آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۷ اردیبهشت ۱۳۸۶
باتلاق فراواني!!!(امیر دادگر)
باتلاق فراواني!!!
امیر دادگر
چند سالي است كه تصميمگيران سياسي با بحران انرژي دست و پنجه نرم ميكنند. مردم نيز حالا بحران را بيشتر لمس ميكنند. پيش از اين البته نخبگان با تحليلها و پيشبيني روندها هشدار ميدادند كه سرانجام به كدام نقطه ميرسيم. با اين وجود اقدام جدي براي مهار بحران صورت نگرفت حالا حرف از اين مسائل گذشته است. رقم واردات بنزين و گازوئيل به حدي رسيده كه ديگر نميتوان چشم بر روي آن بست. از آن سو توان سخت افزاري نيز براي خريد، انتقال و توزيع بيش از آن چه الان صورت ميگيرد، وجود ندارد. مصرف اما همچنان ركورد ميزند. مساله البته فقط مختص بنزين و گازوئيل نيست. آب و برق هم با همين مسائل روبرو هستند. با اين وجود وقتي سخن نخبگان را حلاجي ميكنيم در مييابيم اين بحران لايههاي عميقتري نيز دارد.
توليد منابع نفت و گاز نيز بهينه نيست. پالايشگاهها از حد بهينه پالايش عبور كردهاند و اين يعني افزايش هزينه و كاهش سود(جدول1)، افت توليد مخازن روندش بيشتر شده است، ظرفيت توليدي نيز با وجود سرمايهگذاريهاي كلان صورت گرفته افزايش چنداني نداشته است(جدول 2). نقطه بهينه مصرف گاز نيز مشخص نشده است. اعلام آمارهاي ضد و نقيض ،تحليل كارشناسي در این مورد را نيز با مشكل روبرو ساخته است.
كارشناسي ميگويد بايد روزانه 700 ميليون متر مكعب گاز به مخازن تزريق گردد تا بتوان با جبران افت فشار مخازن، سطح فشار را به سطح زمان دارسي برسانيم تا امكان برداشت ثانويه از مخازن كه طبق مطالعات 50 ميليارد بشكه است ميسر گردد و گرنه 50 ميليارد بشكه نفت ديگر امكان استخراج نخواهد داشت. از آن سو كارشناسي ديگر صادرات گاز را نقطه بهينه مصرف ذكر ميكند.
مردم هم هنوز انتظاراتشان را تطبيق ندادهاند. هر وقت بحث افزايش قيمت جدي ميشود تعجب ميكنند و سوال ميكنند چرا در داخل كشور بنزين و گازوئيل به قدر كافي توليد نميشود. وقتي باور فراواني منابع تا بدين حد در ذهن مردم و مديران جا باز ميكند مشخص است نقطه بهينه جايي نخواهد داشت. اقتصاد را علم تخصيص بهينه منابع كمياب براي خواستههاي نامحدود تعريف كردهاند. حال اگر منابع كمياب نباشد يا نيازها محدود باشد علم اقتصاد كاربردي نخواهد داشت. حالا ما كه هم فراواني منابع داريم و هم خواستههاي محدود.
«هم اين و هم آن» از اين پيش ذهنيت توليد ميشود كه با محدوديت منابع روبرو نيستيم. و از اين روست كه استراتژي مصرف گاز ميشود هم مصرف داخلي، هم تزريق و هم صادرات. در حالي كه هيچ كدام از اين نيازها به طور مناسب تامين نشده است.
اين تحليل البته در ديگر بخشها نيز قابل تعميم است. مثال ملموستر شايد اعتبارات بانكي باشد. نرخ سود بانكي ناشي از كمبود منابع است و اين نرخ فعاليت سرمايهگذاري بهينه را نيز مشخص خواهد ساخت. حال اگر ذهنيت محدود بودن منابع بانكي تغيير كند رفتارها متفاوت خواهد شد.
از اين رو معتقدم براي حركت به سمت بهينهسازي بايد نخست اين باور را ايجاد كرد كه منابع محدود هستند و صد البته نيازها نامحدود.
با توجه به این که امکان انعکاس جدول در قالب ارسال شده وجود نداشت فقط به خلاصه آنها اکتفا می کنم.
در جدول آمده که ظرفیت پالایشگاههای ما حدودا 25 درصد بیش از ظرفیت بهینه آن است و در نتیجه حدود 10 در صد قیمت پالایش را بیشنر کرده است.
در جدول دوم هم 6 میدان نفتی مهم مثل سیری سروش نوروز سلمان و فروزان را از حیث تولید کنونی و تولید بر اساس برنامه مقایسه کرده که تولید بر اساس برنامه آنها 800 هزار بشکه در روز است اما عملا به 365 هزار بشکه کاهش یافته که طبعا ناشی از سیاستهای عدم تزریق گاز و امثالهم است.

چه کسی عقب نشینی کرده است؟ :
بعد از تصویب قطعنامه ی دوم علیه ایران و اعمال تحریمها , جدیدا دور مذاکرات مهم و سرنوشت سازی برای لحاف ما , بین ایران و اروپا (واسط آمریکا) برقرار شده است .( بنظر میرسد امتحان واقعی هر دولتی, در این امتحانهای سراسری خارجیست)
آمریکا همچنان با پافشاری بر توقف غنی سازی بعنوان تنها راه موجود, به طرف واسط خود , اروپاییان اجازه داده و گفته : میتوانید داشتن رابطه با آمریکا را بعنوان یکی از شکلاتهای بسته ی تشویقی به مقامات ایرانی برای عقب نشینی تعارف کنید!!! ( متوجه هستید؟ تشویق مقامات ایران , با دادن اجازه ی داشتن رابطه با آمریکا!!) (چشم بعضی ها روشن!!) بله داشتن رابطه با آمریکا را در قبال توقف غنی سازی به مقامت ایرانی پیشنهاد کنید!! ( التماس نکن!!!)
در این اثنا سيد محمد على حسينى, سخنگوی وزارت امور خارجه ما , برنامهريزى دقيق درخصوص برنامه هستهاى کشور و نيز عزم ملى را عوامل عقبنشينى غرب از مواضعاش درقبال ايران دانسته است!!
این مقام عالی رتبه در گفتگويى تلويزيونى با شبکه استانى آذربايجان غربى با اشاره به عقبنشينى غرب در برابر ايران در بحث پرونده هسته اى , تصريح کرده است که يکى از دلايل عمده اين عقبنشينى برنامهريزى کاملا منطقى و قانونى است که از ابتدا براى دستيابى به اين فناورى انجام گرفته، بررسى و انجام شده و قدمهاى برداشته شده مناسب، محکم و استوار بوده به گونهاى که تاکنون نيز نتوانستهاند ايرادى به ما وارد کنند.
همچنین ایشان در این خصوص ادامه داده اند:" در پى تاکيد ايران بر حفظ حق کامل هسته اي، آمريکا، روسيه، چين و کشورهاى مهم اروپايي(1 +5)براى اولين بار به جاى آنکه از ايران بخواهند برنامه غنى سازى اورانيوم را به طور کامل رها کند با حفظ بخشى از برنامه غنى سازى اورانيوم در ايران موافقت , تعريف جديدى از تعليق را مطرح خواهند کرده اند. "(پایان نقل قول)
سؤال اینجاست که آیا واقعا آمریکا و انگلیس , بعنوان طراحان اصلی فشار بر ایران برای اجرای طرح خاورمیانه ی بزرگ خود و چپاول بیشتر , از مواضع خود عقب نشینی کرده اند؟ چرا؟ آنهم بعد از تصویب قطعنامه ها؟ یا این راه آبرومندانه ایست که برای عقب نشینی آقایان , موقتی باز کرده اند؟
۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۱۸ بֽظֽ | Reply
امید :
با تشکر از آقای امید دادگر
براستی که همه چیز را همگان دانند و چه بدبخت و در بن بستند کسانی که این همگان را قدر ندارند!!
(من بالاخره نفهمیدم ما بدبختیم؟ یا آنها؟ راستی چرا حرف با عمل دوتاست؟)
بگذریم! تا جایی که عقل ناقص من قد میدهد سیاست یا تدبیر و جاره جویی , (فرق نمیکند از کدام پله , اول یا پله های بالاتر) تدبیر و چاره جویی برای یک خانواده یا محله یا شهر یا ...و پله های بالاتر برای یک مملکت و منطقه و ...کل جهان , یک پکیج یا یک بسته ی به هم پیوسته است.
به همین دلیل, بنظر میرسد مهم اینست که شما در آن شب های قدر , شبهای تصمیم گیری کلی و اساسی که در آن شبها نباید اصلا بخوابید!! و اگر خوابیدید , هسته تان بر آب است و تصمیمات, بدون لحاظ کردن خواست شما , برای شما گرفته میشود!! چه پکیج و بسته ای را انتخاب میکنید؟ و یا چه بسته و پکیجی را بهتون می اندازنند!!( ببخشید از کلمه ی پکیج زیاد استفاده میکنم چون این روزها در بحث شیرین هسته ای , این کلمه ی غربی پکیج خیلی بکار میرود! پکیج همان بسته ی شکلات و آب نبات چوبی و ... هر نوع بسته سر بسته ای را اینروزها گویند!!)
بله! این دنیا , بخواهی نخواهی , یک چهره ی دیگرش در سرتاسر تاریخ و در سرتاسر ممالک دیگر از پیشرفته تا پسرفته!! چاپیدن و انداختن بوده و هست!! که باید شنونده عاقل باشد!!
تو این بسته ی سر بسته ی سیاست که مثل کشتی بروی آب , لیز و بدون خط و اثر پا میماند( چون بعضی اوقات میگویند:" کشتی بان را سیاستی دگر آمد" و کسی هم نمی تواند بپرسد پس آن خط و خطکشیهای قبلی چی؟ ) طرز نگاه به مسایل خیلی مهم است!
مثلا امروز انتقاد به آقای ریاست جمهور میکنند که شما در کوران مبارزه انتخاباتی گفته اید ال و بل و ... از جمله به پوشش مردم کاری نداریم ؛ پس چه شد؟ آیا این هم ...
خوب این عیب آقای ایکس و ایگرد نیست , این عیب کسانیست که با آن بسته و پکیج و طرز نگاه درون , به حرف و شعار بسنده و خود دلخوش کرده و عقل را بکار نبرده اند( میبینید که عوامل دیگر به صدر رسیده ی این بسته را آگاهانه عنوان نکره ام تا از قانون موجود در این سایت پیروی کرده باشم. بنظر من اگر قانون حاکم باشد , میشود هر کار از جمله تبادل نظر و ... را کرد , ولی اگر بنا باشد آقای عبدی امروز یک قانون و فردا یک سلیقه دیگر در اداره ی سایت خود داشته باشد, آنوقت فقط بادمجان دور بشقاب چین برای ایشان میمانند و بس! البته خیلی ها هم همینها را دوست دارند.) عیب از آنهاست!! مگر میشود چنین تفکری با چنان سابقه ایی, با چنان نتایجی بیاید و بگوید ما کاری به این مسایل نداریم و واقعا وقتی سوار شد , نداشته باشد؟ مگر حافظ رند ما نگفته است :
ای کبک خوش خرام , کجا میروی ؟ بایست!!
غره مشو که گربه ی زاهد , نماز کرد.
برگردیم به پکیج و همان بسته ی سر بسته سیاست هندوانه گونه ای که تا چاقو توش نزنی, رنگ و نگاهش معلوم نیست!!( البته هندوانه شناسان از رنگ پوست و سوی(نوع) هندوانه و صدای داخل تا اندازه ای پی به رنگ و طعم آن میبرند ولی در این خصوص کی به توصیه این افراد گوش میکند ؟ کی حوصله دارد؟!!)
برای مثال یک خود کار از دست شما می افتد. اتفاق در حد آن افتادن خودکار و احتمالا شکستن یا ترک برداشتن آن, تمام میشود . ولی اگر یک انسان از دست شما بیفتد و فلج شود ,چی؟ به همین سادگی تمام میشود؟ نه! این افتادن با خودش یک پکیج و یک بسته از معضلات و مصیبها را به دنبال می آورد. در این پکیج , ضعف عضلات , چاقی مفرط, بالا رفتن چربی خون و قند و عوره و صد زهر مار دیگر, بد بینی , بد گویی, ... ناپاکی دایمی , بو ی بد بدن , .... و از همه مهمتر وابستگی را با خود می آورد!! جدا از اینکه یک با پکیج خود , یک خانواده را دچار مصیبت می کند تا که بخواهند از این فرد مواظبت کنند و البته ناگفته پیداست که در نهایت پکیج اثرات آن به زمین انداختن , سرشکن به دوش جامعه خواهد شد!!
حال فرض کنید یک شهر از دست شما بیفتد؟ یا یک مملکت از دست بیفتد!!حساب کنید چه پکیج های به شما وارد میشود؟ چگونه تعادل همه چیز , به هم میخورد؟ چه انرژیهایی هدر میرود؟ چه امیدهایی ناامید میشود؟...
بنابراین مهم در جشن هسته ای در حین نداشتن پالایشگاه و خریدن بنزین به قیمت خدا تومان!! از خارجیها ی سرلختی و ... لختی , در عوض صرف نیرو در مبارزه با بد حجابی و شاخ و شونه کشیدن برای مطبوعات که حق ندارید با این کارهای ما کاری داشته باشید و .....این انتخاب پکیج است که نگاه داخل آن به کدام سمت و سو و به کدام طرف است؟ آیا نگاه عاشقانه است؟ یا مغرضانه است ؟ یا کینه ورزانه است ؟ یا زورگویانه است؟ یا ...
دیده اید؟ یا از زبان زنان نزدیک خود شنیده اید؟ وقتی یک مردی نگاه بد و چسبناک به آنها میکند, آنان از روی برق نگاه , چگونه پی به نیت شوم آن مرد میبرند؟ اگر شما با آنان موافقید , مثل من بهتر نیست ما که از این استعداد بی بهره ایم تصمیم بگیریم از امروز تصمیمگیریهای نگاهی امور را بیشتر به دست زنان بسپاریم ؟ و یا اگر رگ غیرتمان اجازه نمیدهد!! لااقل از زنان چگونگی تشخیص این گونه نگاه ها را یاد بگیریم؟
۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
رضا شیرازی :
شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران هفتم اردیبهشت ساعت 21 برنامه ای پخش می کرد با عنوان " فارس سرای من " که در آن برنامه ، منطقه لار در استان فارس را که شهرستانی بیش نیست ، استان لار خطاب
می کرد . آن هم درست زمانی که هنوز غائله منطقه خسروشیرین بر سر الحاق به اقلید یا بازگشت به آباده در همین استان نخوابیده و تعدادی کشته و زخمی داده است . پیشنهاد
می کنم به این موضوع هم در نوشته های خود بپردازید.
...................................................
عبدی:
ظاهرا این طور که پیش می رویم چند سال بعد باید تعداد استانهای کشور به 40 برسد و احیانا شهرستانه هم سیر صعودی خود را طی کند و الی آخر
۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۴۰ قֽظֽ | Reply
رضا :
سلام
در سالروز توقیف مطبوعات فکر می کردم یادداشتی بنویسید.
با سپاس
.............................................
عبدی:
قبلا مطلبی نوشته ام که تا کنون منتشر نشده و فردا آن را تقدیم می کنم.
۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۵۶ قֽظֽ | Reply
:
شایسته گفتن است این دنیا دنیای کاه و کهرباست. دنیای تاثیر گذاری و تاثیر پذیری.
وقتی از بالا و از نگاه کلی به پدیده ها و رفتارها و کردارها همه ی قشرها و طرفهای یک جامعه نگاه میشود , بعینه دیده میشود همانگونه که دولتها روی ملتها تاثیر میگذارند , ملتها هم روی دولتها تاثیر گذاشته و میگذارند. دولتها روی دولتها و ملتها روی ملتها و تک تک ماها بر روی همدیگر .
اگر کمی بیطرفانه به پیرامونمان نگاه کنیم, بسیاری از رفتارها و کردارها و ارزشهای حکومت را در سیمای و چهره ی مخالفان حکومت میتوان به راحتی دید!!( هر چند خود آنها منکر آن باشند!)
اساسا میتوان گفت رفتار و کردار و تصمیمگیریهای ما برآورد نیروهای متخاصم و متحد بشمار میرود.
با این حساب اگر تاثیر گذاری دولتها بر ملتها بیشتر است بهتر است دلایل واقعی آن , بررسی شود. مثلا شاید ملت سرگرم زندگی خود شده و واکنش به چگونگی پیرامون نشان نمیدهد تا نتایج عدم عکس العملهای خود را متوجه شود. و یا دولتها برای راحتتر اداره کردن مملکت!! تاثیر آنها را به شیوه های مختلف قطع کرده , سکوت و خفقان آشکار یا نهان را بر آنان حاکم کرده اند و شاید هم ...
به همین دلیل با استقبال از اینگونه بحثها و نوشتارها و گفتگوها و گسترده کردن دامنه ی آن بین اقشار بیشتری , معتقدم در ادمه ,خودبخود انرژیهای مثبت بیشتری آزاد , در مقابل انرژیهای منفی, چاره ای جز عقب نشینیهای پی در پی نخواهند داشت.
نکته ی دیگر اینکه , برخلاف بعضی ها که دچار توهمات جدا بودن خود از مردم هستند!! معتقدم مردم هر گاه صداقتی را در نگاه , یا کلام کسی دیدند , هر کاری توانستند را با جان انجام خواهند داد. بشرط آنکه نگویند آزموده را دوباره بیازمای!
۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۰۹ قֽظֽ | Reply
این جمله یعنی چه؟ :
نوشته اید:" مردم هم انتظاراتشان را تطبیق نداده اند" این جمله که نوشته اید, یعنی چه؟ اگر امکان دارد این موضوع را کمی بیشتر باز فرمایید.
یعنی در این جامعه , مردم فقط باید وظایف دیگران را انجام دهند و هیچ بهر ه ای هم از این تلاش نبرند؟ وظیفه دفاع از مملکت و مسؤلیتهای ارتش را , وظیفه ی مطبوعات و سؤال کردن از مقامات را , وظیفه ی انجام دوراندیشی های مشکلات آینده را , وظیفه ی تلاش و کسب درآمد و مالیات دادن را, وظیفه ی ...
مردم که خود اینقدر صدقه سری مقامات گرفتار آب و نان و سیر شدن و ... پول آب و برق و گاز و ... ترس از دزدیها و ناامنی ها ... هستند که دیگر فرصت تطبیق انتظاراتشان را با کسی یا پیزی ندارند . بعنوان یک شهروند ساده , فکر میکنم این وظیفه ی کسانیست که پول این کارها را میگیرند نه اینکه آنها هم گرفته , هم وظایفشان را به دوش دیگران اندازند!!
بنظر شما این تطبیق انتظارات ( موضوع نداشتن پالایشگاه و حجم زیاد واردات بنزین ) وظیفه ی روزنامه نگاران غیر دولتی و مستقل نیست که به بهانه های مختلف مقامات را تحت فشار گذاشته بپرسند: چرا کشوری با این حجم از مخازن نفت , نباید تا به حال پالایشگاههای لازم برای تامین بنزین و گازوییل خود را داشته باشد؟ آنهم در حالی که مقامات پولهای زیادی را به این سازمان و آن سازمان, این کشور و آن کشور حبه میکنند؟ سؤال کنند:" تا بحال چند پالایشگاه به پالایشگاههای به ارث رسیده ی زمان شاه اضافه شده است؟ و ...
آیا در همین جامعه , اگر هر قشری ( از دانشجو گرفته تا استاد , از معلم گرفته تا دانش آموز , از مرد گرفته تا زن , از جوان گرفته تا پیر , ....) وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند , بنظر شما نطفه درست شدن اجتماع و بهبود کارها کم کم بسته نمیشود و امور و مناسبات به تعادل نزدیک نمیشود؟
...............................................
عبدی:
من فقط یک نکته را متذکر شوم که نداشتن پالایشگاه لزوما عیبی نیست این مساله می تواند صرفا امری فنی و اقتصادی باشد.
۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۴۳ قֽظֽ | Reply
:
موضوع فقط به وارادات بنزین بسنده نمیشود , امروز به برکت سیاستهای نادرست , مرغ و تخم مرغ هم , مثل منسوجات ( که روزی آنرا صادر میکردیم) باید از خارج وارد کنیم ! از ابراز تاسف کردن نسبت به صنعت پردرآمد توریسم , با اینهمه جاذبه های توریستی بگذریم!
۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۱۲ بֽظֽ | Reply
:
در ذیل کامنتی مرقوم فرموده اید: " نداشتن پالایشگاه , لزوما عیبی نیست." ( پایان نقل قول)
میخواستم سؤال کنم چرا؟
چرا برای کشوری که ماده ی خام را داراست , از مشکل بیکاری هم رنج میبرد , مازاد درآمدهای نفتی هم دارد , بنزین را هم از خارج میخرد, شعار اولیه اش هم استقلال بوده است, نداشتن پالایشگاه عیبی محسوب نمیشود؟ اگر این عیب نیست؟ پس عیب چیست؟
.....................................
عبدی:
علت این است که احداث یا عدم احداث یک واحد اقتصادی و صنعتی موضوعی فنی است که باید ارزیابی فائده و منفعت آن صورت گیرد و با طرحهای دیگر مقایسه شود.البته این بدان معنا نیست که بگویم نداشتن آن خوب است بلکه نیاز به مطالعه اهل فن دارد و در این موارد نباید نظری داد که مبتنی بر اطلاعات مفصل نباشد.مسئولین قبلی وزارت نفت به دلائلی(فارغ از درستی یا غلطی آنها)مخالف احداث پالایشگاه بوده اند و صنعت پتروشیمی را ترجیح می داده اند.و برای تعریف از استقلال هم باید به بادداشت آیا مستقل تر شده ایم در همین وبسایت مراجعه کرد.
عیب نداشتن پالایشگاه نیست عیب اصلی در این زمینه سرمایه گذاری در واحدی است که سوددهی کمتری دارد.به عبارت دیگر عیب اصلی غیر عقلانی تصمیم گرفتن است.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۲۳ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/513