آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۲۷ فروردین ۱۳۸۶
معماي اورانيوم(آقای آگاهی)
معماي اورانيوم
آقای آگاهی
1- پرونده هسته اي ايران در حال حاضر با سئوالات متعددي روبرو است كه ميتواند چالش جدّي را متوجه اظهارات و سياستهاي مو جود نمايد . موضوعي كه در اين يادداشت مورد بررسي قرار ميگيرد ابهام در مورد وجود اورانيوم بمقدار لازم در كشور ما جهت غني سازي است. با توجه به اينكه اساس استدلال اين است كه با غني سازي اورانيوم و توليد سوخت هسته اي درتامين انرژي آينده كشور مستقل خواهيم شد، اگر اين سئوال طرح شود كه دستيابي به اين فن آوري نه تنها استقلال بهمراه ندارد كه بر عكس موجب وابستگي شديدتري نيز خواهد شد و دليل آن هم عدم وجود ذخائر قابل ملاحظه اورانيوم در كشور ما است و اين گزاره هم صحيح باشد آنگاه شايد باز نگري در سياستهاي فعلي امري ضروري باشد.
2- بر اساس اطلاعات موجود در سال 1999بيش از 90% توليد جهاني اورانيوم توسط ده كشور تامين گرديدند كه اين كشورها عبارتند از: استراليا، كانادا، قزاقستان، ناميبيا، نيجر، فدراسيون روسيه، آفريقاي جنوبي، اكرائين، آمريكا و ازبكستان كه هر يك از اين ممالك بيش از 1000 تن اورانيوم توليد و روانه بازار كردند. در اين ميان كانادا با 25% توليد در صدرو استراليا و نيجر با 14.8% و 9% توليد جهاني درمرتبه دوم و سوم قرار دارند.. حدود 50% توليد از معادن نزديك به سطح زمين كه كم هزينه ميباشند بوده و 32% از معادن واقع در عمق زمين كه پر هزينه تر ميباشد و مابقي نياز از طرق ساير منابع كه توضيح آن در بند 3 ميايد تامين شده اند. در سالهاي بعد تاكيد بر استخراج اورانيوم از معادن نزديك به سطح زمين داراي اهميّت بيشتري گرديده و بخش اعظمي از معادن درعمق بدليل پر هزينه بودن استخراج تعطيل شده اند.
3- در سالهاي بين 1991 و 1999 معادل 40% نياز جهاني از طريق منابعي غير معادن و بطور مشخص از موجودي سوخت راكتورهاي تعطيل شده تامين گرديدند. از سال 1995 يك منبع مهم ديگر تامين اورانيوم به عرصه آمد كه امتياز آن عمدتا در اختيار آمريكا و روسيه مي باشد و آن استفاده از اورانيوم موجود در سلاحها و موشكهاي هسته اي بود كه در قالب پيمانهاي خلع سلاح اتمي از زرادخانه هاي هسته اي خارج گرديدند و در حال حاضر نيز اين منبع عظيم كماكان مورد بهره برداري اين دو كشور بزرگ اتمي قرار دارند. از سوي ديگر تكنو لوژي استخراج اورانيوم و قيمت جهاني آن اهميت فراواني در استخراج و عرضه آن پيدا كرده است. برابر اطلاعات موجود، عليرغم وجود مقادير قابل توجه اين فلز در نقاط مختلف، تعدادي از كشورهاي توليد كننده بدليل هزينه بالاي استخراج و همچنين عدم برخورداري از تكنولوژي پيشرفته در امر استخراج مراكز اكتشاف خود را تعطيل كرده اند و هم اكنون بدلايل فني، مالي و مديريتي عملا استخراج و عرضه اورانيوم جهت مقاصد تجاري در دست ممالك صنعتي بزرگ قرار دارند.
4- در حال حاضر 24 كشور داراي معادن اورانيوم در نزد آژانس بين المللي انرژي اتمي ثبت شده اند كه بغير از چين، پاكستان و هندوستان مابقي گزارشات رسمي منابع و معادن اورانيوم خود را ارائه ميدهند. ضروري است توجه شود كه هزينه توليد 130 دلار آمريكا براي هر كيلو اورانيوم زياد محسوب و منابع با هزينه توليد كمتر كه عبارت از 80 دلار و 40 دلار در هر كيلو هستند بسيار با صرفه ترند و براي مثال كانادا در سال 1999 ،31% از اين اورانيوم بسيار اقتصادي را به بازار عرضه نمود. پيش بيني ميشود كه تا سال 2015 نياز جهاني اورانيوم مابين 54500 الي 79800 تن باشد در حاليكه توليد جهاني در همين دوره بين 42000 تن تا 62000 در خوشبيتاته ترين حالت برآورد ميگردد .بر اساس چنين واقعياتي است كه تدريجا توسعه بيشتر نيروگاههاي هسته اي مورد بازنگري جدّي قرار گرفته و توجه به منابع ديگر مانند ژئو ترمال رو به افزايش است.
5- بر اساس گزارشهاي رسمي ايران به آژانس، ذخائر اورانيوم قطعي ايران بعد از حدود بيست سال اكتشاف و تحقيق 491 تن برآورد گرديده است كه ميتوان معادل 876 تن منبع احتمالي قابل بهره برداري با هزينه استخراج هر كيلو 80 تا 130 دلار را نيز بر آن افزود. علاوه بر اينها فرضيات غير قابل اثباتي در مورد وجود 4500 تن اورانيوم ديگر و يا احتمال پيدا شدن 5000 تن ذخائر جديد وجود دارند كه تا كنون تائيد نگرديده اند. برابر اين آمار، منابع قطعي اورانيوم ايران را بايد حدود1400 تن برآورد كرد وهر سياستي بايد با توجه به اين ارقام طراحي وبرنامه ريزي شود. مطلبي كه اين آمار و ارقام بزبان روشن بيان ميكنند اين است كه ما بهيچوجه داراي منابع قابل اعتناي اورانيوم كه بتواند نباز بلند مدّت ما را جهت برق هسته اي تامين كنند نيستيم و تامين برق از نيروگاه هاي اتمي بدون تامين سوخت از خارج مقدور نيست و حتّي اگر غني سازي را هم به حدّ كمال انجام دهيم چاره اي بجز وارد كردن اورانيوم(منظور ماده معدنی اورانیوم) از منابع خارجي كه بطور عمده در كنترل كشورهاي خاصّي هستند نداريم و اصولا بحث خود كفائي كشور در اين مورد بنظر نمي رسد كه بر مبناي اطلاعات صحيحي طرح شده باشد.
6- توجه دقيق به اين آمار هر چند مختصر مي تواند براي مسئولين عزيز پرونده هسته اي جالب باشد و براي مثال ميتوان درك كرد چرا پيشنهاد مشاركت بين المللي در پروژه غني سازي ما با سردي مواجه گرديد. وقتي كه ما نه داراي منابع قابل توجه اورانيوم هستيم و نه مصرف كننده اي عمده چون اصلا نيروگاه اتمي نداريم، چرا بايد مثلا اورانيوم آفريقاي جنوبي را بياورند در ايران غني كنند و سپس به آمريكاي شمالي و يا اروپا بفرستند؟ اصلا چنين طرحي توجيه اقتصادي ندارد و طرح فروش سوخت در بازارهاي جهاني با 30% زير قيمت نيز حرفي بيش نيست چه آنكه تنها هزينه حمل ونقل اضافي شايد بيش از 30% قيمت را بالاتر ببرد. از نظر سياسي هم اين واقعيتها دست آويز برخورد جهاني با ايران شده است و مصاحبه اخير دبير كلّ آژانس در اين مورد بقدر كافي گويا است. وي ضمن ردّ اين كه مشكل با ايران در دستيابي به انرژي هسته اي و يا حتّي غني سازي است گفت كه مشكل چيز ديگري است و بعبارت ديگر اين سئوال را مطرح نمود كه چرا وقتي كشوري نه منابع چشمگيري دارد و نه مصرفي دارد روي به غني سازي اورانيوم آورده است ؟ از سوي ديگر سياست راه اندازي 20 نيروگاه ديگر بر مبناي كدام كارشناسي طرح ميگردد و علاوه بر وجود ابهاماتي جدّي در اين سياست لازم است معلوم شود كه براي تامين سوخت آنها چه فكري شده است؟ اين سئوالي است كه مسئولين محترم كشور حتما بايد به آن توجه ويژه نمايند تا خزانه ملّت با هزينه كردن جهت طرحهاي فضائي تهي نگردد. اميد كه دراين بررسي ها فقط منافع اين ملّت شريف درمدّ نظر باشد تا تفكرات ويژه شخصي كه هنوز هم مباني بسياري از آنها نا معلومند و گوش دهيم بقول شيخ بزرگ عطار كه ميفرمايد:
ترا يك ذره در خود عيب ديدن
به از صد نورِ غيب الغيب ديدن

حمیدی- :
با سلام
و با تشکر از مطلب ارائه شده اقای اگاهی نکات تازه و قابل تاملی را ارائه داه بودند.
اما بنطرم نمی رسد که مسئولان و دست اندر کاران پروژه انرژی هسته ای تا این اندازه خام باشند که این پیش بینی مهم را نداشته باشند.
چرا که بارها و بارها از سوبی متخصصان و کارشناسان داخلی و خارجی به این موضوع اشاره شده است. از انجا که مسئولین و تصمیم گیران همواره در پشت پرده کارهایشان را می کنند ، و بخاطر انکه دشمنان داخلی و خارجی از نظرات و تصمیمات اگاه نشوندتا که طرح هایشان برملا شود همواه ملت را هم بی نصیب می گذارند!.
بخاطر دارم در چند سال قبل در یک کنفرانس بین المللی که در دفتر مطالعات سیاسی در خصوص موضوع انرژی برگزارشده بود یک استاد اقتصاد انرژی از اسکاتلند همین موضوع را به آرامی و مستدل بیان کرد و اضافه کرد که انگلستان با تجربه قبلی خود اکنون به این نتیجه رسیده است که برای این کشور تولید انرژی هسته ای مقرون به صرفه نیست. در کنفرانس نسبت به این گفته وی دقت نشد و شاید نارحت هم شدند و شاید هم به این دلیل که یک انگلیسی چنین نظری داشته و لابد قصد تخریب افکار را دارد. اما امروزه مطالعات علمی و شاید نظرات کارشناسی چنین مطلبی را به اثبات رسانده باشد.
البته برای تامین منابع اورانیوم از برخی جاها اقداماتی کرده اند بنده در چند سال قبل شنیده بوده که کارهائی را با کشور نیجر ( بدون خبر یا با خبر فرانسویها) شروع کرده بودند که بهر حال خود فرانسویها بهتر می دانند چه شده است.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۰۶ بֽظֽ | Reply
:
آيا در تحقيق مربوط به توليد و مصرف اورانيوم ميزان مصرف ساليانه هر نيروگاه نيز مشخص است ؟
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۲:۳۱ بֽظֽ | Reply
:
1- فرض کنیم کسی به ما کاری ندارد
2- فرض کنیم مواد اولیه کافی هم داریم
3- فرض کنیم نیروگاه و بمب اتمی هم خوبند
4- فرض کنیم نوع رزیم حاکم بر مملکت هم تاثیری در اظهار نظرمان نداشته باشد
لطفا" فهرست وار بفرمایید مبانی تصمیم گیری های استراتژیک کدام است؟
و آیادر این مورد خاص به هر مورد عنایت لازمه مبذول گشته است؟
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۲۹ بֽظֽ | Reply
پرویزپدرام :
جناب آقای آگاهی
با سلام
یادداشت مفیدی بود. اگر امکان دارد مأخذ این اطلاعات را ارائه فرمایید.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۴۸ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی ...وقتی مطلبی جاندار و غنی مینویسید با دقت و خط بخط میخوانم و اگر
در حد شعور و اگاهیم بود اعتراضی نقدی وگرنه خاموشی به ٬ انجا که نوشتم دو و سه
خط اول و وسط و آخر ...وقتیست که موضوع های رخدادی را مثل شما ناظر بودم
و نقطه بنقطه اش را از ده زاویه خوانده ام ...اینکه در یک سطر مرقوم فرمودید مطلب
را تمام !؟ نخوانده ام و نتیجه وارونه !؟ گرفته ام ....باید احسنت گفت باین همه هوش
و حافظه شما که حیفست در جهت کمک بمسئولین فعلی مملکت استفاده نشود گیرم
که خود خواه و خودبین باشند شما بخاطر ایران بانها کمک کنید مردم ایران شما را
فراموش نخواهند کرد ...در مورد این مطلب اجازه میخواهم که کمی بیشتر غور کنم
با اینکه سالیان درازیست ساکن کانادا هستم نمیدانستم مثل عربستان سعودی و نفتش
کانادا همان ارزش را در باره اورانیوم دارد ...حتما بعد از تفحص در مورد کانادا و ارورانیومش
برایتان خواهم نوشت. اما معما اینجاست که در میان این ده کشور هشت کشور در جبهه
مقابل ایران قرار دارد حتی اکراین و روسیه پس نیجر و نیجریه قابل کمترل برای
جهان غرب نیست تا ایران را در منگنه قرار دهد !؟ اگر بازار ازادی آزادی هست که هر کشوری میتواند بان دسترسی داشته باشد کجا و چگونه است !؟
البته ژاپن ۹۰در صد مواد خامش را وارد میکند و بعد از تولید انها را بصورت ماشین
و منسوجات و ادوات بهمه دنیا صادر میکند ٬ اینکه ایران اروانیوم وارد کند و بعد از
غنی سازی بکشورهای دیگر صادر کند !!! ممکن هست اما تصورش فعلا ناممکن
و غیر قابل باور و کمی بهت آور . با تشکر کریم
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۵۹ بֽظֽ | Reply
mohamad :
ما ملتی هستیم که زود جو گیر می شویم .
و این خودش به ده ها دلیل و علت وراثتی ؛ محیطی -جغرافیایی و هنجاری - ارزشی تاریخی ... است که کیش شخصیتی را در ما باعث می شود و این کیش شخصیت باعث زود جوگیری.
جوگیر شدن( مسئله ی توهم شجاعت و بی باکی و تهور را هم در همین اثنا اضافه کنید)کار دستمان می دهد و بعد با هزار امتیاز داده شده شروع می کنیم بخواری التماس کردن .
از قاجار ها بگیرید تا پهلوی اول و دوم و جنگ 8ساله . در امورات داخلی مان هم همین طور است . بی ادبی است و جسارت ولی ضرب المثل است دیگر و اصطلاحا یابو ورمان می دارد .
خدا این آخری را ختم به خیر کند!
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۱۵ بֽظֽ | Reply
امید :
قبل از انقلاب آرزو داشتیم کشور ما نیز مثل دیگر کشورهای پیشرفته , دارای احزاب آزاد, روزنامه های غیر دولتی, موسسات آمار و اطلاعات دقیق , .... و حتی فروشگاه هایی باشد که اگر جنسی را از یکی از آنها میخریدی , در فروشگاه دیگری میتوانستی پس دهی!! و به تو اعتماد میشد!! آرزو داشتیم ....
وقتی انقلاب پیروز شد ,برای تحقق آن آرزوها , از طرف مسؤلان دولت موقت , دواطلبانه به روستا رفته , از کمبودها و موانع آنها , آمارها و گزارشها تهیه کرده , مرتب کرده و تحویل دادیم.
سالها بعد وقتی پیگیری آن گزارشها و آمار را کردم , ناباورانه متوجه شدم که همه ی آنها دور انداخته شده !!! چون نگاه تصمیم گیران اصلی , به اولویتها و .... جاهای دیگر بوده است!!
سالها بعد رساله ی پایانی تحصیلی خود را اختصاص داده بودم به بررسی مشکلات معیشتی و ... کمبودهای اساسی ماهیگران حاشیه خلیج فارس ؛ به نبود امکاناتی که آنها را محروم میکرد تا ماهی های خود را به بازارهای داخلی رسانده و ... نبود برق برای داشتن یخچالهای نگهداری و نبود امکانات خشک کردن ماهیها به صورت بهداشتی و .... در این تحقیق متوجه یک نکته ی جالب شده بودم که ماهیگیران را مجبور میکرد ماهیهای خود را به کشتی های خارجی بفروشند و آنها هم, به ازای پول ماهیهای خریداری شده, به آنها جنس خارجی میدادند و بالطبع ماهیگیران ایرانی برای فروش اجناس , ناچار به راه قاچاق کشیده میشدند و و ...
در پایان این تحقیق اجتماعی با کمک مرکز تحقیقات علمی, خود طرح خشک کنهای خورشیدی با خروجی تولید برق را در اشلهای نیمه صنعتی طراحی , برآورد هزینه , ... , میزان صرفه جویی و اشتغال زایی را به مسؤلان ارایه دادیم و .... این همه تلاش کار نیز به سرنوشت تمام تلاشهای دیگر دلسوزان مملکت دچار شد وووو
بعد از سالها تصمیم داشتم با استفاده از تجربیات خود آبگرمکنهای خورشیدی را که در مملکت پر خورشید ما یکی از بهترین , سالمترین و ارزانترین انژیهاست در اشلهای مصرف عمومی در خط تولید قرار دهم ولی در پیچ و خم کاغذ بازیها و سنگ اندازیها در جا زدم و ....
هنوز هم معتقدم استفاده از انرژی خورشیدی , یکی از سالمترین و ارزانترین انرژیها برای کشور ماست که اگر دولت یک نیمنگاهی به آن میداشت میتوانست به راحتی با تبلیغات مثبت , جانشین اورانیم کند .... و بدون سر و صدا , مشکلات معیشتی و عدم رفاه را تا اندازه ای در این زمینه برای مردم خود حل کند!! ولی چه کنیم که کشتی بان ما را قطار بانی شده که سیاستی دیگر در سر دارد و آنچه در حساب نمی اورد , اهمیت آمار و اطلاعات و تحقیق و .... مشکلات مبتلا به مردم و علت یابی جریاناتی چون اعتیاد , قاچاق , فساد , دزدی, ... خودسوزی, خودکشی, .... و اینگونه مسایل در جامعه است!!
آیا باز هم با دیدن این گونه روحیه های به هیچ انگاری!! در مقامات (که مورد تجربه ی شده ی من از ناچیزترین آنهاست) میتوان به نیت شر و انگیزه های غیر خیر خواهانه ی علت پافشاری روی انرژی هسته ای با دیده ی تردید و شک نگاه نکرد؟
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply
كيان :
بالاخره بايد به اين سئوالات پاسخ داد تا اگر اشكالي هم است زود معلوم شود.بنظر ميرسد اگر واقعا انرژي هسته اي را انقدر مهم براي كشور ميدانيم راهي نيست مگر اينكه با جهان خارج سياست همكاري داشته باشيم تا درگيري.همين آمار خودش نوع سياستي را بايد داشت مشخص ميكند يعني بدست آوردن انرژي اتمي و درگيري با جهان كاملا ضد يكديگرند.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۲۶ بֽظֽ | Reply
جعفري :
اگر ايران اينقدر ذخائر اورانيم د كمي دارد پس براي پس اين همه هياهو براي چيست؟
آيا اگر تهيه سنگ اورانيم اينقدر مشكل است، براي آمريكا ساده نيست كه در موقع لزوم اين حدود 500 تن ناقابل را نابود كند؟
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۶:۵۰ بֽظֽ | Reply
farid :
lotfan befarmAyeed meezAneh masrafeh orAnyomeh booshehr dar sAl cheghadr ast? meezAmeh masrafeh 20 neeroogAh dar sAl cheghadr ast? veh eenhA rA bA 1400 ton manAbe Iran moghAyeseh koneed.mamnoon.
۲۷ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۰۰ بֽظֽ | Reply
کیوان :
آقای آگاهی
تلاش شما برای روشنگری در مورد بحث ملی هسته ای پسندیده است. وجود ابهامات متعدد در مورد چنین امری طبیعی است زیرا از یکسو موضوع حساسیت سیاسی / فنی استثنائی دارد و از سوی دیگر اصولا چنین پروژه هائی حتی در غرب که غیرسیاسی تلقی می شود نیز وجه عمومی ندارد. شخصا نیز برای نظرات همه افراد و حتی مخالفان توسعه و کاربرد انرژی هسته ای در ایران و جهان - بنا به هر دلیلی که داشته باشند - احترام قائلم. در عین حال ورود فنی به چنین موضوعی الزامات خاص خود را دارد و نمی توان به صرف ارائه چند عدد و رقم، صورت مسئله را پاک نمود یا قابل پاک شدن دانست. به سوالات و نکات زیر عنایت کنید:
- مفروض نوشته شما این است که همه کارشناسان و مقامات ذیربط یا از این آمار بی اطلاعند یا توجهی به آن نداشته اند. طبعا هر دو مورد حداقل در سطوح کارشناسی بعید است. ضمن اینکه در سطوح سیاسی نیز موضوعی با این اهمیت را نمی توان صرفا با عینک سیاسی و نادیده گرفتن همه بدیهیات فنی برگزار نمود زیرا در پرتو آمار شما و پیشرفت برنامه هسته ای، در آینده نزدیک واقعیات نمودار خواهد شد!
- در تائید نکته قبل می توان گفت در صورت صحت فرضیات و آمار شما، طرف غربی با اشراف به این اطلاعات، نباید چندان نگران توسعه برنامه هسته ای ایران باشد زیرا این برنامه بصورت اتوماتیک در اولین فرصت و پس از مصرف اورانیوم محدود قابل دسترس ایران، عملا تعطیل خواهد شد. با این فرض، حتی اگر هم دلائل سیاسی بتواند صدور قطعنامه های مکرر را توجیه کند، نیازی به مذاکره و ارائه بسته های تشویقی نخواهد بود. لذا شما باید دلیل سه سال مذاکره و ارائه دوبسته تشویقی توسط اروپا را باید در تحلیل خود توجیه کنید.
- آمار ارائه شده در مورد ذخائر اورانیم ایران (بند پنجم) بشدت سوال برانگیز است. واژه " ذخائر" عمدتا در مورد کانی معدنی - یا در این مورد خاص، اورانیوم خام - کاربرد دارد. در این صورت کل ذخائر معدنی اورانیم ایران را در حد بیست کامیون معرفی کرده اید!؟ طبعا هیچ انسان ناقص العقلی اعم از سیاسی یا کارشناس فنی برای چنین حجمی از کانی، تاسیساتی با این طول و عرض بر پا نمی کند!!!. بنا بر این جنابعالی یا باید منظور از "ذخائر" را روشن کنید و یا اینکه در آمار خود تجدید نظر کنید. و در هر دو صورت، ذکر منبع آمار - و حتی المقدور لینک اینترنتی آن - اجتناب ناپذیر می نماید.
- پاراگراف سوم کاملا مبهم است. روشن نیست "نیاز جهان" به چه نوع ماده ای (اورانیم غنی شده، غنی نشده؛ سوخت هسته ای یا ...) "از سایر منابع غیر از معادن" تامین شده است؟ " موجودی سوخت رآکتورهای تعطیل شده" چه معنی را افاده می کند: سوخت مصرف شده یا مصرف نشده؟ سوخت مصرف شده کاربرد نظامی دارد و وجود سوخت مصرف نشده نیز به معنی وجود تولیدی است که بدون مطالعه نیاز بازار عرضه شده است (و حتی در کنار نیروگاه های هسته ای تلنبار شده !!!) ! آن هم در حد تامین 40% از نیاز جهانی!؟. حتما تائید می فرمائید که تولید چنین ماده حساس و گرانقمیتی، بدون مطالعه بازار نمی تواند منطقی و قابل توجیه باشد!؟ عنایت داشته باشید که کالاهای با ارزش - و نه حتی استراتژیک - را در غرب پس از دریافت سفارش می سازند!. همچنین مفید خواهد بود ذکری از کشورهائی که تاسیسات تولید مواد هسته ای (و نه نیروگاه هسته ای) خود را داوطلبانه تعطیل نموده اند نیز داشته باشید. از طرف دیگر قاعدتا باید آمار مشخصی از تعداد نیروگاه های تعطیل شده وجود داشته باشد که بتواند 40% نیاز مصرف جهانی در مقطع مورد نظر را تامین کند. ذکر این آمار نیز مفید خواهد بود.
- کاملا موافقم که " طرح فروش سوخت در بازارهاي جهاني با 30% زير قيمت نيز حرفي بيش نيست" اما اثبات غیر اقتصادی بودن تجارت کالای استراتژیکی مانند سوخت هسته ای مستلزم ارائه آمار دقیق است. مبداء و مقصد این کالا را کجا فرض کرده اید؟ بر مبنای کدام تعرفه های حمل و نقل و کدام قیمت جهانی سوخت، احتمال افزایش 30 درصدی قیمت از ناحیه حمل و نقل را مطرح نموده اید؟ البته صحبت از معامله نقد سوخت نیست بلکه بحث بر سر نقدپذیری نوشته شماست.
- بالانس عرضه و تقاضائی که در پاراگراف 4 عرضه نموده اید، اتفاقا اقتصادی شدن روزافزون تولید سوخت هسته ای در آینده را نشان می دهد (البته توجیه سیاسی آن برای کشورهای خاص بحث دیگری است). از طرف دیگر معروف است که اخیرا اتحادیه اروپائی نیز با ارائه نتائج مطالعه ای در خصوص چشم انداز انرژی، توسعه بهره گیری از انرژی هسته ای در اروپا را تجویز نموده است. اتفاقا روند ساخت نیروگاه های هسته ای نه تنها منفی نیست، بلکه کشورهائی مانند آلمان که زمانی در پرتو فضای فاجعه چرنویل طرح های توسعه نیروگاه های هسته ای را متوقف نمودند، اکنون و در پرتو پیشرفت تکنولوژی و مطالعات اروپائی مجددا در حال فعال نمودن برنامه های سابق خود هستند. اخبار متعدد مشابه در امریکای لاتین (مانند برزیل)، خاورمیانه (از مصر تا کشورهای حاشیه خلیج فارس) و افریقا ( مشخصا افریقای جنوبی) و همسایه نزدیکمان ترکیه نیز نیازی به شرح و تفصیل ندارد!. بنا بر این شما بر اساس کدام آمار و مطالعه می فرمائید "توسعه بيشتر نيروگاههاي هسته اي مورد بازنگري جدّي قرار گرفته و توجه به منابع ديگر مانند ژئو ترمال رو به افزايش است" ؟
- یکی از برداشت های ضمنی از نوشته شما این است که کشوری مانند ایران، صرفا با اهداف اعلام نشده و طبعا غیرمتعارف می تواند مصرانه در صنعت هسته ای سرمایه گذاری کند. در این زمینه عنایت داشته باشید که وضعیت صفر و یک بین دو صنعت متعارف و غیر متعارف هسته ای برقرار نیست بلکه وضعیت بینابینی نیز وجود دارد موسوم به "آستانه هسته ای شدن" که کشوری مانند ژاپن در چنین وضعیتی قرار دارد. به این معنی که ژاپن تسلط کامل بر همه تکنولوژی هسته ای دارد و تاسیسات تولیدش نیز فعال است بدون اینکه هیچگونه انحرافی به سمت اهداف ممنوعه داشته باشد. بنا بر این حتی فراتر از اعداد و ارقام، چنین وضعیتی در تحلیل و توجیه رویکرد کشورها به صنعت هسته ای باید مورد توجه باشد.
- در پایان به این سوال می رسیم که آیا شما توسعه تکنولوژی هسته ای را مقوله ای صرفا اقتصادی می دانید یا ارزش استراتژیک - فراتر از چارچوب های متعارف امنیتی - هم برای آن قائل هستید؟ آیا عنایت دارید که نیل به تکنولوژی هسته ای موجب ارتقاء جایگاه سیاسی / تکنولوژیک کشورها می شود و استاندارد تولید صنعتی آنرا افزایش می دهد؟ و ...
.................................................
عبدی:
نقد بسیار جالبی است که نشان دهنده پیچیدگی نسبی امر است.گرچه شخصا در این مورد معتقدم که به دلائل خاصی نمی توان شفاف سخن گفت.به نظر من توجیه اقتصادی و حتی تکنولوژیک قضیه محل تامل است .اما منافع قرار گرفتن در آستانه هسته ای شدن را می توان در ذیل تحلیل سیاسی ارزیابی کرد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۱۱:۱۳ قֽظֽ | Reply
ابراهيم :
آيا وقتي در سازمان ملل بعنوان يك طرح انقلابي از ديگران خواستند كه بيايند با ما شريك شوند تا با هم غني كنيم و طلبكار عالم هم شديم، يك نفر عاقل نبود بگويد آقا جان مگر ميشود اورانيوم را از استراليا بياورند ايران غني كنند و بعد ببرند شمال اروپا؟
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۰:۱۹ بֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
با تشكر از آقاي آگاهي كه مطالب مفيدي را ارائه كردند.
آقاي عبدي هميشه تاكيد كرده اند كه حتي الامكان بهتر است از تحليل هاي انگيزه شناسانه دوري كنيم. ولي با توجه به شناخت اخيري كه از روحيات آقايان در قدرت ، بخصوص در قضيه ملوانان انگليسي پيدا كرده ايم ، بهتر است وزني را براي اين قسم تحليل ها نيز قائل باشيم. منظور اينكه اين احتمال را نبايد از نظر دور داشت كه حضرات وقتي كه ديدند كفگيرشان در مديريت كشور حسابي به ته ديگ خورده است ، هم براي اقناع افكار عمومي و هم براي تسلي وجدان و خاطر خودشان ، همچين برنامه پر دردسري را راه انداخته اند تا بادي در غبغب بيندازند و بگويند بله اين ما بوديم كه كشور را به نقطه ي اوج تكنولوژي و پيشرفت رسانده ايم.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۱:۳۶ بֽظֽ | Reply
رحمت :
جناب آقای عبدی
سلام خواهش میکنم در صورت امکان بخشی از سایت خود را اختصاص به برخی اظهار نظرهائی بدهید که روزانه اتفاق میافتد و از گوشه و کنار خبر آن میرسد. بعنوان نمونه خبر تبرئه آدمکشان کرمانی و تبدیل مجازات آنها به دیه که در سایت متعلق به جناب آقای ابطحی در تاریخ بیست و هفتم فروردین 86 به آن اشاره شده است .
من مانده ام متحیر که برخی از آقایان که در زمان حکومت شاه و پدرش دم از عدالت علی (ع) میزدند و میفرمودند که با قانون اسلام و زیر پرچم قانون اسلام همه در امن و امان خواهند بود با اینگونه بیعدالتی ها چه پاسخی دارند که به نسل حاضر و آیندگان بدهند؟
آهای آقایان ترا به خدا ترا به مقربان درگاه خدا سوگند این حرف را که مینویسم برای آینده خودتان است اگر دلتان برای ما ملت نمیسوزد فکری به حال خودتان بکنید . اینگونه اعمال ممکن است امروز چند نفری را خوشحال کند و به شوق بیاورد اما ایمان داشته باشید که دارید تیشه به ریشه خود میزنید .
زنده یاد سید جمال الدین اسد آبادی فرموده است
" من با ظالم و مظلوم هردو دشمنی دارم ظالم را برای ظلمش دشمن میدارم و مظلوم را برای اینکه قبول ظلم میکند و سبب جسارت و ظلم ظالم میشود "
..................................................
عبدی:
در این مورد مصاحبه آقای دکتر نعمت احمدی از وکلای پرونده را در روزنامه اعتماد مطالعه کنید.
فقط این مورد خاص نیست.متاسفانه موارد دیگری هم بوده که آثار بسیار سوئی بر حس جامعه نسبت به عدالت خواهد گذاشت.این احکام بیش از هر چیز علیه معنای حاکمیت حکومت است و اساس مفهوم دولت و اقتدار آن را به چالش می کشد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۱۵ بֽظֽ | Reply
پ - ص :
با سلام
مسئله هسته ای به دلایلی از جمله مطالب عنوان شده در نوشته اقای اگاهی پیچیده و بحران زا شده است امریکا وغرب هیچگاه حق استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای را برای ایران نفی نکرده اند بحران از انجایی ناشی میشود که انها در اینکه ما بدنبال ساخت بمب وسلاح اتمی نیستیم تشکیک کرده اند وبرای این شک هم دلایلی دارند که در مذاکرات قانع نمی شوند اینکه این موضوع به انها ربط دارد یا نه مطرح نیست چرا که با شرایط حاکم بر سیاستهای جهانی گویا چه ما بخواهیم وچه نخواهیم که ظاهرا نمی خواهیم این امر به انها مربوط است عدم پذیرش حق کنترل مسایل هسته ای توسط انها از جانب ایران ظاهرا بی اهمیت است و انها ابزار و اهرمهایی در اختیار دارند که این نظر را بما تحمیل کنند همچنانکه لیبی و کره شمالی مجبور به تمکین شدند
این شرایط جهان است عوامل و مولفه های زیادی در شکل گیری وساختار ان دخیل اند هر کشوری براساس وزن خود در این ساختار جایگاهی دارد و البته مطابق این جایگاه در معادلات جهانی تاثیر داشته و سهمی از منافع خواهد داشت همچون شرکت سهامی که هر کس بمیزان سهامی که در اختیار دارد سود نصیبش میشود واضح است که این ساختار بدلیل تقسیم منافع سعی در حفظ خود میکند البته همیشه رقابت برای در اختیار گرفتن سهام بیشتر وجود دارد برای همین ارتباطات درونی این ساختار بسیار پیچیده است
روند تصویب قطعنامه های شورای امنیت در این ماجرا وبده بستانهایی که در همسو سازی تصمیمات انجام شده کاملا نمایانگر این واقعیت است .
مسئله هسته ای ایران رامیتوان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد
1 ایران قصد دارد از انرژی هسته ای در تولید نیروی برق استفاده کند در این صورت چه منافعی را بخطر می اندازد بنظر می اید که هیچ زیرا غرب اعلام کرده که با این امر مخالفتی ندارد و حاضر است راکتور اب سبک در اختیار ایران قرار دهد و در شرایط فعلی سوخت نیروگاه بوشهر را هم تامین کند حتی تولید سوخت بامشارکت ایران در خاک روسیه را هم پذیرفت
2 ایران هنوز بدلیل نداشتن نیروگاه احتیاجی به سوخت ندارد با توجه بقرارداد بوشهر که روسها باید سوخت را بدهند و ضایعات و تفاله هایش راهم ببرند بنا براین در شرایط فعلی در نبود نیروگاه غنی سازی برای تولید سوخت بنظر انهامورد ندارد واینکه این کار بمنظور ورود به بازار جهانی فروش ان باشد هم جای سوال دارد زیرا هم بدلیل در اختیار نداشتن معادن سرشار مقرون بصرفه نیست و هم اینکه معمولا تامین سوخت نیروگاهای کشورهایی که قادر به ساخت نیروگاه نیستند با کشور سازنده است ودر قرارداد ساخت انها لحاظ میشود
3 با توجه به اطلاعات وسیعی که از فن اوریهای مدرن و با استفاده از ماهواره های اطلاعاتی که امروزه نقش انکار ناپذیری در شناسایی معادن دارند میزان اورانیم موجود در ایرا ن مورد پنهانی نیست و با توجه بمیزان کم ان پا فشاری به توقف غنی سازی همچنان ادامه خواهد داشت
برای بررسی شق دیگر ماجرا میتوان فرض محالی را در تحلیل گنجاند یعنی اینکه بگوییم بفرض محال ایران در پی ساخت سلاح هسته ایست
با این فرض ببینیم ایران دارای بمب هسته ای چه
خطری خواهد داشت این شاید کلید فهم معمای بحران باشد که البته ممتنع خواهد بود
از سویی ایران اتمی ایا جای نداشته ای را در این پازل علی رغم تمایل جهانی اشغال خواهد کرد وبتبع ان باعث برهم خوردن توازن در سطح جهانی ومنطقه ای میشود یعنی سلاح هسته ای این پتانسیل را بایران میدهد ؟ ایا ایران میتواند جایگاهی را بدست اورد تا تمایلات رادیکالی خود را در محو اسراییل به منطقه وجهان دیکته کند؟ بنظر این احتمالی غیر ممکن است و حتی با جنگ هم قادر بان نیست. هند و پاکستان مثال بسیار خوبی در این رابطه اند قدرت ونقش پاکستان در معادلات جهانی چه میزان است شاید فقط در باز دارندگی هند از رویارویی محدود شود . سلاح هسته ای و حمایت غرب عامل حفظ و حراست اسراییل در مقابل ایران هسته ای خواهد بود اگر نگوییم محو اسراییل شعاری بیش نیست شاید رویایی دست نیافتنی باشد و اعلام بی پروای ان بهمین دلیل جای سوال است
ایا ایران هسته ای قدرت باز دارندگی و سپر اطمینانی خواهد داشت برای عدم مداخله خارجی و تضمین استمرار و بقای شرایط داخلی ؟
این طور که رفتار ها نشان میدهد انچه ایده ال بنظر میرسد همین امر باشد ادامه وتثبیت وضع موجود با پذیرش وتاییددنبای بیرون وتضمین عدم ایجاد فشار برای تغییر رفتار داخلی. البته این نیز جای اما واگر بسیار دارد زیرا مولفه های تداوم یک دولت بیشتر از دخالتهای بیرونی تعاریف درونی دارند بهر حال بحران هسته ای بیش از انکه تهدیدی خارجی باشد بمنظور کم کردن فشار خارجی و رهایی از تئوری توطعه است که در ان چشمی برای دیدن درون بکار گرفته نمی شود
........................................
عبدی:
چون قضیه هسته ای دقیق به بحث گذاشته نشده و در ذیل گرد و خاک درگیری های جاری با غرب گم شده است ،این کامنت برای ورود به موضوع زاویه مناسبی در اختیار می گذارد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۴۱ بֽظֽ | Reply
نوید :
سلام جناب عبدی خسته نباشید ببخشید که پیغام نامربوط به متن میگذارم ولی راه دسترسی دیگری نداشتم.................
............................
عبدی:
از طریق بخش تماس نکات مورد نظر را بفرمائید.ولی برای در اختیار دیگران گذاشتن مطالب مجاز هستید.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۴:۵۴ بֽظֽ | Reply
حمیدی- :
با سلام
بنظرم اگر بحث فوق بخواهد از چارچوب اقتصادی و صنعتی خارج و وارد حوزه استراتژیک و امنیتی شود از حوصله این موضوع خارج است. لیکن بطور خلاصه می توان گفت که اصولا تکنولوزی اتمی برای کشورهائی که وارد کننده این صنعت پیچیده هستند اگر بخواهد با سطح نسل های قبلی باشد که قابل صرفه نیست و اگر قرار باشد از سطح تکنولوزی پیشرفته نسل جدید باشد نیز مستلزم داشتن یک رابطه قدرتمند و دوستانه با صاحبان این تکنولوژی است. در این شرایط حضور در عرصه باشگاه کشورهای صاحب این تکنولوژی با معضلاتی روبروست که اکنون مواجه هستیم. ورود به عرصه تکنولوژی اتمی از آرزوهای هرکشور از جمله ما است. اما باید براورد شده باشد که در چه سطحی و با چه هزینه ای قرار است این انجام شود که در اینجا علاوه براهداف استراتژیک مباحث اقتصادی آن نیزمطرح می شود.
با این حال در دوران جدید و تحولاتی که بخصوص پس از جنگ عراق و افغانستان بوجود آمده است فکر می کنم که حتی صاحبنظران امنیت بین المللی نیز در تئوری ها و دیدگاههای دوران جنگ سرد نسبت به سلاح های استراتژیک نیز باز بینی خواهند کرد .به عبارت دیگر اکنون نظیر قرن بیستم و دوران جنگ سرد دیگر سلاح و تکنولوژی اتمی را بعنوان یک تضمین کننده امنیت نمی توان به تنهائی بشمار آورد. اکنون عوامل دیگر در عرصه امنیت بین المللی مطرح هستند که اتم و سلاح اتمنی یکی از انهاست ولی لزوما تعیین کننده نیستند. فرو پاشی شوروی سابق و یا قدرت اتمی پاکستان و هند و عدم احساس استقلال در حوزه های تصمیم گیری در روابط بین المللی و بالاخره قدرت اقتصادی و صنعتی و از همه مهم تر ، همانگونه که عرض شد عوامل دیگری که امروزه قدرتی همچون آمریکا و سازمان ناتو را در عراق و افغانستان زمین گیر کرده اند که همگی نشان از کاهش بازدارندگی سلاح و تکنولوژی اتمی در قرن جدید را می دهد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۰۷ بֽظֽ | Reply
مهدي :
سلام آقاي عبدي
مطلب جالب و تامل برانگيزي است ولي نكاتي را بايد در نظر داشت از جمله اينكه منابع داخلي براي تامين اورانيوم مورد نياز اين صنعت بدليل عدم انجام عمليات اكتشافي منحصر به مقدار ذكر شده در مقاله نيست . وجود همين مقدار اورانيوم دليل كافي براي اطمينان از كشف معادن جديد به دست ميدهد.نكته ديگر اينكه شما وبنده ايراني اگر هم امروز با سبك سنگين كردن نفع وضرر قضيه ( از روي تقيه ) معتقديم بايد از مسئله غني سازي صرف نظر نمود تا كار به تحريم وجنگ نيانجامد ولي اين هرگز به معني ناديده انگاشتن حق استفاده از دستاوردهاي علمي بشر براي زندگي بهتر در اين مملكت نيست دير يا زود منابع نفت تمام مي شود و آنوقت همين نيم قدم هم بهتر از هيچ خواهد بود
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۳۴ بֽظֽ | Reply
علی : در جواب
یک نیروگاه هزار مگاواتی نیاز به سی تن اورانیوم دارد که از این مقدار می بایست سالانه ده تن آنرا جایگزین نمود.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۵:۴۹ بֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
آقاي عبدي انصافا دليل اين ويرايش خانمان برانداز شما را برروي كامنت اخيرم را متوجه نشدم؟ چرا كه مطالب هم به موضوع مقاله مربوط ميشد و هم اينكه در چارچوب حساسيت هاي موجود در سايت آينده ، نگاشته شده بود.(( حداقل درك من اين را ميگويد )) . فكر ميكنم در اين مورد حساسيت بيش از اندازه به خرج داده ايد.
با تشكر
.........................................
عبدی:
خوب اینقدر را به ما ببخشید.ولی خانمان برانداز نیست.حساسیت خواننده را به کلمات از میان نبریم.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۰۶ بֽظֽ | Reply
Mohammad :
Salam, shayad in link betavanad pasokh-e baazi az soalat-e aghay-e KEIVAN ra bedahad:
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۲۱ بֽظֽ | Reply
Mohammad :
آقای کیوان :
az in ke nemeetavanam ba font-e farsi benevisam sharmandeh hastam. naghd-e shoma kheili jaleb va ghabel-e taamol ast. ama chand eerad-e asasi darad. AVALAN, be nazar-e man ehtemalan karshenasan va baazi az masoolin dar ebteda az az kambood manab-e oranium dar Iran agahi dashteh and. Ama, tasmim bar ghani sazi-e dar Iran az ebteda be soorati “siasi” gerefteh shodeh ast. va agar molahezat-e fanni-e boodeh baadan dar nazar gerefteh shodeh ast. ba in sharayet kheili ajeeb nist ke in masaleh az nazar-e tojeeh-e fanni kami moshkel afarin bashad. (tavajoh-e shoma ra be tosif-e aghay-e shirzad az peeshineh-e karshenasi bar rooy-e ghazieh hasteh-ee ghabl az shoroo ke dar had-e payan nameh karshenasi-e yeki az karmandan-e sazman-e energy-e hastehee ast jalb meekonam, manba: weblog-e eeshan) . DOVOMAN, ba vojod-e manabea-e kam oranium Iran, baz ham dalili baray-e adam-e nagarani baray-e gharbian vojood nadard, chon Iran la aghal be andazeh-e chand bomb manabea oranium darad. Va in bozorgtarin moshkel ast. SEVOMAN, ehtmal-e in ke tolid-e bargh-e hasteh-ee baray-e oroopa (ba dar nazar gereftan-e sharayet-e khasi ke anan darand) be sarfeh bashad besiar ziad ast, ama soal injast ke aya baray-e ma niz hamin tor ast? CHAROM in ke, eshareh-e shoma be “astaneh-e hasteh-ee shodan” khod bayan-e moshkel ast. Chon ke in astaneh be vaziat-e 1 besiar nazdik-tar ast ta vaziat-e 0. dar payan yad avari konam ke man dar message ghabli adres-e linki ra ferestadeh boodam ke shayad betavanad javab-e baazi az soalat-e shoma ra bedahad. KHODA-HAFEZ
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۴۹ بֽظֽ | Reply
علي :
با سلام
تحليل حاضر افق نسبتا تازه اي در نقد هسته اي شدن كشورمان بدست مي دهد . اما گرچه ممكن است تصميم اوليه راه اندازي اين پروژه به قدر كافي كارشناسي نشده بوده و نقصهايي دارد اما الان ديگر مساله صورت ديگري پيدا كرده است بدين معنا كه در شرايط فعلي مساله هسته اي براي حكومت چيزي مانند مساله فلسطين شده. يعني از يك طرح توسعه اي به يك موضع ايديولوژيك تغيير ماهيت داده است و حتي اگر آقايان همين الان هم به اين نتيجه رسيده باشند كه اين ابرام اشتباه است ، باز هم با اصرار به ادامه همين راه پا مي فشارند زيرا اصلا صورت مساله تغيير كرده است. مثلا بحث حماس هم چيزي شبيه اين است ، بسياري از مواضع تبليغاتي يا معاهده اي آنها در راستاي خلاف منافع است . ببينيد حماسی ها براي صدام كه دشمن قسم خورده ايران بود چه اشكي ريختند اما ما همچنان از هر نظر حمايتشان مي كنيم. بنابراين بحث كه به حوزه ايديولوژي مي رسد ديگر نقد منطقي را هم نمي توان براي تغيير وضعيت بر آن وارد كرد چون مساله از جنس ديگري است.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۴۹ بֽظֽ | Reply
آگاهي :
جناب آقاي پدرام لينك مورد نظر تقديم ميگردد:http://www.worldenergy.org/wec-geis/publications/reports/ser/uranium/uranium.asp
جناب آقاي كيوان:
با تشكر از نقد بسيار مفيدتان.لينك فوق را مطالعه فرمائيد پاسخ برخي از سئوالات را بطور مشروح خواهيد يافت. در مورد نيروگاههاي هسته اي آمار موجود و مستند غير از آن چيزي است كه ما فكر ميكنيم.در حال تنظيم مطلبي در اين مورد هستم كه اگر عمري باشد تقديم خواهد شد.در مورد انرژي هسته اي من كاملا با نظر جنابعالي موافقم .انرژي هسته اي با كاربرد وسيعي كه دارد قطعا جزء لاينفك توسعه اقتصادي كشور است. مسئله اين است كه سياست گذاري در اين مورد بايد طوري باشد كه به آن برسيم نه اينكه از آن محروم شويم.كاربرد انرژي هسته اي در پزشكي، صنعت و كشاورزي آنقدر مهم است كه حدّي بر ان متصور نيست و امروز متاسفانه ما غافل از انها بدنبال كاري راه افتادهايم كه عملا ما را از همه آنها دور كرده است.شما وضعيت پاكستان را در نظر بگيريد كه بغير از چند موشك هسته اي چه دست آوردي در زمينه انرژي هسته اي داشته و آنرا مقايسه كنيد مثلا با فنلاند .ببينيد كدام بيشتر منافع ميبرند.به هر حال فكر ميكنم كه اين بحثها و نقدها ميتواند مورد استفاده همه قرار گيرد و راهگشا باشد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۴۳ بֽظֽ | Reply
حسین کاف :
سلام ،آقای آگاهی قبلنا میگفتند،ذخایر نفت درجای مخازن شناخته شده در جهان کفاف فرضا" یکصد سال جهان را دارد.بعد یکسری امدند برسی کردند و [تخمین]زدنند،فرضا"برای یکصد وپنجاه سال هم نفت وجود دارد بعد هم مشخص شد با مدد فن آوری فعلی فرضا" شاید تا دوِیست سال هم طول بکشه.حالا مصرف هم در این دو قرن چطور لحاظ شده؟قبول دارم که محاسبات مخازن نفت و اساسا"زیرزمینی خاص میباشد اما قصدم تکیه بر تخمین در اینگونه محاسبات است.البته شما هندسه خوانده اید وسرتان در حساب و کتاب و.. میباشد.بگذاریم و بگذریم ما خیلی وقت سر کاریم ،الان ساعت حدود 8 شب،مطلبی که قصد داشتم طرح کنم اما این براهین بارد تو پرتم کرد،موضوعی بود که چند روز پیش در میان نیمچه مصاحبه اقای داریوش شایگان در روزنامه اعتماد قابل تامل بود،بنیاد گرایی در بودیسم،ظاهرا" در مرحله رشد وگسترش خود میباشد.اقای محترم اونها دموکراسی برای ما سوغات نیاوردنند.زیاد هم دنبال این قصه های تو و دوست محترمت نیستند،البته اگر خوب نگاه بکنی خودشون سخت دنبال غنی کردن اورانیم فرهنگ میلیونها انسان هستند،بنظر شما و دوستت این همه فجایع در عراق وارام ارام درافغانستان چه ایده ای را در فرهنگ مردم کشورهای منطقه القا ونهادینه خواهد کرد؟
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۹:۴۶ بֽظֽ | Reply
رحماني :
مقاله جالبي است كه نياز به مطالعات دقيق و خارج از هياهو را ثابت ميكند. در مورد مطلبي كه آقاي كيوان مرقوم فرموده اند لازم به ذكر ميدانم كه اگر موجودي ذخائر اورانيوم ايران حتي ده برابر اين ارقام باشد فرقي در اصل بحث نميكند.واقعا هزينه هاي استخراج چقدر است؟ در استخراج چه ميزان ضايعات داريم؟ اصولا آيا به تكنولوژي پيشرفته استخراج ،نگهداري و فرآوري دسترسي داريم؟ اشكال كار اين است كه جو سازي و هياهو بر تحقيق علمي فائق شده است و اجازه بحث كارشناسي داده نميشود. اگر چه اين ارقام و شبيه آنها موجب حيرت است ولي امر غريبي نيست. وقتي كه ميلياردها دلار خسارت به كشور وارد ميشود چون بعلّت ابهام در قانع كردن گاوهاي فرانسوي حاضر به تغيير ساعت نيستيم شما چه انتظار ديگري داريد؟ اگر مسئولين مربوطه توجيه توليد آب سنگين را در حاليكه راكتور آنرا ندارند بدهند بر تعجّب بيشتر اضافه خواهد شد و وقتي بدانيم كه براي اين پروژه از آژانس تقاضاي كمك كرده بوديم و سپس با مهارت كاري كرديم كه آژانس اكثر پروژه ها را لغو كند بيشتر به درايت دوستان پي برده و لذت ميبريم.
۲۹ فروردین ۱۳۸۶ ۳:۴۶ قֽظֽ | Reply
:
http://www.worldenergy.org/wec-geis/publications/reports/ser/uranium/uranium.asp
۲۹ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۰۳ بֽظֽ | Reply
رضا :
با سلام
با توجه به اینکه بعد از گذشت این همه سال هنوز منابع جدید نفت پیدا می شود چگونه می توان به این اعداد و ارقام اعتماد کرد؟
..........................................
عبدی:
بله ممکن است در ایران یا هر جای دیگر هم معادن جدید پیدا شود اما بر اساس احتمالی که معلوم نیست کی و چگونه محقق شود سرمایه گذاری نقد نمی کنند.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۵۶ قֽظֽ | Reply
كرماني :
امروز در خبرها بود كه شركت غني سازي اورانيوم تاسيس شده اشت! واقعا آدم نمي داند با اين بساط چه بايد كرد..از سوي ديگر آژانس اعلام كره است كه در نطنز فقط 1312 سانتريفيوژ نصب است نه 3000 تا و يا 50000 تا! ظاهرا آنان كه كارشان در اين كشور دروغ گفتن و سر كار گذاشتن است دست بالا دارند...آقا جان اين شركتهاي رويائي فقط وسيله حيف و ميل سرمايه اين ملت است..آقا ياني كه به ما از ماجراي امام علي و عقيل و آهن گداخته و بيت المال ميگفتيد، چه زود در اين امتحان رفوزه شديد...
.......................
عبدی:
البته این دفعه صریحا نگفتند که 3000 دستگاه را راه انداخته اند اما چون قبلا این تعداد را مصداق تولید صنعتی اعلام کرده بودند و این بار هم گفتند که به مرحله صنعتی رسیده اند طبعا چنین تصور می شد که حداقل 3000 دستگاه راه افتاده است.بنابراین می توانند بگویند که درباره تعداد، رقمی را اعلام نکرده اند که دروغ تلقی شود.ضمنا ایران از اعلام این تعداد به عنوان افشای اطلاعات محرمانه ناراضی و شاکی است.این هم نمونه دیگری از مصداق کیفیت استقلال ما.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۱:۴۹ قֽظֽ | Reply
پروفسور :
مطلب جالبی بود، مساله دو دو تا چهارتاست، 1400 تن جواب مصرف 7 روز جهان (70000 تن) را نمی تواند بدهد!
۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۵۳ بֽظֽ | Reply
مهربان :
با دوستي كه از اهل اين فن است مقاله را خوانديم.ايشان بمن گفت كه اكثر اين آمار صحيح مي باشد و با تاسف گفت كه بسياري از متخصصين هم از اين واقعيات مطلعند ولي فعلا دوره دون كيشوت بازي است. اين ماجراي توليد صنعتي هم همانقدر صحيح است كه ورود به كلوب اتمي و شاخ و شانه كشيدن براي عالم! واقعا روح دن كيشوت از اين همه شباهت بايد كه بوجد آيد.
۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۰۲ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/499