آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶

ما و امارات(آقای آگاهی)

ما و امارات
1- سفر اخير آقاي رئيس جمهور به امارات كه اولين سفر در اين سطح در طول دوران بعد از پيروزي انقلاب است توجه بسياري از ناظران را بخود جلب كرده و تا كنون از سوي صاحبنظران با ديدگاههاي مختلف نطراتي در اين باره طرح شده است كه مي توانند جالب باشند كه هر كاري موافق و مخالفي دارد. امّا در اين سفر، ايشان مصاحبه اي با ارباب جرائد و شبكه هاي خبري داشتند كه مطالبي در آن مطرح شد كه جالبترين آنها دررابطه با خروج سرمايه هاي ايراني بسمت امارات بدليل احساس عدم امنيت در ايران بود كه ايشان با ذكر اينكه بين ايران وامارات فرقي نيست و پيشرفت هر يك پيشرفت ديگري است به اين نگراني پاسخ دادند . پرداختن به اين مطلب موضوع اين نوشته است كه ببينيم آيا در واقع امر چنين است و يا اينكه اين نظر نياز به بازنگري جدّي دارد.كساني كه امارات را در قبل از پيروزي انقلاب ديده و وضع امروز آنرا هم مي دانند شايد زياد با اين پاسخ موافق نباشند. بعد از پيروزي انقلاب در ايران، با گذشت زمان و با شروع مشكلات ايران با جامعه جهاني و به خصوص آمريكا روند پيشرفت امارات شكل جديدي به خود گرفت ودر حقيقت پيشرفت اقتصادي امارات مديون مشكلات داخلي و خارجي ما مي باشد كه به مواردي چند در اين نوشتار اشاره ميگردد تا شايد عنايتي به حلّ اين مشكل بشود وقطعا اين ليست قابل توسعه بوده و اظهار نظر هاي دوستان انديشمند ميتواند بر غناي بحث بيفزايد.
2- در جريان تحريمهاي آمريكا و با بروز مشكلات درتامين بخشي از نيازهاي كشور، امارات و مشخصا امير نشين دوبي بعنوان مركز عمده صدور مجدد كالا ها به ايران جايگاه ويژه اي يافتند. با توجه به سود هاي خوبي كه از اين نوع تجارت حاصل ميشد بتدريج دامنه اين نوع معا ملات گسترش يافته و با استفاده از شبكه مالي و بانكي آنكشورتمر كز اين نوع صادرات به ايران در دوبي بيشتر شد. حجم اين معاملات با افزايش محدوديتهاي كشور ما در زمان جنگ رشد بيشتري يافته ودر حقيقت با استفاده از اين در امدها، امارات با رونق بي سابقه اي مواجه گرديد.اگر چه اعمال تحريمهاي جهاني بضرر ايران است ولي امارات از اين وضعيت بيشترين سود را ميبرد و با بهبود روابط ايران و جهان صنعتي امارات بيشترين خسارت را مي بيند و متا سفانه عكس آن هم صادق است و قطعا در صورت صدور قطعنامه بعدي شوراي امنيت بايد در انتظار آمارهاي جالبتري از پيشرفتهاي اقتصادي امارات بود.
3- در زمينه بانكداري نيز همين رابطه معكوس بر قرار است. هر چه كه بانكهاي داخلي شرايط را براي شركتهاي ايراني مشكلتر كرده و براي آنها محدوديت بيشتري ايجاد كنند بانكهاي امارات داراي رونق بيشتري ميشوند. براي مثال در زماني كه بانكهاي كشور صد در صد ارزش ريالي را براي گشايش اعتبارات اسنادي مطالبه مي كردند شركتهاي واسطه در دوبي براي آنها گشايش اعتبار مي كردند و در مقابل شركتهاي ايراني در زمان رسيدن كالا به دوبي در بانكهاي داخلي براي واسطه اماراتي گشايش اعتبار ميكردند تا از فشار نقدينگي و هزينه هاي آن بكاهند. حق الزحمه اين نوع معا ملات كه خود رقم چشم گيري را تشكيل ميداد به اقتصاد امارات سرازير شده و ميشود ودر مقابل تورم آن بداخل ايران. حال اگربانكهاي ما همان تسهيلات را براي طرفهاي ايراني قائل ميشدند بانكهاي اماراتي از اين در امد محروم و رونق امارات كندتر و تورّم داخلي ما نيز كمتر ميشد.
4- در زمينه مناطق آزاد هم شرايط همينطور است. گرچه قدمت مناطق آزاد ايران و امارات تقريبا به يك اندازه است ولي براي مثال مقايسه منطقه آزاد جبل علي و منطقه آزاد كيش مي تواند بسيار آموزنده باشد. در حاليكه ما عليرغم سياستگذاريهاي گوناگون در بيست سال گذشته هنوز درماهيت مناطق آزاد سردرگم هستيم جبل علي با سرعت بيسا بقه اي رشد كرده و سرمايه گذاري هاي فراواني در آن انجام شده است و نكته جالبتر اينكه بخش مهمي از اين سرمايه گذاريها از سوي تجار ايراني است.استقبال از جبل علي از سوي ايراني ها زنگ خطري براي اقتصاد ايران است كه ساده انگاريها نيز تغييري در اصل موضوع نمي دهند. اگر اعداد نجومي كه در رسانه ها از خروج سرمايه و نقدينگي از اقتصاد ايران به امارات نقل ميشود صحت داشته باشد واقعا بايد آنرازلزله بزرگي در اقتصاد اين آب و خاك دانست كه نياز به درماني سريع و اساسي دارد و متاسفانه در اينجا هم بهبود وضع امارات مستلزم بدي وضع ما مي باشد و توسعه اين مناطق آزاد در شارجه و عجمان كه همراه با صدور اجازه اقامت نيز ميباشند و از سوي سرمايه گذاران ايراني مورد استقبال قرار گرفته اند خبر خوشي براي ايران نيست.
5- در زمينه فرهنگي امارات مركز تبليغ فرهنگي كه از سوي ايران بعنوان فرهنگ مبتذل و اصطلاحا لوس آنجلسي شناخته ميشود گرديده است. بر گذاري كنسرتها و شوهاي مختلف در زمانهاي گوناگون دوبي را بمركز توسعه اين فرهنگ تبديل كرده است. در ايّام اين نوع مراسم تقريبا ظرفيت پروازها به دوبي تكميل است و همزمان مبالغ هنگفتي هم ارز و پول كشور خارج ميشود. پس بلحاظ فرهنگي هم نقش امارات قابل تامل است. از نقطه نظر توريسم هم منافع ايران و امارات در مقابل هم قرار دارند. بر خلاف عرف جاري بين المللي، پروازهاي تجاري شركتهاي هواپيمائي ايراني چندين برابر هواپيمائي امارات هستند و در كمال تعجّب اين امر با رضايت امارات انجام مي شود و تنها توجيه اين رضايت ورود هر چه بيشتر مسافران ايراني به امارات و در آمد بيشتر براي آنكشور است از سوي اين توريستها و همچنين هزينه هاي فرودگاهي پرداختي به امارات توسط شركتهاي ايراني. از سوي ديگر هزينه هاي سفر هاي تفريحي به آنكشور با توجه به نزديكي و در عين حال وجود آزاديهاي تفريحي نسبتا بيشتر از جاذبه توريستي مناطق گردشگري ايران بنفع امارات ميكاهد.
6- در بين كشورهاي منطقه و شايد جهان امارات تنها كشوري است كه ادّعاي ارضي عليه ايران دارد و از عجائب اين است كه بيشترين بهره و سود را نيز از اقتصاد ما يراي تقويت بنيه اقتصادي و به تبع آن توان نظامي خود ميبرد. ادّعا هاي ارضي امارات نه ساخته و پرداخته رسانه ها است نه دشمنان بلكه عين واقعيّت است. امارات در سالهاي گذشته بعد از دفع فتنه صدام جايگزين وي در ادّعاي مالكيت بر بخشي از كشورعزيزما گرديده و در همه كنفرانسهاي منطقه اي نيز بدون هيچ ملاحظه اي آنرا مطرح و همواره نيز كشورهاي منطقه را مجبور به راي بنفع خود كرده و آنها را عملا در مقابل ما قرار داده است و عملا وضعي را ايجاد كرده كه مانع از نزديكي كشورهاي عربي منطقه به ايران شده است. اين ادّعا هاي ارضي تلويحا به اين معني است كه اين كشور روزي اگر بتواند اين جزائر را به خاك خود ملحق خواهد ساخت و اگر نمي كند نمي تواند و حضور گاه وبيگاه ناوگانها و نيرويهاي خارجي در اين كشور نمي تواند از ديدگاه ناظران دور بماند.. لذا امنيت ملّي و توسعه اقتصادي ما و وضعيت امارات بر خلاف نظر رئيس جمهور محترم در يك راستا نيستند و بهتر است براي يكبار هم كه شده براي وضعيت ما بين كشور عزيز ما با امارات كه رابطه اي كاملا معكوس و در تضاد با امنيّت ملّي و رفاه و توسعه اقتصادي ما مي باشد فكري كرد. اين كار نيازي به ماجراجوئي خاصي ندارد.كافي است همانقدر كه با آن شيوخ ريز و درشت مهربانيم با خودمان هم باشيم. همين!





نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

مهرداد :

جناب آقای عبدی
با سلام
هنگامی که من برای اولین با به دبی رفتم تا مدتی دچار افسردگی بودم . آدم واقعا متاسف می شه می بینه نادانی و بی مدیریتی ما ( ما که نه مسئولین با کفایت ما ) !! و دانایی و استفاده از فرصتهای آنها چه معجزه هایی که نمی کنه . با یک دیدار کوتاه به عینه فرق بین دنبال موهومات رفتن و برنامه و مدیریت داشتن مشخص می شود . بجز مساحت و آب و هوا و تا حدی صنعت نه چندان پیشرفته ما تقریبا در هرزمینه دیگری مقایسه بین ایران و امارات مع الفارغ است .
من نمی دانم مسئولینی که خودشان و خانواده شان یک پایشان دوبی هست و یک پایشان ایران ، آیا از حداقل وجدان بی بهره هستند تا دسترنج زحمات مدیریتی خودشان را در این 9-28 سال بر روی این کشور بد شانس ایران ببینند ؟
یک میانسال اهل دبی به به دوستی معتمد گفته بود : هنگامی که برای اولین بار در سال 1351 به شیراز آمده بود با دیدن زیبایی و آبادی این شهر گریه کرده و آرزو کرده بود روزی دبی مانند شیراز زیبا و آباد شود !!





۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۵۹ بֽظֽ | Reply

Mehrangiz :

به نام خداوند رحمتگر مهربان
"آنها بر عليه اين تحميلتان طغيان خواهند کرد"
سخنرانی دکتر بهشتی در سيزده اسفند سال پنجاه و هفت در مسجد اعظم قم(روزنامه اطلاعات) :
. . به طلاب و فضلای حوزه هم به دنبال اين بحث(حجاب) يک پيشنهاد دارم و آن پيشنهاد اين است که به مردم ايران فرصت بدهيد تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبنای معيارهای اسلامی بسازند و اين خودسازی را بر مردم تحميل نکنيد، به مردم کمک بکنيد،آگاهی بدهيد زمينه سازی برای رشد اسلام به آنها بکنيد ولی بر مردم هيچ چيز را تحميل نکنيد انسان بالفطره خواهان آزادی است ، می خواهد خودسازی داشته باشد اما خودش خودش را بسازد . اما بر خلاف دستور قرآن مبادا مسلمان بودن و مسلمان زيستن را بخواهيد بر مردم تحميل کنيد که اگر تحميل کرديد آنها بر عليه اين تحميلتان طغيان خواهند کرد . انسان عاشق آزادی است . ميخواهد خودش به دست خود و با انتخاب خود، خود را بسازد "اِمّا شاکراً و اِمّا کفوراً"(1)
آن قدر تحميل راه و عقيده بر انسان ها نامطلوب است که خدا به پيغمبر اکرمش خطاب می کند –پيغمبر اصرار داشت پافشاری می کرد ، زحمت می کشيد ، خودش را به رنج و تعب می انداخت که مردم را به راه خدا بياورد – اما قرآن به پيغمبر گفت کار تو هم حد دارد "افانت تکره الناس حتی يکون مؤمنين"(2) تو میخواهی مردم را وادار کنی ، مجبور کنی که اينها مؤمن باشند" اين که راه پيغمبر نيست . توصيه ی من به طلاب عزيز به فضلای ارجمند اين است که منادی حق باشيد آمر معروف و ناهی منکر با رعايت تمام معيارهای اسلاميش باشيد اما مجبور کننده ی مردم به راه اسلام نباشيد . چون آن مسلمانی ای ارزش دارد که از درون انسانها و عشق انسانها بجوشد و بشکفد .


يکشنبه بيست اسفند پنجاه و هفت (روزنامه اطلاعات) :
آيت ا... طالقانی در يک گفتگوی تلويزيونی اين مطلب را که حجاب بهانه است تا زنان را از ادارات برانند مردود اعلام کردند و گفتند حجاب اسلامی حجاب شخصيت و وقار است و هيچ اجباری هم در مورد آن در کار نخواهد بود .


* کوتاه سخنی با کسانی که شيوه ی جاری امر به معروف و نهی از منکر را می پسندند :
آيا طغيان کنونی نتيجه ی امر به معروف های آنچنانی برادران و خواهرانِ دهه ی اول انقلاب نيست ؟
آيا فرهنگ سازی امر به معروف نيست اما تهديد و جريمه و توهين امر به معروف است ؟ آيا مورد دوم خود از مصاديق منکر نيست ؟
در مقابل پيامدهای بد اين نوع اعمال همه بايد پاسخ گو باشيم بالاخص کسانی که داعيه دين داری دارند .
والسلام علی من اتبع الهدی(3)
درود بر آنکس که هدايت را تابع شد

(1)سوره ی 76 (الانسان)آيه 3
(2)سوره 10(يونس) 99
(3)سوره 20(طه) 47

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۰۱ بֽظֽ | Reply

K.Z :


کانون زنان ایرانی گزارش داد تذکر ماموران نیروی انتظامی به دختران جوان در مورد بدحجابی باعث درگیری در میدان هفت تیر تهران شد.
برپایه این گزارش، روز یکشنبه در پی اجرای طرح مبارزه با بدحجابی، تعدادی از ماموران "با دختران جوان درگیر شدند".
این گزارش به نقل از شاهدان عینی آورده است: "ماموران سعی در دستگیری و بازداشت این زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در میدان هفت تیر نیز با ماموران به بحث پرداختند".
کانون زنانی به نقل از یکی از مغازه‌داران میدان هفت تیر می‌افزاید: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذکر دادند، اما این تذکر با لحن تندی انجام گرفت که باعث برانگیختن واکنش آنها شد. یک پلیس زن سعی داشت با کشیدن دست یکی از دختران سعی در سوار کردن او به ماشین داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پای خود به ساق پای زن جوان زد. این ماجرا باعث دخالت مردم شد. این سه زن سرانجام توسط حاضران در میدان هفت تیر از صحنه خارج شدند و با یک ماشین سمند از صحنه دور شدند."
بر پایه این گزارش،این دختران در حالی سوار ماشین شدند که "لباس هایشان در جریان درگیری پاره شده بود و دیگر حجابی بر سر نداشتند".
کانون زنان ایرانی به نقل از یکی از رانندگان تاکسی خطی میدان هفت تیر گزارش می‌دهد: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندی دختر جوانی را به دلیل بدحجابی کشان کشان سوار خودرو نیروی انتظامی کردند و با خود بردند. فریاد های این دختر جوان اعتراض های مردم را نیز برانگیخت."
کانون زنان ایرانی در ادامه به نقل از این راننده می‌آورد: "در درگیری بعد از ظهرمیان مردم و پلیس مادر و دختری که از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند در حالی که صورت خونیشان را به ماموران پلیس نشان می دادند در اعتراض به این نوع برخورد روسری خود را از سر برداشتند."

کانون زنان در پایان آورده است: "گفته می شود این مادر و دختر با موبایلشان مشغول فیلم برداری از برخورد خشن پلیس با زنان بودند".
.............................................
عبدی:
این همان پوست خربزه ای است که دانسته یا نادانسته عده ای زیر پای حکومت گذاشتند.در همین رابطه امروز هم عکس بسیار دلخراشی از زنی که تمام صورتش خون آلود بود از میدان 7تیر منتشر شده است

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۰۵ بֽظֽ | Reply

محمد اصفهانی :

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها دنيا را هم بزرك ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! »

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۱۵ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

با سپاس
اينجانب نمي توانم به طور كلي با اين متن موافق باشم و از قضاي روزگار يكي از اقدامات جالب و تقريبآ درست اقاي احمدي نژاد سفر به امارات بود كه كاملآ از موضع قدرت صورت گرفت و البته اين كار هم از شخص ايشان بر مي امد كه واقعآ اهل تعارف و كوتاه امدن و رو دربايستي نيست بر خلاف اقايان خاتمي و هاشمي.
مي توانيد حدس بزنيد كه در مذاكرات محرمانه ، اقاي احمدي نژاد با انها چگونه حرف زده باشد و از چه ادبياتي استفاده كرده باشد!
لابد خاطرتان هست كه در مورد شوخي امير قطر دربارهء خليج فارس عربي ايشان چگونه و با چه لحن و چه نوع اشاره اي پاسخ داد و تلويزيون هم انرا پخش كرد كه بيننده خشكش مي زد.
بگذريم
1-
امارات بخاطر ايران رونق گرفته است!لذا در زماني كه ايران مشكلات ويژ ه خود را حل كند، اقتصاد امارات به عنوان بانك پس انداز ايران به موطن اصلي شيفت نمايد.
2-
امارات و ساير شيخ نشينها مثل قطر،كويت،بحرين و غيره در تير رس موشكهاي ايران هستند و اگر ايران اراده كند نابودي انها به يك روز هم نمي كشد.( به قول يك سياستمدار امريكائي، 5 دقيقه زمان براي ايران كافي است)
3-
ادعاي ارضي امارات به همان اندازه كه براي انها مهم بوده ، بي نتيجه هم مانده است.در حقيقت كل امارات از سوي ايرانيها تسخير شده است و زنده نگاه داشتن مدعيات ارضي امارات بيشتر هويتي است تا جغرافيائي.
4-
در مجموع امارات باركده اقتصادي و تفرجگاه ازاد ايراني ها شده است !
حتي من گمان مي كنم كه در حدود 20 سال پيش در اين زمينه توافق پنهاني بين ايران و امريكا صورت گرفته باشد!( كه اقاي هاشمي مي تواند به اين پرسش پاسخ دهد.)
جناب اگاهي اگر مردم كشوري با مملكت ما همين كنند كه ما با اماراتي ها مي كنيم خود شما چه مي گوئيد؟
ببينيد ما با همين افغانها (كه قياس مع الفارق است)چكار مي كنيم- بهتر است بگويم: چكار كه نمي كنيم-
5-
مذاكره با امريكا ،رابطه با مصر،سفر عالي ترين مقام به امارات جزو مهمترين تابوهاي سياست خارجي ما بودند كه در دولت اقاي احمدي نژاد در حال شكستن است!
6-
بند 5 سياست" باري به هرجهت" نيست بلكه اقدامات هماهنگ و مبتني بر استراتژي هاي منظمي است كه با اتش تهيه هولوكاست شروع مي شود.
7-
اگر به كامنتهاي پيش بيني اينجانب قبل از انتخابات شوراها در همين سايت مراجعه فرمائيد ،من هم موضوع ارتباط با امريكا و هم موضوع امارات را طرح كرده بودم كه پس از انتخابات شوراها روندش اغاز مي شود.
8-
بديهي است كه موارد فوق و بند 7 به معناي الزامآ موفق بودن اقدامات دولت ايران نيست! بلكه يك نوع سياست قمارخانه اي در زمينهء اين نوع بازيها با ضريب ريسك فوق العاده بالا( و با چشم انداز خطرناك )وجود دارد كه همين تيم فعلي مي تواند واردش شود.
9-
ان چيزي كه من نمي فهمم و برايم گنگ و مبهم مي نمايد اين است كه اتوپيائي كه اقايان براي ايران تصور مي كنند چيست؟و ايران در حال سير به سوي چگونه ارمان شهري است؟


۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۳:۱۱ بֽظֽ | Reply

رضا :

به نظرمن از این وضعیت فقط می توان تآسف خورد . چه در زمینه سیاست داخلی و چه خارجی به شدت ضعیف هستیم و برای اثبات عقاید نامعقول خودمان دست تن به هرکاری می دهیم تا دیروز کشورهای اروپایی و روسیه و چین و پاکستان مار ر سرکیسه می کردند و حالا نوبت کشورهای حاشیه خلیج فارس رسیده است. آیا واقعا این عقاید ی که بوضوح با مقتضیات عقل متناقض است ارزش این را دارد که به آّبروی این کشور وملت چوب حراج بزنیم

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۳:۳۵ بֽظֽ | Reply

بیژن :

با درود

28 سال است که مقامات بلند پایه حکومت تمام بی کفایتی ها را ناشی از دشمن ( آمریکا) میدانند. در این 28 ساله چه کشورهایی در منطقه از وضعیت بوجود آمده در ایران سود برده اند؟ فرودگاه بین المللی امام خمینی برای فرودگاه کدام کشور منطقه تهدید بشمار می آمد و می آید؟ ایجاد بحران و تنش در سیاست خارجی و داخلی به سود چه کشورهایی در منطقه تمام میشود؟ چه کشورهایی در منطقه با تبدیل شدن ایران به قدرت اول منطقه مخالفند؟

سالهاست در این مملکت همه بدنبال جاسوس های آمریکایی و روسی و اسراییلی میگردند. و جاسوسان و تخربیگران کشورهای عربی بویژه امارات راحت به کار خود مشغولند.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۴:۰۵ بֽظֽ | Reply

امید :

با تشکر از آقای آگاهی و طرز نگاه قشنگشان به موضوع

نمیدانم چرا ما ایرانیها , ذاتا آدمهای مغروری هستیم؟ بحدی که بیشتر اوقات فکر میکنیم مرکز دنیاییم و هر کس هم اعتراضی داشته باشید با سرافرازی میگوییم اگر قبول نداری بیا متر کن!
نمیدانم این احساس کاذب از بالا به پایین سرایت کرده یا از پایین به بالا که آقایان هم در مورد مذاکره با آمریکا دچار این احساس شده , گفته اند ما در این مذاکرات شرکت میکنیم که به آمریکا وظایفش را نسبت به مسایل عراق گوشزد کنیم!! جل الخالق!
در خصوص این سفر هم متاسفانه بعضی اینطرفیها حس زیاد ناسیونالیستیشان گل کرده بود که بیا و ببین !! من واقعا نمی فهم چه فرقیست بین مردم و خواست پیشرفت یک کشور بزرگ مثل ایران با مردم و خواست ترقی در یک کشور کوچک مثل امارات؟ چرا در بررسیها , قضاوتها , گفتگوهایمان , .... بیشتر اوقات کوچکترها را تحقیر میکنیم و مجیز بزرگترها را میگوییم؟
مادر بزرگی داشتم , خدا همه ی رفتگان شما را بیامرزد , مادر بزرگ ما را هم شب دوشنبه ایی همچنین (راستی تو آن دنیا حساب و کتاب و آمرزش و نیامرزیدن به اعمال و رفتار به ارث گذاشته شده ها , نوه ها و نتیجه ها و نبیره ها و ندیده ها و ... هم مربوط است؟ یعنی اگر من مثلا کار نیکی بکنم از کار بد مادر بزرگم کم میشود؟ اگر کار بدی بکنم به گناه مادر بزرگم اضافه میشود؟ چرا؟ چون در قبال تربیت من مسؤل بوده؟ آیا اینطلب آمرزش ها برای روح رفتگان کسی که کار خیر انجام میدهد و لعنتها بر روح پدر و مادر کسی که ظلم و اذیت و آزار میکند, اثر دارد؟ بماند.)
معتقد بود و همیشه این اعتقاد را عنوان میکرد که: " داشتم داشتم مهم نیست, دارم دارم مهمه!!" حالا نقل بعضی هاست که متاسفانه گوشه ی عزلت نشسته و چنان غرق در گذشته و خیالات اند که اثر زمان و تلاش و فکر دیگران را علنا نادیده میگیرند. فکر میکنند بقییه باید به دلیل مشکل آنها بایستند تا آنها روزی که فرصت در خانه شان را زد , تازه تصمیم به حرکت گرفته , آنوقت آنها هم دنبالشان راه بیافتند!
بعضی ها در رابطه با این سفر نوشتند که شاه با امیر آنجا , چنین میکرد و چنان میکرد و چندین ساعت امیر امارات را پشت در ملاقات با خود معطل میکرد و به او بی اعتنایی میکرد و ..... و کسی هم نیست به استناد به سؤال و آن جواب فیل و گنجشگ بپرسد خوب شاه هم همین کار ها را کرد که به آن سرنوشت دچار شد و ما را به این سرنوشت کشاند که امروز جور ادعای آنها در مورد جزایر را ما باید بکشیم!!
چرا باید اساسا دیگران را تحقیر کرد؟ به چه حقی؟ و نسبت به پیشرفت و ترقی آنها حسادت بخرج داد؟مگر عقب ماندگی آنها, قبلا در دست خودشان بوده است؟ مگر کوچک و بزرگی وسعت سرزمین قراردایشان دست خودشان بوده است؟ اگر اینچنین است پس چرا امروز ما با اینهمه ادعا , در بعضی زمینه ها از آنها عقب افتاده تریم؟ آیا اگر دیگران هم امروز ما را در آن زمینه ها تحقیر کنند رواست؟
دوستی میگفت رفته بودم ترکیه ,( که آن کشور هم از قضا به برکت فرصت طلایی معضلات ایران در این سالها , خوشبختانه با داشتن آمادگی مردم و مسؤلانش توانست مشکلات زیادی را از سر راه خود بردارد ), یکی از افراد آنجا وقتی فهمید من از ایران آمده ام کنجکاوانه پرسید: سیز(شما) اوردا(ایران) چاماشیرمکینه سی (ماشین لباسشویی) گوردونزما(دیده بودید)؟ وارما(دارید)؟ دیش مکینه سی ناسل(ماشین ظزفشویی چی)؟
خوب آنها به هنگام ملاقات فرصت جنگ ایران و عراق و تحریمها و .... احتیاج ایران به وسایل تحریم شده آمادگی این را داشتند که برای غرب نقش دلالی را بازی و آن جنسها را برای ایران تهیه کنند و سود سرشار ببرند!! و بهمین خاطر هم شانسشان بهشان گفته "شما در این زمینه برنده اید!" چون در موقع ملاقات با فرصت بدست آمده , آماده بوده اید!! ولی ما چی؟ ما که همیشه بدون آماده نگه داشتن خود , منتظر نشسته ایم که فرصت پیش بیاید و به همین دلیل هم همیشه تماشاچی باقی مانده ایم!!

آیا بهتر نیست کمی از غرورهای خود بزرگ بینی کاذب خود بکاهیم و بر آماده شدنمان برای ملاقات با فرصتهای آینده بیافزاییم؟ تا دیگر حسرت پیشرفت و استفاده از فرصتهای بدست آمده ی دیگران را نخوریم؟ تا ما هم از بد شانسی نجات یافته!! شانس دار شویم(شانس= آمادگی + فرصت)؟

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۳۵ بֽظֽ | Reply

دستگير کنندگان اوباش خود کم از اوباش نيستند! :

طرح دستگيری اوباش تهران با شرکت نقاب پوشان ورزيده نيروی انتظامی که به نمايش قدرت و زهر چشم گرفتن از مردم بيشتر شبيه است تا مقابله با اراذل، با واکنش های تندی درحاکميت روبرو شده که در اصل انعکاسی است از واکنش های مردم.

نايب رئيس كميسيون حقوقی و قضايی مجلس‌‏هفتم گفت: نيروی‌‏انتظامی اجازه ندارد بدون حكم قضايی وارد منازل اشخاص- حتی اراذل و اوباش- شود و بايد برای هر منزل، حكمی قضايی صادر شده باشد. طبق قانون نبايد برخوردهای خارج از مقررات صورت گيرد، هرچند اراذل و اوباش كه جرم آنها ثابت شده است، مشمول قانون تشهير می‌‏شوند و در واقع قانون اين مجازات‌‏ها را پيش‌‏بينی كرده است.

عضو هيات‌‏رئيسه كميسيون فرهنگی مجلس‌‏هفتم نيز گفت: نحوه برخورد پليس با اراذل و اوباش نبايد در انظارعمومی به قدری خشن باشد كه موجب احساس نگرانی در مردم شود.

اگر برخورد نيروی انتظامی با اراذل و اوباش تحقيرآميز، بدور از كرامت انسانی و بدون داشتن مجوز باشد، قابل قبول نيست. البته برخی شيوه‌‏های تنبيهی در خصوص اراذل و اوباش، مجازات‌‏هايی است كه در قانون نيز پيش‌‏بينی شده است كه برآن اساس افراد دارای جرم محرز و ايجاد ناامنی اجتماعی براساس آن مجازات می‌‏شوند، در غير اين صورت نيروی‌‏انتظامی اجازه ندارد در مورد افرادی كه مشمول مجازات‌‏هايی نظير گردانده شدن در ميادين به صورت تحقيرآميز نمی‌‏شوند، راسا اقدام كند.

در همين ارتباط وزير کشور نيز در مصاحبه باخبرنگاران در مقابل سئوالات متعدد در همين ارتباط قرار گرفت و سرانجام ناچار شد بگويد که اگر کج روی هائی شده اصلاح خواهد شد. او گفت که برای اجرای اين طرح بين قوه قضائيه و نيروی انتظامی همآهنگی وجود دارد و اين درحالی است که دادگستری خود به منتقد نيروی انتظامی در جريان اين طرح تبديل شده است. آنچه را بعنوان يورش به هرتجمع و تحصنی در دو سال گذشته شاهد بوده ايم و در هفته های اخير بعنوان مقابله با بدحجابی و اکنون مقابله با اوباش شاهديم، همگی زير نظر و بدستور و سازماندهی سردار ذوالقدر قائم مقام وزير کشور و دارند اختيارات ويژه برای هدايت نيروی انتظامی انجام می شود.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۳۷ بֽظֽ | Reply

دو عکس از برخورد روزگذشته نیروی انتظامی با یک زن در تهر :

http://web.peykeiran.com/vs2005/iran_news_body.aspx?ID=40005
.........................................
عبدی:
این همان مشکلی است که در یادداشت استهلاک سرمایه اجتماعی نوشتم.نیروئی که اینچنین با مردم درگیر شود چه خدمتی به امنیت جامعه می تواند بکند؟

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۴۰ بֽظֽ | Reply

علي :

تكان دهنده و تاسف بار بود.اميدوارم اينگونه نقدها به گوش رييس جمهوري نيز برسد گرچه گمان نمي كنم توفيري كند.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۵:۵۸ بֽظֽ | Reply

K :

طرح مبارزه با اراذل و اوباش که با شیوه ای کاملا جدید در برخورهای شهری نیروی انتظامی شکل گرفته به سادگی نشان از آن دارد که سندیکای! اوباش محترم سندیکائی است که باید از آن ترسید و برای حفظ جان ماموران جان برکف لازم است که چهره آنها پوشیده باشد.برعکس مبارزه همین ماموارن با زنان بد حجاب که با افتخار در برابر دوربین عکاسی خبرنگاران به کتک زدن زنها مشغول بودند .

این رفتار ساده نشان میدهد که اراذل و اوباش محترم چون از هلند پول نمیگیرند و از بودجه امریکا هم تغذیه نمیشوند آدمهای ترسوئی نیستند و باید در برابر آنها با چهره پوشیده رفتار کرد. مدتی است که قدرت نمائی پلیس در سطح کشور تلاش میکند تا دوباره ملت شریف از دیدن یک فقره پاسبان در انتهای خیابان راه خود را کج کنند مبادا که طرح جدیدی در دست اجرا باشد.

مشخصا چون اوباش محترم دارای سندیکا و انجمن اسلامی نیستند هیچ گونه پتیشن و لوگو برای آزادی آنها در سطح وبلاگهای فارسی که استعداد بسیاری در راه اندازی چنین مراسمی دارند انجام نخواهد شد. و پلیش پوشیده صورت با خیال راحت کمی نمایش خشونت رادر سطح شهر عادی خواهد کرد.

مشکل حقوقی داستان اینجاست که چون اوباش محترم بر علیه نظام اقدام نکرده اند ودر صدد براندازی نرم و زبر هم نیستند نیاز به شاکی خصوصی دارند . وقتی پلیس رسمی از ترس آنها صورت خود را میپوشاند چه کسی میتواند از آنها شکایت کند و مطمئن باشد که بعدا به راحتی زندگی خواهد کرد.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۲۷ بֽظֽ | Reply

م. سحر (پاریس ) :

اینچنین خانه را رها نکنید
تا کمینگاه ِ راهزن گردد
مگذارید تا به خنجر کین
جامه برعاشقان کفن گردد
غنچهء تازه را مجال دهید
تا شکوه آور ِ چمن گردد
پیش ِ گل وارهید بلبل را
که نواخوان و نغمه زن گردد
این وطن را به عاشقان وطن
واگذارید تا وطن گردد

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۳۵ بֽظֽ | Reply

Yousof :

پیشتر ها وقتی از دوستی جویای احوال ایرانیان می شدم می شنیدم که همه منتظرند تا آمریکا بیاید. در آنروزها شنیدن این عبارت برایم نه تنها عجیب بود حتی مرا وا می داشت که بیندیشم که چه اندازه مردمان ایران زمین تنبل و بی عار شده اند که خود حاضر به هیچ کاری نیستند الا انتظار برای فرج. امروز که خویشتن را می کاوم چیزی فراتر از آن که دیروز ایرانیان در دل داشتند در درون خود نمی یابم. این حس مدتها با من بود که هر زمانی سراغ سایت ها می رفتم و خبر دار می شدم که بوی تحریم می آید اندکی امیدواری در من برای رهای از این وضعیت سرد و بی روح حاکم بر سرزمین مان سر می زد اما راستش جرات بازگویی آنرا نداشتم که مبادا به وطن فروشی در نزد وجدانم محکوم شوم اما دست آخر این خود سانسوری را به کناری نهادم و پرده از این راز برداشتم. زیاد نمی خواهم قبای توجیه در این شرایط بر این باورم بدوزم. تنها بسنده می کنم بگویم امیدواری من از کجا سرچشمه می گیرد: نظام حاکم بر ایران به اوج بی نظمی اش رسیده. بیگمان شیرازه اش از هم گسستنی است اما همچون یک موجودی که با وخیم ترین نوع بی نظمی درونی منتهی به مرگ دست و پنجه نرم میکند اما کماکان چشم از دشمن بیرون باز نمی دارد. قدرت امروز نظام حاکم در چشم مردمان ایران زمین از همین رو است که این موجود رو به فروپاشی از هیچ حرکت مردم غافل نمی شود

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۶:۳۸ بֽظֽ | Reply

احمد :

بنظرم مطالب اين نوشته بسيار مناسب و درست است. سالها پيش در دوبي با يكي از تجارشان در رابطه با وضعيت ايران صحبت ميكرديم.خود او هم از اين همه اهمال كاري ايران كه بنفع امارات تمام ميشد در تعجب بود.ايشان دو نكته مهم را آنروز گفت كه با خواندن اين مقاله در ذهنم زنده شد.اوّل اينكه برخي از مسئولين كشور با شيوخ امارات در تماس اند و شريك در معا ملات، حال مستقيم و يا غير مستقيم و در اين مورد اسامي مختلفي را رديف كرد.خود من روز در آنجا يكي از وزراي معروف را بعد از تغيير ايشان از كابينه در پشت اطاق يكي از اين شيوخ ديدم كه در انتظار ملاقات بود.نكته ديگر كه دردناكتر بود اين بود كه گفت فلاني مي خواهي باور كن مي خواهي نكن،آنقدر كه شيخ زائد در ايران آدم دارد سيا و موساد ندارند! آدمهاي شيخ اقتصاد شما را از بيخ دارند نابود ميكنند ولي آن يكي ها حداكثر خبر ميآورند! همچنين نقل بود كه شيخي كه مسئول جبل علي است هر چند وقت يكبار سري هم به كيش ميزند تا اگر خداي نكرده كاري بنفع ايران در جريان است سريعا دستور توقيفش را بدهد!! در دوبي داستانها از فساد ايراني ها در معاملات بر سر زبان است.رئيس يكي از بانكهاي ايراني در آنجا نقل ميكرد كه يكي از آقازاده وقتي ديده بود كه تصويب چند ميليون دلار اعتبار درخواستي اش با اشكال مواجه شده ، وي را تهديد به تبعيد به خاش كرده بود! كجاي دنيا كشوري اقتصاد خودش را بنفع دشمنش تخريب ميكند؟ از ساير علاقات شيوخ به ايراني ها بگذريم كه شايد به غيرت مسئولين فشاري آيد!

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply

amir irani nejad :

Salam:
My friends whatever is happening in our country today is no ones fault except ourselves. After our beloved revolution was conceived, in one of those days our leader was speaking for some visitors that at the same time his speech was broadcasting from the radio also. In his fatherly advises to the audience he said and I quote, “story of the straws .” But we were not smart enough to understand what he meant of the story. If we really knew the meanings of our movement s from the hundred years ago till now then we wouldn’t let the ideas of these horrible things to be formed in the first place. We have let a group of people to rule our us and they are doing their best as they can, what else do we want? By the way they are very good in entertainments also and if you don’t believe me read the latest article written by Ms. Fathimeh Rajabi in favor of Mr. Ahmadi Nejad against the chief editor of one the news papers.

۱ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۳۴ قֽظֽ | Reply

افشای هدف اصلی احمدی نژاد از سفر به امارات متحده :

از بيم حمله امريکا
جزيره ابوموسی را بخشيدند



همزمان با گزارش همين مصاحبه، روزنامه شرق الاوسط فاش ساخت که احمدی نژاد در سفر به امارات متحده حامل پيشنهاد سازش بر سر جزيره ابوموسی بوده است.
منابع ديپلماتيک همچنين اعلام کردند که پيشنهاد احمدی نژاد آمادگی جمهوری اسلامی برای صرف نظرکردن از حاکميت کامل بر جزيره ابوموسی است . هنوز پاسخ رسمی امارات متحده در باره پيشنهاد احمدی نژاد اعلام نشده، زيرا آنها دو جزيره تنب بزرگ و کوچک را هم می خواهند!
حتی شرق الاوسط نيز می نويسد که جمهوری اسلامی از ترس متحد شدن کشورهای خليج فارس عليه ايران و قرار گرفتن آنها در جبهه حمله امريکا به ايران تن به اين عقب نشينی داده است.
جبهه ای که "ديک چنی" معاون رئيس جمهوری در سفر هفته گذشته خود به خليج فارس مقدمات رسميت بخشيدن به آن را فراهم ساخت.

.......................................
عبدی:
طبعا جنین اخباری دروغ است.و نباید هر خبری را علیه کسانی که نمی پسندیم باور کنیم.

۱ خرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۵۷ قֽظֽ | Reply

كرامت :

اين سياستهاي ما خنده دار و سياستمداران ما امروز در جهان مورد بي اعتنائي. رئيس جمهور ما براي ارتباط با مصر از حسني مبارك تقاضا ميكند و در امارات بدون اينكه از حق مسلم ايران چيزي بگويد با مهارت از جواب در ميرود! در همان حال امارات در مورد جزائر كتاب چاپ ميكند و رئيس ما ميگويد اين حرفها براي اين است كه بين برادران اختلاف بيندازند. آقاي عبدي اين از عجائب و غرائبي است كه فقط در اين كشور امكان تجلي دارد! به كساني كه به آب و خاك اين كشور چشم طمع دارند برادر ميگويند و به كساني كه در راه سعادت اين مردم چيزي ميگويند و توصيه اي ميكنند جاسوس و بي غيرت و جاهل و... در خيابان با آن وضعيت وحشيانه زن شيعه را بضرب كتك ميگيرند و مي خواهند همه بپذيرند كه زن در اسلام كرامت دارد! روزي كه سپاه معاويه خلخال از پاي زن يهوديه كشيد علي(ع) آرزوي مرگ را مجاز دانست و ميگويند كه تا آخر عمر نخنديد! امروز زن مسلمان را در خيابان و در جلوي چشم همه بخون كشيدند ...كجا عرب جاهلي اين ميكرد؟ آنوقت به آدمي مثل لوكاشنكو دوست و متحد ميگويند! كو غيرت مسلماني... شيوخ عيّاش هم بيش از اين براي ما قدري قائل نيستند...اگر بودند تعجب بود..

۱ خرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۵۹ قֽظֽ | Reply

مسافر خروجي :

چون رشته ي تحصيلي بنده حمل و نقل مي باشد سه نكته را اضافه مي كنم:
1. اگر اشتباه نكنم امارات اولين راه آسفالته ي خود را در سال 1355 كشيده است! يعني تا 30 سال پيش در اين عرب نشين يك كيلومتر جاده ي آسفالته وجود نداشته است!
2. فرودگاه دبي كه طرح جامع آن دها سال بعد از فرودگاه امام ريخته شده, هم اكنون جايگاه و نقش اوليه آن (كه ايجاد مسير ترانزيتي خاور ميانه ميباشد) را تصاحب نموده است. فرودگاه دبي هم اكنون ساليانه 120 ميليون مسافر بين المللي دارد,در مقايسه با فرودگاه امام كه 3~4 ميليون مسافر بين المللي دارا مي باشد.
3. از اين تعداد مسافر بين المللي فرودگاه امام, تقريبا اكثر آنها پرواز به دبي دارند و يا مقصد بعدي اشان را از آنجا ادامه ميدهند! اين امر را با مراجعه به ترمينال فرودگاه مي توان مشاهده نمود. البته با اضافه شدن ترمينال حجاج به اين فرودگاه, تعداد مسافران بين المللي افزايش پيدا خواهد كرد.

۱ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۰۴ بֽظֽ | Reply

احسان :

از باب اطلاع عرض ميكنم كه در هنگام افتتاح هتل شرايتون دوبي شيخ راشد بعلت نبودن اتوموبيل با شتر براي افتتاح آمد.قصدم تحقير و يا توهين نيست. بلطف دوستان فعلا وضع اينجوري شده است كه بايد به خدمتشان برسيم و هزار افتخار كنيم!

۲ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۶ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/544