پس از صدور دو قطعنامه تحریم و در راه بودن قطعنامه سوم طبیعی است که دولت مردان برای ارائه توجیهی جهت ادامه سیاستهای خود مدعی شوند که تحریمها اثری ندارد.اما واقعیت چیز دیگری است و آنان که دستی بر این آتش دارند بهتر می دانند.آقای آگاهی برخی از عوارض این تحریمها را به تحریر درآمرده اند.
شرح تحريم
1- آنان كه دست اندر كار فعاليتهاي اجرائي و روزانه كشورند بطور دائم و روز افزون آثار ناگوار تحريم سازمان ملل را مشاهده ميكنند ولي آنانكه اين پديده را در عمل تجربه مي كنند و بهاي آنرا مي پردازند همين مردم كوچه و بازارند كه رئيس دولت در مصاحبه هاي خويش با اهل فرنگ توصيه ميكند تا براي درك بهتر از همدلي مردم و مسئولان ميان ايشان در كوچه و خيا بانها بروند. در اين توصيه دو نكته وجود دارد كه توجه به آنها ضرري ندارد.اوّل آنكه آن خبرنگاران قبل از مصاحبه در بين مردم بوده اند و چيزهائي شنيده اند و ديگر اينكه بد نيست خود مقامات محترم نيز حال كه ارتباطات مردمي خويش را بسبك امراي قديم و به شيوه عريضه نويسي بر قرار كرده اند به همان شيوه و سياق هم در ساعاتي از شبانه روز سوار اتوبوس و تاكسي شوند و يا سري به ادارات مختلف بزنند تا بطور مستقيم از درد دل مردم آگاه شوند. از سوي ديگر با نزديك شدن جلسه بعدي شوراي امنيت در رابطه با بررسي تحريمهاي محتمل اقتصادي مواردي در رابطه با ناثيرات آن بر جامعه بطور خلاصه ذكر ميشوند تا شايد سبب خيري شود و اقتصاد كشور نيز جائي در تفكرات دوستان باز كند.
2- بسياري از شركتها و مجريان پروژه ها نياز بخريد لوازم و تجهيزات از كشورهاي خارجي دارند. در مقابل فروشندگان نيز نياز به مشتري دارند ولي مشكل اين است كه بخش قابل توجهي از اين كالاها مجاز به خروج از كشور مبدا نخواهند بود و دليل آن اعمال تحريمها است. در اين مرحله فروشنگان به خريداران(طرف ايراني) توصيه ميكنند كه كالا را در محل توليد كننده بخرند ولي مسئوليت تحويل و صادر كردن را به عهده نميگيرند چون مجوز صدور را دولت متبوع فروشنده صادر نمي نمايد. در اين صورت كالاي خريداري شده بايد در انباري نگهداري شود تا وضعيت روشن شود. اين امر هزينه هاي سنگيني را متوجه ايران خواهد كرد و در عين حال اين خطر وجود دارد كه با طولاني شدن زمان نگهداري در انبارها، اين كالاها از كيفيت قابل قبول خارج شوندكه در اين صورت بايد مجددا آنرا خريد و هزينه هاي سنگين بازرسي و انبار داري را هم پذيرفت. وضعيت لوازم وتجهيزات خريداري شده در آمريكا كه بر اثر تحريم آنكشور در انبارها نگهداري ميشوند ازهر كلاس درسي آموزنده تر است و كافي است گزارشي از هزينه هاي انبار داري و كيفيت فعلي آن اجناس منتشر شود تا موضوع و خسارات مالي دقيقتر معلوم شوند.
3- بعلت اختلال گسترده در فعاليت بانك هاي ايراني در رابطه با بانكهاي خارجي و گشايش اعتبارات اسنادي در حال حاضر تهيه حتي آندسته از كالاها و موّاد مورد نياز كشور كه مشمول تحريم نيستند نيزبا اشكال مواجه شده اند چون سيستم بانكي قادر به گشايش اعتبار اسنادي نيست. جهت حل اين مشكل و جلوگيري از تعطيلي خطوط توليد ظاهرا در مواردي توافق شده كه اين پرداختها بطور نقدي انجام گيرد كه در دنباي تجارت شيريني بهتر از اين را فروشندگان خارجي نمي توانند انتظار داشته باشند چه انكه با اين روش از قضيه بازرسي كالا و تهيه اسناد بكلّي رها ميشوند و از سوي ديگر فشار بسيار سنگيني را به شركتهاي ايراني وارد مينمايد. اگر حجم كالاها و مبلغ خريدها را كه در معموليترين شرايط سر به ميليونها دلار ميزند را در نظر بياوريم و احتمال صحيح بودن در صدي از خبرهاي مربوط به فساد مالي گسترده را نيز بدهيم شايد دليل بيشتري براي نگراني يافت شوند. نكته اي كه توجه به ان نيز ضروري است اين است كه بانكهاي عمده بين المللي بدون اينكه شوراي امنيت الزامي كرده باشد خود راسا همكاري با بانكهاي ايراني را بسيار محدود و يا متوقف كرده اند. در همين رابطه مسئله اي كه در حال حاضر طرفهاي ايراني را بيشتر كلافه كرده است اعمال محدوديت هاي عجيب وارداتي از سوي دولت است كه جريان تامين موّاد مورد نباز را سختتر و پر هزينه تر كرده كه ضروري است اين مسئله بنحو عاقلانه اي و با مشورت با اهل فن و دلسوزان بر طرف شود.
4- پيدايش ورشد عناصري كه چون فرشتگان نجات در اين شرايط بكمك متقاضيان به كالاهاي و يا مواد مورد نياز خارجي ميشتابند از ديگر مشكلات است. اين افراد كه با اطلاع از مشكلات ناشي از تحريمها با مراجعه به مسئولين به آنها ياد آوري ميكنند كه مسئله تحريمها موضوعي نگران كننده نيست و آنها با ارتباطات و هوش سر شار خود همه مايحتاج كشور را تهيه خواهند كرد. اعتماد به اين افراد در بعد سياسي موجب ميشود كه مسئولين تصميم گير مملكت به شيوه فعلي خود ادامه دهند و مرتب ذكر كنندكه تحريمها هيچ اثري ندارند. از سوي ديگر كيفيت كالاهائي كه از اين طريق تامين ميشوند سخت جاي ترديد دارند چون در پاره اي موارد اصولا امكان بازرسي انها وجود ندارد و منبع بسياري از آنها هم نامشخص است و معلوم نيست از مراكز توليد مجاز و با كيفيت تامين شده اند يا از انبارهاي اسقاطي اروپا و آمريكا و از سوي ديگر هزينه هاي چند برابر قيمت اصلي چنين خريدهائي ميتواند خزانه كشور را بيش از گذ شته خالي نمايد. متاسفانه اكثر مديران با سابقه تجربيات تلخي از سوء استفاده ها و كلاهبرداريهاي كلان در اين رابطه دارند كه مي تواند جهت پرهيز از بروز مشكلات مورد استفاده قرار گيرند.
5- نتيجه ثابت شده تحريمها در كشور خودمان و ساير نقاط عالم اين است كه در چنين شرايطي نوعي اقتصاد زير زميني بسيار نيرومند رشد ميكند كه تاثير و نقش آن در اقتصاد و اجتماع غير قابل ترديد و انكار ناپذير است. ظهور طبقه جديد ثروتمندان بي فرهنگ كه با سوء استفاده از شرايط دشوار سياسي و اقتصادي و زد و بندهاي مفسده انگيز و بازار بي درو پيكر و تشنه داخلي به ثروت انبوه و آلوده دست ميابند كه چنين ثروتهاي حرام قطعا كار كرد حلالي نخواهند داشت و آلوده شدن بطن اقتصادي جامعه به اين پولها نتيجه اي جز فساد و تباهي جامعه بدنبال ندارد. از سوي ديگر مردمي كه از طلوع فجر و تا شامگاهان بطور دائم بدنبال كسب حرام و يا كسب با مال حرام هستند انسانهاي فرهيخته ، با عزت و احترامي نخواهند بود و اين خسارتي است كه بتنهائي بيش از ميلياردها دلار خسارت اقتصادي درد اور است و جبراني ندارد. پديده هاي اين سقوط اخلاقي و نشانهاي آن در زندگي جاري ما نيازي به جولان قلم ندارد و همگي ما در زندگي روزانه و تجربيات شخصي و صفحه حوادث نشانهاي سقوط اخلاقي را ديده و تجربه مي نمائيم ودر كشوري كه در رده بندي هاي جهاني يكي از بدترينهااز نظر فساد مالي و شفافيت اقتصادي مي باشد تشديد تحريمها نياز به تدبير و عقلانيت مضاعف دارد.
6- امّا بنظر ميرسد كه عليرغم همه اين نگرانيها خطر اصلي جاي ديگر است. آن پولداران بي فرهنگ كه گفتيم در سايه قدرتي كه از طريق نفوذ در انتخابات و مراكز ديگر سياسي و اقتصادي بدست مي آورند ديگر حاضر نمي شوند كه در جهت رفع تحريمها و يا عادي شدن اوضاع اقدامي شودودر كمال تاسف نزد اين افراد تشديد تحريمها فرصتي طلائي براي "ّبستن بار" است كه چنين تفكراتي نشان از خطرات جدي براي كشور دارد چون مزه اين مال و قدرت باد آورده و لذت فساد چيزي نيست كه به آساني از ذائقه انسان برود. از نظر اصول دين ما نيز چنين احتمالي ممكن است و انسان از چنين ظرفيت فسادي برخوردار است چه آنكه در كتاب الهي كه جهت راهنمائي مردم نازل گرديده از اينگونه اموال و درآمد بعنوان آتش ياد شده و عاشقان و طالبانش نيز اصحاب شيطان. بنظر شما شيطان در اين شرايط چكار مي كند؟