آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶

نفت و راهبرد سياسي در ايران (۶)

برخي از مشكلات اجرايي اين طرح را مي‌توان بدين شرح برشمرد.
1ـ اولين مشكل مخالفت ساختار قدرت با اجراي آن است. برخي معتقدند كه اين مخالفت چنان شديد خواهد بود كه عملاً اجراي آن را تعليق به محال مي‌كند. مخالفت حكومت با اجراي چنين طرحي امري قابل انتظار است. اما حل اين مسأله صرفا مشكل آن نيست، بلكه وجود آن موضوعي طبيعي است. همچنان كه هر شعار ديگري هم مثل حاكميت قانون، آزادي، دموكراسي و... مطرح شود چنين مخالفتي را برخواهد انگيخت. ما نمي‌توانيم طرحي بدهيم كه منجر به اصلاح ساختار شود، اما مخالفت ساختار را موجب نشود. اما معتقد نيستم كه مخالفت آنان مي‌تواند نامحدود باشد و هيچ راهي را براي اجرا باقی نگذارد. اين شعاري است كه از يك سو با طرح آن مي‌توان به نكات مثبت طرح پرداخت و ذهنيت جامعه را درگير مسأله‌اي مهم نمود و از سوي ديگر نيروهاي قابل توجهي را حول خويش بسيج مي‌كند. هم مردم عادي و هم اقشار نخبه و روشنفكر جامعه مي‌توانند پيرامون چنين شعاري پيوندي سياسي برقرار كنند و هميشه هم مي‌توان اين شعار را زنده نگهداشت. بنابراين مشكل موجود جزو طبيعت چنين شعاري است و بايد با كوشش آن را حل كرد. مثلاً اگر بخواهيم با حفر چاه از زمين ،آب استخراج كنيم، طبعاً آب هر چه پایین تر باشد حفر چاه ، مشكل‌تر است. اگر به وجود آب يقين داشته باشيم، لزوما بايد زحمت حفر را تحمل كرد، و نمي‌توان به صرف وجود چنين زحمتي از دستيابي به آب خود را محروم كرد.
2ـ مشكل مهم ديگر سازوكار اجرايي طرح است. مثلاً هنگامی که در توزيع كوپن اين همه تقلب و نارسايي مواجه بودیم ،پرداخت چنین مبلغ قابل توجهی ، علي‌القاعده با مشكلات فراوانتري مواجه خواهد شد. اين مشكل بسيار جدي است و مطلقاً نمي‌توان با سازوكارهاي مرسوم چنين درآمدي را توزيع كرد. در عين حال كه پرداخت سهم افراد بايد خيلي ساده باشد، اما بايد خيلي هم دقيق و غير قابل تقلب باشد. بدين منظور بايد سازوكاري الكترونيكي و شناسايي دقيق از مردم كشور صورت گيرد، كه اين كار هزينه قابل توجهي خواهد داشت. اما فراموش نكنيم كه انجام چنين كاري دير يا زود ضرورت خواهد داشت. در جامعه الكترونيكي جديد چنین برنامه ای براي مسايل زيادي ضرورت دارد كه قدرت دولت در شناسايي افراد و شهروندانش «به روز» و دقيق شود. بنابراين شناسايي افراد و محل دقيق سكونت آنان و... بايد از طريق نهادي معين و با سازوكار بسيار دقيق صورت گيرد. كاري كه در حال حاضر با كد ملي و كارت شناسايي ملي و... درصدد انجام آن هستند. اجراي چنين اقدامي منافع بسياري در زمينه‌هاي ديگر هم خواهد داشت و دير يا زود حكومت مجبور به انجام آن است. مثلاً براي اخذ ماليات و كنترل درآمدها و گردش پول و... ضرورت دارد.
3ـ مشكل فقط به سازمان اجرايي محدود نمي‌شود. بلكه ضوابط و مقررات نيز بسيار مهم است. در اين مورد كميته ويژه‌اي بايد متولي ارايه قانون‌هاي مناسب براي رفع مشكلات حقوقي و... باشد، و در اين زمينه به طور طبيعي و پس از مدتي مجموعه ضوابط و مقرراتی شكل خواهد گرفت كه راه‌حل مشكلات حقوقي و اجرايي را نشان خواهد داد.
4ـ يكي از مشكلاتي كه بسياري از دوستان مطرح مي‌كنند، افزايش تورم در اثر اجراي اين طرح است. در اين باره بايد توضيح بيشتري ارايه كنم.
تورم چيست؟ افزايش عمومي قيمت‌ها به چه دليلي رخ مي‌دهد؟ فرض كنيد كه جامعه‌اي داريم كه فقط 1000 تومان نقدينگي دارد (نقدينگي يعني پول و شبه پول يا اعتبار) در اين جامعه سالانه 50 كيلو سيب و 50 كيلو پرتقال توليد (نهايي) مي‌شود. قيمت سيب و پرتقال‌ها چند خواهد بود؟ فرض كنيم كه آن دو ، قيمت مشابهی دارند. در اين صورت اگر 1000 تومان مذكور در طول سال فقط يك بار گردش داشته باشد، هر كيلو سيب يا پرتقال 10 تومان خواهد بود. اما اگر گردش پول به دلايلي بيشتر شود (مثلاً دو بار در سال) قيمت ميوه‌ها كيلويي 20 تومان خواهد شد. فرض كنيم در سال بعد هم سرعت گردش پول تغيير نكرده و همان يك بار در سال باشد. در اين صورت قيمت ميوه در سال آينده چند خواهد بود؟ چند عامل بر اين قيمت اثر مي‌گذارند. الف‌ـ حجم نقدينگي، ب‌ـ ميزان توليد، ج‌ـ نظام ترجيحات. اگر دولت به دلايل متعددي 500 تومان نقدينگي جدید وارد جامعه كند و توليد دقيقاً مثل سال قبل باشد، در اين صورت با فرض سرعت گردش پول يك بار در سال ،قيمت ميوه در سال جديد هر كيلو 15 تومان مي‌شود. يعني افزايش نقدينگي موجب تورم مي‌شود. حالت ديگر تغییر در ميزان توليد است. مثلاً اگر سرما بزند و توليد ميوه نصف شود، حتي اگر نقدينگي هم زياد نشود، قيمت ميوه دو برابر خواهد شد. چون توليد نصف شده است. فرض كنيد كه نه نقدينگي تغيير كند و نه توليد. در اين صورت قيمت ثابت است، اما ممكن است تساوي قيمت سيب و پرتقال از ميان برود. مثلاً به هر دليلي مردم علاقه بيشتري به پرتقال پيدا كنند. در اين صورت ممكن است پرتقال كيلويي 12 تومان و سيب كيلويي 8 تومان شود. يعني يك مورد با افزايش قيمت مواجه مي‌شويم و مورد ديگر با كاهش كه سرجمع آن ثابت است.
تورم سه دهه اخير عموماً ناشي از افزايش نقدينگي و در برخي موارد هم ناشي از كاهش توليد بوده است. ولي ريشه اصلي تورم در كسري بودجه دولت و سياست‌هاي انبساطي و فقدان انضباط مالي دولت بوده است.
با اين توضيح آيا توزيع مستقيم درآمدهاي نفتي موجب افزايش تورم مي‌شود؟
اگر نقدينگي بيشتر شود و توليد ثابت مانده يا كم شود. با تورم مواجه مي‌شويم. افزايش نقدينگي اگر در سال‌هاي اول هم باشد، لزوماً از افزايش نقدينگي شرايط كنوني بيشتر نيست (طي دو سال اخير صد درصد بر نقدينگي اضافه شده!!). ضمن اينكه توزيع درآمدهای نفتی بر مبناي دلاري خواهد بود و بانك مركزي مثل حال حاضر تحت فشار براي چاپ اسكناس نخواهد بود لذا امکان کنترل نقدینگی در این شرائط بیشتر است. بعلاوه سه دهه تورم را مردم تجربه كرده‌اند، تصور نمي‌رود كه تورم مقطعي اين طرح هم در سال‌هاي اوليه بيش از تورم موجودي باشد كه كاملاً نهادينه شده و با حجيم‌تر شدن دولت بيشتر و بيشتر مي‌شود. مگر نه اينكه رييس دولت اعلان كرد تا پايان سال تورم تك رقمي مي‌شود، اما نه تنها چنين نشد، بلكه بيشتر هم از گذشته شد. اين نشان مي‌دهد كه ساختار موجود تورم‌زاست ،ولی توزيع درآمدهاي نفتي چون بيش از ارقام موجود ارز و ريال به جامعه تزريق نمي‌كند، بيش از امروز تورم ايجاد نمي‌كند.
از اين گذشته، فرض كنيم تورم هم به اندازه فعلي حداقل براي چند سال باشد. از آنجا كه پرداخت‌ها برحسب ارز است، دريافت‌هاي مردم نيز براساس همان خواهد بود و مشكلي حاد ايجاد نمي‌كند. فرض كنيد 10 درصد تورم داشته باشيم، از آنجا كه اين مسأله در نرخ ارز هم موثر است، و كمابيش ارز را به همين ميزان افزايش مي‌دهد، پس دريافتي مردم هم به همين ميزان زياد خواهد شد.
5ـ اشكال درست ديگري كه مطرح مي‌شود، تنبل شدن مردم در اثر دريافت چنين مبلغي است. در اين باره از دو منظر توضيح مي‌دهم. يكي اينكه اثر منفي وجود نفت در جامعه (همان طور كه در اولين يادداشت گفته‌ام) پيشي گرفتن مصرف از توليد است، و اين موضوع آثار مخربي بر روحيه مردم و جامعه دارد. بنابراين توزيع درآمدهاي نفتي اين مشكل را نمي‌تواند از ميان ببرد، اما آثار منفي آن را از آنچه كه اكنون هست محدودتر مي‌كند. زيرا اين درآمدها در حال حاضر به جامعه تزريق مي‌شود و اثرات منفي خود را هم دارد. ولي توزيع ناقص آن از طرف دولت نه تنها مردم را تنبل كرده، بلكه به لحاظ اخلاقي هم عزت‌نفس آنان را گرفته است. اين كه در هر سفر رييس دولت صدها هزار نامه كه اكثريت آنها تقاضاي پول و وام و... است از طرف مردم به او مي‌دهند، نشان‌دهنده اين انحطاط اخلاقي و از ميان بردن عزت‌نفس مردم است. توزيع درآمدهاي نفت، حداقل اين مشكل را حل مي‌كند. در حال حاضر مردم كوشش مي‌كنند، اما كوشش آنها معطوف به توليد و خلاقيت نيست، بلكه معطوف به كسب قسمتي از اين درآمدهاي نفتي است و چون اين لقمه ناشي از كار و توليد مردم نيست كوشش براي كسب آن هم با تقلب و ريا و انحطاط اخلاقي قرين مي‌شود. پس توزيع مستقيم درآمدها، اگر هم مردم را تنبل كند، بيش از آنكه امروز هستند، تنبل نمي‌كند، ولي اين حسن را دارد كه عزت‌نفس را به مردم مي‌دهد و اين شرط لازم و مقدماتي براي تبديل شدن مردم به افرادي خلاق و فعال است.
از منظر ديگر هم مي‌توان به مسأله پرداخت. داشتن پول لزوماً همه را تنبل نمي‌كند. ممكن است عده‌اي به همان بسنده كنند، ضمن اينكه آن مبلغ به تنهايي براي زندگي كفايت نمي‌كند و بايد كار كرد. اما همين امر ممكن است بسياري را به تكاپو و كسب كار و درآمد بيشتر هم ترغيب كند و زمان و تواني را كه در شرايط كنوني براي به دست آوردن اين سهم از بودجه دولت هدر مي‌دهند، صرف سازندگي و خلاقيت و توليد كنند.
در اين يادداشت به همين مقدار بسنده مي‌كنم و موارد ديگر را در يادداشت بعدي به همراه ديگر پرسش‌ها و انتقادات دوستان پاسخ خواهم داد.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

:

با تشکر مجدد
میخواستم این سؤال را داشته باشم.
شما قبل از انتشار این مطلب , مسلما موضوع را در ذهن خود بطور کامل داشته و پرورانده اید
و وقتی هم آنرا انتشار عموم داده اید همانگونه که از کامنتها مشاهده میشود , با مخالفتهایی روبرو بوده و شده است, آیا این مخالفتها در ایده شما خللی وارد ساخته و آن ایده ی اولیه شما را دچار تغییراتی هم کرده است؟ اگر بلی چگونه و در کدام قسمت ؟
.......................................
عبدی:
مخالفت به معنای مصطلح نبوده بیشتر طرح سوال و ابهام بوده است که این مساله هم با بحثهای بیشتر روشن می شود.

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۳۳ بֽظֽ | Reply

بابک :

آ قای عبدی
آیا بهتر نیست اگر به جای پرداخت مستقیم پول ، به مردم اعتبار داده شود(مثلا به صورت کارت ) ؟
در این صورت مشکل افزایش نقدینگی هم در جامعه به وجود نخواهد آمد.
.......................................
عبدی:
درباره مواردی که جنبه فنی دارد طبعا گفتگو در این مرحله موثر نیست زیرا ابتدا باید موضع خود و دیگران را نسبت به اصل قضیه روشن کنیم سپس در مورد جنبه های فنی نیز می توان بحث کرد.

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۳۱ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

يكي از مزيتهاي طرح جنابعالي واضح و بي ابهام بودن ان است يك جور مثل شعار "شاه بايد برود"مرحوم امام خميني مي باشد كه ظرفيت ابهام زائي ان از سوي رقيب ، كم بود و توان ارزيابي توده از تحقق يا عدم تحقق ان بالا است!
بالاخره اين پول نفت بايد به كيسه مردم بيايد و تا انرا لمس نكنند ،مطمئن هستند كه شعار تحقق نيافته است !
از ان طرف وقتي كه روشنفكران در زمينه تئوريك ان ، جامعه را تغذيه مي كنند ،توده احساس خواهد كرد كه اين پول يك هدف معنوي بزرگتري هم دارد كه بايد برايش مايهء دو چندان گذاشت! با شناختي كه از مردم ايران هست اين مي شود يك هدف ايده ال و خيلي جدي.بلا تشبيه مثل شكم چراني هايي كه به اسم امام حسين(ع) در ماه محرم داغ و پر رونق است و مرحوم دكتر شريعتي يك داستان بامزه در ان رابطه دارد. به هرحال همين اش و پلو هر چي كه هست از طرف مردم با استقبال چند صد ساله مواجه شده و كم نيستند كه امام حسين را از طريق پلو قيمه و اش شله و حليم نذري مي شناسند و يا مي فهمند كه ماه محرم امده است.
در انديشه عرفاني مرحوم امام خميني، دنيا و رياست و شوائب ان به طور كلي امري مذموم بود .

الان هم از سوي دست اندركاران جمهوري اسلامي پول و مقام و قدرت طلبي امري مذموم است و اينكه جناب ايةالله جنتي 17 پست مختلف در يك زمان داشت(شايد هنوز هم به اين تعداد يا بيشتر دارد) البته كه همه انها با نيت ساخت و اصلاح جامعه و البته صلاحيت ايشان بود و هست و الا در خطبه هاي نماز جمعه اش هميشه دوري از دنيا را سفارش مي فرمايند.
و اينكه اقايان و اقازاده ها، اموال و املاك و سهام و ....متعددو متنوعي دارند البته كه هدفشان خيرات و مبرات است و افزايش ميزان زهادت و تقوي شان است وقتي كه انرا في سبيل الله انفاق مي كنند و بر نفس خود چيره مي يابند و گرنه نبايد گمان كرد كه خداي نخواسته حب الدنيا كه راس كل خطيئة است در دلشان افتاده و انها را از ارمانهاي عرفاني دور كرده است. براي جبران عرفانيت مورد نياز نظام (جهت ايجاد تجانس با انديشه امام خميني) هم روحانيون محترمي هستند كه مواعظي مي فرمايند و تلويزيون پخش ميكند و گرچه با عرفان ابن عربي كه امام خميني به ان اعتقاد داشت هيچ نسبتي ندارد كه متضاد است

حافظ كه همواره در شش قرن اخير بهترين نمونهء تاريخي از شيوه تفكر ايرانيان بوده است
مي فرمايد:
"من كه امروزم بهشت نقد حاصل مي شود
وعدهء فرداي زاهد را چرا باور كنم"
ظاهرآ اين بهشت نقد همين پول نفت است

مزيت ديگر طرح شما اين است كه در اول انقلاب هم بسيار گفته مي شد كه بايد پول نفت مستقيمآ به دست مردم برسد ،خوب اينم پول نفت :بسم الله! منتها با تاخير سه دهه اي

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply

:

چنین شعارهایی در خصوص توزیع درآمدهای نفت قبلا نیز از طرف نیروهایی مطرح , پردازش و ذهنیت جامعه به سمت آن جلب شده ولی بعد از آماده کردن ذهن و ایجاد استقبال مردم هیچ نشانه ای در مرحله عمل از آن وعده دیده نشده است, بنظر شما علت شکستهای عدم رسیدن به آن شعار قبلی مبنی بر آوردن پول نفت دم در خانه ها که به بردن تفت انجامید و آوردن پول نفت بر سر سفره که به این وضعیت انجامیده است چه بوده است؟
...............................................
عبدی:
دلیل اصلی آن بود که در آن زمان برای تخریب حکومت و از سوی مردم عادی چنین شعاری و آن هم بصورت شایعه داده می شد اما الان باید اهل فکر و اقتصاددانان و از حیث تثبیت حکومت و دهها دلیل دیگر این شعار را حمایت کنند و به یک شعار انتخاباتی و جزئیات مناسب تندیل شود.

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۲۹ بֽظֽ | Reply

امید :

قبل از هر چیز خدا قوت
استدلال شما : "ما نمی توانیم طرحی را بدهیم که منجر به اصلاح ساختار شود , اما مخالفت ساختار را موجب نشود " (پایان نقل قول) کاملا درست است چون سالهاست چنین بوده و تجربه کرده را تجربه مجدد خطا باشد!! به همین دلیل هم قدیمیهای با تجربه گفته اند: مرده خودش نمیرود به گور , بلکی اورا میبرند بدانجا , به زور !!!
به این ترتیب به نظر شما بهتر نیست بجای تبلیغ در مورد محسنات این ایده (توزیع درآمدهای نفتی ) که شانس اجرایی شدن آن کم است , از علم تجربی بدون سم کشاورزان کمک گرفته و برخورد آنها با زمین مملو از تخم علفهای هرز؟ تا به حال دیده اید یا شنیده اید کشاورزی بذر تهییه کرده بخون جگرش را در چنین زمین پر علفی پاشیده باشد؟ بهتر نیست ما نیز با وجود داشتن تجربه های ناموفق , به تاسی از کشاورزان روشن ضمیر , باز هم صبر نموده خون جگر بخوریم تا زمین قابلی پیدا شود؟ چگونه؟ به سبک پارلمان ترکیه !! مگر ما چه از آنها کم داریم؟ مگر نه اینکه قبل از انقلاب آنها حسرت پیشرفت ما را میخوردند؟ چرا باید امروز ما حسرت دموکراسی و به کرسی نشاندن خواست مردم آنها را بخوریم؟ دیدید مخالفان یکدست شدن تمام ارکان به نفع حزب آقای اردوان (ملی مذهبی های مدرن آنجا) با عدم شرکت خود در مجلس چگونه دولت را بدون خون و خونریزی مجبور به عقب نشینی کردند؟ بالاخره اینجا هم گذر پوست این دولت به دباغ خانه ملت خواهد افتاد!! بهتر نیست ما هم فعلا با رها کردن زمین پر علف بحال خودش , و اجازه ی رویش تمام تخم علفها نهان و آشکار و کم محلی به آنها و شخم زدن , در ابتدا شر آن تخمهای هرز نهفته در زمین را کنده و بعد اقدام به بذر پاشی ایده های اینچنینی کنیم؟ چرا؟ بهتر نیست یکبار برای همیشه آنانیکه با هر ایده ای از سر لجبازی مخالفت میکنند , را تنها گذاشته , اطرافشان را خالی کنیم تا خود مجبور شوند صحنه را به نفع دارندگان طرحهای نوین ترک کنند؟ آیا حال که ما به ایده ی خشونت و بچه ی آن, بر خلاف طرف مقابل دلبستگی ای نداریم بهتر نیست از مبارزه ی منفی برای آماده سازی زمین کشتمان سود بریم ؟ تا زمینه برای اجرای موفق چنین طرحهایی مهیا شود؟ چرا؟
.......................................
عبدی:
ترکیه با ایران چند تفاوت جدی پیدا کرده است که ابتدا باید این تفاوتها را ایجاد کنید.
1-ترکیه خواهان پیوستن به اتحادیه اروپاست که اگر فشار این اتحادیه نبود تا حالا ارتش آن چند بار دولت را سرنگون کرده بود.
2-ترکیه درآمد نفتی کلان ندارد که حکومت برای هر اقدامی احساس پشت گرمی کند.
3-بخش خصوصی ترکیه در برابر حکومت ضعیف نیست.
4-....
5-...

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۰:۰۲ بֽظֽ | Reply

هادي :

با سلام
آقاي عبدي در قسمتي اشاره كرده ايد كه حتي در صورت تزريق درآمد نفتي به اين شكل ، تورم حاصله بيشتر از تورم فعلي نخواهد شد. در صورتيكه بسياري تاكيد دارند كه تورم موجود فعلي ، به مراتب كمتر از ميزان تورم واقعي كه بايد اتفاق ميافتاد مي باشد. و دولت با دخالت وسيع خود از واقعي شدن قيمت ها و البته نتايج سياست هاي انبساطي خويش، جلوگيري ميكند.
همانطور كه خودتان در يكي از مقاله هايتان فرموده بوديد ، در اين چند وقت ما 100 درصد رشد نقدينگي داشتيم ولي رشد اقتصادي مان 10 درصد بوده است. پس نتيجتا بايد با تورم 90 درصدي روبرو باشيم. ولي به علت تزريق دلارهاي نفتي اين تورم شوك آور خودش را به اين شكل فعلي نشان ميدهد. فقط ميخواستم بپرسم كه در صورت اجراي اين برنامه و حذف دخالت خارج از چارچوب دولت در اقتصاد، نرخ تورمي كه مدنظر شماست به كداميك از اين مقادير (( نرخ تورم واقعي يا نرخ تورم فعلي )) نزديكتر خواهد شد؟
با تشكر
..............................................
عبدی:
در این باره بهتر است اقتصاددانان سخن بگویند با عدد و رقم.
اما آنچه که مسلم است سه دهد تورم داشته ایم و کماکان هم با وضع موجود خواهیم داشت.از سوی دیگر پرداخت ارزی درآمدها هر تورمی را تا حدود زیادی جبران می کند.و بالاخره این که خارج کردن این درآمدها از بودجه دولت بی انضباطی مالی دولت را که منشاء اصلی تورم کنونی است کاهش می دهد.با این سه استدلال که قطعی می نماید انتقاد نسبت به تورم زا بودن این ایده را پاسخ می توان داد.

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۰:۳۰ بֽظֽ | Reply

محمود مرادی :

سلام آقای عبدی
1 در وهله اول لازم میدانم مراتب ارادت و تقدیر و تشکر خودم را به عنوان یک ایرانی به شما بیان کنم به خاطر اینکه دلسورانه و بر اساس نگرانی که نسبت به سرنوشت مردم و کشور دارید و تا حد توان بر اساس مبانی متدولوژیک و منطقی به طرح مسایل می پردازید.
2 من از ابتدای ایجاد این سایت با اشتیاق مطالب و نقطه نظرات شما را و دوستان بویژه آقای پدرام و محمد حسین را تا آخرین نظرات خوانندگان سایت دنبال میکنم چون در همه آنها مطلب برای آموختن وجود دارد و به مثابه یک کلاس تحلیل الکترونیکی در زمینه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می باشد.
3 مطالب مربوط به نفت و راهبرد سیاسی آن نیز که جای خود دارد چون در این وانفسای فقدان ارایه مطالب با نگرش و سطح تحلیل متدولوژیک تنها مامنی که به بنیادی ترین و اساسی ترین مساله ما ایرانیان می پردازد بی شک از همین تریبون شنیده می شود.
4 اینها را گفتم تا ضمن اثبات برادری خود درجه اهمیت بحث را حداقل برای خودم نشان دهم.
5 حال با همه این ملاحظات میخواهم صرف نظر از ارزشمندی این سلسله تحلیل به یک مساله و پارامتر کلیدی اقتصادی اشاره کنم

6 جناب عبدی شما سعی کرده اید که به گونه ای سیستماتیک برتری این مدل پیشتهادی را بر وضع موجود بیان نمایید ، این درست ولی از نظر بنده این پیشنهاد در اساس موضوع که نفت و درآمدهای ان صرف نظر از سیستم توزیع، یک متغیر برونزا برای اقتصاد محسوب می شود هیچ تغییری نخواهد داشت.

مثال سیب و پرتقال شما مثالی بسیار واضح است که من هم همان را به عاریه میگیرم برای تبیین مساله . در این مورد به فرض 1000 دلار از بابت تولید نفت به خانوار تزریق شود و از آن مبلغی مالیات توسط دولت برداشت میشود در هر حال باز هم تغییری به لحاظ ساختاری با مدلی که در آن دولت مستقیم نفت را وارد چرخه کند ندارد . البته من همه مزایایی که مدل پیشنهادی شما بر وضع موجود دارد را قبول دارم بویژه به لحاظ کاهش فساد و طلبکار شدن مردم.
اما

شما برای امری که کاملا برونزا به اقتصاد است و اداره کردن آن چه اندیشیده اید؟
با توحه به اینکه پیش فرض شما این است که مردم در خرج کردن و سرمایه گذاری این درآمد کارامد تر از دولت هستند که اساسا نیز فرض درستی هم هست اما این پیشنهاد اصلاح روش است نه اصلاح بنیاد.
من از دوستان آقایان پدرام و محمد حسین درخواست تحلیل اقتصادی این پیشنهاد را دارم.
با احترام

................................
عبدی:
همانطور که در مطلب اولیه و پایانی مشاهده می کنید این طرح نمی تواند مشکل نفتی بودن جامعه را حل کند اما می تواند مشکل نفتی بودن دولت را تا حد زیادی حل کند.و البته فرق است میان الان که دولت مستقیم پول نفت را در بوجه دارد با وقتی که آن را به مردم می دهد و مالیاتش را می گیرد.در این باره اگر لازم بود توضیح می دهم.



۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۳۲ قֽظֽ | Reply

مرتضی :

با سلام،

1- ایراد کلی این است که این طرح به این شکل تا جائی که من سراغ دارم در هیچ جامعه ای آزموده نشده است. کاربرد روشهای آزموده نشده آنهم در مسائل کلانی از این دست فوق العاده ریسک دارد و قبل از آنکه نواقص آن نمود یابد دهها سال از سرمایه کشور بر باد خواهد رفت. آیا ایران آتچنان جامعه ای بی نظیر است که برای اداره امور اساسی آن باید دست به دامان شیوه های نوین شد. با آزمون و خطا هم نمیشود مملکتی را اداره کرد. این که گفته میشود "وضع که از این بدتر نمیشود" هم قابل قبول نیست. اولا از کجا میدانید بدتر نمیشود؟ ثانیا علمای سیاست و اقتصاد می باید روشهای را به کار بگیرند که مطمئن باشند وضع را بهتر میکند اگر نه خیلی بهتر. اگر این نباشد هر ایرانی (از جمله مادر بزرگ اینجانب) صلاحیت ریاست جمهوری خواهد داشت. باید راهکاری را یافت که در دهها جامعه برای دهها سال پاسخ مثبت داده است. البته اگر لازم بود حواشی آنرا با ایران تطبیق داد.

2- چرا باید همه سهمی یکسان از ثروت عمومی ببرند. عدالت الزاما معادل مساوات نیست. دادن پول نفت به میزان مساوی هم به کسی که سالانه 200 میلیون تومان درآمد دارد و هم به کسی که هیچ درآمدی ندارد مسلما هیچ نقشی در بهزیستی فرد نخست ندارد و نقش بسیار کمی در زندگی فرد دوم (بدلیل مبلغ کم و دیگر ایرادات از جمله نکته زیر). این سرمایه بزرگ نهایتا روزانه مصرف و دود هوا خواهد شد و تنها واردات را افزایش خواهد داد. بر باد دادن پول نفت توسط دولت یا مردم هر دو نهایتا یک نتیجه اقتصادی خواهد داد و چه بسا دومی بدتر باشد. در فکر این باشید این ثروت دود نشود.

3- اصل اساسی می باید تولید ثروت و یا مشارکت در تولید ثروت توسط افراد در جامعه باشد. تخصیص منابع ملی باید به گونه ای باشد تاافراد به این مرحله برسند .مثلا برای مدتی محدود زندگی آنان تامین شود، آموزش ببیند تا بتوانند کار و تولید ثروت برای خود و جامعه بکنند. در خارج هم اینگونه است و شرایط خاصی دارد که انگیزه تلاش و کار را تقویت و نهایتا عملی میکند. در هیچ جای دنیا برای همه بالغین، مادام العمر چک در خانه فرستاده نمیشود. توصیه قران هم همین است که برای انسان جز از تلاشی که میکند نیست.

4- اگر قرار است دولت نفت را اکتشاف، استخراج و به فروش برساند و بعد پولش را تقدیم مردم کند چرا خود مردم زحمت این کارها را از دولت فخیمه کم نکنند و خودشان بکاوند و بفروشند و پولش را در جیب بگذارند و مالیتش را به دولت بدهند؟ با این حالت نه اتهام دزدی به دولت میشود زد، نه به سیستم آنچنانی نظارت بر دولت لازم است (که اصلا نمیشود) و دولت هم به جای سیستم عریض و طویل تقسیم پول به کارهای که هر دولتی موظف به آن است میپردازد. به عبارتی خصوصی سازی صنعت نفت.

5- به نظر میرسد نظر اصلی در این طرح تقویت اثر مردم در سیاست دولت باشد. اما واقعا روش خطرناکی پیشنهاد شده است که فاتحه اقتصاد ایران خواهد بود. برای ملتی ورشکسته اقتصادی، نه سیاست معنی دارد و نه دموکراسی و نه هیچ (مثل برخی کشورهای آفریقائی). سیاستمداری بزرگ میگفت "در سیاست دو چیز اهمیت دارد: اولی پول و دومی اش یادم نمی آید چه بود".
با تشکر
.........................................
عبدی:
احتمالا دومی هم پول بود!
اما ظاهرا دوستمان مطالب قبلی را مطالعه نکرده اند که به بخش اعظم این ابهامات پاسخ داده شده است.اگر به توزیع برابر اعتراض دارید به یادداشت شماره 2 مراجعه کنید تا ببینید چگونه داریم پول نفت را توزیع می کنیم.مطلبی را اخیرا از دکتر عظیمی مرحوم خواندم که در آمدهای نفتی عموما در جیب اندکی از مردم می رود. باتمکین در برابر این وضع چگونه می توان به توزیع برابر انتقاد کرد.
درباره پرهیز از اجرای طرحی که نسنجیده باشد طبعا این مباحث برای رفع همین مشکل است.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۰۴ قֽظֽ | Reply

امید یگانه :

آقای عبدی
سلام
چگونه است که در بعد اقتصادی قایل به استحاله حاکمیت هستید آنجا که می فرمایید « ما نمي‌توانيم طرحي بدهيم كه منجر به اصلاح ساختار شود، اما مخالفت ساختار را موجب نشود. اما معتقد نيستم كه مخالفت آنان مي‌تواند نامحدود باشد و هيچ راهي را براي اجرا باقی نگذارد...» اما در بعد سیاسی قایل به آن نیستید و به خاطر برخوردهای ناصواب صورت گرفته با خود و امثال خود حاکمیت را قابل اصلاح نمی دانید و از آن قهر کرده اید؟
..........................................
عبدی:
اتفاقا بر عکس فکر می کنم یعنی به اصلاح بعد سیاسی هم اعتقاد دارم اما شرط لازم آن را اصلاح ساخت اقتصادی می دانم حتی ورود به ساخت سیاسی را هم غلط نمی دانم مشروط بر این که معطوف به برنامه ای برای اصلاح درآمدهای دولت و وابسته کردن آن به مردم باشد.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۱:۲۳ قֽظֽ | Reply

سید علی :

سلام
در هر حال چنین طرحی هم اکنون در بسیاری از کشورهای عربی اجرا می شود و هیچ مشکلی هم ایجاد نکرده بلکه پیامدهای مثبتی هم داشته است . در سفری که چند سال پیش به کشور امارات داشتم و میهمان یکی از بستگان در آنجا بودم این موضوع را آز آنها سوال کردم و پاسخ دادند که ماهیانه 900 درهم به هر یک از اعضای خانواده پرداخت می کنند .
ضمنا" جناب آقای عبدی یادداشتی کوتاه در مورد طرح شما در وبلاگم قرار دادم که امیدوارم کمکی باشد جهت تبلیغ آن . بدرود
...............................
عبدی:
ممنون.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۱:۲۴ قֽظֽ | Reply

رضا توضیح :

جناب آقای عبدی
سلام
این سؤال به طور حتم مطرح است که اگر بنا به توزیع مستقیم درآمد نفت بر سر سفره مردم باشد، دولت ناگزیر باید تعرفه های مالیاتی خود را بالا برده و قیمت حامل های انرژی را نیز آزاد و یارانه ها را حذف نماید. در این صورت هر خانوار از یک دست پول نفت خود را می گیرد و با دست دیگر بابت مالیات، هزینه انرژی، عوارض، حق بیمه، همیاری و ... به دولت پس می دهد تازه اگر مجبور نباشد مبلغی به آن اضافه کند. پس فایده این گردش صوری پول در جامعه چیست؟ بنده معتقدم که اگر بر فرض دولت به پرداخت مستقیم پول نفت به مردم تمکین کند از هزار راه مختلف آنرا باز پس می گیرد و در این میان تنها یک منت و تورم افسارگسیخته عاید مردم می شود.
................................................
عبدی:
قبلا پاسخ داده ام در ذیل نیز مجددا تکرار می کنم.
در پاسخ این گونه پرسشها باید گفت که فرض اولیه که اثبات هم شده است اتلاف منابع درآمدی موجود از طریق بودجه دولت است. اگر این فرض را قبول نداریم باید آن را رد کرد اما اگر پذیرفتیم به معنای آن است که توزیع مستقیم آن به مفید تر شدن مصرف آن می انجامد و در این صورت نمی توانیم بگوئیم که اگر این درآمد به دست من رسید وضعم از حالا بدتر خواهد شد. کسی این را خواهد گفت که در حال حاضر بسیار بیش از سهمش از این درآمدها استفاده می کنند و این افراد در اقلیت ناچیزی هستند. عین این مثال را می توانید در ابعاد خانوادگی پیاده کنید تا معلوم شود که استدلال موجود در این یادداشتها کاملا درست است. اگر قانع نشدید من چنین مثالی را تقدیم خواهم کرد.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۱:۳۴ قֽظֽ | Reply

رضا :

با سلام و احترام
1-به نظر مخالفت ساختار قدرت بسیار شدید تر از چیزی خواهد بود که شما تصور می کنید. کافی است یک روزنامه برای انتشار چنین دیدگاه هایی پیدا کنید و تلاشی برای ایجاد خواست عمومی برای ادعایتان ایجاد کنید. حکومت به سادگی متوجه می شود که این اقدام مساوی پایان دوره ی اقتدارگرایی است.
2-در مورد اطلاعات الکترونیکی هم کار بسیار مشکل می نماید زیرا هم مردم همکاری ضعیفی در ارایه اطلاعات دارند و نیز دولت هم به لحاظ ساختاری بسیار ناکار آمد است مثال بارزش هم دو طرح ارایه کارت سوخت و تعویض پلاک هاست.
3-توضیع مستقیم ارز مشکلات فراوانی خواهد داشت که به نظر شما به دلیل فرار از توضیح مشکلات تبدیل ارز به ریال و آثار توضیع ریال به آن پناه برده اید. بانک مرکزی با این همه اختیار در تبدیل سالانه فرضا 40 میلیارد دلارد به ریال با مشکلات جدی مواجه است حال تصور کنید این حجم پول را در جامعه پخش کنیم تبعات شدیدی خواهد داشت.مثلا احتمال دارد مردم نتوانند تبدیل کنند.
4-سوال پایانی که شاید خیلی مرتبط نیست در مورد اعراب است.با وجود اینکه آنها هم از پول نفت استفاده می کنند و تولید چندانی هم ندارند اما چرا تورم در آن کشور ها کنترل شده است؟
با سپاس
..................................................
عبدی:

-این دیدگاه را در جریان مبارزه انتخاباتی باید مطرح کرد و مشکل حادی هم در ابتدا پیش نخواهد آمد.
-در مورد همکاری در این زمینه مردم به دلیل ذینفع بودن کاملا همکاری می کنند.
-توزیع ارزی هیچ مشکلی ندارد و بانک مرکزی معادل ریالی را پرداخت می کند و وارد کنندگان برای تامین ارز خود از بانک مرکزی ارزه را خریداری و تبدیل می کنند مثل همین الان.
-به دلیل کنترل نقدینگی در سطح رشد اقتصادی است.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۱:۳۶ قֽظֽ | Reply

احمد کریمی جشنی :

حضرت آقای مهندس عبدی
سلام علیکم (جواب سلام فراموش نشود)

1- در طرح شما جایگاه تامین اجتماعی و سازمان های حمایتی کجاست. طبعا دولت زیر بار هزینه چنین نهادهای حمایتی نخواهد رفت و این سازمان ها خصوصی خواهند شد و پر واضح است که با تعرفه بالای چنین سازمان هایی قاطبه افراد جامعه توان بهره مندی از خدمات تامین اجتماعی و حمایتی نخواهند داشت.

2- به عنوان مثال دولت در حال حاضر یارانه اقلامی از داروهای وارداتی و گران قیمت را می پردازد. در صورت حذف این یارانه قیمت برخی از داروهای خاص سرسام آور خواهد شد. در این صورت سلامت مردم متوسط به پایین جامعه به خطر نمی افتد؟
..........................................
عبدی:
علیک السلام
بخشی از مبلغ پرداختی به کسانی که بیمه نیستند برای بیمه موثر و کارآمد کسر می شود.و شاهد بیمه های کنونی که طلبکار مردم هستند نخواهیم بود.یارانه های پرداختی به دارو هم بیشتر نصیب افراد بالاتر جامعه می شود پس از طریق بیمه همه افراد تحت پوشش درمان و دارو قرار می گیرند و این بیمه هم اجباری خواهد بود.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۱:۴۳ قֽظֽ | Reply

امیر فرشاد :


با سلام به جناب عبدی عزیز
ضمن تشکر از شما به خاطر سلسله مقالات اخیر نفت

1- در مورد اشکال اول که قبلا هم مطرح کردم به نظر نمی رسد مخالفت ساختار حکومت در مقابل این شعار مانند مخالفتهای دیگر باشد و نوع آن شدیدتر و اثرگذارتر می تواند باشد. زیرا مستقیما با ساختار کلی و حتی بقای آن مرتبط است. در این شرایط عدم همراهی قابل پیش بینی رسانه ملی که مهمترین ابزار ممکن است نیز مشکل ساز خواهد بود. حتی فرض را بر این بگیرید که در بدترین حالت با سخنرانی مخالفت آمیز مقامات عالی نظام ممکن است فاتحه طرح خوانده شود. آن هم در شرایط حساس کنونی.(البته اگر فرض را بر این بگیریم که در انتخابات آتی مجلس روی این طرح توافق شود)
این قسمت به نظر من مهمترین مشکل طرح است. این که بگوییم حکومت با مخالفت با این طرح هزینه زیادی می دهد و نفرین مردم را به جان می خرد مشکلی را حل نمی کند.
زیرا حکومت با شناختی که از آن داریم هزینه های زیادی داده، نفرین ها را به جان خریده، ککش هم نگزیده، مردم هم تا زمان محدودی غر زده اند و گذشته اند. فقط کافی است همین طرح های اخیر و مسائل یکی دو سال گذشته را ببینید.


2- نکته بعدی تک پارامتری دیدن مسائل است که به نظر می رسد در مقالات اخیر روی پارامتر نفت توجه زیادی شده است. اگر چه در مقالات شما اشاره شده است که ممکن است پارامترهای زیادی در اوضاع کنونی نقش آفرین باشند و نیز اشاره شده که نفت از دیگر پارامترها اهمیت بیشتری داشته باشد، اما در راهکارها و نحوه اجرا به نقش آنهای دیگر اشاره نشده و نحوه رفتار و کاهش تاثیر آنها دیده نشده است.


3- مشکلات اجرایی طرح هم که مورد توجه جدی و اشاره شما و خوانندگان محترم هم قرار گرفته، بسیار مهم و بیش از اینهایی است که در مقالات جنابعالی آمده است. ساختار پوسیده، حجیم، فاسد و ناکارآمد اداری در مقابل اجرای طرح مشکل آفرینی خواهد کرد. حتی اگر منافعی برایش داشته باشد.(مثال فعلی: کارت هوشمند سوخت) رشوه، سو استفاده و بازار سیاه و ..هم که همیشه با هر طرحی در این مملکت بدنبال می آید. (شاید قبل از اجرای طرح باید روی ساختار اخلاقی جامعه کار کرد !!)
تقریبا همه طرحهای اصلاحی سالهای اخیر با مشکل و شکست مواجه شده اند. ممکن است بگوییم پیشرفتهایی هم حاصل شده اما به نسبت زمان و امکانات بسیار کمتر از حد استاندارد بوده است. مثلا میگویند خاتمی اصلاحاتی هم انجام داده است و فقط شکست نبوده اما آیا این اندازه اصلاحات برای آن اندازه پتانسیل کافی بوده است؟ بنابراین در زمان اجرا تا سالها با مشکلات مهم مواجه خواهیم بود و پس از گذراندن چند سال ممکن است پیشرفتی باشد و ممکن است اصلا چیز دیگری از آن در بیاید که با اهداف اولیه به کلی متفاوت باشد.(همه اینها هم به فرض تحقق طرح است)


4- یکی از نتایج مفیدی که انشا ا... به دنبال طرح می آید کوچکتر شدن حجم دولت است که به آن اشاره ای نشده است.(حداقل من یادم نمی آید). بسیاری از نهادها، سازمانها، و حتی وزارتخانه ها دیگر توجیه وجودی نخواهند داشت.بسیاری دیگر هم به دلیل کمبود منابع و امکانات و درآمد دولت(که تنها از مالیات خواهد بود) از اولویت خارج خواهند شد و امکان تعطیلی آنها از سوی دولت محاسبه گر وجود دارد. (این نکته بسیار مهم است. چون بسیاری از سازمانها و نهادها زائد و هدردهنده بودجه مملکت هستند و نقش وحشتناکی در اتلاف منابع درآمدی دارند.)
اما این حسن، ضرری را هم به دنبال دارد و آن بیکاری عده بسیار زیادی است که در این جاها مشغول کار (هر چند غیرمفید) هستند و درآمد توزیع شده نفتی از حقوق مفت فعلی آنها کمتر است و بیشک مقاومت این بخش بزرگ از ساختار حکومت نیز مشکل بعدی قضیه خواهد بود.


5- در بسیاری از جاهایی که دولت در آنها سرمایه گذاری می کند و یا مجبور به هزینه کردن است، همین درآمد هنگفت فعلی هم جواب نمی دهد. چه رسد به اینکه نصف آن را هم به مردم بدهد. هزینه طرحهای عمرانی و اجرایی و سرمایه گذاریهای توسعه ای و سرمایه گذاریهای نفتی (که خودم هم در صنعت نفت هستم و می بینم) و .... را دولت از کجا بیاورد؟ فقط از مالیات؟ اگرچه شاید این طوری بهتر هم باشد.!! حقش است !! هزینه های پیدا و پنهان سیاست خارجی را هم اضافه کنید که خودش داستانی است.

6- در مورد آثار تورمی هم تخصصی ندارم اما با جنابعالی موافقم که بدتر از این نمی شود!!

7- مساله مهم و حیاتی بنزین در این طرح چه جایگاهی دارد؟ آیا قیمت آن آزاد خواهد بود؟ اگر پاسخ مثبت است خودش معضلی می شود.

8- تنبلی بسیاری از مردم هم که با عرض معذرت همین حالا هم به اندازه کافی وجود دارد. داستانهایی که در مورد مقایسه ساعت مفید کاری ایرانیان و مثلا" ژاپنی ها در هر تاکسی و اتوبوسی قابل پیگیری است!! شاید مشکلات این طرح کمی آنها را به خود بیاورد.

با این حال، همه مطالبی که نوشتم به خاطر این است که دوست دارم این طرح اجرا شود و با کلیت آن موافقت دارم. تنها می خواهم زوایایی که از نگاه من پنهان است با نگاه تیزبین شما روشن شود. شاید به جرات بتوان گفت متفاوت ترین و شجاعانه ترین طرحی است که تا کنون دیده ام.
با تشکر فراوان از این که به این مطلب طولانی توجه کردید.


...................................
عبدی:
در یادداشت بعدی مفصل توضیح می دهم.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۰۹ بֽظֽ | Reply

فرهاد :

سلام
جناب عبدی شما مشکل بزرگ دولت رانتی را مطرح فرموده اید و یک راه حل هم ارائه نموده اید که با فرض پذیرش آن مشکل نمی توان گفت که تنها همین یک راه حل( توزیع درآمد نفت به طور مستقیم بین مردم) وجود دارد . اگرچه در این مرحله نباید به مسائل اجرایی و فنی پرداخته شود ولی به طور مثال به پیشنهادی که در یکی از کامنتها آمده نیز می توان توجه نمود. استخراج و فروش نفت را به شرکتهای سهامی عام واگذار کنند تا مردم از سود آن شریک شوند و در اداره شرکت نیز قوانین کافی وجود دارد و این راه مطمئنی است.
....................................................
عبدی:
اگر درآمدش مستقیما به مردم می رسد بحثی ندارم و با آن مخالف نیستم و یک بحث فنی است اما اگر باز هم به جیب دولت برود طبعا با آن موافق نیستم.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۳:۴۲ بֽظֽ | Reply

پ - ص :

هر چقدر بیشتر به این طرح پرداخته میشود محاسن بیشتری از ان استخراج میشود بهمین لحاظ امیدواری به اینکه در اینده نزدیک محور اجماعی میمون ومبارک شود بسیار زیاد است چرا که غیر از جذابیتهای عامه پسند موارد خاصه پسند ان بسیار است یکی از محسنات طرح توقف مهاجرت از روستا به شهر ها ست زیرا با توجه به هزینه های زیاد شهرها و وضع عوارض در انها احنمالا تمایل به شهر نشینی فروکش میکند و داشتن بنیه مالی و خصائص ذاتی بشر در کسب درامدهای بیشتر رونق کشاورزی وصنایع کوچک را بدنبال خواهد داشت از سویی وجود بنیه مالی در روستا انگیزه ای برای بردن خدماتی به روستا ها میشود که اکنون از انها محرومند باین ترتیب با بالا رفتن درامد وقدرت خرید مردم درروستاها و شهرهای کوچک مهاجرت تغییر مسیر داده و از کلان شهر ها ب شهر های کوچکتر و روستا ها صورت خواهد گرفت سوبسیدهایی که اکنون بتساوی روی نان و سوخت و ... داده میشود که بیشتر ان یا هدر میرود یا نصیب قشر خاصی از جامعه میشود منطقی و عادلانه هزینه میشوند .در بحث عرضه وتوضیع کالا دولت مکلف میشود که با قاچاق ان بشدت مبارزه کند زیرا یکی ازمنابع درامدی دولت عوارض گمرکی خواهد بود در نتیجه تولید رونق پیدا میکند و بتبع ان سطح اشتغال بالا میرود از سویی با از میان رفتن رانت توزیع ثروت وضعیت مناسبی پیدا میکند و شکاف طبقاتی وفاصله بین دهک های بالا و پایین اجتماع به حد قابل قبول تنزل میکند فحشا وخود فروشی بشدت رو بکاستی میگذارد با کم شدن بیکاری نیروی مستعد بزه کاری وقاچاق مواد مخدر کم شده سلامت وامنیت به جامعه باز گردانده میشود نهاد های مدنی برای حفاظت از منافع اقتصادی پا میگیرند و موازنه قدرت بوجود امده ضامن ازادی ومردم سالاری میشود این قسمتی از ماجراست مشکلاتی نظیر ترافیک . ناهنجاریهای رفتارهای اجتماعی و ..... بشدت کاهش یافته جامعه پویا وبا نشاط خواهد شد دیگر دیدن روی گشاده و خندان مردم در کوچه وبازار ارزویی دور نخواهد بود امید وارم این شمعی که روشن شده به مشعل هایی بی شماری بدست مردم تبدیل شود زیرا این اگر تنها راه نجات نباشد بی تردید بهترین وموثر ترین راه خواهد بود البته میتوان این تقسیم درامد را به تمام منابع از جمله معادن نیز گسترش داد
.............................................
عبدی:
درباره یکی از مشکلاتی که قبلا یکی از دوستان مبنی بر افزایش اعتیاد عنوان کردند در قسمت بعد توضیح می دهم.


۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۴:۲۵ بֽظֽ | Reply

سيروس اميدوار :

با سلام خدمت جناب آقاي مهندس دلسوز:

1-در مورد ميزان درآمدهاي ارزي تعلق گرفته به مردم در صورت اجراي اين طرح، حتي با احتساب درآمدهاي حاصل از صدور گاز كه بتدريج رقم قابل توجهي خواهد شد،اگر اين رقم را سالانه حدود 70 ميليارد دلار هم تصور كنيم و به هر فرد ايراني با احتساب جمعيت 70 ميليوني، 1000 دلار برسد، با نرخ فعلي دلار كمتر از يك ميليون تومان در سال خواهد بود از آنجا كه با اجراي اين طرح كليه يارانه هاي پيدا و پنهان در اقتصاد برچيده مي شوند و از سوي ديگر چون دولت منبع درآمد ديگري به جز درآمدهاي مالياتي نخواهد داشت تصور نمي شود كه مبلغ خالصي كه در سالهاي اوليه طرح براي مردم باقي مي ماند آنچنان زياد باشد كه آنها را تنبل كند
2-باتوضيح فوق اجراي اين طرح چه فايده ملموسي براي مردم خواهد داشت؟ پاسخ اين است كه اگر شاخص بانك جهاني مبني بر درآمد زير يك دلار در روز (365 دلار در سال ) را ملاك فقر مطلق و زير 4 دلار در روز (1460 دلار در سال ) را ملاك فقر نسبي بدانيم در اين صورت با اجراي اين طرح اولا فقر مطلق از ايران ريشه كن خواهد شد و ثانيا با اندكي كار فقر نسبي نيز ريشه كن خواهد شد.توجه شود كه ارقام فوق با توجه به هزينه هاي جهاني محاسبه شده اند و تورم سالهاي اوليه اجراي اين طرح(در صورت وجود) در آن لحاظ شده است. قيمتها در حد قيمتهاي جهاني بالا خواهد رفت و نه بيشتر، زيرا در غير اين صورت بنزين از پاكستان به ايران قاچاق خواهد شد و نه بالعكس.
3- همانطور كه اشاره شد معضل يارانه ها كه سبب ناكارامدهاي عظيم در اقتصاد ما شده است به نحو خرد پسندي حل خواهد شد.
4-با قرار گرفتن اين منابع عظيم مالي در اختيار مردم،عملا امكان كوچك شدن دولت از طريق واگذاري شركتهاي دولتي به بخش خصوصي فراهم خواهد شد و بنابراين نياز دولت براي تامين مالي بسياري از شركتهاي زيان ده رفع خواهد شد.
5_در مورد مقاومت ساخت سياسي بايد گفت كه گر چه يكسان سازي نرخ ارز در قياس با اين طرح ، اقدام كوچكي بود ؛اما در آنجا نيز عليرغم رانتهاي عظيمي كه در استمرار نرخهاي متفاوت ارز وجود داشت دولت خاتمي(بدون آنكه همچون اين طرح حمايت جدي مردم را در پشت سر خود داشته باشد) توانست يكسان سازي نرخ ارز را با موفقيت انجام دهد.
6_ورود به سازمان تجارت جهاني تا چند سال آينده از يك انتخاب به يك ضرورت تبديل خواهد شد و اين مهم جز با انحصار زدايي و كوچك شدن دولت و ايجاد فضاي رقابتي براي فعاليت بخش خصوصي مهيا نخواهد شد .اجراي اين طرح علاوه بر ايجاد چنين فضايي در اقتصاد، دولت را هر چه بيشتر به سمت فراهم كردن زمينه هاي فعاليت بخش خصوصي وادار خواهد كرد زيرا در اين صورت يگانه منبع در آمد دولت مالياتي خواهد بود كه از اين بخش اخذ مي شود.
7_ازآنجا كه اين درآمد به تساوي بين همه افراد توزيع مي شود و نيازي به مخفي كردن موجودي حساب توسط افراد نيست مي توان به عنوان مثال اعلام كرد كه اين درآمد به شماره حسابي كه همان شماره كد ملي لست واريز مي شود تا از اين طريق هم افراد هر چه سريعتر نسبت به اخذ كد ملي اقدام كنند و هم به اين صورت آدرس افراد مشخص مي گردد و از دوباره كاريها اجتناب مي شود.
8_در مورد احتمال تقلب بايد گفت كه در كشورهاي غربي علاوه بر وجود فرهنگ ماليات دهي، عامل مهم در پرداخت ماليات وجود جريمه هاي سنگين در مورد فرار مالياتي است. در اينجا نيز مي توان با وضع و اجراي قوانين شديد مثلا محروميت ده ساله از در يافت اين درآمد در صورت ارتكاب يك بار تخلف و جريمه هاي سنگين تر در صورت تكرار، ضمانت اجرايي قوي براي اين طرح مهيا كرد.


با تشكر از جناب مهندس در پيگيري جدي اين طرح بسيار كارامد


۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۱۹ بֽظֽ | Reply

:

معمولا معتقدند با یک گل بهار , و با یک ایده مملکت هزار تو اصلاح نمیشود . بطور حتم این ایده هم وقتی میتواند موفق شود که دیگر اجزا, بمانند تار و پود لباس آنرا در برگیرد و از آن حمایت کند , برنامه ی شما در خصوص دیگر اجزای این ایده چیست؟ آیا در بقییه ظمینه ها نیز مثل این ایده میتوان شفاف صحبت و گفتگو کرد؟ مثلا : چگونه در مرحله ی اول از سد و فیلتر شورای نگهبان خواهید گذشت؟ اگر آن فرد بعد از انتخاب دوباره از آنطرف خریده شد , چی؟ چگونه از سد رواج یافته ی بی قانونیها و سکوت قبرستانی عدم مشارکت و عدم اعتمادهای ذره ذره بوجود آمده در طول این سالها و کوه شده ی فعلی خواهید گذشت؟ و آیا در این حیطه (حیطه ی مسولیت پذیری داخلی) فردی سالم قابل اعتمادی ( از دو طرف) باقی مانده که اگر نه در پر کردن جیب خود , بلکه لااقل از آن استفاده ابزاری نشده باشد؟
...........................................................
عبدی:
اینها مسائل عملیاتی است که بجای خود خیلی هم مهم است اما در این مرحله به کلیت ایده از منظر علمی و تجریدی می پردازیم.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۴۱ بֽظֽ | Reply

امید-2 :

در خصوص پیدا شدن تفاوتها نسبت به ترکیه , حرف شما کاملا درست است. ولی فکر میکنم هنوز مشترکاتی زیادی با کشور ترکیه داشته باشیم.
اولا که معتقدم مردم ما بسیار بسیار بیشتر از مردم ترکیه ظرفیت داشتن دموکراسی و آزادی را دارند. آنهم به دلیل تاریخی !! سرکوب شدید و خونین مذهب و روحانیون توسط آتاترک و عکس العمل عکس شدید ایجاد شده ولی نهفته در بین مردم در این هشتاد سال که آنان را بشتر و بیشتر بسته و مذهبی نموده( همانگونه که فشارهای نه چندان خشن رضا شاه و پسرش مردم را در اوایل انقلاب ساخته بود) ( شما نگاه نکنید به کانالهای ماهواره ای ترکیه !! این کانالها در داخل ترکیه بدون زور و ضرب و جرح و باتوم و تفنگ از طرف خود مردم , دواطلبانه دیده نمیشود و فقط نقش توریست جذب کنی دارد!! و مردم داخل ترکیه , کانالهای خاص خود مثل اس تی وی و کانالهای محلی را دارند) همین عکس العمل طبیعیست که سالهاست خود را , در رای مردم به مذهبیون و احزاب مذهبی آنجا نشان میدهد ( بر خلاف ما!!) و بدلیل همین تحت فشار بودن مذهب است که اتفاقا همین مذهبیون از همه رقبا پاکتر و سالمتر رفتار کرده اند و اعتماد مردم خود را ذره ذره بدست آورده اند تا جایی که به پشتوانه ی آن آقای اردوان امروز خواستار انتخابات زود رس شده است!
مخصوصا در مورد همین آقای اردوان شایسته ی گفتن است که اتفاقا او هم وقتی شهردار استابول بود با عملکرد خوبش, با وجود تمام فشارها برای خراب کردنش , بالاخره توانست نظر مردم را بخود و حزب پاکش جلب کند با اینکه مخالفان او از هیچ ترفندی برای به زمین زدنش فروگذار نکردند حتی او را طرفدار جمهوری اسلامی معرفی کردند!! و گفتند : مردم !! او میخواهد حکومتی به سبک جمهوری اسلامی برای شما پیاده کنند و مردم کشور را مثل جمهوری اسلامی, که شما گوشه ایی از آن را همه جا میبینید, آواره کشورهای دیگر کند!!(ادعایی که مردم را به دلیل احساسش به فکر فرو برد و هنوز هم بسیاری از مذهبیون , به دلیل آن ترس , با انتخاب عبدالله گل مخالفت کردند چون از این بیم و هراس داشتند که ا با اشغال پست تشریفاتی ریاست جمهوری , این تعادل به هم بخورد و آن ادعا عینیت یابد!!) ولی او با آرامش فوق العاده یک رهبر مقتدر و شجاع , از خطر تمام پوست خربزه هایی مالی و ناموسی و ... تا بحال توانسته است جان بسلامت به در برد و تمام اقدامات سرکوبگرانه ی آن هفتاد و چند سال اتاترک را به مذهب, به نقطه ی تعادل نزدیک کند که امروز میبینیم آن کینه ی وحشتناک به مسیحیان و کردها به نقطه ی کم خطر تری رسیده و آنها اجازه یافته اند در مجامع عمومی لباس محلی خود را بپوشند!! و... کلیسا ها برنامه های خود را آزادانه و قانومند تبلیغ کنند تا جاییکه ایرانیان مسیحی شده ی فراری را نیز پذیرا باشند!!!
منظور از این داستان مختصر اینکه وقتی مخالفان در اقلیت قرار گرفته ی دولت ترکیه میتوانند با عدم شرکت خود در رای گیری مجلس , مشروعیت را از خواست اکثریت مذهبی بگیرد , ما چرا نتوانیم که با نیروی اکثریت خود , مشروعیت را از نیروی اقلیت خود بگیریم؟ و آنها را مجبور به تن دادن به خواستهای حداقل خود سازیم؟ آیا از این ساز و کار مهمتر و موثرتر و منطقی تر و جامعه پسندتر در اختیار داریم؟ مشروعیت زدایی از کسانی که نمایندگی اکثریت مردم را ندارد. آیا بهتر نیست در ابتدا روی این ایده کار کنیم که زور خود را روی انتخابات سالم مجلس گذاشته و یکبار دیگر نمایندگان شجاعی را معرفی کنیم که لااقل لایق این عنوان نمایندگی مردم باشند بدون ترس اینکه شورای نگهبان آنان را رد میکند. و اگر آنها را رد کرد , ما هم کل انتخابات را تحریم کنیم و اجازه ندهیم این تنها اسلحه ی باقیمانده در دست ما را براحتی از دستمان خارج کرده , با خلع سلاح مجدد ما هر کار خواستند با دین و آیین ما انجام دهند؟ و ضمنا اجازه ندهیم نیروهایمان در موقع شکار , پخش و کم زور شود؟ فراموش نکنیم که همین مردم ترکیه هم برای رسیدن به این جایگاه امروز( = بهشت موعود ایرانیان برای تفریح و مسافرت و ...) که میتوانند افراد حجابدار , افراد بی حجاب را تحمل کنند و افراد بی حجاب در کنار افراد حجاب دار زندگی مسالمت آمیزی دارند و همدیگر را بخوبی و خوشی تحمل میکنند و میکوین عیسی به دین خویش و موسی به دیم خویش ... و دیگر افراد مسیحی را در کنار خود تحمل ره راحتی کنند و میتوانند بدون فشار به رگهای گردن , افراد کرد را در تلویزیونها ی خود تماشا کنند , مخصوصا که به لحاظ ژنی بسیار تعصبی تر از ما ایرانیان میباشند , خون دلها خورده و تلاشها نموده اند!! یادمان نرود جنگهای خیابانی همین مردم ترکیه را , آیا ما نمیتوانیم از سختی سنگ بر سر آنها درس گرفته و راحتتر به آن مرحله پا بگذاریم؟
.....................................................
عبدی:
ظاهرا برخی از دوستان نگرش اراده گرایانه دارند چنانچه گوئی می توان تصمیم گرفت و چنین وچنان کرد.این ایده با واقعیت انطباق ندارد در کنار اراده و مقدم بر آن باید به زمینه ها و ساختار ها نیز توجه داشت اراده در این زمینه ها ظهور پیدا می کند نمی توان چشم را بر این ساختارها بست.
یک جمله هم از کامنت حذف شد چون فکر می کنم به قول معروف وسط دعوا نرخ تعیین کردن چندان درست نیست.!

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۴۵ بֽظֽ | Reply

مجيد :

آيا بالاوپائين رفتن قيمت نفت وگاز روی درآمد جمعيت اثر سوء دوباره نخواهد گذاشت؟ وآيا دوباره احتياج به نوعی صندوق ذخيره برای کنترل نيست؟
.......................................
عبدی:
چرا احتیاج هست.همچنان که الان هست.اما آن موقع کسی انگیزه دست دارازی به آن را نمی تواند پیدا کند.

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۱۵ قֽظֽ | Reply

:

این طرح شما سربسته حکایت از این دارد که اقتصاد زیر بناست و شما معتقدید اگر زیر بنا درست شود , روبنا هم بالطبع درست خواهد شد . ناگفته نماند با وجودی که من نیز بخدا اعتقاد دارم با نظر شما که البته بهتر است گفته شود که بر خلاف نظر تلقینی اوایل انقلاب است موافقم ولی نه به غلیظی رب ع شما!!
من هم معتقدم طرز فکر و زندگی یک "ساعت ساز" با طرز زندگی و نوع فکر یک "کشاورز" بدلیل نوع وسیله ای که با آن سر و کار دارند فرق میکند و اگر حاکمان از مردم پول تو جیبی هم بگیرند این وسیله آنانرا موظف به پاسخکویی خواهدکرد. تنها تفاوت اینست که من یک اضافه عقیده دیگر هم دارم و آن اینست که تربیت نااهل را چون گردکان بر کنبد است!!
در ضمن از آقای پ - ص سؤال داشتم بنظر شما طرح دولت رجایی و پست کردن پول به درب خانه ی روستاییان کمکی به جلوگیری ار مهاجرت آنان کرد؟

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۲۲ قֽظֽ | Reply

مهدی :

با سلام
يک سوال در مورد طرح شما داشتم، وقتی اين دلارها در اختيار مردم قرار بگيرد حجم بالای دلار باعث ارزان شدن دلار و بالطبع ارزان تر شدن واردات و همچنين کم شدن سود صادرات غير نفتی نمی شود و در نهايت تعطیلی برخی از تولید کننده ها نمی شود ؟
البته منافع راهبردی طرح شما آنقدر زياد است که اين اشکال در مقابل آن منافع کمتر است ولی شايد بشود برای کم کردن ضررهای اين اشکال هم راه حل هایی در نظر گرفت.
باتشکر
...............................
عبدی:
حجم دلار های در گردش فرقی نمی کند حتی کمتر هم می شود/چون همین دلارهای موجود مصرف می شود منهای مقداری کمتر که در صندوق ذخیره باقی می ماند.


۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۲۴ بֽظֽ | Reply

م - د :

در مورد ایراد دوم یا بقول شما مشکلات اجرایی طرح: " نبود ساز و کار" ؛ جای یک سؤال باقی است و آن اینکه چرا این نبود "ساز و کار" در حد نبود کارتهای معتبر اطلاعاتی برای رساندن پول آماده به دست مردم بسنده شده است ؟ آیا نبود اراده ی کارساز در رده های بالای مسؤلان , نبود قانون کارساز در حماین از این طرح , عدم ساز و کارهای قضایی برای حفاظت کارساز از این ایده , .... و از همه مهمتر نبود ساز و کار افراد شایسته و سالم و کارساز و مستقل و مردمی , جزو این مشکلات اجرایی بشمار نرفته اند؟
شایسته ی گفتن است در مورد هر سیستمی, وقتی هر جای آن سیستم را رگ بزنی , یک خون از آن بیرون میزند. به همین دلیل هر جای سیستم سرمایه داری را که رگ بزنی , خون طرفداری از سرمایه دار بیرون میریزد و در مورد سیستم حاکم و نبود ساز و کار اجرايي و مقایسه ی آن با توزيع كوپن و آنهمه همه تقلب و نارسايي که هیچ مسولی را در آن سالها و حتی این سالها مشمول مجازات نساخت!! معتقدید پرداخت چنین مبلغ قابل توجهی ، علي‌القاعده با مشكلات فراوانتري مواجه خواهد شد. خوب اگر اینچنین است بهتر نیست اول مسببان آن همه تقلبات را به مردم معرفی کنیم و پولهای به جیب زده ی آنها را پس بگیریم؟ تا مسؤلان بعدی ماستهای خود را لب حجله کیسه کنند؟ با توجه به اینکه خود شما نوشته اید:" اين مشكل بسيار جدي است و مطلقاً نمي‌توان با سازوكارهاي مرسوم چنين درآمدي را توزيع كرد."(پایان نقل قول) ؟
معتقدید : برای تقسیم سالم اینهمه در آمد مردم " بايد سازوكاري الكترونيكي و شناسايي دقيق از مردم كشور صورت گيرد، كه اين كار هزينه قابل توجهي خواهد داشت." آیا بنظر شما فقط هزینه مشکل این ماجراست؟ پس بی اعتمادی مفرط مردم به مسؤلان غیر امانت دار چی؟ همانها که با تمام اطلاعات مردم برای بازی قدرت خود بازی میکنند؟ و از اطلاعات خصوصی مردم برای سرکوب خود آنها سود برده و میبرند؟ و دری به تخته بخورد حاضرند عکس ناموس طرف را هم همه جا پخش کنند؟...
نوشته اید :" اما فراموش نكنيم كه انجام چنين كاري دير يا زود ضرورت خواهد داشت."(پایان نقل قول) سالهاست این موضوع ضرورت دارد. سالهاست همه جا حتی بورکینا فوسا هم از این طریق با مردم خودشان در تماسند ولی کو آن اعتماد بین مردم و مقامات در اینجا؟ در ضمن چه کسی متولی انجام اینکار خواهد شد؟ در فضایی که همه به دنبال پر کردن جیب خود هستند؟
نوشته اید :" در جامعه الكترونيكي جديد چنین برنامه ای براي مسايل زيادي ضرورت دارد كه "قدرت" دولت در شناسايي افراد و شهروندانش «به روز» و دقيق شود. بنابراين شناسايي افراد و محل دقيق سكونت آنان و... بايد از طريق نهادي معين و با سازوكار بسيار دقيق صورت گيرد. "(پایان نقل قول) خود شما در ضرورت طرح خود( تقسیم درآمدهای نفتی بین مردم) میگویید چون دولت با داشتن پول نفت , به مردم احتیاجی ندارد این طرح لازم است, در اینجا میگویید دولت باید برای برنامه ریزی برای مردم شهروندانش را شناسایی کند ؛ اینکه بر می گردیم به آن سؤال همیشگی و دور باطل تسلسلی که بالاخره اول تخم مرغ بوده یا مرغ؟ آیا بنظر شما چنین دولتی برایش مهم است که اطلاعات به درد بخور مردم را برای برنامه ریزی داشته باشد؟ فعلا که برای دولت اولویت طرز پوشش مردم است و طرح مبارزه با آن , با این نگاه دولت بنظر میرسد اگر بنا باشد که اطلاعات هم جمع کند حتما میخواهد در مورد خواندن نماز , شرکت در نماز جمعه, در انتخابات به چه کسی رای میدهید؟ و از این قبیل سؤالات اطلاعاتی اطلاعات کسب کند که .....
...........................................
عبدی:
برخی از مشکلات مطرح شده در ذیل بندهای بعدی توضیح داده شده است.اما درباره کلیت انتقاد شما باید گفت از جایی باید شروع کرد و همه مشکلات را با هم و همرمان نمی توان حل کرد که در بخشهای قبلی این یادداشتها به آنها اشاره کرده ام.

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۵۱ بֽظֽ | Reply

ذبیح اله رامش خواه :

سلام
ایا تنظیم قوانین نیاز به کمیته دیگری جز مجلس که یک قوه و مجمع تشخیص که از ارکان است دارد این بنحوی موازی کاری و ساده بینی ساختار را نمیرساند بند 3

۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۵۴ قֽظֽ | Reply

ي الف :

1-تاكنون پول نفت بيشتر به قشر متوسط و بالاتر مي رسيد بهتر نيست اگر روزي قرار باشد پول نفت بدست مردم داده شود قشر ضعيف و فقير كه در طول چند ده سال كمتر از سهم خود از نفت برخوردار بود مورد توجه بيشتري قرار بگيرد.
2- چقدر خوب خواهد بود كه به موازات ادامه اين بحث مطالبي هم در مورد توليد ملي و تشويق به داشتن اقتصاد ملي منتشر شود.
........................................
عبدی:
تا به حال پول نفت به جیب افراد اندکی رفته است.جدا کردن آنها هم کار سختی است هم این که گرفتن و نگرفتن این مبلغ نیز مشکلی را از آنان حل نمی کند و بر حسب قاعده رفتار کردن مهم است.

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۳:۲۲ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/525