استهلاك سرمايه اجتماعي

از چندي قبل كه برخورد با زنان و دختران و بعضاً پسران تحت عنوان بدحجابي شروع شد، قصد داشتم كه مطلبي بنويسم. اكنون تصور مي‌كنم كه برخي نكاتي را كه متفاوت از مطالب تكراري جاري باشد مي‌توانم تقديم كنم. اميد است كه مورد توجه خوانندگان و حتي طرفداران اجراي اين طرح قرار گيرد.


1ـ كليت برنامه اجرايي به لحاظ قانوني فاقد اعتبار است، و چون چنين است اولا؛ موجب آثار سوء در ميان مردم و جامعه مي‌شود. ثانياً؛ پيگيري و تداوم نخواهد داشت. چرا غير قانوني است:
الف‌ـ اين برنامه اگر برمبناي ماده 638 قانون مجازات اسلامي انجام مي‌شود در اين صورت فعل ارتكابي از سوي زنان و مردان مورد نظر جرم است، و نيروي انتظامي حق ارشاد و دستگيري و آزاد كردن ندارد، و تنها مي‌تواند فرد را دستگير و تحويل مقامات قضايي دهد. و در اين صورت هم فرقي ميان بيرون بودن يك تار مو با كل موي سر ندارد. زير توصيف حجاب شرعي مرسوم ميان علما در اين مورد تا حدی مشخص است. البته در ميزان مجازات ممكن است فرق كند، اما در اصل جرم بودن فرقي ندارد. مثلاً كسي كه هزار تومان بدزدد يا فرد ديگري كه صد ميليون بدزدد در اصل هر دو دزد و مجرم هستند، و بايد دادگاه درباره آنها نظر دهد، البته اولي را ممكن است با مجازات كمي و دومي را با مجازات سنگيني مواجه كند.
ب‌ـ توقيف خودروي افراد وجاهت قانوني ندارد و با هيچ توجيهي قابل قبول نخواهد بود. مگر آنكه قصد اذيت كردن در میان باشد که بحث دیگری است.
2ـ فارغ از مسأله قانونيت، اجرای این طرح آثار سوء اجتماعي دارد. شايد طرفداران آن دل خود را خوش كنند كه 87 درصد مردم موافق اجراي اين طرح هستند، اما فارغ از صحت و سقم اين ادعاها و مفهومي كه با آن موافقت كرده‌اند، خوب است چند جامعه‌شناس را همراه خود در محل‌هايي كه با زنان برخورد مي‌كنند ببرند و آثار رفتارشان را نزد مردمي كه شاهد و ناظر ماجرا هستند ببينند. بعلاوه فيلم‌هايي كه از اين درگيري‌ها منتشر مي‌شود و تاكنون هم چند مورد شده است (حتی در سطح جهان)، كل ماجرا را تحت شعاع قرار مي‌دهد و باعث خسارات اجتماعي و رواني مي‌شود.
3ـ وارد كردن مردان نيروي انتظامي در مواجهه با موضوعي كه تناسبي با شأن جنسيتي آنان ندارد، جز اينكه آثار سوء فرهنگي و ارزشي و اسلامي دارد، هيچ نتيجه ديگري براي آنان ندارد، از ذكر موارد آن پرهيز مي‌كنم كه طرفداران طرح ناراحت نشوند. وارد كردن زنان پلیس در اين مبارزه نيز مشكل ديگري دارد. زنان پليس با چادر و حجاب در برابر زنان ديگر قرار مي‌گيرند و عرفاً تقابل چادر با غير چادر مي‌شود و اين به نفع چادر نيست. ضمن اينكه در این شرائط چادر براي برخي زنان نيز ويژگي ابزاري پيدا كرده است. در همين روزها مي‌بينيد كه زنان با حجابي كه مورد قبول حكومت نيست در خيابان‌ها هستند، اما چادر ذخيره‌اي در كيف خود دارند تا در صورت مواجهه با مشكل، از آن استفاده كنند، و چنين جايگاهي براي چادر ايجاد كردن، بيشترين ضربه به چادر است. اين مسأله حتي موجب دشمني با چادر هم خواهد شد، بدون اينكه لزوما و در واقعيت امر كسي با حجاب و چادر مشكلي داشته باشد، اما این اقدامات باعث دشمني مي‌شود، زيرا چادر را نماد موضوعي ديگر تلقي خواهند كرد.
4ـ اما به نظر من بدترين تأثير اين طرح، مستهلك كردن نيروي انتظامي و پليس به عنوان حافظ امنيت مردم است. پليس را نبايد در برابر اين امور قرار داد. اين كار به استهلاك بيشتر آن مي‌انجامد. امشب (دوشنبه) در نزديكي محل ما، پليس (مرد) بازوي دختري را گرفت تا به سوي خودروي پليس ببرد، اما دختر مقاومت كرد و جيغ و داد را شروع كرد، ده‌ها نفر از مردم ايستاده و اين درگيري را نظاره مي‌كردند، و چون دختر برخورد سختي كرد و گريه و جيغ او به آسمان رفت، همه متأثر شدند، حتي همان حجاب نيم بندش هم از ميان رفت. آخر سر پليس مجبور شد او را رها كند. و نكته اينجا بود كه مردم حاضر در صحنه براي دختر كف زدند و خوشحالي كردند. اين كار نابود كردن نيروي پليس است. در جامعه‌اي كه سالم است، پليس از جمله مورد اعتمادترين نيروهاست. اين سرمايه اجتماعي بسيار مهمي براي حفظ آرامش و تأمين امنيت است. آنان كه پليس را به اين آوردگاه نابرابر گسيل داشته‌اند آيا مي‌دانند كه چگونه پلیس را در برابر مردم منفعل مي‌كنند؟ همه اشكالات اين طرح يك طرف، اين اشكال هم يك طرف. پيشنهاد مي‌كنم كه تصميم‌گيرندگان در اين مورد، بجاي نظرسنجي از مردم، از پليس تحت امر خود نظرسنجي كنند كه چه احساسي از اين كار دارند و واكنش مردم را چگونه مي‌بينند؟
5ـ مبارزه با بدحجابي عمدتاً تحت عنوان حفظ نواميس مردم و... صورت مي‌گيرد. گويي كه در هيچ كشور ديگري در دنيا، نواميس مردم حرمت و اعتباري ندارد و فقط ما همّ و غم خود را مصروف اين مهم كرده‌ايم. در حالي كه واقعيت غير از اين است و در ايران به دلايل متعدد نواميس مردم حتي در خيابان‌هاي پايتخت چندان امنيتي ندارند، بگذريم از تجاوزات زيادي كه عليه زنان و جوانان و كودكان صورت مي‌گيرد و به دلايل ضعف قانوني اثبات نشده محسوب و متهم در خوش بینانه ترین حالت با اندك مجازاتي رها مي‌شود، اما در خيابان‌هاي پايتخت به وضوح مي‌بينيم كه زنان (حتي زنان چادري) از متلك‌ها و بوق زدن‌ها و ترمز كردن‌ها و حتي برخوردهاي بدني و... افراد هرزه در امان نيستند و تاكنون نشنيده‌ايم كه پليس و حكومت در اين زمينه اقدامي جدي كند، در حالي كه در غربي كه به نظر برخي از افراد حكومت ایران ، ناموس بي‌ارزش است، بوق زدن جلوي يك خانم تا دو سال زنداني دارد. حتي خيره نگاه كردن به زني موجب مشكلات حقوقي مي‌شود. بديهي است، وقتي كه سرگرم برخورد با پوشش زنان و موي پسران باشيم، متجاوزين به نواميس مردم در هر شكلش در امنيت به سر برند.
6ـ علت مبارزه حكومت با پوشش زنان چيست؟ شايد برخي فكر كنند مسأله شرعي و دين است. البته تعدادی از افراد ممكن است از اين حيث به موضوع نگاه كنند، اما به نظر من اين نكته فرعي است و جايگاهي ندارد. اگر واقعاً مسأله شرع باشد، چرا غير مسلمانان را مجبور به داشتن حجاب كرده‌اند. در حالي كه چنين امري در شرع وجود ندارد؟ بعلاوه ده‌ها مسأله شرعي مهم هم هست كه هيچكدام به اين صورت مورد توجه و اهتمام قرار نمي‌گيرد. دليل برخورد حكومت با پوشش زنان سياسي است. در واقع اگر هيچ يك از مردم هم نماز نخوانده و روزه نگيرند، كه از اهم واجبات است، حكومت كاري به آنان ندارد. حتي اگر كسي به خدا هم اعتقادي نداشته باشد، كاري به او ندارند. زيرا اينها در ظاهر قضيه تعريضي به اقتدار و ادعاهاي ساختار سياسي ندارند. اما حجاب چنين نيست. عقب و جلو رفتن چند انگشت روسري ،يا بالا و پايين رفتن چند سانتی متر مانتو ،یا تنگ و گشاد شدن شلوار ،يا سياه و رنگي شدن جوراب، تماماً تعبير و تفسيري سياسي دارد، زيرا مي‌توان آن را به ضعف و قوت حكومت ربط داد. اما از آنجا كه حكومت ایران نمي‌تواند (هيچ حكومتي نمی تواند) بر عقل‌ها و قلب‌هاي مردم نظارت كند و در عين حال ادعاي چنين نظارتي را دارد، لذا حجاب و پوشش زنان و ريش و كراوات مردان را معرف عقل و قلب آنان مي‌داند و از اين رو در برابر چنين معرفي به شدت واكنش نشان مي‌دهد. اگر جامعه ايران همه بدحجاب باشند اما نماز بخوانند، معرف حكومت موجود نخواهند بود، در مقابل اگر هيچ كس نماز نخواند ولی همه با حجاب كامل باشند، معرف حكومت خواهند بود.
دليل ديگر برخورد با پوشش بانوان، نگاه جنسيتي حاكم بر حكومت نسبت به زنان است كه فعلاً مجال پرداختن به آن نيست.