آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
خاطرات
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶
يك خاطره و يك نكته
1ـ مرحوم دادمان را از زمان دانشجويي ميشناسم. قبل از انقلاب، دانشجويان مسلمان تشكيلاتي نيمهمخفي داشتند كه واجد سلسله مراتب خاص خود بود. در سالهاي 56 به بعد، كمكم كميتهاي سياسي از نمایندگان دانشگاههای اصلی برای برنامه ریزی سیاسی تشكيل دادند كه من از طرف دانشكده پليتكنيك و مرحوم دادمان از دانشكده فني در آن حضور داشتيم. يك نفر ديگر هم از دانشگاه صنعتي شريف بود.ذکر اين سابقه صرفا برای بیان سابقه آشنائی و ورود به مسأله بود. مرحوم دادمان در اولين انتخابات مجلس از شهر تبريز رأي آورد و به مجلس رفت. وي در آن زمان از عناصر اصلي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام بود كه جزو جمع 9 نفره اولیه و برنامهريز بود. اين را گفتم تا معلوم شود با توجه به فضاي آن زمان، وي داراي اعتبار و محبوبيت زيادي بود. اما هنگام بررسي اعتبارنامه ايشان در مجلس، يكي از آقايان اتهام ارتباط با سازمان مجاهدين خلق را به وي زد و يكي از استناداتش حضور در بالاي تانكي در تبريز بود كه در جريان انقلاب به تصرف نيروهاي انقلاب درآمده بود و اتفاقاً يكي از رهبران سازمان هم بالاي تانك بود.
عليرغم وجود حاميان جدي در مجلس، متأسفانه به دليل حساسيتهاي شديدي كه عليه مجاهدين بهوجود آمده بود، اعتبارنامه وي رد شد!! او هم بدون اينكه عصباني شود، كار خود را ادامه داد و در سپاه و جبهه فعاليت كرد و سپس به ادامه تحصيل و... پرداخت.
چندي بعد، آقايي كه اتهامات ناروايي را عليه مرحوم دادمان زده بود، متوجه شد كه تمام آنها، پروندهسازي و دروغ بوده است. از اين رو مقداري ترس برش داشت و فكر كرد كه خدايي هم هست. به همين جهت به يكي از روحانيون نزديك به مرحوم دادمان مراجعه كرده و بهواسطه وي خواهان حلاليتطلبي ميشود. اين آقاي روحاني هم قضيه را به مرحوم دادمان منتقل ميكند و وي با همان خنده هميشگي ميگويد كه مشكلي نيست، فقط چون ايشان اتهامات را علني و از تريبون مجلس عليه من زده است، از همان تريبون فقط با يك جمله خطا بودنش را اعلام كند، من هم وي را ميبخشم. فكر ميكنيد پس از انتقال اين درخواست بسيار عادي، آن فرد چه پاسخي داد؟ جمله ای بدین مضمون را گفته بود كه حاضر است به جهنم برود ولي اين كار را نكند!!!! بايد گفت براي جامعهاي كه افراد آن ميترسند خطاي خود را اعلام كنند و فكر ميكنند كه بيان خطا مساوي با مرگ سياسي است، بايد گريست و به قول معروف بر چنين جامعهاي و مردمي نمرده به فتواي حافظ بايد نماز كرد.
2ـ اين روزها مخالفتهاي زيادي با سخنان سخنگوي دولت در خصوص علت مذاكره با آمريكا و مخالفت با اين كار در دولتهاي قبلي، صورت ميگيرد. وي مطالبي به اين مضمون گفته است كه در آن زمان مردم به دولتها اعتماد نداشتند و نگران ناديده گرفتن اصول انقلاب در مذاكره بودند، اما الآن چنين نيست.
گرچه اصلاحطلبان به اين گفته حمله كردهاند، اما من معتقدم كه با تفسير و تعبير لازم ميتوان گفت كه گزاره مذكور صحيح است. اول اينكه منظور از مردم در جمله مذكور، مردم خاصي است كه جمع بسیار محدودي از افراد را مطابق رأي و نظر آقايان تشكيل ميدهد و آن مردم هم طبعا به دولتهاي قبل اعتماد نداشتهاند و مانع چنين مذاکره ای ميشدهاند. اصول انقلاب هم طبعاً از زاويه دولت حاكم مدنظر است و نه اصول واقعي انقلاب. بنابراين روشن است كه اگر جمله فوق را چنين تفهم كنيم كه "ما و طرفداران ساخت قدرت، به دولتهاي قبلي اعتماد نداشتهايم و نتيجه مذاكرات را به نفع خويش نميدانستيم" در این صورت طبيعي است كه الآن چنين محدوديتي برای مذاکره وجود ندارد.
من هرچه فكر كردم كه چرا دوستان اصلاحطلب از اين سخنان برآشفته شدهاند، سر در نياوردم، زيرا از معدود گزارههايي است كه به درستي بيان شده، گرچه براي پنهان كردن مفاهيم اصلي، از كلمات بدل سود جسته شده است و چنين كاري در دولت و ساختار كنوني امري طبيعي و معمول است.

مرتضي :
همان داستان رفتن يك شاه و سر برآوردن ميليونها شاه كوچك. همان مطلق گرايي ناشي از استبدادزدگي حاكم بر ذهن ايراني كه طومار هر چيز و هر كس را با يك مثال نقض در مي نوردد. مثالهاي نقضي كه بسياري از اوقات اساسا ريشه در چيزي جز توهم هم نداشته اند.
به نظر مي رسد پرگويي بسياري از ما ايرانيان از خدا و مابعدالطبيعه جز نخوت و تفرعن روزافزون برايمان ثمري نداشته به گونه اي كه ما را روز به روز از سلوك بندگي و پرهيز از مشي خدايي باز داشته. از اين رو اگر گفته شود در ايران امروز امري عرفي تر از امر قدسي نيست سخني گزاف گفته نشده، هر چند كه بسي پيشتر نيز حافظ در زمان خود ملامتگرانه گفته بود:
گر مسلماني از اين است كه حافظ دارد
واي اگر از پس امروز بود فردايي
و واي بر ما كه امروزمان همان فرداست.
........................................
عبدی:
حدود 15 سالپیش یادداشتی در سلام نوشتم و به رابطه امر عرفی و امر قدسی اشاره داشتم و گفتم هر کوششی برای قدسی کردن امر سیاست که امری عرفی است نه تنها موفق نخواهد شد بلکه بر عکس امر قدسی(دین) را هم سیاسی کرده و از وجود اصیل خود دور می کند.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۵۰ قֽظֽ | Reply
سپهر :
سلام، اخیرا بانک مرکزی رشد نقدینگی رو 42 درصد اعلام کرده. خیلی ها هشدار می دن که این خیلی خطرناکه. گویا برخی از مکاتب اقتصادی عقیده دارن که افزایش نقدینگی یکی از دلایل اصلی افزایش نرخ تورم است. من تقاضا دارم اگه می شه این مبحث رو یه مقدار باز کنید که برای خواننده های بدون پیش زمینه اقتصاد قابل درک باشه. بطور خاص، سوالم این است که آیا واقعا چنین است؟ و اینکه آیا می شه اقتصاد ایران رو بدینگونه ساده سازی کرد؟ آیا این گونه مفاهیم برای اقتصادهای شفاف مثل اروپا و آمریکای شمالی است یا برای کشوری مثل ایران هم کاربرد داره؟
...........................................
عبدی:
خوب این مساله بسیار واضح است که اگر پول و اعتبار مثلا دو برابر شود ولی کالا دو برابر نشود و فرضا ثابت بماند طبیعی است که قیمت هر کالا هم دو برابر شود.در یادداشتهای مربوط به نفت مثالی در این باره تقدیم شده است.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۰۲ قֽظֽ | Reply
فرهاد شکیبا :
سلام
نوشته جالبی بود.راستی آقای عبدی عزیز
آخرین بار کی به اشتباهاتتان اعتراف کرده اید؟
.............................................
عبدی:
همین چند لحظه قبل!
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۴۵ قֽظֽ | Reply
عبداله بعیدی :
جناب عبدی
برآشفته شدن اصلاح طلبان برای من هم تعجب آور بود زیرا اگر این سخنان ارزشی داشت همسر ایشان که روز و شب در حال بیان خطابات آتشین است
ولی آنچه که باعث تعجب من شد عدم واکنش اصلاح طلبان به التماس ما برای برقراری رابطه با مصر بود
.........................................................
عبدی:
قضیه رابطه با مصر هم از عجائب روزگار است.در سال 70 یادداشت مفصلی در خصوص عمق و گستره آزادی در سلام نوشتم و در آن استدلال کردم که در غیاب آزادی حکومتها هم ضرر جدی می کنند.از جمله مثال مصر را زدم که اکثر دست اندرکاران سیاسی کشور معتقد به ایجاد رابطه بودند و موضوع قطع رابطه را مشمول مرور زمان می دانستند اما کسی جرات بیان این مساله را نداشت و دلیل آن هم فقدان آزادی برای طرح چنین مباحثی بود که در آنجا توضیح داده بودم.
از آن تاریخ 16 سال گذشت و هیچ اقدامی نشد به این استدلال که این تصمیم امام بوده و نمی خواهیم آن را برگردانیم(نه آن که تصمیم های دیگر هنوز پابرجاست؟)تا در نهایت به چنین شکلی مطرح می شود.موضوعی که باید در مذاکرات دو جانبه که با مصر هم وجود دارد بیان و حل می شد در سطح علنی با این لحن بیان شدن معنائی ندارد جز این که گوینده را مطرح می کند.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۰:۳۷ قֽظֽ | Reply
ارشیا :
جناب عبدی
با عرض سلام جند تا سوال داشتم که شاید ارتباطی هم با موضوع نداشته باشه:
1- عکسهای کتک زدن اراذل و اوباش رو میدیدم گرچه معتقدم اینها انگلهای جامعه هستند ولی راه مبارزه اینه؟ کی به این مامورین اجازه کتک زدن داده؟ با کدوم حکم قانونی؟
2-فیلمی رو که افسر پلیس با لگد دختر معصوم رو داخل ماشین پلیس انداخت دیدید.شما ببینید الان حتی دربان یک اداره هم خودشو قدرتی میدونه و به خودش اجازه میده به مردم هر جور که میخود رفتار کنه چه برسه یه این افسر این همه بی قانونی از سوی مجریان قانون از کجا ناشی میشه؟
موفق باشید.
......................................
عبدی:
درباره قضیه اراذل و اوباش حتما مطلبی تقدیم می کنم.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
اصلاح طلبان روزی به دنبال اثبات بی اعتمادی حاکمیت به خود بودند و امروز به دنبال نفی آن!!!انشاءالله که معنی دوزیست بودن این نباشد.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۱۵ بֽظֽ | Reply
نرخ تورم رو به افزايش است :
گزارش «منفی» صندوق بین المللی پول درباره ایران
بر اساس آخرين گزارش صندوق بين المللی پول، در ايران نرخ رشد رو به کاهش و نرخ تورم رو به افزايش مى رود.
بر پايه تازه ترين گزارش صندوق بين المللی پول درباره چشم انداز اقتصادی خاورميانه، آفريقای شمالی، آسيای مرکزی و قفقاز که در ماه مه ۲۰۰۷ انتشار يافته، نرخ تورم ايران از ۱۱.۹ درصد در سال گذشته ميلادی به ۱۷.۶ درصد در سال جاری خواهد رسيد، که حدود دو برابر ميانگين تورم در سی کشور واقع در مناطق مورد بررسی است.
اگر اين پيش بينی را ملاک قرار دهيم، ايران در سال جاری ميلادی بعد از عراق، جمهوری آذربايجان و يمن، بالاترين جهش قيمت ها را در اين مناطق تجربه خواهد کرد.
از گزارش صندوق بين المللی پول چنين بر مى آيد که اوجگيری تورم ايران حاصل رشد شتابان نقدينگی است که در سال ۲۰۰۶، بر پايه ارزيابی اين نهاد، به بالای ۳۴ در صد رسيد و در ۲۰۰۷ نيز از ۲۸ در صد خواهد گذاشت، که در سطوحی بسيار بالاتر از ميانگين جهش نقدينگی در چهار منطقه مورد بررسی قرار دارد.
بر پايه تازه ترين گزارش صندوق بين المللی پول درباره چشم انداز اقتصادی خاورميانه، آفريقای شمالی، آسيای مرکزی و قفقاز که در ماه مه ۲۰۰۷ انتشار يافته، نرخ تورم ايران از ۱۱.۹ درصد در سال گذشته ميلادی به ۱۷.۶ درصد در سال جاری خواهد رسيد، که حدود دو برابر ميانگين تورم در سی کشور واقع در مناطق مورد بررسی است.
این درحالی است که حتی بعضی از منابع کارشناسی جمهوری اسلامی، از جمله مرکز پژوهش های مجلس، نرخ تورم و نرخ رشد نقدينگی را به مراتب بالاتر از صندوق بين المللی پول ارزيابی مى کنند.
نرخ رشد توليد ناخالص داخلی ايران، به پيش بينی صندوق بين المللی پول، از ۵.۳ در صد در ۲۰۰۶ به ۵ درصد در ۲۰۰۷ کاهش می يابد.
طی سه سال گذشته نرخ رشد اقتصادی ايران در سطحی پايين تر از ميانگين رشد سی کشور خاورميانه، آفريقای شمالی، آسيای مرکزی و قفقاز قرار داشته و در سال جاری ميلادی نيز، به پيش بينی صندوق بين المللی پولی، همان وضعيت تکرار خواهد شد.
اوج گيری تورم و کاهش نرخ رشد به رغم انبوه در آمدهای حاصل از بازار پر رونق نفت، تنگناهای بزرگ ساختاری جمهوری اسلامی ايران را به نمايش مى گذارد.
در اين شرايط سيل دلار های نفتی همچنان تنها برگ برنده دستگاه اجرايی جمهوری اسلامی است که با تکيه بر آن اقتصاد ايران را از تکان های بزرگ برکنار نگه مى دارد.
با به کار گرفتن همين اهرم نفتی است که دولت می تواند دروازه های کشور را بر انبوه واردات بگشايد، بی آنکه حساب های خارجی اش دچار آشفتگی شود.
صندوق بين المللی پول در گزارش خود پيش بينی مى کند که ارزش صادرات کالاها و خدمات در ايران از ۷۷ ميليارد دلار در ۲۰۰۶ به ۸۳ ميليارد دلار در ۲۰۰۷ ميلادی خواهد رسيد، که بيش از دو برابر سال ۲۰۰۳ ميلادی است.
ناگفته پيدا است که اين اوج گيری به برکت افزايش چشمگير بهای نفت در بازار جهانی به دست آمده است.
همان نهاد در گزارش خود مى گويد که ارزش کالاها و خدمات وارد شده از سوی ايران نيز که در ۲۰۰۳ ميلادی ۳۹ ميليارد دلار بود، در سال ۲۰۰۶ به ۶۴.۸ ميليارد دلار رسيد و در ۲۰۰۷، به پيش بينی صندوق بين المللی پول، به بالای ۷۱ ميليارد دلار خواهد رسيد.
به بيان ديگر به رغم رشد شتابان واردات، تب نفت و جهش درآمدهای صادراتی همچنان حساب های خارجی ايران را از يک تراز مثبت قابل توجه برخوردار مى کند و بر ذخاير خارجی کشور می افزايد.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۱۹ بֽظֽ | Reply
افزايش20 در صدی فقرا، :
"حسين راغفر" مشاورسابق وزير رفاه و استاد دانشگاه الزهراء با خبرگزاری مهر مصاحبه کرده و دراين مصاحبه گفت: افزايش آمار فقر در جامعه نشانه شکست سياستهای اقتصادی دولت ها است و به همين دليل ، دولت ها هميشه علاقه مند هستند خط فقر را کمتر از ميزان واقعی آن نشان دهند.
در سال 85 حدود 20 درصد بر جمعيت نيازمند جامعه افزوده شده است .از اوايل سال 71 تا کنون شاهد پيدايش گروههای کودکان خيابانی و کار و همچنين گروههای عظيمی از پلاستيک جمع کن ها که به صورت سازمان يافته فعاليت می کنند هستيم . براساس تحقيقات انجام شده و کارکارشناسی گروههای متخصص، در سال 83 خط فقر در استان تهران برای خانواده 5 نفره، 400 هزار تومان و در استانی مانند سيستان و بلوچستان 178 هزار تومان محاسبه شد .
افراد تحت پوشش سازمان بهزيستی و کميته امداد که بايد مستمری حمايتی از اين دو نهاد بگيرند طی دو سال گذشته اصلا افزايشی نداشته درصورتيکه نرخ تورم بيش از 20 درصد بوده است.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۲۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
اين بخش از اظهارات سخنگوي محترم دولت چنانچه در دستگاه سنجش اخلاق اسلامي- كه خودشان هم بايد علي القاعده به ان (دستكم در ظاهر) اعتقاد داشته باشند- قرار گيرد چند اسيب جدي را در بطن خود دارد!
1-
عجب يا خود پسندي
اولين گناه قلبي است
كه در عالم واقع شد ، وقتي كه ابليس ذات خود را برترين مي دانست
2-
قياس
اولين گناه ذهني است
وقتي كه ابليس خود را با ادم مقايسه كرد
3-
تكبر
اولين گناه عملي است
وقتي كه ابليس بر ادم سجده نكرد
///
گفته بودند كه در هيات وزيران يك معلم اخلاق مرتب درس اخلاق مي گويد !اينها كه اولين درسهاست پس چرا.....؟
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۴۰ بֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
اتفاقا روز پنجشنبه مطلبي از دكتر صادق زيبا كلام در روزنامه هم ميهن خواندم ، خيلي خوشم آمد وقتي كه گفت (( من بابت نقشي كه در انقلاب فرهنگي داشته ام ، هرجا در جمع دانشجويي رفته ام ،پوزش طلبيدم و از تمام كساني كه در آن دوران از اين طريق صدمه ديده اند،حلاليت طلبيده ام . البته خب ، خيليها هم من را نبخشيدند و نامه فرستادند كه برادر ، كار شما باعث شد ، زندگي ما از اين رو به اون رو شود و اين چيزي نيست كه بشود فراموشش كنيم ))
بهرحال ، اعتراف به اشتباه آن هم به اين شكل عمومي آن چيزي نيست كه در فرهنگ ما رواج داشته باشد و معمولا سعي ميكنيم ، مسئوليت فردي خود را به شرايط آسمان و زمين حواله دهيم. راستي آقاي عبدي شما در جريان انقلاب فرهنگي چه نقشي داشتيد؟ واقعا قصدم گير كردن در گذشته نيست، ( چون مسائل مهمتري پيش روي ماست ) فقط ميخواستم بدانم ،آيا در صورت ايفاي نقش ، به هر اندازه ايي ، به همان نسبت حاضر به تصديق اشتباه خود هستيد؟
با تشكر
..............................................
عبدی:
درباره انقلاب فرهنگی موضع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام روشن بود و از ابتدا مخالف بودند و در این کار هم دخالت نکردند ولی هنگامی که قضیه به اشکال برخورد و عوارض نامطلوبی ایجاد کرد دانشجویان باقیمانده در دانشگاهها که این کار را انجام دادند از آنها برای رفع و رجوع امور کمک طلبیدند در این مورد آقای میردامادی مصاحبه ای داشتند که توضیح مفصلی داده اند. بطور کلی دانشجویان پیرو خط امام در این کار ابتدا وارد نشدند.
ضمنا درباره یادداشت من هم توجه فرمائید که وقتی باید به اشتباه اعتراف کرد که هزینه آن را هم بپردازیم اما در زمانی که دفاع از گذشته ای موجب هزینه دادن است و پوزش از آن بر عکس قضیه فرق می کند. باید درباره این مساله دقت بیشتری کرد.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۴۱ بֽظֽ | Reply
امین :
یادداشت آموزنده ای بود. به هر حال بسیاری از سیاست مداران ما حاضر به اعتراف به اشتباهات خود نیستند چون اعتراف برابر جوانمرگ شدن سیاسی است. رفرمیست و محافظه کار و چپ و راست و وسط هم نمی شناسد. تا حالا شنیده اید یکی از حضرات اصلاح طلب بگوید: سستی و اهمال از جانب ما هم بوده است؟ من که به یاد ندارم. شما چطور؟
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۵۷ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی
ذکر خیری از این نماینده مجلس فرموده اید و اینکه حاضر است به جهنم برود اما اعتراف به اشتباه خود نکند. یکی از نمایندگان قدیم مجلس - که از قضا همدوره مرحوم دادمان هم بوده - می گفت نماینده ای تهمت دروغی به کسی وارد نمود. گفتم تو که می دانستی این اتهام دروغ است، از خدا و روز حساب نترسیدی که گستاخانه تهمت زدی؟ گفت نه!. پرسیدم چرا؟ گفت آنقدر از این کارها کرده ام که در روز حساب، نوبت به طلب و مطالبه این بابا نمی رسد!!!
بیهوده نبود که فلان خلیفه چون حکم امارت خود در هنگام قرائت قرآن دریافت نمود، کتاب خدا ببوسید و کناری نهاده گفت "هذا فراق بینی و بینک"! ... و با همین شناخت از سیاست بود که ناپلئون چون بر قبری خواند " اینجا سیاستمدار صادقی آرمیده است"، گفت مگر دو نفر را در یک قبر دفن می کنند!؟
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۰۹ بֽظֽ | Reply
mehdi :
jenabe abdi motaasefane jariane eslah talab kheili sathi negar shode. hamin mesale shoma matlabo miresoone, be jaie inke dar rooznamehashoon in harfe aghaie elhamo beshkafand va tahlil konand dar hamoon ghalebe badali mozegiri mikonand. hamishe paidar
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۲۰ بֽظֽ | Reply
مهربان :
در قضيه اخير عزل و نصب هيئت مديره شركت بيمه ايران آقاي رئيس جمهور در يك حالت انقلابي اين آقايان را متهم به فساد و بي صداقتي كردند و اين اتهامات در سطح كشور نيز پخش شد. فرداي آنروز معلوم شد كه اشتباه بود و ايشان طبق معمول گاف داده اند. حال ايشان كه ادّعاي ميلمانيشان گوش فلك را كر كرده است و از حكومت امام زماني مورد نظر خويش هم كوتاه نميايند بفرمايند آيا نبايد به همان طريق از ايشان اعاده حيثيت كرده و حلاليت بطلبند؟ مگر امامان ما نگفته اند كه آبروي مومن چون خون او محترم است؟ اين است مسلماني؟ آيا آقايان علما در مصيبت اين هتك حيثيت كه بطور مداوم در اين كشور در جريان است نبايد ياد آن آخرتي بيفتند كه ما را به آن ياد آوري ميكنند؟ اين آبروهاي ريخته و اين اتهامات شرم آور كه به اهل اسلام ميزنند عين فقه و مسلماني است؟ از نظر آقايان آخرتي
است ياخير؟ ا
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۴۱ بֽظֽ | Reply
حمید :
با سلام
فقط میخواستم یادی هم از جعفر بهرامی که همراه آقای دادمان در آن هواپیما بود بکنم.
روحشان شاد باد
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۳۷ بֽظֽ | Reply
Mohammad-Reza :
salam aghay-e abdi. be nazar-e man ma fealan nakhahim tavanest ke rabeteh-e moaser-ee ba Amrica dashteh bashim. chera ke in masaleh (mesl-e hejab) jozv-e hoviat hay-e enghelan shodeh ast (dorost ya ghalatesh yek bahs-e deegari ast). zemnan dar soorat rabeteh ba amrica, nezam ba paradox hay-e ideaological movajeh meeshavad. mohamtar az an baad az rabeteh ba amrica deegar nemeetavan hameh bad bakhti ha ra be doshman nesbat dad. mamoon meeshavam agar shoma meetavanestid nazaratan ra begooyeed. eradatman-e shoma
...............................................
عبدی:
درست است من هم در این زمینه مطلبی نوشته ام که تا دو روز دیگر تقدیم می کنم.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۰۹ قֽظֽ | Reply
:
بايد از آقاي سخنگو پرسيد مردم چطور به دولتي كه اعتماد نداشتند 22 ميليون راي دادند؟ درست است كه اينگونه لاف زنيها و وارونه كردن حقايق در دولت فعلي تبديل به امري عادي و روزمره شده ولي قبول كنيد سكوت در مقابل اينها كه وقاحتشان حد و مرزي نميشناسد زياد هم به صلاح نيست. مسلماً هر چه عرصه را بازتر ببنند دامنه وقاحتشان گسترده تر ميشود
........................................
عبدی:
قطعا نباید سکوت کرد اما پاسخ باید منطقی و در چارچوب باشد .این گفته سخنگو در واقع علیه سیاستهای قبلی حکومت بود اما دوستان آن را علیه خویش گرفتند
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۴۱ قֽظֽ | Reply
:
salam , lotfan hatman darbareye mobarezeye ba arazel obash cheezy beneveseed. man nemeefahmam chera vaghty be aghaye hoseynyan eteham zadan ghabl az mahkoom shodan va posh sar gozashtane revale ghanoony gheyre akhlaghye , chetor darbareye een barkhorda heech kas sedasham dar nemyad. bebakhsheed ke template farsi nadaram.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۴۸ قֽظֽ | Reply
بردیا :
عباس آقا سلام!
یک پیشنهاد:
تا فرصت هست،
خودتان را برای مذاکره با آمریکا کاندید کنید.
...............................
عبدی:
یکی از رهبران فکری جناح حاکم گفته بود (در زمان دولت قبل) ما اجازه نمی دهیم که برخی هم نان قطع رابطه را بخورند و هم نان وصل رابطه را. من هم پیغام دادم قطع رابطه که برای ما نان نداشت اما امیدوارم نان وصل رابطه برای شما چرب باشد. ظاهرا آنقدر چرب است که عده ای از حول هلیم دارند توی دیگ می افتند و گروه دوستی با ایالات متحده درست می کنند. آقایانی که بیرون حاکمیت نشسته اند و منتظر این فرصت هم هستند بدانند که بسیاری از افراد درون حاکمیت شامه تیز تری در این موارد دارند.
خلاصه به قول حافظ
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند.
سهم من هم از این دو روشن است و رضا به داده داده ایم و از جبین گره گشوده ایم برادر!
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۷:۲۵ قֽظֽ | Reply
شوكين :
با سلام
آيا كم كاري و خودخواهي هاي دوران اصلاحات
شامل اين اعتراف به خطاها نمي شود ؟!
.........................................
عبدی:
ظاهرا دوستان هر مطلبی را به این خاطره تعمیم می دهند.این مورد مربوط به کسی است که یقین به اشتباه خود در تضییع حق کسی برده ولی حاضر به اعتراف نیست.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۲۸ قֽظֽ | Reply
مهدی :
با سلام. دولتمردان و رسانه های حامی آنها دائم از رشد اقتصادی و افزایش صادرات غیر نفتی و سرمایه گذاری خارجی در سال 1385 صحبت می کنند اما ما چیز دیگری را در جامعه شاهد هستیم. به نظر شما آیا این آمارها درست است؟
.........................................
عبدی:
اینها آمار نیست.شوخی 13 است.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۵۷ قֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب آقای عبدی با سلام
خواهش میکنم نوشته خانم فاطمی رجبی همسر آقای الهام سخنگوی دولت را که تحت عنوان " روزنامه جمهوری اسرائیل " در نقد روزنامه جمهوری اسلامی و آقای هاشمی رفسنجانی نوشته و منتشر کرده اند را در سایت خود جهت اطلاع بیشتر خوانندگان سایت قرار دهید .
رحمت
86-2-29
.................................................
عبدی:
متاسفم.هر کس خواست می تواند بیابد و بخواند.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۴۴ قֽظֽ | Reply
يك بنده كوچك خدا :
سلام
در رابطه با خاطره تان از مرحوم دادمان محض اطلاع لازم ميدانم كه چيزي را بگويم و آن اين كه رد صلاحيت آقاي دادمان در مجلس به دليل اتهام ارتباط با سازمان مجاهدين خلق ( رجوي ) بلكه به دليل اتهام ارتباط با نهضت مجاهدين خلق (گروه مهندس ميثمي) بود . بقيه حرف ها بهانه بود .در آن موقع هم از ايشان خواسته مي شد كه از انديشه هاي آنها تبري بجويد و بخصوص در رابطه با نقدي كه آقاي ميثمي بر آراي ارسطو و تاثير آن در انديشه متفكرين اسلامي قديم و بخصوص معاصر داشت . صحت اين مطلب را مي توانيد از بستگان ايشان كه در قيد حيات هستند جويا شويد . قابل ذكر است كه افرادي كه مرحوم دادمان را به اتهام ارتباط با آنها رد صلاحيت كرده بودند تعدادي از اعضاي سازمان مجاهدين خلق بودند كه پس از ماركسيست شدن سازمان با ريشه يابي اين انحراف به اين جمع بندي رسيده بودند كه علت اين ماركسيست شدن در انديشه و آموزش هاي ديني و فلسفي سازمان بوده است و رجو ي انها را به دليل مرتد اعلام كردن نسبت به اصول و آموزش هاي سازمان ، از سازمان اخراج كرده بود . اين گروه دلبستگي زيادي به انقلاب اسلامي و مرحوم امام خميني داشتند . در دفاع مقدس شركت كرده و چندين شهيد و مجروح و معلول داده بودند . مرحوم دادمان پس از رد صلاحيت به كارهاي خود در نظام ادامه داد اما كساني كه او را به دليل ارتباط با آنها رد صلاحيت كرده بودند از همه چيز رد صلاحيت كردند . از شغل و كار و امكان فعاليت اجتماعي در خور محروم شدند . مدتي هم زنداني شدند
البته انها هم با صبر و حوصله كار خود را كردند اما نه در سطح تاثير گذار بر نظام و نه در سطح تحصيلات عاليه . هم خودشان از خدمت محروم شدند هم ديكران از توانايي هاي آنها كه حاصل تجربيات مبارزه در سالهاي قل از انقلاب بود بهره مند نشدند .
در آن روزها بسياري از موثرين نظام از حال و روز و توان و تلاش اين افراد خبر داشتند اما به دلايلي كه مي بايست در برابر خدا پاسخ گوي ان باشند مايه اي براي رفع تبعيض از اين نيرو ها نمي كردند . با روند حذف كنار امدند نتيجه اش هم اين شد كه بعدا خودشان با لطايف الحيل مورد حذف قرار گرفتند . خدا عاقبت همه را ختم به خير بگرداند
....................................................
عبدی:
آن آقائی که آن مطالب را علیه مرحود دادمان گفت جزء گروه مورد نظر شما نیست بعدا هم در سقوط هواپیما مرحوم شد آدم مهمی هم در حکومت بود.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۴۷ قֽظֽ | Reply
ناشناس :
سلام
آقای دادمان که نهایتا" از اتهامات واهی نجات یافت . اما بسیاری از نیروهای متعهد و متخصص با اتهاماتی واهی از صحنه سیاسی اجتماعی حذف شده اند که البته فقط اداره اطلاعات از آن اتهامات آگاه است و در بسیاری از موارد خود این نیروها از مسئله اتهامات خبر ندارند
. موردی که برای خود من بوجود آمد - وقتی در اختیار مامورین اطلاعات قرار گرفتم متوجه شدم که چه پرونده سیاهی در آن اداره علیه من وجود دارد . ولی چون اثبات این اتهامات مشکل است و عموما" گزارشات بی سر و ته و بدون نام و نشانی است ارزش حقوقی ندارند . اما برای جلوگیری از حضور شما در صحنه های سیاسی و اجتماعی کفایت دارد .
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۰:۲۱ قֽظֽ | Reply
سورنا :
دیروز:
هر کس بر این سرای درآمد نانش دهید و از ایمانش مپرسید ، چه ، آنکه در بارگاه خداوند مستحق جان است، در درگاه بوالحسن لایق نان است.(نوشته شده بر سر در بارگاه ابوالحسن خرقانی عارف نامدار ایرانی)
امروز:
هر کس بر این سرای در آمد اول از ایمانش بپرسید ، آنگاه نانش ببرید ، سپس بلایی بر سرش بیاورید تا اولا ایمانش از یادش برود . ثانیا: گرد سرای من گشتن فراموشش بشود.(نقل با اندکی تصرف از نوشته آقای بهمن فرمان آرا در شماره 2 روزنامه هم میهن.)
تتمه: اگر بی ربط بود یا نامتناسب با سایر مطالب سایت ویرایش یا حذف آن بلامانع است.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۱:۳۷ قֽظֽ | Reply
امیر وفا :
جناب آقای عبدی
بعید می دانم اعتراض حتی اگر هم منطقی باشد به کار این آقایان دولت و مجلس بخورد. به گمانم شاید بهترین راه تنویر افکار عمومی باشد . البته اگر شما به شرکت در انتخابات مجلس معتقد باشید.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۳۰ بֽظֽ | Reply
rahmat : در جواب rahmat
جناب آقای عبدی با سلام
قصد من از انتشار نوشته خانم رجبی همسر سخنگوی دولت این این که وقتی اوضاع بقول معروف " شیر تو شیر " میشود آنوقت همه یک شبه انقلابی میشوند و طلبکار مردم و انقلاب از جمله برخی که معلوم نسیت در زمان حکومت شاه چند ساله بوده اند و در دوران انقلاب در سال 57 چه میکرده و در ایام جنگ چه گلی به سر این مملکت گذاشته اند حالا طلبکار آقای هاشمی شده که در زمان حکومت شاه زندانی سیاسی بوده و در زمان جنگ از اداره کنندگان اصلی جنگ بوده با همه انتقاداتی که به آقای هاشمی وارد هست که قطعا سر برآوردن " انقلابیون روز شنبه " از جمله نتیجه عملکرد آدمهائی مانند شخص آقای هاشمی است .
" اول بنا نبود که بسوزند عاشقان
آتش بجان شمع فتد کین بنا نهاد "
رحمت
86-2-29
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۰۲ بֽظֽ | Reply
مصطفی :
در دکترین ماکیاولیستها تنها قدرت مد نظر است رسیدن به قدرت و حفظ و گسترش ان در این راه زیر پا نهادن دین و اخلاق و گردن زدن دوستان غیر عادی نیست
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۲۳ بֽظֽ | Reply
هموطن :
سلام آقای عبدی بنده هر روز مطالب شما را می خوانم و واقعا لذت می برم امیدوارم موفق باشید .فقط یک چیز این وسط اونم عذر خواهی بابت اشغال سفارت که این همه هزینه بر ملت و کشور تامین کرد.که هنوز آقایان از این آب گل آلود ماهی میگیرند.شاید هم قبلا این کار را کرده باشین اگه شده لطفا به من کم حافظه کمک کنید یادم بیاد.
با سپاس
.......................................
عبدی:
آقایان چندان در بند آبهای صاف یا گل آلود برای گرفتن ماهی نیستند آنان کار خودشان را انجام می دهند.در این باره هم به بخش 13آبان در همین وبسایت مراجعه فرمائید.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۰۸ بֽظֽ | Reply
سعيدي :
جناب آقاي عبدي سلام
بنده از برخي دوستان موسوم به اصلاح طلب متعجبم و از جنابعالي بعيد ميدانم كه نسبت به اظهارات آقاي الهام واكنش نشان داده و دست به قلم ميشو يد . ...........................
جناب عبدي: اگر تلاشمان را معطوف به شناسائي پديده اي كه منجر به ظهور الهامهاي گذشته و آينده ميشود و نيز معرفي آن پديده به جامعه نمائيم شايد ! بتوانيم مشكلي را حل كنيم .
......................................
عبدی:
اعتراض و پرداختن من به سخنان سخنگو نبود بلکه به نحوه واکنش اصلاح طلبان بود.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۴۲ بֽظֽ | Reply
كاشي نجاركلايي :
جناب عبدي اين سخن را خيلي پيشتر شادروان مهندس بازرگان هم گفته بود. خدايش بيامرزد.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۰:۰۵ قֽظֽ | Reply
molla noghoti :
jnabe abdi salam jasaratan darzir neves aghaye bardia az hole halim kleme halim ra ba haye hotti neveshti emlaee een vajeh bahaye havvaz mibashad een eeshtibahist ke aghlab halim froshihaie tehran rooye vitrin maghazeh shan minivesan payande bashid
........................................
عبدی:
بله درست است.نمی دانستم.مجبور شدم جهت اطمینان به فرهنگ عمید مراجعه کنم.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۰۰ بֽظֽ | Reply
سعيد :
تا زماني كه برايند و مجموع شعور اجتماعي مردم پايين است يك روز اصلاح طلبان و يك روز هم راستي ها برايشان تصميم مي گيرند و تجويز ميكنند. و اين سيكل همچنان ادامه دارد.
.........................................
عبدی:
موضوعی به نام شعور اجتماعی که بتوان آن را مستقل از امور زیاد یا کم کرد وجود ندارد.باید به متغیرهائی اشاره نمود که قابل دخل و تصرف هستند.
۳ خرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۴ قֽظֽ | Reply
نادر :
عبدی:
یکی از رهبران فکری جناح حاکم گفته بود (در زمان دولت قبل) ما اجازه نمی دهیم که برخی هم نان قطع رابطه را بخورند و هم نان وصل رابطه را. من هم پیغام دادم قطع رابطه که برای ما نان نداشت اما امیدوارم نان وصل رابطه برای شما چرب باشد. ظاهرا آنقدر چرب است که عده ای از «حول هلیم» دارند توی دیگ می افتند و گروه دوستی با ایالات متحده درست می کنند. آقایانی که بیرون حاکمیت نشسته اند و منتظر این فرصت هم هستند بدانند که بسیاری از افراد درون حاکمیت شامه تیز تری در این موارد دارند.
_________________________---
از هول «حلیم»...گاهی تایپیست شما اشتباهات با مزه ای می کند
..........................................
عبدی:
ابتدا حلیم بود و یکی از دوستان آن را غلط اعلام کرد و معلوم شد غلط بوده ولی همه هلیم فروشی ها حلیم فروشی می نویسند.!!
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۰۲ قֽظֽ | Reply
يك دانشجو :
ياد مرحوم گل آقا بخير--- آخر دو كلمه حرف حساب ايشان هم معمولا چنين نتيجه گيري هايي داشت!
به هر حال؛ مي بينم كه ذوق طنزي هم داريد! مبارك است انشالله!
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۴۶ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/540