Reply
رضا :
با سلام
1-به نظر دولت ایران و بخصوص آقای احمدی نژاد استنباط درستی از این واقعیت ندارد که در چه جایگاهی قرار دارد.بار ها ایشان در جمعی کوچک حرفهای عجیبی زده(مانند خبر دانشمند هسته ای 15 ساله) که تنها تحلیل می تواند این باشد که ایشان می پنداشته تنها آن جمع این سخنان را خواهد شنید. لذا در بسیاری امور هم هنگامی که در سفر استانی یا در مناسبت داخلی صحبت می کند به بازتاب بین المللی آن نمی اندیشد و گاه در بیرون حرفی می زند که در داخل تعجب بر انگیز است.
2-من نسبت به گزاره ی چهارم خوشبین هستم اتفاقا اعلام اینکه تا دو سال آینده می توانیم به 50000 سانتریفیوژ برسیم می تواند اثباتی بر این گزاره باشد که ما صنعتی شده ایم و به زودی می توانیم در مقیاس بالا این کار را انجام دهیم.
3-آیا در ایران پژوهش قابل استنادی نسبت به میزان ذخایر اورانیوم کشور و اینکه آیا غنی سازی جدای از مسایل سیاسی صرفه اقتصادی دارد یا خیر انجام شده؟
با سپاس
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۳۳ بֽظֽ | Reply
رضا :
سلام آقاي عبدي.من واقعاٌ نمي دوونم كه انرژي هسته اي حق مسلم ماست يا نه؟ و آيا ايران واقعاٌ دنبال انرژي هسته اي است يا نه.فقط اينو مي دوونم كشوري كه عرضه نداره خيابانها و جاده هاش از از هر بابت استاندارد كنه (يكي از هزاران نمونه) چطوری می تونه انرژي هسته اي را با اصول استاندارد اداره کند؟.والسلام
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۵۰ بֽظֽ | Reply
SOLOMON :
با سلام
به نظر میرسد که مطالب سایت در سال جدید دیر به دیر UPDATE میشود. امیدواریم این موضوع به دلیل مشغله های زیاد جناب آقای عبدی باشد و نه به دلایل دیگر.
در صورت امکان در مورد بلبشوی قیمتگذاری بنزین توسط دولت مهرپرور بنویسید.
...................................
عبدی:
بعد از تعطیلات بطور متوسط هر 3روز 3 مطلب تقدیم شده که کاهشی محسوب نمی شود.درباره قضیه بنزین چیز جدیدی علاوه بر آنچه که قبلا نوشته ام فعلا ندارم.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۴۰ بֽظֽ | Reply
:
ta zamani ke maishate mellat tamin nashavad hich khabare khoshi mana nakhahad dasht va hamchenin az osole avvalieye diplomatic in ast ke dar chenin vaziate moltahebi ke dar iran va na dar hich jaye digary dar donya dide nemishavad elam chenin khbari ala raghme ebham dar bareye sehhat va soghme an be manzaleye abe dagh khorandan be yek farde tab dar ast
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۰۷ بֽظֽ | Reply
رضا شیران :
سلام....قبل از هر گونه بحث در مورد چند و چون اداره پرونده هسته ای باید به سوال زیر پاسخ داد:
-آیا این پرونده یک پرونده استراتژیک است یا موضوعی غیر راهبرد ی است؟ اگر جواب مثبت باشد انگاه باید تمامی رویکردهای سیاسی اقتصادی و.... را در راستا و همسازی با آن سامان داد و بهیچ روی در این خصوص سازش نکرده و تن به معامله نداد(همانند موضعگیری اسراییل در مورد انرژی و بمب هسته ای خود). اگر موضوع را استراتٰٓژیک دسته بندی نکنیم میتوان در نقطه ای معین و با گرفتن حد اکثر بهای ممکن از ان صرف نظر کرد(همانند موضعگیری کره شمالی)
هر گونه بحث و اظهار نظر قبل از پاسخ دادن به این سوال راه بجایی نخواهد برد زیرا از نظر منطقی روشن نخواهد بود که نفی و اثباتها چه سمت و سویی دارند
زیرا بسیار محتمل است که دولت احمدی نژاد مساله را استراتژیک طبقه بندی کرده باشد.
از بررسی اجمالی کامنتهای دوستان چنین برداشتی شکل میگیرد که هیچیک این موضوع را راهبردی تلقی نمیکنند و بهمین دلیل بهای پرداخت شده تا این لحظه را هم بسی بیشتر از ارزش واقعی ان دانسته و خواستار واگذاری بازی هستند ولی هیچیک صراحتا نگفته است که این پرونده را استراتژک نمیداند. جناب عبدی هم در این رابطه مطلبی را ذکر نکردند . گویا همه دوستان بشکل بدیهی این پیش فرض پنهان را دارند که موضوع استراتژیک نیست ولی نکته اصلی این است که غیر استراتژیک بودن موضوع به هیچ وجه بدیهی نیست و باید در خصوصش توافق کرد!!!!
دیگر اینکه مطالب کامنت نویسان محترم مشتمل بر پیش قضاوت پنهان و اشکار نسبت به دولت احمدی نژاد است و تنها نوشته جناب عبدی تا حدودی مجرد بود. وجود چنین پیش قضاوتها درستی و دقت تحلیل را بشدت پایین میاورد و نتیجه گیریها را مخدوش میکند.
(چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل بسوی دیده شد )
حد بیطرفی میتواند به این شکل تعریف شود که اگر بفرض هیتلر هم کار درست یا انسانی کرده باشد بتوان آن را دید و برسمیت شناخت و ستایش کرد نه اینکه صد دلیل و برهان اقامه نمود که این امر هم باید جنبه و باطنی شیطانی داشته باشد و غیر از این ممکن نیست و محال لازم میاید. انظر الی ما یقال ولا تنظر الی من قال سخن مولا است که الحق راهبرد درستی در ارزیابی سخنان و مواضع است. ( ولا یجرمنکم شنان قوم علی ان لا تععدلوا اعدلوا)*
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی.
بار دیگر از جناب عبدی و سایر دوستان میپرسم که ایا موضوع هسته ای استراتژیک است یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟
تحلیل با ید تا حد ممکن axiomatic باشد به این معنا که با حد اقل پیش فرضهای بدیهی (یا توافقی) شروع به بیرون کشیدن نتیجه گیریها با استفاده از برهان بنماییم. هر قدر تحلیلی به این مدل کلی نزدیکتر باشد میتوان بیشتر بر نتیجه گیریها تکیه کرده و جلو رفت ولی عدم وجود پیش فرض واضح یا مغالطه در ترتیب برهانها عملا استدلال را از consistency یا سازگاری خارج ساخته و تحلیل را تا حد خطابه و اعلام مواضع سیاسی و شعر و شعار و نهایتا فحاشی محترمانه و با اتیکت پایین میاورد.
...........................................
عبدی:
من در تحلیلهای خود قبلا به این موضوع اشاره کرده ام.می توان به لینک هسته ای در وبسایت مراجعه کرد بویژه در مطالب اولیه.
۲۹ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۰۶ قֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
در پاسخ به کامنت دوست بالا آقای شیران بالاخره در یک کلام بفرمایید پرونده هسته ای ایران راهبردی است یا نه ؟
...........................
عبدی:
پاسخهای یک کلمه ای تبعات زیادی دارد.اما در عین حال از زاویه دید حکومت ،آنها با مسائل بصورت راهبردی برخورد می کنند.
۲۹ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply
بهرام ابرکاوانی :
سلام جناب مهندس عبدی.......در یک کلام می توان بگویم که این هم یک خالی بندی دیگر از جانب دولت بود که دوباره بعضی آقایان را جلوی دوربین ببرد!!!.......در کل می شود گفت به قول بسیاری از تحلیل گران این کار یک اشتباه بزرگ تاکتیکی از جانب ایران بود که ضربه سنگین این اشتباه فاحش را در آینده نزدیک دریافت خواهیم کرد........اجماع بین المللی در مورد ایران به راحتی آب خوردن تسریع شد......
۲۹ فروردین ۱۳۸۶ ۸:۴۴ بֽظֽ | Reply
آشنا :
با سلام
بنظر میرسد که تائید آژانس راهگشای گزینه چهارم باشد ، هر چند موضع گیریهای رسمی رئیس آن تا کنون غیر از این بوده ولی زمزمه های غیر نیز به گوش میرسد که با حواشی داستان ، از جمله ابراز تمایل رئیس کنگره آمریکا برای سفر به ایران و استقبال نمایندگان مجلس ایران ، زمزمه های کشورهای عربی خلیج فارس برای داشتن انرژی هسته ای و .... نیز هم داستانی دارد.
با توجه به جمیع جهات بنظر میرسد که یک دیپلماسی فعال و عاقلانه در این شرایط بتواند نقطه عطفی در معضل بوجود آمده بنفع کشورمان ایجاد کند.
البته نباید از مشکلات این قضیه نیز غافل بود شاید باز کردن این گره زمان خاص خود را طلب کند ولی من هم موافق این قضیه هستم که قضیه ملوانهای انگلیسی خواسته یا ناخواسته نشان از آمادگی دولت برای انعطاف دارد.
۳۰ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۰۹ قֽظֽ | Reply
ناامید :
تولید صنعتی به معنی تولید محصولی با تیراژ بالا و با قیمتی که بازار داشته باشد و برای تولید کننده هم منافع اقتصادی
۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۰۹ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/498