آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۶

سه احتمال، هر سه خطرناك


احتمالاً اكثر خوانندگان محترم در جريان وقايع دانشگاه پلي‌تكنيك تهران هستند و بر اهميت اين دانشگاه در روند حضور و حيات دانشجويي آگاهي دارند. انتشار مطالبي با لوگوي 4نشريه اين دانشگاه و پخش آن در برخي نقاط دانشگاه كه متضمن توهين‌هاي صريح به ائمه (ع) و حكومت بوده است موجب بروز واكنش‌هاي متعددي شده است. من قصد ورود به جزييات اين مسأله را ندارم چرا كه در توان من نيست و قصد موضع‌گيري هم ندارم كه اين كار در اين وب‌سايت انجام نمي‌شود. اما فكر مي‌كنم سه احتمال را در اين واقعه مي‌توان مدنظر قرار داد كه هر سه احتمال نيز متأسفانه خطرناك است.
1ـ يك احتمال اين است كه دانشجويان با قصد قبلي چنين كرده باشند. و چون ديده‌اند كه نتائج آن مناسب نيست، اقدام به تكذيب كرده‌اند گرچه چنين احتمالي بسيار بعيد است، زيرا آنان طبعا مي‌دانستند كه چنين كاري به سرعت روشن مي‌شود و نه تنها اصل قضيه گريبان آنان را مي‌گيرد، بلكه تكذيب بعدي آن نيز بدتر است. اما بعيد بودنش هم ناشي از ادبيات بكار رفته در اين مطلب منتشره و هم غير محتمل بودن هماهنگ كردن مديران نشريات است. و اين كه آنان هر انتقادي هم داشته باشند در چارچوب مطلب منتشره خود را قرار نمي‌دهند.
2ـ احتمال دوم اين است كه گروه رقيب كه قصد حذف كلي دانشجويان و ضربه زدن به آنان را بويژه در پلي‌تكنيك دارد، چنين برنامه‌اي را تدارك ديده باشد. تصور مي‌كنم گروه رقيب هم بعيد است كه به صورت نظام‌مند چنين كاري را در داخل دانشگاه انجام دهد. آنها هم در شرايطي نيستند كه چنين كنند. اما در هر حال اگر اين اقدام را كرده باشند، نشان‌دهنده وخامت اوضاع در رفتار آنهاست كه بسيار خطرناك مي نمايد. همچنان كه احتمال اول هم فوق‌العاده خطرناك و با آثار مخرب است.
3ـ احتمال سوم اين است كه فرد يا جريان ثالثي، و از بيرون دانشگاه چنين اقدامي را انجام داده تا فضاي دانشگاه را متشنج و بسته‌تر كند. يك جريان با هدف دفاع از نظام چنين اقدامي را ممكن است انجام دهد، و جريان ديگر با هدف براندازي آن. جريان اول حذف همه دانشجويان مخالف و ديگر منتقدين را تقويت نظام مي‌داند و جريان دوم هم بسته‌تر شدن فضا را براي براندازي مناسب‌تر مي‌داند.
اين حالت نیز خطرناك است، زيرا نشان‌دهنده مستعد بودن شرايط در جامعه به نحوی است كه افراد و گروهها به سهولت بازيچه اقدامات تخريبي ديگران قرار می گیرند و قبل از آن که حقیقت روشن شود چنان غائله ای را علیه مردم و دانشجویان بر پا می کنند که حتی بر اثر روشن شده حقیقت هم چندان رغبتی به اعلان آن نداشته باشند.
من واقعاً نمي‌دانم كدام احتمال قطعي است، گرچه احتمال اول را بسيار ضعيف مي‌دانم و بيشتر ظن و گمان من به احتمال سوم مي‌رود كه مي‌توانند از هر دو منظر اقدام به قضيه كرده باشند، اما در هر حال هر يك از اين احتمالات باشد ،هر سه خطرناك است،و بايد نگران ادامه وضعيت كنوني جامعه بود.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

آستانه :

توهین دانشجویان یا خودزنی مقدسان؟

علیرضا آستانه
دانشجویی پشت خط است.فکر می کند که من هنوز در مطبوعات می نویسم.از وقایع امیرکبیر می گوید و می گوید اقا به خدا می خواهند سردانشجویان را ببرند.می گوید چندماهست که تحت فشاریم .می گوید عکس احمدی نژاد را خودشان آتش زدند.می گوید و می گوید.و من ناچارم در این دفتر یادداشت بنویسم از آنچه می گویند.قضاوتی ندارم .مسائل را به خواننده می سپارم که تحلیل کند.

۱- مطالبی برخلاف هنجارهای جامعه و قانون به یکباره در چهارنشریه دانشجویی سر برمی اورد.مدیران مسول نشریات مذکور می گویند که لوگوی مارا اسکن کرده اند و طیف مخالفین انجمن های اسلامی و گروهای فعال دانشجویی هرچه تو هین دلشان خواسته ،زیر این لوگو درج کرده اند.اگر این فرض را از قرائن پیداست که نزدیک به صحت است، قبول کنیم خیلی ماجرا وحشت انگیز می شود.آیا نیروهای منتقد دانشجویان و طرفداران دولت که خود را از صحابه پیامبر متشرع تر معرفی می کنند، حاضرند برای حذف رقیب حتی پیامبرو ائمه را سلاخی کنند؟ایا این هدف ـسکوت و رکود دانشگاه ـآنقدر مقدس است که عده ای کاریکاتور رهبرو مرجع عقیدتیشان را بکشند و یا پیامبر را مورد توهین قرار دهند؟اگر اینچنین باشد که نیروهای مذهبی ما دچار یک سقوط آزاد اخلاقی شده اند که حتی تصورش هم در مخیله نمی گنجد.

۲- فشارها بر قوه قضاییه زیاد شده است.طرفداران دولت هرازچندگاهی با تجمع مقابل دفاتر قوه قضاییه انچنان مسولین قوه را مورد فشار قرار می دهند که قوه قضاییه مجبور می شود برای حفظ جایگاهش هراز چندگاهی زنان و دانشجویان و بعضا سرمایه داران غیردولتی را بنوازند.آیا عدالت توان دفاع از خود را ازدست داده است؟ هزینه عدم استقلال قوه قضاییه اینست که خواست صاحبان قدرت بر عدالت بچربد و با ازدست رفتن اعتماد به نفس قوه قضاییه وقضات آن ، قدرت و نه قانون و یا شرع سرنوشت افراد را رقم بزند. با ضعیف شدت قدرت که روی دیگر بازی زمانه است، اسیب دیدگان ومظلومان دیگر هیچ قانونی را برنخواهند تافت و هرج ومرج به عنوان تنها قانون قابل اجرا سر برخواهد آورد.

۳- دولت نهم با شعار اتحاد ملی موافق است یا مخالف؟ وقتی رهبری اتحاد ملی را که مصداقش را میدانیم لحن مشفقانه برای جذب همه افراد در زیر یک سقف است ، ایا برخلاف رهبری حرکت نمی کند؟ایا دستور مستتری رسیده است که مفهوم پیام رهبری نه مهرورزی بلکه خشونت و امنیتی کردن جامعه است؟یا نه دولت مذکور آنقدر قدرت دارد که بی پروا بر خلاف جهت مورد نظر رهبری حرکت می کند و می خواهد نشان دهد که رهبری و ملت باید مدل مورد نظر اقایان را مد نظر داشته باشند؟

۴-توارد ورود مشاوران خاص امنیتی به دولت و پروژه تشنج در دانشگاهها و امنیتی شدن جامعه پیام خاصی دارد؟ایا این اتفاقی است یا نه منطق و روش دوستان مشاور جدید به همین زودی بر احمدی نژاد سایه افکنده است.

۵-ایا حادثه مشکوک دانشگاه امیرکبیر برای اتهام زنی به دانشجویان ، تلاشی است برای فراموش کردن توهین تیم آموزش و پرورش به پیامبر؟ایا دوستان برای عام کردن توهین به پیامبرو ائمه سراغ شریک می گشتند و با جعل لوگوی نشریات دانشجویی هم بهانه برای اخراج فعالین دانشگاه به دست آورندو هم نشریات دانشجویی را بستند وهم خروجی موهن تفکر مدیریت آموزش و پرورش را به فراموشی واگذار کردند.

۶- آیا کارگردان این پروژه های عجیب و غیر اخلاقی به سقوط اخلاقی جامعه فکر کرده است؟ یا اصلا برایش آینده کشور مهم است؟اگر ان دوستانی که احتمالا با نیت خالص برای اخراج دانشجویان تجمع می کنند بفهمند که این نشریات دست ساز طیف خودی بوده است ، بازهم حسین حسین خواهند کرد؟ و این حسین حسین اینبار برای اعتراض به چه کسی و چه طیفی خواهد بود؟

۷- اشتباه ما اینست که مخاطب را کودک وکودن محسوب می کنیم. یک جریان هوشمند همیشه مخاطب را نابغه و فضول می پندارد تا دست اش رو نشود. دوستان عزیز هنوزهم سال اتحاد ملی است.

اگر اینقدر بی تقوایی کنیم وبرای بیرون راندن رقیب اینهمه حربه غیر عاقلانه به کار ببندیم و جان ومال و ابرو و حیثیت وازادی هموطنان را با دلیل و بی دلیل مباح فرض کنیم.. مطمئن باشیم که سال اضمحلال ملی را اغاز کرده ایم. این ملت و میهمن علاوه بر نا عاقلان داخلی و فرصت طلبان انارشیست..دشمن هم کم ندارد. مملکت را به باد میدهید.


۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۲۸ قֽظֽ | Reply

نیما :

جناب عبدی
من هنوز این نشریات را ندیدم، اما از چیزهایی که شنیدم جهت موضوع دیگری متاسف شدم و آن نبودن تساهل و تسامح است. مثلا فرض کنید فردی در عصمت تشکیک کرد، خوب راه پاسخ گویی به آن چیست؟ کتک زدن اعضای انجمن؟ مگر این نظر بیشتر اهل سنت نیست؟ آنوقت شما انتطار داری در عراق جنگ های فرقه ای رخ ندهد. بدون تساهل و تسامح نه اتحاد ملی ممکن است نه انسجام اسلامی. و البته شاید با تساهل دیگر نیازی به این شعارها نیز نباشد.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۵۳ قֽظֽ | Reply

شهروند :

آقای عبدی من فکر می کنم احتمال دوم صحیح است. سیر حوادث اخیر را مرور کنید تا به این نکته برسید. برخی انتصاب های امنیتی جدید؛ دستگیری موسویان به اتهام جاسوسی؛ تقاضای پیگیری قتل سعید امامی از طرف همسر سخن گوی دولت؛ حوادث دانشگاه لرستان ؛حتی کامنت های بسیار تندی که در وبلاگ ها گذاشته می شود و حاوی لعن و نفرین های شدید بر علیه هاشمی رفسنجانی و خاتمی و کروبی است تا آن جا که مرگ ایشان تنها نجات دهنده نظام تلقی می شود - شما هم دریافت کرده اید؟ - ... نشان می دهد که برنامه ریزی هایی در کار است . برداشت آنها با برداشت من و شما از موقعیت بسیار متفاوت است و آنها به زعم خود تنها راه بقای شان راندن بدون ترمز و فرمان است. من تعجب نمی کنم اگر موجی نظیر انقلاب فرهنگی راه بیفتد و کلی استاد و دانشجو تصفیه شوند. به نظر شما ممکن است؟
.....................................
عبدی:
به لحاظ منطقی چیز غیر ممکنی در این ساختار وجود ندارد.اما این که عملا چه اتفاقی افتد تا حدی هم به نحوه عمل منتقدین حکومت مربوط می شود.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۴۴ قֽظֽ | Reply

شمس :

آقاي عبدي سلام خسته نباشيد
حدود يك ماه پيش،ازشدت كلافه بودن بواسطه عدم دسترسي به مطالب متنوع كه قران هم گفته بشنويد و بهترين انرا انتخاب كنيد ،بدون اميد اسم شما را سرچ كرده ونمي دانيد چقدر از وجود اين سايت خوشحال شدم.ضمنا" از اقاي پدرام و تمام كساني كه براي راه اندازي اين سايت زحمت كشيدند بي اندازه متشكر واميدوارم (حتما" اينطور خواهد بود)جواب اين زحمتشان را خداوند هستي بخش به بهترين شكل خواهد داد.
آقاي عبدي اقاي احمدي نژاد در مصاحبه باشبكه فرانسه در خصوص بحث هولوكاست گفتند:من يك سئوال كردم چرا از سئوال عصباني ميشوند؟ در اينجا هر كس آزاد است هر سئوالي بكند حتي در باره خدا،و يكي دو مثال ديگر هم زدند كه يادم نيست. حالا هرچند آزموده را آزمودن خطاست اما اگر امكان دارد مقالاتي بصورت سئوالي تهيه و تنظيم نماييد ببينيم واكنش آقايان چه خواهد بود. سئوال اول را من ميگويم چرا در اين جامعه اين دستور هستي بخش قرآن كه در بالا اشاره شد و ميتواند باعث پيشرفت امور شود جلويش گرفته شده (با بستن روزنامه ها و سايتها ) وفقط بايد يك حرف رابشنويم.
مخلص شما شمس

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۵۳ قֽظֽ | Reply

amir irani nejad :

Dear Abdi:
In this past two days we are witnessing things that are hard to believe unless the authorities prove it otherwise. With fading memories of the past although Polytechnic College was not to far from my college by distance their students were far radical than we were. Traditionally polytechnic students are solid and political groups would like to have them on their sides. Recently Mr. Ahmadi Nejad decided to descent at this college for the reasons that are only clear for his party. The entire country knows that he is the president therefore his visit cannot be called an orientation nor he is a well known robot scientist or an economist who is able to express his knowledge in economics to rescue a destitute society towards the enlightenment of a better living. He went there to prove it to those students that he is the boss and it is his way or the highway. And as it was well expected he was not welcomed so his planners still didn’t rest their case and are eager to go even further. I’m sure that is not the work of the real students of that college but the followers of the Mr. President.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۵۵ قֽظֽ | Reply

مهرنوش :

تشخیص آن احتمالات بالا کار دشواری نیست. الان راحتی آن تشخیص را برایتان توضیح میدهم ولی قبل از آن
چند روز پیش چند تا کتاب از کتابخانه امانت گرفته بودم, برای پس دادن آنها رفته بودم کنابخانه. کتابها را توی جعبه ی کتابهای برگشتی جلوی کتابخانه انداختم و رفتم تا کتابهای جدید بگیرم. وقتی آمدم جلوی میز مسؤل کتابخانه, متوجه ی بحث یک نفر با مسؤل کتابخانه شدم. از این قسمت به بعد لازم به ذکر است که من در خارج از کشور زندگی میکنم.
بحث در مورد جریمه دیکرد برگشت کتابها بود. مشتری ادعا داشت که من نوارها را با کتابها , با هم در صندوق برگشتی ها انداخته ام و شما نوارها را جریمه نکرده اید ولی کتابها را جریمه کرده اید. مسؤل کتابخانه ادعا داشت که ما هر چه را دریافت کنیم کامپیوتری از لیست حذف میکنیم و برای ما فرق نمیکند. اگر به نوارها جریمه تعلق نگرفته , معنی آن اینست که آنها را زودتر برگشت داده اید. در اینجا مشتری ناراحت, گفت: یعنی من دروغ میگویم؟ مسؤل کتابخانه گفت :" من چنین ادعایی ندارم ولی وسیله ای هم نداریم تا ادعای شما را رد کنیم , بنابراین حرف شما را قبول کرده , جریمه را نادیده میگیریم."
وقتی این مشتری رفت من به مسؤل کتابخانه گفتم:" من هم کتابهای برگشتی را در جعبه انداختم, فردا مشکلی پیدا نشود؟ که مسؤل با حالتی خاص که حاکی از ایمان به دروغ گویی آن فرد قبلی بود, گفت:" نه مطمان باشید !"
این داستان را گفتم تا به طور خیلی مختصر نشان دهم که تفاوت دیدگاه ها و تفاوت برخوردها, در کشور ما و خارج چگونه است. حالا اگر ما بودیم چه میکردیم؟
بعد از این مقدمه
مادرم همیشه میگفت:" مطمان باش عزیزم! هر کاری جا پا داره!!" و من نمی فهمیدم یعنی چه؟ "جای پا" یعنی چه؟ ولی امروز به اون حرف ایمان دارم چون کاملا به آن رسیده و دیده ام. آقای عبدی نازنین
برای دانستن راحت درستی یا نادرستی احتمالات بالا , کمی صبر کنید و "جای پاها" را ببینید. اگر دانشجویان , انتشار آن نشریه ها را تکذیب کرده اند , منطقیست که مقامات این تکذیب را قبول کرده و منتظر تکرار آن باشند. اگر مقامات آن تکذیب دانشجویان را قبول نکرده درصدد بگیر و ببند به سبک در شهر هر آنچه هستند گیرند هستند, باید کمی بیشتر صبر کرد و دید از این اتفاق چه بهره برداریهایی میکنند. و در نهایت اگر روال عادی از هر دو طرف ( تکذیب و سکوت مقامات) طی شد آنوقت جای پای دشمن خود را نشان خواهد داد.
این را توصیه میکنم دوستان مد نظر داشته باشند که حرف در هوا سرگردان است, هر کس صاحب آن باشد , آنرا بر میدارد.یعنی اگر کسی به کسی گفت :"دزد" مطمان باشید فقط دزد است که از این کلمه بر می آشوبد! و میگوید دزد خودتی!! و یقه او را میگیرد.اگر کسی به کسی توهین کرد , اگر آن فرد خود را صاحب آن نکند , آن توهین در هوا معلق باقی خواهد ماند؛ مطمان باشید فقط صاحب آن توهین , آنرا صاحب میشود!
به همین خاطر است که فقط دیکتاتورها از کلمه ی دیکتاتور ناراحت میشوند!! و در مقابل آدمهای آزادیخواه با لبخند از کنار آن میگذرند.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۰۸ قֽظֽ | Reply

پ - ص :

با سلام
رفتار ماکیاولیستی زمانی که به بریدن سر اعتقاداتی اقدام کند که پایه های تخت قدرت خود را بر ان نهاده اقدام به ساختن تابوت خود کرده نه مخالفین زیرا با برملا شدن حقیقت ماجرا بزودی متشرعینی را که فریب داده رو در روی خود خواهد دید

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۱:۱۱ قֽظֽ | Reply

داور :

جناب عبدي
با سلام و تشكر از نگاه منطقي و عقلايي شما،متاسفانه شدت جوسازي و برخوردها به حدي است كه احتمال مي رود برخي از دانشجويان را به موضع بياندازد و رفتار و گفتار نسنجيدهاي مطرح شود .
پيشنهاد شما و ساير عقلاي قوم براي رهايي از اين بحران چيست؟
.........................................
عبدی:
اگر آنان چنین نکرده اند حتما باید متانت و صبر پیشه کنند و موج موجود را علیه طرف مقابل برگردانند و کار دیگری نشود که این واقعه تحت شعاع قرار گیرد.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۵۶ بֽظֽ | Reply

میثم :

آقای عبدی به نظرم این جریان با دستگیری موسویان بی ارتباط نیست.
نظر شما چیست؟
.............................................
عبدی:
والله نمی دانم.در اینجا هر چیزی به هر چیزی می تواند مربوط باشد.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۳۸ بֽظֽ | Reply

:

یکی از آقایان خطیب جمعه , در موضعگیری خود در مورد اتفاقات اخیر بدون پروا چنین از آب گل آلود کرده ماهی گرفته اند:
"اين اهانت کنندگان در اردوگاه کسانى هستندکه سالهاى گذشته پيامبراکرم(ص) را خشونت‌طلب و تقليد از مراجع دينى را ميمون‌صفتى ناميده‌اند."
با این موضعگیری و موضعگیریهای از این دست , آیا نمی توان در بین آن سه گزینه , گزینه ی صحیح خطرناک را انتخاب کرد؟

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۳:۲۷ بֽظֽ | Reply

Amir :

با سلام
گويا امروز هم اتفاقاتی در دانشگاه تهران روی داده است. با توجه به نرديکی 18 تير احتمال برنامه ريزی برای هرز رفتن پيش از موعد انرژی دانشجويان نيز می رود

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۳:۵۸ بֽظֽ | Reply

filter.robot :

ربات فيلتر شكن را اد كنيد تا براي شما فيلتر شكن ارسال كند . ما فيلتر شدني نيستيم . اين آيدي را اد كنيد filter.robot . ببخشید آقای عبدی اگر دوست داشتید معرفیش کنید
....................................
عبدی:
متاسفانه برخی رفتارها موجب می شود بخشی از نیروی جامعه صرف فیلتر شکنی شود امیدوارم روزی برسد که به این امر نیازی نداشته باشیم.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۰۷ بֽظֽ | Reply

:

میدانم این سایت جای نوشتن زندگینامه ی افراد نیست ولی باور کنید قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.
باور کنید جمع داستان زندگی افراد , نشان دهنده ی نتایج اوامر , امضا ها, بخشنامه ها و دستورالعمل مقامات است....
به همین خاطر میخواهم یک بخش مختصر شده ی بدون روغن و پیاز داغ از داستان زندگی خود را برای عبرت گرفتن دوستان بیان کنم شاید در بین خوانندگان این سایت فرد دلسوزی پیدا شد و کاری کرد کارستان!
سالها پیش پسرم را کلاس اول دبستان گذاشتم تا بقیه ی درسهای زندگی را از طریق آموزش و پرورش کسب کند. روزی که از مدرسه با او با دوچرخه بر میگشتیم ناگهان رو کرد به من و این سؤال را کرد:" بابا ! به نظر شما , بهترین شعار دنیا چییه؟" / گفتم : چطور مگه؟/ گفت: آخه امروز توی مدرسه به ما گفتند بهترین شعار مدرسه چییه./ گفتم: خوب؟ / گفت: میخواهم بدانم به نظر شما بهترین شعار دنیا چییه؟
گفتم : خوووب ! بهترین شعار دنیا اااا حتما راستگوییه؟ / گفت : نه! / گفتم: خوب! ایمان به خداست؟/ گفت :نه! / کمی فکر کردم و گفتم:پیروی از قانون؟/ گفت: نه!/ گفتم: خوب بگو ببینم امروز بهتون چی یاد دادند؟/ گفت: حالا شما بگید./ گفتم : خوب! بهترین شعار دنیا, صلحه./ گفت: نه!/ گفتم: پس پندار و گفتار و کردار نیکه؟/ گفت: بازم نه!/ گفتم : پس ضایع نکردن حق دیگران؟/ گفت :نه!/ گفتم: احترام به بزرگترها و معلمان؟/ گفت : نه!...
خلاصه کنم نیمساعتی این بچه ی نیم وجبی چنان ما را با این سؤال پیچاند که کم بود به هر چه جوابگویی به بچه بود پشیمان شوم! ولی در نهایت او دلش به حال من سوخت گفت: بابا ! امروز به ما گفتند بهترین شعار دنیا , مرگ بر آمریکاست!/ گفتم خوب! و ساکت شدم ولی او ساکت نشد و ادامه داد: بابا ! چرا بهترین شعار دنیا مرگ بر آمریکاست؟/ گفتم: خوووب چون سیاستهای دولت آمریکا تا بحال بر علیه کشورهای ضعیف بوده است./ گفت: مگر آمریکا برق را کشف نکرده؟/ گفتم :چرا ولی این که همه ی ماهیت آمریکا نیست./ گفت: تلفن و کامپیوتر و ماشین و اینها چی؟/ گفتم :حالا اینها را ولش کن!/ گفت: بابا مگر پسر خاله ی مامان که از آمریکا آمده بود , از آنجا نمی گفت ....
بگو و مگوها ادامه داشت ولی بیش از این حوصله ی شما را با بازگو کردن آن مطالبی که در همه ی خانواده بیان شده و هست سر نمی برم که این بچه ی هفت ساله چگونه تمام اتفاقاتی را که در این مدت دیده بود سر هم کرده بود و تناقضات را چکونه بیرون کشیده بود و چگونه در آن سن و سال با این شعار مدرسه به چالش در آمده بود. مختصر میکنم و پرسش و پاسخ بعدی خودم را با این بچه ی هفت ساله را ادامه نمیدهم فقط خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل!
اینهمه گفتم تا بدانیم یک شعار تا کجاها و تا چه اندازه ای نفوذ داشته و تا چه اندازه ای انرژی بخود اختصاص داده و تا چه اندازه ای در ساختن و خراب کردن دخالت داشته است.
چند روز بعد از طرف انجمن خانه و مدرسه به مدرسه دعوت شده بودیم. در این جلسه مدیر با سخنرانی قررایی از به انحراف افتادن جوانان سخن بمیان آورد و از جمله گفت: براداران , چند روز پیش فیلمی از دخترها و پسرهای 14 , 15 ساله در اطلاعات نشان میدادند که دخترها با شیشه روی دست خود اسم گروه خودشان را نوشته بودند و ...
دست خود را به نشانه ی سؤال بالا گرفتم. مدیر گفت بفرمایید./ گفتم : این بچه ها , در کدام کشور و در کدام مدرسه درس خوانده بودند؟/ گفت: منظورتان را نمی فهمم , یعنی چی؟ / گفتم: این دختر ها و پسرها بالاخره با این سیستم شما درس خوانده اند, آیا فکر نمیکنید این طرز آموزش و پرورش باعث بروز این رفتار در جوانان بوده است؟/ گفت: خیلی ممنون , شما بعد از جلسه بمانید با شما کار دارم!
مو به اندامم راست شد ! با خودم گفتم تمام شد!....
خلاصه کنم همان برخورد باعث شد قبل از اینکه نماینده ی محترم مجلس هفتم بگوید(: کسانی که نمیتوانند خود را با رفتارهای ما تطبیق دهند بهتر است بروند خارج) راهی راه سخت و دشوار مهاجرت شدیم و چه دیدیم ؟و چه کشیدیم؟ در راه تا مقصد, بماند برای بعد. فقط این را گفته باشم که کاش وقتی شاه گفت که اگر کسانی نمیتواند با ما تطبیق کنند , بهتر است گذرنامه گرفته و بروند اینکار را کرده بودم!! چون آنموقع هنوز اعتبار و آبرویی ی در بین مردم دنیا داشتیم و اینگونه به چشم بد بد به ما نگاه نمیکردند!!
همه ی این داستان را گفتم تا بگویم بحمدالله امروز آن بچه ها در محیط پر از فساد و آزاد اینجا یکرنگ با خود و با محیط بزرگ شده اند و حتی اگر در تلویزیونی که ما تماشا میکنیم صحنه ی ناجوری ببینند میگویند: بابا ! کانال را عوض کنید!
کاش کسانی بودند تا درد پرورش دو رنگیها را به رشته تحریر می کشاندند. کاش کسانی بودند تا درد مهاجران و پناهجویان و دام قاچاقچیان انسان را و ... را به رشته تحریر می کشاندند. کاش کسانی بودند تا بدانند با نگاه کردن به یک گیاه زهری , کسی نمیمرد! کاش....

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۳۹ بֽظֽ | Reply

سعید-پ :

با سلام
به نظر من شما کاملا در اشتباهيد و اصلا اين سه احتمال نيست. بلکه موضوع چيز ديگريست. به قول کارفرماهاي قديمي " کارگر اگر بيکار بماند خراب ميشه ". .................

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۵۴ بֽظֽ | Reply

:

آقای احمدی نژاد در جدیدترین سفر استانی خود به سیرجان حرفهای جالبی زده اند از جمله گفته اند:"ملت ايران, سلام و احترام را با سلام و احترام پاسخ مي دهد" میخواستم بدانم مجموعه ی دولت ایشان چطور؟ ( سلام و احترام را با چه وسیله ایی پاسخ می دهد؟)

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۰۳ بֽظֽ | Reply

:

اگر حوادثی همچون اقداماتي نظير راه اندازي کارناوال عصر عاشورا پیگیری جدی شده بود, امروز راحتتر میتوانستیم به درستی یا نادرستی این احتمالات پاسخ درست دهیم ولی چه میشود کرد که ....
................................
عبدی:
اگر جدی پیگیری می شد امروز روز دیگری بود و شاهد این اوضاع نبودیم.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۱۲ بֽظֽ | Reply

محسن :

ممنون از دیدگاه منطقی شما جناب عبدی حقیقت ماجرا این است که در دو هفته ی گذشته به گونه ای دیگر در اینترنت شاهد تست همین تئوری وحشتناک بودیم که هدف آن به نظر می رسید پاپوش درست کردن و پرونده سازی برای چند نویسنده و هنرمند منتقد و وبلاگ نویس بود ولی چون در اینترنت نمی توانستند طرح خود را عملی کنند به ناگهان آنرا در صحن دانشگاه عملی کردند

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۱۴ بֽظֽ | Reply

mehdi :

jenabe Abdi salam
be nazare shoma dastgirie Moosavian baraie baigani kardane hadesie daneshgah anjam nashode ?

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۴۶ بֽظֽ | Reply

رحمت :

جناب عبدی با سلام
من تصور میکنم که احتمال سوم شما به واقعیت بسیار بزدیک است . اما بعد
در خبرها بود که آقای متکی در مصر فرموده اند که دولت ایران یک میلیارد دلار وام با باز پرداخت سی ساله به دولت عراق داده است .
اگر جنابعالی اطلاعی از واقعیت خبر دارید خواهش میکنم بفرمائید آیا مجلس ایران این وام را مصوب نموده است یا خیر ؟
آیا تا کنون دولت ما چه در زمان آقایان هاشمی و خاتمی و دولت حاضر در جهت دریافت خسارات جنگ تحمیلی توسط عراق با توجه به محکومیت عراق توسط سازمان ملل اقدامی انجام داده اند ؟

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۰:۴۵ بֽظֽ | Reply

همدلی با آقای رحمت :

هموطن عزیز !
مگر نشنیدید که آقای مالکی قبل از اجلاس شرم الشیخ از همه ی همسایه ها خواستند بدهیهای عراق را ببخشند؟( راستی برای چی باید ببخشند؟)
بنظر میرسد همه ی اهداف اجلاس , غیر از ابلاغ کیفرخواست اتهامات ایران ( دخالت در اوضاع عراق و سنگ اندازی در راه خاورمیانه ی آمریکا) , برای گرفتن کمک و دراز کردن کاسه ی گدایی و لحاف ملا بوده است . همه ی اهداف اجلاس این بوده که آمریگا بگوید: همسایه ها !! یاری کنید تا ما (خودم و مالکی) کشور داری کنیم!! نفتش را یکی دیگر میبرد , وامش را یکی دیگر باید بدهد. خوب تقسیم کاریست, نه؟

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۰۴ قֽظֽ | Reply

حسین :

با سلام،
فکر می کنم تمام این جریانات از فضایی خارج از دانشگاه نشات گرفته، این دانشجوها هم فقط فکر می کنن که دارن واقعاً از عقایدشون دفاع می کنن. فرقی نمی کنه خودشونو متعلق به چه جریانی می دونن همشون بازیگرن. فقط نقش های مختلفی دارن. بنظر من خیلی کم پیش میاد که یه دانشجوی دانشگاهی واقعاً با فکر و شناخت کافی در قبال جریانی موضع گیری کنه. فکر میکنم هر سه احتمال بالا یعنی یه چیز:
بعضی از دانشگاه ها شده محل درگیری شاخ و برگ های پایینی چند تا حزب که نتیجش هدر رفتن عمر یک سری جوونه چه توی چند سال تحصیل یا بعدش. یکی از مقصرهاش هم خود دانشگاهه. مگه صاحب دانشگاه مدیرانش نیستند. پس چرا اجازه میدن اینطوری این بد بخت ها سر هیچ و پوچ به جون همکلاسی هاشون بیفتن. چرا توی خیلی از دانشگاه های دیگه با وجود کلی سابقه سیاسی این اتفاقا مسخره نمی افته.چرا توی دانشکده فنی تهران یا شریف یا ... همه سرشون به کار خودشونه و مثال می زنم بسیج کار خودشو میکنه انجمن اسلامی هم کار خودشو بدون اینکه کوچکترین کاری بهم داشته باشن. مگه اون ها هم هرکدام برای خودشون عقیده و مرام ندارن. چرا این آدما توی این جاها به عقاید هم توهین نمی کنن. اشکال کلاً جای دیگست که اجازه میدن یک سری از دانشجو ها اینطوری بازیچه بشن.

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۲۵ قֽظֽ | Reply

:

آیا اینموضوع روشن کننده و اثبات کننده احتمالات بالا نیست که پس از گذشت ۵ روز از بر پا شدن اين غائله تنها جريانی که همچنان اصرار عجيبی بر اين مسئله دارد که چاپ نشريات مجعول توسط انجمن اسلامی منتخب دانشجويان انجام شده است، مسئولين وزارت علوم و مديريت دانشگاه اميرکبير است؟
اگر آن اصرار های کور روشن کننده نبود امیدوارم این سخنان معاون وزير علوم و آشکار نمودن بغض مسئولين دولتی از دانشجويان پلی تکنيک در خصوص اعترضشان به احمدی نژاد روشن کننده باشد؛ معاون وزیر علوم: «زمانی که چند ماه قبل رييس جمهور در دانشگاه اميرکبير حضور پيدا کرد ما شاهد بروز و ظهور تاسف‌بار اين راديکاليزم کور بوديم.» و بعد همین مقام محترم که معلوم نیست چگونه به خود جرات داده و از راه حدس و گمان به دیگران اتهام روا میدارد میکوید: «عده‌ای می‌گويند لوگوهای نشريات دانشجويی ساختگی است و نويسندگان مطالب انتشار پيدا کرده آن موضوعات را نفی می‌کنند اما استدلال مقابل قابل توجه نيست، چرا که با توجه به گذشته و سابقه و نوشته‌هايی که در نشريات و وبلاگ‌های آنان چاپ شده است اين موضوع قابل پيش‌بينی بوده و قابل اثبات است و در ادامه‌ی آن نوشته‌ها طبيعی است که چنين موضوعی رخ دهد.»
بخود نبوده که قدمیها با توجه به تجربیات خود در چنین فضاهایی گفته اند: " گنه کرد در بلخ آهنگری , به شوشتر زدند گردن مسگری" در آن جوامع هم احتمال زیاد چنین معاونینی حکمرانی میکرده اند!! (بگذار ما هم به سبک همین مقامات احتمال زنی کنیم مگر چه میشود؟)

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۳۸ بֽظֽ | Reply

:

دوستان همه اينا كه گفتين درست. ولي سوتي اعتماد ملي رو چه جوري ماست مالي ميكنين همينطور اعترافات بابك زمانيان رو!
نكته: آقاي عبدي مثل اينكه احتمال اول خيلي هم بعيد نيست
!!!!
..................................
عبدی:
احتمال اول من مبنی بر این است که جمع معینی که مدیر
نشریات هستند چنین اقدامی را کرده باشند و کماکان این احتمال را ضعیف می دانم.اما اگر یک نفر چنین کرده باشد همان احتمال سوم است.در هر حال اعترافات در آنجا اعتباری ندارد.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۰۵ قֽظֽ | Reply

ابراهیم :

دانشجویان و مسئولان نشریات مذکور میدانند که در جو امنیتی امروز چنین اقدامی یک خود کشی محض می باشد .ضمن اینکه با توجه به جو این دانشگاه افراد انجمن و مسئولان نشریات چهار چشمی تحت مراقبت هستند و به احتمال زیاد تمام رفتار آنها در دانشگاه با دوربین مخفی کنترل می شود لذا دست زدن به اینکار توسط مسئولان نشریات بسیار بعید وبا توجه به توضیحات فوق غیر ممکن است.ازطرفی افراد خارج از دوطیف نیز با توجه به شرایط و جو نا آرام وتحت کنترل این دانشگاه بسار غیر محتمل است که این دانشگاه را برای اهداف خود بر گزیده باشند.
با توجه به قراین و شواه مجری این پروژه کسانی بوده اند که این کار را با اطمینان انجام داده اند.به نظر می رسد این گروه برای حذف رقیب هر حرامی را حلال می دانند.مگر همین گروه نبود که برای اهداف خود سعید امامی را کشتاندند!! و همسر او را وادار کردند که آن اعترافات را بنماید؟
در قاموس آنها هیچ اقدامی خلاف و غیر شرعی نیست.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۴۸ قֽظֽ | Reply

حمیدرضا قوچانی :

هر کدام از احتمالات بالا هم که صحیح باشد، متضرر دانشجوست. در این شک نکنید!

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۰۸ بֽظֽ | Reply

آيا من دچار توهم توطئه شده ام ؟ :

قريب به اتفاق تحولات اخير در عرصه داخلي نشان دهنده اين است كه دولت به نيمه عمر خود نرسيده ، تعارف و رودربايستي را كنار گذاشته و تمام قد در برابر جنبش هاي مدني ايستاده است. چه بسا آنجا كه جنبش هاي مدني خود را از دعوا و برخورد كنار كشيده اند ، به زور و بابرنامه سازی آنها را به وسط معركه برده اند. تو گويي مشكل نه از حرف هاي آنان ، بلكه از خود آنان است. چرا كه عده ايي ، اصولا آنان را جز بشر به حساب نمي آورند كه به طريق اولي بخواهند حقوقي برايشان قائل باشند. ولي از آنجا كه عقلانيت حكومت را بيش از آن مي بينم كه فكر كند با سركوب كامل ، خودش را مي تواند تثبيت كند. و از طرفي تجربه تاريخ به ما نشان داده است كه حكومت از تزريق ويروس ضعيف شده اصلاح طلبي به بدنه سياست ، نه تنها ضرر نميكند بلكه منتفع هم مي شود. چنين نتيجه گرفتم ( ادعاي زيادي در مورد آن ندارم ) كه نكند برنامه ايي دوباره براي ورود ((اصلاح طلبان تغيير ماهيت داده )) به حكومت وجود دارد تا از اين طريق هم از حجم فشارها كاسته شود و هم كما في السابق قدرت در جايي و مسئوليت در جايي ديگر باشد و قدرت غير پاسخگو ، همچنان غير پاسخگو ، بتواند به حيات خود ادامه دهد.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۱۰ بֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی
ما داریم راجع به حقیقت صحبت می کنیم و قصد نداریم کسی را محاکمه کنیم که شما می فرمایید اعترافات اعتبار ندارد.
نکته: شما مثل اینکه بعد از این چند سال هنوز ادبیات و تفکرات اطلاعاتی خود را از دست نداده اید شاید هم هنوز برای سرویس های اطلاعاتی کار می کنید ولی .....
.................................
عبدی:
اعتبار ندارد یعنی حقیقت آن اثبات نشده است.مگر آن که شما اطلاع دیگری داشته باشید که ما از آن بی خبریم.البته ممکن است در نهایت هم درست باشد اما به استناد این اعترافات نمی توان چنین چیزی را باور کرد.قضیه چوپان دروغگو را هیچ وقت فراموش نکنیم.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۴۷ بֽظֽ | Reply

شهريار :

سلام آقاي عبدي
من چند سال قبل يك سوال از آقاي ابطحي پرسيدم كه متاسفانه بي جواب ماند الان ميخواهم از شما اين سوال را بپرسم.
كشور ما در طول تاريخ پر فراز و نشيبش از 3 كشور صدمات و خسارتهاي غير قابل جبراني را دريافت كرده است : روسيه ، انگليس و عراق ( چه در زمان دولت عثماني و چه در عصر حاضر) . ميخواهم بدانم چه عاملي باعث ميشود كه ما اين 3 كشور را به راحتي بخشيده ايم و با آنها روابطي بسيار دوستانه داريم اما نميتوانيم آمريكا را كه در مقاطعي بيشترين كمكها را به ما كرده است ببخشيم و روابطي معقول و منطقي با آن برقرار كنيم . گذشته از مسئله كودتاي 28 مرداد مگر همين سياست حقوق بشر آمريكا نبود كه شاه را وادار به تساهل با انقلابيون كرد و زمينه انقلاب 57 را رقم زد ؟ مگر كمكهاي اصل 4 ترومن ايران را به يك كشور صنعتي تبديل نكرد ؟اگر كمكهاي نظامي و آموزشهاي تاكتيكي آمريكا نبود مگر ما ميتوانستيم 8 سال در برابر عراق مقاومت كنيم ؟و بسياري اگر هاي ديگر كه اگر كمي انصاف تاريخي داشته باشيم ميتوانيم به آنها استناد كنيم كه آمريكا آنچنان هم كه ميگويند دشمن ايران نبوده . حتي همين حالا هم اگر سياستهاي دوستان ظاهري خود را با سياستهاي آمريكا مقايسه كنيم ميبينيم كه در واقع داريم از پشت خنجر ميخوريم . پس چه اصراري بر اين دشمني بيهوده و بي دليل وجود دارد كه كم كم مارا به لبه پرتگاه ميكشاند ؟ اميدوارم در جواب اين سوال به توجيهات تكراري رايج در اين دوران نپردازيد . با تشكر از شما .
...........................................
عبدی:
آقای محترم!سوالتان جدی است.اما با جمله آخر کل سوال از جدیت انداخته شد.و در واقع پاسخگو را در منگنه قرار می دهید که چیزی را که مورد پسند احتمالی شما نیست بیان نکند و از همین جا راه بحث بسته می شود.شما و پاسخگو(آقای ابطحی یا من یا هر کس دیگر)وقتی در فضای عمومی هستید دیگر چه باک از نحوه پاسخ دادن است.اگر کسی به توجیهات به قول شما تکراری بپردازد طبعا نزد دیگران تضعیف می شود و این امر موجب تقویت استدلال شما می گردد.
چرا بجای پاسخ به اصل سوال شما که یک یادداشت مجزا نیاز دارد به این موضوع ظاهرا حاشیه ای پرداختم؟به نظر من در قضیه روابط میان ایران و آمریکا این مساله حاشیه ای نیست بلکه متن است و به دلیل وجود چنین نگاهی نزد طرفین
امکان بحث مفید را ازمیان می برد.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۰:۳۰ قֽظֽ | Reply

جواب به آقای شهریار :

با تشکر از این هموطن عزیز که با طرح سؤال خود این فرصت را برای گوشه نشینی همچون من فراهم ساختند تا نظرات خود را در این خصوص( تاریخ بی درد سر گذشته !!) با ایشان در میان گذارم.
امیدوارم حال که فضا , مناسب پرسش سوالات مبتلا به روز , به دلیل حساسیت زیاد مقامات به احتمال رخنه ی دشمنی آمریکا و انکلیس , نیست!! دوستان با طرح اینگونه سؤالات تاریخی خود و جوابهای درخور دوستان دانشمند و روشنفکران و دیگر دوستان , کم کم کدورتهای ایجاد شده از بین رفته , به هم نزدیک و نزدیکتر شویم ( البته با اجازه ی بزرگترها!!) چون بنظر میرسد همه ما همچنان مسافران یک کشتی شکسته میباشیم.

قبل از شروع به جوابگویی بهتر است به این نکته ی مهم توجه داشته باشیم که :" کس نخارد پشت من , جز ناخن و انگشت من! "
به همین دلیل تعجب آور است که نوشته اید گربه ی بزرگی به اسم آمریکا پیدا شده که محض رضای خدا موش میگیرد!!
در مورد انگلستان شریک فکری و اندیشه ایی آمریکا ,( ما "کار" و "اندیشه" , با هم هستیم همیشه - بی "کار" و "اندیشه" , هیچی درست نمیشه!!) شایسته ی گفتن است حرف شما درست است و این کشور در کودتای 3 اسفند در مقابله با رشد روزافزون آزادیخواهی و درخواست عدالتخانه و مشروطیت خواهی مردم ( و بالطبع منطقه ) با پشتیبانی از رضا خان قلدر و رساندن او به تخت شاهی , دخالت مستقیم داشت ؛ ولی از نظر دور نباید کرد که او ( انگلستان ) چوب استعمار خود را بعد از ظهور و رشد آمریکا به او داد ( تقسیم کار جدید) و فقط برای خودش نقش دوم را بعهده گرفت !؟ با این تقسیم کار جدید بود که در کودتای 28 مرداد, فقط به پشتبانی از آمریکا , با انداختن پوست خربزه زیر پای رهبران ساده اندیش و ظاهر بین مذهبی ( با ول کردن یک سگ و منتسب کردن آن به مصدق , مثل امروز و لوگوی سرقت کرده ی دانشجویان) بسنده کرد و نقش شراکت در جرم کودتای آمریکایی را به عهده داشت . ولی سؤال اینجاست , بنظر شما بعنوان قاضی , جرم کدامیک بیشتر است؟ مجری یا شریک جرم؟
نکته ی بعدی اینکه فراموش نباید کرد (بخشش یک چیز دیگر است!) بیست و پنج سال, همین به نظر شما کشور دوست ؟!!( آمریکا) با جلوگیری آمرانه از آزادیهای مشروع و آلت دست ساختن شاه , رس مردم را کشید و کار را به آنجا کشاند که مردم گفتند: او برود , هر کس آمد اشکال ندارد!!( راستی ! فراموش کرده اید که این دوست با نوکر خود , چه کرد؟)
در مورد ارتش شاهنشاهی و تعلیمات آمریکایی به آنها , بهتر است برای بهتر باور کردن مطلب , از زبان افراد درجه دار ارتش شاهنشاهی بپرسید که چگونه تمام تعلیمات ارتش شاهنشاهی در حدی بود که این ارتش فقط بتواند چهار ساعت در مقابل ارتش شوروی آن زمان مقاومت کند تا آنها برسانند!!! بقیه تعلیمات هم آموزشهای ضد شورش و فروش گاز اشک آور و ماشینهای ضد مردم و ... دادن مجوز ها ( مثل مجوز پمپ بنزین ها و ...)به آنها برای فروش به مردم و زدن پول به جیب !!! و .... عیش و عشرت و تریاک و مشروب و ....بود. غیر از این است؟

نکته ی بعدی در مورد دفاع آمریکا از حقوق بشر در آخر زمان شاه !!( راستی چرا آخر زمان شاه؟ چرا تا قبل از آن , از این حقوق بشر خبری و دفاعی نبود؟) و فراهم کردن زمینه ی انقلاب هم , با توجه به استفاده های فراوان و روتین شده , که خود با نوشتن :" ... شاه را وادار به .... " جواب خود را داده اید ولی بنظر میرسد این هم( حقوق بشر) حربه ایست در دست سیاستهای خود آمریکا و متحدانش تا هر وقت خواستند آنرا برداشته و بنده و نوکر نافرمانی کرده را تنبیه و سر جای خودش بنشاند!! و بعد هم آن چوب مترسک گونه را زمین گذاشته و از کنار نقض دیگر حقوق بشر هم مثل آب خوردن, بگذرند!!
نکته ی بعدی, هشت سال مقاومت ایران در مقابله با عراق هم با پیدا شدن بسیاری از تکه های آن پازل بنظر میرسد این هم خواست خود آمریکا بود تا این جنگ در نهایت برنده ای نداشته باشد و به همین دلیل هم در طول هشت سال حواسش کاملا در این مورد رسیدن به این هدف جمع بود!! چرا که هر وقت احساس میکرد یک طرف دارد زورش بر دیگری میچربد یک کاری میکردند تا تعادل قوا دوباره در جنگ ایجاد شود.( با فروش مجدد اسلحه های جدید با قیمت خدا ریال !! مدرک تر و تازه و زنده ی آن هم سر به نیست کردن سریع صدام قبل از دادگاه و دادرسی در مورد چگونگی استفاده از جنگ افزارهای و سلاحهای شیمیایی و ....)
در مورد دشمنی عراق با ایران هم باز بنظر میرسد این هم یک دیگر از ترفندهای قدیمی تفرقه بیانداز و حکومت کن در دست انکلیس و جدیدا آمریکاست تا با گل آلود کردن این نقطه , راحتتر جیب پر از نفت هر دو کشور را از آن خود کنند.
در مورد شوروی و دشمنی آنها , تا جایی که اطلاعات من قد میدهد بر میگردد به خیلی زمانهای قبل( جوریکه گویی آن دشمنی ها مشمول مرور زمان شده است ) قرداد ترکمنچای و آن حرفهای ضد کمونیستی جو خود ساخته ی جهان دو قطبی و آمریکا در طول 50 سال حکومت این پدر و پسر و احتمالا دستور به سران حزب توده مبنی بر سکوت در مقابل کودتای آمریکا !! که باز بنظر میرسد در تفسیم تقسیم کاری آن موقع و استفاده از منابع و منافع جهانی , شوروی هم حد و اندازه ی خود را شناخته , رده های پایین را در آن چارت اشعال کرده بوده است.
ولی با همه ی این توضیحات, در کلیت حرف و انتقاد شما کاملا درست است و بهتر است همه کشتی نشستگان , مخصوصا روشنفکران و سیاستمداران و نویسندگان و روزنامه نگاران و هدایت کنندگان , همه ی تاریخ گذشته را بیطرفانه مطالعه کنند و ....
ولی آیا میتوانم در پایان من نیز از شما سؤالی داشته باشم؟ که چرا کودتای ناجوانردانه ی 28 مرداد و تبعات گسترده و ویرانگر آن , در نظر شما اینقدر کم اهمیت بنظر میرسد؟ و بالطبع چرا تحریک عراق و ایجاد دشمنی و به راه انداختن جنگ هشت ساله , ... و فروش تجهیزات نظامی و ....توسط آمریکای زیاده خواه همچنان اینقدر کم اهمیت است؟ چرا ...؟

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۴:۴۷ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/522