چرا خوش‌بيني؟

مذاكرات اخير دولت ايران و اتحاديه اروپا از سوي دو طرف تا حدي متفاوت انعكاس يافت. ايراني‌ها خيلي به آن پرداختند و اروپايي‌ها از كنار آن رد شدند و آن را جدي نگرفتند. چرا؟ اين يادداشت در مقام توضيح مختصر اين موضوع است.این یادداشت 3 روز پیش نوشته شد و به علت وجود مطالب دیگر امروز انتشار یافت.


پس از مذاكرات اخير دولت ايران و اتحاديه اروپا در خصوص برنامه هسته‌اي، طرف ايراني اخباري از آن را منتشر كرد كه طرف مقابل اشاره‌اي به آنها نكرده است و حتي يكي از خبرگزاري‌هاي داخلي نكاتي را از قول منابع آن طرف آب نقل كرده كه ظاهراً چنين نقل‌قول‌هايي وجود خارجي ندارد. اين كه مطبوعات تيتر بزنند، رضايت دو طرف از مذاكرات، طرح شدن ايده‌هاي جالب، طرح سوئيس روي ميز! چرخش مثبت، و امثالهم اين عناوين با چه هدفي است؟
واقعيت اين است كه با گذشت زمان ،در پرونده هسته‌اي ايران چند اتفاق مهم رخ داده است. اول اينكه طرف گفتگو ديگر اتحاديه اروپا نيست. بلكه شوراي امنيت و ايالات متحده است. بنابراين اساسا مذاكره با آقاي سولانا چيز زيادي نصيب طرف ایرانی نمي‌كند ،به همین دلیل مهمترین نکته مورد اشاره سولانا از این مذاکرات بیان این استنباط وی از طرف ایرانی بود که آماده مذاکره با ایالات متحده هستند. دوم اينكه گذشت زمان هزينه‌هاي عقب‌نشيني را براي هر دو طرف سنگين‌تر كرده است. و لذا عقب‌نشيني در اين مراحل وقتي ميسر و محتمل است كه اتفاق بسيار مهمي به سود يا زيان يكي از دو طرف رخ دهد. و چون چنين اتفاقي از يك ماه پيش تا كنون رخ نداده (حداقل از منظر طرفين) در نتيجه هيچ نتيجه ملموسي بر اين مذاكرات مترتب نيست. نه شواهدي بر عقب‌نشيني طرف غربی ديده مي‌شود و نه در طرف حكومت ايران چنين امري ديده شده است. پس چرا چنين ديداري انجام و حتي تبليغ مثبت از نتايج آن مي‌شود؟ بويژه آنكه اصولاً اين مذاكرات براي مذاكرات بوده و در ادامه مذاكرات محتوائی قبلي نيست.
ابتدا به دلايل طرف غربي بايد توجه كرد. به نظر من اهداف آنها از برگزاري اين نشست و منعكس نكردن منفي آن دو چيز است:
الف‌ـ بوش به حضور ايران در شرم‌الشيخ براي ارايه تصويري از موفقيت خود در عراق در داخل و خارج از ايالات متحده آمريكا نيازمند است و از اين حیث مي‌كوشد تا با ارايه چهره‌اي مصالحه‌جو و اهل گفتگو ايران را به اين حضور ترغيب كند و چنین حضوری را یکی از معیارهای پیشرفت برنامه هایش در عراق می داند.
ب‌ـ تبلیغ اين ايده كه اروپا كماكان حاضر به مذاكره هست و راه خود را محدود به قطعنامه‌هاي شوراي امنيت نكرده، مي‌تواند برای اروپا مهم باشد، و راه را براي ادامه مسير قطعنامه‌ها هموار كند. زيرا انجام يك يا دو ديدار با طرف ايراني باعث از دست رفتن چيزي براي آنان نخواهد شد، جز اينكه در پايان خواهند گفت ايران کماکان قبول نكرد قطعنامه‌هاي شوراي امنيت را اجرا كند.
اما طرف ايراني هم براي خود دلايل مهمتري دارد و از همين روست كه به اين مذاكرات بيشتر پر و بال تبليغي داده است.
الف‌ـ طرف ايراني هم دوست دارد كه در شرم‌الشيخ شركت كند. گرچه با شرايط فعلي پرونده ايران در شوراي امنيت و نيز دستگيري اتباعش در شمال عراق و نيز محل كنفرانس، اين شركت منطقي نيست. اما دور ماندن از بازي عراق و عدم شركت در آن نيز از يك سو به منزله منزوي شدن است و از سوي ديگر ممكن است عزم غرب را براي تشديد قطعنامه بعدي عليه ايران جزم‌تر كند.
ب‌ـ حكومت ايران پس از جشن هسته‌اي اخير، نيازمند آن است تا در داخل كشور چنين وانمود كند كه پيشرفت در نصب سانتريفيوژها موجب عقب‌نشيني غرب مي‌شود و اين نتيجه را مصداق صحت و درستي سياست و راهبرد اتخاذ شده موجود معرفي كند. از اين رو انعكاس اين مطلب كه غرب و سولانا، ايده‌هاي جالبي را مطرح كرده‌اند، مي‌تواند چنين القا كند كه پيشرفت هسته‌اي ايران، عقب‌نشيني غربي‌ها را موجب شده است و هرچه پيشرفت بيشتري نماييم، عقب‌نشيني آنان نيز كامل‌تر خواهد شد و دير يا زود سريال قطعنامه‌ها و تنگ شدن حلقه محاصره تحريم‌ها نيز پايان خواهد يافت.